no-img
*** نِگزاوار ***

*** بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله با پرخاشگری در دانش آموزان *

help
*** نِگزاوار ***

ادامه مطلب

بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله با پرخاشگری در دانش آموزان دختر و پسر
zip
شهریور ۹, ۱۳۹۵

بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله با پرخاشگری در دانش آموزان دختر و پسر


بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله با پرخاشگری در دانش آموزان دختر و پسر

متنی کامل و ویرایش شده آماده چاپ جهت استفاده به عنوان پایان نامه،پروژه و تحقیق

[tabgroup][tab title=”چکیده ” icon=”fa-pencil-square-o”]پژوهش حاضر، با هدف تعیین رابطه میان ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله  و نقش این عوامل در پش بینی پرخاشگری انجام گرفت. نمونه مورد مطالعه شامل ۳۵۲ نفر(۱۹۶ پسر و ۱۵۶ دختر) از بین دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان مدارس دولتی شهر تهران، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید و پرسشنامه های شخصیتی نئو، سبک حل مسأله و پرخاشگری باس و پری اجرا گردید. داده های پژوهش با استفاده از روش های آماری همبستگی بین متغیرها، رگرسیون     چند متغیره و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته های پژوهش حاکی از آن بود که از میان     ویژگی های شخصیتی، برون گرایی به جز با پرخاشگری جسمانی با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنادار، توافق پذیری و باوجدان بودن با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنادار و انعطاف پذیری فقط با خصومت، رابطه منفی معنادار دارد و روان رنجورخویی با انواع پرخاشگری رابطه مثبت معنادار دارد. از میان سبک های حل مسأله ، درماندگی و مهارگری با همه انواع پرخاشگری رابطه مثبت معنادار و سبک خلاقانه و اعتماد با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنادار دارد و سبک گرایش فقط با خصومت و نمره کل رابطه منفی معنادار دارد و سبک اجتناب با هیچ یک از انواع پرخاشگری رابطه معنادار ندارد.

علاوه بر آن، نتایج حاصل از آزمون t، تفاوت معناداری را بین دو جنس در انواع پرخاشگری نشان نداد. در ویژگی های شخصیتی، فقط در توافق پذیری و در سبک های حل مسأله سازنده، در دو سبک خلاقانه و گرایش و در سبک های حل مسأله غیرسازنده، در سبک درماندگی تفاوت بین دو جنس مشاهده شد. در نهایت، از میان ویژگی های شخصیتی، روان رنجورخویی و از میان سبک های حل مسأله ، درماندگی، بهترین و قوی ترین پیش بینی کننده پرخاشگری بودند.

کلید واژه ها: ویژگی های شخصیتی، سبک حل مسأله، پرخاشگری[/tab][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]پرخاشگری[۱] یکی از زمینه هایی است که در روانشناسی ، محققان به آن توجه کرده و تحقیقات مبسوطی را در آن زمینه انجام داده اند.تأثیر مشکلات رفتاری بر عملکرد تحصیلی  و اجتماعی و هم چنین بررسی عواملی چون جنسیت، ویژگی های شخصیتی و اجتماعی و اقتصادی و عوامل شناختی در بروز اختلال های رفتاری از جمله رفتار پرخاشگرانه در دوران نوجوانی مورد توجه پژوهشگران بوده است.نوجوانی یک دگرگونی جسمانی،روانی،شناختی و نیز تغییر در الزامات اجتماعی است. یکی از عواطف متداول در بین نوجوانان خشم است که بر اثر برخورد نوجوان به مانعی که بر سر راه هدف او قرار می گیرد ، حاصل می شودوبهپرخاشگریکهیکواکنشعمومیبهناکامیاستمنجرمیگردد. بهطورکلینوجواناندرایندورانحساسمی شوند، هیجان های شدید دارند، به دنبال احساس عدم اطمینان و تنش ،ناسازگاری و پرخاشگری در آنان دیده می شود. پرخاشگری در دوره نوجوانی جلوه های مشهودتر و مسئله ساز تری را نشان می دهد. شایع ترین و بیشترین میزان پرخاشگری در دوره نوجوانی و جوانی به وجود می آید که ممکن است از طریق کلامی ، فیزیکی ، آزار دیگران، تخریب، صدمه زدن به اشیا و یا اشخاص و مانند آن جلوه ها و نمودهای خود را ظاهر سازد (وکیلیان ،۱۳۸۶).

همه روزه در مدارس نوجوانانی مشاهده می شوند که به علت زد و خورد، دعوا و رفتارهای پرخاشگرانه تنبیه انضباطی می شوند و با عکس العمل اولیای آن مدارس مواجه می گردند.نوجوانان پرخاشگر معمولا قدرت مهار رفتار خود را ندارند و رسوم و اخلاق جامعه- ای را که در آن زندگی میکنند زیر پا می گذارند، در اغلب موارد والدین و اولیای مدارس با آنها درگیری پیدا می کنند و حرکات آنها گاهی به حدی باعث آزار و اذیت اطرافیان میشود که به اخراج آنها از مدرسه می انجامد( عاشوری، ترکمن ملایری، فدایی،۱۳۸۷). پرخاشگری رفتاری است که دارای جنبه های زیستی، روانشناختی و جامعه شناختی است. هر نظریه پردازی به یک جنبه از پرخاشگری پرداخته است ، به گونه ای که گاهی شاهد تعارض بین نظریه ها هستیم. بر اساس نظریه فروید، بسیاری از اعمال آدمی را غریزه ها، به ویژه غریزه جنسی تعیین می کند. وقتی مانعی در تجلی غرایز پیش آید، سایق پرخاشگری سر بر می آورد. بر اساس این نظریه، علت پرخاشگری معمولا ناکامی است و پرخاشگری از ویژگی سایق برخوردار است(براهنی و

 

همکاران،۱۳۸۶). در حالی که در نظریه یادگیری اجتماعی ، پرخاشگری پاسخی آموخته شده به شمار می آید. بر اساس این نظریه پرخاشگری از راه مشاهده یا تقلید آموخته می شود یعنی افراد یاد می گیرند که پرخاشگرانه رفتار کنند و می- توان رفتار آنان را با رفتارهای سازگارانه جایگزین کرد (بندورا[۲]،۱۹۹۵؛ نقل از براهنی و همکاران،۱۳۸۶). در نظریه پردازش اطلاعات اجتماعی- شناختی ، نقص در یک یا چند جزو این فرایند، علت بنیادی رفتار پرخاشگرانه است. بر اساس این نظریه، رفتار پرخاشگرانه از یکسو به منزله نوعی شیوه رویارویی با مشکلات اجتماعی روزمره است و از سوی دیگر نقص در رمزگردانی ، تفسیر موقعیت ها، اهداف انتخاب شده، تولید راهبردها و ارزیابی پاسخ ها، که از اجزای اصلی نظام پردازش اطلاعات شناختی و رفتاری هستند، می تواند به رفتار پرخاشگرانه بینجامد. وجود نظریات گوناگون درباره پرخاشگری، نشان می دهد که این موضوع از اهمیت بالایی در جوامع مختلف برخوردار بوده و شناخت و تبیین آن از اولویت- های نظریه پردازان بوده است ( دادج[۳] و کرایک[۴]، ۱۹۹۰؛ نقل از محمدی،۱۳۸۵ ).

صرفنظر از دیدگاهها و به تبع آن تعاریف مختلف درباره پرخاشگری ، مشخص شده است که عوامل متعددی در پیدایش و تداوم پرخاشگری وجود دارند. برای مثال عوامل زیستی، روانی – اجتماعی، شخصیتی، خانوادگی و شناختی. ویژگی های شخصیتی و شناختی (مانند شیوه های حل مسأله[۵])، دو مقوله مهم در حیطه روانشناسی هستند و امروزه روانشناسان  به اهمیت نقش این دو عامل در بروز رفتار های غیر سازگارانه پی برده اند( باباپورخیرالدین و همکاران ۱۳۸۲ ).تحقیقات نشان داده است، نوجوانانی که از لحاظ ساختار شخصیتی حساس ترند در این برهه از زندگی،  در صورتیکه به خواسته های طبیعی آنها پاسخ مثبت داده نشود ، بیش از دیگر همسالان خود به مشکلات روانی و ناهنجاریهای ناشی از آن، از جمله پرخاشگری دچار می شوند(اللهیاری و همکاران،۱۳۸۲).

اخیرا، تحقیق در زمینه شخصیت[۶] و ارتباط آن با سلامتی و آسیب های روان شناختی، توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. شواهد تجربی زیادی نیز وجود دارد مبنی بر این که صفات شخصیتی در ایجاد، کاهش، یا از بین بردن، علایم اختلالات رفتاری و عدم سازگاری اجتماعی نقش مهمی را ایفا می کنند(و ایدیگر،[۷] ۲۰۰۵). تصور براین است که شخصیت به دو شیوه می تواند سلامت روانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ به صورت غیر مستقیم، از طریق تأثیر بر سلامت عینی افراد ، مثلا از طریق تأثیر ویژگی های شخصیتی بر نوع پاسخ های فیزیولوژیکی افراد به تنیدگی. دوم، ویژگی های شخصیتی بر ارزیابی های افراد از وضعیت سلامت عینی آنها، تأثیر بسزایی به جا می گذارد. (چلبیانلو و گروسی فرشی،۱۳۸۹). بر همین اساس، تحقیقات مختلف نشان داده اند که بین عوامل مختلف شخصیت با شاخص -های بهداشت روانی، ارتباط معنی داری وجود دارد( مور[۸]و همکاران،۲۰۰۶ ؛ ترکینو[۹] و کوستا[۱۰]، ۲۰۰۴؛ جرام[۱۱] و همکاران،۱۹۹۹).

در بررسی عوامل شناختی مؤثر در بروز رفتار پرخاشگرانه ، شیوه حل مسألهمورد بررسی قرار می گیرد. زیرا نقص در این زمینه یکی از دلایل مهم شناختی در بروز پرخاشگری می باشد( عظیمی، ۱۳۷۶). به طور کلی حل مسأله به فرایند شناختی – رفتاری و ابتکاری فرد اطلاق می شود که به وسیله آن ، فرد می خواهد راهبرد های مؤثر و سازش یافته مقابله ای برای مشکلات روزمره را تعیین، کشف یا ابداع کند. به عبارت دیگر حل مسأله یک راهبرد مقابله ای مهمی است که توانایی و پیشرفت شخصی و اجتماعی را افزایش و تنیدگی و نشانه- شناسی روانی را کاهش می دهد (دزوریلا[۱۲]،شیدی[۱۳]،۱۹۹۲؛ نقل از باباپور خیرالدین،۱۳۸۲).

این پژوهش به بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله با پرخاشگری پرداخته است. پرخاشگری به عنوان یکی از معضلات دوران نوجوانی از طرف محققین و نظریه پردازان با تعاریف مختلفی عنوان شده است و در ارتباط با عوامل و متغیرهای مختلف و در اثر تأثیر این عوامل به شکل های مختلفی بروز می کند. به عبارت دیگر این مفهوم با متغیر های متعددی در ارتباط می باشد که از میان این متغیرها، شیوه های حل مسأله و ویژگی های شخصیتی ، در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند.

[۱] -Aggression

[۲]– Bandura

[۳]– Dodge

[۴]-Crick

[۵] -Problem Solving Styles

[۶] -Personality              

[۷]– Widiger

[۸]-Moor

[۹]-Terracciano

[۱۰] -Costa

[۱۱] -Jerram

[۱۲]– D,zurilla

[۱۳]– Sheedy[/tab][tab title=”بیان مسئله” icon=”fa-pencil “]نوجوانی مرحله ای از زندگی است که پایه های بلوغ جسمانی، روانی، عاطفی، معنوی و اجتماعی در آن پایه ریزی می شود. سلامت نوجوانان ، امروزه به عنوان یکی از ارکان اساسی سلامت جامعه در تمام دنیا مطرح است. توجه به این موضوع به دنبال کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه که در سال ۱۹۹۴ در قاهره تشکیل شد، بیش از پیش مورد تأکید قرار گرفته است. با توجه به این که در دنیای امروز نسبت جوانان به کل جمعیت بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته، توجه به بهداشت نوجوانان نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار گشته است.

پرخاشگری یکی از مسایل مهم دوره نوجوانی است و مشکلات مربوط به خشم، هم- چون کینه ورزی و پرخاشگری از دلایل مهم ارجاع کودکان و نوجوانان برای مشاوره و روان- درمانی است. آن چه که باعث توجه پژوهشگران به پرخاشگری شده، پیامدهای این گونه رفتارها برای نوجوانان مانند ایجاد تصویر منفی در میان همسالان و آموزگاران، طرد از سوی همسالان، افت تحصیلی، مصرف مواد و بزهکاری می باشد(کاسینوف [۱]و گرمن[۲]، ۲۰۰۴).

پرخاشگری مربوط به یک سن و دوره خاص نیست، همانطور که در تحقیقات مختلف مشخص شده است، پرخاشگری و خشونت از سنین خردسالی وجود داشته و در طول زمان تداوم یافته و در نوجوانی و بزرگسالی ادامه می یابد. بیشترین بروز و ظهور پرخاشگری در سنین نوجوانی است. مشکلات تحصیلی، سازگاری فردی و اجتماعی، رفتارهای هیجانی، مصرف سیگار و مواد مخدر، تضاد با والدین و اولیاء مدرسه، افزایش میزان مشاجره و پرخاشگری و اعمال ورفتار خلاف و انحرافی از مهمترین شاخص هائی هستند که به عنوان متغیر های همبسته با رفتار های خشونت آمیز نوجوانان مورد توجه قرار گرفته اند(لی- کارتر[۳]،۱۹۹۵؛ نقل از بهرامی،۱۳۸۴).

دانش آموزان پرخاشگر با رفتار های خود ، جو متشنجی را برای خود و دیگران پدید می آورند و از آنجا که مهارت های اجتماعی مناسب برای کنترل خود و رویدادهای پیرامونی ندارند، در سطوح بالای برانگیختگی توجه آنها محدود شده، در برابر تهدید علایم محیط تغییر می یابد و در نتیجه در درک کامل آنچه که لازم و مناسب است شکست می خورند(عطاری، حقیقی، خانه کشی ،۱۳۸۱). تحقیقات میزان بالایی از جرمهای خشونت آمیز را بین نوجوانان از جمله ضرب و جرح، دزدی، آتش سوزی، قتل و تجاوز نشان می دهد. این جنایتها به احتمال زیاد ماهیتی پرخاشگرانه و خشونت آمیز دارند)لاچمن[۴] و وایلند[۵]،۱۹۹۴ ؛ نقل از سامانی،۱۳۸۶).

در دو دهه اخیر در بسیاری از کشورها مواجهه با خشونت مورد توجه قرار گرفته و پیامد های آن از ابعاد مختلف ارزیابی شده است. کودکان و نوجوانان به علت رشد نیافتگی عاطفی و هیجانی بیشتر در معرض آسیب های ناشی از خشونت هستند و مواجهه دائمی با این رفتار از توانایی آنها در ایجاد اعتماد به اطرافیان می کاهد و اعتماد به نفسشان را پایین می- آورد(گاربارینو[۶]،دلارد[۷] ۱۹۹۷؛ نقل از علاقبند راد و همکاران ،۱۳۸۲).

آنچه که باعث توجه محققان به رفتار پرخاشگرانه شده است، اثرات نامطلوب آن بر رفتار بین فردی و همچنین اثر ناخوشایند آن بر حالات درونی و روانی افراد است . عدم مهار رفتار پرخاشگرانه علاوه بر اینکه می تواند باعث ایجاد مشکلات بین فردی ، جرم، بزه و تجاوز به حقوق دیگران شود، می تواند درون ریزی شده و باعث انواع مشکلات جسمی و روانی، مثل زخم معده، سردردهای میگرنی و افسردگی گردد(عبدالخالقی و همکاران،۱۳۸۴).

در سه دهه گذشته ، تلاش های پژوهشگران و درمانگران برایکاهشرفتارهایپرخاشگرانهبهمعرفیدرمانهایاثربخشوگوناگونیهمچونآموزشمهارتهایاجتماعی،بهرهگیریازداروهایمحرک و شیوه های عاملی انجامیده است . اما  این شیوه هااثرات بلند مدت پایداری نداشته اند. افزون بر این ، کاهش کوتاه مدت رفتارهای پرخاشگرانه لزوما با افزایش رفتارهای اجتماع پسند یا پذیرش همسالان همراه نبوده است(نانجل[۸] و همکاران،۲۰۰۲). بهبودی پایاتر رفتار و پذیرش هم سالان به کمک مداخله های مبتنی بر آموزش مهارت های اجتماعی باعث کاربرد روز افزون این شیوه ها در درمان کودکان و نوجوانان پرخاشگر شده است. مداخله های یاد شده بر این فرض استوارند که برخی رفتارهای منفی، هم چون پرخاشگری از نبود مهارت هایی ناشی می شوند که برای برخورد با مسائل و مشکلات لازم هستند. یکی از مهارت هایی که در درمانهای مبتنی بر آموزش مهارت های اجتماعی موردنظر قرار می گیرد، آموزش مهارت حل مسأله می باشد که در بررسی های چندی اثربخشی آن نشان داده شده است (بهرامی،۱۳۸۴).

حل مسأله یک راهبرد مقابله ای مهمی است که می تواند فرد را قادر سازد، موقعیت های مشکل آفرین روزمره و تأثیر هیجانی آنها را به خوبی کنترل کند و از این طریق تنیدگی روانشناختی را کاهش دهد، به حداقل رساند و یا پیشگیری نماید.اگر این الگو صحیح باشد، پس توانایی حل مسأله به طور معنی داری با میزان تنیدگی روان شناختی ارتباط دارد. بدین صورت که میزان توانایی حل مسأله بالا، پیش بینی کننده ی سطح تنیدگی پایین و در نتیجه میزان سلامت بالاست(فروغان فر،۱۳۸۵).کسب مهارتهای حل مسأله نقش مهمی در بهداشت روانی و جسمانی ایفاء می کنند، بخصوص زمانی که افراد با رویدادهای ناگوار و تنیدگی های منفی زندگی مواجه می شوند (محمدی،۱۳۸۳).

ویژگیهای شخصیتینیز می توانندزمینه بروز بسیاری از رفتارهای پرخاشگرانه را فراهم آورند. برخی پژوهشگران روان رنجورخویی را همان هیجان پذیری یا عاطفه منفی[۹] نامیده اند و آن را عامل آسیب پذیری در برابر اختلال های روانی و از جمله اضطراب و پرخاشگری عنوان نموده اند(واتسون[۱۰]، کلارک[۱۱] ،۱۹۹۴؛ نقل از بخشی پور، علیلو، ایرانی،۱۳۸۷).

بررسی های مرتبط با رضایت، سازگاری و سلامت عمومی به مطالعه این امر می پردازد که افراد چگونه و به چه دلایلی تجارب خوشایندی در ابعاد مختلف زندگی شان به جا می گذارند.

محققان در این زمینه متغیر های گوناگونی چون سن، جنس، و … را در حیطه های زیستی و اجتماعی، در سازگاری عمومی افراد مؤثر دانسته اند. اما، نتایج حاکی از آن بوده است که این متغیرها تأثیر اندکی در سازگاری و سلامت عمومی افراد دارند(فریدمن[۱۲]،۲۰۰۰).از آن پس محققان به طور فزاینده ای، طی مطالعات و بررسی ها نشان دادند که شخصیت افراد می تواند مهم ترین عامل تأثیرگذار در سازگاری آنان به شمار آید(مک کری [۱۳]و کوستا[۱۴]، ۲۰۰۴؛ هایز[۱۵] و جوزف[۱۶]، ۲۰۰۳). بعضی از صفات شخصیتی نقش مهمی در سبب شناسی و پیشرفت اختلالات دارند و شخصیت فرد می تواند به طور غیر مستقیم و از طریق ایجاد رفتارهای ناسالم نظیر سوء استفاده از مواد، بی خوابی ، سوءتغذیه، … باعث رفتارهای پرخاشگرانه  شود (گوستاوسون[۱۷]و همکاران ،۲۰۰۳).

در پژوهش حاضر با توجه به آنچه که بیان شد،  مساله این است که آیا بین ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله  با انواع پرخاشگری رابطه ای وجود دارد یا خیر؟ و اگر رابطه ای وجود دارد این رابطه چگونه است؟ همچنین ، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤالات نیز هست که : آیا استفاده از سبک های حل مسأله(سازنده[۱۸] و غیرسازنده[۱۹])، با توجه به متغیر جنس، متفاوت است؟ آیا بین دو جنس ( دختر و پسر) از لحاظ ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداروجود دارد؟ و آیا بین دو جنس از لحاظ انواع پرخاشگری تفاوت معنادار وجود دارد؟

پاسخ به این سؤالات می تواند، در فهم بیشتر مساله و چاره جوئیهای منجر به حل مشکل ، کمک مؤثری نماید.

[۱] -Kassinove

[۲] -Gorman

[۳]-Lee Carter

[۴]-Lochman

[۵]-Wayland

[۶]-Garbarino

[۷]-Delard

[۸]– Nangel

[۹]-Negative affect

[۱۰]-Watson

[۱۱] -Clark

[۱۲]-Fredman

[۱۳]-McCrae

[۱۴] -Costa

[۱۵]-Hayes

[۱۶] -Joseph

[۱۷]-Gustavsson

[۱۸]– Constructive

[۱۹]-Inconstructive[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”ضرورت مسئله” icon=”fa-pencil-square-o”]بى تردید، شیوع پرخاشگریدر میان نوجوانان، موجب نگرانى بسیارى از خانواده ها، اولیا، مربیان و مسؤولان کشور است.گسترش روزافزون این نابهنجارى رفتارى در شکل هاى گوناگون، بر زندگى فردى و اجتماعى انسان ها تأثیرات منفى گذاشته و آرامش و احساس ایمنى را مورد تهدید قرار مى دهد.شاید بتوان گفت که یکى از علل بروز جنگ هاى خانمان سوز، که همواره جوامع بشرى از آن رنج مى برد و خسارت هاى جبران ناپذیرى در پى داشته، ادامه همان رفتارهاى پرخاشگرانه دوران نوجوانى، جنگ افروزان است.

کشور ما امروز از جوانترین کشورهای جهان بشمار می آید و نوجوانان که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد جمعیت را به خود اختصاص داده اند، می توانند نقش بسزائی در تمامی ارکان جامعه داشته باشند. هر چه نسل جوان تر، سالمتر و به دور از معضلات اخلاقی و اجتماعی باشد، جامعه ای سالم تر و مترقی خواهیم داشت و رشد و ترقی هر جامعه ای در گرو نیروهای فعال انسانی آن جامعه است و با اینکه همه می دانیم که اکثریت قشر جامعه ما را دانش آموزان و نوجوانان تشکیل می دهند، باید توجه بیشتری به مسائل آنان بالاخص نابهنجاری آنان بنمائیم.بیشترین بروز و ظهور پرخاشگری در سنین نوجوانی است و مسلماً تربیت و آموزش افراد در دوران نوجوانی و قبل از آن ، عامل مؤثری در بروز یا عدم بروز واکنشهای خصمانه خواهد بود. به نظر می رسد که اگر افراد از شرایط تربیتی و آموزشی سالمی در محیط خانه، مدرسه و اجتماع برخوردار باشند، چنین رفتارهای ناهنجاری از خود بروز نخواهند داد. در تربیت اجتماعی کودک و نوجوان خواه از نظر سازگاری خود نوجوان و خواه از نظر تأثیرات آن روی جامعه، هیچ قالب رفتاری به اندازه پرخاشگری حائز اهمیت نیست. در عین حال که پرخاشگری  یک رفتار مطلوب و طبیعی در مسیر رشد نوجوان است، ولی اگر تحت کنترل صحیح نباشد، می تواند به صورت رفتار هیجانی از هم گسیخته ای در آید، اوقات مفید زندگی این قشر از افراد را به مخاطره انداخته ، وقت آن ها را هدر دهد، میزان آسیب های اجتماعی را به شدت بالا ببرد و به بزهکاری در بزرگسالی منجر شود (حاشیه باف،۱۳۸۲).

عامل دیگر توجه به پرخاشگری، شیوع نسبتا زیاد آن و اثرات جانبی آن است. به گونه- ای که پرخاشگری زمینه ابتلا به سایر مشکلات روانی- اجتماعی را فراهم می آورد. چون رفتار پرخاشگری افراد معمولا متوجه دیگران است، مداخله درمانی که رفتار پرخاشگری کلامی و بدنی

را کاهش دهد، مستقیما به نفع قربانیانی خواهد بود که در معرض پرخاشگری قرار دارند. به طور کلی، کنترل پرخاشگری هم به نفع فردی استکه این رفتار را از خود بروز می دهد و هم افرادی که پرخاشگری متوجه آنهاست. از آن جایی علت بسیاری از شکست های تحصیلی، پرخاشگری، آشفتگی های شدید رفتاری یا عاطفی و انزوای اجتماعی نوجوانان از مقابله  ناموفق با مسائل و مشکلات روزمره و عدم توفیق در تعامل مثبت با دیگران ناشی می شود و همچنین از آن جایی که برخی از مشکلات مربوط به ناسازگاری رفتاری نوجوانان از تردید آنان در تصمیم گیری سرچشمه می گیرد، بنابراین بکارگیری شیوه حل مسأله سازگارانه می تواند، وسیله مفیدی برای روبرویی با این مشکلات باشد، شیوه ای که اخیرا در درمان بسیاری از مشکلات رفتاری به کار رفته و اثر بخشی آن به ثبوت رسیده است(کاپلان[۱]و سادوک[۲]،۱۳۸۴). نوجوانان پرخاشگر ممکن است به این دلیل به شیوه ای خصمانه و نادرست رفتار کنند که مهارت چندانی در حل مسائل بین فردی ندارند(نانجل و همکاران،۲۰۰۲). از لحاظ نظری نیز، پژوهش حاضر از اهمیت بالایی برخوردار است. پرخاشگری یک سازه پیچیده و چندبعدی است که اتفاق نظر زیادی بین پژوهشگران درباره خود آن و نحوه بروز آن وجود ندارد. یک راه شناخت آن، توجه به همبسته ها و پیش­بین کننده های پرخاشگری است. شخصیت به عنوان یک سازه جامع، نسبتا پایا و در عین حال پویا، پایه بسیاری از رفتارها و کنش های روانی انسان است.

درباره نقش ویژگی های شخصیت بر پرخاشگری بررسی های متعددی انجام شده است.  این بررسی ها گویای آن هستند که برخی ویژگی های شخصیت در شروع، گسترش و تداوم پرخاشگری نقش دارند (بال[۳]،۲۰۰۵). از سوی دیگر در مدل پردازش اطلاعات اجتماعی – شناختی ( دادج و کرایک، ۱۹۹۰؛ نقل از محمدی،۱۳۸۵)، پرخاشگری یک سازه ذاتی یا محتوایی نیست، بلکه حاصل بروز نقص در فرآیند پردازش اطلاعات است. حل مسأله یکی از این پردازش های سطح بالای اطلاعات است که با فراوانی زیادی مورد استفاده افراد قرار میگیرد. این سؤال مطرح است که آیا نقص در مهارت صحیح حل مسأله یا به عبارت دیگر استفاده از شیوه های حل مسأله ناسازگارانه می تواند عاملی در ایجاد و بروز پرخاشگری باشد یاخیر؟

هرچند این پژوهش در پی رابطه علی میان متغیرها نیست، اما در صورتی که رابطه قابل توجهی میان متغیرها برقرار باشد، می توان به جستجوی رابطه علی نیز پرداخت.

در نهایت، معضل « پرخاشگری» یکی از موارد آسیبهای اجتماعی است که متأسفانه در جامعه ، بخصوص در سنین نوجوانی شیوع ویژه ای دارد. با توجه به اهمیت موضوع واین نکته که وجود چنین معضلی در سنین نوجوانی، نقش مؤثری در رفتار آینده او در جامعه خواهد داشت ، ایجاب می کند که پژوهشهای متعددی در این خصوص صورت گیرد.

[۱]-Kaplan

[۲] -Sadock

[۳]-Ball[/tab][tab title=”اهداف پژوهش” icon=”fa-pencil “]

الف) هدف کلی:

هدف کلی پژوهش حاضر تعیین روابط ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله با پرخاشگری در دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع سوم دبیرستان می باشد.

ب) اهداف جزئی:

  1. تعیین رابطه بین ویژگی های شخصیتی با پرخاشگری.
  2. تعیین رابطه بین سبک های حل مسأله با پرخاشگری.
  3. تعیین تفاوت انواع پرخاشگری در دانش­آموزان دختر و پسر.
  4. تعیین تفاوت ویژگی های شخصیتی در دانش­آموزان دختر و پسر.
  5. تعیین تفاوت سبک های حل مسأله(سازنده و غیرسازنده)، در دانش­آموزان دختر و پسر.

فرضیات پژوهش:

  1. بین ویژگی های شخصیتی (روان رنجورخویی[۱]، برون گرایی[۲]، انعطاف پذیری[۳]، توافق پذیری[۴] و باوجدان بودن[۵] ) با پرخاشگری رابطه معنادار وجود دارد.
  2. بین سبک های حل مسأله (درماندگی[۶]، مهارگری[۷]،اجتناب[۸]، خلاقانه[۹]، اعتماد[۱۰] و گرایش[۱۱] ) با پرخاشگری رابطه معنادار وجود دارد.
  3. میان انواع پرخاشگری در دختران و پسران تفاوت معناداری وجود دارد.
  4. میان ویژگی های شخصیتی در دختران و پسران تفاوت معناداری وجود دارد.
  5. میان سبک های حل مسأله (سازنده و غیرسازنده)، در دختران و پسران تفاوت معناداری وجود دارد.

پرسش های پژوهش:

  1. سهم کدام یک از ویژگی های شخصیتی دانش­آموزان دختر و پسر در پیش بینی پرخاشگری بیشتر است؟
  2. سهم کدام یک از سبک های حل مسأله دانش­آموزان دختر و پسر در پیش- بینیپرخاشگری بیشتر است؟

متغیرهای پژوهش:

الف) متغیرهای مستقل[۱۲] (پیش­بین[۱۳]):

  1. عامل های شخصیتی مک کری و کوستا شامل ۵ عامل :روان رنجورخویی (N)، برون- گرایی (E)، انعطاف پذیر (O) ،توافق پذیری A)) و وجدانی بودن (C).
  2. سبک های حل مسأله شامل ۶ سبک: سبک حل مسأله خلاقانه، سبک اعتماد در حل- مسأله، سبک گرایش، سبک درماندگی، سبک مهارگری و سبک اجتناب.

ب) متغیر وابسته[۱۴] ( پیش بین شونده ):

پرخاشگری شامل۴نوع: پرخاشگری جسمانی[۱۵]، پرخاشگری کلامی[۱۶]، خشم[۱۷] و خصومت[۱۸].

تعریف نظری و عملیاتی واژه های اصلی پژوهش:

واژه های اصلی و کلیدی این پژوهش همان گونه که موضوع نشان می دهد، عبارتند از: شخصیت، سبک های حل مسأله و پرخاشگری، که به ترتیب به تعریف و توضیح آنها می- پردازیم. تعمق در مورد معانی مطرح شده در این حوزه می تواند در تعیین مسیری مناسب جهت انجام پژوهش حاضر بسیار مدد رسان باشد.

شخصیت:

تعریف نظری: ازنظر لفظی کلمه شخصیت برابر واژه personality به زبان انگلیسی یا personalete در فرانسه است، این دو واژه در حقیقت از ریشه لاتین persona گرفته شده که نقاب یا ماسکی بود که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره می گذاشتند. این تعابیر تلویحا اشاره به این مطلب دارد که شخصیت هر کس ماسکی  است که بر چهره می زند تا وجه تمایز او از دیگران باشد (کریمی،۱۳۸۲).شخصیت به ویژگی های عمومی در زندگی روزمره و به صفاتی پایدار در خلال زمان باز می گردد که از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر چندانی نکرده و به ماهیت وجودی فرد اشاره دارد و رفتار را جهت دهی می کند(کاستا و مک کری،۲۰۰۴).

 

تعریف عملی: نمره ای است که فرد در هریک از زیرمقیاس های پرسشنامهپنج- عاملیNEO-FFI (1986)،کسب می کند.

سبک های حل مسأله:

تعریف نظری: حل مسألهفرآیندیشناختی – رفتاریو مبتکرانهاستکهفردبهکمکآنراهبردهایمؤثروسازگارانهبرایمشکلاتروزمرهراشناسایییاابداعمیکند(نزو[۱۹]، ۱۹۸۷؛ نقل از کسیدی[۲۰] و لانگ[۲۱]، ۱۹۹۶).

 

تعریف عملی: نمره ای است که فرد در هر یک از زیرمقیاس های پرسشنامه سبک های حل مسأله کسیدی و لانگ (۱۹۹۶)، کسب می کند.

پرخاشگری:

تعریف نظری: پرخاشگری، رفتار فیزیکی یا کلامی آشکاری است که هدف آن صدمه به شخص یا شیء یا سیستم می باشد که باعث اجتناب دیگران یا مقابله به مثل آنها می شود. در

 

انسانها، پرخاشگری زمانی رخ می دهد که تعادل بین تکانه و کنترل درونی بر هم بخورد(کاپلان و سادوک،۱۳۸۴ ).

 

تعریف عملی: نمره ای است که فرد در هریک از زیرمقیاس های پرسشنامه پرخاشگری باس[۲۲] و پری[۲۳](۱۹۹۲)، کسب می کند.

 

[۱] -Neuroticism

[۲]  -Extraversion

[۳] -Opennes

[۴] -Agreeableness

[۵] -Conscientiousness

[۶]-Helplessness

[۷]-Control

[۸]-Avoidance

[۹]– Creativity

[۱۰] – Confidence

[۱۱] – Approach

[۱۲] -Independent Variables

[۱۳] -Predictor variables

[۱۴]-Dependent Variable

[۱۵]-Physical Aggression

[۱۶]-Verbal Aggression

[۱۷]Anger

[۱۸]-Hostility

[۱۹]-Nezu

[۲۰] -Casidi

[۲۱]-Lang

[۲۲] -Buss

[۲۳] -Perry[/tab][tab title=”جمع بندی” icon=”fa-pencil “]توجه به مشکلات نوجوانان و جوانان به جهت اینکه آن ها آینده سازان جامعه هستند، از ضروریات هر جامعه است و اهمیت بسزایی دارد. هر جا مشکلات نوجوانان بالاخص ناسازگاری های ارتباطی به خوبی تشخیص و ریشه یابی شده، موقعیت برای بروز مشکلات بعدی از بین رفته است. زیرا مشکلات این دوره ، مانند حلقه های زنجیر به هم پیوسته اند و هر یک به دیگری ختم می شود. بی توجهی نسبت به تشخیص مشکل، باعث می شود تا مشکلات این دوره بر روی یکدیگر انباشته شوند یا مشکلات کوچک به مشکلات بزرگ و بزرگ تر تبدیل شود تا جایی که باعث ایجاد مشکل حاد شود. روند چنین عملی ممکن است بسیاری از انحرافات فردی و اجتماعی را به وجود آورد و باعث بروز بزهکاری شود تا جایی که نوجوانان و جوانان دچار گرفتاری های زیادی شوند و در ورطه ی سقوط قرار گیرند. همین امر، باعث به وجود آمدن انگیزه ای گردید ، تا به منظور بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله با پرخاشگری در دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان و هم چنین مشخص کردن این موضوع که کدام یک از سبک های حل مسأله و ویژگی های شخصیتی پیش بینی کننده بیشتر پرخاشگری هستند ، پژوهشی انجام گیرد. به امید اینکه ، این پژوهش بتواند راهنما و سرآغاز علمی و مفیدی برای کسانی باشد که درصدد تحقیق و بررسی در خصوص مشکلات رفتاری و ارتباطی  نوجوانان (مخصوصا نوجوانان پرخاشگر) هستند.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

عوامل مؤثر بر پرخاشگری:

چندین دسته عوامل شناسایی شده اند که بر پرخاشگری انسان تأثیرگذار است. در ادامه به برخی از این عوامل اشاره می شود.

ناکامی: اولین عاملی که تصور می شود سبب بروز پرخاشگری می شود، ناکامی است. این مفهوم ابتدا از سوی جان دالرد[۱] مطرح شد. وی ابتدا عنوان کرد که پرخاشگری همیشه ناشی از ناکامی است و ناکامی هم نتیجه ای جز پرخاشگری ندارد. با این حال پژوهش ها نشان دادند که همیشه اینگونه نیست. افراد ناکام همیشه پرخاش نمی کنند و ممکن است واکنش هایی از قبیل

تحریک مستقیم: یکی از علل عمده پرخاشگری، تحریک از سوی دیگران است. به این معنی که پرخاش، توهین و بدرفتاری دیگران باعث واکنش پرخاشگرانه از سوی فرد می شود.

آلودگی هوا: پژوهش ها نشان داده اند که قرار گرفتن در معرض بوها و هوای مضر مانند آنچه که از کارخانجات سازنده مواد شیمیایی و یا صنایع دیگر خارج می شود، می تواند باعث

سر و صدا: مطالعات نشان داده اند که افرادی که در معرض صداهای بلند، شدید و تحریک کننده قرار می گیرند، خشونت شدیدتری نسبت به افرادی که در معرض این گونه صداها

تراکم:برخی مطالعات حاکی از آن بوده اند که در شرایط تراکم بیش از حد، پرخاشگری انسان افزایش می یابد. به خصوص در موقعیت هایی که واکنش معمول افراد یک واکنش منفی

نظریه های مربوط به پرخاشگری:

نظریات بسیاری درباره علل پرخاشگری مطرح شده است. مهم ترین این نظریات به رویکردهای روانکاوی، رفتاری، شناختی، زیستی و اتیولوژیک مربوط هستند.

نظریه فروید[۲] درباره پرخاشگری:

شاید بتوان نخستین نظریه جامع درباره پرخاشگری را از آن فروید دانست. نظریه اولیه فروید، پرخاشگری را نه یک سازه مستقل و اصلی بلکه اثری جانبی از کشاننده[۳] زندگی می دانست. فروید معتقد بود که یک کشاننده اصلی در انسان وجود دارد

نظریه اتیولوژیک لورنز[۴] درباره پرخاشگری:

مشاهده فجایعی که انسان ها نسبت به یکدیگر مرتکب شده و می شوند سبب شده است که عده ای از صاحب نظران از این نظریه دفاع کنند که پرخاشگری در انسان جنبه ذاتی و فطری دارد.اتیولوژیست اتریشی، کنراد لورنز نظریه ذاتی و اجتناب ناپذیر بودن پرخاشگری را ارائه کرد،

[۱]-Jon Dalard

[۲]-Freud

[۳]-derive

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

نظریه یادگیری اجتماعی پرخاشگری:

این نظریه در طی سال های ۱۹۷۷-۱۹۷۳ توسط بندوراارائه شد و بر این اساس استوار بود که ناکامی منتهی به بروز رفتارهای پرخاشگرانه نمی شود ، بلکه پاسخ های پرخاشگرانه در حقیقت رفتارهای یادگرفته شده ای هستند که در طول زمان شکل گرفته

صورت بندی شناختی رفتاری از پرخاشگری:

صورت بندی شناختی رفتاری از پرخاشگری در پی ارائه دیدگاهی جامع و یکپارچه از تأثیر محرک ها و عوامل پیش گفته شده در بروز پرخاشگری است.

جنسیت و پرخاشگری:

عموما در جوامع این گونه پذیرفته شده است که، مردان بیش از زنان پرخاشگری می کنند. به طور کلی پسرها نیز بیش از دخترها پرخاشگری مستقیم نشان می­دهند. پسرها به احتمال بیشتری از دختران در بین خود دچار تعارض منافع می شوند و رفتارهایی مانند لگدزدن

نظریه­ های زیستی شخصیت:

نظریه­های زیستی سعی کرده­اند شخصیت را با استفاده از سیستم زیستی انسان تبیین کنند. نیای مشترک همه این نظریه­ها به نظریه بقراط درباره اخلاط بدن و ترکیب آن­ها در جلوه­های گوناگون شخصیت باز می­گردد. بقراط شخصیت را حاصل ترکیب نسبت­های مختلف از مایعات داخلی بدن می­دانست و بر اساس این­که در هر شخص نسبت کدام مایع بیشتر است، شخصیت

نظریه خلق و خو:

آرنولد باس[۲](۱۹۲۴) و رابرت پلامین[۳](۱۹۴۸) سه خلق و خو را مشخص کردند که به اعتقاد آنها عناصر اصلی شخصیت هستند. اینها عبارتند از تهییج پذیری[۴]، فعالیت[۵] و معاشرتی بودن[۶]. باس و پلامین معتقدند که شخصیت هر فرد از مقادیر مختلف خلق و خو تشکیل شده است. این خلق و خوها با هم ترکیب می شوند تا الگوهای شخصیت یا صفات برتر معروف، مانند درون گرایی یا برون گرایی را تشکیل دهند(شولتز و شولتز،۱۳۸۶).

نظریه صفات:

این نظریه که شخصیت و رفتار انسانی نتیجه مجموعه ای از صفات[۷] مختلف است ، از قدیم وجود داشته است، لیکن در زمان معاصر، دو گروه برای آن ارزش قائل شده و آنرا توسعه داده اند. یک گروه آنایی هستند که با روش و بینش کلینیکی به نظریه پردازی درباره ی صفات پرداخته اند و گروه دگر آنهایی هستند که به روش های آزمایشی و به

نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت:

پژوهشگران معاصر شخصیت از هر دو نظریه ابراز نارضایتی کرده اند و معتقدند که نظریه آیزنک بسیار ساده است و ابعاد بسیار کمی دارد( برون گرایی، درون گرایی، روان رنجورخویی، پایداری هیجانی و روان پریش خویی، کنترل تکانه)، در حالی که نظریه کتل بسیار پیچیده است و عوامل بسیاری را دارد( ۱۶ عاملی). رابرت مک کری (۱۹۴۹) و پل کاستا (۱۹۴۲)  که در مرکز پژوهشی پیری شناسی مؤسسات ملی سلامتی در بالتیمور، مریلند کار می کنند به برنامه تحقیق گسترده ای مبادرت کردند که پنج عامل اصلی را مشخص کرد و منجر به ایجاد پرسشنامه NEO

عامل روان رنجورخویی( عصبیت یا شاخص هیجان):

کاستا و مک کری(۱۹۹۲)، بیان می کنند که یکی از ابعاد وسیع شخصیت، مقایسه سازگاری، ثبات عاطفی فرد، ناسازگاری و عصبیت یا روان نژندی است. داشتن احساسات منفی همچون ترس، غم،احساس گناه، برانگیختگی، خشم، احساس کلافگی دائمی و فراگیر

عامل انعطاف پذیری(باز بودن یا گشودگی ) :

انعطاف پذیری عامل سوم از پنج عامل بزرگ است و به معنی آمادگی افراد برای پذیرش تغییرات زندگی است.  افراد باز انسان هایی هستند که نسبت به تجربه ی درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آنها سرشار از تجربه است. این افراد طالب لذت بردن از نظریات جدید و ارزش های غیر متعارف هستند. افراد با نمرات

عامل توافق پذیری:

عامل چهارم از این نظریه، توافق پذیری است. این عامل نوع رابطه فرد با خود و دیگران را نشان می دهد.  همانند برون گرایی، این عامل بر گرایشات بین فردی تأکید دارد. فرد موافق اساسا نوع دوست است، احساس همدردی با دیگران می کند و مشتاق کمک به آنان است و معتقد است که دیگران نیز با او همین رابطه

با وجدان بودن:

باوجدان بودن پنجمین و آخرین عامل از نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت است. این عامل به تفاوت های فردی در سازماندهی، اجرای وظایف، کنترل تکانه ها و طرح ریزی برای انجام رفتارها اشاره دارد.  فرد وجدانی دارای هدف، خواسته های قوی و از پیش تعیین شده است. افراد با نمرات بالا در این مقیاس(C) افرادی دقیق و وسواسی، وقت شناس، قابل اعتماد و مسئولیت­پذیرند ، از نظر اجتماعی کارآمد و در زمینه های حرفه ای و دانشگاهی، افراد موفقی هستند.(تیلوپولوس[۸]، پالیر[۹] و کاکسون[۱۰]،

مطالعات پیرامون ارتباط سبک حل مسأله و پرخاشگری:

[۱]-Karol Popper

[۲]-Buss

[۳]-Plomin

[۴]-Emotionality

[۵]-Activity

[۶]-Sociability

[۷]-Traits

[۸]. Tiliopoulos

[۹]. Pallier

[۱۰]. Coxon[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

پیش بینی پرخاشگری از طریق شخصیت در دختران:

تا اینجا به بررسی سؤال اول پژوهش در پسران پرداخته شد. در اینجا به بررسی این سؤال در دختران پرداخته می شود.

جدول ۴-۱۳ نشان می دهد که عامل روان­رنجورخویی به­تنهایی می­تواند ۹/۲۲% و همراه با عامل توافق­پذیری ۸/۲۵% از واریانس پرخاشگری کل را در دختران تبیین کند (۰۰۱/۰p<)….

پیش بینی پرخاشگری از طریق سبک های حل مسأله در پسران:

تحلیل رگرسیون گام به گام سبک های حل مسأله بر نمره کل پرخاشگری (جدول ۴-۱۸)، در پسران نشان داد که  سبک حل مسأله درماندگی به­تنهایی می­تواند ۷/۱۰% از واریانس پرخاشگری کل را تبیین کند (۰۰۱/۰p<)….

پیش بینی پرخاشگری از طریق سبک های حل مسأله در دختران: 

تحلیل رگرسیون گام به گام سبک های حل مسأله بر نمره کل پرخاشگری (جدول ۴-۲۳)، نشان داد که  فقط سبک حل مسأله درماندگی می­تواند ۶/۱۸% از واریانس پرخاشگری کل را در دانش آموزان دختر تبیین کند (۰۰۱/۰p<)….

جدول ۴-۲۳٫ تحلیل رگرسیون گام­به­گام سبک های حل مسأله بر نمره کل پرخاشگری در دختران

متغیر پیش­بینR2FSig.BβTp
درماندگی۱۸۶/۰۵۹۳/۳۵۰۰۱/۰۹۸/۶۷۴۳۸/۰۹۶۶/۵۰۰۱/۰

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”منابع فارسی” icon=”fa-pencil-square-o”]آتش افروز، بهروز ؛ عسگری، علی ؛پاکدامن، شهلا. (۱۳۸۷) . ارتباط بین پنج رگه شخصیتی و پیشرفت تحصیلی، فصل نامه روانشناسان ایرانی، سال چهاردهم، شماره ۱۶٫

آهنگی،اکرم .(۱۳۸۸) . بررسی رابطه تیپ شخصیتی و سبک های حل مساله در کارکنان جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی.

اتکینسون،ریتا ؛ اتکینسون، ریچارد؛ اسمیت، ادوارد ؛ بم، داریل؛ هوکسما، سوزان. (۱۳۸۶) . زمینه روانشناسی هیلگارد، ترجمه براهنی، محمد تقی و همکاران، تهران: رشد.

اللهیاری، عباسعلی ؛ آزادفلاح، پرویز ؛ کهرازهی، فرهاد .  (۱۳۸۲) . بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های حل مسأله در کاهش افسردگی دانش آموان. مجله روانشناسی، سال هفتم، شماره ۲٫

باباپور خیر الدین، جلیل؛ رسول زاده طباطبایی،سیدکاظم؛ اژه ای، جواد؛ فتحی آشتیانی، علی. (۱۳۸۲) . بررسی رابطه بین شیوه های حل مساله و سلامت روانشناختی دانشجویان، مجله روانشناسی، دانشگاه تربیت مدرس، شماره ۱٫

بخشی پور رودسری ، عباس ؛علیلو، مجیدمحمود ؛ایرانی، سیدسجاد. (۱۳۸۷). مقایسه ویژگی ها و اختلال های شخصیت و راهبردهای مقابله ای معتادان خود معرف و گروه بهنجار ، مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال چهاردهم، شماره ۳، ۲۹۷-۲۸۹ .

بهرامی،فاطمه. (۱۳۸۴). کارایی آموزش مهارت حل مساله در کاهش پرخاشگری دختران دانش آموز، مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران ( اندیشه و رفتار) ، ۴۶۹- ۴۶۷٫

پروین ، لورنس ؛ جان ، الیور . (۱۳۸۶) . روانشناسی شخصیت . ترجمه محمد جعفر جوادی و پروین کدیور، تهران:آییژ.

پشتیبان، عبدالله . (۱۳۸۶). رابطه سبک حل مساله با پیشرفت تحصیلی، عزت نفس و طرز تفکر دانش آموزان سال سوم مقطع متوسطه ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تبریز.

پورشهسواری،فاطمه.(۱۳۷۸). کاربرد پذیری مشاوره گروهی در کاهش اضطراب  دانشجویان دانشگاه الزهرا با تأکید بر شیوه حل مسأله، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی.

توزنده جانی،حسن؛کمال پور،نسرین.(۱۳۷۹). بررسی کارآمدی نسبی درمان های شناختی-رفتاری در کنترل پرخاشگری.فصلنامه مشاور،شماره۷، ۱۱۷-۱۱۲٫

جعفرنژاد،پروین؛فرزاد، ولی الله ؛ مرادی، علیرضا؛ شکری، امید . (۱۳۸۴). بررسی رابطه میان پنج عامل بزرگ شخصیت، سبک های مقابله ای و سلامت روانی در دانشجویان کارشناسی،  مجله روانشناسی وعلوم تربیتی، سال سی و پنجم، شماره۱٫

چلبیانلو، غلامرضا ؛ گروسی فرشی، میرتقی . (۱۳۸۹).  نگاهی به قابلیت آزمون نئو در ارزیابی سلامت روانی، مجله علوم رفتاری دانشگاه تبریز، دوره ۴، شماره ۱، بهار ۱۳۸۹،  ۵۸-۵۱ .

حاشیه باف، عطیه. (۱۳۸۲). مقایسه رفتارهای خشونت آمیز بین دانش آموزان دختر و پسر مقطع سوم دبیرستان مدارس دولتی و غیر انتفاعی آموزش و پرورش شهر تهران ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

رافضی، زهره . (۱۳۸۳). نقش آموزش کنترل خشم به نوجوانان دختر ۱۵ تا ۱۸ ساله در کاهش پرخاشگری، پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

روشن چسلی، رسول؛ شعیری، محمدرضا ؛ عطری فرد، مهدیه ؛ نیکخواه، اکبر ؛ قائم مقامی، بهاره ؛ رحیمی راد، اکرم. (۱۳۸۵). بررسی ویژگی های روان سنجی « پرسشنامه شخصیتی ۵ عاملی نئو» ، دوماهنامه علمی-پژوهشی ، دانشگاه شاهد، سال سیزدهم، شماره ۱۶٫

سامانی، سیامک . (۱۳۸۶) . بررسی پایایی و روایی پرسش نامه باس و پری، مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، دانشگاه شیراز، سال سیزدهم، شماره ۴ ، ۳۶۵-۳۵۹٫

سانتراک، جان. (۱۳۸۵). زمینه روانشناسی سانتراک، ترجمه فیروزبخت، مهرداد، تهران: رسا.

سیاسی ، علی اکبر. (۱۳۸۶). نظریه های شخصیت یا مکاتب روانشناسی. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.

شاپوری ، مریم . (۱۳۸۷). مقایسه ویژگی های شخصیتی و میزان استرس بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز و عادی ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی.

شاطری، زهره ؛ اشکانی، نجمه ؛ مدرس غروی، مرتضی. (۱۳۸۸). بررسی رابطه بین نگرانی مرضی، شیوه های حل مساله و افکار خودکشی در نمونه غیربالینی، مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان، دوره ۱۴، ۱۰۰-۹۲ .

شریفی درآمدی ، پرویز . (۱۳۸۴). تأثیر آموزش سبک حل مسأله بر میزان عزت نفس دانش آموزان ۱۲ تا ۱۳ ساله دارای مشکلات رفتاری ارتباطی در دوره راهنمایی تحصیلی، فصلنامه نوآوری های آموزشی ۶۳-۳۸٫

شکری، امید ؛ خدایی، علی ؛ دانشورپور، زهره ؛ طولابی، سعید ؛ فولادوند، خدیجه. (۱۳۸۸). سبک های تفکر و پنج رگه بزرگ شخصیتی، مجله علوم رفتاری، دوره۳، شماره۴، صفحات ۲۸۶-۲۷۹٫

شولتز، داون ؛ شولتز، سیدنی. (۱۳۸۶). نظریه های شخصیت. ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران: ویرایش.

عاشوری، احمد ؛ ترکمن ملایری، مهدی ؛ فدایی، زهرا. (۱۳۸۷). اثر بخشی گروه درمانی متمرکز بر ابراز وجود در کاهش پرخاشگری و بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال چهاردهم، شماره۴٫

عبدالخالقی، معصومه ؛ داوچی، اقدس ؛ صحبائی، فائزه ؛ محمودی، محمود . (۱۳۸۴). بررسی ارتباط بازی های ویدیوئی-رایانه ای با پرخاشگری در دانش- آموزان پسر مقطع راهنمائی تهران، مجله علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی، دوره۱۵، شماره۳، ۱۴۵-۱۴۱ .

عسگری، علی ؛ پاکدامن، شهلا ؛ ناصری تفتی، نگین . (۱۳۸۷). نقش ورزش و رگه های شخصیت در تحول روانی-اجتماعی دانشجویان، فصل نامه روانشناسان ایرانی ، سال پنجم، شماره ۱۷٫

عطاری، یوسفعلی ؛ حقیقی، جمال ؛ خانه کشی، زلفعلی . (۱۳۸۱). بررسی رابطه میزان بی ثباتی هیجانی، رفتار جامعه گرا و پرخاشگری با عملکرد تحصیلی در بین دانش آموزان دختر و پسر سال سوم راهنمایی شهرستان اهواز، مجله علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، سال نهم، شماره های ۱ و ۲، ۱۶-۱٫

عظیمی، مریم . (۱۳۷۶).  بررسی علل پرخاشگری در دانش آموزان دوره راهنمایی شهرستان قزوین با تاکید بر کاربرد پذیری شیوه حل مساله در درمان این اختلال، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا.

علاقبند راد، جواد ؛ دشتی، بهنوش ؛ مرادی، مازیار. (۱۳۸۲). مواجهه با خشونت در نوجوانان، تازه های علوم شناختی ، سال پنجم، شماره ۲، ۱۳۸۲٫

فرزانه پی، علیرضا. (۱۳۸۵) . بررسی رابطه بین نیازها ، پنج عامل بزرگ شخصیت و رضایت از زناشویی در دبیران مرد ۴۰-۳۰ ساله در دبیرستان های شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی ، دانشگاه علوم و تحقیقات.

فروغان فر، مریم . (۱۳۸۵). رابطه شیوه های حل مساله با سازگاری زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه شهید بهشتی، پایان نامه کارشناسی ارشد.

قراباغی، حسین . (۱۳۸۲). بررسی رابطه بین صفات (عوامل) شخصیتی و رضایت شغلی کارکنان کارخانه تراکتور سازی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه تبریز.

قلی زاده،  زلیخا . (۱۳۸۴). بررسی عوامل محیطی، شخصیتی و سبک حل مساله مؤثر بر فرار دختران از مرکز شبانه روزی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تبریز.

کاپلان، هارولد ؛ سادوک، بنیامین . (۲۰۰۳). خلاصه روان پزشکی: علوم رفتاری- روانپزشکی بالینی( جلد اول). ترجمه پورافکاری، نصرت ا..(۱۳۸۴). تهران: شهر آب-آینده سازان.

کاویانی ، حسین .(۱۳۸۲). نظریه زیستی شخصیت، تهران: سنا.

کریمی، یوسف . (۱۳۸۲). روانشناسی شخصیت، تهران : ویرایش.

گروسیفرشی، میرتقی . (۱۳۸۰). رویکردهای نوین در ارزیابی شخصیت ( کاربرد تحلیل عاملی در مطالعات شخصیت)، تبریز: نشر جامعه پژوه.

گروسی فرشی، میرتقی . (۱۳۷۷). هنجار یابی آزمون جدید شخصیتی نئو و بررسی تحلیل ویژگی ها و ساختار عاملی آن در بین دانشجویان دانشگاههای ایران، رساله دکتری. دانشگاه ترببیت مدرس تهران.

گروسی فرشی، میرتقی ؛ مانی، آرش ؛ بخشی پور، عباس. (۱۳۸۵) . بررسی ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و احساس شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز، فصل نامه علمی-پژوهشی روانشناسی دانشگاه تبریز، سال اول، شماره۱٫

گروسی فرشی، میرتقی ؛ مهریار، امیرهوشنگ ؛ قاضی طباطبایی، سیدمحمود. (۱۳۸۰). کاربرد آزمون جدید شخصیتی نئو و بررسی تحلیل ویژگی ها و ساختار عاملی آن در بین دانشجویان دانشگاه های ایران، فصل نامه علمی-پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، سال یازدهم، شماره ۳۹، ۱۹۸-۱۷۳ .

گروسی فرشی، میرتقی ؛ صوفیانی، حکیمه . (۱۳۸۷) . بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه تبریز، مطالعات تربیتی و روانشناسی ، دانشگاه فردوسی، ۶۳-۴۷ .

گل پرور، محسن ؛ خاکسار، سرور ؛ خیاطان، فلور . (۱۳۸۷). رابطه بین باور به دنیای عادلانه و ناعادلانه با پرخاشگری، فصل نامه روانشناسان ایرانی، سال پنجم، شماره ۱۸ .

مانی، آرش . (۱۳۸۳). بررسی رابطه طبقات دلبستگی و ویژگی های شخصیتی با احساس شادکامی بین دانشجویان دانشگاه تبریز، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تبریز.

محمدی ، فریده . (۱۳۷۷). بررسی شیوه حل مسأله در افراد افسرده و مقایسه آن با افراد عادی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی مشهد.

محمدی، فریده ؛ صاحبی، علی. (۱۳۸۰). بررسی سبک حل مساله در افراد افسرده و مقایسه آن با افراد عادی، مجله علوم روانشناختی، سال اول، شماره۱، ۴۲-۲۴

محمدی، نورالله. (۱۳۸۳). رابطه سبک های حل مساله با سلامت عمومی، مجله روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز،۳۲۲-۳۳۶٫

محمدی، نورالله . (۱۳۸۵).  بررسی مقدماتی شاخص های روان سنجی پرسش نامه پرخاشگری باس- پری، مجله علوم اجتماعی و انسانی، دانشگاه شیراز، دوره ۲۵، شماره۴٫

مرادی، مریم ؛ جعفری، سیدابراهیم ؛ عابدی ، محمدرضا . (۱۳۸۴). شادکامی و شخصیت: بررسی مروری. تازه های علوم شناختی، سال هفتم، شماره۲، ۷۱-۶۰٫

مغانلو، مهناز ؛ آگیلار وفایی، مریم . (۱۳۸۸). رابطه عوامل و وجوه الگوی پنج عاملی شخصیت با شادکامی و سلامت روانی و جسمانی، مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال پانزدهم، شماره ۳، ۲۹۹-۲۹۰ .

نجاریان، بهمن ؛ داودی، ایران . (۱۳۸۰). ساخت و اعتباریابی SCL- 25  فرم کوتاه شده ی SCL-90-R مجله روانشناسی، ۱۸، سال پنجم، شماره ۲ .

نوید، مهناز . (۱۳۸۷). بررسی تاثیر آموزش گروهی مهارت های حل مساله بر پرخاشگری و سرسختی فرزندان دختر ۲۰-۱۲ ساله ساکن در مراکز شبانه روزی بهزیستی شهرستان تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره مدرسه، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی.

وکیلیان، منوچهر ؛ کرباسی، منیژه . (۱۳۸۶). مسائل نوجوانان و جوانان، انتشارات دانشگاه پیام نور.

هادی پور، مجتبی. (۱۳۸۶). مقایسه و بررسی ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و میزان پرخاشگری در ورزشکاران مرد رشته های مختلف ورزشی شهر همدان، پژوهش در علوم ورزشی.[/tab][tab title=”منابع انگلیسی” icon=”fa-pencil-square-o”]

References

Anderson, C., John, O. P. Keltner, D., & Kring, A. M. (2001). “Who attains Social Status? Effects of personality and physical attractiveness in social group”. Journal of Personality and Social psychology, 81, 116-132.

Archer, J. (2009). “The nature of human aggression”. International Journal of Law and Psychiatry, 32(4), 202-208.

Ball, S. A. (2005). “Personality traits,  problem, and disorders: Clinical applications to substance use disorders”. Journal of Research in Personality, 39, 84-102.

Becker, G. (2007). “The Buss-Perry Aggression Questionnaire: some Unfinished”. Journal of Research in Personality. 41, (2) 434-452 .

Becker-Weidman, E. G., Jacobs, R. H., Reinecke, M. A., Silva, S. G., & March, J. S. (2010). “Social problem-solving among adolescents treated for depression”. Behaviour Research and Therapy, 48(1), 11-18.

Bell, A. C., & D’Zurilla, T. J. (2009). “Problem-solving therapy for depression: A meta-analysis”. Clinical Psychology Review, 29(4), 348-353.

Berkowitz, L., & Lester, K. (2008). “Aggression, Psychology of In Encyclopedia of Violence, Peace, & Conflict” (pp. 29-38). Oxford: Academic Press.

Bernardo, M.; Gonzalez Gauttierrez, J.l.; Garrosa (2005). “Personality and subjective well- being: big five correlates and demographic variable”. Personality and Individual Differences, 38, 1561-1569 .

Biggam, F.H. ; & Power, K.G. (2002). “Acontrol, problem-solving, group based intervention with vulnerable incarcerated young offenders”. International of Offender Therapy and Comparative Criminology. 46,678.

Bornstein,M.H.; Kathryn.P.; Susan,S. (2003). “Psychological health and problem-solving, self-appraisal in older adults”. Journal of Counseling psychology. 44, 433-442.

Buss, A. H. and Perry, M. (1992). “The Aggression Questionnaire”. Journal of  Personality and Social Psychology. 63(3), 452-459 .

Carducci,B. J. (1998). “The psychology ofpersonality ” (4th ed). Washigton: Brooks cole.

‍‍Cassidy, T. (2002).” Problem-Solving  style, achievement motivation, psychogolical distress and response to a simulated emergency”. Counseling psychology Quarterly, 15, 325-332.

Cassidy,T.,& Burnside, E.(1996).” Cognitive appraisal, vulnerability and coping: An integrative analysis of appraisal and coping mechanisms”. Counseling Psychology Quarterly,9,261-279

Cassidy, T., & Long, C. (1996). “Problem-solving style, stress and psychological illness: Development of a multifadtorial measure”.British jou rnal of Clinical Psychology, 35, 265-277

Chapman, B. P., Duberstein, P. R., Sorensen, S., & Lyness, J. M. (2007). “Gender differences in five factor model personality traits in an elderly cohort”. Personality and Individual Differences, 43, 1594-1603.

Cloninger, C. R., & Svrakic, D. M.(2005).”Personality disorders”.In B.J. Sadock and V. A. Sadock(Eds.), Kaplan & Sadoc’s Comprehensive Textbook of Psychiatry, 8th Edition. Lippincott Williams & Wilkins.

Coccaro, E. F., McCloskey, M. S., Fitzgerald, D. A., & Phan, K. L. (2007). “Amygdala and Orbitofrontal Reactivity to Social Threat in Individuals with Impulsive Aggression”. Biological Psychiatry, 62(2), 168-178.

Collani, G. and Werner, R. (2005). “Self-Related and Motivational Constructs asDeterminants of Aggression: An Analaysis and Validation of a German Version of the Buss-Perry Aggression Questionnaire”. Personality and Individual Differences. 38(7), 1631-1643

Conard, M. (2006).” Aptiude is not enough: How personality and behavior predict academic performance”. Journal of Research in Personality, 40, 339-346.

Costa Jr., P. T., Antonio, T., & McCrae, R. R. (2001).” Gender differences in personality traits across cultures: Robust and surprising finding”. Journal of Personality and Social Psychology, 81, 322-331.

Costa, P. T., McCrae, R. R., & Dye, D. A. (1991).” Facet scales for agreeableness and conscientiousness: A revision of the NEO personality inventory”. Personality and Individual Differences, 12(9), 887-898.

Costa, P.T., McCare, R.R. (1999).” Professional manual for the revised neo personality inventory and neo five-factor inventory”. Am psych1,48,26-34 .

Coyne, S. M., Nelson, D. A., Lawton, F., Haslam, S., Rooney, L., Titterington, L., et al. (2008). “The effects of viewing physical and relational aggression in the media: Evidence for a cross-over effect.”Journal of Experimental Social Psychology, 44(6), 1551-1554..

Dugas, M.J.; Ladouceur, R. ; Leger, E.; & Freeston, M.H. (2003). “Group cognitive-behavioral therapy for generalized anxiety disorder: Treatment outcome and long-term follow-up”. Journal of Consulting and Clinical Psychology. 71(4), 821.

Ferye, A.A. & Goodman, H.S. (2000). “Wich social problem solving components buffer  depression in adolescent girls cognitive thrapy and research?”24, 637-650.

Fowles, D. C. (2006). “Jeffrey Gray’s Contributions to Theories of Anxiety, Personality, and Psychopathology”. In T. Canli, Biology of Personality and Individual Differences. New York: The Guilford Press.

Friedman, H.S. (2000). “Long-term relation of personality and health: Dynamisms, Mechanisms and Tropisms.” Journal of Personality, 68, 1089-1108 .

Furnham, A. & Cheng, H. (1999). “Personality as predictor of mental health and happiness in the East & West”. Personality and Individual differences. Vol: 29. P.p. 395-403.

Gillespie, N, A., & Martin, N, G. (2006). “Neuroticism as a Genetic Marker for Mood and Anxiety”. In T. Canli (Ed), Biology of Personality and Individual Differences. New York: The Guilford Press.

Gustvsson, J.P.; jonsson, G.E.; Linder, J. & Weinryb, M.R. (2003). The HP5 inventory: “definition and assessment of five health-relevant personality traits from a  five factor model perspective”. Personality and Individual Differences, 35, 69-89 .

Hayes, N. & Joseph, S. (2003). “Big 5 correlates of Three measures of subjective well-being”. Personality and Individual Differences, 18, 663-668 .

Herrick, S.M. Elliot, T.R. (2001). “Social problem solving abilities and personality disorder characteristics among dual-diagnosed person in substance abuse treatment.”.Journal of clinical psychology, issn 0021-9762, 2001, vol. 57, n1, pp. 75-92.

Jensen-Campbell, L. A., Knack, J. M., Waldrip, A. M., & Campbell, S. D. (2007). “Do Big Five personality traits associated with self-control influence the regulation of anger and aggression?”Journal of Research in Personality, 41(2), 403-424.

Jerram KL, Coleman PG.(1999).” The big five personality traits and reporting of healh problems and health behavior in old age”. Br J Health Psychol. 4:181-92 .

Judge, T. A., Erez, A., Bono, J. E., & Thorenson, C. J. (2002). “Are measures of self-steem, neuroticism, Locus of Control and generalized self efficacy indicators of a common core construct?”Journal of personality and Social psychology, 83, 693-710.

Kassinove, H., & Gorman, B. S.(2004). “Cognitive – behavioral therapy for anger in children and adolescents: A meta-analysis”. Aggression and Violent behavior, 9, 247-269 .

Kim, S., Kim, S.-H., & Kamphaus, R. W. (2010). “Is Aggression the Same for Boys and Girls? Assessing Measurement Invariance With Confirmatory Factor Analysis and Item Response Theory”. School Psychology Quarterly, 25(1), 45-61.

Korotkov, D. & Hanna, (2004). “The five factor model of personality: strengths and limitations in predicting Health status, sick-role and illness behavior”. Personality and Individual Differences, 36, 187- 199 .

Lahti, J., Räikkönen, K., Heinonen, K., Pesonen, A.-K., Kajantie, E., Forsén, T., et al. (2008).”Body size at birth and socio-economic status in childhood: Implications for Cloninger’s psychobiological model of temperament at age 60″. Psychiatry Research, 73, 34-47.

Linder, J. R., Werner, N. E., & Lyle, K. A. (2010).” Automatic and controlled social information processing and relational aggression in young adults”. Personality and Individual Differences, 49(7), 778-783.

Master, K. A. (2003).” Personality traits and gender differences in the selection of academic major among Malay students”. Journal Pendidikan, 28, 3-13.

Mastrangelo, P. M., & Jolton, J. A. (2002). “Predicting on the job substance abuse with a written integrit tes”t. Employee Responsibilities and Rights Journal, 13 (2), 95-106 .

Mattews, G., Deary, I. J., & Whiteman, M. C. (2003). “Personality Traits”. New York: Cambridge University Press.

McCrae, R. R., & Costa, P.T. (2004).” A contemplated revision of NEO Five- Factor Inventory”. Personality and Individual Diffrences, 36, 587-596 .

McCrae, R. R., & John, O. P. (1992).  “An introduction to the five factor model and is applications”. Special Issue: the five- factor model issues and applications. Journal of personality, 60, 175-215.

McElroy T, Dowd K. (2007).” Susceptibility to anchoring effect: How openness-to-experience infiuence responses to anchoring cues”. Journal of Judjment and Decision Making; 2 , 48-53.

Melinda, A. S.; Gretchen, J. D.; & Derek, R. H. (2004). “Cognitive behavioral treatment for older adults with generalized anxiety disorder: A therapist manual for primary care setting”. Behavior Modification. 28(1), 73.

Miller, J. D., & Lynam, D. R. (2006). “Reactive and proactive aggression: Similarities and differences”. Personality and Individual Differences, 41(8), 1469-1480.

Moor C, Zimprich D, Schmitt M, Kliegel M.(2006). “Personality, aging, self-perceptions and subjective health: A mediation model”. Int J Aging Hum Dev.63;241-57 .

Morales-Vives, F., & Vigil-Colet, A. (2010).” Are there sex differences in physical aggression in the elderly?”Personality and Individual Differences, 49(6), 659-662.

Muir, T., Beswick, K., & Williamson, J. (2008). “I’m not very good at solving problems: An exploration of students’ problem solving behaviours”. The Journal of Mathematical Behavior, 27(3), 228-241.

Nakano, K. (2001).” Psychometric evaluation on the Japanese adaptation of the aggression Questionnaire”. Behavior Research and Therapy, 32, 853-858 .

Nangel, D. W., Erdley, C.A., Carpenter, E.M., & Newman,j. E. (2002). “Social skills training  as a treatment for aggressive children and adolescents: A devolepmental- clinical integrations”. Aggression and violent Behavior, 7, 169-199 .

Need, A., & De Jong , U. (2007).” Personality traits and gender- specific income expectations in Dutch higher education”. Retrieved November 14, 2007 from: http://www.springerlink. Com.

Piccinin, S. , & Mccarrey, M . (2003).”Import situational Iegitimacy and assertiveness related”. Journal of Current Psychology. 17(1). 48-57.

Richard, B . A. , & Dodge , K . A. (2003). “Social maladjustment and problem solving in school-aged children”. Jornal of Counseling and Clinical psychology.

Seibert, L. A., Miller, J. D., Pryor, L. R., Reidy, D. E., & Zeichner, A. (2010). “Personality and laboratory-based aggression: Comparing the predictive power of the Five-Factor Model, BIS/BAS, and impulsivity across context”. Journal of Research in Personality, 44(1), 13-21.

Sharpe, J. P., & Desai, S. (2001). “The Revised Neo Personality Inventory and the MMPI-2 Psychopathology Five in the prediction of aggression”. Personality and Individual Differences, 31(4), 505-518.

Stack , K . P . , Reynolds , W . M . , &  Kaslow . N . J . (2000) . “Acomparison of relative of self-control therapy and behavioral problem-solving therapy for depression in children.”Journal of Abnormal Child psychology. Vol, 15.No, 1.

Terracciano  A, Costa P.T. (2004). “Smoking and the five-factor model of personality”. Addiction .99:472-81

Terracciano, A., McCrae, R. R., Brant, L. J., & Costa, J. P. T. (2005).”Hierarchical Linear Modeling Analyses of the NEO-PI-R Scales in the Baltimore Longitudinal Study of Aging”. Psychology and Aging, 20(3), 493-506.

Tiliopoulos, N., Pallier, G., & Coxon, A. P. M. (2010).” A circle of traits: A perceptual mapping of the NEO-PI-R”. Personality and Individual Differences, 48(1), 34-39.

Tremblay, P. F., & Ewart, L. A. (2005).” The Buss and Perry Aggression Questionnaire and its relations to values, the Big Five, provoking hypothetical situations, alcohol consumption patterns, and alcohol expectancies”. Personality and Individual Differences, 38(2), 337-346.

Vigil-Colet, A., & Codorniu-Raga, M.J. (2004).” Aggression and inhibition deficit, the role of functional and dysfunctional impulsivity.”Personality and Individual Differences, 37, 1431-1440 .

Watson, D. (2000). “Mood and temperament”. New york: Guilfoird.

Whitfield, K. E., Allaire, J. C., & Wiggins, S. A. (2004). “Relationships among health factors and everyday problem solving in African-Americans.”Health Psychology, 23, 641-644.

Widiger, T. A. (2005).” Five factor model of personality disorder: Integrating science and practice”. Journal of Research in Personality, 39,67-83.

Wilkowski, B. M., Robinson, M. D., & Troop-Gordon, W. (2010). “How Does Cognitive Control Reduce Anger and Aggression? The Role of Conflict Monitoring and Forgiveness Processes”. Journal of Personality and Social Psychology, 98(5), 830-840.

Yakawa, S. (2002).” Diminished sense of self-existence and self-reported  aggression among  Japanese students”. Psychological reports. 90(2), 634 .

[/tab][/tabgroup]

امنیت پرداخت و ضمانت ها

خرید و دانلود فوری

نسخه خلاصه شده و آماده
4.900 تومانبرای دریافت نسخه خلاصه شده

64 صفحه فارسی برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد

فونت استاندارد/bzar/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

بدون نیاز به ویرایش-آماده چاپ و تحویل

دریافت فوری هم با لینک مستقیم و هم ارسال به ایمیل

مقدمه
بیان مساله
ضرورت و اهمیت مساله
اهداف پژوهش
فرضیات پژوهش
پرسش های پژوهش
جامعه و نمونه آماری
پرسشنامه شخصیتی نئو
روش نمره گذاری
پایایی و روایی
پرسشنامه سبک حل مسأله
روش نمره گذاری
روایی و پایایی
پرسشنامه پرخاشگری
روش نمره گذاری
روایی و پایایی
روش اجرای پرسشنامه ها
روش آماری تجزیه و تحلیل اطلاعات

متغیر های پژوهش
تعریف نظری و عملیاتی واژه های اصلی پژوهش
شخصیت
سبک های حل مسأله
پرخاشگری
جمع بندی
پرخاشگری
عوامل مؤثر بر پرخاشگری
نظریه های مربوط به پرخاشگری
نظریه فروید درباره پرخاشگری
نظریه اتیولوژیک لورنز درباره پرخاشگری
نظریه یادگیری اجتماعی پرخاشگری
صورت بندی شناختی رفتاری از پرخاشگری
جنسیت و پرخاشگری
حل مسأله
مؤلفه های حل مسأله
سبک های حل مسأله
شخصیت
نظریه­های زیستی شخصیت
+ فهرست فارسی
مقدمه
بیان مساله
ضرورت و اهمیت مساله
اهداف پژوهش
فرضیات پژوهش
پرسش های پژوهش
+ فهرست فارسی ۳
جامعه و نمونه آماری
پرسشنامه شخصیتی نئو
روش نمره گذاری
پایایی و روایی
پرسشنامه سبک حل مسأله
روش نمره گذاری
روایی و پایایی
پرسشنامه پرخاشگری
روش نمره گذاری
روایی و پایایی
روش اجرای پرسشنامه ها
روش آماری تجزیه و تحلیل اطلاعات

متغیر های پژوهش
تعریف نظری و عملیاتی واژه های اصلی پژوهش
شخصیت
سبک های حل مسأله
پرخاشگری
جمع بندی
+ فهرست فارسی ۲
پرخاشگری
عوامل مؤثر بر پرخاشگری
نظریه های مربوط به پرخاشگری
نظریه فروید درباره پرخاشگری
نظریه اتیولوژیک لورنز درباره پرخاشگری
نظریه یادگیری اجتماعی پرخاشگری
صورت بندی شناختی رفتاری از پرخاشگری
جنسیت و پرخاشگری
حل مسأله
مؤلفه های حل مسأله
سبک های حل مسأله
شخصیت
نظریه­های زیستی شخصیت

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
9.800 تومانبرای دریافت نسخه کامل

127 صفحه فارسی برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد

فونت استاندارد/bzar/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

بدون نیاز به ویرایش-آماده چاپ و تحویل

دریافت فوری هم با لینک مستقیم و هم ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert][/well]


درباره نويسنده

همیشه آرزو داشتم یک تیم را مدیریت و یک ایده خلاقانه را عملی کنم که خودم و ده ها نفر دیگر را به ثروت برساند . از طرفی یک منبع معتبر آموزشی و درآمد زا برای دیگران باشد . اکنون آن رویا ، " نگزاوار " نام دارد.

کامران کامران فر 59 نوشته در *** نِگزاوار *** دارد . مشاهده تمام نوشته هاي

مطالب مرتبط


ديدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.