no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

یتیم-:يتيم از ديدگاه اسلام - نقش يتيمي در بالندگي و شکوفا یی-وظايف فردي مسلمانان نسبت به يتيم


سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

پرداخت امنلینک فوریپشتیبانیضمانت
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

یتیم-:یتیم از دیدگاه اسلام – نقش یتیمی در بالندگی و شکوفا یی-وظایف فردی مسلمانان نسبت به یتیم- وظایف اجتماعی مسلمانان نسبت به یتیم- وظایف حکومت اسلامی در قبال ایتام
zip
بهمن ۷, ۱۳۹۵

یتیم-:یتیم از دیدگاه اسلام – نقش یتیمی در بالندگی و شکوفا یی-وظایف فردی مسلمانان نسبت به یتیم- وظایف اجتماعی مسلمانان نسبت به یتیم- وظایف حکومت اسلامی در قبال ایتام


یتیم-:یتیم از دیدگاه اسلام - نقش یتیمی در بالندگی و شکوفا یی-وظایف فردی مسلمانان نسبت به یتیم- وظایف اجتماعی مسلمانان نسبت به یتیم- وظایف حکومت اسلامی در قبال ایتام

پایان نامه رشته الهیات در ۱۳۹ صفحه
[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

تعریف و تبیین موضوع :

یتیم شدن برای آدمی اتفاقی است که غالباً غیر قابل پیش بینی و پیشگیری می باشد و ممکن است هر لحظه و در هر کجا ، هر فردی با واقعه فوت و از دست دادن پدر و مادرش مواجه شود و این رخداد رویه و روال زندگی او را تغییر دهد.

اما خداوند متعال که بنابر مصلحت عالیه خویش ، بعضی از بندگانش را در چنین شرایطی قرار می دهد ، علاوه بر توجه و عنایت خاص خودش نسبت به آنها ، دستورات و سفارش هایی برای سایر مردم نسبت به رفتار خردمندانه با ایتام فرموده است. امید آنکه در این تحقیق ، گوشه ای از وظایف ما مسلمانان نسبت به یتیمان با استناد به آیات شریفه قرآن بررسی و بازگو شود.

۲– چکیده :

نوشتاری که پیش روی شماست متشکل از چهار فصل است و هرفصل به نوبه خود شامل

بخش هایی می شود.

فصل اول که کلیات نام دارد درباره این مطالب با شما سخن می گوید:

تعریف و تبیین موضوع – چکیده – فواید تحقیق – پیشینه موضوع – روش گردآوری اطلاعات – و در آخر تعریف مفاهیم تحقیق .

در فصل دوم تحقیق : به معرفی شرایط یتیم این گونه می پردازد:

– میزان توجه دین اسلام نسبت به پدیده یتیمی

– همچنین اینکه کودک به هنگام یتیمی چه چیزهایی را از دست می دهد.

– بیان این مطلب که یتیمی پایان همه چیز نیست بلکه می تواند فرصتی برای رشد و شکوفایی استعدادهای فرد شود. سفارش های اسلام درباره یتیمی از جنبه تربیتی و اجتماعی در سه بعد وظایف فردی، اجتماعی و حکومتی آشنا می شوید .

و اما سفارش های اسلام درباره یتیمان از جنبه مالی و حقوقی در فصل چهارم تشریح شده است که با مطالعه آن با مسایلی چون سرپرستی، ارث، اموال سیستم و احکام فقهی مربوط به آنها آشنا می شوید.

 

۳-فواید تحقیق

توضیح علت روانشناختی حساسیت و توصیه به مراقبت اسلام درباره یتیم .

آسیب شناسی بی توجهی و رها کردن یتیمان به حال خود.

آشنایی با نوع نگاه فقهی نسبت به یتیمان جامعه.

۴- پیشینه موضوع

موضوع بررسی شده در این پایان نامه یکی از نکات ظریف و بسیار مهم است که در آیات قرآن به آن توجه شده است و پیشینه آن را عمدتا در تفاسیر و روایات می توان جستجو کرد.

و نیز کتاب هایی در رابطه با مقوله بی سرپرستی نگاشته شده است ، اما تالیفاتی که از منظر قرآنی و روایی به این موضوع پرداخته اند معدود و انگشت شمار هستند .

 

۵- روش گردآوری اطلاعات

برای انجام این تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده است؛ و پس از یافتن منابع مربوط به موضوع از کتاب های تفسیری، حدیث، روان شناسی و اخلاقی با کنار هم چیدن فیش ها و دسته بندی آنها به مطالب نظم و ترتیب داده شد.

 

۶- اهداف تحقیق:

معرفی آیه هایی که درباره یتیمان توصیه هایی داشته اند و بررسی مضمون آنها .

نگاه به وظایف مسلمانان نسبت به ایتام جامعه در بعد فردی، اجتماعی و حکومتی .

تاکید بر جامع و دقیق بودن اسلام نسبت به شرایط ضعفای جامعه.

رسیدن به این نتیجه که یتیمی هرگز مانع پیشرفت موفقیت نیست.

 

۷- واژگان کلیدی

الیتیم: الفرد و یطلق علی کل شی ء یعّز نظیره، قاله الراغب و الجوهری .

یتیم یعنی تنها و بر هر چیز بی نظیری اطلاق می شود.

[ یتیم ] : الیتم، بالضم: الانفراد ، عن یعقوب[۱]

یتم به معنی فرد و تنها بودن است. از یعقوب

یتیم آن است که پدرش قبل از بلوغ او بمیرد و در سایر حیوانات آن است که مادرش بمیرد.[۲]

و الیتیم: الفرد و الیتم و الیتم: فقدان الاب .

الیتیم

آنکه مادرش مرده عجی و آن کس که پدر و مادرش مرده اند لطیم است.

یتم: از دست دادن پدر قبل از رسیدن به سن بلوغ، یتیم:صفت مشبهه، تشبیه: یتمین[۳]

 

یتیم در اصطلاح مفسران

محمد طاهر بن عاشور نوشته است: از نظر عربها، کودکی که تنها مانده و پدرش را که حامی و نفقه دهنده اوبوده، از دست داده یتیم است. وی یتیمی را بعد از بلوغ نمی داند زیرا شخص در آن زمان می تواند از حق خود دفاع کند و حکم شرع نیز بر همین منوال است.

فخررازی نیز معتقد است که دختر یتیم تا زمانی که تنها و منفرد است. ( ازدواج نکرده ) یتیم نامیده        می شود.[۴]

-یتیم در اصطلاح حقوق دانان

در کتب حقوقی از واژه یتیم، صحبتی نشده، اما درباره لفظ «صغیر» که فراتر از آن است نوشته اند صغیر کسی است که تحت ولایت پدر یا جد پدری یا وصی و یا قیم باشد و از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد. در قانون مدنی دوران صغیری از زمان تولد شروع می شود و به هجده سال خاتمه می یابد و در طول این مدت او در حکم غیر رشید است و کسی که به سن مزبور برسد، او را بالغ می نامند مگر اینکه خلاف آن در محاکم ثابت شود. [۵]

الصغر و الکبر :از اسامی متضادی است که با در نظرگرفتن بعضی به بعضی دیگر به کار

هم به اعتبار قدر و منزلت .[۶]

صغر (برون فرس و عنب) :کوکی، مقابل کبر، و آن در مقایسه چیزی با چیز دیگر گفته می شود. خواه به اعتبار زمان باشد یا به اعتبار جثه یا قدر و مرتبه.[۷]

  • صغیر در اصطلاح فقها
  • می شود و رشد عبارت است از حالتی که در آن شخصی، نفع و ضرر خود را در هر یک از اعمال می سنجد و آنرا مراعات نموده در حفظ دارایی خود می کوشد[۸].

فصل دوم

 

یتیم از دیدگاه اسلام

 

بخش ۱: اسلام ، دین همه جانبه و کامل

بخش ۲: توجه به یتیم قبل از اسلام.

بخش ۳: اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک.

بخش ۴: نقش یتیمی در بالندگی و شکوفایی.

بخش ۱:  اسلام دین همه جانبه و کامل است

در راستای عنایت و توجه همه جانبه اسلام به هر یک از شئون حیاتی، حقوقی و اخلاقی افراد و طبقات انسان ها موضوع یتیم و ابعاد حساس و با

کاملترین دین الهی، همواره مستضعفین و محرومین اجتماع را زیر چتر حمایت خویش داشته است و در این بین، ایتام به طور خاص و با نگاه ویژه مورد رأفت و عطوفت قرار گرفته اند.

برای بررسی چگونگی نظر اسلام در حمایت از این گروه خاص، قرآن کریم و احادیث و روایات نقل شده از پیامبر و ائمه اطهار (ع) چون خورشیدی درخشان،

سه مرتبه موضوع یتیم با تعبیرات مختلف مطرح و مورد توجه و امر و نهی قرار گرفته است. در منابع حدیثی بیش از ۵۰ حدیث به طور مستقل یا فرازی از بعضی احادیث از ناحیه پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام درباره یتیم وارد گردیده است که به تفصیل در صفحات ۲

است.[۹]

در نهج البلاغه امام علی علیه السلام- که بیانگر بخشی از راه و رسم آن بزرگوار و نقش حکومتی آن حضرت است- به طور مکرر مسئله یتیم خاطر نشان و مورد سفارش قرار گرفته است.

در کتابهای اخلاقی هم سهمی از مباحث آن ویژه یتیم نوازی، انفاق به یتیم و تربیت یتیم و برحذر داشتن از بی اعتنایی به اوست. در آخر آیه شریفه «ولیخش ا لذین …» – آیه  ۹نساء  – با ایراد جمله «ولیقولوا قولا سدیدا» اشاره به یک نکته در مورد پرورش یتیمان شده که با زبان ملایم و عباراتی سرشار از عواطف انسانی با یتیم سخن بگویند تا ناراحتی درونی و زخم های قلب آن ها

او فوق العاده موء ثر می باشد سستی و بی تفاوتی در این باره موجب پدید آمدن نسلی خواهد شد که در موجودیت امت خدشه وارد نموده، آنچنانکه نابودی و سقوط آن را در پی خواهد داشت. [۱۰]

اسلام بیش از هر دین و آیین دیگری و بهتر از هر موسسه رفاهی و اجتماعی

بزهکاری از مسیر یکایک افراد جامعه حذف شود.لذا تاکید مومنین برای رسیدگی به وضعیت ضعفا و خصوصا ایتام به همین منظور است. [۱۱]

از لابه لای این توجه و عنایت نسبت  به کودک، لطف الهی را مشاهده می کنیم زیرا مشکلی را که جامعه در همه ی دورانها و مراحل

دیگر «جامعه» اعضایی از خود را که باید پشتوانه ای برای آن باشند از دست می دهد و از ناحیه افرادی متضرر می

امری حتمی می بود. پس حساسیت به پرورش مناسب و دقیق  ایتام به همین منظور است تا مبادا آنها  دچار سرگردانی شده و در بین جامعه نمایشگر یک انسان آسیب دیده و محروم گردند.

پس سستی و سهل انگاری در کار یتیم برابر با سستی در مورد جامعه و نابودی موجودیت آن – که حافظ و پشتوانه ی زندگی عموم انسان هاست خواهد بود. [۱۲]

فصل دوم

بخش ۲: توجه به موضوع یتیم قبل از اسلام

الف- یتیم در دیگر ادیان الهی

ب- یتیم در دوره ی جاهلیت

بخش ۲:  توجه به یتیم قبل از اسلام

 

الف- یتیم در دیگر ادیان الهی

همانطور که دیدیم در دین مقدس اسلام نسبت به رعایت حال و حفظ حقوق یتیم، توجه فراوانی شده است. لیکن این توجه اختصاص به اسلام ندارد، بلکه پیش از اسلام نیز، آن را از سنن الهی می یابیم. آیه ی ذیل به این نکته اشاره می کند:

        « وإذ أخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون إلا الله و بالوالدین احسانا و ذی القربی و الیتامی و المساکین و قولوا للناس حسنا و أقیموالصلوه و آاتو الزکوه ثم تولیتم إلا قلیلا منکم و أنتم معرضون» (بقره/ ۸۳)

ترجمه : به یاد آرید آن هنگام را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز

پیمان الهی (به ویژه میثاق مقدس احسان به یتیم) که از بنی اسرائیل گرفته شده، اختصاص به آنها ندارد بلکه پایه های حقیقی همه ی ادیان الهی است.

رحمت و عنایت (نسبت به دیگران) از جمله قواعدی است که دین محکم الهی بر آن بنا شده، و رعایت حال یتیم، همان چیزی است که به همه افراد بشر ابلاغ گردید تا کودک یتیم بی سرپرست نماند ودر اثر بی توجهی به او، تبدیل به عضوی تهیدست از سرمایه ی مادی و معنوی و مایه ی ننگ و عار برای دیگران نشود۱.

حضرت مسیح (ع) نیز

و بی عیب را تفقد یتیمان و بیوه زنان در مصیبتشان دانسته و خداوند را کمک یتیمان معرفی کرده است۲. .

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

سنت فرزند خواندگی در امت های گذشته :

موضوع دیگری که دربین ادیان پیش از اسلام مطرح بوده، امر سرپرستی و نگهداری یتیم است که به صورت فرزندخواندگی تحقق می یافته است. اکثر جوامع و ملل گذشته و حاضر، فرزند خوانده را چون فرزند نسبی خود شمرده،

در گذشتن از پل صراط است. در بعضی از اقوام و قبایل به منظور برقرار ساختن صلح و تحکیم مبانی دوستی میان دو قبیله، فرزندان یکدیگر را  فرزندخوانده خود می سازند.[۱]

ب- یتیم در دوره ی جاهلیت :

با بررسی وضعیت زندگی مردم و شرایط یتیم در ابتدای پیدایش اسلام و شرایط حاکم بر منطقه عربی، به فلسفه تاکیدات پی در پی اسلام درباره ی رعایت حال

شرایع انبیا گذشته نبوده اند.

این اوضاع و شرایط برای آنان یک جامعه بدوی و بی اساس که مخلوطی از آداب و رسوم یهود و نصاری و مجوس بود بوجود آورده بود، و مردم نیز در

وشراب، خمر و زنا فضیلت به شمار می آمد و خون و مردار و هسته خرما می خوردند.

در آن بین زنان هم از مزایای انسانی محروم بودند و به هیچوجه مالک اراده و اعمال خود نبودند و میراث به آنها نمی  رسید. فرزندان منتسب به پدران می شدند ولی هنگام کودکی از ارث محروم بودند. تنها فرزندان کبیر میراث را تصرف می کردند و از جمله چیزهایی که به ارث می بردند زن شخص متوفی بوده و به طور کلی دختران چه صغیر و چه کبیر و همچنین پسران صغیر از ارث حقی نداشتند.  اگر  کسی

می مرد و فرزند صغیری از خود باقی می گذارد، اشخاص زورمند سرپرستی اموال یتیم را به عهده گرفته و اموال وی را می خوردند و اگر این فرزند یتیم دختر می بود، با او

تبنّی (به فرزندی گرفتن) در جاهلیت بدین گونه صورت می گرفت که عرب جاهلی بیشتر به خاطر میل مفرط به پسر داشتن و یا بر اثر ترحم یا تحت تاثیر نبوغ و هنر و شجاعت پسری، او را به فرزند خواندگی قبول یا انتخاب می کرد. آنها وقتی کودکی را فرزند خود می خواندند احکام فرزند صلبی را در حق او اجرا می کردند، یعنی اگر دختر بود، ازدواج با او را حرام می دانستند و چون پدر خوانده می مرد، به او نیز مانند سایر فرزندان ارث می دادند و همچنین سایر احکام پدر و فرزندی را در مورد او اجرا می کردند و اسلام این عمل را نیز لغو کرد.[۲]

تدبر در آیات و خطاباتی که نخست در مکه و سپس بعد از قدرت اسلام در مدینه نازل شد و اوصاف آنها را مورد بررسی قرار داده است و همچنین دقت در مذمت و سرزنش هایی که نسبت به آنان شده و مطالعه در نهی های شدید و ضعیفی که متوجه آنان گشته است بزرگترین سند صحت مطالبی است که به آنان نسبت دادیم.

اسلام دین عدالت و برابری، و سرچشمه ی رحمت و عدالت، به گرفتن دست ضعفا

اگر در راستای تشریع و قانون گذاری سهم قابل توجهی از قوانین اسلام اختصاص به یتیم پیدا کرده و یتیم از درجه ی بالایی از اهمیت برخوردار گردیده است. ۱

فصل دوم

 

بخش ۳: اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک

 

الف- نقش ریشه ای خانواده در تربیت

ب- نقش پدر در رشد فرزند

ج- وظایف پدری

د- نقش مادر

و- خانواده اسلامی و یتیمان

 

بخش ۳-اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک

همانطور که در ابتدا گذشت پدیده یتیمی مسأ له ای است که نوع رفتار مناسب با آن در دین عزیز اسلام از ۱۴ قرن پیش از این ، مورد توجه و تاکید بوده است. حال قبل از آنکه وظایف خود را در قبال یتیمان بدانیم بهتراست با شرایطی که یتیم در آن زندگی می کند آشنا شویم.

بعد عاطفی انسان، جنبه ای حساس و ظریف است که در صورت به خود وانهادگی و عدم تربیت درست به کور کردن بعد معنوی و عقلی انسان می

حکام و قدرت های ستم پیشه بی تفاوت بوده و دردی احساس نمی کنند گویی عاطفه آنها به خواب عمیقی فرو رفته است.

چنین زمینه

می کند.

در این بخش سعی می کنیم ابتدا نقش مهم خانواده و هر یک از اعضای آن را توضیحی مختصر بدهیم تا بتوانیم تصور درستی از مسایلی چون محرومیت از مهر پدر و مادر و یا هر دو پیدا کنیم و عوارض هر کدام را بدانیم تا در آخر لزوم بذل توجه و احترام به یتیم را نتیجه بگیریم.

 

الف- نقش ریشه ای خانواده در تربیت

همه ی مکاتب و ادیان، درباره ی تعلیم و تربیت کودکان، به خانواده ها توصیه هایی کرده اند، اما کمتر دین و مکتبی درباره ی مسائل جزئی تربیت و

تا آخرین گام نیز به همراه کودکان و نوجوانان خواهند بود؛ اگرچه معلم و مدرسه و امکانات دیگر به کمک خانواده ها می شتابند. ۱

کودک بیشتر تحت تاثیر والدین است و از نظر فکری، ‌تحت تاثیر آنان قرار دارد. در خانواده است که کودک با مسئولیت های مختلف فردی و اجتماعی آشنا شده و نحوه ی رفتار و روابط صمیمانه با دیگران را می آموزد و کلا خانواده در تکوین و شکل گیری شخصیت کودک اثر ریشه ای و مهمی دارد.

روش های تربیتی موجود، خانواده را از لحاظ تربیتی در حاشیه قرار می دهد و وظیفه ی

در ادای این وظیفه بزرگ، پشتیبان و حامی خانواده ها باشند.[۳]

مرد مسلمان وظیفه ی نظارت بر اعمال و عقاید افراد خانواده اش را بر عهده دارد و این رسالت تربیتی که راهنمای اعضای خانواده بسوی سعادت باشد، بر دوش است. چنانچه قرآن می فرماید:

وأمر اهلک بالصلوه و اصطبرعلیها.[۴]

خانواده خود را به نماز فرمان بده و بر نماز آنها شکیبا باش.

می گویند هنگامی که این آیه بر پیامبر گرامی اسلام (ص) نازل شد،‌روزی پنج نوبت به در خانه ی علی و زهرا می رفت و به این خانواده الگوی اسلامی را توصیه می کرد که:

«الصلاه، الصلاه، یرحکم الله : نماز را برپای دارید، خدا شما را رحمت کند

و بدین ترتیب، رهبر بزرگ اسلام به عنوان بزرگ خانواده و پدر و پدربزرگ، گام به گام در تربیت کودکان خانواده حرکت می کرد[۵]

.مردم شایسته، همانگونه که بخود می اندیشند، به فرزند خود نیز می اندیشند. قرآن کریم در ترسیم سیمای عصمت گونه ی آنها چنین می فرماید:

        «حتی إذا بلغ أشده و بلغ أربعین سنه قال رب أوزعنی أن أشکر نعمتک التی أنعمت علی و علی والدی و إن اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لی فی ذریّتی»[۶]

ترجمه : همین که به حد رشد رسید و چهل ساله شد، گفت: پروردگارا! به من الهام کن که نعمتت را که به من و والدینم داده ای سپاسگزاری کنم و عمل صالحی که موردپسند تو باشد، انجام دهم و ذریه مرا به خاطر من شایسته گردان.

ب- نقش پدر در تربیت کودک

تربیت محصول مراقبتی دایمی که از نشو و نمای انسان وروند رشد وی به عمل می آید است. و در این بین حضور فعال و مثبت پدر در خانواده

پدر از دیدگاه کودک، چهره ی شاخص و برجسته خانواده تجلی می کند و در ذهن و روان کودک جای گرفته و انسانی است که رفتار و عملکرد و گفتارش برای کودک حساب شده به نظر می آید. دردیدگاه کودک

می شود.[۷]

براساس تربیت والدین است که طفل در آینده در زندگی آرامش داشته یا بی قرار و نامتعادل می شود.

از آیات سوره ی مبارکه ی آل عمران، آیات ۳۳ تا ۳۷ و آیه ۲۸ سوره ی مبارکه ی مریم استفاده می شود که رشد و کمال انسان بستگی به ارتباط او با چهار واقعیت دارد: پدر با ایمان، مادر مومنه، معلم پاک و دلسوز و غذای حلال.

آیه ۲۸/مریم: «یا أخت هارون ماکان أبوک إمرأسوء و ماکانت أمک بغیا». ای خواهر هارون تو را نه پدری ناصالح و نه مادری بدکار بود!

آنگاه که یهودیان، مسیح را در دامن مریم دیدند ( مریمی که دختر بود و شوهر نداشت) این مسئله برای مردم ثابت بود که فرزند انعکاسی از روحیات و خلقیات و حقایق وجودی پدر و مادر است و توقع پاکی را از مریم در درجه نخست به خاطر پاکی پدراو داشتند.[۸]

 

ج – وظایف پدردر خانواده

برای اینکه پدری مسئولیتش را به نحو مطلوب انجام دهد لازم است توجه ویژه به تربیت و رشد و کمال فرزندش داشته باشد و با عمل ، و اخلاق نیک و آموختن

از سوی پدر به انجام می رسد. از وظایف پدر ایجاد اعتماد بین خود و فرزندش است. وجود این رابطه ی مستحکم موجب می شود که پدر، مشکلات فرزندان خود را درک کند تا آنان به تصمیمات و خواسته های او احترام بگذارند.

این خانواده است که باید آگاهی و قدرت تشخیص فرزندان را نسبت به ارزش ها و ضد ارزش ها بالا ببرد. و آنگاه این امر محقق می شود که پدر بتواند ارزش هر چیزی را صحیح و بجا در ذهن کودک جایگزین کند وبه این منظور بایستی پدر یک الگوی تمام عیار باشد تا فرزندانش از او پیروی کنند زیرا اعمال کودک تماما تقلیدی است. [۹]

تقویت و رشد اعتقاد مذهبی در کودک گامی مهم در نحوه ی تربیت درست فرزندان است.

عمل والدین خواهد گذاشت. [۱۰]

از دیدگاه رسول اکرم (ص) و امامان بزرگوار، پدر در خانه همچون امیر مملکت که مسئول همه جامعه است مسئول زن و فرزند است و ایشان سفارش کرده اند که فردای قیامت پدر در معرض مؤاخذه حق است و اینچنین پدران خانواده ها را متوجه موقعیت خطیری که دارند،‌ نموده اند.

تمام پدران بهترین اسوه و سرمشق هستند.[۱۱]

رسول حق (ص) فرموده اند: «حق الولد علی والده أن یعلمه الکتابه، والسباحه، والرمایه و أن لایرزقه إلا طیبا» بر پدر لازم است به  فرزندش نوشتن، شنا و تیراندازی تعلیم دهد و جز روزی پاک و حلال به او ندهد.[۱۲]

 

د – نقش مادر

آنکه در زندگی فرزندان از ابتدا و نیز در تمامی مراحل رشد  فرزند نقش ریشه ای و اساسی دارد، مادر است. در اکثر دوره ها و برنامه های طول حیات انسان،

او باز نکرده است.

با توجه به فرامین اسلام، بهتر است کودک خصوصا در هفت سال اول زندگی آزاد و در خانه، کنار مادرش باشد تا از نظر عاطفی به خوبی ارضا شده و خوی و عاطفه اش شکل گیرد و به همراه بازی، معارف اولیه به او یاد داده شود تا ضامن آینده درخشانی برای وی گردد. [۱۳]

حضرت صادق (ع) فرموده اند: «الغلام یلعب سبع سنین و یتعلم الکتاب سبع سنین و یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین»

کودک در خانه پدر و مادر هفت سال بازی کند، هفت سال دیگر قرآن بیاموزد، هفت سال دیگر زمینه یادگیری حلال و حرام برایش فراهم شود[۱۴].

بچه هایی که در کودکی پدر خود را از دست می دهند، با خلاء وجود سرپرستی مهربان

د آمده در این کودکان ممکن است باعث شود رابطه آنها از محیط اطراف گسسته و آنها فاقد توان و قدرت بسیاری از کارها و برنامه ریزی ها شوند.

در این هنگام است که هشیاری و درایت مادران دانا می تواند این خلاء وجودی پدر را با اجرای نقش دو جانبه پر کرده و شخصیت های علمی، اجتماعی و سیاسی و برجسته ا ی را تحویل جامعه دهند که نه تنها سربار نبوده بلکه عنصر مفید وسازنده ای باشند[۱۵]. به همین منظور مادران باید نیازهای خاص این کودکان را بشناسند و با استفاده از ظرافتهای تربیتی درصدد رفع آن برآیند.

نقش مادر در تربیت کودک به قدری مهم و موثر است که خداوند متعال در قرآن کریم بهشت را برای مادران وعده داده است، همچنین رسول اکرم(ص) در تاکید اهمیت نقش مادر می فرمایند:

« سه نفر در روز قیامت که سایه ای جز عرش خدا نیست. در زیر سایه آن قرار می گیرد.

۱-کسی که با خویشان خود نیکی کند.

۲-زنی که شوهرش بمیرد و کودکان صغیری باقی بگذارد، بگوید من با وجود یتیمان خود ازدواج نمی کنم تا اینکه خداوند آنان را بی

افراد دارد، در اینجا

رسول خدا (ص) نیز نگهداری و پرورش فرزندان یتیم را توسط مادران آنها درج نهاده و مقدم بر امر ازدواج می داند [۱۶]

و – خانواده اسلامی و یتیمان

دریافتیم که در اسلام همه ی افراد خانواده از جایگاه و وظایف ویژه ی خود برخوردارند که هر کدام اهمیت خاص خود را دارند و از آنجا که بهزیستن و موفقیت در زندگی فرد مسلمان، به تنهایی و منهای خانواده و اجتماع مطرح نیست، هر یک از اعضای خانواده- که کوچکترین اجتماعی در امت و جامعه است- باید تلاشش را در جهت بهزیستی خانوادگی و اجتماعی انجام دهد.

در این برنامه و نظام اجتماعی هر گونه اقدامی که منجر به تضییع نقش اعضای خانواده و عدم وابستگی افراد به این نهاد مقدس شود، محکوم است لیکن هر گونه عملی که قوام خانوادگی را تقویت کند، دارای ارزش و قداست است. بچه ی یتیم، بزرگترین صدمه ای که متحمل می

آماده است تا او را پناه دهد و نقش و جایگاه او در خانواده را تقویت و پاسداری کند؛ در اسلام بسیار مورد تحسین و تمجید قرار می گیرد ۱.

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده اند: «خیر بیوتکم بیت فیه یتیم یحسن الیه و شر بیوتکم بیت یساء الیه» بهترین خانه های شما خانه ای است که در آن یتیمی باشد و به او نیکی شود و بدترین خانه های شما خانه ای است که در آن یتیمی باشد و به او بدی شود ۲.

اگر دیگر خانواده ها به این کودکان بی گناه که ناخواسته در شرایط نامناسب از نظر جایگاه وپناهگاه امن خانواده قرار گرفته اند توجه نکنند و دست آنها را در مشکلات نگیرند و آنها را بی پناه و یاور تنها بگذارند، این کودکان به خاطر نداشتن راهنما و دلسوزی مهربان راه را از چاه نمی شناسند و دچار انحطاط اخلاقی می شوند. زیرا خلاء عاطفی که در وجود ایتام بوجود می آید می تواند زمینه ساز بعضی بدبینی ها و انحرافات عقیدتی و بدنبال آن اعمال مخالف اخلاق شود. این نکته در بخش «وظایف اجتماع در مقابل ایتام» و «سرپرستی» مفصل تر خواهد آمد.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

بخش ۴: نقش یتیمی در بالندگی و شکوفایی

 

الف – کودکی حضرت محمد ( ص )

ب – یتیمان دیروز ، بزرگان امروز

تا اینجا دریافتیم کانون خانواده و اعضای آن نقش زیربنایی و اساسی در چگونگی تربیت کودک و تشکیل شخصیت وی دارند. همانطور که می دانیم آدمی از زمان کودکی به شدت تحت تاثیر محیط اطرافش قرار می گیرد. و با دقت در اجزای شخصیت یک فرد نشانه ها و بازتابهایی خواه مثبت و یا

و اوست که اسباب آسایش و رفاه اعضای خانواده اش را فراهم می کند و موجب نظم و قوام هر یک از اعضای خانواده در نقش خودشان می شود. حال واضح است که اگر این عضو مهم در خانواده به هر علتی از این گروه حذف شود، مشکلات و گرفتاری هایی برای همسر و فرزندان او پدید خواهد آمد.

با اتفاق چنین حوادثی در خانواده ها، کودکان خانواده بیش از بقیه ی اعضا ضربه می خورند چون آنها تازه در آغاز راه رشد و تشکیل شخصیت هستند، پس مردم دیگر که در اطراف آنها هستند باید صادقانه و آگاهانه به فکر کمک به این نونهالان اجتماع باشند که هر چه بهتر و در جهت مثبت رشد پیدا کنند و فرد مفیدی برای جامعه شان واقع شوند.

ها و مصایب یتیمی را به عنوان درسی برای شناخت بهتر زندگی دریافت

می کنند.

چه بسیارند کودکان با استعدادی که وقتی در کودکی یتیم شدند باهوش وتیزبینی خود به تحلیل مسایل پیرامون خود پرداختند وزودتر از همسن و سالان خود که در رفاه و سایه پدر و مادر بودند، به بلوغ فکری و شناخت درست از زندگی رسیدند. اینگونه کودکان چون در مراحل سخت زندگی تکیه گاه ثابت و مطمئنی ندارند سعی می کنند با اتکا به خود و باور توانایی هایشان به پیش روند که همین اعتماد به نفس بالا موجبات موفقیت های بزرگ در جوانی و طول زندگی ایشان می شود.

اگر بخواهیم از این نمونه افراد نام ببریم درصدر همه آنها فخر تمام عالمیان و گل سرسبد تمام انسان ها در همه ی دوران ها حضرت

کنیم که دوران کودکی شان با درد یتمی همراه بوده است.

الف  – کودکی حضرت محمد (ص):

پیغمبر اکرم (ص) یتیم زاده شد. بجز ایشان برخی دیگر از اسوه های پانزده گانه (ائمه اطهار (صلی الله علیهم اجمعین)) نیز طعم یتیمی را با از دست دادن پدر یا مادر یا هر دوی ایشان چشیده اند.

حضرت محمد(ص) هنوز به دنیا نیامده بود که پدر خویش را از دست داد.

دینه به مکه باز می گشت مادر آن بزرگوار نیز بیمار شد و در «ابواء» در نزدیکی مکه از دنیا رفت و در همانجا به خاک سپرده شد. با مرگ مادر یتیمی وی کامل شد.

دو سال بعد هم در حالیکه پیامبر (ص) هشتمین سال زندگی خود را پشت سر می گذاشت پدربزرگ

جز نوازش و احترام و محبت سرپرستان را ثبت نکرده است. [۱]

با اینهمه پیامبر یتیم بودو یتیمی بر روان مستعد و روح بزرگ او تاثیرات عمیقی برجای گذاشت. مهمترین این تاثیرات استقلال شخصیت او بود.

افتد و یا در جان او رسوخ یابد.

وی جز فطرت خود که بر آن زاییده شده بود عامل تربیتی دیگری نداشت و مطمئن ترین راهنما را بعد از همه ی راهنماها، فطرت خویش می یافت.

در نتیجه جامعه برای او که همچون سایر جوانان مطابق با سنت ها و ارزشهای مورد قبول

نماید. اما نقش ها و وظایف و ارزشهای آن جامعه به هیچ وجه با آنچه او در فطرتش می یافت سازگاری و تطابق نداشت. جامعه دیگر باید می شد و ارزشها دیگر، تا با فطرت او سازگار افتد و برای او نقشی داشته باشد.

یتیمی اینچنین فرصت شکوفایی و تحکیم ارزشهای فطری را در جان پیامبر(ص) فراهم آورد، از سوی دیگر همین یتیمی او را به یافتن یگانه ملجأ و پناه و قدرتمندترین تکیه گاه در زندگی تشویق کرد.

هیچکس نمی تواند نیاز عمیق او را به یک تکیه گاه مطمئن و جاودان که در هر شرایطی از پشتیبانی و حمایت او دست برندارد پاسخ گوید.

قرآن آنجا که می گوید: «الم یجدک یتیما فآوی» (آیا تورا یتیم نیافت و پناهت داد. الضحی/ ۶)

باید به پناهی بزرگتر از ابوطالب و عبدالمطلب اشاره داشته باشد؛ یعنی به خداوند رحمان، بزرگترین، قدرتمندترین و مهربانترین پناه دهنده هستی.

و نیز اکثر ائمه (ع) یا در دوران کودکی، یا در دوران نوجوانی و جوانی، رنج یتیمی را با فقدان مادر یا پدر یا هر دو احساس کرده اند. یتیمی همه این بزرگواران به دنبال خود نه تنها درد  فراق را می آورده، بلکه مسئولیت هایی را ناگهان بر دوش ایشان می نهاده است که امر خودسازی را برای آنان بس خطیر و حساس می ساخته است. [۲]

حکمت و راز یتیم بودن پیامبر اکرم (ص) :

بررسی روایات مختلف از معصومین در این باب بیان کننده ی این هستند

نکه خداوند او را تربیت کند و هیچ مخلوقی بر او منت نداشته باشد.

مفسرانی چون وهبه زحیلی و میبدی نیز به برداشت هایی در این باره اشاره می کنند:

وهبه زحیلی ضمن آنکه حکمت این امر را، درک منزلت و موقعیت یتیمان و قیام برای اصلاح امر و دادن حقشان دانسته ،  رسیدن به مقام والای کرامت و نبوت را با وجود یتیمی و فقر آن حضرت، نوعی اعجاز دانسته می گوید: خداوند او را تربیت و تأدیب کرد و مورد حمایت قرار داد تا او نیز با خلق خدا به خصوص یتیمان آنگونه رفتار کند.[۳]

میبدی نیز چنین اظهار می کند: برای اینکه آن حضرت اولین کسی باشد که با وجود فقر

 یتیمان لطف کن           ای غریبی کرده اکنون  با غریبان  کن  سخا[۴]

ب- یتیمان دیروز ، بزرگان امروز :

سعدی :

شیخ مشرف الدین، مصلح بن عبدالله شیرازی که لقب او «افصح المتکلمین» است، هنوز کودکی بیش نبود که از سرپرستی پدر محروم گردید و در اثر فقر، توانایی رفتن به مکتب نداشت.

آورده اند که سعدی در یک نانوائی مشغول به کار شد، اما در اثر شوق و علاقه ای که به خواندن و نوشتن داشت گاهی قطعه های کاغذ را در کوچه ها برمی داشت و به خانه می برد و روی آن چیز می نوشت و مشق انجام می داد؛ و نخست بدین وسیله خواندن و نوشتن را آموخت!

بهرحال سعدی با وجود اینکه پدر و سرپرست زندگی خود را از دست داده و با مشکلات سخت مالی و معیشتی هم دست به گریبان بود در شیراز و سپس در مدرسه ی نظامیه بغداد به تحصیل پرداخت؛ و طی سفرهای زیارتی و تحقیقاتی به حضور علما و دانشمندان بزرگ رسید. وی در سال ۶۵۵ کتاب بوستان را نوشت ودر سال ۶۹۴ بعد از ۹۰ سال، زندگی را بدرود گفت. از این جهت که سعدی خود درد یتیمی را احساس کرده بود، طی یک سلسله توصیه های اخلاقی و حقوقی نسبت به یتیمان چنین سروده است ۱:

پدر مرده را، سایه بر سر فکن        غبارش بیفشان، و خارش بکن

چو بینی یتیمی سرافکنده پیش     مده بوسه بر روی فرزند خویش

از سرش   تو در سایه خویش می پرورش

من آنگه  سر نامور داشتم        که سر بر کنار پدر داشتم

مرا باشد از درد طفلان خبر       که در طفلی از سربرفتم پدر ۲

 

 

شمس الدین محمد حافظ :

حافظ شیرازی (۷۲۴-۷۹۲هجری) از جمله افرادی است که در کودکی از داشتن پدر محروم شد و بی سرپرست ماند، در شرایط سختی امرار معاش می کرد، و در نهایت فقر و تنگدستی تحصیل علم و دانش نمود. ۱

لئونیکلایویچ تولستوی :

نویسنده ی بلند پایه روسی، در ۲۸ اوت ۱۸۲۸ میلادی در دهکده ای واقع در شهرستان تولا در ۱۱۰ کیلومتری مسکو پا به عرصه ی وجود گذاشت.

و دانشگاهی

ام هایی برای اطفال زیر دو سال تاسیس کرد.

آقای تولستوی که در زندگی خود منشاء این همه آثار و خدمات فرهنگی شد و به مقام بلند نویسندگی و شخصیت جهانی رسیده کسی بود که پیش از آنکه به سن دو سالگی برسد، مادر خود را از دست داد و هنوز نه سال تمام نداشت که پدر او چشم از جهان بست و طولی نکشید که سرپرست او هم از دنیا رفت. و این کودک یتیم در سایه ی بکارگیری استعداد و قدرت اراده خویش توانست، به آن همه مقام بلند علمی و فرهنگی دست یابد. ۲

برتراند راسل

ریاضیدان و فیلسوف بزرگ انگلیسی، برنده ی جایزه ادبی نوبل(در سن ۸۱ سالگی) بخاطر دفاع همیشگی از آزادگی ، فکر و صلح گردید. او در ۱۴ سالگی چون نه پدرش زنده بود و نه مادرش، مادربزرگش به پرورش او کمربست. کتاب «ریشه های ریاضیات» او که در سال ۱۹۰۳ انتشار یافت چنان تکانی به ارکان دانش زمان وارد

های مولود جنگ سرد و گرم مقاومت کند.

از دیگر نام آوران و دانشمندان بزرگی که روزگاری یتیم و بی سرپرست بوده اند و زمانی هم از مشاهیر جامعه ی انسانی گردیده اند بدین ترتیب نام می بریم.

کانت ، فیلسوف شهیر آلمانی (۱۸۰۴-۱۷۲۴) میلادی

نیکلا کوپرنیک ، ستاره شناس مشهور لهستانی (۱۵۴۳-۱۴۷۳)

گئورگ

توجه به تجارب و موفقیت هایی که در تاریخ زندگی تعدادی از عالمان دانشمندان جامعه ی بشری مطالعه کردیم بدست آوردیم،

از کامیابی و پیروزی قرار دهد، زیرا فقط یتیم واقعی کسی نیست که پدرومادرخود را از دست داده است. براستی چه زیبا و ارزشمند است ، شعری که امام علی(ع) فرموده اند:

لیس الیتیم الذی قدمات والده            إنّ الیتیم، یتیم العقل و الحسب۱

یتیم کسی نیست که پدرش مرده باشد،‌بلکه یتیم واقعی کسی است که از نعمت عقل و اصالت

های فراوان است که انسان به مقام های بلند و آسایش همیشگی می تواند دست یابد


متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

حمایت تربیتی و اجتماعی از یتیم در دین اسلام

بخش ۱: وظایف فردی مسلمانان نسبت به یتیم

بخش ۲: وظایف اجتماعی مسلمانان نسبت به یتیم

بخش ۳: وظایف حکومت اسلامی در قبال ایتام

اسلام و توجه همه جانبه به یتیمان

مجموعه قوانین اسلامی سرپرستی یتیم را از دو جهت مورد توجه و حمایت قرار داده است: اجتماعی و مالی.

در این دو زمینه برای یتیم بعنوان فردی که سرپرست خود را از دست داده، قوانینی وضع

پدری شود. و از سوی دیگر برای او احکامی در مورد رعایت حقوق مالی اش وضع نموده، چرا که این حقوق در معرض تسلط قدرتمندان می باشد. [۱]

 

بعد اول: حمایت اجتماعی

از آنجا که دوره ی آغازین زندگی از نظر پرورش و پناه دادن کودک، اهمیت بیشتری دارد، باید او در این دوره از محبت و دلسوزی خاصی برخوردار باشد تا تلخی یتیمی را فراموش کند و این مهر، خلاء ناشی از

یابیم که این نقطه، آغاز توجه اسلام نسبت به یتیمان است.[۲]

آیه های ۶ تا ۹ ضحی:

ألم یجدک یتیما فآوی و وجدک ضالا فهدی و وجدک عائلا فاغنی فأمّا الیتیم فلا تقهر.

ترجمه : آیا خدا تو را یتیمی نیافت که در پناه خود جای داد و ترا ( در بیابان مکه) گمراه (و حیران) یافت، پس راهنمایی کرد و باز ترا فقیر (الی الله) یافت ( و به سرمایه نبوت) توانگر نمود پس تو هم یتیم را هرگز میازار.

این آیات کریمه بیانگر درس کاملی است نسبت به همه ی آنچه یتیم در زندگی اجتماعی خود بدان نیازمند می باشد و مجموعا به بیان مراحلی می پردازد که دیگران برای رسانیدن فرد یتیم به هدف موردنظر باید بپیمایند.

بنابراین مشکلاتی که کودک یتیم در آغاز امر با آن مواجه و روبه رو می شود عبارتند از :

مسکنی که به آن پناه برد.

مالی که بر او انفاق گردد.

تربیت صحیحی که دربرگیرنده تادیب و آموزش وی باشد .

بعد دوم: جنبه مالی یتیم

ملازمه ای بین کلمه یتیم با فقر وجود ندارد، پس چه بسیارند ایتامی که دارای اموالی می باشند در حدی که دیگران همانند آنرا ندارند. مشکل ایتام ثروتمند کمتر ازمشکل ایتام فقیر نیست چرا که تسلط بر آن اموال یا تصرف در آنها بنحوی که مصلحت یتیم نباشد، مسئله ای است که شارع آن را مدنظر قرار داده.بهمین جهت آیات بسیاری در قرآن ، بر احترام مال یتیم و خودداری از تصرف در آن (مگر بنحوی که مصلحت او رعایت شده باشد) تاکید ورزیده است. [۳]

اموال یتیمان به همراه مال خود فرد. آیات دیگری که به مضمون دوری از مال یتیم وارد شده اند به عاقبت سوء این امر خبر داده اند، زیرا اگر انسان از عقوبت در امان باشد ممکن است مال یتیم را ضمیمه مال خود نماید تا از همه آن به نفع خود بهره برداری نماید و کودک یتیم را بحال خود رها نموده تا از سختی های این زندگی

و احقاق حق در امان باشد.اینک در این فصل ابتدا به جنبه اجتماعی و تربیتی یتیم در قرآن می پردازیم و در فصل چهارم احکام و حقوق مالی یتیم را بررسی می کنیم.

فصل سوم:

 

 

بخش ۱: وظایف فردی مسلمانان نسبت به یتیم

الف- اکرام یتیم

ب- نهی از ظلم به یتیم

ج- برخورد صحیح با دختران یتیم

د-خطرعقوبت برخورد نادرست با یتیم

بخش ۱: وظایف فردی مسلمانان نسبت به یتیم

 

الف- اکرام یتیم

احترام به شخصیت انسانی هر فرد از جمله اموری است که اسلام به آن تاکید دارد زیرا موجب تقویت

یتشان نمایید.

و چون طفل یتیم که پدر و حامی خودرا از دست داده نباید احساس خواری و حقارت کند و نیز برای جبران کمبود عاطفی اش بیش از هر شخص دیگری به این اکرام و احترام نیازمند است، آن حضرت در سخنان خود چنین سفارش نموده اند: یتیمان را همانگونه احساس و اکرام کن که فرزندانت را.

و چنین است که پیامبر اسلام (ص) و ائمه هدی از نسل ایشان جملگی بر مهربانی و نوازش یتیمان

را گرامی نمیدارید (۱۷) ویکدیگر را بر اطعام نیازمندان تشویق نمی کنید

(۱۸)

خدا برای آزمایش انسان گاهی او را در محرومیت قرار می دهد و گاهی نعمت می دهد. وقتی به او نعمت می رسد، می گوید خدا مرا گرامی داشته و آدمی چون

آنها نمی رسید و یکدیگر را بر اطعام بی نوایان ترغیب نمی کنید.

نکته قابل توجه آیه ی مذکور این است که در مورد یتیم اکرام را مطرح نموده زیرا عاطفه ی یتیم به دلیل از دست دادن پدر جریحه دار شده است و بیش از غذا به محبت های پدرانه و اکرام نیاز دارد.

آیات ۲۰-۱۹ این سوره به میراث را یکجا خوردن و حق بقیه را تصرف کردن اشاره دارد و موجب اصلی این گناهان را مال دوستی و دلباختگی انسان به دنیا معرفی می کند که حلال و حرام را نمی شناسد و حب مال انسان را چنان حریص می کند که مال یتیم و ارث دیگران و مال حرام را به سوی خود جلب می کند. [۴]

ب: نهی از ظلم به یتیم

تجاوز به حقوق دیگران، یکی از آفت های اجتماعی است که در جامعه رخ می دهد و آن را در زبان فرهنگ اسلامی به «حق الناس» تعبیر می کنند و گناهی است غیرقابل بخشش، مگر اینکه آن حق ادا شود یا از طرف ذی

.

معنای جمله «یدعّ الیتیم» فعل مضارع نشان بر  استمرار کار آنها در مورد یتیمان دارد و فعل «یدعّ» از ریشه (دعّ) می باشد که به معنای دفع شدید و راندن توأم با خشنونت عنف است و علاوه بر آن به طرد، قهر و ظلم در حق او نیز گفته می شود[۵]

. بعضی از قراء فعل را با تخفیف «یدع» خوانده اند که به معنای رها کردن وترک یتیم و اعراض از او و نیکی نکردن و ظلم به او، ذکر شده است

ز خدا و پدر و مادر که حقداران اصلی هر انسان هستند و بعد از خویشان ، در سطح اجتماع ، آدمی نخست موظف به رعایت حقوق و احترام به یتیم ها می باشد .

در پایان آیه نیز بعد از اشاره به در راه مانده ؛ به نیکی کردن با بردگان از

روح تواضع و فروتنی دارد .

۲- آیه ۸۳ بقره :

و إذ أخذنا میثاق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله و بالوالدین إحساناً و ذی القربی و الیتامی و المساکین و قولوا للنّاس حسناً و اقیمو الصلوه و اتو الزکوه ثمّ تولیتم إلا قلیلاً منکم و أنتم معرضون (۸۳)

ترجمه :  و یاد آرید هنگامی که از بنی اسرائیل عهد گرفتیم که جز خدا نپرستید و نیکی کنید درباره پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و به زبان خوش با مردم تکلم کنید و نماز بپای دارید و زکات مال خود بدهید ، پس شما عهد شکسته و روی گردانیدید ، جز چند نفری و شمایید که از حکم خدا برگشتید.

از آنجا که احسان را در فرهنگ های لغت به معنی نیکی کردن ، و از ریشه حسن یعنی نیکویی و هرچیز سرور آور بیان نموده اند ؛ می توان نتیجه گرفت که به واسطه احسان توام با اکرام در حق یتیم ، نه تنها او را شاد می کنیم بلکه در رشد و تعالی شخصیت وی نقش به سزایی خواهیم داشت .

احسان یکی از فضیلت های اخلاقی است که در روابط اجتماعی به عنوان یک اصل اساسی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و پر کردن خلاء عاطفی محسوب می شود و شعاع ها و پرتو افشانی های خورشید احسان و عاطفه ، بیش از هر فرد دیگر باید بر سر یتیمان بی سرپرست بتابد . با احسان در حق این عزیزان هم موجب شکفتگی استعداد و پیشرفت آنها شده ایم و هم به خود و دیگر افراد جامعه نفع رسانده ایم و بالاتر از همه رضای خداوند متعال را کسب نموده ایم چرا که این آیه فرمان حضرت حق است .

از آنجا که احسان به افراد مذکور موجب همبستگی بین افراد و تحت حمایت قرار گرفتن ضعفا و بقای ملت ها می گردد نتیجه می گیریم که رعایت این امر بر همگان و در همه دوران ها واجب است .[۶]

۳- آیه ۵ نساء

و لا توتوا السفهاء أموالکم التی جعل الله لکم قیاماً و ارزقوهم فیها و اکسوهم و قولوا لهم قولاً معروفاً (۵)

ترجمه :  وبه

آنها را خرسند کنید.

این آیه مبارکه بر دو مسئله در ارتباط با جامعه و یتیمان اشاره می کند ؛ اول اینکه اگر اجتماع به حفظ اموال ایتام ممارست ورزد در واقع به نگهداری وحفظ مال و دارایی جامعه کمک نموده و دوم سفارش به برخورد خوش با یتیم است .

سفه به معنای سبک عقلی است . در عین حال ، معنای آن باختلاف اغراض مختلف می شود ، و لذا گاهی می گوییم : سفیه ، و مراد از آن کسی است که در امور دنیوی

فیهان است ، چنانکه آیه شریفه «و قولوا للناس حسناً ، بقره : ۸۳» نیز کنایه از همین معنا است .[۷]

 

ب- تربیت و نگهداری از یتیمان

وظیفه نگهداری از طفل صغیری که پدرش را از دست داده بر عهده بستگان اوست . اسلام بستگان نزدیک را مسئول رسیدگی به ایتام می داند .از حضرت صادق (ع) نقل است که : « یتیمی را به محضر حضرت علی(ع) آوردند، حضرت فرمودند : نفقه و مخارج او را از نزدیکترین بستگان او دریافت کنید زیرا آنهایند که از او ارث می برند. »[۸]

درصورت عدم وجود بستگان نزدیک ، جامعه

بر این است که جهت حفظ وکنترل ایتام و آموزش مسایل اساسی زندگی به آنها ، در صورت عدم امکان سرپرستی وی درخانواده خودش ، ضروری است در خانه ای دیگر شبیه به وضع قبلی تریبت گردد .

بعضی از خانواده ها تحت تاثیر عواملی چون نداشتن اولاد، کمک به همنوع ، حمایت از اطفال یتیم و … کودکانی را بعنوان فرزند پذیرفته و متعهد می شوند که مانند فرزند واقعی خویش با آنان رفتار نمایند.[۹]

بیان صریح قرآن به عنوان برنامه زندگی بشر ، مبتنی بر این است که اصالت کودکان را نباید با فرزند خواندگی و حضانت پنهان نمود.

… و ما جعل أدعیاء کم أبناء کم ذلکم قولکم بأفواهکم و الله یقول الحق و هو یهدی السّبیل (۴)

اُدعوهم لآبائهم هو أقسط عندالله فإن لم تعلمو آلائهم فإخوانکم فی الدّین و موالیکم [۱۰]… (۵)

… خداوند فرزند خوانده های شما را فرزند حقیقی شما قرار نداده است

یافته است ، بر بیان حقایق به کودکان توصیه می شود و پنهان کاری ها را در واقع یک نوع ریا تلقی می کنند.

وجود تعدادی از کودکان که به دنبال روشن شدن قضایا دچار مشکلات عاطفی ،

هر دلیل که از کانون خانواده اصلی خود دور شده ، خانواده ثانی به لحاظ علاقه و محبتی که به او دارند از وی نگهداری کرده اند. در اینصورت است که انسانی والا و عاری از نقص و عیب رشد یافته و تحویل جامعه می شود.[۱۱]

ج- توصیه به انفاق در قرآن کریم

انفاق پدیده ای مهم و پسندیده درجامعه اسلامی است ، که در دین به آن بسیار سفارش شده است . بزرگان دین طبق آیات شریفه قرآن بعضی از موارد انفاق را واجب دانسته اند و برخی را مستحب.

انفاق واجب شامل خمس ، زکات و فیء می شود. اجرایی شدن و مدیریت این قسم از انفاق با دخالت حکومت اسلامی است . پس موارد انفاق واجب را در ذیل وظایف حکومت اسلامی در قبال یتیم های جامعه بررسی می نماییم . و اکنون آیاتی را بررسی می کنیم که انفاق در این آیات مستحب و پسندیده شمرده شده و ثمره آن به رفاه حال قشر ضعیف جامعه منجمله یتیمان کمک می کند .

«انفاق : آموزه ای است

انفاق هم نفع فردی و جمعی دارد و هم پاداش دنیوی و اخروی. پاداش های وعده داده شده به انفاق کنندگان با تشبیهات زیبایی آورده شده است .

مثلاً در آیه ۲۶۱ بقره انفاق به کاشت بذری شبیه شده است که هفتصد برابر محصول و نتیجه می دهد .

در آیه ۲۶۵ بقره انفاق بدون ریا و منت ، به باغی شبیه شده است که در بهترین نقطه از لحاظ شرایط ثمردهی و باردهی واقع شده و ثمره این باغ دو چندان خواهد بود.

و نیز در آیه ۲۹ فاطر انفاق بر پا کنندگان نماز ، به تجارت پرسود و خالی از زیان تشبیه شده است .

مسلمانان بعد از شنیدن تاکیدات قرآن بر امر انفاق از رسول اکرم(ص) سوال کردند که از چه چیزهایی انفاق کنند .

۱٫آیه ۲۱۵ بقره

«یسألونک ماذا ینفقون قل ماأنفقتم من خیر فللوالدین و الأ قربین و الیتامی و المساکین و ابن السّبیل و ما تفعلوا من خیر فإن الله به علیم.»[۱۲]

ترجمه :  از تو سؤال کنند چه انفاق کنیم ؟ بگو : هر چه از مال خود انفاق کنید درباره پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان و آنچه نیکویی کنید خداوند بر آن آگاه است.

علامه طباطبایی در تفسیر

سیارش مطلوب است ولی سزاوار است که اموال مرغوب و مورد علاقه انفاق شود و همچنین انفاق توأم با منت و آزار نباشد.

بر اساس دیدگاه بسیاری از مفسران ، آیه راجع به نفقه و صدقه مستحبی است که به ترتیب اولویت شامل پدر و مادر ، نزدیکان ، یتیمان ، مستمندان و در راه

  1. آیه ۱۷۷ بقره

هنگامی که آیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره به نشانه های نیکی در ابرار می پردازد انفاق به یتیمان را نیز از این ویژگی ها بر می شمارد .

        «لیس البر أن تولّوا و جوهکم قبل المشرق و المغرب ولکن البر من آمن بالله والیوم الاخر و الملائکه و الکتاب و النّبیین و آتی المال علی حبّه ذوی القربی و الیتامی والمساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب …»[۱۳]

ترجمه : نیکو کاری آن نیست که روی به جانب مشرق یا مغرب کنید چه این چیز بی اثری است لیکن نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آرد و دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و رهگذران و گدایان بدهد و در آزاد کردن بندگان و …

چون معیار خوبی و نیکی ، آن است که نتیجه اش عاید اجتماع شده و افراد و خانواده ها را در سختیهای زندگی پشتیبان باشد ؛ به همین دلیل انفاق کنندگان جزو ابرار و صالحان نام گرفته اند.

«در شان نزول این آیه عده ای گفته اند که در صدر اسلام مسلمانان رعایت آداب و مقررات نماز را
نمی کردند و در حین نماز به اطراف نگاه می کردند و آیه شریفه آنان را از این عمل نهی کرده است . و عده ای دیگر گفته اند که آیه بدنبال تغییر قبله مسلمین از بیت المقدس به بیت الله الحرام نازل شده است چرا که پس از تغییر قبله ، یهودیان به ایراد تراشی و بهانه گیری پرداختند و آیه شریفه در نهی از اینگونه بحث ها و ایرادها نزول یافته و فرموده است که نیکی این نیست که همه بحث هایتان این باشد که قبله کجاست ، به نظر می رسد وجه دوم با سیاق آیه سازگار تر باشد .[۱۴]»

به جز صدقه و بخشش اموال ، اطعام مستمندان و یتیمان هم انفاق مستحبی شمرده می شود .

از امام صادق (ع) نقل است که : «در اموالتان، حق دیگری غیر از زکات وجود دارد و آن اطعام یتیم ، مسکین و اسیر است و این عمل بخصوص در روز

نشین ( دستگیری کردن ) .

«در این آیات آمده است که برای رسیدن به تکامل باید از گردنه ها گذشت و به چند گردنه که انسان را به کمال می رساند اشاره شده است : آزاد کردن برده یا هر انسان گرفتاری ، آزاد کردن انسانی که گرفتار فقر و گرسنگی است و نیز تغذیه روانی یتیمان . البته باید دانست که راه خدا برای همه کس صعب العبور نیست و فقط برای

این دو باشد ، بلکه این دو مورد به خاطر اهمیتی که دارد ، اختصاص به ذکر یافته است.[۱۵]»

۴٫آیات ۹-۸ سوره انسان:

ویُطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً (۸) إنما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکوراً (۹)

ترجمه : و هم بر دوستی ( خدا

سپاسی نمی طلبیم. ( ۹ )

با توجه به روایات موجود ، این آیات درباره علی «علیه السلام» و فاطمه «علیهاالسلام» و حسنین «علیهما السلام» نازل گردیده است . این شان نزول از قول ۳۶ نفر از علمای اهل سنت با ذکر ماخذ نقل شده است.

«بنابر عقیده علمای شیعه خداوند این سوره مبارکه را و بنابر نظر علمای عامه ، ۱۸ آیه از آن را (آیات ۲۳-۵) در شان این بزرگواران نازل فرمود. زیرا آنان مسکین و یتیم واسیر را در سه شب متوالی با افطار خود سیر کردند

اطعام نیازمندان را به نمایش گذاردند و خداوند نیز این آیات مبارکه را درباره این کار آموزنده ایشان نازل فرمود .

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

بخش ۳ : وظایف حکومت اسلامی در قبال ایتام

 

الف- حاکم جامعه اسلامی پدر یتیمان است.

ب- منابع

چنانچه پیش تر آمد ایتام هر جامعه شامل کودکان و نوجوانانی می شود که به هر دلیل و ناخواسته از داشتن خانواده کامل (از نظر اعضا) محروم شده

در صورت فقدان مادر ، اسلام بستگان نزدیک را مسئول سرپرستی

ارث می برند.» [۱]

«درصورت عدم وجود بستگان نزدیک ، جامعه و دولت اسلامی است که عهده دار این مسئولیت می باشد. حضرت محمد(ص) در تایید این موضوع می فرمایند : «در هر جامعه ای اگر یک فرد گرسنه و بینوا باشد که نتواند گرسنگی و

بی نیاز گردند .

کمک به ایتام از طریق دولت به دو صورت می تواندانجام گیرد : یکی تعیین سرپرست برای آنها ودوم ، پرداخت هزینه های مربوط به زندگی آنان درمراکز خاص با هزینه دولت اسلامی .

در مورد دوم گرچه در هیچ یک از اسناد اسلامی مدرکی دال بر تایید چنین مراکزی نیست اما مدرکی نیز بر رد آنها وجود ندارد ، چرا که بهرحال لازم است مکانی جهت نگهداری ایتامی که در جامعه رها شده اند در نظر گرفته شود». [۲]

الف) حاکم جامعه اسلامی ، پدر یتیمان است .

آیه  ۶ سوره احزاب می فرماید : «النبی اولی بالمومنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم و …» پیامبر نسبت به مومنان از خودشان سزاوارتر است ؛ و

سزاوارتر است و با استفاده از احادیث متواتر ، حضرت به منزله پدر آنان می باشد .

در حدیثی از امام صادق (ع) به نقل از رسول اکرم (ص) آمده است :

«من از هر مومنی به خود او سزاوارترم و اولویت دارم و پس از من علی (ع) این سزاواری را دارد. به حضرت عرض شد : معنی این سخن چیست ؟ فرمودند : فرمایش خود پیغمبر است که : هر کسی از دنیا برود و از خود بدهی یا بازماندگانی بی سرپرست به جا گذارد به عهده من است که دینش را ادا کنم و از بازماندگان او سرپرستی نمایم و از بعد من سپس بر عهده علی (ع) و امامان بعد از اوست … [۳]»

همچنین حضرت علی (ع) به مالک اشتر فرمودند : «کودکان بی سرپرست در هر کشوری که باشند ، پدری جز حکومت وقت ندارند ، پس ای والی حکومت مصر کودکان

امروز نیز به پیروی از پیشوایان

را به عهده بگیرد. همچنین در جامعه اسلامی دولت موظف است از بیت المال و مالیاتهای ثابتی که از مردم گرفته می شود ، به قدر کفایت در اختیار ایتام و سایر نیازمندان قرار دهد.

ب- منابع حکومتی تامین نیازهای ایتام

در ادامه ذکر وظایف حکومت اسلامی در قبال ایتام به این سوال می رسیم که بیت المال و مالیات های ثابتی که در حکومت اسلامی باید صرف رسیدگی به ایتام شوند کدامند .

اسلام برای بالاتر آمدن سطح امکانات افراد طبقات پایین جامعه انفاق را به افراد یک جامعه اسلامی پیشنهاد می کند؛ و بدین وسیله سعی در تزریق سرمایه های خصوصی به بدنه اجتماع دارد ، لذا هر جا

به شرح ذیل صریحاً ذکر شده اند :

 

۱- زکات :

«إنما الصّدقات

(مهم) الهی می باشد و خداوند دانا و حکیم است .

۲- خمس :

انسان هرگونه درآمد و فائده ای داشته باشد ، بعد از آنکه هزینه زندگی خود و افراد تحت تکفلش را – مناسب با وضعیت خود و شرایط اجتماعی و اقتصادی اش – برداشت نمود ، باید خمس آن را پرداخت نماید.

اساس این حکم از قرآن کریم به دست می آید . خداوند متعال می فرماید :

      «وَاعلموا أنّما غنمتم من شی فإنّ لله خمسه و للرسول و لِذِی القربی و الیتامی و المساکین وابن السّبیل إن کنتم امنتم بالله …» (انفال : ۴۱)

(ای مومنان) بدانید که هر چه به شما غنیمت و فایده رسد ، خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است (به آنها بدهید) اگر به خدا ایمان دارید …

توضیحی درباره غنم :

برای روشن شدن وسعت شمول آیه شریفه، نسبت به وجوب خمس در هر گونه درآمد و فایده ای که به دست انسان برسد، باید توضیحی درباره مفردات و ترکیب آیه داده شود. لفظ «غنمتم» که در آیه به کار رفته است از ماده «غنم» می باشد .

فخر رازی در تفسیر خود می گوید : «غنم : دستیابی به چیزی می باشد.»[۴]

علامه طباطبایی نیز در المیزان می فرماید : «کلمه غنم و غنیمت به معنای رسیدن به درآمد از راه تجارت یا صنعت و یا جنگ است ولکن در این آیه به ملاحظه

به معنای رسیدن و دست یافتن به فایده است . ولکن در هر درآمدی که از راه جنگ و از ناحیه دشمنان و غیر ایشان بدست آید استعمال شده و با این معنا است .

آیه «واعلموا انما غنمتم من شیء» و آیه «فکلوا مما غنمتم حلالاً طیباً» و کلمه مغنم به معنای هرچیزی است که به غنیمت درآید و به کلمه مغانم جمع بسته

آیه چنین می گوید : «علمای شیعه معتقدند که خمس ، در هر گونه فایده ای که برای انسان فراهم می گردد ، واجب است . [۵]»

نتیجه این که آیه غنیمت معنای وسیعی دارد زیرا معنی لغوی این لفظ نیز عام

آیه شریفه که می فرماید  از هر چه غنیمت بردید در آن خمس است ، شامل

نزدیکان واقارب ، نزدیکان پیامبر است . مقصود هرگونه شخصی که به حضرت نزدیک بوده و دارای خویشاوندی باشد نیست ، بلکه خصوص اهل بیت و ائمه علیهم السلام مراد می باشند.

منظور از یتیمان و مساکین و در راه ماندگان در آیه نیز ، بدلیل روایات ، خصوص یتیمان و مساکین وراه ماندگان بنی هاشم می باشند ، که چون از زکات محروم می باشند خداونددر عوض ، تامین آنان را از خمس قرار داده است.

البته آن یتیمی مستحق خمس است که فقیر باشد و راه ماندگان نیز باید توانایی مالی برای بازگشت به وطن نداشته باشند». [۶]

بعضی افراد درباره حکم آیه مبارکه ۴۱ از سوره انفال ، دو شبهه وارد نموده اند که به اختصار به آنها می پردازیم .

شبهه اول :

آیا اختصاص نیمی از خمس به بنی هاشم تبعیض نیست ؟ بعضی چنین تصور می کنندکه این مالیات اسلامی که بیست درصد از بسیاری از اموال را شامل می شود و نیمی از آن اختصاص به سادات و فرزندان پیامبر دارد ، یک

با روح عدالت اجتماعی اسلام و همگانی بودن آن سازگار نیست .

پاسخ : اولاً : نیمی از خمس که مربوط به سادات و بنی هاشم است منحصراً باید به نیازمندان آنان داده

و بیمارند، و یا کودک یتیم و یا کسان دیگری که به علتی در بن بست از نظر هزینه زندگی قرار دارند . بنابراین کسانیکه قادر به کار کردن هستند (بالفعل و یا بالقوه) و می توانند درآمدی که زندگی آنها را بگرداند داشته باشند هرگز نمی توانند از این قسمت خمس استفاده کنند.

ثانیاً : مستمندان ونیازمندان سادات حق ندارند چیزی از زکات مصرف کنند و به جای آن می توانند تنها از همین قسمت خمس استفاده نمایند. از امام صادق «علیه السلام» نقل است که :

«چون خداوند صدقه (زکات و …) را برما حرام کرده، خمس را برای ما نازل فرموده است. »

(بنابراین صدقه بر ما حرام و خمس وکرامت بر ما حلال است).[۷]

ثالثاً : اگر سهم سادات که نیمی از خمس است از نیازمندی سادات موجود بیشتر باشد باید آن را به بیت المال ریخت و در مصارف دیگر مصرف نمود. [۸]

بعضی از مفسران اهل سنت مانند شیخ محمد عبده نویسنده المنار چون «ذی

حکومت جهانی و انسانی و حذف امتیازات قبیلگی سازگار نیست . [۹]

شبهه دوم :

اگر گفته شود چرا نصف برای سادات قرار داده شده با آنکه نصف خمس مبلغ بسیار زیادی است و باید بیشتر از بودجه ای باشد که برای تامین فقراء بنی

از

بنی هاشم در وضعیت سختی قرار بگیرند.[۱۰]

– امام با سهمش چه می کند ؟

در حقیقت می توان خمس را بودجه ای دانست که در اختیار ولی امر است که در هر کاری که صلاح می داند، مصرف نماید. در بعضی روایات از خمس به «وجه الاماره» یاد شده و معلوم می شود بودجه ای است که به جهت زمامداری وضع گردیده است . از روایات استفاده می شود که« شیعیان همه سهام خمس را خدمت ائمه علیهم السلام می برده اند ، و ائمه بر حسب آنچه صلاح بود مصرف می نمودند . حتی سهم مساکین

صلاح می داند مصرف می نماید ، و نصف دیگر ابتداء فقرا از بنی هاشم تامین شوند سپس بقیه باز در اختیار امام قرار گیرد. [۱۱]

شاید در نگاه اول خمس و زکات شبیه هم بنظر برسند اما میان خمس و زکات تفاوت مهمی وجود داردو آن این است که زکات از مالیات هایی است که در حقیقت جزو اموال عمومی جامعه اسلامی محسوب
می شود به همین خاطر مصارف آن عموماً در همین قسمت می باشد ، ولی خمس  از مالیاتهایی است که مربوط به حکومت اسلامی است ، یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی

ای به دست مخالفان نیفتد که پیامبر خویشان را بر اموال عمومی مسلط ساخته است . [۱۲]

خداوند متعال برای حفظ کرامت پیامبر اسلام محل تامین بودجه فقرا از منسوبین به پیامبر (ص) را، از خمس قرار داده و سهم آنان را قرین سهم خود و رسول فرموده ، تا زمینه تحقیر به آنان را سد نماید . چون ممکن است بعضی مردم در پرداخت زکات به فقرا، یک نوع برتری برای خود و حقارتی نسبت به گیرنده احساس کنند. در حالیکه در پرداخت خمس و آنچه که به عنوان «وجه الاماره» تلقی می شود قضیه عکس آن است و برتری برای گیرنده است؛ بنابراین فقرا از منسوبین به پیامبر جهت حفظ کرامت مقام نبوت از زکات محروم شده اند و جز در مورد اضطرار استفاده از زکات بر آنان حرام است. [۱۳]

۳- فیء :

«ما أفاء الله علی رسوله مِن أهل القری فللّه و للرّسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السّبیل کی لایکون دوله بین الاغنیاء منکم …» (حشر : ۷)

ترجمه : آن غنیمتی که خدا از مردم قریه ها نصیب پیامبرش کرده است از آن خدا ،

بزرگان شریعت و خاندان رسالت نقل شده است ، خمس را مخصوص یتیمان آل محمد «صلی الله علیه و سلم» می دانند و علت این امر در روایات بدین نحو آمده است :

 

حضرت علی «علیه السلام» فرمودند :

«مقصود ، مساکین وابن سبیل و یتیمان از آل محمد(ص) هستند و خداوند برای ما سهمی در صدقات قرار نداده ، زیرا خداوند پیغمبر و اهلش را گرامی داشته و آنها را از آنچه در دست مردم است ، اطعام نفرموده ، چرا که صدقه اوساخ و چرک اموال مردم است.[۱۴]»

لازم به ذکر است که مسکین هرگاه

تلاشهای فردی ، مصالح جمع تامین شده و از دو قطبی شدن جامعه جلوگیری می شود[۱۵].

ج- الگوهای نمونه برای حاکمان جامعه اسلامی

حال با وجود این همه تمهیدات و سفارش ها در دین مقدس اسلام نسبت به کمک به ایتام جامعه ، خوب است که به بهترین الگوهای رهبران جامعه اسلامی اشاره کنیم ؛ که آنها چه بینشی و حساسیتی نسبت به این قشر ضعیف داشته اند.

در آیات ۹-۶ سوره ضحی، خداوند به پیامبر اسلام (ص) نعمتهایش در طول زندگی ایشان را یادآوری می کند. این فرازها در حقیقت بیان الطاف الهی و عنایت خاص خداوند نسبت به پیامبر گرامی اسلام ، در شرایط سخت زندگی اش است و نباید تصور شود که بیان اموری که در ظاهر آیات مذکور است (یتیمی ، فقر ، ره گم کردن) از مقام شامخ پیامبر(ص) می کاهد و یا توصیفی منفی از سوی پروردگار درباره اوست.

و به درستی که یک رهبر الهی وانسانی ، باید شخصاً ناراحتی ها را لمس کند تا بتواند ارزیابی صحیحی از اقشار محروم جامعه داشته باشد و از حال مردمی که در درد و رنج غوطه ورند با خبر باشدو نه تنها پیامبر بلکه شاید همه انبیاء، پرورش یافتگان رنج ها و محرومیت ها بوده اند .

نقل است که« آخرین سخنی که از رسول خدا(ص) شنیدم ، سفارش به رعایت حق دو ضعیف، یتیم و زن بود. »[۱۶]

حضرت علی علیه السلام یکی از کارگزاران خود را که از خویشان نزدیکش بود، به سبب پیمان شکنی و سوء استفاده از بیت المال سرزنش کرد و ضمن بیان مطلبی فرمود :« اموالی را که برای بیوه زنان و یتیمانشان اندوخته بودند ، مانند گرگ ربودی و غارت کردی … چگونه آشامیدن و خوردن (آن مال) را جایز و گوارا می دانی، با اینکه آگاهی ، حرام می خوری و حرام می آشامی ؟ واز مال یتیمان و بی چیزان و مومنان جهادکننده ای که خدا، این مال را برایشان قرار داده و به وسیله آنها ، این شهرها را (از دشمنان) محافظت

نمودید حفظ حقوق یتیمان و بیوه زنان برای حاکم حکومت اصیل اسلامی (حکومت علوی) ، از حفظ روابط خویشاوندی و دوست برتر و بالاتر بوده است .

 

فصل چهارم :

 

 

 

 

حمایت مالی و حقوقی از یتیمان در قرآن

بخش ۱- سرپرستی یتیمان

بخش ۲- ارث از دیدگاه اسلام

بخش ۳- ضرورت حفظ و مراقبت از اموال یتیمان

بخش ۴- احکام فقهی «حجر» در قرآن

فصل چهارم

 

 

بخش ۱:  سرپرستی یتیمان

بخش ۱:  سرپرستی یتیمان

اسلام امر سرپرستی کودکان یتیم را از بهترین و پسندیده ترین امور به حساب می آورد. از آیات (ضحی ۸-۶) در می یابیم که خداوند مومنین را جهت سرپرستی ایتام و حمایت از آنها در مقابل مشکلات ، هدایت و

می نماید ، پس در این حال او عضو فاسدی باشد که جامعه او را از دست داده و از ناحیه او دچار خسران شده ، وبالی  برگردن امت و فرزندان آن خواهد بود».[۱۷]

در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چنین آمده است :

«خیر بیت من المسلمین بیت فیه یتیم یحسن الیه ، و شر بیت من المسلمین بیت فیه یتیم یساء الیه»

«بهترین خانه در بین مسمانان ، خانه ای است که در آن به یتیمی احسان و نیکی می شود، و بدترین خانه در بین ایشان خانه ای است که نسبت به کودک یتیم بد رفتاری شود.»[۱۸]

سرپرستی ایتام به گونه های مختلف در میان اعراب ، سنت رایج بود ومسلمانان از این

.             اینکه از نزدیک شدن به مال یتیم نهی فرموده است برای این است که دلالت بر عمومیت مطلب کند؛ یعنی بفهماند که تنها، خوردن آن حرام نیست ، بلکه استعمال و هرگونه تصرفی درآن نیز حرام است مگر اینکه منظور از تصرف در آن حفظ آن باشد ، آن هم به شرطی که بهترین راه های حفظ بوده باشد و نهی از نزدیکی به مال یتیم همچنان امتداد دارد تا زمانی که یتیم به حد رشد و بلوغ برسدو دیگر از اداره اموال خود قاصر و محتاج به تدبر ولی خود نباشد .

در حقیقت آیه شریفه می خواهد بفرماید : «مال یتیم را نگهداری و اصلاح کنید تا وقتیکه خودش به حد رشد برسد و بتواند از عهده اصلاح و حفظ آن برآید» . [۱۹]

آیه ۳۴ اسرا: «ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتّی یبلغ أشدهّ…»

ترجمه :و به مال یتیم ، جز به بهترین راه نزدیک نشوید ،تا به سر حد بلوغ رسد …

اگر به جای نهی از خوردن آن از نزدیک شدن به آن نهی کرده برای این

(مگر به نحو احسن) نهی وجزای تصرف ظالمانه درمال یتیم را آتش سعیر معرفی کرد ، مردمی که یتیمی در خانه داشتند ، از کفالت وی فاصله گرفتند و او را به حال خود واگذاشتند و حتی گروهی آنان را از خانه خود بیرون کردند و بقیه نیز برای آنان وضعی به وجود آوردند که کمتر از بیرون کردن نبود.» [۲۰]

در تفسیر «الدار المنثور»از ابن عباس روایت شده که چون آیه «و لا تقربوا مال الیتیم

و سامان بدهید و هر اقدام سودمندی برای آنها ، انجام دهید و به همین منظور آیه فوق را که به عنوان تخفیفی برای اختلاط با ایتام است ، نازل فرمود.

علامه طباطبایی درباره این آیه می نویسد :« کلمه «اصلاح» در آیه شریفه ، نکره آورده شده تا بر این نکته دلالت کند که تنها اصلاح حقیقی مرضی خداست و جمله «والله یعلم المفسد من المصلح» نیز اشعاری به این معنی دارد.

اغلب مفسران، مراد از اصلاح را افزایش مال (که به وسیله تجارت میسر می شود) می دانند و منظور از مشارکت را ، شرکت و اختلاط در اموال ، منزل ، خوردن و آشامیدن و … می دانند که چنانچه مصلحت یتیمان در نظر گرفته شود، مشکلی پیش نمی آید .

علامه طباطبایی درباره جمله «و ان تخالطوهم فاخوانکم» می نویسد «این فقره اشاره به مساواتی دارد که بین همگی مومنان قرار داده شده و به موجب آن تمام امتیازاتی که منشا بروز فسادهای اجتماعی ، مانند بنده گرفتن ، خوار و زبون کردن ، بزرگی فروختن بر دیگران و انواع ظلم و ستم است ملغی و بین افراد اجتماع توازن برقرار گشته و به مقتضای آن ، یتیم ناتوان با سرپرست نیرومند و گدای بینوا با ز بردست ثروتمند و همچنین هر فاقدی با

خداوند تعالی شدیداً از آن جلوگیری فرموده . ونیز همراه احکام مزبور، مسئله رزق نزدیکان و یتیمان و بینوایانی را که استحقاق ارث نداشته باشند هم – هنگامیکه به امید سهمی از ترکه در پرتو سایر وراث آمده باشند – بیان نموده است .

«درآیه ۷ / نساء یک حکم کلی و قاعده تازه که در اذهان مکلفین [آنزمان] نا آشنا بوده ، بیان شده است زیرا حکم وراثت به طرزی که در اسلام تشریع شده است قبل از آن سابقه نداشته ، بلکه شیوه محروم نمودن عده ای از وراث (وراث در نظر اسلام) در بین مردم مانند یک عادت و طبیعت ثانوی بوده به طوریکه اگر خلاف آن را از کسی می شنیدند روحشان متاثر و عواطفشان جریحه دار می شد.»[۲۱]

اما دراسلام نه تنها بر ادا کردن حق یتیم از ارث تاکید شده، بلکه صرف حضور او در مجلس تقسیم ارث را (ولو از ورثه محسوب نگردد) مستلزم تعیین سهمی از ارث میت برایش دانسته مگر اینکه وارث خود یتیم باشد

ایشان است ، مخاطب آیه هم ورثه میت هستند.

بعضی رای به نسخ این آیه با آیه مواریث داده اند. در جواب باید گفت نسخ در جایی است که بین دو آیه تناقضی باشد در حالیکه بین دو آیه مذکور تناقض وجود ندارد . آیه مواریث سهم ورثه را معین میکندو این آیه (وجوباً یا مستحباً) کم و بیش به سهم

و همچنین نسخ حکم مذکور، اختلاف است . بیشتر مفسران استحباب را ترجیح داده اند ، و بعضی آن را واجب دانسته اند . عده ای

یرا این آیه مشتمل بر احکام ارث یتیمان صغیر است و در آن کسانی که این دسته را از ارث محروم می کردند ، تهدید می نماید . تهدید و تخویف مستفاد از آیه مخصوص به کسانی که بالفعل دارای ذریه ضعاف باشند نیست ، زیرا کلمه «لو» در «لوترکوا» دلالت بر آنانی دارد که اگر چنان ذریه ای داشته باشند چنین حالتی خواهند داشت ولو اینکه بالفعل نداشته باشند [۲۲

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

بخش ۳ :ضرورت حفظ و مراقبت از اموال یتیم

در اسلام به حفظ مال یتیم همواره سفارش شده است و برای پرهیز مسلمانان از مصرف ظالمانه و نابجای آن ، این عمل گناه کبیره معرفی شده است .

یکی از آنها ، عملی گناه کبیره است که در قرآن و روایات بر انجام آن وعده آتش داده باشند.[۱]

و آیه ۱۰/نساء نیز خوردن مال یتیم را به خوردن آتش تشبیه کرده و وعده بر آتش سوزان در قیامت داده است .

حضرت محمد (ص) نیز با حدیثی خوردن مال یتیم را «بدترین خوردن ها» معرفی می کند:

«شر المآ

ته به قصد تصرف از روی ظلم) از سوی اسلام تهدیدی شده است که همواره در طول زندگی

را جایز دانسته که به اختصار به آنها اشاره می کنیم:

  • حق تجارت و معامله : یعنی سایر حقوق مالی پدر (تجارت ، خریدو فروش ، پرداخت زکات و…) بر وصی نیز جایز است .
  • حق
  • از انها سهمش را به شخص ثالث بفروشد ،شریک دیگر حق دارد آن را از او بخرد .

حضرت علی (ع) : «وصی الیتیم بمنزله أبیه یأخذ له الشّفعه إن کان له رغبه فیه وقال : للغایب شفعه»

وصی  یتیم بمنزله پدر اوست

که طول کشیده باشد وجه را به شریک جدید داده ملک را تصرف کند .[۲]

در مورد حق تجارت و معامله امام صادق (ع) فرموده اند :« بر وصی واجب نیست که با مال یتیم تجارت کند، بنابراین اگر در وصیت او را ملزم به این کار نکرده باشند و او چنین کند ، ضمانت نقصان مال بر عهده اوست و سود تجارت برای یتیم .» [۳]

با دقت در آیه ۲/نساء هم می توان به دو نکته مهم در تجارت با مال یتیم متوجه شد:

۱-نباید اموال خوب و با ارزش یتیمان را با اموال نامرغوب خود عوض کرد تا مال یتیم از لحاظ کیفیت تباه نشود.

۲-ممکن است در اثر مخلوط شدن اموال یتیم با اموال خود وصی ، وصی مالک همه آنها شود.

«در آیه ۵/نساء این نکته یافت می شود که :

نمود هزینه شیردهی مادر یتیم است که( طبق آیه ۲۳۳/بقره) به عهده وارث است . منظور از وارث را بعضی خود کودک که وارث پدرش است دانسته اند. زمخشری وارث پدر را موظف به تهیه هزینه مادر در دوران شیردهی دانسته است.

علامه طباطبایی در این باره می نویسد : نفقه و پوشاکی که بر مرد واجب است در صورتی که از دنیا برود بر وارثش واجب می شود .

طبرسی وارث را یا وارث پدر و یا وارث فرزند ذکر می کند و قول دوم را

برد)

پس هزینه شیردهی نیز ، جزء مخارج یتیم حساب می شود که باید از منافع سرمایه او داده شود ». [۴]

 

زکات در مال یتیم :

حال در مورد پرداخت زکات از مال یتیم به بررسی می پردازیم : از آنجا که زکات از جمله واجبات

: خیر

ابی جعفر و ابی عبدالله (علیه السلام) انهما قالا : «لیس علی مال الیتیم فی الدّین و المال الصّامت شیء»[۵]

صادقین فرمودند : اموال یتیم ، خواه به صورت قرضی در اختیار کسی باشد و خواه در صندوق ذخیره باشد زکات ندارد .

و همچنین فرمودند : هرگاه نماز بر آنها واجب شد زکات هم واجب می شود .

صادقین علیه السلام : اگر مال یتیم محصول گندم ، جو ، خرما و کشمش باشد زکات دارد.

سرپرست یتیمی از امام صادق (ع) درباره مال آن یتیم که با آن تجارت می کرد پرسید .

حضرت فرمودند: «هنگامی که آنرا

آن بر تو واجب است بر ولی واجب است زکات مال یتیم را از آن جدا کند (نه آنکه ازمال خود دهد).[۶]»

 

تحویل دادن اموال ایتام به ایشان :

شارع مقدس وقت خاصی را برای تحویل اموال ایتام مشخص نموده که در آن زمان متولی اموال یا وصی می تواند خود را از بار مسئولیت رها ساخته و اموال ایتام را به ایشان تسلیم کند. این وقت خاص و مناسب در آیه ۴ نساء آمده است که هنگام بلوغ یتیم را مشخص می کند و به جزئیات این آیه در بحث آیات الاحکامی در قسمت بعدی خواهیم پرداخت .

قرآن کریم با ایراد این آیه آخرین مراحل محافظت از مال یتیم را بیان نموده و آن به سن رشد رسیدن یتیم است ، مشروط بر آنکه یتیم در

افرادی که به هجده سالگی هم رسیده ولی هنوز توانایی بعهده گرفتن مسئولیت مالی خود را ندارند.

 

شاهد گرفتن به هنگام تحویل مال :

همچنانکه خداوند درباره یتیم و رعایت مصالح وی توصیه هایی دارد ، در عین حال مصلحت ولی را بهنگام تحویل اموال در نظر داشته است.

«در مرحله تحویل دادن

همچون نسبت اختلاس یا تقصیر و بی تفاوتی در عمل بدانچه لازمه تصرف یا نگهداری مال است تا وقتی که حقش را به وی برساند.

بهمین سبب آیه کریمه ۶نساء  «فإذا دفعتم أموالهم فاشهدوا علیهم و کفی بالله حسیباً»

(ترجمه: پس آنگاه که مالشان رارد کردید بررد مال برآنها گواه گیرید وخدا برای محاسبه خلق کافی است.)

اولیا را بدین مسئله

اطلاع حاصل نمایند و بدینوسیله ولی یتیم  از عکس العملهای ناهنجار اینسان و تحمل سختی هایش در امان باشد.

آری همانطوری که اسلام حقوق ضعیفان را از بازیگری قدرتمندان حفظ نموده ، رحمت الهی اقتضاء
می کند که از اقویاء هم در برابر اتهامات ضعفا و سوء برخورد آنها حمایت کند.پس به خاطر

بر اقویاء نداشته باشند و هیچ دسته ای بر گروه دیگری ظلمی روا ندارد ، چرا که همه بندگان خدا بوده و از نظر اسلام برابرند.

به همین دلیل برنامه شاهد گرفتن بر تسلیم اموال، از چیزهایی است که طبیعت همه مسائلی که در رابطه با تحویل حقوق مالی به صاحبانش خلاصه می شود آنرا اقتضاء می کند.

ولی تنها عامل قوی و نیرومندی که همه را از انحراف بازداشته ، در نتیجه اختلاف و نزاعی در

، بدون تردید هرگز از راه حق و عدالت منحرف نشده ، در نتیجه اختلاف و نزاعی هم به وجود نخواهد آمد».[۷]

«به این ترتیب می بینید که در این دو آیه شریفه با چه بیان بدیعی ، مطلب شروع شده و هم ختم

، و در این زمینه به طور مفصل از کیفیت اخذ مال یتیم و حفظ آن و زیاد کردن آن و تصرف در آن و رد آن و هم چنین وقتِ گرفتن و پس دادن آن سخن به میان آمده و مبنای دستورات خود را نیز با بیان اینکه «اموال مال خداست و خدا آنرا مایه قوام زندگی بشر قرار داده» تحکیم نموده است . پس متذکر یک اصل اخلاقی که مردم را بر طبق این دستورات آسمانی تربیت کند شده است ، و این همان اصلی است که باجماع «قولوالهم قولاً معروفاً» بیان شده است .» [۸]فصل چهارم

 

 

بخش ۴:   احکام فقهی «حجر» در قرآن

بخش  ۴ :  احکام فقهی «حجر» در قرآن

از آنچه تا کنون خواندیم دریافتیم آیه های ابتدای سوره مبارکه نساء

نساء را که شامل بحث «حجر» در احکام اسلامی می شود از نگاه مفسران آیات الاحکامی به طور خلاصه بدانیم.

 

«حجر» یعنی چه ؟

حجر در لغت به معنای منع و بازداشتن و جلوگیری است و در اصطلاح حقوقی به معنی منع از تصرف در مال و عدم اهلیت استیفا و اجرا آمده است یعنی

، توانایی و اجازه تصرف در اموال و امور خود (یا بعضی امور خود) را ندارد . که آیات ۶ و ۵ سوره مبارکه نساء در بیان احکام مربوط به حجر است . [۹]

 

الف : آیه ۶/نساء :

«وابتلواالیتامی حتّی إذا بلغوا النکاح فإن آنستم منهم رشداً فادفعوا إلیهم أموالهم و لا تأکلوها إسرافاً  و بداراً أن یکبروا و مَن کان غنیاً فلیستعفف و من کان فقیراً فلیأکل بالمعروف فإذا دفعتم إلیهم اموالهم فاشهدوا علیهم و کفی بالله حسیباً.»

ترجمه : یتیمان را آزمایش کنید

نماید پس آنگاه که خواستید اموالشان را به آنها بازگردانید شاهد بگیرید (تا گواه بر استرداد اموالشان باشند) و خداوند حسابگر خوبی است .

اعراب آیه : «ابتلاء» به معنای آزمایش و امتحان است . «آنستم» یعنی فهمیدید و دانا شدید .

«حتی» برای ابتدا است (نه انتهای غایت) زیرا پس از آن جمله شرطیه قرار دارد (و جمله شرطیه صدارت طلب است) و آن جمله شرطیه «اذابلغوا» می باشد. [۱۰]

زیرا می گوید : باید عفت نفس نشان دهید (و خود را نگه دارید) چون «یستعفف» به معنای «یعفّ» آمده و امر نیز دلالت بر وجوب دارد . [۱۱]

 

– احکام یاد شده در آیه ۶ نساء :

  • امر به ابتلاءو آزمایش«وابتلوا» دلالت می کند که ایتام در تصرفات مالی (مانند خرید و فروش) ممنوع اند و در غیر اینصورت آزمایش هیچگونه فایده ای ندارد زیرا هدف ما از آزمایش ایتام این است که اموال را به خودشان بازگردانیم . [۱۲]
  • آزمایش ایتام و اینکه آیا عقل معاش دارند یا خیر پیش از بلوغ آنها انجام می پذیرد و فایده آن این است که به محض بالغ شدن اموال را به او باز می گردانیم و پس از بلوغ نیاز به آزمایش مجدد نداریم . اما عده ای معتقدند که آزمایش باید پس از بلوغ انجام پذیرد و این باطل است چون در غیر
  • چه به نفع او و چه بر علیه او نوشته (و واجب) می شود وحدود الهی نیز بر او اجراء می گردد.»

و ابن عمر از پیامبر (ص) روایتی نقل می نماید که «پیامبروی را در سیزده سالگی از شرکت در جنگ

اما مونث از نظر ما ، در نه سالگی بالغ می شود و شافعی آن را چون مذکر (پانزده سالگی) می داند و ابوحنیفه هفده سالگی می داند و دو دوست او (مالکی و حنبلی) نیز مانند مذکر می دانند. [۱۳]

آیا بلوغ با روییدن موهای درشت (زیر زهار) ثابت می شود ؟ اصحاب ما امامیه می گویند : بله مطلقا ثابت می شود (چه مشرکین و چه مسلمین).[۱۴]

(برای رفع محجوریت و بازگرداندن

شافعی می گوید : بله لازم است پس شخص فاسق از نظر او محجور می باشد و ابوحنیفه می گوید : فردی که رشید است ولی عدالت ندارد محجور نیست و بیشتر یاران ما امامیه نیز همین اعتقاد را دارند.

  • و شیخ گفتار شافعی را پذیرفته (و
  • بالغ باشد) از نظر ما و شافعی و پیروان ابوحنیفه محجور است ؛ هر چند از نظر سنی بالا رفته باشد . زیرا با منتفی شدن شرط (رشد) شروط نیز (دادن مال) منتفی می شود و دلیل دیگر آنکه هنوز سفیه است و آیه «ولا توتوا السفهاء اموالکم» می گوید اموال سفیه
  • » (در فاد فعوا) دلالت بر پی در پی آمدن وفوریت می کند. [۱۵]
  • قول خداوند که می فرماید : «اموال یتیم را به اسراف نخورید» اشاره دارد که خوردن مال یتیم در یک صورت صحیح است و آن یک صورت ، در ضمن این آیه بیان شده که می گوید «هر کسی که فقیر باشد می تواند به مقدار متعارف ازمال یتیم استفاده کند» . عده ای در بیان و توضیح «مقدار متعارف» گفته اند : یعنی به مقدار کفایت و به مقداری که چاره ای ندارد (تا فقرش برطرف گردد).

و عده ای گفته اند : به مقدار کاری که برای یتیم انجام می دهد (حق العمل) و دسته سوم گفته اند : کمترین دو مقدار را (به مقدار کفایت –حق العمل) و قول سوم بهتر است به دلیل این آیه «به مال یتیم نزدیک نشوید مگر با بهترین روش» و تردیدی نیست که قول سوم بهترین روش است.

و در حدیثی گفته شده که «مردی به پیامبر (ص) گفت : در خانه من یتیمی زندگی می کند آیا می توانم مال او را بخورم ؟ حضرت فرمودند : به مقدار متعارف استفاده کن نه اینکه به جمع آوری بپردازی و با مال یتیم ، مال خودت را حفظ کنی (یعنی مال یتیم را سپر بلای مال خودت قرار دهی) پس پرسید : آیا می توانم او را بزنم ؟ حضرت فرمودند : هر قدر که فرزند خودت را می زنی (او را هم بزن).»[۱۶]

  • و آیا لازم است شخص فقیر زمانی که ثروتمند شد آنچه را که درحالت فقر (از اموال
  • بازگرداندن مازاد لازم است ، ولی مقداری که حقش بوده مالک آن است و اصل آن است که از بازگرداندن بری است (واین کار بر او واجب نیست).[۱۷]

۱۰-زمانیکه ولی و سرپرست خواست اموال یتیم را به او بازگرداند باید شاهد بگیرد . گرفتن شاهد یا مستحب است و یا به خاطر مصلحتی است که در این کار می باشد و دو فایده دارد : نخست آنکه تهمت را که او مال یتیم را خورده و پس نداده از او برطرف

و حسن نظر و نهایت لطف خداوند نسبت به اولیاء و سرپرستان یتیم می باشد .

و اینکه آیه می گوید : «خداوند حسابگر خوبی است» یعنی کافی است که« خداوند خود نسبت به بازگرداندن مال یتیم شاهد باشد» فاضل مقداد

و یا نفی امور ظاهری می پردازد و امور واقعی را

خوب و مرغوب آنان تبدیل نکنید و اموالشان را همراه با اموال خودتان نخورید که این گناهی بس بزرگ است .

«سبب نزول این آیه آن بود که ، مردی برادر زاده یتیم داشت و مال بسیار از آن برادرزاده نزد او بود.چون یتیم بالغ شد مال خود را از عم خود طلب نمود و به او نداد و به مجلس شریف پیغمبر(ص) رفتند. پس این آیه نازل شد و چون عم مذکور آیه را شنید ، گفت : اطاعت می کنم خدا و رسول خدا را و پناه می گیرم به خدای تعالی از گناه بزرگ و مال برادرزاده خود را تسلیم او کرد ».[۱۸]

اعراب آیه : «و لا تتبدلوا» (این فعل، لازم است و تبدیل به معنای عوض شدن است) در مفهوم «لاتستبدلوا» (که متعدی است و استبدال به معنای عوض کردن است) به کار رفته است .

منظور ازخبیث ، مال

و کلمه« الی» در« الی اموالکم» ، به معنی مع است یا متعلق است بانضمام مقدر ؛ یعنی مخوریدمال  یتیمان را با مال های خود ، یا در حالتی که منضم باشد به مال های شما.[۱۹]

و (حوب) در لغت گناه بزرگ است پس وصف او به کبیر مبالغه است در بزرگی از دو وجه ؛ زیرا که صیغه فعل نیز از برای مبالغه است و اگر تنوین ها از برای تعظیم باشد مبالغه زیاده شود.

کسانیکه را که موظفیم اموالشان را بازگردانیم یا افراد بالغ هستند ؛ زیرا در آیه قبلی گذشت (که اموال ایتام در صورت بلوغ و رشد به ایشان پس داده می شود)و اینکه افراد بالغ در اینجا عنوان یتیم گرفته اند بدین علت است که چیزی را به اسم سابقش نام گذاری کرده اند چون به دوران یتیمی نزدیکند(در این آیه از افراد بالغ به یتیم تعبیر شده است) تا بدین وسیله اولیاء و سرپرستان تحریک شوند تا در اولین زمان بلوغ آنها ، اموالشان را بازگردانند .

و اما سوال مشهوری که در اینجا وجود دارد آن است که خوردن مال یتیم قطعاً حرام است چه به تنهایی بخورد یا همراه با مال خود بخورد، پس

سوال صحیح نیست (و اشکال وارد نیست) . زیرا این قسمت از آیه «لاتتبدلوا الخبیث بالطیب» خوردن مال یتیم را به تنهایی نهی نموده بنابر آنچه در تفسیر اول گذشت. و معنای آیه چنین است : اموال یتیمان را به جای اموال خود قرار ندهید و قسمت دیگر آیه «لا تأکلوا اموالهم إلی اموالکم» اشاره به خوردن مال یتیم همراه با اموال خودتان دارد پس آیه شامل هر دو قسم می شودو از هر دو نهی نموده است.[۲۰]
ج – آیه ۹ و ۱۰ نساء :

«ولیخش الذین لو ترکوا مِن خلفهم ذریهً ضعافاً خافوا علیهم فلیتقواالله و لیقولوا قولاً سدیداً . إن الذین یاکلون اموال الیتامی ظلماً إنما

بگویند. همانا کسانی که اموال ایتام را از روی ستم می خورند در شکمهای خود آتش می خورند و بزودی در آتش افروخته قرار می گیرند.

اعراب آیه

ذریت به معنای فرزندانست و ضعاف جمع ضعیف است به معنی ناتوان .

و مراد از ناتوان ناتوانی خوردسالیست یا ناتوانی افلاس و حاجتمندی .

و مراد از ترک

آتش بزرگ که آتش دوزخ است.[۲۱]

«گفته شده منظور از آیه دو احتمال می رود : احتمال اول آنکه منظور کسانی هستند که نزد مریض
می نشینند و می گویند : همانا فرزندانت در هیچ چیزی تو را از خدا بی نیاز نمی کنند (یعنی فرزندات پس از مرگ تو ، قدم خیری در راه خدا برای تو بر

خوار مردم می گردند . به همین دلیل خداوندبه این گروه از مردم فرمان داده که در چنین گفتارهایی از خدا بترسند و فرض کنند که فرزندان خودشان پس از مرگ آنها باقی می مانند و آنچه را که خود (بالای سر مریض) اشاره کردند
می خواهند با فرزندانشان انجام دهند.

احتمال دوم : و گفته شده  آیه خطاب به اوصیاء و سرپرستان ایتام است (نه افرادی که

دوم آیه محل بحث ماست)»[۲۲]

سپس خداونددر مورد خوردن اموال ایتام بیش از خوردن اموال سایر افراد نهی را تاکید نموده ، بخاطر ضعیف و ناتوان و غافل بودن آنها .

خداوند می فرماید : و به زودی در شعله های آتش قرار می گیرند (و این تکرار همان مطالب گذشته است) تا بدانند خوردن مال یتیم علت تام برای ورود به جهنم است ، نه اینکه جزئی از علت و نه از گناهان صغیره است بلکه گناهی بزرگ و از گناهان کبیره است . (و با آمدن علت تام ، وجود معلول قطعی است ولی جزء العله اینگونه نیست) .

و ازامام صادق(ع) نقل شده که حضرت فرمودند : «در کتاب حضرت علی (ع) آمده که به

ازات او در آخرت به او خواهد رسید و پس از آن این دو آیه را تلاوت نمودند.»[۲۳]

د – آیه ۵ نساء :

«ولا توتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاماً و ارزقوهم فیها و اکسوهم و قولوا لهم قولاً معروفاً.»

ترجمه : و اموالتان را به سفهاء ندهید زیرا که خداوند سرپرستی و تصدی آن را برای شما قرار داده و از اموال ،آنها را ارتزاق نماییدو بپوشانید و به آنها وعده های نیکو بدهید .

اعراب آیه : سفهاء جمع سفیه است از سفه وآن در لغت ، سبکی عقل و بی وقوفیست و در شرع، بی وقوفی است در معاملات و تصرفات مالیه .[۲۴]

«دلیل آنکه «فیها» گفت و «منها» نگفت اشارت است به آنکه نفقه و کسوه ایشان را از اصل مال ایشان
نمی باید داد ، بلکه از

یعنی از جهت شما .[۲۵](برای شما) »

۲- و برای آیه معنایی چنین گفته شده و آن اینکه آیه هر صاحب مالی را نهی نموده که مالش را به سفهاء بدهد زیرا که آنها نمی توانند مال را حفظ کنند بلکه با تصرفات فاسد (مانند خریدو فروش با ضرر) آن را تباه می کنند و از بین می برند.[۲۶]

۳- وفقهاء و مفسرین محقق ، معنای دیگری برای آیه گفته اند : آیه خطاب به اولیاء و سرپرستان

یق می کند : از آن اموال ، آنها را ارتزاق نمایید و آنها را بپوشانید .

و این احتمال آخر نزدیکتر به ثواب و بهتر است. و نیز با آیات گذشته«و آتواالیتامی اموالهم …» و با آیات بعدی «و ابتلواالیتامی …»متناسب است . و هم چنین طبق معنای سوم لفظ سفها بر معنای حقیقی و عرفی (فقهی) حمل شده (و مجازی صورت نگرفته) زیرا سفیه از نظر فقهی کسی است که اموال خویش را در غیر منظورهای صحیح و عقلائی مصرف می نماید و همین کار با محجوریت و ممنوع التصرف بودن او تناسب دارد . [۲۷]

* و کلمه «اموال» به «

الیه مالک مضاف است مانند کتاب رجل و زمانی ، مضاف اختصاص به مضاف الیه دارد مانند اموالکم یا جل الفرس) .

و خداوند می فرماید : «و بگویید به آنها گفتار نیک» و منظور از گفتار نیک، وعده دادن به آنها است که هنگام بلوغ و رشد ، اموالشان به آنها تسلیم می شودو تشویق و ترغیب آنها به پیمودن راه درست در تصرفاتشان می باشد (یعنی خوب خرید و فروش کنند و …) و در اینجا چند فایده وجود دارد:

یک – محجوریت و

از نظر ابوحنیفه ، تصرفات بالغ عاقل سفیه ، صحیح است هر چند به صلاح او نباشد .

دو – محجوریت سفیه فقط در تصرفات مالی است (مانند خرید و فروش) بدلیل علتی که در آیه ذکر شده پس تصرفات غیر مالی او مانند قصاص نمودن و

تصرفی را ندارند چه مالی و چه غیر مالی .

سه – تصرفات مالی سفیه با نظارت ولی یا با اجازه ولی درحالی که به صلاح اوست جائز و فاقد است بر

بنابر توجیه اول (که ارتزاق از سود اموال است) ، ممکن است که برای وجوب تکسب با اموال ایتام به این آیه استدلال شود (یعنی ولی باید با اموال او کاسبی نماید تا از سودش مخارج او را تامین نماید) ، به دلیل امر «و ارزقوهم فیها و اکسوهم» و به دلیل آنکه در اثر انفاق و هزینه های او ، اموالش تمام نشود . و احتمال دارد که تکسب واجب نباشد زیرا (نمی دانیم آیا لازم است ولی کاسبی نماید یا خیر) اصل عدم وجوب است .

و نیز عمل ولی، اکتساب است که واجب نمی باشدو فاضل مقداد می فرماید : بهتر است که تکسب را به مقداری واجب بدانیم که نفقه و هزینه های او تامین شود اما بیش از این مقدار (واجب نیست و مستحب است.[

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است
[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”منابع ” icon=”fa-pencil-square-o”]1- قرآن کریم

۲- ترجمه و شرح نهج البلاغه، فیض الاسلام علی نقی، مرکز نشر آثار فیض الاسلام،اسفند ۱۳۷۲

۳- سخنان علی (ع)از نهج البلاغه، مترجم: فاضل جواد، موسسه مطبوعاتی علمی، چاپ بیستم،۱۳۹۸ ه. ق

۴- آموزه های فردی و اجتماعی از دوران نوجوانی و جوانی پیشوایان دین،غراب  کمال الدین ، نشر صلح ،چاپ اول،پاییز ۱۳۷۷

۵- آیات الاحکام ( حقوقی و جزایی)، گرجی  ابوالقاسم،نشر میزان ، چاپ اول ، زمستان ۸۰

۶- آیات الاحکام( بخشهایی از کنزالعرفان فاضل مقدادبن عبدالله سیوری)، مترجم: عظیمی گرگانی هادی ، انتشارات امیری، چاپ اول ، پاییز ۷۸

۷- آیات الاحکام حقوقی( مدنی- کیفری) آقایی  محمد علی، چاپ اول،  نشر خط سوم

۸- اصول کافی ، کلینی، ثقه الاسلام ، ترجمه و شرح فارسی: آیت ا… شیخ محمد باقر کمره ای ، انتشارات اسوه، چاپ نهم

۹- المیزان فی تفسیر القرآن ، طباطبایی  محمد حسین، ترجمه : موسوی همدانی سید محمد باقر، کانون انتشارات محمدی، چاپ ۱۳۴۵

۱۰- بحارالانوار، مجلسی  محمد باقر، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳هـ ۱۹۸۳ م، بیروت لبنان

۱۱- پژوهشی پیرامون مفردات قرآن، رازینی  علی، دفتر پژوهش و نشر سهروردی، چاپ اول زمستان ۱۳۸۱

۱۲- تاج العروس من جواهر القاموس، الحسینی الزبیدی  محمد مرتضی ، تحقیق: علی شیری، چاپ دوم ،۱۴۱۴هـ – ۱۹۹۴ م

۱۳- تفسیر شاهی أو آیات الاحکام ،جرجانی  سید الامیر ابولفتح، انتشارات نوید، خرداد ۱۳۶۲

۱۴- تفسیر نمونه، مکارم شیرازی  ناصر وهمکاران، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ ۲۱ – ۱۳۸۲ ه. ش

۱۵-  جاهلیت و اسلام، نوری  یحیی، موسسه انتشارات و کتابخانه شمس، تهران، اسفند ۱۳۴۲٫

۱۶- خانواده د رقرآن ، بهشتی احمد،  مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، چاپ دوم- ۱۳۷۷

۱۷-داستان های کودکی مردان بزرگ، صادقی اردستانی احمد، انتشارات فؤاد، چاپخانه سلمان فارسی، چاپ اول ، پاپیز ۷۶

۱۹- در مسیر داوری( کاوشی پیرامون کودکان بی سرپرست و چگونگی نگهداری از آنان)، صنعتی نیا عباسعلی،  چاپخانه سازمان بهزیستی کشور،  فروردین سال ۱۳۷۰-

۲۰- دیوان امیرالمؤمنین (ع)،زمانی مصطفی، پیام اسلام، قم ۱۳۶۹

۲۱- زکات  و خمس در اسلام، مدرسی  سید محمد رضا، موسسه در راه حق ،چاپ اول، تابستان ۶۷ف قم

۲۳- قاموس قرآن،  قر شی  آیت ا… سید علی اکبر، دارالکتب الاسلامیه ، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۱ هـ.ش

۲۴- گزیده ی تفسیر کشف الاسرار( تفسیر میبدی) به اهتمام  شریعت   محمد جواد

اساطیر، چاپ اول،  ۱۳۷۳ هـ.ش

۲۵- لسان العرب،  ابن منظور،  تحقیق: علی شیری ، چاپ اول، ۱۴۰۸ هـ – ۱۹۸۸ م

۲۶- مفردات الفاظ القرآن،  علامه راغب اصفهانی،  تحقیق: صفوان عدنان داوودی، دار القلم دمشق، چاپ دوم- پاییز ۱۳۸۰

۲۷- میزان الحکمه،  ری شهری  محمد،  دارالحدیث،  چاپ اول

۲۸- نسیم حیات   تفسیر قرآن کریم ، بهرامپور ابوالفضل ،  آوای قرآن، چاپ ششم ، ۱۳۸۶

۲۹- نظام خانواده در اسلام،  انصاریان  حسین ، انتشارات ( اُم ابیها) ،  چاپ دوازدهم ،  زمستان ۷۸

۳۰- نقش تربیتی پدر در خانواده، نجاتی   حسین،  چاپار فرزانگان،  چاپ ندا، چاپ اول ۱۳۷۱

۳۱- یتیم ازدیدگاه قرآن  وسنت ، بحرالعلوم  عزالدین ، مترجم: فقیه ایمانی  محمد رضا،  محمدرضا فقیه ایمانی،سال نشر: ۱۳۷۲- اصفهان

۳۲- یتیم در قرآن و حدیث، علمچی میبدی  ملیحه،  سازمان تبلیغات اسلامی،  شر[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
4900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

139صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Yagut/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

فصل اول
۱- تعریف و تبیین موضوع
۲- چکیده
۳- فواید تحقیق
۴- پیشینه موضوع
۵- روش گردآوری اطلاعات
۶- اهداف تحقیق
۷- واژگان کلیدی
 
فصل دوم:یتیم از دیدگاه اسلام
بخش ۱: اسلام ، دین همه جانبه و کامل
بخش ۲: توجه به یتیم قبل از اسلام.
بخش ۳: اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک.
بخش ۴: نقش یتیمی در بالندگی و شکوفایی.
 
فصل سوم: حمایت تربیتی و اجتماعی از یتیم در دین اسلام
+ فهرست فارسی
فصل اول
۱- تعریف و تبیین موضوع
۲- چکیده
۳- فواید تحقیق
۴- پیشینه موضوع
۵- روش گردآوری اطلاعات
۶- اهداف تحقیق
۷- واژگان کلیدی
 
فصل دوم:یتیم از دیدگاه اسلام
بخش ۱: اسلام ، دین همه جانبه و کامل
بخش ۲: توجه به یتیم قبل از اسلام.
بخش ۳: اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک.
بخش ۴: نقش یتیمی در بالندگی و شکوفایی.
 
فصل سوم: حمایت تربیتی و اجتماعی از یتیم در دین اسلام
[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]
[list_posts limit=”6″]

مطالب مشابه



درباره نویسنده

publisher4 206 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.