no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

پایان نامه خودکشی-دیدگاه های نظری پژوهش در مورد خودکشی- اختلالات شخصيت،

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

پرداخت امنلینک فوریپشتیبانیضمانت
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

پایان نامه خودکشی-دیدگاه های نظری پژوهش در مورد خودکشی- اختلالات شخصیت، شخصیت و خودکشی- اهمیت فکر و اقدام به خودکشی – ویژگیهای شناختی نوجوانان خودکشی گرا
zip
بهمن ۹, ۱۳۹۵

پایان نامه خودکشی-دیدگاه های نظری پژوهش در مورد خودکشی- اختلالات شخصیت، شخصیت و خودکشی- اهمیت فکر و اقدام به خودکشی – ویژگیهای شناختی نوجوانان خودکشی گرا


پایان نامه خودکشی-دیدگاه های نظری پژوهش در مورد خودکشی: اختلالات شخصیت، شخصیت و خودکشی- اهمیت فکر و اقدام به خودکشی - ویژگیهای شناختی نوجوانان خودکشی گرا:

پایان نامه رشته روانشناسی در ۲۴۱صفحه
[tabgroup][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]توزیع جهانی بیماری‌ها در حال تغییر است، این تغییر از دهه ۹۰ میلادی آغاز گردید. و هم اکنون در حال شتاب گرفتن است. جهت اصلی این تغییر تبدیل عوامل اصلی مرگ و میر از بیماری‌های واگیردار عفونی و سوءتغذیه به بیماری‌های غیرواگیردار نظیر افسردگی و بیماری قلبی است. انتظار این است که در ظرف ۲۰ سال آینده بیماری‌های غیر واگیردار در کشورهای رو به توسعه عامل ۷ مرگ از هر ۱۰ مرگ باشد.

سهم عمده‌ای از افزایش بار بیماری‌های غیر واگیردار را افزایش اختلالات روانپزشکی بر عهده دارد. این اختلالات که پیش از این توجهی در کشور به خود جلب نکرده بود و در حدود یک دهه است  که به یکی از محورهای مهم تبدیل شده و نیاز به برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌های متعددی در زمینه بهداشت روان هم اکنون بیشتر از هر زمان دیگر احساس می‌شود (مرکز مشاوره دانشگاه تهران، ۱۳۸۱).

مطالعه انجام شده توسط سازمان جهانی بهداشت، دانشگاه‌ هاروارد و بانک جهانی به این امر اشاره می‌کند که تلفات ۵ میلیون نفری ناشی از صدمات در سال ۱۹۹۰، بالغین جوان بیشترین سهم را داشته و پس از حوادث رانندگی، خودکشی دومین علت این مرگ‌ها بوده است. آزاد (۱۳۷۳) خودکشی[۱] و انواع آن را به شرح زیر معرفی می‌کند: خودکشی از دو لغت دارای ریشه لاتین یعنی SUI‌ به معنی خود و Caedere‌ به معنی کشتن مشتق شده است و در حال حاضر به صورت خودکشی استعمال می‌شود. اولین بار این اصطلاح در سال ۱۷۳۷ توسط دفونتن فرانسوی به کار گرفته شد. بعدها اصطلاحات دیگری که مربوط به خودکشی بودند مورد استفاده قرار گرفتند از جمله:

اقدام به خودکشی، برای اقداماتی که شخص به منظور از بین بردن خود انجام می‌دهد اما منجر به مرگ نمی‌شود. افکار خودکشی[۲] برای اشتغالات ذهنی راجع به نیستی و تمایل به مردن که هنوز جنبه عملی به خود نگرفته است.

خودکشی انجام یافته[۳]، برای همه مواردی که شخص با انجام یک عمل انهدامی و تخریب صدمه‌ای به خود وارد می‌کند. فرا خودکشی[۴] برای همه رفتارهای آسیب رسان که شخص به طور غیر عمدی و بدون قصد خاتمه دادن به زندگی مرتکب می‌شود.

خصوصیت مشترک ما بین افرادی که اقدام به خودکشی می کنند داشتن این باور است که خودکشی تنها راه غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است. کشش خودکشی در این است که در نهایت به این احساسات غیر قابل تحمل خاتمه می دهد. در تراژدی خودکشی، آشفتگی و مشکلات عاطفی به حدی شدید می‌گردند که فرد را در یافتن راه حل‌های مختلف حل مشکل ناتوان می‌سازند، در حالی که راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند

parasuicide[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]مرگ یکی از اعضای خانواده از جمله مواردی است که اعتماد به نفس ما را تحت تاثیر قرار داده

و احساس بی‌ارزشی را در ما به وجود می‌آورد، در واقع هیچ نوع دیگری از مرگ در دوستان و بستگان، چنین احساس مداومی از پریشانی، شرم، گناه و اغتشاش کلی را باعث نمی‌گردد. بازماندگان خودشان نیز قربانی هستند و در سال‌های بعد از خودکشی شخص مورد علاقه، میزان بالایی از مرگ و میر را نشان می‌دهند. این موارد به همراه تاثیر اجتماعی و اقتصادی خودکشی، اهمیت توجه به آن و

‌گیرند. در واقع در دوره نوجوانی ضعف در تصمیم‌گیری (در حوزه‌هایی مانند مدرسه، روابط با جنس مخالف و مصرف مواد) ، نتایج منفی‌تری از دوران کودکی را در برداشته و همچنین نوجوان بیشتر برای تصمیمات و نتایج کارهای  خود نسبت به دوران کودکی مسئول می‌باشد.

همانطور که عنوان گردید، فرایند رشد در دوره نوجوانی شامل تغییرات فردی و همچنین زمینه‌های مختلفی است که نوجوان در آن قرار دارد و این

یافته‌ها نشان داده‌اند که رفتارهای پرخطر در حد معناداری  در دوره نوجوانی افزایش می‌یابد و یک تمایل به تنوع رفتارهای پرخطر و یا در واقع ترکیب این رفتارها با هم در این دوران مشاهده می‌شود. (فارل دانیش[۱] و هوارد، ۱۹۹۲). بر پایه گزارش سازمان بهداشت جهانی (۱۹۹۳)، خودکشی از جمله ده علت اصلی مرگ و میر در سراسر جهان در همه گروه‌های سنی بوده، هر ساله حداقل در حدود پانصد هزار نفر از طریق خودکشی به زندگی‌شان پایان می‌دهند. خودکشی، هشتمین عامل مرگ در بزرگسالان و سومین عامل مرگ بعد از تصادفات و قتل در نوجوانان و جوانان می‌باشد. بررسی آمار خودکشی به نسبت  جمعیت در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که پدیده خودکشی به شرایط جغرافیایی و اجتماعی و اقتصادی خاصی به صورت مستقیم وابسته نبوده و یک پدیده عام و غیر اختصاصی است (بلومنتال و کوپفر[۲]، ۱۹۹۰).  نتایج تحقیقات در اغلب جوامع غربی به ویژه آمریکا – کانادا- استرالیا و انگلستان نشان می‌دهد که در طی سه دهه گذشته نسبت  خودکشی و اقدام به خودکشی در نوجوانان  ۱۵ تا ۱۹ ساله سه برابر شده است (کاپلان و سادوک؛ ۲۰۰۳).  طبق آمارهای منتشر، سالانه ۳۰ هزار نفر در آمریکا بر اثر خودکشی فوت می‌کنند و بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار مورد نیز اقدام به خودکشی  صورت می‌گیرد (بلومنتال و کوپفر، ۱۹۹۰).

همانند اغلب کشورهای جهان نسبت خودکشی در ایران نیز در چند دهه  اخیر افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است و به همین علت از جمله موضوعات مهم مورد توجه در بهداشت روانی به ویژه در جوانان موضوع اقدام به خودکشی می‌باشد. اما دلایل متعدد موجب می‌شود که بررسی موضوع خودکشی در جامعه ما با محدودیت هایی مواجه گردد از جمله این که همانند اغلب کشورها، دسترسی به آمار دقیق خودکشی به ویژه اقدام به خودکشی بسیار دشوار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 بیان مسئله:

خودکشی به مثابه رودخانه در حال جریانی است که از میان تمام جوامع منجمله جامعه ما در گذر است و به آبشار خطرناکی در انتها ختم می شود . برخی از علایم هشدار دهنده وجود دارند که خطرات رفتن به رودخانه را گوشزد می کنند. اما به خاطر برخی دلایل که مهمترین آن عدم شناخت کافی مسأله است، ساحل این رودخانه به خوبی جاده ها و بزرگراه های جامعه علامت گذاری نشده است. به هر حال کسی که عمدأ وارد این رودخانه شود ، خطر رسیدن به آبشار و صدمه دیدن یا مرگ را به همراه خواهد داشت. وظیفه روان شناس به عنوان یاریگر جامعه در این زمینه به مثابه محافظ زندگی است ، وظیفه او آن است که با کمکهای خود قبل از اینکه این افراد به آبشار برسند آنها را از داخل این رودخانه هولناک به ساحل هدایت کند . اگر روان شناسان بدانند که چرا برخی از افراد، علایم پیشگیری را نادیده می گیرند و وارد این رودخانه هولناک می شوند و اگر بدانند که چه چیز سبب پریدن آنها می شود، می توانند تغییرات لازم را برای آنکه جوامع نسبت به خودکشی ایمن شوند را ایجاد کنند . این امر ممکن است نیاز داشته باشد به ساختن سدَی در خلاف جریان آب یا ساختن مانعی در طول ساحل رودخانه. متأسفانه علل دقیق خود کشی شناخته شده نیستند و نقشه منفرد و طرح پیشگیری کاملی حتّی در جوامع پیشرفته وجود ندارد. برخی افراد همواره وارد این رودخانه می شوند و تعمداً خودشان را در خطر می اندازند . وظیفه اصلی روان شناس و مراقب جامعه آن است که تا سر حد امکان درباره این علایم ، نشانگرها و تخمین زنها بداند . دریابد که چرا برخی افراد جامعه به خطری که ممکن است برایشان صدمه زننده و کشنده باشد نزدیک می شوند ؛ البته باید متذکر شد که خودکشی از جمله پدیده هایی است که در تمام جوامع بشری ، چه ابتدایی و چه پیشرفته وجود داشته و دارد و هنوز هیچکس به طور قطع و یقین نمی داند که چرا آدمی خود را می کشد، چگونه بعضی افراد در سخت ترین شرایط با مشکلات زیاد، به زندگی خود ادامه داده و هیچگاه فکر

اما مشاهده می شود گاه در شرایط نه چندان دشوار و بدون وجود بیماری خاص،بعضی افراد تسمیم به خودکشی می گیرند.

از آنجائیکه در این پژوهش ، ما به دنبال بررسی چرایی گرایش برخی نوجوانان به خودکشی هستیم، لذا باید مهمترین مساٌله نوجوانی را که همان هویّت یابی است بررسی کنیم چرا که فرضیَه پژوهشگر این است که بین هویّت یابی و میزان گرایش به خودکشی در نوجوانان رابطه وجود دارد. به عنوان مثال نوجوانی که دچار سردرگمی هویت است احتمالاً به هنگام وقوع مشکلات آسیب پذیری بیشتری در مقابل گرایش به خودکشی دارد تا نوجوانی که در هویت یابی موفّق بوده و جایگاه ثابتی برای خود بدست آورده است. در واقع سبک هویت با راههایی که به وسیله آن، یک نوجوان با استرسها و تهدیدهای موجود در زندگی اش مقابله می کند رابطه دارد (برزونسکی[۳] ،۱۹۹۲) .

در رابطه با شناخت و تفسیر مسائل مربوط به دوره نوجوانی، اریک اریکسون[۴] (۱۹۵۹) سعی کرد که تغییرات این دوره و مشکلات مربوط به آن را تحت عنوان هویت یابی توصیف کند و به همین دلیل وظیفه اصلی این دوران را در تئوری رشدی خود؛ هویت یابی در مقابل آشفتگی نقش[۵] عنوان کرد. اریکسون رشد هویت را ناشی از بحران‌های گذرای  هویّت مطرح نمود و معتقد

: افراد دارای سبک به سوالات موقعیت‌های تصمیم‌گیری با پیروی از تجویز‌ها و انتظارات افراد مهم پاسخ می‌دهند (همان منبع).

سبک هویّت سردرگم یا اجتنابی: افراد  دارای این سبک از رویارویی و مواجهه با مسائل و تصمیم‌های شخصی بیزارند اگر این افراد معطل بمانند و با تعلل مواجه شوند واکنش‌های رفتاری نشان می‌دهند و با خواسته‌ها و مشوق‌های موقعیتی کنترل می‌شوند. (همان منبع).

تعاریف عملی:

نوجوانی: در تحقیق حاضر نوجوان به کسی گفته می‌شود که در دامنه سنی ۲۰-۱۴ سالگی قرار دارد و در دبیرستان‌های دخترانه و پسرانه شهرستان درّه شهر در حال تحصیل می‌باشد.

گرایش به خودکشی: در تحقیق حاضر نمره ای که فرد از آزمون هنجاریابی شده گرایش به خودکشی به دست می آورد.

پایگاه هویّت موفق: در تحقیق حاضر نمره‌ای که فرد در سوال‌های ۸-۱۳-۱۵-۱۸-۲۰-۲۲-۳۲-۳۵-۴۰-۴۲-۴۵-۴۶-۴۹-۵۱-۵۵ و ۶۰ در مقیاس هویت من (EOM-EIS-2) کسب می‌کند بیانگر میزان هویت موفق است.

پایگاه هویّت موفق: در تحقیق حاضر نمره‌ای که فرد در سوال‌های ۲-۵-۹-۱۱-۱۲-۱۴-۳۱-۳۲-۳۴-۳۶-۴۳-۴۷-۴۸-۵۴-۵۷ و ۶۱  در مقیاس هویت من (EOM-EIS-2) کسب می‌کند. بیانگر میزان هویّت معوّق است.

پایگاه هویّت زودرس: در تحقیق حاضر نمره‌ای که فرد در سوال‌های ۳-۱۷-۲۱-۲۴-۲۷-۲۸-۳۷-۳۸-۳۹-۴۱-۴۴-۵۰-۵۸-۶۲-۶۳ و ۶۴  در مقیاس هویت من (EOM-EIS-2) کسب می‌کند بیانگر میزان هویت زودرس است.

پایگاه هویّت سر درگم یا اجتنابی: در تحقیق حاضر نمره‌ای که فرد در سوال‌های ۱-۴-۷-۱۰-۱۶-۱۹-۲۳-۲۵-۲۹-۳۰-۵۲-۵۳-۵۶-۵۹  در مقیاس هویت من (EOM-EIS-2) کسب می‌کند بیانگر میزان هویت سر درگم است .

سبک هویّت اطلاعاتی: در تحقیق حاضر نمره‌ای که فرد در سوال‌های ۲-۵-۶-۱۶-۱۸-۲۵ی-۲۶-۳۰-۳۳-۳۵ و ۳۷  در مقیاس هویت G برزونسکی (ISI-6) کسب می‌کند بیانگر میزان سبک هویت اطلاعاتی است.

سبک هویّت هنجاری: در تحقیق حاضر نمره‌ای که فرد در سوال‌های ۴-۱۰-۱۹-۲۱-۲۳-۲۸-۳۲-۳۴ و ۴۰  در مقیاس سبک هویت برزنسکی (ISI-6G) کسب می‌کند. بیانگر میزان سبک هویت هنجاری است .

سبک هویّت سر درگم یا اجتنابی: در تحقیق حاضر نمره‌ای که فرد در سوال‌های ۳-۸-۱۳-۱۷-۲۴-۲۷-۲۹-۳۶ و ۳۸ در مقیاس سبک هویت برزنسکی(ISI-6G) کسب می‌کند. بیانگر میزان سبک هویت سر درگم با اجتنابی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  مقدمه:

خودکشی[۶] از دو لغت دارای ریشه لاتین یعنی  SUI‌به معنی خود و  Caedere‌به معنی کشتن مشتق شده است و در حال حاضر نه به صورت «کشتن خود» که به صورت «خودکشی» استعمال می‌شود. برای اولین بار این اصطلاح در سال ۱۷۳۷ توسط دفونت فرانسوی به کار برده شد ولی تنها پس از ۲۵ سال از کاربرد آن بود که این اصطلاح توسط آکادمی علوم فرانسه مورد پذیرش قرار گرفت. (پیرمورون[۷]، ۱۹۷۵ به نقل از سهند، ۱۳۶۵) اگر بخواهیم خودکشی را به طور دقیق

ناختی موقعیتی، جامعه شناسی، فرهنگی و انسان‌گرایی باشد (زیمرمن و آسنیس، ۱۹۹۵).

خودکشی در همه جوامع وجود نداشته و ندارد، مطالعات رات بندیکت،  مردم شناسی آمریکایی نشان می‌دهد که بعضی از مردم حتی مفهوم خودکشی را نمی‌دانند. به عنوان مثال او نتوانسته این مفهوم را به سرخپوستان قبیله زونی که به طور کلی مردمانی آرامش طلب هستند، تفهیم کند در صورتی که در میان قبیله کوالیواتل، این پدیده امری عادی به حساب می‌آمد. شناخت تاریخی در زمینه خودکشی را از دو دیدگاه زیر می‌توان انجام داد:  یکی تاریخ بررسی‌ها و شناخت‌ها درباره خودکشی است که شناخت علمی آن از قرن ۱۹ به این سو اولین بار توسط امیل دورکیم آغاز شد و دیگری بررسی خودکشی در طول تاریخ است که بازگو کننده نحوه‌های متفاوت قضاوت و پذیرش جامعه از خودش در ادوار مختلف تاریخی است. مثلا در هندوستان از عهد باروری برای نفوذ قابل ملاحظه‌ اندیشه‌های برهمن‌ها، دانایان تاریخی در جستجوی نیروها در جریان انجام جشن‌های مذهبی به خودکشی دست می‌زدند، همچنین تا آخر

مطرود شمرده می‌شد و حتی جسد فردی که خودکشی کرده بود مورد مجازات قرار گرفته، دست راست جسد را قطع می‌کردند و در محل دیگری دفن می‌نمودند. در انگستان تا سال ۱۸۷۰، خودکشی از نظر قانون جرم محسوب می شد وبستگان فردی که دست به خودکشی زده بودند موظف بودند مبلغی پول به عنوان غرامت بپردازند. (محسنی، ۱۳۶۶).

 

دیدگاه های نظری پژوهش در مورد خودکشی:

در تلاش برای توضیح اینکه چرا بعضی افراد بیش از دیگران، آمادگی خودکشی دارند، نظریه‌پردازان عوامل گوناگونی را پیشنهاد کرده‌اند. اما بیشتر این نظریه‌ها دیدگاه‌های مختلف روان‌ تحلیلی زیست شناختی و اجتماعی- فرهنگی ناشی شده‌اند. گر چه باید گفت که این توضیحات، تاییدات تجربی چندانی ندارند و انجام انواع رفتارهای خودکشی را در برنمی‌گیرد (بارون[۸] ،۱۹۹۲ )؛ لیکن در سطور زیر دیدگاه های مطرح شده در این زمینه آورده شده است .

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

– دیدگاه رفتاری

از نظر مکتب رفتارگرایی، هر رفتاری باید با توجه به زمینه و خزانه رفتاری فرد در نظر گرفته شود. اگر در خزانه‌ رفتاری فرد سابقه اقدام به خودکشی، تهدید به خودکشی اطرافیان و افراد مهم

رایی- ادراک محدود شده- گریز- ارتباط با محیط و الگوهای مقابله‌ای- عوامل فوق در سایر نظریه‌ها نیز مورد توجه و تاکید قرار گرفته‌اند. او در واقع مقام خودکشی را معلول نوعی درد و رنج می‌داند که او آن درد را روانی یا روان درد می‌نامد، این روان درد ناشی از تحریف یا انسداد ارضای نیازهای روانی است به عبارت دیگر خودکشی از نظر او اصولا یک نمایشنامه ذهنی است (اشنایدمن، ۱۹۸۷).

کارل منینگز:

از نظر منینگر در قصد خودکشی سه عامل مهم دخالت دارد:

  • میل به مرگ : آنچه اقدام کننده به دنبال آن می‌گردد دستیابی به آرامش، تصور زندگی بعد از مرگ و ابدیت غالبا با تصور مرگ همراه است.
  • میل به کشتن: به نظر منینگر کسی خود را نمی کشد مگر اینکه قبلا قصد کشتن دیگری را داشته باشد.
  • میل به کشته شدن: وی معانی دیگری از خودکشی را به عنوان مجازاتی که باید تحمل کرد مطرح می‌کند این معنی با مازوخیسم و احساس گناه ناخودآگاه در ارتباط می‌باشد (لاله، ۱۳۷۸).

۳- دیدگاه جامعه شناختی:

معروفترین نظریه پرداز خودکشی در جامعه شناسی دورکیم[۱] می‌باشد. تئوری جامعه شناختی دورکیم روشنگر این نکته است که خودکشی اشخاص در جامعه‌های مختلف ارتباط منطقی با عوامل غیر اجتماعی مانند جنس، سن، دین و تاهل ندارد. وی در رد نظریه بعضی از روانشناسان و روان پزشکان که معتقدند بیشتر کسانی که دست به خودکشی می‌زنند به هنگام ارتکاب این عمل در حالت بیمارگونه‌اند و به دلیل حالت روانی خویش مستعد خودکشی هستند، می‌گوید: علی رغم اینکه آمادگی خودکشی در میان افراد دارای بیماری‌های روانی زیاد است ولی نیروی تعیین کننده خودکشی نیروی روان شناختی نیست بلکه نیروی اجتماعی است (محمدیان، ۱۳۷۸).

دورکیم در کوشش خود برای تبیین خودکشی آن را به سه طبقه تقسیم می‌کند.

خودکشی خودخواهانه[۲]:آنهایی است  که شخص رابطه‌ای قوی با هیچ گروه اجتماعی ندارد. آسیب پذیری نسبی افراد مجرد نسبت به متاهل، آسیب پذیری نسبی زوج‌های صاحب فرزند در

ژاپن در بعضی از طبقات اجتماعی وجود دارد.

خودکشی ناشی از بی‌هنجاری[۳]:  که مشخص کننده افرادی است که وابستگی آنها به جامعه دچار آشفتگی است و در نتیجه از معیارهای رفتاری مرسوم محروم گردیده‌اند. عیار بالای خودکشی در بین طلاق‌ گرفته‌ها در مقایسه با افراد متاهل و آسیب پذیری بیشتر کسانی وضع اقتصادی آنها تغییر شدید ناگهانی پیدا کرده نشانه این خودکشی است (ایدی، ۱۳۸۰).

گاهی در تقسیم‌بندی نظریه دورکیم به نوع چهارمی از خودکشی، تحت عنوان خودکشی اجباری اشاره می‌شود.

شناختی، با توجه به اینکه به نقش عوامل اجتماعی در خودکشی تاکید می‌کند، در پیشگیری از این پدیده نیز اطلاعات سودمندی را در اختیار جامعه امروزی می‌گذارد.

 


۴- دیدگاه روان شناختی:

روانشناسان زیادی سعی در شناخت و تبیین خودکشی داشته‌اند که به مهمترین آنها اشاره می‌شود.

فروید:

نخستین بینش روانشناختی مهم در مورد خودکشی به وسیله فروید ارائه گردید. وی نفرت از خویش را که در افسردگی مشاهده می‌شود ناشی از خشم معطوف به یک شی مورد علاقه توصیف نمود. خشمی که چنین افرادی آن را به

دن دیگران است، تجلی می‌کند (لاله، ۱۳۷۸، به نقل از ایدی، ۱۳۸۰).

دی سوسا[۴]:

وی معتقد است که عوامل زیست شناختی، فرهنگی، اجتماعی و محیطی و نشانه‌ای[۵] هر کدام نقش خطرزای ویژه‌ای در بروز خودکشی دارند. به اعتقاد وی پیش بینی و پیشگیری از خودکشی بایستی با توجه به تمام این عوامل باشد. زیرا این پدیده بر دوره‌های زندگی وضعیت‌های

. (مهرابی‌زاده و خدا رحیمی، ۱۳۷۶).

شنایدمن:

(شنایدمن ،۱۹۸۷، به نقل از دیویسون[۶] و نیل[۷]، ۱۹۹۴) خودکشی را دارای ویژگی‌هایی می‌داند که البته همه آنها در یک خودکشی ممکن است مشاهده نشود. این گروه ویژگی‌ها عبارتند از:

  • شایع‌ترین قصد خودکشی، پیدا کردن یک راه حل است.
  • معمولی‌ترین هدف خودکشی، کاهش آگاهی است.
  • محرک شایع در خودکشی، درد روانی غیر قابل تحمل است.
  • معمولی‌ترین فشارزا در خودکشی، نیازهای روانشناختی ناکام مانده است.
  • معمولی‌ترین حالت شناختی در خودکشی، دوسوگرایی است.
  • معمولی‌ترین حالت ادراکی در خودکشی، صحبت در مورد قصد (خودکشی) است.

معمولی‌ترین عمل در خودکشی، خارج شدن از

فریاد کمک خواهی و گاهی در نتیجه کناره‌گیری از دیگران جهت جلوگیری از عدم ارتکاب، در مورد نیت خود با دیگران صحبت می‌کنند (همان منبع).


مینتز[۸]:

این محقق با بازنگری نوشته‌های مربوط به انگیزه خودکشی، علل آن را بدین شرح معرفی می‌کند:

خشم معطوف شده به درون، انتقام جویی از طریق احساس گناه در دیگران، کوشش برای مجبور کردن دیگران به

گذشته، فرار کردن از احساسات غیر قابل قبول، تلاش برای پیوستن دوباره به شخص محبوب متوفی، نیاز یا میل به گریختن از درد و فشار روانی یا خلا عاطفی.

هر چند که علل

کشی:

اسلام با نهی شدید خودکشی، از آن به عنوان قتل نفس یاد می‌کند مثلا قرآن کریم در سوره نسا می‌‍فرماید (و لا تقتلو انفسکم) یعنی خودتان را نکشید و چون نهی صریح در قرآن می‌باشد، پس جز گناهان کبیره محسوب می‌شود و

موثر باشد.

۵-دیدگاه عصبی- شیمیایی و فیزیولوژیک:

مطالعات نشان داده‌اند که خودکشی در خانواده‌ه منتقل می‌شود. در یک مطالعه وسیع مشخص گردید که خطر خودکشی در بستگان درجه یک بیماران روانی تقریبا ۸ بار بیشتر از خطر مشابه در بستگان گروه کنترل بود. ممکن است عوامل ژنتیک در خودکشی عواملی باشند که با اختلال دو قطبی، اسکیزوفرنی و الکلیسم مربوطند اما گفته

بلندی اقدام به خودکشی می‌کنند. در مقایسه با سایر بیماران افسرده اقدام کنندگان با وسایل بدون خشونت مثل دارو، سطح (۵-HUAA) پایین‌تری در مایع مغزی- نخاعی دارند (همان منبع).

سطوح پایین سرم نیز با رفتار متمایل به خودکشی مرتبط شده است با تحقیق درباره رابطه کلسترول سرم و متابولیسم سروتونین، استیگمن[۹] و همکاران (۱۹۹۶) گزارش کردند که غلظت‌های سروتونین پلاسما در مردان در مقایسه با  کلسترول سرم پایین‌تر بود.

۶- دیدگاه آسیب شناختی روانی:

مشکلات روانی و اعتیاد از جمله عواملی هستند که در خودکشی موثر دانسته شده‌اند.

اختلالات خلقی از جمله شایع ترین مشکلاتی بودند که در خودکشی انجام شده مشاهده گردیده است. خطر خودکشی برای بیماران روانی ۳ تا ۱۲ بار بیشتر از افراد غیر بیمار است ( کاپلان سادوک، ۱۹۹۸).

اعتیاد از جمله اختلالاتی است که در افزایش خودکشی با اهمیت

روانی، افسردگی و وابستگی به الکل عوامل خطرساز برای خودکشی هستند. در یک برنامه پیگیری که به مدت ۳ تا ۴ سال بر روی بیماران مبتلا به افسردگی، مانیا، اسکیزوفرنیا و مقایسه آن با گروه کنترل انجام گرفت، نتایج نشان می‌دهد که ۹ تا ۱۱ درصد بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی به وسیله عمل خودکشی فوت کرده‌اند، در صورتی که در گروه کنترل در این مدت مرگی به علت خودکشی مشاهده نشد (سازمان جهانی بهداشت، ۱۹۹۳).

میزان خودکشی در بین معتادین به هروئین را ۲۰ برابر افراد غیر معتاد ذکر می‌کنند، گزارش‌ها حاکی است که ارقام مربوط به اقدامات انتحاری مبتنی بر مسمومیت ناشی از مصرف حشیش سیر صعودی دارد (ایدی،‌۱۳۸۰).

پژوهش نشان می‌دهد که تقریبا ۱۰ تا ۱۵ درصد افراد مبتلا به هر کدام از این اختلالات سعی در کشتن خود می‌نمایند. از

محققین معمولا در بین موارد موفق و موارد اقدام تفاوت قائل هستند.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

جدول شماره۲-۱: ویژگیهای موارد موفق و ناموفق، اقتباس از نیل و دلوسیون، (۱۹۹۸)

 

ویژگیخودکشی ناموفق[۱]خودکشی موفق[۲]
جنسمونثمذکر
سنغالبا جوانافزایش خطر همراه با افزایش سن
روش اقداماستفاده از روش‌های  غیر کشنده (بریدن دست- قرصاستفاده از روش‌های کشنده (اسلحه- پریدن از ارتفاع
اختلال تشخیص داده شده۱-دیستایمیک

۲- شخصیت مرزی

۳-اسکیزوفرنیا

اختلالات خلقی شدید، اعتیاد به الکل
وضعیت خلقیافسردگی همراه با پرخاشگریافسردگی همراه با درماندگی
انگیزهتغییر در موقعیت- فریاد برای کمکمرگ
دوره بستریرهایی سریع از ملال
نگرش به طرف اقداماحساس رضایت از زنده ماندن

اغلب دیدگاه‌های موجود درباره خودکشی در واقع در جهت توصیف و تبیین آن تلاش می‌کنند و با توجه به حوزه مربوط، عوامل خاصی را بیشتر مورد پژوهش و مطالعه قرار می‌دهند. در این راستا اغلب پژوهشگران و صاحبنظران به دو دسته عوامل اشاره می‌کند: ۱-عوامل زمینه ساز ۲-عوامل آشکار ساز.

تعدادی از عوامل زمینه‌ساز به شرح زیر می‌باشند:

وجود بی‌ثباتی و مشکلات طولانی در خانواده (وینر[۳]، ۱۹۹۲، آلن، ۱۹۹۰، کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).

ابتلا نوجوانان به اختلالات روانی (میرز[۴] و همکاران، ۱۹۹۱، آندروز[۵] و لوینسون[۶]،‌۱۹۹۲)، مشکلات و

۹۲، به نقل از یزدانی ، ۱۳۷۵) .

عوامل آشکار ساز رفتار خودکشی در تعدادی از تحقیقات با عناوین زیر مشخص شده‌اند: مشکلات و بحران‌های تربیتی و انضباطی ، وجود تمارض در روابط بین فردی، درگیری‌های

، ۱۹۹۱ به نقل از یزدانی، ۱۳۷۵).

بر اساس یافته‌های پژوهشی موجود (کومر[۷]، ۱۹۹۵) رایج‌ترین متغیر پیش بینی شده خودکشی عبارتند از:

  • اختلالات افسردگی و اختلالات روانی خاص دیگر
  • الکلیسم و سایر اشکال سوء استفاده از مواد و داروها
  • اندیشیدن و صحبت کردن درباره خودکشی
  • اقدامات قبلی برای خودکشی
  • انزوا، تنها زیستن و فقدان حمایت اجتماعی
  • اندیشیدن به روش‌های کشنده و مرگبار
  • تعلق داشتن به گروه‌های نژادی خاص
  • سرمشق گیری، وقوع خودکشی قبلی در اعضاء خانواده، سوابق ژنتیک
  • مشکلات اقتصادی یا شغلی، برخی از مشاغل خاص
  • مشکلات زناشویی، آسیب شناسی خانواده
  • فشار روانی و رویدادهای فشارزای روانی
  • خشم، پرخاشگری و تحریک پذیری
  • بیماری جسمی (شدید یا مزمن)
  • ترکیب عوامل سیزده گانه فوق

بیش از ۹۰ درصد کسانی که در آمریکا و اروپا خودکشی موفق انجام می‌دهند در زمان مرگ ناراحتی روانپزشکی داشته‌اند و در نهایت می‌توان گفت خودکشی رفتاری پیچیده و چند عاملی است که به نظر می‌رسد با پدیده‌هایی از قبیل

که بر روی ۵۵۸۸ اقدام کننده در آمریکا صورت گرفت نتایج زیر به دست آمد:

اختلال عاطفی شایع‌ترین تشخیص می‌باشد (در ۲۴ درصد از موارد) و اختلالات شخصیت بعد از آن قرار داد (۲۲درصد) سایر اختلالات روانی (۲۱ درصد) در گروه بعدی قرار دارد.

 

 

 

جدول ۲-۲: تشخیص‌های روانپزشکی در ۵۵۸۸ مورد خودکشی

(اقتباس از فصلنامه اصول بهداشت روانی شماره ۳، ۱۳۷۸)

تشخیص  تعداد موارد درصد در کل    موارد
سندرم‌های عضوی مغز ۳۰۸۵
مصرف مواد۹۴۷۱۶
اسکیزوفرنیا۶۱۲۱۰
اختلالات خلقی۱۴۰۰۲۴
اختلالات نوروتیک و شخصیت۱۳۴۰۲۲
سایر اختلالات۱۲۵۹۲۱
موارد غیر روانپزشکی۱۳۷۲

خودکشی در جهان و ایران

در تمام کشورهای جهان به دست آوردن آمار

به همین دلیل پژوهشگران معمولا با ترکیب آمار رسمی خودکشی، مسمومیت‌های تصادفی و مرگ‌های بدون علت رقم واقعی خودکشی را تخمین می‌زنند.

تخمین زده می‌شود که ۹/۰ درصد از کل مرگ و میرها در اثر خودکشی است. در هر روز در سراسر جهان ۱۰۰۰ نفر خودکشی می‌کنند. در ایالات متحده آمریکا، خودکشی هشتمین علت مرگ و میر است. تقریبا هر ۲۰ دقیقه یک خودکشی، در هر روز ۵۷خودکشی  و در هر سال بیش از ۳۰۰۰

Golden Gate‌ ،در سان فرانسیسکو می‌باشد.(کاپلان و سادوک، ۲۰۰۰).

در بین ملل مختلف عیار خودکشی از رقم بالای ۲۵ درصد هزار در ممالک اسکاندویناوی، سوئیس، آلمان، اتریش، و ممالک اروپای شرقی (کمربند خودکشی) و ژاپن تا ارقام پایین‌تر از ۱۰ درصد  هزار در اسپانیا، ایتالیا، مصر و هلند فرق می‌کند (همان منبع).

خودکشی چهارمین علت مرگ در سنین ۱۰ تا ۱۴ سالگی و سومین علت مرگ در سنین ۱۵ تا ۲۴ سالگی می‌باشد.

 

و اقدام به خودکشی در بیمارستان‌ها بستری می‌شوند. با وجود این خودکشی موفق در سنین زیر ۱۲ سال نادر است به دلیل آنکه کودک از طرح‌ریزی واقع گرایانه خودکشی و اجرای آن ناتوان است. در سال ۱۵ تا ۱۹ سال ۱۲ درصد کل

 

موسوی، شاه محمدی و کفاشی (۱۳۷۵) میزان شیوع خودکشی در مناطق روستایی کرج را ۲۸/۱۱ درصد هزار نفر و در جمعیت روستایی شهرستان ساوجبلاغ ۲۲/۱۸ در صد هزار برآورده نموده‌اند. محسنی (۱۳۶۶) با بررسی ۴۰۶ مورد اقدام به خودکشی در تهران در طی سال‌های ۱۳۶۲ تا ۶۵ نتیجه گرفت که ۴۷ درصد اقدام کنندگان در فاصله سنی ۱۵تا ۲۴ سال قرار دارند.

در اردبیل تحقیق معتبری در زمینه اقدام به خودکشی صورت نگرفته است ولی اطلاعات چندی در زمینه خودکشی موفق توسط سازمان بهزیستی جمع آوری گردیده است. در این اطلاعات که در سال ۱۳۷۹ به دست آمده است، شیوه خودکشی که بیشترین تلفات را داشته است، خودسوزی با ۵۰ درصد بوده است و به ترتیب استفاده از دارو و سم ۲۵ درصد،

وستایی بوده است. همچنین در این سال انگیزه خودکشی بیشتر به خاطر اختلاف خانوادگی زن و شوهر و مشاجره با والدین بوده که جمعا ۵/۷۰ درصد موارد را تشکیل داده است (سازمان بهزیستی اردبیل ۱۳۷۹).

در ایران نتایج بعضی از تحقیقات ارتباط بین اختلافات روانپزشکی و خودکشی را مورد تایید قرار داده‌اند. این نتایج به طور خلاصه عبارتند از: ۳۰ درصد اقدام کنندگان به خودکشی مبتلا به افسردگی بوده‌اند (حسن زاده و همکاران ۱۳۶۳). ۵۱ درصد از مردان داشتن مشکلات عاطفی

کننده، میزان اختلالات افسردگی، اضطراب و پرخاشگری زیادتر از افراد غیر اقدام کننده بوده است (محسنی تبریزی، ۱۳۷۲).

عوامل مرتبط با خودکشی:

سن:

در سال ۱۹۹۸، ۱۵ درصد از اقدام به خودکشی‌ها را افراد زیر۲۵ سال تشکیل می‌دادند و در سال ۱۹۹۶، نسبت جنسی در سنین ۱۵ تا ۱۹ سال، ۵ به ۱ و در سنین ۲۰ تا ۲۴ سال، ۷ به ۱ بوده است. بین سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۹۶ میزان خودکشی در بین نوجوانان و جوانان سه برابر شده است (پیرسن[۸] و همکاران، ۲۰۰۱)، خودکشی‌ در میان مردها پس از ۴۵ سالگی اوج گرفته و دوام می‌یابد و در بین زنها بیشترین مقدار خودکشی‌های موفق پس از ۵۵ سالگی روی می‌دهد. سالمندان کمتر از جوانان اقدام به خودکشی می کنند اما در خودکشی موفق‌تر از جوانان هستند (کاپلان وسادوک، ۱۹۹۸).

 

وضعیت جسمانی و روانی:

خطر خودکشی افراد بیمار روانی ۳ تا ۱ بار بیشتر از افراد غیر بیمار است و در ۱۱ الی ۱۵

در بیماران مبتلا به اختلال روانی ۲۵ درصد وابسته به الکل هستند و تشخیص دوگانه دارند و خطر خودکشی در بیماران افسرده ۱۵ درصد است (کاپلان و سادوک ۱۹۹۸).

بررسی‌های کالبد شکافی نشان می‌دهند که در ۲۵ تا ۷۵ درصد قربانیان خودکشی بیمار جسمی وجود دارد. هفت بیماری سلسله اعصاب مرکزی بالا رفتن خطر خودکشی می‌شوند که شامل صرع، مولتیپل اسکلروز، صدمات جمجمه، کره هانتینگتون، دمانس و سندرم نقص ایمنی اکتسابی می‌باشند(همان منبع).

جنسیت و خودکشی:

میزان خودکشی در بسیاری از کشورها در مردان بیش از زنان است. مردها سه بار بیشتر از زنان خودکشی می‌کنند این رقمی است که سالیان سال ثابت مانده است و از طرف دیگر زنان ۴ برابر بیشتر از مردان اقدام به خودکشی می‌کنند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).

برخلاف خودکشی‌، میزان

تعداد موارد (DSH) در مردان افزایش یافته، این گرایش در بریتانیا به ویژه در مردان جالب توجه است و شیوع بالای (DSH) بین زنان در کنار ارتباط قوی‌تری که بین (DSH) و خودکشی در مردان وجود دارد بیانگر این مسئله است که انجام اعمال مبتنی

ز در مردان را توجیه کنند باید به قصد جدی‌تر آنها برای خودکشی، پرخاشگری، شناخت بهتر روش‌های خشونت آمیز و نگرانی و توجه کمتر آنان به بد شکل شدن از نظر جسمانی اشاره کرد (هاوتون ۲۰۰۰).  بررسی‌های روان شناختی پس از مرگ به وضوح نشان داده‌اند که اختلالات خلقی در هر گروه جنسی به عنوان عامل اصلی خودکشی مطرح بوده‌اند. ضمن اینکه همراهی اختلالات شخصیت در ۵۰ تا ۴۰% موارد و همراهی سایر اختلالات روانی حتی در درصد بیشتری از این خودکشی‌ها وجود داشته است. البته سو مصرف مواد مخدر به طور کلی در مردان خودکشی کننده شایع‌تر بوده است.

تاهل، شغل و سابقه اقدام قبلی:

به نظر می‌رسد ازدواج و بچه‌دار شدن به طور قابل ملاحظه‌ای از خطر خودکشی می‌کاهد. عیار خودکشی در بین افراد متاهل ۱۱ در

وضعیت اجتماعی فرد بالاتر باشد خطر خودکشی بالاتر است. اما نزول وضعیت اجتماعی نیز خطر را بالاتر می‌برد و به طور کلی شغل محافظی در برابر خودکشی است.

سابقه اقدام به خودکشی احتمالا بهترین شاخص افزایش خطر خودکشی برای یک بیمار است. مطالعات نشان می‌دهد که ۴۰ درصد افسرده‌های خودکشی کننده، سابقه اقدام قبلی داشته‌اند. بالاترین میزان خطر اقدام دوباره، در سه ماه اول پس از اقدام نخست است (کلاپلان و سادوک،۱۹۹۸).

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

اختلالات شخصیت، شخصیت و خودکشی:

اختلال شخصیت و شخصیت به صورت گسترده‌ای با خودکشی مربوط شده‌اند.

تحقیقات زیادی در این زمینه صورت گرفته است که ارتباط بین آنها را تایید کرده‌اند. حداقل تعدادی از اختلالات شخصیت وجود دارند که از عوامل خطرساز اصلی برای خودکشی و اقدام به خودکشی می‌باشند. (مهلوم[۱]و همکاران ۱۹۹۴، پری[۲] ۱۹۸۹). مطالعات روان شناختی جدید گزارش کرده‌اند که اختلالات شخصیت در بین قربانیان خودکشی شایع بوده است. (برنت[۳] و همکاران، ۱۹۹۴، ایسومتسا[۴]، ۱۹۹۶، لزاگ[۵] و همکاران، ۱۹۹۴). البک[۶] و همکاران (۱۹۹۸) نتیجه گرفتند که اختلالات شخصیت می‌تواند پیش از یک مطالعه پیگیری، میزان مرگ و میر بالایی را در بین مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی در اثر خودکشی نشان دهد (استون[۷]،‌۱۹۹۳).

در پژوهشی که از طرف سازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۹۳ صورت گرفت، ۲۲ درصد از اقدام کنندگان به خودکشی مشکلات شخصیتی نشان دادند. پژوهش دیگری نشان داد که افراد اقدام کننده به خودکشی نمره‌ بالایی در روان رنجوری خوئی[۸]، روان گسیختگی، روابط بین فردی آزار دهنده، عدم همرنگی، درماندگی، اضطراب جسمانی شکل، بدبینی، اجتماعی نبودن، پرخاشگری غیر مستقیم کسب نمودند (روم[۹]، ۱۹۹۵). بعضی از تحقیقات بر عوامل خطرزایی که به صورت خصوصیات شخصیتی هستند متمرکز شده‌اند. این خصوصیات شامل رفتارهای ناگهانی شدید و پرخاشگری افرادی است که مبتلا  به اختلالات شخصیت می‌باشند.

یک مطالعه  از افزایش پرخاشگری، خصومت و رفتارهای تکانشی در افراد اقدام کننده به خودکشی در مقایسه با کسانی که اقدام نکرده‌اند حمایت کرده است. (بروان[۱۰] و همکاران ۱۹۸۲).

کوربیت[۱۱] و همکاران (۱۹۹۶) رفتار خودکشی را در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت همراه با افسردگی بررسی نمودند. ۱۲۰ نفر از افراد مورد مطالعه تشخیص روانپزشکی داشتند و ۳۰ نفر از آنان تشخیص اختلال شخصیت مرزی همراه با افسردگی شدید داشتند. نتایج نشان داد که برای تشخیص رفتارهای خودکشی ملاک‌های اختلال شخصیت مرزی در مقایسه با ملاک‌های افسردگی شدید، پیش بینی کننده بهتری بودند و این بیماران احتمالا با روش‌های جدی‌تری اقدام به خودکشی می‌کردند.

هم چنین فرانسس[۱۲] و همکاران (۱۹۸۶) گزارش کردند، افرادی که در گروه B‌ (اختلالات شخصیت بر اساس DSM .III.R‌ )  قرار داشتند ، معمولا تاریخچه‌ای از اقدام به خودکشی و رفتارهای خود تخریب گرا را نشان می‌دادند.

در بین اختلالات شخصیت، اختلال شخصیت مرزی بیشترین توجه را در حیطه خودکشی به خود اختصاص داده است. خود اختلال شخصیت مرزی در حدود ۴۰ درصد از مقالات علمی مربوط به اختلالات شخصیت را به خود اختصاص داده است (

 

رالف[۱۳](۱۹۹۲) در تحقیقی که بر روی دانشجویان انجام داد، نشان داد که ویژگی‌های شخصیتی از قبیل بی خوابی، فرسودگی، کمرویی و ادواری خویی در بین افراد اقدام کننده وجود دارد.

آزمون‌های روانی و شخصیتی ابزارهایی هستند که از طریق استفاده از آنها تشخیص اختلالات روانی و شخصیتی با دقت بیشتری صورت می‌گیرد. روانشناسان کوشیده‌اند تا خودکشی را بر اساس نمرات آزمون‌های روانشناختی پیش بینی نمایند. این پیش بینی از لحاظ نظری و عملی دارای مزایای بی‌شماری است. بیشتر این پژوهش‌ها روی افرادی صورت می‌گیرد که اقدام به خودکشی داشته اند. آزمون‌های MMPI‌و MCMI-II‌ در فهم پدیده خودکشی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. در تحقیقی که با استفاده از پرسشنامه میلون انجام گرفت این نتیجه به دست آمد که

کان[۱۴]و ساس[۱۵](۱۹۸۸) گزارش داده‌اند که ۸۵ درصد بیماران روانپزشکی بستری که در آزمون میلون نمرات بالایی در مقیاس اسکیزوئید و اجتنابی وابستگی منفی گرایی کسب کرده‌اند در خصوص خودکشی می‌اندیشند.

مک کان و جرجلیس[۱۶] (۱۹۹۰) نیمرخ شخصیتی حاصل از آزمون MCMI-II‌در ۴۰ بیمار بستری شده به سبب افکار خودکشی را با نیمرخ ۴۰ بیمار به سبب اقدام به خودکشی مقایسه نمودند، نتایج نشان داد که اقدام کنندگان

 

یزدانی قبچاق (۱۳۷۴) در پژوهشی بر روی نوجوانان اقدام کننده به خودکشی نشان داد ناامیدی  از ویژگی‌های این نوجوانان است . در تحقیقی که با عنوان وضعیت روانی- اجتماعی اقدام کنندگان به خودکشی و  با استفاده از MMPI‌ انجام گرفت، نتایج نشان داد ۳۶/۵۲% از پاسخ دهندگان نیمرخ روانی نابهنجار داشتند. زنان در مقیاس‌های بالینی هیپوکندریا و مانیا نمرات بالاتری کسب کردند و در مردان اقدام کننده به خودکشی افسردگی شایع‌ترین اختلال بود (حیدری پهلویان، ۱۳۷۶).

محمدیان (۱۳۷۸) در تحقیقی مقایسه‌ای بین افراد اقدام کننده به خودکشی و افراد بدون اقدام که با استفاده از پرسشنامه شخصیتی آیزنگ انجام گرفت، نشان داد بین دو گروه آزمودنی از نظر ویژگی‌های شخصیتی برونگرایی، روان رنجوری و روان پریشی تفاوت معنی‌داری وجود ندارد.

ایدی (۱۳۸۰) در پژوهشی بر روی افراد اقدام کننده به خودکشی و افراد بدون اقدام که با استفاده از آزمون میلون انجام گرفت به نتایج چندی دست یافت؛ از جمله اینکه میان دو گروه آزمودنی در ۱۳مقیاس تفاوت معنی‌داری وجود دارد و نیز ویژگی‌های شخصیت مرزی در افراد اقدام کننده بیشتر از افراد بدون اقدام دیده می‌شود.

 

و دیگری به موقعیت (لازاروس و فولک من، ۱۹۸۴، به نقل از ابراهیمی، ۱۳۷۱). عوامل شخصی شامل هوش، انگیزه، ویژگی‌های شخصیتی است ( ابراهیمی، ۱۳۷۱).

محققان دیگری به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بودند که چرا بعضی از افراد در موقع وارد آمدن استرس بیمارمی‌شوند و بر عکس عده‌ای دچار مشکل نمی‌شوند. از نظر آنها یکی از ویژگی‌های شخصیتی افرادی که در مقابل استرس به بیماری مبتلا می‌شوند، سرسختی در برابر مشکلات است (همان منبع) .

رویکرد روانپزشکی به خودکشی در جستجوی عوامل زمینه‌ساز و آشکارسازی که با خودکشی ارتباط دارند. عوامل آشکار ساز از قبیل تغییرات اخیر زندگی به خصوص رویدادهای فشار زای بین فردی، داشتن مشکل جدی با همسر، تغییر منزل، بیماری جدی یکی از اعضای خانواده، داشتن بیماری جدی جسمی و مشکلات مزمن می‌باشد.

عوامل زمینه‌ساز از قبیل داشتن مشکل در موضوعات زناشویی، شغلی، فرزندان، درآمد، سلامتی و سوء مصرف الکل دربین اقدام کنندگان به خودکشی دیده می‌شود. مشکلات مزمن

ماریس[۱۷](۱۹۸۷) مورد تاکید قرار گرفته است.

مارتی[۱۸](۱۹۹۴) به مشکلات شغلی، ناهماهنگی خانواده، مشکلات مالی، بیکاری، جدایی، مرگ یا بیماری اعضای خانواده را آشکار می‌کند.

راشل[۱۹](۱۹۹۶) در تحقیق خود فشارهای روانی مرتبط با والدین، فقدان حمایت از طرف برزگسالان، صدمه و آزار فیزیکی از طرف والدین، دور بودن از خانواده، عدم پیشرفت تحصیلی و قواعد سخت و غیر منصفانه در محیط خانه را از عوامل مرتبط با اقدام خودکشی عنوان کرده است. در پژوهش دیگری وضعیت اقتصادی- اجتماعی پایین و فقدان حمایت از عوامل مرتبط با خودکشی دانسته شده است.

(وارهیت[۲۰]و همکاران، ۱۹۹۶). هیکنین[۲۱]و هنریکسون[۲۲] (۱۹۹۷) در تحقیق خود ارتباط بین اختلالات شخصیت را با رویدادهای اخیر زندگی مورد بررسی قرار دادند. نتایج گویای آن است که مشکلات بین فردی و مشکلات مالی مربوط به شغل، تسریع کننده رفتارخودکشی در افرادی هستند که دچار اختلالات شخصیت هستند.

در ایران نیز در زمینه‌ ارتباط فشارزاها و خودکشی تحقیقاتی صورت گرفته است. (رنجبر، ۱۳۶۷، ثقه الاسلام، ۱۳۶۸، رونقی، ۱۳۶۸، پورافکاری و همکاران، ۱۳۷۳، حیدری پهلویان،‌۱۳۷۶).

فشارزاهای دیگری که با خودکشی مربوط دانسته شده‌اند عبارتند از: طلاق (حسن پور، ۱۳۶۰)، ازدواج تحمیلی (حسن زاده، ۱۳۷۳، محسنی، ۱۳۶۶) و در معرض کنترل و نظارت بودن، تهمت و اتهامات ناموسی، مهاجرت و درآمد پایین (محسنی تبریزی، ۱۳۷۲).

محمدیان (۱۳۷۸) نشان داد که افراد اقدام کننده به خودکشی در مقایسه با سایر افراد گروه کنترل، حوادث فشارزای بیشتری را تجربه می‌کنند که مهمترین آنها عبارتند از: عدم کفایت حقوق و درآمد، درگیری با اعضای خانواده، تنبیه بدنی توسط اعضای خانواده یا همسر و تهمت‌های ناموسی و افترا. همچنین این تحقیقات نشان داد افراد اقدام کننده به خودکشی در مقایسه با افراد گروه کنترل ارزیابی بالاتری از میزان فشار روانی حوادث فشارزا دارند. یزدانی قپچاق (۱۳۷۴)، در یک پژوهش نشان داد نوجوانان اقدام کننده به خودکشی در مقایسه با نوجوانان به هنجار، رویدادهای فشار زای بیشتری را تجربه کرده‌اند ولی این تفاوت ازنظر آماری معنادار نیست.

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

      اهمیت فکر و اقدام به خودکشی

شواهد اخیر نشان می‌دهد که رفتار خودکشی نوجوان، در هر شکل، از جمله فکر، اقدام و تهدید به خودکشی، عامل خطر ساز مهمی برای افزایش رفتار مهلک و خودکشی موفق می‌باشد. (برنت و همکاران ۱۹۹۴).

رفتارهای غیر مهلک نیز در نظام سلامت روانی فرد، مشکلات زیادی را برای نوجوان و خانواده وی تحمیل می‌کند( پینتو[۱] و وایسمن[۲] ۱۹۹۶). همچنین مطالعات نشان می‌دهد که یکی از دلایلی که اقدام به خودکشی نگران کننده می‌باشد و باید از آن جلوگیری نمود این است که نوجوانی که یکبار اقدام به خودکشی بنماید،  معمولا این خطر در او تداوم می‌یابد (روتردام بروس[۳] و همکاران، ۱۹۹۴). به همین دلیل، سابقه اقدام به فعالیت خودکشی، از مهمترین پیش بینی‌ کننده‌های خودکشی می‌باشد. افرادی که اقدام به خودکشی کرده‌اند در بالاترین خطر تکرار اقدام در طول دو سال اول پس از اولین اقدامشان قرار دارند (کاپوسی[۴] و گروس، ۱۹۹۲).

طی مطالعاتی که توسط پففر[۵]و همکاران در سالهای (۱۹۹۱ و ۱۹۹۳) بر روی نوجوانانی که به بیمارستان‌های روانی مراجعه کرده بودند، در

جان که شامل مجموعه فعالیت‌ها و افکاری است که در جهت کنترل احساسات مرتبط با شرایط نامطلوب بروز می‌کند (علی محمدی، ۱۳۷۲).

به تعریف دیگر مقابله متمرکزبر حل مسئله در راستای حل مشکل یا انجام اعمالی است که منبع استرس‌زا را تغییر می‌دهد و مقابله متمرکز بر هیجان کاهش دهنده یا اداره کننده آشفتگی عاطفی همراه با یک موقعیت است، اگر چه منابع فشار نیاز به کاربرد هر دو نوع مقابله را ایجاب می‌‌نماید. مقابله متمرکز بر حل مسئله به تسلط بر موقعیت گرایش دارد و هنگامی کاربرد دارد که فرد احساس کند کارهای بنیادی و سودمندی می‌توان انجام دهد. مقابله هیجانی هنگامی به کار می‌رود که مردم احساس کنند ناگریز از تحمل منابع فشارزا هستند (کارور[۶]، شیر[۷]و ونیتروپ[۸]، ۱۹۸۹ به نقل از کیخاونی، ۱۳۷۵).

مقایسه افراد عادی با افراد اقدام کننده به خودکشی نشان داده است که افراد اقدام کننده در مشکلات بین فردی از نظر تعداد راه‌حل‌ها، تنوع و ابعاد، ضعیف‌تر از گروه عادی عمل نموده و در رویارویی با مشکلات انعطاف پذیری کمتری نشان می‌دهند (راتر[۹]و همکاران ۱۹۹۳، به نقل از کیخاونی، ۱۳۷۵).

در یک

داد که بین افراد اقدام کننده به خودکشی و افراد دیگر از نظر مهارت های مقابله‌ای در مواجهه با استرس‌ها و فشارهای روانی تفاوت معنی‌داری وجود دارد. بدین معنی که افراد اقدام کننده با میانگین ۴۶/۱۱ از شیوه مقابله متمرکز بر حل مسئله و گروه افراد گواه با میانگین ۲۷/۲۰ از همین شیوه استفاده می‌کردند (کیخاونی، ۱۳۷۵).

در ایران طی چند مطالعه روش مقابله افراد در گروه‌های متفاوت بررسی گردیده است. در تحقیقی که بر روی یک نمونه ۳۰ نفری از نوجوانان

افراد اقدام کننده به خودکشی از شیوه مقابله متمرکز بر حل مسئله کمتر از گروه کنترل استفاده می‌کنند. همچنین نتایج پژوهش مذکور بیانگر آن بود که بین دو گروه مورد نظر از نظر شیوه مقابله متمرکز بر هیجان تفاوت معناداری وجود ندارد. محمدخانی (۱۳۷۱)‌در بررسی راهبردهای مقابله با استرس در ۳۰ بیمار زن مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری و ۴۰ آزمودنی بهنجار نشان داد که افراد بهنجار از روش مقابله متمرکزبر حل مسئله و متمرکز بر

۱۳۷۵).

ویژگیهای شناختی نوجوانان خودکشی گرا:

اخیرا برخی محققین بر آن شده‌اند تا تفاوت‌های شخصیتی و شناختی افراد خودکشی گرا و غیر خودکشی گرا را با هم مقایسه نمایند. الیس و راتلیف[۱۰] (۱۹۸۶) در بررسی این  موضوع، تفاوت نظام نگرشی و باورهای بیماران روانی خودکشی‌گرا، غیر خودکشی گرا را بررسی نمودند و پی بردند که بیماران خودکشی گرا ناامیدی بیشتر و نگرش‌ها و سیستم‌های باورهای غیر منطقی بیشتری دارند. این افراد بیشتر احتمال دارد که دو قطبی فکر کنند و خود و دیگران را به صورت خوب یا بد و حق یا ناحق ببینند. همچنین پاسخ‌های آنان شامل ایده‌آل دانستن تا بی‌اعتبار سازی کامل دیگران می‌باشد که ویژگی خاص افراد دچار اختلال شخصیت مرزی می‌باشد که اقدام به خودکشی به خودکشی موفق دارند. پاتسیو کاس[۱۱]و همکاران (۱۹۷۹) با بررسی مطالعات قبلی به این نتیجه رسیدند که افراد خودکشی گرا، تحجر شناختی بیشتری دارند یعنی اینکه محیط را به شکل غیر انعطاف و سختی ادراک می کنند و در نتیجه در برخوردهای جانشینی مناسب  برای حل مشکلات، ناتوان می‌باشند. به دلیل عدم درک واقعیت به شیوه درست معمولا این افراد از مکانیسم‌های دفاعی متعددی استفاده می‌کنند که از آن جمله می‌توان به انکار، جابه‌جایی و بازگشت را نام برد، حتی برخی

مشکل دارند و قادر نیستند به وسیله صحبت در مورد مشکلات ناخوشایند وفقدانهایی که آنها را احاطه نمود (مثل طلاق و مرگ و وابستگی عاطفی) صحبت کنند و آنها را حل نمایند.

این محققین برخی ویژگی‌های زیر را در افراد خودکشی‌گرا بازشناسی کرده‌اند: افسردگی، مشکل در ارتباطات بین فردی، ناتوانی در سازگاری و تطابق، تحجر فکری، خود پنداره پایین، طرد شدگی اجتماعی، اضطراب، درماندگی، خشم و خصومت و مهارت‌های اجتماعی ضعیف. اسکات و کلام (۱۹۸۷) در مقایسه افراد خودکشی‌گرا و غیر خودکشی‌گرا نوشته‌اند که ۶۰ درصد از راه‌حل‌های جانشینی کمتری استفاده می‌کردند و زمانی که از آنها خواسته شد مشکل بین فردی را در زندگی خود مشخص نمایند و برای آن راه حل بیابند

متمایز می‌شوند. همچنین سایر محققان نقش نگرش مختل را در افراد خودکشی‌‌گرا تایید نمودند (بک، استیر[۱۲]و براون، ۱۹۹۳).

الف) ادبیات نظری پژوهشی در مورد هویت

  • هویت

۱-۱- دیدگاه‌های نظری درباره رشد هویت

با توجه به اینکه موضوع تحقیق حاضر بررسی رابطه پایگاهها و سبکهای هویت با میزان گرایش به خودکشی است،

به نظر می رسد که به طرح دیدگاههایی که در مورد هویت وجود دارد، بپردازیم و سپس رابطه این دو را با هم مطرح نمائیم .

رشد هویت را معمولا یکی از جنبه‌های رشد «خود» به حساب می‌آورند. رشد خود، یک مبحث مهم روانشناسی رشد است که مهمترین موضوع آن رشد هویت است. بیشتر نظریه‌های روانشناسی رشد، شکل گیری هویت در دوران نوجوانی را مملو از دشوار‌ی‌ها و مخاطرات معرفی کرده اند.

ان قائل است، و توصیف او از این مراحل چنان است که بر اساس نظریه فروید و رشد

لزوما جنبه ناخوشایند و مرضی ندارد، بلکه تنها نمایانگر یک نوع حساسیت یا شکست پذیری خاصی است که از عدم تعادل ناشی می‌شود. عدم تعادل نیز در نتیجه رشد امکانات بالقوه جدید در فرد است. بنابراین، در اینجا جنبه مثبت بحران (که هم در پی می‌آمد و هم علت پیشرفت‌های تکوینی است) ‌مورد نظر می‌باشد (احدی و محسنی، ۱۳۷۷ ص ۱۹۶). اریکسون رشد روانی- اجتماعی فرد را به هشت مرحله تقسیم می‌کند. این هشت مرحله اثر اجتماع و فرهنگ بر شخصیت را نشان می‌دهند. هر مرحله توانایی فرد در جهت مثبت یا منفی را مشخص می‌کند.

در میان مراحلی که اریکسون تعیین کرده است، مرحله پنجم با نوجوانی ارتباط پیدا می‌کند ویژگی این مرحله جستجوی

نیستم (زندن ۱۳۷۶ص ۲۳۹).

بنابراین تلاش اصلی در این مرحله انسجام بخشیدن به عناصر دوره‌های پیشین است اریکسون معتقد است برای این انسجام، فرد پیش از آنکه نتیجه‌های زندگی بزرگسال را بپذیرد، به یک دوره‌ برای تامل و تفکر نیاز دارد (احدی و محسنی ۱۳۷۷ ص ۱۰۸).

  • تعدادی از فعالیت‌های مهم نوجوان مانند فراهم آوردن، روشن کردن و نشان دادن هویت خود، احساس مطلوب هویت، از نظر بهداشت
  • هویت موفق دارد.
  • هویت معوق [۱۳]: نوجوانی که هنوز در فرآیندهای کاوشگری قرار دارد و بنابراین تعهد خاصی ندارد، هویت معوق دارد.
  • هویت زودرس[۱۴]: نوجوانی که بدون کاوشگری درباره نقش‌ها به آنها تعهد پیدا کرده است، هویت زودرس دارد.
  • هویت سر در گم[۱۵]: نوجوانی که کاوشگری نکرده و تعهداتی هم ندارد، هویت سر در گم دارد.

هارولد گراته وانت (۱۹۸۷ به نقل از موشمن[۱۶]۱۹۹۸) ادعا می‌کند که بیشتر تحقیقات مربوط به پایگاه هویت  بر همبسته‌های پایگاه‌های هویت تاکید دارند تا فرآیندهای رشد هویت. یعنی تعصب داشته‌اند که نشان بدهند  چگونه افراد هر یک از چهار پایگاه هویت از یکدیگر تفاوت دارند. پژوهشگران این سوال اساسی را مطرح کرده‌اند که چگونه افراد به هویت دست می‌یابند. گراته وانت با تاکید بر فرآیندهای رشدی ذکر کرده است که مطالعه پایگاه هویت، اهمیت دو فرآیند کلیدی درگیر در شکل گیری هویت را نشان داده است. این فرایند کاوشگری و جستجوی راه‌ها و تعهد به انتخاب‌ها می‌باشد.

۳- مدل فرآیندی شکل گیری هویت گراته وانت

گرانت وانت (۱۹۸۰ به نقل از موشمن ۱۹۹۸) مدل فرآیندی شکل گیری هویت را مطرح نموده است. او فرض کرده که کاوشگری، فرآیند جمع آوری اطلاعات و آزمون

وانت بحث می‌کند که میزان موفقیت شکل گیری هویت به عوامل زیر بستگی دارد.

الف- عوامل شخصیتی مانند انعطاف پذیری، عزت نفس، تمایل به نشان دادن رفتارهای خود باز بودن برای تجربه.

ب- توانایی شناختی برای در نظر گرفتن امکانات، رسیدن به استنباط‌های مناسب و هماهنگ ساختن دیدگاه‌های چند گانه.

ج- ویژگی‌های موقعیت اجتماعی فرد مانند حمایت فرهنگی برای انتخاب‌های شخصی، الگوهای روابط خانوادگی، واکنش‌های همسالان، فرصت‌های تحصیلی و شغلی و مواجهه با دیدگاه‌های چندگانه.

د- جهت گیری فرد در هر مرحله از زندگی برای کاوشگری و تعهد  هویت متعهد یا هویت اجتنابی.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

فیلیپ نیومن

باربارا[۱] وفیلیپ نیومن[۲] ۱۹۶۷( به نقل از بیابانگر، ۱۳۷۸)، دو دوره جداگانه رشد روانی- اجتماعی در نوجوانی قائل شده‌اند. آنها معتقدند که نوجوانان ابتدا باید به یک احساس هویت گروهی با همسالان خود پیش از آنکه هویت شخصی واحدی شکل گیرد، دست یابند. اولین دوره از آغاز بلوغ تا تقریبا ۱۸ سالگی ادامه دارد وبا تغییرات سریع جسمانی و حساسیت فزاینده نسبت به تایید همسالان مشخص می‌شود. بحران روانی- اجتماعی این دوره هویت گروهی در برابراز خود بیگانگی نام دارد. دومین دوره از حدود ۱۸ سالگی آغاز

در هویت از خود از نظر نقش اجتماعی نامگذاری شده است.

۵- مدل فرآیندی شکل‌گیری هویت میشل برزونسکی

میشل بزرونسکی (۱۹۹۳ به نقل از موشمن، ۱۹۹۸)، مدلی ارائه کرده است که جهت گیری فرآیندی گراته وانت را برای روشن ساختن پویایی‌های درونی شکل گیری هویت بسط داده است. برزونسکی با بسط مفهوم هویت به عنوان یک نظریه خویشتن، بیان می‌کند که ما فرد را به عنوان یک نظریه‌پرداز خویشتن می‌بینیم که درگیر نظریه سازی درباره خویشتن است، برزونسکی با این دیدگاه ساخت‌گرا بحث می‌کند که نظریه سازی به سادگی مسئله جمع آوری و خلاصه کردن اطلاعات و آزمون پیش بینی‌ها نمی‌باشد، بلکه نظریه‌سازی شامل یک فرآیند فعال تفسیر تجارب فرد و جمع آوری تجارب جدید می‌باشد.

برزونسکی (۱۹۹۳ به نقل از موشمن ۱۹۹۸) سه نوع نظریه‌پرداز خویشتن را با سه سبک نظریه‌پردازی از هم متمایز کرده است:

الف- نظریه پردازان علمی [۳]خویشتن

ب- نظریه پردازان متعصب[۴] خویشتن

ج- نظریه

. به جستجو، پردازش و ارزیابی دقیق اطلاعات  مربوط به هویت خود می‌پردازند. برعکس، نظریه‌پردازان متعصب خویشتن، با ارزشها و انتظارات افراد (مانند والدین) مخالفت می‌کنند. این سبک شامل تلاش‌های خود خدمتی برای دفاع دربرابر تهدیدهای بالقوه به ساختارهای خویشتن می‌باشد افرادی که دین دیدگاه محافظه کارانه را برای نظریه‌پردازی درباره خویشتن به کار می‌برند، دیدگاه‌های اقتدار طلب و نظام‌های خودساخته خشک پیدا می‌کنند و راه اطلاعات جدید مربوط به ارزشنها و اعتقادات اساسی را می‌بندند.

بالاخره، نظریه پردازان موردی یا بدون برنامه قبلی برای خویشتن به طور مداوم به خواسته های موقعیت واکنش نشان می دهند. یک نظریه خویشتن که سازمان یافتگی بسیار کم دارد باعث می‌شود که آنان برای رسیدگی به تعارضها، تصمیمات شخصی را به حال تعلیق درآورند یا از آنها اجتناب کنند. اگر فردی برای مدت طولانی منتظر بماند، سرانجام خواسته‌های موقعیتی و پیامدها، واکنش‌های رفتاری را تعیین خواهد نمود. برای ویژگی‌های چهار پایگاه هویت مارسیا، انتظار می‌رود که نظریه پردازان علمی خویشتن به

پژوهشهایی را که به طور دقیق این روابط را نشان داده‌اند را خلاصه کرده است. بنابراین نظریه برزونسکی کاملا در امتداد کارهای اولیه مارسیا می‌باشد اما همانند گراته وانت، از ویژگی‌های پایگاه‌های گوناگون هویت به ماهیت فرآیند درگیر در شکل گیری هویت تغییر مسیر داده است.

به نظر می‌رسد نظریه و پژوهش‌های فعلی در مورد شکل گیری هویت رویکرد ساخت گرایی را با کار گراته وانت و برزونسکی گسترش داده است. موشمن (۱۹۹۸) معتقد است که ساخت گرایی یک جهت گیری بسیار کلی فرا نظریه‌ای است که می‌تواند به دامنه وسیعی از نظریه‌های خاص منجر شود.

۶- مدل روانشناسی درباره شکل گیری هویت

ساربین[۵] (۱۹۹۸ به نقل از موشمن ۱۹۹۸) بر شکل یگری خلاق داستان‌های مربوط به زندگی ما

که ما خود واقعی‌مان را کشف می‌کنیم او می گوید: استعاره هنری مناسب‌تر است. استعاره هنری کلمه ای است که تصاویری که  شخص می‌سازد را به خدمت می‌گیرد و داستان‌های چند بعدی را شکل می‌دهد و قالب ریزی می‌کند بنابراین برای ساربین هویت خلق نشدنی است و نه کشف شدنی.

۷- دیدگاه فطرت گرا درباره شکل گیری هویت

دیدگاه فطرت گرا درباره شکل گیری هویت مطرح می‌کند که هویت‌های ما ذاتی هستند، حتی اگر آنها در ذهن باشند، هویت‌ها بدون توجه به تجارب بعدی به وجود می‌آیند و از طریق برنامه‌ریزی ژنتیکی ما تعیین می‌شود (موشمن، ۱۹۹۸).

– دیدگاه تجربه گرا درباره شکل گیری هویت

دیدگاه تجربه گرا مطرح می‌کند که هویت‌های ما توسط محیط‌هایی که در آن زندگی می‌کنیم به ما تحمیل می‌شود و توسط تجارب اختصاصی ما

 

۱۰- دیدگاه ساخت گرایان در مورد شکل گیری هویت

دیدگاه ساخت گرایی زمانی بهتر فهمیده می شود که با دیدگاه‌های فطرت‌گرا و تجربه‌گرا و معاصر آشنایی کافی داشته باشیم. زیرا دیدگاه ساخت گرا فراسوی دیدگاه‌های فوق است. این دیدگاه تاکید می‌کند که افراد نقش فعالی در ابعاد هویت های خوشان از طریق اعمال، تفسیرها، تفکرات و هماهنگی خودشان دارند. یک ساخت گرای افراطی این دیدگاه را به شکل افراطی می‌پذیرد و ممکن است امکان هر نوع خود واقعی را انکار کند و بنابراین خلق یک هویت را به عنوان یک عمل واقعی اراده آزاده می‌بیند.

در حوزه روان شناسی رشد، بیشتر ساخت گرایان دیدگاهی دارند که موشمن (۱۹۹۸) آن را ساخت گرایی منطقی[۶] می‌نامد. ساخت گرایی منطقی فرض می‌کند که بیرون از شناخت‌های اکتسابی ما واقعیت‌هایی وجود دارد. بنابراین، گر چه این واقعیت‌ها، شناخت‌های ما را تعیین نمی‌کنند ولی برخی از ساختارها توجیه پذیرتر از دیگری هستند. به همین دلیل موشمن (۱۹۹۸) با توجه به خودها و هویت‌ها بیان می کند که یک واقعیت در ما وجود دارد که رابطه پیچیده‌ای را با واقعیت بیرون از ما به وجود

ساخت واقعی هویت گاهی ممکن است حاکی از خلاقیت و گاهی اوقات خالی از کشف باشد اما در مجموع شامل هر دو عنصر است بنابراین، هویت یک ساختار است اما این ساختار با واقعیت‌های درونی و بیرونی محدود می‌شود. فرض بر این است که وجود خود واقعی که محدود می شود، بدون تعیین ساخت هویت، خود واقعی نباید به عنوان قسمت ذاتی وغیر قابل تغییر شخص نگریسته شود. بلکه خود واقعی موضوعی برای تغییر است.

ساخت هویت ممکن است فرآیند تفکر و هماهنگی درونی باشد که میزان عمل، خردمندی، وحدت و یکپارچگی وپیوستگی را در رفتار شخصی نشان می‌دهد.

موشمن (۱۹۹۸) با توجه به این سوال که آیا هویت‌ها کشف شدنی هستند یا

اما نه با تعامل پیچیده واقعیت‌های درونی و بیرونی.

در مجموع مفهوم هویت به عنوان یک نظریه آشکار خویشتن به عنوان یک شخص، مبنایی برای دیدگاه ساخت گرایی شکل گیری هویت ارائه می‌کند. در این دیدگاه هویت نه کشف شدنی و نه کاملا خلق شدنی، بلکه آن ساخت منطقی است که با واقعیت های درونی و بیرونی تعیین نمی‌شود.

۱۱- دیدگاه‌های فرآیند اکتشافی یا دیدگاه‌های فرآین خلاقیت در مورد شکل گیری هویت

انتقاد اصلی دیدگاه ساخت گرایی در مورد شکل گیری هویت متوجه کسانی است که شکل گیری هویت را یک فرآیند اکتشافی می‌بینند. برای مثال، آلن واترمن[۷] فرض کرده است که:

جستجوی شخص برای هویت، تلاش برای شناسایی توانایی‌هایی است که با خود واقعی مطابق است. این استعاره که در اینجا برای رشد هویت به کار رفته، یک استعاره کشف است.. تا یک استعاره ساخت. طبق استعاره کشف، هر شخص توانایی‌هایی دارد گر چه ممکن است ناشناخته باشد اما نیاز به آشکار شدن و عمل بر روی آن دارد برای بسیاری از افراد کار

ولی نکته ارزشمند در جمله اول نقل قول واژه خود واقعی است و به همین دلیل بلاسی و گلادیس واژه کشف را به کار برده‌اند. روشن است که ما خود واقعی‌مان را به شیوه مستقیم مانند بچه‌ای  که توپ مخفی شده در زیر تخت را پیدا می‌کند کشف نمی‌کنیم.

تئودور ساربین ( ۱۹۹۸، به نقل از موشمن ۱۹۹۸) باور ندارد که ما خود واقعی‌مان را کشف می‌کنیم.

او می‌گوید استعاره هنری  مناسب‌ است. یعنی فرد تصاویری را می‌سازد و آنها را به کار می گیرد.

یعنی داستان‌های چند بعدی را شکل دهی و قالب ریزی می‌کند. بنابراین، برای

شامل کشف و هم شامل خلاقیت می‌داند.


۱۲- مدل تجدیدنظر شده گراته وانت در مورد شکل گیری هویت

مدل گراته وانت یک نقشه کلی از فرآیند شکل گیری هویت ارائه کرده اما چندین جنبه خاص و مهم در مورد اینکه این مدل چگونه کار می‌کند را روشن نمی‌کند. برای مثال،

ن مورد انتقاد واقع شده است و فرآیندهایی که رشد هویت را تبیین می‌کنند در بر ندارد (بوسما[۸]۱۹۹۲ ، کوته[۹] و لوین[۱۰]،۱۹۸۸). بنابراین این دیدگاه ایستا، درک و فهم فرآیندهای پویای روانی- اجتماعی زیربنای رشد هویت را محدود می‌سازد. در پاسخ به این انتقادات باعث شده است که نظریه پردازان و محققان هویت توجه خود را به فرآیندهایی معطوف کنند که موجب شکل گیری هویت می‌شوند. (برزونسکی، ۱۹۹۲ ؛ بوسما، ۱۹۹۲ ؛ گرته وانت، ۱۹۸۷ ؛ کراجر، ۱۹۹۲ ).

گراته وانت (۱۹۹۷) با ارائه یک الگوی چند سطحی از شکل گیری هویت، گام مهمی به سوی ارزیابی فرآیندهای کاوشگری و تعهد برداشته است طبق نظر گراته وانت، فرایند شکل گیری هویت با جهت گیری به سوی کاوشگری هویت شروع می‌شود، همانگونه که نوجوان کاوشگری می‌کند، پیامدهای عاطفی و شناختی را تجربه می‌کند، این پیامدها منجر به تحکیم یا تثبیت اولیه

مدل نیازمند توجه به فرآیند شکل گیری هویت است.

اگر چه مدل جامع ارائه شده توسط گراته وانت (۱۹۸۷) نشان داده  که کاوشگری انجام می‌گیرد و اما روشن نیست که چگونه می‌توان فرآیندهایی که موجب شکل گیری هویت می‌شوند را به طور تجربی بررسی نمود؟ چگونه می‌توان راه‌اندازهای جهت گیری به سوی کاوشگری را تعیین نمود؟ وقتی فرآیند کاوشگری فعال شد به چه دلیل ادامه می‌یابد و چگونه منجر به پیامدهای عاطفی و شناختی می‌شود؟ در طی دوره تحکیم چه رخ می‌دهد، بالاخره چه چیزی منجر به شروع ارزیابی هویت می‌شود و طی فرآیند ارزیابی چه چیزی رخ می‌دهد؟ این سوالات برای شناسایی فرآیندهای کوچک که زیربنای کاوشگری هویت

[۱۱] ۱۹۹۰) به جنبه‌های رشد روانی- اجتماعی با دیدگاه فرایند کوچک و پیچیده نگریسته‌اند.

دیدگاه فرآیند کوچک دیگر، نظریه کنترل (کارور[۱۲]و شی یر[۱۳] ۱۹۹۰ و پاورز، ۱۹۷۳، روبرتسون و پاورز ۱۹۹۰) می‌باشد که توسط تعدادی از محققان هویت سودمند تشخیص داده شده است( بورک[۱۴] ۱۹۹۱، سوآن[۱۵] ۱۹۸۷) .

نظریه کنترل ( با سایر نظریه‌های فرآیند کوچک که به خود تنظیمی علاقمندند وجه مشترک دارد، اما از مدل سیبرنتیک برای نشان دادن مولفه‌های بین فردی و درون فردی فرآیندهای هویت استفاده می‌کنند (بورک، ۱۹۹۱

عمل می‌کند و به گونه‌ای طراحی شده که همیشه اختلال بین برخی از جنبه‌های تجربه (دمای محدود) و برخی موقعیت‌های درونی یا استاندارد (دمای مطلوب) را به حداقل می‌رساند. به کارگیری نظریه کنترل برای مطالعه رشد هویت، یک دستگاه کنترل هویت را نشان می‌دهد که مبتنی بر

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

رون فردی تشکیل شده است.

مولفه‌های بین فردی اولیه، یک رفتار اجتماعی است که نوجوان به نمایش می‌گذارد و دیگری بازخورد بین فردی است که در طی کنش‌های متقابل اجتماعی دریافت می کند.

بازخورد بین فردی به عنوان ارزیابی‌های منعکس شده یا معانی درک‌شده‌ای که بر موقعیت اجتماعی دلالت دارد تقسیر می‌شود (بورک، ۱۹۹۱، ص ۸۳۸). این بازخورد، به ادراک خویشتن تبدیل می‌شود و ادراک خویشتن یکی از مولفه‌های درون فردی دستگاه کنترل هویت می‌باشد. دومین مولفه درون فردی معیار هویت است که شامل تعاریف خویشتن است و شامل هویت خاصی می‌باشد و سومین مولفه مقایسه نام دارد و یک مکانیسم درون فردی است که ادراکات خویشتن را با معیارهای هویت برای تعیین هماهنگی بین آنها مقایسه می‌کند.

با ایجاد ناهماهنگی بین معیارهای هویت و ادراکات خویشتن، خطا یا اختلال رخ می‌دهد.

هدف رفتار، مقابله با این اختلالات است و ممکن است با صدور بازخورد بین فردی صورت گیرد که معیارهای هویت را تایید می‌کند یا از نظر شناختی ادراکات خویشتن را بدون درون داد اجتماعی از نو طراحی می‌کند.

دستگاه‌های کنترل باید روش‌هایی را برای نشان دادن تناسب میان معیارها و پیامد و تغییرات انجام شده داشته باشند ؛ واکنش دستگاه به بازخورد بین فردی موافق را نشان می‌دهد و بیانگر این است که هیچ

هماهنگ نیست و ممکن است اختلال در هویت به وجود آید و موجب تجربه پریشانی هیجانی گردد (بورک، ۱۹۹۱) و فرآیند کنترل را فعال سازد. سپس رفتار به عنوان پاسخ دستگاه فعال شده کنترل هویت در نظر گرفته شده تا این پریشانی هیجانی را به حداقل برساند. در نتیجه رفتار برای متقاعد کردن خود و دیگران حذف می‌شود و ارزیابی‌های انجام شده اشتباه هستند و تخلف از معیارهای هویت معتبر است. از لحاظ نظری فرآیند کنترل فعال شده تا زمانی که معیار هویت معتبر باشند یا اصلاح شوند ادامه دارد. سپس دستگاه به حالت نافعال برمی‌گردد.

 

 

 

 

 

نمودار (۲-۱):  پیامدهای بازخورد هماهنگ و ناهماهنگ درباره هویت خویشتن (گراته وانت، ۱۹۹۷)

سرچشمه معیارهای هویت از کجاست؟ نظریه پردازان هویت نظریه‌های رشد یا اجتماعی را برای سرچشمه‌های

زونسکی، ۱۹۹۰) واژه زودرس و موفق به مرحله پایانی اشاره دارند اما دیدگاه‌های فرایندی برزونسکی و نظریه کنترل هویت بر ماهیت پویای هویت زودرس و هویت موفق تاکید دارند.

نظریه کنترل هویت با جهت‌گیری‌های پردازش هویت برزونسکی(۱۹۹۰) که به سبک شخصی (فرد جنبه‌های متفاوتی از اطلاعات مربوط به معیارهای هویت را دریافت می‌کند) بستگی دارد ، ارتباط نزدیکی دارد.

معیار زودرس با کنترل کردن ماهیت منبع اطلاعات هویت نوجوان رابطه دارد و در وی معیار موفق با کنترل کردن هماهنگی محتوی اطلاعات هویت با معیارهای اکتسابی نوجوان رابطه دارد. چون مسیرهای متفاوتی برای شکل گیری معیارها وجود دارد، درحیطه‌ها منابع متفاوتی ممکن است برای مقاومت دربرابر بازخورد متفاوت وجود داشته باشد. این یکپارچگی و تحکیم تجربه‌های بسیار متفاوت از طریق کاوشگری یک معیار موفق چند بعدی را می‌سازد. علاوه بر این، هر دو معیارهای زودرس و موفق باید در برابربازخورد متفاوت مقاوم باشد زیرا  به این معیارها تعهد وجود دارد اما در ظاهر، ‌فشار بازخورد متفاوت ممکن است موجب تغییر بیشتر معیار موفق گردد، در حالی که معیار زودرس ممکن است قبل از تغییر موجب پریشانی روانی بیشتری گردد.

نوجوانان دارای معیارهای هویتی که در پایگاه تعلیق قرار دارند شبیه نوجوانان معیارهای موفق هستند ، یعنی آنها تمایل به استفاده از سبک هویت اطلاعات مدار دارند (برزونسکی، ۱۹۹۲).

هر چند افراد دارای معیارهای در حال تعلیق نوعا برای دریافت اطلاعات جدید نسبت به افرادی که معیارهای موفق را کسب کرده‌اند بازتر هستند و این به خاطر اثر تعدیل کننده تعهد به هویت می‌باشد. طبق نظر برزونسکی و نای می یر (۱۹۹۴)، تعهدات هویت ممکن است توجه به اطلاعات بیرونی را محدود کند و تمرکز را بیشتر افزایش دهد و پردازش اطلاعات مربوط به هویت را محدود سازد. از دیدگاه نظریه کنترل هویت، هنگامی که افراد معیارهای در حال تعلیق دارند، این معیارها از طریق اطلاعات ارزشمند ناشی از آشفتگی تصادفی یا جستجوی آگاهانه تجربی که دیدگاه‌های دیگری را درباره معیار فراهم کند،  شکل می‌گیرند. یک معیار هویتی در حال تعلیق موقتی‌تر و انعطاف پذیرتر است و ممکن است بارها تغییر کند زیرا هنوز تعهدات محکم و قطعی نشده‌اند و نوجوان احتمالا مقاومت کمتری برای تغییر در واکنش با بازخورد متفاوت نشان می دهد به جای تجربه پریشانی  در واکنش به انواع بازخوردهای اجتماعی متعارض، این درون داد باید عمدتا به عنوان اطلاعات مربوط به خویشتن دریافت شود و امتحان گردد.

بالاخره، معیارهای پشت هویت سر در گم ممکن است فاقد محتوا و الگوهای نقش برای هویت مربوط باشند. این ممکن است تا اندازه‌ای به خاطر سردرگمی معیارهای ناشی از تجارت خاص موقعیتی برای تعیین هویت و اجتناب از پردازش چالش‌های هویت باشد (برزونسکی، ۱۹۹۲). در نتیجه واکنش به بازخورد اجتماعی مربوط به هویت نوجوانان دارای معیارهای سردرگم ممکن است با بی‌تفاوتی یا تلاش برای کاهش  پریشانی روانی مربوط به چالش‌های هویت بدون پرداختن به ارزیابی واقعی از معیارهای هویت واکنش نشان دهند.

درباره اینکه چرا نوجوانان معیارهایی برای حیطه‌های اساسی هویت ندارند، چیز کمی می‌دانیم و پژوهشگران باید در این زمینه مطالعه کنند. شاید پژوهشگران به روش نظام‌های کنترل نوجوانان سردرگم نیاز داشته باشند تا بتوانند به طور استقرایی تعاریف خویشتن این نوجوانان را کشف کنند (کرپل من و لا مکه ۱۹۹۷).

رویکرد پایگاه هویت، شناخت قابل توجهی از کاوشگری و تعهد هویت نوجوان ارائه کرده است.

نظریه کنترل هویت، تبیین روشن و پویایی از این فرآیندها را ارائه می‌کند. نظریه رشدی  تبیین می‌کند که کاوشگری هویت نوجوان در نتیجه یک دوره رشدی است اما فرآیندی که طی آن شرح می‌دهند نوجوانان به کاهش می‌پردازند و هویت خود را شکل می‌دهند.

نظریه کنترل هویت بیان می‌کند

هویتی می‌پردازند آشفتگی‌های بسیاری را در دستگاه کنترل هویت خود تجربه خواهند کرد این آشفتگی‌ها ذاتاً مثبت یا منفی نیستند و به میزانی که آنها دستگاه کنترل هویت نوجوان را فعال می‌سازند تفاوت خواهند داشت.

پیامدها و عوارض بحران هویت

همانگونه  به بنیان‌های نظری شکل گیری هویت اشاره کردیم تکوین هویت هر شخص پدیده‌ای است فلسفی، مذهبی، جامعه‌شناختی، جسمانی و روان شناختی، بنابراین جلوه‌های آسیب دیدگی هویت در مراحل مختلف زندگی، به ویژه پس از نوجوانی ابعاد مختلفی دارد که این موضوع تا

گی است و مطالعات ترکان (۱۳۷۳) ؛ باقری یزدی و همکاران (۱۳۷۴) و احمدی (۱۳۷۴) ، نشان داد که این پدیده در بین دانشجویان دانشگاه‌ها نیز شایع است، به همین دلیل بایستی شیوع بالای افسردگی در دانشجویان را به منزله شاخصی از بحران هویت قلمداد کرد که این پدیده به جهات مختلف درخور توجه وافر می‌باشد.

در مطالعه‌ای دیگر نشان داده شده است بحران هویت با خودکشی مرتبط

اساسی برای درمان و پیشگیری خودکشی به ویژه در نوجوانان، بررسی علل بنیادی بحران هویت می‌باشد.

روابط نظری میان پایگاه هویت و سبک هویت:

برزونسکی (۱۹۸۹) پایگاه‌های هویت و سبک‌های هویت را به صورت زیر با هم مرتبط ساخته است:

الف- پایگاه‌های هویت موفق و معوق با سبک هویت اطلاعاتی رابطه دارند. هر دو پایگاه فرآیند کاوشگری فعال را در فرآیند تصمیم‌گیری‌های مربوط به هویت طی کرده‌اند. بویز

درست هستند و بیشتر به اطلاعاتی که توسط خودشان جمع آوری می‌شوند اعتماد دارند تا به راهنمایی‌های دیگران (برجعلی، ۱۳۸۰).

ب- پایگاه هویت زودرس و سبک هنجاری هر دو شامل شکل گیری تعهدات بدون توجه به نقش‌های احتمالی دیگر می‌باشند، ج- پایگاه هویت سردرگم و سبک سردرگم یا اجتنابی هر دو فاقد تعهدات مربوط به هویت و فاقد علاقه رشد خویش می‌باشند.

برنامه های پیشگیری از بحران هویت

به طور یقین پیشگیری از بحران هویت به مراتب آسانتر از درمان آن است، از آنجا که هویت فردی در نوجوانی تحکیم می‌شود ولی ریشه‌های بنیادی آن از دوران نوزادی آغاز می‌شود. با استناد به شواهد موجود پژوهش، اعتقاد بر این است

بروز عوامل خطرساز این بحران و همین طور ایجاد نظام حمایت اجتماعی و فردی برای افراد در معرض خطر این عوامل می‌باشد.

 درمان مشکلات هویت

 

درمان مشکلات هویت اساسا باید با تشخص نقطه ضعف نوجوان در جریان تحول او از وابستگی کودکی به استقلال دور نوجوانی انجام شود، برای مثال در برخورد با پسران جوان بیست ساله درگیر مشکلات مربوط به

. بدون آنکه تعارضی و از خودبیگانگی غیر ضروری به وجود آید.

اگر نوجوان در اواسط بلوغ و دوره جدایی برای تدارک استقلال است و می‌توان به او کمک کرد تا به جای آنکه نقش‌های خطرناک یا مخاطره‌آمیز را ایفا کند، یاد بگیرد که نقش‌های مولد و ثمربخش را بر عهده بگیرد.

بالاخره اگر نوجوان در اواخر بلوغ و دوره ورود مجدد به مناسبات اجتماعی به عنوان یک بزرگسال است می‌توان اقداماتی را انجام داد که او بتواند جنبه‌های گوناگون خود را  که با خود تصویب شده بزرگسالی همانند باشد،

نقش‌هایی با خصوصیات و خلقیات و هدف‌های شخصی او هماهنگی دارد و چه نقشهایی با این خصوصیات و هدف‌های ناهماهنگ است. کمک به نوجوان برای اجتناب از رفتارهایی که نتیجه آنها مغایر با خواسته‌ها و اهداف اوست، بخش دیگری از این درمان است. نکته بسیار مهم این است که درمان مشکلات هویت باشد به گونه‌ای باید که پسر یا دختر جوان را به استقلال هویت برساند نه اینکه در جریان وابستگی به شخص دیگر بخواهد هویت

دی، ۱۳۸۰).

درمان بحران هویت نیز فرایند یکپارچه است. بدین معنی که درمان آن نیازمند بررسی زیربنای فلسفی، زیستی، مذهبی، جامعه شناسی و روان شناسی این پدیده است. به عبارت دیگر کارایی درمان بحران هویت نه تنها به توانمندی روانشناس بالینی و سایر متخصصان مربوطه بستگی ندارد؛ بلکه پیامد و نتیجه آن درمان، تابع عوامل درونی فرد و

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]

می‌تواند درمان آن را تسهیل کند.

چنانچه این بحران در سنین ۱۱ تا ۱۴ سال تشخیص داده شود . بهترین هدف درمانی، آموزش فاصله‌گیری خانواده به نوجوان می‌باشد. در این مرحله مهارت آموزی بهترین روش مورد تاکید  می‌باشد. هدف این آموزش آن است که به نوجوان آموخته شود با سبک درستی از خانواده فاصله بگیرد و مرزهای خودش و خانواده را در عمل ترسیم نماید که این مرحله جداسازی عاطفی[۱] نامیده می‌شود. وقتی این بحران در سنین  ۱۴ تا ۱۷ سالگی تشخیص داده شود، هدف درمان بایستی استقلال و خودمختاری نوجوان باشد. به همین دلیل در این مرحله درمان، جایگزین کردن نقش‌های مولد و ثمر بخش به جای نقش‌های مخاطره‌آمیز با شیوه‌های آگاهانه در نوجوان است. سرانجام چنانچه این بحران در ۱۷ سالگی تشخیص داده شود، بایستی هدف درمانی وارد ساختن دوباره فرد به مناسبات اجتماعی باشد، به عبارتی دیگر به او بیاموزیم تا خودش را به عنوان یک بزرگسال تجربه نماید.

بدیهی است در این مرحله ترتیبی از شیوه‌های ایفای نقش، انعکاس عواطف، بحث و گفتمان منطقی، جرات آموزی[۲]، کنترل خویشتن و آموزش مهارت های اجتماعی برای دستیابی به هدف درمانی مورد استفاده قرار می گیرند: نکته با

آگاه شوند. برای آگاهی از خویشتن لازم است شرایط لازم از قبیل هماهنگی، تفاهم توام با همدلی و پذیرش مثبت بدون قید و شرط ایجاد شود، در این صورت فضایی به وجود می‌آید که در آن فرد به خودآگاهی می‌رسد. استفاده از روش‌های معنا درمانی و واقعیت درمانی برای یافتن معنایی برای زندگی و قبول مسئولیت و آموزش روش حل مسئله برای کشف راه‌حل‌ها و انتخاب آنها می‌تواند مفید باشد و به فرد در رسیدن به یک هویت موفق کمک کند. رئیسی (۱۳۷۶) با استفاده از روش مشاوره گروهی و رضوانی‌نژاد و احمدی (۱۳۷۸) با استفاده از آموزش گروهی به شیوه واقعیت درمانی نشان داده‌اند که این روشها بحران هویت نوجوانان را کاهش می‌دهد.

پیشگیری از خودکشی

تقریبا در هر موردی از خودکشی، اشاراتی وجود دارد مبنی بر این که عمل در شرف انجام است. البته خودکشی غیر قابل برگشت است و پیشگیری از آن منوط به آشکار شدن اولیه و مداخلات موفقیت آمیز می‌باشد (

می‌باشد. افرادی که در زمینه پیشگیری کار می‌کنند در مورد اعمال تلاش جهت حفظ زندگی، آموزش می‌بینند. قسمتی از موفقیت این افراد، توانایی آنها در ارزیابی مرگبار بودن خودکشی مراجع است، یعنی احتمال اینکه شخص به ادامه زندگی‌اش خاتمه خواهد داد یا خیر.

کار با فردی که درصدد خودکشی است، یک فرایند مرحله‌ای را شامل می‌شود. یافتن عواملی که همبستگی بالایی با خودکشی دارند تعیین احتمالا بالا و متوسط و پایین در مورد میل شخص به انجام خودکشی و اتخاذ اعمال مناسب، افراد آموزش دیده در کار با مراجعان در معرض خودکشی

قرار دارد.

نشانه‌هایی دال بر قصد خودکشی:

پیشگیری از خودکشی تا حد زیادی منوط به توانایی درمانگر در بازشناسی علایم خودکشی می‌باشد.

نشانه‌های قصد خودکشی ممکن است جمعیت شناسانه یا خاص باشد. ما اکنون در مورد تعدادی از عوامل جمعیت شناسانه‌ای همچون این حقیقت که مردان نسبت به زنان سه بار بیشتر احتمال دارد که مرتکب خودکشی شوند و اینکه افزایش سن با افزایش احتمال خودکشی مرتبط است، بحث خواهیم داشت. هر چند که باور عمومی این است که اشارات مکرر به خودکشی کمتر با قصد جدی مرتبط است، لیکن اکثر خودکشی‌های انجام

که جزئیات خاصی را همچون روش، زمان و محل را بیان می‌کند بیشتر در خطر است تا شخصی که این عوامل را به طور مبهم بیان می‌کند.

اگر شخصی دسترسی مستقیمی به ابزار خودکشی دارد، همچون یک تپانچه پر، خطر بالقوه خودکشی افزایش می‌یابد. همچنین گاهی اوقات خودکشی ممکن است به وسیله یک واقعه پیش درآمد پیش بینی شود. فقدان یک عزیز، اختلاف خانوادگی یا بیماری مزمن در دوران سالمندی ممکن است در تصمیم شخص برای خاتمه دادن به زندگیش سهیم باشد.

شخصی که با خودکشی اشتغال ذهنی دارد ممکن است قصد خود را به زبان آورد. بعضی افراد جملات مستقیمی اظهار

من اینجا نیستم» اگر ساعتی بعد پرستار جونز می‌فهمید که بیمار در لیست انتقال یا مرخص‌شده‌ها نیست درباره گفتگویی که بین او و بیمار رخ داده بود، فکر می‌کرد، ممکن بود به بیمارستان تلفن کند (دانتو[۳]، ۱۹۷۱، ص ۲۰).

همانطور که این مثال نشان می‌دهد، اظهارات کلامی بایستی در زمینه وسیع‌تری از وقایع  اخیر و نشانه‌های رفتاری مورد قضاوت قرار گیرد. ما همگی در مواقعی چنین جملاتی را می‌گوییم یا می‌شنویم.

نشانه‌های رفتاری می‌تواند به طور مستقیم یا غیر مستقیم ابراز شود. مستقیم‌ترین نشانه «ارتکاب یک عمل»، اقدام به یک خودکشی واقعی است. حتی اگر عمل صورت نگیرد. بایستی این گونه اعمال در نظر گرفته شود. این عمل غالبا بیانگر قصد خودکشی واقعی است که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندد. نشانه‌های رفتاری غیر مستقیم، منوط به شرایط، می‌تواند شامل اعمالی همچون منظم کردن امور، رفتن به یک سفر طولانی، بخشیدن اموال، خرید یک کاست، تنظیم وصیت‌نامه باشد. به عبارت دیگر این اعمال در یک موقعیت غیر عادی یا خاص‌تر به احتمال قوی‌تر نشانه خودکشی است.

 

مداخله دربحران (خودکشی[۴]):

مداخله در خودکشی می‌تواند در سطوح متعددی رخ دهد و در حال حاضر متخصصین بهداشت روانی شروع به حرکت در جهات هماهنگ متعدد برای انجام تلاش‌های پیشگیرانه کرده‌اند. در سطح بالینی، برای آموزش کارکنان موسسات بهداشت و روانی و حتی مدارس برای شناسایی شرایط و علایمی که نشان دهنده خودکشی‌های بالقوه است

ساده روان پزشکانه با شخصی که یک نیمرخ روانی ویژه خودکشی نشان می‌دهد. به احتمال قوی‌ برای عقیم گذاشتن با اصلاح فرایند‌هایی ک می‌توان منجر به خودکشی گردد، راهبردهای مداخله در بحران مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

هدف مداخله در بحران کوتاه مدت متمرکز به بیمار جهت حل فوری یک بحران زندگی است. این شبیه به روان درمانی سنتی است که جلسات آن طولانی است و درمان بر پایه فرصت‌های طولانی مدت به دست می آید. مداخله در بحران، حالت ذهنی فعلی بیمار را مورد بازشناسی قرار می دهد. بیمار ممکن است فورا بستری شود، درمان طبی دریافت کند و توسط یک گروه روانپزشکی در یک روز به مدت دو

و شغلی فرد خارج از حوزه ساده روانپزشکانه است.

همانطوری که مطالعه موردی اولیه ما به قدری کافی و گویاست مقداری از این راهبردهای مداخله در خودکشی، بیش از آنکه از طریق پژوهش مطرح شده باشد، از طریق کار بالینی رشد نموده است. انتظار برای مطالعات تجربی آن قدر طولانی نیست که کلینیسین نتواند تحمل کند.

بعد از اینکه بیماران به حالت هیجانی پایدارتری بازگشتند و خطر فوری خودکشی گذشت، سپس آنها در بیمارستان بستری می‌شوند یا به شکل سرپایی درمان‌های سنتی در

برخورد کنند. این خطوط راهنما مشکلات موجود در خارج از بیمارستان و بعد از مرخص شدن را مشخص می‌کند.

مراکز پیشگیری از خودکشی:

اگر تلاش‌های خانواده یا دوستان نگران یک بیمار مستعد خودکشی باعث شود که این شخص فورا به درمانگر رجوع نماید، مداخله در بحران می‌تواند کاملا موفقیت‌آمیز باشد. هر چند تعدادی از این افراد در حالت پریشانی حاد به طور رسمی تحت درمان قرار نمی‌گیرند. اگر چه رجوع به یک موسسه بهداشت روانی ممکن است کاملا مطلوب باشد، لیکن بعضی از افراد از خدمات موجود در این موسسات بی‌خبرند. این دانش که بحران‌های خودکشی ممکن است در هر زمانی روی دهد و اینکه

فابرو. ادوین. اشنایدمن تاسیس گردید. دراین مرکز اولین بار بیماران را از بخش‌های بیمارستان‌ها جستجو می کردند . هر چند به زودی اعتبارش کاهش یافت و در کمتر از یک دهه ۹۹ درصد از مراجعانش از طریق تلفن تماس می‌گرفتند (فاربرو، ۱۹۷۰).

در سال‌های آخر دهه ۴۰ صدها مراکز پیشگیری از خودکشی، الگو گرفته از اولین مرکز در سرتا سر ایالات متحده پدید آمدند. این مراکز به طور کلی با نیازهای ویژه جوامعی که قرار بود به آنها خدمات ارائه کنند سازگار شده بودند، لیکن آنها همگی در روشها و اهداف عملی معینی سهیم بودند.

مداخله در بحران تلفنی:

مراکز پیشگیری از خودکشی به طور مشخص در تمام طول هفته به شکل ۲۴ ساعته عمل می‌کنند به خاطر اینکه اکثر تماس‌های خودکشی به وسیله تلفن صورت می‌گیرد، با یک شماره تلفن مشخص در کل جامعه برای فراخوانی در هر زمان از شبانه‌روز در دسترس می‌باشد. علاوه بر این تعدادی از مراکز برای درمان سرپایی با بستری کردن بیماران تاسیس

کارکنان این مراکز هم در تکنیک‌های مداخله در بحران آموزش دیده‌اند و هم در معرض موقعیت‌های بحرانی تحت نظارت قرار گرفته‌اند.

موارد زیر تعدادی از تکنیک‌ها می‌باشد:

  • ارتباط برقرار کنید و تماس را حفظ کنید: کارکنان ماهری که ارتباط تلفنی خوبی با شخص در معرض
  • کردن یک راه حل دیگر افزایش می‌دهند، بلکه می‌توانند تاثیر بیشتری نیز بگذارند. بنابراین مهم است که کارکنان علاقه، توجه و اعتماد به نفس‌ نشان دهند.
  • اطلاعات ضروری را به
  • خطر بالقوه خودکشی را ارزیابی کنید: کارمندی که گوشی را برمی‌دارد، بایستی به سرعت جدی بودن خود تخریبی تلفن کننده را تعیین کند. اکثر مراکزی که برای کمک به کارمند برای تعیین میزان بالقوه خودکشی از مقیاس‌های درجه‌بندی مرگباربودن استفاده می‌کنند. این مقیاس‌ها معمولا حاوی پرسش‌هایی در مورد سن، جنس، آغاز علایم، شرایط موقعیتی، رفتار خودکشی قبلی و کیفیت ارتباطات تلفن کننده می‌باشد. کارکنان همچنین سایر اطلاعات خاص جمعیت شناسانه را که ممکن است سرنخ‌هایی را برای مرگبار بودن اقدام به دست دهد، دریافت کنند. اطلاعاتی همچون آنچه که در بخش مربوط به نشانه‌های دال بر خودکشی مورد بحث قرار گرفت.
  • ماهیت استرس و مشکل اصلی را روشن کنید: کارکنان بایستی
  • به او نشان دهند که راه حل‌های دیگری علاوه بر خودکشی وجود دارد. تلفن کننده غالبا فاقد جهت یاب است چنانکه کارکنان بایستی برای برگرداندن تلفن کننده به واقعیت، به طور خاص به کمک بپردازند.

قواعد و تدابیر تلفن کننده را ارزیابی کنید: غالبا کارکنان می‌توانند برای پیدا کردن یک طرح درمانی، قواعد یا تدابیر موجود تلفن کننده را بسیج کنند. درطی دوره بی‌قراری‌شان، افراد در معرض خودکشی گرایش به غفلت و نادیده گرفتن قوایشان دارند. احساس

ن خانواده‌اش یا ارجاع شخص دو روز بعد به یک موسسه اجتماعی باشد. بدین ترتیب کارکنان یک سری اعمال یا خطوط راهنما را به شکل قدم به قدم ارائه می‌دهند. این لیست حاکی از یک توالی غیر قابل انعطاف است، لیکن در حقیقت (همانطور که مراحل پی می‌روند) این رویکرد متناسب با نیازهای فرد تلفن کننده سازگار می‌شود.

         برنامه‌های پیشگیری جامعه‌نگر:

برنامه پیشگیری از خودکشی در محیط‌های کار و مدارس نیز اجرا می‌شود. به طور روز افزونی رهبران جوامع دریافته‌اند که خودکشی یک کارگر یا دانش آموز تاثیرات هیجانی غم انگیز و فشارزایی بر روی بقیه کارگران و دانش آموزانی که قربانی را می‌شناخته‌اند، دارد (کالهون[۵] و همکاران، ۱۹۸۲).

هنگامی که در یک مدرسه خودکشی روی می‌دهد، کارکنان و دانش آموزان به سرعت آن واقعه را یاد می‌گیرند. در پی خودکشی، در سایر افراد تغییرات شدید هیجانی، اضطراب، احساس گناه و شوک‌های شدید دیده می‌شود  (دیویس[۶] و همکاران، ۱۹۸۵ ) . در حال حاضر موسسات تربیتی به طور معمول بعد از وقوع یک خودکشی برای کمک به تسهیل فرایند داغدیدگی طبیعی، کاهش

کار  با ریختن بنزین و آتش زدن خودش به زندگی خود پایان داد.

پوشش رسانه‌های محلی کاملا شدید بود و روی این واقعه کمی هم بحث شد. در پاسخ به این واقعه هولناک و نیازهای هیجانی دانش آموزان، مدرسه یک تیم مشاوره‌ای بهداشت روانی را گرد آورد، شامل دو روان شناس کودک که در مداخله در بحران آموزش دیده بودند و یک نماینده گروه آتش نشانی و دیگری نماینده نیروی کار شهرداری  بودند. از نماینده آتش نشانی به خاطر نگرانی در مورد امکان خطر بالای راه انداختن آتش در میان دانش آموزان دعوت شده بود. این تیم مستقیما با روانشناسان مدرسه که از قبل دانش آموزان و کارکنان را می‌شناختند، کار کردند. هدف اولیه برنامه، تخفیف تاثیرات این واقعه غم انگیز به وسیله ایجاد فرصتی برای بازماندگان جهت ابراز و شناخت واکنش‌هایشان به این واقعه بود. در راستای این هدف، فعالیت‌های زیر صورت گرفت.

معلمان به یک جلسه دانشگاهی دعوت شدند، مکانی که می‌توانستند در آن احساسات و اطلاعات خود را با دیگران تبادل نظر کنند. این جلسه تا حدی موفقیت آمیز بود که فقط به تیم مشاوره‌ای بینشی در مورد نگرانی‌های دانش آموزان داد، لیکن در دستیابی به نیازهای فکری دانش آموزان موفقیتی نداشت.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

دریک بحث

نبوده است و آنها در مرگ او مقصر نیستند. به شیوه ای صریح وبی‌پرده به همه پرسش‌ها به طور کامل و صحیح پاسخ داده شد.

در سرتا سر این دوره از مداخله در بحران، رواشناسان برای جلسات انفرادی با معلمان ، کارکنان و دانش آموزان در دسترس بودند. تعدادی به این خاطر به جلسات انفرادی آمدند که ارتباط نزدیکی با قربانی داشتند. سایرین نیز به این خاطر در جلسات انفرادی شرکت کردند که در آن زمان با مسائلی مانند فقدان، جدایی و ترک درگیر بودند، تعدادی از دانش آموزان به این خاطر ارجاع داده شدند . تعدادی از این افراد برای پیگیری ادامه

اطلاعاتی داده شد. خطوط راهنمایی نوشته شده برای پیشگیری از خودکشی طرح و در مدرسه توزیع شد.

کینسل و ریچارد نتیجه‌گیری کردند که یک چنین پاسخ سازمان یافته‌ای به یک خودکشی مشکلات بهداشت روانی را در میان بازماندگان به حداقل می‌رساند، تعادل را مجددا در مدرسه و جامعه برقرارمی‌کند و نشان دهنده یک برنامه پیشگیری موثر از خودکشی است.

حق خودکشی کردن: دلالت‌های اخلاقی، اصولی و اخلاقی:

ظاهرا عمل خود کشی مقداری از آنچه که ما راجع به حرمت زندگی آموخته‌ایم خشن‌تر است. بخش‌هایی از جامعه این عمل را غیر اخلاقی می‌دانند و تحریم‌های مذهبی بر علیه آن

جود نیستند.  هر چند تعدادی شروع به پرسش در مورد حقانیت چنین جریمه‌هایی نموده‌اند و صریحا مدافع شخص برای خودکشی شده‌اند.

یکی از منتقدین صریح برنامه پیشگیری از خودکشی توماس زاز[۱] (۱۹۸۶) است او عنوان می‌کند که خودکشی عمل یک فرد اخلاقی است که در نهایت مسئول این عمل هم هست. زاز با روش‌های اجباری استفاده شده توسط مسئولان بهداشت (همچون محروم کردن مراجعان از دسترسی به ابزارهای خودکشی، بستری کردن غیر داوطلبانه بیمارستان) برای جلوگیری از خودکشی مخالف است. مسئولیت زندگی شخص در نهایت به خودش برمی‌گردد نه به متخصصین بهداشت روانی، با اتخاذ اعمال بر ضد امیال مراجع، کلینسین‌ها خودشان را به قدرت پلیس ایالتی منسوب می‌کنند و بدین ترتیب در ردیف افرادی که دشمن آزادی و مسئولیت فردی هستند، قرار می‌گیرند. بایستی خاطرنشان کرد که زاز مدعی نیست که خودکشی همیشه خوب یا ازلحاظ اخلاقی مشروع است، بلکه او معتقد است که ما بایستی از تبدیل شدن به عوامل فشار برای استفاده از زور در پیشگیری از خودکشی خودداری کنیم.

با استفاده از شیوه استدلال دیگر، دوریس پورتورد[۲] معتقد است که افراد پیری که  ادامه حیاتشان منجر به پسرفت روانی و جسمانی می‌گردد، حق دارند که به زندگی

ست که به این افراد بایستی اجازه داده شود که مردن به شیوه‌ای با وقار را انتخاب کنند، به خصوص اگر آنها از یک بیماری شدیداً ناتوان شده و رنج می‌برند که باعث بدبختی خانواده و دوستانشان می گردد.

جنی ویلیامز یک چنین مردی بود که مرگ را بر زندگی ترجیح داد. مجادله دراین مورد که آیا افراد حق خاتمه دادن به زندگی‌شان را دارند یا خیر، اخیراً ستیزه ‌جویانه‌تر و شدید‌تر شده است. با توجه به این مسئله که آیا اجازه به خویشاوندان، دوستان و پزشکان برای حمایت، تهیه وسایل و انجام اعمالی برای ارتکاب خودکشی یک نفر از لحاظ اخلاقی و قانونی مجاز می‌باشد. دو فرد مشهور به وسیله کارهایشان آتش این منظره دامن می‌زنند. درک هامفری[۳]، کارگردان سازنده انجمن هملکوک[۴] (سازمانی که از حق این افراد برای خاتمه دادن به زندگی‌شان دفاع کرده است) کتاب پرفروشی را تحت عنوان «خروج نهایی[۵]» (۱۹۹۱) چاپ نمود. این کتاب راهنمایی است

به ۲۰ نفر کمک کرده است تا با استفاده از اختراعی که او ان را «ماشین خودکشی[۶]» نامیده است، به زندگی‌شان خاتمه دهند.

به طور طعنه‌آمیز گفته شده است که این موفقیت علم پزشکی است که نهضت حق مردن را به راه انداخته است. به عنوان قسمتی از تلاش‌های موفقیت آمیز برجسته‌مان برای طولانی‌ کردن زندگی،  جامعه پزشکی همچنین شروع به طولانی‌تر کردن فرایند مردن نموده است و این طولانی کردن باعث شده است که تعدادی از افراد پیر از تصمیم پزشکان مبنی بر صرفا زنده نگه داشتن آنها بدون توجه به میل و خواسته‌ شان دچار ترس و نگرانی شوند. آنها  و سایرین

پزشکان احساساتی و انسانگرا از یک سو معتقدند در چنین موقعیت‌هایی کیفیتی که منجر به زندگی می‌شود، ارزش چنین جدال‌های قهرمانانه‌ای را ندارد، لیکن آموزشی که دیده‌اند آنان را وارد می‌کند که زندگی این بیماران را حفظ کنند. در واقع آنها در میان این تعارض گیر کرده‌اند. ممکن است برای پزشکی که اجازه داده است بیمار بمیرد کیفرخواست قانونی مطرح شود.

با وجود بحث و جدلهایی که بین این دو گروه، موافقان و

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

فصل حاضر تحت عنوان فرایند بررسی علمی و تجربی مساله ،مشتمل بر طرح تحقیق ، معرفی جامعه آماری و گروه های نمونه ، توصیف روش نمونه برداری و ابزارهای ارزشیابی می باشد . ابتدا جامعه آماری و روش انتخاب نمونه بیان شده ، آنگاه در زیر عنوان ابزار ارزشیابی به معرفی پرسشنامه وضعیت هویت من ( EOM-EIS-2 )

شود روابط بین متغیرهای مختلف با استفاده از ضریب همبستگی کشف یا تبیین شود. هدف روش تحقیق همبستگی مطالعه حدود تغییرات یک یا چند متغیر با با حدود تغییرات یک یا چند متغیر دیگر است. مزیّت عمده آن این است که به محقق اجازه می دهد، متغیرهای زیادی را اندازه گیری کند و همزمان همبستگی درونی بین آنها را محاسبه نماید. در علوم رفتاری غالباً چندین متغیر به صورت مشترک یک الگوی رفتاری معین را تعیین می کنند. روش همبستگی به محقق اجازه می دهد که احتمال ارتباط چند متغیَر را چه به تنهایی و چه به گروهی، با یک الگوی رفتاری مشخص، مورد پژوهش قرار دهد ( دلاور، ۱۳۷۴) .

هدف از روش تحقیق علَی _ مقایسه ای، یافتن علَتهای احتمالی یک الگوی رفتاری است. بدین منظور آزمودنی هایی که دارای رفتار مورد مطالعه هستند با آزمودنی هایی که این رفتار در آنها مشاهده نمی شود، مقایسه می شوند. این روش را غالباً پژوهش پس رویدادی[۷] می نامند. زیرا اشاره به مواردی دارد که از طریق اثری که بر متغیر دیگر که معلول خوانده می شود، گذارده و برجا مانده است، امکان دارد. روش تحقیق علی مقایسه ای بیشتر اوقات به منظور آزمون فرضیه درباره روابط علت ومعلولی به جای روش تحقیق آزمایشی به کار می رود ( دلاور، ۱۳۷۴ ).

جامعه آماری و حجم نمونه:

جامعه آماری پژوهش حاضر، دانش آموزان شاغل به تحصیل در مقطع دبیرستان شهرستان درّه شهر، در سال تحصیلی ۸۴-۸۵ می باشد که در محدوده سنی ۱۴-۲۰ سال قرار دارند، که عبارتند از دانش آموزان دختر دبیرستانهای زینب، خواجه نصیرالدین طوسی، اندیشه، دانش، فاطمیه، غیرانتفاعی توحید و کوثر و دانش آموزان پسر دبیرستانهای فنی دکتر محمود حسابی، شهید بهشتی، باقرالعلوم، غیرانتفاعی امام خمینی (ره)، شهید مطهری، ۱۷ شهریور و شهید باهنر؛ که در کل ۱۴ دبیرستان می باشد و تعداد کل کلاسهای دبیرستانهای دخترانه ۵۴ باب و تعداد کل کلاسهای دبیرستانهای پسرانه ۶۰ کلاس می باشد. تعداد کل دانش آموزان دبیرستانهای دخترانه ۲۴۱ نفر و تعداد کل دانش آموزان دبیرستانهای پسرانه ۱۳۵۵ نفر می باشد که در مجموع ۱۴ کلاس و ۲۵۹۶ نفر دانش آموز را شامل می شود.

 

جنسیت

   تعداد مدرسه  تعداد کلاستعداد دانش آموزان
دخترانه۷۵۴۱۲۴۱
پسرانه۷۶۰۱۳۵۵
مجموع۱۴۱۱۴۲۵۹۶

جدول ۱-۳: جامعه آماری پژوهش

روش نمونه گیری:

روند نمونه گیری به این ترتیب بود که ابتدا آماری جامع و کامل از اعضای جامعه تهیه شد که تعداد کل اعضای این دبیرستانها ۲۵۹۶ نفر بود که از این تعداد، ۱۹۶ نفر به عنوان نمونه مورد نیاز بود، البته به دلیل رعایت عامل ریزش تعداد ۲۴۰ نفر به جای ۱۹۶ نفر انتخاب شدند (۱۲۰ نفر دختر و ۱۲۰ نفر پسر)، مراحل این انتخاب به قرار زیر است:

در آغاز لیستی کامل از کل دبرستانهای دخترانه و پسرانه شهرستان دره شهر تهیه شد، سپس به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد یک دبیرستان دخترانه و یک دبیرستان پسرانه انتخاب شد. طریقه انتخاب این دبیرستانها به این ترتیب بود که از روش قرعه کشی استفاده شد، ابتدا برای هر یک از دبیرستانهای دخترانه به عنوان اعضای جامعه شمارا تهیه شد (مثلاً برای دبیرستان زینب شماره “۱” قرار داده شد)، سپس شماره بر روی تکه های کاغذ نوشته شد، بعد از به هم زدن یکی از شماره ها به تصادف برداشته شد، که در این قسمت دبیرستان دخترانه زینب انتخاب شد. در مورد دبیرستانهای پسرانه هم روال کار به این ترتیب بود و نتیجه این قرعه کشی، انتخاب دبیرستان پسرانه باقرالعلوم بود.

در مرحله بعد، لیستی دقیق از تعداد کل کلاسهای دبیرستان دخترانه زینب تهیه شد و برای اینکه همه پایه های تحصیلی موجود در جامعه در نمونه هم وجود داشته باشند، از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی استفاده شد، به این صورت که برای شرط حضور تمام پایه های تحصیلی موجود در جامعه، در نمونه، هم پایه اوّل، هم پایه دوّم و هم پایه سوّم تحصیلی در انتخاب نمونه به کار گرفته شدند و هم نسبت دقیق پایه ها رعایت شد، به این صورت که چون در پایه اوّل ۹۶ نفر و در پایه دوّم ۹۶ نفر و در پایه سوّم ۲۳ نفر دانش آموز وجود داشتند، در نمونه نیز این نسبت رعایت شد و از پایه اول ۵۳ نفر و از پایه دوم ۵۳ نفر و از پایه سوم ۱۴ نفر دانش آموز انتخاب شدند. در مورد دبیرستانهای پسرانه هم روال کار همین بود، که در پایه اوَل این دبیرستان ۱۲۰ نفر و درپایه دوم ۵۵ نفر و در پایه سوم ۶۲ نفر دانش آموز وجود داشتند، که در نمونه نیز این نسبت رعایت شد و از پایه اول ۶۰ نفر و از پایه دوم ۲۸ نفر و از پایه سوم ۳۲ نفر انتخاب شدند.

تعداد نمونه آماری مورد نیاز مطابق فرمول

متغیرهای تحقیق:

سبک هویتی: افراد بر حسب استفاده از فرایندهای شناختی – اجتماعی ، برای حل مسایل شخصی، تصمیم گیری ها و فرایند شکل گیری هویت با یکدیگر متفاوتند و از شیوه های مختلفی استفاده می کنند. در این تحقیق سبکهای هویتی با پرسشنامه سبک هویت برزونسکی (ISI-6G) سنجیده می شود که شامل سه نوع سبک هویت اطلاعاتی ، هنجاری و سردرگم یا اجتنابی است.

 

هویت موفَق، زودرس، معوَق و سردرگم است.

گرایش به خودکشی: هر نوع آرزو، تفکر و اقدام به هر شکلی در مورد خودکشی، را گرایش به خودکشی می گویند.

می شود.

 

 

        روش اجرا و گردآوری اطلاعات:

در مرحله نخست مجوز اجرای پرسشنامه ها از طریق فرمانداری و با تایید اداره کل آموزش و پرورش شهرستان دره شهر گرفته شد؛ سپس لیست کاملی از آمار دبیرستانها و کلاسها و تعداد دانش آموزان هر کلاس از اداره آموزش و پرورش تهیه شد، در مرحله بعدی با ارائه

است. پاسخ دادن به تمتم پرسشنامه در یک جلسه و صرف وقت ۶۰ الی ۷۰ دقیقه صورت گرفت، قبل از توزیع پرسشنامه ها در هر کلاس به منظور رعایت حق قانونی آزمودنی جهت اطلاع از علّت مشارکت و نیز جلب

که پاسخ های آنها کاملا محرمانه تلقی شده و نتیجه فردی در اختیار هیچ کس قرار نخواهد گرفت و برای جلب اطمینان بیشتر  از آنها خواسته شد از ذکر نام خود خودداری کرده و فقط در صورت تمایل آنها ، نتایج هر پرسشنامه به شخص خودشان در قبال اعلام کلمه رمز داده می شود.

از دانش آموزان خواسته شد به تمام سوالات پرسشنامه ها با دقت پاسخ دهند. با این حال تعداد اندکی از دانش آموزان از پاسخ دادن به سوالات به طور جدی سر باز زدند. به این صورت که یا همه سوالات را به طور کامل جواب نداده بودند یا اینکه در چند مورد بسیار کم اصلا پاسخ نداده بودند. با توجه به اینکه پرسشنامه در

دو دبیرستان دخترانه وپسرانه به طور مجزا اجرا شد. همکاریهای این دو دبیرستان تفاوتهایی با هم داشتند. همکاری در دبیرستانی که خود محقق اجرا کننده پرسشنامه بود، بسیار خوب و داوطلبانه بود ولی در دبیرستان پسرانه که همکار محقق (به دلیل رعایت هم جنس بودن مجری پرسشنامه ها ونیزمحدودیت اخلاقی برای حضورمحقق زن در دبیرستان پسرانه ) مجری پرسشنامه ها بود ، همکاری دانش آموزان در سطح خوبی

 

     ۱-پرسشنامه گسترش یافته سنجش عینی پایگاه هویت من[۸] (EOM-EIS-2):

اولین پرسشنامه سنجش عینی پایگاه هویت من (EOM-EIS-2) در سال ۱۹۷۹ توسط آدامز[۹]، شی[۱۰] و فیچ[۱۱] برای سنجش چهار پایگاه هویت سردرگم، زودرس، معوق و موفق در سه حیطه شغل، سیاست و مذهب ساخته شد. تعداد سوالات این پرسشنامه با

همکاران، ۱۹۸۹؛ به نقل از رحیمی نژاد، ۱۳۷۹) .

در سال ۱۹۸۴، گراته وانت[۱۲] و آدامز با تفکیک جنبه عقیدتی وبین شخصی با توسعه پرسشنامه سنجش عینی پایگاه هویت من(EOM-EIS-2 )، اولین پرسشنامه گسترش یافته سنجش عینی پایگاه هویت من (EOM-EIS-2 )، را ساختند. این پرسشنامه در سنجش عقیدتی چهار محتوای شغل، سیاست، فلسفه زندگی و مذهب را با در نظر گرفتن ۲ سوال که برای هر یک از چهار محتوا و جمعاً ۸ سوال در نظر گرفته شده است، در مجموع ۳۲ سوال به بخش عقیدتی هویت اختصاص یافته است، در بخش هویت بین شخصی نیز چهار حیطه نقش جنسی، انتخاب دوست، تفریح و وعده ملاقات با جنس مخالف در نظر گرفته شده است. تعداد سوالات این بخش نیز مانند بخش عقیدتی ۳۲ سوال و در کل پرسشنامه دارای ۶۴ سوال است (همان منبع) .

در سال ۱۹۸۶ آدامز و بنی ین با اصلاح پرسشنامه (EOM-EIS-2 )،

پرسشنامه (EOM-EIS-2 ):

آدامز و همکاران (۱۹۸۹)، در کتابچه راهنمای پرسشنامه (EOM-EIS-2 )،در سنجش پایایی پرسشنامه، نتایج مطالعه را ارائه کرده اند: نتایج مربوط به پایایی پرسشنامه های هویتی (EOM-EIS )، (EOM-EIS-1 ) و (EOM-EIS-2 ) در سه نوع پایایی، ثبات درونی، آزمون مجدد ودو نیمه کردن گزارش شده است. مطالعه مربوط به پایایی ثبات درونی بر حسب ضریب آلفای کرونباخ در ۱۴ مطالعه با میانگین ۰٫۶۶ به دست آمده است. یافته های مربوط به پایایی آزمون مجدد با میانگین ۰٫۷۶ و پایایی مربوط به دو نیمه کردن پرسشنامه برای

ضریب آلفای کرونباخ در مقیاسهای هویت عقیدتی و بین شخصی در دانشجویان ایرانی(۴۳۸= N) و دانش آموزان ایرانی (۱۷۷۵= N).

 

 

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”نتیجه گیری ” icon=”fa-pencil-square-o”]طبق نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر در گرایش به اندیشه خودکشی ، بین دختران و پسران تفاوت وجود دارد؛ به این معنا که دختران بیش از پسران به اندیشه خودکشی گرایش دارند.

نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه ها هم نشان می دهد که بین پایگاه های هویت و گرایش به خودکشی رابطه معناداری وجود دارد ؛ این در صورتی است که بین پایگاه هویت موفق و پایگاه هویت معوق با گرایش به اندیشه خودکشی رابطه معناداری وجود ندارد ، اما بین پایگاه هویت سردرگم و پایگاه هویت زودرس با گرایش به اندیشه خودکشی رابطه مثبت معناداری وجود دارد.

همچنین بین سبکهای هویتی و گرایش به خودکشی رابطه وجود دارد. در حالی که بین سبک هویت اطلاعاتی و یبک هویتی سردرگم رابطه معناداری وجود ندارد، اما بین سبک هویت هنجاری و گرایش به اندیشه خودکشی رابطه منفی معناداری وجود دارد؛ به این معنا که هر چه استفاده از سبک هویت هنجاری بیشتر می شود، از میزان گرایش به اندیشه خودکشی کاسته می شود.

 [/tab][tab title=”پیشنهادها” icon=”fa-pencil-square-o”]پیشنهادها:

پیشنهادایی که محقق جهت انجام پژوهشهای بعدی ارایه می دهد ، شامل مواردی است که در زیر بیان می شود :

  • پیشنهاد می شود که در تحقیقات بعدی از نمونه بزرگتری از افراد که به طور تصادفی و بدون در نظر گرفتن محدودیتهای دموگرافیک ( نظیرشاغل به تحصیل بودن ) استفاده شود ، تا با اطمینان بیشتری نتایج را تعمیم داد .
  • همچنین از آنجا ئیکه تحقیق حاضر در یک محدوده زمانی خاص محدود شده ،پیشنهاد می گردد جهت اطلاعات دقیق تر در خصوص وضعیت روحی و روانی آزمودنی هایی با گرایش بالا به خودکشی ، تحقیقات بعدی به طور مطالعات پیگیرانه و طولی انجام پذیرد .
  • از آنجائیکه مطابق نتایج حاصله از این پژوهش بین پایگاه های هویتی و سبکهای هویتی با میزان گرایش به اندیشه خودکشی رابطه معناداری وجود دارد، لذا پیشنهاد می شود نوجوانان به گرایش بالا به خودکشی شناسایی شده و روی هویت یابی آنها کار شود .

پیشنهاد می شود در سطح کلی روی هویت یابی نوجوانان ، علی

 

– در پرسشنامه های توزیع شده ، چون سه پرسشنامه جهت سنجش پایگاه هویت ، سبک هویت و اندیشه گرایش به خودکشی ، به صورت همزمان مورد سنجش قرار می گرفت ؛ لذا دانش آموزان در تکمیل پرسشنامه تعلَل می ورزیدند و یا دقت کامل را در پاسخگویی به

است و نمی توان یافته های این تحقیق را به کل کشور و سایر جوامع آماری تعمیم داد .

– ماهیت تحقیق مقطعی است که از نظر زمانی یک محدوده خاص انتخاب شده و امکان مطالعه پیگیرانه در دراز مدّت وجود نداشت ؛ در نتیجه بررسی گذشته نگر و آینده نگر، اطلاعات دقیق تری به ما می دهد .

– در مورد آزمودنی های پسر ، به دلیل محدودیت برای حضور محقق در دبیرستان پسرانه ، امکان نظارت مستقیم به چگونگی اجرای پرسشنامه ها و جلب همکاری آزمودنی ها میسَر

 

[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
5900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

241 صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Yagut/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]


درباره نویسنده

publisher4 206 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.