no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

مباني و تفاوت‏ها در فقه زنان -تناسب بين حق و تكليف- گستردگي توانايي‏ها نسبت به تكاليف


سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

پرداخت امنلینک فوریپشتیبانیضمانت
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان -تناسب بین حق و تکلیف- گستردگی توانایی‏ها نسبت به تکالیف
zip
آذر ۲۷, ۱۳۹۵

مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان -تناسب بین حق و تکلیف- گستردگی توانایی‏ها نسبت به تکالیف


مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان -تناسب بین حق و تکلیف- گستردگی توانایی‏ها نسبت به تکالیف

پایان نامه رشته الهیات در ۲۲ صفحه
[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

وقتی درباره نظام حق و نظام تکلیف بحث می‏شود

، مراد از حق، حق واجب است؛ یعنی هر انسانی حقوقی دارد که عقل و شرع او را برای پیگیری و

انسانی ملزم به رعایت آن‏ها است. واضح است که هر تکلیفی، مبتنی بر توانایی انجام آن

این است که دایره توانایی هر انسانی، گسترده‏تر از دایره تکالیف الزامی برعهده او است.از این رو، در این بحث، دو محور را می‏توان دنبال کرد:

  • اول آن که بین حقوق و تکالیف موجود، تناسب لازم باشد.
  • دوم آن که برای انسانی که دایره توانایی‏اشگسترده تر از دایره تکالیف الزامی او است نیز فکری بشود.

محور اول

رعایت تناسب بین حقوق و تکالیف

این مطلب، در قرآن کریم، به عنوان یک اصل کلی، بارها تکرار شده است و درباره زنان، گویاترین آیات، آیه کریمه ذیل است:

ولهن مثل الّذی علیهن بالمعروف[۱] بقره، آیه ۲۲۸(البته بعضی از علما این آیه را ناظر به تساوی در حقوق و مزایای انسانی بین زن و مرد می‏دانند. «المرأْ و کرامتها فی القرآن» از آیت الله معرفت.)

برای زنان، همان اندازه که تکلیف برعهده آنان است، حقوقی هست. «لَهُنَّ» یعنی آن چه به نفع زنان است. تعبیر «لَهُ» در این جا به معنای حق است همان گونه که «علیهن» به آن چه برای

نکته است که

که مانند هم به حساب می‏آیند؛ اما در واگذاری حقوق و تکالیف و تناسب بین آن‏ها رعایت معروف شده است.

علامه طباطبائی، معروف را به آن چه متناسب با قواعد دینی، اصول عقلانی و زیبایی‏های عرفی است،

ن پیکره‏ای واحد و نظام‏مند بنگرد، آن‏ها را مقتضای خرد می‏شمرد، در عین آن که

در هر شرایطی می‏توانند خود را با آن‏ها هماهنگ سازند و برنامه‏ای بهتر و جامع‏تر از آن نخواهند یافت که همان نیازها را این گونه پاسخ دهد و استعدادها را به بار بنشاند.[۲] البته امروز بسیاری از عرف‏ها تحت تأثیر خواسته‏های غیرانسانی قدرت‏های بزرگ و به کمک نظام ‏های رسانه‏ای پیش رفته ساخته می‏شوند و یا جهت عوض میکنند. بنابر این، ما عرف را مقید به قید اصیل کرده‏ایم تا شامل عادات و برنامه‏هایی شود که در یک سیر طبیعی به وجود می‏آیند و در گذر زمان، تغییراتی را می‏پذیرند.

از سوی دیگر، تکالیفی که بر عهده زن است، در وهله نخست، تکالیفی

مرد تفاوتی نیست، مجموعه وظایفی که در برابر خدا، خود، مردم و طبیعت پیرامون خویش دارد.

منابع دینی ما، از کتاب، سنت و عقل و اجماع، سرشار از بیان این وظایف است که بیان کم ترین فهرست از آن‏ها سخن ما را به درازا می‏کشاند.

افزون بر این تکالیف، اوبه

، تمکین در برابر شوهر، یک تکلیف دیگر است. بدیهی است که اصل در زندگی، انجام تکالیف است و با وجود وظایف زمین مانده، رسیدگی به امور غیرالزامی، گر چه ممنوعیتی هم نداشته باشند، معقول نیست؛ ولی در هر صورت، لازم است نظر دین را درباره این امور نیز بدانیم.

محور دوم

گستردگی توانایی‏ها نسبت به تکالیف

توانایی‏های انسان بیش از تکالیفی است که از او خواسته شده است. به بیان دیگر گر چه آدمی قادر به انجام برخی امور است ولی از آنجا که دشواری الزام آنها بر گرده انسان سنگینی می‏

سرمایه‏هایی گرداند؛ مانند برخوردار شدن آنان از مهریه و نفقه؛ اما آنان را موظف به داشتن شغلی برای ایجاد مالکیت و جمع‏آوری اموال نکرده است؛ تا زن ناچار نباشد مشقت مخارج زندگی خود یا دیگران را تأمین کند. در عین حال، زنانی

ن، درآمدی داشته باشند. نظر دین درباره این موارد چیست؟قرآن کریم به زیبایی این امر را بیان کرده است:

‹‹ فلا جناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف››[۳] بقره، آیه ۲۳۴

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

در آن محدوده‏ای که به زنان اختصاص دارد و می‏توانند عمل کنند، باکی

آنان است، می‏توانند استفاده کنند و به امور و اشتغالات دیگر بپردازند. وجود حقوق باعث می‏شود که هر انسانی از حیات انسان دیگر سهمی داشته باشد. حقوق، انسان‏ها را به یکدیگر مشغول می‏سازد؛ مانند شوهر که با حق تمکینی که بر

نیکو، که حقی طرفینی است، سهمی متقابل از حیات زن و مرد را برای یکدیگر قرار می‏دهد. ولی خارج از این محدوده، بخش فارغ حیات آنان، از خود آنان است.

درخور توجه است که در این مقدار نیز انسان نمی تواند بدون مرز وارد عمل شود. قرآن با آوردن کلمه «معروف» برای استفاده از این مقدار هم مقرراتی دارد. به بیان دیگر، زنان

باشد. به بیان سوم، چون مسایل فردی، در بسیاری موارد، با مسائل اجتماعی پیوند می‏خورند، باید در قضاوت درباره آن‏ها از حوزه مباحث اجتماعی، با نگاهی کلان‏تر به آن‏ها

باشد و موازنه اشتغال بین مردان و زنان را به گونه‏ای به هم بزند، در نتیجه، موجب تزلزل امور ارزشی، نظیر خانواده در اجتماع شود.

بنابر این، زنان می‏توانند برای خود شغل اختیار کنند، مشروط به آن که خروج از منزل، انتخاب نوع شغل، زمان اشتغال و… بر اساس معروف باشد.با توجه به این اصل قرآنی، قوانینی مانند مواد قانونی ۱۱۱۴(درباره سکنی) ۱۱۱۷(درباره جواز منع

بیش تری را برای زنان و مسائل مربوط به آنان وضع کرد.

نتیجه این مقررات، گاهی حوزه فعالیت زنان را گسترده تر، گاهی محدودتر یا ضابطه‏مندتر می‏کند.

خانواده محوری، مبنای بخشی از تفاوت‏های حقوقی بین زن و مرد

خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماعی، در همه فرهنگ‏ها دارای بار ارزشی فراوان بوده و مورد احترام ویژه قرار می‏گیرد. در خانواده، کسانی گرد هم می‏آیند که چگونگی بودشان در خانواده، با یکدیگر متفاوت است.

والدین بنا به اختیار خود، این کانون را تشکیل داده و فرزندان قهراً در این واحد قرا

می‏گیرند، کودکانی که در مقاطعی از سن خود، به خواسته‏ها و تصمیمات والدین تن می‏دهند و به بیان روشن‏تر، شاکله شخصیت و آینده زندگی آنان

که به عرصه خصوصی تعریف می‏شود، قدرت‏های آمرانه دولتی حضور ندارند و

خارج از محدوده آن ندارد.

با این وصف، بسیار طبیعی است که شخصیت‏های حقوقی افراد باید ملاحظه گردد و زن به عنوان همسر و مادر و مرد به عنوان همسر و پدر، دارای موقعیت خاصی باشند و حقوق فردی آنان در حقوق جدید پدری و مادری و این حقوق نیز در حقوق فرزندان ضرب گردند.

آن چه حیات اجتماعی را از حیات فردی جدا می‏سازد، همین است که در حیات اجتماعی، تمنیات فردی، در کنار بلندای اهداف اجتماعی و زیبایی‏های حیات جمعی، حقیر جلوه نمایند و گاهی در آن‏ها ذوب گردند و نتیجه این گونه اعمال، با جلوه‏هایی نظیر ایثار و گذشت، در

چشمان ما را نفریفته باشد و خانواده را در آن بافت سنتی و طبیعی خودش بشناسیم؛ زیرا خانواده، خواه هسته‏ای باشد و خواه گسترده، از نظر ما دارای بافتی کاملاً طبیعی است که از مرد و زن و فرزندان تشکیل می‏شود و سرپرستی و مدیریت این واحد را پدر خانواده بر عهده گرفته است.[۴] خانواده هسته‏ای خانواده یک نسلی است(زوجین) و خانواده گسترده، خانواده‏ای است که بیش از یک نسل در آن زندگی می‏کند؛ مانند خانواده با وجود پدربزرگ و مادربزرگ

در برابر این دیدگاه، در بین روشن فکران دینی، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که در عین تصدیق خانواده متشکل از مرد و زن، به عنوان تنها شکل مشروع خانواده،[۵] مجله زنان، ش ۵۷(محمد مجتهد شبستری، سلسله مباحث نو اندیشی دینی مسایل زنان) آن را فاقد بافتی طبیعی می‏شمرد. در این دیدگاه، بافت حاضر خانواده، که به مدیریت مرد، انفاق او و… اداره می‏شود، دارای هویتی طبیعی و

خانواده درالگوی دموکراتیک، در حال حاضر بهترین الگو باشد.

متأسفانه الگو‏های دیگری نیز برای خانواده در دنیای امروز وجود دارند که به شکل گسترده تبلیغ می‏شوند. این الگو‏های جدید، بر اساس فرهنگ لذت جویانه تأسیس شده‏اند؛ مانند انواع خانواده‏های توافقی، نظیر زوج آزاد، هم جنس گرایان وتک والدی.

به نظر می‏رسد که وقتی خانواده را در جایگاهی نشاندیم که فقط وسیله‏ای باشد برای ارضای شهوات جنسی، این الگو‏ها نیز معقول جلوه کنند، با این توجیه که «چون انسان تمایلات نفسانی مختلفی دارد پس هم‏جنس گرایی نیز به عنوان یکی از تمایلات انسانی نباید مورد تبعیض قرار گیرد، بلکه باید مورد شناسایی و حمایت دولت‏ها و جامعه بین‏المللی باشد».[۶] مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، ص ۹۲، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، قمدر حالی که خانواده، در تلقی دینی و نه فقط اسلامی، بهترین آموزشگاه و مقدس ترین و پاک‏ترین مکان برای تولید نسل است، نسلی که باید بداند متعلق به چه کسانی است و در

بدیهی است که اگر مبنای تشریع نظام خانواده را ارضای غرایز شهوانی فرض کردیم، بسا که به الگوهای دیگر آن نیز رسمیت بخشیم؛ همان گونه که اگر نقش مرد و زن را در تولید نسل، صرفاً یک نقش بیولوژیک بدانیم، تجویز خواهیم کرد که هر زن، با مراجعه به بانک اسپرم، بدون آن که ازدواج کند، دارای فرزند گردد.

این در حالی است که قرآن در موارد متعددی مسؤولیت راهیابی و ایجاد زمینه هدایت پذیری و تنظیم نیازهای مادی را برعهده پدر و مادر نهاده و با نسبت دادن فرزند به هردو، آنان را در ایجاد و پرورش شخص و شخصیت فرزندان مؤثر دانسته است:

والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین… و علی المولود به رزقهن و کسوتهن بالمعروف…[۷] بقره آیه ۲۳۲

لاتضار والدْ بولدها ولامولد له بولده….[۸] بقره آیه ۲۳۲

پس از این مقدمه نسبتاً طولانی، به نظر می‏رسد که اعتراف به اصالت خانواده با بافتی طبیعی و مشروع، می‏طلبد که در وضع قوانین، مجموعه این حریم ملاحظه گردد. حقوق افراد در یکدیگر ضرب شده و مصالح عاجل و آجل

به عنوان یک مجموعه ملاحظه شود.

محوریت خانواده، بخشی از احکام متفاوت بین زن و مرد را پوشش می‏دهد؛ مثلا وقتی اصل بر خانواده و حفظ کیان آن است، این امر اقتضا می‏کند که

و به معنای قوامیت او است. مسأله دیگری که توجه به آن، به درک تفاوت‏های حقوقی ـ فقهی بین زن و مرد کمک می‏کند، میزان شناخت علل

است:

 

الف) تبعیت احکام، از مصالح و مفاسد نفس‏الامری

ب) حسن و قبح ذاتی

ج) تحسین و تقبیح عقلی

د) موقعیت مدرکات عقل عملی و عقل

ر، این مصالح و مفاسد، عللی هستند که بر اساس آن‏ها شارع احکام را جعل کرده و حکم خود را از حالت گزاف و باطل خارج ساخته است. از آن جا که رابطه مصالح و مفاسد با احکام، رابطه علی و معلولی است، الزاماً مصالح و مفاسد در رتبه مقدم بر احکام قرار دارند؛[۹] بر این مسأله قضایایی چند متفرع است از جمله آن که فقه شیعه، مکتب تحظئه است؛ یعنی اعتقاد شیعه براین است که تلاش فقاهتی مجتهد، در بسیاری موارد، به نتیجه لازم می‏رسد واحکام واقعی براو و مقلدانش مکشوف می‏شود و در مواردی نیز ممکن است به دلایلی(که در کتب اصولی بیان شده است)، دستش به احکام واقعی نرسد که البته در این موارد نیز معذور است. در برابر این دیدگاه، مکتب مصوبه اهل سنت قرار دارد

یعنی صرف نظر از حکم شارع، این مصلحت‏ها و مفسده‏ها وجود دارند. این قضیه، در حوزه

نظر از حکم شارع، متصف به خوبی و بدی‏اند و جهات محسنه و مقبحه در آن‏ها وجود دارند.[۱۰] حال در این که این اتصاف، به چه حد است، آیا مصلحت و مفسده در آن‏ها به حدی است که استیفای آن لازم است و این مصلحت و مفسده، علت تامه خوبی و بدی هستند یا آن که در فعل فقط تأثیر این مصلحت تا آن جا است که مقتضی خوبی و بدی را در آن درست می‏کند، ولی اگر مانع پیدا شود، مقتضی خنثی می‏گردد… این‏ها خود، مباحث مفصلی که از حوصله این نوشتار خارج است؛ ولی اجمالاً این دیدگاه، بین بزرگان علم کلام شیعه وجود دارد در این میان، اشاعره از بین مکاتب کلامی اهل سنت، حسن وقبح ذاتی را نفی کرده و معتقدند که حسن و قبح، عناوینی هستند که پس از حکم

علل احکام قائل نیستند، بلکه معتقدند که الحسن ماحسّنه الشارع و القبیح ماقبحّه الشارع؛

«نیک آن است که شارع آن را نیک اعلام کرده باشد و زشت آن است که شارع قبح و زشتی آن را بیان داشته باشد». گفتنی است که این مصلحت یا مفسده، گاهی

، برای مسلمانان به وجود می‏آید، مانند سلطه‏ای که بر ایشان پیدا خواهند کرد و منابع مادی و معنوی آنان را غارت خواهند کرد.

نکته دیگری که متفرع بر اعتقاد به وجود حسن وقبح ذاتی است، امکان شناخت این مصالح و مفاسد برای عقل است. نتیجه‏ای که از این بحث گرفته می‏شود، این است که شناخت مصالح و مفاسدی که علل احکام به حساب می‏آیند، برای عقل بشر

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

مصالحی که در درازمدت، بر عمل مترتب خواهند شد،

مناط حکم شارع قرار می‏گیرد) با محدودیت دریافت‏های عقل بشری، امرممکنی نیست. پیگیری این مطلب، در مفاهیم قرآنی، ما را به شواهدی مفید می‏رساند.خداوند متعال در

خود مسؤول پیرامون خود نیز می‏داند تا آن جا که برای او حتی در برابر آیندگان و نسل‏های بعد نیز مسؤولیت قائل است. به هر تقدیر، درک چنین اموری برای عقل، بسی سخت و یا ناممکن است. بنابر این، در کلمات بزرگان و فقها این جمله جلب نظر می‏کند که عقل، در سلسله علل، ناکار آمد، ولی در سلسله معلول‏ها کمک می‏کند؛ یعنی در کشف مصالح و مفاسد، کاربرد چندانی

، می‏توان به اتکای آن، احکام جدید را استنباط کرد.

کاربرد این بحث، در مباحث زنان

غرض اصلی از طرح این مطلب، این است که از آن جا که احکام، دایر مدار علت خود هستند، عدم آگاهی از علت‏ها باعث می‏شود که ما از توجیه صددرصد احکام عاجز باشیم. طبیعی است که اقناع عقل‏ها برای ایجاد روحیه تعبد در اجرای احکام، مفید است. برهمین اساس، گاهی ازسوی ائمه(ع) و فقهای مکتب ایشان در

بیان شده، بیش تر حکمت‏ احکام است.

تفاوت حکمت و علت

علت همواره با حکم است، گرچه برای ما معلوم نباشد؛ ولی حکمت‏ها در بیش تر موارد، با احکام حاضرند، اما از توجیه همه موارد اجرای حکم، عاجزند. بنابر آن چه گذشت، اساساً نباید متوقع بود که عقل ما بتواند همه احکام فقه را توجیه

‏پرسید، آن حضرات، گاهی حکمت‏ها را بیان می‏کردند، گاهی علت‏ها را تبین می‏نمودند و در مواردی نیز فرد پرسش گر را به سکوت، دم فروبستن و عدم قیاس دعوت می‏کر

ند. گاهی نیز با توضیح دقیق آیات قرآنی، زمینه درک بیش تر آن‏ها را فراهم می‏کردند.

شیخ صدوق در کتاب شریف توحید، ضمن نقل روایت مفصلی، گفت و گوی ابی العوجاء را با هشام بن حکم، یکی از اصحاب امام صادق(ع) بیان می‏کند. ابن‏ابی‏العوجاء

رد که در آیات کتاب شما تناقض وجود دارد. هشام پرسید: تناقض در کجا است؟

او گفت: در این جا که در یک آیه قرآن می‏گوید که اگر مردان بخواهند بیش از یک زن اختیار کنند

نخواهید توانست بین همسران خود عدالت برقرار کنید؛ ولی تلاش کنید که همه میل و

شوهر بماند.به بیان دیگر، یک جا به طور ضمنی می‏گوید: مردانی هستند که عدالت بورزند و در جای دیگر تصریح می‏کند که کسی نمی‏تواند در موضوع مورد نظر، عدالت را رعایت کند.

هشام

می‏کند، مرادش عدالت در ادای حقوق واجب، مانند نفقه است و آن جا که از آن نفی می‏کند، مرادش عدالت در تقسیم محبت است.[۱۱] کافی، ج ۵، ص ۳۶۲، باب فیمااحلّه الله ـ عزوجل ـ من النساء؛ التهذیب، ج ۷، ص ۴۲۰ در مقابل، گاهی نیز ائمه(ع) از تفحص درباره حکم منع کردند؛ مانند گفت و گویی که بین امام و ابان بن تغلب درباره دیه عضو درگرفت. راوی از امام

آن را با سه حکم قبل مقایسه کرد. امام با قاطعیت او را از قیاس و استدلال‏های غیرقطعی ذهنی، که راه به جایی نمی‏برد، منع کرده و فرمودند: «فروعات دین الهی، شکارعقول ناقص بشری نمی‏شوند» و «دین و سنت رسول خدا(ص) اگر

العباد فهو موضوع عنهم»[۱۲] توحید صدوق، ص ۴۱۳، باب التعریف و البیان و الحجه و «اسکتوا عما سکت»[۱۳] غوالی الئالی، ج ۳، ص ۱۶۶٫

این روایت ها، با اطلاق خود، شامل علل احکام

ا بیان میکرد و عدم ذکر آن‏ها معلوم می‏کند که در ثمربخشی احکام، دانستن علت آن‏ها تأثیری نداشته است.[۱۴] در این زمینه، روایات بسیار جالبی در جلد ۱۸ وسایل الشیعه، ص ۲۰ – ۳۷ وجود دارد

مشکل کجا است و چه باید کرد؟

متأسفانه با وجود آن که

جناب لقمان حکیم به میان می‏آورد، از ایشان به عنوان مربی آگاه و الگویی تمام عیار یاد می‏کند که در آغاز شکل‏گیری شخصیت دینی فرزند، ضمن بیان

را تحکیم بخشیده و بنیان‏های فکری‏اش را تصحیح میکند. اگر اعتقاد به خدای

ن

بنیادین و اعتقاد به خدایی مهروز، که خیر بنده خود را می‏خواهد و از موضع ضعف، جهل و ظلم، وظایفی را بر او بار نمی‏کند، آن چنان جذبه‏ای دارد که برعکس واکنش‏های موجود، نوجوانان و جوانان را به انفعال بیش تری دربرابر ذات احدیت و فرمان‏های او می‏کشاند.

سیره عقلا در اعتنا به خبر ثقه

یکی از عادات عقلایی، که در بین مردم همه زمان‏ها مرسوم بوده، توجه به خبر و مطلبی است

به خبر افراد موثق بگذارند. ما نیز از این اصل پیروی کرده و می‏گوییم که همه مورخان مسلمان و غیرمسلمان، که تاریخ اسلام را مطالعه می‏کنند، در نخستین رویارویی خود با تاریخ اسلام، با مقوله‏ای به‏نام صداقت و امانت وصف ناشدنی پیامبر خدا(ص) آشنا می‏شوند. صداقت و امانت حضرتش به

ن مکه بود. جالب توجه است که این شخصیت نیکو، با قدرت و تأثیر فراوان و وزانت اجتماعی خاص، مدت چهل سال درمیان مردم و با شخصیت حقیقی محض زندگی کرد و در چهل

د کنایه‏ از نفوذ کلام ایشان است؛ ولی کسی به خود جرأت نداده که حضرت را به کذب متهم کند؛ زیرا این تهمت برای هیچ کس باور کردنی نبود.بر این اساس، جای آن

، ما را از احکام حلال و حرام آگاه ساخته، به آن‏ها گردن نهیم و روح خود را با پرسش‏های کم فایده نیازاریم.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
3900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

22 صفحه فارسی

فونت استاندارد/Times New Roman/16

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]
[list_posts limit=”6″]

مطالب مشابه



درباره نویسنده

publisher4 206 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.