no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

مباحث كلي پيرامون توبه- معناي توبه -توبه در قرآن -توبه در احاديث -آثار توبه

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

پرداخت امنلینک فوریپشتیبانیضمانت
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

مباحث کلی پیرامون توبه- معنای توبه -توبه در قرآن -توبه در احادیث -آثار توبه
zip
آذر ۲۸, ۱۳۹۵

مباحث کلی پیرامون توبه- معنای توبه -توبه در قرآن -توبه در احادیث -آثار توبه


مباحث کلی پیرامون توبه- معنای توبه -توبه در قرآن -توبه در احادیث -آثار توبه

پایان نامه رشته الهیات در ۱۷۰ صفحه
[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت (۱۸ام درجهان)[۹] و بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۲ دارای جمعیتی حدود ۷۷٬۱۸۹٬۶۶۹[۱۰] تن است.[۱۱]

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق همسایه‌است و همچنین از شمال به دریای مازندران و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اداری ایران، تهران است. ایران یک قدرت متوسط ‏(en) و منطقه‌ای ‏(en) مهم[۱۲][۱۳] در خاورمیانه است که بواسطه ذخایر بزرگ سوخت فسیلی‌اش که شامل بزرگترین میدان گاز طبیعی در جهان و چهارمین ذخایر نفتی ‏(en) بزرگ کشف و تأیید شده می‌شود، نفوذ و نقش قابل توجهی در امنیت بین‌المللی انرژی ‏(en) داشته[۱۴][۱۵] و صنعت نفت، پتروشیمی و گاز طبیعی در ایران پیش‌تاز است. همچنین ایران میراث فرهنگی غنی دارد که بخشی از آن به عنوان ۱۹ میراث جهانی در یونسکو ثبت شده است که به عنوان چهارمین رتبه در آسیا و ۱۲مین رتبه در جهان است.[۱۶] ایران به واسطهٔ قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

در تفسیر احسن الحدیث گفته شده است :

« منظور از ( حضر احدهم الموت ) یقین به مرگ است.»۲.

شیخ کلینی ( ره ) روایتی را از حضرت صادق (ع) و ایشان هم از رسول گرامی (ص) نقل می‌کند .

« من تاب قبل موته بسنته قبل الله توبته ثم قال : ان السنه لکثیره من تاب قبل موته بشهر قبل الله توبته ، ثم قال ان الشهر لکثیر من تاب قبل موته بجمعه قبل الله توبته ثم قال ان الجمعه لکثیره من تاب قبل موته بیوم قبل الله توبته ثم قال : ان یوماً لکثیر من تاب قبل ان یعاین قبل الله توبته »۳

( هر کس یک سال پیش از مرگش توبه کند ، خداوند توبه اش را

مرگش توبه کند ، خدا توبه اش را بپذیرد . سپس فرمود : یک هفته زیاد است هر که یک روز قبل از مرگش توبه کند ، خدا توبه اش را بپذیرد ، سپس فرمود یک روز زیاد است

خود اشاره نمود ) توبه کند خدا توبه اش را می‌پذیرد».[۱]

از آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت توبه و ایمان در حین مشاهده مرگ بی اثر و بدون بهره است ولی اگر کسی پیش از یقین به مرگ توبه کند ، توبه او قبول است . اگرچه فرصت عمل هم نداشته باشد .

قبول توبه از جانب خداوند

بحث دیگری که مطرح می شود این است که آیا قبول توبه بر خداوند متعال  واجب است ؟ یا این که قبول توبه ، تفضّل و کرمی از جانب خداوند است که شامل حال بنده گناهکار شده است ؟

« معتزله معتقدند که قبول توبه بر خدا واجب است و اشاعره معتقدند که خدا توبه بندگان را از روی تفضّل و کرم می پذیرد . »[۲]

« نزد علمای شیعه ، اجماع بر این است که پس از توبه ، عذاب برداشته می شود . برداشتن عذاب از باب تفضّل است نه این که بر خدا واجب باشد . » [۳]

در کشف المراد آمده است :

« دلیل

به عبادت و ترک معاصی مأمور نمود و این دوموجب ثواب است و اگر توبه را نپذیرد موجب عقاب است و جمع میان ثواب و عقاب ممکن نیست پس ناچار باید توبه را قبول کند تا عقاب رفع شود و مکلّف در باقی عمر

انجام دهد یا به خود ستم کند ، سپس از خداوند طلب آمرزش نماید خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت . )

در تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه آمده است :

« باید توجه داشت که در این آیه دو چیز عنوان شده ، یکی سوء عمل و

) استفاده می شود که توبه حقیقی ، از یک سو اثر

 

مرحوم بجنوردی می گوید :

« انسان هنگامی که به آیات و اخبار – بلکه به عقل  – مراجعه می کند می بیند و می داند که هر چه به او از رحمت و خیر می رسد ، از تفضّل و رحمت خدای تعالی و احسان او است . و به خاطر استحقاق داشتن انسان نیست . تا این که با عدم تفضّل خداوند ، ظلم باشد . » [۴]

امام سجاد (ع) در فرازی از نیایش خود ، در ذکر پذیرش توبه ، بسیار زیبا و پر معنا ، چنین می‌فرماید :

 

، گناهانم را ببخش ، و مرا ( در برابر آنها ) به جزایی که ( از روی عدل ) سزاوارم و آن عذاب تو است جزا مده ( بلکه به فضل و کرامت با من رفتار فرما ) و احسان خود را بر من بگستر ، و مرا به پرده ( عفو و گذشت ) خویش بپوشان ، و با من رفتار کن ؛ رفتار نیرومندی که بنده خواری پیش او زاری کرده و آن نیرومند با او مهربانی نموده و ….. »[۵]


آثار توبه

توبه ، به خودی خود ، دارای آثار مثبتی است . کسی که به

نیز اشاره داشته اند .

حال به چند مورد از آثار توبه ، به طور مختصر اشاره می کنیم :

  • محبوبیت در نزد خداوند متعال .

یکی از آثار توبه ، محبوبیت در نزد خداوند است .

خداوند در قرآن می فرماید : « ….. ان الله یحب التوابین و یحب المطهرین »۱

خداوند ، توبه کنندگان را دوست دارد ، و پاکان را (نیز) دوست دارد .

در تفسیر نمونه ذیل آیه شریه ، آمده است :

« ذکر طهارت و توبه ، در کنار یکدیگر ، در آیه فوق ممکن است

از آلودگی توبه کنند و در زمره پاکان در آیند.»۲

« از رسول خدا (ص) سوال شد ، منظور از این که توبه کننده حبیب خداوند است چیست ؟

حضرت در جواب فرمودند : حبیب آن کسی است که سراغ آن چیزی که دوست او ، از آن

بدش می آید نمی رود .

بنابراین یکی از فواید توبه این است که شخص توبه کننده به درجاتی دست می یابد ، تا این که دوست خدا می شود . »[۶]

امام صادق (ع) می فرماید :

« ان الله یفرح بتوبته  عبده المومن اذا تاب کما یفرح احدکم بظالته اذا وجدها .»[۷]

همانا خداوند با

می شود . توبه نه‌تنها شوینده گناهان است ، بلکه تبدیل کننده گناهان به حسنات نیز هست . این نهایت لطف خداوند و بیان کننده یکی از بهترین فضیلت های توبه است .

خداوند در قرآن پیرامون تبدیل گناهان به حسنات می فرماید :

« الا من تاب و امن و عمل عملاً صالحاً فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات و کان الله غفوراً رحیماً»[۸]

( مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد که خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل می کند و خداوند آمرزنده و مهربان است . )

در آیه ۶۹ سوره فرقان ، خداوند می فرماید : کسانی که به

می نماید ، فوراً در آیه بعد ( آیه ۷۰ ) می فرماید که ، هر گناهکار پشیمانی ، می تواند به سوی خدا باز گردد ، مشروط بر این که توبه اش حقیقی باشد ، که نشانه آن عمل صالح است .

در این جا به ذکر چند نمونه از تفاسیری که در مورد جمله ( یبدل الله سیئاتهم حسنات ) بیان شده است ، می پردازیم :

  • « هنگامی که انسان توبه می کند و ایمان به خدا می آورد ، دگرگونی عمیقی در سراسر وجودش پیدا می شود ، و به خاطر همین تحول و انقلاب ، درصدد جبران خطاهای گذشته اش بر می آید ، مثلاً اگر در گذشته

می دهد ، گناهان صغیره‌اش را به او عرضه کنید و گناهان کبیره اش را بپوشانید . به او گفته می شود تو در فلان روز ، فلان گناه صغیره را انجام

جا هر گاه خدا بخواهد به او لطفی کند ، دستور می دهد به جای هر عمل زشت ،

حسنه‌ای به او بدهد.عرض می کند[۹]،پروردگارا! من گناهان مهمی داشتم که آنها را در این جا نمی‌بینم.

  • ابوذر می گوید :
  • آورد ، آن آثار سوء از روح و جانش برچیده می شود و تبدیل به
  • سیئات به حسنات می فرماید :

« و اقم الصلوه طرفی النهار و زلفاً من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکری للذاکرین »۲

نماز را در دو طرف روز و اوایل شب بر پا دار ، چرا که حسنات ، سیئات ( و آثار آنها را) بر طرف می سازند. این تذکّری است برای آنها که اهل تذکّرند .

در تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه آمده است :

« این آیه به عنوان امید بخش ترین آیه قرآن معرفی شده است . و به نقل از حضرت علی(ع)
می فرماید : چه امیدی از این بیشتر که انسان بداند ، هر گاه پای او بلغزد و یا هوی و هوس بر او چیره شود، (بدون این که اصرار بر گناه داشته باشد ، پایش به سوی گناه کشیده شود ) هنگامی که وقت نماز فرا برسد وضو بگیرد و در

کشیدن از گناهان ، تنها برای آباد ساختن آخرت نیست . اسلام دینی است که به هر دو جنبه مادی و معنوی ( دنیوی و اخروی ) تکیه دارد . پیش از هر چیز لازم است دنیای انسان تا حد معقولی تأمین باشد تا بتواند به مسائل معنوی هم همّت گمارد . اگر انسان از گناه ، کناره گیری کند و توبه او واقعی باشد ، خداوند در همین دنیا به انسان پاداش عظیمی می دهد و رحمت بی حد و مرزش ، زندگی فرد توبه کننده را به طور خاص فرا می گیرد . خداوند در قرآن ، در آیات متعدّدی به این حقیقت اشاره کرده است . از آن جمله می توان به آیات زیر استناد کرد .

« فقلت استغفرو ربکم انه کان غفارا ! یرسل السما علیکم مدرارا! و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا! »[۱۰]

( به آنها گفتم از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است ! تا بارانهای پر برکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد  ! و شما را با اموال و فرزندانتان فراوان ، امداد کند و باغهای سر سبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد . )

خداوند در سوره دیگر می فرمایند :

« و ان استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یمتعکم متاعا حسنا الی اجل مسمی و یوت کل ذی فضل فضله …»[۱۱].

و این که از پروردگار خویش آمرزش بطلبید ، سپس به سوی او باز گردید تا به طرز نیکویی شما را تا شما را به مدت معین (از مواهب زندگی این جهان) بهره مند سازد ، و به هر کس به مقدار فضیلتش ببخشد …

در این آیه سخن از بندگان توبه کار و « متاع حسن » ( بهره

دو با یکدیگر این مطلب را به ما می فهماند که برای همه جبندگان اعم از انسان ها ، حشرات ، درندگان ، … همگی بهره ای از روزی است ، ولی «متاع حسن و

بنا بر این توبه در زندگی دنیایی و آبادانی آن تأثیر مستقیم دارد .

  • عمر طولانی

یکی دیگر از آثار توبه ، طولانی شدن عمر است . اگر گناه از بین برود ، عمر طولانی می شود و چنین عمری با برکت خواهد بود .

خداوند در قرآن در مورد رابطه توبه و طول عمر می فرماید :

« یغفر لکم من ذنوبکم و یوخرکم الی اجل مسمی ان اجل الله اذا جاء لا یوخر لو کنتم تعلمون »[۱۲]

( اگر چنین کنید خدا گناهانتان را می آمرزد و تا زمان معینی شما را عمر می دهد ، اما هنگامی که اجل الهی فرا رسد تأخیری نخواهد داشت اگر می دانستید )

در تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه آمده :

« نکته ای که به خوبی از این آیه استفاده می شود ، تاثیر

 

توبه سبب استجابت دعا می شود . در روایات بسیاری از ائمه معصوم (ع ) وارد شده که توبه ، شخص را ، مستجاب الدعوه و مقرب درگاه الهی می نماید . داستانهای بسیاری از کسانی که غرق در گناه بوده اند و به واسطه ی توبه و بازگشت به سوی خدا از مقربین و افراد مستجاب الدعوه شدند ، نقل شده است .

به ذکر روایتی از امام سجاد (ع ) اشاره می کنیم :

این روایت ، قصه راهزنی است که همه محرمات الهی را مرتکب شده بود ، و قصد داشت با زنی ، زنا کند . زن به خود لرزید و گفت از خدا می ترسم . مرد راهزن گفت : به خدا قسم که من به این ترس و هراس سزاوارترم . پس ، از انجام این عمل پشیمان شد ، و همتی جز توبه از گناهان و بازگشت به سوی

و جوان آمین گفت . در آن حال ابری بر سر آنها سایه انداخت . تا این که راهشان از یکدیگر جدا شد و جوان از یک راه و راهب از راه دیگری رفت . بناگاه آن ابر بالای سر جوان رفت . راهب گفت : تو از من بهتری ، دعا برای تو اجابت شد و برای من اجابت نشد ۱.

 

۶- سقوط مجازات

توبه‌ در سقوط مجازات هم نقش مهمی دارد که در فصل های بعد مفصلاً مورد بحث قرار می‌گیرد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حق الله و حق الناس

قبل از وارد شدن به بحث اصلی یعنی نقش توبه در سقوط مجازات ، لازم است با دو اصطلاح «حق الله » و « حق ال

ناس » و نحوه توبه از هر کدام ، به طور مختصر آشنا شویم . زیرا همان طور که در توضیح مباحث بعد مطرح می شود ، فقها سقوط مجازاتها را با در نظر گرفتن جنبه حق اللهی و حق الناسی

ود استعمال شود . »۳

از تطبیق دو تعریف آخر می توان به این نتیجه رسید که « معنای حق مطابقت و وقوع شیء ، در

محل خویش است و این تعریف در تمام مصادیق قابل تطبیق است . »[۱۳]

کلمه حق در فقه در معانی زیر به کار رفته است :

الف- اگر فرد ، مجاز باشد ، بعضی از مواردی را که در قانون پیش بینی شده است ، به قصد خود تغییر دهد ، این امور قابل تغییر را حق گویند . مانند مدلول ماده ۳۸۷ ق. م. که طرفین عقد بیع ، می توانند ضمن عقد بیع

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

، شرط اسقاط ضمان تلف مبیع قبل از قبض را بین خود بنمایند . [۱]

ب- نوعی از مالکیت است . و در

، حق نامیده می شود . درفقه در همین معنا کلمه سلطه را به کار می برند . حق با این معنی دارای ضمانت اجرا است . [۲]

حال بعد از ذکر معنی کلمه (حق) ، به بیان معانی واژه های حق الله وحق الناس می

به دست می آید که فقط نصیب شریک مال غیر منقول می‌شود .

ب- حق الله : مراد از آن حق عمومی جامعه است ، به ویژه این که حق الله نمی تواند بر معنی حقیقی خود ، حمل گردد . زیرا که خدای تعالی صمد و بی نیاز است و از هیچ بایت ، نفعی برای او قابل تصور نیست. پس حقی را که قانونگذار اسلام در رابطه با کل جامعه اسلامی وامت اسلامی قانون گذاری کرده است  اصطلاحاً حق الله نامیده می شود . مانند حد ارتداد و حدمحاربه »[۳]

ابن ادریس می گوید : حقوق بر سه گونه است :

حق الله محض ، حق الناس محض ، حق الهی که به حق الناس تعلق می گیرد .

حق الله محض مانند حد زنا وحد شرب خمر ، امام بدون مطالبه کسی در این مورد حد را جاری می سازد .

حق الناس محض ، مخصوص خود مردم است و بعد از مطالبه مردم ، حد اجرا می شود . و حق الهی که به حق الناس متعلق می شود ، آن را نیز حاکم مطالبه نمی کند مگر بعد از درخواست مردم مانند حد سرقت . [۴]

امام صادق (ع) می

حقی از حقوق حق الناس ، پس بر امام واجب نیست که اقامه کند بر او ، حدی را که اقرارکرده به آن درنزد حاکم ، مگر این که صاحب حق یا ولی او حاضر شود و حد را طلب کند .[۵]

 

در ماده ۱۰۵ قانون مجازات اسلامی آمده است :

حاکم شرع می تواند در حق الله و حق الناس به علم خود عمل کند و حد

 

الف- طریقه توبه در حق الله

اگر گناه ، فقط حق الله باشد ، به دو صورت قابل تصور است .:

۱- گناه ، گاهی به صورت ارتکاب محرماتی از حقوق الله است . مانند زنا ، لواط و نوشیدن شراب و ….. که راه

آن گناه و عزم بر ترک آن گناه می باشد .

۲- گناه ، گاهی به صورت ترک عبادت های واجب میباشد مانند ترک نماز ، روزه و زکات و ….. در این قسم ،

قضا وجود داشته باشد[۶] .

ب- طریق توبه در حق الناس

اگر گناهی حق الناس باشد ، به وسیله توبه و صرف پشیمانی ، تکلیف از عهده انسان ساقط نمی‌گردد ، در این گونه معاصی علاوه بر تخلف از فرمان خدا ، حقی از حقوق مردم به

، توبه او فایده ندارد . لذا لازم است به تلافی و جبران حق الله ، از کارهایی که انجام داده است به سوی خدا توبه کند و پس از آن ، به ادای حق مردم بپردازد۲ .

تجاوز به حقوق مردم و تضییع حق آنها چند نوع است . گاه حق ضایع شده در مال است . گاه در بدن ، یا در عرض و آبرو و حیثیت ، یا در اهل حرم (همسر و خانواده ) و یا در دین است . هر کدام از این حقوق توبه مخصوص به خود را می طلبد .

به توضیح مختصری درباره هر کدام از این موارد و توبه آنها می پردازیم :

  • حق مالی
  • درگاه حضرت باری تعالی تضرع و زاری نماید و می تواند صدقه دهد و کارهای نیک به جا آورد . توبه کننده باید برای صاحب مال طلب آمرزش نماید ، که در روز حساب خداوند صاحب مال را راضی کند .

شیخ طوسی می فرمایند : « اگر قادر به پرداخت آن حق نبود پس از توبه ، اراده کند هر زمانی که

تمکن از پرداخت آن را داشت ، بپردازد »۱ .

۲- حق بدنی

اگر حق بدنی باشد ، مثل این که کسی را کشته باشد ، یا این که عضوی را از بین برده باشد و یا عضوی را شکسته یا مجروح کرده باشد ، واجب است بعد از توبه اجازه دهد تا صاحب حق ، او را قصاص نماید . یا این که با عجز و اصرار ، صاحب حق را از خود راضی سازد .

۳- حق آبرویی

اگر حق الناس متعلق به آبروی اشخاص باشد ، مانند این که کسی را دشنام داده است یا غیبت کسی را کرده باشد یا به کسی تهمتی زده باشد ، در این موارد ، فرد نادم بعد از

نبود برای آن شخص استغفار کند و کارهای نیک انجام دهد تا عوض حق ضایع شده باشد .

۴-حق در اهل و حرم

اگر حق دراهل و حرم باشد ، مثل این که  – العیاذ بالله – با زن کسی زنا کرده باشد ، توبه این کار بسیار سخت است .

روزه بی شمار و تلاوت قرآن و … انجام دهد . امید است که لطف الهی شامل حال او شود ودر روز قیامت پرده او را ندرد .

۵- حق دینی و عقیدتی

اگر حق ضایع شده ، حق دینی باشد مثل این که مسلمانی را به کفر و بدعت نسبت داده است در

 

بطلبد و اگر این کار ممکن نبود برایش استغفار کند و به درگاه خدا ناله و زاری نماید .[۷]

 

نظر فقهای مذاهب چهارگانه در مورد توبه

نظر اول : بعضی از فقهاء در مذهب شافعیه و مذهب احمد بن حنبل برای سقوط مجازات به واسطه توبه کردن ، شرط می کنند که جرم ازجرایم حق الله باشد . به عبارت دیگر جرایمی که تجاوز به حقوق اجتماع

جازات مجرم به سبب توبه ساقط نمی شود . چون مجازات کفاره گناهان است .

طبق این نظریه می توان گفت : مجرم مادامی که آن چه را انجام داده گناه باشد انصراف او از تمام جرم به سبب توبه و بازگشت او به سوی خدا مانع از مجازات نیست . ۱

 

برای شناخت مطالب مورد نظر در فصل بعدی ، لازم است که در این فصل به تعریف چند اصطلاح و کاربرد آنها در حقوق بپردازیم .

جرم :

در صحاح اللغه و قاموس آمده ، جرم : (بر وزرن عقل ) به معنای قطع است . [۸]

راغب می گوید : « اصل جَرم (به فتح اول ) به معنی کندن و چیدن از درخت است و به طور استعاره ، برای ارتکاب عمل زشت و انجام گناه به کار می رود[۹]

جرم : به معنی گناه است . [۱۰]

در قاموس آمده : « گناه را بدان سبب جرم گویند که ،

در زمانی خاص از طرف اجتماع و از دید افراد جرم محسوب شود ، در زمان دیگر به علت تغییر شرایط

 

اجتماع فاقد اعتبار گردد . و حتی تغییر با شرایط مکانی ، جرائم هم نیز عوض می شود .

« افراد مذهبی در تعریف جرم از عقاید دینی الهام می گیرند و آن را تضییع و تجاوز به حق الله و حق الناس می دادند و لذا جرم در شرع ، شامل مسائلی است که دارای مقاصد اجتماعی

یا ارتکاب عملی است که به تباهی فرد یا جامعه بیانجامد . هر جرم را کیفری است که شارع بدان تصریح کرده و یا اختیار آن به ولی امر یا قاضی سپرده است . [۱۱]

پروفسور گارو در تعریف جرم چنین می گوید:«جرم از دو نقطه

مجازات مقرر شود یا خیر ؟ و این مربوط می شود به عقاید اکثر جامعه . اما هیچ چیز به اندازه عقاید و افکار عمومی قابل تغییر نیست .

ب- از نقطه نظر حوادث قضایی

از لحاظ حوادث قضایی جرم عملی است که بر حسب مقررات قضایی برای آن عمل و نتایج آن مجازاتی مقرر شده است[۱۲] .

در ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ جرم چنین تعریف شده است :

« هر فعل یا ترک فعلی که در قانون ، برای آن مجازات تعیین شده باشد ، جرم محسوب می‌شود.»

عناصر تشکیل دهنده جرم

برای این که رفتار انسان جرم تلقی شود ، وجود سه عنصر لازم است :

  • عنصر قانونی ، یعنی وصف مجرمانه باید به تعیین قانون باشد
  • عنصر معنوی ،بدین معنی که رفتار مجرمانه باید با قصد مجرمانه باشد .
  • عنصر مادی شامل تحقق عملیات خارجی حاکی از رفتار مجرمانه است ۱

انواع جرائم

جرایم از جهت شدت و ضعف به سه بخش عمده تقسیم می شود :

  • جرمهای مستوجب حد ، یعنی جرمهایی که کیفر آنها حد است . مانند زنا و قذف و ….
  • جرمهای مستوجب قصاص یا دیه ( خون بها ) یعنی جرمهایی که کیفر آنها قصاص یا پرداختن خون بها است .مانند قتل عمد ، جراحات عمدی ،قتل خطایی و …
  • جرم هایی که تعزیر برای آنها مقرر شده است . یعنی کیفر آن جرائم تعزیر است و باید و میزان و خصوصیات تعزیر به حکم ولی فقیه یعنی حاکم شرع مقرر و معین گردد . ۲

معنای مجازات

بعد از تعریف مجازات به توضیح مختصری درباره مجازات می پردازیم :

مجازات رنج و زیانی است که باید مجرم ، متحمل شود به علت آن که تخلف از قانون نموده است [۱۳].

خداوند در قرآن

شد ، تعزیر را اجرا می کند و اگر اجرای ان همراه با مصلحتی نباشد امام ، مجرم را عفو می کند .

مالکیه و حنابله معتقدند :

زمانی که امام یا حاکم حق واجب برای خداوند را مشاهده نماید ، برای حاکم جایز نیست تعزیر را ترک کند ، به خاطر این که مجازات مشروع برای حق الله است و واجب می شود مانند حدود .

شافعیه می گویند : تعزیر واجب نیست . پس جایز است حاکم ان را هنگامی که مربوط به حق الناس نیست ، ترک کند . ۱

فرق بین حد و تعزیر

بعضی از فقهاء فرق میان حد و تعزیر را چنین بیان کرده اند که به بعضی از آنها اشاره می کنیم .

  • کیفر تعزیر نامعین است و کیفر حد معین است .
  • آزاد و بنده در کیفر تعزیر با هم برابرهستند . حال آن که حد بردگان
  • صیت است۲.
  • تعزیر ، اگر چه وجوب آن مشخص شده باشد ساقط می شود مثل این که کودکی جرمی را انجام داده باشد یا این که مکلفی جنایت کوچکی را انجام داده باشد ، مجازات تحقق نمی یابد . زیرا تعزیری که مجازات آن ، سبک باشد فایده ای ندارد و تعزیری که مجازات آن سنگین باشد ، واجب نیست . اما حد بعد از این که وجوبش مشخص شد در هیچ شرایطی ساقط نمی گردد ۳.

 

نقش توبه در جرائم تعزیری

توبه ، یکی از مهمترین مواردی است که باعث سقوط مجازات می گردد . برای این که بتوانیم ، نقش توبه را در جرمهایی که موجب تعریز می شوند ، مشخص کنیم ؛ اول باید

عملی که در حق الناس و حق الله مشترک است و یکی از آنها بر دیگری برتری دارد .

در کتاب الفقه الاسلامی و ادلته آمده است : اگر تعزیر مربوط به

از و یا ظاهراً خورنده ربا است و یا کسی در مجالس فسق حاضر می شود و یا اگر حق الله در آن غلبه داشته باشد مانند ، بوسیدن زن بیگانه در این موارد ، تعزیر با توبه ساقط می شود آن چنان که با عفو قاضی ساقط می شود .

این تفضیل در واقع همان رأی حنفیه و شافعیه است .

ولیکن از عبارات وارد شده از بعضی فقها فهمیده می شود که تعزیر مطلقاً به وسیله توبه ساقط می شود به اتفاق نظر فقها .

قرافی مالکی می گوید : همانا تعزیر با توبه ساقط می شود و نیافتم در آن خلافی را .

زخار زیدی می گوید: تعزیر به وسیله توبه ساقط می شود و این به اجماع مسلمین نزدیک است،

به خاطر کثرت اشاراتی که بین مسلمین است و نمی یابم کسی ، تعزیر را از کسی که استغفار کرده طلب کند.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

     معنای توبه

       الف معنای لغوی توبه

       ابن فارس می گوید : « توب : التاء و الواو و الباء کلمه واحده ، تدل علی الرجوع . یقال : تاب من ذنبه ای رجع عنه »۱

( توب : ت ، و ، ب ، یک کلمه است ، بر بازگشت دلالت می کند گفته می شود توبه کرد از گناه یعنی بازگشت از آن ) .

      «

آمده :

       « التوبه : بالفتح و سکون الواو ، فی اللغه الرجوع »۳

      توبه : با فتح ( ت ) و سکون ( و ) ، در لغت به معنی بازگشت است .

      در لغت نامه‌ی دهخدا نیز به معنی بازگشت آمده است . ۴

        ب معنای اصطلاحی توبه

        بزرگان اهل لغت ، در تعریف اصطلاحی توبه ، چنین گفته اند :

      « التوبه

 

      راغب در تعریف توبه چنین می گوید :

      « توبه یعنی ترک گناه به بهترین وجه . واژه توبه از جهاتی از اعتذار رسا تر است . زیرا اعتذار و عذر خواهی بر سه وجه است : اوّل عذر خواهنده می گوید : من گناه نکرده ام ، دوّم می گوید : به این دلیل گناه کردم  و سوم می گوید : گناه کردم ، بد کرده ام و دیگر تکرار نمی کنم .که این معانی وجه چهارم ندارد و معنای سوم ، همان توبه است »۱

      در اقرب الموارد آمده : « التوبه رجع عن المعصیته

 

(توبه یعنی پشیمانی بر آنچه که از معصیت ، واقع شده ، و عزم بر انجام ندادن آن در آینده و همانا آن ، فرمانبرداری برامر خداوند متعال است . )

      مرحوم شیخ بهایی در تعریف توبه می گوید :

      « التوبه : الرجوع و ینسب الی العبد و الی الله سبحانه و معناها علی الاول الرجوع عن المعصیته الی الطاعه و علی الثانی الرجوع عن العقوبه الی اللطف . فی

بهایی ابتدا به ذکر معنای لغوی توبه می پردازد و بعد به موارد استعمال واژه توبه اشاره می‌کند و می گوید :

      توبه یعنی بازگشت و نسبت داده می شود به انسان و به خدای متعال ، معنای توبه در مورد انسان بازگشت از معصیت

تعریف ، پشیمانی از شراب خوردن به خاطر ضرر رساندن آن به جسم ، و به تحقیق توبه با عزم همیشگی بر ترک بازگشت به گناه ، حاصل می شود و ظاهر این است که این عزم ، لازمه آن پشیمانی بوده و از آن جدایی ناپذیر است .

      مرحوم نراقی در این باره می گوید :

      « …. هی  (التوبه ) الرجوع من الذنب القولی و الفعلی و الفکری ، و بعباره اخری : هی تنزیه القلب عن الذنب و الرجوع من العبد الی القرب و بعباره اخری : ترک المعاصی فی الحال و العزم علی ترکها فی الاستقبال و تدارک ما سبق من التقصیر »۱

توبه ، برگشتن از گناهان است . هرچند این گناهان در حیطه گفتار ، افعال و یا افکار باشد . به عبارت دیگر توبه ، پاک گردانیدن قلب از گناه و بازگشت از دوری به نزدیکی است . ( اگر با گناهان از خداوند دور گشته با مبادرت

ما فرط منه ، و العزیمه علی ترک المعاوده و تدارک ما امکنه أن یتدارک من الاعمال بالاعاده . » ۲

توبه در شرع ، عبارت است از : ترک گناه به خاطر زشتی آن ، و پشیمانی بر آنچه در گذشته واقع شده است ، و تصمیم بر ترک بازگشت به آن گناه و جبران اعمالی که از طریق بازگشت قابل جبران است .

توبه در قرآن

این واژه در آیات متعددی از قرآن به کار رفته است . در برخی موارد ،  به معنای توبه انسان به سوی خدا و  در برخی موارد به معنای توبه خدا به سوی انسان است . وجه مشترک هر دو معنا ، بازگشت است ولیکن فرق توبه خدا با توبه انسان ، آن است که توبه انسان ، برگشتن به سوی خداوند با ترک گناه و تصمیم بر انجام ندادن آن گناه است . و توبه خداوند ، بازگشت خدا به

ین خواهیم کرد و لطف و محبتی که در تفسیر نهفته است بر هیچکس پوشیده نیست »۳

 

توبه در احادیث

در این قسمت به چند نمونه از احادیث ائمه معصوم – علیهم السلام – اشاره می کنیم .

امیر المؤمنین (ع ) می فرمایند : « من ندم فقد تاب»۱ یعنی هر کس ( از کرده های بد خویش ) پشیمان شود ، به تحقیق توبه کرده است .

پیامبر (ص) می فرمایند : « التوبه تجب ما قبلها » ۲ ( توبه ،

(ع ) می فرماید : « التوبه علی اربعه دعائم : ندم

ومنین (ع) در روایت دیگری می فرمایند : « ما من عبد یذنب إلّا اجله الله سبع ساعات فان تاب لم یکتب علیه ذنب.» ۴

از ما نیست بنده ای که گناه می کند مگر این که خداوند او را هفت ساعت مهلت دهد پس اگر توبه کرد ، گناهی بر او نوشته نمی شود .

امام باقر ( ع ) فرمودند :

« ما من عبد إلّا و فی قلبه نکته بیضاء فاذا اذنب ذنبا خرج فی النکته نکته سوداء فان تاب ذهب ذلک السوداء …… » ۵

« هیچ بنده ای نیست مگر این که در قلبش لوح سفیدی

بین رود » .

المؤمنین (ع ) در مورد پشیمانی از گناه می فرماید : « الندم علی الذنب یمنع عن معاودته»۲.

یعنی پشیمانی از گناه مانع از بازگشت به گناه می شود . و نیز امام باقر ( ع ) می فرماید : « کفی  بالندم توبه »۳ یعنی در توبه پشیمانی کافی است . قریب این مضامین در روایات دیگری نیز به چشم می خورد .

توبه با سه امر تحقق می یابد :

الف- آگاهی به ضرر گناه : یعنی گناهکار متوجه گردد که گناه بین بنده و خداوند حجابی می‌افکند که مانع تقرب او به خداوند سبحان می گردد و به عبارت دیگر گناهکار به این شناخت و احساس برسد که گناه همانند سمی است که خوردن آن موجب هلاکت و نابودی می گردد .

ب- پشیمانی :

دور شدن از باری تعالی ، یا بازگشت به راه مستقیم ، بعد از انحراف از راه راست .

برگشت همه این معانی به یک چیز است ، و آن بازگشت از مخالفت و طغیان نسبت به مولی عزوجل ، به سوی فرمانبرداری اوامر و نواهی او است . » [۱]

در این جا ذکر یک نمونه از تعاریفی که در کتب اخلاقی آمده است خالی از لطف و فایده نیست.

تحقق توبه اوّل به قوت ایمان و نور یقین است . و

مسئله که بواسطه گناه به هلاکت می رسی ، یقین نداشته باشی ، برای تو پشیمانی حاصل نمی گردد . سوّم آنچه از گناه انجام داده ترک کند و کارهای گذشته خود را جبران نماید . [۲]

همچنین اقرار و حسن اعتراف نیز توبه و موجب بخشش و غفران است .

خداوند تبارک و تعالی می فرماید : « و اخرون اعترفوا

الله غفور الرحیم .» [۳]

( و گروهی دیگر به گناهان خود اعتراف کردند و اعمال صالح و نا صالح را به هم آمیختند ، امید می رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد ، خداوند غفور و

الله علیه – می فرمایند :

« ای عزیز ، مبادا شیطان و نفس امّاره تو را وسوسه نمایند و این مطلب را بزرگ نمایش دهند و تو را از توبه منصرف کنند و کار تو را یکسره نمایند . بدان که در این امور هر قدر ، ولو به مقدار کمی نیز باشد ، اقدام بهتر است .

نا امید مباش که اگر تو ، به مقدار مقدور اقدام کنی حق تعالی راه را بر تو سهل می کند و راه نجات را ، به تو نشان می دهد . بدان که یأس از رحمت حق بزرگترین گناه در نفس است که گمان نمی کنم هیچ گناهی بدتر و بیشتر از آن تأثیر نماید . انسان مأیوس از رحمت حق چنان ظلمتی قلبش را فرا گیرد که با هیچ چیز اصلاحش نمی توان نمود . مبادا از رحمت حق غافل شوی و گناهان در نظرت بزرگ آید . » [۴]

وجوب توبه

  • توبه از اموری است که هیچ اختلافی در وجوب آن نیست . علمای فرقه های مختلف اسلامی بر وجوب آن اجمال دارند . دلایل

( …….. و همگی به سوی خدا بازگردید ای مومنان تا رستگار شوید . )

در قسمت اوّل این آیه ، خداوند زنان را به رعایت عفت و دوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور می سازد دعوت می نماید . و سرانجام با دعوت عمومی همه مؤمنان اعم از مرد و زن به توبه و بازگشت به سوی خدا آیه را به پایان می رساند . و بیان می کند که اگر در گذشته کارهای خلاف عفت انجام داده اید . اکنون که حقایق اسلام برای شما معلوم شد از خطاهای خود توبه کنید و برای نجات و رستگاری به سوی خدا آیید که رستگاری تنها بر در خانه اوست . و برای نجات از لغزش گاههای خطرناکی که بر سر راه شما وجود دارد ، خود را به خدا بسپارید ۲

  • « یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبه نصوحاً عسی ربکم ان یکفرعنکم سیئاتکم …)[۵]

( ای کسانی

باشد یا انجام محرمات ، ارزشش کمتر می شود . بلکه چه بسا از حیوان هم پست تر می گردد و این قول خداوند که می فرماید « …… ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا »۱ ( آنها فقط همچون چهار پایانند بلکه گمراه تر ) . اشاره به همین مطلب دارد . ولیکن انسان با توبه می تواند موانع رشد و کمال را از میان برداشته و مراتب و درجات کمال معنوی را طی کند .۲

 

فوری بودن وجوب توبه

پس از این که از طریق قرآن ، سنت ، اجماع و عقل وجوب توبه اثبات شد ، مناسب است روشن کنیم آیا وجوب توبه فوری است یا امکان تأخیر در توبه وجود دارد ؟

تأخیر انداختن در کارهای نیک و یا جبران گذشته یکی از راهکارهای عملی شیطان است که انسانها رابه آن مبتلا می نماید . بدین معنا که هرگاه انسان می خواهد کار

از مواردی که شیطان بسیار از این راه کار عملی استفاده نموده و موفق هم بوده است ، تأخیر در انداختن توبه است . به همین جهت در قرآن و روایات از ( تسویف ) نهی شده است .

آیه ای که

» ۲

( پذیرش توبه از سوی خدا ، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‌دهند ، سپس زود توبه می کنند . خداوند ، توبه چنین اشخاصی را می

آن

سر می زند ، در توبه کردن ، امروزو فردا نمی کنند و فرصت را از دست نمی دهند . »۲

در اخبار و احادیث وارده از ائمه ( ع ) فوریت وجوب توبه بسیار شفاف مطرح شده است .

چنان که حضرت علی (ع) می فرماید : « و ان قارفت سیئه فعجل محوها بالتوبه »[۶]

یعنی : اگر گناهی را مرتکب شدی درمحو کردن آن با توبه تعجیل کن در حدیث دیگر از حضرت علی (ع ) در نهج البلاغه آمده است :

« لا تکن ممن یرجوا لاخره بغیر عمل و یرجی التوبه بطول الأمل ، … و ان عرضت له و شهوه اسلف المعصیه ، و سوف التوبه …….»[۷]

امام علی (ع ) در پاسخ کسی که تقاضای موعظه کرد فرمودند :

« و از کسای مباش که بدون عمل ، امید سعادت آخرت را دارند . و توبه را

. و اگر در این کار سهل انگاری کند باعث هلاکت او خواهدشد . سمومات معاصی نیز چنین است که اگر فرد در توبه سهل انگاری کند چه بسا بمیرد و ختم به شر گردد . » [۸]

مرحوم بجنوردی می گوید : « عقل حکم می کند که تغییر در توبه ، جایز نیست ، اولاً برای این که امکان دارد انسان قبل از توبه از دنیا برود وموفّق به توبه نشود و شخص به عقوبت گناهی که انجام داده و توبه نکرده گرفتار شود . آنچه که انسان را از این احتمال ایمن می کند توبه فوری است . ثانیاً بر فرض تاخیر مرگ ، تأخیر در توبه ، موجب دور شدن از حضرت باری تعالی می شود و عقل به رهایی فوری از آنچه که موجب دوری از حضرت حق و مانع از وصول به قرب باری تعالی می‌شود حکم می کند . »[۹]

این مطلب را با سخن آیت الله دستغیب به پایان می بریم . ایشان می گوید :

« در اثر آلودگی به گناه و تأخیر در توبه ،تاریکی و تیرگی گناهان بر دل زیاد می شود تا به حدی می رسد که دیگر قابل پاک کردن نیست . زیرا هر گناهی که شخص می کند ظلمتی در دلش پیدا می‌شود.  مانند نفسی که به

»[۱۰].

توبه از جمیع معاصی

آیا تبعیض در توبه جایز است ؟به این معنا که شخص عاصی از بعضی گناهان توبه کند و از بعضی دیگر توبه نکند و در آن موردی که توبه کرده مورد آمرزش قرار می گیرد یا خیر

گناه نیز صحیح است.»[۱۱]

صاحب قواعد الفقهیه می گوید : « کسانی که قائل به وجوب توبه از جمیع معاصی شده اند استدلالشان این است که حقیقت توبه عبارت است از بازگشت از مخالفت خدای متعال به طاعتش ، و پشیمانی به جهت خشم خدای متعال و دوری از

از جهت کبیره و صغیره و استحقاق عذاب شدید و خفیف و از این نظر که بعضی از معاصی نزدیک تر به عفو هستند و بعضی از معاصی مانع قبول دعا می شوند ، با یکدیگر فرق دارند پس علت در همه گناهان مشترک نیست . تا مانع تفکیک و تبعیض در توبه شود.»۱

توبه هنگام رؤیت مرگ

توبه تا زمانی ممکن است شخص به حالتی نرسد که به واسطه رؤیت مرگ ، توبه کند . توبه در هنگام مرگ ، نوعی پشیمانی ناخواسته است که به خاطر مشاهده کیفر الهی به آن رو

توبه نیست ….. )

در تفسیر نمونه آمده است :

« ….. در این آیه اشاره به کسانی نموده که توبه آنها پذیرفته نمی شود زیرا در حال احتضار و در آستانه مرگ ، پرده از برابر چشم انسان کنار می رود و قسمتی از حقایق مربوط به آن جهان را با چشم خود می بیند . واضح است که در این صورت هر گناهکاری از اعمال بد خویش پشیمان می‌گردد و همانند کسی است که شعله آتش را نزدیک خود می بیند و از آن فرار می کند . »۱

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

در آیه بعد ، خداوند ، چگونگی توبه صحیح را تشریح کرده و می فرماید :

« و من تاب و عمل صالحاً فانه یتوب الی الله متاباً »۲

( و کسی که توبه کند و عمل صالح به جا آورد یه سوی خدا بازگشت می کند ( و پاداش خود را از او می گیرد )

در تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه آمده :

« توبه و ترک گناه

کردم پس مرا پاک کن .

امام فرمود : هدف تو از گفتن این سخن چیست ؟

مرد گفت : طلب طهارت .

 

امام فرمود : چه پاکی برتر از توبه کردن است۱.

در حدیث دیگری آمده :

مردی خدمت پیامبر (ص) آمد پس گفت : همانا من زنا کرده ام . پیامبر روبه مرد کرد و گفت : اگر آن را بپوشانی و سپس توبه کنی ، برای تو بهتر است۲

توبه از زنا دارای اقسامی به شرح زیر است :

الف- نقش توبه قبل از اقرار .

در روایتی ، احمد بن خالد از امیر المومنین (ع) نقل کرده است ؛ مردی چهار بار به زنا اقرار کرد، امام (ع) خشمگین شد و گفت : چه زشت است برای مردی از شما ، که بعضی از این گناهان زشت را مرتکب می شود و آنگاه خود را در میان مردم رسوا می کند . او چرا در خانه خود توبه نکرد ؟ سوگند به خدای تعالی که توبه او بین خود و خدایش با فضیلت تر است از این که حد بر او جاری شود .۳

شهید ثانی می گوید : اگر توبه قبل از اقرار خود زانی ، صورت پذیرد ،حد ساقط می شود ۴

در تحریر الوسیله نیز در مورد توبه زنا کار آمده :

«لوتاب الاقرار سقط الحد »۵یعنی اگر زناکار قبل از اقرار کردن ، توبه کند ، حد ساقط می شود .

ب- نقش توبه بعد از اقرار

 

« لو أقربما یوجب الحد‌ثم‌تاب‌،‌کان للامام‌ علیه‌السلام عفوه‌أو‌أقامه الحد علیه ، رجماً کان أو غیره»۱

اگر زنا کار ، به ان

عول مسلمان باشد در هر صورت ، حد فاعل قتل است . ۲

اگر حد مذکور ( صد تازیانه ) چند بار تکرار شود و هر بار هم حد جاری شود ، نزدیک تر به احتیاط آن است که بار چهارم کشته می شود . ۳

در ماده

نسبی نداشته باشند بدون ضرورت در زیر یک پوشش برهنه قرار گیرند هر دو ، تا ۹۹ ضربه شلاق تعزیر می شوند .

نقش توبه در مجازات لواط

اثر و

 

ب- اگر توبه ، پس از شهادت شاهدان باشد ، حد ساقط نمی شود .

ج- اگر توبه ، قبل از اقرار باشد ، حد بر طرف می شود .

د- اگر توبه ، پس از اقرار باشد ، امام (ع) مخیر است که او راببخشد یا حد را بر او جاری سازد.۴

به ذکر روایتی در در مورد پذیرش توبه بعد از اقرار و سقوط حد اشاره می کنیم :

حضرت صادق (ع) فرموده است : روزی حضرت امیر المومنین (ع) در میان جماعتی بودند . و

مردی آمد وگفت یا امیر المومنین با پسری لواط نموده ام پاکم کن .

حضرت فرمود : برو به خانه ات شاید سودائی در طبع تو حرکت کرده باشد . روز دیگر آمد و همان اقرار را کرد وخواهش اجرای حد را تکرار نمود . حضرت دوباره فرمود : به

حضرت فرمود که : پیغمبر (ص) در این واقعه سه حکم فرموده هر یک را می خواهی اختیار کن .، یکی این که دست وپایت ببندند و از کوه پرتابت کنند یا این که با شمشیر تورا بکشند یا با آتش تو را بسوزانند ؟

عرض

گریان شد و اصحاب همه به گریه درآمدند . پس از آن ، حضرت فرمود : برخیز ای مرد ، که ملائکه آسمان و زمین را به گریه در آوردی . به درستی که خداوند توبه ات را پذیرفت . ۱

شیخ مفید قائل است که حاکم در توبه ی بعد از قیام بینه ، مخیر است که حد را اجرا نماید

یا ببخشد . ۱

ابوحنیفه در مورد حکم کسی که مرتکب لواط شده ، معتقد است ؛ همانا او تعزیر می شود و حد بر او جاری نمی شود . ۲

شهید

. ۳

مساحقه و کیفر آن

« سحق در عرف شرع ، عبارت است از : عملی که زن با  زن انجام

دو بار تکرار شود و بعد از هر بار حد جاری گردد ، در مرتبه سوم کشته می شود و بنابر احتیاط در مرتبه چهارم کشته می شود . ۳

هر گاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند اگر بدون ضرورت زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر

 

 نقش توبه در کیفر سحق

اگر مساحقه کننده ، قبل از شهادت شهود توبه کند حد ساقط می شود امّا توبه بعد از شهادت شهود موجب سقوط حد نیست .

اگر توبه قبل از اقرار باشد حد ساقط می شود و اگر بعد از اقرارباشد قاضی می تواند حد را جاری کند یا او را ببخشد . ۱

ابن ادریس در مورد توبه بعد از اقرار می گوید :

قابل قبول تر این است که عفو جایز نیست . زیرا عفو در اقرار ، در صورتی است که حد ، قتل را واجب نماید . اما حد در سحق ، قتل را واجب نمی کند ۲.

شیخ مفید در مورد سقوط

 

و نیز گفته است : اگر شاهدان به عمل سحق شهادت دهند و مساحقه کنندگان کار را تکرار کردند و توبه از آنها ظاهر نشد و بر آن عمل اصرار ورزید ند بر امام واجب است که هر دونفر را بکشد۳ .

قیادت و کیفر آن :

قوادی عبارت است از  جمع کردن ، میان دو انجام دهنده کار زشت . (فردی واسطه برای عمل زشت شود . ) خواه آن زنا باشد

ثابت می شود . البته اقرار کننده باید عاقل ، مختار ، و آزاد باشد . ۲

حدّ قیادت هفتاد و پنج ضربه تازیانه است و اگر قیادت کننده مرد باشد علاوه بر تازیانه ، سر او را می تراشند و او را در شهر می گردانند و از آن به شهر دیگری تبعید می کنند . ۳

شیخ مفید قائل است که قیادت کننده در مرتبه اول از شهر تبعید نمی شود بلکه در بار دوم تبعید می شود .۴

در تحریر الوسیله آمده : حد قواد هفتاد و پنج تازیانه یعنی

سه ماه تا یک سال است .

در کتاب الانتصار ذکر شده : در میان مکتب های فقهی اهل سنت ، کیفری بدین گونه برای قواد وجود ندارد و نظری در این باره از آنان شنیده نشده است . و چیزی از آن نقل نکرده اند . ۶

نقش توبه در سقوط کیفر قیادت

در کتاب های فقهی ، در مورد نقش توبه در سقوط حد قیادت کننده ، کمتر بحث شده است . به نظر می رسد که علت ذکر نکردن نقش توبه در سقوط و یا عدم سقوط حد به خاطر این است که قیادت جزء تعزیراتی می باشد که حد و کیفر آن مشخص شده است .

درکتاب المراسم آمده : تعزیر بر قیادت واجب است . ۱

احتمال نیز داردکه قیادت جزء حدود باشد و علت ذکر نکردن نقش توبه در آن به خاطر

توبه کردن امتناع ورزید کشته می شود . ۲

 

قذف و کیفر آن

قذف ( به فتح قاف و سکون ذال ) در لغت به معنی افکندن ، انداختن ، به زنا خواندن ، متهم کردن زن عفیفه و نیز دشنام دادن است .۱

راغب می گوید :

« در معانی قذف ، دوری شرط و اعتبار شده ، و به همین جهت خانه

عاقل بودن ، آزاد بودن ، مسلمان بودن و عفیف بودن می باشد .

اگر قذف کننده یا قذف شده فاقد  یکی از این شرایط باشد ، حد واجب نمی شود بلکه تعزیرمی شود . ۴

قذف به وسیله گواهی دادن دو مرد عادل و یا دو بار اقرار کردن قذف کننده ثابت می شود .۵

در ماده ۱۴۱ قانون مجازات اسلامی آمده :

قذف باید روشن و بدون ابهام و نسبت دهنده به معنای لفظ ، آگاه باشد . اگر چه شنونده معنای

آن را نداند .

حد قذف هشتاد تازیانه است . خداوند در قرآن در مورد کیفر قذف کننده می فرماید :

« و الذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا باربعه شهداء

برای ادعای خود) نمی آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید و آنها فاسقانند .

« به این ترتیب خداوند نه تنها این گروه افراد را تحت مجازات شدید قرار می دهد ،

البته نحوه تازیانه زدن به این صورت است که : تازیانه ها را از روی لباس زده می شود ، و در حد متوسط ، طوری که شدت آن کمتر از ضربه زدن در زنا باشد . و تمام تن او به غیر از سرو صورت و عورت تازیانه زده می شود .

قذف کننده به مردم معرفی می شود تا از گواهی دادن او خودداری شود .۳

در تبصره ماده ۱۴۹ قانون مجازات آمده :

اگر پدر یا جد پدری ، فرزندش را قذف کند ، تعزیر می شود .

 

بنابر قول مشهور ، اگر حد سه بار تکرار شود در بار چهارم کشته می شود۱ .

مجازات های قاذف ، فقط منحصر به این دنیا نیست بلکه آنها در جهان آخرت نیز عذاب سختی خواهند داشت . خداوند در قرآن می فرماید :

« ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الاخره لهم عذاب عظیم »۲

در آن روز زبانها و دست ها و پاهایشان بر ضد آنها به اعمالی که مرتکب می شدند گواهی می‌دهد .

« فخر رازی و بعضی دیگر اصرار دارند که مفهوم این آیه را محدود به

 

در این جا به ذکر دو روایت که در مذمت شخص دشنام دهنده آمده ، اشاره می کنیم :

قال رسول الله (ص) : سباب المومن کالمشرف علی الهلکه ۴  متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

رسول خدا (ص) فرمود : دشنام گویی مؤمن ، مانند کسی است که در پرتگاه هلاکت است .

 

۲- پیغمبر (ص) فرمودند:

« و من رمی محصنا او محصنه احبط الله همله ، وجلده یوم القیامه سبعون الف ملک من بین یدیه و من خلفه ، ثم یومر به الی النار »۱

پیامبر(ص) فرمودند : « هر کس مرد عفیف و پاکدامن را تهمت زند خدای تعالی عمل او را محو و در روز قیامت هفتاد هزار فرشته از روبرو و پشت سر او به وی تازیانه زنند و سپس

از اشاره کردن به حد قذف کننده ، می فرماید :

« الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم »۲

مگر کسانی که بعد از آن ، توبه کنند و جبران نمایند که خداوند غفور و رحیم است .

در تفسیر نمونه ، ذیل آیه شریفه آمده :

« جمله ( و اصلحوا ) بعد ار ذکر جمله ( تابوا ) اشاره به این حقیقت می کند که باید این گونه اشخاص از گناه خود توبه کنند و در مقام اصلاح فسادی که مرتکب شده اند برآیند .

این صحیح نیست که یک نفر در ملاء عام ، دیگری را به دروغ متهم

مفاسد فراوان

اجتماعی جلوگیری می کند و به شخص اجازه نمی دهد که به راحتی نظام خانواده ها را به خطر اندازد و محیطی از سوء الظن در جامعه حاکم کند که منجر به از هم پاشیدگی خانواده ها گردد.

در کتاب الکافی فی الفقه آمده :

« و توبه القذف قبل الی رفع السلطان و بعده لا تسقط عنه حد القاذف »۱

( توبه قذف کننده قبل از مراجعه قاذف به حاکم یا بعد از مراجعه او به حاکم ، حد قذف را از او ساقط نمی کند )

به نظر می‌رسد ، دلیل این که حد قذف ، صرف توبه کردن ساقط نمی شود به خاطر این است‌که:

در قذف جهت شخصی وجود دارد و آن ضرر و اذیت به شخص معینی است و باعث تجاوز به حق الناس می  گردد . پس قذف کننده علاوه بر توبه کردن باید از مقذوف طلب عفو نماید .

نکته

قذف به وسیله شهود ثابت شده باشد . و توبه او در عفو و مجازاتش تاثیری ندارد در تمام این موارد حق عفو برای مقذوف است . ۲

مطالبی که تا این جا مطرح کردیم در موردی بود که مقذوف ، مرتکب عمل زشتی مانند زنا یا لواط نشده بود . حال اگر فردی قبلاً مرتکب یکی از این اعمال ( مثلاً زنا ) شده و حد بر او جاری

شده و او

، قاذف حد نمی خورد .

مستند این حکم روایتی از امام باقر (ع) و امام جعفر صادق(ع) است که به آن اشاره می کنیم :

در این

و نسبت به زنا زادگی را به او داده است . آیا شخص مفتری ، شلاق خواهد خورد یا خیر ؟ امام فرمود : هم تازیانه می خورد و هم تازیانه نمی خورد . راوی سؤال می کند چگونه هم تازیانه می‌خورد و هم نمی خورد ؟ امام فرمود : کسی که به او بگوید ای ولد الزنا حد نمی خورد بلکه فقط تعزیر می شود و تعزیر کمتر از حد است و کسی که به او بگوید ای فرزند زن زناکار در این جا قذف بر او جاری می شود . گفتم : چگونه این حکم این گونه

هنگامی که می گوید ای پسر زانیه حد تام خواهد خورد به جهت قذف و تهمت بر مادر او ، بعد از آن که مادر او توبه کرده و امام حد را بر او جاری ساخته است۲ .

از محتوای روایت فوق چنین بر می آید که : زنا کار وقتی توبه می کند از گناه پاک می گردد و

مثل این است که اصلاً زنا نکرده و تهمت به او مثل تهمت به یک فرد پاک و بی گناه است .

نقش توبه

که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند که خداوند غفور و رحیم است .

در تفسیر نمونه ، ذیل آیه شریفه آمده:

« در میان دانشمندان و مفسران گفتگو است که این استثنا ( الّا الّذین تابوا )آیا فقط حکم قذف کننده را برطرف می کند و شهادت آنها تا پایان عمر بی اعتبار است ؟ یا این که شهادت آنها بعد از توبه کردن قابل قبول است ؟

در جواب می توان گفت : هنگامی که به وسیله توبه حکم فسق برداشته شود دلیلی ندارد که شهادت آنها پذیرفته نشود ، چرا که عدم قبول شهادت به خاطر فسق است ، کسی که توبه کرده و مجدداً ملکه عدالت را نموده از آن (فسق ) برکنار می

در یکی از استدلال های خود گفته اند : استثناء در جمله (الّا الّذین تابوا) به تمام جمله بر می گردد. ۳

روایات متعددی نیز از ائمه معصوم (علیهم السلام ) نقل شده که دلالت بر قبول شهادت قاذف ، بعد از توبه می نماید :

« عن القاسم بن سلیمان قال : سألت أبا عبدالله (ع) عن الرجل یقذف الرجل فیجلد حداً ، ثم یتوب و لایعلم منه الاخیر ، اتجوز شهادته ؟ قال : نعم ، مایقال عندکم ؟ قلت : یقولون توبته فیما بینه و بین الله ، و لاتقبل شهادته ابداً ، فقال : بئس ما قالوا کان ابی یقول : اذا تاب و لم یعلم منه الا خیر جازت شهادته[۱] »

از قاسم بن سلیمان ، گفت : پرسیدم از امام جعفر صادق (ع) در مورد مردی که مرد دیگری را قذف می کرد . پس

پذیرفته می شود اما شهادتش تا ابد قابل قبول نخواهد شد ، پس امام فرمود : آنها بسیار بد سخنی گفته اند ، پدرم می فرمود : هنگامی که توبه کند و جز خیر از او دیده نشود شهادتش پذیرفته خواهد شد .

در حدیث دیگری آمده :

أبی صلاح

سب و دشنام باشد ، پس توبه ، تکذیب کردن خودش است . [۲]

صاحب جواهر در این مورد ادعای اجماع کرده و می گوید :

« اگر توبه کند و اصلاح نماید ، توبه او بدون اختلاف قبول است بلکه مورد اجماع است . »[۳]

در تحریر الوسیله آمده : کسی که مشهور به فسق است اگر برای این که شهادتش قبول شود، توبه کند ، شهادتش قبول نمی شود تا این که معلوم شود ملکه ای را که او را از گناه باز میدارد تحقق یابد ، پس اگر توبه کند و از او اصلاح ظاهر شود حکم به عدالت او می شود و شهادتش قبول می‌گردد . [۴]

ابو حنیفه از فقهاء اهل سنت می گوید :

شهادت قذف کننده بعد از اقامه حد بر او قبول نمی شود . [۵]

شافعیه و مالکیه و حنابله معتقدند که :

شهادت قذف کننده بعد از اقامه حد بر او ، در صورتی که توبه کند قابل قبول است و مراد از توبه کردن این است که خود را تکذیب کند . [۶]

 

قذف مادر پیغمبر و کیفر آن

       کسی که مادر یا دختر پیامبر اسلام (ص) و همچنین مادر امام (ع) یا دخترش را قذف کند ، مرتد است . ۱

توبه قذف کننده مادر پیغمبر (ص)

اگر قذف کننده مادر پیغمبر (ص) ، توبه نکند کشته می شود . و چنان چه توبه نماید و مرتد فطری باشد ، توبه اش پذیرفته نمی شود . اما قول قوی تر این است که توبه اش پذیرفته می شود اگر چه قتل از او برداشته نمی شود . اما اگر مرتد ملی باشد به اتفاق نظر فقهاء ، توبه اش پذیرفته می‌شود.۲

 


شرب خمر و کیفر آن

ابتدا لازم است توضیحی در مورد معنای مسکر داده شود :

مسکر ، اسم فاعل است از باب اسکار . مسکر به معنی مست کننده است . [۷]

« آن چه که موجب بی نظمی و اختلال گفتار شود ، و پریشان گویی را سبب گردد ، و نیز موجب شود که نوشنده ، اسرار خود را فاش و آشکار سازد ، و به ظاهر شادی و سرور پیدا کند و نیروی جسمانی او افزون گردد ، مسکر است که در اصل به صورت مایع است .

برای تشخیص مسکر بودن چیزی ، باید به عرف مراجعه کرد[۸]»

 

و از میوه های درختان نخل و انگور مسکرات ( ناپاک ) و روزی خوب و پاکیزه می گیرید در این روشنی است برای جمعیتی که اندیشه می کنند .

در تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه آمده است :

« روشن است که قرآن در این آیه هرگز اجازه شراب سازی ازخرماو انگور را نداده است . بلکه

 

با توجه به این که «مسکرات » را در مقابل «رزق حسن » قرار داده اشاره کوتاهی به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است .»[۹]

دومین دستور در مورد منع شراب خواری به صورت قاطع تری نازل

است و منافعی (از نظر مادی ) برای مردم در بر دارند (ولی ) گناه آنها از نفع آنها بیشتر است ….

سرانجام ، خداوند دستور نهایی را با صراحت کامل و بیان

 

( ای کسانی که ایمان آوردید ، شراب و قمار و بت ها و ازلام ( نوعی بخت آزمایی ) ، پلید و از عمل شیطان است ، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید . )

در تفسیر نمونه ، ذیل آیه شریفه به مواردی اشاره شده ، که درزیر چند نمونه از آن بیان شده اند:

  • آیه با خطاب «یا ایها الذین امنوا » شروع شده ، اشاره به این مطلب دارد که مخالفت با این حکم با روح ایمان سازگار نیست .
  • شراب و قمار هم ردیف بت پرستی آمده است وپیامبر (ص) در روایتی می فرماید : «

شارب الخمر کعابد الوثن» شراب خوار همانند بت پرست است .

  • شراب و قمار و بت پرستی و ازلام به عنوان رجس و پلیدی شمرده شده اند و این اعمال جزء اعمال شیطان قلمداد شده است .

و سرانجام فرمان قاطع برای اجتناب از آنها را صادر کرده است ،

ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحق ……. »

بگو خداوند تنها اعمال زشت را ، چه آشکار باشد و چه پنهان ، حرام کرده است و (همچنین ) گناه و ستم بدون حق را ….. )

سید مرتضی (ره ) با توجه براین آیه استدلال کرده بر حرام بودن خمر و هر چیز مست کننده‌ایی، ایشان در این آیه (اثم ) را در معنای (خمر ) در نظر گرفته اند .

شاعر در این باره می گوید :

شربت الاثم حتی ضل عقلی       کذاک الاثم یفعل بالعقول

آنقدر شراب نوشیدم که عقلم گم شد ، آرای شراب ، با عقل  آدمی چنین می کند . [۱۰]

روایات بسیاری نیز درباره نهی از شراب خواری از ائمه معصوم علیهم السلام نقل شده است

که در این جا به یک نمونه از آنها اشاره می کنیم :

(رسول خدا (ص) فرمود : چهار چیز است که یکی از آنها داخل خانه ای نشد مگر این که آن را ویران ساخت و برکت را از آن خانه دور کرد :   اول : خیانت و نادرستی ،   دوم : دزدی   سوم : شراب خواری  چهارم : زنا )[۱۱]

موجبات حد مسکر

آنچه جنسش مستی می آورد ، نوشیدن یک قطره از ان ( و بشتر از آن ) حرام

آمده :

هر گاه

. [۱۲]

در جواهر الکلام آمده : این مشهور بین فقها است که اگر قبل از اقرار توبه کند حد بر او جاری

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

اگر توبه شراب خوار بعد از اقرار باشد : در اینجا دو قول وجود دارد :

  • عده ای از فقهاء
  • کردن حد مخیّر نیست[۱].

ابن ادریس می گوید : اگر شارب نزد امام یا حاکم اقرار کند و بعد توبه کند، حد بر او اقامه می‌شود و سقوط حد بر او جایز نیست . به خاطر اینکه این حد ، قتل را واجب نمی کند بلکه حد شارب تازیانه است . و سقوط حد نیاز به دلیل دارد و حمل کردن آن بر اقراری که موجب قتل و رجم است ، قیاس می باشد . و قیاس  در نزد امامیه باطل است . [۲]

شهید ثانی می گوید : قول نخست ( تخییر امام ) مشهور تر است . [۳]

در تحریر الوسیله آمده :

اگر شخصی که مسکر نوشیده باشد بعد از اقرار توبه کند ، بعید نیست که گفته شود امام در اقامه

 

حد یا عفو کردن ، مخیّر است . اما احتیاط ، اقامه حد است . [۴]

در ماده ۱۸۲ قانون مجازات آمده :

هر گاه کسی بعد از اقراربه خوردن مسکر ، توبه کند ، قاضی می تواند از ولی امر تقاضای عفو نماید یا حد را بر او جاری کند .

د- اگر خورنده مسکر ، بعد از شهادت شهود توبه کند ، مجازات از او ساقط نمی شود . ۲

شهید ثانی می گوید :

اگر خورنده مسکر بعد از شهادت شهود توبه کند ، حد از او ساقط نمی

صاحب جواهر می گوید : « مشهور بین فقهاء این است که اگر شارب

است توبه بعد از شهادت شاهدان مانند توبه بعد از اقرار است . و امام بین عفو کردن و اجرای حد مخیّر است.»۴

 

نقش توبه در مستحل الخمر و دیگر مسکرات

در مورد حکم کسی  که شرب خمر را حلال می داند دو نظر مختلف وجود دارد :

«کسی که خمر می نوشد ،

ه او و ساقط شدن مجازات با توجه به تفضّل و رحمت خداوند است که نسبت به بندگان خود دارد . [۵]

فخر رازی می گوید : این آیه دلالت دارد بر این که ، کسی که توبه کند

) این است که شخص تائب با نیّت صادق و پاک و بازگشتی که بدون غرض مادی باشد ، توبه کند . [۶]

با توجه به این که توبه ، بعد یا قبل از اقرار ، یا شهادت شهود باشد ، در سقوط و عدم سقوط مجازات تاثیر می گذارد .

الف- حد سرقت قبل از شهادت شهود و قبل از اقرار سارق ، ساقط می شود و واجب است آنچه که ربوده است به صاحبش برگرداند .[۷]

صاحب جواهر در این مورد ادعای جمع نموده است . و دریکی از دلایل خود استناد به روایت زیر  نموده است . [۸]

« عن عبدالله بن سنان ، عن ابی عبدالله (ع) قال : السارق اذا جاء من قبل نفسه ، تائباً الی الله عزوجل ترد سرقته الی صاحبها و لاقطع علیه » [۹]

امام جعفر صادق (ع) فرمود : هنگامی که سارق از خود ، نزد خدای عز و جل توبه کند و آنچه که از صاحبش ربوده است را برگرداند ، حد قطع بر او نیست .

بنابراین اگر توبه سارق قبل از این که ، مرافعه نزد حاکم رود ، ظاهر بشود ، حد قطع از او ساقط می شود اما

نمونه ذیل آیه ۳۹ سوره مائده آمده :

توبه حقیقی زمانی است که قبل از ثبوت حکم در محکمه انجام گیرد  در غیر این صورت هر سارقی هنگامی که خود را در معرض مجازات ببیند ، اظهار توبه خواهد نمود .و موردی برای

ای که به هنگام مشاهده عذاب الهی یا آثار مرگ

صورت می گیرد ارزش ندارد . [۱۰]

در روایتی از امام صادق (ع) آمده :

« ….اذا قامت البینه فلیس للامام ان یعفو …….»

هنگامی که در بیّنه (بر سرقت ) شهادت دهند برای امام جایز نیست که او را ببخشد . [۱۱]

صاحب جواهر الکلام در مورد اجرای مجازات سارق بعد از شهادت شهود می گوید : من در این مورد مخالفتی نمی یابم . [۱۲]

طهرشتی و ابی اصلاح معتقدند که : امام در توبه بعد از شهادت شهود مخیّر است که سارق را ببخشد و یا حد را جاری کند و این حق عفو فقط مخصوص امام است . [۱۳]

در ماده ۲۰۰ قانون مجازات اسلامی آمده : حد سرقت بعد از ثبوت جرم با توبه ساقط نمی شود و عفو سارق جایز نیست .

ج- اگر سارق پس از اقرار توبه کند ، امام در اجرای حد یا عفو مخیّر است و بر سارق

 

مرد گفت : بله ، سوره بقره .

حضرت فرمود : دستت را به سوره بقره بخشیدم .

سپس اشعث به حضرت گفت : آیا حدی از حدود خدا را باطل می نمایی ؟

امام (ع) فرمود : تو نمی دانی این چیست ؟

اگر بیّنه برپاشد امام نمی تواند عفو نماید و چنانچه شخص بر نفس خود اقرار به سرقت نماید ، آن به عهده امام است که او را عفو کند یا اگر خواست به کیفر عملش برساند . »۱

ابن ادریس می‌گوید : اگر سارق دو مرتبه ، نزد حاکم اقرارکند و سپس توبه نماید ، قطع ،بعد از اقرار، واجب است و بر امام جایز نیست در هیچ صورتی او را عفونماید . به خاطر این که تعطیل کردن حدود خداوند تعالی بر خلاف کتاب و اوامر اواست[۱۴] . در المبسوط آمده : اگر به گناه مشهور است ، پس از آن گناه توبه می کند و عزم می کند بر عدم بازگشت به آن . و اگر نزد حاکم رفت ونزد او اعتراف کرد حد بر او اقامه می شود . [۱۵]

امام خمینی (ره ) می فرماید :

اگر

بن عمر نقل کرده اند :

زنی در زمان پیامبر خدا دزدی کرد و دست راستش بریده شد. گفت : ای رسول خدا آیا می‌توانم توبه کنم ؟ حضرت فرمود : آری توامروز از گناهت همچون روزی که از مادر متولد شدی پاک گشتی.[۱۶]»


محاربه و کیفر آن

محارب به کسی گویند که اسلحه خود را به خاطر ترسانیدن مردم برهنه کند ، چه در خشکی یا دریا باشد ، چه درشب یا در روز باشد ، در شهر یا خارج شهر باشد ، مرد یا زن باشد ، قوی یا ضعیف باشد .[۱۷]

در قانون مجازات آمده :

« هر کس برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض می باشد. »

محاربه یکی از موارد حدود است و کیفر سنگینی برای آن قانون گذاری شده است .

به جنگ بر می خیزند و در روی زمین دست به فساد می زنند . ( و با تهدید به اسلحه جان و مال و ناموس مردم حمله می برند ) این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از ) دست راست و پای چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند ، این رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت مجازات بزرگی دارند .

در تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه آمده است :

« این آیه جزای افراد متجاوزی را که اسلحه بر روی مسلمانان می کشند و با تهدید به مرگ و حتی کشتن ، اموالشان را به غارت می برند ، با شدت هر چه تمام تر بیان می کند .

شدت عمل فوق العاده ای که اسلام در مورد محاربان به خرج داده است برای حفظ خون های بی گناهان و جلوگیری از حملات و تجاوزهای افراد زورمند و جانی و چاقوکش و آدمکش به جان و مال و نوامیس مردم بی گناه است .

در آخر آیه خداوند می فرماید : ‌( ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم ) از این جمله استفاده می شود که حتی اجرای حدود و مجازاتهای اسلامی مانع از

. شیخ طوسی و شیخ محمدحسن نجفی و … براین عقیده می باشند . ۲

قائلین به ترتیب ، مجازات محارب را به این صورت بیان نموده اند :

« اگر محارب ، کسی را بکشد و مال را نگیرد ؛ کشته می شود . حتی اگر ولی دم ( صاحب خون) او را عفو نماید

. و اگر کسی را مجروح کرده باشد و مال را نگرفته باشد ؛ قصاص می شود و از آن شهر تبعید می شود . و اگر فقط به کشیدن اسلحه و

ترسانیدن مردم اکتفا کرده باشد ، از آن شهر تبعید می شود . »[۱۸]

« در میان فقهای اهل سنت ، ابوحنیفه ، شافعیه ، و حنابله معتقدند که حد محارب به ترتیب مذکور در آیه ۳۳ سوره مائده است . »[۱۹]

عدّه دیگری از فقها در

 

خداوند در قرآن بعد از اشاره به مجازات محارب می فرماید :

« إلّا الّذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم فاعملوا أنّ الله غفور رحیم »[۲۰]

( مگر آنها که قبل از دست یافتن شما بر آنان توبه کنند ، بدانید (خدا توبه آنها را می پذیرد) خداوند آمرزنده و مهربان است . )

 

در تفسیر طیب البیان آمده :

این حکم ( توبه وسقوط حد قبل از دستگیر شدن محارب ) در تمام حدود و تعزیرات جاری است که اگر قبل از ثابت شدن گناه در نزد حاکم و تسلط بر آن توبه کند ، حد ساقط می شود . ولیکن این غیر از حق

اثری در برداشتن حد ندارد . ۲

در تفسیر المیزان اشاره شده به توبه حارثه بن بدر تمیمی و قبول توبه او ، قبل از دستگیری که این روایت می تواند تأییدی باشد بر نظر فقهاء . حارثه بن بدر تمیمی از اهل بصره بود در زمین فساد کرد و جنگ نموده بود ، آن گاه با مردانی از

آمد و او نیز نزد حضرت علی (ع) رفته عرض داشت : یا امیر المومنین پاداش کسی که با خدا و پیامبرش جنگ نموده و در زمین کوشش و فساد کند چیست ؟

حضرت فرمود : « ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفعوا من الارض» سپس فرمود :« إلّا الّذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم »

سعید گفت : «اگر چه حارث بن بدر باشد! این حارثه بن بدر است با توبه آمده آیا در امان‌است؟

حضرت فرمود : آری ، او هم در امان است ، حارثه را نزد آن حضرت آورد و او با حضرت بیعت نمود و حضرت برایش امان نوشت . ۱

حالت مهدور

ود و محارب دوباره مصونیت می‌یابد ، بنابراین اگر کسی بعد از توبه ، او را بکشد و یا دست وپای او

 

الف- با یک بار اقرار محارب . به شرط آن که اقرار کننده بالغ و عاقل و اقرار او با قصد و اختیار باشد .

ب- با شهادت دو مرد عادل . ۳

فقها در مورد کیفیت تبعید محارب گفته اند :محارب ، به هر شهری که می رسد ، ابلاغ می شود که از هم نشینی و هم غذایی و خرید و فروش و معامله با او پرهیز شود

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]

تعریف مرتد و اقسام آن

در جواهر الکلام آمده : مرتد کسی است که از اسلام برگردد  و به آن کافر شود ،خواه پیش از مسلمان شدنش ، به دین دیگری معتقد بوده و یا بر اسلام زائیده شده ،

 

« من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان و لکن من شرح بالکفر صدراً فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم » [۱]

کسانی که بعد از ایمان کافر شوند – به جز آنها که تحت فشار واقع شده اند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است – آری آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده اند غضب خدا بر آنها است و عذاب عظیمی در انتظارشان .

امام خمینی (ره ) می فرماید: « مرتد بر دوقسم است : فطری و ملی

مرتد فطری، کسی

و آنگاه پس از بلوغ اظهار کفر کند و در این صورت کافر اصلی است ، سپس اسلام آورد و آن گاه به کفر بازگردد.»[۲]

شرایط ارتداد

  مرتد باید عاقل و بالغ باشد ، به مدلول لفظ خود علم داشته باشد ، نسبت به آن مدلول قصد

 

هم داشته باشد و این که به طور جدی انکار نماید ، پس اگر به معنا جاهل باشدیا اراده آن معنی را نداشته باشد یا دچار غفلت و پریشانی شود ، احکام مرتد بر او جاری نمی  شود .

دارای اختیار باشد و اگر با اکراهدیگری ، ناچار به اظهار کلمه کفر شود ، حکم مرتد بر او جاری نمی شود . [۳]

حکم ارتداد

کیفر مرتد از جهت این که مرتد فطری باشد یا ملی ، زن باشد یامرد ، فرق می کند .

الف- کیفر مرد مرتد فطری قتل است . همسرش از او جدا می شود و عدّه وفات نگه می دارد ، اموالی که در زمان ارتداد مالک آن بوده است پس از ادای قرض های او مانند انسان

عدّه وفات نگه می دارد و بر امام واجب است که او را بکشد و توبه داده نمی شود . »[۴]

ب- اگر مرتد فطری ، زن باشد ، اموالش بر ملکیتش باقی می ماند و به ورثه او منتقل
نمی‌گردد، مگر این که بمیرد و در صورتی که شوهر زن ، مسلمان باشد و نسبت به زن ، دخول انجام نشده باشد زن بدون نگه داشتن عدّه از همسرش جدا می شود . و اگر نسبت به زن دخول صورت گرفته باشد چنان چه قبل از تمام شدن عدّه طلاق ، توبه

شود تا این که توبه نماید .[۵]

در روایت آمده : « قال علی (ع) : « اذا ارتدت المرأه عن الاسلام لم تقتل ولکن تحبس ابدا »[۶]

حضرت علی (ع) فرمودند: زن مرتد کشته نمی شود ، بلکه حبس ابد می شود .

روایت دیگری در مورد کیفر زن مرتد آمده است :

«‌عن حماد ، عن ابی عبدالله (ع) فی المرتده عن الاسلام ، قال : « لاتقتل و تستخدم خدمه شدیده، و تمنع الطعام و الشراب الا ما یمسک نفسها ، و تلبس خشن الثیاب و تضرب علی الصلوات»[۷]

از حماد ، از امام جعفر صادق (ع) در مورد زن مرتد در اسلام (سوال شد ) ؟

حضرت فرمود : کشته نمی شود . به کارهای سخت وادار می شود واز غذا دادن و نوشیدن منع می شود . مگر به اندازه ای که رفع ضرورت کند ، و لباس های خشن پوشانده می شود و در اوقات

 

کشته می شود . اموال مرتد ملی از ملکیت او خارج نمی شود مگر آن که بمیرد ، اگر چه مرگ او با قتل صورت پذیرد ، ولیکن به مجرد مرتد

میان نمی رود . مگر آن که تا پس از زمان عدّه ای که همسرش از هنگام ارتداد او نگه داشته ، بر کفر خود باقی بماند و عدّه ای

آنها بر او واجب است مانند : پدر ، فرزند ، همسر و مملوک از مال او پرداخته می شود . ۱

د- در زن مرتد ، فرقی میان ارتداد فطری و ملی نیست . ۲

نقش توبه در کیفر مرتد فطری

  خداوند در قرآن بعد از این که به آیاتی در مورد مجازات اخروی و دنیوی مرتد اشاره می نماید ، در این آیه می فرماید :

« الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم »۳

مگر کسانی که پس از آن توبه کنند و اصلاح نمایند (ودر مقام جبران گناهان گذشته برآیند که توبه آنها پذیرفته خواهد شد) زیرا خداوند آمرزنده و بخشنده است .

در روایات فراوانی اشاره شده که توبه مرتد فطری در صورتی که مرتد باشد قابل قبول نیست .

از آن جمله :

«‌محمد‌بن‌مسلم قال سألت ابا جعفر ، عن المرتد : فقال من رغب عن الاسلام و کفر بما انزل علی محمد (ص) بعد اسلامه ، فلا توبه له و قد وجب قتله و بانت منه إمرأته و یقسم ما ترک علی ولده۱ »

محمد بن مسلم گفت : پرسیدم

أبی الحسن الرضا(ع) : رجل ولد علی الاسلام ثم کفر و أشرک و خرج عن الاسلام ، هل یستتاب ؟ أو یقتل و لا یستتاب فکتب (ع) : یقتل .»۲

محمد بن الحسن گفت : دست خط مردی را که برای امام رضا(ع) نامه نوشته بود ، خواندم . مردی فرزندش مسلمان بود. سپس کافر شد و شرک ورزید و از اسلام خارج شد ، آیا توبه داده می‌شود یا بدون توبه کشته می شود ؟ سپس امام (ع) نوشت : کشته می شود .

صاحب جواهر می گوید :

« مرتد فطری اسلامش قبول نمی شود هر چند توبه کند و به اسلام رجوع نماید قتل او حتمی است . و زوجه اش از او جدا می شود و عدّه وفات نگه می دارد و اموالش بین ورثه اش تقسیم می‌شود ، هر چند فرار کند ، و از قلمرو اسلام بیرون برود و یا به چیزی که میان او ، امام و قتل او

حائل شود چنگ بزند.[۸]»

شیخ طوسی نیز قتل مرد مرتد فطری را واجب دانسته و توبه اش  را قابل قبول نمی داند و دلیل خود را اجماع فرقه امامیه ذکر کرده است .

« امام محمد باقر (ع) می فرماید : کسی که نبوت پیغمبری از پیغمبرهای مرسل را انکار کند و او را دروغگو بداند ، ریختن خونش مباح است . راوی می گوید : عرض کردم :

کند و از آن امام دوری و از دین بیزاری جوید کافر و برگشته از اسلام است ، زیرا امام از طرف خدا می‌باشد و دین او دین خداست . و کسی که از دین و دستور خدا روی گردان شود ، در همین حال ریختن خون او و اعدامش مباح است مگر این که توبه کند به سوی خدا از آنچه که گفته است»[۹]

امام خمینی ( ره ) می فرماید :

« مرتد فطری توبه و رجوعش به اسلام در برگشتن زوجه و مالش فایده ندارد . البته توبه اش باطناً و نیز ظاهراً نسبت به

 

شیخ طوسی ، اقوال

و او را توبه می‌دهیم خواه در اصل کافر بوده و مسلمان شده و سپس مرتد شده باشد».[۱۰]

از روایات و اخبار وارده در این باب وهمینطور اقوال علمای شیعه و بعضی از علمای اهل سنت که موافق قول شیعه هستند ، به نظر می رسد که ظاهراً توبه مرتد فطری قابل قبول نیست . اما توبه مرتد فطری در باطن پذیرفته می شود ، در این صورت بدن او پاک و عبادات او صحیح است . و می‌تواند مالک اموالی شود . و توبه او این اثر را دارد که در روز معاد از اهل نجات باشد .

نقش توبه در کیفر مرتد ملی

اگر شخص مرتد ملی باشد توبه داده می شود ، پس اگر توبه کند کیفر قتل از او ساقط می شود . اگر توبه نکند کشته می شود و زمان توبه دادن او آن گونه که در روایت آمده است سه روز است .[۱۱]  

: مرتد ، جدا می شود از همسرش ، ذبح شده مرتد خورده نمی‌شود

 

و ۳ روز توبه داده می شود ، پس اگر توبه کند ( قتل از او ساقط می شود ) در غیر این صورت ، روز چهارم کشته می شود .

در شرح لمعه آمده : قول قوی تر آن است که زمان توبه دادن او به مقداری است که امید بازگشت او به اسلام در آن می رود و پس از ناامید شدن از بازگشتن به اسلام ، کشته می شود [۱۲]  .

شهید ثانی در

که آن را حرام بداند .[۱۳] »

نقش توبه زن در کیفر زن مرتد

در کتب فقهی آمده است که : زن مرتد را توبه می دهند و فرقی ندارد که فطراً مسلمان باشد یا نباشد و اگر توبه کرد ، مجازات او ساقط می شود و اگر توبه نکرد او را در زندان حبس می کنند و بر او سخت می گیرند تا این که از ارتداد برگردد [۱۴].

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

عن جابر بن یزید جعفی

، عن ابی جعفر : اذا ارتدت المراه عن الاسلام استتیب ، فان تابت و إلّا خلدّت فی السجن ، و لا تقتل کما یقتل الرجل اذا ارتد ، و لکنها تستخدم خدمه شدیده ، و تمنع من الطعام و الشراب ، إلّا ما یمسک به نفسها و لا تطعم إلّا جشب الطعام ، و لا تکسی إلّا غلیظ الثیاب و خشنها و تضرب الصلوه و الصیام .»[۱]

هر گاه زنی از دین برگشت او را توبه دهند ، اگر پذیرفت ( مجازات او ساقط می شود) و اگر نپذیرفت او را برای همیشه زندانی نمایند ، او را اعدام نکنند آنچنان که مرد از دین

در رواست دیگری آمده :

«عن عباد بن صهیب ، عن ابی عبد الله قال : …. المرأه یستتاب فان تابت و إلّا حبست فی السجن و اضربها » [۲]

امام جعفر صادق (ع ) فرمود : … زن را توبه می دهند ، پس اگر توبه کرد ( رها می شود )

و در غیر این صورت در زندان حبس و مورد آزار و اذیت واقع می شود .

در جواهر الکلام آمده : این مسئله اجماعی است . و براین مسئله نص داریم که زن مرتد کشته نمی شود بلکه زندانی می شود دائماً اگر چه مرتد فطری باشد و در اوقات نماز او را می زنند اگر توبه کرد رها می شودواگر توبه نکرد تا ابد در زندان می ماند . [۳]

 

نگه نمی دارد ولی اگر مدخوله باشد ، عدّه او ، عدّه طلاق است .

هرگاه پیش از تمام شدن عدّه توبه کند ، همچنان پیوند ازدواج آنها باقی است . ولی اگر در زمان عدّه ، توبه نکند کاشف از این است که از همان آغاز ارتداد ، زوجیت فسخ شده ، و جدایی میان آن دو حاصل می شود . [۴]

کشتن مرتدی که توبه کرده

مرتدی که توبه می کند ، مسلمان است و چنانچه شخصی به اعتقاد این که هنوز مرتد است او را بکشد ، چه حکمی دارد ؟

مرحوم اردبیلی می گوید : « شیخ طوسی ، قصاص را ثابت می داند به سبب این که قتل مسلمان، ظلم بزرگی است و برای این که ظاهر این است که بعد از توبه ، دیگر ارتداد صدق نمی کند . »[۵]

در

است .

امام خمینی (ره ) می فرماید :

قول قوی تر عدم قصاص است و دیه او را باید از مالش بپردازد . [۶]

اردبیلی

کرد . پس ( صحابه ) گفتند : تشهد نمی گویی مگر از ترس شمشیرهای ما . پس او را کشتند . پیامبر بر اسامه غضبناک

، قصاص نمی شود . اردبیلی می گوید : « قصاص حد است و حد با شبهه

و این حکم عامی است که شامل مرتد هم می شود . [۷]»

در تحریر الوسیله آمده : اگر ارتداد از مرتد ملی تکرار شود بعضی ها گفته اند در مرتبه سوم  کشته می شود و بعضی ها گفته اند در مرتبه چهارم کشته می شود و این بنابر احتیاط است [۸].

امام خمینی (ره ) در مورد مدت تبعید بعد از توبه می فرماید :

« احتیاط آن

:

«مدت تبعید درر هر حال کمتر از یک سال نیست اگر چه بعد از دستگیری توبه نماید و در صورتی که توبه نماید هم چنان در تبعید باقی خواهد ماند »

 

دشنام به پیامبر و کیفر آن

امام صادق (ع) در مورد کیفر کسی که به پیامبر (ص) دشنام دهد ، می

لام در مورد کشتن دشنام دهنده پیامبر ، ادعای اجماع کرده و می گوید :

من مخالفتی در این حکم نیافته ام . ۳

از امام صادق (ع) درباره کیفر کسی که به علی (ع) ناسزا می

است :

« کشتن دشنام دهنده پیامبر (ص) برشنونده آن واجب است ، هر گاه در اجرای آن بر جان یا

ناموس یا مال خود و یا جان و ناموس و مال مسلمان دیگری بیم نداشته باشد ۱»

صاحب جواهر می گوید :

« هر گاه کافری پیامبر (ص) را دشنام دهد و سپس مسلمان شود ، در حکم قطع او گاهی توقف می‌شود . زیرا پیامبر (ص) فرمود : «الاسلام یجب ماقبله» یعنی اسلام آنچه را قبل از آن بوده از بین می‌برد . » ۲

توبه دشنام دهنده پیامبر

صاحب جواهر می گوید : کسی که پیامبر را دشنام دهد اگر فطرتاً مسلمان باشد ، کشتن او واجب است حتی اگر توبه کند . ۳

شهید

را مرتد شمرده اند ، در صورتی که فطرتاً مسلمان باشد ، توبه او نقشی در تخفیف مجازاتش ندارد و باید کشته شود و اگر فطرتاً مسلمان نباشد ، توبه او قبول است و موجب سقوط مجازات می شود .

و بنابر

 

قبل از ورود به بحث سحر و توبه از آن ، ابتدا لازم است به معانی سحر بپردازیم :

ابن ادریس  می گوید : « هیچ حقیقتی برای سحر نیست و آن تخیّل و شعبده است . » ۱

شهید ثانی در معنای سحر می گوید :

سحر عبارت است از کلام یا نوشته ای که به واسطه آن بر مسحور ، ضرر بدنی یا عقلانی وارد شود . از موارد سحر بستن مرد نسبت به همسرش و به خدمت گرفتن جن ها و ملائکه وحاضر نمودن شیاطین به منظور کشف امور پنهانی و درمان گرفتاری ها و نزول دادن جن ها و ملائکه در بدن پسر بچه نابالغ یا زنان به جهت کشف امور ، از راه تکلم ایشان به زبان طفل یا زن و امثال اینها است . ۲

کسی که سحر می کند در صورتی که مسلمان باشد ، کشته می شود و اگر کافر باشد تعزیر می‌شود۳.

علت این که ساحر کافر نمی شود به خاطر روایتی است که از

 

پیامبر اکرم (ص) فرمود : ساحر مسلمان کشته می شود و ساحر کافر کشته نمی شود . از آن حضرت پرسیدند : چرا ساحر کافر کشته نمی شود ؟ فرمود : چون گناه کفر از سحر بزرگتر است و به خاطر آن که سحر و شرک با هم هستند .

صاحب شرایع و ابن ادریس بر همین عقیده اند۱ .

صاحب جواهر می گوید : « فرقی نیست بین کسی که سحر را حلال می داند و کسی که آن را حلال نمی داند .

من دلیلی برای قول کسانی که قائل به قتل مسلمان و تعزیر غیر مسلمان هستند نیافتم و به دلیل قانع کننده ای نرسیدم . »۲

راه های ثبوت سحر

سحر به واسطه بینه و اقرار ثابت می شود ، ثبوت سحر با یک بار اقرارکردن ممکن است ولیکن ممکن است که دو بار اقرار کردن در آن معتبر شناخته شود. ۳ روایتی که از رسول گرامی اسلام نقل شده است ، صراحت دارد در این که سحر به واسطه شهادت شاهدان نیز قابل اثبات است .

در روایت آمده است :

سئل رسول الله (ص) عن الساحر ، فقال : اذا جاء رجلان عدلان فشهدا بذلک فقد حل دمه ۴.

از رسول خدا سوال شد درمورد سحر کننده ، پس رسول خدا فرمود : هنگامی که دومرد عادل

شهادت دهند به سحر ،

از : انجام کاری که موجب خروج منی با دست استمناء کننده شود . ۱

خداوند در قرآن می فرماید :

و الذین هم لفروجهم حافظون _ الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین _ فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون

شد ، و برای او از بیت المال زن گرفتند .

استمناء با دست به وسیله یک بار اقرار خود فرد یا شهادت دو عادل ثابت می شود۴.

نقش توبه در استمناء

در کتب فقهی درباره توبه از استمناء مطلبی ذکر نشده است و آن چه به نظر می رسد این است که چون استمناء جزء نعزیرات است کیفر آن بستگی به رای و نظر حاکم دارد هر گاه حاکم صلاح بداند

در جایی که مربوط به حق الله باشد ، تعزیر به وسیله توبه ، ساقط می شود .

و طی با حیوان و کیفر آن

کسی که با حیوانی به کار زشت برخیزد ، مرتکب جرمی شده  که زشتی آن پوشیده نیست .

مرتکب این جرم ، حد ندارد ولی باید تعزیر شود .۱

مرحوم محقق در مورد مجازات و طی کننده با حیوان می گوید :

« مقدار تعریز بستگی به نظر امام دارد . بنابر روایتی ۲۵ تازیانه استو بنا بر روایتی دیگر حد کامل به او زده می شود و بنا بر روایتی کشته می شود . اما مشهور همان مورد اول است »۲

در تحریر الوسیله آمده است :

«

حرام می شود و باید آن حیوان را کشت و گوشت آن را نابود کرد .

و در صورتی که گوشت آن حیوان خوردنی نباشد ، ذبح نمی شود ، بلکه از شهری که با او وطی

 

شده ، خارج می گردد و فروخته می شود . »۱

توبه وطی کننده با حیوان

شهید ثانی می گوید :

« و تکفیر الذنب متوقف علی التوبه و هی کافیه »۲

پوشاندن گناه متوقف بر توبه است و توبه (برای آمرزش گناه ) کفایت می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کیفر جماع با مرده و نقش توبه در آن

مرحوم محقق می گوید : نزدیکی با زن مرده ، در تعلق گرفتن گناه و حد و محصن بودن و محصن نبودن ، مثل نزدیکی بازن زنده است و این جنایت از زنای با زن زنده زشت تر است . و علاوه بر حد ، تعزیر نیز دارد و تعیین مقدار ان به نظر حاکم بستگی دارد ۱ .

اگر مرده ای که او را وطی کرده ، همسرش باشد فقط تادیب می شود.۲

به نظر می رسد در این مورد نقش توبه در سقوط مجازات ، مانندتوبه از زنا باشد که شرح آن قبلاً بیان شده است .

 

استمناء کننده و کیفر آن

استمناء عبارت است از : انجام کاری که موجب خروج منی با دست استمناء کننده شود . ۱

خداوند در قرآن می فرماید :

و

را طلب کند تجاوز گر است .

در روایتی از حضرت علی (ع) نقل شده :

« إن المیرالمومنین (ع) أتی برجل عبث بذکره فضرب یده حتی احمرت ، ثم زوجه‌من‌بیت‌المال‌۳»

همانا حضرت علی (ع ) بر دست کسی که استمناء کرده بود با تازیانه آن اندازه زدند که دستش سرخ شد ، و برای او از بیت المال زن گرفتند .

استمناء با دست به وسیله یک بار اقرار خود فرد یا شهادت دو عادل ثابت می شود۴.

نقش توبه در استمناء

در کتب فقهی درباره توبه از استمناء مطلبی ذکر نشده است و آن چه به نظر می رسد این است که چون استمناء جزء تعزیرات است کیفر آن بستگی به رأی و نظر حاکم دارد هر گاه حاکم صلاح

بداند در جایی که مربوط به حق الله باشد ، تعزیر به وسیله توبه ، ساقط می شود .

و طی با حیوان و کیفر آن

 

را به صاحب حیوان بپردازد ، در صورتی که حیوان مال خود او نباشد » ۳.

« هنگامی که وطی با حیوان تکرار شود و هر بار ، تعریز انجام گیرد ، در مرتبه چهارم ، وطی کننده کشته می شود

وطی با حیوان به وسیله یک بار اقرار خود فرد و یا شهادت دو عادل ثابت می شود .

چهارپایانی که معمولاً گوشت آنها را می خورند ، گوشت چهارپا و نسل او حرام می شود و باید آن حیوان را کشت و گوشت آن را نابود کرد .

و در صورتی که گوشت آن حیوان خوردنی نباشد ، ذبح نمی شود ، بلکه از شهری که با او وطی

 

شده ، خارج می گردد و فروخته می شود . »۱

توبه وطی کننده با حیوان

شهید ثانی می گوید :

« و تکفیر

و محصن بودن و محصن نبودن ، مثل نزدیکی بازن زنده است و این جنایت از زنای با زن زنده زشت تر است . و علاوه بر حد ، تعزیر نیز دارد و تعیین مقدار ان به نظر حاکم بستگی دارد ۳ .

اگر مرده ای که او را وطی کرده ، همسرش باشد فقط تادیب می شود.۴

به نظر می رسد در این مورد نقش توبه در سقوط مجازات ، مانندتوبه از زنا باشد که شرح آن قبلاً بیان شده است .

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
5900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

170صفحه فارسی

فونت استاندارد/Lotus/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]
[list_posts limit=”6″]


درباره نویسنده

publisher4 206 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.