no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

كودك آزاري -انواع آزار جنسي- انواع سوء رفتار چرا والدين فرزندان خود را كتك مي زنند

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

کودک آزاری -انواع آزار جنسی- انواع سوء رفتار چرا والدین فرزندان خود را کتک می زنند – کودک آزاری جنسی- اثرات بدنی کودک آزاری جسمی
zip
بهمن ۱۲, ۱۳۹۵

کودک آزاری -انواع آزار جنسی- انواع سوء رفتار چرا والدین فرزندان خود را کتک می زنند – کودک آزاری جنسی- اثرات بدنی کودک آزاری جسمی


کودک آزاری -انواع آزار جنسی- انواع سوء رفتار چرا والدین فرزندان خود را کتک می زنند - کودک آزاری جنسی- اثرات بدنی کودک آزاری جسمی

پایان نامه رشته روانشاسی در     ۲۶۶ صفحه
[tabgroup][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]راه‌گشای زندگی آنان در آموزش، خوداتکایی و زندگی مستقل در آینده است. کودک در هنگام تولد موجود ناتوانی است که برای طی کردن مسیر زندگی مستقل نیاز مبرمی به زندگی خانوادگی دارد به‌طوری‌که اگر این حمایت خصوصاً در سال‌های اولیه زندگی خدشه دار شود ادامه زندگی سالم کودک با مخاطره بسیار جدی مواجه می‌شود. در این دوران حساس، کودک زندگی مستقل، توجه به دیگران، رعایت حق و حقوق سایر افراد، نظم و انظباط و … را در محیط پویا و صمیمی خانوادگی فرا می گیرد. فرآیند رشد و تحول کودک تابع تأثیر متقابل عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است و خانواده نقش بسیار مهم و اساسی را در این زمینه ایفا می کند.

کودک برای رشد و تحول نیاز به فراهم شدن محیط مساعد دارد، محیطی که کلید اصلی آن “ مراقبت والدین” است. مراقبت یعنی درک کردن، شناختن، دوست داشتن، پذیرفتن، تحریک انگیزه های کودک، تأمین نیازهای تغذیه ای و پوشاک و حفاظت از کودک در برابر بیماریها و در یک کلام انتظار مناسب از توانائی‌های کودک داشتن است.

والدین باید بتوانند نیازهای فزاینده کودک را دریافته و به آن پاسخ مناسب بدهند. میزان وابستگی و علاقه دو طرفه بین والدین و کودک، توانائی او را برای یادگیری و دانستن مطالب جدید افزایش می دهد. در حالی که بدرفتاری با کودک و عدم توجه به نیازهای او می تواند باعث ایجاد اختلالات روانی مانند پرخاشگری در بزرگسالی شود. (موسوی و همکاران، ۱۳۸۰).

کودک در ابتدای تولد کاملا وابسته و ناتوان است. او برای بقای خود نیازمند است که به محیط خود اطمینان داشته باشد و احساس امنیت کندو احساس امنیت مهمترین سنگ بنای شخصیت آدمی است. در اولین مرحله رشد ، درگیری و مبارزه میان امنیت خاطر و احساس ناامنی، مهمترین مسأله ای است که کودک با آن روبروست. او همیشه به طور فطری در جستجوی آرامش است.

هنگامی‌که در محیط رشد هیجان، ترس، بی توجهی و بدرفتاری و ناراحتی‌هایی مانند آن باشد، کودک با تجربه هایی روبرو می شود که نتیجه اش احساس ناامنی و عدم اعتماد است. اما محیطی که سلامت جسمی و تغذیه ای کافی و به کار گیری حواس و حرکات و احساس آرامش طفل را فراهم کند، باعث ایجاد امنیت و حس اعتماد در کودک می شود.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

اهمیت مادر برای کودک در رفع نیازهای او خلاصه نمی شود

: بلکه همه احساس امنیت کودک وابسته به وجود مادر است. اولین احساس رضایت در نتیجه مکیدن حاصل می شود. شیر دادن مادر، پیوندی عمیق بین کودک و مادر به وجود می آورد و موجب رضایت خاطر مادر و احساس امنیت و رضایت کودک می شود.

مطابق تحقیقات ولف واشپیتز، در صورتی که کودک به طور مستمر عشق و علاقه مادر را دریافت نکند. حتی واکنش‌های بسیار طبیعی عاطفی نیز به موقع بروز نمی کند. برای مثال در فاصله سنی سه تا شش ماهگی واکنش طبیعی خنده در کودک دیده می شود، اما اگر فعالیت‌های مادرانه ناکافی باشد این واکنش طبیعی بروز نمی کند.

تحقیقات مارگارت ریبل نشان می دهد که واکنش کودکان نسبت به توجه ناکافی مادر، به صورت پریدگی رنگ و از دست دادن شادابی طبیعی، عدم تنفس طبیعی و حتی ناراحتی های معده و روده که منجر به اسهال و استفراغ در کودک می شود، ظاهر می گردد.

با توجه به این تحقیقات، کودک باید در یک دوره طولانی، محبت مادرانه کافی و با ثبات را تجربه کند و تظاهر به رفتار مادرانه کافی نیست. کودک نیاز به دریافت محبت واقعی و عمیق مادر یا جانشین مادر دارد تا بتواند مراحل رشد را به‌طور طبیعی طی کند یا عشق و علاقه خود را به او ابراز کند.

طرد کودک و عدم توجه به او برای کودک بسیار خطرناک و دردناک است. عدم توجه مادر به کودک می تواند اختلالات مختلف روانی برای کودک به بار آورد. از همان ابتدا مشاهده می شود که کودک نسبت به ناراحتی و عصبانیت واکنش نشان می دهد. گاه به شدت گریه می کند، عصبانی می شود و شیر نمی خورد. روابط اولیه کودک و مادر اهمیت فوق العاده ای در چگونگی اجتماعی شدن و رشد شخصیت او دارد.

عدم توجه به کودک نیز سبب طرد شدن کودک می شود. در نتیجه او به هیچ وجه نسبت به محیطی که در آن

و یا در معرض خطر آزار و اذیت بودن می تواند مانع رشد جسمی و فکری کودک گردد.

کودکان تحت آزار در کسب مهارت‌های بنیادی در دامان خانواده دچار مشکل می شوند، مهارت‌های اصلی فکر کردن را به دست نمی آورند، اعتماد به نفس ضعیفی خواهند داشت و رشد اجتماعی پیدا نمی کنند و نهایتاً در بزرگسالی ممکن است نقش مثبت و مؤثر در اجتماع نداشته باشند.

کودک باید آزادی عمل داشته باشد زیرا آزادی عمل موجب تقویت حس

می گیرد تا با جلب محبت دیگران آن را جبران نماید.(موسوی و همکاران، ۱۳۸۰)

 

بیان مسئله:

آزار و اذیت کودکان هموراه در طول تاریخ، به اشکال مختلف وجود داشته است. به عبارتی کودکان که جزء یکی از آسیب پذیرترین اقشار اجتماعی هستند و همیشه در معرض تعرض افراد گوناگون- خواه در خانواده یا اجتماع- قرار می گرفته‌اند.

پدیده کودک‌آزاری ناشی از علل گوناگونی چون ناآگاهی و ناآشنایی افراد نسبت به حقوق کودک، فقر، اعتیاد، طلاق، مشکلات روانی آزارگران کودک ، مشکلات خانوادگی و بیماری‌های مزمن و غیر قابل درمان در کودکان است.

خود یا ناپدری، نامادری، نابرادری و ناخواهری، تجاوز جنسی به کودکان، تبعیض در خانواده به صورت تبعیض بین دو جنس یا تبعیض بین فرزندان از یک جنس، نظام آموزشی ناکارآمد و … ظهور می یابد.

 

هدف پژوهش

هدف کلی این پژوهش بررسی پدیده کودک آزاری، علل و انواع آن می باشد.

به نظر می رسد با پرداختن به مسئله کودک آزاری، بتوان راه‌کارهایی برای پیش‌گیری از کودک آزاری، شناخت کودکان و خانواده در معرض خطر را پیشنهاد کرد. تا شاید از این طریق بتوان خدماتی را به قربانیان این پدیده ارائه داد.

 

ضرورت و اهمیت پژوهش

کودک آزاری

یافته است.

متأسفانه در جامعه ما مسئله “کودک آزاری” دارای سابقه ای طولانی است و به تدریج نیز شدت می یابد این موضوع ضرورت طرح و توجه به مشکل، چاره اندیشی و تدبیر برای مواجهه با آن را اجتناب ناپذیر می کند.

با در نظر گرفتن ویژگی ‌های کودک آزاری در کشور ما از قبیل گسترش و پیچیده بودن علل این مسأله، همچنین

اقدامی که در راه شناخت و کاهش کودک آزاری انجام گیرد، گامی در جهت کمک به حفظ سلامت و امنیت کودکان جامعه است.

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

پیشینه پژوهش

 

تعریف ها:

پیمان نامه حقوق کودک از حق سلامت جسم و شخصیت کودکان حمایت می کند و دولتها را به حمایت از کودکان در برابر خشونت‌های جسمی و روانی، بهره کشی جنسی، بدرفتاری، تنبیهات غیر انسانی و توهین آمیز و سایر انواع سوء استفاده از کودکان متعهد می کند.

صدماتی که به کودکان آزار دیده وارد می شود سالانه موجب مرگ تعداد زیادی کودک در جهان می شود. همچنین بسیاری از کودکان آزار دیده در آینده دچار اختلالات روانی خواهند

نونی کمتر تعیین شده باشد. (موسوی و همکاران،۱۳۸۰) طبق قوانین ایران، صغیر یا کودک کسی است که بالغ و رشید نشده است.

بلوغ در اصطلاح فقهی زمانی است که قوای جسمی صغیر نمو نموده و آماده توالدو تناسل می گردد. بلوغ به یکی از سه امر شناخته می شود:

۱-روئیدن مو‌های خشن بر پشت آلت تناسلی

۲-خروج منی

 

۳-سن، تبصره:یک ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی، سن بلوغ در پسر ۱۵ سال تمام قمری و در دختر ۹ سال تمام قمری است.

رشد:شرط دوم برای ختم و پایان یافتن صغر، رشد است. رشد در لغت به معنی هدایت است و آن حالتی است در انسان که مانع تضییع مال و صرف آن در راه‌های غیر عقلانی می شود. رشد در اثر نمو قوای دماغی در شخص ایجاد می شود.

ولی صحیح است به شرط رعایت مصلحت مولی علیه”

ب)در مورد مسؤولیت کیفری و حقوقی پایان کودکی مقارن سن بلوغ است. بنابراین اگر دختر ۱۰ ساله ای مرتکب جرمی شود با وی عیناً مانند فرد کبیر و بزرگسال برخورد می شود.

ج)در مورد مسائل کارگری، پایان کودکی در دختر و پسر بطور یکسان ۱۵ سالگی است.

طبق ماده ۱۶ قانون کار:“به کار گماردن اطفال کمتر از ۱۵ سال ممنوع است”

د)در مورد حقوق سیاسی و شرکت در انتخابات، دوران کودکی، در دختر و پسر یکسان بوده و با ورود به سن ۱۶ سالگی پایان می پذیرد.

ه)در استخدام دولتی، پایان کودکی ۱۸ سالگی است.

ماده ۱۴ قانون استخدام کشوری: شرط ورود به خدمت رسمی، داشتن حداقل ۱۸ سال تمام و نداشتن بیش از ۴۰

ست و قبل از رسیدن به آن، طبق ماده ۱۸ گذرنامه مصوب سال ۵۱، صدور گذرنامه منوط به موافقت کتبی ولی یا قیم می باشد.

ر)در مورد اخذ گواهینامه برای وسایل نقلیه موتوری، پایان کودکی ۱۸ سالگی است.

د)در مورد استفاده از حقوق مستمری، دوران کودکی می تواند تا ۲۰ سالگی هم افزایش یابد.(عبادی،۶۹)

بزرگسال[۱]:فردی است که حداقل ۵ سال ازکودک یا نوجوان بزرگتر باشد.

خشونت:عبارت است از هرگونه رفتار عمدی بین افراد که احتمال آسیب جسمی یا روانی را به همراه داشته باشد.

خشونت در خانواده:هرگونه رفتار غیرطبیعی که منجر به آزار رساندن به خود و دیگران شود(آزار جسمی، جنسی، روانی و عاطفی) این خشونت در

بدرفتاری جسمی، عاطفی، جنسی، بی توجهی یا غفلت، بهره کشی اقتصادی یا انواع بهره کشی به وسیله کسانی است که در مقام مسئولیت، اعتماد و یا قدرت قرار دارند. (موسوی و همکاران، ۱۳۸۰)

“قانون دادگاه خانواده ایالت نیویورک(۱۹۷۶)کودک آزاری را این گونه تعریف می کند: شرایطی که موجب می شود، والدین یا سایر افرادی که به طور قانونی مسؤولیت تأمین سلامت و رفاه یک کودک زیر ۱۸ سال را به عهده دارند، یا خود اقدام به کودک آزاری کنند یا به دیگران اجازه دهند، وی را مورد آزار و اذیت قرار دهند.

“کودک آزاری پدیده ای است، نسبی که در فرهنگ‌های گوناگون مفهوم آن متفاوت است. به طوری که برخی از جنبه ‌های بد رفتاری نسبت به کودک که در بعضی از

نیز از موارد کودک آزاری است. در مجموع، هرجایی که کودک نتواند از امکانات شایسته رشد خود برخوردار باشد، به طور ضمنی مورد کودک آزاری قرار گرفته است. این پدیده از تبعیض‌ها و بی عدالتی ‌های ضمنی آغاز و به کشتن فرزند خاتمه می یابد”(شیوا دولت آبادی)

“کودک آزاری یا بدرفتاری با کودکان از دیدگاه روان شناسی، رفتاری است که به نوعی موجب آزار جسمی، ذهنی، عاطفی و روانی کودک می گردد و به رشد و سلامت او آسیب می رساند. سوء استفاده از کودکان به هر شکل، استثمار کودکان در هر زمینه و بی توجهی به کودکان به هر صورت، کودک آزاری محسوب می شود.(فاطمه قاسم زاده)

“هر نوع کوتاهی و غفلت یا ارتکاب هر نوع عملی که به نحوی به بهداشت و سلامت روانی کودک آسیب برساند یا در آن خدشه وارد کند و مانع از رشد بهنجار وی شود، کودک آزاری قلمدادمی شود”(پور ناجی ۱۳۷۸)

 

“اصولاً هر

وجود نداشته باشد. کودک آزاری است . کودک آزری یک فرآیند است که بیشتر به کتک و تنبیه کلامی و آزار روانی – اجتماعی محدود می شود. عدم اطلاع رسانی به کودکان، سکنی گزیدن آنها در محیطی که شهرداری به فکر محیط زیست و فضای بازی آن

کنیم . بلکه تنها به مواردی شامل آسیب جسمی رساندن و محدود کردن در یک اتاق ، کودک آزاری می گوییم”

به طور کلی در تعریف و اطلاق کودک آزاری باید ارزش‌‌های فرهنگی و آداب و رسوم ملت آن را در نظر گرفت. کودک آزاری بسته به نوع فرهنگ و میزان تحصیلات و نیز وضعیت اقتصادی خانواده ها، تعاریف متنوع و گسترده ای دارد. در کشوری مثل ایران اگر پدری به

حد متعارف انجام دهند و قانون نیز از آنها حمایت می کند. ولی در این خصوص حتی در خود کشور و در فرهنگ‌‌های

در همین مملکت وجود دارند که به تکه ای نان و لباسی مندرس رضایت دارند و با کوچکترین محبتی که به آنها می شود، سپاس‌گذار خواهند بود و اصلاً آزاری را حس نمی کنند.(ارش،۸۲)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

روش‌های اعمال خشونت:

خشونت ممکن است از بیرون خانواده و یا درون خانواده صورت گیرد. همچنین خشونت در درون خانواده ممکن است از سوی والدین، خواهر و برادر بزرگتر، بستگان، مراقب یا پرستار کودک اعمال شود ولی

می دهد که بیشترین موارد آزار و اذیت کودکان از سوی والدین صورت گرفته است.

کودک آزاری ممکن است گاهی منجر به قتل کودکان شود که طیف کمی را شامل می شود و یا ممکن است به‌صورت حاد و بحرانی همانند آزار جسمی که‌ گروه بیشتری از کودکان درگیر آن هستند، دیده شود.

خشونت می تواند، به صورت مستقیم (مانند کتک زدن) و یا غیر مستقیم (بی توجهی و سهل انگاری) اعمال شود. معمولا یکی از والدین به عنوان آزار دهنده فعال[۱] عمل می کند

از آن چیزی است که بر کودک می گذرد. در این موارد چنین والدی آزار دهنده منفعل[۲] یا غیر فعال محسوب می شود و در کشور‌های توسعه یافته مستوجب مجازات قانونی  می باشد.

در کودک آزاری جسمی خشونت عموما به وسیله دست صورت می‌گیرد که از جمله آنها سیلی زدن ، نیشگون گرفتن، پرتاب کردن، فشردن و تکان دادن می‌باشد. سایر روش‌ها شامل شلاق زدن، سوزاندن، استفاده از آتش سیگار و گاز گرفتن و … می باشد. اعمال خشونت روانی به صورت توهین و تحقیر، رفتار‌های انظباطی

علیه کودک و اعمال خشونت علیه همسر در برابر چشمان کودک می باشد.

کودک آزاری یک مسأله فرهنگی- اجتماعی- پزشکی است و معمولاً چندین عامل مشترکاً در بروز آن نقش دارند. در کودک آزاری خارج از خانواده عواملی مانند سیستم اقتصادی، حکومتی، آداب و رسوم و نگرش‌های فرهنگی و مذهبی جامعه و هم چنین جنگ نقش دارند.

خشونت در خانواده می تواند علیه همسر، سالمندان، و کودکان اعمال شود ولی بیشترین موارد خشونت

ر آسیب پذیر هستند و قدرت دفاع از خود را ندارند و بیش از هر قشری نیاز به محافظت در برابر خشونت‌های جسمی و روانی روزمره در خانه و جامعه دارند.

تحقیقات کشور‌های پیشرفته نشان می دهد که کودکان بیشتر از هر جایی در میان خانواده در معرض خشونت و بدرفتاری قرار دارند. در حقیقت احتمال این‌که کودکان توسط اعضای خانواده به قتل برسند، مورد حمله و آزار جنسی قرار گیرندو یا محکوم به تحمل عادات سنتی زیان‌بار و خشونت روانی گردند بسیار بیشتر از آن است که بیگانگان کودکان را در معرض این خطرات قرار دهند.

نتایج آماری در سال‌های ۱۹۹۰ در انگلستان، آمریکا، کانادا و استرالیا نشان می

اجتماعی و کارفرمایان به صورت تنبیه بدنی، محدودیت ‌های جسمی، زندان انفرادی و یا سایر اشکال منزوی کردن، اجبار به پوشیدن لباس مشخص، محدودیتها و یا منع تماس با اعضاء خانواده، دشنام، سرکوفت و نیشخند می باشند. همچنین با توجه به شرایط ویژه کودکان خیابانی پیش بینی می شود که این کودکان بیشتر از سایرین تحت آزار و اذیت قرار می گیرند.

 

تاریخچه:

از آغاز حیات همیشه قوی بر ضعیف سلطه داشته است. این ضعیف گاه انسان بود، در برابر قهر طبیعت و موجودات درنده؛ گاه نوع بشر بود که در

قدرت حاکم به رعیت، مرد به عنوان همسر- به زن، والدین به کودک و … همگی ناشی از “ شیء” پنداشتن موجود ضعیف تر توسط فرد قوی تر است.

شیء پنداری، احساسی است که ریشه در غریزه تملک و تعلق به خود دارد.

والدینی که به خود این اجازه را می دهند تا با کودکانشان به جرم آنکه متعلق به آنها است، هرگونه می خواهند رفتار کنند، کودک را مانند اشیاء و لوازم شخصی خود و نه موجودی مستقل فرض می کنند.

هرچه به گذشته برگردیم، حاکمیت چنین طرز تفکری را پر رنگ تر می بینیم. در این میان توجه به کودک و حقوق او و شناخت مفهوم کودک آزاری به کمتر از ۱۵۰ سال قبل باز می گردد.

بر اساس شواهدی که موجود است، تا

نند افراد بزرگسال رفتار کنند. هیچ گونه ادبیات خاص و سرگرمی برای آنها وجود نداشت.

صفحات تاریخ

است یا آنهایی که بیش از اندازه گریه می کنند، نباید زنده بمانند.(پورناجی، ۷۸)

تاریخ گذشته پر است از رویدادهایی که در آن کودکان را قربانی خدایان و بت‌ها می کردند. پلوتارک [۳]چگونگی قربانی کردن کودکان در مقابل بت‌ها را در میان کارتاژها چنین توصیف می کند:

با شور و شوق و علاقه و با خیال آرام، کودکان خود را در مقابل بت‌ها قربانی می کردند و آنان که از خود فرزندی نداشتندکودکان فقرا را می خریدند و در مقابل بت‌ها

کودکانشان قربانی می شدند. تمام محوطه معبد مملو از صدای طبلها و شیپورها می شد و اگر هم کسی ناله ای می کرد هرگز به گوش دیگران نمی رسید.

در بین چینی ها فروش دختران مرسوم بود.

در قرن سیزدهم میلادی، سزار فردریک دوم به مادران و والدین رضاعی دستور داد که کودکان تحت مراقبت خویش را فقط غذا بدهند و شستشو کنند ، ولی حق هیچ گونه مهر ورزیدن و صحبت و بازی کردن با آنان را ندارند. او می‌خواست کودکان زبان یاد نگیرند تا وقتی که بزرگ شدند، هر دسته از آنان را با یک زبان (یونانی، لاتین، عربی و زبان مادری) آشنا کند. این کار موجب شد که این کودکان به دلیل عدم ارتباط اجتماعی و زبانی و در نتیجه عدم رشد روانی از بین رفتند؛ زیرا نیاز اساسی آنان به محبت مادری و روابط انسانی برآورده نشده بود. (سیف و همکاران،۸۰)

انقلاب صنعتی مسیرهای دیگری را برای بهره کشی کودکان فراهم آورد. نیاز به کارگران صنعتی ارزان، منابع جدیدی از کارگران را می طلبید و کودکان نقش صنعتی خود را از پنج سالگی آغاز می کردند.

کودکان در محیط‌های خفقان آور سرد و کثیف، ۱۶ ساعت در روز کار می‌کردند، گرسنگی می کشیدند، کتک

، قرار گرفتن در معرض آلودگی یا در نتیجه کتک‌‌های بی رحمانه می مردند.

 


کودک آزاری در عصر جدید:

با وجود قدمت پدیده کودک آزاری، از شناسایی این پدیده تا کنون می توان چهار دوره را از یکدیگر تمیز داد. نخستین دوره مربوط به سال‌های ۱۸۶۰ تا ۱۹۴۶ است. در آن زمان “ تاردیو[۴]” متخصص پزشک قانونی کشورفرانسه، سندروم کودک آزاری جسمی خصوصاً آزار جسمی علیه کودکان ناتوان را گزارش

فروید نیز در شرح حال خانم هایی که به علت مشکلات عصبی به او مراجعه می کردند، به آزار جسمی و جنسی آنان در دوران کودکی و خانواده پی برد.

دومین دوره مربوط به سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۲ است. در این دوره برای نخستین بار “کافی”[۵] رادیولوژیست آمریکایی شش مورد کودک مبتلا به خونریزی سخت را گزارش داد که در همه آنها شکستگی های متعدد به تعداد ۲۳ عدد وجود داشت. وی معتقد بود تمام این شکستگی ها ریشه

بود در این دوره کودک آزاری تا حدودی شناخته شد، ولی به عنوان یک مسأله مطرح نشد.

سومین دوره به وسیله “کمپ”[۶] و همکارانش در سال ۱۹۶۲ آغاز شد که در آن موقع به عنوان سندرم کودک کتک خورده توصیف شد. چهارمین دوره که از سال ۱۹۷۲ شروع شد، مسأله کودک آزاری به صورت آزارهای جسمی، جنسی، عاطفی، غفلت و مسامحه مورد طرح و بررسی قرار گرفت.

اکنون پنجمین دوره، یعنی دوره ای است که بیشترین تأکید بر نحوه پیش‌گیری از کودک آزاری است.(پور ناجی،۷۸) پدیده کودک آزاری با اینکه گذشته ای به قدمت تاریخ

را از بعد جسمانی مطرح کرده اند و به مسائل روانی توجهی نشده است.

– موارد درج شده در روز نامه ها تنها بر پایه اطلاعاتی بوده است که از تهران و مراکزی که به محل چاپ روزنامه ها نزدیک بوده اند، گزارش شده است. یعنی رخدادهای مشابه در شهرستانها یا روستاها به اطلاع مردم نرسیده است.

– مطبوعات تنها به شرح ماجرا و رخدادها- و نه ریشه‌یابی و بحث‌های کارشناسانه- اکتفا کرده اند.

– متأسفانه در ایران تا کنون مطالعه ای ملی در مورد کودک آزاری نشده

کودک آزاری روی ۲۲۴۰ دانش آموز دبیرستانی دختر و پسر ۱۴-۱۸ ساله تهرانی در سال ۷۱ توسط (مهناز نوروزی) انجام شد که نتایج آن به این شرح است.

۴۳% نوجوانان دبیرستانی گزارش دادند حداقل یک بار از نظر بدنی تنبیه شده‌اند. از این تعداد ۳۴% فقط در گذشته تنبیه شده اند و ۲۴% در حال حاضر نیز تنبیه می شدند.

هم‌چنین ۱۳۸ دانش آموز گزارش دادند که تنبیهات بدنی آنها منجر به جراحات جدی از جمله شکستگی و زخمی شدن شده است. ۲۳% دانش آموزان گزارش دادند مورد آزار عاطفی قرار گرفته اند، ۷/۴% بعنی (۱۷ دانش آموز) گزارش دادند مورد آزار جنسی قرار گرفته اند و ۵/۱۵% دانش آموزان حداقل یک نوع بی توجهی و

ع ترین نوع آزار، آزار جسمانی بوده است. اغلب والدین آزار رسان از نظر تحصیلات در سطح پائینی قرار داشته اند و اغلب کودکان آزار دیده دارای وضعیت بد اقتصادی بوده اند و بیشترین وقوع آزار در سنین ۱۵-۱۱ سال بوده است. (اصلاح و تربیت، ۴)

در یک مطالعه تمامی موارد مطرح شده در رسانه های جمعی در سال‌های
۷۷-۷۵ به وسیله “اخضری” مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس این مطالعه بیشترین گروه سنی در معرض آزار، کودکان ۹-۵ ساله(۳۶%) و سپس ۱۴-۱۰ ساله (۳۰%) بوده اند. هم‌چنین مطالعه نشان می دهد که دختران (۶۳%)به میزان بیشتری از پسران (۳۷%) مورد آزار واقع شده اند. مطالعه فوق نشان داد که بیشترین آزارگری و اعمال خشونت (۵/۶۶%) از سوی مردان (پدر و شوهر مادر) رخ داده است. از نظر علل و انگیزه آزار، بیشترین آن مربوط به اختلافات خانوادگی و طلاق می باشد.

تحقیقات “ ابراهیم قوام” در سال ۱۳۷۲ بر روی ۵۰ کودک که تحت آزار جنسی قرار گرفته بودند. حاکی از آن بود در این گروه، اضطراب دائم، اختلالات اجتنابی و روان تنی نسبت به سایر کودکان بیشتر مشاهده می شود. مطالعه “ موقر رحیمی” در سال ۱۳۷۵ بر روی ۸۴۰ دانش آموز تهرانی، نشان می دهد که بیشترین موارد مربوطه به کودک آزاری جسمانی بوده است.

تحقیقات “پروانه محمدخانی” در سال ۱۳۷۸، روی ۱۵۰۰ دانش آموز تهرانی نشان داد که در ۵۰% موارد آزار دختران به وسیله برادر و ۴۲% از سوی پدر بوده است.

همچنین مطالعه وی نشان داد که این دانش آموزان از توانایی کمتری در تحصیل برخودار بوده اند. افت عملکرد تحصیلی، اضطراب، افسردگی، اختلالات عاطفی و رفتاری، مشکلات توجه، مشکلات اجتماعی، رفتار بزه‌کارانه و پرخاشگرانه در کودکان آزار دیده نسبت

کیفیت زندگی و سلامت عمومی والدین) نشان می دهد که والدین آزارگر دارای تحصیلات کمتری هستند، وضعیت

. (موسوی و همکاران، ۸۰)

در مطالعه دیگری در سال ۷۵ توسط “فرشته خضروی افلاک فر” روی ۱۱۲ کودک که مورد آزار قرار گرفته بودند، انجام شد. این کودکان در سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۴ به بخش روان پزشکی بیمارستان شهید اسماعیلی مراجعه کرده بودند.

۳۰ نفر از این جمعیت را دختران و ۸۲ نفر باقی را پسران تشکیل می دادند.

یافته ‌های این تحقیق شامل این موارد می شود:

۱-۹۶/۶۶% کودکان دارای وضعیت اقتصادی- اجتماعی بودندضعیفی .

۲-۵/۷۰ در صد والدین، تحصیلات پایین تر از دیپلم داشته اند.

۳-تقریبا۵۵%والدین دارای سن بین ۳۰ تا ۳۹ سال بوده اند.

۴-۷۸/۵۷ درصد از کودکان دانش آموز مشکل یادگیری داشتند.

۵-۱/۷۴% آنان فرزندان اول تا سوم بودند.

۶-۷۱/۶۰% کودکان مورد مطالعه دارای مشکلات روان- تنی بودند.

۷-شایع‌ترین شکل آزار- آزار بدنی و شایع‌ترین آزار بدنی، کتک شدید و  کتک‌های منجر به اختلالات جسمی(۷۱/۶۵) بود.

۸-مادران ۰۳/۳۳% بیشتر از سایر بزرگسالان، کودکان را مورد آزار جسمی قرار داده بودند.

۹-آزار جسمی در کودکان با والدین بی‌کار و دارای مشاغل کم در آمد، بیشتر بود .

۱۰-در خانواده ‌های شلوغ، پر مشکل و پر جمعیت،کودک آزاری بیشتر رخ داده است.

۱۱-۵۰% کودکان مورد مطالعه بین سنین ۸ تا ۱۲ سال

-۷۸/۷۶ درصد والدین کودکان مورد مطالعه، دارای مشکلات شخصیتی بوده‌اند.

۱۴-۶۷/۵۲ درصد کودکان مورد مطالعه در دوران گذشته زندگی خود دچار بیماری بوده اند.

۱۵-۵۷/۵۳% این کودکان از مشکلات و اختلالات خانوادگی رنج می بردند. (پورناجی، ۷۸)

همچنین در مطالعه ای که توسط اندیرویان(۱۳۵۷) انجام شد. نشان داد که (۷۸/۳۱%) از دانش آموزان دختر دوره راهنمایی در اهواز، بیشتر اوقات مورد آزار جسمی قرار می گیرند. میزان آزار عاطفی (۸/۴۵%) بود. بی توجهی نیز شامل عدم مهر و محبت (۱۴/۱۷درصد)، بی توجهی شامل مراقبت کم هنگام بیماری (۸۲/۳۸درصد) و میزان دریافت غذا به طور ناکافی (۵/۴۴درصد) و غفلت عاطفی (۱۲/۳درصد) گزارش شد.

در پژوهش دیگری که در مرکز پزشکی الزهراء اصفهان روی ۴۰۰ والد (پدر یا مادر) واجد شرایط که جهت دریافت خدمات به مرکز منتخب مراجعه

میزان بدرفتاری عاطفی کلامی، ۷۵ درصد و بدرفتاری عاطفی غیر کلامی، ۹۶/۵ درصد گزارش شد. به علاوه یافته ها نشان داد که ۶۳ درصد واحد‌های مورد پژوهش حداقل یکی از اشکال مختلف آزار جسمی را نسبت به کودک خود اعمال نموده اند. همچنین فراوانی غفلت عاطفی و آموزشی به ترتیب

چند شکل از اشکال مختلف سوء رفتار با کودک، ارتباط معنی‌داری وجود دارد. فقط بین وضعیت آخرین فرزند در خانواده (از نظر تنی و ناتنی بودن) با فراوانی سوء رفتار ارتباط معنی دار دیده نشد.(توکل و همکاران، ۷۹)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

انواع سوء رفتار:

۱-کودک آزاری جسمی[۱]: سندرم کافی[۲] یا (سندرم کودک کتک خورده)، کودکی که یک بار یا به دفعات مورد ضرب و شتم ، آزار و شکنجه عمدی قرار می گیرد و عبارت است از حمله فیزیکی به کودک که می تواند موجب درد، بریدگی، کبودی، شکستگی استخوان و سایر

از کودکان مصوب ۱۹۸۸ آزار بدنی را چنین تعریف می کند:“ آسیب دیدن و صدمه دیدگی کودک زیر ۱۸ سال، از سوی والدین یا سرپرست بلافصل وی که مسوول رفاه و آسایش اوست. به طوری که سلامت و ایمنی کودک طبق قوانین تدوین شده به وسیله وزارت بهداشت و خدمات انسانی به خطر بیفتد”خشونت شدید بر اساس این شاخص شامل لگد زدن، با مشت ضربه زدن، با اشیاء تنبیه کردن، ارعاب تهدید به وسیله چاقو یا اسلحه،

-“جلس و استروس” در سال ۱۹۷۹، بدرفتاری ‌های جسمی با کودک را این گونه عنوان کرده اند:

هرگونه خشونتی که به قصد آزار جسمی به کودک اعمال شود یا به این نیت انجام شود”(پورناجی ، ۱۳۷۸پ)

-کودک آزاری جسمی به حالت بالینی کودکانی (معمولا زیر ۳ سال) گفته می‌شود که یک بار یا به دفعات مورد ضرب و شتم و

می گیرد. در این حالت علاوه بر آزار جسمی، محرومیت عمده از خوراک و پوشاک و سرپناه را نیز شامل می شود.

در این نوع کودک آزاری خشونت معمولاً به وسیله دست صورت می گیرد. مانند پرتاب کردن، سیلی زدن، تکان داد، نیشگون گرفتن، فشار دادن و سایر روشها عبارتند از : بستن کودک، کوبیدن به دیوار، سوزاندن با آب جوش یا مایعات داغ و با استفاده از آتش سیگار(حدود ده درصد از کودک آزاریها ناشی از سوختگی است) شلاق زدن، گاز گرفتن و … است که می توانند موجب درد، ضایعاتی در سطح پوست، کبودی، شکستگی استخوان، بریدگی و خونریزی زیر جلدی شود.(کاهانی، ۱۳۷۵)

-چرا والدین فرزندان خود را کتک می زنند؟

والدینی که اقدام به مجازات‌های جسمانی می کنند، ظاهرا ویژگی‌های مشترکی دارند.

نخست آنکه به هر دلیل نمی توانند، خود را کنترل کنند. پدران و مادرانی که فرزندان خود را تنبیه می کنند. گرفتار احساسات منفی می شوند و در صدد تخلیه آن برمی آیند. به نظر می رسد

 

پدر و مادر بدرفتاری که می بینند، این کودک نمی تواند، نیاز‌های آنها را برآورده سازد خشمگین می شوند .

تعدادی از پدران و مادرانی که فرزندان خود را کتک می زنند، الکلی یا معتاد به مواد مخدر هستند و به صورت آنی و لحظه ای تصمیم می گیرند. در تاریک ترین طیف این گروه به والدینی برمی‌خوریم که صرفاً به منظور خالی کردن ناراحتی‌‌های خود بچه دار می شوند. خشونت جسمانی

از خود برخیزند و می‌توان آنها را به سکوت مجبور کرد. متأسفانه هم برای

تحمل می شود تا این ناراحتی را به دوران بلوغ ببرد.(پورناجی، ۱۳۷۸- اصلاح و تربیت،۸۱،۸۰)

 

والدین آسیب رسان:abusine parents

الف)والدین عصبی: این نوع والدین با خشونت با کودکان خود رفتار می کنند و با پرخاشگری می توانند فرزند خود را کنترل کنند و به طور ضمنی این پیام را

برسد.

ب)والدین وسواسی obsessional: این قبیل والدین بیش از اندازه مشوش هستند و خصوصیات شخصیتی وسواسی در آنها دیده می شود و معمولاً کمال‌طلب هستند و انتظارات غیر واقعی از خود و دیگران بخصوص در مورد فرزندانشان، در آنها دیده می شود. به طوری‌که والدین وسواسی در مورد جزئی ترین مسائل مربوط به کودک از قبیل بهداشت، طهارت، غذا خوردن، لباس پوشیدن و … دخالت وسواس گونه ای نموده و کودکان را برای انجام ندادن، تلاش نکردن و جست و خیز نکردن و تن به خطر ندادن تشویق می کنند و در نتیجه فشار زیادی به کودک وارد می کنند که ممکن است به او آسیب برساند. این گونه کودکان اغلب احساس درماندگی می

 

قع موجب انزوای کودک می شوند و با به کار بردن کلمات کنایه آمیز از قبیل اینکه “ ما آماده نبودیم تا بچه داشته باشیم” و یا “ تو بد قدم هستی” احساس نامطلوب خود را نسبت به کودک نشان

می دارند که در نهایت تحت تأثیرآن پیام دائماً در انتظار توبیخ و انتقاد هستند و تمام توجه شان متوجه گردآوری دلیل برای دفاع از خویش می‌باشد.

والدین پرخاشگر معمولاً خشم خود را به جای هدف اصلی متوجه ساده ترین هدف موجود یعنی کودکان می کنند.(تقی خانی-۸۱)

-تظاهرات بالینی کودک کتک خورده: عوارض ناشی از سوء رفتار به شدت، مدت و تعداد موارد آزار بستگی دارد و دردو بعد اختلالات جسمی و روانی قابل بررسی است:

حالات و رفتار کودک کتک خورده، بارز و مشخص است. علایم ترس از پدر و مادر را نشان می دهد. نگاهش از نگاهها می گریزد و حالتی مظلوم به خود می گیرد. چشمان باز و بهت زده دارد. کناره‌گیر ،

 

اعتماد به نفس و توان برقراری ارتباط را ندارد و افکارش پیرامون خودکشی و خودآزاری می گردد(پزشکی قانونی.۱۳۷۵)

کودکانی که مورد سوء رفتار قرار می گیرند ممکن است مشکلات زیر را نشان دهند :

خود انگاره ضعیف- بدکرداری جنسی- عدم اعتماد به نفس یا دوست نداشتن خود- پرخاشگری- رفتارهای مخرب و گاهی اوقات رفتارهای خلاف قانون، عصبانیت و خشم- خودکشی یا رفتارهای خود آزارنده- افکار خودکشی-

لا واکسیناسیون آنان انجام نشده است- از اختلالات خواب و اختلالات روان تنی (نظیر سردرد، تهوع و درد شکم) شکایت می کنند.

ظاهری کثیف و خسته دارند و فاقد انرژی هستند صبحانه نخورده به مدرسه می روند و غالباً گرسنه هستند. غذا گدایی می کنند یا دست به دزدیدن غذا می‌زنند- نیازشان به عینک، مراقبت از دندانها و غیره برآورده

و دلتنگی کمی نشان می دهند و به نظر می رسد از آنان می ترسند.

بی دلیل از شرکت در بازی خودداری می کنند و از دیگران کناره گیری می‌کنند.

در بازی با عروسکها وابستگی عاطفی نشان نمی دهند- از نتایج کارها ترسی غیر طبیعی دارند که منجر به دروغگویی آنان می شود- وقتی صدای گریه کودکان دیگر را می شنوند، نگران و ناراحت می شوند.

خیلی کم گریه می کنند و به نظر می رسد، گریه آنان بیشتر از روی نا امیدی باشد تا فریادی برای کمک.

لباس‌هایی می پوشند تا صدمات آنها را پنهان کند- در مدرسه مشکل آفرین هستند.

مکرر دیر به مدرسه می روند و از مدرسه غیبت می کنند یا خیلی

، معلمان و هم سن و سالان خویش دارند و نا مطیع تر هستند و با آنکه از هوش طبیعی برخوردارند، ولی در مدرسه دانش آموز ضعیفی محسوب می شوند.

به خود علاقه ای نشان نمی دهند و معتقدند، در آینده ، فرد موفقی نخواهند بود.

وقتی بزرگتر می شوند، به ندرت تماس اجتماعی برقرار می کنند، احساس تعلق و علاقه در آنان ناپایدار است و در می یابند که به تنهایی قادر نیستند، با دیگران ارتباط برقرار کنند.(همشهری، ۱۶۸۵)

کودکانی که مکرراً با مسائل گیج کننده و عجیب به وسیله والدین خود به بیمارستان آورده می شوند ممکن است قربانی سندروم مونچهاوزن وکالتی باشند. در این سندروم پدر و مادر مکرراً در کودک بیماری و جراحت به وجود می آورند خواه از طریق سم یا واداشتن کودک به خوردن دارو و یا سموم، ایجاد اسهال، دزهیدارتاسیون یا موارد دیگر می کنند و آنگاه مشتاقانه در جستجوی کمک بر می آیند.(کاپلان- سادوک،۷۹)

 

کهنه اپیفیزهای شکسته شده کنار مفاصل بزرگ مانند آرنج و زانو، آسیب متافیز و … نشانه های ضربه اولیه است.

شکستگی دنده ها در کودکان معمولاً اتفاقی نیست و معمولاً از فشار دستان والدین اطراف سینه کودک به وجود می آید. چنین شکستگی‌هایی عموماً به مفهوم برخوردهای نامناسب هستند. چشم و دهان هم شواهد خوبی از سوء رفتارهای فیزیکی مهیا می سازند. بالغ بر ۷۰% از نوزادان ضربه خورده جراحات چشمی دارند که شامل خونریزی شبکیه، خونریزی زجاجی، عدم قرارگیری مناسب لنزها و شبکیه جدا شده هستند.

لبها نیز در اثر ضربات می توانند کبود و خراشیده شوند و اگر کودک به سنی رسیده باشد که دندان داشته باشد قسمت داخلی لبها ممکن است به وسیله تماس با دندانها کبود و یا زخم شوند. یکی از جراحت‌های ویژه دهان فرنولوم پاره شده لب بالایی است. این آسیب می تواند به علت ضربه مماس در دهان و یا به وسیله کوبیدن شیشه شیر به دهان ایجاد شود.

و شدید شود.

خونریزی ‌های ساب‌دورال یکی از جراحت‌های قدیمی و مرگ آور کودک است و ممکن است ار فشار مستقیم و یا از تکان‌های شدید ناشی شود.

اصلی ترین علت شکستگی‌های جمجمه در کودک آزاری جسمی پرتاب کردن کودک روی زمین یا سطح سخت است.

تحقیقات در آلمان نشان داده است که شکستگی ‌های جمجمه از یک ارتفاع ۸۰ سانتی متری بر روی زمین مفروش هم ممکن است. (simpsons)

کوفتگی‌های لکه ای از نشانه ‌های دیگر سوء رفتار جسمی است، این کوفتگیها در اثر فشار شدید نوک انگشتان ایجاد می شود و اندازه آنها معمولا ۵/۰ تا ۵/۲ سانتی متر است. کوفتگی‌های لکه ای ممکن است مطابق دست گیرنده و به صورت خوشه ای باشد.

کوفتگی‌هایی که به تنهایی مؤید کودک آزاری هستند عبارتند از : کبودی چشم، کوفتگی گوش، کوفتگی در قسمت‌های داخلی رانها،

شوند و ممکن است خطوط واضح خونریزی پوستی نیز وجود داشته باشد. کوفتگی‌های ناشی از کمربند، شلاق، عصا، تکه های چوب، برس مو و سیم روکش دار برق (که اندامها را با آن می بندند) آثار قابل شناسایی بر جا می گذارند و غالباً روی کپلها، رانها و گاهی در مناطق تناسلی دیده می شوند.

آثار گاز گرفتگی نیز به راحتی قابل شناسایی است. این آثار معمولا به شکل هلالی و دارای خطوط بی رنگند.با اندازه گیری قوس، تفاوت بین گاز کودک و بزرگسال مشخص می شود. اثر گاز کودک قوس باریکی دارد و کوچکتر است، در حالی که اثر گاز بزرگسال بزرگتر است ویژگی گاز حیوانات سوراخ شدگی و پارگی است که با گاز انسان متفاوت است، چرا که گاز انسان بافتها را به هم می فشرد و کوفتگی‌های واضح ایجاد می کند.

سوختگیها حدود ۱۰ درصد از موارد کودک آزاری را شامل می شود و گاهی اثبات این‌که سوختگی عمداً ایجاد شده یا سهواً بسیار مشکل است. منبع گرما، مانند اتو، معمولاً اثر بارز و متمایزی بر روی پوست می

 

سوختگیها معمولاً روی بازوها و رانها دیده می‌شوند ولی ممکن است در مناطق دیگر مانند مناطق تناسلی، کف و بین انگشتان پاها نیز دیده شود. فرو بردن در آب یا مایعات داغ دیگر سوختگی های موجی در دستها و سوختگی هایی به شکل جوراب ساق بلند در پاها ایجاد می کند.

سوختگی‌های سایشی نیز در مناطق برجسته مثل چانه و گونه ها در اثر کشیدن روی فرش، موکت و مبلمان ایجاد می شود. (کاهانی، ۱۳۷۵- پورناجی، ۷۸)

 

 

 

بریدگی،پارگی، سوراخ شدگی و آثار گازگرفتگیجراحت‌های پوستی
۱-سوختگی ناشی از سیگار و سیخ های داغ 

سوختگی

۲-سوختگی ناحیه تناسلی و باسن ها
۳-سوختگی با مایعات
۱-شکستگی های متعدد با مراحل مختلف بهبودی 

شکستگی استخوانی

۲-هر شکستگی در کودک با سن کمتر از دو سال خصوصاً شکستگی متعدد دنده ها
۳-شکستگی به همراه کبودی- دررفتگی استخوان و مفاصل – شکستگی جمجمه
۱-صدمات چشمی و خونریزی شبکیه و در رفتگی عدسی 

 

 

سایر علائم

۲-صدمات گوش (پارگی پرده گوش و ناشنوایی)
۳-صدمات سیستم عصبی و عضلانی:شکستگی جمجمه، خونریزی مغزی
۴-تشنج، اغما، فلج عضلانی
۵-پارگی احشاء شکمی مثل کبد و روده ها
۶-مرگ

 


 گزارش از یک مورد سوء رفتار جسمی:

آزار جسمی طیف وسیعی دارد. کتک زدن، نیشگون گرفتن، تکان‌های شدید به کودک، سیلی زدن، داغ کردن، گاز گرفتن و غیره همگی از عواملی هستند که در بسیاری از موارد منجر

دچار مرگ تدریجی می شوند.

نمونه بارز این مورد، دختر ۹ ساله ای بود که نیمه شب هفدهم شهریور ماه ۱۳۷۶، در حالت کما به بیمارستان مفید تهران آورده شد و پس از ۳۰ ساعت مراقبت به رغم درمان‌های انجام شده فوت کرد.

رزیدنت ارشد بیمارستان مفید، وضعیت این کودک را به هنگام ورود به بیمارستان چنین عنوان کرد:

“در بدو مراجعه، علایمی از حیات در بیمار وجود نداشت. در معاینه ای

یم قلب بچه را برگردانیم، ولی تنفس به دلیل مرگ مغزی عملاً قابل برگشت نبود…

بیمار مجموعاً ۳۶ ساعت تحت مراقبت بود، اما متأسفانه قلب او از تپش ایستاد و موفق به احیای مجدد آن نشدیم”

دکتر علیرضا کاهانی، متخصص پزشکی قانونی، گزارش پزشکی قانونی را درباره مرگ این کودک چنین اعلام کرد:“ این کودک با ۱۱۰ سانتی متر قد و ۱۵ کیلوگرم وزن ۲۴ ساعت پس از مرگ به پزشکی قانونی تحویل داده شدتمام عضلات و قسمت‌های بدن او تحلیل رفته و نمای واضحی از یک سوء تغذیه شدید بود.

مو‌های سر او در بعضی از نواحی به طور کامل کنده شده بود.

زخم‌های در حال التیام در فرق سر، گونه ها،شکستگی دندان پیشین سمت راست، سائیدگی ‌های در حال التیام

بازوی چپ و خون مردگی های در حال جذب لا به لای عضلات، مربوط به بیش از یک ماه قبل.

۲۲ سائیدگی در حال التیام در بازوی چپ: در بازوی راست، شکستگی و تغییر شکل استخوان بازو در قسمت میانی به همراه

زیر جلدی قابل مشاهده بود.

در معاینات داخلی، در سر خون مردگی‌های پراکنده و وسیع در حال التیام در قسمت‌های مختلف، به خصوص در ناحیه پس سری و

م، چربی زیر جلدی خیلی کمتر از حد طبیعی بود و کیسه صفرا متسع که احتمالا در اثر بی عذایی طولانی مدت بود …”

 

مغزی در اثر اصابت جسم سخت و عوارض ناشی از آن تعیین کرد. همچنین نحیف بودن شدید کودک به دلیل بی توجهی به نام برده در زمان حیات تشخیص داده شد. جراحت‌های مختلف مربوط به زمان‌های گوناگون و نوع خونریزی مغزی و شکستگی استخوانی، یکی از موارد واضح کودک آزاری که به طور عمد ایجاد شده بود، تعیین گردید.(کرمی مجد، ۱۳۷۶)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

 [/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

تشخیص کودک آزاری جسمی:

الف)یکی از راه‌های تشخیص کودک آزاری، گرفتن شرح حال کودک از والدین است.

از موارد زیر می توان تشخیص داد که کودک به وسیله خود والدین مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است.

۱-والدینی که از دادن شرح حال کامل و ابراز جزئیات واقعه خودداری می کنند.

۲-والدین معمولاً در شرح حال می‌گویند که کودک به طور ناگهانی آسیب دیده یا بیمار شده است و از چگونگی آن بی خبرند.

در مرداد ماه سال ۱۳۷۷ پدر و

رد.

نامادری کودک در مورد علت این حادثه چنین اظهار کرد:“ من

فاطمه در مورد صدمات وارد شده به کودک گفت:“ یک گوش این کودک بر اثر شکنجه ، قدرت شنوایی خود را از دست داده و سرش بیماری کچلی گرفته است”.

ترمیمی مختلف اند.

پسر بچه ۵ ساله ای مرده به بیمارستان منتقل می شود. پزشکی قانونی صدمات وارد شده را چنین اعلام می کند:“ آثار نیشگون روی قفسه سینه، آثار زخم‌های التیام یافته یا در حال التیام که بر اثر جسم برنده ایجاد شده است روی ساق، ران و کف پاها دیده شده”

والدین علت فوت کودک را تصادف شب گذشته ذکر کردند؛ولی وقتی پزشکی قانونی اعلام می کند که ضایعات، مربوط به زمان‌های مختلف است، مادر اعتراف می کند که پدر ناتنی که معتاد هم بوده، کودک را مورد آزار و اذیت قرار می داده، چندین بار او را با سیم داغ سوزانیده و دائماً او را نیشگون می‌گرفته است.

این مادر در ادامه می گوید:“پدر ناتنی کودک، به او سیلی محکمی می زند. سر کودک به دیوار خورده و بعد از چند ساعت حال بچه بد می شود و حالت تشنج به او دست می دهد و

جسمانی، به رغم آسیب‌های شدید و جدی:

نمونه ای که در این مورد قابل ذکر است وضعیت دختر بچه ۹ ساله است که پدرش دوبار ازدواج ناموفق داشته است و به خواهر ناتنی اش سپرده می شود. خواهر ناتنی دختر را به مدرسه نمی فرستد و به عنوان پیشخدمت از او استفاده می کند.

چندی بعد دختر فوت می کند. خواهر در مورد علت مرگ اظهار می دارد که

ا نفت کند،بدن کودک دچار سوختگی شده است”

آثار کبودیها نیز به دلیل آن ایجاد شده که دختر ضعیف بوده و دائماً بدنش با اجسام برخورد می کرده است.

بر خلاف اظهارات خواهر ناتنی کودک، معاینه پزشکی قانونی ضایعات وارد آمده بر بدن وی را چنین توصیف می کند:

۹۸ سائیدگی، ۳۷ کبودی، ۲۲۳ جوشگاه قدیمی ناشی از آسیب وارده. آثار متعدد کبودی، شکستگی، داغ و … روی بدن با فواصل زمانی گوناگون نشان می دهد که کودک طی یک دوره زمانی نسبتاً طولانی مورد شکنجه و ایذا قرار گرفته است.

همچنین

سوء ظن واقع شده است، داستان را تغییر می دهد، بنابراین توضیحات وی مغایر و متفاوت با یکدیگر است:

جسد پسر بچه ۴ ساله ای بر اثر خونریزی داخلی و پارگی کبد به پزشکی قانونی فرستاده می شود.

بنابر نظر پزشکی قانونی وی به سوء تغذیه ناشی از غفلت و مسامحه والدین دچار شده است. روی ساق پا‌های او آثار سوختگی نمایان بود. رادیوگرافی ‌های انجام شده، آثار شکستگی ‌های قدیمی متعدد در دنده ها را نشان می داد.

پدر کودک ابتدا

که صدمه وارد آمده به کودک را پنهان نگاه دارند و مانع از شناسایی شخص مسوول حادثه شوند.

۷-شرایط و محلی که حادثه یا مرگ در آن رخ داده است، با شرح حال اختلاف دارد:

توضیحاتی که والدین و سرپرستان کودک در مورد یک کودک آسیب دیده بیان می دارند، معمولاً مغایر با واقعیات موجود است.

 

 

واقعیات موجودتوجیهات والدین یا سرپرستان کودک
به صورت کودک سه ضربه وارد و سپس به زمین پرتاب شده استاز کالسکه افتاد و گوشش به دسته آن گیر کرد
مادر با لگد به شکم او زده استبه زمین افتاد و شکمش به در خورد
با ضربات متعدد مشت به صورت دچار کبودی شده استکودک معمولاً دچار کبودی می شود
کودک را روی زمینی بتنی پرت کرده اندمادر به زمین افتاد و کودک از دستش افتاد
پدر یا مادر از دست کودک خشمگین شده و او را کتک زده اند تا جایی که وی فوت کرده استاز تخت افتاد و مبل روی او افتاده(کودک فوت شده)
پدر به کتک زدن بچه اعتراف کرده استغذا در گلویش پریده، پدر به پشتش زده تا او را از خفگی نجات دهد(کودک فوت کرده است)

 

۸-بیشتر کودکانی که در شب با آثار ضربه به بیمارستان آورده می شوند و سابقه بیماری قبلی ندارند.

۹-هنگامی‌که والدین شخصاً

عبارتی قادر نیستند، به کودک آرامش دهند و رفتاری که نشان دهنده درک آنان از احساسات عاطفی و جسمانی کودک باشد، در این والدین مشاهده نمی شود.

ج)بین ارتباط کلامی و غیر کلامی والدین و کودک تفاوت وجود دارد.

د)بیشتر تعبیر‌های منفی در مورد کودک به کار می برند و مرتباً از او انتقاد می‌کنند، کودک خودش مسبب صدمه است.

ه)اگر از آنان در مورد وظیفه ای که در قبال حفاظت و هدایت کودک دارند، پرسیده شود، خشمگین شده و حالت تهاجمی به خود می گیرند.(پورناجی، ۱۳۷۸)

یکی دیگر از راه‌های تشخیص کودک آزاری معاینه و گرفتن شرح حال از کودک است: در این ارتباط باید تا آنجا که موجب ناراحتی و اذیت کودک نشود از کودک در ارتباط با جراحت‌هایش سوال شود و بعد مورد معاینه قرار بگیرد.

علائم مهمی که در معاینه کودک آزار دیده باید مورد توجه قرار

 

۴-معمولا نحیف و لاغرند و دارای عقب ماندگی رشد جسمی و عقلی هستند و نظافت خوبی ندارند.

ب)علائم و نشانه ‌های پوستی:وجود کبودی و جراحت‌های متعدد پوستی مربوط به زمان‌های مختلف و سوختگی ‌هایی به شکل ابزار ایجاد کننده آن که معمولاً در مناطق غیر معمول پوست می باشد.

ج)علائم

ینه کودک باید به تمام موارد یاد شده توجه کرد و همه قسمت‌های بدن کودک به دقت مورد معاینه قرار بگیردو برای تشخیص شکستگی ‌های قدیمی از قسمت‌های مختلف بدن بیمار رادیو گرافی به عمل آید(موسوی و همکاران، ۸۰-رسالت، ۶۰/۶/۷۹)

 

شیوع و گستره کودک

است.

اخیراً سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است که در حدود ۴۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴  ساله در جهان از کودک آزاری و بی توجهی رنج می برند و نیازمند مراقبت بهداشتی و اجتماعی هستند.

طبق گزارش‌های پلیس انگلستان موارد کودک آزاری که در این کشور در سال ۱۹۹۷ بیش از ۲۰

اری آمریکا، در این کشور در سال ۱۹۹۳ حدود ۳۷۰ هزار مورد انواع کودک آزاری ثبت شده است و بیشتر آن مربوط به غفلت و سهل‌انگاری والدین نسبت به اطفال بوده است و شیوعی به میزان ۲۰ در هر هزار کودک زیر ۴ سال داشته است، و حدود ۲۰۰۰ کودک از کل موارد گزارش شده در همین سال بر اثر کودک آزاری درگذشتند.

طبق گزارش ‌های منتشر شده از سوی سرویس حمایت از کودکان آمریکا (CPS)، ۸۵% موارد بدرفتاری با کودکان زیر ۵ سال و ۴۵% علیه کودکان زیر یک سال بوده است.

آمار مرکز پلیس کانادا بیانگر ۲۲ هزار مورد کودک آزاری جسمی و روانی ثبت شده در سال ۱۹۹۶ می باشد و ۱۸% کل تهاجمات

. گزارش پلیس کانادا نشان می دهد که در همین سال حدود ۷۰% کودک‌آزاری ها به وسیله افراد خارج از خانه صورت گرفته است. همچنین در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ تحقیقاتی از

علت شایع مرگ در کودکان کمتر از ۵ سال بوده است(موسوی و همکاران، ۸۰) طبق اعلام “ شورای ملی پیشگیری از سوء رفتار با کودکان” در سال ۱۹۹۴، سه میلیون مورد سوء رفتار و مسامحه به نهاد‌های خدمت اجتماعی عمومی گزارش شده است و حدود یک میلیون آن به اثبات رسیده است. در ایالات متحده هر سال بین ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ مرگ در کودکان مورد سوء رفتار جسمی گزارش می شود.

۳۲% کودکانی که مورد آزار جسمی قرار می گیرند، زیر ۵ سال دارند. ۲۷% بین ۵ تا ۹ سال، ۲۷% بین ۱۰ تا ۱۴ سال و ۱۴% بین ۱۵ تا ۱۸ سال دارند و ۵۰% تمام کودکان مورد سوء رفتار و مسامحه نارس بوده و وزن موقع تولد آنها پایین بوده است(کاپلان، سادوک،۷۹)

بر اساس تحقیقی که “ گلر” انجام داده است. بین ۱/۳ تا ۴ میلیون کودک در طول زندگی کودکی خود چندین نوبت با لگد ، دست یا مشت مورد ضرب و شتم قرار

، کودک را تنبیه بدنی می کنند و ۸۰% تنبیه کنندگان کودک در همان خانواده با کودک زندگی می کنند.

در تحقیقی که به وسیله “ ساک” ، “ماسون” و “جونز” در سال ۱۹۸۵ در آمریکا بر روی ۸۰۲ کودک صورت گرفت ، مشخص شد که شایعترین تنبیهات خانواده ‌های تک والدی و مادرانی که به تنهایی با فرزند خود زندگی می کردند وجود داشت و با ۹۵% اطمینان بیان کردند که تنبیه بدنی در بین والدین جدا شده بیشتر است.(تقوی لاریجانی)

 

شیوع کودک آزاری جسمی در ایران:

متأسفانه آمار رسمی مربوط به سوء رفتار با کودک، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه موجود و در دسترس نمی باشد در این مورد فقط در کتابها و مطبوعات آن هم تنها به بررسی موارد خاص اشاره شده است.

در ایران نیز هیچ گونه تحقیق جامع و ملی در این زمینه انجام نشده

و مراکز ذی ربط به دست آمده است.

بر اساس آماری که دکتر خالقی رئیس فرهنگسرای مدرسه- در همایش قربانیان نمره بیست اعلام کردند، ۷۰% کودکان تهرانی تنبیه می شوند و ۳/۲۷% از خانواده های تهرانی کودک آزار هستند یعنی از هر سه خانواده در یک خانواده کودک آزاری صورت می گیرد.

طبق پژوهش دیگری که نوروزی در سال ۷۱ بر روی ۲۲۴۰ دانش آموز تهرانی انجام داد، این نتایج به دست آمد:

۴۳% نوجوانان دبیرستانی گزارش دادند حداقل یک بار از نظر بدنی تنبیه شده اند از این تعداد ۳۴% فقط در گذشته تنبیه شده اند و ۲۴% در حال حاضر نیز تنبیه می شدند.

همچنین ۱۳۸ دانش آموز گزارش دادند، تنبیهات آنها منجر به جراحات جدی از جمله شکستگی و زخمی شدن شده است.

همچنین در مطالعه ای که به وسیله “ اندیرویان” در سال ۱۳۵۷ انجام شد، نشان داد که (۷۸/۳۱ درصد) از دانش آموزان دختر دوره راهنمایی در اهواز، بیشتر اوقات مورد آزار جسمی قرار می

با کودک آزاری جسمی به این موارد اشاره شده است.

از ۱۳۵ مورد: ۸۱ مورد دختر و ۵۴ مورد پسر بوده اند. که انواع کودک آزاری های گزارش شده شامل موارد زیر است:

۱-ریختن آب جوش روی فرزندان

۲-داغ کردن و سوزاندن، به خصوص لب و دهان

۳-کتک زدن با شلنگ، چوب و کمربند

۴-زندانی کردن بچه در منزل گاهی تا ۱۰ ساعت در روز

۵-پاره کردن دست و پای آن ها با چاقو

۶-کوبیدن سر به دیوار، لگد زدن، سیلی زدن و پرت کردن

۷-گرسنگی دادن به کودک برای ساعت های طولانی

۸-انجام کارهای سخت خانه

۹-حبس در حمام برای ساعات طولانی

۱۰-اخراج از خانه و خوابیدن کودکان در مکان‌هایی که باعث احساس عدم امنیت    می شود

۱۱-ترساندن شدید کودک و تهدید به مرگ آنها

۱۲-بستن به تخت و …

از این تعداد:۴۳ مورد، آزار به وسیله پدر صورت گرفته و ۲۵ مورد مادر و ۱۹ مورد هم با همکاری یکدیگر دست به این کار زده اند.

۱۸ مورد به وسیله نامادری و ۷ مورد ناپدری و ۸ مورد نامادری به همراه پدر کودک را آزار داده اند.

۵ مورد مادر و ناپدری

۵ مورد به وسیله مدرسه

۵ مورد هم به وسیله افراد دیگر

از ۲۰۰ مورد کودک آزاری گزارش در شهر اراک، ۸۵ مورد مربوط به کودک آزاری فیزیکی بوده که بیشتر قربانیان آن دختر بوده اند.

از تعداد ۲۲۲۴ تماس تلفنی با صدای یارا در طول یک سال (از ابتدای زمستان ۷۹ تا پاییز ۸۰) این آمار

شده است. اما در مورد نوجوانان ۱۸-۱۳ ساله و متأسفانه حتی در مورد کودکان زیر دو سال که چیزی جز نیاز‌های طبیعی و مشروع خود نمی خواهند نیز اعمال شده است.

  • بسیاری از والدین سیلی زدن و توگوشی را تنبیه حساب نمی کنند و در مجموع ۲/۳۷% موارد را شامل می شود. (سالنامه صدای یارا ، ۸۰) از ۳
  • لدین یا معلمان:۶۵ درصد

در سال ۱۳۷۶، ۲۷ مورد کودک ازاری در روزنامه ‌های کشور منتشر شده.

از تعداد ۲۷ مورد کودک آزاری فیزیکی که از آرشیو و روزنامه ها از سال ۷۶ به بعد جمع آوری شده است:

۱۴ مورد پسر –۱۱ مورد دختر و ۲ مورد هم نوزاد بدون ذکر جنسیت

از این تعداد ۴ مورد مادر، ۶ مورد نامادری، ۹ مورد پدر، ۵ مورد ناپدری، یک مورد خواهر ناتنی و یک مورد هم به وسیله عمو، مورد آزار قرار گرفته اند.

 

۲-کودک آزاری جنسی

سوء استفاده جنسی از کودکان ظالمانه ترین و اهانت آمیزترین تجربه انسانی است. خیانت به اصولی ترین و ابتدایی ترین اعتماد میان کودک و والد اقدامی است، به لحاظ احساسی به شدت مخرب.

قربانیان کم سال بد رفتاری جنسی، وابسته تمام عیار به متجاوزان خود هستند؛ نه جایی برای پناه دارند و نه کسی را که به او رجوع کنند.

شرایطی است که حامی کودک، متجاوز به او می شود و حقیقت به زندانی از اسرار کثیف مبدل می گردد.

بدرفتاری جنسی با کودک ، به

:۱-بکارگیری، استفاده، اغوا، تشویق، واداشتن کودک به درگیر شدن با

آزار جنسی، عبارت است از استفاده از کودک برای لذت بردن به وسیله یک فرد بزرگسال برای ارضای نیازها یا تمایلات جنسی خودش.(پور ناجی، ۱۳۷۸)

کودک آزاری جنسی درگیر کردن کودک در رابطه ای جنسی است که کودک از نظر رشدی قادر به درک آن و رضایت دادن آگاهانه نیست. این ارتباط جنسی بین یک کودک و یک بزرگسال یا کودک دیگری است که از نظر سنی یا رشدی در مقام مسوولیت، اعتماد یا قدرت قرار دارد. بهره کشی جنسی از کودکان شامل سوء استفاده‌‌های غیر انسانی و تهیه تصاویر مستهجن و غیر اخلاقی است. آزار جنسی کودکان در خانه‌‌های خود آنان به وسیله خویشاوندان نزدیک آنها صورت می گیرد و در ۸۰ درصد موارد مهاجم خود را می شناسد.(اصلاح و تربیت،۴، ۸۱، ۸۰)

سوء رفتار جنسی می تواند شامل: بوسیدن، نوازش کردن، دستکاری کردن اندام‌های تناسلی، لمس کردن مقعد، سینه ها و همچنین آمیزش جنسی باشد. استفاده از کودکان برای عکس برداری و ساختن فیلم‌های سکس هم از موارد مشخص سوء رفتار جنسی است. (rosemary Narimanian, 2000).

تعریف دیگری که به وسیله Blombery به کار برده شده عبارت است از

 

این اعمال عبارتند از: تماس ‌های خارج از نزاکت و قبیح، تحریک اندام‌های جنسی با انگشتان، استمناء، به دهان کشیدن اندام‌های تناسلی، مقاربت از راه مقعد و نزدیکی به زور. (جویان، ۱۳۷۴)

سوء استفاده جنسی از کودکان ۲۵ درصد موارد کودک آزاری را شامل می شود و می‌تواند شامل مراحل زیر باشد:

۱-Molestation یا دستمالی کردن: عبارت است از اعمالی که برای کسب لذت جنسی بدون دخول با شخصی که رضایت ندارد، انجام می شود.

۲-مقاربت جنسی: می تواند از طریق واژن، رکتوم یا دهان باشد خواه صورت گرفته باشد یا تلاش برای انجام آن شده باشد.

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

-زنای به عنف:انجام مقاربت به زور .(توفیقی و هوشدار، ۱۳۷۴)

 

انواع آزار جنسی:

آزار جنسی شامل بچه بازی، تجاوز و زنای با محارم می باشد. آزار جنسی شامل طیف وسیعی از فعالیت‌های مانند عورت نمایی بزرگسالان به کودک، مجبور کردن کودک به نشان دادن خودش به بزرگسالان، نوازش آلت تناسلی، تحریک دستی یا دهانی آلت تناسلی، آمیزش جنسی، استفاده کودک در روس پیگری و هرزه نگاری است. که این موارد را می توان در ۴ دسته کلی قرار داد:

بچه بازی: این نوع

زنای با محارم: در زمینه قانونی، به عنوان آمیزش جنسی بین خویشاوندان با روابط معین که نمی توانند ازدواج کنند تعریف می شود. این نوع سوء رفتار در خانواده ‌هایی مشاهده می شود که در آن انزوای احساسی فراوان، رمز و راز، نیاز، استرس و نبودن حرمت و احترام وجود دارد.

 

روش پیگری:روسپی‌گری، تبادل فعالیت جنسی با پول، دارو یا محافظت است.

هرزه نگاری کودک:عکس گرفتن یا فیلم برداری از کودک به هر شکلی که او را درگیر فعالیت‌های جنسی می کند است(نوروزی، ۷۲)

تجاوز به

از نشانه ‌های روان شناسی مشابه قربانیان زنای با محارم رنج می برند.(پور ناجی، ۷۸)

 

جنس کودکان قربانی سوء استفاده جنسی:

قربانیان آزار جنسی بیشتر مؤنث و اغلب اوقات جوان هستند. در واقع بعضی از آنان هنوز کودک هستند . دختران ۵ بار بیش از پسران در معرض قربانی شدن قرار دارند. پسران بیشتر به وسیله یک مرد مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند.(پور ناجی، ۱۳۷۸)

طبق مطالعه ای که در

ن ۷/۲ برابر بیش از پسران بوده است.(توفیقی و هوشدار، ۱۳۷۴)

بر اساس آمار کشور‌های غربی ، ۹۰ درصد قربانیان سوء استفاده جنسی دختر و ۱۰ درصد پسر هستند.

به گزارش یکی از روزنامه ‌های اسپانیایی در اکتبر ۱۹۹۸، باند‌های مافیایی آدم ربایی، ۱۴۲ تن از کودکان این کشور را در سال‌های اخیر ربوده اند و به سایر نقاط جهان انتقال داده اند.

بر پایه این خبر، شبکه ‌های مافیایی

در ارتباط با کودک آزاری و به خصوص سوء رفتار جنسی نشده است و اطلاعات ما در حد چند تحقیق محدود در بعضی از استانها و یا انتشار بعضی از اخبار در روزنامه ها است که از آن جمله می توان به تعرض مرد ۳۴ ساله به ۴۲ کودک مرودشتی اشاره کرد. که این مرد در طی دو سال گذشته (۸۲-۸۰) ، پس از ربودن دختران ۸ تا ۱۱ ساله و انتقال آنها به وسیله موتور سیکلت به بیابان‌های اطراف شهر مرودشت، ابتدا به دختر بچه ها تجاوز و تعرض کرده و سپس طلای آنان را به سرقت می برد.

یک دهه قبل در “ مهرشهر” کرج  معلم یک دختر ۷ ساله متوجه ناراحتی غیرعادی شاگردش شد، از آنجا که رابطه معلم و شاگرد به نسبت قوی تر از رابطه فرزند و خانواده اش بود موضوع به وسیله معلم کشف و به اولیاء مدرسه و مقامات قانونی اطلاع داده شد. دختر ۷ ساله درباره ناراحتی خود گفته بود در محله ما مردی است که به ما شکلات خارجی می دهد و ما را به خانه خود می برد و با

. از سوی دیگر موضوع از طرف خانواده ها مخفی نگاه داشته شد تا آبروی قربانیان حفظ شود.

اما رئیس شعبه اول دادگستری وقت کرج برای روشن شدن ماجرا دستور کنترل نامحسوس محل سکونت مرد مورد نظر را صادر کرد و در کمال ناباوری در گزارش مأموران همین حکایت تأئید شد. مرد متجاوز دارای همسری پیر بود که مرتباً او را به مسافرت می فرستاد و او از این تنهایی استفاده می کرد. او با کشاندن دختر بچه های ۷ تا ۱۱ ساله به بهانه دادن شکلات، آنان را مورد آزار و اذیت قرار می داد و سپس با ترساندن آنها فرصت بازگویی ماجرا را از آنها می گرفت.

می توان به مورد مشابهی در تهران اشاره کرد که در آن ۲ پسر با اغفال دختران جوان آنها را به مخفیگاه خود کشانده و آنها را مورد آزار و اذیت قرار می دادند. آنها با گرفتن فیلم از دختران امکان هر گونه شکایت را از آنها می ستاندند و از سوی دیگر دختران نیز برای حفظ آبروی خود از هر شکایتی صرف نظر می کردند.(شرق، شماره‌۱۸)

از ۱۳۵ مورد گزارش شده کودک آزاری به انجمن حمایت

عمل کن” ، “ نازک نارنجی نباش”  و یا “ هیجان‌هایت را کنترل کن” و دائم به پسرها این پیام داده می شود که روی پای خود بایستد و باید قادر باشند از خود مراقبت کنند.

تحت این شرایط احتمال کمی دارد پسری که مورد سوء رفتار جنسی قرار گرفته است آن را را بیان کند و بنابراین نمی توان یک پروسه درمانی را برای او آغاز کرد و احتمال اینکه خود او در نقش یک مهاجم قرار بگیرد برای مهار تجربه شخصی خودش افزایش پیدا می کند. (Rosemary Narimanian ,2000)

 

سن کودکان قربانی سوء استفاده جنسی:

دنوروکنتول(۱۹۸۱) در بررسی گزارش‌های موارد سوء استفاده جنسی، دریافتند که سن ۴۵ درصد

قربانیان کمتر از ۱۲ سال و ۱۶ درصد کمتر از ۶ سال ذکر شده است.

سوء استفاده جنسی محارم از کودکان معمولاً بین سنین ۱۲ تا ۱۴ سال می باشد که دوره پر خطر آن ۴ و ۹ سالگی است. زیرا انجام اعمال جنسی با کودکان، تحت عنوان ابراز محبت یابازی از طریق دادن رشوه و تهدید کردن بسیار راحت و آسان است.

بخش کودکان انجمن انسان دوستان آمریکایی، در سال ۱۹۷۲، ۵ هزار مورد کودک‌آزاری جنسی را گزارش می داد. حدود ۵۰ درصد از کودکانی که مورد آزار جنسی قرار می گیرند، به دلیل کم سنی قادر به بازگو کردن موارد نیستند و این امر بیان گر این است که آمار‌های اعلام شده در زمینه شیوع

رتبه بعدی قرار می گیرند.

۲- در پسران، از نظر شیوع سنی ۷ مورد زیر ۵ سال، ۴۲ مورد بین ۶ تا ۱۰ سال و ۳۵ مورد بین ۱۱ تا ۱۵ سال بوده اند. بنابراین شایعترین سن ارجاع و تجاوز ثبت شده در پسران ۶ تا ۱۰ سال است.

بر اساس این تحقیق حداکثر شیوع سنی این پدیده در پسران بین ۶ تا ۱۰ سال و در دختران ۱۰ تا ۱۵ سال بوده است.(توفیقی و هوشدار، ۱۳۷۴)

نوع تجاوز: بر اساس تحقیقی که در سازمان پزشکی قانونی تهران(۷۳-۷۱) انجام گرفته است:

در دختران ۵۵ مورد مقاربت از راه واژن بوده است(۸۲%). نکته مهم اینکه مقاربت از راه مقعد بیشتر در سنین پایین تر صورت می گرفته است.

در پسران ۱۴ مورد مقاربت از راه آنال، ۷ مورد تفخیذ که با انجام آزمایش‌ها به اثبات رسیده، در ۴ مورد آزار جنسی همراه با آسیب به نواحی تناسلی بوده و یک مورد آسیب در سایر نقاط بدن نیز وجود داشته است.

شایع ترین نوع تجاوز ثابت شده در پسران به صورت لواط و با نسبت ۵۴% بوده است.

تعداد دفعات تجاوز: در دختران موارد بررسی شده ۳۶ مورد چندین بار دخول صورت گرفته بود و ۱۷ مورد ضایعات جدید بود.و علائم دال بر یکبار دخول بود. بنابراین دخول مکرر قبل از مراجعه به مراجع قانونی در دختران شایع تر است و ۶۷% موارد را تشکیل می دهد.

در پسران از کل موارد ۳ مورد علائم دال بر دخول مکرر بودند و ۱۴ مورد علائم و

. در حالی که پسران اکثراً پس از یکبار مورد تجاوز واقع شدن مورد را نسبتاً سریع به مراجع اطلاع داده اند.

در جمع این پدیده ۷/۲ مرگ و میر داشته که نسبت مرگ و میر در پسران به جمعیت درگیر ۲/۵%  و در دختران به کل جمعیت درگیر ۷/۱ بوده است. در پسران با کاهش سن مراجع (زیر ۵ سال) مرگ و میر افزایش یافته است.

 

 بررسی منطقه ای در تهران و حومه:

بررسی ‌های انجام شده شایع ترین محل ارجاع موارد S.C.A ناحیه جنوب شهر با ۹۱مورد (۹/۲۸%) پس از آن منطقه مرکز با ۸۳ مورد (۶/۲۷%) و سپس منطقه شرقی با ۴۸ مورد (۹/۱۵%) و منطقه اسلامشهر با ۱۶ مورد (۳/۵%)، غرب ۱۲ مورد (۴/۰%) و پس از آن ورامین و شهر ری قرار می گیرند.(توفیقی و هوشدار، ۱۳۷۴)

 

چه کسانی کودکان را مورد سوء استفاده جنسی قرار می دهند؟

اکثر موارد سوء رفتار جنسی با کودک به وسیله افراد بزرگسال در خانواده بلافصل یا گسترده کودک روی می دهد. به این ترتیب، اکثر آزار دهنده ‌های جنسی برای کودکان قربانی

، ناشناخته می ماند.(کاپلان-سادوک، ۷۹)

تحقیقات نشان می دهد، ۵۴ درصد از سوء استفاده کنندگان از اعضای خانواده(پدر و ناپدری) بوده اند. اگر سایر گروه‌های خویشاوندی، دوستان خانوادگی، پرستار بچه را نیز به این نسبت اضافه کنیم، درصد قابل توجهی به متجاوزان که کودک با آنها آشنا بوده است، افزایش خواهد یافت.

بررسی ها نشان می دهند که ۹۷ درصد از متجاوزان، مذکر هستند و زنان تجاوزگر بیشتر پرستار کودک اند.

بر اساس گزارش‌های سازمان‌های مدافع حقوق بشر، علاوه بر کودکان آواره در خیابانها، کودکانی که در خانه افراد ثروتمند به

جنسی قرار گرفته بودند) در مناطق آموزشی سه گانه شهر اهواز و مناطق ۱۶، ۱۷، ۱۸ استان تهران صورت گرفت، مشخص شد که از بین ۵۰ قربانی سوء استفاده جنسی، ۱۸ مورد به وسیله پدر، ۷ مورد برادر، ۹ مورد همسایه، ۴ مورد به وسیله افراد غریبه، ۳ نفر پسرعمو، ۲ نفر به وسیله پسر عمه، یک مورد دایی، یک مورد شوهر خواهر، یک مورد عمو و ۴ نفر به وسیله افراد نامعلوم مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته بودند. سن شروع سوء استفاده جنسی از ۴ تا ۱۴ سالگی گزارش شده بود.

مدت زمانی که قربانیان سوء استفاده جنسی، مورد سوء استفاده قرار گرفته بودند متفاوت است. ۱۷ درصد آنان یک بار، ۲۴ درصد کمتر از ۶ ماه، ۱۹درصد بین ۶ تا ۱۲ ماه، ۱۳ درصد بین ۱ تا ۵

بکار می رود و کودک تسلیم خواسته فرد مهاجم می شود.

شایع ترین حالت این است که پدر یا ناپدری دختر خود را مورد تهاجم جنسی قرار دهد. در این خانواده ها اغلب روابط بین زن و شوهر مختل است. پدر، اعتماد به نفس پایینی دارد و تمایلات جنسی وی ضعیف است و یا از نظر جنسی بیش فعال است.

اگرچه دختران به عنوان هدف اولیه و اصلی تهاجم جنسی به شمار می آیند ولی گاهی پسران جوان هم قربانی جنسی یک زن بالغ می شوند و بر خلاف کودک آزاری جسمی که معمولاً تنها یکی از کودکان گرفتار آزار می شود، قربانیان تهاجم جنسی بیش از یک نفر هستند.

اغلب کودکان قربانی تهاجم جنسی آنهایی هستند که هیچ گونه اطلاعی در خصوص سوء استفاده جنسی و نحوه مقابله با آن را ندارند، اعتماد به نفس کمی دارند و از نظر فیزیکی و بدنی ضعیف، زشت و منزوی هستند.

اخیراً حملات جنسی به کودکان از جانب کودکان دیگر افزایش یافته است. از ۱۶۰۰ مهاجم جنسی جوان، که وضع آنها در یک مرکز دانشگاهی پیشگیری از سوء رفتار مورد تحقیق قرار گرفت ، ۲۵% قبل از ۱۳ سالگی شروع به آزار و اذیت کودکان دیگر کرده بودند. رهبران گروه غالباً خودشان

-اختلالات روانی آزارگران جنسی:

فرضیه ‌های روان تحلیلی[۱]عموماً بر عوامل غیر جنسی برای تجاوز به کودک تأکید دارند و به

مواردی مانند نیاز به برتری، احساس اضطراب به هنگام رابطه جنسی با بزرگسالان و احساس

شکست اجتماعی و حرفه ای در دنیای بزرگسالان اشاره می کنند.

فراوانی رفتار مربوط به ناهنجاری جنسی بچه گرایی اغلب همراه با فشار روانی – اجتماعی نوسان می یابد و سیر آن معمولاً مزمن است و میزان تکرار این عمل در افرادی که کودکان پسر را ترجیح می دهند تقریباً دو برابر کسانی است که دختران را ترجیح می دهند(کانون اصلاح و تربیت ۸۱،۸۰)

بعضی از سوء استفاده کنندگان جنسی از کودکان به اختلال کودک دوستی مبتلا هستند.این افراد (که اکثراً مرد هستند) می توانند هم جنس خواه یا دیگر جنس خواه باشند. اما احتمال اینکه بچه بازها دیگر جنس خواه باشند دو به یک است و معمولاً

بندی کرده است، تثبیتی و بازگشتی.

در مورد بچه باز‌های تثبیتی اختلال در نوجوانی شروع می شود و روی بچه ها به عنوان موضوع متمرکز است. معمولاً مجرد می مانند و اکثراً فقط با کودکان روابط جنسی مهمی دارند.

بچه باز‌های بازگشتی صرفاً بعد از برخی رویداد‌های سخت و منفی زندگی به کودکان تمایل جنسی پیدا می کنند. ممکن است این مردان متأهل باشند.

اگر چه ممکن است که هر دو گروه بچه بازها به انتخاب دختر یا پسر یا هر دو به عنوان هدف‌های جنسی بپردازند ولی نسبت بیشتری از بچه ‌هایی که بچه باز‌های بازگشتی دنبال می کننددختران هستند.

در برخی موارد ممکن است قربانی تهدید شده یا از لحاظ جسمانی آسیب ببیند، اما اغلب بچه ها بیشتر به واسطه واکنش هولناک والدین ناراحت می شوند ، تا به دلیل خود تجربه.

 

 

و دختر خوانده هیچ تفاوتی قائل نشده‌اند . در مطالعه ای، حدود نیمی از موارد شامل تجاوز به دختر خوانده بوده است.

مردانی که مرتکب تجاوز به دختر خود می شوند، عموماً ضعیف، بی‌کار و کم سواد تشخیص داده شده اند. البته این برداشت کلیشه ای ممکن است زائیده این نکته باشد که احتمال بیشتری دارد چنین آدم‌هایی شناسایی و دستگیر شوند.

بر اساس تحقیق “ گبهارد[۲] و همکاران” میان مردان متهم به تجاوز به دختران کوچک و بزرگ تفاوت‌های فاحشی وجود دارد. طبق این تحقیق مردانی که با دختران زیر ۱۲ سال رابطه داشته اند، مردانی کمرو با اختلافات زناشویی بوده اند. اکثر این مردان با دادن

همزمان پیشینه ‌هایی از رفتار تکانشی و

به موازات بالغ شدن دختر‌های بعدی اقدام به رابطه جنسی با آنها می کردند.

برخی محققان اظهار می دارند که قربانیان تجاوز به محارم خواه کودک یا نوجوان، اغلب تعارضات روان رنجوری یا جنسی شدیدی نشان می دهند.

دیگر یافته ‌های تحقیقی حاکی از آنند که کودک بیشتر از واکنش خانواده زیان می بیند تا از خود حادثه. به نظر می رسد سنی که کودک در آن مورد آزار قرار گرفته نیز مهم است . کودکانی که در سنین نزدیکتر به بلوغ مورد آزار قرار بگیرند ، تأثیرات منفی بیشتری نشان می دهند.

تجاوز به عنف:

به دلیل ضربه عاطفی تجربه شده از طرف قربانی، تجاوز به عنف جرمی است که بسیار کمتر از میزان واقعی گزارش می شود

جای داد.

در تجاوز قدرتی متجاوز معمولا در روابط بین فردی احساس بی کفایتی و غیر عادی بودن می کند و قربانی را تهدید به آسیب جسمی می کند.

در تجاوز خشمانه به نظر می رسد متجاوز در پی انتقام جویی از زنان به‌طور کلی است و خشم خود را از طریق بد زبانی و بدرفتاری جسمی ابراز می کند. به نظر می رسد این افراد از برقراری ارتباط ارضاء جنسی کمی حاصل کرده یا هیچ گونه لذتی نمی‌برند.

سومین و نادرترین نوع تجاوز دیگرآزارانه است. در این مورد خشم و شهوت تلفیق شده و بر زجر دادن قربانی متمرکز می شود.

اغلب قربانیان تجاوز به عنف به طور معنی داری نسبت به آنها که قربانی نیستند حداقل تا یکسال پس از حمله مضطرب، هراسناک، مظنون و سردرگم هستند. معمولاً این ترسها زندگی قربانی را در تنگنا قرار داده و به انقیاد در می آورد بارز ترین ترس‌های این افراد از تنها ماندن، مرد‌های غربیه، بیرون رفتن و تاریکی است.

تجاوز به پسران به دلیل داغ و ننگ آن همراه آن کمتر گزارش می شود. از آنجا که جامعه از مردان انتظار دارد از خود دفاع کنندبنابراین ممکن است مردی که قربانی تجاوز

حمله کننده احساس خشم دراز مدتی داشته

کودکان تا سن ۱۳ سالگی معنی این اعمال را نمی فهمند.

هرچند این کودکان از روابط جنسی آگاهی ندارند، اما احساس می‌کنند که این اعمال نادرست است. از این رو رضایتی در انجام این گونه اعمال ندارند. حتی در کودکانی که این گونه اعمال، لذت بخش تلقی می شود، بازهم احساس گناه تجربه می شود.

۹۰ درصد قربانیان این حوادث، هرگز از اتفاقی که برایشان افتاده یا می افتد، حرفی نمی زنند و سکوت می کنند. نه تنها می ترسند که خود آسیب ببینند، بلکه نگرانند که با این کار شیرازه زندگی خانوادگی آنها از هم بپاشد.

سوء استفاده جنسی می تواند بسیار ترسناک باشد، اما فکر اینکه ممکن است، اعتراض و فاش سازی آن نظام خانواده را برهم ریزد، بسیار هولناک تر است.

وفاداری به

. فکر می کنند کسی راز وحشتناک آنها را باور نخواهد کرد و با این حال این راز چنان بر زندگی آنان سایه می افکند که نمی توانند در زندگی برای خود دوستی انتخاب کنند و در نتیجه این انزوا ممکن است، خود به یک مهاجم تبدیل شوند و دست به اقدامات بی تناسب بزنند.

کودک در این شرایط با حرف نزدن درباره بدرفتاری، از هرگونه کمک عاطفی و احساسی دل بر می کند.(پورناجی، ۷۸)

حربه هایی که سوء استفاده کنندگان از کودک به کار می برند عبارتند از :

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

بار:

هرچه کودک خردسال تر باشد، سوء استفاده کننده با تطمیع بیشتر و اجبار کمتر کودک را می‌فریبد، با افزایش سن میزان اجبار و فشار بیشتر و از خشونت و فشار فیزیکی بیشتری استفاده می شود.

 

تهدید کردن:

اکثر سوء استفاده کنندگان از تهدید برای نیل به اهدافشان استفاده می کنند. اگر سوء استفاده کننده پدر باشد، او را تهدید به ترک خانه، طلاق مادر و کشتن اعضاء خانواده می کند.

سوزانیدن و کشتن حیوانات قبل از برقراری تماس جنسی با کودک در بین سوء استفاده کنندگان امر رایجی است از جمله عباراتی که متجاوزان برای مسکوت نگاه داشتن موضوع، قربانیان خود را تهدید می کنند، می توان به موارد زیر اشاره کرد،

  • اگر حرفی بزنی تو را می کشم.
  • اگر حرفی بزنی تو را کتک می زنم.
  • اگر حرفی بزنی مادرت بیمار می شود.
  • اگر حرفی بزنی مرا به زندان می اندازند و خانواده تنها می ماند.

این قبیل تهدیدها شامل ارعاب احساسی است که از هراس و آسیب پذیری های قربانی

تأثیرات سوء استفاده جنسی بر کودکان قربانی:

تأثیرات بالینی، مشخصات سوء رفتار جنسی مشتمل است بر سائیدگی و خونمردگی، درد و خارش در ناحیه تناسلی، خونریزی از مقعد یا مهبل، عفونت‌های مکرر راه‌های ادراری و ترشحات مهبلی نیز ممکن است با سوء رفتار جنسی مربوط باشد. اشکال در راه رفتن و نشستن و وجود بیماری‌های مقاربتی باید سوء ظن رفتار جنسی را برانگیزد.

بچه ‌های کوچکی که مورد سوء رفتار جنسی قرار گرفته اند غالباً اطلاعات جنسی خود را در بازی نشان می دهند یا ممکن است رفتار‌های جنسی به همتا‌های خود نشان دهند.(کاپلان- سادوک،۷۹)

 

نشانه ‌های بالینی سوء رفتار جنسی:

رفتارها یا نشانه ‌هایی که ممکن است در یک کودک مورد سوء رفتار جنسی وجود داشته باشد:

نشانه ‌های فیزیکی:۱-خارش، کبودی، بیماری‌های پوستی، بثورات جلدی، زخمها و صدمات به صورت خاص در محل اندام‌های تناسلی ۲-بیماری‌های مقاربتی ۳-بارداری در ابتدای نوجوانی ۴-ترشح خون یا چرک در روانداز یا لباس و به صورت خاص در لباس زیر

نشانه ‌های رفتاری:۱-رفتار پرخاشگرانه نسبت به بچه ‌های کوچکتر ۲-اطلاعات زیاد نسبت به مسائل جنسی ۳-رفتار وسوسه

۵-بازگشت رفتار(به عنوان مثال کودکی که توالت رفتن را آموزش دیده رختخوابش را خیس می کند) ۶-استمناء بیش از حد ۷-ارتباط با هم سن و سالها ۸-ترس از شخص، مکان یا موضوع خاص(به عنوان مثال، اگر سوء رفتار در دستشویی یا حمام اتفاق افتاده باشد ممکن است کودک با دیدن این اتاق بترسد.)۹- تغییر ناگهانی یا افراطی در رفتار(به عنوان مثال کودکی که قبلاً دانش آموز خوبی بوده شروع می کند به بی نظمی در کار‌های مدرسه، کودکی که قبلا ناراحت نبوده شروع می کند به ناراحتی زیاد و انجام کار‌های ناراحت کننده و یا اینکه به صورت افراطی غیر اجتماعی یا اجتماعی می شود) ۱۰-اختلال در خوردن(پرخوری- کم خوری)

علائم رفتاری قبل از نوجوانی و در نوجوانی:۱-خودآزاری (کودک ممکن است به طور مکرر خودش را با تیغ یا یک شیء برنده زخمی کند، خودزنی، خودسوزی) ۲-رفتار تهاجمی یا اقدام به خودکشی ۳-استفاده از مواد مخدر یا الکل ۴-بی بند و باری جنسی ۵-زاهد مآبی کودک (از هر رفتار جنسی پرهیز می کند و نمی تواند خود را به عنوان یک موجود جنسی حتی از راه‌های مورد پذیرش تصور کند) ۶- فاحشگی ۷-

اضطراب در تاریخ‌های مشخص ۱۵-یک ترس همیشگی از آسیب دیدن و تنها ماندن
(Rosemary narimaniam, 2000)

همه کودکان به یک صورت نسبت به سوء رفتار‌های جنسی واکنش نمی دهند. آسیب پذیری نسبت به یادگار‌های سوءرفتار جنسی بستگی به نوع سوء رفتار، طول مدت آن، سن کودک و روابط کلی کودک و عامل سوءرفتار دارد.

کودکانی که به وسیله یک شخص بزرگتر، از نظر جنسی تحریک می شوند احساس نگرانی و تحریک مفرط پیدا می کنند، اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و اعتمادشان از بزرگترها سلب می شود. اغواگری، زنا و تجاوز به عنف عوامل زمینه ساز مهم برای پیدایش علائم بعدی مثل فوبی ها، اضطراب و

 

اختلال شخصیت مرزی در بعضی از بیمارانی که سابقه تحمل سوء رفتار جنسی دارند گزارش شده است. سوء مصرف مواددر بین نوجوانان و افراد بالغی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته‌اند شیوع بالاتری دارد.(کاپلان- سادوک،۷۹)

مرکز سوء استفاده جنسی از کودکان آمریکا در مطالعه آثار سوء رفتار جنسی بر کودکان، علائم را بر اساس میزان اهمیت، این گونه رتبه بندی کرده است:

عزت نفس پایین، سوء استفاده از محرک‌های ترسناک، برانگیختکی هیحانی، کابوس، اختلالات خواب، افسردگی، سرکوب خشم، خصومت، گوشه گیری از فعالیتها، مشکلات آموزشی، رویاپردازی، از دست دادن حافظه و ناتوانی در تمرکز، احساس خفگی، مضطرب شدن در مکانها، رفتار‌های برگشتی، رفتار پرخاشگرانه، ترس تعمیم یافته، شکایت ‌های روان تنی، اختلالات رفتاری غیر آموزشگاهی، ناتوانی در برقراری یا حفظ ارتباطات، مشکلات تصور از بدن، رفتار‌های جنسی نا مناسب و مخرب با همسالان، افکار یا اقدام به خودکشی، ناتوانی در دریافت و انتقال هیجانات، حملات هراس و اضطراب، افکار وسواسی یا تکراری، خود را در موقعیت‌های خطرناک قرار دادن، درگیری سطحی با پلیس، سوء استفاده از دارو یا الکل، سرقت، خیال پردازی‌‌های خشونت آمیز، فرار از منزل، آسیب رساندن به خود، وسواس، اختلالات خوردن(پورناجی، ۷۸)

محققان، عوامل چندی را در تشدید واکنش ها ذکر کرده اند که عبارت است از:

سن قربانی: هرچه سن قربانی بیشتر باشد، تجارب سختری خواهد داشت.

سن متجاوز: هرچه سن متجاوز بیشتر باشد، آثار شدیدتری بر قربانی به جای می گذارد.

هویت جنسی: متجاوزان مذکر آثار سخت و جدی بر کودک می گذارند.

طول دوره سوء رفتار جنسی: هرچه مدت سوء استفاده جنسی طولانی تر باشد، آثار منفی شدیدتری بر قربانی خواهد داشت.

شدت سوء استفاده جنسی: هرچه فعالیت‌های جنسی متجاوز متنوع تر باشد، آثارمنفی شدیدتری بر قربانی خواهد داشت.

ارتباط متجاوز و قربانی:هرچه ارتباط بین متجاوز و قربانی نزدیکتر باشد -پدر، ناپدری و… – آثار ایجاد شده، منفی و شدیدتر است.

تعداد سوء استفاده کنندگان: اگر تعداد سوء استفاده کنندگان متعدد باشد، آثار شدیدتری بر قربانی بر جای می ماند.(Rosemary Nari,anian, 2000)

 

علائم و نشانه ‌های کودک آزاری جنسی(موسوی و همکاران ۱۳۸۰)

۱-بارداری در کودکان دختر که به سن بلوغ رسیده اند 

 

 

 

شاخص‌های فیزیکی

۲-علائم و نشانه ‌های بیماری‌های مقاربتی
۳-ادرار خونی
۴-کبودی و تورم در ناحیه تناسلی
۵-وجود خون و چرک در ناحیه تناسلی
۶-وجود ناراحتی و شکایت کودک، از ناحیه تناسلی بدون وجود علت فیزیکی واضح
۷-تغییر رنگ در لباس زیر
۸-خونریزی از ناحیه مقعد
۱-خاراندن مکرر ناحیه تناسلیشاحص‌های رفتاری
۲-اشکال در نشستن روی صندلی
۳-حالت ایستادن یا راه رفتن با پای باز
۴-از دست دادن ناگهانی اشتها
۵-دیدن کابوس‌های شبانه
۶-حالت پرخاشگری یا گوشه گیری به طور ناگهانی
۷-فقدان ناگهانی علاقه به زندگی
۸-از دست دادن تخیلات و خیال پردازی
۹-پس رفت به سوی رفتار‌های بچه گانه مانند خیس کردن رختخواب، مکیدن انگشت و گریه بیش از حد
۱۰-داشتن اطلاعات جنسی بیش از سن خود
۱۱-عدم تمایل به کار‌های شادی آفرین
۱۲-حالت کاهلی و تنبلی
۱۳-گوشه گیری و دوری کردن ناگهانی از دوستان
۱-شکایت از درد ناحیه تناسلی 

 

 

شاخص‌های کلامی

۲-اعلام تماس جنسی با اشخاص
۳-اعلام داشتن یک بازی سری با افراد بزرگسال
۴-اعلام ترسیدن از تنها ماندن با بزرگسالان
۵-اعلام اینکه شخصی دائماً اطراف او پرسه می زند
۶-اعلام اینکه فلان شخص مرا لمس می کند
۷-اعلام اینکه فلان شخص وقتی تنها می شوم به من وسایل یا چیزی می دهد

گستره و شیوع آزار جنسی:

بدون شک کودک آزاری جنسی قرن ها است که وجود دارد، ولیکن این مسأله از اواسط سال ۱۹۷۰ میلادی، به صورت یک معضل اساسی مطرح شد و به دنبال آن گزارش‌های زیادی از نقاط مختلف دنیا از جمله آمریکا، کانادا، انگلیس و … ارائه شد.

متأسفانه در دنیای متمدن امروز، شاهد این نکته هستیم که روز به روز گزارش‌های کودک آزاری جنسی بیشتر می شود، علت این امر به درستی

حقوقی قائل اند. همچنین آگاهی نسبت به علائم و نشانه ‌های سوء رفتار با کودکان باعث شده که این پدیده امروزه به صورت یک معضل مطرح شود.

ه به وسیله انجمن آمریکایی ها در سال ۱۹۶۹ انجام گرفت، نشان داد که از هر یک میلیون نفر، سالانه ۴۰۰ هزار نفر مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند.

مرکز ملی کودکان مورد سوء استفاده و غفلت در سال ۱۹۸۱ بر طبق برآورد سالانه خود نشان داد که همه ساله صدهزار کودک، به وسیله محارم خود مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند.

در یک جمع بندی کلی باید گفت، از ۸۳۸ هزار و ۲۳۲ مورد کودک آزاری که به سازمان حمایت از کودکان آمریکا در سال ۱۹۹۱ ارجاع شده است ۱۵ درصد آن مربوط به کودک آزاری جنسی بوده است.

خبرگذاری اتریشی “آپا” در آگوست سال ۱۹۹۷ چنین گزارش داد :“ تعداد کودکان قربانی سوء استفاده ‌های جنسی در جهان به بیش از دو میلیون نفر می رسد. از این اطفال در تهیه فیلم‌های مستهجن استفاده می شود و نیز این کودکان مورد خرید و فروش قرار می گیرند و یا به خود فروشی وادار می شوند”

این گزارش می افزاید:“ در بعضی از کشورها از جمله کشور‌های اروپای شرقی و آسیایی آمار اطفال قربانی این نوع سوء رفتارها بسیار بالاتر از رقم اعلام شده به وسیله صندوق بین المللی یونیسف است.

بازار فروش کودکان پس از فروپاشی بلوک شرق در کشور‌های این منطقه بسیار رونق یافته است. در کشور‌های فقیرتر تجارت کودکان و سوء استفاده جنسی از آنان دائماً در حال افزایش است. از جمله کشور‌هایی که در آنها سوء استفاده از کودکان و خرید و فروش اطفال بسیار رواج یافته است، می توان هند، برزیل و تایلند را نام برد” گزارشی

:“ قاچاق زنان و کودکان و همچنین سوء استفاده ‌های جنسی از کودکان در حال افزایش است و برخی از این کودکان که ۶ تا ۱۵ ساله بوده اند، بر اثر این سوء استفاده ها جان باخته اند.” (پورناحی، ۷۸)

خبرگذاری واتیکان (فیدس) در اکتبر ۱۹۹۸ اعلام کرد که:“ طی هفت ماه اخیر ۲۶۰۰ کودک و نوجوان ۶ تا ۱۴ ساله در بنگلادش فروخته یا ناپدید شده اند. بسیاری از این تعداد مورد سوء استفاده ‌های جنسی واقع شده و برخی مرده اند” این خبر می افزاید:” هرساله ۱۵ هزار زن و کودک به وسیله باند‌های تبهکار به طور قاچاق از بنگلادش خارج شده و در معرض فروش ، فحشا و انواع سوء استفاده‌‌های دیگر قرار می گیرند.”

“ فیدس“ یادآور شده:“ باند‌های قاچاق و سوء استفاده از کودکان و زنان در حال حاضر کشور‌های جنوب شرقی آسیا را هدف قرار داده اند”

بر پایه گزارش پزشکی قانونی کشور (استان تهران) ، از کل مواردی که در این مرکز به عنوان کودک آزاری تشخیص داده می شود، ۲۵ درصد موارد، مربوط به کودک آزاری جنسی است و بیشترین فراوانی آن مربوط به جنوب شهر تهران است.(جویان، ۱۳۷۴)

متأسفانه در ایران آمار جامع و قابل استنادی در مورد کودک آزاری و مخصوصاً کودک آزاری جنسی وجود ندارد. یک مطالعه نشان داده است که بیشترین مورد سوء

۴% موارد را شامل شده است که بیشتر در مقطع سنی ۶-۳ سال صورت گرفته است و بیشتر پسران قربانی این مسأله بوده اند.

تنها یک مورد پسر ۱۳ ساله ای از طرف پسر ۱۷ ساله دیگر مورد سوء استفاده بوده و در یک مورد هم پسر ۱۳ ساله ای از طرف دختر بزرگتر از خود مورد سوء استفاده قرار گرفته بود. و از ۱۳۵ مورد پیگیری به

از حقوق کودکان)

 

۳-غفلت و مسامحه :

عبارت است از عدم مراقبت و علاقمندی به کودک شامل محرومیت از نیازهای اساسی همانند غذا ، پوشاک و محرومیت از اقداماتی که جهت رشد طبیعی

و همکاران ، ۱۳۸۰ – ایزرائیل ، نلسون ، ۱۳۷۸) .

 

مصادیق غفلت :

– غفلت جسمی مانند ترک و به حال خود رها کردن و رسیدگی نکردن به وضعیت تغذیه :

والدین کم سن و سال ، والدین سهل انگار و غیرمسئول و پدر و مادرهایی که به لحاظ روانی دچار مشکل و مساله هستند و والدین و مراقبان کودک که سهل انگار و اهمال کار غیرمسئول و بدون تعهدند و کودک را در سنینی که آنان نیاز به مراقبت و توجه دارند به حال خود رها می کنند و صدمات جبران ناپذیری به کودکان وارد می سازند .

مانند رها کردن کودک در مقابل وسایل خطرناک ، چراغ یا سماور یا چرخ گوشت روشن که صدمات جبران ناپذیری به کودکان وارد می کند .

– دست کودک ۲ ساله ای در لابلای پره های چرخ گوشت خانگی گیر کرد و له شد .

و یک لحظه غفلت او کودک ۲ ساله اش دچار حادثه شد . مصدوم در حالی که دستش در داخل دستگاه گیر کرده بود به وسیله والدین و همسایگان به «بیمارستان میلاد» منتقل شد . (شرق ، ۴/۸/۸۲) .

– دختر ۴ ساله هنگام بازی در آشپزخانه به دلیل فرو کردن چاقو در سینه خود جان سپرد . فاطمه ۴ ساله در حالی که مادرش در آشپزخانه در حال تهیه غذا بود چاقویی را برداشته و شروع به بازی با آن کرد . در همین حین تعادل خود را از دست داد و تیزی چاقو به دلیل وارد شدن فشار بدنش به تن او فر رفت و جان سپرد(شرق ۲۲/۷/۸۲).

– یک مادر کالیفرنیایی ۲۹ ساله ، دو دختر ۸ و ۲۰ ماهه خود را در آپارتمان گذاشت ، در را به روی آنها بست و به مدت چهار روز از آپارتمان خارج شد . او هنگام خروج از منزل ، دستگاه تهویه را خاموش کرد ، پنجره ها را بست و

و رشد شخصیت ، در کنار رسیدگی به وضعیت تغذیه ، مراقبتهای بهداشتی ، تامین پوشاک و سایر مایحتاج ضروری ، به شدت نیازمند محبت و توجه عاطفی از سوی والدین و مراقبان خود هستند .

کودکانی که به لحاظ عاطفی از سوی خانواده طرد می شوند ، تا

داشتن فرزند جدید ، کم سنی ، بیماریهای روانی یا تربیت دوران کودکی خود ، از ابراز عشق و محبت به فرزندان خود امتناع ورزیده و به شدت از آنان کناره گیری می کنند .

بر اساس مطالعات سه جامعه شناس عضو موسسه تحقیقات اجتماعی وابسته به دانشگاه «میشیگان» که حاصل تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه هایی است که طی ۲۳ سال (۱۹۶۲ تا ۱۹۸۵) با اعضای ۸۰۰ خانواده انجام شده است ، مشخص شده که کودکان ناخواسته در آینده از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند .

نتایج این تحقیق

داشت .

– غفلت آموزشی مانند رسیدگی نکردن به وضعیت تحصیلی کودک ، بی توجهی به ترک تحصیل یا فرار از مدرسه :

خانواده هایی که از نظر تحصیلات و پایگاه اجتماعی در رتبه پایینی قرار دارند ، معمولاً به وضعیت تحصیلی بچه ها کمتر توجه می کنند . در چنین خانواده هایی به دلیل پایین بودن سطح درآمد خانوار ، زیاد بودن تعداد بچه ها و ناآگاهی والدین ، به وضعیت تحصیلی بچه ها رسیدگی

شود . تکرار این مساله در نهایت منجر به ترک تحصیل این بچه ها می‌شود .

– غفلت پزشکی مانند مراقبت نکردن از کودک در برابر مسائل بهداشتی :

والدین اهمال‌کار اغلب در مواقع بیماری کودک ، مراجعه به پزشک را به تاخیر می‌اندازند که همین تاخیر در مداوا سبب حاد شدن بیماری و در مواقعی از دست رفتن کودک می شود .

در مواقعی این پدر و مادرها در پاسخ به اعتراض سایرین نسبت به تأخیر در مراجعه به پزشک ، کودک را متهم به تمارض می کنند . (پورناجی ، ۷۸) .

 

نشانه های سوء رفتار ناشی از غفلت و مسامحه :

خصوصیات بارز غفلت فیزیکی :

آثار و علائم در مورد غفلت و سهل انگاری نوع جسمی می تواند به صورت گرسنگی شدید باشد. تغذیه ناکافی موجب می شود کودک مستعد ابتلاء به عفونتها و اختلالات کمبود ویتامینی گردد و به دلیل فقر پروتئینی و کمبود کالری قسمت زیادی از بافتهای بدن از دست می رود . در این حالت کودک بیش از ۴۰% وزن خود را از دست می‌دهد و دچار اختلال

شده اند ممکن است دو فرم ۱-گرسنگی نوع مرطوب یا ۲-گرسنگی نوع خشک دیده شود .

در گرسنگی نوع مرطوب ، ورم شدیدی در تمامی قسمت های بدن به همراه تجمع مایع فراوان در حفره شکم و تحلیل شدید عضلانی و کاهش پروتئین پلاسمای خون دیده می شود . در نوع خشک ورم بدن وجود ندارد ولی فشار خون پایین می افتد و قلب نارسا می شود . چنین کودکانی ظاهری لاغر ، صورت کشیده ، چشمهای فرو رفته ، تحلیل عضلانی ،‌لاغری گردن و پوست رنگ پریده دارند .

عفونت های پوستی در اماتیت های ادراری قنداق بچه نیز در این کودکان فراوان دیده می شود (موسوی و همکاران ، ۱۳۸۰) .

 

نشانه های روانی غفلت و مسامحه :

از نظر رفتاری کودکانی که مورد بی توجهی مزمن قرار گرفته اند ممکن است بدون تبعیض ، حتی نسبت به بیگانه ها هم مهربان باشند یا ممکن است از نظر اجتماعی حتی در موقعیتهای آشنا بی‌تفاوت بمانند .

کودکانی که قربانی بی توجهی می شوند ، احتمال زیادی وجود دارد که

و نمو پیدا می کند . این کودکان ابعاد جسمی متناسب دارند اما نسبت به سن خود ریزتر هستند . غالباً تغییرات برگشت پذیر نموی دارند که به کاهش هرمون رشد می انجامد و مدتی رشد آنان متوقف می گردد . کودکان مبتلا به این اختلال ، رفتار غیرعادی در خوردن دارند و روابط اجتماعی آشفته نشان می دهند . پرخوری دوره ای ، خوردن آشغال یا مواد ناماکول ، نوشیدن آب دستشویی و استفراغ عمدی گزارش شده است (کاپلان – سادوک ، ۷۹) .

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

 [/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

کودک آزاری عاطفی :

آزارهای عاطفی ، گرچه برخلاف آزارهای جسمانی اثری قابل رویت بر جسم

رفتاری که بر عملکرد رفتاری – شناختی و عاطفی و جسمی کودک تاثیر سوء داشته باشد ، بدرفتاری روانی با کودک خوانده می‌شود .

با این تعریف ، ابعاد بدرفتاری بسیار گسترده تر می شود . در واقع تمام انواع بدرفتاری (جسمی ،‌جنسی ، عاطفی و غفلت) با بدرفتاری روانی همراه است .

 

 

مصادیق بدرفتاری عاطفی :

– رفتار و نگرشهای منفی مداوم ، به صورت کلامی مانند سرزنش یا تحقیر مداوم .

یک کودک در مورد تحقیرها و ناسزاهای والدین خود می گوید :

«اگر قرار می شد ، میان ضرب و شتم و کلمات ناپسند ، یکی را انتخاب کنم ، ضرب و شتم را انتخاب می کردم .

دست کم اثرش باقی می ماند و اشخاص در مقام دلسوزی و همدردی بر می آیند . اما بدگویی و حرفهای آسیب زننده ، انسان را به واقع دیوانه می کند . جراحات ناشی از آنها نامرئی است . کسی به آن اهمیت نمی دهد . آثار ضرب و شتم در مقایسه با آزار کلامی به سرعت بیشتری مداوا می شود.»

– مقررات و کنترل شدید ، مانند ترسانیدن از جدایی یا تنبیه سخت بدنی

– تقویت وابستگی کودک – بدون احساس امنیت

– انتظار ها و برخوردهای نامتناسب با سن

این گونه والدین مسئولیتهایی را بر کودکان تحمیل می کنند که آنها آمادگی عهده دار شدن آن را ندارند . از این رو

شناسان معتقدند که بچه ها به این نیاز دارند که اشتباه کنند و بدانند که اشتباه کردن پایان جهان نیست . کودک با اشتباه کردن ، اعتماد به نفس پیدا می کنند تا آزمون های جدید کند . والدین ناآشنا با طرز صحیح تربیت ، برای فرزندان خود هدفهای دست نیافتنی در نظر می‌گیرند . از آنها توقعات غیرممکن دارند و گمان می‌کنند . که قانون‌مندی‌هایشان تغییر کردنی نیست . انتظار دارند که فرزندانشان به هدفهای دوردست برسند .

– دور بودن از کانون عاطفه

طرد عاطفی یک نوع بی توجهی شایع است . تعداد قابل توجهی از والدین ، عشق و محبت لازم

برای رشد کودکان را به آنها نمی دهند . طرد عاطفی از عوامل زیادی ناشی می شود .

را به حد کمال برساند و از این طریق بکوشند که او را طرد کنند . یا ممکن است ، به این شکل باشد که نسبت به کودک خود بی علاقگی نشان دهند و از او کناره گیری کنند .

– به خدمت گرفتن کودک در جهت ارضای نیازهای عاطفی خود .

بسیاری از والدین به قدری در زحمت هستند و به قدری در شرایط نامناسب به سر می برند که اسباب ترحم و دلسوزی را فراهم می آورند . از آنجایی که این والدین اغلب مانند کودکان ، بی مسئولیت و درمانده رفتار می کنند ، فرزندان بالغ آنها در مقام حمایت از آنان بر می آیند و از والدین خود دفاع می کنند .

کار آنان به قربانیان جنایتی می ماند که از جنایتکار عذرخواهی می کنند .

  • ایجاد بی ثباتی و دگرگونی شناختی مانند دادن پیامهای متضاد به کودک یا پاسخهای غیرقابل پیش بینی والدین . بسیاری از والدین به جای آنکه با رفتارهای مناسب و معتدل، الگوهای ثابتی را برای فرزندان خود فراهم آورند ، به دلیل نداشتن ثبات شخصیت و تبعیت نکردن از
  • چهارگانه کودک آزاری در فرهنگ ما وجود دارد ، اما آنچه بیش از همه به نظر می رسد ، آزارهای عاطفی است . در مورد آثار و تبعات منفی آزارهای عاطفی

اثرات کودک آزاری عاطفی : «تاثیر زیانبار کودک آزاری بر سلامت روانی کودکان ، به مراتب عمیق تر و پایداتر از سایر جنبه های رشد اوست . این مشکلات بر حسب سن ، نوع کودک آزاری و تفاوتهای فردی در کودکان متفاوت است و می توان آنها را به این ترتیب خلاصه کرد :

– وجود افسردگی و اضطراب ، همراه با ناآرامی ، گریه ، سکوت ، بی قراری و … -‌ترسهای شدید

از موقعیتها و افراد – عصبانیت ، پرخاشگری و ناتوانی در

کاهش روابط اجتماعی با نشانه های انزوا طلبی.-رعایت نکردن مقررات و ضوابط مدرسه.-بدبینی، بدگمانی و اعتماد نکردن به دیگران.-کاهش ارتباط کلامی با دیگران.-شکل گیری نشانه های بزه کاری به ویژه در دوران بلوغ که با خشونت، دزدی، تخریب، اختلال و … همراه است.(پورناجی، ۷۸-موسوی و همکاران، ۸۰)

 

علائم و نشانه های کودک آزاری، عاطفی، مسامحه و غفلت هیجانی:(موسوی و همکاران، ۱۳۸۰)

علائم فیزیکیندارد
علائم رفتاری۱-کودک بازی نمی کند، منفعل و دائم در حال شکایت است و یا حالت تهاجم و بی اعتنایی دارد

۲-اعتماد به نفس بسیار پایین

۳-به ندرت می خندد

۴-مهارتهای اجتماعی کمی دارد

۵-از ارتباط با دیگران خودداری می کند و نگاهش را می دزدد

۶-دائما سعی در جلب حمایت دیگران دارد، روز به روز خواسته هایش بیشتر می شود و احتیاجاتش بیشتر می شود.

۷-با اکراه غذا می خورد

۸-پس رفت به دوران اولیه کودکی مثل مکیدن انگشت و شب ادراری

شاخصهای کلامی۱-اشکال در خوابیدن را ذکر می کند

۲-خودش را با واژه های منفی و تحقیر آمیز توصیف می کند

۳-نسبت به برنامه های خانوداه ابراز بی میلی می کند

شاخصهای والدین۱-داشتن انتظارات غیر واقعی از کودک

۲-انتظار دارند که کودک انتظارات و نیازهای هیجانی روانی آنها را برآورده سازد

۳-عدم علاقه‌مندی به کودک

۴-فقدان مهارتهای اولیه و مهارتهای لازم جهت پرورش کودک

۵-به نظر می رسد بیشتر به نیازهای خود توجه دارند تا به نیازهای کودک

۶-کودک را دائم سرزنش می کنند

۷-با کلمات تحقیرآمیز با کودک سخن می گویند.

 

 

علائم و عوارض سوء رفتار با کودکان:(موسوی و همکاران ۱۳۸۰)

 

گروه سنیعلائم و کلیدهای تشخیصی

 

علل و زمینه های کودک آزاری:

علل زیادی برای شیوع کودک آزاری و بی‌توجهی به کودک وجود دارد. از جمله گذر از وضعیت اقتصاد سازمان یافته به اقتصاد باز که ساختارهای کمی برای رفاه اجتماعی به ارمغان می آورد، گسترش شهرنشینی که دسترسی به خدمت درمانی و اجتماعی را محدود می کند، مهاجرت روستاییان به شهر که شبکه خانوادگی و اجتماعی را از هم می گسلد و پیوستن تعداد زیادی از مادران و زنان به

عمده تقسیم کرد.

۱-عوامل مربوط به کودکان. ۲-عوامل مربوط به والدین.۳-عوامل محیطی، اجتماعی و فرهنگی

 

عوامل محیطی اجتماعی و فرهنگی:

یکی از موارد عوامل محیطی:۱-کودک آزاری ناشی از نظام سیاسی، قوانین و جنگ است.

کودکان قربانیان بی دفاع نظامهای سیاسی هستند و نقص در نظامهای سیاسی کشورهای در حال توسعه موجب استفاده از کودکان در جنگ ها و بی توجهی به

 

مجازات اعدام برای کودکان کم سن، هم سلول شدن با افراد بزرگسال، حبس مجرد، طولانی شدن دوره بازداشت موقت به هنگام انتظار برای محاکمه و به طور کل شرایط اسف بار کودکان زندانی، از جمله اشکال ایذایی کودکان است.طی یک خبر که در سال ۷۶ در مطبوعات به چاپ رسید. یک موسسه خصوصی حقوق بشر در پاکستان علیه تصمیم دولت

است.”

نیجریه، پاکستان، عربستان سعودی و یمن از جمله کشورهایی هستند که مجازات اعدام را برای ارتکاب جنایت در سنین کودکی به اجرا می گذارند.(پورناجی،۷۸)

در کشور ایران نیز سن کیفری کودکان بسیار زود شروع می شود و بعد از رسیدن به سن بلوغ (دختران ۹ سال و پسران ۱۵ سال) کودکان همانند بزرگسالان محاکمه می شوند و مانند آنان مجازات می شوند:

یک نوجوان بلوچ ۱۵ ساله به نام «محمد» به خاطر فقر مالی و کمک به خانواده اش ، در ازای دریافت ۵۰ هزار تومان ، اقدام به حمل مواد مخدر کرده بود که در راه تهران توسط ماموران نیروی انتظامی شهرستان زاهدان دستگیر شد .

بازجویی و تحقیق از او نشان داد که وی به خاطر فقر مالی و شرایط اقتصادی نامطلوب خانواده اش مجبور شده است با قاچاقچیان مواد مخدر همکاری کند . بر اساس همین گزارش ، محمد – متهم نوجوان – برای کمک به پدر بیمارش پذیرفت در ازای مبلغ ۵۰ هزار تومان gr50 هروئین را از زاهدان به تهران حمل کند و آن را به یک فروشنده مواد مخدر تحویل دهد . دادگاه پس از رسیدگی به پرونده اتهامی متهم نوجوان او را بر اساس مواد قانونی به اعدام محکوم کرد .

دیوانعالی کشور پس از تجدیدنظر و با دو درجه تخفیف او را به ۲۶ ماه حبس محکوم کرد . (ایران، ۳۰/۸/۸۱) نمونه دیگری که می توان به آن اشاره کرد وضعیت صفر ۱۲ ساله از میانه است . او در مورد جرمش و نحوه رسیدگی به آن می گوید :

یک روز که با پسر خاله ام داشتیم از سر کار بر می گشتیم سر کوچه مان چهار تا جوجه داشتند می‌گشتند ، فکر کردیم گم شده اند . پسر خاله ام گفت : بیا این
معمولاً کودک در نوع و شکل آن اظهار نظری نمی کند.

در خانواده کودک خود را متعلق به خانواده می داند و اعضای آن را متعلق به خود. کودک نه تنها خانواده را پشتیبان خویش می داند، بلکه خود را نیز به نوعی در درگیریها و تعاملات خانواده سهیم می داند، می آموزد دوست بدارد و مورد علاقه دیگران باشند.

در حالی که کودک در نظام شبانه روزی به هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند دل ببندد. کارکنان در ساعتی معین می آیند و در ساعتی معین می روند. هیچ کس و هیچ چیز در کنار کودک ثابت نیست. امروز یک مربی را می بیند و فردا دیگری، امروز کودکی هم اتاقی اوست و فردا کودکی دیگر.

در خانواده، فرزندان تحت تعلیم و تربیت و نگهداری الگوی ثابت پرورشی پدر و مادر قرار می‌گیرند. در این رهگذر است که خانواده  به عنوان کانون عشق و محبت، کانون آموزش عاطفه و کانون انتقال دهنده تمدن و فرهنگ ایفای نقش می کند و باعث تکوین شخصیت و تعادل روانی و

برای تعلیم و تربیت و نگهداری کودکان وجود ندارد و این کودکان در طول زندگیشان در پرورشگاه با افراد مختلف، با شخصیت‌های متفاوت و باور‌های مختلف و بعضاً متضاد، در تماس و ارتباط هستند و از آنها تأثیر می پدیرند.

 

از اعضای خانواده نقش خاصی ایفا می کند که این نقش موجب تکامل و پویایی نظام خانواده و تک تک اعضای آن می شود. در چنین فضایی کودک ضمن آشنایی با نقش و عملکرد پدر و مادر به وظایف و مسئولیت‌‌های خویش در قبال آن و سیستم خانواده پی می برد.

در محیط‌‌های شبانه روزی مفهوم پدر و مادر به خصوص برای آن دسته از کودکانی که از شیرخوارگی در چنین محیط ‌هایی زندگی کرده اند اساساً غیر قابل درک است. تا چه رسد به آنکه وظایف و نقش آنان را درک کنند. مثلاً در یک شبانه روزی

که از دو سالگی در شبانه روزی نگهداری شده است در توصیف شبانه روزی می گوید:

“ محیط شبانه روزی وحشتناک است که در آن عاطفه وجود ندارد. نمی دانم مردم از این بچه ها با این همه محرومیت‌‌های عاطفی که متحمل شده اند چه توقعی دارند. در شبانه روزی بچه ها از لحاظ مادی مشکلی ندارند اما فقر عاطفی بیداد می کند. ما حتی یک نفر را نداشتیم که با او درد دل کنیم.

بچه ها با سن‌‌های مختلف کنار هم نگهداری می شدند. خوب از چنین محیطی چه انتظاری دارید. وحشتناک بود، بارها از زندگی نا امید شدم و به فکر وخودکشی افتادم. فکر می کردم زندگی هیچ فایده ای ندارد. هیچ کس به داد ما نمی رسد. یک عده کودک  و نوجوان رها شده و هیچ کس به فکر پرورش استعداد‌های بچه ها نبود. اگر گاهی هم مربّی می خواست کار کند ضوابط و مقررات پرورشگاه اجازه نمی دهد . او در مورد تنبیه شدنش در پرورشگاه می گوید :

“ یک بار اشتباهاً مداد دوستم را برداشتم، فکر می کردم مال خودم است.

بعدها فکر کردم هدف مربّی ما درست بوده است. باید یاد می‌گرفتم که وسایل دیگران را بر ندارم، اما او حتی نمی دانست از چه راهی باید این کار را بکند، حتی نمی توانست کوچکترین مسأله تربیتی را آموزش بدهد. بچه ‌های شبانه روزی به دلیل کتک‌‌هایی که در کودکی می خورند در سن‌های بالاتر پرخاشگر می شوند، به هر حال باید گذشته را سر یکی خالی کنند.”(آریاشمس مستوفی، ۷۶)

 

کودکان جنگ:

آتش جنگ در برخی از مناطق دنیا روشن است. در میان شعله های فروزان آتش، کودکان بی دفاع ناجوانمردانه، قربانی سیاست‌های دولتها می شوند. تحریم اقتصادی منجر به نرسیدن غذا و دارو به کودکان می شود. و کودکان بسیاری به دلیل سوء تغذیه دچار مرگ تدریجی می شوند.

ای نان، لباس نظامی پوشیده و به میدان جنگ می روند.

در آبان ماه ۱۳۷۷ در همایش بین المللی خشونت علیه کودکان که در ایالت والنسیای اسپانیا برگزار شد، اعلام کردند که در یک دهه اخیر بیش از یک میلیون و پانصد هزار کودک در جنگها کشته شده اند.

یونیسف به مناسبت روز جهانی کودک (۲۹ شهریور ۱۳۷۷) اعلام کرد:“ بیش از ۳۰۰ هزار کودک زیر ۱۸ سال به طور مستقیم و غیر مستقیم به عنوان سرباز در درگیریها و کشمکش های نظامی مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند و به آدم‌کشی وادار شده اند. بر پایه این گزارش، از سال ۱۹۹۸، دو میلیون کودک در درگیری‌های مسلحانه جان خود را از دست داده اند و شش میلیون نفر نیز دچار نقص عضو شده اند.”

این گزارش می افزاید:” دختر بچه ها و پسر بچه های ۱۰-۱۲ ساله، مجبور به جنگیدن شده یا از آنان برای

کشورهایی که در آسیا بیش از دیگر کشورها از این بابت متهم شده اند عبارتند از : برمه، افغانستان، کامبوج و سریلانکا.

در سال ۱۹۹۹ در سریلانکا در یکی از نبردها ۴۹ نفر از ۸۱ جنگجوی کشته شده کودکان ۱۱ تا ۱۵ ساله بوده اند.

رادیو فرانسه در همین زمینه گزارش داد: در دهه اخیر جنگها از صورت نبرد‌های کلاسیک خارج شده و بیشتر جنگ ‌های منطقه ای و کشوری اتفاق می افتد که

شرکت می کردند. جنگ آنگولا و همچنین کنگو است که غالباً بچه ‌های زیر ۱۰ سال در آنها شرکت داده شده اند.

شبکه تلویزیونی کانادا در رابطه با حضور کودکان کم سن و سال در جنگ سیرالئون گزارش داد، شمار زیادی از کودکان و نوجوانان با سنین بسیار کم که حتی در میان آنان کودکان هفت ساله نیز به چشم می خورند. سلاح به دست گرفته اند و در مقابل نیرو‌های دولتی سیرالئون می جنگند.

یکی از هزاران نوجوان مسلح که هفت سال بیشتر ندارند تصریح کرد که از پنج سالگی اسلحه به دست گرفته است و در کنار نیرو‌های شورشی این کشور به جنگ ادامه می‌دهد.

شبکه تلویزیونی کانادا در بخش دیگری از گزارش خود گفت:“ بسیاری از کودکان و نوجوانان مسلح مدتها زیر پوشش سازمان ‌های بین المللی کمک رسانی بوده اند و از شرایط سخت سرباز کودک بودن نجات یافته اند و اینک که نبرد میان نیرو‌های شورشی و نیرو‌های دولتی تشدید شده است. این کودکان بیم دارند که دو مرتبه از سوی هر یک از طرف‌های درگیر به کار گرفته شوند.

بر اساس این گزارش یک نوجوان مسلح عنوان می کند: اولین باری که دستی را در جنگ قطع کردم بسیار سخت بود و حال بدی پیدا کردم و آن را همیشه به یاد دارم.او یک پیرمرد بود. ولی موارد بعدی برایم عادی شد و دیگر شمارش آنها از ذهنم خارج شده است و اصلاً به این موضوع فکر نمی کنم.

بنابراین گزارش :شمار زیادی از کودکان و نوجوانان سرباز که در اختیار نیرو‌های شورشی هستند به مواد مخدری مثل ماری جوانا و کوکائین معتاد شده اند و این موجب می شود که آنها بیشتر نیازمند بالادستی ‌های خود باشند.

پدیده کودکان سرباز عمدتاً در کشور‌های توسعه نیافته یا در حال توسعه دیده می شود که به دلیل فقر، خانواده ها فرزندان خردسال خود را وارد گروه‌های نظامی می کنند.(خراسان،۲۹/۲/۷۹)

در ارتباط با جنگ ایران و عراق آمار رسمی از کشته شدگان غیر نظامی و بخصوص کودکان و نوجوانان وجود ندارد و تنها می توان به اخباری که هر از چندگاهی در ارتباط با تعداد کشته شدگان در اثر انفجار مین منتشر می شود. استناد کرد . بر اساس قوانین ایران استخدام افراد کمتر از ۱۵ سال تمام در ارتش و سپاه ممنوع است ولی در ایران نهاد دیگری به نام “بسیج”

توانند در تعلیمات نظامی آنها شرکت کنند.

در زمان جنگ ۸ ساله ایران و عراق این نهاد بسیار فعال بود و به آموزش نظامی داوطلبان که بعضاً در بین آنها کودکان کمتر از ۱۵ سال نیز حضور داشتند می پرداخت و زمینه حضور آنها را در خط مقدم و یا پشت جبهه فراهم می کرد.

با این تبلیغات صراحتاً ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق کودکان نقض شده است و به روحیه

این زمینه و مقدس شمردن جنگ باشد که موجب تحریک روحیه لطیف آنان و آرزوی حضور در جبهه ها شده باشد.

۲-کودک آزاری ناشی از آداب، رسوم و نگرش ‌های مذهبی و فرهنگ

این فعالیت ها شامل آداب و رسوم و تشریفاتی هستند که از نظر فرهنگی و اجتماعی مورد تصدیق می باشند و هیچ گونه حرکت

روستایی این کشور قبل از ۲۰ سالگی ازدواج می‌‌کنند.

در مقابل فقط ۸% پسران چنین و ضعیتی دارند. در نتیجه بسیاری از آنها از افسردگی رنج می برند و تعداد زیادی نیز دست به خودکشی می زنند.(رشیدی فر، ۷۶)

این نوع ازدواجها هنوز هم در بسیاری از مناطق کشور ما و بسیاری از کشور‌های توسعه نیافته وجود دارد . و دختران خردسال در سنینی که می بایست در کلاس حاضر شوند، به اراده پدر به خانواده شوهر فرستاده می شوند.

ازدواج دختر بچه ها در سنینی که به لحاظ جسمانی، فکری و روانی هنوز آمادگی لازم را برای تشکیل زندگی ندارند، نیز از مصادیق بارز کودک آزاری است. در این مورد متأسفانه در

trunsfer

این مسأله به انتقال کودک، مبادله کودک، عاریه دادن کودک اشاره می کند که به اسکان دهی مجدد یا انتقال کودکان از خانواده ‌های بیلوژیکی یا زیستی به خانواده ‌های دیگر که به وسیله والدین انتخاب می شود، تعریف می شود.

۳-رهن دادن کودک child pawing

به واگذاری کودک برای قرض گرفتن پول یا مبادله خدمات تعریف می شود.(رشیدی فر، ۷۶)

به کار فرستادن کودکان در سنینی که آنان نیاز به تحصیل، بازی، تفریح و … دارند، نیز علاوه بر آنکه ریشه در در فقر خانواده دارد. بیشتر در خانواده ‌هایی اتفاق می افتد که به دلیل نگرشها و باور‌های سنتی از پسران به عنوان نان آور خانواده انتظار دارند تا بار معیشت خانواده را به دوش بکشند. البته این امر نه

بیماری روانی است، خودداری می کنند، بلکه سعی در مخفی کردن کودک مبتلا به بیماری روانی یا انوع معلولیتها از انظار عمومی دارند. واقعیت آن است که این امر یک معضل فرهنگی است. زیرا والدینی که مانع از حضور فرزند معلول خود در جامعه می شوند، وی را از حقوق طبیعی خود محروم ساخته و سبب ایذای او می گردند.(پورناجی، ۷۸)

مورد دیگری که شاید به جرأت بتوان گفت خصیصه فرهنگی ما ایرانی هاست، در نظر نگرفتن کودک به عنوان یک انسان مستقل است.

اغلب دیده می شود ، وقتی که کودکی در صف- اعم از صف اتوبوس، نانوایی و … می ایستد، کمتر بزرگسالی است که رعایت نوبت و حقوق او را بکند و کودک نیز به دلیل آشنا نبودن به حقوق خود و یا به دلایلی از جمله ترس، خجالت و … نمی تواند احقاق حق کند و در اینجاست که بزرگترها نه تنها به عنوان الگو، حقوق کودک را به وی آموزش نمی دهند، بلکه از همان بدو امر خود، آن را زیر پا می گذارند.

 

۳-کودک آزاری ناشی از نظام آموزشی:

بدرفتاری تحصیلی از بد رفتاری ‌های شایع با کودکان است. بدرفتاری تحصیلی شامل رفتار‌هایی است که به طور مستقیم در محیط مدرسه توسط کارکنان آن(مدیر، معلم و … ) انجام می گیرد و موجب آسیب رسیدن به سلامت جسم، روان و ذهن کودک می گردد. یا شامل آسیب ‌هایی است که به صورت غیر مستقیم از طریق نظام آموزش و پرورش هر جامعه (محتوا، برنامه ها و روش‌های آموزش)به کودکان وارد می شود.

بدرفتاری تحصیلی از دو نظر اهمیت دارد. اول اینکه در هر جامعه گروه فراوانی از کودکان و نوجوانان زیر پوشش آموزش و پرورش قرار دارند و در نتیجه، بدرفتاری با آنها

کودکان به عنوان مانعی در راه رشد شخصیت و سلامت روانی آنها تلقی می شود.(پورناجی، ۷۸)

بدرفتاری تحصیلی در جامعه اشکال مختلفی دارد که می توان به این موارد اشاره کرد:

تنبیه: با وجود بخش‌نامه وزارت آموزش و پرورش مبنی بر منع تنبیه بدنی در مدارس- که هر سال نیز به مدارس ارسال می شود-تنبیه بدنی به ویژه در مدارس پسرانه دولتی جنوب شهر از شیوه‌‌های رایج است حتی در مواردی به آسیب‌های جدی جسمی منجر شده است- این موضوع نشان می‌دهد که برای منع بدرفتاری با کودکان تنها تدوین قوانین و مقررات کافی نیست، بلکه نظارت بر اجرای دقیق آنها نیز امری ضروری است.(جامعه سالم، ۳۶)

در گفت و گو با معلمان این مدارس به تنبیه ‌هایی اشاره می شد

، رفتار‌های نامناسب دیگری نیز در دانش آموزان اعمال می شود. مانند تهدید، توهین، تحقیر و سرزنش در حضور جمع، مجبور کردن به ایستادن در گوشه کلاس، بیرون کردن از کلاس و …

 

-ایجاد ترس و اضطراب

رفتن به مدرسه برای بسیاری از کودکان نه تنها خوشایند و دلپذیر نیست، بلکه با ترس و اضطراب همراه است. به خصوص هنگام امتحانات.

-ثبت نام و مشکلات آن

امتحان نه تنها در طی سال تحصیلی، بلکه در تابستان نیز که ظاهراً فصل استراحت دانش آموازن است، به عناوین مختلف ادامه می یابد. ثبت نام در مدارس نمونه مردمی و غیر انتفاعی از طریق چنین امتحاناتی انجام می گیرد.

-مشکلات روش تدریس

مهمترین اشکال روش تدریس در مدارس ما تأکید بر حافظه و از بین بردن خلاقیت و ابتکار دانش آموزان حتی در چارچوب کتاب ‌های درسی موجود است.

نمره گرایی

معلمان از همه شاگردان انتظار دارند که نمره بیست بگیرند. در این میان آنچه دانش آموزان را بیشتر دچار مشکل می سازد، این است که نمره گرایی مانند یک بیماری مسری از مدرسه به خانه سرایت می کند و دانش آموزان از دو سو- از طرف والدین و معلمان- برای گرفتن نمره بیست تحت فشار قرار می گیرند . بدیهی است که این فشار مضاعف مشکلات روانی آنها را بیشتر می کند.(پورناجی، ۷۸)

تأکید بر گرفتن نمره بیست در مدرسه و خانه ممکن است باعث بروز فجایعی مانند مرگ محمد ۱۱ ساله شود.

محمد اواخر دی ماه سال ۸۱ به علت گرفتن نمره ۱۶ در درس علوم توسط پدرش به قتل رسید.

متأسفانه نمره در نظام آموزشی ما و همچنین بین خانواده ها چنان جایگاه و منزلت بی‌تناسب و ناشایستی پیدا کرده است که کوچکترین بی احترامی به اقتدار آن چنین مجازات سنگینی به به همراه دارد.

آموزش و پرورش برای بهتر زیستن و هم زیستی است و تأکید نظام آموزشی و خانواده ها بر نمره، مصداق بارز کودک آزاری است و تشویق کودکان به درس خواندن و نمره گرفتن در ازای دریافت جایزه را از شیوه ‌های گسترش خشونت در جامعه است .

عشایری با تأکید بر جنبه ‌های گوناگون خشونت اظهار می دارد : آمار نشان می دهد که ۲۷۳ هزار نفر از دانشجویان ایرانی به کشور‌های دیگر رفته اند و در اصطلاح فرار مغزها رخ داده است ولی به نظر من این فرار مغزها نیست، بلکه ما با رفتار خود با خشونت ، مغزها را بیرون می کنیم. زیرا به فرد می گوییم در خارج از کشور امکانات بهتری برای زندگی وجود دارد(عشایری، همایش قربانیان نمره بیست، ۸۱)

-تکالیف فراوان

 

را مختل می سازد و اعمال حیاتی آنان را مانند خواب، تغذیه، استراحت و سرگرمی ‌های سالم را با مشکل رو به رو می کند و شعار “ آموختن برای زیستن” را که شعار جهانی یونسکو در زمینه آموزش و پرورش کودکان است، به شعار “زیستن برای آموختن” بدل می کند.

رقابت‌های شدید

مهمترین پیامد منفی نمره گرایی، رقابت شدید بین دانش آموزان نه برای فهمیدن بلکه برای گرفتن نمره بیشتر است.

زیرا لازمه رقابت، مقایسه خود با دیگران است، نه خود شکوفایی و در نهایت سبب بر هم خوردن آرامش، ایجاد اضطراب و مانع رشد و شکوفایی واقعی است.(پورناجی، ۷۸)

در مجموع

دهند. برای مثال جیب و کیف تمام بچه ها را می گردند. به عبارتی مقررات بسیار خشن سربازخانه ای را در محیط مدارس اعمال می کنند. این امر موجب افت تحصیلی، ترک تحصیل، خودکشی و … می شود. در حالی که مدیریت مدرسه بایستی با ارائه الگو‌های صحیح، اخلاق را به دانش آموزان بیاموزد و آنان را از اعمال ناشایست باز دارد. (همان منبع)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]

-کودک آزاری در قالب تجارت اعضای بدن و فروش کودکان:

موضوع آزار کودکان از نظر پزشکی، زمانی مطرح می شود که مسائل بهداشتی یا درمانی، بدون کنترل و مراقبت صحیح انجام شود. کودک آزاری ناشی از موارد پزشکی ممکن است به اشکال مختلف ظاهر شود. قاچاق اعضای بدن کودکان و امتحان دارو‌های جدید پزشکی روی آنان از جمله این موارد است.

خبرگذاری فرانسه در مهرماه ۱۳۷۷ از تیرانا(آلبانی)گزارش داد:“یک کلینیک غیر قانونی در تیرانا که در قاچاق اعضای بدن کودکان دخالت دارد،

فروخته و پول زیادی به دست آورده اند.”

برخی بر این باورند که بسیاری از زنان آلبانیایی به سبب فقر، کودکانشان را به پزشکان فروخته اند. در خبر دیگری که در سال ۱۳۷۶ از شبکه تلویزیونی (بی بی سی) پخش شد، عنوان گردید؛

مدت ۲۵ سال است که از کودکان بی سرپرست که در پرورش گاه‌های استرالیا نگهداری می شوند، برای آزمایش انواع واکسنها و آنتی بیوتیک ها استفاده می‌شود.)(پورناجی، ۷۸)

فروش کودکان برای سوء استفاده ‌های جنسی و کار از جمله مواردی است که در این زمینه می توان به آن اشاره کرد. یونیسف در گزارش تکان دهنده ای از فروش کودکان برای سوء استفاده ‌های جنسی در مرز جمهوری چک و آلمان خبر داد. یونیسف در آخرین گزارش خود که ۶ آبان ۸۲ منتشر شد از این منطقه با نام “قلمرو تجاوز به کودکان” یاد کرده است. یونیسف در گزارش خود خاطر نشان ساخت که بسیاری از خانواده ها کودکان خود را در این مناطق، با میل خود و نه با اجبار به حراج می‌گذارند.

مأموران امنیتی مرز جمهوری

می کنند.

در گزارش یونیسف، شاهدان حاضر در مرز گواهی داده اند که بارها کودکان ۷ یا ۸ ساله را با چشمان خود دیده اند که در خصوص شرایط سوء استفاده جنسی و قیمت آن با خریداران هم صحبت می شوند و برخی از آنها در ازای تعدادی شکلات خود فروشی می کنند.

“رینهارد اشلین ویت” رئیس شعبه یونیسف در آلمان، اظهار داشت دولت جمهوری چک و آلمان مدت ها در جلوگیری از ادامه فعالیت‌های سوء استفاده گران جنسی کودکان در مرز این دو کشور تلاش کردند. اما متأسفانه زحمات آنها تا به حال هیچ نتیجه ای در بر نداشته است.

یک پلیس امنیتی در مرز این کشور، این منطقه را بزرگترین محل فحشای کودکان در اروپا بر شمرد.

سالانه در حدود ۱۰۰ هزار جهانگرد آلمانی به جمهوری چک سفر می کنند که در حدود نیمی از آنها تجاوزگران جنسی به کودکان هستند. به گزارش یونیسف، ایستگاه‌‌های قطار و اتوبوس، پمپ بنزین ها و استراحتگاه ‌هایی که نزدیک مرز چک و آلمان هستند، به بازار‌های فروش کودکان تبدیل شده اند و هر روز تعداد بسیاری از متجاوزان جنسی کودکان را به این مناطق می کشانند. در برخی منتطق، خریداران در بسیاری از موارد مادران با اراده خود کودکانشان را قربانی این تجارت سیاه می‌کنند. قربانیان فروخته شده به جهانگردان غالباً به مراکز

کودک بین ۵ تا ۲۵ یورو دریافت می کنند.

صاحبان اصلی تجارت جنسی کودکان به شهر‌های باواریا و ساکسونی آلمان تعلق دارند. (شرق، ۱۰/۸/۸۲)

۵-کودک آزاری ناشی از فقر و نظام اقتصادی ، جامعه و دولت:

اعضای جامعه، نمایندگان دولت و… در مجموع مسوول ایجاد محیطی مناسب به منظور رشد و تکامل کودکان هستند. جوامعی که نتوانند، این نیاز کودکان را برآورده سازند، به عنوان جوامع مسامحه کار شناخته می شوند.

ارتباط میان کودک آزاری و فقر در میان تمام فرهنگها، اقوام و ملل امری پذیرفته شده است. در واقع فقر خود به عنوان یک آزار اجتماعی قلمداد می شود. تا کنون بسیار شاهد بوده ایم که کودکان فقیر، کثیف و زشت، مضحکه عده ای از افراد برای گذراندن اوقات فراغت! قرار گرفته

 

در یک نظر کلی، به نظر می رسد، پدیده کودکان خیابانی ناشی از فقر اقتصادی و فرهنگی خانواده است، اما با نگاهی ژرفتر در می یابیم که شیوع و گسترش این معضل را باید ناشی از فقر و نظام اقتصادی اجتماع و سیاست‌های حاکم بر جامعه دانست. طبق تعریف ‌های جهانی کودک خیابانی به کودکی اطلاق می شود که برای کسب در آمد به خیابان روی می آورد و به کار‌هایی چون گل فروشی، آدامس فروشی، واکس زنی، فال گیری و… مشغول است.

کودکان خیابانی از محرومترین گروه‌های کودکان هستند که از بیشتر حقوق اساسی خود بی‌بهره‌اند.

حق برخورداری از تغذیه، پوشاک، بهداشت و مسکن مناسب، حق بهره مندی از آموزش و پرورش، حق برخورداری از زندگی با پدر و مادر، حق استفاده از اوقات فراغت، حق برخورداری از تأمین اجتماعی و در نهایت حق زندگی انسانی و سالم از آنان سلب شده است.(پورناجی، ۷۸)

برخی از کودکان خیابانی مورد سوء استفاده ‌های جنسی قرار می گیرند. در این بین دختران بیش از پسران مورد خشونت جنسی قرار می گیرند. این دختران بیشتر ساعت‌های شبانه روز را در خیابان‌های شلوغ و در حال استنشاق دود‌های مسموم کننده و خشم و غضب رانندگان و مسافران می گذرانند و در معرض خطر‌های بی‌شمار از جمله تصادفات، مورد آزار و اذیت قرار گرفتن، دستگیری،

سال تشکیل   می دهند.

-برخی از این کودکان، با خانواده خود زندگی می کنند و شبها در خانه ‌های خود می‌خوابند و پدر و مادر، آنها را به خیابان گردی یا انجام کار‌های مختلف وادار می‌کنند.

-بخشی از این کودکان یا خانواده ندارند و تنها زندگی می کنند یا دور از خانواده ‌های خود هستند. مانند کودکانی که از شهر‌های مختلف مهاجرت کرده اند. این کودکان معمولاً شبها در پارکها و زیر پلها و … می خوابند.

-گروهی از کودکان خانواده ندارند و به دلایل مختلف توسط باند‌هایی اداره می شوند که آنها را مورد سوء استفاده قرار می دهند. این کودکان معمولاً به صورت گروهی زندگی می‌کنند و به وسیله این باندها، صبحها به خیابان می آیند و شبها در محلی به صورت دسته جمعی می‌خوابند.(پورناجی،۷۸)

در این باندها از کودکان شیرخوار- که به کودکان کرایه ای معروفند- گرفته تا نوجوانان دختر و پسر، مورد بهره برداری و سوء استفاده قرار می گیرند. به گفته یک کارشناس مسائل اجتماعی این گروه‌‌ها تشکیلات مخفی دارند که در آن گدایی و دزدی را به این کودکان آموزش می دهند.

دست اندرکاران این گروهها با ترفند‌های مختلف و با استفاده از وسایلی مانند لباس‌های کهنه، چوبدستی، پا‌های مصنوعی، اسید‌های مخصوص برای ایجاد زخم روی پوست بدن، وسایل تغییر قیافه و گریم، آرایش و مواد مخدر و قرص‌های خواب آور به منظور خواب کردن بچه ها برای خوابیدن در کف خیابان و پیاده رو سعی در برانگیختن و تحریک احساسات و عواطف مردم دارند.

یکی از بچه ‌هایی که مدت ۵ سال را در بین این افراد گذرانده بود و در مورد وضعیتش می گوید:

سه ساله بودم که دزدیده شدم و تا هشت سالگی در بدترین شرایطی که یک انسان … انسان که نه، یک حیوان می تواند زندگی کند زندگی کردم. در خانه ای که عده ای معتاد در آن زندگی می‌کردند اسیر بودم و برای گدایی و پخش مواد مخدر از من استفاده می شد. هر روز کتک می خوردم به طوری که هنوز آثار شکنجه ها بر روی بدنم هست. بارها با روغن و سیخ داغ مورد شکنجه قرار گرفتم. بارها به دلیل این‌که حرفشان را گوش نمی کردم دست و سرو پایم را شکستند. این که برای چه دزدیده شدم را نمی دانم، فقط می دانم در محیطی که تا هشت سالگی آنجا بودم مواد مخدر غوغا می کرد. در سن هشت سالگی “اوریون” سختی گرفتم طوری که داشتم می مردم، مرا با این وضعیت گوشه خیابان گذاشتند.(آریا شمس مستوفی،۷۶)

 

آمار کودکان خیابانی در ایران:

اگرچه در کشور ما آمار‌های رسمی و مشخصی در زمینه کودکان خیابانی وجود ندارد و این مساله مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. اما شواهد و بررسی‌های پراکنده و غیر رسمی نشان می دهد که در کشور ما نیز تعداد کودکان خیابانی کم نیست و متأسفانه آماری که از سوی مراجع ذی ربط ارائه می شود ضد و نقیض است.

سازمان بهزیستی در تیرماه سال ۸۲ طبق آماری که در روزنامه قدس به چاپ

شاید ده تا یازده هزار کودک خیابانی داشته باشیم.

با وجود این که سازمان بهزیستی سعی دارد، تعداد کودکان خیابانی را به بیست هزار نفرر محدود کند، محمد علی زم، رئیس سابق سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در یک سخنرانی که در تاریخ ۸ مهر ۸۱ در روزنامه کار و کارگر به چاپ رسید اعلام کرد که در سال ۷۵ بیست هزار کودک خیابانی و در سال ۸۰ رقمی بالغ بر یک میلیون کودک خیابانی در سراسر کشور داشته ایم.

هم زمان با این کشمکش ها استاندار تهران حضور ۳۵ هزار کودک خیابانی در تهران را رد کرد، ضمن اینکه افزود:کودک خیابانی تعریف خودش را دارد و یک گل فروش در این تقسیم بندی جایی ندارد.(شرق،۲۳/۶/۸۲)

 

۲-کودکان کار

کودکان کار به خیل عظیم کودکانی اطلاق می شود که چه در کارگاه‌های زیر

میلیون کودک بین چهار تا چهارده سال در سراسر جهان هر روز مجبور به انجام کار‌های سخت و توان فرسا و در محیط ‌هایی اغلب ناسالم، غیر بهداشتی و نا امن می شوند.

کودکان کارگر، پس از مرحله ی کودکی و رسیدن به سن بلوغ از نوعی کمبود و احساس حقارت رنج می برند. زیرا “کودکی” خود را از دست داده اند و به جای بازی کردن و اشتغال به تحصیل :مجبور به ورود به دنیای بزرگسالان و انجام کار‌های زیانبار شده اند و به این ترتیب، خلاء بزرگی در روند طبیعی رشد و زندگی آنان به وجود آمده است.

بر پایه آخرین اطلاعات، آسیا با ۶۱ درصد کودکان کارگر، مقام اول را در کار کودک در جهان دارا است.

آفریقا با ۳۲ درصد

کار می کنند. این در حالی است که کاهش سن این کودکان اغلب توأم با کاهش حقوق دریافتی آن ها است. این تبعیض همچنین در مورد جنسیت کودکان کارگر نیز دیده می شود، به این صورت که در غالب موارد دختر بچه ‌های کارگر، کم تر از پسر بچه ها حقوق دریافت می کنند.

 

کار استثمارگرانه به چه معناست؟

یونیسف در سال ۶۵ مشخص نمود که کار کودک در چه جنبه‌ای استثمار گرانه می‌باشد:

۱-کار تمام

 

۴-کار و زندگی در خیابانها در شرایط نامطلوب

۵-مزد ناچیز

۶-مسولیت بیش از حد

۷-کاری که مانع تحصیل شود

۸-کاری که شرف و عزت نفس کودکان را نابود کند، مانند بردگی یا بهره کشی جنسی

۹-کاری که برای رشد کامل اجتماعی و روانی زیان آور باشد.

 

-کودک، فقر، کار، آموزش

وجود کار کودک نشان گر زنجیره ای از قصور بزرگ سالان در انجام تعهداتشان نسبت به کودکان است. قصور دولت، جامعه و خانواده.

کودکان انتظار دارند که بزرگسالان از آن ها حمایت کنند و وجود کار کودک خیانت به این اعتماد است. البته فاجعه آنجا است که این خیانت به عنوان “واقعیت زندگی”

گیری دیگران از ضعفشان، دو چندان می شود. و این امر، اکثر کودکان فقیر را به سمت کار‌های مخاطره آمیز سوق می دهد. در حقیقت، کار کودک، فقر وی را جاودانه می کند. کودکان کارگر فقیر، از آن جا که نمی توانند هم پای بزرگسالان فقیر، خود را بالا بکشند، به مشاغل غیر تخصصی و اغلب با دستمزد اندک سوق داده می شوند.

پیوند بین کار کودک و آموزش را می توان در دو میلیون کودکی سراغ گرفت که در معرض کار بهره جویانه قرار دارند.

چرا که هیچ گونه دسترسی به آموزش کافی و برابر ندارند و در همان حال می توان میلیونها کودک دیگری را سراغ کرد که از حق آموزش، به دلیل شغلشان و ساعت‌های طولانی کار محرومند.

آموزش صرفاً یک حق خودکفا و منحصر به فرد نیست، بلکه بستری برای برخورداری از همه حقوق است و پر واضح است که هیچ راه حل دراز مدتی برای کار کودکان وجود ندارد. مگر مبارزه ای که به دست یابی همه به آموزش منتهی شود. آموزش ضروری ترین و تأثیر گذارترین ابزار برای محو کار کودکان است.

آموزش و پرورش مقدماتی با کیفیت خوب که در دسترس و در حد توان خانواده ‌های نیازمند باشد، در آینده علل ریشه ای روی آوردن کودکان به کار را تضعیف خواهد کرد و منافع آن بیشتر به نفع دختران خواهد بود که ۶۰ درصد از کل ۱۴۰ میلیون کودکی را تشکیل می دهند که به مدرسه نمی روند.

آمار کودکان کارگر در جهان: سازمان جهانی کار در بررسی ‌های خود که در سال ۱۹۷۷ منتشر کرد اعلام نمود که ۲۵۰ میلیون تن از کودکان جهان به کار اشتغال دارند. از دیدگاه یونیسف بر این آمار ایراد‌هایی وارد است.

در گزارش یونیسف اعلام

به قالی بافی اشتغال دارند) مورد توجه واقع نشده اند.

بررسی ‌های سازمان جهانی کار در خصوص جنسیت کودکان کارگر، نشان می دهد که ۱۱۰ میلیون دختر معادل ۴۴ درصد و ۱۴۰ میلیون پسر معادل ۵۶ درصد مشغول به کار هستند.

کار کودکان در ایران

طبق آمار‌های تخمینی سازمان جهانی کار مربوط به سال ۱۹۹۵، ۷۱/۴ درصد کودکان بین سنین ۱۰ تا ۱۴ سال در ایران از لحاظ اقتصادی فعال هستند. اگر آمار کودکان ۱۸-۱۵ سال را هم به آن اضافه کنیم، آمار کودکان شاغل بسیار بیشتر خواهد بود این آمار از جهت اینکه کودکان زیر ده سال و دختران شاغل در خانه ها را در نظر نگرفته است ناقص است.

از طرف دیگر با افزایش عوامل مؤثر در اشتغال کودکان (فقر، مهاجرت و…) مسلماً آمار نیز در حال افزایش است. بیشتر کسانی که در کارگاه‌های قالی بافی به کار اشتغال دارند،کودکان زیر ۱۴ سال هستند. در گزارشی از یک کارگاه قالی بافی در خوی، سن کودکان قالی باف ۷ تا ۱۵ سال بوده است، که روزی ۱۲

دختر ۱۲ ساله از ورامین در مدت ۸ ماه بافت یک فرش ۱۷ متری را به پایان رساند.در سال ۷۴، یک کودک ۵ ساله لرستانی به عنوان استاد بافت شهر شناخته شد.

 

آیا باید از این آمار خوشحال بود یا اندوهگین؟

آمار‌های دیگری نیز وجود دارد که می توان با توجه به آنها میزان تقریبی کودکان شاغل را تخمین رد. بر اساس نتایج بدست آمده از سرشماری عمومی در سال ۱۳۷۵، از ۶۰ میلیون نفر جمعیت کشور ، ۷/۲۳ میلیون را افراد کمتر از ۱۵ سال تشکیل داده اند. ۱۰/۱۲ میلیون نفر از این جمعیت پسران و ۶/۱۱ میلیون نفر دختران هستند. بیش از ۶۰% جمعیت کمتر از ۱۵ سال در شهرها و ما بقی در مناطق روستایی زندگی می‌کنند.

آمار ۱۳۷۵، توزیع جمعیت کمتر از ۱۵ سال در حال تحصیل کشور را به تفکیک

به این ترتیب جمعا ۱۷۵۳۹۷۹ نفر جمعیت ۱۴-۶ سال کشور که در سنین مدرسه به سر می برند، در خارج مدارس حضور دارند، از آنجا که گروه کثیری از کودکان شاغل به کار به دلایل مختلف امکان حضور در مدارس را ندارند، بنابراین احتمالاً بخش عمده ای از جمعیت ۱۴-۶ سال فوق الذکر به کار اشتغال داشته اند.

۷۵/۳۷ درصد از این جمعیت پسر و ۲۵/۶۲ درصد دختر بوده اند.

همچنین ۳/۳۱ درصد کودکان ۱۴-۶ سال که تحصیل نمی کنند در مناطق شهری و ۹۶/۶۶ درصد مناطق روستایی ساکن بوده اند.

 

شکل ‌های کار در کودکان:

با توجه به بررسی ‌های صورت گرفته در این زمینه به ویژه بررسی ‌هایی که به وسیله سازمان جهانی کار صورت گرفته است، کار کودک به شکل‌های زیر وجو دارد:

۱-کاربردگی و اجباری کودکان:

در مقایسه با تمام شکل‌های کار کودک، این شکل از کار کودکان بسیار خطرناک است. هر چند انجام این کارها به صورت پنهانی است، اما مدت ها است که در مناطقی از آسیای جنوبی ، آسیای جنوب شرقی و آفریقای غربی دیده می شود.

یکی از نمونه ‌های آن خرید

شبکه ‌های خاصی که کارشان استثمار جنسی کودکان است، در سال‌های اخیر در حال افزایش بوده اند. گفته می شود حداقل پنج شبکه ی گسترده مشغول به فعالیت هستند:

شبکه ‌هایی که به کار قاچاق کودکان از آمریکای لاتین به اروپا و سپس به خاورمیانه مشغول هستند؛ شبکه ‌هایی که از جنوب و جنوب شرقی آسیا به اروپای شمالی و خاورمیانه مشغول هستند بازار منطقه ای اروپایی، بازار خاصی که مربوط به عربها است و یک بازار صادرات در آفریقا مخصوص دختران.

در اروپای شرقی نیز دختران از بلاروس ، روسیه و اوکراین به مجارستان، لهستان و دولت‌های بالکان و نیز به پایتخت ‌های کشورهای اروپای غربی صادر می شوند.

 

۳-کار کشاورزی:

در این شکل از کار که ظاهراً در سراسر جهان شایع است، کودکان در مواردی در معرض عوامل شیمیایی و بیولوژیکی هستند. کود‌های شیمیایی، حشره کش ها، مواد شیمیایی که برای دفع آفات مختلف استفاده می شود. خطراتی هستند که سلامتی کودکان را تهدید می کنند. میزان مرگ و میر در میان کودکان مزارع کشاورزی در سری‌لانکا بیشتر از مرگ ومیر در نتیجه بیماری ‌هایی چون مالاریا، دیفتیری و کزاز است.

 

۴-کار در معدن:

کار در معدن در بسیاری از کشور‌های آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین رایج است. کودکان معادن بدون تجهیزات کافی گاه ساعت‌های متمادی به کار مشغولند. در مواردی آنها در حرارت ‌های بسیار بالا و یا در رطوبت ‌های غیر

است.

 

۵-کار در کارخانه ‌های سرامیک و شیشه سازی.

کودکان در این بخش صنعتی هم کار می کنند، آن ها باید مواد مذاب شیشه را از کوره‌ها با حرارت ۱۵۰۰ تا ۱۸۰۰ درجه سانتی گراد بیرون بیاورند. باید در محیط ‌های با نور کم و بدون تهویه مشغول به کار باشند. گاه شبها نیز از آنها کار می کشند . شرایط غیر ایمن محیط همواره سلامت جسمانی آنها را به مخاطره می اندازد. سوختگی از جمله مهم ترین خطراتی است که آنها را تهدید می کند.

 

۶-کار کودکان در صنایع کبریت سازی:

این نوع از کار کودکان هنوز در برخی از مناطق جهان رایج است. کودکان در این محیط کاری دائما در خطر انفجار، مسمومیت، خفگی، بیماری‌های تنفسی و بسیاری خطرات دیگر قرار دارند

فقیر هستند. کار بچه ها این است که به زیر آب بروند و با دست خود به تپه ‌های مرجانی بزنند تا ماهی ها بترسند و به تور ماهیگیری گرفتار شوند. بچه ‌های زیادی به واسطه این شکل از کار جان می سپارند.

 

۸-کار در منازل:

این شکل از کار کودکان به صورت استخدام کودکان از مناطق روستایی صورت می‌گیرد. مهمترین

آسیبی که به کودکان می رسد، ضربات روانی، عاطفی است. از این شکل کار آمار دقیقی در دسترس نیست. اخیراً مطالعه ای در اندونزی نشان داد که به طور تقریبی حدود ۴۰۰۰۰۰ کودک در خانه ها به کار مشغولند.

 

۹-کار ساختمانی:

کودکان در ساختمان سازی نیز به کار گمارده می شوند. آن ها باید بار‌های سنگین را حمل کنند و در شرایط غیر بهداشتی به کار مشغول باشند.(اندیشه جامعه،۷)

 

۱۰-کار در خیابانها:

کودکانی که در خیابان‌های مناطق شهری کار می کنند، از بزرگ ترین و مشهورترین نشانه ‌های کودکان کار هستند آنها بخشی از اقتصاد غیر رسمی و پر تراکم را تشکیل می‌دهند که در اکثر کشور‌های جهان وجود دارد. این کودکان به دست فروشی می پردازند، غذا را آماده می کنند و می فروشند، کفش‌های رهگذران را واکس می زنند،

قابل فروش را از مناطق جمع آوری زباله یا نقاط توزیع و فروش کالا، جدا می کنند و … در موارد متعددی وضعیت این قبیل کارها و خطرات ناشی از آن،

. از این کودکان که غالباً به آنها “ کودکان خیابانی“ گفته می شود برای مقاصد پلید جنسی، قاچاق مواد مخدر و سایر فعالیت‌های غیر قانونی نیز استفاده می‌شود.

خطراتی که این قبیل فعالیتها به جسم و روان کودکان وارد می آورد، آن چنان عظیم است که بدون استثنا باید این مشاغل را در رده بدترین اشکال استثمار کودکان به حساب آورد.(شرق،۱/۸/۸۲)

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

وضعیت اشتغال کودکان در ایران:

بر اساس نتایج بدست آمده از سرشماری عمومی در سال ۷۵ از مجموع ۹۰۸۰۶۷۶ نفر کودک ۱۴-۱۰ سال کشور ۸۷ درصد را دانش آموزان تشکیل می دهد.

پس از آن ۵ درصد از جمعیت مورد بحث خانه‌دار ، ۳ درصد شاغل، ۱ درصد بی‌کار، ۲/۰ درصد دارای درآمد بودند. وضع فعالیت ۲/۴ درصد از جمعیت کودکان ۱۴-۱۰ سال نیز نامشخص گزارش شده است.

بنابراین با در نظر گرفتن نسبت دانش آموزان و موارد نا مشخص جمعاً ۲/۹ درصد از جمعیت کودکان ۱۴-۱۰ سال به نوعی شاغل محسوب می شوند.

بر اساس این آمار از مجموع ۲۶۴۵۵۷ نفر کودک ۱۴-۱۰ ساله کشور، ۱/۹۲ درصد در بخش خصوصی و ۹/۱ درصد در بخش دولتی شاغل بوده اند. ۱/۶ درصد نیز وضعیت شغلی خود را مشخص نکرده بودند.

از مجموع ۲۶۴۵۵۷ کودکان مورد بحث به ترتیب ۵/۴۸ درصد در بخش صنعت، ۱/۳۸ درصد در بخش کشاورزی و ۱/۱۱ درصد در بخش خدمات فعالیت می کرده اند.

نسبت کودکان فعال در بخش کشاورزی در مناطق روستایی (۲/۴۹ درصد) بسیار بیشتر از مناطق شهری (۱/۶ درصد) است. بر عکس در بخش صنعت نسبت کودکان شهری (۸/۶۰ درصد) بیش از مناطق روستایی (۸/۴۴ درصد) بوده است. در بخش خدمات نیز نسبت کودکان شاغل در شهرها (۴/۲۹ درصد) بیش از کودکان روستایی (۲/۴ درصد) می باشد.

مقایسه دو گروه دختر و پسر شاغل در بخش‌های مختلف اقتصادی نشان می دهد پسران به ترتیب در بخش کشاورزی (۴۹ درصد)، بخش صنعت (۵/۳۲ درصد) و بخش خدمات (۳/۱۶ درصد) فعالیت می کردند، در حالی که دختران به ترتیب در بخش صنعت (/۷۲ درصد) سپس بخش کشاورزی (۳/۱۸ درصد) و بالاخره در بخش خدمات (۸/۱ درصد) اشتغال به کار داشته اند.

نسبت بالای دختران شاغل در بخش صنعت تا حدود زیادی مرتبط با فعالیت دختران در صنعت قالی بافی ، کارخانه‌ها یا کارگاه‌های تولید منسوجات و کارگاه‌های ریسندگی و بافندگی است.

پسران شاغل در بخش صنعت به طور عمده در صنایع غذایی، دباغی، فلزکاری، صنایع کفش، مصنوعات چوبی، ساختمان سازی، کوره ‌های آجرپزی و سنگ تراشی فعالیت دارند. در بخش خدمات نیز کودکان غالباً به فعالیت ‌هایی چون کارگری یا پادویی، تعمیر وسایل نقلیه موتوری (مکانیکی)، هتلها و رستورانها اشتغال دارند.

 

علل عمده کار کودکان:

علل عمدی معضل کار کودکان را می توان در دو بخش خلاصه نمود. اولین بخش فقر خانواده ها است، فقر به عنوان عامل قوی باعث می شود که والدین مجبور شوند کودکان خود را به کار بفرستند.

برای خانواده ‌های فقیر، سهم ناچیز درآمد یا کمک او در خانه که امکان کار کردن را برای والدین به وجود می آورد، می تواند چنان مؤثر باشد که خانواده را از گرسنگی برهاند و حداقل بخور و نمیر را فراهم کند. بررسی ها این نکته را روشن کرده اند که تعداد زیادی از کودکان شاغل تمامی دستمزدشان را به والدینشان می دهند. به این

گمارده می شوند که راحت تر استثمار می شوند.

کار اطفال و نوجوانان و نیروی فعال آنان همواره مورد توجه کار فرمایان بوده است. چون دستمزد یک طفل کارگر اغلب کم تر از دستمزد یک  کارگر معمولی است. بنابراین کودکان و نوجوانان در کارگاهها و کارخانه ها در معرض استثمار می باشند، اغلب کارفرمایان به کارگران خردسال خود شغلی مشابه کارگران بزرگسال ارجاع می‌دهند، در حالی که دستمزد کم تری به آنان می پردازند.

 

 

-کار کودکان و بزه کاری

کار به دلیل گسستن دنیای کودکانه و فرو گذاشتن حامیان دیرین کودک یعنی خانواده، دنیایی سرشار از ترس و ناامنی و وحشت برای کودک ایجاد می کند.

کودکان در محیط کار، در معرض خشونت و بی رحمی ذاتی کار قرار می گیرند. با فرهنگی مواجه می گردند که فاصله ی زیادی با دنیای لطیف و بازیگوش آنها دارد.

حس لگدکوب شدن و ضعیف بودن و خرد شدن در مقابل دیگران، کودک

باشد، او کاملاً آماده ورود به دنیای بزه‌کاران است. (اندیشه جامعه، ۷)

-کاش آدم یک گوش داشت تا هر چه می شنید از گوش دیگرش بیرون نمی کرد.

-کاش آدمها پول درست نمی کردند تا بعد برای پول زندان درست شود.

-کاش آدمها نه پول دار بودند و نه بی پول آن وقت خیلی خوشبخت بودند.

وحید یک کودک یازده ساله بزه‌کار است که این حرفها را می زند.

او علت حضورش در کانون اصلاح و تربیت را سرقت شصت هزار تومان پول عنوان می کند.

-می دانی شصت هزار تومان چقدر پول است؟

-آره-سه تا بسته دویست تومانی

با پولها چه کار کردی؟

-دادم به بچه ها تا هر چه دوست دارند بخرند، به گداها هم دادم. برای خودم هم اسباب بازی خریدم.

-چرا از خانه فرار کردی؟

-آخه بابام می گفت تو بچه من نیستی. می گفت تو جنی شدی، اجنه رفته تو جلدت و با یک کمربند که آهن داشت مرا می زد.

مدرسه هم رفتی؟

نه، سواد ندارم یعنی یک خرده بلدم، تا کلاس دوم درس خواندم. دیگر بابام نگذاشت بروم مدرسه، گفت پول ندارم.

مردم، آرزو دارم از این جهنم راحت بشوم.

فکر می کنی پیش خدا، چه جور جایی است؟

-جایی است که کسی آدم را اذیت نمی کند. آدم را کتک نمی زند. می گویند جای خوبی است. زندان ندارد، پول نیست… اصلاً می دانی آقا کاش مادرم طلاق نمی گرفت تا این بلاها سرم نمی آمد.

-اگر بروی پیش خدا، از خدا چه می خواهی؟

-می خواهم به همه آدمها پول بدهد تا کسی بی پول نباشد.(آریا شمس مستوفی،۷۶)

مورد دیگری که کودک آزاری را در کشور ما قانوناً به رسمیت شناخته و آن را در مواردی لازم می داند، مجاز شمردن تنبیه کودکان است.

در حقیقت تنبیه

می کم اهمیت به بزرگسالان هم جرم محسوب می شود. از جمله قوانینی که تنبیه کودکان را مجاز شمرده عبارتند از : ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی:ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند، ولی به استناد این حق نمی‌توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب نمایند. (کاتوزیان،۷۹)

تبصره ۲ ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامی:هرگاه برای تربیت طفل بزه‌کار تنبیه بدنی آنان ضرورت پیدا کرد تنبیه باید به میزان و مصلحت باشد.

ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامی:اعمال زیر جرم محسوب نمی شود:۱-اقدامات والدین و اولیاء قانونی و سرپرستان صغار و

لواط کند فاعل کشته می شود و مفعول اگر مکره نباشد ۷۴ ضربه شلاق تعزیز می شود.

ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی:پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد(در مورد مادر چنین بخششی وجود ندارد)(منصور،۸۰)

 

خصوصیات کودک آزار دیده، والدین و خانواده ‌های آزار گر:

کدام کودکان اغلب مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، دختر بچه ها بیشتر مورد آزار قرار می گیرند یا پسر بچه ها؟

آیا انواع ایذای دختران و پسران یکسان است، کودکان در چه سنی بیشتر مورد آزار قرار می گیرند؟

کدام دسته از خانواده ها آزار گرند؟ آیامیان فقر با ثروت، تحصیلات یا بی سوادی والدین و کودک آزاری رابطه ای وجو دارد؟

اگرچه پژوهشگران و روان شناسان تا کنون نتوانسته اند پاسخی قطعی برای پرسش‌های فوق بیابنداما آنان از روی نتایج بدست آمده و تحقیقات، توانسته اند، ویژگی‌های مشترکی را برای کودکان آزار دیده، والدین آزارگر و خانواده ‌هایی که کودک آزاری بیشتر در آنها اتفاق می افتد بیابند

می‌طلبد و به دلیل غیر طبیعی بودن کودک، صمیمیت کافی میان مادر و فرزند ایجاد نمی شود.

هم‌چنین کودکانی که موقع تولد کم وزن هستند و نیز آنهایی که دچار نارسایی‌های رشدی هستند (برای مثال عقب ماندگی ذهنی و نارسایی زبان) بیشتر در معرض خطر قرار دارند. چنین کودکانی که ار نظر جسمی جذابیتی ندارند، موجب ناراحتی

، رفتار‌های مشکل آفرین بیشتری از خود نشان می دهند و به رفتار‌های ناپسندی چون خودسری ، منفی بافی ،

 

۲-کودکان سالم که والدین، آنها را غیر طبیعی می دانند. از جمله کودکان کم رشد، بدخلق، خودخواه و کودکانی که سخت تربیت می شوند یا خیلی پر تحرک اند و معمولاً مادران و مسولان پرورشی با این گونه کودکان به سختی ارتباط برقرار می کنند.

۳-کودکانی که به طور مکرر و غیر منتظره بیمار می شوندیا استفراغ می کنند. همچنین کودکانی که دچار درد‌های کولیکی هستند، از خوردن غذا امتناع می ورزند و آرام و قرار ندارند.

۴-کودکانی که زیاد گریه می کنند و شاکی و پر خواسته هستند. هم‌چنین کودکانی که با کوچکترین صدا بیدار می شوند و بی قراری می کنند.

۵-کودکانی که اولین فرزند خانواده هستند یا بچه ‌های ناخواسته یا نا مشروع.

والدین و کم تجربگی آنان بیشتر در معرض کودک آزاری هستند. هم‌چنین بچه ‌های ناخواسته بیش از سایرین در معرض خطر هستند.(کاهانی،۷۵)

 

 

 

کدام دسته از والدین آزارگرند:

بر اساس پژوهش شیلا تقی خانی که در سال ۸۱  تحت عنوان “بررسی ویژگی‌های خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، روان شناختی و شیوه ‌های مقابله با استرس والدین کودک آزار انجام شد مشخص شد که والدین آزارگر دارای مشخصات خاصی هستند. به طوری که این خانواده ها اکثراً در مناطق جنوب تهران زندگی می کردند. وضعیت اقتصادی پایینی داشتند و معمولاً پدران خانواده آزارگر بودند و از لحاظ سنی بین ۵۰-۳۱ سال قرار داشتند. و از نظر تحصیلات زیر دیپلم بودند و اکثر آنها مشاغل کارگری و خدماتی داشتند و مشکلات اقتصادی فراوانی در زندگیشان دیده می‌شد.

بیشتر آنها سابقه بیماری روانی داشتند و از لحاظ برخورد اجتماعی گوشه گیر و منزوی بودند و در محیط خانوادگی

منش اجتماعی و افسردگی شدید دیده می شد.

بیشتر آنها هنگام مواجه شدن با مشکلات دچار سردرد و میگرن می شدند و برای حل مشکل خود با بستگان مشورت می‌کردند.(تقی‌خانی ،۸۱)

بر اساس این پژوهش و پژوهش‌‌های دیگری که در این زمینه صورت گرفته است و عمدتاً متعلق به کشور‌های غربی است می توان گفت والدین آزارگر دارای ویژگی‌هایی به این شرح هستند:

-والدین جوان و کم سن (مادران زیر ۲۶ سال و پدران زیر ۳۰ سال)

یک گزارش تحقیقی در مورد وضعیت سلامت دختران و زنان کشور که به وسیله وزارت بهداشت و درمان در سال ۷۶ انجام شده، نشان می دهد ۷۹ درصد زنان ایرانی قبل از ۲۰ سالگی ازدواج می‌کنند و درصد قابل توجهی از آنان قبل از ۱۹ سالگی باردار می شوند.

بنابراین می توان گفت ۷۹% از مادران ایرانی در سن خطر قرار دارند.

-والدینی که به سرگرمی ها و تفریحات فردی و جمعی از قبیل تلویزیون، رادیو، سینما، مهمانی و … دلبستگی شدید دارند و حاضر به چشم پوشی از آنها نیستند.

بر پایه مطالعه ای که از طرف جامعه پزشکی حمایت از کودکان ماساچوست روی ۲۰۰ پدر و مادر که مرتکب کودک آزاری شده بودند، صورت گرفت مشخص شد که این افراد کسانی هستند که لذت و شادی ‌های خود را بر همه چیز ترجیح می دهند. این نوع مادران استعداد دوست داشتن اطفال، حمایت و سرپرستی آنان را ندارند. اینان اگر درباره کودکان خود زحمتی می کشند یا مواظبتی می‌کنند، از کار خود خسته می‌شوند.

پدر و مادر ناتنی که نتواند کودک را مانند فرزند خود دوست بدارد.

ساناز و شاهین خواهر و برادری بودند که به وسیله نامادری مورد آزار و شکنجه قرار می گرفتند.

دادگاه عمومی تهران در سال ۱۳۷۶ در جهت حمایت از ساناز ۷ ساله که دست ‌هایش

هین نیز از خانه فرار کند. شاهین در مورد علت فرار خود گفت:

“روز‌های زیادی بود که به فرار فکر می کردم. هر روز نامادریم اذیت ‌هایش را شروع می کرد. برای خریدن نان و پنیر صبح زود از خواب بیدارم می کرد، وقتی به خانه بر می گشتم باید کهنه ‌های بچه اش را می شستم و بعد نوبت نظافت خانه می رسید.

یک روز یادم رفته بود تا دستشویی را نظافت کنم، عصبانی شد و به من حمله کرد؛مو‌هایم را در دست گرفت و سرم را به دیوار زد.

… موقع غذا خوردن من باید فقط پلو می خوردم و اجازه نداشتم، گوشت‌های غذا را بخورم. چون او فقط گوشتها را به بچه خودش می داد … (پورناجی،۸۷-موسوی و همکاران،۸۰)

-والدینی که دوران کودکی خوبی نداشته اند و غالباً (۹۰ درصد موارد) خود مورد آزار و تنبیه بدنی قرار گرفته اند. واکنش ‌های عاطفی این افراد معمولاً سطحی و افراطی

بدرفتار نمی دانند که

خشم و عصبانیتی که متوجه کودک است نیستند. با کودکان خویش ارتباط کمتری بر قرار می کنند و ارتباط منفی بر خانواده آنان حاکم است.

-افرادی که در محیط کار خود با همکاران و یا با مسئولان به نوعی درگیرند.

این قبیل افراد به دلیل اختلالات رفتاری، سازگاری بسیار کمی با محیط اطراف خود دارند. کوچکترین مساله ای که مطابق میل و خواسته شان نباشد، سبب درگیری آنها با دیگران می شود.

به دلیل این‌که این گروه قادر نیستند از اشخاص بالا دست خود در محل کار، احقاق حق نمایند، بنابراین به محض این‌که وارد محیط خانه می شوند، وجود کودکان عامل مناسبی برای تخلیه هیجانات عاطفی آنها می گردد.

 

دهندگی شهرها و اشاعه فرهنگ کاذب زیرزمینی، سفرهای بین شهری و ترافیک و … باعث می شود که والدین در زمان بازگشت به منزل خسته و آماده برخورد خشونت آمیز باشند و طبق یک اصل روان شناسی، خشونت متوجه اولین مانع می شود که این مانع کودکان هستند.”

-والدینی که در منزل خیلی جدی و سخت گیر هستند و می خواهند، بر همه چیز تسلط داشته باشند و رفتار آنان با کودکان به گونه ای است که کودک از آنان می ترسد.

این قبیل والدین از کودک انتظار دارند که دقیقاً مطابق الگوهای ذهنی آنان رفتار کنند. در این میان کوچکترین خطا یا لغزش کودک سبب عصبانیت آنها شده و اقدام به تنبیه کودک می نمایند.

این گروه از پدران و مادران آزادی عمل کودک را محدود کرده و خود به جای کودک تصمیم می‌گیرند و اعتماد به نفس، استقلال رأی و شخصیت کودکان را از آنها سلب می کنند.

فرزندان این قبیل والدین بزرگتر از سن خود رفتار می کنند و بسیار مؤدبند.

به اعتقاد زیلگر(۱۹۸۲) تا زمانی که تبیه بدنی به عنوان شیوه ای انضباطی در تربیت کودکان پذیرفته شود، کودکان در همه جوامع آزار خواهند دید.

-والدینی که شغلشان را از دست داده اند و دچار استرس یا بی پولی هستند، به طور کلی والدینی که خود را رها شده و بی پشتیبان می بینند و به هر دلیل احساس نا امنی می کنند.

-مادرانی که به طور ناخواسته حامله شده یا حاملگی های پی در پی داشته اند.

مادرانی که بدون برنامه ریزی باردار می شوند، یعنی بدون آنکه با تصمیم مشترک خود و همسرشان صاحب فرزند شوند، فرزندی به آنان تحمیل می گردد، به دلیل آنکه خلاف خواست خود صاحب فرزند شده اند با کوچکترین مشکل، کودک را مسبب ناراحتی خود می دانند و با او بد رفتاری کرده یا به او بی توجهی می نمایند.

-والدینی که دچار اختلالات فکری بوده و در قضاوت و پردازش فکر با مشکل روبرو هستند.

والدینی که به دلیل مشکلات و اختلالات فکری از رفتار کودک سوء تعبیر کرده و رفتار وی را مغرضانه قلمداد می کنند. این قبیل پدران و مادران درک صحیحی از رفتار فرزندان خود ندارند. بیشتر کودکان و نوجوانان در معرض آسیب‌های جدی این دسته از والدین قرار می گیرند.

-والدینی که از ابراز محبت همسر خود به فرزندان دچار حسادت می شوند.

این اتفاق بیشتر در مورد مردها به عنوان پدر خانواده رخ می دهد. پدرانی که با تولد کودک در خانواده، مشاهده می کنند که کودک در کانون توجه همسرشان قرار گرفته است و دیگر وی مورد توجه قرار نمی گیرد، برای از بین بردن خلاء عاطفی شان سعی می کنند عامل مزاحم(کودک) را از سر راه بردارند.

 

-والدین معتقد به خرافات

اعتقاد به خرافات اعم از جادو، فال،ارتباط با ارواح و به‌طور کلی امور ماوراءالطبیعه، یکی از عواملی است که سبب می شودوالدین مرتکب کودک آزاری شوند.

-والدینی که از نظر تحصیلات در سطح پائینی قرار دارند.

بر اساس یک پژوهش انجام شده در ایران، ۵/۷۰ درصد والدین آزارگر دارای تحصیلات پایین تر از دیپلم بوده اند. و پدران آزارگر غالباً به کار‌های بدنی اشتغال  داشته اند (کارگری، کشاورزی، مشاغل صنعتی و

آنها می توان به سه تیپ تقسیم نمود که هر یک ویژگیها و مفاهیم خاص خود را دارا است.

این تیپها عبارتند از:

۱-خانواده متکامل  ۲-خانواده متعادل  ۳-خانواده متزلزل و آسیب رسان

– ویژگی های خانواده متزلزل و آسیب رسان عبارتند از :

۱-خانواده متزلزل از هدف اصلی خویش بازمانده، آرمانش را از دست داده است.

۲-خانواده متزلزل از درون تهی گشته و با هر ضربه بیشتر می ریزد.

۳-در خانواده متزلزل، مسوولیتها به کنار رفته، (وانهادگی) بر آنها حاکم است.

۴-خانواده متزلزل از روابط خصمانه و غیر دوستانه آکنده است.

۵- در خانواده متزلزل، مدیریت تجزیه شده، تصمیم گیری در آنها به غایت دشوار است.

۶-در خانواده متزلزل، جاذبه کافی برای پایبندی اعضاء به میثاق زندگی مشترک وجود ندارد.

۷-در خانواده متزلزل، فردای روشن و آینده امید بخش وجود ندارد.

۸-در خانواده متزلزل، انتقادهایی به شکلی ظالمانه، مستقیم و مستمر توسط اعضای آن از یکدیگر صورت می گیرد.

در خانواده ‌های متزلزل دعوا و کتک کاری میان والدین امری نسبتاً عادی است

 

-خانواده ‌های شلوغ، پر مشکل و ناسازگار، فقیر و تهی دست و دارای مسکن ‌های کوچک

خانواده ‌های فقیر کانون کودک آزاری است. خانواده ‌هایی هستند که به دلیل فقر و تنگدستی، فرزندان خود را پس از تولد سر راه می نهند و حاضر به نگهداری از آنها نیستند. در کشور‌های فقیر مسأله به صورت فروش فرزندان رواج دارد. فروش کودکان به کسانی که با هدف سوء استفاده ‌های جنسی، تهیه فیلم و عکس ‌های مستهجن، حمل مواد مخدر ، کارگری، تکدی و … کودکان را خریداری می کنند، نیز از جمله معضلاتی است که زائیده فقر در میان خانواده ‌های پر اولاد است.

«بلسکی» در سال ۱۹۹۳ اظهار داشت:“ وقتی تعادل بین عوامل فشار زا و حمایت‌هایی که دریافت می شود، وجود نداشته باشد، یعنی میزان حمایت‌های دریافت شده محدود باشد، احتمال بدرفتاری با کودک افزایش خواهد یافت.

-خانواده ‌های تک

به شدت به چشم می خورد.

پژوهش «جونز و مک کوردی» در سال ۱۹۹۲ نشان داد که کودکان خانواده ‌های تک والدی بیشتر در معرض بی توجهی هستند.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”جمع بندی ” icon=”fa-pencil-square-o”]

پیشنهادها

۱-رها کردن کودکان آزار دیده و همچنین والدین آنها منطقی به نظر نمی‌رسد و این گونه افراد نیاز به خدمات روان شناسی و مشاوره ای پس از حادثه دارند و فراهم آوردن این گونه

ازدواج و بارداری به والدین در مورد شیوه ‌های تربیتی کودک و نیاز‌های اساسی کودکان، برای درک بهتر والدین از نقش خود و کودک .

۴-آموزش همگانی حقوق کودک از طریق کتب درسی در مدارس، دانشگها و خانه ‌های

 

۷-توسعه خط تلفنی بحران، ویژه دریافت گزارش‌های کودک آزاری

۸-شناسایی کودکان و خانواده ‌های در معرض خطر و ارائه خدمات و ارائه خدمات حمایتی، مشاوره ای و روان شناسی.

۹-تأکید


محدودیت ها:

انجام هر پژوهش دارای محدودیت‌هایی است که این محدودیت ها می تواند روند پژوهش و حتی یافته ‌های پژوهش را تحت الشعاع قرار دهد. از جمله محدودیت ‌هایی که در این پژوهش وجود داشتند عبارتند از:

۱-عدم

به راحتی حاضر به همکاری نمی شوند و اطلاعات و پرونده ‌های موجود در این زمینه جزء اسناد طبقه بندی شده به حساب  می آیند.

۴-پژوهش‌های انجام

آورد.

۵-به دلیل این‌که پژوهشها کمتر بر روی عوامل زمینه ساز تمرکز می کنند. پرسشنامه ای که کاملا تنظیم شده باشد و از نظر روایی و اعتبار سنجیده شده باشد وجود ندارد و پژوهشها از طریق پرسشنامه خود ساخته انجام می شود که مسلما اشکالاتی را دارد.

 

 

[/tab][tab title=”منابع / پی نوشت ها” icon=”fa-pencil-square-o”]-منابع فارسی

-آریا شمس مستوفی، شهریار،“کودکان فراموش شده” انتشارات همشهری، سال ۱۳۷۶

-ابدالی، مهرزاد،“حقوق کودک در کنوانسیون بین المللی و تطبیق آن با حقوق اسلام و ایران” ، رساله کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی ، دانشگاه تربیت مدرس، سال ۱۳۷۴

-اسماعیل پور، علی اکبر،“۳۰ هزار تومان بهزیستی در راه است”، روزنامه شرق، سال اول، شماره ۱۷، ۲۳ شهریور ۸۲

-اصلاح و تربیت، شماره۴، تیرماه ۸۱

-اصلاح و تربیت، شماره ۷۸، صفحه ۲۶

-ایزرائیل، آلن سی، نلسون، ریتاویکس،“ اختلال‌های رفتاری کودکان” ، انتشارات آستان قدس، سال ۱۳۷۸

-ارش،“مصاحبه با دکتر مهدوی”، شماره چهارم، مرداد ۸۲

-اندیشه جامعه، شماره هفتم، مهر ۱۳۷۸

-ایران شماره ۲۳۰۷، صفحه ۱۳، ۳۰/۸/۸۱

-انوشه ، آمنه،“سوء رفتار با کودک چیست و عوامل آن کدام است”، روزنامه همشهری، سال ششم، شماره ۱۶۸۵، ۱۴/۸/۷۷

-پورناجی، بنفشه،“مرگ خاموش” انتشارات همشهری، سال ۱۳۷۸

-توکل ، خسرو، عابدی، امینی،“بررسی اشکال سوء رفتار با کودک در خانواده”، مجله علمی دانشکده پرستاری و مامایی، شماره ۱۴، سال ۱۳۷۹

-تقوی لاریجانی، ترانه، “بررسی تأثیر تنبیه بدنی والدین در بروز برخی رفتار‌های پرخاشگرانه در کودکان ۱۱-۷ سال در محیط مدرسه ‌های دولتی شهر تهران” رساله کارشناسی ارشد، انستیتو روان پزشکی

-تقی خانی، شیلا،“ بررسی ویژگی‌های خانوادگی، اقتصادی-اجتماعی، روان شناختی و شیوه ‌های مقابله با استرس والدین کودک آزار”. دانشگاه الزهرا، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، مهرماه سال ۸۱

-توفیقی، حسن، مهسا هوشدار “بررسی موارد کودک آزاری جنسی در تهران”، مجله پزشکی قانونی، شماره پنجم، مرداد و شهریور ۷۴

-جویان، علی رضا، “دیدگاه پزشکی قانونی در تشخیص و احراز سوء استفاده جنسی از کودکان” مجله پزشکی قانونی شماره ششم، مهر و آبان ۱۳۷۴

-حسینی، کیوان، “قانون کودک در پیچ و خم بسیار” روزنامه ایران، ۱۷/۵/۸۱

-خراسان،“۷۵ هزار کودک در آسیا به جنگ مشغولند”،۲۹/۲/۷۹

-رسالت،“کودک آزاری و نگاه قانونی)، ۶/۶/۷۹

-رشیدی فر، ناصر“بررسی رابطه بین عوامل جمعیت شناختی و ویژگی‌های شخصیتی با کودک آزاری و بی توجهی در گروهی از نوجوانان شهر اهر”، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم پزشکی ایران، انستیتو روان پزشکی، ۱۳۷۶

-سیف، سوسن، کدیور، نوری، لطف آبادی، “روان شناسی رشد” ، جلد اول، انتشارات سمت، ۱۳۸۰

-ساراسون، ایروین جی، باربارا آر. ساراسون، “روان شناسی مزضی”، جلد دوم، ترجمه نجاریان، مقدم، دهقانی، انتشارات رشد، سال ۷۸

– سالنامه صدای یارا ، تنظیم سال ۸۰

-شرق ،“مرز جمهوری چک و آلمان، بازاری برای تجارت جنسی کودکان”، ترجمه نازنین زاغری، سال اول شماره ۵۵، ۱۰ آبان ۸۲

-شرق ،“خادمان کوچک” ، ترجمه لیلی کشوادی، سال اول، شماره ۴۸، آبان ۸۲

-شرق،“چرخ گوشت حادثه آفرید”، سال اول، شماره ۵۰، صفحه ۱۷، ۴ آبان ۸۲

– شرق،“مجازات اعلام کودکان حذف می شود”، سال اول ، شماره ۲۷، ۶ مهر

-شرق ،“بازی با چاقو و مرگ دختر ۴ ساله” سال اول، شماره ۴۰، صفحه ۱۷، ۲۲ مهر ۱۳۸۲

-شرق،“۴۶ کودک قربانی جنایت” سال اول شماره ۱۸، ۲۴ شهریور

-عبادی، شیرین،“حقوق تطبیقی کودک”، انتشارات کانون، پاییز ۱۳۷۶

-قاسم زاده، فاطمه، “کودکان قربانیان خشونت” ، ماهنامه جامعه سالم، سال سوم، شماره ۱۱، شهوریور ۷۲

– قاسم زاده، فاطمه،“بدرفتاری تحصیلی”، ماهنامه جامعه سالم، سال هفتم، شماره ۳۶، دی ماه ۷۶

-قیصری، سودابه،“حقوق کودکان از حرف تاعمل”، روزنامه آفتاب یزد، ۲۰ آذر ۷۹

-کاهانی، علی رضا،“کودک آزاری جسمانی عمدی” ، مجله پزشکی قانونی، سال دوم، شماره دهم، مهر و آبان ۷۵

-کاپلان-سادوک،“خلاصه روان پزشکی”، ترجمه نصرت الله پور افکاری، جلد دوم، انتشارات شهر آب، تابستان ۷۹

-کاتوزیان، ناصر:“قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی”، انتشارات دادگستری، چاپ چهارم، پاییز ۱۳۷۹

-کریمی مجد، رویا،“آرین کودک بی گناه چگونه شکنجه شد؟” مجله زنان، سال ششم، شماره ۳۷، شهریور و مهر ۱۳۷۶

-کنوانسیون جهانی حقوق کودک، صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)

-موسوی چلگ، حسن، طباطبایی، آقا بیگلویی:“کودک آزاری”، انشارات آونددانش، ۱۳۸۰

-محمدی فرود، حمید، نشریه اصلاح و تربیت، شماره ۸۱، ۸۰

-منصور ، جهانگیر،“قانون مجازات اسلامی” ، باب چهارم، انتشارات دیدار، چاپ یازدهم، ۱۳۸۰

-نوروزی، فاطمه،“بررسی میزان گزارش پیشینه کودک آزاری و بی توجهی، با توجه به تفاوت‌های جمعیت شناسی و ارتباط آن با شدت افسردگی در دانش آموزان دبیرستانی دولتی تهران”، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم پزشکی ایران انستیتو روان پزشکی، سال ۷۲-۷۱

– گزارش همایش قربانیان نمره ۲۰، در بهمین ماه سال ۸۱، در محل فرهنگسرای مدرسه

 

۲-منابع لاتین

  • Rosemary narimanian, parenting the sexually abused child
  • ۲۰۰۰, http://www.calib.com/naic/pubs/fhtm.
  • -Horns column, national fatherhood initiative, Washington times, 2001
  • the Heldden bruises, american academy of child adolescent
  • psgchiatry, 1998, file://A:\child Abuse – The Hidden Bruises – AAcAp
  • Simpson’s forensic Medicine , Eleventh Edition , Bernard Knight CBE .
  • Arnold , Amember of the Hodden Headline Group .
  • London , Sydney , Auckland . co-published in the usa by oxford university press , Inc . New york .

[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
4900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

266 صفحه فارسی

فونت استاندارد/Lotus/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]


درباره نویسنده

publisher4 222 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.