no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

فلسفه حج -فلسفه فردي و معنوي حج -فلسفه اقتصادي حج - فلسفه اجتماعي حج

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

فلسفه حج -فلسفه فردی و معنوی حج -فلسفه اقتصادی حج –	فلسفه اجتماعی حج
zip
آذر ۱۰, ۱۳۹۵

فلسفه حج -فلسفه فردی و معنوی حج -فلسفه اقتصادی حج – فلسفه اجتماعی حج


فلسفه حج -فلسفه فردی و معنوی حج -فلسفه اقتصادی حج - فلسفه اجتماعی حج

پایان نامه رشته الهیات در ۷۷ صفحه
[tabgroup][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]«حج» یکی از پایه های استوار دین اسلام است که از محتوای فلسفه اجتماعی- اقتصادی و فردی معنوی عظیمی برخوردار می باشد، و بر هر مکلفی واجب است و به شرط توانائی حداقل یک بار در عمر آن را به آنجام برساند.

در این مورد گفتار بسیار وجود دارد، لکن از میان آنها اول به خود قرآن کریم می‌پردازیم. درقرآن کریم آمده است: جَعلَ اللهُ الکعبهَ البیتَ الحرامَ قیاماً للناس…»[۱]

«لِیشهدوا منافعَ لهم و یذکروا اسمَ الله فِی ایامٍ معلوماتٍ علی ما…»[۲]

«و طهِّر بیتیَ الطّائفینَ و القائمینَ و الرَّکع السجودِ…»[۳]

بنابراین با توجه به آیات بالا می‌فهمیم که خداوند عنایت ویژه‌ای به بعد اقتصادی و اجتماعی و فردی و معنوی حج دارد. بنابراین در این فصل این دو عنصر مهم حج را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهیم که پی ببریم در چه مرتبه و درجه‌ای قرار دارند.

 

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

فلسفه فردی ومعنوی

 

مقدمه:

حج عبادتی بزرگ و برخوردار از تاثیر عمیق و نقشی سازنده در جنبه های مختلف فردی و معنوی است. شاید کمتر عملی از لحاظ گستردگی و عمق نفوذ به پای «حج» برسد اگر چه در تعالیم آسمانی اسلام، هر عبادتی چایگاه خاص خود را داراست ولی در این میان، حج به دلایل گوناگون از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

حج یک دوره کامل پالایش روحی وسازندگی معنوی به حساب می‌آید. عرفان و معرفت، عشق و محبت،‌ شعور و شهود، سلوک و عروج،‌ راز و نیاز، وصل و وصال و… همگی مرحله به مرحله در مناسک حج،‌ نمودار شده و تبلور می‌یابد و در پرتو این همه،‌مسافر کعبه بعد از مناسک،‌ چونان نوزادی می‌باشد که تازه از مادر متولد شده است؛ یعنی پاک و بی‌آلایش و این؛ یعنی بازسازی روحی و درونی فردی.

حضور در کاروانهای حج فرصت مغتنمی است برای تعمق در آیین انسان ساز اسلام و فرایض و مناسک مختلف آن، و نیز برای آشنایی بیشتر و البته پیوندی محکم‌تر و ایمانی راسخ‌تر و قوی تر نسبت به آن می‌باشد. بنابراین در این بخش از پروژه به اسرار و لطایف،‌ دقایق و رموز عرفانی و معنوی حج می‌پردازیم و آن را تا حدودی بررسی می‌کنیم.

بعد معنوی حج:

تمامی اعمال عبادی شریعت مقدس، جدا از صور ظاهری، دارای اسرار و رازهای شگفت انگیزی است که مؤمنان به میزان سعه وجودیشان از آن بهره‌مند می‌گردند.

عبادات حج به عنوان هدف آفرینش انسان تعیین شده است اسراری دارد که غیر از آداب و احکام ظاهری و عبادات می‌باشد. نوعاً عبادات و فرائض الهی با اختلاف درجات فراوانی که نسبت به هم دارند،‌ برای تقویت بعد روحانی و نفسانی و در جهت سیر و سلوک انسان وضع شده تا از عوالم جسمانی به عوالم روحانی تکامل یا بند و به مقام قرب الهی برساند.

بنابراین و با توجه به مطلب فوق، حج از میان عبادات و فرائض الهی،‌ جامع هر نوع آثار و فواید و اسراری است که در عبارت دیگر وجود دارد.

چنان که مرحوم علامه طباطبائی دراین مورد فرمودند:‌ وقتی که سرگذشت ابراهیم،‌ آن چنان که در قرآن بیان شده را به دقت مطالعه کنیم

بنده از موطن خود تا قرب الهی را می‌پیماید و با پشت سر انداختن زخارف دنیا و لذائذ و آرزوهای عادی و جاه و مقام و خلاصی از وسوسه‌های شیطانی به مقام قرب الهی دست می‌یابد.

این وقایع و اعمال حج گرچه به ظاهر از هم جدا هستند،‌اما مطالعه دقیق آن نشانگر دقایق آداب سیر

چه بیش‌تر در آن وقت شود حقایق تازه‌تر و نکات لطیفتر عاید انسان می‌گردد.[۱]

بنابراین مسائل معنوی و عرفانی حج زیاد می‌باشد همچنان که سفر حج از غیر خدا به سوی خداست و چون خدا همه

خدا به این معناست که انسان ما سوی الله را ترک کرده،‌ خدا را طلب کند.

پس اگر کسی حج را به قصد تجارت یا شهرت و مانند آن انجام داد، فرار «عن الله» کرده است، نه فرار «الی الله».

اگر کسی به زاد و را حله و ‌کسب و کار همراهان خود

.

خلاصه این که،‌ یکی از اسرار حج آن است که انسان از غیر خدا بریده،‌ به سوی خدا هجرت کند تا به لقای او نایل آید و این از هنگام تعیه مقدمات آغاز می‌شود.

کسی که لباس احرام فراهم می‌کند،‌ مالش را تطهیر‏‌‏،‌ وصیتنامه‌اش را تنظیم

با خداست. سیر چنین کسی «الی الله»  ،«مع الله» و «الله» است.

از این رو در بعضی از دعاهای حج و مانند آن آمده است:‌ «بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله»[۲]

حج و کسب معرفت

یکی از ابعاد اصلی زندگی انسان،‌ معرفت پروردگار عالم و وصول به رحمتش و انس گرفتن با حضرتش می‌باشد این هم موقوف است بر صفای نفس و تجرد او معلوم است هر قدر نفس انسانی متجلی و خالی از زائل باشد حب و انس او با رب بیشتر خواهد

از لذائذ زودگذر دنیوی که شرعاً معرفی شده است.

در همین باره امام خمینی می‌فرمایند: «مراتب معنوی حج که سرمایه حیات جاودانه است و انسان را به افق توحید و تنزیه نزدیک می‌نماید، حاصل نخواهد شد مگر آن که دستورات عبادی حج بطور صحیح و شایسته موبه مو عمل شود.

حج نمایشی پر شکوه، از اوج رهایی انسان موحد از همه چیز جز او، و عرصه و جلوه‌ای بی مانند از عشق و ایثار، و آگاهی و مسئولیت، در گستره حیات فردی اجتماعی است،‌ پس حج تبلور تمام عیار حقایق و ارزشهای مکتب اسلام است.[۳]

انسان و خود سازی

از این رو خداوند متعال هم برای فراهم شدن این سیر بندگی و رسیدن به مقام قرب و حضور الهی و زیارت کعبه حقیقی،‌

و عَهِد نا الی ابراهیمَ و اسمعیلَ أن طهرا بیتیَ للطائفینَ و العالَفین و الرکَعِ السجودِ.»[۴]

«و به خاطر بیاور هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت قرار داد و… و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که:‌ «خانه مرا برای طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان،‌ پاک و پاکیزه کنید.»

«عهد» در این جابه معنی امر است یعنی امر کردیم به آنها، و منظور از «تطهیر» یا خالص کردن و تخصیص دادن

خانه کعبه از

است از ضمیمه کردن آیات دیگر مانند «و الطّیباتِ لِلطّیبین و الطّیبون للطّیبات»[۵] به این آیه استفاده می‌شود.

ممکن است آن را از خود آیه هم استفاده کرد، زیرا آلودگی واردین و زوار غالبا موجب آلودگی خانه خدا می‌شود و در واقع یک ملازمه غالبی میان این دو است چنان که نظیر این مطلب را بعضی در تفسیر آیه «إنّما المشرکون نَجِسَ فل لیقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا» گفته اند که منظور از جلوگیری از سرایت کردن آلودگی مشرکین به خانه خدا و مسجدالحرام است.[۶]

آیه دیگری که از همین مورد است و خداوند تطهیر و پاکیزه نگه داشتن خانه کعبه را به حضرت ابراهیم (ع) دستور می‌دهد:

و اذبوانا لابراهیمَ مکان البیت أن لا تُشرک بی شیئا و طهر بیتی للطائفینَ و القائمینَ و الرُکع السجود.»[۷]

«به خاطر بیاور زمانی را که جای خانه (کعبه) را برای ابراهیم آماده ساختیم و تا خانه را بنا کند؛‌ و به او گفتیم، چیزی را همتای من قرار مده؛ و خانه‌ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان پاک ساز.»

تفسیر در این آیه تجدید بنای کعبه به دست ابراهیم (ع) و بعضی آداب حج مورد توجه است.[۸]

جمله « أن لا تشرک بی شیئاً و طهر بیتی» منظور تطهیر کعبه می باشد.

نخستین توصیه پس از نشان دادن مکان کعبه این بود که نیت خود را د رعمارت و عبادت خالص گردان و چیزی را شریک من قرار مده.

پس از بنای کعبه اولین فرمان الهی ایجاد کانون توحید و تطهیر آن از تمامی مظاهر شرک بود، به طوری که هر کس وارد شود تنها به

طواف کنندگان پاک ساز تا بندگان خدا بتوانند در محیطی سالم و فضایی آکنده از نور ایمان و معنویت و عشق به توحید اعمال حج انجام دهند. [۹]

مرحوم علامه طباطبائی در توضیح آیه می‌فرماید:‌

مراد از آماده ساختن کعبه برای ابراهیم این است که آن جا مرجع عبادات خدا قرار داده شود تا بندگان آن جا را

این خانه،‌ کانون توحید و مختص عبادت خداست و هیچ چیز نباید شریک خداوند قرار داده شود وهدف دیگر این بوده که ابراهیم برای کسانی که قصد خانه خدا نموده‌اند عبادتی را تشریع کند که خالی از هر گونه شائبه شرک باشد.[۱۰]

در نتیجه انسان را از بندگی و عبودیت منحرف می‌کند و در حقیقت همان شرک است که مسیر زندگی انسان را عوض می‌کند.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

عبادت حج،‌ عبادتی بی ریاست

مسلمانان باید در عبادت حج بلکه در سایر عبادات قصدی جز تقرب بخداوند متعال نداشته باشند.

و همانطوری که در نیت خود از دل می‌گذرانند که عبادت را برای خدا انجام دهند واقعا هدفشان هم همین باشد و هیچ گونه تظاهری و خودنمایی نداشته باشند زیرا عملی در نزد خداوند با ارزشتر است که خالص باشد.

امام صادق (ع) فرمود:‌

«الحجُّ حجّان:‌حجُّ لله، و حجَّ للناس،‌ فمن حج لله کان ثوابهُ علی اللهِ الجنه و من حجَّ للناسِ کانَ ثوابهُ علی الناسِ یومَ القیامه.»

«حج دو حج است:‌ حجی برای خدا و حج دیگر برای مردم،‌ کسیکه برای خدا حج به جا آورد ثواب او از خداوند بهشت است،‌و کسیکه برای مردم حج بجا آورد ثواب او در روز قیامت بر مردم است.»

باز امام صادق (ع) فرمود:

«من حج یرید به اللهُ لا یریدُ به ریاءً و لا سمعهً غفراللهُ لهُ البته.»

«کسیکه برای امتثال امر خداوند،‌بدون ریا و تظاهر حج به جا آورد البته خداوند او را بیامرزد.»[۱]

بنابراین، انسان از همان موقعی که تصمیم می‌گیرد عمل حج را بجا آورد باید محرکش همان امر خداوند بوده و تا آخر،‌ هم

در اجتماع وسیله تشخص او است کعبه برود.

همچنین کسی که به حج می‌رود باید جلب رضایت همه را بکند و اگر با کسی قهر یا دشمنی دارد و مال خود را حلال بکند و اینها را کنار بگذارد که حج او قبول شود.

بعد معنوی مناسک و اعمال حج و تاثیر آن بر فرد

حج دارای مناسک و اعمالی است که حاجیان باید توجه به روح آن که از مهمترین رسالت حاجیان است تا در پرتو شناخت و عرفان مناسک حج به هدف از تشریع آن

آدمی است که در قالب اعمال و مناسک پرواز می‌کند،‌اوج می‌گیرد و کوچ می‌کند چون سفر حج از درون انسان آغاز می‌شود و

خود شناسی»‌ و «خداشناسی» برسند. [۲]

مناسک و اعمال حج از قسمت ها و برنامه های مختلفی تشکیل شده که همه آنها علاوه بر پیام خاص خود سازنده و خلق و خویی مخصوص در جان آدمی است.

حج در مجموع، سیر انسان به سوی خداست که با هجرت او از خلق که خود نیز بخشی از آن است،‌ آغاز می‌شود و او می‌بایست این آمادگی را در خود ایجاد کند که تعلقات را بگسلد و خانه و کاشانه و کسب و کار را رها کرده و یکباره به سوی دوست هجرت کند.

حج به معنای واقعی خود حرکت و تحولی است که در روح حاصل می شود و

 

«فاذا اقضیتم مناسککم فاذکروا الله،‌ کذکرکم ابائکم او اشد ذکرا… »[۳]

« هنگامی که مناسک خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید،‌ همانند یادآوری از پدرانتان بلکه از آن هم بیشتر…»

یعنی بعد از اعمال حج و پیمودن منازل آن باید چنان ذکری به زائر خانه خدا دست بدهد که غیر خدا را فراموش نماید، آن هم لا اقل مثل آن شود و سوزی که در افتخار و مباهات به پدران خود در جاهلیت داشتند بلکه «اشد ذکرا» به شورتر و عمیق تر و با کیفیت بهتر و بالاتر، چه این که «اشد ذکرا» به کمیت ذکر کاری ندارد، بلکه مربوط به توجه قلبی است که چه بسایک ذکر قبلی همراه با سوز و گداز به مراتب بهتر و برتر و کارسازتر از یک عمر از کار لفظی است. پس سرانجام حاجی

نماز و حج چه ارزشی خواهد داشت. [۴]

 

بعضی از اسرار حج

اعمال حج هر کدام جدا از صور ظاهری یک صورت باطنی نهفته است و اصل هم همان باطن اعمال می‌باشد مثل راز تلبیه: ‌احرام و لبیک گفتن به معنای پاسخ دادن به ندای وحی و اجابت دعوت الهی است. از این رو حج گذار راستین و زائران حقیقی کعبه هنگام تلبیه آن چنان به هراس عقلی بیمناک می‌شدند که

به درستی به ندای حج پاسخ ندادی «لا لبیک و لا سعدیک»[۵]

اسرار صفا و مروه

سعی زائر آنگاه که رو به جانب صفا دارد این است که خود را تصفیه کرده؛‌ و از صفای الهی برخوردار شود و وقتی  به سوی مروه می‌رود،‌ سعی می‌کند تا مروت و مردانگی به دست آورد؛‌ زیرا «مروه» رمز مروت و مردانگی،‌ و «صفا» نشان تصفیه و تهذیب روح است.[۶]

راز طواف کردن

«طواف برگرد چیزی چرخیدن،‌ علامت کمال عقل و نشانه محبت است تا آنجا که انسان خود را فدای محبوب می‌سازد و بلاگردان او می‌شود؛ آن چنان که پروانه عاشق ، آن قدر بر گرد شمع می‌چرخد تا عاقبت خود را با بال و پر سوخته،‌ به پای شمع می‌افکند.

زائر واقعی نیز آن آتش اشتیاق لقای پروردگار در دلش شعله ور شده و بار سفر را بسته و از وطن و خانه و کاشانه و

می‌دهد که جز حق، چیزی نمی‌خواهد و جز حق چیزی نمی‌جوید و مجذوب هیچ عاملی جز حق نیست.

سر حلق

تراشیدن موی در منی نشانه‌ای از پاک شدن آلودگی‌های اخلاقی و زدودن زنگارهای روحی و بیرون آمدن از سنگینی و تاریکی گناهان است.[۷]

همچنین پاره‌ای از اعمال حج مانند پوشیدن لباس احرام و رفتن به صحرای عرفات انسان را یاد     مناظر قیامت و احوال آخرت می آندازد. و بسیاری از اعمال حج و اماکن انسان را به یاد

از سوی دیگر با تحریم شکار و قطع درخت،‌ آن مکان را حرم و محضر مقدس خداوند قرار داده که: «و من دخله کان آمنا[۸]» «هرکس در آن وارد شود در امان است.[۹]»

بنابراین در احادیث نیز به اسرار، معارف و ویژگی‌های هر کدام از اعمال

سفر حج بازگشته بودند می‌باشد.

این حدیث مشتمل بر مطالبی حکمت آمیز و با اهمیت برای درک اعمال و مناسک حج و راهی برای پی بردن به راز و رمزهای این سفر الهی است:‌

در سالی امام سجاد علیه السلام از سفر حج بازگشته بود که مردی به نام «شبلی»‌به دیدارش شتافت. امام در این دیدار از شبلی پرسید:‌ آیا حج

به جا آوردی؟

شبلی پاسخ داد: همه این کارها را که فرموده‌ای انجام داده‌ام.

امام فرموده‌اند: آیا در آن هنگام نیت آن داشتی که از جامه معصیت بیرون آیی و لباس طاعت و بندگی حق را بپوشی؟

شبلی گفت:‌ نه

امام فرمودند:‌ زمانی که از لباسهای دوخته برهنه می‌شدی، قصد آن داشتی که از لباس ریا، نفاق و شبهه‌ها برهنه شوی؟

او پاسخ داد: نه!

امام فرمودند: هنگام غسل کردن نیت آن داشتی خود را ازخطاها و گناهان شست و شو دهی؟

شبلی پاسخ داد: خیر!

امام فرمودند:‌ پس درد حقیقت نه به میقات فرود آمده و نه از جامعه‌های دوخته در‌‌آمده و نه غسل کامل به جا آورده‌ای.

سپس فرمودند: وقتی که احرام بستی هر چه را خداوند حرام دانسته

حکم نمودی، نیت کردی که هر عقد و پیوند غیر خدایی را باز و پاره نمایی؟

او گفت: نه!

امام فرمودند: پس در واقع خود را پاک نکرده، احرام نبسته و عقد حج را محکم و استوار ننموده‌‌ای!…

آن گونه که در برخی از منابع آمده، «شبلی» فردی عادی نبوده و بلکه عالمی زاهد بوده است.[۱۰]

سوالهای امام سجاد (ع) از شبلی میزان اهمیت توجه به روح هر کدام از اعمال را از آغاز نشان می‌دهد و برای همه الگویی است تا بکوشند از روح اعمال و نکات نهفته در آن آگاه شوند.

روح همه افراد داشته باشد و معنویت آنها را بالا ببرد.

 

نتیجه:

حاجی سالک پس از بازگشت از مکه و مدینه،‌باید آن چه از آنجا به

با اهتمامش به فرائض دینی و بویژه نماز، آن هم در مسجد با جماعت،‌ اهمیت این عبادت بزرگ را به دیگران بفهماند.

مرد و زن حاجی باید اخلاق اسلامی در خانه و در میان مردم عملا تبلیغ کنند و عفو و گذشت و ایثار و فداکاری،‌ شعار آنها باشد و به دیگران روش «دیگر گرایی»‌ را که در قرآن به آن سفارش اکید شده است بیاموزند؛‌ «لینفق ذوسعه من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما آتاه الله»[۱۱]

همچنین اگر سالک حج گذارده به وسیله عمل ناروایش حج را در میان مردم

پیشه کند و تا روز قیامت بر آنها پایدار باشد و آنها را حفظ کند.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

 

۲– فلسفه اقتصادی

بعد اقتصادی حج

حقیقت این است که انسان وقتی عمق و گستردگی ابعاد معنوی و روحی حج را بشناسد و از اسرار آن با خبر شود شک و تردید در

آن می‌گردند و در تحریف مسائل اساسی عامل عمده محسوب می‌شود.

آنها که به بهانه حفاظت از معنویت و روحانیت حج سعی در هر چه تهی‌تر کردن محتوای حج دارند معمولا دچار چنین آفتی هستند ولی غافل از آنند که اسلام و روح حج بزرگتر و وسیعتر از ظرفیت کوچک و فکر و مطاع آنها است.

شاید به دلیل همین آفت فکری است که پیامبر اکرم(ص) ناگزیر طی یک

با

را از نظر کمی و کیفی به اطلاع همگان برسانند و از این رهگذر در زمینه‌های همفکری و تعاون و مشارکتهای اقتصادی را در میان ملل مختلف مسلمانان فراهم و در بالا بردن رشد اقتصادی کشورها و ملل عقب افتاده مسلمانان در حال رشد کمک نمایند.

به همین ترتیب در ایام حج نمایشگاه عظیمی از فرآورده ‌های کشاورزی و صنعتی و غیره مسلمانان نقاط کشورهای مختلف تشکیل می‌گردد و جامعه بزرگ اسلامی می‌توانند به برکت حج از این رهگذر از یک بازار مشترک و بین الملل اسلامی برخوردار گردند و مبادلات تجاری و روابط اقتصادی فیمابین کشورهای اسلامی رونق و گسترش بیشتری پیدا کند.

این نکته را می‌‌توان از روایتی از هشام

مرکبها و چهارپایان بار بر سود ببرند.»[۱]

کوتاه سخن این است که این عبادت بزرگ اگر بطور صحیح و کامل مورد بهره برداری قرار گیرد و زوار خانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدس حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است از این فرصت بزرگ برای حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامی با تشکیل کنگره‌های مختلف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی استفاده کنند این عبادت می‌تواند از هر نظر مشکل گشا باشد بنابراین در این فصل تاثیر اقتصاد در حج را بر جامعه مسلمین و آیاتی که در این زمینه در قرآن کریم آمده و اهمیت این مسئله را دو چندان می‌کند، بررسی می‌کنیم.[۲]

اهداف و آثار تجاری و اقتصادی حج

آثار اقتصادی حج،‌تنها از آن حج گذار نیست بلکه میلیون انسان را در بر می‌گیرد و هزاران خانوار در حرم و خارج حرم و اطراف آن به نوعی با حج سرو کار دارند و از برکات حج برخوردار می‌شوند. به علاوه، بازار

و آثار دیگری که حج دارد از جمله:

  • فعالیتهای اقتصادی می‌تواند به برگزاری مراسم عبادی
  • در پرتو حج امرار معاش می‌کنند و چرخهای اقتصادی به حرکت در می‌آید و عمران و آبادانی را به همراه می‌آورد.
  • قدرت اقتصادی مسلمانان می‌تواند در صحنه‌های بین المللی آنان را مقتدر سازد و از وابستگی برهانند.
  • حج فرصت مناسبی است که فراورده‌های صنعتی و محصولات کشاورزی و سنتی مسلمین در این بازار بین الملل اسلامی به صورت نمایشگاه بازرگانی واقتصادی عرضه شود تا مسلمانان در رشد و توسعه کشورهای خود آگاه گردند، تبادل
  • کار و تولید را بالا ببرند.
  • از این رهگذرگاه و اشتغال به وجود می‌آید و از حجم بی‌کاری می‌کاهد و زمینه بسیاری از مفاسد اخلاقی را از میان می‌برد.[۳]

همچنین کشورهای اسلامی

به این امر اهتمام ورزند و نیز اجازه ندهند تا بیگانگان منافع ارزشمند مسلمانان را به رایگان یا ارزان از چنگ آنان بیرون آورند بنابراین باید جامعه اسلامی در سراسر جهان در جهت خودکفایی گام برداشته و در تامین نیازمندیهای یکدیگر تلاش پیگیر نموده، و ریشه وابستگی اقتصادی به اجانب و مستکبران را قطع کنند، زیرا وابستگی اقتصادی،‌مقدمه سلطه سیاسی است، مخصوصا به عنوان نخستین گام برای تصمیم جدی برای قربانیها اتخاذ گردد، ‌به صورتی صحیح از آنها در جهت رفع نیازمندیهای ملل فقیر استفاده شود.

امیرالمومنین (ع) فرمودند:‌«

بکار بردن ملاط در بنا سبب استحکام می‌شود، احکام دین و برنامه‌های اسلام بدون حج از استحکام لازم برخوردار نیست و این حج است که همه اجزاء پیکر اسلام را به هم پیوند داده و استحکام و نیرو می‌بخشد.

امام صادق (ع) فرمودند: «لایزال الدین قائما ما قامت الکعبه»

«تا زمانی که کعبه برپاست دین خدا نیز بر پا است»[۴]

بنا براین اقتصاد حج تاثیر زیادی بر توسعه و پیشرفت جوامع اسلامی دارد و

دیدگاه قرآن نسبت به بعد اقتصادی حج

احکام و شرایع الهی تامین کننده سعادت و مصالح و منافع بشر در دنیا و آخرت است آن هم در ابعاد گوناگون حیات مادی و معنوی از این رو درباره هر یک از این احکام حتی

بیشتر مورد توجه

و در آن بیابان خشک و سوزان نعمتهای خویش را ارزانی دارت تا سپاس گوی حق باشد. « و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون.»[۵]

در این جا منظور حضرت ابراهیم بوده که هر کس به این جا می‌آید یک منطقی برای او داشته باشد چه معنوی و چه مادی، اما در این آیه قرآن کریم بیشتر منفعت مادی و اقتصادی است.

  • جواز تجارت در حج

خداوند متعال برای مقابله با این طرز فکر نادرست که زمان حج جای کسب تجارت و سود نیست و آنجا باید بیشتر به بعد معنوی آن نگاه کردند نه اقتصادی آن، آیات متعددی را نازل نموده است که تعدای از آنها را در اینجا قابل ذکر می‌دانیم از جمله:

«لیسَ علیکم جناحٌ أنْ تَبتغوا فَضلاً مِن رّبکم…»[۶]

«گناهی نیست بر شما که از فضل

ونه تردیدی نبوده که بفرماید:‌ «لیس علیکم جُناحٌ…» و چون جمعی تجارت در حج را گناه می‌دانستند این آیه گناه بودن آن را نفی کرده و اذن تجارت می‌دهد.[۷]

همچنان که مراد از «ابتغاء»، «ابتغاء»‌ بعد از اتمام حج نیست،‌ چون که معامله و تجارت بعد از اعمال حج جای بحث وگفتگو نبوده است،‌ بلکه آن جا که محل کلام بود معامله و تجارت در اثناء عمل بود و آیه مبارکه هم در رد مراد این نوع تفکر با صراحت تمام فرمود:‌

«هیچ گونه مانعی و اشکالی وجود ندارد که مردم از فضل خدا بهره‌مند گردند بلکه با توجه به معنای ابتغاء‌ می‌توان در راه کسب آن اجتهاد و کوشش هم نمود و حتی با ملاحظه «من ربکم» می‌توان به آن رنگ عبادت داده و از مصادیق بارز آیه «رجال لا تُلهیهم تجاره و لابیعٌ من ذکرالله…»[۸]

«پاک مردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یاد خدا غافل نگرداند…»

به شمار می‌آید. منتهی باید مواظب بود که تجارت در

کم از امام صادق (ع) در باره فلسفه وجوب حج سوال فرمود،‌ آن حضرت یکی از فلسفه وجوب حج را بعد اقتصادی آن معرفی کرد و فرمود:

«لینزعٌ کلَّ قومٍ من التجاراتِ من بلدِ الی بلد، ‌و لینتفعُ بذلک والمکاری و الحّمال»[۹]

«خداوند حج را بر انسانها واجب ساخت برای اینکه هر قومی و ملتی از تجارتها و محصولات دیگر استفاده کنند،‌ و برای این که صاحبان وسایل نقلیه با کرایه دادن وسیله نقلیه خود بهره مند شوند.»

در تفسیر عیاشی از حضرت امام صادق (ع) روایت شده که در تفسیر آیه شریفه «

رزق و روزی است. یعنی در موسم حج مانعی از خرید و فروش نیست.»

آیه‌ای دیگر از قرآن کریم وجود دارد که ابتغاء‌ فضل الله را بر امور مادی اطلاق

فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله»[۱۰].

«هنگامی که نماز پایان گرفت در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید.»

در این آیه هم معامله تعبیر به «فضل الله» شده و منظور از امر به جستجوی فضل پروردگار در این آیه هم  اجازه داد و ستد در اثناء اعمال حج است.

از سوی دیگر این گونه یک سونگری به حج در زمان ائمه علیهم اسلام برای اصحاب ایجاد سوال کرد که آیا تجارت و بهره مندی مادی در ایام حج ضرری

می‌دهد آیا حجش ناقص است یا کامل؟

حضرت پاسخ دادند:‌حجش کامل و تمام است.[۱۱]

شاهد قرآنی دیگر بر بعد اقتصادی حج آیه‌ای از سوره مبارکه قصص است که خداوند متعال ضمن منت گذاشتن برمشرکین روی دو نعمت بزرگ فرمود:‌ یکی از امنیت و دیگر مواهب اقتصادی.

وَ لَمَ نُمکن لَهُم حَرَماً امنا یحیی الیه ثمرات کُل شَیءٍ رزقا مِن لّدنا وَ لکن اکثُرهم لا یَعلمون.»[۱۲]

«آیا ما حرم امنی دراختیار آنها قرار ندادیم که محصولات هر شهری و دیاری به سوی آن آورده شوند ولی اکثر آنها نمی‌دانند.»

عنایت در کلمات «کل شی» و «رزقا من لدنا» و فعل «یحیی» که دلالت بر استمرار دارد و اهمیت مطلب را دوچندان می‌کند.

به علاوه بر این دو نعمت متعلق به زمانی بود که آنها مشرک بودند تا چه رسد به این که موحد شوند،‌ اگر مردمی

ر آن مورد

در قرآن کریم آیاتی هست که کلمه منافع در آن آمده و قید نشده که کدام منافع را شامل می‌شود آیا مادی یا معنوی.

اما از تفسیر آنها و با توجه به دنباله آنها و آیات قبل و

شامل می‌شود. درهمین مورد مفسران نظرات گوناگونی داده اند که آیا منفعت معنوی یا اقتصادی را شامل می‌شود.

در این جا

تا شاهد

به حج کن تا پیاده و سواره و از هر راه به سوی تو بیایند تا شاهد منافع گوناگون خویش در آنجا باشند و در ایام معینی نام خدا را بر چهارپایانی که به آنان داده است به هنگام قربانی کردن ببرید،‌ پس از گوشت آنها بخورید وبه مستمندان اطعام نمایید.»

مفسران در تفسر کلمه «منافع» سخن بسیار گفته‌اند ولی کاملا روشن است که هیچ گونه محدودیتی در این لفظ نیست تمام منافع و برکات معنوی و نتایج مادی، فوائد فردی و اجتماعی، فلسفه‌های سیاسی و اقتصادی و اخلاقی را شامل می‌شود.

آری باید مسلمانان از همه نقاط جهان از میان تمام قشرها به آن جا رو آورند تا شاهد و ناظر این منافع باشند، چه تعبیر زیبایی  شاهد و ناظر باشند، و آن چه را به گوش شنیده‌اند

انسان را صفا می‌دهد،‌ و حوائج گوناگون او را برآورده و نواقص زندگی او را برطرف سازد.

مانند: تجارت، امارت، تدبیر،‌ و اقسام رسوم و آداب و سنن و انواع کمکهای اجتماعی و غیر آن. و معلوم است که وقتی اقوام و ملتهای مختلف، از مناطق مختلف با همه تفاوتها در انساب و الوان در یک جا جمع شوند و سپس یکدیگر را بشناسند و همه دارای یک شعار و کلمه واحده باشند که آن کلمه حق است و معبود همه یکی است و خدای عزوجل است،‌ و قبله همه یکی است و آن کعبه است.

نوع دوم: منافع اخروی است:‌ که همان تقرب به خداست،‌ تقربی که عبودیت آدمی را مجسم سازد و اثرش در کردار و رفتار آدمی آشکار گردد. اعمال حج، انواع عبادتها و توجه به خدا را شامل می‌شود.

 

که در اینجا بیشتر منافع دنیوی و یا واضح‌تر اقتصادی را شامل می‌شود.

طبرسی در تفسیر منافع فرموده:‌ «مقصود منافع آخرت است یعنی عفو و آمرزش الهی.»

و در دنباله گفته که این آیه ناظر بر بعتد اقتصادی حج است و جواز تجارت و کسب روزی در حج را تجویز می‌کند.[۱۳]

«لیشهدوا منافع لهم» در بیان فلسفه حج منافع را به طور مطلق مطرح ساخته و به قید خاص محدود نکرده که یکی از مصادق آن منافع مادی و اقتصادی است.[۱۴]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

قربانی

و هدایا و هر

که از آن خودداری شود.

پس قربانی کردن برای حاجیان که واجب شده خودش منفعتهای اقتصادی دارد که یکی از آنها همان اطعام گرسنگان می‌باشد.

همانطور که در قرآن کریم خداوند می‌فرماید:

«… فاذا وَجَبَتْ جُنوبِها فَکلوا منهاو اطعموا القانعَ والمُعترَّ کذلکَ سَخَّرَناها لکم لعلکم تشکرون»[۱]

«… هنگامی که پهلویشان آرام گرفت «وجان دادند»  از گوشت آنها بخورید و مستمندان قانع و فقیران معترض را نیز از آن اطعام کنید. این گونه ما آنها را مسخرتان ساختیم تا خدا را شکر کنید.»

در این آیه کلمات «قانع و معتر» آمده و می‌خواهیم بدانیم منظور از آنها چیست؟‌

«قانع» فقیری است که به آن چه می‌گیرد، بسنده کند و راضی و خشنود شود و اعتراض و خشمی نداشته باشد و از ماده قناعت می‌آید.

«معتر» از ماده «عر»

اض هم می‌کند.

جمله «کلومنها» که در آیه آمده یعنی «از آن بخورید» ظاهر در این است که واجب است «حجاج» چیزی از قربانی خود را نیز بخورند و شاید این برای رعایت مساوات میان آنها و مستمندان است. و اطعام شوندگان را با یک چشم دیده این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است که سفارش می‌کند تا خود را فراموش کنید نه دیگران را و در تقسیم گوشت و اطعام، پای بند تملق یادعا و تواضع فقیر نباشید. او را سیر کنید،‌ گرچه با شنیدن زخم زبان باشد.[۲]

به هر حال،‌ در منی زائران خانه خدا باید گوسفند سالم را ذبح کند و گوشت آن

کردن را وسیله سیر کردن گرسنگان می‌باشد این است

است نام خدا را بر آنها ببرید، به هنگام قربانی کردن، سپس از گوشت آنها بخورید و به مستمندان اطعام نمائید.»

در این آیه مسئله قربانی و یاد کردن خداوند در هنگام قربانی را بیان می کند و حج اطعام فقرا را.

از آن جا که توجه اصلی در

از شرایط است بیان می‌کند، اشاره به این که آنها به هنگام ذبح قربانی تمام توجهشان به خدا و قبول درگاه او است و استفاده از گوشت آنها تحت الشعاع آن قرار دارد.[۳]

تعلیق فعل بر مرز حق به خاطر

امر اول «کلوا» را به استحباب و دوم «اطمعوا»‌را به وجوب حمل کرده اند. بنابراین اطعام به فقیران واجب می‌باشد و ترک آن به هیچ وجه جایز نمی‌باشد.

در موسم حج معلوم می‌شود که تکلیف این گوشتها در جهت رفع نیازمندیهای مسلمانان سراسر جهان به مصرف برسد.[۴]

قربانی عامل برآوردن نیاز فقیران

از آیات فوق به خوبی این معنی استفاده می‌شود که هدف از قربانی کردن علاوه بر جنبه‌های معنوی و روحانی و تقرب به درگاه خداوند این است که گوشت آن به مصرفهای لازم برسد هم قربانی کننده

.

ازسوی دیگر تحریم اسراف در اسلام، چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد چرا که قرآن و روایات اسلامی و دلیل عقلی آن را اثبات کرده است.

از مجموع این سخن این چنین نتیجه می‌گیریم که مسلمانان مجاز نیستند گوشتهای قربانی را در سرزمین منی بر روی زمین بیاندازند

که اگر نیازمندانی در آن روز و در آن سرزمین پیدا شوند

د و این است مقتضای جمع میان ادله.

متاسفانه در عصر وزمان ما، بسیاری از مسلمانان به حکم اول عمل کرده و حکم دوم را به دست فراموشی سپرده‌اند و هر سال هزاران هزار قربانی که گوشتهای آنها می‌توانند

بسیار زننده ونامطلوبی نابود می‌شود، و تاکنون بسیاری از علما ومتفکران و قشرهای دیگر اسلامی در این زمینه با مقامات دولت حجاز صحبت کرده‌اند،  و حتی داوطلب پرداخت هزینه‌های موسسات که برای نگهداری و حمل ونقل آنها شده اند، انجام داده اند اما جمود و خشکی روحانیون وهابی از یک سو و بی‌اعتنایی مقامات دولت سعودی هنوز از سوی دیگر مانع از این کار شده است.

قطع نظر از مساله تحریم اسراف که یک امر مسلم اسلامی است،‌اصولا صحنه قربانگاه در روز عید قربان در حال حاضر به قدری زننده و غیر منطقی به نظر می‌رسد

ون آن منطقه و نظام حاکم بر آن سرزمین است، بنابراین حفظ عظمت اسلام و

تا این وضع وحشتناک پایان پذیرد و حکم اسلامی را اجرا کنند.

و اگر در روایات می‌خوانیم که بیرون بردن گوشت قربانی از سرزمین منی یا از حرم مکه ممنوع است. این مربوط به زمانهایی بوده که مصرف کننده در آنجا به قدر کافی وجود داشته است. [۵]

 

نتیجه

نتیجه می‌گیریم که فلسفه عمومی اقتصاد حج مبارزه با فقرو تهیدستی و بی‌کاری و تقویت بنیه مسلمین و قطع وابستگی و توسعه و رشد کشورهای اسلامی از رهگذر حج است.

بنابراین موسم حج نباید فرصتی برای ثروت اندوزان باشد

حج را در قبضه گیرند.

بنابراین از جمله منافع مادی که می‌تواند حج برای مردم داشته باشد زیاد است از جمله، مساله حمل و نقل مسافر و خرید و ذبح گوسفند، اجاره کشتی و هواپیما و ماشین و خیمه‌ها مسآله هدایا و سوقات سفر و نقل و انتقال اجناس در اطراف دنیا از جمله مسائلی است که صدها هزار نفر را به نوا می‌رساند.

چه خوب است، یک نمایشگاه بین المللی درآمد در مدینه تشکیل شود و از تمام کشورهای اسلامی نمونه‌های تولیدات و هنرها و دستاوردها و ابتکارات مسلمین در‌ آنجا به نمایش گذاشته شود که متاسفانه فعلا بازار مکه و مدینه

حجاج بیش از آن که به فکر زیارت خانه خدا و مسجد النبی باشند،‌ در فکر خریدن اجناس هستند و ساعات سرگرمی آنها در بازار بیش از ساعات طواف ونماز و زیارت آنها است .

در آخر هم می‌توانیم آن چه درباره بعد اقتصادی حج

به عنوان یک اهرم قدرت،‌ برای امت مطرح گردد و آنها را از وابستگی‌های دیگر برهاند، لذا به منافع اقتصادی در حج اهتمام ویژه‌ای شده است.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

– فلسفه اجتماعی

مقدمه

عبادات و فرائض به نوعی با مسائل اجتماعی و حقوق جمعی نیز در ارتباطند اما حج در این میان از ویژگی منحصر به فردی برخوردار است زیرا حضور در جمع و روابط اجتماعی را

و تدارکات و امکانات غذا و مسکن ومرکب بلکه از لحاظ اعمال و مناسک چون طواف، حضور در عرفات و مشعر و منی و غیره…،‌ اینها همه‌اشان حرکت جمعی هستند که در هر یک از مشاعر حج،‌ که

در تشریع این فریضه بزرگ لحاظ گردیده و جز از رهگذر این میقات عظیم قابل دسترسی نیست .

بنابراین حج یکی از ارکان عملی اسلام، ‌در بنیان وحدت جامعه اسلامی و حرکت آن جایگاه اساسی دارد بویژه که مسلمانان همگی حج را به عنوان یک فرضیه اسلامی تا روز قیامت می‌شناسند و هر

نیکوکاری به همدلی و همیاری و تعهد و تضامن،‌ تناصح و تعاون، مصابره و مرابطه،‌ امربه معروف و نهی از منکر و… است.

این مسئولیتی است که بر دوش عالمان و فقیهان دین اندیشمندان دلسوز مسلمان دولتهای اسلامی نمایندگان و سفرای آنها و همه حج گذاران که هر یک در توان خویش بدین مسئولیت قیام کنند،‌ شکوه و عظمت حج و خیر وحدت بخش اجتماعی آن را دید و بر دیگران نیز پوشیده نمانده است.

ویژگی‌های اجتماع حج

همایش عظیم حج یک گرهمایی معممولی نیست بلکه ویژگی‌هایی دارد از جمله:‌

  • این اجتماع فراملیتی افراد مسلمان از سراسر جهان بدون توجه به مشخصه‌های جغرافیایی و نسب‌های قومی و لباس و رنگ با مساوات کامل و بدون توجه به شعارهای پوچ و گمراه کننده شرکت دارند و نظیر این همبستگی در سراسر کره
  • ام سرمایه داری که از نشانه‌های آن تجمل ، تفاخر، تکاثر و مصرف گرایی است.[۱]
  • خداوند حج را بر مسلمانان واجب کرده تا آنها همه از نقاط عالم در مکه جمع شوند،‌ یکدیگر را ملاقات کنند و بشناسند و دست اتحاد به سوی یکدیگر دراز نمایند،‌ نواقص و احتیاجات خود را با یکدیگر در میان بگذارند و با مشورت همدیگر آنها را رفع کرده،‌ و
  • تعالیم اسلام در یک واحد نمونه اجتماعی باشد.
  • در حج فاصله‌ها یا کم می‌شود یا اصلا از بین می‌رود چون زندگیها یکنواخت و یکسان می‌شود و لباسها یا کاملا یکسان است یا لااقل خیلی نزدیک بهم هستند.[۲]

محتوای اجتماعی حج و آثار آن

  • تامین منافع مادی و معنوی جامعه اسلامی

حج دارای محتوای عظیم اجتماعی است و منافع فراوان برای مردم در بردارد همانطور که در قرآن کریم نیز آمده است:‌ «لیشهدوا منافع لهم»[۳]

و دیگر این که باعث می‌شود که مسلمانان ملل مختلف که همگی دارای هدفهای مشترکی هستند از شرق و غرب جهان اسلامی در یکجا جمع شوند و همدیگر را بهتر بشناسند و با تشکیل کنگره‌هایی مشکلات خود را با هم در میان بگذارند و با هم تبادل نظر کنند و پس از اتمام حج محصولات خود را به یکدیگر عرضه نمایند وبه تقویت صنایع و امور اقتصادی و بازرگانی خود بپردازند.

  • ایجاد وحدت و همبستگی

حج با شکوهترین عبادات دستجمعی است که وحدت و همبستگی مسلمانان را تقویت نموده،‌ و عوامل نفاق و جدایی و موهومات طبقاتی را از بین می‌برد.

بنابراین قرآن هم در این اشاره می‌کند «ثُمَّ افیضوا مِن حیثُ افاضَ النّاسُ و…»[۴]

در این آیه گفته

 

همچنین امام خمینی در این باره می‌فرمایند:

«عموم برادران و خواهران اسلامی باید توجه داشته باشند که یکی از مهمات فلسفه حج ایجاد تفاهم و تحکیم برادری میان مسلمانان است.»[۵]

در حج می‌توان طعم زندگی در محیط ایمان، الفت، دوستی، به یکدیگر نزدیک بودن و دور انداختن عوامل جدائی را چشید.

اگر عوامل

درباره اهمیت همین مسئله تاکید به حج در روایات هم آمده است:

امام صادق (ع) فرمودند:‌ آن که برادر ایمانی خود را از حج باز دارد باید بترسد که افزون بر آن چه در اخرت برای او ذخیره شده در دنیایش نیز به مصیبت گرفتار آید.

«لیحذر احدکم آن یعوق اخاه عن الحج فتصیبه فتنه فی دنیاه مع مایدخر له فی الاخره»[۶]

زیرا هیچ کس نمی‌تواند دیگری را از چیزی چون حج محروم کند و او را از این کار باز دارد،‌ بلکه بر مسلمانان است که خود به انجام حج اقدام کرده،‌ دیگران را نیز به آن تشویق کنند.

بنابراین باید بدانیم که دین اسلام بر لزوم پیوستن افراد خانواده خویشان وهمسایگان را لازم شمرده تا از همکاری و

خویش امور خود را حل و فصل نمایند.

و از بین این مسائل این چنین بر می‌آید که خداوند همگانی بودن و اجتماع را لازم شمرده و این مورد را هم درباره حج نیز تاکید فراوان کرده و آیاتی هم در این زمینه در قرآن آمده است.

دیدگاه قرآن نسبت به اجتماعی بودن حج

از بررسی و تحقیق در دستورات دین مقدس اسلام چنین بر می‌آید که دین اسلام دین اتحاد و یگانگی است و برای همین خداوند هم خانه کعبه را که قبله گاه مسلمین جهان و طوافگاه حج و عمره است در چند جا آن را به «ناس» یعنی مردمان نسبت می‌دهند.

۱-«إنَّ اول بَیتٍ وُضِعَ للناس للذی ببکه مبارکا وهُدیً للعالمین…»[۷]

۲-«جَعَل الله الکعبه البیت الحرام قیاما للناس…»[۸]

۳-«وواذ جعلنا البیت مثابه للناس وامنا…»[۹]

«نخستین خانه‌ای که برای «ناس» مردم پایه گذاری شد آن است که در «بکه» مکه مکرمه رهنمون و برکت برای

هشدارگاه و بازگشت‌گاه و… باشد برای «ناس» است.

بنابراین خداوند کعبه را که خانه «ناس» است قرار داده تا برگرداگرد آن عبادت کنند:

  • «فلیعبدوا رب هذا البَیت…»[۱۰]

«تا پروردگار این خانه را بپرستند…»

در اینجا لازم می‌دانیم به توضیح و تفسیر آیات فوق بپردازیم.

خانه خدا متعلق به مردم است.

قرآن کریم، همانطور  که کعبه را اولین و با سابقه‌ترین خانه عبودیت و پرستش می‌داند، آن را برای همه جهانیان، محور

قرار داده شد همان است که در سرزمین مکه است که پر برکت و مایه هدایت جهانیان است»

در آیه فوق به خانه خدا، «بیت الله»‌ خانه مردم و خانه بکه گفته شده تا نشان دهد که خداوند نیازی به جا و مکان و خانه و کاشانه ندارد. «إن اللهُ غنیٌ عنِ العالمینَ» و معمولا در مسائل اجتماعی آن چه بنام خدا و برای خدا است، در حقیقت در خدمت مردم و بندگان خداست، و هر خدمتی در راه  مردم و بندگان خدا انجام گیرد، برای خدا محسوب می‌گردد بطوریکه می توان کلمه «الناس» را دراین نوع آیات فلسفه و جانشین الله قرار داد به عنوان نمونه:‌

«اُقرضوا اللهَ قرضاً حسناً» «به الله و با مردم قرض الحسنه بدهید»[۱۱]

در حقیقت کعبه نخستین خانه توحید و با سابقه‌ترین معبدی است که در روی زمین وجود دارد، هیچ مرکزی قبل از آن مرکز نیایش و پرستش پروردگار نبوده؛ خانه‌ای است که برای مردم و بسود جامعه بشریت در نقطه‌ای که مرکز اجتماع و محلی برکت است،‌ ساخته شده و اهمیت آن در واقع همان سابقه داشتن در مسیر خدا و خدمت به مردم است. [۱۲]

هنچنان که کعبه اولین خانه‌ای است که برای مردم وضع شده

یه کلمه مبارکا به این معنا است که خانه خدا از نظر معنوی خانه‌ای است پر برکت و از برکات معنوی آن کانون وحدت و همبستگی وکانون ایمان هم می‌باشد و جذبه الهی دارد.

«هدیً للعالمینَ» خانه هدی= خانه خدا که مایه هدایت و ارشاد جهانیان بوده و همواره مبلغین و رهبران در این مرکز

هر کدام از مملکتی هستند،‌ بهنگام بازگشت پیام حج و آموخته‌های خود را ضمن دیدار با فامیل و

هر نژادی که باشند بسوی خدا مهاجرت کنند برای او یکسان می‌باشند و خداوند آنها در کنار خویش جا و مقام می‌دهد. و در جامعه توحید ارزش انسان تربیت و تقوی است نه نژاد و رنگ ونه زن و مرد.

در همین باره خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:‌

«… جعلناه للناس سواء العاکف فیه و الباد… »[۱۳]

«قرار دادیم برای همه مردم آن را یکسان، چه کسانی که در آنجا زندگی می‌کنند چه دور از آن جا هستند…»

از این رو هیات مادی و لباس ظاهری و سایر نشانه‌های تفاخر مادی و امتیازات طبقاتی را کنار می‌گذارند و دو قطعه پارچه سفید پاک و ندوخته که لباس تقوی و پاکی و مساوات است را می‌پوشند و همگی یکسان بسوی پروردگار یکتا گام برمی‌دارند، و تصمیم می گیرند که برای همیشه خود

و مشاجره، دروغ و فحاشی، تفاخر و مباهات، پاک نگاه دارند.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

قیام جهانشمول اجتماعی مسلمانان در پرتو حج

آیه بعد که اجتماعی بودن حج را می‌رساند و خداوند کعبه را از حرمت‌ خاصی برخوردار ساخت و عامل قیام همگانی و مردمی قرار داد:

«جَعَل اللهُ و الکعبه البیت الحرام قیاماً لِلناس والشّهر الحرام…»[۱]

«خداوند کعبه- بیت الحرام – را وسیله‌ای برای

ایجاد وحدت؛ یعنی در این مرکز بزرگ، باید اختلافات حل شود و این مرکز باید مرجع رفع اختلافات باشد و کعبه از آن

آن احترام خاصی قائل شده کسی جز خداوند مالک آن نمی‌باشد و متعلق به همه مردم است.

مهمترین عامل قیام همه مردم جهان، خانه‌ای است که همگان به سوی آن نماز می‌گذارند و برگرد آن طواف می‌‌کنند و در کنار

الهی می‌نشینند.

امام صادق (ع) فرمودند: همواره دین پروردگار قائم و زنده است مادام که کعبه پابرجاست:

«لایزال الدین قائما ماقامت الکعبه»[۲]

کعبه مایه قوام انسانها است و مایه آرامش و تقویت انسانها به همین منظور اگر شخصی جنایت کند به این خانه پناه برد حد بر او جاری نمی‌شود مادامی که در آن خانه است لذا چنین قانونی مایه قوام شخصی است.[۳]

علامه طباطبائی در ذیل آیه شریفه می‌فرماید:‌

«قوام و قیام، چیزی است که انسان یا هر چیز دیگر به وسیله آن بر پا می‌شود، و قیام و

 

«اموال خود را به دست سفیهان ندهید، چه خداوند مال را مایه قوام شما قرار داده و سفیه آن را ضایع می‌سازد.» با قیامی که در آیه مورد بحث است یکی است. چون، قوام دنیا و آخرت انسانها به کعبه وابسته است.

خداوند تعالی کعبه را احترام کرده و آن را «بیت الحرام» قرار داد، و به همین منظور بعضی از ماهها را هم حرام کرده و بوسیله حکم

» ارتباط برقرار کرد و غرض از همه اینها این بود که کعبه را پایه حیات اجتماعی برای مردم قرار دهد، و آن را قبله‌گاه مردم کند. بنابراین از اقطار مختلف و و نقاط دور دست در آن‌جا گردهم می‌آیند. [۴]

۴- امنیت اجتماعی مسلمانان

خداوند کعبه را محل آرامش و امنیت قرار داده آن هم برای همگان یعنی هر کس به آنجا برود و پناه گیرد.

«واذ جَعلنَا البیتَ مَثابَهً لِلناسِ وَامناً…»[۵]

«و بیاد آورد هنگامی که ما خانه کعبه را مقام امن و … »

در این آیه منظور از «مثابه للناس» مفسران از آن

هم می دهد از این جهت که خانه خدا پناهگاه مردم محسوب می شود.[۶]

نظر علامه از این جمله « واذ جعلنا … »‌اشاره به تشریح حج دارد بنابراین، معنای آیه این جور خواهد بود :

« و اذ جَعَلنا للناس توبوا وحجوا الیه»[۷]

همچنان که در جایی دیگر هم حضرت ابراهیم (ع) از

و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا بلداً امناً و … »[۸]

« و هنگامی که حضرت ابراهیم (ع) از پرودگارش درخواست کرد که این شهر را محل امن قرار ده و .. )

بعد از این که ابراهیم (ع) این دعا را کرد خداوند نیز دعای او را مستجاب کرد بنابراین هیچ مکانی در روی کره زمین این چنین خصوصیتی را ندارد.

حج تراکم قوه متکثره در نقطه واحده‌ست.

مسلمانان باید از این مجمع که سالانه، فرصت بسیار خوبی است برای روابط دوستی

حج درس برابری و برادری به مسلمانان می‌دهد و حج خانه خدا اولین اجتماع بزرگی که هر ساله به عنوان گنج ناشناخته و تنها عملی است که تاکنون هیچ مللی بدان دست پیدا نکردند و هرگز نظیر آن پیدا نخواهد شد اما درست از آن بهره نمی‌گیرند.

به خاطر همین اهمیت‌ها و ویژگیهای خاصی که دارد خدای متعال به ابراهیم (ع) دستور داد و فرموداند که ندا بده و همه را از نقاط مختلف دور و نزدیک چه پیاده و چه سواره به عبادت

و همه‌گیر بودن آن داشت و دستور نداد که بعضی‌ها را دعوت کن بلکه کلمه «الناس»‌ آوردند.

« وأذّن فی الناسِ بِالحّجِ یأتوکَ رجالاً و علی کّلِ ضامرٍ یاتین من کّل فجٍّ عمیق.» [۹]

«و ای ابراهیم دستور ده به مردم که برای انجام مناسک حج پیاده وسواره و از هر راه دور بسوی تو آیند. با اجابت عموم مردم،‌چه نزدیکان و چه مردم دور از عشایر و قبایل روبرو خواهد شد که این شعار الهی تا زمان شعیب، بر استقرار و معروفیتش در بین مردم باقی بوده

 

«و خداوند بر مردم حج خانه خدا را واجب کرده هر کس مسطیع است.» البته اینجا استثناء‌ گذاشته

که هر

ند و با قاعده معروف «الکفار مکلفون بالفروع کما انهم مکلفون بالاصول»

«کافران همان طوری که به اصول دین موظفند به انجام فروع نیز مکلف می‌باشند.»

آیه فوق و مانند آن تایید می‌شود، که اگر شرط صحیح بودن این گونه اعمال و عبادات این است که نخست اسلام را بپذیرند و

قبول اسلام، مسئولیت آنها را در برابر این گونه وظایف از بین نمی‌برد.[۱۰]

بنابراین این آیه همگانی بودن حج را می‌رساند.

نتیجه:

یکی از نتایجی که از حج می‌توانیم بگیریم «اجتماعی» بودن آن است که نتایج سازنده این فرضیه مهم در جامعه اسلامی باید

و ایجاد وحدت و اتحاد به گونه‌ای است که هر کس می‌نگرد روابط مردم در چند روز «مراسم» حج با یکدیگر،‌ از هر نظر روابطی است که بیش از هر چیز، تحت تاثیر ایمان افرادی که دور یکدیگر جمع شده اند،‌ قرار دارد.

در پرتو چنین ایمانی است که تجاوز، تعدی و جلوه‌های دیگر خود خواهی در رفتار انسانها بسیار کم دیده می‌شود.

بطوریکه انسان در آنجا می‌تواند با خودش بیندیشد که اگر جامعه‌ای بزرگ در تمام طول سال تحت تاثیر چنین ایمانی زندگی می‌کرد وضع

به یکدیگر مرتبط ساخته و اسلام است که در انسانها برابری ایجاد کرده و اسلام است که می‌گوید: ‌در شئون زندگی اجتماعی باید این برابری وجود داشته باشد و امتیازات نادرست از میان برود و همگان را به یک قیام الهی فراخواند.

در اینجا «کعبه» وسیله قیام و یعنی مرکزی است که بتوان مردم را برای قیام به آن دعوت نمود، همانگونه که امام حسین (ع) قبل از حرکت به کربلا، چند ماه در مکه توقف کردند و هنگام اجتماع مردم برای اعمال حج، آنان را آگاه ساختند و همانگونه که قیام حضرت مهدی (عج) نیز از آنجا آغاز خواهد شد.

نتیجه گیری کلی

با توجه به بررسیهای موجود نتیجه می‌گیریم که در قرآن کریم آیات متعددی راجع به مناسک و اعمال و ابعاد مختلف و فلسفه حج پرداخته است. و همچنین حج یکی از ارکان اساسی اسلام

داشته باشیم این که افراد حج گذار باید به اسرار و بعد معنوی آن توجه کنند چون امروزه بیشتر افرادی که حج می گذارند به صورت ظاهری اعمال توجه دارند و حقیقت حج را درک نمی‌کنند. برای همین است که بعد از این که از حج بر می‌گردند به روال زندگی گذشته خود که همراه با خطا و گناه بوده ادامه می‌دهند.

در حقیقت آن حجی مقبول و پذیرفته درگاه الهی می‌باشد که بعد از حج

و منزه می‌باشد و نور معنویت در چهره او نمایان می باشد و این خودش است که دوباره گناه می کند و حج خود را باطل می‌کند.

انان ایجاد کند یا هیچ وقت بین آنها اختلاف

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”منابع” icon=”fa-pencil-square-o”]فهرست منابع

  • قرآن مجید- ترجمه مکارم شیرازی
  • التحقیق فی کلمات القرآن– حسن مصطفوی- مرکز نشر الکتاب – تهران۱۲۹۶ – ه،ق
  • ادعیه و آداب حرمین، معاونت آموزش و تحقیقات بعثه، نشر مشعر، بی‌جا، پاییز ۸۲ چاپ بیست و ششم.
  • المنجد فی اللغه، یونس مطرف، الطبعه الخامسه و الثلاثون، اسلام.‌۱۳۸۰، چاپ دوم.
  • ابعاد گوناگون حج، ابوعلی خداکرمی، دارالنشر، قم، اول تیر ۱۳۷۳
  • اسرار و مناسک ادله حج، محمدصادق تهرانی، بی‌جا، چاپ اول،۱۹۷۸م
  • آشنایی با اسرار عمره، نجف نجفی روحانی، المشعر،‌ بهار۱۳۸۳، چاپ چهارم
  • ابعاد سیاسی و اجتماعی، محمد تقی رهبر، بی‌جا، مشعر زمستان ۱۳۸۱، چاپ دوم
  • تفسیر المیزان. علامه طباطبایی،‌متوفی ۱۳۶۱، انتشارات اسلامی، بی‌جا، پاییز ۱۳۸۱،

چاپ دوم.

۱۰-تفسیرنمونه، آیته الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از نویسندگان،‌انتشارات دارالکتاب الاسلامیه،‌تهران ۱۳۷۲،‌ چاپ هفدهم

۱۱- تفسیر مجمع البیان، طبرسی متوفی ۵۴۸، ترجمه علی کاظمی تصحیح علی صحت دشمن فراهانی، انتشارات فراهانی۱۳۶۳

۱۲- تفسیر قمی، ابراهیم قمی،‌به تصحیح سید طیب موسوی جزایری، منشورات مکتبه الهدی،‌ قم- ایران، مطبعه النجف ۱۳۷۸ هجری

۱۳-تفسیر کبیر یا مفتاح الغیب، امام فخرالدین رازی شافعی، ۵۴۴،۶۰۴، منشورات محمد علی بیغون دارالکتب العلیم،‌ بیروت لبنان، المجلد الثالث ۵-۶

۱۴- تفسیر کشن الاسرار وعده الابرار، ابوالفضل رشید الدین میبدی، امیرکبیر، تهران، چاپ سوم

۱۵- ترجمه نهج البلاعه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات لاهیجی، قم،‌۱۳۸۰، چاپ دوم

۱۶- تفسیر راهنما- اکبر هاشمی رفسنجانی جمعی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دفتر تبلیغات حوزه علمیه، قم،‌پاییز ۱۳۷۴، چاپ اول

۱۷- ترجمه تحریر الوسیله، امام خمینی، ترجمه علی اسلامی،‌دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

۱۸- تفسیر نورالثقلین، شیخ علی بن جمعه العروس الحویزه متوفی۱۱۱۲، اسماعیلیان، قم۱۴۱۲ه.ق ، ۱۳۷۰ هـ ش. الطبعه الرابعه

۱۹- تفسیر تبیان، شیخ طوسی، ۳۸۵ ،‌۳۶۰ ه. تصحیح احمد عبیب قصیر عاملی،‌نشر مکتبه الامین، نجف اشرف۱۳۸۵ه، ۱۹۶۶،۱۹۶۶م

۲۰- ترجمه المنجد الطلاب،‌ فواد افرام البستانی،‌ترجمه محمد بندریگی، انتشارات اسلامی، بهار ۱۳۷۷،‌ چاپ پانزدهم

۲۱- جامع السعادات، مرحوم نراقی،‌ نجف، ۱۳۸۳

۲۲- حج در قرآن ، محمد علوی مقدم،‌ نثر مشعر، بی جا، تابستان ۱۳۸۱، چاپ اول

۲۳- حج و عمره در قرآن وسنت،‌ محمد محمدی ری شهری،‌ ترجمه جواد محدثی، نشر دارالحدیث، ‌چاپ اول

۲۴- حج،‌محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، قم، سال ۱۳۷۷

۲۵- حج با تجدید و نظر و اضافات،‌ محسن قرائتی،‌ مشعر،‌ زمستان،‌ ۱۳۸۳

۲۶- حج و انقلاب اسلامی،‌ وزارت ارشاد اسلامی اداره کل انتشارات و تبلیغات، بی‌جا، ۲۲ بهمن۱۳۶۲،‌ چاپ اول

۲۷- حج در قرآن، آیت الله بهشتی،‌دفتر نشر فرهنگ اسلامی،‌ بی جا، تابستان‌۶۵، چاپ اول

۲۸‌- خلاصه مناسک حج،‌ امام خمینی، دفتر آموزش و تبلیغات حج و زیارت،‌۱۴۰۶ ه.ق، چاپ دوم

۲۹-‌ سیری در حج، ‌سید محمد امین، انتشارات کتابخانه صدر،‌ تهران،‌ بهار۱۳۷۲، چاپ اول

۳۰- سرزمین یادها و نشانه‌ها،‌ محمدتقی فرقانی،‌ مشعر،‌ بهار ۱۳۸۳، چاپ هشتم.

۳۱- صهبای حج،‌ جوادی‌ آملی،‌ اسراء، قم،‌۱۳۷۷، چاپ سوم

۳۲- عرشیان، سید جعفر شهیدی، مشعر زمستان ۱۳۷۱، ‌چاپ اول

۳۳- فرهنگ فارسی- محمد معین- انتشارات امیر کبیر،‌ تهران۱۳۴۲

۳۴- فلسفه اسرار به ضمیمه مختصری از مناسک حج،‌ سید محمدتقی حکیم،‌ دفتر فرهنگ اسلامی، بی‌جا، بهار۱۳۶۱، چاپ پنجم

۳۵- فلسفه حج و اسرار مناسک آن، عباسعلی عمید زنجانی، وزارت ارشاد اسلامی، مرداد ماه ۱۳۶۳، چاپ اول

۳۶- مفردات ابی القاسم الحسین بن محمد المعروف به الراغب اصفهانی، فی غریب القرآن،‌چاپ دوم،‌ چاپخانه‌ خورشید، المکتبه المرتضویه ۱۳۶۳

۳۷- مغاییس اللغه- ابوالحسن احمدبن فارس بن ذکریا، مرکز النشر مکتب، الاعلام الاسلامی ۴۰۴

۳۸- ماهنامه آموزشی، تاریخی، اخلاقی ویژه زائران حرمین شریفین، سال دوم،‌ تیرماه ۷۹

۳۹- مناسک مصور عمره مفرده،‌ محمد حسین فلاح زاده، مشعر، زمستان ۸۲، چاپ بیست سوم.

۴۰- مناسک حج مطابق فتوای امام خمینی(ره)،‌ترجمه عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، نشر دفتر فرهنگ اسلامی،‌ بی‌جا،‌ تابستان ۱۳۶۱

 

۴۱- مفردات الفاظ القرآن راغب اصهانی تفسیر لغوی و ادبی قرآن ،‌ سید غلامرضا خسروی حسینی مرتضوی،‌ بی‌جا زمستان ۱۳۵۷،‌چاپ دوم

۴۲- مجمع البحرین شیخ فخرالدین طریحی، مطبعه الادب،‌نجف الاشرف،‌مکتبه المرتضویه

۴۳-مناسک حج و احکام عمره،‌مطابق با فتوای حاج سید محمد رضا گلپایگانی، دارالقرآن کریم،‌ قم، ‌شوال ۱۴۰۳، چاپ پنجم

۴۴- مجموعه مقالات حج‌، جمعی از صاحبنظران اداره پژوهش نگارش، وزارت ارشاد اسلامی،‌ ۲۲بهمن،‌۱۳۶۱، چاپ اول

۴۵- وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه،‌شیخ حر بن الحسن الحر عاملی، متوفی ۱۱۰۴هجری نشر احیاء اتراث العربی، بیروت لبنان،‌ من المجلد الخامس به تصیح شیخ عبدالرحیم الربانی شیرازی.

[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
3900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

77 صفحه فارسی

فونت استاندارد/Lotus/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

 

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد

روش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]

B



درباره نویسنده

publisher4 222 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.