no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

تعیین و شناسایی تفاوت درمیزان سازگاری زناشویی، بدکار کردی جنسی و شادکامی ذهنی

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

پرداخت امنلینک فوریپشتیبانیضمانت
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

تعیین و شناسایی تفاوت درمیزان سازگاری زناشویی، بدکار کردی جنسی و شادکامی ذهنی در دو گروه زنان نابارور و زنان بارور –
zip
بهمن ۱۰, ۱۳۹۵

تعیین و شناسایی تفاوت درمیزان سازگاری زناشویی، بدکار کردی جنسی و شادکامی ذهنی در دو گروه زنان نابارور و زنان بارور –


تعیین و شناسایی تفاوت درمیزان سازگاری زناشویی، بدکار کردی جنسی و شادکامی ذهنی در دو گروه زنان نابارور و زنان بارور -

پایان نامه رشته روانشناسی در ۱۶۸ صفحه
[tabgroup][tab title=”چکیده ” icon=”fa-pencil-square-o”]چکیده:

مقدمه: ناباروری از جمله شرایط استرس آور و دشواریاست که برای تعداد نسبتا قابل توجهی از زوجها اتفاق می افتد. مطابق با آمارها از هر ۵ زوج، یک زوج با مشکل ناباروری مواجهند. این موضوع تثیر مستقیمی بر سلامت روان و شاخصهای مرتبط با آن خواهد داشت.

هدف: هدف از این پژوهش تعیین و شناسایی تفاوت درمیزان سازگاری زناشویی، بدکار کردی جنسی و شادکامی ذهنی در دو گروه زنان نابارور و زنان بارور می باشد.

جامعه آماری تحقیق شامل زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری ابن سینا تهران و نیز زنان بارور مراجعه کنند به مدارس جهت ثبت نام فرزندانشان در خرداد و تیرماه سال ۱۳۸۷ بودند و از هر گروه تعداد ۵۰ نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب گردیدند.

ابزار جمع آوری اطلاعات:  دراین پژوهش از پرسش نامه استاندارد سازگاری زناشویی DAS، پرسش نامه شادکامی ذهنی آکسفورد و پرسش نامه بدکار کردی جنسی استفاده شده است.

نتایج: یافته های تحقیق نشان می دهد که بین میزان بدکارکردی جنسی و شادکامی ذهنی در دو گروه زنان نابارور و بارور تفاوت معناداری وجود دارد. اما یافته های این پژوهش گواه آن است که بین میزان سازگاری زناشویی دو گروه مورد مطالعه تفاوت چندانی وجود ندارد.

بحث: شایسته است آموزشهای لازم جهت افزایش شادکامی و افزایش رضایت در روابط جنسی و زناشویی به زنان نابارور ارایه و مشاوره های حمایتی و رواندرمانی مناسب ارایه گردد.

کلید واژه ها: سازگاری زناشویی، شادکامی ذهنی، بدکارکردی جنسی، ناباروری، سلامت روان

مقدمه

خانواده قدیمی ترین و کهن ترین هسته طبیعی است که از بدو پیدایش وجود داشته است و بدون خانواده هسته مرکزی هیچ اجتماعی به وجود نمی آید. در واقع خانواده حکم سلول را در ساختمان موجودات دارد و کانون حفظ سنتهای خانوادگی و اجتماعی است و مرکز تعلیم و تربیت و آموزش حس تعادل، وطن دوستی، گذشت، فداکاری و تمام خصایص عالیه انسانی می تواند باشد. (نجاتی، ۱۳۷۴: ۲۹)

عوامل و فاکتورهای مختلفی در استحکام و پایداری خانواده ها تاثیر گذار است. در واقع سازگاری زناشویی تابعی از عوامل مختلف می باشد. بعضی خانواده ها با تفاهم و سازگاری زندگی را با شادکامی می گذرانند، در حالیکه درست برعکس گروهی از مردم در حل و فصل ساده ترین و ابتدایی ترین مسایل زندگی با دشواری و سردرگمی مواجه هستند در واقع سازگاری زناشویی مفهومی پیچیده است که جهت مطالعه آن می بایستی زوایا و ابعاد مختلف را مد نظر قرار داد. علاوه بر این شادکامی ذهنی در میان خانواده های دارای سازگاری بیشتر هم از نظر کمی و نیز از منظر کیفی بیشتر دیده می شود. خانواده های سازگار در تفاهم و حس تعادل همدیگر را بیشتر و بهتر درک می کنند.

خانواده ها معمولا با بحرانها و شرایط دشوار نیز مواجه می شوند. یکی از این شرایط بحرانی، ناباروری است. ناباروری اثرات نامطلوبی را بویژه از نظر روان شناختی روی زوجین وارد می کند. افسردگی، احساس غمگینی و اندوه، یاس و ناامیدی از جمله وضعیتهای ناگوار در میان زوجین نابارور به شمار می رود. از سویی دیگر خانواده دارای کارکردهای مختلفی می باشد که از آن جمله می توان به ارضای مناسب نیازهای جنسی اشاره نمود. به نظر می رسد کارکرد و عملکرد جنسی در میان زنان نابارور نیز  دچار مشکلات و بدکارکردی می گردد.

در این تحقیق سعی می گردد تا به مقایسه سازگاری زناشویی، بدکارکردی جنسی و شادکامی ذهنی در میان زنان بارور و زنان نابارور پرداخته و مورد مطالعه قرار گیرد.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

مساله:

باروری از جمله بحرانهای شدیدی است که سلامت زوجین را از نظر جسمی و روانی تحت تاثیر قرار می دهد. نتایج تحقیقات مختلف حکایت از آن دارد که از هر ۵ زوج، یک زوج با مشکل ناباروری مواجه می باشد. ناباروری خود شرایط ذهنی در میان زوجین، اقوام و خویشاوندان فراهم می آورد که کارکرد طبیعی خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد.

یکی از تاثیرات منفی و نامطلوب ناباروری بر روی زوجین ناسازگاری آنها در زندگی مشترک خواهد بود. ناسازگاری زناشویی به ذعم ثنایی (۱۳۷۹) عبارتست از کاهش رابطه جنسی، افزایش واکنش های هیجانی، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، افزایش جلب حمایت فرزندان و جدا کردن امور مالی از یکدیگر می باشد. (ثنایی،  ۱۳۷۹: ۵۰)

از سویی دیگر ناباروری بر عملکرد و کارکرد جنسی زوجین نیز تاثیر می گذارد. چون خانواده محلی است که اعضای آن بیشترین زمان را در کنار همدیگر می گذارنند، لذا بدکارکردیهای جنسی ممکن است شرایط نامناسبی را برای گذراندن اوقات اعضاء در کنار هم ایجاد نماید. زنان نابارور بیشتر از زنا بارور در معرض بدکارکردی جنسی قرار دارند، چرا که آنها تصور می کنند برقراری ارتباط جنسی و زناشویی مشکل ناباروری آنها را حل نمی کند و به همین دلیل ممکن است تمایل کمتری برای برقراری ارتباط زناشویی از خود نشان دهند یا این نوع تفکر و تصور در نزد همسر آنان شکل بگیرد. زنان نابارور چون از عملکرد جنسی خوبی ممکن است برخوردار نباشند و نظر به اهمیتی که ارضای جنسی می تواند در سازگاری زناشویی و شادکامی ذهنی افراد بوجود آورد، این احتمال وجود دارد که از سازگاری کمتری برخوردار باشند.

تحقیقات مختلف نشان می دهد که میزان قابل توجهی از طلاق های روی داده در زندگی افراد به موضوع عدم رضایت جنسی آنها باز می گردد و اساسا عدم خشنودی و شادکامی از ازدواج خود منجر به بروز اختلافات و درگیریهای متعدد میان زوجها می گردد.

آمارهای پرونده های متقاضی طلاق در شهر تهران نشان می دهد که روزانه به طور متوسط  ۵۰۰ پرونده طلاق در دادگاههای این شهر مفتوح می گردد. عدم سازگاری زناشویی و لذت نبردن از زندگی در مواقعی سبب بروز جدایی میان افراد می گردد.

لذا شایسته است تا با انجام تحقیقی علمی به مطالعه پیرامون رابطه بین میزان سازگاری زناشویی، شادکامی ذهنی و بدکارکردی جنسی در میان زنان پرداخته شود.

در واقع سئوال اصلی این تحقیق عبارتست از اینکه آیا بین میزان سازگاری زناشویی، شادکامی ذهنی و بدکارکردی جنسی زنان بارور و نابارور چه رابطه ای وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت تحقیق:

اهمیت و ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می شود که اولا با مطالعه پیرامون وضعیت شادکامی بین خانواده های دارای زنان بارور و زنان نابارور می توان نسبت به ارتقای راه حلها و برنامه هایی که موجبات شادکامی بهتر را بر خانواده ها فراهم آورد اقدام نمود.

ثانیا با انجام پژوهشی منسجم می توان به بررسی ارتباط میان متغیرهای بدکارکردی جنسی، سازگاری زناشویی و شادکامی ذهنی پی برد، تا بتوانیم از طریق این ارتباط به برنامه ریزی بهتر و ساختاری جهت تداوم وضعیت مناسب یا

بارور و نابارور، در پژوهشهای قبلی کمتر دیده شده و به همین دلیل ضرورت دارد تا در این پژوهش علمی به آن پرداخته شود.

رابعا این تحقیق می تواند زمینه مناسبی را برای انجام تحقیقات بعدی برای محققان فراهم آورد.

اهداف تحقیق:

الف) هدف کلی:

هدف کلی این پژوهش تعیین و شناسایی تفاوت در سازگاری زناشویی، بدکارکردی جنسی و شادکامی ذهنی در میان زنان بارور و نابارور می باشد.

اهداف فرعی:

الف) د ربعد سازگاری زناشویی:

۱- تعیین تفاوت بین میزان رضایت زناشویی زنان بارور و نابارور

۲- تعیین تفاوت بین همبستگی زناشویی زنان بارور و نابارور

۳- تعیین تفاوت بین توافق زناشویی زنان باور و نابارور

۴- تعیین تفاوت بین ابزار محبت زناشویی زنان بارور و نابارور

۵- تعیین تفاوت بین نمره کل سازگاری زناشویی در زنان باورر و نابارور

ب) در بعد بدکارکردی جنسی:

۶- تعیین تفاوت بین میزان میل جنسی زنان بارور و نابارور

رضایت از خصوصیات شخصیتی زنان بارور و نابارور

۱۲- تعیین تفاوت بین میزان همدلی (اجتماعی بودن) زنان بارور و نابارور

۱۳- تعیین تفاوت بین میزان خوش بینی زنان بارور و نابارور

۱۴- تعیین

ین نمره کل سازگاری زناشویی در زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

ب) در بعد بدکارکردی جنسی:

۶- بین میزان میل جنسی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

۷- بین میزان تحریک جنسی (انگیزش جنسی) زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

۸- بین میزان دستیابی به ارگاسم  در میان زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

۹- بین میزان فرونشینی جنسی در میان زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

بین نمره کل بدکارکردی جنسی در میان زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

ج) در بعد شادکامی ذهنی:

۱۱- بین میزان رضایت از خصوصیات شخصیتی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

۱۲- بین میزان همدلی (اجتماعی بودن) زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

۱۳- بین میزان خوش بینی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

۱۴- بین میزان رضایت از سلامت جسمی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

۱۵- بین میزان عزت نفس زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

۱۶- بین نمره کل شادکامی ذهنی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

سوالات تحقیق:

الف) در بعد سازگاری زناشویی:

۱- آیا بین رضایت زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

۲- بین همبستگی زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

۳- آیا بین توافق زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

۴- آیا بین ابراز محبت زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

۵- آیا بین نمره کل سازگاری زناشویی در زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

ب) در بعد بدکارکردی جنسی:

۶- آیا بین میزان میل جنسی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

۷- آیا بین میزان تحریک جنسی (انگیزش جنسی) زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

۸- آیا بین میزان دستیابی به ارگاسم در میان زنان بارور

آیا بین میزان رضایت از سلامت جسمی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

۱۵- آیا بین میزان عزت نفس زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

۱۶- بین نمره کل شادکامی ذهنی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد؟

تعریف متغیرها

سازگاری زناشویی:

الف- (تعریف نظری): سازگاری زناشویی عبارتست از وضعیتی که در آن یکسری احساسات کلی در زن و شوره در مورد خوشبختی و رضایت ز ازدواج وجود دارد. (کاپور: ۱۹۷۲)

ب) (تعریف عملیاتی): در این پژوهش به منظرو بخش میزان سازگاری زناشویی، از پرسش نامه استاندارد DAS استفاده شده است و نمره آزمودنی نشان دهنده میزان سازگاری زناشویی وی خواهد بود.

۲- بدکارکردی جنسی:

الف) تعریف نظری: اختلال در هر یک از چهار مرلحه میل، تحریک و انگیزش، ارگاسم و فرونشینی جنسی منجر به برور بدکارکردی جنسی می گردد. (پورافکاری، ۱۳۷۳)

ب) تعریف عملیاتی: در این پژوهش به منظور سنجش عملکرد جنسی فرد از پرسش نامه تحقق ساخته استفاده شده است که نمره آزمودنی در این پرسش نامه متناسب با جزوه مقیاس های ۴ گانه فوق نشان دهنده میزان اختلال و بدکارکردی جنسی وی محسوب می شود.

۳

نشاط یعنی سرزندگی و آمادگی برای پیشرفت داشتن (کیانی بروجنی، ۱۳۸۴: ۷)

ب) تعریف عملیاتی: در این پژوهش به منظور سنجش میزان شادکامی پاسخ دهندگان، از پرشسش نامه شادی آکسفورد استفاده شده و میزان شادکامی ذهنی هر فرد، نمره ای است که در این آزمون بدست می آورد.

۴- باروری:

الف) تعریف نظری: باروری به امکان فرزند آوری توسط زوجین با استفاده از شیوه های مختلف اطلاق می شود. (کرمی نوری، ۱۳۷۹:)

ب) تعریف عملیاتی: در این تحقیق منظور از زن بارور به مادری ا طلاق می شود که حداقل یک فرزند داشته (به دنیا آورده باشد)و جهت ثبت نام وی به مدرسه مراجعه نموده است.

۵- ناباروری

الف) تعریف نظری: ناباروری به عدم فرزند آوری پس از حداقل یکسال مقاربت و رابطه زناشویی و بدون استفاده از روشهای پیشگیری اطلاق می شود (کری نوری، ۱۳۷۹: ۱۹)

ب) تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از زن نابارور، زنی است که بدلایل مختلف امکان فرزند آوری نداشته است و جهت انجام معاینه و معالجه به مرکز نابارور ابن سینا

می آید که این تحریک می تواند بصورت تخیلی باشد (تحریک روان شناختی) یا بصورت تحریک فیزیولوژیک (پور افکاری: ۱۳۷۳)

۸- ارگاسم: اوج لذت جنسی که در حین برقراری رابطه جنسی بوجود می آید. (پور افکاری، ۱۳۷۳)

۹- فرونشینی جنسی: رفع احتقان آلت تناسلی و احساس راحتی و آسودگی بعد از اتمام رابطه جنسی را فرونشینی می گویند. (پور افکاری، ۱۳۷۳)

ب) تعریفهای عملیاتی: هر یک از مفاهیم فوق بر اساس

مقایسه ای یا پس رویدادی، ۴۵ زوج سازگار و ناسازگار را به صورت نمونه در دسترس درجامعه آماری که از کلیه زوج های شهر اصفهان تشکیل شد انتخاب کند.

  • در تحقیقی که توسط اسماعیلی و رحمتی در سال ۱۳۸۳ تحت عنوان بررسی بدکارکردیهای جنسی در زنان متاهل انجام شده است، محقق به بررسی وضعیت برقراری روابط جنسی زنان با همسرانشان پرداخته است.

جامعه آماری این تحقیق زنان متاهل در سنین مختلف شهر اصفهان بوده و تعداد ۴۰۰ نفر به عنوان افراد گروه نمونه که به مراکز درمانی و بهداشتی این شهر مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند.

نتایج تحقیق نشان می دهد که ۲۴% پاسخ دهندگان معتقد بوده اند با همسرشان در زمینه مسایل جنسی هیچ مشکلی نداشته اند، ۳۰% کم، ۱۶% در حد متوسط و ۷% نیز این مشکل را در حد زیاد ارزیابی نموده اند.

همچنین نتایج این تحقیق نشان می دهد که ۲۹ درصد پاسخ دهندگان معتقد بوده اند که همسرشان فقط وقتی نیاز جنسی داشته به سراغ آنان می آمده  است.

همچنین در خصوص تاثیر مذهب بر یهود روابط جنسی ۳۷ درصد معتقد بوده اند که مذهب تاثیر مثبتی در تعادل روابط جنسی داشته، ۱۱ درصد معتقدند مذهب باعث افزایش این ارتباط شده و ۲۲ درصد نیز اظهار داشته اند که مذهب تاثیری نداشته است. (اسماعیلی و رحمتی، ۱۳۸۳: ۱۳۰-۱۳۵)

  • جابری و شمس (۱۳۸۶) در تحقیق به بررسی و مقایسه کژکارکردیهای جنسی زنان و مردان پرداخته اند.

نتایج این تحقیق نشان می دهد که ۹ درصد زنان و ۸ درصد مردان شرکت کننده در تحقیق اصلا به اوج لذت جنسی نرسیده  اند. ۳۴ درصد زنان و ۶۶ درصد مردان اوج لذت جنسی را زیاد تجربه نموده اند و ۳/۱۹ درصد زنان و ۲% مردان این تجربه را در حد کم داشته اند.

علاوه بر این نتایج تحقیق نشان می دهد که ۲۰ درصد زنان و ۱۲ درصد مردان بعلت عدم رضایت از روابط جنسی، خواهان ارتباط بعدی جنسی نبوده اند و لی ۳/۱۳ درصد زنان و ۴۶ درصد مردان به گونه ای زیاد خواهان ارتباط بعدی جنسی بوده اند.

۷/۶ درصد زنان و ۴ درصد مردان احساس بروز درد را در زمان رابطه جنسی گزارش نموده اند.

  • نتایج تحقیق نشان می دهد که بین بدکارکردیهای زنان و مردان تفاوت معنادار وجود دارد. (جابری و شمس، ۱۳۸۶: ۱۷۰-۱۷۲)
  • بررسی اختلالات عملکرد جنسی در سال ۱۳۷۸ انجام شده است.

نتایج این تحقیق نشان می دهد هک اختلالات عملکرد جنسی در طیف کاهش میل جنسی، انگیزش جنسی ارگاسم و دیسپارونی به ترتیب ۲۷%، ۲۸%، ۴۰% و ۳۹% از زنان گزارش گردید که نشانگر فراوانی بسیار قابل توجه اختلالات کنشی جنسی در میان زنان مورد مطالعه است.

نتایج این تحقیق نشان می دهد که زنانی که در انتخاب همسر خود آزادی عمل بیشتری داشته اند، از اختلالات عملکرد جنسی کمتری در میان آنها دیده شده است. (بحرنییان و ساکی، ۱۳۷۸)

  • تحقیقی توسط افشان قاسمی و دهکردی در سال ۱۳۸۴ با عنوان بررسی میزان ناسازگاریهای زوجین و رابطه آن با بدکارکردیهای جنسی در زنان ۲۰-۴۰ ساله در شهر اصفهان انجام شده است.

جامعه آماری در این تحقیق زنان ۲۰-۴۰ ساله و متاهل شهر اصفهان بوده و تعداد ۱۵۰ نفر به عنوان نمونه در این پژوهش مشارکت نمودند.

ابزار جمع آوری اطلاعات در این تحقیق پرسش نامه استاندارد سازگاری زناشویی هارموهان سینک می باشد. همچنین از پرسش نامه محقق ساخته به

و فرونشینی جنسی و سازگاری جنسی رابطه معنادار گزارش شده است. (قاسمی دهکردی، ۱۳۸۴: ۶۰-۶۱)

مطالعه و تحقیق کاستاومک کرا با استفاده از الگوی شخصیتی پنج بندی به تحقیق پیرامون رابطه ی موجود بین خصوصیات شخصیت و سازگاری زناشویی می پردازد.

این مطالعه با استفاده از الگوی شخصیتی پنج بندی به بررسی رابطه ی بین خصوصیات شخصیتی و سازگاری زناشویی می پردازد. این نمونه ۴۴۶ زوج را شامل می شود که به پر کردن پرسشنامه ی پنج بندی نئو اقدام کردند. این پرسشنامه به بررسی خصیصه های شخصیتی روان رنجوری، برون گرایی، روراستی، سازگار پذیری و وظیفه شناسی و همچنین میزان سازگاری زوجی می پردازد.

نتایج بررسی های پس رفت پلکانی یا سلسله مراتبی حاکی از این است که نشانگان شخصیتی افراد خود سنج و دگرسنج، عوامل پیش بینی

ثابت و پابرجا هستند. (کاستا و مک کرا، ۱۹۹۲)

مطالعات متعدد حاکی از این است که عوامل شخصیتی ویژه می تواند سازگاری زناشویی را پیش بینی کند. برای نمونه، عوامل شخصیتی بی ثباتی زناشویی را بهتر از متغیرهای جمعیت شناسی چون سن، سطح تحصیلات و سابقه ی طلاقهای قبلی افراد، پیش بینی کردند. (ینتلر و نیوکام، ۱۹۸۷).

سازگاری[۱]

در زندگی همه موجودات زنده تسلسلی بین پیدایش نیاز و ارضای آن به چشم می خورد که این تسلسل  را فرایند سازگاری می گویند. سازگاری خصلت ضروری و ضامن بقای ارگانیزم است و دارای دو جنبه ی با دیگران و پیرامون است. (والی پور ، ۱۳۶۹، ص ۹)

سازگاری و ناسازگاری

فرایند سازگاری و ناسازگاری را باید خطی پیوسته، طولانی و مدرج تصور نمود که هر نقطه از آن درجه سازگاری را مشخص می کند. این خط فرضی ازناسازگاری مطلق (روانپریشی) شروع می شود، به درجات میانه (نوروزها) و سپس به کسانیکه دارای ناراحتیها و گرفتاریهای روانی معمول می باشند و در پایان به مرحله سازگاری و هماهنگی کامل با محیط زندگی، کارایی مطلوب و حصول آرامیش خاطر انسان ها می رسد که مقصود و غایت زندگی همه افراد بشر است. می توان گفت حد و مرز مشخی بطور مطلق سازگاری را از ناسازگاری جدا نمی کند. (والی پور، ۱۳۶۹)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

ناسازگار کیست؟

ناسازگار کسی است که رفتارهای گوناگون، غیر عادی و

برن معتقد است که هر انسانی از سه بخش شخصیتی که در ارتباط با یکدیگر نیز هستند، تشکیل می شود:

۱- بعد کودک (غرایز و سن زیر ۵ سال)

۲- بعد والد (تربیت)

۳- بعد بالغ (منطق و عقل)

بنابراین وقتی انسان می خواهد در جامعه سازگار باشد ابتدا باید خصوصیات شخصیتی سه بعدی خود را بشناسد و سپس وارد اجتماع شود، آن گاه خصوصیات سه بعدی طرف مقابل را نیز به طور نسبی شناسایی کند و بعد با او ارتباط برقرار کند. (اسلامی نسب، ۱۳۷۳)

فروپاشی زندگی زناشویی

چگونه است که میان اشخاص که علی الاصول باید به هم علاقمند و دوستدار یکدیگر باشند،

که پیوند زناشویی را تهدید می کنند بسیار متعددند. اما چون مطلب ما راجع به سازگاری زناشویی فقط به نام آنها اشاره می کنیم.

  • صرف وقت کردن بایکدیگر که چگونه می گذرد.
  • روابط جنسی، که یکی از مسائل مهم سازشی در زناشویی، سازش جنسی است که اگر به صورت رضایت بخش انجام نگیرد اختلاف و بدبختی منجر خواهد شد.

همسران در رابطه با سازش جنسی معمولا تجارب مقدماتی اندکی دارند و ممکن است نتوانند تنش های عاطقی ناشی از آن را به حداقل برسانند.

برای زنان سازشهای جنسی مشکل تر است و نتایجش کمتر موجب رضایت خاطر آنها می شود تا مردان. زیرا به عقیده متخصصان، اکثر زنان از دوران کودکی آموخته اند که تمایلات جنسی خود را سرکوب کنند. زنان در صورت تفاوت فرهنگی با شوهر نمی تواند لذت جنسی خود را ابراز کنند (شعاری نژاد، ۱۳۷۲: ص ۵۸)

مواردی که در زندگی زناشویی سبب اختلاف می شود.

  1. خست
  2. عصبانیت
  3. دورویی
  4. دروغ
  5. پنهان کاری
  6. پرخاشگری و خشونت
  7. لجاجت
  8. خودبینی و تحقیر دیگری
  9. بی انضباطی

وجوهی از اختلاف های زناشویی

  1. اختلاف در خواسته ها
  2. اختلاف در سلیقه ها و علایق
  3. اختلاف در دیدگاه ها
  4. اختلاف در خلق و خوی
  5. اختلاف در میزان هوش
  6. اختلاف در ابعاد معنوی

عوامل موثر در سازش با همسر

  1. مفهوم همسر آرمانی:معمولا مردان و زنان در انتخاب همسر یک مفهوم آرمانی (ایده آل) دارند که در دوران نوجوانی شکل گرفته است ولی تحقیق آن لااقل همیشه و برای همه امکان ندارد بنابراین شخص باید از ن و با واقعیت بسازد. این نیز احتمالا دشوار خواهد بود.
  2. ارضای نیازها: برای امکان پذیری سازش خوب، شخص ناگزیر است از ارضای برخی از نیازهایش صرف نظر کند و نیز ضروری است که هر کدام ازدو همسر نیازهای طرف دیگر را دریابد و برای ارضای آنها کوشش کند.

ی مشترک: وجود تمایلات مشترک در زن و شوهر با هم بودن را برای آنها لذت بخش خواهد ساخت و از سازش بهتری برخوردار خواهند شد.

  1. همانندی ارزش ها: همسران سازگار یا برخوردار از سازش مطلوب، ارزش های همانند زیادی دارند تا آنجایی که از اینگونه سازش محرومند، همانندی زمینه ها احتمالا ارزشهای همانندی بوجود می آورد.
  2. مفاهیم نقش: غالبا هر همسر مفهوم خاصی از نقش شوهر و زن دارد که در انتظاراتش از طرف دیگر (همسر) اثر می گذارد و نقش ایفا می کند. حال اگر انتظارات نقش تامین نشوند به تعارض و ناسازگاری خواهند انجامید (شعاری نژاد، ۱۳۷۳، ص ۵۷)

سنین بهترین سازش

سازش های زوجین در بعضی از مراحل زندگی آسانتر از سایر مراحل است. چند سال اول ازدواج معمولا آمادگی بیشتری وجود دارد که زن و شوهر با نقش های جدید

:

ویژگی های زیر در روابط زناشویی باعث ارتباط ناسازگارانه زناشویی می شود

  • اصرار و پافشاری در سخن خود.
  • دیگری را مقصر و خود را بی عیب و نقص دانستن
  • اصرار و پافشاری در بی گناهی خویش
  • سرزنش کردن و طعنه زدن
  • خود را بالاتر از دیگران پنداشتن و مسخره کردن
  • احساسات طرف مقابل را درک نکردن و احساس همدردی و همدلی نکردن
  • با لحن نامناسب و خشن سخن گفتن
  • همیشه حالت تدافعی به خود گرفتن
  • انتقاد را پاسخ دادن
  • شخصیت و حرمت دیگری را در نظر نگرفتن و توهین کردن
  • نقطه ضعف طرف را رو کردن
  • به جای برخورد مودبانه با مشکل، شخصیت طرف مقابل را زیر سوال بردن
  • بی توجهی به گفتار و سخنان طرف مقابل

 

ازگاری:

برای آنکه مشکلی که موجب ناسازگاری شده را حل کنیم به دو مرحله جداگانه باید مشکل را تقسیم کرد.

الف) شناسایی مشکل

ب) حل مشکل

در مرحله اول: خوددر جهت رسیدن به درکی دو جنبه از مشکل کار می کنند که در این بخش مهارت هایی رفتاری ابراز احساسات و مهارت گوش کردن فعالانه را داشته باشند

در مرحله بعد: به انتخاب و اجرای یک راه حل توجه می شود. در این

 

گام سوم: در نظر گرفتن گسترده ترین دامنه از راه حل هایی ممکن.

گام چهارم: انتخاب راه حل و توجه همزمان به سازش

گام پنجم: اجرای آزمایشی راه حل، جمع آوری اطلاعات از داده ها و ارزیابی پیامد.

گام ششم: صورت لزوم راه حل تصحیح شود در آن تجدید نظر نمائید و یا دوباره راجع به آن با همسر خود مذاکره کنید (صحرابی، ۱۳۷۷)

حفظ روابط زناشویی:

در ازدواج دو تن با حفظ استقلال نسبی تن به روابط خانوادگی می دهند. در این رابطه باید جنبه معنوی قضیه را در نظر گرفت. زیرا وجود چنین احساس عاطفی سبب رشد شخصیت انسان و موجب تحکیم بنای زندگی می شود. ایجاد رفتار مناسب بین همسران مستلزم درک یکدیگر و شناخت که از یکدیگر دارند می باشند. دراین روابط هر کدام از طرفین (زن و شوهر) باید برای هم حق و حقوقی قائل شوند چرا که هر دو انسان هستند و دارای یکسری، نیازها و خواسته ها بنابراین هیچ کدام بر یکدیگر تملکی ندارند، ایجاد یک رابطه حسنه و مناسب بین زن و شوهر لازم و ضروری است چرا که این رابطه نه تنها تائید زیادی بر زندگی زناشویی می شود و همچنین تاثیر به سزایی به روی تربیت فرزندان خواهد داشت.

رضایت از زندگی:

هر انسانی با توجه به نیازهای مادی و معنوی که دارد اگر بتواند این نیازهایش را در زندگی برآورده کند در نتیجه زندگی خود را دوست دارد و در واقع احساس می کند به آنچه که خواسته است رسیده است البته انسان موجودی پر توقع می باشد. ولی می توان گفت که اگر یک سری نیازهای اولیه انسان برآورده شود انسان به یک رضایت نسبی می رسد.

رضایت از زندگی به انسان امید به آینده، تلاش برای رسیدن به هدف، احساس با ارزش بودن موثر و مفید بودن در زندگی و جامعه و … را می دهد.

بهداشت روانی و سازگاری:

هدف اساسی بهداشت روانی پیشگیری روانی، پیشگیری از ابتلا به بیماری های روانی در سه سطح اولیه، ثانویه و ثالثیه است. به دیگر سخن سطح بهداشت روانی در صدد سلامت جامعه می باشد. حفظ و ارتقای سطح سلامت از آروزهای دیرینه بشر است. سازمان بهداشت جهانی نیز بدین منظور تاسیس شده تا دیدگاه بهداشت جهانی بهداشت را

داشتند به طریق مختلف طرد می  کردند.

آنها را مجنون،جن زده، شیطانی (ملول ارواج شیطانی در وجودشان) قلمداد نمود و از اجتماع دور می کردند یا اینکه آنها را باری اخراج روح شیطانی اعدام می کردند یا در زندان جایشان می دادند و به غل و زنجیر می کشیدند، این روش ادامه داشت تا دکتر پنیل فرانسوی برای اولین بار در حمل حاکم بر آن روزگار و برای اثبات درمان پذیری و غیر انسانی بودن این طرز برخورد غل و زنجیر را از پای آنان گشود و به آنان زندگی دوباره بخشید.

حاصل کلام آنکه این افراد از آن رو مطرود و مجنون و مفلون بودند که در اجتماع روش سازگارانه ای نداشتند و رفتار نا معقول و نامقبلو اجتماعی از خود بروز می دادند. با این روند شدید برخورد بیماران روانی به عنوان افراد ناسازگار تلقی می شوند. در اجتماعات کنونی نیز چه بسیارند خانواده هایی که همانند پیشینیان عمل می کنند. مثلا کودک ناسازگار را طرد و تنبیه می کنند، زنان بیمار را به زندان می اندازند و کو دکان عقب مانده ی ذهنی را به علل ناشناخته می کشند و از این قبیل. انسان سازگار ابعاد بهداشت

و جسمی اجتماع شرایط بهتری برای واقع بینی و درک محدودیتها و انتخاب روش های کارآمد و معقول برای زندگی و فعالیت تهیه می بیند. (اسلامی نسب/ علی / ۱۳۷۳ ص ۲۲-۱۹)

بعضی خصوصیات انسان سازگار و سالم:

۱- انسان سالم دارای ادراک واقع بینانه و عینی از پیرامون خود و خود می باشد.

۲- انسان سالم می داند که چیست کیست و منعف و قوت و توانایی خود را می شناسد.

۳- انسان سالم خود را همان گونه که هست می پذیرد و به آنچه که نیست تظاهر نمی کند.

۴- انسان سالم در زمان حال زندگی می کند، خیال پرور نیست و در گذشته و آینده که مجهول و معجول است به سر نمی برد

۵- انسان سالم دورنمایی از آینده برای خود فراهم می کند.

۶- انسان سالم در آرزوی آرامش دائمی نیست بلکه در زندگی مبارزه، پیمان، هدفها و تجربه های تازه می جوید

۷- انسان سالم برای تحقق خود واقعی تلاش می کند

۸- انسان سالم پیوسته و در هر سن و موقعیت به سوی رشد و کمال سیر می کند و برخلاف انسان بیمار و ناسازگار کم راکد و ثابت است.

۹- انسان سالم زمانی از سلامت دائم برخورد است که به طور آزادانه همه چیز را تجربه کند.

۱۰- انسان سالم تجویز سلامت از سوی دیگران را تا خود تجربه نکرده است نمی پذیرد.

۱۱- انسان سالم کار را دارای نقش حیاتی می داند.

۱۲- انسان سالم احساس مسئولیت نسبت به دیگران دارد.

۱۳- انسان سالم به سراغ تنش می رود زیرا رشد را دغدغه و بحران و حادثه می جوید

۱۴- انسان سالم هشیارانه عمل می کند.

۱۵- انسان سالم بدانگونه عمل می کند که بتواند در هنگام مرگ پاسخگوی اعمال و اندیشه های خود باشد.

همانگونه که از نظر گذشت انسان سالم خصوصیات زیادی دارد ما نیز برای نشان دادن شخصیت چنین انسانی که البته بسیار ایده آل و غیر قابل دسترسی به نظر می آید ویژگی های دیگری از انسان سالم و سازگار را در زیر می آوریم.

خصوصیات دیگر انسان سازگار

به میزان کافی می تواند فعالیت کند و برای کاری که به عهده گرفته است شایستگی لازم را دارد و لزومی نمی بیند که شغل

شهای متناسب از خود نشان دهد. بیمارهای بدنی نمی توانند شایستگی و فعالیت های او را کاهش دهند. (نقش عضو)

می تواند با استفاده از امکانات وجودی خود و امکانات محیطیش تا حد ممکن با مردم همکاری اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.

دانستن این نکته که عوامل خارجی را می توان متناسب با احتیاجات خود تغییر داد و پذیرفت و از آنجایی که نمی توان تغییرشان داد بدون رنجشی عبور کرد.

گسترش دادن صلاحیت و شایستگی خود برای تغییر اوضاع و کسب مهارتهای لازم در روابط اجتماعی تصدیق و قبول کردن عواطف خود

مشغول شدن شخصی به کار سازنده ای که شخصا آن را ارزشمند می داند.

پرورش شوخ طبعی به خصوص درباره خود

شرکت کردن در فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی

تعبیر و تفسیر مجدد اوضاع ، غالبا ناکامیهای ما تنها از امور خارجی سرچشمه نمی گیرد بلکه نتیجه ارزشیابیهای نادرست خود ما از آن امور خارجی می باشند.

تصویرهایی که ما از خارج داریم غالبا یک شکل هستند و واقعیتها را نشان نمی دهند. مطالعه واقع بینانه در  عالم خارج بسیاری از دیدهای نادرست ما را تغییر می دهد. ارزشیابی مجدد از واقعیت در روشنایی ممکن

نسبت به شیوه ای که دیگران با ما عکس العمل نشان می دهند تا بتوانیم بر اساس یادآوریهایشان رفتار خویش را نسبت به آنها تعدیل کنیم.

انسان سازگار خود واقعی را منشا اعمال افکار و رفتار می داند. یعنی به توصیه سلامت روانی که می گوید «خودتان باشید» عمل می کند. رونوشت دیگران نیست و دیگران را الگو قرار نمی دهد و خود را فراموش نمی کند خود واقعی را با تمام خصوصیات قبول دارد.

سلامتی زوجین و تاثیر آن در سازگاری زناشویی

۱- سلامتی زن

زنان بیش از مردان باید به سلامتی خود اهمیت بدهند چرا که ناراحتیهای مختلف بویژه ناراحتی قلبی برای باروری و سلامت کودک و مادر بسیار خطرناک و گاهی منجر به مرگ مادر و طفل می شود. در چنین مواردی با پیشگیری از بارداری وتوجه به توصیه های پزشک می توان از بروز خطرات جدی جلوگیری کرد.

۲- سلامتی شوهر

برخورداری از سلامت کامل یک

با شایستگی زناشویی ندارد. اینگونه مسایل ممکن است در فعالیتهای اجتماعی، روزانه وطول عمر شخص تاثیر داشته باشد ولی به هیچ وجه باعث نخواهد شد که او همسر خوبی نباشد، مساله ای که باید به آن اشاره کنیم این است که در صورت بروز هر یک از این مشکلات قبل از رابطه زناشویی طرفین آن را با هم در میان بگذارند تا در آینده موجبات به بار آمدن مشکلات و ناسازگاری و عدم اعتماد متقابل نشود (دژکام ۱۳۸۰)

بهداشت روانی ازدواج

در مورد ازدواج و گزینش همسر ثابت شده است افرادی که

شوهر که از طبقه متوسط و شهرنشین بودند نشان داده است که خوشبختی زیاد والدین زن و شوهر، خوشبختی دوران کودکی زن و شوهر، عدم تعارض، دلبستگی به پدر و مادر، انضباط صحیح و منطقی و تنبیه کم در خانواده ، صداقت والدین در مسائل مربوط به امور جنسی، نگرش پیش از ازدواج به مسائل کلی زندگی نکات مهمی در خوشبختی و بقای زناشویی فرد است.

وجود فرزند و حتی تعداد آن رابطه مستقیم با زندگی زناشویی دارد و کودکان از جمله عناصر ثبات زندگی خانوادگی به شمار می آیند. (میلانی فر ۱۳۷۸).

نظریه سالیوان

سالیوان، ترکیب کلی صفات شخصیت را سیستم خود می خواند که مراحل مختلف و از راه تجربیات بین فردی بدست می آید نه ظاهر شدن نیروهای درون روانی، دردوره قبل از نوجوانی توانایی دوست داشتن و همکاری با هم جنس ها رشد می یابد، این دوره به اصطلاح «آشنایی» نمونه ای برای احساس صمیمیت بعدی است. ضمن نوجوانی تکالیف آماده شدن از خانواده کسب ارزش ها و معیارها و انتقال به دنیای غیر همجنس گر است. از ویژگی این دوره جدا شدن رفاقت و شهوت جنسی از

با دیگران است. آدمی در این دوره قادر است صمیمانه ترین و نزدیکترین ارتباط را در چارچوب ازدواج به تحقق برساند.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

نظریه اریکسن

اریکسن معتقد است پس از آنکه نوجوان به کسب هویت عقلانی خود نائل آمد، می کوشد آن را در مقابل دیگران تقویت نماید. آن وقت است که برای صمیمیت و سرمایه گذاری در این راه آماده است، بدون آنکه خطر مستقل شدن در دیگری در کار باشد.

یکی از امکاناتی که در دوره نوجوانی گسترش می یابد تعهد است. تعهد یعنی ظرفیت پیگیری بی کم و کاست ارزشها، آرمانها و روابط پایدار تعهد نسبت به خود، تمام تعهدات د یگر را در زیر سیطره خود قرار می دهد،

پس استقرار هویت، تعهد بین شخصی در نوجوان شکل می گیرد که برای فرد مستلزم داشتن ظرفیت های مبادله متقابل، یعنی امکان برقرار ساختن روابط صادقانه است. یعنی روابطی که نیازها و ویژگی های شخص دیگر را محترم می شمارد. از آنجا که این روابط در یک چارچوب جنسی تحقق می پذیرد، اگر به جوانان این ظرفیت را در ازدواج خود تحقق می بخشد. بدین معنی که هر یک از طرفین خود را با دیگری و آفرینش یک خانواده همسان می سازد.

۹-۲-۲- شادی یک انتخاب است

شادی یک حس درونی است که به ما می گوید، همه چیز روبراه است. شادی عدم وجود ترس، پریشانی و ناسازگاری است و به مفهوم آرامش، خشنودی و مسرت و آسودگی خاطر است. به اعتقاد ری (ترجمه پروین، ۱۳۷۹) «مهم ترین

به این دیدگاه وفادار می مانیم و راه های دیگر را در نظر نمی گیریم. در صورتی که حتی در شرایط دشوار نیز راه چاره ای وجود دارد (ری، ترجمه پروین، ۱۳۷۹).

۱۰-۲-۲- خط مشی شادی

عامل دیگر در تضاد با شادی از زندگی سیاسی و اجتماعی ما سرچشمه می گیرد. چگونه می توانیم شاد باشیم در حالی که جنگ، گرسنگی، بی خانمانی، فقر، بیماری، ظلم، جهل، خشونت و رنج سراسر جهان را فرا گرفته؟ چگونه ممکن است در ایجاد تحولی مثبت، آگاه، علاقمند و مفید بوده و در عین حال شاد نیز باشیم؟

سهل است برای

، نگرانی و هشیاری پدید می آورد. اما هیچ گونه نقشی در کاهش و رفع مشکلات نخواهد داشت. هر عملی را با دیدگاهی منفی مرتبط دانستن، مخرب و خلاف انتظار است. اما عمل مثبتی که از یک روش مثبت سرچشمه گیرد می تواند تحول موثری ایجاد نماید. انتخاب شادی حقیقی و درونی به ما قدرت می دهد آن انرژی مثبت را در جهان منتشر سازیم.

«ری» (ترجمه پروین، ۱۳۷۹) اعتقاد داردکه :«سعادتمند ترین انسان های روی زمین کسانی هستند که حقیقتا در سعادت بشریت نقش مثبتی ایفا می نمایند». هرگاه بر این اعتقادمان که شادی اساسی، عمیق و دایمی غیر ممکن یا خلاف اخلاق  است، فایق شویم می توانیم کشف کنیم که شادی چیست و چگونه می توان به آن دست یافت و آن را حفظ کرد؟ وقتی  از اعتقاد خویش به شادی، به عنوان لحظه های زودگذر رهایی از بحران و درد، روبر می گردانیم می توانیم آن را مبنای سعادت خود بدانیم. ما می توانیم سعادت را

عوامل تاثیر گذار بر شادی

به نظر می رسد عوامل مختلفی بر شادی تاثیر می گذارند. در بررسی و مطالعه حالات و پدیده های مختلف ذکر عوامل ایجاد کننده و یا عوامل تاثیر گذار بر آنها ضروری به نظر می رسد. از جمله این عوامل، ثروت، تحصیلات، موفقیت اجتماعی، متغیرهای شناختی و رفتاری، شخصیت، مذهب، اوقات فراغت، عزت نفس، سرمایه اجتماعی، اوضاع اقتصادی، رضایت شغلی، سلامت جسمانی، وضعیت تاهل، جنسیت، سن و … می باشد.

شادی انسان از عوامل متعدد تاثیر می پذیرد که بیان تفصیلی تمام آنها لازم و مقدور نمی باشد، لکن در ادامه به ذکر مهم ترین عومل پرداخته می شود که عبارتند از: شخصیت، عزت نفس، اعتقادات مذهبی، سرمایه اجتماعی، فعالیت های اوقات فراغت، اوضاع اقتصادی، رضایت شغلی، سلامتی، وضعیت تاهل، جنسیت، سن و تحصیلات و سرور و دیگر هیجانات مثبت، خشنودی، شوخی و خنده، روابط اجتماعی.

۱-۱۱-۲-۲- شخصیت

مطالعات مختلف نشان می دهند که ابعاد شخصیتی افراد بر شادی و نشاط آنها تاثیر زیادی دارد. کارشناسان به طور منطقی توافق کرده اند که دو بعد شخصیت از اهمیت بیشتری برخوردارند. آیزیک (به نقل از جعفری و همکاران، ۱۹۹۰) این دو بعد را برونگرایی و آرامش، درون گرایی و عصبانیت نامید. آیزیک معتقد است که : «اکثر مردم شخصیتی تک بعدی و افراطی ندارند و به این ترتیب فرد عادی کسی است که نه درون گرا است و نه برون گرا؛ نه عصبانی و خشن است و نه کاملا آرام و خونسرد؛ با این حال شخصیت بسیاری از افراد در یک بعد نسبت به بعد دیگر پیشرفته تر است. به همین جهت برخی افراد برون گرا و برخی  افراد درون گرا هستند».

«داینر»[۱] (به نقل

دارای ارتباط قوی با برون گرایی و عاطفه منفی با روان رنجوری ارتباط دارد. «دنیو و کوپر»[۲] (۱۹۹۸ به نقل از جعفری و همکاران،) و «آرگایل و همکاران»[۳] (به نقل از آراگایل، ترجمه بهرامی و همکاران ،  ۱۹۹۵) با انجام مطالعات مختلفی همبستگی برون گرایی و شادی را به ترتیب ۲۲% و ۴۵% گزارش کرده اند.

روان شناسان مطالعات زیادی راجع به تاثیر شخصیت در میزان شادی انجام داده اند که همگی وجود رابطه مثبت برون گرایی با شادی را تایید می کنند. پژوهش طولی «

اند که برون گرایی، عاطفه مثبت و شادی هفده سال بعد فرد را پیش بینی می کند. این مطالعه نشان می دهد که برون گرایی، بهترین پیش بینی کننده شا دی و درون گرایی بهترین پیش بینی کننده عاطفی منفی و ناشادی است. ارتباط شدی با برون گرایی آنقدر مسلم و قوی است که برخی از صاحبنظران تعریف شادی را بدون در نظر گرفتن برون گرایی صحیح نمی دانند و تعریف خود از شادی را اینگونه بیان می کنند «شادی چیزی است به نام برون گرایی ثابت».

پژوهش های متعدد این تعریف از شادی را تایید می کند که از جمله آنها می توان به پژوهش فرانسیس و

شود از زیر سوال برده است.

۲-۱۱-۲-۲- عزت نفس

عزت نفس یکی از عواملی است که تاثیر آن بر میزان شادی افراد مورد پژوهش های زیادی قرار گرفته و مشخص شده است که نقش مثبتی در افزایش شادی انسان ها دارد. وارت[۴] (به نقل از جعفری و همکاران، ۲۰۰۱) عزت نفس را اساسی ترین لازمه شادی می داند. ویلسون[۵] (به نفس از جعفری و همکاران، ۱۹۶۷) گزارش کرده است که عزت نفس یکی از مهم ترین پیش بینی کننده های شادی است. اهمیت عزت نفس در ایجاد شادی به حدی است که برخی از صاحبنظران و پژوهشگران روان شناسی شادی از جمله آرگایل (به نقل از جعفری و همکاران، ۲۰۰۱) آن را جزء جدایی ناپذیر شادی می دانند. شباهت زیاد پرسشنامه های سنجش شادی و پرسشنامه های سنجش عزت نفس گواهی بر این ادعا است. داینر (به نقل از جعفری و همکاران، ۱۹۸۴) با استناد به  ۱۱ پژوهش، به وجود همبستگی بین شادی و عزت نفس اشاره می کند.

پژوهشات نشان می دهد که داشنجویانی که دارای عزت نفس پایین هستند از حضور در جمع خودداری نموده و این امر سبب گوشه گیر شدن آنها و دنبال آن افسردگی می گردد. افسردگی نیز موجب کاهش روان شناسی هنگام وجود احساس ناراحتی و عدم وجود شادی، عزت نفس افراد کاهش می یابد به عبارت دیگر بین شادی و  عزت نفس ارتباط دو سویه وجود دارد.

ب و همکاران[۶] (به نقل از آرگایل، ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۹۹۶) به همبستگی ۸۲% بین عزت نفس و شادی پی بردند.

در یک مطالعه آمریکایی، رضایت از خویشتن همبستگی بالایی (۵۵%) با رضایت کلی داشت (کمپبل[۷]، به نقل از آرگایل، ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۹۸۱). هیلز و آرگایل (به نقل از آرگایل، ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۹۹۸) همبستگی ۷۸% را در یک نمونه انگلیسی به دست آوردند. عزت نفس بیش از هر متغیر شناختی دیگر، به عنوان بخشی از خوشبختی تلقی شده است. همانگونه که هیلز و آرگایل دریافتند عزت نفس نسبت به برونگرایی همبستگی قوی تری با مقیاس های خوشبختی داشت. آریندل و همکاران [۸]  (به نقل از آرگایل، ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۹۹۷) در مطالعه رضایت شغلی ۱۷۷۵ کارگر، دریافتند که عزت نفس با رضایت از زندگی ۴۵% با روان نژندی ۳۰% و با برون گرایی ۱۰% همبستگی دارد. روزنبرگ و همکاران [۹] (به نقل از آرگایل، ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۹۹۵) اثرات اعتماد به نفس کلی و تحصیلی دانش اموزان کلاس دهم را مقایسه کردند. عزت نفس کلی، همبستگی قوی تری با شادی (۵۵) و عاطفه منفی (۴۳۵) داشت، اما عزت نفس تحصیلی ارتباط بیشتر با نمرات تحصیلی داشت.

۳-۱۱-۲-۲- اعتقادات مذهبی

یکی از عواملی که موجب شادی فرد می شود ایمان مذهبی است. به نظر شواب و پترسون[۱۰] (به نقل از جعفری و همکاران، ۱۹۹۰): «فرد با ایمانی که خداوند را حامی و مراقب خود می داند

از جعفری و همکاران، ۱۹۷۵) معتقد است : «فعالیت های مذهبی دارای کارکردهایی هستند که نهایتا موجب افزایش شادی فردی می گردد».

پولوما و پندلتون[۱۱] (به نقل از جعفری و همکاران، ۱۹۹۰) طی پژوهشی ابعاد مختلف مذهبی بودن و سلامتی کل  افراد را مورد مطالعه قرار داده اند. آنها در مطالعه ی خود به وجود ارتباط بین مذهبی بودن و احساس شادمانی پی بردند، آنها دریافتند افرادی که خود را مذهبی می دانند (نسبت به کسانی که خود را مذهبی نمی دانند) سطح بالایی از شادی، سلامت جسمانی و پائین بودن افسردگی را نشان می دهند. همچنین افرادی که مذهب و مذهبی بودن را یکی از اصول مهم زندگی خود می دانند احساس هدفمندی، امیدواری و برخورداری از حمایت اجتماعی می کنند. پولوما و پندلتون (به نقل از جعفری و همکاران، ۱۹۹۱) در یک پژوهش پیمایشی که در مورد ۹۲۷ نفر در دیتون اوهایو انجام دادند دریافتند که طبق اظهار نظرهای شرکت کنندگان در پژوهش، دعا و نیایش بیشترین تاثیر رادر ایجاد شادی دارد.

پژوهش های پولوما و گلوپ[۱۲] (به نقل از جعفری و همکاران، ۱۹۹۱) و برون[۱۳] (به نقل از جعفری و همکاران، ۱۹۹۴) نیز موید این امر است که دعا و نیایش قوی ترین عامل تبیین کننده ی بخشایش در افراد بوده و آنها را در کنار آمدن با مشکلات به ویژه

در مذاهب مختلف ایماژهیی از جمله آب، گرما، نور آتش دیده می شود که همگی موجب افزایش شادی در افراد می گردد. پژوهشات مختلفی راجع به تاثیر ا یمان و فعالیت های مذهبی بر میزان شادی افراد انجام شده است که از جمله آنها می توان به پژوهش «هی»[۱۴] (

دست آمد که فعالیت های مذهبی از جمله حضور یافتن در کلیسا بر

کمتر احساس تنهایی می کنند. افراد مذهبی علاوه بر داشتن احساس نزدیکی به خداوند، دید مثبتی نسبت به مردم دارند و همه اینها بر میزان نشاط افراد مذهبی می افزاید.

در طی اعصار، گاهی مذهب تلاش نموده تا رفتار خوب و محبت آمیز را با نکوهش شادی پرورش دهد. ما به طور مستقیم یا غیر مستقیم آموخته ایم که تهیدستی، رنج و از خود گذشتگی به نحوی از ما انسان های خوبی می سازد. مهم است به خاطر داشته باشیم، وابستگی های مذهبی متمایز از رابطه ما با خداوند است. ما می توانیم به مذهب به شیوه دیگری بنگریم، بدون اینکه به کلی آن را رد کنیم. ما برای چیزهایی که نمی توانیم کنترل کنیم، به جای انتخاب شادی، احساس گناه، ترس یا اضطراب را بر می گزینیم. همچنین ممکن است در اندوه ما تمایلی به سوی خودبینی وجود داشته باشید. شاید ما افراد شاد را سبکسر، خودخواه و کم هوش بدانیم. دو عامل قدرتمند، مذهب و وجدان اجتماعی برای شاد بودن احساس گناه پدید می آورند (ری، ترجمه پروین، ۱۳۷۹)

۴-۱۱-۲-۲- سرمایه اجتماعی

یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر وارد حوزه علوم اجتماعی و اقتصادی شده است مفهوم سرمایه اجتماعی است. ریچاردروز [۱۵] (به نقل از جعفری و همکاران، ۲۰۰۰) سرمایه اجتماعی یا همبستگی اجتماعی را عبارت از چگونگی شبکه روابط اجتماعی، دوستی ها، احساس کنترل شخصی و اعتماد اجتماعی می داند. او معتقد است: «سرمایه اجتماعی بیش از سرمایه انسانی (میزان تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی فرد و …) در میزان شادی افراد جامعه موثر است.»

در پژوهشی که با همکاری دانشگاه هاروارد و مرکز بشردوستی دانشگاه ایندیانا[۱۶]، توسط پوتنام و همکاران[۱۷] انجام شد، محققان دریافتند که افرادی که از نظر روابط اجتماعی مهارت بیشتری دارند و بهتر می توانند با مردم رابطه برقرار کنند نسبت به افرادی که از نظر مالی غنی تر، ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند، شادتر هستند.

به نظر پوتنام و همکاران سرمایه اجتماعی عبارتست از: «ارتباطاتی که بین مردم وجود دارد و محل زندگی آنها را از نظر روابط اجتماعی غنی می سازد». آنها معتقدند که: «

و همکاران، ۲۰۰۱) رابینسون و دراکر [۱۸] (به نقل از جعفری وهمکاران) نیز ضمن تاکید بر سرمایه اجتماعی در میزان جامعه ابعاد سرمایه اجتماعی را به شرح ذیل بیان می کنند:

الف) اعتماد؛

اعتماد شامل سه مقوله می باشد:

  • اعتماد اجتماعی؛ یعنی میزان اعتمادی که افراد جامعه نسبت به یکدیگر دارند.
  • اعتماد بین نژادی؛ میزان اعتمادی که گروهها و نژادهای مختلف در یک جامعه نسبت به یکدیگر دارند.
  • تنوع روابط دوستانه؛ اینکه افراد به چه میزان از میان گروههای شغلی و اجتماعی مختلف اقدام به دوست یابی می نمایند.

 

 

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

 

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

«مفاهیم مربوط به بدکارکردیهای جنسی»

رکز بر روابط بین دو فرد است که با رابطه جنسی ارتباط کمی داشته و یا اصلا ارتباط ندارد.

دامنه میزان شیوع اختلال انگیختگی جنسی در زن از ۱۱ درصد تا حداکثر ۴۸ درصد گزارش شده است، احتمالا رقم واقعی نزدیک ۱۱ درصداست (اسپکتر ۱۹۹۰).

مشکلات انگیختگی ، حدود نیمی از شکایتهای زنان را که به دلیل بدکارکردهای جنسی در پی درمان هستند، در بر می گیرد. (رن شار ۱۹۸۸).

علاوه بر ترس از عملکرد به عنوان عللی که بدکارکردهای جنسی مورد بحث قرار گرفته است، باور چنین است که دلایل ویژه چندی، مشکلات انگیختگی در زن را به وجود می آورند. مثلا یک زن ممکن است که فاقد آگاهی

اوج لذت جنسی:

سه نوع اختلال اوج لذت جنسی در D.S.M.IV توصیف شده است که یکی مخصوص زنان و دو تای دیگر مخصوص مردان است. اختلال اوج لذت جنسی در زن (اوج لذت جنسی بازداری شده در زن) به فقدان اوج لذت جنسی بعد از یک دوره تهییج جنسی طبیعی اشاره دارد. میزان شیوع اختلال اوج لذت جنسی در زنان بسیار متفاوت است. مطالعه کلاسیک کثیری گزارش می دهد که ۱۰ درصد از تمام زنان اظهار داشتند که هرگز اوج لذت جنسی را تجربه نکرده اند (کنیزی و همکاران ۱۹۵۳) ، بیست و پنج سال بعد، لوین و یاست (۱۹۷۶) دریافتند که تنها ۵ درصد از زنان در طول زندگی خود، فاقد ارگاسم بوده اند. میزان شیوع واقعی هرچه باشد، این مشکل متداولترین مشکل است که پزشکان با آن روبرو هستند (کاپلان ۱۹۷۴) دلایل متعددی برای تبیین این مشکل پیشنهد شده است. احتمالا بسیاری از زنان بر خلاف مردان، یاد می گیرند که به  ارگاسم برسند،یعنی رسیدن به ارگاسم در زنان مانند مردان فطری نیست. مصرف مزمن الکل ممکن است

باور است که بدن اجازه یابد از کنترل ذهن هشیار خارج شود و این امر تا اندازه ای ناشایست است. این موضوع نیز نباید مورد غفلت واقع شود گرچه بسیاری از زنان می توانند با اشخاصی که نسبت به آنها خشمگین هستند و یا حتی آنها را خوار می شمارند رابطه جنسی داشته باشند، ولی اکثر آنها از چنین وضعیتی اجتناب می کنند. قطعا احساسهای غیر جنسی هر فرد نسبت به دیگری نیز در این زمینه نقشی بر عهده دارد.

اختلال درد جنسی:

در DSM دو اختلال درد جنسی با نامهای مقاومت دردناک و گرفتگی عضلات مهبل ذکر شده اند. در واقع درد تناسلی همراه با آمیزش تقریبا همیشه به یک مشکل پزشکی مانند عفونتهای مهبل یا رحم به وجود می اید، هر چند بر اساس  D.S.M.IV اگر درد ناشی از دارو یا بیماری پزشکی باشد بدین عنوان نامیده نمی شود.

از آنجایی که انقباضهای اسپاسمی عضلات از آمیزش جلوگیری می کند، تعجب آور نیست که طبق نظریه روان پویایی فرض بر آن باشد که زن احتمالا به طور ناهشیار مایل است که لذتهای تماس جنسی خود، شریک جنسی خود و یا هر دو را انکار کند، در حالیکه به

بر ظهور گرفتگی عضلات مهبل در زن است. بنابراین برای بعضی  از زنان مشکلات جنسی شریکهای جنسی، چنان در آنها اضطراب انگیز است که می تواند موجب ظهور گرفتگی عضلات مهبل شود.

نظریه های کلی بدکارکردهای جنسی:

قبل از نظرپردازهای علمی جدید، بدکارکردهای جنسی عموما به عنوان نتیجه ای از انحطاط اخلاقی در نظر گرفته می شدند. بر اساس بررسیهای اخیر لوپیکولو (۱۹۹۲) در گذشته این باور وجود داشته است که استمناهای زیاد در دوران کودکی منجر به مشکلات جنسی در بزرگسالی می شود. فون کرافت – انبیگ (۱۹۰۲) و هاولاک آلیس (۱۹۱۰) فرض کردند که استمناهای افراطی دوران کودکی به ارگاسم های جنسی آسیب می رساند. خزانه محدود انرژی جنسی را فرسوده می کند و موجب کم شدن توانایی جنسی در بزرگسالی می شود. حتی این فرض وجود داشت که فعالیت جنسی زیاد در بزرگسالی

فرض می کنند که بدکارکردیهای جنسی، نشانه های موضعی تعارضهای زیربنای سرکوب شده هستند. تحلیل گران روانی هم در فهم و سبب شناسی، هم در درمان به معنای رمزی این  نشانه ها توجه می کنند. از

و چون روابط جنسی

جنسی هستند دریافته اند و آن را با فنون شناختی رفتاری مستقیم تر همراه ساخته اند (لوپیکولو، ۱۹۷۷). این روح آشتی پذیری بر رویکردهای شناختی – رفتاری درمان بر کارکردهای جنسی نیز تاثیر گذاشته است، به نحوی که این درمانگران نقش موضوعهای روان کاوی را به صورت مستقیم و آنچه در رفتار درمانی متداول است، پذیرفته اند.

جامعترین تبیین درباره سبب شناسی بدکارکردهای جنسی در انسان توسط مسترز و جانسون در کتاب مشهور آنها تحت عنوان بی کفایت جنسی انسان (۱۹۰۰) ارائه شده است. از عوامل مهمی که در تبیین مسترز و جانسون عنوان شده اند می توان آئین های مذهبی، ترس از بی کفایتی و نگرانی نسبت به آن، آسیب روانی جنسی، تمایلات همجنس گرایانه، راهنمایی و مشاوره نامناسب، مصرف زید الکل علل زیست – شناسی عامل اجتماعی فرهنگی، مشکلات عمیق درونی روانی، مسائل بین مرزی، غیر جنسی، بی اطلاعی از کالبد شناسی و کارکرد جنسی، اضطراب دستپاچگی ، عدم اعتماد، بیزاریف رنجیدگی و افسردگی را نام برد.

۷-۲- انواع

بیانگر این است که بین ۱۰ تا ۵۰ درصد جمعیت بزرگسالان برخی از انواع مشکلات جنسی را در برهه ای از زمان گزارش می کنند (استونز، ۱۹۸۸). متاسفانه، درباره میزان بروز نابهنجاری های جنسی، در مقایسه با سایر اختلالات انسان، اطلاعات اندکی وجود دارد، ناتان اظهار کرده است که عدم وجود اطلاعات در مورد میزان بروز مشکلات جنسی نشان دهنده این حقیقت است که هیچ کدام از نابهنجاریهای جنسی ناتوان کننده،  کشنده، مادرزادی، واگیر، موروثی، قابل بستری، و یا مرتبط با کار نبودئه و از این رو درآمارهای بهداشتی محاسبه نمی شوند. بنابراین باید بر نتایج زمینه یابی های معینی که در آنها نمونه ها معمولا دارای چولگی بوده

های عمومی می باشند تکیه کنیم. ناتان داده های حاصل از ۲۲ مطالعه چاپ شده در طول یک دوره ی ۵۰ ساله را به منظور برآورد بروز نابهنجاری های جنسی مجددا مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. یافته های این مطالعه با توجه به محدودیت های روش های شناختی موجود در مطالعات، میزان بالای بروی نابهنجاری های جنسی را در جمعیت عمومی تایید می نماید. (سادوک، پورافکاری، ۱۳۶۹، ۹۶)

۱-۷-۲- اختلال میل جنسی پائین

اختلال میل جنسی پائین بوسیله DSM-III-R به عنوان کمبود یا فقدان مستمر و مکرر تصورات جنسی و میل به فعالیت جنسی تعریف شده است. قضاوت در مورد کمبود یا فقدان آن توسط متخصصین بالینی با در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنس، و بافت زندگی شخص که بر عملکرد جنسی تاثیر می گذارند صورت می گیرد. (انجمن روان پزشکان آمریکا DSM-III-R 1987، ضمیمه ۲۹۳).

در متون تخصصی برای این اختلال اصطلاحات مختلف دیگری، مانند میل جنسی بازداری شده، میل جنسی پائین یا مختل به کار رفته است. در عمل، ویژگی های این مشکل ممکن است بسیار متفاوت باشد به طوری که پاسخ هایی از اجتناب فعال از تماس جنسی گرفته تا شرکت در فعالیت های جنسی با ه مسر علی رغم فقدان میل جنسی را در بر می گیرد. فقدان میل ممکن است با احساسات منفی در مورد فعالیت های جنسی مانند تنفر، اضطراب یا احساس گناه همراه شود یا نشود. اگر

، سطوح بهنجار میل جنسی در موقعیت های جنسی ترجیحی رخ می دهد. همسانی مشکل نیز ممکن است متفاوت باشد و نوسان هایی در تمایل برخی از درمان جویان در طول زمان به وقوع بپیوندد. مشکل برای سایرین ممکن است همسان بوده یا حتی در تمام عمر تداوم یابد. جالب اینکه تعدادی از پژوهشگران دشواری در ارائه معیاری که بوسیله آن بتوان کافی بودن میزان میل جنسی شخص را تعیین نمود مورد بحث قرار داده اند. هم چنین باید

یکی از آن دو در جستجوی کمک باشد در حالیکه اگر تمایل زن و مرد نا هم خوان باشد احتمالا ارجاع بیشتری صورت خواهدگرفت. در برخی موارد این ناهم خوانی ممکن است نشان دهنده تمایل افراطی یکی از دو شریک جنسی باید تا اینکه

و ارگاسم حتی با وجود میل و تحریک کافی مختل خواهد بود. یک تحلیل رفتاری دقیق ماهیت مشکل کنونی را روشن می نماید. چرا که اصطلاح «میل جنسی پائین» واقعا ماهیت مشکل جاری را به درستی روشن نمی نماید. از این رو شناسایی رفتارهای شناختی آشکار واقعی و پاسخ های فیزیولوژیکی فعالیت جنسی کنونی شخص به منظور طراحی یک مداخله مناسب ضروری می باشد. به خصوص تفکیک میل جنسی پائین که با اضطراب شدید از فعالیت های جنسی مرتبط است. از فقدان میلی که خالی از هر گونه هیجان یا شناخت های منفی است حایز اهمیت می باشد.

ناتان (۱۹۸۶) اظهار نمود که میل جنسی پائین، یک مشکل نسبتا شایع بوده و میزان شیوع آن مطابق سوال پرسیده شده متفاوت است. تنها درصد کمی از مردان و ازدواج کرده اظهار کرده اند که هرگز تمایلی به فعالیت جنسی نداشته اند. (۳-۱ درصد) در حالیکه این رقم برای زنان دگرخواه جنسی ازدواج نکرده بالاتر است (۲۰-۱۵ درصد). اگر از آزمودنی ها سوال شود که مشخص کنند آیا بی علاقگی به فعالیت جنسی مشکلی برای آنها قلمداد می گردد. میزان شیوع برای مردان و زنان بسیار بسیار بالاتر می باشد به ترتیب حدود ۱۶ درصد و ۲۵ درصد.

چنین به نظر می رسد که بسیاری از زن و شوهرها مرحله ای را تجربه کرده اند که در آن یکی یا هر دوی آنها میل کمی به فعالیت جنسی داشته اند و این پدیده به مراتب شایعتر از آنچه که قبلا تصور می شد می باشد.

به نظر می رسد که فقدان علاقه جنسی شایعترین مشکل جنسی کنونی است. گزارش شاور و لوپی کولر[۱] (۱۹۸۲) حاکی از این است که حدود ۵۰ درصد از درمان جویان نشان میل جنسی بازداری شده را گزارش کرده اند و فریدمن[۲] و همکاران (۱۹۸۲) هم گزارش دادند که ۶۹ درصد از کل موارد ارجاعی داده شده به مرکز درمان اختلال جنسی در استونی بروک از میل جنسی پائین شکایت داشتند. هاوتون (۱۹۸۵) گزارش داد که ۵۲ درصد از زنان در ۶ درصد از

دارد که بسامد بالای فقدان میل جنسی در زنان به این معنا است که بسیاری از زنان از فقدان تقاضای جنسی مردان خشنود بوه و به همسرانشان فشار نمی آورند تا در جستجوی کمک باشند (لیف[۳]).

تحقیقات مربوط به مشکلات میل جنسی هنوز نوپا است. به طوریکه تا زمانیکه مطالعه کاپلان که در آن تمایز روشنی بین اختلال های میل و انگیختگی جنس صورت گرفت و همین طور تا مطالعات متعددی که اخیرا در تمایز بین این گونه ناهنجاریها با شکست مواجه شده اند، اثری از این تحقیقات به چشم نمی خورد. این ارو، گرایشی به وجود آمد تا ویژگی های نمونه هایی که بر چست عدم پاسخ دهی جنسی یا دارای میل جنسی بسیار کم خورده

یص ناهنجاری جنسی معینی می باشد دقت بیشتری داشته اند. مطالعات متعددی عوامل سببی احتمالی را در میل جنسی بازداری شده مورد بررسی قرار داده اند. تلاش هایی نیز برای شناسایی ویژگی های شخصیتی معینی که با اختلال مرتبط باشند صورت گرفته که یافته های معناداری به دست نیاورده اند (شرینر- انگل و شیاوی؛ ۱۹۸۶). با وجود این، استوارت و همکاران شواهدی یافتند مبنی بر اینکه گروه مبتلا به میل جنسی بازداری شده در مقایسه با زنان دارای میل جنسی هنجار که برای سایر مشکلات جنسی ارجاع داده شده بودند به طور معناداری سطح های پائین تری از رضایت زناشویی واحساسات کمتری از عشق خیالی را نسبت به همسرانشان گزارش دادند. بنابراین احتمال دارد که میل جنسی  بازداری شده با مشکل  ارتباطی زن و شوهر ارتباط داشته باشد هر چند که رابطه علت و معلولی بین این عوامل روشن نیست. همچنین در این مطالعه رابطه ناهنجاری های هورمون های جنسی با میل جنسی بازداری شده مورد برسی قرار گرفت. هیچ تفاوتی در سطوح تستسترون یا پرولاکتین بین دو نمونه زنان مشاهده نشد که بیانگر عدم دخالت میزان این هورمون ها در میل جنسی پائین در زنان می باشد.

باید خاطر نشان کرد که تعریفی که استوارت و همکاران (۱۹۸۷) برای میل جنسی بازداری شده به کار بردند ترس مرضی اجتناب از فعالیت جنسی را در بر نمی گرفت و اکنون نیز در تعاریف اخیر DSM-III-R از اختلال میل جنسی پائین نمی گنجد.

اعتقاد بر این است که

در ویژگی های شخصیتی پدیدار نشد و از نظر آسیب شناسی ر وانی در آن موقع شرایط یکسانی داشتند. هنگامیکه شیوع طول عمر اختلال افسردگی در نظر گرفته شد مشاهده گردید که گروه بالینی میزان بروز بسیار بالاتری را گزارش دادند و اختلال افسردگی به طور کلی بر شروع فقدان میل جنسی تقدم داشت.

پژوهشگران پیشنهاد نمودند که برخی از عوامل سببی زیستی متداول در آسیب شناسی روانی و میل جنسی پائین موثر هستند. جالب اینکه گروه مبتلا به میل جنسی بازداری شده علایم شدید سندرم پیش قاعدگی را به طور معناداری

صادق است.

تا کنون به صورت تجربی مشخص شده است که کیفیت ارتباط عمومی تنها متغیر روانی است ک با میل جنسی بازداری شده در زنان مرتبط می باشد. به اعتقاد درمان گران مختلف عواملی مانند : خستگی، اضطراب عمومی و نگش های مرتبط با فعالیت جنسی یا تماس تناسلی همگی می توانند منجر به میل جنسی بازداری شده منجر گردند ، اما هنوز داده هایی در تایید این نظرات وجود ندارد.

با توجه به افزایش تعداد درمانجویان مرد مبتلا به مشکلات میل جنسی پائین، پژوهشگران عواملی را که ممکن است  علت

رد فاقد ناهنجاری جنسی بودند مورد بررسی قرار گرفت.

متاسفانه، یازده مورد از نمونه دارای ناهنجاری جنسی مشکلات نعوظی ثانوی را نیز تجربه کردند و ۶ مرد باقیمانده تنها مشکل شان میل جنسی پایین بود. نتایج گزارش های مربوط به مردان با میل جنسی پائین نشان داد که آنها میزان کمتری از تستسترون پلاسما را که در هر ساعت از طول شب اندازه گیری شده بود دارا بودند.

هیچ تفاوتی در میزان هورمونهای پرولاکتین،استرادیول و لوتینی در گروه های با میل هنجار و میل جنسی پائین مشاهده نشد. در مقایسه بین دو خرده گروه ن مونه مردان مبتلا به میل جنسی پائین (به عنوان مثال: مشکلات نعوظی و بدون آن) مشخص گردید که سطوح تستسترون کاهش یافته و هیچ تفاوتی بین آنها وجود نداشت.

از موارد جالب توجه دیگر، وجود ارتباط بین شدت میل جنسی پائین و میزان شبانه تستسترون پلاسما بود که با بسامد ماهیانه تجربیات آمیزش و استمنا اندازه گیری شده بود. این نتیجه با این نظر که ممکن است میزان میل جنسی متاثر از میزان تستسترون باشد هماهنگ است اما این حتمال نیز وجود دارد که پائین بودن

امید وجود دارد که شناخت بیشتر مشکلات میل جنسی در مردان منجر به پژوهش های بیشتری درباره مکانیسم های سببی منجر شود. (آرمان، زهرائی، ۱۳۸۲، ۵۸)

۲-۷-۲- اختلال بیزار جنسی

این اصطلاح توسط DSM-III-R به عنوان نفرت و اجتناب شدید مستمر یا عود کننده از هر گونه یا تقریبا هر گونه تماس جنسی تناسلی با شریک جنسی (انجمن روان پزشکی امریکا DSM-III-R صفحه ۲۹۳) تعریف شده است. گرچه راهنمای DSM-III-R توضیح مفصلی در مورد ویژگی فصلی این اختلال ارائه نکرده است اما چنین به نظرمی رسد که این طبقه مواردی با میل جنسی پائین را شامل شده که با واکنش های عاطفی و شناختی شدید منفی و رفتارهای اجتنابی بارز همراه می باشد به روشنی معلوم نیست که این اختلال چگونه از هراس از موقعیت های جنسی متمایز خواهد شد هر چند که در برخی موارد نفرت شدید نسبت به تماس تناسلی از تنفر یا گناه ناشی می شود تا از ترس.

خود شخص که به عنوان مقدمه فعالیت جنسی ادراک شوند (مانند در آغوش گرفتن یا بوسیدن) متجلی گردد.

با توجه به سطح بالای رفتار اجتنابی غالبا مشکل است مشخص کنیم ایا در صورتیکه رفتار جنسی به وقوع بپیوندد، مولفه های انگیختگی جنسی و ارگاسم رضایت بخش خواهند بود. ارتباط بین اضطراب و بازداری انگیختگی جنسی این احتمال را مطرح می سازد که مرحله برانگیختگی برای بسیاری از افراد با اختلال مواجه خواهد شد. شناسایی اختلال بیزاری جنسی به عنوان یک طبقه از ناهنجاری های جنسی در سال های اخیر به این معنا است که اطلاعات مادر مورد میزان بروز و سبب شناسی آن هنوز بسیار اندک است. (دژکام، ۱۳۸۰، ۴۷)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

ارگاسم بازداری شده در مرد

اصطلاحات مختلفی از قبیل انزال کند، تاخیری، ناتوانی انزالی برای ارگاسم بازداری شده در مرد به کار رفته است. این اختلال به تاخیر یا فقدان مستمر عود کننده ارگاسم در مردان پس از مرحله انگیزش جنسی طبیعی در جریان

۲۹۵).

فقدان کلی ارگاسم بی نهایت نادر است به طوریکه مطالعان نشان می دهد میزان آن کمتر از ۲ درصد در جمعیت بزرگسالان مرد می باشد (ناتان). مشکلات خفیف تر در کسب ارگاسم نسبتا شایع تر بوده و

از ارجاع نسبتا پایین موارد برای درمان ناهنجاری جنسی است و مطالعات بیانگر ازن است که از ابتلاء رقمی بین ۳ تا ۶ درصد درمان جویان مرد می باشد. (هاوتون ۱۹۸۵، اسکول[۱]، اسپرانکل[۲]، ۱۹۸۰) به نظر دراگوتسی میزان پایین درمان جویان مرد مبتلا به ارگاسم بازداری شده تا حدی ناشی از بی میلی بسیاری از آنها در تقاضای کمک می باشد.

اسکول و اسپرانکل تغییر در تظاهر ویژگی های اختلال را بر حسب موقعیت هایی که در آن انزال با مشکل مواجه گردیده (محل، فعالیت جنسی، شریک جنسی معین) بسامد انزال بازداری شده در موقعیتهای

ع ارگاسم مطرح می شود؟

در مورد سبب شناسی ارگاسم بازداری شده در مردان نظریات متعددی پیشنهاد شده است. هر ماده یا عاملی که اساس نور و فیزیولوژیکی انزال را با وقفه یا اختلال مواجه سازد ممکن است مانع از ارگاسم گردد. بنابراین اواع داروها، اعمال جراحی، و آسیب ها موجب بازداری ارگاسم در مردان می شوند. الگوهای روان زاد سبب شناسی نیز پیشنهاد شده است. به عنوان مثال: پیشنهاد شده است که اضطراب و افکار منفی در مورد عملکرد جنسی (از قبیل من واقعا باید تلاش کنم … آیا می توانم این کار را بکنم؟) باعث بازداری ارگاسم در مردان   می

سمپاتیک ارتباط دارد احتمال انزال را که با وساطت دستگاه عصبی سمپاتیک انجام می شود افزایش دهد تا اینکه اثر بازداری بر آن داشته باشد.

الگوهای سبب شناختی دیگر عواملی مانند خصومت نسبت به زنان، احساسات منفی نسبت به اندام های تناسلی، تعارض های ارتباطی، ترس از حاملگی و فقدان جذابیت جسمانی نسبت بهشریک جنسی را در بازداری ارگاسم مردان مورد تاکید قرار داده اند. عدم وجود شواهد محسوس در این زمینه که تا حدی متاثراز نادر بودن اختلال و دشواری در به دست آوردن نمونه های کافی برای پژوهش می باشد امکان ارزشیابی این نظرات را برای ما میسر نمی کند. اسکول و اسپرانکل پیشنهاد کردند که فقدان تحریک روان شناختی و یا جسمانی (محرومیت تحریک) در ارتباط با عواملی نظری مهارت ناکافی یا عدم توجه به نشانه های جنسی ممکن است علت مشکلات دستیابی به ارگاسم باشند.

همچنین این پژوهشگران پیشنهاد کردند که تفاوت هایی در آستانه انزالی افراد وجود دارد و برای برخی از مردان آمیزش تناسلی به تنهایی در ایجاد  ارگاسم کافی نیست. این مولفان پیشنهاد کردن که الگوی آنها تا اندازه ای با افزایش تدریجی قدرت انزال از طریق تحریک جسمانی ایضافی (مثل استفاده از دستگاه ارتعاش) یا تحریک روان شناختی (مثل استفاده از ابزارهای شهوانی یا خیالبافی) مورد تایید واقع شده است. یکی از محدود مطالعاتی که در آ ویژگی های مردان مبتلا به ارگاسم بازداری شده مورد پژوهش قرار گرفته است توسط دراگوتیس گزارش شده است. داده های این مطالعه از ۱۳ مردی که به یک درمانگاه ناهنجری جنسی مراجعه کرده بودند به دست آمده بود. نمونه مورد بررسی تا حدی جوان تر و آموزش دیده تر از درمان جویان مبتلا به مشکل جنسی دیگر بوده و مشکل خود را خیلی جدی در نظر نمی گرفتند – در خواست کمک معمولا تحت فشار شریک جنسی آنها صورت گرفته بود ونصب نمونه پیشنهاد، درمان را نپذیرفته بودند. در مقایسه با داده های به دست آمده از  افراد به هنجار مردان دارای معلومات جنسی کمی بودند، قبل از آمیزش پیش نوازی کمی انجام می دادند، فاقد یک ارتباط رضایت بخش با شریک جنسی خود بودند و از وضعیت های جنسی کمتری استفاده می کردند.

در هنگام وقوع آمیزش مقعدی که گروه مبتلا به ارگاسم بازداری شده به آن تمایل بیشتری داشته خزانه محدود جنسی مشاهده نشده بود. دراگوتیس هیچ شواهدی مبنی بر کاهش تمایل جنسی (خیال

راتجربه کرده اند و در مقایسه با مردان مبتلا به دیگر انواع ناهنجاری جنسی ناخشنودی بیشتری را با شریک جنسی شان گزارش نموده اند. به طور کلی عنوان شده بود که ارگاسم صورت نگرفته و پیش نوازی به قدر کافی برانگیزاننده نبوده است. دراگوتیس خاطر نشان نمود که دانش ما درباره ویژگی ها و سبب شناسی بازداری روان زاد ارگاسم مردان بسیار محدود می باشد. از آن زمان تا به حال به نظر می رسد پیشرفت اندکی در شناخت ما نسبت به این اختلال به وجود آمده است.

هنگامیکه انزال با مشکل مواجه می شود، معمولا مستلزم بازداری در هر دو مرحله برون ریزی و دف عمی باشد. در موارد نادری فرآیند دفع (شامل انقباضات موزون) در غیاب برون ریزی که به آن انزل خشک می گویند ممکن است رخ دهد. کاپلان همچنین موارد نادری را گزارش نمودکه در آنها فرآیند

ضدروان پریشی) می باشد تا سبب شناسی روان زاد. (هولمز، افشارزاده، ۱۳۸۱، ۱۱۵)

۷-۷-۲- انزال زودرس

پیدا کردن تعریفی مناسب برای انزال زودرس بی نهایت دشوار می باشد.

DSM-III-R، انزال زودرس را به صورت انزال مستمر و عود کننده با حداقل تحریک جنسی قبل، همزمان یا بلافاصله بعد از دخول و پیش از زمان دلخواه شخص تعریف کرده است. متخصصین بالینی باید عواملی را که به مدت برانگیختگی تاثیر می گذارند مانند سن، جدید بودن شریک جنسی یا موقعیت و بسامد فعالیت جنسی را در نظر بگیرد (انجمن روان پزشکی آمریکا DSM-III-R، ۱۹۸۷، صفحه ۲۹۵) این تعریف دیدگاهی ذهنی فرد را در مورد اینکه آیا انزال در زمان دلخواه صورت گرفته است مورد

به طور آشکاری نامناسب بود چرا که برخی از شریک های جنسی ممکن است وقت زیادی را صرف رسیدن به ارگاسم کنند چنین تغییراتی در تعریف مقایسه نتایج مطالعاتی را که در آن از ملاک های مختلفی برای اختلال استفاده شده است تا حدی دشوار می سازد.

ناتان به هنگام بررسی میزان شیوع انزال زودرس موضوع فوق را پیگیری نمود. او خاطر نشان ساخت که اکثر افرادی که از عملکرد انزالی خود ناراضی هستند با توجه به مدت تحریک قبل از انزال واحد ملاک هایی برای انزال زودرس می باشند. از این رو به طور کلی امکان مقایسه نتایج مطالعات مختلف وجود دارد. ناتان بر هماهنگی قابل ملاحظه نتایج مطالعات مختلف تاکید کرد و علی رغم تفاوت های موجود در عبارت بندی  سلولها، جمعیت های مورد بررسی و انجم مطالعات میزان بروز آن را حدود ۳۵ درصد گزارش نمود. در عین حال  اسپکتور و بویل میزان بروز پایین تر از ۱۸ درصد را برای مشکلات شایع انزال زودرس در بین یک نمونه غیر بالینی از ۱۰۹ مرد گزارش دادند. اگرچه برآوردها در بین مطالعات مختلف متفاوت می باشد ولی بدیهی است که انزال زودرس بی نهایت شایع می باشد و احتمالا شایع ترین نوع مشکل جنسی در مردان است.

برآوردهای مربوط به درصد ارجاعات درمان اختلالات جنسی که دارای مشکلات انزال زودرس می باشند بسیار متفاوت بوده است. به عنوان مثال در نمونه ماسترز و جانسون ۴۲ درصد مردان مبتلا به ناهنجاری جنسی انزل زودرس را تجربه کرده بودند در حالیکه در درمان جویان هاوتون تنها ۱۶ درصد آن را تجربه کرده بودند.

اعتقاد بر این است که با توجه به درگیری دستگاه عصبی سمپاتیک درهر دو فرآیند، عوامل مختلفی در سبب شناسی انزال زودرس دخالت دارند. تلاش هایی که برای کاهش اضطراب از طریق مصرف داروهای کاهش دهنده اضطراب مانند: پروپرانولول، صورت گرفته است در افزایش کنترل انزال موثر شناخته شده اند و این مساله نقش اضطراب را در انزال زودرس زیر سوال می برد.

اسپیس[۳] و همکاران دخالت ۵ عامل

لانی تری وجود دارد. این نتایج نشان داد که الگوهای انگیختگی افرادی که انزال زودرس دارند با گروه مقایسه تفاوتی نداشت. اما مردانی که به ناهنجاری جنسی تمایل داشتندفاصله های طولانی تری را بین انزال ها و آمیزش بعدی رعایت کنند. این باعث شد که اسپیس و همکاران پیشنهاد نماید که انزال زودرس با بسامد پایین انزال و آمیزش مشخص گردیده و حتی ممکن است بوسیله آن ایجاد شود.

استراسبرگ[۴] و همکاران فرضیه ای را مورد بررسی قرار دادند که در ابتدا توسط کاپلان ارائه شده بود مبنی بر اینکه افرادی که انزل زودرس دارند ممکن است در ارزیابی دقیق سطح انگیختگی جنسی خود درجریان آمیزش بخصوص در لحظات قبل از ارگاسم ضعیف باشند. این فرضیه حاکی از این است که ارزیابی نادرست انگیختگی باعث می شود که فرد کمتر  قادر به جایگزینی مکانیسم های کنترل لازم برای حفظ سطح بالای انگیختگی جنسی باشد. مقایسه یک گروه سیزده نفری مبتلا به  انزال زودرس با یک گروه سیزده نفری مرد فاقد

دقیق سطوح انگیختگی خود مشکل دارند مورد تایید قرار نگرفت.

استراسبرگ و همکاران دریافتند که میزان آمیزش و استمنا در آزمودنی های گروه کنترل به همان اندازه است. این یافته ها عقیده اسپیس و همکاران را مبنی بر این که انزال زودرس ممکن است ناشی از کاهش فعالیت جنسی باشد مورد سوال قرار می دهد. کیندر[۵] و کورتیس[۶] خاطر نشان نمودند که مطالعه استراسبرک و همکاران مستلزم این بود که آزمودنی ها رابطه جنسی منظمی داشته باشند و بسامد پایین آمیزش و انزال در مطالعه اسپیس و همکاران ممکن است نشان دهنده پیامد انزال زودرس باشد تا علت آن. به عبارت دیگر تجربه منفی انزال زودرس ممکن است منجر به اجتناب از فعالیت جنسی شده باشد.

کیندر و کورتیس اظهار داشتند که ارزشیابی این موضوع که آیا افزایش آمیزش جنسی و انزال خود به خود منجر به افزایش کنترل انزال می گردد جالب خواهد بود.

مورد بحث قرار گیرد. البته این احتمال باید برای هر یک از درمان جویان در نظر گرفته شود. (آرمان، زهرائی، ۱۳۸۲، ۱۲۲)

۸-۷-۲- مقاربت دردناک (دیسپارونی)

مقاربت دردناک به صورت درد تناسلی مستمر و عود کننده قبل در جریان و یا بعد از مقاربت در زن یا مرد تعریف شده است. این حالت نباید فقط ناشی از یک اختلال جسمانی یا فقدان لیز شدن یا واژینیسم باشد. (انجمن روان پزشکان امریکا   DSM-III-R، صفحه ۲۹۵). به طور آشکار بسیاری از مارد مقاربت دردناک به واسطه اختلالات جسمانی بوجود می آیند و این موارد باید قبل از اینکه به عنوان مشکل روان زاد به نظر بیایند، کنار گذاشته شوند. مجموعه وسیعی از عوامل جسمانی مانندسختی و سفتی پرده بکارت، بقایای دردناک بکارت، آندومتریوسیس، بیماریهای التهابی کفگیرگ پیشابراه، بواسیرها، اثرات زخم برش مهبل (اپیزیوتومی)، التهاب ها،

مانی که ممکن است علت آمیزش دردناک باشند معاینه طبی را ضروری می سازند. به طور کلی علل جسمانی باید مورد بررسی قرار گیرند.

تشخیص روان زاد در غیاب آسیب های جسمانی قابل تشخیص و بدون نیاز به هر گونه شواهد مخصوص از علل روان زاد مورد توجه قرار می گیرند. بنابراین تشخیص مقاربت دردناک با رد عوامل عضوی مطرح می گردد تا اینکه شواهد قابل اثباتی از عوامل سببی روان شناختی وجود داشته باشد. از این رو علل روان زاد در بین موارد مزمن مقربت دردناک که هیچ گونه علل جسمانی در آنها وجود نداشته باشد و درمان هی جسمانی اگر مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال: فوردنی[۷] عنوان می کند که هیچ عامل عضوی را نتوانسته است برای ۶۰ تا ۷۰ درصد موارد مزمن مقاربت دردناک پیدا کند. در  عمل، علی رغم این که در چنین مواردی برخی آسیب های جسمانی وجود داشته باشد اما مورد شناسایی قرار نگرفته اند، تشخیص روان زاد مطرح می شود. این احتمال را باید همواره در موقع کار کردن با درمان جریانی که درد آنها به عوامل روان زاد نسبت داده می شود در نظر داشت، دردهای مختلفی وجود دارند که ممکن است در جریان آمیزش یا بلافاصله پس از آن جربه شوند. درد ممکن است در شرف دخول، ضمن دخول عمیق یا هنگام دخول کم عمق تر رخ دهد و به عنوان یک درد عمیق – داخلی یا نزدیک به مدخل مهبل تجربه گردد. همانند سایر اختلال های روانی جنسی، درد ممکن است به صورت مداوم یا اکتسابی و تعمیم یافته یا موقعیتی باشد.

همچنین  عنوان شده است که مقاربت دردناک می تواند، همراه

واژینیسم علت درد باشد، تشخیص اولیه واژینیسم خواهد بود. مقاربت دردناک را از این حیث میتوان از واژینیسم تشخیص داد که معمولا آن دسته از زنانی

مقاربت دردناک به خاطر درد ایجاد شده از آمیزش اجتناب می کنند و این مساله به خاطر ترس از

آمیزش و درد می باشد.

مقاربت دردناک با منشأ روان زاد اختلال نسبتا نادری است. ناتان گزارش داد که درباره ی میزان شیوع اختلال در جمعیت عمومی هیچ داده زمینه یابی وجود ندارد.

بر حسب ارجاعات درمانی، هاوتون نیز گزارش داده است که مقاربت دردناک علت شایعی برای ارجاعات درمانی نبوده است، به طوریکه این اختلال در ۴ درصد موارد زن بروز نموده و در هیچ یک از مردان این نمونه اتفاق نیفتاده است. البته این گزارش خلاف گفته ساندبرگ و کویلون است که اظهار می دارند مقاربت دردناک به خاطر عوارض ناتوان کننده تر آن نسبت به سایر اختلال های جنسی عامل نسبتا شایعی برای اراجاع محسوب می شود. بر اساس

که در متون تخصصی گزارش شده است. معمولا با آسیب شناسی جسمانی مانند : تنگی بیش از حد پوست حشفه، عفونت ها یا صدمه به لگن، در ارتباط می باشند. در مورد نادری نیز مردان تجربه درد در شرف انزال ارزشیابی آنها وجود دارد. عواملی مانند: گناه، ترس، فقدان معلومات جنسی، خشم و تعارض نسبت به شریک جنسی همه در سبب شناسی مقاربت

چگونه این موارد می توانند منجر به طیفی از رفتارهای را گزارش کرده اند که باز هم با عوامل عضوی مثل عفونت ها در ارتباط بوده است.

الگوهای متعددی برای سبب شناسی مقاربت دردناک پیشنهاد شده است اما شواهد اندکی برای

دردناک شوند. به درستی مشخص نیست که چگونه پاسخ های هیجانی فوق می توانند به تجربه درد تبدیل شوند. تا به حال شواهد تجربی قابل ملاحظه ای برای  ارزشیابی هر یک از این الگوها وجود نداشته به طوریکه همچنان نسبت به مکانیسم های سببی مربوط به مقاربت دردناک روان زاد ناآگاه می باشیم. (کوئیلیام، رحمتی، ۱۳۸۱، ۲۳۰)

۹-۷-۲- واژینیسم

اصطلاح واژینیسم به انقباض غیر ارادی مستمر و عود کننده عضلات ثلث خارجی مهبل که مانع نزدکی می گردند اطلاق می شوند. (انجمن روان پزشکی امریکا، DSM-III-R، ۱۹۸۷، صفحه ۲۹۵) میزان دخالت این انقباض در آمیزش از تنگی مهبل که دخول را مشکل می سازد تا حدی است که دخول غیر ممکن می باشد. در موارد شدیدی ممکن است عضلات رکتال و سرینی پا را نیز در برگیرد. پاسخ ممکن است بوسیله تلاش های واقعی، تصوری یا پیش بینی عمل دخول در مهبل تحریک شود. در بسیاری از موارد واژینیسم هراس قابل ملاحظه ای در مورد دخول مهبلی وجود دارد. علاوه بر پاسخ انقباضی عضلات مهبلی و عضلات مربوط به آن پاسخ های مختلف فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری آشکار هراس ها را می توان شناسایی کرد. پاسخهای فیزیولوژیکی ممکن است شامل تعریق، لرزش یا نفس نفس زدن باشد. در حالیکه پاسخ های شناختی ممکن است طیف وسیعی از افکار ترسناک مربوط به پیامدهای منفی احتمال عمل دخول را در بر گیرد. مولفه های رفتار آشکار معمولا شامل پاسخ های اجتنابی است، به گونه ای که تلاش هایی برای اطمینان از انجام نشدن آمیزش یا حتی معاینه مهبلی صورت می گیرد.

درمان بدکارکردیهای جنسی:

احتمالا در هیچ زمینه ای از روان درمانگری، روان درمان گران رفتاری و شناختی به اندازه درمان بدکارکردی های جنسی موفق نبوده اند.

در اینجا چندین رویکرد و روش درمانگران توصیف خواهد شد. یک درمانگر ممکن است که یک فن را به تنهایی برای یک مورد معین انتخاب کند. ولی ماهیت پیچیده و چند جانبه بدکارکردی های جنسی معمولا مستلزم استفاده از فنون متعدد است.

آموزش جنسی:

چون بسیاری از افراد مبتلا بدکارکردی جنسی از واقعیات اساسی درباره جنسیت انسان غافلند، اکثر درمانگران وقت و کوشش خود را به آموزش کالبد شناسی جنسی و فرایندهای فیزیولوژی آمیزش جنسی اختصاص می دهند. یک تاثیر مهم چنین آموزشی، مشروع دانستن بحث آشکار درباره روابط جنسی، جدا کردن آن از حوزه موارد اسرار آمیز و غیر قابل بیان و کاهش اضطراب و شرم ناشی از آن است.

کاهش اضطراب:

افرادی که در حد زیاد نسبت به روابط جنسی دچار اضطراب می شوند، مواد لازم و مقدماتی را در این باره نیاموخته اند. بنابراین

مشخص سازد تا از طریق حساسیت زدایی منظم مورد درمان قرار گیرد.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

رویه های تغییر افکار و نگرشها:

از طریق درمان گری منطقی – هیجانی سعی می شود تا افکار خود ایجابی از قبیل من باید که اغلب موجب مسائلی در افراد مبتلا به بدکارکردی های جنسی می شود. با افکار کمتر اجباری جابه جا شوند.

درمان زوجین:

همانطور که گفتیم علل بدکارکردهای جنسی اغلب در روابط زناشویی آشفته نهفته است. بنابراین از طریق آموزشها مهارتهای ارتباطی می توان به افراد مبتلا به بدکارکردهای جنسی کمک کرد.

فنون روان پویایی:

یک مرد ممکن است که در ابتدا قادر به اعتراف درباره مسائل جنسی خود نباشد یا یک زن نخواهد که مسائل جنسی خود را با روان درمانگران در میان بگذارد، در چنین مواردی درمانگر باید به نشانه هایی که توسط چنین افرادی ابراز می شود توجه نماید. دیدگاه تحلیل کلی می تواند به مراجعانی که قادر نیستند ناراحتیهای خود را به درمانگر در میان بگذارند به صورت درمان رفتاری مستقیم کمک کنند.

روش های بدنی و پزشکی:

لازم است که درمانگران به عوامل تاثیر گذار زیر بنائی و امکان استفاده از درمانهای پزشکی توجه کنند

وها ممکن است که بر کارکرد جنسی اثر سوء داشته باشد. اکثر درمانگران تنها زمانی از دارو استفاده می کنند که رویه های روان شناختی آن را ایجاد بکند.

درمان کم میلی جنسی یک رویکرد وحدت یافته:

توجه به این نکته که کم میلی جنسی چگونه توسط درمانگران مجرب درمان می شود، نظر اجمالی مفیدی درباره پیچیده گیهای درمان و اندیشه ها و فنونی که امروزه توسط بسیاری از درمانگرانی که در زمینه بدکارکردهای جنسی

صرف یک بیزاری وقفی از قبیل (ترس، خشم، تنفر و دستپاچگی جنسی) دور می زند تا نبودن علاقه نسبت بدان، به بیان دیگر، شخص نسبت بدان یک نظر منفی دارد یک نظر خنثی. این یافته دارای اهمیت زیاد است. زیرا چنین پیشنهاد می کند که در درمان باید بیشتر درباره نظر منفی شخص کارکرد. تمرینهای مفید در این مرحله مقدماتی، گشتالت درمانگری است که

این حالت به نشانه های بدنی و تظاهرات چهره ای که تجلیهای ظریف احساسها و نگرشهای تنفر آمیز هستند توجه دقیق می شود.

مرحله دوم که اغلب با مرحله اول همراه است، مربوط به بینش نسبت به عمر احساسهای منفی است. برای مثال یک مرد ۸۰ ساله ممکن است باور داشته باشد که این درست همان حالتی است که من بدان گرفتارم و این امر مربوط به سن من است، در حالیکه درمانگر کم فعالی میل جنسی او بیشتر مربوط به خشم وی نسبت به همسرش است که صرفا به روابط جنسی مربوط نمی شود. تغییر دادن

راجرزی به شخص کمک می کند تا از عوامل زیر بنای مشکل جنسی خویش آگاهی بیشتری به دست آورد در اینجا سودمند است.

مرحله سوم درمان، بازسازی شناختی است که تا حدودی کاربرد درمانگری منطقی هیجانی آلبرت الیس را در کم میلی جنسی ارائه می دهد بیانات خاص شخص که تا اندیشه هایی را موجب بازداری میل جنسی یا بیزاری نسبت به احساسات جنسی شده اند، بی اثر سازند. برای مثال، یک بیان خو انطباقی از قبیل اینکه داشتن احساس جنسی بدین معنی نیست که من شخص بدی هستم می تواند برای شخص که یاد گرفته است چنین بیندیشید که جنسیت او را از نظر احترام و محبت بی ارزش می سازد، با اهمیت باشد.

البته برای بیماران پذیرش این اظهارات یا باورهای مشخص سازنده آسان نیست یکی مبارزه های پایدار نسبت به درمانگری رفتاری شناختی این است که چگونه افراد اندیشه های جدیدی را که می تواند به آنها کمک کند تا کارکرد بهتری داشته باشند درونی کنند.

چهارمین و آخرین مرحله درمان عبارت است از مداخله های رفتاری، بهترین راه آن است که همسر بیمار نیز در این مرحله

روانی. ۲ . انتشارات بعثت، پاییز ۷۷٫

 

باروری[۱]:

بنابر تعریف مستند در منابع مختلف، باروری عبارت است از پیوستن سلول نطفه مرد با تخمک زن، و در واقع بارور شدن تخمک را، باروری گویند. که دراین

گرفته و تخمک بارور شده را می سازند که از آن یک موجود بوجود می آید. از موقع بارور شدن تخمک تا هنگام زایمان را «دوران باروری» گویند. (صرام، ۱۳۶۶: ۲۴)

ناباروری[۲]:

عدم بارور شدن تخمک زن را ناباروری گویند و بطور کلی ناباروری در مورد زنانی به کار برده می شود که مشکل آنان در اصل «حامله نشدن» است. بدیهی است نابارور بودن زن، ممکن است به سبب  عیب ها و نارسائیهایی باشد که در بدن خود او و یا شوهر او، وجود دارد، و

نیست که بچه دار شدن آنان را غیر ممکن سازد و چه بسا اینگونه زوجها، خود به خود و یا با معالجات پزشکی و احیانا، ازدواج مجددا، می توانند صاحب فرزند شوند. (صرام، ۱۳۶۶: ۲۰)

نازایی:

نازایی و ناباروری دو واژه ی مشابه هستند که مفهوم آنها کمی با یکدیگر متفاوت است. هرچند که هر دو لغت در نهایت یک واقعیت را بیان می کند و آن «نداشتن فرزند» است.

اصطلاح «نازا» در مورد زنانی به کار برده می شود که فرزند زنده یا لااقل قابل زنده ماندن بدنیا نمی آورند. اینگونه زنان ممکن است حامله نشوند و حتی چند ماهی نیز حاملگی خود را ادامه دهند، ولی جنین آنان، قبل از اینکه قدرت زنده ماندن در خارج از رحم را بدست آورد،

بیاورند مشکل «نازایی » دارند.

به طور کلی واژه ی «نازا» به زنانی اطلاق می شود که حامله می شوند ولی به علت عیوب و نارسائیها، جنین خود را در مراحل مختلف حاملگی از دست می دهند و بنابراین در زندگی خود بچه «نزائیده اند».

عقیم بودن:

این اصطلاح در مورد زنان و مردانی بکار برده می شود که عیوب و نارسائیهای موجود، در حدی است که علم پزشکی در حال حاضر قادر به برطرف کردن آنها نیست.

اینگونه زنان و مردان ممکن است در هنگام تولد، و بطور مادرزادی، دچار عیب و نقص عضوی باشند و یا در طول زندگی به علت بیمایهای مختلف، اشکالات عمده ای در دستگاه تولید مثل آنان بوجود آمده باشد. بنابراین، معالجه در مورد این دسته از زنان و مردان موثر تولید شد. (صرام، محمود، ۱۳۶۶: ص ۳۲)

یائسگی:

یائسگی دوره ای است که با کاهش اعمل زیست شناختی و فیزیولوژیکی

تدریجی است چون ترشح استروژنها مثل کاهش مقدار، طول مدت و قطع نهایی عادت ماهانه، به تدریج صورت می گیرد و در بعضی از زنان احساس اضطراب و افسردگی دست می دهد.

مردان نیز بایستی به افت اعمال بیولوژیک و نیروی جسمانی تحلیل یافته ی خود، سازگاری پیدا کنند. این بحران ممکن است خفیف و یا شدید بوده و با تغییرات ناگهانی بارز در شغل و روابط زناشویی، افسردگی شدید آنها مشخص باشد.

بطور کلی یائسگی یعنی: قطع نهایی عادت ماهانه در زن و متوقف شدن فعالیت های هورمونی تخمک گذاری تخمک ها.

ارگاسم: orgasm

ارگاسم به حالت اوج لذت جنسی در زن گفته می شود که مشابه با حالت انزال نطفه ی مرد است. (صرام، محمود، ۱۳۶۶، ص ۱۲)

تاریخچه ی ناباروری

امروزه، در مقایسه با هر برهه ای از تاریخ پزشکان در کمک کردن بر زوجها برای فائق آمدن بر ناباروری موفقیت بیشتری دارند. با این وجود کم و بیش روش های درمان نازایی را نیز در چشم انداز این موضوع باید در نظر داشت.

Dcehency,Harris در مقاله ای تحت عنوان تاریخچه ی نازایی یا پیشرفتهای به عمل آمده در زمینه ی تشخیص و درمان نازایی را از دوران مصر باستان تا قرن بیستم مورد بررسی قرار دادند، اگرچه ممکن است دانش قدیمی نیز در زمان خود، در مورد توانائیهای درمانی خود، همان اطمینان را داشته اند که پزشکان امروزی در مورد ارزشهای درمانی خود دارند. (ویلیامز، ۱۹۹۴)

(اقضی، ملک منصور، ۱۳۷۸، ص ۸). در سال ۱۹۸۲ تقریبا از

با یک میلیون در سال و در اوایل دهه ۱۹۸۰ به بالای دو میلیون در سال افزایش یافت. از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸ تعداد زنان متقاضی استفاده از سرویسهای ناباروری از ۱/۱ میلیون به ۳۵/۱ میلیون مورد رسید که افزایشی معادل ۲۵ درصد را نشان می دهد.

در دهه ۱۹۸۰ هیچ تغییر واضحی در نسبت زوجهای نابارور دیده نشد. در سال ۱۹۸۸، ۹/۷ درصد از تمامی زوجهای اخیرا ازدواج کرده، که در آنها زن در سنین بچه آوری بوده، نابارور محسوب می شدند. با حذف زمانی که با روش های جراحی عقیم شده بودند این عدد به ۹/۱۳% می رسید. ۴/۸% از تمامی زنان ۱۵ تا ۴۴ سال آمریکایی در سال ۱۹۸۸ قابلیت باروری نداشتند (۹/۴ میلیون زن) و در حدود ۲۵% از تمامی زنان یک دوره از ناباروری را در طی زندگی تولید مثل خود تجربه می کنند. (ایسپروف، ۱۹۹۲) (م: همت خواه، فرهاد، ۱۳۷۶، ص ۷۰۴).

در طی دهه ۱۹۷۰

بستگی دارد و به علاوه نظر بر این است که زنان ۱۵ سال یا کمتر ممکن است بعلت  عدم بلوغ کامل فیزیولوژیک دچار عوارض حاملگی گردند. (ویلیامز، ۱۹۹۴) (اقضی، ملک منصور، ۱۳۷۸، ص ۱۵)

سیر ناباروری از گذشته تا کنون:

تعریف پذیرفته شده ناباروری ، به ناتوانی در رسیدن به بارداری بعد از ۱۲ ماه مقاربت جنسی منظم، بدون استفاده از هیچگونه وسایل جلوگیری از بارداری می باشد. مطالعات ملی سرشماری نشان می دهد، در ایالت متحده ۱۴-۱۳ درصدزوجه ها دارای مشکل باروری

، بطور مداوم رو به افزایش است. (در ایالات متحده از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۸ تقریبا از ۰۰۰/۶۰۰ نفر به ۶/۱ میلیون نفر افزایش یافته است) و همچنین تعدد زوجهای جوان که برای درمان مراجعه می کنند نیز هر روز افزایش می یابد.

برای تعداد بیشتری از زوجین (۹۰-۸۰ درصد) تشخیص پزشکی و احتمال رسیدن به بارداری به ۵۰

س مطالعات اپیدمیولوژیک تخمین زده می شود که حدود ۴۰-۳۰ درصد ناباروری به عوامل مردانه و در حدود ۱۰ درصد موارد ناشی از علل ناشناخته در زن و یا مرد می باشد. (فراهانی، محمد نقی، پائیز ۸۰، ص ۵۳)

انواع ناباروری

قدرت باروری به صورت توانایی تولید مثل تعریف می شود و نیازمند توانایی لازم برای شروع حفظ بارداری است. ناباروری عین وقوع حاملگی، با وجود مقاربت مکرر بدون استفاده از روش های ضد بارداری به مدت یکسال که نشان دهنده کاهش توانایی برای بارداری و تولید مثل است.

(رایان، همکاران، ۱۹۹۹، ترجمه قاضی جهانی و قطبی، ۱۳۷۹)

به طور کلی، حامله نشدن زن را پس از دو سال ازدواج و زندگی مشترک، می توان یکی از نشانه های ناباروری دانست. البته در بعضی از شرایط گذشت مدت دو سال برای اطلاق ناباروری لازم نمی باشد و فرد میتواند از علائم و شواهد دیگری، پی به ناباروری خود ببرد. (صرام، محمود، ۱۳۶۶، ص ۱۶۴)

ناباروری را می توان به سه دسته تقسیم کرد: «اولیه»، «ثانویه» و «نسبی».

۱) ناباروری اولیه

به ناباروری گفته می شود که قبلا هیچ گونه علائمی از بارداری در زن مشاهده نشده باشد  و به عبارت دیگر قبلا هیچ بارداری در زن صورت نگرفته باشد.

۲) ناباروری ثانویه

مردان و زنانی که مبتلا به ناباروری هستند ولی قبلا با مرد و زن دیگری ازدواج کرده و در آن ازدواج بچه دار شده اند. بعبارت دیگر قبل از مشکل فعلی بیمار، حداقل یک بار بارداری وجود داشته است.

۳) ناباروری نسبی

در مردان وزنانی که نارسایی دستگاه تناسلی آنان جزیی است و در طول مدت زمانی، خود به خود بچه دار می شوند، مخصوصا اگر هر کدام با زوج دیگری که کاملا سالم است ازدواج کنند. (صرام، محمود، ۱۳۶۶، ص ۱۹۴)

اپیدمیولوژی ناباروری

اولین سرشماری ایالات متحده در سال ۱۷۹۰ انجام شد. در آن موقع میزان تولد برابر با ۵۵ به ازای هر ۱۰۰ نفر جمعیت بود و به ازای هر زن ۸ تولد ثبت شده بود. ۲۰۰ سال بعد این میزان به ۵/۱۵ به ازای هر

واند شامل ترکیبی از پروتئین گوشت، تخم مرغ، ماهی، روغن های سفید (روغن زیتون) سبزیجات و میوه های تازه باشد. لطفا از مصرف قند، الکل، کافئین و تنباکو اجتناب کنند.

۴- اسپرم ضعیف

آلاینده های محیطی و آلودگی ها با کیفیت و میزان ناکافی اسپرم مرتبط اند. سایر عوامل شامل: ضربه به بیضه ها از بیماریهای مقاربتی پرتو درمانی و نعوظ غیر نرمال است که در این مورد بررسی مایع منی آزمایش تولید خوبی برای شروع درمان می باشد.

۵- عفونتهای ادراری – تناسلی

در اغلب موارد عفونتهای ادراری تناسلی در زنان و مردان بدون علامتند اما وجود این عفونتها می توانند از عوامل ایجاد کننده نازایی باشد. که در زنان موجب سقطهای مکرر می گردد.

۶- تضعیف سیستم ایمنی

در مردان عدم تعادل در سیستم ایمنی منجر به چسبندگی اسپرم ها به یکدیگر و عدم کفایت آنها می شود. همین امر در زنان نیز منجربه تشکیل موکوس سرویکس و غیر قابل نفوذ پذیر شدن سرویکس می شود. با انجام تستهای خونی و اسپرموگرام براحتی می توان به این نقیض پی برد. بنابراین برای تقویت سیستم ایمنی استفاده از سیر، زنجبیل، زردچوبه، و قارچ توصیه می شود.

۷- وزن

اگرچه چاقی می تواند سطوج پروژسترون را جبران کند ولی سبب افزایش ریسک سندرم تخمدانهای پلی کیستلیک می شود وبر باروری تاثیر می گذارد. در زنان بسیار لاغر نیز امکان دارد به علت ناکافی بودن  استروژن تاثیر گذار باشد.

۸- داروها

الکل، کافئین، داروهای شادی آور در ایجاد ناباروری تاثیر می گذارند.

۹- عدم تعادل هورمونها

جهت درمان سطوح پائین پروژسترون در خانم ها می توان B6 ، اسیدهای چرب ضروری و برخی داروهای گیاهی استفاده کرد.

۱۰- عفونتهای دستگاه تناسلی

بعد از ایجاد سقط جنین در جوامع مختلف با شدت و اشکال مختلف دیده می شود که عواقب منفی بر روی باروری در زمانهای بعدی گذاشته و از دلایل نازایی محسوب می شود. در این میان عفونتهای بالا رونده و بی نشانه C.trachomatis بعد از سقط جنین با تاثیر بر روی بافت لوله های فالوپ از علتهای شایع ناباروری در جوامع مختلف بویژه جوامع غربی محسوب می شود. قبل از سقط جنین دراین جوامع اعمال پروفیلاکسی با آنتی بیوتیک بر علیه عفونتهای شایع بعد از سقط همچنین انجام سقط جنین در محیط بیمارستان و انجام این عمل توسط پزشک متخصص می تواند از شیوع عفونتهایی که می تواند در آینده موجب ناباروری گردند جلوگیری نماید.

بررسی و کشف علل ناباروری:

با گرفتن شرح حال از بیمار می توان به علل ناباروری پی برد، اطلاعات در زمینه های زیر می تواند به پزشک جهت درمان کمک کند:

سابقه بیماری عفونی:

  1. بیماریهای مقاربتی مثل سوزاک
  2. سابقه وراثت
  3. استعمال دارو یا مواد مخدر و الکل
  4. سابقه جراحی یا ضربه ها
  5. سابقه فشارهای روحی مثل شوکهای روحی و برق گرفتگی.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

  1. علل عمومی مثلا ابتلا به بیماری قند، فشار خون و غیره.

  2. رادیوگرافی رحم و لوله ها و آزمایش های هورمونی (در زنان).
  3. اطلاعات مربوط به روابط زناشویی از قبیل: دفعات نزدیکی و موارد خاص دیگر مانند: فشارهای روحی، ضعف اعصاب، عدم توازن روحی در زن و اختلالات خانوادگی.

اختلالات فعالیت جنسی:

یکی از شایعترین مشکلات زوجهای جوان است، که بصورت موارد زیر ظاهر می شود:

  1. کاهش میل جنسی
  2. کاهش قدرت جنسی
  3. ترس

 

نقش مرد در بارور کردن زن این است که اولا: نطفه سالم در خود بسازد. ثانیا قادر باشد هر چند روز یکبار، روابط زناشویی را انجام داده و نطفه خود را در داخل دستگاه تناسلی زن انزال نماید.

که نارسائیهای مرد در این دو نکته بالا موجب اختلال در فعالیت جنسی او می شود و عبارتند از:

  1. نارسایی در ایجاد نطفه
  2. اشکال در انتقال نطفه به خارج
  3. اسپرم سازی و تلقیح معیوب
  4. اختلال در نعوظ (ناتوانی جنسی)
  5. ایمپوتنسی
  6. اختلال در انزال (انزال زودرس یا دیررس و انزال معکوس)

) نمی رسد. و خود این موضوع موجب اضطراب، افسردگی، بداخلاقی و ضعف و بی حالی در زن می گردد که با آموزش زوجین این مشکل برطرف می شود.

رهای شغلی با افزایش (CRH) اندروفین و (AGTH) در هیپوتالاموس باعث مهار گنادوتروپین ها و در نتیجه مهار تخمک گذری و ناباروری خواهد شد.

مطالعات نشان می دهند که حاملگی در سیکلهایی صورت می گیرد که تست های روانی، سطح پائین استرس و اضطراب را در طول سیکل نشان داده اند.

اضطراب در مردا نیز باعث کاهش لیبیدو، کاهش تعداد تماسهای جنسی، ناتوانی جنسی، اختلال در اسپرماتوژنز، کاهش کیفیت اسپرم و در نتیجه کاهش در باروری می شود. همچنین استرس های روانی باعث افزایش طول درمان در بیماران نابارور می گردد.

مطالعات نشان میدهد که نارسایی فازلوتئال (luff) و سندرم در افراد، با استرس بالا بیشتر دیده می شود. در صورت علیرغم ابهامات زیادی که در مورد علت بودن فاکتور روانی (psychoyenic Hypotnesis) وجود دارد، معلول بودن  عامل روانی

(psychological consequence Hypotnesis) ثابت شده است. مشاوره روانی در افرادی که از استرس، اضطراب و فشارهای شغلی رنج می برند چه قبل از شروع درمان و چه در طول درمان ضروری می باشد. (مولایی، شهریور ۸۰، ص ۵)

تاثیر سن زوجین در ناباروری

سن یکی از مهمترین عواملی است که می تواند به تنهایی بر باروری اثر داشته باشد. پیر شدن دستگاه تولید مثل در این میان بسیار نقش مهمی دارد. کاهش باروری زوجهای متاثل با  افزایش سن بارها ثابت شده است. به صراحت می توان گفت که در حدود ۳/۱ از زنانی  که حاملگی خود را به اوسط تا اواخر دهه سوم زندگی به تاخی رانداخته و نیمی از زنانی که تمایل دارند اولین بار پس از ۴۰ سالگی حامله شوند با شکل ناباروری روبه رو خواهند شد. در برنامه های تکنولوژی کمکی باروری و میزان حاملگی در زنان بالای ۴۰ سال یک سوم تا نصف زنان جوانتر است و در بسیاری از برنامه ها فقط موارد نادری از حاملگی در زنان بالای ۴۰ سال گزارش شده است.

اما در این باب استثناء هایی نیز وجود دارد. چنانچه گزارش شده است: مسن ترین زنی که حاملگی خود به خود در دوره اخیر داشته است (بر طبق کتاب رکوردهای جهانی guinness)، زنی ز پرتلند است. این زن در سن ۵۷ سال و ۱۲۰ روزگیف زایمان کرد و مورد دیگر نیز زنی از  اسکاتلند گزارش شده است که پس از سن ۴۷ سالگی، ۶ فرزند بدنیا آودر و هنگام تولد آخرین آنها ۶۲ سال سال سن داشت!!

فاکتور موثر دیگر از عوامل مهم کاهش تعداد زایمان ها با افزایش سن ، سقط خود بخودی می باشد اکثریت سقطهای زودرس پس از ۳۵ سالگی  به دلیل تری زومی های اتوزوم است که با افزایش سن مادر، زیاد می شود. خطر سقط خود بخودی که از لحاظ بالینی قابل تشخیص باشد، از حدود ۱۰% در زیر سن ۳۰ سالگی به ۱۸% در اواخر دهه سوم زندگی، میزان ابتلا به برخی از بیماریها مثل «اندومتریوز» که خود می توانند در امر باروری تداخل ایجاد کنند بیشتر می شود.

علاوه بر این موارد، با افزایش سن زنان، تماس

که پزشکان علیرغم بررسی های متعدد، نمی توانند علت ناباروری زوج را پیدا کنند ودر واقع یکی از اشکالات علم طب محسوب می شود. (طاهری پناه، ربابه، اردیبهشت ۷۹،ص ۳)

شایعترین علت ناباروری در مردان کمبود تعداد اسپرم هاست وشایعترین علت این کمبود عوامل ناشناخته  idiopathic است. یعنی عللی که هنوز با استفاده از تکنیکهای موجود قادر به شناسایی آنها نمی باشند. اگرچه این مسئله یکی از مشکلات پزشکان و

دارند ولی با توجه به محدودیتهای علم پزشکی در حال حاضر نمی توان آنرا تشخیص داد. ناباروری با علت نامشخص، حدود ۱۰ درصد از کل زوجهای نابارور را به خود اختصاص می دهد. (طاهری پناه، ربابه، اردیبهشت ۷۹، ص ۳)

ناباروری ثانویه:

در بعضی از زنان مشاهده می شود که قبلا با آنکه یک یا چند بار حامله شده اند ولی بعد از آخرین حاملگی با وجود عدم پیشگیری، حامله نشده اند و بامشکل ناباروری ثانویه به درمانگاه مراجعه نموده اند.

ناباروری ثانویه در موارد زیر دیده می شود:

۱) ازدواج مجدد با شوهر نابارور

یعی و متحرک که بتوانند از مسیرهای بازگذشته، وارد پیشابراه شوند و نهایتا درمان مناسبی برای لقاح انزال یافته در واژن تخمک گردند، تولید کند. بعد از تخلیه شدن در واژن، گامهای مذکر باید قدرت نفوذ در موکوس گردن رحم و زنده ماندن در آن را داشته باشند.

علل ناباروری و عدم تولید مثل برحسب درصد:

اگرچنانچه معمولا، ابتدا طرف مونث یک زوج نابارور، برای مشاوره به پزشک مراجعه کند، بدیهی است که تمام مسئولیت ناباروری متوجه او نیست. در واقع

کننده که مهم آنها در زیر به طور درصدی درج شده است:

علل ناباروری                                        برحسب درصد

فاکتورهای مربوط به جنس مذکر                              ۴۰

فاکتورهای لوله ای                                   ۲۵

اختلال تخمک گذاری                                    ۲۰

فاکتورهای مربوط به گردن رحم                              ۱۵

علل متفرقه                                          ۵

علل ناشناخته                                        ۵

بر اساس نوشته حالات موجود در این ارقام ممکن است از کلینیکی به کلینیک دیگر متفاوت باشند. در نزدیک به ۱۵ تا ۲۰ درصد زوج ها چندین عامل که به درماندگی هرچه

به عفونتهای ویروس ، تب، دیابت، جراحی قلبی و GUS (سیستم ادراری – تناسلی) ، سابقه ی عمل جراحی در سنین بچگی، طول مدت ناباروری، مدت ناباروری قبلی، و تاریخچه ی فعالیت جنسی می باشد.

  1. معاینه ی پزشکی: پس از معاینه عمومی، معاینه ی اسکروتوم از نظر وجودبیضه و واریکوسل انتشار چربی ها.
  2. آزمایش ادراری، اسپرم در ادرار، و دیابت
  3. بررسی نتایج اسپرموگرام
  4. تستهای اندوکرینی (تستوسترون)
  5. بیوپسی بیضیه
  6. SPA (sperm penetration assay)
  7. مونوگرافی سمینال وزیکول
  8. وازوگرافی

بررسی زن نابارور شامل مراحل زیر است:

  1. تاریخچه: شامل تاریخچه و سوابق عمومی و تاریخچه ی جنسی زنان و مامایی می باشد.
  2. معاینه و بررسی فیزیکی: شامل معاینه ی فیزیکی و معاینه ی زنان است.
  3. تست های اندروکرینی (استروژن و پروژسترون)
  4. سونوگرافی و وارینال
  5. MRI , CT – sean بخصوص در موارد افزایش پرولاکتین
  6. PCT، بیوپسی اندومتر
  7. تست های عفونی
  8. تست های ایمونولوژیک (عارفی، سهیلا، مهر ۱۳۸۰، ص ۳۰۴)

موارد ارجاع زوج نابارور به متخصصین:

  1. سن بالای ۳۵ سال، ۲٫ سابقه ی سقط مکرر، ۳٫ سیکلهای نامرتب و سیکلهای کمتر از ۲۱ روز و بیشتر از ۳۵ روز، ۴٫ سابقه ی متفاوت به درمان کلومیفن، ۵٫ پروژسترون میدلوتئال بالا، ۶٫ سابقه ی EP، اندومتریوز، اختلالات آناتومیک، ۷٫ دواسپرموگرام متوالی غیر طبیعی، ۸٫ کسانی که احتیاج به انجام IVF و موارد نظیر آن دارند. ۹٫ ناباروری بدون علت. پس از این مرحله GP زوج ناباروری را به سه گروه متخصص ارجاع خواهند داد:
  2. متخصصین زنان و زایمان
  3. اورلوژیست
  4. آندرولوژیست

در موارد دیگر و متفرقه مراکز و متخصصین دیگری نیز برای بررسی وضع زوجین نابارور دست اندر کارند:

  1. متخصصین ژنتیک
  2. متخصصین غدد
  3. در صورت وجود سیکلهای نامرتب و هیرسوتیسم، آکنه، چاقی، انسولین و گلوکز، بطور ناشتا در افراد چک می شوند. (عارفی، سهیلا، مهر ۱۳۸۰، ص ۳۰)

درمان ناباروری در زنان:

مشکل ناباروری در دنیای

کنند. حضور زن و شوهر به همراه یکدیگر را درصد کمتری از پزشکان گزارش کرده اند.

در حالیکه در مورد پزشکان متخصص اورولوژی که مراجعان اصلی انان مردان می باشند (و بیشتر به علت مردانه بر می گردد) حضور زن و شوهر با یکدیگر، در نزد پزشکان به بالاترین میزان خود می رسد. بر اساس این یافته ها، در مواردیکه علت ناباروری به زنان بر می گردد آنها پیگیری درمانی را بیشتر به تنهایی

بوجود می آورد که خود بر نتیجه  ی درمان اثر خواهد گذاشت. (کرمی نوری، علی، زمستان ۸۰، ص ۲۴)

روشهای درمان در زنان نابارور:

روش درمانی ART:

یکی از روشهایی که جهت ناباروری اتخاذ می شود روش درمانی ART است که گروههای پزشکی بیشترین موافقت را با انواع این روش دارند اما در عین حال اثر روشهای درمانی ART در نزد پزشکان (بویژه متخصصین زایمان و زنان و متخصصین اورولوژی) به میزان زیاد ارزیابی نشده و فقط به اثر نسبی و محدود این روشها  اشاره شده است.

از میان متخصصین اورولوژی و جنین شناسی، شانس موفقیت بیشتری را برای روش های ART در مقایسه با درمان دارویی قائل بوده اند. در حالیکه متخصصین زنان و پزشکان عمومی شانس موفقیت بیشتری را برای درمان دارویی در مقایسه با این روش ها متذکر شده ان. ولی هیچیک از گروههای پزشکی برای استفاده از طب سنتی و گیاهی نظر مساعدی نداشتند.

اکثر بیماران نگرش مثبتی به روش های درمان ART دارند، در عین حال روشهای ART تاثیرات روانی نسبتا زیادی بر بیماران باقی می گذارد. می توان نتیجه گرفت که این روش ها در عین آنکه موثر می باشند اکثر بیماران نیز نگرش مثبتی به آنها دارند، ولی باید توجه داشت که با توجه به ایتولوژی متفاوت ناباروری در بین بیماران نمی توان ادعا نمود که با این روشها، همه بیماران به درمان قطعی می

ر استفاده از این روشها، بایستی آگاهی لازم به بیماران داده شود و شانس موفقیت را به روشنی تشریح نموده تا به دور از امیدهای کاذب و احتمال شکست، با این مسئله به طور واقع بینانه برخورد نمایند. دوم آنکه جزئیات مراحل درمان بری بیمار تشریح گردد تا از آمادگی شناختی و روانی کافی برخوردار گردد و از آثار روانی منفی ناشی از شکست احتمالی جلوگیری بعمل آید.

  • تلقیح درمانی: تلقیح درمانی یا تلقیح مصنوعی به تزریق منی درون کانال سرویسکال اطلاق می گردد، اگر برای انجام این کار از منی شوهر خود زن استفاده شود، عبارت تلقیح هومولوگ (AIH) بکار می رود و اگر از منی غیر از شوهر خود استفاده شود عبارت تلقیح هترولوگ TDI بکار می رود.

تلقیح هترولوگ در مواردی که شوهر از قدرت باروری طبیعی برخوردار است اما بعلت چاقی مفرط یا وجود نقص در آلت، قادر به انزال منی بر روی گردن رحم نیست، مورد پیدا می کند. در مواردی که بنظر می رسد وجود

مکتوب زن و شوهر، نباید تلقیح مصنوعی انجام پذیرد. (کاظمی، داریوش، ۱۳۷۱، ص ۷۵)

  • ناکامی در تلقیح: ناهنجاریهای آشکاری چون پرده ی بکارت پاره نشده، نقایص تکاملی و چاقی، در صورت امکان باید اصلاح گردند. اگر ناکامی در تلقیح، معمول ناهنجاریهای آلت تناسلی مرد باشد تلقیح درمانی با منی شوهر در نظر گرفته می شود. اما ایمپوتانس و واژینیسموس و مقاربت دردناک بندرت علت عفونی دارند و معمولا روان درمانی برای اصلاح آنها ضرورت دارد. روشهای معیوب فعالیت جنسی را می توان با در میان گذاشتن روش درست مقاربت با هر زوج و پیشنهادات لازم اصلاح کرد. با انجام مقاربت به صورت هر ۴۸ ساعت یکبار ، طی دوره ای که ۳ روز قبل از زمان پیش بینی شده برای تخمک گذاریف شروع و دو روز بعد از آن خاتمه یابد، قائدتا باید انحرافات جزئی انتظار رود.

در صورتیکه درجه حرارت روزانه ثبت شود، زوجین باید در روزی که درجه حرارت افت می کند در روز بعد از آن نزدیکی کنند. (کاظمی، داریوش، ۱۳۷۱، ص ۷۶)

لقاح خارج رحمی (IVF)

لقاح خارجی رحمی (IVF)  و در عین درمانی بودن، قابلیت ذاتی تشخیص را در خود دارد، که امکان مشابه سازی با جایگزینی آن با روشهای دیگر ارزیابی و تشخیص و درمان وجود ندارد. در موقعیت های بسیار ایده آل، شانس معادل و یا بیش از ۷۰%  برای باروری هر

بارداری تخمک با اسپرم طبیعی فرد دیگر را فراهم می نماید. اگر با انجام لقاح خارجی رحمی (IVF) بعضی از تخمک ها و یا همه ی آنها بارور نشوند، نتیجه ی حاصلف امکان تصمیم گیری های بعدی زوج را در انتخاب نوع درمان بعدی فراهم می آورد.

اگرچه تغییر نتایج آزمایش یا لقاح خارجی رحمی (IVF) ، معمولا بطور صد درصد، عاری از خطا نیست، با عدم باروری تخمک ها، زوج را به استفاده از تکنیک های برتر و کاهش از IVF می توان تشویق نمود.

بعنوان مثال

 

علاوه بر این در صورت عدم موفقیت روشهای فوق، داشتن فرزند از طریق فرزند خواندگی نیز امکان پذیر است. با توجه به موارد فوق، هیچ متد و راه تشخیص و درمان دیگری در درمان ناباروری نمی تواند قبل ازانجام IVF پزشک و زوج را در نتیجه گیری قطعی علل ناباروری راهنمایی نماید. کاربرد تشخیص دیگر لقاح خارج رحمی (IVF) ، زمانی است که بدلایل نامشخص، لوله های فالوپ قادر به انجام وظیفه ی خود برای گرفتن و انتقال تخمک نباشند.

از آنجا لقاح خارج رحمی (IVF) ، اصولا نقش لوله های فالوپ در باروری تخمک و تشکیل جنین وانتقال آن به رحم را کمرنگ می کند، کاربرد این روش و حذف لوله های فالوپ از یک طرف بعنوان روش تشخیص و از طرفی دیگر به عنوان یک راه حل درمانی، عمل می نماید.

لازمه ی اساسی درمان ناباروری از طریق لقاح خارج رحمی (IVF):

(احساس نیاز قطعی به درمان، داشتن توان جسمی درمانی):

تفاوت بسیار اساسی و شاخص بین لقاح خارجی رحمی (IVF) و حاملگی طبیعی در این زمینه است که در لقاح خارج رحمی زوج به روشنی از خود گذشتگی، فداکاری و علاقه ی قلبی و باطنی در داشتن فرزند را قبل و طی دوره درمان از خود نشان می دهند. در حالیکه حاملگی طبیعی تنها در طی یک زمینه رفع نیاز طبیعی زوج شکل می گیرد. زوج تحت در مان لقاح خارج رحمی (IVF)، الزاما بایستی برخی از سری ترین و شخصی ترین رازهای زندیگ خود را برای تیم درمان ناباروری آشکار سازند و ترس و نگرانی و مشکلات روحی و ناشی از آن را به جان بخرند. در پیشرفت ارزیابی های تشخیص علل ناباروری بایستی اجازه دهند که تحت بررسی و دستکاریهای فیزیکی و روانی و معاینات پزشکی و بالینی و اعمال جراحی قرار می گیرند. علاوه بر همه ی این موارد

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]

فصل سوم

    روش شناسی تحقیق

روش و نوع تحقیق:

تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی می باشد.

همچنین تحقیق مورد مطالعه از نوع تحقیقات توصیفی است که در زمره پژوهشهای مقایسه ای – همبستگی قرار می گیرد.

جامعه آماری:

جامعه آماری عبارتست از گروه یا طبقه ای از افراد، اشیاء، متغیرها، مفاهیم یا پدیده ها که حداقل در یک ویژگی مشترک باشند. (بیابانگرد، ۱۳۸۲: ۵۲)

در این پژوهش جامعه آماری عبارتست از کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری ابن سینا (پژوهش ناباروری ابن سینا) و نیز کلیه زنان (مادران) مراجعه کننده به مدارس راهنمایی دخترانه منطقه ۵ آموزش و پرورش شهر تهران که قصد ثبت نام فرزندشان را در مدرسه داشته اند.

نمونه گیری:

نمونه به بخش کوچکی ازجامعه اطلاق می شود که مصرف کل جامعه فرض می شود. (بیابانگرد، ۱۳۸۲: ۵۲) آنچه که در انتخاب نمونه ها مهم و قابل اهمیت است ، معرف بودن آن است.

در این پژوهش به منظور انجام نمونه گیری از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. یعنی محقق پس از تعیین تعداد و حجم نمونه ضمن مراجعه به دو مدرسه راهنمایی دخترانه واقع در منطقه صادقیه تهران (منطقه ۵ آموزش و پرورش) اقدام به تکمیل پرسش نامه های تحقیق از میان مادران مراجعه کننده به مدارس راهنمایی نمود.

این کار تا زمانی که تعداد نمونه های مورد نظر تکمیل گردد، ادامه یافت.

همچنین به منظور جمع آوری اطلاعات از میان گروه زنان نابارور، محقق ضمن اخذ معرفی نامه از سوی دانشگاه و مراجعه به مرکز (پژوهشکده) ناباروری ابن سینا، از میان زنان نابارور مراجعه کننده اقدام

محترم راهنما  مشاور مقدر شد تا از دو گروه زنان بارور و نابارور هر یک، ۵۰ نفر به عنوان افراد شرکت کننده در تحقیق استفاده گردد. پاشا شریفی، معتقد است که هرگاه تعداد افراد شرکت کننده در تحقیق بالاتر از عدد ۳۰ نفر باشد، می توان نتایج تحقیق را به جامعه مورد نظر تعمیم داد.

ابزار جمع آوری اطلاعات:

در این پژوهش به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه های زیر استفاده شده است:

  1. پرس نامه سازگاری زناشویی DAS
  2. پرسش نامه شادکامی ذهنی آکسفورد
  3. پرسش نامه اختلالات عملکرد جنسی (بدکارکردی جنسی)

 

پرسش نامه عملکرد جنسی

حداکثر نمره کسب شده بر مبنای مقیاس سکوت در مرحله جنسی نمره ۲۰ (سوال ۱ تا ۶) مرحله انگیزش نمره ۷ (سوال

نه روز باشند به ترتیب نمرات ۰- ۱- ۲- ۳- ۴ و در ماده هایی که به صورت هیچ وقت، به ندرت ، گاهی اوقات، بیشتر اوقات همیشه نمره گذاری شده اند، به صورت ۰- ۱- ۲- ۳- ۴- نمره گذاری شده است.

روایی پرسش نامه از طریق روایی محتوان مورد بررسی و اندازه گیری شده است. بدین منظور پرسش نامه بین متخصصان (روان پزشکان و روان شناسان بالینی) توزیع و آنها نسبت به رفع سئوالات مهم و تکمیل سئوالات مناسب راهنمایی لازم به عمل آمد.

اعتبار پرسش نامه از طریق آزمون آلفای کرونباخ محاسبه گردید که ۸۵/۰ گزارش گردیده است. (یغمای، ۱۳۷۹)

پرسش نامه شادکامی اکسفورد (OHI)

پرسش نامه شادکامی آکسفورد در سال ۱۹۸۹ توسط آرجیل و لو تهیه شده است چون آزمون بک یکی از موفق ترین مقیاسهای افسردگی بود، آرجیل پس از رایزنی با بک برآن شد تا جملات مقیاس بک را معکوس کند، برای نمونه نخستین ماده مقیاس بک پس از معکوس شدن شامل ۲۱ ماده شد. سپس ۱۱ ماده به آنها افزوده شد تا سایر جنبه های شادکامی را در برگیرند.

اما پس از آزمون آنها روی دانشجویان برخی مواد آزمون پیدا و سه ماده را نیز حذف کرد. بنابراین فرم نهایی پرسش نامه ۲۹ ماده دارد.

آزمودنیها ۸/۴۵ بوده است.

آلفای کرونباخ این مقیاس ۹۰/۰ و پایایی بازآزمایی آن پس از ۷ هفته، ۷۸/۰ بوده است. همبستگی آن با درجه بندی دوستان ۴۳/۰ بود و در این پژوهش از فرم فارسی پرسش نامه شادکامی آکسفورد استفاده شده است.

بررسی مقدماتی پایانی و روایی این پرسش نامه توسط احمد علی پور و احمد علی نوربالا روی ۱۰۱ نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و شاهد در سال ۱۳۷۸ انجام شده است. بررسی همسانی درونی مواد پرسش نامه نشان داد که تمام مواد ۲۹ گانه آن با نمره کل

پور و نوربالا، ۱۳۷۹)

همچنین تاثیر جنسیت در این پرسش نامه مورد بررسی قرار گرفته ا ست که تاثیر چندانی بر معنی داری پاسخها نداشته است.

جدول شماره        : فراوانی، میانگین، انحراف معیاروآلفای کرونباخ نمرات آزمودنیها براساس جنسیت

شاخص هافراوانیمیانگینواریانسآلفای کرونباخ
مرد

زن

۳۹

۶۲

۵۳/۴۵

۹۶/۴۵

۹۴/۱۲

۶۷/۱۳

۹۴/۰

۹۴/۰

تحلیل عاملی به استخراج ۵ عامل نهایی انجامید که مجموعا از ۵۷ درصد از واریانس کل را تبیین  می کنند.

این عوامل شامل رضایت، خلق مثبت، سلامتی، کارآمدی و عزت نفس نامگذاری شده است.

ضریب آلفای پرسش نامه ۹۱/۰ بدست آمده است. (نیکجو، ۱۳۸۷: ۱۳۴)

در رابطه با روایی پرسش نامه شادکامی داده های جدول نشان می دهد که پنج بعد شادکامی در یک عامل قابل تقلیل است و این عامل ۰۹۷/۶۷ درصد تغییرات شادکامی را تبیین می کند. مقدار ضریب همبستگی عامل مورد نظر با هر متغیر به ترتیب زیر ارایه شده است. (یزدانی، ۱۳۸۲)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره   : نتایج نهایی تحلیل عاملی جهت روایی سازه پرسش نامه شادکامی

متغیرهاکلدرصد واریانسدرصد تراکمیکلدرصد واریانسدرصد
خشنودی از زندگی

خلق مثبت

سلامتی

کارآمدی

عزت نفس

 

۳۵۵/۳

۶۹۴/۰

۳۹۲/۰

۳۳۸/۰

۲۲۱/۰

 

۰۹۷/۶۷

۸۷۹/۱۳

۸۳۷/۷

۷۶۳/۶

۴۲۵/۴

۰۹۷/۶۷

۹۷۵/۸۰

۸۱۲/۸۸

۵۷۵/۹۵

۰۰۰/۱۰۰

۳۵۵/۳۰۹۷/۶۷۰۹۷/۶۷
متغیرها

بارهای عاملی

خشنودی از زندگی

۹۰۳/۰

خلق  مثبت

۸۷۴/۰

سلامتی

۸۴۴/۰

کارآمدی

۷۸۱/۰

عزت نفس

۶۷۴/۰

پرسش نامه سازگاری زناشویی DAS

این پرسش نامه دارای ۳۲ سئوال است و به ارزیابی کیفیت رابطه زناشویی یا روابط دونفری مشابه آن می پردازد. این مقیاس درس ال ۱۹۷۶ توسط اسپانیر[۱] تهیه شده و تا کنون به زبانهای مختلفی ترجمه شده است که روایی[۲] و پایایی[۳] همه آنها به اثبات رسیده است. (فسیلیگو[۴] و دمیر[۵] ۲۰۰۰، شک[۶]، ۱۹۹۵ به نقل از برول والش ۲۰۰۲)

این عامل موجب استفاده گسترده از DAS شده است. تا سال ۱۹۸۴ حدود هزار مطالعه از DAS به عنوان ابزار اصلی استفاده کرده اند. (اسپانیر، ۱۹۸۹ به نقل از برول والش، ۲۰۰۲)

به واسطه استفاده از نتایج این مقیاس، امکان

بدست می آید. پاسخ دهی به ۳۲ سئوال این مقیاس به سبک لیکرت است که برای افزایش پایایی آن تعدادی از سئوالات به صورت مثبت و تعدادی به صورت منفی طراحی شده اند. بنابراین برخی از سئوالات مستلزم معکوس کردن جهت نمره گذاری هستند. افرادی که نمره آنها ۱۰۱ و یا کمتر  از آن باشد از نظر اسپانیر دارای مشکل و ناسازگار تلقی می شوند.

نمره میانگین کل این مقیاس در پژوهش وی برای افراد متاهل ۸/۱۱۴ و برای مطلقه ها ۷/۷۰ بود. نتایج تحلیل عامل نشان می دهد که این مقیاس ۴ بعد رابطه را می سنجد. این چهار بعد از این قرار است. رضایت دو نفری[۷] ، همبستگی دو نفری[۸]، توافق دو نفری وابزار محبت.

با تغییراتی دراین ابزار می توان از آن برای مصاحبه نیز

۹۶% گزارش کرد که از همسانی درونی قابل توجهی برخوردار است. همسانی درونی خرده مقیاس ها بین خوب تا عالی است. رضایت دو نفری ۹۴/۰ همبستگی دو نفری ۸۱/۰، توافق دو نفری ۹۰/۰ و ابراز محبت ۷۳/۰ گزارش شده است.

در تحقیقی توسط ملازاده و همکاران در سال ۱۳۸۱، همسانی درونی ۹۵% در کل پرسش نامه DAS گزارش شده است.

اسپانیر (۱۹۷۶) در مطالعه خود با استفاده از قضاوت و تحلیل متخصصان درباره محتوای مقیاس، شواهدی دال بر وجود

شویی لاک و والاس» روایی همزمان آن را مشخص نمود. (عرفان منش، ۱۳۸۶: ۸۳)

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات:

در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی (توزیع فراوانیها، درصد، محاسبه شاخص ها

پژوهش برای افراد (زنان بارور و نابارور) کاملا داوطلبانه و آزاد بوده و هیچ گونه تحمیل و اجباری وجود نداشت.

  1. نیازی به درج نام و نام خانوادگی مشارکت کنندگان درتحقیق وجود نداشت و مشخصات شرکت کنندگان محرمانه باقی می ماند.
  2. برخی از زنان نابارور نگران مشخص شدن مشکل ناباروری و عدم زایمان خود بودند که ضمن اطمینان دادن به آنها در اتاقی امن (اتاق مشاوره) نسبت به تکمیل پرسش نامه از آنها اقدام گردید.

 

 

فصل پنجم

              یافته های تحقیق و پیشنهادات

یافته های تحقیق:

الف) توصیف داده ها:

  1. یافته های تحقیق نشان می دهد که از نظر وضعیت تحصیلی بیشترین فراوانی متعلق به زنان با مقطع تحصیلی متوسطه است ۶۱ درصد و کمترین فراوانی مربوط به زنان بیسواد ۷% و سواد ابتدایی و خواندن و نوشتن می باشد. (۱۱%)
  2. از نظر وضعیت اشتغال، بیشترین فراوانی مربوط به زنان خانه دار ۲/۴۳ درصد و کمترین فراوانی مربوط به زنان با مشاغل آزاد می باشد. (۲/۳۱ درصد)
  3. از نظر میانگین مدت ازدواج ، برای گروه زنان نابارور این عدد ۲/۸ سال و برای گروه زنان بارور ۳/۱۱ سال بوده است.
  4. از نظر وضعیت سن پاسخگویان، بیشترین فراوانی مربوط به زنان با گروه سنی ۳۵-۴۰ سال می باشد. (۸/۴۱ درصد) و کمترین فراوانی مربوط به زنانی است که در گروه سنی ۲۰-۲۵ سال قرار دارند. (۹/۱۲ درصد)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

ب) آزمون فرضیه ها و بحث و تبیین:

  1. فرضیه شماره ۱ تحقیق در خصوص وجود تفاوت بین میزان رضایت زناشویی در ۲ گروه زنان بارور و نابارور تایید نگردید. این یافته با نتایج تحقیق طائری (۱۳۷۱) انطابق و همخوانی ندارد.

طائری در تحقیق خود متوجه گردید که بین میزان رضایت زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت عمده وجود دارد.

  1. فرضیه دوم مبنی بر وجود تفاوت در میران همبستگی زناشویی در میان زنان بارور و نابارور تایید نگردید. این یافته با نتایج تحقیق کانیگهام و همکارانش (۱۳۷۶) انطباق و همخوانی دارد. کانگهام و همکارانش در تحقیقات خود متوجه شدند که بین میزان همبستگی زناشویی و ناباروری زنان همبستگی کم رنگ و ضعیفی وجود دارد.
  2. فرضیه سوم تحقیق در خصوص وجود تفاوت بین

 

  1. فرضیه چهارم تحقیق مبنی بر وجود تفاوت بین ابراز محبت زناشویی زنان بارور و نابارور مورد تایید قرار نگرفت. یافته های این تحقیق با نتایج و یافته های رجوعی (۱۳۷۵) همخوانی و انطباق ندارد. رجوعی در پایان نامه خویش تحت عنوان پژوهش درباره درمانهای رفتاری و شناختی در بیماران نابارور به این نتیجه رسیده است که بین شیوه های ابراز محبت و میزان آن در زندگی زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت محسوس وجود دارد.
  2. فرضیه شماره ۵ این پژوهش با عنوان وجود تفاوت بین سازگاری

سازگاری زناشویی در زنان بارور و نابارور تفاوت معناداری وجود دارد.

  1. فرضیه ششم تحقیق با عنوان وجود تفاوت بین میزان میل جنسی در دو گروه زنان بارور و نابارور مورد تایید قرار گرفت. این یافته با نتایج آندراس[۱] و هلمن[۲] (۱۹۹۲) انطباق و همخوانی دارد. آندراس و هلمن در پژوهش خود متوجه شدند که زنان بارور بیش از زنان نابارور به مرحله میل جنسی می رسند.
  2. فرضیه هفتم تحقیق تحت عنوان بین میزان تحریک جنسی دوم گروه زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد، مورد آزمون قرار گرفته و تایید شد. این یافته با نتایج تحقیق بهرامی و همکارانش (۱۳۸۶) انطباق و همخوانی دارد.

بهرامی و همکارانش در تحقیقی تحت عنوان بررسی ارتباط رضایت جنسی و افسردگی بین زوجین بارور و نابارور به این نتیجه رسیدند که میزان تحریک جنسی در میان زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

  1. فرضیه هشتم تحقیق در خصوص وجود تفاوت بین میزان دستیابی به ارگاسم در میان زنان بارور و نابارور مورد آزمون قرار گرفت و مورد تایید واقع شد. این یافته با نتایج تحقیق بلوریان و گنجلو (۱۳۸۶)

ر ۲ گروه زنان بارور و نابارور مورد آزمون قرار گرفت ولی تایید نشد. نتایج این تحقیق با یافته های لومن همخوانی و همسویی ندارد. لومن در تحقیقات خود نشان داد که زنان نابارور بیش از زنان بارور دچار اختلال عملکرد جنسی در مرحله فرونشینی جنسی هستند. (لومن به نقل از جهانفر شایسته و میترا مولایی نژاد، ۱۳۸۰٫ ص ۱۰۸)

  1. فرضیه دهم تحقیق در خصوص وجود تفاوت در میزان بدکارکردی جنسی در میان زنان بارور و نابارور مورد آزمون قرار گرفت و تایید گردید.

این یافته با نتایج تحقیق فانی صابری (۱۳۸۳) و اسدی فرد (۱۳۸۰) همخوانی و همسویی دارد اما با یافته های تحقیق جهانفر و مولایی نژاد (۱۳۸۰) همخوانی و انطباق ندارد.

  1. فرضیه یازده تحقیق در خصوص میزان رضایت از خصوصیات شخصیتی زنان بارور و نابارور مورد آزمون قرار گرفت و مورد تایید قرار گرفت.

این یافته با نتایج تحقیق محمدی (۱۳۷۶) انطباق و همخوانی دارد.

محمدی در پژوهش به منظور بررسی میزان سازگاری زناشویی در میان زنان نابارور به این نتیجه رسید که زنان نابارور از خصوصیات شخصیتی خود رضایت کمتری دارند.

  1. فرضیه دوازدهم تحقیق مبنی بر وجود تفاوت بین میزان همدلی (اجتماعی بودن) زنان بارور و نابارور در مورد آزمون قرار گرفت ولی تایید نگردید.
  2. فرضیه سیزدهم تحقیق در خصوص وجود تفاوت بین میزان خوش بینی زنان بارور و نابارور مورد آزمون قرار گرفت و تایید شد. این یافته با نتایج تحقیقات حسین زاده بازرگانی انطباق و همخوانی دارد.
  3. فرضیه چهاردهم تحقیق در خصوص میزان رضایت از سلامت جسمانی در بین ۲ گروه از زنان بارور و نابارور مورد بررسی قرار گرفت و تایید گردید. این یافته با نتایج تحقیق محمدی (۱۳۷۶) و بهارورند (۱۳۷۸) انطباق و همخوانی دارد.
  4. فرضیه پانزدهم تحقیق در خصوص وجود تفاوت بین میزان عزت نفس زنان بارور و نابارور مورد آزمون قرار گرفت و تایید گردید. نتایج تحقیق رجوعی (۱۳۷۵) و نوربالا و همکاران (۱۳۸۶) نیز این یافته را تایید می کنند.
  5. فرضیه شماره شانزدهم این تحقیق در خصوص وجود تفاوت بین میزان شادکامی ذهنی زنان بارور و نابارور

و شادکامی در گروه زنان نابارور بیشتر از زنان بارور می باشد.

پیشنهادات تحقیق :

  1. پیشنهاد می شود این تحقیق با پرسش نامه های دیگر نیز بر روی جمعیت آماری همگن و مشابه انجام پذیرد تا امکان مقایسه نتایج سایر پژوهشها با مطالعه اخیر فراهم آید.
  2. این پژوهش در بین زنان بارور مراجعه کننده به مدارس و نیز زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری ابن سینا انجام شده است، پیشنهاد می شود تحقیق حاضر بر روی نمونه های دیگری از زنان نظیر زنان کارمند یا زنان ناباروری که به مراکز تحقیقاتی و درمانی ناباروری در سطح

فصل چهارم

                               تجزیه و تحلیل داده ها

فرضیه شماره ۱: بین رضایت زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۱-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس رضایت زناشویی

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۵۹/۶۴۱۲/۱۳۹۲۷/۰۹۸۹۶/۱
زنان بارور۶۶/۶۲۴۲/۱۲

داده های جدول بالا نشان می دهد که چون t محاسبه شده برابر با ۹۲۷/۰=t با درجه آزادی ۹۸=df  در سطح معناداری ۰۵/۰=a از مقدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t) کوچکتر است، لذا     می توان اظهار داشت که تفاوت معناداری بین میزان رضایت زناشویی در دو گروه زنان بارور و نابارور وجود نداردد، لذا فرض H1 تحقیق رد و فرض H0 پذیرفته می شود.

 

 

 

 

 

فرضیه شماره ۲: بین همبستگی زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۲-۴:

 

 

 

 

فرضیه شماره ۳: بین توافق زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۳-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس توافق زناشویی

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۷۵/۴۲۷۰/۱۱۱۲/۲۹۸۹۶/۱
زنان بارور۵۵/۳۷۳۰/۸

داده های جدول بالا نشان می دهد که چون t محاسبه شده برابر با ۱۲/۲=t با درجه آزادی ۹۸=df  در سطح معناداری ۰۵/۰=a از مقدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t) بزرگتر است، لذا با ۹۵% اطمینان می توان بیان نمود که بین میزان توافق زناشویی در میان زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد. به عبارتی فرض H1 تحقیق مورد تایید قرار می گیرد.

نتایج آزمون توکی نشان می دهد که میزان توافق زناشویی در گروه زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

 

فرضیه شماره ۴: بین ابراز محبت زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۴-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس ابراز محبت زناشویی

 

قدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t) کوچکتر است، لذا می توان اینگونه مطرح کرد که بین میزان ابراز محبت در میان زنان نابارور و بارور تفاوت معناداری وجود ندارد، به عبارت دیگر فرض H1 تحقیق رد و فرض H0 پذیرفته می شود.

 

 

 

 

 

 

فرضیه شماره ۵: بین نمره کل سازگاری زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

 

تحقیق رد و فرض H0 پذیرفته می شود.

 

 

 

 

 

 

فرضیه شماره ۶: بین میزان میل جنسی زناشویی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۶-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس میل جنسی

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۱۴/۱۸۶۴/۳۱۴/۲۹۸۹۶/۱
زنان بارور۷۲/۱۲۹۲/۲

بر اساس داده های جدول فوق چون t محاسبه شده برابر با (۱۴/۲=t) با درجه آزادی ۹۸=df و سطح معناداری ۰۵/۰=a از مقدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t)  بزرگتر است، لذا با ۹۵ درصد اطمینان می توان اظهار داشت که بین میزان میل جنسی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

یعنی فرض  H1 تحقیق توکی نشان می دهد که میزان میل جنسی زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

 

فرضیه شماره ۷: بین میزان تحریک جنسی (انگیزش جنسی) زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۷-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس تحریک جنسی

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۱۷/۶۱۹/۳۴۸/۲۹۸۹۶/۱
زنان بارور۶۲/۴۲۸/۲

بر اساس داده های جدول فوق چون t محاسبه شده برابر با (۴۸/۲=t) و با درجه آزادی ۹۸=df  در سطح معناداری ۰۵/۰=a از مقدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t) بزرگتر است، لذا با ۹۵%  اطمینان اظهار داشت که بین میزان تحریک جنسی (انگیزش جنسی) در ۲ گروه زنان تفاوت معناداری وجود دارد به عبارت دیگر فرض H1 تحقیق تایید می شود.

نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان می دهد که میزان تحریک جنسی درمیان زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

فرضیه شماره ۸: بین میزان دستیابی به ارگاسم در میان زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۸-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس دستیابی به ارگاسم

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۵۰/۱۱۹۷/۳۳۶/۲۹۸۹۶/۱
زنان بارور۳۵/۸۱۹/۲

بر اساس داده های جدول فوق چون t محاسبه شده ۳۶/۲=t با درجه آزادی ۹۸=df  از مقدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t) در سطح معناداری ۰۵/۰=a بزرگتر است، لذا با ۹۵ درصد اطمینان می توان اظهار داشت که بین میزان دستیابی به ارگاسم در دو گروه زنان بارور و نابارور تفاوت معناداری وجود دارد، به عبارت دیگر فرض H1 تحقیق تأیید می گردد.

نتایج آزمون دنباله داری توکی نشان می دهد که میزان دستیابی به ارگاسم در میان زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

فرضیه شماره ۹: بین میزان فرونشینی جنسی در میان زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۹-۴: میانگین و انحراف

=df در  سطح معناداری ۰۵/۰=a از مقدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t) کوچکتر است، لذا میتوان اظهار داشت که بین میزان فرونشینی جنسی در دو گروه زنان بارور و نابارور تفاوت معناداری وجود ندارد، به عبارت دیگر فرض H1 تحقیق رد و فرض H0  پذیرفته می شود.

 

 

 

 

 

فرضیه شماره ۱۰: بین نمره کل بدکارکردی جنسی در میان زنان بارور و

نشان می دهد که میزان بدکارکردی جنسی در میان زنان بارور کمتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

فرضیه شماره ۱۱: بین میزان رضایت از خصوصیات شخصی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۱۱-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس رضایت از خصوصیات شخصیتی

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۱۲/۴۵۸۴/۱۲۴۰/۲۹۸۹۶/۱
زنان بارور۱۸/۴۰۷۲/۱۱

بر اساس داده های جدول فوق چون t محاسبه شده برابر با ۴۰/۲=t با درجه آزادی ۹۸=df و در سطح معناداری ۰۵/۰=a  از مقدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t) بزرگتر است، لذا با ۹۵ درصد اطمینان می توان اظهار نمود که بین میزان رضایت از خصوصیات شخصیتی در دو گروه زنان بارور و نابارور تفاوت معنادار وجود دارد، یعنی فرض H1 تحقیق تأیید می گردد.

نتایج آزمون دنباله داری توکی نشان می دهد که میزان رضایت از خصوصیات شخصیتی  در میان زنان بارور کمتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

فرضیه شماره ۱۲: بین میزان همدلی (اجتماعی بودن) زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۱۲-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس همدلی (اجتماعی شدن)

 

و فرض H0  تأیید می گردد.

 

 

 

 

 

 

فرضیه شماره ۱۳: بین میزان خوش بینی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۱۳-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس خوش بینی

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۴۶/۴۶۵۵/۱۲۱۶/۲۹۸۹۶/۱
زنان بارور۱۲/۴۰۱۲/۱۰

بر اساس داده های جدول فوق چون t محاسبه شده برابر با ۱۶/۲=t با درجه آزادی ۹۸=df و در سطح معناداری ۰۵/۰=a  از مقدار t بحرانی جدول (۹۶/۱=t) بزرگتر است، لذا با ۹۵ درصد اطمینان می توان اظهار نمود که بین میزان خوش بینی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد، یعنی فرض H1 تحقیق تأیید می گردد.

نتایج آزمون توکی نشان می دهد که میزان خوش بینی زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

 

برابر با ۱۹/۳=t با درجه آزادی ۹۸=df و در سطح معناداری ۰۵/۰=a  از مقدار t بحرانی جدول (۶۴/۲=t) بزرگتر است، لذا با ۹۹ درصد اطمینان می توان مطرح کرد که بین میزان رضایت از سلامت جسمی در زنان نابارور و بارور تفاوت وجود دارد، به عبارت دیگر فرض H1 تحقیق تأیید می گردد.

نتایج آزمون توکی نشان می دهد که میزان رضایت از سلامت جسمی  در میان زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

فرضیه شماره ۱۵: بین میزان عزت نفس زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۱۵-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در خرده مقیاس عزت نفس.

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۲۲/۴۴۴۱/۱۳۲۴/۳۹۸۶۴/۲
زنان بارور۱۹/۳۷۲۴/۱۱

بر اساس داده های جدول فوق چون t محاسبه شده برابر با (۲۴/۳=t) با درجه آزادی ۹۸=df و در سطح معناداری ۰۵/۰=a  از مقدار t بحرانی جدول (۶۴/۲=t) بزرگتر است، لذا با ۹۹ درصد اطمینان می توان اظهار نظر کرد که بین میزان عزت نفس زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد، به عبارت دیگر فرض H1 تحقیق تأیید می گردد.

نتایج آزمون توکی نشان می دهد که میزان عزت نفس زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

 

 

 

 

فرضیه شماره ۱۶: بین نمره کل شادکامی ذهنی زنان بارور و نابارور تفاوت وجود دارد.

جدول شماره ۱۶-۴: میانگین و انحراف استاندارد در دو گروه زنان بارور و نابارور در پرسش نامه شادکامی ذهنی

               شاخص آماری

گروه

میانگینانحراف استانداردt محاسبه شدهدرجه آزادیt جدول
زنان بارور۷۳/۴۴۵۷/۱۲۴۱/۲۹۸۹۶/۱
زنان بارور۱۶/۴۰۸۶/۱۰

بر اساس داده های جدول فوق چون t محاسبه شده برابر با ۴۱/۲=t با درجه آزادی ۹۸=df و در سطح معناداری ۰۵/۰=a  از مقدار t بحرانی جدول بزرگتر است، لذا با ۹۵ درصد اطمینان می توان اظهار داشت که بین میزان شادکامی ذهنی زنان بارور و نابارور تفاوت معنادار وجود دارد.

به عبارت دیگر فرض H1 تحقیق تأیید می گردد.

نتایج آزمون توکی نشان می دهد که میزان شادکامی در بین زنان بارور بیشتر از زنان نابارور می باشد.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”منابع / پی نوشت ها” icon=”fa-pencil-square-o”]ضمائم

                        منابع

                        پرسش نامه ها

منابع و مآخذ

  • دژکام ، محمدرضا (۱۳۸۰) روان شناس اختلالات جنسی، انتشارات چهره تهران، چاپ اول
  • رفیعی، حسن، سمیعی، مرسده، رضاعی، فرزین (۱۳۷۹) خلاصه روانپزشکی کاپلان، ۱۳۷۹، انتشارات بشری، تهران
  • اچ اسپنس، سوزان (۱۳۸۰) درمان اختلالات جنسی، ترجمه جهانشیر توکلی زاده و محمد دهگان پور، انتشارات البرز، تهران
  • هولمز، سیمون (۱۳۸۱) ناتوانی جنسی در مردان، ترجمه علی تقی افشار زاده، انتشارات جیحون ، تهران
  • طائری، سودابه (۱۳۷۱) بررسی میزان رضایت زناشویی وعوامل مساعد کننده آن در زنان بارور و نابارور پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مامایی، دانشگاه تربیت مدرس
  • کانیگهام، گاری و همکاران (۱۳۷۶) بارداری و
  • ، جمله روانپزشکی و روان شناسی بالینی ایران، سال سیزدهم شماره ۲، تابستان ۱۳۸۶
  • رجوعی، مریم (۱۳۷۵) پژوهشی درباره درمان های رفتاری و شناختی در بیماران نابارور، پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی
  • حسین زاده بازرگانی، روحیه (۱۳۸۲) بررسی ومقایسه سلامت روانی و مشکلات جنسی در زنان بارور و نابارور ، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی عمومی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه تهران
  • بهرامی، نسیم و
  • ان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی، درمانی شهر ساری، مجموعه مقالات دومین کنگره سراسری خانواده ومشکلات جنسی، تهران آذر ۸۳
  • کرن جی، کارسون، استفانی. ا. ایزنستات (۱۳۸۰) بهداشت روان زنان، ترجمه خدیجه ابوالمعالی و همکاران، نشر ساوالان تهران
  • محمدی، فریبا، بررسی عوامل تنش زا و راهبردهای مقابله ای زنان مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی الزهراء تبریز، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته پرستاری ، دانشگاه علوم پزشکی تبریز
  • بهاروند، حمیم راهنمای درمان ناباروری برای زوجهای نابارور، موسسه فرهنگی انتشاراتی تیمور زاده تهران

 

Andrews of.m. abbey, A & Halman.L.J.(1992) IS fertility problem stress different? The dynamics of stress in fertile and infertile couples. Fertility and sterility , 57 , 1247 – ۱۲۵۳٫

 

 

پرسش نامه

پاسخگوی گرامی

پرسش نامه ای که پیش روی شما قرار دارد به منظور انجام یک تحقیق دانشگاهی انجام    می گیرد. خواهشمند است سئوالات رابه دقت مطالعه و به آنها پاسخ دهید.

قطعا پاسخهای مدقن شما ما را در انجام هرچه مطلوب تر این تحقیق یاری می کند. نیازی به درج نام و نام خانوادگی شما نمی باشد.

با تشکر

سن شما: ـــــــــ سال

وضعیت تحصیلی:

بیسواد ۰   خواندن و نوشتن (ابتدایی) ۰ راهنمایی۰   متوسطه۰ کاردانی و بالاتر۰

وضعیت اشتغال شما:

خانه دار۰    شغل آزاد۰     فرهنگی و کارمند۰

مدت ازدواج شما با همسرتان: ــــــــــ سال[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
4900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

168 صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Yagut/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]


درباره نویسنده

publisher4 206 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.