no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

روانشناسی شخصیت-توان رفتاري- سنجش شخصيت- ماهيت شخصيت


سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

پرداخت امنلینک فوریپشتیبانیضمانت
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

روانشناسی شخصیت-توان رفتاری- سنجش شخصیت- ماهیت شخصیت-
zip
بهمن ۱۴, ۱۳۹۵

روانشناسی شخصیت-توان رفتاری- سنجش شخصیت- ماهیت شخصیت-


روانشناسی شخصیت-توان رفتاری- سنجش شخصیت- ماهیت شخصیت-

پایان نامه رشته روانشناسی در ۷۸ صفحه
[tabgroup][tab title=”چکیده ” icon=”fa-pencil-square-o”]

چکیده:

تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. هیلگارد (Hilgard) شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است در حالی که برخی دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و آن را بصورت «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش بینی رفتار فرد می‌شوند» تعریف می‌کنند.
شخصیت (Personality) از ریشه لاتین (Persona) که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می‌گذاشتند و این تعبیر تلویحا به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود می‌زند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد.

شخصیت به همه خصلتها و ویژگیهایی اطلاق می‌شود که معرف رفتار یک شخص است، از جمله می‌توان این خصلتها را شامل اندیشه ، احساسات ، ادراک شخص از خود ، وجهه نظرها ، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می‌شود.[/tab][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]شخصیت یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیرش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط می‌شود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر می‌شود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را می‌توان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.

از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط می‌شود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه‌های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. در حالی که برخی تجربه‌ها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.

واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می‌شود مثلا وقتی گفته نمی‌شود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که می‌تواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر می‌شود، سعی بر این است که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بی‌شخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» است که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما در جهت منفی.

در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت می‌شود که هر یک ویژگیهایی را می‌رسانند و گاهی از کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده می‌شود مثلا وقتی گفته می‌شود«او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهره‌های مشهور و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار می‌رود نظیر «شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».

دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است درروانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بی‌شخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریه‌های متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی نوین (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه انسان گرایی (Humanities Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.

روان شناسی شخصیت حوزه بسیار گسترده ای است، زیرا شخصیت، خود موضوعی است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون، برای شناخت شخصیت انسان از دیر باز کوششهای فراوانی به عمل آمده که برخی آنها غیر علمی، خرافاتی، و معدودی دیگر علمی و معتبر است.

شخصیت معادل انگلیسی personality وpersonalite فرامنه است و هر دو اقتباس از persono است. درک لزوم مطالعه روانشاسی شخصیت چندان دشوار نیست.

شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شکل گیری شخصیت، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائلی از این قبیل، ازیک جنبه، ارضا حس کنجکاوی، و مایل به حقیقت جوئی را در انسان دنبال می کند، زیرا این ناخت نوعی خود شناسی است. از سوی دیگر این شناخت و اطلاعات به شخص امکان می دهد که در ارتباط متقابل با دیگران موضع گیریهای مناسب و آگاهانه داشته باشد. مطالعه شخصیت هم از جنبه های ارضای برحس کنجکاوی و هم از نظر روابط اجتماعی دارای اهیمت است.

شخصیت در روانشناسی به مجموعه ویژگیهای جسمی و روانی، و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند اطلاق می شود.(کریمی،۱۳۷۵)

گروهی از صاحب نظران، نظریه نسبت دادن معتقدند، که افراد موفقیتها و شکستهای خود را یا به عوامل خصی نسبت می دهند، یا به عوامل محیطی و از این رو این دو عامل مهم یکی درونی و دیگری را بیرونی شناسائی کرده اند و به نظریه جایگاه مهار شهرت دارد.

وجولیان راتر (۱۹۶۶) درباره نظام اعتقادی افراد را به جایگاه مهار به دو دسته تقسیم می شوند.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

  1. گروهی که موفقیها و کستهای خود را به شخص خود، نسبت می دهند (دورنی)

  2. گروهی که موفقیتها و کستهای خود را به عوامل محیطی نسبت می دهند.(بیرونی) (جمالفر، ۱۳۷۵)

و برای سنجش مهار درونی و بیرونی[۱]،راتر پرسشنامه گزارش شخصی را عرضه کرده است. مقیاس جایگاه مهار درونی و بیرونی، معروف به مقیاس(I-E) شامل ۲۳ شق انتخاب اجباری[۲] است. آزمورینها بادی از زوجهای شقوق ارائه شده. هر زوج را که بهتر از همه اعتقاد آنها درباره ماهیت جهان نشان می دهد. برگزینند (راتر،۱۹۶۶) تعیین اینکه کدامیک اززوجهای شقوق، نامیده مهار درونی و بیرونی است، چندان دشوار نیست.

علاوه بر مقیاس راتر، مقیاسهای دیگری ساخته شده است. یکی از مقیاسها، مقیاس نویکی[۳]، مقیاس استریکلند[۴] برای کودکان است که یک آزمون ۴۰ ماده ای با اعتبار و پایانی بالاست.

(نویکی، استریکلند،۱۹۷۳،۱۹۸۹)

این آزمون در بیش ۷۰ پژوهش به کار رفته و بیش از ۱۲ زبان خارجی ترجمه شده است. شکلی از این، مقیاس برای بزرگسالان ساخته شده است.(کریمی، ۱۳۷۵)

تمرکز راتر روی متغیرهای درونی از سوی بعضی روانشناسان به عنوان یک نقطه قوت و از سوی دیگر به عنوان یک نقطه صنعت تلقی می شود. منتقدان از جمله بعضی کسانی که طرفدار متغییرهای شناختی هستند معتقدند که راتر خیلی تند رفته است. به عقیده آنان موضوع او آنچنان از رفتارگرایی سنتی دور افتاده است که نمی توان آنرا ابدا یک روش رفتاری تلقی کرد به علت میزان پذیرش راتر از متغیرهای شناختی، روش شناسی او بیش از حد ذهنی به نظر می آید.

پژوهشهای راتر، در حدی که موضوع پژوهش اجازه می دهد، دقیق و کنترل شده است و هرگاه که امکان پذیر باشد. او از مشاهده عینی رفتار مشاهده استفاده می کند. همچنین نظریه او با درجه دقت بالایی تعریف شده اند به طوری که آنها از نظر تجربی بنحوی

و کاربرد گسترده ای فراتر از آزمایشگاه در زمینه های بالینیو آموزشی پیدا کرده است.

به اعتقاد راتر شاید در حوزه سنجش شخصیت است که نظریه یادگیری چشمگیرترین ونظامدارترین کمکها را کرده باشد(راتر۱۹۸۲)

آنچه درمورد نظریه راتر می توان گفت:

این است که در مورد نفوذ قوی و فزاینده او بر روانشناسی امروز هیچ جای تردید نیست(شولتز۱۹۹۱)

طرفداران راتر معتقدند که او مفاهیمی را عرضه کرده است که با اصطلاحاتی روشن و دقیق تعریف شده اند. و با روشهای آزمایشی یا همبستگی قابل سنجش هستند. راتر کوشیده است تا رابطه کاری بین متغیرهای شناختی و تقویت برقرار کند. و به نظریه یادگیری اجتماعی یک محتوای انگیزش قوی داده است.(کریمی ۱۳۷۵)

بیان مساله

بررسی جایگاه مهار درونی و بیرونی با رشته های

دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می شود.

جایگاه مهار درونی عبارت است از گروهی که موفقیت و شکستهای خود را به شخص خود (کوشش یا توانایی شخصی) نسبت می دهد. و جایگاه مهار بیرونی عبارت است از گروهی که موفقیتا و شکستهای خود را به عوامل محیطی بیرون از خود (بخت و اقبال و سطح دشواری) نسبت می دهند. و این دو جایگاه مهار نام دارد.(جمالفر ۱۳۷۵)

فردی که دارای جایگاه مهار درونی است، معتقد است که کنترل کافی برای زندگی خود دارد و مطابق همین باور رفتار می کند. تحقیق نشان داده است که آنان در تکلیف خود عملکرد بهتری دارند، کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می گیرند. برای مهارتها و پیشرفتهای شخصی خود ارزش والاتری قایلند و نسبت به قرینه های محیطی که می توانند برای هویت رفتار خود از آنها استفاده کنند، هشیار ترند.افراد دارای جایگاه بیرونی نیز دارای ویژگیهایی هستند، آنها معتقدند

نمود که افراد دارای جایگاه درونی برای قبول مسئولیت اعمال خود آمادگی بیشتر نسبت به افراد دارای جایگاه مهار بیرونی دارند. تحقیقات مقدماتی حایک از آن است که افراد دارای جایگاه مهار درونی از بهداشت روانی بهتری برخوردارند.(فیروز[۵]۱۹۷۶) (کریمی، ۱۳۷۵)

راتر نیز مانند اسکینر و بندورا[۶] اعتقاد دارد که بیشتر رفتارها آموختنی است. اما تا این نظر اسکینر، که رفتار صرفا به وسیله عوامل بیرونی

راتر برای تبیین رفتار، به بیرون و درون ارگانیزم، یا

که هر یک از ما در یک زمینه روانشناختی به صورتی یگانه  واکنش نشان میدهیم، یک تقویت یکسان ممکن است. برای آن فرد ارزش یکسانی نداشته باشد، به بعبارتی، تجربه های درونی ما در تعیین اثرات تجربه های بیرونی دارای اهمیت فراوانی هستند.

ارزیابیها از نظریه راتر، عمدتا مثبت بوده و از تجربی بودن روش او، و روش عینی بودن مفاهیم ارائه شده او، تمجید شده است. اما گروهی از روانشناسان، کاربرد روشهای ذهنی چون و فنون فرافکن، و دور شدن زیاد و افراطی او از دیدگاه رفتاری، جز نقاط صنعت نظریه راتر قلمداد کرده اند.(کریمی،۱۳۷۵)

اهمیت و ضرورت تحقیق:

اجرای اینگونه تحقیقات که در حیطه تحقیقات بسیاری جا می گیرد از اهمیت فزاینده ای برخوردار است زیرا که پیگیری واضحتری از سازه های روان شناختی را ارائه می دهد و میتوان به شناسائی روابط بین متغیرها، طبقه بندی

مهار(درونی و بیرونی) پرداخته شده تا پیشرفت

ای بهره مند شد تا از این طریق میزان رضایت تحصیلی را افزایش داده و اقدامت موثر و سودمندی را برای افزایش بازده تحصیلی را نجام داد. از آنجائیکه پیچیده گیهای فراوانی در محیط تحصیل به وجود آمده است باید اطلاعات ضروری جهت تحصیلات ارائه گردد و از طریق نارضایتی از تحصیل و محیط تحصیل کاهش یابد تا از این طریق، به جنبه های کاربردی و فرآیند مشاوره دست یافته ولی این وضعیت زمانی امکان پذیر است که شناخت کاملی از ماهیت بنیادی رضایت تحصیلی داشته باشیم و تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی را در آن مورد بررسی قرار داده و

شدن، شغل در زمینه رشته تحصیلی خود ندارند یا به اشتغال در زمینه خود نمی پردازند و به عبارتی به رشته تحصیلی علاقه ندارند و از جمله این عاملها سبب از بین رفتن وقت و سرمایه می شود.

 

برای رشته و تحصیل معین هم انتخاب می شوند تا در کار خود موفق تر باشند.

 

اهداف تحقیق:

  • شناخت جایگاه مهار درونی و بیرونی
  • بررسی رابطه جایگاه مهار بیرونی و درونی با رضایت تحصیلی
  • هدف آموزشی، برای شناسایی تاثیرات علاقه به تحصیل با رضایت تحصیلی.
  • هدف پیشگیری با کسب اطلاعاتی بنیادی برای ارتباط دادن بین جایگاه مهار افراد و رضایت تحصیلی.
  • بررسی
  • جایگاه مهار درونی با رشته تحصیلی دانشجویان رابطه معنی دار وجود دارد.
  • بین میزان جایگاه مهار بیرونی با رشته تحصیلی دانشجویان رابطه معنی دار وجود دارد.
  • بین میزان جایگاه مهار بیرونی و درونی دانشجویان دختر و پسر رشته روانشناسی تفاوت معنی دار وجود دارد.
  • بین میزان جایگاه مهار بیرونی و درونی دانشجویان دختر و پسر رشته برق تفاوت معنی داری وجود دارد.

بین

:

جایگاه مهار[۷]: توان اعمال قدرت، هدایت، یا بازداری اعمال و رفتار دیگران یا خود تعریف کرده اند.(کریمی ۱۳۷۵)

جایگاه مهار درونی: افرادی که موفقیت یا عدم موفقیت را به توانایی ها و تلاشهای خود نسبت می دهند. و فردی که به دامنه وسیعی از وظایف و موقعیتها نزدیک می شود بدین علت که وی این ذهنیت را دارد که به طرق مختلف روی نتایج اثر بگذارد.

جایگاه مهار بیرونی: افرادی که موفقیت یا عدم موفقیت خود را به تقدیر یا شانس یا عوامل خارجی نیست می دهند و فردی که وظایف و مسئولیتهایی برخورد می کند که نتایج در اختیاردستهایی است که هیچگونه کنترلی روی آنها ندارند.(جمالفر، ۱۳۷۵)

راهنمای شغلی: هر شغلی به تعدادی از استعدادهای عمومی و اختصاصی نیاز دارد و هر اندازه این شغل تخصصی تر باشد به همان اندازه استعدادهای اختصاصی افزایش می یابد لااقل استعدادها محدودتر می گردند. شناخت صحیح نیازهای هر فرد مخصوصا نیازهای روانشناختی، شناسایی شاغل، تهیه فهرست ویژگیها و ظرفیتهای کارگران آینده به منظور تطبیق با شغل نما، کمک به افراد در انتخاب شغلی که با استعدادهای او سازگاری بیشتری دارد طرح هر نوع راهنمای شغلی را تشکیل می دهد.

راهنمای تحصیلی: قدمت آزمون تحصیلی نسبت به آزمونهای روانی به راحتی

کتاب مقیاس« جرج فیشر» که دارای نمونه هایی از انواع سوالات برای اکثر رشته های تحصیلی می باشد.(گنجی ۱۳۶۸)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

 

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

پیشینه، تحقیق

 

مقدمه:

واژه شخصیت[۱] در زبان روزه مره معانی گوناگون دارد. مثلا در مورد کسی که گفته می شود« بسیار با شخصیت است» غالبا درجه کارآیی و جاذبه مورد نظر است.

در مواردی که به« پرورش شخصیت اشاره می شود، سعی بر این است که به شخص برخی مهارتهای اجتماعی را فرادهند و وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن او را

فردی توجه دارند. یعنی ویژگیهای که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می کند.

تعریفی که در مورد شخصیت شده،« الگوهای نامعینی از رفتار و شیوه های تفکر است که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می کند.»

در این تعریف

ویژگیهای شخصیتی با شرائط مادی و اجتماعی محیط است.

شخصیت اجتماعی هر فرد اشاره ای به آن قسمت از شخص که دیگران می بینند و می شنوند. همان تصویری که شخص از خودش به دنیا عرضه میکند، و با این تفاسیر، شخصیت دارای جنبه خصوصی و ناآشکار می باشد.

جنبه خصوصی شامل تخیلات، تفکرات و تجاربی است که شخص نمی خواهد دیگران را در آنها سهیم کند( اتکسیون- اتکنسیون- هلیگار- همکاران ۱۹۸۳-۱۳۷۵)

دیدگاههایی درباره شخصیت

شخصیت از نظر فروید دارای سه وجه است:

نهاد،

و

فروم، رویدادهای بعدی زندگی می تواند در تحت تاثیر قرار دادن شخصیت به همان اندازه ای رویدادهای پنج سال اول زندگی مهم باشد( کریمی، ۱۳۷۵)

شخصیت از نظر یونگر:

یونگ شخصیت را پیوسته در حرکت و تغییر و تحول می داند و نیرویی که سبب این حرکت و پویایی است، مانند فروید« لی بیدو» می خواند. ولی برخلاف

.

جنبه بدنی: صرف فعالیتهای بدنی و حرکت و افعال

جنبه روانی: احساس و ادراک فرد می باشد و تفکر را مسیر می سازد.( سیاسی، ۱۳۶۳)

شخصیت از نظر ماری:

ماری معتقد است که تاریخ شخصیت« شخصیت است» و اعتقاد او از این بیان این است ک برای شناخت شخصیت باید آدمی را از هنگام زادن تا هنگام حال مورد بررسی قرار داد. به عبارتی نمیتوان بدون اطلاع از زندگی گذشته کسی پی به شخصیت او برد.(سیاسی، ۱۳۶۳)

نگرش فرانکن به شخصیت:

نگرش فرانکل به شخصیت:

نگرش فرانکل به سلامت روان تاکید عمده را براراده معطوف به معنا می نهد، در واقع، این چهارچوب است که هر چیز دیگر در آن شکل می گیرد.

اراده معطوف به معنا و معنای زندگی- به نیاز مداوم انسان به جستجو،

برای زیستن بلکه برای معنایی که برای ما منظور می بخشد، ارتباط می یابد. جستجوی معنا لازمه اس مسئولیت است.( خوشدل،۱۳۶۹)

نگرش مزلو به شخصیت:

هدف اصلی مزلو دانتس این است که انسان برای رشد کامل انسانی و شکوفایی تا چه اندازه توانائی دارد. به اعتقاد او برای بررسی سلامت روان، فقط باید انسان غایت سالم را مورد مطالعه قرار دهد.( خوشدل، ۱۳۶۹)

چشم اندازی به رشد شخصیت:

رشد شخصیت یک (معلولیت ذاتی) است.

تعریف رشد عبارت است از: فرایند پیشرفت که باعث تغییر خصوصیات می شود. برای مطالعه این

باید، تغییراتی را که از آغاز تولد تا مرگ انفاق می افتد بررسی کند، که امری غیر ممکن است.

در نتیجه هیچ کس تا به حال مطالعه طولی در مورد رشد شخصیت انجام نداده است و غیر محتمل است که کسی هم بتواند آن را انجام دهد. اطلاعات جمع آوری شده در

بخشی از چگونگی رشد شخصیت ارائه دهد.(جمالفر، ۱۳۷۵)

دیدگاهایی درباره رشد شخصیت:

در نظر فروید خود برای حفظ و بقای رشد شخصیت، به ابزارها و وسایلی مجهز است که به آن مکانیزمهای دفاعی گویند. این مکانیزمها شیوه های ناخودآگاه و غیرارادی( به جزمورد واپس زنی) برای کاهش اضطراب و در واقع نوعی خودفریبی، و به نسخ واقعیتها می پردازند.(کریمی، ۱۳۷۵)

رشد شخصیت از نظر یونگر:

مهمترین عواملی که به اعتقاد یونگو سبب رشد و شکفتگی شخصیت می شود، یعنی آدمی را به سوی کمال می برد و در واقع خود را می سازد. عبارتند از:

۱-میراث نیاکان ۲- هدف های زندگی ۳- نیروی روانی ۴- نشانه های رمزی ۵- اصل دو قطبی و تضاد (سیاسی، ۱۳۶۳)

رشد شخصیت از نظر ماری:

در رشد شخصیت از نظر ماری،

بر الگوهای شخصیتی هر فرد به وسیله عوامل ژنیتکی و محیط فیزیکی و شیمیایی درون رحم مادر تعیین شده و تجهیزات زیست شناختی را که او هنگام تولد با خود دارد. سبب میشود، بخش مهم دیگر در ویژگیهای محیطی نهفته است. خانواده، طبقه اجتماعی، فرهنگ جامعه، تعیین کننده زمینه های ارتباط متقابل هستند که شکل دهی و رشد شخصیت فرد را تحت تاثیر خود دارند.( کریمی، ۱۳۷۵)

فرایندهای اصلی در رشد شخصیت:

سالهای پیش دبستانی دوره ای مهم و اساسی در رشد شخصیت و روابط متقابل اجتماعی و در تحول کارکردها، و توانایهای حرکتی، زبانی و شناختی است. و این عمل به عنوان« پیوند جویی»[۲] جلوه گر می شود. این پیوند جویی شکل خود را جزئی از گروه دانستن

ه عوامل مختلفی در رشد شخصیت کودک نقش دارند عبارتند از:

۱-ساختار خانواده ۲- تربیت تولد ۳- تفاوتهای جنسی

۴- عدم حضور پدر و شاغل بودن مادر  ۵- آثار اولیه گروه همسالان( کریمی، ۱۳۷۵)

نظریه های نسخ شناسی شخصیت

صاحب نظران حوزه شخصیت، قدیمی ترین سنخ شناسی را به بقراط و جالینوس حکمای قدیم یونان می دانستند. بقراط بدن انسان را بر حسب چهار نوع خلط تصور می کند: خون، بلغم، صفرا و سودا. وی معتقد

نظران شخصیت، مبنای کار خود را ارتباط ویژگیهای جسمی یا خصوصیات شخصیتی قرار داده اند که ریشه در کارهای بقراط یا جالینوس حکمای قدیم یونان دارد. معروفترین این نظریه متعلق به کرچمر آلمانی و دیگری مربوط به شلدون آمریکایی است.

کرچمر با استفاده از فنون انسان منجی جسمانی

از انتقاد مصون نماند و مهمترین انتقاد اینکه اگر یک نسخ جسمی به عللی چون بیماری یا تغذیه تغییری از نظر جسمی پیدا کند تکلیف خصوصیات شخصیتی آن نسخ چه می شود. این انتقادی است که کرچمر و شلدون نیز جواب روشنی به آن نداده اند.( کریمی، ۱۳۷۵)

نظریه های تحلیلی عاملی شخصیت:

با پیشرفت روشهای آماری قرن بیستم و بویژه روش تحلیل عوامل، گریش عده ای از محققان متوجه این روشها برای تجزیه و تحلیل ساختار شخصیت است. این عده که در حقیقت دنباله رو کارهای گالتن و اسپیرمن بودند. برای شناخت شخصیت معتقد به تجزیه و خرد کردن به اجزای کوچکتر است تا بتوان این اجزا کوچک را آسانتر مورد مطالعه قرار داد.

نظریه کاتل

از آنجا که کاتل شخصیت را چیزی پیش بینی رفتار شخص را در اوضاع و احوال معین به ما می دهد تعریف می کند. بنابراین، به نظر او شخصیت باید هدفش پیش بینی رفتار آدمی در شرایط و اوضاع و احوال معین باشد.

به عقیده کاتل تعریف دقیق خصیت مستلزم آنست که محقق قبلا مفاهیمی را که در مطالعه رفتار مقصد کارگیری آنها را دارد به روشنی مشخص سازد. به تفکر کاتل مفاهیم سازنده شخصیت عبارتند از:

آیزنگ در بحث شخصیت دو مسئله کلی را مطرح می کند یکی از این مسائل جنبه توصیف شخصیت است و به علل و موجبات

و ناپایدار بودن قرار میدهد.

توان تحریک- بازدارندگی* آثار محیط= دورن گرایی و برون گرایی( کریمی، ۱۳۷۵)

نظریه انسان گرایی در شخصیت:

این دسته از نظریه ها در واقع در عرصه مخالفت با دو دیدگاه، ورانکاوانه و رفتار گرایانه شکل می گیرند. مخالفت آنان بر این پایه استوار بود که در روان کاری توجه

و متمرکز صرف بر مشاهده رفتارهای عینی، و ماشینی انگاشتن انسان در واقع نیروهای بالقوه و تواناییهای مهمی را که بر وجود دارد. نادیده انگاشته اند. همچنین در دیدگاه رفتارگرایان، انسان با حیوانات

در مورد شخصیت تاکید خود را بر نظرگاههای خوش بینانه از طبیعت انسان قرار داده و به فضایل، اراده آزاد و شکوفایی تواناییهای بالقوه مردمان اهمیت زیادی می دهد. انسانه در این مکتب به صورت موجوداتی خلاق تصویر می شوند که تمایل و سعی در شکوفایی خود و رشد و توسعه خود دارند.

مزلو که خود کی از عرضه کنندگان این مکتب است معتقد

های شناختی شخصیت:

یک گروه از نظریه های شخصیت که به شیوه های شماخت مردم از محیط و از خودشان تاکید می ورزند نظریه های شناختی شخصیت نام دارد.

این نظریه عقلانی ترین نظریه های مربوط به شخصیت هستند. یکی از روان شناسان به نام جورج کلی، به عنوان نمونه ای از نظریه ها به گفتگو پرداخته است.

نظریه جورج کلی به عنوان یک نمونه که به نظریه سازی های شخصی معروف است مورد بحث قرار گرفته است.

محور بحث او این است که انسان از یک سوی موجود است عقلانی و دارای شناخت و از سوی دیگر موجودی است که برای تعبیر و تفسیر رویدادهای زندگی خود از سازهایی که خود می سازد استفاده می کند. طبعا چون شیوه های شناخت افراد با هم متفاوت است تعبیر و تفسیرهای گوناگونی هم از زندگی و جهان اطراف خود دارند.

به طور کلی دیدگاه جورج کلی از ماهیت آدمی بسیار خوش بینانه است. بر مبنای همین خوش بینی، یکی یک سیستم ارزیابی شخصیت به وجود آمد که به آن آزمون فهرست سازه نقش(REP) گفته میشود.

این آزمون از نظر کاربردی ساده ولی ازنظر تعبیر و تفسیر پیچیده است. زیرا برای نمره گذاری آن روش عینی وجو د ندارد و همین امر از دقت آن می کاهد.( کریمی، ۱۳۷۵)

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

ماهیت شخصیت:

چندین خصیصه متناقض در برداشت ما از شخصیت وجود دارد که یکی از آنها این اندیشه است که هیچ دو نفری دقیقا شخصیت یکسانی ندارند. به عبارتی افراد منحصر به فرد هستند. ولی در عین حال، اشخاص را به عنوان کسانی که از برخی جهات شخصیت دارای وجوه مشترکی هستند در نظر می گیرند.

دیگر تناقض آشکار این است که شخصیت یک فرد هم می تواند ثابت و هم انعطاف پذیر باشد، سومین تناقض یا ناهمخوانی، درین عبارت پردازی است که شخصیت توسط هر دو عامل وارثت و تاثیرات محیطی شکل می گیرد.

می توان چنین نتیجه گرفت که شخصیت هر فرد منحصر به فرد و در عین حال دارای خصوصیات مشترکی می باشد و نیز این خصوصیات در طی زمان می تواند هم

،۱۳۷۵)

سنجش شخصیت:

فرایند اندازه گیری شخصیت نامیده می شود. سنجش شخصیت فرایند اندازه گیری آن چیزی است که افراد به آنشباهت دارند. هنگامی که در روان شناسی شخصیت فردی را

د ملاحظه و تفسیر کنند، ارائه دهد.( رضوانی،۱۳۷۵)

مسائل اساسی در سنجش شخصیت

پایلیی

پایانی یعنی قابلیت تولید مجدد یک مقیاس، یا دیدن تقریبا یک چیز هنگامی که دوباره به آن نگاه کنید

است اگر شخصیت واقعا ثابت باشد، و دقیقه و روز به روز نوسان نکند، بنابراین مقیاسهای شخصیت بایستی پایای

بعد، یک ماه بعد، یا چهار ماه بعد مورد سنجش قرار می گیرند، تقریبا ثابت بماند و این نوع پایایی اصطلاحا پایایی بازآزمایی گفته می شود.( رضوانی،۱۳۷۵)

اعتبار

سنجش دیگر که از پایایی مهم تر به شمار می رود. اعبتار با این مساله سروکار دارد که آیا یک

سنجش شخصیت مساله اعتبار آنقدر مهم است که باید چند جنبه از اعتبار هم متمایز ساخت. اعتبار سازه، اعتبار صوری( رضوانی،۱۳۷۵)

مهار:

مهار را توان اعمال قدرت، هدایت یا بازداری اعمال و رفتار دیگران یا خود تعریف کرده اند.

نظریه های مربوط به رفتار انسان از نظر مفروضات خود درباره ماهیت، آدمی تفاوت دارد، بر همین اساس، نقطه نظرهای روانشناسان در مورد موضوع مهار شخصی نیز

ار خود داریم، در مقابل اسکیز و پیروان یا موضوع گیریهای خود

منصفانه تر آن است که بگوئیم در روانشناسی، اجتماعی تجربی، تاکید بیشتر بر عوامل بیرونی است تا انتخاب فردی، اما در میان دو موضوع اراده آزاد و کنترل بیرونی مواضع بینابین هم قرار دارند.( کریمی ۱۳۷۵)

میل به مهار:

برای درک این نظر که مردم در انگیزش خود برای مهار کردن وقایع زندگی با هم فرق دارند، برگر[۱] و کوپر[۲](۱۹۷۹) مفهوم میل به مهار را معرفی کرده اند. ویژگی شخصیتی که منعکس کننده اندازه ای است که افراد برای

خودشان تصیمم گیری کنند، از پیش خود را برای شرایط آماده سازنده از وابستگی به دیگران دوری کنند، و در موقعیتهای گروهی نقش رهبری را داشته باشند. اشخاص با میل به مهار کم، گرایش به دوری کردن از مسئولیتها داشته و ترجیح می دهند دیگران برایشان تصیم بگیرند.

برگر و همکارانش نشان دادن میل به مهار به طور قابل ملاحظه ای به نوع تجربه ها و رفتارها مربوط است.( سید محمدی، ۱۳۷۸)

توهم مهار:

شعبده بازان با تظاهر به کنترل پدیده هایی که ما تصور مهار آنها را نمی توانیم داشته باشیم. ما را سر

زیادی را در اختیار داریم. حتی برای رویدادهایی که به شکل عینی و به طور خالص از سوی شانس وتصادف تعیین می شوند، ما غالبا با نوعی توهم

بسیاری می توانند باور ما را در مورد کنترل افزایش دهند.

به طور کلی، هر قدر که یک موقعیت شناسی در ظاهر به یک موقعیت مهارت واقعی شبیه تر باشد. بیشتر امکان دارد که در ما باورداشتن مهار بر روی نتایج بازده آن موقعتی شکل بگیرد.

عوامل موثر آن یکی رقابت است. آما این رقابت در صورتی است که حریف بسیار ضعیف یا بسیار قوی نباشد. موقعیتهای که مناسب به آنها احساس مهار داشته باشیم

. ممکن است بسیار وسیع تر از قدرت واقعی مهار ما روی موقعتیها باشد.( کریمی۱۳۷۵)

پیامدهای اعتقاد داشتن به مهار

مردمانی که احساس مهار روی محیط خود دارند. شرایط کاری محیط را مناسب تر و کمتر شلوغ می دانند تا کسانی که احساس چنان مهاری ندارند.

به علاوه افراد معتقد به داشتن مهار، محیط کاری را لذت بخش تر توصیف می کنند تا کسانی که چنین اعتقادی ندارند. همچنین عملکرد روی تکالیف روزمره وقتی بهتر

خانه های سالمندان غالبا به علت

می آید.( کریمی۱۳۷۵)

تفاوتهای فردی در درک جایگاه مهار:

اگر چه عوامل موقعیتی می توانند احساس ما را در مورد مهار داشتن روی موقعیتها قویا تحت تاثیر قرار داد. این امر نیز واقعیت دارد که مردم از نظر

دارند. جایگاه مهار[۳] را مفهومی است که راتر[۴]( ۱۹۵۴-۱۹۶۶) عنوان شده اساسا بدین معناست که مردم عقیده دارند که مهار رویدادها در زندگی آنان یا درونی است یا بیرونی.

افراد درونی، به توانائیهای خود در مهاررویدادها اعقتاد دارند و بیرونی ها معتقدند که افراد یا رویدادهای دیگرند که بر اوضاع و احوال زندگی آنان تاثیر می گذارند و آنها را مهار می کنند.

تحقیقات تازه تر پیشنهاد کرده است که نظریه راتر هر چند ممکن است از نظر کلی درست باشد. اما ساده انگاشتن مطالب است. به عنوان مثال، اعتقاد به مهار برونی می تواند تلویحا وجوه مختلفی را شامل شود:

اعتقاد به قضا و قدر، اعتقاد به افراد قدرتمند، اعتقاد به یک دنیای سخت ودشوار و از این قبیل.

علاوه بر ماهیت چند وجهی بودن در باورهای مربوط به مهار، محققان دیگر عنوان کرده اند که ما دارای باورهای متفاوتی در مورد رویدادهای مثبت و منفی هستیم.

به عنوان مثال: یک شخص ممکن است معتقد باشد که مهار قابل توجهی روی رویدادهای خوشایند زندگی خود دارد، در حالیکه رویدادهای ناخوشایند تا حد

، اما معتقد باشند، که رویدادهای خوشایند از کنترل خارج است.

اگر چه مفهوم جایگاه مهار شخص بدون ابهام نیست، اما تحقیقات نسبتا زیادی نشان داده اند که افراد واقعا از نظر برخورد با جهان و احساس اثر بخش بودن خود در محیط با هم تفاوت دارند و این تفاوتها باید نهایتا در ارتباط با آن عوامل موقعیتی که باعث می شود ما احساس کنیم

واکنش در برابر از دست دادن مهار:

واکنشهای شخصی در برابر از دست دادن مهار عمدتا در چهارچوب نظریه عکس العمل قابل توجیه است، یعنی فرد در برابر محدودشدن مهار خود، خواهد کوشید چنین مهاری را به دست آورد و برای این کار به شیوه های مختلف و گوناگون متوسل شوند:

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

عامل دیگری که ممکن است احساس از دست دادن مهار را در شخص بوجود آورد، وابستگی خودالقایی است.

 

جایگاه مهار:

آنچه که تعیین کننده موفقیت یا شکست ما برای رسیدن به هدفی است. گروهی با توجه به این مسئله چنین گفته اند که تلاش و جدیت خودفرد موجب چنین پیامد یا نتیجه می شود و برخی دیگر، با

نتیجه اعمالشان است.

آنهایی که موفقیت یا عدم موفقیت خود را به تواناییها و تلاشهای خودشان نسبت می دهند، دارای جایگاه

وتوسعه داده،( مقیاسI-E) تا جایگاه مهار فرد را سنجش و ارزیابی کند، مطالعات انجام گرفته با این مقیاس نشان داهده که افراد با مرکز کنترل( درونی) ( به اصطلاح درونی ها) به احتمال زیاد اطلاعات بسیاری را روی یک وظیفه یا تکلیف جستجو می کنند و پیشرفت زیاد در زمینه اعمال و مسائل فکریاز خود نشان می دهند و کمتر در مقابل فشارهای اجتماعی از خود عجز و ناتوانی نشان می دهند که این موارد در مقایسه با افرادی که نمره هایشان روی مقیاس(I-E) آنها را در میان افراد با جایگاه مهار بیرونی( با اصطلاح بیرونی ها) قرار می دهد عنوان شده است.

جایگاه مهار به عنوان یک انتظار تعمیم یافته، مطرح است چون فردی با جایگاه مهار درونی به دامنه وسیع از وظایف و موقعیتها نزدیک شود. بدین علت است که وی این ذهنیت را دارد که به طرق مختلف می تواند

ذهنیت برخورد می کند که نتایج در اختیار دستهایی است که هیچ گونه مهاری روی آنها ندارد.

نتایج تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که جایگاه مهارخواه درونی و خواه بیرونی باشد، حداقل قسمتی در قسمتی تابعی از تجارب زندگی هر فرد است. افرادی که در موقعیتهای غیر قابل پیش بینی و غیر قابل کنترل و بی نظم بزرگ شده اند یا کسانی که تحت شرایطی زندگی کرده اند که در آن هیج وقت موقعیتی بدست نیاورده اند( بدون توجه به اینکه آنها چه کاری انجام داده اند) نباید انتظار داشته باشیم که جایگاه مهار درونی داشته باشد. چرا که چنین موقعیتهایی برای رشد و نگهداری جایگاه مهار درونی مناسب نیستند( جمالفر، ۱۳۷۵)

جایگاه مهار درونی- بیرونی:

یک جنبه مهم در نظریه راتر جایگاه کنترل تقویتهاست، در ادراک یک رویداد ویژه به عنوان عامل تقویت، تفاوتهای فردی وجود دارد. تحقیقات راتر نشان داده است. که بعضی از مردم معتقدند که تقویتها وابسته به خود آنهاست. در حالی که برخی دیگر تصور می کنند که تقویتها به وسیله

تقویتهای آنها وابسته به مردم دیگر، تقدیر یا شانس است. ماهیت جایگاه مهار بیرونی هر چه باشد. افراد دارای جایگاه مهار بیرونی معتقدند که آنان در برابر نیروهای بیرونی ناتوانند.

جایگاه مهار، تاثیر مهمی بر رفتار ما خواهد داشت. اشخاص دارای جایگاه مهار بیرونی معتقدند رفتارهای

ند، اثر ندارد در کوشش برای بهبود موقعیت خود فایده نمی بیند، آنان به جایگاه مهار زندگی خود در زمان حال یا آینده باور چندانی ندارند.

در مورد جبر و اختیار، نظام راتر طرفدار اختیار عمل است، و این اختیار به ویژه در مورد افراد دارای جایگاه مهار درونی بیشتر صادق است. از تاکیدی که راتر در اهمیت متغیرهای شناختی کرده است

افرادی که در محیط کار جایگاه مهار درونی دارند. بر رفتار خود بیشتر مسلطتند. از نظر اجتماعی و سیاسی بیشتر فعالیت دراند. سعی می کنند رفتار دیگران را تحت تاثیر قرار دهند و به پیشرفت، خود شکوفایی و رسیدن به این هدفهای خود نیاز شدیدی نشان می دهند.

برعکس، کسی که جایگاه مهار بیرونی دارد، ترجیح می دهد زیر نظر مدیران مقتدر و مقرراتی کار کند.

و این چنین فردی به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرد. کسانی که جایگاه مهار درونی دارند معمولا جسورند آنها احساس می کنند در مقابل پاداشها و تنبیه های زندگی اثر گذارند نه منفعل و ناتوان. این افراد از نیروی روانی بالایی برخوردارند و در مقابل استرسهای وارده تحمل بیشتری نشان میدهند.

بدین ترتیب، با تعیین کارمندان و کارگران می توان انگیزش و رضایت آنها را بهبود بخشید و کارهای سازمان یافته تر و با دستور العملهای روشنتر را در اختیار کسانی گذشت که جایگاه مهار بیرونی دارند و اینجاست که هر گروه احتمالا رضایت بهتری به دست خواهد آورد.( گنجی، ۱۳۷۶)

به غیر از عوامل کلاسیک هایدر(۱۹۸۵) که شامل توانایی، کوشش، شانس و دشواری تکلیف جز مکررترین تنبیه های عرضه شده برای عملکرد هستند. عوامل دیگری نیز بعضی اوقات به عنوان علل عملکرد شناخته شده اند.

هایدر( ۱۹۸۵) اساسا

تلاش و کوشش هر دو عوامل درونی و گرای هستند.[۱] حال آنکه شانس و دشواری تکلیف جز عوامل بیرونی هستند.( کریمی ۱۳۷۵)

طبقه بندی سه بعدی از نظر واینر:

برای توصیف احتمال اسنادهای برنارد واینر[۲](۱۹۸۶) یک طبقه بندی سه بعدی فرضی که از اسنادهای مربوط به شکست و موفقیت را توصیف می کند. طبق نظر واینر، مردم می تواند بازده های رفتاری را نه فقط به عواملی که درونی( شخصی)، بیرونی( موقعیتی) هستند، اسناد دهند بلکه ممکن

بازار تنهایی، یا بیکاری را تبیین کنیم با تنبیه هایی که غالبا در هشت نوع اسناد ممکن است که بوسیله ترکیب این سه بعد حاصل می شوند. قرار می گیرند.

اسنادهای درونیاسنادهای بیرونی
 

قابل کنترل

پایدارناپایدارپایدارناپایدار
بازیکنان و ورزشکارانی که خوب آموزش دیده اندورزشکاران: تمرین فشرده دیده اندتیم، یک روانشناس ورزشی را در اختیار دارد.تیم از مزیت تیم میزبان برخوردار بود.
غیر قابل کنترلبازیکنان استعداد زیادی دارند.بازیکنان از سلامت کامل برخوردارندحریف، حریفی ضعیف بود.تیم، خوش شانس بود

وقتی مردم به توصیف عملکرد خود می پردازند. انواع مختلف اسناد می تواند پیامدهای انگیزشی و عاطفی برای آنها داشته باشند. ما پس از پیروزی نسبت به خودمان و دیگران احساس بهتری داریم تا پس از

کنیم به همان اندازه اهمیت دارند که خود آن پیامدها اهمیت دارند. ( کریمی ۱۳۷۵)

جایگاه مهار درونی وبیرونی از نظر واینر(۱۹۸۶)

طبق گفته واینر(۱۹۸۶) جایگاه دورنی و بیرونی یک اسناد عواطف وابسته به عزت نفس را که همراه عملکرد ما هستند تحت تاثیر قرار می گیرد.( واینرو همکاران.۱۹۷۹) برخی افراد بعد از موفقیت احساس غرور رد می کنند. و بعد از شکست احساس شرمساری، همین طور این موفقیت را به عوامل درونی مثل استعداد کوشش خود نسبت می دهند. و احساس

نمی

تلاش) نسبت میدهند. امید آنها به عملکرد در آینده نسبتا بدون تغییر می ماند.( واینرو همکاران، ۱۹۷۶)

و بالاخره قابلیت مهار یک اسناد برانگیختن آنچه واینر آن را عواطف اجتماعی می خواند می شوند، عواطفی که به سوی دیگران متوجه اند. وقتی مردم بازده های منفی را به عواملی که در مهار شخص هستند نسبت می دهند.( فقدان استعداد)، یا با ترحم با قضیه برخورد می کند.( واینرو همکاران، ۱۹۸۲) ( کریمی ۱۳۷۵)

نظریه یادگیری اجتماعی( جولیان راتر ۱۹۱۶)

باری درک نظریه یادگیری اجتماعی راتر، باید با اصولی که این نظریه در آنها بنا شده است. که عبارتند از چهار مفهوم اساسی: توان رفتاری، انتظار، ارزش تقویت، موقعیت روان شناختی، دو مفهوم جانبی دیگر نظریه، نیز آزادی حرکت و سطح

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

توان رفتاری:[۱]

به احتمال یک رفتار معین در ارتباط با دیگر رفتارهایی که فرد می تواند در یک موقعیت معین از خودشان دهد، اطلاق می شود. این توان رفتاری تحت تاثیر رویدادهای محرک و انتخاب آگاهانه ما از میان شقوق رفتاری موجود بر مبنای درک ما از موقعیت قرار می گیرد.

رفتار نه فقط شامل اعمالی است که می توان آنها را مستقیما مشاهده کرد بکله شامل فرایندهای شناختی درونی نیز می توان آنها را مستقیما مشاهده کرد، اما می توان، آنها را از رفتارهای آشکار استنباط کرد.

انتظار[۲]

به باور شخص به اینکه اگردر یک موقعیت خاصی به شکل معینی رفتار کند،

تقویت پیشین برای رفتار کردن به شکل معینی در آن موقعیت، به وسیله مقدار تعمیم از موقعیتهای تقویتی مشابه تعیین می شود.

ارزش تقویت[۳]

به درجه ترجیح یک تقویت دیگر اطلاق میشود. ترجیح تقویتای مختلف از تجربه های ما در تداعی تقویتهای معنی، که انتظارات ما برای تقویتهای آینده از آنها برمی خیزد. مشتق می شود.

مردم ازنظر ترجیح

کننده، برای همه کس تقویت کننده نیست.

از این تداعیها انتظارات ما برای تقویتهای آینده تکوین می یابد و رابطه بین مفاهیم انتظارات وارزش تقویت برقرار می شود.

موقعیت روان شناختی[۴]:

ائلافات محیط درونی و

ها یا صفاتی که بعضی از نظریه پردازان آن را مرکز ثقل شخصیت می دانند.

آزادی حرکت:[۵]

به پائین ترین سطح تقویت در یک موقعیت خاص که شخصی آن را رضایت بخش تلقی می کند، اطلاق می شود.

تصور راتر از تقویت این است که تقویتها روی کی پیوست قرار می گیرند و از قویا رضایت بخش تا قویا نا مطلوب تبدیل می شود، سطح هدف کمینه فرد است. و اینکه

تقویت فعلی با ارزشهای بالاتر یا پائینتر عملی است.

مثال:

ممکن است دانشجویی نمره کمتر از الف در درسی راضی نباشد. درحالیکه هم اتاقی همان دانشجو از گرفتن نمره ج راضی باشد و می توان گفت افراد مختلف ممکن است برای یک موقعیت یکسان سطح هدف کمینه

است هم فنون ارزیابی موجود را به کار برده و هم فنون دیگری را خود ابداع کرده است. از جمله روشهای موجود و مرسوم ارزیابی می توان از مصاحبه، آزمونهای فرافکن نظیر آزمون رورشاخ و اندریافت موضوع، مشاهده مستقیم رفتار، و پرسشنامه گزارش شخصی، استفاده نمود.

برای اندازه گیری ارزش تقویت راتر و روش ابداع کرده است. روش رتبه بندی[۶] او روش انتخاب رفتاری[۷]. در روش رتبه بندی، توصیفهای کلامی از هیچ نوع تقویت از قبیل مورد تحسین قرار گرفتن از سوی معلم به گروه آزمودنیها داده شده و از انها خواسته می شود ک آن

میکنند که تقویتها دارای ارزشهای مختلف را دریافت میکنند.

انتظار به وسیله راتر و همکاران وی از طریق روش انتخاب رفتاری و فنون کلامی مختلف اندازه گیری شده است.

در انتظار،روش انتخاب رفتاری به همان طریق که برای اندازه گیری ارزش تقویت مورد استفاده قرار میگیرد. بکار می رود.

روش اندازه گیری پتانسیل رفتار، با مشاهده رفتار آزمودنی در طول زمان ارزیابی می شود.

برای سنجش موقعیت روان شناختی، از پرشنامه گزارش شخصی عرضه شده است.( راتر)

مقیاس جایگاه درونی وبیرونی، معروف به مقیاس(I-E) شامل ۲۳ شق انتخاب اجباری[۸] است. آزمودنیها باید از زوجهای شقوق ارائه شده هر زوج را که بهتر اعتقاد آنها را در مورد ماهیت جهان نشان میدهد، برگزینند.( راتر، ۱۹۶۶)

یقین اینکه کدام یک از شقوق، نماینده کنترل درونی و بیرونی است، چندان دشوار نیست. ( کریمی ۱۳۷۵)

انگیزش رفتار از نظر راتر:

راتر معتقد است که در

 

ه های محیطی تبیین می کند و رفتار انتخابی ما را به نمایش می گذارد. ما انگیخته می شویم تا تقویتهای مثبت خود رابه حداکثر برسانیم.

نیازهای روانشناختی ما آموختنی بوده و اساسا اجتماعی اند، از این جهت که وابسته به مردمان دیگرند.

کسانی که معتقدند تقویتها وابسته به رفتار خود آنهاست دارای جایگاه درونی و بیرونی هستند. و کسانی که عقیده دارند. تقویتها از سوی نیروهای بیرونی کنترل می شوند دارای جایگاه مهار بیرونی هستند.

افراد دارای جایگاه مهار بیرونی، کوشش درجهت بهبود بخشیدن به وضعیت خود را بی ثمر میدانند.

افراد دارای جایگاه درونی سطح عملکرد بالایی

می

کرد و پس از این نظریه در تعداد زیادی از مطالعات همبسته آزمایشی مورد آزمون قرارگرفت.( رک: سفکورات، ۱۹۷۶، ضیرس ۱۹۷۶ برای اطلاع از مروری بر این مطالعات)

مطالعات راتر به نتیجه گیری ساده منتهی شد. هنگامی که برای افراد مختلف عملا مجموعه ای موقعیتهای یکسان برای یادگیری فراهم شود. آنها مطالب بسیاری را یاد می گیرند. به تعبیر دقیقتر

می دهند. اما برخی دیگر به گونه ای عمل می کنند که گوئی به هیچ وجه چیزی از تقویت نیاموخته اند.

آزمودنی برای تعیین میزان شخصیت افراد که شامل ۹ ماده، که هر ماده بوسیله آی، پی، سی، مشخص شده است و نحوه نمره گذاری نسبت به هر سئوال« کاملا مخالف» و(۳+) به معنای« کاملا موافق» نشان داده

، سی( لوسون، ۱۹۸۱،۱۹۷۳،۱۹۷۲) گرفته شده است. این یکی از وسایل سنجش مورد استفاده برای مطالعه مفهوم جایگاه مهار است. سه جمعی که محاسبه شده باشد بیانگر نمرات هرفرد در مورد مقیاس درونی، مقیاس شانس و مقیاس افراد قدرتمند است.

نمرات بالا در مورد مقیاس درونی( جمع بالای صفر) نشان میدهد که ما انتظار داریم که کنترل زندگی خود را

بدست افراد قدرتمند دیگر نشان میدهد که ما انتظار داریم که زندگی مان بدست افراد قدرتمند پیرامونهای کنترل شود. مقیاس آی، آشکارا نوعی مقیاس جایگاه هندسی مهار است. هر دو مقیاس سی، پی، بیانگر جایگاه هندسی بیرونی مهار و در عین حال دارای خصوصیات بسیارمتفاوتی می باشد.

عامل سی بیانگر اعتقاد به تصادف و قابلیت پیش بینی و نظم است. اما همراه به این اعتقاد که افراد دیگر

بر افراد قدرتمند دیگر خود نیز به طور مستقیم اعمال مهار می کنیم.

لونسون با جداکردن مقیاسهای مختلف از یکدیگر، این امکان را بازگشته است که افراد بطور همزمان گرایشهای قوی نسبت به هر دو مکان هندسی مهار درونی و بیرونی را داشته باشد.

به عنوان مثال: ممکن است معتقد باشید که تلاشهای خود شما عوامل تعیین کننده پیامدهای زندگی شما را تشکیل می

.( جایگاه هندسی بیرونی مهار)

چون غالبا واژه های درونی و بیرونی برای توصیف این دو مورد استفاده قرار گرفته است. از این مفهوم اغلب با حروف آی، ای یاد شده است.

برخی افراد که پیامدهای یک تکلیف از طریق مهارت( درونی) تعیین می شود و گفتن به برخی دیگر که پیامدها به وسیله عوامل شانس( بیرونی) تعیین می شوند. تغییرات موقت در جایگاه هندسی مهار را درک شده بوجود می آید.

فیوز در یک مطالعه(۱۹۵۷) کشف کرد که آزمودنیهایی که به آنها گفته می شود که تکلیف متنی بر مهار داشته باشند. دستاوردهای پیشین خود را به منزله راهنمایی برای

دادند. پاسخ آنها دقیقا همان چیزی است که اگر یادگیری وسیله ای رویدهد اتفاق می افتد.

اما اگر به آزمودنیها گفته باشد که دستاوردهای تکلیف مبتنی شانس بوده این پاسخ اتفاق نمی افتد.

افرادی که داشتن جایگاه هندسی مهار درونی را گزارش دادند پس ازتجربه کردن موفقیت انتظارات دستاورد خودشان را به سمت بالا و پس از تجربه کردن شکست به سمت پایین تنظیم میکنند. این نتیجه همان چیزی است که می

را در جهت مخالف دستاورد قبلی تغییر میدهند. الگویی که مشخص کننده رفتار در موقعیتهای تحت سیطره عوامل شانس می باشد. این تفاوتها در نحوه یادگیری افراد می تواند مفاهیم تلویحی مهمی برای سایر رفتارهای پیچیده تر از جمله حوزه هایی از قبیل موفقیتهای تحصیلی داشته باشد.( برای اطلاع از یک بررسی در این مورد رک: فنیدلی و کوپره، ۱۹۸۳)

نظریه اسناد[۹](Attribution)

یکی از نظریه های جدید انگیزشی که از نظریه شناختی روان شناختی انگیزشی است، نظریه اسناد یا نسبت دادن نام داد. اسناد فرایندی است که فرد از این آن دنیای خویش را تفسیر میکند.

و کسانی که در تدوین این نظریه سهم داشتند. هایدر و واینر را میتوان نام برد.

اجزا نظریه نسبت دادن عبارتند از:

۱

رفتارهای بعدی.

اسنادهای بعد از موفقیت و شکست:

علیرغم پراکندگیها در نتایج مربوط به وجوهی که زیر بنای اسنادهای واحد دانشجویان وجود دارد، شواهد در یک مورد روشن است: پس از شکست، دانشجویان عموما بر اهمیت علل بیرونی تاکید میورزند و پس از موفقیت تمایل دارند که بیشتر بر عوامل درونی تاکید ورند. این الگو که براسامی مختلفی از قبیل عدم تقارن اسنادی[۱۰]( راس[۱۱] و دی تکلو[۱۲])، سونگری[۱۳] (گرین والد[۱۴])، خود محوری[۱۵]( فورسایت [۱۶] و شنکر ۱۹۷۷) نامیده شده، و چندین تحقیق که در

دانشجویان نمره بالاتر در مقایسه نمره پائین تر احساس می کردند که کوششها و توانایی های آنها کمتر مهمتر و آسانی امتحان و شانس کم، کم اهمیت تر بوده است. دانشجویان موفق بر اهمیت علی کوشش و توانایی، دانشجویان ناموفق بر شانس و دشواری امتحان تاکید ورزیدند.( کریمی ۱۳۷۵)

تغییر دادن اسنادها برای بهبود عملکرد:

یک تحلیل

عملکرد خوبی دارند عموما موفقیت خود را درونی سازی می کنند. حال آنکه دانشجویانه که ناموفق هستند بر اهمیت علی عواملی پایداری، و درماندگی و شکست در طلب کمک در کارهای درسی میشود.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

 

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

اسنادها، پیشرفت تحصیلی را تحت تاثیر قرار می دهد

.( مک ملین و فورسایت، ۱۹۸۰) متخصصان تعلیم و تربیت باید به دانش آموزان به دانشجویان کمک کنند تا به سازگارانه ترین و از نظر تحصیلی مفید ترین نتایج علی ممکن دست یابد.

به عنوان مثال:

انبوه شواهد موجود حاکی از آن است که نخستین تمایل اسنادی دانشجویان پس از شکست- یعنی برونی کردن را به گردن میگیرند. وقتی این سرزنش خود به حد افراط میرسد. می تواند منجر به زیانهای مخربی در انگیزش، استقامت و پیشرفت شود. برای مقابله با این تمایلات اسنادهای طبیعی، مربیان باید شاگردان را تشویق به علل موفقیت یا شکست خود کنند و در عین حال، آنا را بسوی نتایج پیشرفت درباره علیت ملکرد خد هدایت کنند.

اسناد دادن به عوامل مهار و ناپایدار ممکن است عملکردهای تحصیلی پس از شکست را تسهیل کند. دانشجویانی که در کلاس ضعیف عمل می کنند بدین  نتیجه می رسند که شخصا کاری نمی توانند بکنند تا بازده

کند. اما استاد دانشجویان را تشویق کند که شکست خود رابه عواملی رابط دهد که می تواند آنها را کنترل کرده و در آن صورت ممکن است از پیامدهای زیان آور شکست اجتناب کنند. برعکس، با تاکید بر اهمیت عوامل درونی به عنوان عوامل علی پس از موفقیت، معلمان می توانند موفقیت مداوم دانشجو را تضمین کنند.( کریمی ۱۳۷۵)

دیدگاههای بازده

گرایش افزایش دهند.

برعکس وقتی شکست می خورند. می توانند با انکار مسئولیت عملکرد خود و انداختن گناه نمرات خود به گردن عواملی از قبیل معلم، زندگی خانوادگی، یا دشواری مطالب، از پیامدهای مخرب عزت نفس خود اجتناب کنند.

دوم- یک تبیین عقلانی و منطقی بر خبر پردازی نظیر آنچه از سوی فدرا(۱۹۶۶) وسیمون(۱۹۷۱) فرض شده بر رابطه میان نمرات فرد مورد انتظار و عملکرد واقعی تاکید ورزند. این رویکرد، اگر عملکرد دانشجویان با انتظارات آنها مطابق باشد، آنها تمایل دارند که بازده های خود را به عمل پایدار و

اما اگر عملکردهای آنان نغایر انتظارات آنها باشد، در آن صورت آنها عملکرد خود را عمل ناپایدار، مثل شانس، خلق وخو، یا آزمون دشوار اسناد می دهند. احتمال دارد در

، و نه شکست مورد انتظار است.

برادلی(۱۹۸۷) دیدگاه سوم را برای تبیین عرضه کرد که به تلویحات متقابل اسنادها تاکید می ورزند. از آنجا که عملکرد دانشجویان اغلب علنی می شود موضوعات بحث فراوانی را به دنبال دارد، دانشجویان عزت نفس پائین خود را به عوامل بیرونی نسبت می دهند تا از شرمسارییهای مختلف تحصیلی اجتناب کنند، و نمرات خوب راه تلاشها یا استعداد خود اسناد می دهند( عوامل درونی)تا از خود تصور شایستگی و قابلیت در دیگران ایجاد کنند.

این سه تبیین از الگوی موفقیت، درونی، شکست- بیرونی، ضرورتا ناهمساز نیستند. ( کریمی ۱۳۷۵)

زمینه های کاربردی آزمونهای:

اهداف عملی آزمونها بسیار زیاد است. هر وقت لازم باشد که یک تشخیص

اکتفا می کنیم.

زمنیه تحصیلی:

اجرای اولیه آزمونها و کاربرد مفید آنها در زمینه آموزش و پرورش بوده است. مقیاس بنیه- سیحون به تقاضای وزری آموزش و پرورش فرانسه، به منظور مجه ز کردن مربیان و پزشکان با یک وسیله عملی و مطمئن، جهت شناسایی عقب مانده های تحصیلی و جایگزینی آنها در کلاسهای اختصاصی، بوجود آمد، یکی از اولین کتابهایی که به زبان فرانسه و  درباره روش آزمونها نگارش یافته، کتابی است که کلاپارد

وزان را تشخیص داد» به رشته تحریر در آروده است. در حال حاضر انواع مختلف آزمونها را می توان نام برد ولی هدف اصلی

های ذهنی را پیدا کنند بلکه می خواهند افراد با استعداد را انتخاب کنند. از آزمونها برای انفرادی کردن آموزش، راهنمای دانشجویی، تشخیص علل عقب مانده های عمومی و اختصاصی نیز بهره می گیرند.

امروزه آزمونها به همراه امتحانات سنتی، به عنوان یک روش عینی برای بررسی پیشرفت تحصیلی به کار میرود. به کار می رود. به کمک آزمونها می توان آموزشی را که واقعا با قابلیت عقب مانده ها سازگار باشد، بوجود آورد. در زمینه تحقیقات آموزش و پرورش تجربی از آزمونها بعنوان یک وسیله غیر قابل جانشین استفاده می شود. آزمونهایی که به بلوغ آموزشی معروف است. اطلاعات درباره ظهور مکانیسمهای روانی لازم جهت شروع بعضی یادگیریها، مخصوصا خواندن، نوشتن، و حساب کردن را فراهم می آورد. تعداد موقعیتهایی که استعمال آزمدنها را مدلل می سازد. بقدری افزایش یافته که در اکثر

شناس را با هم انجام می دهد.

خدمات روان شناسان تحصیلی، به رغم سازماندهی مختلفی که بر حسب کشورها بوجود آمده، هدفهای یکسانی را دنبال می کند. این هدفها عبارتند از: پیدا کردن راه حل دشواریهای عمومی و اختصاصی در جریان تحصیل، راهنمایی تحصیلی، مطالعه عینی و تحلیلی، روانشناسی تربیتی مواد برنامه، تلاش برای پیدا کردن روشها و شیوه هایی انفرادی کردن آموزش و…

خدمات روان شناسان تحصیلی در جریان سی سال گذشته به طور قابل ملاحظه ای گسترش یافته و انواع مختلف مقاطع تحصیلی، از ابتدایی تا دانشگاه را در بر گرفته است. هر چند روش آزمونا تنها وسیله مشاهده در این موسسات به حساب نمی اید. مفاهم بسیار مهمی را اشغال می کند.

پیشنهادات:

کاربردهای روان شناس در زمینه سازماندهی کار بقدری متعدد و متنوع شده است که امروزه استعمال عبارت پسیکوتکنیک تقریبا به زمینه شغلی اختصاص یافته است. این حرکت توسط یک مهندس آمریکائی به نام تیلور شروع و بیان شده است.

تعریف و نگرشی که به خانواده در یک جامعه وجود دارد با جوامع دیگر تفاوت‌های زیاد و در بعضی مواقع بنیادی دارد. نوع ازدواج ، روابط زناشویی ، شیوه فرزندپروری و … در

رهنگ‌های غربی تفاوت بنییادی دارد. همچنانکه در درون یک جامعه نیز خرده فرهنگ‌های مختلفی وجود دارند که شیوه‌ها و سنت‌های مخصوص خود را دارا می‌باشند و با توجه به این واقعیت بحث از خانواده بدون توجه به عوامل فرهنگی از اعتبار لازم برخوردار

شناسی ، روان شناسی خانواده از نتایج روان شناسی رشد در درجه اول از روان شناسی یادگیری و روان شناسی تربیتی در درجه دوم استفاده‌های زیادی می‌برد. همچنین روان شناسی خانواده ارتباط جدانشدنی با برخی از علوم انسانی مانند جامعه شناسی ، علوم اجتماعی و مردم شناسی دارد.

روان شناسی خانواده با استفاده از تحقیقات سایر حوزه‌های روان شناسی و همچنین تحقیقات مربوط به خانواده به بررسی موانع و مشکلات مربوط به خانواده از قبیل مشکلات ازدواج و دوران نامزدی ، اختلافات

 

خانواده راهکارهای عملی ارائه دهد

 

نتیجه گیری:

کودک نوزاد به صورت یک ارگانیسم به دنیا می‌آید. با اخذ و کسب مجموعه‌ای از نگرشها و ارزشها ، تمایلات و بیزاریها ، هدفها و مقاصد ، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به تدریج یک موجود انسانی مبدل می‌شود. همه این ویژگیها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن بدست می‌آورد. این فراگرد ، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر ، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی

یک خود مشخص که او را بی‌همتا می‌سازد، پدید می‌آید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود ، مهمترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار می‌رود.

چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش می‌یابند، حتی اگر تجربه‌های یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوت‌اند؟ نکته مهم این است که آنان تجربه‌های یکسانی نداشته ، بلکه در معرض تجربه‌های اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرار گرفته‌اند. تجربه هرکس بی‌همتاست. بدین معنا که هیچ کس دیگر بطور کامل ، نظیر آن تجربه را ندارد. یادداشت دقیق تجربه‌های روزانه کودکان یک خانواده می‌تواند گوناگونی تجربه‌های آنان را به خوبی آشکار سازد. هر کودک اولاً ، وراثت زیستی بی‌همتایی دارد که کسی دیگر عینا

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”جمع بندی ” icon=”fa-pencil-square-o”]شخصیت یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط می‌شود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر می‌شود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را می‌توان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه

در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط می‌شود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه‌های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. در حالی که برخی تجربه‌ها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.

[/tab][tab title=”منابع” icon=”fa-pencil-square-o”]1ـ روانشانسی رشد / دکتر حسن احدی / نیک چهرمحسنی / چاپ پنجم / ۱۳۷۴

۲- موفقیت نامحدود« ۱»

۳-روابط عمومی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها. بررسی نگرش دانشجویان درباره ازدواج.چاپ اول زمستان ۷۸

۴-نقش ما در تربیت، دکتر علی قائمی. ناشر انتشاراتامیری چاپ نهم شهریور ۱۳۷۳

۵-بهشت خانواده . جلد دوم سید جواد مصطفوی چاپ هفتن ۱۳۷۸ انتشارات هاتف مشهد

 

 [/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
3900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

78 صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Lotus/16

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]


درباره نویسنده

publisher4 206 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.