no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

جایگاه خانواده در اسلام -بررسي جايگاه خانواده در اعصار گذشته و اديان

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

جایگاه خانواده در اسلام -بررسی جایگاه خانواده در اعصار گذشته و ادیان – میزان تقدس خانواده در اسلام – مبانی حقوق و اخلاقی خانواده در اسلام
zip
آذر ۱۰, ۱۳۹۵

جایگاه خانواده در اسلام -بررسی جایگاه خانواده در اعصار گذشته و ادیان – میزان تقدس خانواده در اسلام – مبانی حقوق و اخلاقی خانواده در اسلام


جایگاه خانواده در اسلام -بررسی جایگاه خانواده در اعصار گذشته و ادیان – میزان تقدس خانواده در اسلام – مبانی حقوق و اخلاقی خانواده در اسلام

پایان نامه رشته الهیات در۱۵۲ صفحه
[tabgroup][tab title=”چکیده ” icon=”fa-pencil-square-o”]قدمت ازدواج همپای پیدایش بشر است. در نخستین نجوای رازگونه، آدم ابوالبشر به خداوند می‌گوید: پروردگارا! در برابر خود کسی را می‌بینم که در دلم میلی و انسی به او احساس می‌کنم و چون خداوند یگانه، نجوای بنده یکدانه‌اش را شنید فرمود: اگر او را می‌خواهی از من بخواه و وصال او را از من طلب کن…

تحقیق حاضر با لطف و عنایت خداوند متعال و با عنوان: «خانواده در اسلام» با بهره‌گیری از آیات قرآن به عنوان منبعی اصیل و متقن، سرچشمه گرفته از وحی و روایات نورانی حضرات معصومین (علیهما السلام) ارائه می‌گردد.

به طور مجمل اصطلاح خانواده مؤثرترین عامل انتقال فرهنگ و رکن بنیادی جامعه است که در شرایط مختلف در تأثیر و تأثر متقابل با فرهنگ و عوامل اجتماعی است. انسان‌ها در خانواده به هویت و رشد شخصیتی دست می‌یابند و در خانواده‌های سالم و رشید به تکامل معنوی و اخلاقی نائل می‌شوند. لذا خانواده عامل کمال‌بخشی، سکونت، آرامش و بالندگی به اعضای خویش است که در تحولات اساسی جوامع نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. البته خانواده متأثر از عملکرد مذهب، آموزش و حکومت نیز می‌باشد و این تأثر به صورت متقابل باعث ایجاد تغییرات اساسی می‌گردد. اگر خانواده محیط سالم و سازنده‌ای داشته باشد و نیازهای جسمی و روحی افراد خویش را برآورده سازد، کمتر به خدمات جانبی و جبرانی برای خانواده نیاز است. در تعریف خانواده بیان شده: خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق نسب و سبب و رضاع با یکدیگر به عنوان، شوهر، زن، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می‌کنند.

اینک با توجه به حساسیت بیش از حد موضوع و حتی سرنوشت‌ساز بودنش، این ضرورت به چشم می‌خورد که در باب خانواده پژوهش‌هایی کارآمد به عمل آید. انسان با تشکیل خانواده، مثلث نیازهای سه‌گانه‌اش را، اعم از تمتع جنسی، تمنای عاطفی و تعهد انسانی، پوشش می‌دهد و از روابط آزاد که عمدتاً در سطح نازل و حیوانی تمتع جنسی قرار می‌گیرد، جدا می‌شود و هر چقدر در مقوله ازدواج حیطه شناختی درست‌تر ترسیم گردد و حیطه مصداقی صحیح‌تر انتخاب شود قدرت پاسخگویی به مثلث انسانی نیاز، بیشتر می‌شود. اما مع‌الاسف دنیای امروز مطالب دیگری را تعقیب می‌کند و حتی فکر ازدواج را به زیر تازیانه‌های عقب‌ماندگی و بی‌عرضگی و اسیر شدن می‌کشاند. لذا باید عوامل انزوای ازدواج و ایذاء ازدواج‌کرده‌ها، شناسایی و با به کارگیری فرامین اساسی در باب خانواده، ازدواج را به تسهیل کشانید.

با توجه به مطالب فوق این پایان‌نامه مشتمل بر چهار بخش است: بخش اول ـ کلیات (تعریف و تبیین موضوع و…) و بخش دوم شامل بررسی جایگاه خانواده در اعصار گذشته و ادیان همچون زرتشت، مسیحیت، یهود و اسلام و همچنین بنا بر ضرورت خانواده در اندیشه نظریه‌پردازان نیز بیان گردیده، بخش سوم بررسی جایگاه خانواده در اسلام و بیان ضروریات مورد نظر اسلام در این باب، آثار و فواید ازدواج و دو بخش چهارم به عنوان مبانی حقوقی و اخلاقی خانواده در اسلام به طرح حقوق همسران و آمیختگی این حقوق با اخلاق پرداخته می‌شود و پژوهش با مبحث رفع اختلافات خانوادگی به پایان رسیده است.

در این مطلب سعی شده است از منابع دست اول تفسیری و روایی و همین‌طور در جهت تجزیه و تحلیل هر چه بیشتر موضوع از مقالات و پایان‌نامه‌های مرتبط استفاده گردد که تعدد منابع نشان از توجه و کنکاش بیش از حد پژوهشگر دارد.

کلید واژه‌ها: عیال، أسر، زوج و خانواده و حقوق، اخلاق، خانه و…


فهرست مطالب

تقدیم………………………………………….. ج

تقدیم و تشکر……………………………………. د

چکیده………………………………………….. ه

بخش اول کلیات

مقدمه………………………………………….. ۲

۱-۱- تعریف و تبیین موضوع…………………………. ۴

الف – تعریف لغوی عیال……………………………. ۴

ب – تعریف لغوی أسر………………………………. ۴

ج – تعریف لغوی زوج………………………………. ۵

د – خانواده در اصطلاح……………………………. ۱۰

۲-۱- ضرورت و اهداف تحقیق………………………… ۱۳

۳-۱- پیشینه موضوع………………………………. ۱۴

۴-۱- فرضیات اصلی و فرعی…………………………. ۱۵

۵-۱- روش تحقیق…………………………………. ۱۶

بخش دوم بررسی جایگاه خانواده در اعصار گذشته و ادیان

۱-۲- خانواده در اعصار گذشته……………………… ۱۸

الف – خانواده در اقوام وحشی……………………… ۱۸

ب – خانواده در روم قدیم…………………………. ۱۹

ج – خانواده در یونان قدیم……………………….. ۲۰

د – خانواده در ایران باستان……………………… ۲۱

ه – خانواده در عرب جاهلیت……………………….. ۲۲

۲-۲- خانواده در ادیان…………………………… ۲۴

الف – خانواده در زرتشت………………………….. ۲۴

ب – خانواده در میان مسیحیان و یهودیان…………….. ۲۶

ج – خانواده در اسلام…………………………….. ۲۸

* کارگر و جایگاه خانه در قرآن……………………. ۳۰

۱- محل تسکین…………………………………… ۳۱

۲- محل ذکر و تلاوت آیات الهی……………………… ۳۱

۳- محل رابطه قدسی………………………………. ۳۲

۴- لزوم حفظ حریم خانه…………………………… ۳۲

۳-۲- وضعیت خانواده در جهان معاصر…………………. ۳۳

۴-۲- ابعاد خانواده در اندیشه نظریه پردازان علوم انسانی ۴۴

الف – تاریخ……………………………………. ۴۴

ب – جامعه شناسی………………………………… ۴۵

ج – حقوق………………………………………. ۴۶

د- اقتصاد……………………………………… ۴۶

ه – روان شناسی…………………………………. ۴۸

و – علوم سیاسی…………………………………. ۴۹

ز – علوم تربیتی………………………………… ۵۰

بخش سوم میزان تقدس خانواده در اسلام

مقدمه…………………………………………. ۵۲

۱-۳- ضرورت تشکیل خانواده………………………… ۵۴

الف – ازدواج یک سنت الهی………………………… ۵۵

ب – ازدواج وسیله حفظ دین است…………………….. ۵۵

ج – فضیلت عبادت متأهل ………………………….. ۵۶

د – بهترین تجارت، زن شایسته……………………… ۵۶

۲-۳- آثار و فواید ازدواج………………………… ۶۰

الف – غریزه جنسی……………………………….. ۶۱

۱-زنا………………………………………….. ۶۲

۲-عریان گرایی…………………………………… ۶۳

۳-چشم چرانی…………………………………….. ۶۴

۴-لواط (همجنس خواهی)…………………………….. ۶۴

۵-خود ارضایی……………………………………. ۶۵

* عوامل ایجاد رفتار جنسی مطلوب در روابط زناشوئی:…… ۶۷

۱- رضایت زوجین در انتخاب یکدیگر………………….. ۶۷

۲- رعایت احترام و محبت متقابل……………………. ۶۷

۳- پرهیز از احیاء منفی………………………….. ۶۷

۴- تفاهم و توافق میان همسران در روابط جنسی………… ۶۸

۵- رعایت اخلاق جنسی……………………………… ۶۸

ب – نیاز به آرامش و سکون………………………… ۶۸

ج – نیاز به انس دمورت…………………………… ۷۰

د – میل به تداوم وجود خویش………………………. ۷۲

و – پرورش نسل سالم و پاک………………………… ۷۳

ه – حفظ عفت و حیای فردی و اجتماعی………………… ۷۴

۳-۳- چارچوب خانواده متعادل و ایده آل در اسلام………. ۷۶

۱- تعادل نظر و عمل……………………………… ۷۶

۲- تعادل معنویت و مادیت…………………………. ۷۷

۳- تعادل سد زمان……………………………….. ۷۷

۴- تعادل منطق و عاطفه…………………………… ۷۷

۵- تعادل گفتن و شنیدن…………………………… ۷۷

۶- تعادل سازگاری و انتقادگری…………………….. ۷۷

۷- تعادل مصالح درونی و مصالح بیرونی………………. ۷۸

۸- تعادل هدف های تربیتی ………………………… ۷۸

۹- تعامل مدیریت و مشارکت………………………… ۷۸

۱۰- تعادل امکانات و انتظارات…………………….. ۷۸

* فواید متعادل بودن خانواده……………………… ۷۸

۴-۳- معیارهای انتخاب همسر……………………….. ۸۰

الف – ملاک های گزینش همسر از دیدگاه جامعه شناختی خانواده ۸۱

۱- الف – روان شناختی……………………………. ۸۱

۲- الف – روان شناختی……………………………. ۸۱

۳-الف – اقتصادی………………………………… ۸۲

۴-الف – اجتماعی………………………………… ۸۲

۵-الف – خانوادگی……………………………….. ۸۳

۶- الف – قاعده همسان همسری………………………. ۸۳

ب – ملاک های گزینش همسر  از دیدگاه اسلام……………. ۸۳

۱-ب- صفات متناسب برای زن………………………… ۸۴

۲-ب – ملاک های گزینش مرد…………………………. ۸۶

۳-ب – اولویت بندی ملاک های مختلف………………….. ۸۷

۴-ب – دقت در تطبیق معیارها بر مصداق مورد نظر………. ۸۸

۱- مشورت با کارشناس…………………………….. ۸۸

۲- تحقیق………………………………………. ۸۹

۳- گفت و گوی مستقیم…………………………….. ۸۹

بخش چهارم مبانی حقوق و اخلاقی خانواده در اسلام

مقدمه…………………………………………. ۹۲

۱-۴- فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگی………….. ۹۳

الف – حقوق مشترک……………………………….. ۹۴

۱-الف – توجه به جایگاه خانواده…………………… ۹۴

۲-الف – تثبیت نقشها…………………………….. ۹۶

۳-الف – حفظ شئون فردی…………………………… ۹۶

۴-الف – آشنایی و پایبندی به تعهدات حقوقی و اخلاقی…… ۹۶

۵-الف – حسن معاشرت……………………………… ۹۷

ب – حقوق همسران در قرآن و حدیث…………………… ۹۹

۱-ب – وظایف و نسبت به همسرش……………………… ۹۹

۱- حقوق مادی و نفقه زن………………………….. ۹۹

۲- تأمین نیاز جنسی…………………………….. ۱۰۰

۳- نظافت و آراستگی…………………………….. ۱۰۱

۴- پرهیز از سخت گیری…………………………… ۱۰۲

۵- غیرت دینی………………………………….. ۱۰۲

۲-ب- وظایف زن نسبت به همسرش…………………….. ۱۰۳

۱- آیا ریاست در خانواده امری ضروریست؟……………. ۱۰۵

۲- تمکین و تأمین نیاز جنسی……………………… ۱۱۰

۳- زینت و آرایش برای شوهر………………………. ۱۱۰

۴- پاکدامنی و حجاب زن………………………….. ۱۱۱

۲-۴- آمیختگی احکام حقوقی و اخلاقی در قرآن…………. ۱۱۲

۳-۴- رفع اختلاف در خانواده در قرآن و حدیث…………. ۱۱۳

الف – اصل تأمین نیازهای عاطفی…………………… ۱۱۴

ب – اصل مشاوره………………………………… ۱۱۴

ج – اصل صلح و سازش…………………………….. ۱۱۵

د – اصل حاکمیت………………………………… ۱۱۶

ه – طلاق، عرش الهی را می لرزاند………………….. ۱۱۷

نتیجه گیری……………………………………. ۱۲۰

فهرست منابع و مأخذ…………………………….. ۱۲۷

الف ) کتب عربی………………………………… ۱۲۷

ب ) کتب فارسی…………………………………. ۱۲۷

ج) مقالات……………………………………… ۱۳۰

[/tab][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]خانواده از ابتدای تاریخ تاکنون در بین تمامی جوامع بشری، به عنوان اصلی‌ترین نهاد اجتماعی، زیربنای جوامع و منشأ فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاریخ بشر بوده است. پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی‌اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطه هلاکت و ضلالت بوده است.

اسلام به عنوان مکتبی انسان‌ساز بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت و مهد مودت و رحمت می‌شمرد و سعادت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا می‌داند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش برمی‌شمارد. دستیابی به این اهداف والای مکتب اسلام و حفظ و حراست دقیق و مستمر از آن، نیازمند توجه جدی به خانواده و پیاده کردن قوانین مربوط به آن در اسلام است و ضروری است کلیه برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در تمام سطوح،‌ حق‌مدارانه و در راستای تعالی و مصالح خانواده باشد.

خانواده براساس اجتماع و به عقیده جامعه‌شناسان یکی از عوامل مهم ایجاد تمدن است. رشد و پرورش افراد در خانواده پایه‌گذاری شده و سلامت و سعادت جامعه بشری در گرو تربیت صحیح و استواری است که در خانواده پدید آمده است. وضعی که با تأسف، امروزه با آن مواجهیم، وجود تزلزل در ارکان خانواده‌هاست. توضیح مسأله اینکه ما امروزه در بسیاری از خانواد‌ها شاهد عدم تفاهم، درگیری و نزاع و حتی متارکه و طلاق هستیم.

بسیاری از فرزندان در محیط نابسامان خانواده رشد یافته و از تربیت درست و آرامش و سکونی که لازمه رشد است، برخوردار نمی‌باشند. این امر در درازمدت زمینه‌سازی نابسامانی‌های رفتاری و حتی انحراف و لغزش بسیار است.

جرم‌شناسان یکی از ریشه‌های جرم و انحراف را در نابسامانی خانواده می‌دانند و بررسی‌هایی که در جوامع غربی و حتی در جوامع خودمان به عمل آمده نشان داده است که بسیاری از مجرمان و منحرفان، کسانی هستند که در خانواده نابسامانی پرورش یافته‌اند. در مورد سر و سامان دادن به این موضوع نظرات مختلفی عرضه شده است:

۱ـ گروهی تندرو حتی مسأله لغو خانواده را نظر داده بودند که تجربه انقلاب کمونیستی در دنیا و لغو خانواده در آن سامان، آن‌ها را به خطایشان واقف گردانیده است.

۲ـ عده‌ای ریشه این نابسامانی‌ها را عدم آزادی زن و عدم تساوی حقوق او با مرد دانسته و قائل شده‌اند که با تأمین این حق،‌ مشکلات خانوادگی حل می‌شود.

۳ـ دسته سومی درست خلاف آن را نظر داده و گمان داشته‌اند که اگر آزادی را از زنان سلب و آن‌ها را در محیط خانه محبوس سازند، به تربیت نسل درست و استوار قادر شده و می‌توانند ریشه همه نابسامانی‌ها را بخشکانند.

۴ـ اسلام در این زمینه رهنمودهایی براساس دریافت از وحی دارد که اجرای آن می‌تواند نابسامانی‌های موجود را از بین برده و بشر را به سوی هدف خلقتش به پیش برد. در بینش اسلامی حیات خانواده مبتنی بر ضوابط ایمان و اخلاق و متکی به حقوق است که دامنه آن در برگیرنده شأن زن، شوهر، فرزندان و والدین است و ما در این بررسی کوتاه سعی داریم به توضیح و تشریح آن بپردازیم. طبیعی است که مستندات ما در این بررسی منابع اصیل اسلامی و تجربه علمای اسلامی در طول مدت چهارده قرن می‌باشد.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

ـ تعریف و تبیین موضوع:

واژه خانواده در لغت‌نامه‌های عرب معادل واژه‌هایی همچون اهل البیت، عیال (ع.و.ل)، أسره و زوج می‌باشد. از این رو به بررسی این کلمات می‌پردازیم:

الف ـ تعریف لغوی عیال:

عالَه: در معنی بهم نزدیکند. تحویل: اعتماد و اتکال نمودن به دیگری در هر چیزی که دشوار و سنگین است.

عیال: مفردش عیل است، یعنی چیزی سنگین.

عالَه: سنگینی و فشار زندگی را تحمل کرد و از این معنی است سخن پیامبر(ص) که: «أبدأ بنفسک ثم بمن تحوّل ـ هزینه و بخشش را از

جور داخل شود. «فإن خضتم الا تعدلوا فواحده او ماملکت ایمانکم ذلک اونی الا تعدلوا ـ اگر ترسیدید که در صورت گرفتن زنان بیشتر عدالت نکنید فقط یک زن بگیرید و یا از کنیزان اختیار کنید، آن نزدیک‌تر است به اینکه ظلم و بی‌انصافی کنید»[۱] این لفظ یکبار بیشتر در قرآن نیامده است.[۲]

 

ب ـ تعریف لغوی أسر:

أسر: بستن کسی با زنجیر و طناب چنانکه گویند: أسرت القتب ـ یعنی زین و برگ را به پشت مرکب بستم، اسیر را هم به همین مناسبت اسیر نامیده‌اند، که مقید و محدود می‌شود و سپس به هر چیزی که گرفته شده و مقید است، اسیر گفته‌اند، هر چند که با چیزی هم بسته نشود.

جمع أسیر ـ أساری، أساری و أسری ـ است و در آیه «و یتیمناً و اسیرا»[۳] به کار رفته است. بعداً معنی اسیر گسترش یافته و در معانی (اسیر نعمت شدن) استعمال شده و همچنین درباره خانواده که وسیله نیرومندی و تقویت مرد است و اسره الرجل: یعنی خانواده مرد.[۴]

الأسره ج أسر: خانواده، عائله، زره محکم.[۵]

 

ج ـ تعریف لغوی زوج:

الزوج ج أزواج و زوجه: همنشین، قرین، همسر، جفت انسان، عیال، جفت هر چیز[۶]

زوج به هر یک از دو همسر مرد و زن (نرینه و مادینه) و در حیوانات که با هم جفت هستند و آمیزش جنسی نموده‌اند، گفته می‌شود و همچنین به هر دو جفتی، چه در مزاوجت و یا در غیر آن، مثل جفت کفش و نعلین و نیز به هر دو چیزی که با یکدیگر شبیه یا همانند باشند، خواه شباهتی یکسان و یا ناهمسان باشد باز هم آن‌ها را ـ زوج ـ گویند.

خدای تعالی گوید: «فجعل منه الزوجین الذکر و الأنثی[۷] ….»

«و» قلنا یا آدم اسکن أنت و زوجک الجنه و کلا منها رغداً حیث شئتما و لاتقربا هذه الشجره فتکونا من الظلمین…[۸]»

«ولی واژه‌ی ـ زوجه ـ ناپسند است و به کار نمی‌رود (در قرآن نیامده است، می‌گویند: زوج المرئه: شوهر آن زن و زوجه الرجل: زن آن مرد) جمعش زوجات است.

شاعر می‌گوید: «فبکا نباتی شجوهن و زوجتی ـ همسرم و دخترانم از غم و اندوهشان گریستند.»

جمع زوج ـ ازواج ـ است. در آیه: «هم و ازواجهم» و «احشروا الذین ظلموا و أزواجهم»[۹]

أزواجهم ـ یعنی یاران و کسانی که در کردار و رفتار از ستمگران پیروی می‌کردند (که در دوزخ هم با هم قرینند.)

و آیه: «الی ما متعنا به أزواجاً منهم.»[۱۰] یعنی کسانی که همسان و همگنان و اقران آن‌هایند. و آیات: «سبحان الذی خلق الأزواج» آگاهی و هشداری به

که خدای تعالی فرد است (چون از حکم مصنوع خارج است ـ کان الله و لم یکن معه شیء … به حکم این آیه قرآن که هو الاول و همچنین ـ لیس کمثله شیء ـ یعنی ذات باریتعالی از حکم و قانون اشیاء که مرکبند، خارج است.

و آیه «خلقنا زوجین»[۱۱] این آیه روشن کرده است که هرچه در عالم است زوج است از جهت این که برای آن چیز، یا ضدی یا چیزی شبیه به آن، یا چیزی در ترکیب آن هست و بلکه به هیچ وجه از ترکیب و مرکب بودن جدا نیست. در آیه اخیر: زوجین را از این جهت بیان کرد تا هشداری باشد برای بر این که: شیء هر چند ضد و مثل و شبهی نداشته باشد اما از ترکیب

بلکه زوج و ازواج به کار رفته است.

زوج هم به زن اطلاق شده مثل: «و ان اردتم استبدال زوج مکان زوج…[۱۲]» «و اگر اراده کنید تبدیل زنی را به زن دیگر….»

و مثل «یا ادم اسکن انت و زوجک الجنه[۱۳] «ای آدم تو و زنت در بهشت بمانید»

«و هم به مرد مثل «فلا تحل له من بعد حتی تنکح زوجاً غیره[۱۴]» پس اگر بعد از طلاق دوم باز طلاق داد شوهر زن را پس حلال نشود آن زن بر آن شوهر بعد از طلاق شوم تا اینکه به نکاح درآید و شوهر کند آن زن به شوهری غیر از شوهر اول.

«و همچنین» قد سمع الله قول التی تجاد لک فی زوجها….»[۱۵]

به تحقیق شنید خدا سخن آنکه مجادله می کرد تو را در کار شوهر خود ازواج نیز هم در زنان بکار رفته مثل «والذین یتوفون منکم و یذرون ازواجاً ـ [۱۶] و آنهایی که می میرند از شما و وا می گذارند زنهای خود را « و هم در مردان»

مثل «فلا تعضلوهن أن ینکحن أزواجهن إذا ترضوا بینهم بالمعروف ـ [۱۷]پس منع نکنید ایشان را از اینکه به نکاح شوهران خود درآیند در صورتیکه از یکدیگر راضی شده باشند که بخوبی زندگی کنند. «ظاهراً استعمال شدن ازواج در مردان فقط در این آیه است.

زوج و ازواج در گیاهان نیز به کار رفته مثل « انبتت من کل زوجٍ بهیج[۱۸] ـ و بروید از هر گیاهی تازه و نیکو. «درباره حیوانات نیز آمده «قلنا احمل منها من کل زوجین اثنین[۱۹] ـ گفتیم ما نوح را بردار در آن کشتی از هر نر و ماده دو تا»« در زبان عرب زوجین به معنی یک جفت است و لفظ «اثنین» برای بیان آنست.

یکی از اسرار عجیب خلقت نر و مادگی موجودات است. اگر در حیوان و گیاه این واقعیت وجود نداشت هیچ یک چیز، دو چیز نمی‌شد و جای از بین‌رفته‌ها پر

حشرات و بادها تلقیح نگردند میوه بدست نخواهد آمد. از قدیم بوجود نر و مادگی در بعضی درختان مثل خرما پی برده بودند ولی بعدها عمومیت آن روشن گردید.

قرآن کریم پا را از همه فراتر گذاشته و مسئله نر و مادگی را در تمام موجودات اعلان می‌کند اعم از زنده و غیر زنده، درباره‌ی حیوان و انسان که روشن است و بعضی از آیات آن گذشت. درباره‌ی نباتات آمده: «سبحان الذی خلق الأزواج کلها مما تنبت الأرض و من أنفسهم و مما لایعلمون[۲۰] ـ پاک و منزه است خدایی که از روییدنی‌های زمین و از شما مردمان جفت‌ها (نر و ماده‌ها) قرار داد و از چیزهایی که نمی‌دانید نیز جفت‌ها قرار داد.» در گذشته که این واقعیت به ثبوت نرسیده بود، بزرگان ازواج را در آیه اصناف معنی می‌کردند ولی علم نشان داد که قرآن چه مسئله عجیبی را مطرح می‌کند در آیه «و من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین[۲۱] … و همه میوه ها را جفت قرار داد در زمین«گرچه نسبت زوجیت بخود ثمره داده شده ولی ظاهراً منظور تولید شدن آن‌ها در اثر زوجیت است بعضی از

که فرموده: «من کل الثمرات» جور در نمی‌آید که همه‌ی آن‌ها صیفی و شتوی ندارند.

بالاتر از همه این آیه است که می‌گوید: «و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون»[۲۲] ـ و از هر چیزی آفریدیم نر و ماده شاید شما پند بگیرید.

روشن می‌کند که قانون نر و مادگی در تمام موجودات بدون استثناء جاری است امروز بشر پس از فرو رفتن در درون اشیاء و شکافتن ذرات و رسیدن به اتم دانسته است که اتم‌ها از الکترون و پروتون تشکیل یافته‌اند. الکترون‌ها بار منفی دارند و پروتون‌ها بار مثبت‌ و نیز نر و ماده‌اند و موجودات همه از آن ذرات تشکیل یافته‌اند «سبحان ربک رب العزه عما یصفون.»

«اهتزت و ربت و انبتت من کل زوج بهیج[۲۳] ـ (ظاهراً مراد از زوج در این آیه و نظائر آن، نوع و صنف است یعنی زمین حرکت کرد،‌ بالا آمد و هر صنف و هر جور روییدنی نشاط‌آور را رویانید.

نوع و صنف یکی از معانی زوج است چنانکه راغب و اقرب و بیضاوی و ابن اثیر و طبرسی گفته است همچنین است آیات ۷ شعراء، ۱۰ لقمان، ۷ ق و غیره.

«و اذ النفوس زوجت[۲۴]» ظاهراً مراد از آن جفت شدن انسان‌ها با اعمالشان است درباره‌ی آن گفته‌اند: مراد ملکه‌های اعمال است که شخص با آن‌ها مزدوج می‌گردد یا هر انسان بهم شکل خود از اهل آتش و بهشت قرین شود یا ارواح باجساد برگردد یا هر فریفته بفریبنده ملحق شود یا مؤمنین با حورالعین و کفار با شیاطین هم قرین گردند.

قول اخیر عبارت اخرای کلام ماست و بنابر تجسم عمل مراد قرین شدن

گفت مراد از این ازواج زنان دنیوی انسان هستند که اهل بهشت شده‌اند بقرینه‌ی آیه‌ای که می‌گوید: «جنات عدن یدخلونها و من صلح من ابائهم و أزواجهم[۲۵]…» ـ که آن خانه بهشتهای عدن است که داخل می شوند ایشان آن بهشت ۴ را و هر که شایسته باشد از پدران و زنان ایشان. و شاید مراد ازواج بهشتی و حورالعین باشند.

و همچنین آیه «احشروا الذین ظلموا ازواجهم و ما کانوا یعبدون. من دون الله فاهدوهم الی صراط الحجیم[۲۶]» امر شود به ملائکه که جمع کنید آنان را که ظلم کردند برخود به سبب شرک و تکذیب رسولان و جمع کنید اتباع و اشیاع ایشان را از کفار و آنچه را که می پرستیدند از سوی خدا پس راه نمائید ایشان را به سوی راه جهنم.

«ممکن است مراد زنان دنیایی باشد که با شوهران شریک ظلم بوده‌اند و این وضع به خصوصی است که زن و شوهر در دنیا با هم ظالم باشند و در آخرت نیز از هم جدا نشوند، چنانکه درباره‌ی ابولهب و زن او آمده: «سیصلی ناراً ذات لهب. و امراته حماله الحطب[۲۷]» ـ به زودی در آید در آتشی زبانه دار وزن او هیزم کش است.

و احتمال دارد ازواجی باشند که از اعمال بد تجسم یافته‌اند و یا همشکلانی در عذاب باشند که خدا فرموده: «و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له

شیطان فاصله‌ای به دوری مشرق و مغرب بود که او بسیار همنشین و یار بدی بر من بود و هرگز در آن روز به حال شما سودی ندارد زیرا در دنیا ظلم کردید و امروز البته در عذاب دوزخ شریک هستید.» در این آیات شیطان با گناهکار قرین است و او را پیوسته گمراه می‌کند و روز قیامت نیز او را قرین خود می‌بیند و اعتذار سودی نمی‌دهد و هر دو مشترکاً وارد عذاب می‌شوند.[۲۸]

د ـ خانواده در اصطلاح:

تاکنون تعاریف گوناگونی برای خانواده ارائه شده است که عموماً براساس دو نکته بیان گردیده؛ یکی ساختارهای موجود خانواده که تاریخ از آن یاد کرده است و دیگری انتظاراتی که از کارکرد خانواده بوده و هست.[۲۹]

خانواده مؤثرترین عامل انتقال فرهنگ و رکن بنیادی جامعه است که در شرایط مختلف در تأثیر و تأثر متقابل با فرهنگ و عوامل اجتماعی است. انسان‌ها در خانواده به هویت و رشد شخصیتی دست می‌یابند و در خانواده‌های سالم و رشید به تکامل معنوی و اخلاق نائل می‌شوند. لذا خانواده عامل کمال‌بخشی، سکونت، آرامش و بالندگی به اعضای خویش است که در تحولات اساسی جوامع نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. البته خانواده متأثر از عملکرد مذهب، آموزش و حکومت نیز می‌باشد و این تأثر به صورت متقابل باعث ایجاد تغییرات اساسی می‌گردد. اگر خانواده محیط سالم و سازنده‌ای داشته باشد و نیازهای جسمی و روحی خویش را برآورده سازد، کمتر به خدمات جانبی و جبرانی برای خانواده نیاز است. در تعریف خانواده، بیان شده: «خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق نسب، سبب و رضاع با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می‌کنند.[۳۰]»

خانواده متشکل از افرادی است که از طریق پیوند زناشویی، هم‌خونی

، درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم‌خانواده نیستند.

اولین مفهوم مشترکی که از مجموعه تعاریف ذکر شده و ده‌ها تعریف ارائه شده دیگر استنباط می‌شود، این است که خانواده پیوند عمیق و پایدار جسمی و روحی هر چند نفر برای زیستن در فضای واحد است. یعنی بدون تحقق این پیوند، خانواده معنایی ندارد؛ قوام این بنا به میزان پیوند اعضای آن بستگی دارد. بنابراین، جهت تعالی کارایی خانواده، لازم است بر تحکیم پیوند و روابط اعضای خانواده تأکید شود، فلذا، تحکیم روابط در خانواده از جمله مهم‌ترین مسائل در سلامت و رشد فرد، همچنین

دارد. خانواده شامل گروهی از افراد است که از راه خونی، زناشویی، یا فرزندپذیری با یکدیگر ارتباط می‌یابند و طی یک دوره‌ی زمانی نامشخص با هم زندگی می‌کنند. [۳۱]

خانواده برحسب فرهنگ و تاریخ، شرایط اقتصادی و اجتماعی اقوام و جوامع مختلف، به شکل تک همسری، چند همسری، پدرتبار، مادرتبار، دوسوتبار، پدرسالار، مادرسالار، مادرمکان، پدرمکان، و… بوده است. اما به طور کلی در طول تاریخ، خانواده برحسب رابطه خونی یا سببی، به دو شکل تکوین یافته است:

۱ـ خانواده گسترده که مبتنی بر رابطه

در ریشه‌یابی کلمه خانواده، این نکته محرز می‌باشد.

۲ـ خانواده هسته‌ای که براساس رابطه سببی و پیوند ازدواج و زناشویی حاصل می‌شود و به یک واحد خانوادگی بنیادی مرکب از همسر، شوهر و فرزندانشان اطلاق می‌گردد که گاه آن را «خانواده زن و شوهری» نیز می‌نامند. (همان) خانواده‌هایی که برحسب رابطه سببی تشکیل می‌‌شوند، براساس شکل و نوع ازدواج دارای اشکال متعددی نظیر تک همسری، چند همسری، چند زنی و گروهی است.[۳۲]

دانشمندان جامعه‌شناس «خانواده» را این گونه تعریف نموده‌اند: «خانواده عبارت است از مجموعه‌ای که رابطه جنسی نیرومندی آن را پدید می‌آورد، و این رابطه از آنچنان نیرویی برخوردار است که زمینه پیدایش و تربیت کودکان را فراهم می‌سازد.»

براساس این نظریه، خانواده صرفاً شامل دو همسر است که رابطه‌ی جنسی آنان را گرد هم آورده و نه غیر از این‌ها. اما «مردوک» مفهوم خانواده را وسعت بخشید، و آن را شامل فرزندان این زوج دانسته. او چنین می‌گوید: «خانواده یک واحد اجتماعی است که نشانه‌های آن اقامت مشترک در یک مکان، همکاری اقتصادی، و پذیرش مسئولیت

دو همسر و فرزندان ایشان تشکیل می‌گردد. بر این اساس بقیه خویشاوندان را شامل نمی‌شود.»[۳۳]


۲ ـ ۱ ـ ضرورت و اهداف تحقیق:

زمانی که سوسیالیست‌ها از سال‌های ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۰م، بحث‌های نظری زیادی در مورد خانواده داشتند که تشکیل آن به صورت موجود محصول شرایط اجتماعی است، خصوصاً مارکسیست‌ها به این معتقد بودند که روابط و شکل همسرگزینی در ادوار مختلف تکاملی، اشکال مختلف داشته است. آن‌ها معتقد بودند که در عصر برده‌داری یکی از تحولاتی که به وقوع پیوست، تعدد زوجات بود و در عصر سرمایه‌داری در خانواده، تک‌همسری هسته‌ای به وجود آمد و این فرم خانواده، سازگارترین شکل با این

بنوشد و هیچ کار خلافی نکرده است، نیاز جنسی هم، همین‌گونه است و هر جا که این نیاز به وجود آمد، حق ارضا آن وجود دارد.

برای همین بعد از ایجاد جامعه سرمایه‌داری، اولین کاری که انجام دادند این است که رابطه عاطفی مادر و فرزند را حذف نمودند و لازمه آن، این بود که بچه به جای اینکه در خانواده تربیت شود، در مراکز پرورش دسته‌جمعی رشد کند.

در زمان جنگ ویتنام، مسئله دهکده‌های اشتراکی توسط بعضی از یهودیانی که تمایلات شدید سوسیالیستی، مانند «لیگله» داشتند مطرح شد و «کیبوش‌ها یا مزارع اشتراکی» در اسرائیل را یک نمونه موفق عنوان کردند. در این مزارع، بچه‌ها را در گروه‌های

به مدرن و از گسترده به هسته‌ای است و کارکردهایش نیز در حال از دست رفتن است. خانواده کارکردهای بسیاری داشته است از قبیل: کارکردهای اقتصادی، آموزشی، دینی، تولیدی، مهارت‌های شغلی و…. که همه این‌ها را از دست داده است، که می‌توان با تولید بستر مناسب برای ازدواج و فرهنگ‌سازی و جریان‌سازی و روشن نمودن ابهامات در مورد خانواده و نقش اعضا در خانواده، نگرش جوانان را اصلاح نمود. باشد که این تحقیق بسیار اندک بتواند راهنمایی در این زمینه باشد.

 

۳ ـ ۱ ـ پیشینه موضوع:

با توجه به موضوع تحقیق ـ خانواده در اسلام ـ کتاب‌های متعددی مورد بررسی قرار گرفت. کتاب‌های حول موضوع بسیارند و خدا را شکر درین زمینه نوشتار زیادست اما نوشتار کجا و نمود جامعه‌ی فعلی کجا؟ پیشینه این موضوع به قدمت نگارش‌های مربوط به خانواده است و سابقه‌ای به قدمت حیات بشر دارد. چرا که حضرت آدم علیه‌السلام اولین خانواده الهی را بنا نهاد.

درین زمینه پایان‌نامه‌های زیادی نیز نوشته شده است که به عنوان نمونه می‌توان به پایان‌نامه «تشکیل خانواده در رابطه متقابل اعضای آن از نظر اسلام» به نگارش مجید صالحی و با راهنمایی آقای دکتر علی قائمی مربوط به دانشگاه امام صادق «علیه‌السلام» و در مقطع کارشناسی ارشد پیوسته در سال ۱۳۷۰ اشاره کرد. این پایان‌نامه در فصل اول خانواده در جهان معاصر را بررسی می‌نماید. فصل دوم اسلام و مسأله خانواده فصل سوم وظایف اعضای خانواده را بیان می‌کند.

در این پژوهش اصول نگارشی در ترتیب صحیح نوشتن پاورقی رعایت شده است. در ضمن مطالب به مأخذ متقن و قابل استناد رجوع داده شده و حدود ۲۰۰ صفحه پایان‌نامه را فقط با ۴۶ منبع به تحریر در آورده است. به هر حال پرداختن به چنین موضوعی که در حال حاضر با محجوریت مواجه شده، جای تقدیر و تشکر دارد.

 

۴ ـ ۱ ـ فرضیات اصلی و فرعی:

فرض اصلی

۱ـ خانواده به عنوان اصلی‌ترین نهاد از جایگاه بسیار والایی در منابع اسلامی برخوردار است.

 

فرضیات فرعی

۱ـ خانواده در اسلام به عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی مورد توجه ویژه است.

۲ـ رشد و تعالی خانواده موجب رشد و تعالی اجتماع است.

۳ـ تمام روابط در خانواده مورد توجه منابع اسلامی قرار دارد.

۴ـ روابط در حیطه‌های حقوقی و اخلاقی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

۵ ـ ۱ ـ‌ روش تحقیق:

استفاده از روش کتابخانه‌ای غیر مراجعه به آثار مکتوب مثل کتب چاپی، نسخ خطی، نشریات، مقالات و… و همین طور استفاده از

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

بررسی جایگاه خانواده در اعصار گذشته و ادیان


۱ ـ ۲ ـ خانواده در اعصار گذشته:

خانواده، اصیل‌ترین نهاد اجتماعی است که از سوی ادیان الهی مورد اهتمام واقع شده و بخش قابل توجهی از آموزه‌ها و تعالیم دینی را به خود اختصاص داده است.

 

الف ـ خانواده در اقوام وحشی:

زندگی زن در امت‌ها و قبائل وحشی، از قبیل ساکنین افریقا و استرالیا و جزائر مسکونی در اقیانوسیه و امریکای قدیم و… نسبت به زندگی مردان نظیر زندگی حیوانات اهلی بود، آن نظری که مردان نسبت به حیوانات اهلی داشتند، همان نظر را نسبت به

و شرط و بدون حد و مرز.

در این امت‌ها مرد می‌توانست زن خود را به هر کس که بخواهد بفروشد، و یا ببخشد و یا او را مانند یک کالا قرض دهد تا از او کام بگیرند، بچه‌دار شوند، یا به خدمت بگیرند و مرد حق داشت او را تنبیه و مجازات کند، کتک بزند، زندان کند و حتی به قتل برساند. و یا او را گرسنه و تشنه رها کند، حالا

، حق زن را هم، حق خودش می‌دانست. حق زن را هم، حق خودش می‌شمرد، مخصوصاً از جهت داد و ستد و سایر معاملاتی که پیش می‌آمد خود را صاحب اختیار می‌دانست و بر زن لازم بود که از مرد (پدرش باشد یا شوهرش) در آنچه امر و دستور می‌دادند کورکورانه اطاعت کند، چه بخواهد چه نخواهد و باز به عهده زن بود که امور خانه و اولاد و تمام مایحتاج زندگی مرد را در خانه فراهم نماید، باز به عهده او بود که بارهای سنگین به دوش بکشد. و این رفتار عجیب، در بین بعضی قبائل به حدی رسیده بود که وقتی زن حامله بچه خود را به دنیا می‌آورد بلافاصله باید از جا بلند شده و در مقابل مرد در حالیکه هیچ کسالتی ندارد، خود را به بیماری زند و در رختخواب می‌خوابید و زن بدبختش به پرستاری از او بپردازد.[۱]

 

ب ـ خانواده در روم قدیم:

«اساس و ساختمان در خانواده در روم قدیم تابع اصول مذهبی بوده، اهمیت خانواده و پدر و قدرت فوق‌العاده او نتیجه اهمیت و نفوذ مذهب بوده است، در روم قدیم مذهب داخلی و خصوصی

را پرستش می‌کرد (اجاق خانوادگی) و اگر اتفاقاً برحسب اشتباه یا منظور خاصی، خدایان خانواده دیگری را عبادت می‌کرد، مشرک و کافر می‌شد.

پدر، رئیس و فرمانفرمای مطلق خانواده و در عین حال پیشوا و رئیس مذهبی بوده و نفوذ فوق‌العاده و قدرت بلامانع پدر از لحاظ ریاست مذهبی بوده است. از اینجا نتیجه می‌گیریم که خانواده رومی براساس مذهب تشکیل یافته، افراد خانواده اعم از پسر و دختر و مادر طوری تحت اطاعت پدر قرار گرفته بودند که تعیین کلیه مقررات حتی مرگ و زندگی آن‌ها در دست پدر بوده.

در حقوق روم قدیم زن در مقابل پدر خانواده (شوهر یا پدر شوهر خود) حکم دختر او را دارد، و بالنتیجه خواهر فرزندان خود محسوب می‌شود. باصطلاح فقهای رومی عروسی برای دختر تولد دیگر است. و از این جهت دختر شوی خود می‌شد و در صورتی که پدر شوهر حیات داشت، دختر او و خواهر شوهر خود شمرده می‌شد. کلیه افراد خانواده خاصه زن و دختر، دارای هیچگونه شخصیت و اختیاری نبودند. پسران چون بعداً بر اثر آزادی خود یا فوت پدر مستقل و رئیس خانواده می‌شدند و در مدت تبعیت و تحت الکفاله بودن هم زیاد فشار نمی‌دیدند ولی به عکس دختران و زنان برای همیشه مانند شیئی مملوک و مورد معامله واقع می‌شدند.

زن و دختر در مقابل شوهر و پدر حق مالکیت، معاشرت، رفت و آمد و حتی حق حیات نداشتند. پدر هر وقت صلاح می‌دانست می‌توانست آن‌ها را بفروشد، قرض یا کرایه بدهد یا بکشد، بدیهی است وقتی عنوان انسان اجتماعی بر زن اطلاق نشود طبعاً از کلیه حقوق و امتیازاتی که برای یک انسان است محروم خواهد ماند.[۲]»

از مطالعه طریقه ازدواج در حقوق روم استفاده می‌شود که زناشویی رسمی به یکی از طرق زیر است:[۳]

۱ـ انتقال زوجه از خانه پدر به خانواده شوهر: در این طریق زن از تحت نفوذ رئیس و بزرگ خانواده خود خارج و در تحت نفوذ خانواده شوهر داخل می‌گشت و این طرز از ازدواج توأم با یک سلسله از تشریفات و آداب خاصی است که برای عملی شدن این انتقال باید عملی گردد باین ترتیب دختر و پدر شوهر یا خود شوهر در محضر قاضی حاضر شده ادعیه و اوراد معینی خوانده می‌شود سپس دختر در همان مجلس تغییر مذهب داده تابع رئیس خانواده جدید بوده، خدایان آن خانواده را پرستش می‌کند.

۲ـ انتقال حقوق و اختیارات: در این طریقه از ازدواج معامله خاصی صورت گرفته، پدر دختر و شوهر و یا پدر شوهر

این انتقال می‌گرفت.

۳ـ بالاتر از این دو مورد، اگر مرد می‌توانست زنی را به هر عنوان به خانه خود برده با او همبستر شود و او را لااقل تا یکسال در خانه‌ی خود نگاه دارد همسر او محسوب می‌شد و اگر زن مذکور می‌توانست سه شب متوالی از هم‌بستری سر بپیچد دیگر همسر آن مرد نبود!

 

ج ـ خانواده در یونان قدیم:

«تمدن معروف یونان، این خمیرمایه هوش بشری، بر روی خرابه‌های وحشی‌گری اقوام جاهل یونان قدیم بنا گردیده است. مذهب در یونان، مانند روم قدیم، داخلی و خصوصی بوده، و عیناً مانند روم هر خانواده روح نیاکان خود را نیایش می‌کردند.

خانواده، ایجاد و بقای آن، تابع مذهب و سلطه‌ی پدر خانواده نیز ناشی از عنوان ریاست مذهبی بوده است. مبنای پیدایش خانواده به هیچ وجه به نسبت علقه و عاطفه متکی نبوده، بلکه پرستش اجداد و نیاکان واحد، هر خانواده‌ای را ایجاد و از خانواده‌های دیگر ممتاز می‌کرد. ازدواج امر مذهبی و مقدسی بود، تشریفات ازدواج فقط با حضور خدایان خانگی انجام می‌گرفت و به خدایان عمومی مثل ژوپیتر و غیره مربوط نبود.

لزوم بقایای خانواده و بالملازمه وجوب ازدواج و منع تجرد، برای این بوده که اخلاف برای اسلاف خود به آتشگاه خانوادگی طعام و شراب بفرستد تا اجدادشان خدا بمانند، و گرنه از آن مقام تنزل کرده در ردیف اشقیا قرار می‌گرفتند.

در یونان قدیم نیز در اثر تحولات اجتماعی به جای اختلاف، ازدواج مشروع توأم با تشریفات خاصی بود:

۱ـ تشریفاتی که بایستی جلو آتشگاه خانواده پدری، انجام می‌گرفت که در طی آن پدر حقوق راجع به دختر خود را در مقابل پول نقد یا هدیه‌ای که از داماد گرفته بود به وی انتقال می‌داد.

۲ـ تشریفاتی که در فاصله بین

، انجام می‌گرفت، در این موقع قربانی می‌کردند و دعاهای مخصوصی خوانده می‌شد و در بعضی از جوامع و طوائف به این نیز اکتفا نمی‌کردند و این مراسم به صورت وحشیانه و هولناکی انجام می‌گرفت.[۴]

۵ ـ خانواده در ایران باستان:

«در میان پیروان اوستا بنای مملکت بر خانواده بود که مرکز آن «مان» یعنی خانه بود. از چند خانواده خویشاوند یک عشیره تشکیل می‌شد که در یک دیه مجتمع بودند و نام سرسلسله خانواده‌ها بر آن عشیره اطلاق می‌شد. زن که شوهر می‌کرد در خانواده شوهر و بالطبع در عشیره او به فرزندی قبول می‌شد.

اساس تمدن آریائیان متکی به خانواده بود و خانواده متکی بوده است به قدرت پدر و همین اساس تا قرن‌ها در تمدن چادرنشینی ایران باقی بوده است و هنوز هم آثاری از آن به چشم می‌خورد، زن هم که در نخست صاحب همه گونه اختیار بود پس از آنکه دست نشانده مرد شد، باز هم بانوی خانواده به شمار رفت و مورد احترام قرار گرفت

تنها از اقوام بیگانه بودند و تا این اواخر نیز که زرخریدی در ایران معمول بود خرید و فروش ترکمن‌ها و ترکان را مجاز می‌دانستند، ولی خرید و فروش کنیز و غلام در طوایف دیگری که آرایائی بودند ممنوع بود و حتی در زمانی که جنگ‌ها را سربازان مزدور می‌کردند همیشه ترجیح می‌دادند که این سربازان نیز از

باشد و نگذارد که آتش خانواده خاموش و یا منقرض بشود. کانون خانواده در جای معینی بود و جنبه تقدس داشت و همه به آن احترام می‌گذاشتند و حتی به آن قسم می‌خوردند چنانکه هنوز هم معمول است که افراد به اجاق روشن یا به نور چراغ سوگند می‌خورند. ترک کردن کانون خانواده و بی‌احترامی به آن منتهای سرشکستگی بود.

امر ابدال یعنی ازدواج به عوض دیگری معرف خوبیست از نهایت اهمیتی که ایرانیان به بقای جاودانی یک خانواده می‌دادند. اصرار خاص ایرانیان بر خلوص نژاد، ازدواج میان نزدیکان را مثل برادر یا خواهر، پدر با دختر، و پسر با مادر برایشان واجب کرده است. از این قبیل قرابت دوجنبه‌ای در میان هخامنشیان نیز متداول بوده است. در اوستا بارها سفارش شده و در ادبیات مذهبی پهلوی نیز اغلب ذکر شده است که ازدواج با نزدیکان گناهان بزرگ را نابود کند و این اعلی درجه تمجید است.[۵]

ه‍ ـ خانواده در عرب جاهلیت:

عرب برای زن نه استقلالی در زندگی قائل بود و نه حرمت و شرافتی، ارث نمی‌بردند، تعدد زوجات بدون حدی معین، جائز بود، در مسأله طلاق برای زن اختیاری قائل نبود، دختران را زنده به گور می‌کرد، رفتاری که عرب با زنان داشت، ترکیبی بود از رفتار اقوام متمدن و رفتار اقوام متوحش، ندادن استقلال به

آنان و زنده به گور کردن و شکنجه دادن را از اقوام بربر و وحشی اقتباس کرده بودند، پس محرومیت زنان عرب از مزایای زندگی مستند

بود که دخترکشی را آغاز کرد.[۶]

در میان عرب اگر شوهر زنی می‌مرد، وی می‌بایست سر قبر شوهر خیمه زده یا پسر بزرگ، صاحب اختیار زن می‌شد و اگر می‌توانست او را بفروشد یا مزدور نماید و یا در مقابل پولی که به نام مهر قرار می‌گیرد شوهر دهد، یا برای همیشه او را از شوهر کردن ممنوع سازد. به طور کلی به موجب نفرت و انزجاری که در عصر جاهلیت نسبت به زنان و دختران داشتند حق و حقوقی برای آنان قائل نبودند و حتی آنان را به طریقی از بین می‌بردند.[۷] فرزندانی که در دوران جاهلیت به دنیا می‌آمدند، از هر نوع حق انسانی محروم بودند، به گونه‌ای که گاه به دست پدران خود در پیشگاه بت‌ها قربانی می‌شدند و همچنین گاهی از ترس فقر به دست پدرانشان به قتل می‌رسیدند.[۸]

 

۲ ـ ۲ ـ خانواده در ادیان:

الف ـ خانواده در زرتشت[۹]:

اجتماعی بودن و نیاز به همکاری با همنوعان از ویژگی انسان است و «واحد اجتماعی» عبارت است از عده‌ای از زن و مرد، کوچک و بزرگ که بر مبنای خویشاوندی و هم‌خونی با یکدیگر گرد آمده، بنابر موقعیت اقتصادی، اجتماعی، فنی و نسبی، خانواده، طایفه، تیره و یا قبیله نامیده می‌شوند.

کوچک‌ترین و ساده‌ترین واحد اجتماعی، خانواده‌ی هسته‌ای (یا زن و شوهری) است که مرکب از زن و شوهر و فرزندان نابالغ آن‌هاست. یعنی هر یک از فرزندان خانواده که به سن بلوغ قانونی برسند، کانوان خانوادگی پدر و مادر را ترک کرده و برای خود خانواده تشکیل می‌دهند، جامعه‌های کشورهای اروپایی و صنعتی، از این دسته‌اند.

در آیین زرتشتی نیز نهاد خانواده «هسته‌ی بنیانی» زندگی اجتماعی است. در اوستا و منابع کهن دینی و زرتشتی،

است…» (وندیداد، فرگرد چهارم، فقره ۴۷)

مراسم توافق و ازدواج زن و شوهر را در آیین زرتشتی، «گواه گیران» گویند، و در این ازدواج، مهریه (صداق) جایی ندارد و اگر قرارداد و سندی در مراسم گواه‌گیران نوشته شود، اعتبار عاطفی و اجتماعی دارد. در آیین زرتشتی ـ مانند آیین مسیحی ـ طلاق جایی ندارد و جدا شدن زن و شوهر (یا «

«نمانو» به معنای خانه و خانمان است و «پائیتی» به معنای مذکر و «پاتنی» به معنای مؤنث و رئیس خانه است.

زنان در آیین زرتشتی در تمام مراحل زندگی، وکالت، تیراندازی و همه فن‌ها مشارکت داشتند. حتی در نگهبانی آتش مقدس، البته وقتی که «دشتان» (عادت ماهانه) آن‌ها رفع می‌شد.» (از ماتیکان هزاردستان)

فرزند داشتن ـ به ویژه پسر ـ اصل بقای خانواده بود. به این سبب که اگر زن نازا بود به تشخیص پزشک و با موافقت زن اول مرد، می‌توانست زن بگیرد (البته این ازدواج «چند همسری» نیست) اگر مردی بالغ، بی‌فرزند پسر از این جهان بگذرد، روانش از «پل چینود» (پل صراط) نتواند عبور کرد تا هنگامی که برای او فرزندخوانده تعیین نکنند و سرپرستی بازماندگان و دارایی‌اش را به او نسپارند، روان او آزاد نمی‌شود.

در چند مورد، در اوستا، آیه‌هایی است که در آن‌ها نمازگزار از درگاه یزدان و فرشتگان خواستار پسر است که بتواند خود و خانواده و شهر و کشور را از دشمنان حفظ کند. در پیوند خویشاوندی، اهمیت دادن به فرزند پسر، از ویژگی‌های جامعه کهن بود (که هنوز اعتبار خود را در جامعه‌های سنتی از دست نداده است). در آیین زرتشتی کسانی که پسر نداشتند، یا دارای فرزند نبودند، بنابر سنت جامعه، این نگرانی را، با قبول «فرزندخوانده»ای از خویشاوندان نزدیک، رفع می‌کردند. به این معنا که از پنج نوع زنی که در ازدواج‌ها تقسیم‌بندی می‌کردند[۱۰]،

 

خانواده به روایت ارداویراف‌نامه: کتاب اردیراف‌نامه (که به روایتی در زمان اردشیر بابکان نوشته شده است) و دارای ۱۰۱ فرگرد است، ۱۶ فرگرد آن درباره‌ی رفتار خانواده‌ها، رفتار زن و شوهر با یکدیگر، رفتار با پدر و مادر، رفتار با فرزندان و هشدار و یادآوری کیفر سنگین برای کسانی که از این رهنمودها تخطی نمایند، می‌باشد.

استوره‌ی ارداویراف‌نامه به این شرح است که: «… پس از آن که اسکندر رومی، بدبخت بی‌دین و بدکردار به ایران آمد، و دستوران و داوران و دانایان را بکشت، تباهی، آشوب، بدگمانی و بیدادگری در مردمان ایران شهر پدید آمد. پس مغان و دستوران انجمن آراستند و اردیراف را به قرعه تعیین کردند که به راهنمایی دو فرشته (سروش فرشته‌ی رسیدگی به حساب روز واپسین و آذر فرشته‌ی تقرب به اور مفرد) به مدت هفتاد روز از بهشت و دوزخ و بزرخ (همیستکان) و پل چینواد (پلی که روان گذشتگان باید از آن بگذرد) دیدن کرد. و پاداش کارهای نیک و کیفر بدی را با دقت به خاطر سپرد. هفتمین روز با پیامی از اورمزد برای جهانیان به زمین بازگشت و…»[۱۱]

اردایراف خواننده یا شنونده را با خود به بهشت و دوزخ می‌برد و جایگاه روان‌های نیکان و بدان را نشان می‌دهد. خانواده به عنوان هسته‌ی بنیادین جامعه مورد توجه ارداویراف نامه است:‌ رعایت احترام پدر و مادر، تیمار و پرورش فرزندان، سازگاری و احترام با همسر، پاک‌دامنی و عفت که آرامش و بقای خانواده را تضمین می‌کند. حرمت و حراست اعضای خانواده، ازدواج با خویشاوندان و… گوشزد شده است. که به برخی فرگردها اشاره می‌شود:

ـ برای کسانی که پدر و مادر را رنج داده‌اند و به گیتی از آن پوزش و بخشش نخواستند. پادافره (کیفر) سخت است. (فرگرد ۶۵)

ـ کیفر سنگین برای مادرانی که کودک خود را گرسنه نگه داشته و در برابر دریافت پول کودک دیگری را شمع دادند. (فرگرد ۴، ۵۹ و ۸۷)

ـ کیفر سنگین برای کسی که سقط جنین کرده است (و کودک خویش مردار و تباه کرد و بیفکند) (فرگرد ۴۵) و…

ب ـ خانواده در میان مسیحیان و یهودیان:

علاقه و آمیزش جنسی در میان مسیحیان پلید شمرده شده و این به خاطر

آلوده نشدن به زن در تمام عمر دانستند و پاپ از میان این چنین افرادی انتخاب می‌شود.

به عقیده ارباب کلیسا، تقوا ایجاب می‌کند که انسان از ازدواج خودداری کند. راسل می‌گوید: «در رسالات قدیسین به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج برمی‌خوریم، ولی در سایر موارد، پدران کلیسا از ازدواج به زشت‌ترین صورت یاد کرده‌اند. هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد. بنابراین، ازدواج که عمل پستی شمرده می‌شد بایستی منهدم شود.

کلیسا ازدواج را به نیت تولید نسل جائز می‌شمارد. اما این ضرورت، پلیدی ذاتی این کار را از نظر کلیسا از میان نمی‌برد، علت دیگر جواز ازدواج، دفع افسد به فاسد است یعنی با این وسیله از آمیزش‌های بی قید و بند مردان و زنان جلوگیری می‌شود.

دین مسیح و بالاخص سنت پل نظریه جدیدی در ازدواج عرضه داشتند. در نظریات آن‌ها ازدواج نه به خاطر تولید مثل بلکه به منظور جلوگیری از گناهانی نظیر زنا و فسق و فجور بود. سنت پل حتی برای یک بار هم پیشنهاد نکرده که ازدواج دارای جنبه‌های مثبتی نیز می‌باشد و نیز بازگو نکرده که محبت و عشقی که بین زن و شوهر وجود دارد، ممکن است امر دلپذیری باشد و حتی او کمترین توجهی را نسبت به خانواده مبذول نداشته است. نظر دین مسیح آن است که هر گونه مقاربت جنسی (حتی در قلمرو زناشویی) ناپسند و غیر اخلاقی می‌باشد.

نظریات سنت پل به وسیله کلیسای دوران اولیه مسیحیت تأیید و تأکید می‌شود و کلیساها عقاید وی را بزرگ جلوه می‌دادند تا

و ادامه نسل دریابد بلکه برعکس از گفتار وی می‌توان دریافت که وی پرهیز کردن از مقاربت با زن را در دوره‌های حاملگی و زایمان خطرناک می‌دانسته است و مخالف این پرهیز بوده است. در حالی که کلیسای کاتولیک در این مورد نظر دیگری دارد. زناشویی در دکترین ارتدکس مسیحیت دارای دو هدف است. یکی از آن هدف‌ها همان است که سنت پل تعیین کرده است و هدف دیگر تولید کودک است، در نتیجه همین هدف‌ها اخلاق جنسی در مذهب ارتدکس حتی مشکل‌تر از آن مقرراتی بود که سنت پل تعیین کرده بود. چه کلیسای ارتدکس، فقط روابط جنسی مرد و زن را در محدوده زناشویی قانونی می‌دانست، بر طبق عقاید کلیسای ارتدکس میل بر حلال‌زاده بودن فرزندان و اولاد و اعقاب تنها انگیزه‌ایست که روابط جنسی را سر و سامان می‌بخشد.[۱۲]

شریعت یهود اختیار طلاق را به مرد داده و اگر شخصی با دختر باکره زنا نماید باید زانی مقدار معینی پول نقره به پدر دختر بدهد و آن دختر را زوجیت اختیار نماید و دیگر حق ندارد تا مدت عمر او را طلاق گوید.[۱۳]

در سفر جامعه تورات آمده: من و دلم بسیار گشتیم تا بدانم از سر

دومین کتاب یهودیان بعد از تورات است، دعایی وجود دارد که جایگاه زن در خانواده و در نگاه آیین یهود را تبیین می‌کند: «انسان موظف است که هر روز این سه دعای برکت را بخواند: متبارک است خدایی که مرا یهودی خلق کرد، که مرا زن نیافرید و که مرا یک بی‌سواد و بی‌معرفت به وجود نیاورد.» در نگاه تلمود، نقش زن در خانواده و اجتماع بشری، در اشتغال به امور خانه‌داری منحصر است و تنها راه کمال زن، تشویق شوهر و فرزندان به فراگیری تورات است: «زنان به چه وسیله کسب شایستگی و امتیاز می‌کنند؟ به وسیله فرزندانشان به کنیسه برای فرا گرفتن تورات، با وسیله‌ی وادار کردن شوهرانشان به آموختن قوانین الهی در محضر دانشمندان.»[۱۴]

ج ـ خانواده در اسلام

نگرش اسلام به خانواده برعکس مکاتب و دیدگاه‌های غیراسلامی، که نگاهی تک بعدی است، بسیار عمیق و همه‌جانبه است و تمام ابعاد آن از آغاز تا انتها، در همه مراحل مورد توجه بوده و در هر مورد دستورات لازم ارائه گردیده است. نحله‌های غیر دینی، خانواده را از زاویه‌ی خاصی مورد توجه قرار می‌دهند، به ویژه دانش‌های علمی امروز دانشگاه‌ها براساس نیاز خود به تجزیه و تحلیل خانواده می‌پردازد و به دیگر ابعاد آن توجه چندانی ندارند. غافل از اینکه خانواده به عنوان یکی از بنیادی‌ترین نهادهای اجتماعی، در تمامی عرصه‌های زندگی

برده شد.

اما اسلام نگاهی همه جانبه به نهاد خانواده دارد و آن را از زاویه‌های گوناگون

علوم جدید منطبق گردند، تحول عظیمی در دانش خانواده به وجود خواهد آمد. آن قدر که اسلام به تحکیم بنیان خانواده اهمیت داده و در دستورات خود گام به گام آن را دنبال نموده است، مکتب‌های دیگر به استقرار خانواده بها نداده‌اند. اسلام پیش از همه، می‌خواهد یک فضای عاطفی و محبت‌آمیز در محیط خانواده پدید آید و روابط بین اعضای آن بیش از پیش پایدار گردد.[۱۵] خانواده‌ای از نظر اسلام خوشبخت است که دوستی، صداقت و وفاداری بر فضای آن حاکم باشد، زیرا با اختلاف، بدبینی، خودمحوری، شیرازه خانواده از هم می‌پاشد. خدای متعال ایجاد محبت و همدلی بین زن و شوهر را از نشانه‌های خود دانسته، می‌فرماید: «و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه[۱۶] ـ

ترجمه: یکی از نشانه‌های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان بیارامید و میان شما و همسرانتان موده و رحمه برقرار ساخت.»

براساس بینش اسلامی، پیوند میان زن و مرد فراتر از یک غریزه بوده، منشأ فطری و الهی دارد که از سرشت آدمی ناشی می‌شود. دستگاه عظیم خلقت چنان زوجین را به هم علاقه‌مند ساخته است که حاضرند برای رفاه حال دیگری، رنج و زحمت را به جان خود بخرند تا همسر در آسایش زندگی کند. آفریدگار بشر کاری کرده است که خودخواهی و تکروی در محیط خانواده به خدمت و همکاری تبدیل شود.[۱۷]

نگاهی به آموزش‌های اسلامی نشان می‌دهد که مسأله «خانواده» با تمام مراحل و واقعیت‌های مربوط به آن، به صورت جدی و گسترده مورد توجه اسلام بوده است و اصولاً یکی از مسائلی که در سرلوحه‌ی تعالیم دینی ما قرار دارد، همین مسأله است. برخلاف برخی نظریه‌ها که تجرد را

.» و در روایت دیگری از آن حضرت نقل شده که: «ازدواج سنت من است و هر که از سنت من روی بگرداند، از من نیست.»[۱۸]

خانواده اجتماعی کوچکی است که ابتدا با یک مرد و زن تشکیل می‌شود، دو نفری که بناست در تکامل معنوی و رشد مادی یکدیگر مشارکت کنند و بالاتر از آن که هر یک کمبود دیگری را در اوج محبت و مودت جبران نمایند و چنانچه چیزی آنان را تهدید کرد و آرمان‌های فکری و اعتقادیشان را به خطر انداخت، هر دو به دفاع برخیزند و جهت حیات و زندگی همیشگی خویش با آن مبارزه کنند و برای بقای خویش برنامه‌ریزی نمایند و نسل خود را دوام بخشند.

قرآن کریم این اصل اساسی را با واژگانی زیبا چنین بیان می‌کنا: «و من آیاته من خلق لکم من انفسکم ازوجاً لتسکنوا الیها و جعل

*  کارکرد و جایگاه خانه در قرآن:

واژه «بیت» به معنای خانه، ۷۱ بار با مشتقات آن در صیغه‌های «بیت» و جمع آن «بیوت» در قرآن کریم آمده است. این کلمات در ۱۲ مورد به مصداق بیت الله، یعنی کعبه (خانه خدا)، ۲ مورد برای بیت عتیق، ۲ مورد بیت معمور و باقی به معنای «خانه»، همان محیط مخصوص زندگی خانواده آمده است.

با نظر به آیات الهی و پرداختن آیات متعددی در قرآن به کلمه بیت، چنین به دست می‌آید که این مکان مسقف محدود که محل اجتماع و زیست جمعی بشر و اولین محیط رشد و پرورش وی است، مورد

اشاره می‌شود:

۱ ـ محل تسکین:

اولین کارکرد خانه، تأمین آرامش جسم و تسکین جان اعضای آن است که البته مرهون امنیت همه جانبه‌ی این محیط برای اعضاست. فضای محدود و امن خانه، حریمی (محل محرم) برای ابراز احساسات، بیان اسرار، ارضای غرایز و تأمین نیازهای جسمی روحی انسان است. این سکونت و امنیت را خداوند به خود نسبت می‌دهد و می‌فرماید: «والله جعل لکم من بیوتکم سکنا[۱۹] ـ خداوند از خانه‌های شما محل سکونت و آرامش برایتان قرار داد.»

واژه «سکن» به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله آن تسکین یابد. انسان علاوه بر نیاز به سکونت در خانه، به محلی برای تسکین آلام روحی، رها شدن از برخی قیودات اجتماعی، استراحت به نحوه دلخواه، خلوت کردن و راز و نیاز با خدا و محرمان نیاز دارد. اگر خانه تأمین‌کننده این نیازها نباشد، مسکن نخواهد بود.

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

محل ذکر و تلاوت آیات الهی:

«و اذکر ما یتلی فی بیوتکن من ایات الله و الحکمه[۱] ـ به یاد آورید آنچه در خانه‌هایتان از آیات و حکمت تلاوت شده است.» آیه خطاب به همسران پیامبر اکرم (ص) است و نکاتی از آن برداشت می‌شود:

ـ فضایلی که از خانه و خانواده نصیب انسان می‌شود، ارزشمند است و باید برای بکارگیری در زندگی حفظ شود.

ـ هر فرد باید حافظ شئون، موقعیت و آبروی خانواده خود باشد.

ـ محیط آرام و مأنوس خانه، مناسب‌ترین محل برای اندیشه، ذکر،‌ یادآوری کلام خدا و ذکر حکمت‌های الهی است.

ـ خانه مکتبی برای تربیت انسان‌هایی عبد و مطیع و ذاکر حق است.

کارکرد وسیع و گرانقدر خانه، آن را مکانی مورد احترام و عنایت قرار داده است؛ اما چنان چه این محل معبدی برای بندگی و ذکر حق واقع شود، خداوند آن را رفیع و عظیم می‌گرداند. چنانکه خطاب به رسول گرامیش می‌فرماید: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال[۲] ـ رفعت و علو حقیقی خاص خداوند متعال است؛ خانه‌ای که مسجد خداوند و محل تسبیح او باشد، نیز عظیم و مرفوع است.

آن چه از آیه فوق و تفسیر مرحوم علاوه طباطبایی (المیزان) استفاده می‌شود، این است که اگر خانه از هر پلیدی و لوثی منزه بماند و به ذکر خدا و عبادت او مزین شود، رفعت می‌یابد و از یک چهار دیواری سرد و بی‌روح خارج می‌شود و هر چه صبغه‌ی الهی و معنویش بیشتر شود، مقامی رفیع‌تر می‌یابد که مصداق کامل آن کعبه، خانه خداست.[۳]

۳ ـ محل رابطه‌ی قدسی:

«فإذا دخلتم بیوتاً فسلموا علی انفسکم تحیه من عندالله مبارکه طیبه»[۴] «مقصود از سلام کردن بر خود، سلام بر اهل خانه است و اگر در این جا

است، عالی‌ترین ایجاد رابطه میان اعضای خانواده آن است که با تحیت و سلام با یکدیگر برخورد کنند و یاد خدا میان آنان باشد. این رابطه قدسی اگر در خانه برقرار شود، به طور قطع به جامعه نیز کشانده خواهد شد. پس حقیقت سلام، گسترش امنیت و سلامتی در میان انسان‌هاست.

۴ ـ لزوم حفظ حریم خانه:

از نظر قرآن، خانه به قدری در مقام و جایگاه بالایی قرار دارد که حفظ حریم آن بر همگان توصیه شده است. خداوند متعال می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا تدخلو بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأ نسوا و تسلموا»[۵]

حصر در آیه مذکور به این معناست که خداوند ورود به خانه غیر را بدون اذن و سلام ممنوع می‌کند. حرمت این حریم را مقدس می‌دارد و ضرورت حاکمیت یک فرهنگ صحیح و صمیمی را در برخورد با اهل خانه بیان می‌کند و می‌آموزد که اهل بیت باید در روابط با یکدیگر، علاوه بر رعایت همه‌ی شئون انسانی در برخوردشان، از راه تکلم که نزدیک‌ترین و شایع‌ترین ارتباط است، نیز این یگانگی را بیان کنند و سلام واژه‌ای است که این پیام را دارد؛ علاوه بر آن که آرزوی سلامت و امنیت از جانب سلام‌کننده را ابلاغ می‌کند.[۶]

 

۳ ـ ۲ ـ وضعیت خانواده در جهان معاصر:

نهاد خانواده معطوف به ازدواج زن و مرد، یکی از نهادهای اجتماعی است که سابقه‌ای دیرینه دارد و از همان ابتدای زندگی اجتماعی، نیاز به جنس مخالف و امنیت مبنای تکوین آن به شمار می‌رود. به طوری که پیدا شدن انسان بر روی زمین با تشکیل خانواده همزمان بوده و بی‌تردید دفاع از حریم انسان در برابر جانوران درنده و حوادث طبیعی، زندگی جمعی را برای انسان ایجاد کرده است.[۷]

بنابراین علاوه بر نیاز جنسی، نیاز به داشتن حس نظم و احساس امنیت، در واقع از عوامل

و خانواده تأکید کرده و بازتاب شرایط تعارضی جامعه در خانواده را حائز اهمیت می‌داند، زیرا خانواده به صورت «طبیعی» وجود ندارد، بلکه در هر زمان، بازتابی از شرایط اجتماعی است، لذا خانواده را باید با توجه به مشتری که در آن قرار دارد، مورد بررسی قرار دهد.

رنه کوینگ معتقد است که بر طبق تقسیم‌بندی جامعه‌شناسی کلان و جامع‌شناسی خرد، دو نوع بررسی از پدیده خانواده ضروری است. اول نگرش به خانواده در ارتباط با کل جامعه، با در نظر گرتفن مناسبات کلی جامعه و همچنین بررسی رابطه نظام خانواده با پاره نظام‌های دیگر و دوم نگرش بر خانواده به عنوان نظامی خاص، یعنی گروه کوچک با ساختار و کارکرد خاص خود، مطابق این دیدگاه، خانواده به عنوان یک گروه اجتماعی با ویژگی‌های متفاوت از سایر گروه‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بررسی‌های جامعه‌شناسانه در مورد خانواده، در قرن نوزدهم توسط دو متفکر اجتماعی به نام فردریک لوپلی فرانسوی و ویلهلم هانریش ریل آلمانی شروع شد که بعدها به عنوان «پدران جامعه‌شناسی خانواده» محسوب شدند. آنان در آن زمان، در اوج انقلاب صنعتی اروپا و در دوران گذار شاهد فروپاشی خانواده گسترده و تبدیل آن به خانواده هسته‌ای بودند و هر دو در نظریه‌های خود، خانواده گسسته را مطلوب دانسته و از دولت‌ها تقاضا می‌کردند که با ایجاد محدودیت‌هایی در «حقوق فردی»، افراد را به زندگی در خانواده گسترده وادار کنند. نظرات آن‌ها تا مدتی طولانی در اروپا حاکم بود تا اینکه در اوایل قرن بیستم با نفوذ افکار جامعه‌شناسانه‌ی دورکیم، بررسی‌های جامعه‌شناسی خانواده و تغییر و دگرگونی آن بدون تأکید بر مطلوبیت شکل خاصی از زندگی خانوادگی آغاز شد. در این زمان خانواده هسته‌ای، یعنی خانواده‌ای که شامل زن، شوهر و فرزندان است، عمومیت یافته و به عنوان واقعیتی اجتماعی تلقی می‌شد.

بعدها پارسونز جامعه‌شناس آمریکایی به تفکیک نقش‌های خویشاوندی و شغلی تأکید می‌کند و خانواده را واحد زن و شوهری می‌داند.[۸]

پارسونز خانواده را بر دو نوع تقسیم می‌کند؛ خانواده جهت‌یاب یعنی خانواده‌ای که فرد در آن رشد می‌کند و خانواده فرزندیاب که منظور همان خانواده هسته‌ای است و فرد خود تشکیل می‌دهد و شامل همسر و فرزندان اوست، نومکان است، یعنی دور از خانه والدین زن یا شوهر زندگی می‌کند و از لحاظ اقتصادی مستقل از خانواده جهت‌یاب است و پایگاه اجتماعی خانواده نیز تنها از طریق «شغل شوهر» که مستقل از روابط خویشاوندی است، به دست می‌آید. این نوع خانواده به عنوان یک واحد مشترک‌المنافع تلقی می‌شود که دوام آن مستلزم برآورده

متعهد و موظف هستند که عاشقانه همدیگر را دوست بدارند، زیرا بدون عشق، خانواده‌شان از هم می‌گسلد، مهم‌ترین پیامد اجتماعی مطلوب این ازدواج عاشقانه، اجتماعی کردن کودکان و جامعه‌پذیری آنان برای ایفای نفش سازنده در آینده و جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری کودکان، نوجوانان و جوانان است.

ویلیام جی گود، نظریه همگرایی را در مورد خانواده مطرح می‌کند که براساس آن، دگرگونی‌‌های نظام خویشاوندی، نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیر دگرگونی‌های ساختاری و همچنین دگرگونی‌های ایدئولوژیکی است. بدین ترتیب که با دگرگونی‌های ساختاری در سطح مکان مانند صنعتی شدن، شهرنشینی، پرولتاریزه شدن و نظایر آن، دگرگونی‌های ایدئولوژیکی نیز در سطح کلان رخ می‌دهد و در نتیجه، سازمان‌های سطوح فرد (نظیر خانواده) اجباراً خود را با دگرگونی‌های سطح کلان انطباق داده و در جوامع صنعتی نظام خانوادگی به شکل خانواده‌ی زن و شوهری (یا هسته‌ای) خواهد بود.[۹]

رنه کوینگ نیز مسأله کاهش کاکردهای خانواده را مورد بررسی قرار

مادی ـ اقتصادی جامعه باید خود را با خانواده انطباق دهد، زیرا در جوامع مدرن امروزی که انسان به صورت موجودی منفعل در برابر ساختارهای جامعه قرار گرفته است، تنها راه رهایی او، تحکیم مناسبات خانوادگی است.[۱۰]

شلسکی ساختار و روابط موجود در خانواده را ساختاری طبیعی دانسته و ریاست مرد بر زن و فرزندان را ضامن کارکردهای سنتی خانواده می‌داند. وی با اشتغال زنان در بیرون از خانه مخالف است، چرا که به زعم او در اثر اشتغال زنان، امنیت و موجودیت خانواده به خطر افتاده و سبب نابسامانی‌هایی در روابط اجتماعی درون خانواده می‌گردد و از این طریق «کارایی منحصر به فرد خانواده را که تربیت فرزندان در محیطی سرشار از اعتماد و مراقبت است، در معرض مخاطره قرار می‌دهد.

در بین تمامی نهادها، سازمان‌ها و تأسیسات اجتماعی، خانواده نقش و اهمیتی بسزا دارد، همه بر خانواده و اهمیت حیاتی آن برای جامعه تأکید دارند. به درستی هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کند، چنانچه از خانواده‌هایی سالم برخوردار نباشد. همچنین بی هیچ شبهه، هیچ یک از آسیب‌های اجتماعی نیست که فارغ از تأثیر خانواده پدید آمده باشد.

خانواده انسانی از آغاز پیدایی خود، همچون حریم امن حیات انسانی تجلی

از ۷۰ درصد این موارد از سوی نزدیکان خود مورد ایذا قرار می‌گیرد.

قاچاق بین‌المللی زنان علی‌رغم تمام فعالیت‌های سازمانی به اصطلاح طرفدار حقوق زنان و جنبش‌های فمنیستی رو به تزاید است. هر ساله هزاران زن جوان از کشورهای آسیایی یا بلوک شرق سابق به کشورهای غرب اروپا و آمریکا صادر می‌شود. پلیس میلان قبل از کریسمس سال ۹۸ میلادی شبکه‌ای را کشف کرد که زنان را به شیوه

برخی نظریه‌های علوم اجتماعی باشد، معلول سیطره ادبیات مدرن و سرمایه‌داری بر ساختارهای علوم انسانی و جریان اجتماعی است. اصلاح اساسی در این زمینه نیازمند تدوین نظری اسلامی زن و خانواده و جریان یافتن ادبیات دینی در ساختارهای علوم انسانی و برنامه‌ریزی کلان اجتماعیست.

دستیابی به نظریه‌های اجتماعی اسلام مسئولیتی سنگین بر دوش اندیشمندان مسلمان است که از پرسش‌گری و نقد دیدگاه‌های موجود آغاز می‌شود و به متون وحیانی و سنت نبوی استوار می‌گردد.

 

۴ ـ ۲ ـ ابعاد خانواده در اندیشه نظریه‌پردازان علوم انسانی:

شاید به نظر برسد که مفهوم «خانواده» از مفاهیم بسیار روشن و همه‌فهم است، به گونه‌ای که عامه مردم، اعم از کوچک و بزرگ و با سواد و

.[۱۱]

به هر صورت همانگونه که از منابع دیگر هم برمی‌آید، منظور از «خانواده» در این گفتار، مجموعه‌ای از افرادی است که یکجا در کنار هم زندگی می‌کنند و معیار همزیستی و همبستگی آن‌ها دو چیز است: قرابت یا زوجیت.[۱۲]

خانواده جایگاه رفیع و بلندی در انظار اندیشمندان جهان داشته است و آن را از جنبه‌های گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌اند. هر رشته از علوم انسانی به فراخور نیاز خود، به تکاپو در مسائل خانواده پرداخته و گوشه‌ای از امور مربوط از آن را بررسی کرده است. هر چند بررسی همه‌ی ابعاد خانواده از دیدگاه‌های مختلف کاری است بسیار گران و در این مقال نمی‌گنجد، اما به برخی از جهات آن در اندیشه‌های نظریه‌پردازان علوم انسانی می‌توان اشاره‌ای گذرا داشت:

 

الف ـ تاریخ:

تمامی تاریخ‌نگاران و سیره‌نویسان بر این باورند که خانواده کهن‌ترین گروهی است که به اقتضای نیاز طبیعی، عاطفی و اجتماعی بشر شکل گرفته و سابقه‌ای به درازای سابقه‌ی زیست بشر بر روی زمین دارد[۱۳]، چرا که انسان مدنی بالطبع است و ناگزیر باید

می شود که اجتماع کوچکی به نام «خانواده» در عرصه زندگی شکل بگیرد و تعدادی از افراد ـ دست کم دو نفر‌ـ یک جا زندگی کنند؛ نیازهای جسمی و روانی انسان در محیط خانواده تأمین می‌شود و روح تعاون و همکاری میان اعضای آن در همان محیط به وجود می‌آید.[۱۴]

پس از تشکیل نخستین هسته‌ی خانواده در زمین، که طبق متون دینی و تاریخی، شخصیت آدم و حوا بنیان‌گذرا آن بودند، مراحل گوناگون بر نهاد خانواده سپری شده و به موازات تحولات اجتماعی، دست‌خوش تغییر و تحول فراوان گشته است. دانش تاریخ عهده‌دار بررسی ابعاد خانواده و سیر تکاملی آن است که چگونه خانواده‌ی بادیه‌نشین تبدیل به شهر‌نشین شد، یا چه عواملی موجب گردیدند که خانواده هسته‌ای جایگزین خانواده سنتی گردد.

به هر حال، سیر تحولات خانواده از موضوعات مهم مطالعاتی در علم تاریخ است و بدین روی، تاریخ‌نویسان به بررسی آن می‌پردازند.

ب) جامعه شناسی

جامعه‌شناسان از دیرباز به تجزیه و تحلیل خانواده پرداخته و آن را

ازین رو می‌توان گفت: میان خانواده و جامعه یک رابطه‌ی دو سویه برقرار است و هر کدام بر دیگری تأثیر می‌‌گذارد. امروزه گرایشی در حوزه جامعه‌شناسی پدید آمده که ابعاد خانواده و جنبه‌های گوناگون آن را مورد بررسی قرار می‌دهد. این گرایش با مطالعات جامعه‌شناسانه‌ی فردریک لوپلی[۱۵] فرانسوی و ویلهم هایرنش ریل[۱۶] آلمانی پدید آمد و سپس با تحقیقات سایر جامعه‌شناسان مانند دورکیم[۱۷] و مارکس[۱۸] توسعه یافت و تکمیل گردید.[۱۹]

از آن رو که خانواه نقش عمده‌ای در تربیت نیروی فعال جامعه دارد و می‌تواند با افزایش بازدهی جامعه به توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی کمک کند، جامعه‌شناسان به بررسی مسائل مربوط به آن علاقه‌مند شده‌اند. رویکرد جامعه‌شناسی خانواده براساس نظریه «کارکردگرایی»[۲۰] ساختار خانواده، نقش هر یک از اعضا، روابط میان اعضاء جمعیت و شاخص‌های رشد یا کاهش آن، انواع خانواده از نوع گسترش و هسته‌ای، تأثیرات متقابل جامعه و خانواده و امثال آن را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

 

ج ـ حقوق:

دانش حقوق یکی از دانش‌های علمی ـ کاربردی رایج و پررونق در سراسر دنیاست و به مسائل خانواده توجه جدی نموده و آن را به عنوان یک نهاد مدنی ـ حقوقی مورد تحقیق قرار داده است. حقوق‌دانان قوانین متعددی را برای سامان‌دهی امور خانواده تدوین کرده‌اند تا

نظام خانواده جلوگیری نمایند. حقوق هر یک از اعضای خانواده، ارث، نکاح، طلاق، نفقه اولاد و همسر از جمله موضوعاتی هستند که از نظر حقوقی مورد رسیدگی قرار می‌دهند.[۲۱] حقوق بیش از دیگر حوزه‌های علوم انسانی کاربرد دارد و با زندگی عملی مردم در ارتباط است. دادسراهای عمومی و خصوصی و زیرمجموعه‌های آن از مراکزی هستند که به اجرای عدالت در جامعه

. بدین روی، حقوق خانواده، یکی از مهم‌ترین مباحث حقوق مدنی هر کشور می‌باشند.

 

د ـ اقتصاد:

اقتصاددانان نیز به نوبه‌ی خود مسائل خانواده را از نظر دور نداشته و آن را به عنوان یک واحد تولید و مصرف مورد توجه قرار داده‌اند. خانواده در تقویت بنیه‌ی مالی کشور و استوار نگه داشتن آن نقش مهمی ایفا می‌کند، چرا که خانواده‌ها نخستین گروه‌های اقتصادی را تشکیل می‌دهند و نیروی کار در مزارع و کارگاه‌ها را آن‌ها تأمین می‌کنند و تقریباً همه اعضای آن‌ها، اعم از زن و مرد، کوچک و بزرک، به تولید اشتغال دارند؛ مانند کشاورزی و دامداری و تولید و توزیع و مصرف که از محورهای اصلی در علم اقتصادی هستند و هر سه محور ارتباط مستقیمی با نهاد خانواده دارند.

به صورت عادلانه بین خانوداده‌ها تقسیم گردد.[۲۲]

از نظر اقتصاد سیاسی دولت عهده‌دار تأمین نیازهای اساسی خانواده‌هاست و حکومت وظیفه دارد که مسکن و معیشت عمومی مردم را تأمین کند. دولت باید شرایطی را به وجود آورد که خانواده‌ها قدرت خرید کافی داشته باشند و بتوانند مایحتاج اولیه‌ی خود را بدون هیچ مشکلی فراهم سازند. آنچه در این زمینه مؤثر است، توزیع عادلانه امکانات است که باید با مدیریت درست انجام گیرد. چه بسا مشکلات اقتصادی که در اثر سوء مدیریت در نظام توزیع کالاهای مصرفی به وجود می‌آیند.[۲۳]

امروزه یکی از مباحث عمده‌ی اقتصادی در مورد خانواده مشکل «رشد جمعیت» است که اغلب کشورهای جهان، به خصوص کشورهای در حال توسعه، با آن روبرو هستند و شیوه‌های گوناگونی برای مهار جمعیت به کار بسته‌اند. از جمله اقداماتی که تا حدی در این زمینه موفق بوده، اجرای برنامه‌های

با این وصف، آنان می‌توانند با راحتی و آسایش بیشتر زندگی کنند. به هر صورت، خانواده، به دلایل متعددی، چه در مباحث نظری و چه در مباحث علمی، مرکز توجه اقتصاددانان قرار گرفته است.

 

 

ه‍ ـ روان‌شناسی:

هر چند رویکرد روان‌شناسی به تجزیه و تحلیل رفتار آدمی می‌پردازد و سعی دارد ضمن تشخیص رفتارهای نابهجار، علل بروز آن‌ها را شناسایی کرده و به درمان بیمار بپردازد، اما در عین حال، خانواده را نیز

داده‌هایی را از خارج می‌گیرد و چیزهایی را به بیرون می‌دهد. خانواده از منظر روان‌شناختی، برای حفظ تعادل خود، همیشه در دو جنبه‌ی «درون‌سازی» و «برون‌سازی» فعال است؛ یعنی در عین سازگاری با تحولات اجتماعی، همه اعضای خود را از نظر جسمی و روحی به رشد مطلوب می‌رساند. طبیعی است که مسائل رشد به لحاظ کمی و کیفی در روان‌شناسی بررسی می‌شوند.

رویکرد خانواده‌درمانی از گرایش‌های نسبتاً جدید در دانش روانشناسی است که از زاویه‌های گوناگون به بررسی مسائل خانواده می‌پردازد. یکی از نظریه‌های رایج در حوزه خانواده‌درمانی، نظریه «سیستمی» است. این نظریه، خانواده را موجودی می‌داند متشکل از اجزای به هم پیوسته که اولاً، اعضای آن تابعی هستند از رفتار سایر اعضای خانواده، و ثانیاً، خانواده مانند هر نظام

جدید منطبق سازد.[۲۴]

به هر حال، دانش روانشناسی به بررسی زاویه‌های گوناگون خانواده پرداخته، راهکارهای مناسبی را برای پیش‌گیری یا درمان رفتارهای نابهجار ارائه می‌دهد.

 

 

و ـ علوم سیاسی:

حکما و اندیشمندان بزرگ، اعم از مسلمانان و غیرمسلمانان، از روزگاران قدیم سیاست را به دو نوع «سیاست مُدن» (شهرها) و «سیاست منزل» تقسیم کرده‌اند. بدین‌سان، خانواده و امور مربوط به آن، خود در قلمرو علوم سیاسی قرار می گیرد و باید مورد توجه نظریه‌پردازان دانش سیاست قرار گیرد؛ چرا که نهاد خانواده، کوچک‌ترین واحد اجتماعی و نمونه‌ی تمام عیاری است از یک جامعه بزرگ، همان‌گونه که جامعه‌ی کلان نیاز به رئیس، مدیر و برنامه‌ریزی دقیق دارد، خانواده نیز نیازمند سرپرست و برنامه‌ریزی است. اگر سرپرست در خانواده نباشد، اعضای آن دچار تحیر و سردرگمی می‌شوند و این سردرگمی به هرج و مرج اعضای آن و در نهایت به عنوان یک واحد سیاسی همواره مورد مطالعه کارشناسان مسائل سیاسی بوده است. عامل دیگری که باعث جلب توجه صاحب‌نظران امور سیاسی به نظام خانواده شده

دارد.

اگر نگاهی به گذشته و حال بیندازیم، به روشنی درمی‌یابیم که سیاست‌مداران بنام تاریخ در محیط خانواده‌ها پرورش یافته و از همان جا شایستگی‌های لازم را برای اداره امور جامعه کسب کرده‌اند. همچنین خانواده در حفظ اقتدار ملی و استقلال یک ملت

معرفی می‌کنند و اینکه هر گونه ضعفی در نظام خانواده بر دوام و بقای حیات ملی تأثیر می‌گذارد. به نظر بسیاری از کارشناسان، توسعه سیاسی و اقتدار ملی یک کشور تا حد زیادی وابسته به استحکام نظام خانواده است.[۲۵]

امروزه نیز سیاستمداران جهان در تمام دنیا از حیات فرهنگی و اقتصادی خانواده‌ها به شدت حمایت می‌کنند. این کار به لحاظ سیاسی ـ اجتماعی می‌تواند تحولات گوناگونی داشته باشد. «عمل به وظیفه» یکی از نگرش‌هائیست که به این مسئله می‌نگرند. بر این اساس، تأمین نیازهای اساسی و فراهم ساختن وسایل آسایش و رفاهی حق ملت بر دولت است. زمام‌داران سیاسی جامعه براساس وظایف دینی و ملی خود، باید به احتیاجات مردم بپردازند، چون درآمد ملی و سرمایه عمومی کشور در اختیار رهبران جامعه قرار دارد و باید صرف معیشت خانواده‌ها شود

بیشتری از ناحیه‌ی گروه‌های سیاسی به مردم داده می‌شود. بدین‌سان، خانواده چه در گذشته و چه در آینده، مورد توجه کارشناسان مسائل نظری و عملی دانش سیاسی بوده است.

 

ز ـ علوم تربیتی:

کارشناسان امور تربیتی بیش از هر چیز به عنوان یک نهاد تربیتی به خانواده می‌نگرند. فضای گرم خانواده مناسب‌ترین جای پرورش استعدادها و توانایی‌های نسل جدید است؛ محیطی سرشار از مهر و محبت، عواطف و احساسات پاک، و کودک از همان روزهای نخست زندگی، در

در فرایند تعلیم و تربیت مطرح بوده و کارایی خود را نیز نشان داده است.

هر قدر پیوند خانه و مدرسه محکم‌تر باشد، بازدهی تعلیم و تربیت بیشتر خواهد بود. تشکیل انجمن‌های اولیاء و مربیان در اغلب مراکز آموزشی به همین منظور انجام می‌گیرد. هر یک از اعضای خانواده، به خصوص پدر و مادر، در تربیت کودک نقش بسزا دارند.[۲۶]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

 

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

از بدو پیدایش انسان بر روی کره زمین،

همواره زنان و مردان، با تشکیل کانونی به نام خانواده، عمری را در کنار یکدیگر گذرانیده و فرزندانی در دامان پرمهر خویش پرورانده و از این جهان رخت بربسته‌اند. طبیعی‌ترین شکل خانواده، همین است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند.

کوشش مصلحان جامعه ـ مخصوصاً پیامبران خدا ـ این بوده است که نظام خانواده، یک نظام مستحکم و پایداری باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون

است، ولی مبدأ و منشأ همه زمینه‌های رشد و انحطاط جوامع به شمار می‌آید و به همین دلیل مباحث و مسائل آن مورد اهتمام اسلام بوده است.

خانواده از دیدگاه اسلام به گروهی اطلاق می‌شود که از طریق نسب (رابطه خونی) یا سبب (قرارداد) و یا رضاع (شیر خوردن) یا فرزندخواندگی به هم پیوند خورده‌اند. اسلام خانواده را مؤثرترین عامل انتقال فرهنگ و رکن بنیادی جامعه می‌داند که در شرایط مختلف در تأثیر و تأثر متقابل با فرهنگ و عوامل اجتماعی است.

انسان‌ها در خانواده به هویت و رشد شخصیتی دست می‌یابند و در خانواده‌های سالم و رشید به تکامل معنوی و اخلاقی نایل می‌شوند. بنابراین خانواده نه تنها عامل کمال‌بخش و سکونت و آرامش و بالندگی به اعضای خویش است که در تحولات اساسی جوامع هم نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. مذهب و حکومت نیز از عملکرد خانواده متأثر است و این تأثر به صورت متقابل باعث ایجاد تغییرات اساسی می‌شود و اگر خانواده محیط سالم و سازنده‌ای داشته باشد و نیازهای جسمی و روحی افراد خویش را برآورده کند،‌ جامعه کمتر نیاز به خدمات جانبی و جبرانی دارد.

از سوی دیگر، مشکل اساسی خانواده در جهان امروز ناشی از نگرش نادرست نسبت به نحوه ارتباط بین زن و مرد است. اسلام برای حل این مشکل با بهره‌گیری از کلام وحی، راه صحیح ازدواج که مایه انس و آرامش دانسته و معتقد است که خداوند ازدواج را موهبتی بالاتر از گرایش غریزی دو جنس مذکر و مؤنث قرار داده است.

طبیعت بشر به گونه‌ایست که به سوی زندگی خانوادگی و تشکیل کانون خانواده و داشتن فرزند گرایش دارد نه اینکه از روی عادت یا تمدن این گرایش ایجاد شده باشد.[۱]

 ـ ۳ ـ ضرورت تشکیل خانواده:

اگر لازم باشد که انسان، برای رسیدن به کمال از یک نردبان چند پله‌ای صعود کند، به طور حتم اولین پله‌ی این نردبان تشکیل خانواده است. امر ازدواج و تشکیل خانواده برخلاف آنچه در نزد برخی از مکاتب و شبه مذاهب می‌بینیم در اسلام محکوم و مطرود نیست و اسلام آن را امری مقدس دانسته و پیروان خود را به ازدواج و

آن گونه جاذبه‌ای باشند که تمام وجود آن‌ها را با یکدیگر پیوند دهد و آن‌ها را در اعماق جان و دل متحد سازد.[۲]

وجود غریزه جنسی و نقشی که ارضاء آن در تعادل جسمی و روانی افراد دارد مورد انکار نیست. مقررات اسلامی هم از اهمیت این غریزه و لزوم ارضاء آن غافل نمانده و در عین اینکه افراد را به صلاح ] جای ازدواج، مردم از طریق باصطلاح روابط آزاد، غریزه جنسی خود را ارضا کنند چه اغتشاشی در اجتماع پیدا می‌شود. وجود اطفال نامشروع، مشکل بزرگی برای جامعه و خود این افراد به شمار می‌رود.

در تعریف ازدواج و در توضیح مبنای رابطه زوجیت، قرآن تعبیر دقیق‌تری دارد و به نظر اسلام رابطه زوجیت بین زن و شوهر می‌تواند نقشی بسیار عالی‌تر و اساسی‌تر داشته باشد به ویژه در این امر نظر داشته است که اهمیت شخصیت زنان را اعلام دارد و این فکر غلط را که زن وسیله‌ی اطفاء شهوت مردان است از اذهان دور کند. قرآن می‌خواهد عظمت مقام زن را بیان کرده و نشان دهد که زن تنها به دیده هوس نباید نگاه کرد، بلکه زن دارای شخصیتی است انسانی در ردیف مرد[۳]: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها ـ از جمله آیات الهی این است که از جنس خود شما، مثل خود شما، برایتان جفتی آورد که در وجود او سکون و آرامش بیابید و به واسطه او زندگی شما از حلاوت سعادت و آرامش خانوادگی برخوردار شود.»[۴]

اسلام به صورت مثبت دعوت به ازدواج نموده و برای اینکه انحرافات جنسی را از بین ببرد، بر آن تأکید فراوان نموده است. دعوت اسلام برای برقراری روابط همسری، با شیوه‌ای خلاقه ایجاد انگیزه می‌باشد که برخی از آن‌ها به عبارت ذیل هستند:

 

الف ـ ازدواج یک سنت اسلامی

پیشوای بزرگ اندیشه‌ی اسلامی، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، تأکید فراوانی به ازدواج نموده و آن را سنتی از سنت‌های پیامبر خدا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله دانسته، و چنین ] من فردا (روز قیامت) به کثرت تعداد شما در برابر امت‌ها، افتخار می‌کنم.»

ازدواج سنتی از سنت‌های پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ است، پس هر کس به آن بی‌اعتنا باشد از سنت رسول الله (ص) جدا شده، و از واقعیت دین او دوری جسته است.

ب ـ ازدواج وسیله حفظ دین است:

اسلام، ازدواج را وسیله و مایه حفظ دین قرار داده، که امام صادق علیه السلام این روایت را به اسناد خود از جد بزرگوارش رسول خدا (ص) در این باره چنین فرموده است: «من تزوج احرز نصف دینه[۵] ـ هر کس ازدواج کند، نیمی از دین خود را حفظ نموده است.» در ازدواج نوعی در امان ماندن از انحراف‌ها، کژی و لغزش‌هاست.

 

 

ج ـ فضیلت عبادت متأهل:

از فراخوانی اسلام به تشکیل خانواده و ازدواج، سبب گردید که عبادت فرد متأهل از فضیلت برتری نسبت به فرد مجرد برخوردار باشد. در این باره حدیثی از امام صادق علیه‌السلام و او از پدرش امام محمد باقر (ع) نقل کرده فرمود: مردی آمد خدمت پدرم و پدرم فرمود:

ـ «هل لک من زوجه ـ آیا همسر داری؟»

ـ «لا ـ خیر»

ـ «ما أحب أن لی الدنیا و ما فیها، و انی بت لیله و لیس لی زوجه ـ اگر تمام دنیا و آنچه در آن برای من باشد، در حالی که یک شب بدون همسر بخوابم، آن را نمی‌پسندم.»[۶] سپس آن حضرت پول به او عطا فرموده به او دستور داد تا با آن پول ازدواج نماید.

همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: «رکعتان یصلیها المتزوج أفضل من سبعین رکعه یصلیها أغرب[۷] ـ دو رکعت نماز یک فرد متأهل، از هفتاد رکعت نماز یک عزب برتر است.»

د ـ بهترین تجارت، زن شایسته

اسلام، زن شایسته را از پربهاترین و باارزش‌ترین تجارت در این دنیا می‌داند که انسان مسلمان به دست می‌آورد، در حدیثی آمده: «ما أفاد عبد فائده خیراً من زوجه صالحه اذا رآهاسرته، و اذا غاب عنها حفظته فی نفسها، و ماله…[۸] ـ هیچ فایده‌ای به بنده خدا نمی‌رسد بهتر از زن شایسته که اگر ایشان را ببیند، او را شاد و خرسند سازد و اگر نزد ایشان نباشد، خود و مال او را خوب پاس می‌دارد…

تأکید و ترغیب‌هایی که از ناحیه آیات الهی در زمینه ازدواج وارد شده و بر اهمیت و ضرورت آن دلالت دارد، به چند دسته تقسیم می‌شود:[۹]

الف ـ مذمت مجرد ماندن و عدم اختیار همسر؛ براساس این آیات، از مجرد ماندن به شدت نهی شده تا جایی که در اجر و پاداش عمل افراد مجرد و افرادی که ] شما را نیکو و مناسب است: دو یا سه یا چهار» می‌نویسد: «از آیه فهمیده می‌شود که ازدواج نکردن برای همیشه کار شایسته و خوبی نیست؛ پس لااقل یک همسر یا کنیز لازم است و این نکته بدست می‌آید که مجرد ماندن مذمت شده و به ازدواج منتهای اهمیت داده شده است.»

تأکید قرآن در ضرورت ازدواج به گونه‌ایست که سفارش شده است، اگر کسی مجرد است و نمی‌تواند با زنان آزاده ازدواج کند، با کنیزان ازدواج کند. «و من لم یستطع منکم طولاً ان ینکح المحصنات المؤمنات فمن ماملکت ایمانکم…»[۱۰]

ب ـ تأکید بر تشویق و ترغیب دیگران به ازدواج؛ قرآن به مؤمنین دستور می‌دهد زنان و مردان را به همسری یکدیگر درآورید و نگذارید زنان و مردان مجرد باقی بمانند: «وانکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ـ[۱۱] و البته باید مردان بی زن و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر در آورید.»]، خشک و بی‌روح می‌شود. مانند: مشارکت مسالمت‌آمیز افراد یک مجموعه با هم.[۱۲]

قداست ازدواج، بالا رفتن ارزش زن در جامعه، تربیت صحیح فرزندان، دوام و استحکام خانواده‌ها، به کار افتادن استعدادها و نیروهایی که به درد خلاقیت و رفع مشکلات مادی و اقتصادی می‌خورند، از بین رفتن فساد و فحشا، کامگیری صحیح و کامل زوجین در محیط باصفای خانواده از یکدیگر، امیدواری به الطاف خداوندی و خوش‌بینی و… همه حلقه‌های یک رشته‌اند. بسیار واضح است که همه این امور، مانند حلقه‌های یک زنجیر، با هم ارتباط دارند و هیچ کدام جدای از دیگری نمی‌تواند باشد.

اسلام، جامعه‌ای می‌پسندد که همه امور فوق، در آن عینیت و تحقق یافته باشد؛ به همین جهت، فلسفه‌ی زناشویی را به بهترین وجه، برای پیروان خود طرح می‌کند و معیارهای اساسی را ارائه می‌دهد و به آن قداستی والا می‌بخشد و ضرورت و اهمیت اجرای چنین برنامه مقدسی را از همه‌ی شیفتگان مکتب خویش می‌خواهند.

بدیهی است، چنین جامعه‌ای خود مشوق ازدواج است و برنامه‌ها را طوری تنظیم و قوانین را آن‌چنان تدوین و اعمال می‌کند که جوانان، هم بتوانند ترقی کنند و هم پاک و معصوم بمانند و با اشتیاق فراوان به استقبال ازدواج بشتابند.

 

۲ ـ ۳ ـ آثار و فواید ازدواج

ازدواج به معنای جمع شدن نر و ماده، اختصاص به افراد بشر ندارد، بلکه در مجموعه هستی این قانون حاکم است و انسان‌ها و افراد بشر جزیی از این مجموعه هستند:

«و من کل شیی خلقنا زوجین لعلکم تذکرون.»[۱۳] و از هر چیز ، جفت آفریدیم، باشد که یادآور شوید.

«والله جعل لکم من انفسکم ازواجاً و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده.»[۱۴] و خدا از ] تا مقدمه‌ای برای بحث عوامل و منشأ طبیعی ازدواج باشد.

در خلقت زن و مرد، به لحاظ گوهرمایه‌ی اصلی، تفاوت و دوگانگی نیست و هر دو جنس از یک گوهر و ماده آفریده شده‌اند و دارای یک اتحاد نوعی هستند. «یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها[۱۵] ـ ای بندگان – تقوا پیشه کنید از پروردگاری که شما را خلق کرد از یک نفس و از آن زوجی آفرید.

این آیه در مقام بیان حقیقت افراد انسان‌ها است که با آن همه کثرت که مشاهده می‌شود از یک اصل می‌باشند و از ریشه واحدی منشعب شده‌اند.[۱۶]

زن در نگرش اسلامی با مرد برابر است و این برابری در مسائل اصولی و امور اساسی است که در جلوه‌های مختلف مورد توجه است از جمله:

الف ـ در عرصه کمالات و دستیابی به مقامات معنوی و انسانی.

ب‌ ـ در عرصه بندگی و تعبد و مخاطب پروردگار متعال بودن.

ج ـ در عرصه تقرب و دستیابی به مقامات الهی.

د ـ در عرصه قدم نهادن به درجات سرای جاویدان.

ه‍ ـ در باب کرامت وجودی انسان در مقابل سایرین.[۱۷]

بنابراین اصل اول در قرآن اشتراک میان زن و مرد است به جز آن مواردی که نص و دلیل خاص دارد که فرق میان زن و مرد را بازگو می‌کند. به بیان دیگر بدون هیچ شک و تأمل، زن و مرد در بخشی وجوه مشترکند ولی این اشتراک به معنی تساوی در تمام جهات نیست بلکه ادله‌ی خاصی وجود دارد که به علت ساختار وجودی زن و مرد، حیطه‌های ] و مکمل یکدیگر باشند. برای تحکیم پیوند میان آنان، این تفاوت‌های عجیب جسمی و روحی میان آن‌ها قرار داده شده است.[۱۸]

با توجه به مقدمه‌ی فوق، منشأ طبیعی ازدواج را می‌توان تحت چند عنوان مورد بررسی قرار داد:

الف ـ غریزه جنسی:

همه انسان‌ها اعم از زن و مرد در فطرت و باطن خود تمایل به جنس مخالف را می‌یابند و در ذات خود یک نحوه کشش متقابل احساس می‌کنند و از تماس با جنس مخالف، لذت می‌برند.

این همان غریزه جنسی است که منشأ طبیعی ازدواج به حساب می‌آید و منشأ گرایش مرد به زن و بالعکس شده است. این گرایش مبتنی بر خلقت زن و مرد است و نیاز به اثبات ندارد؛ زیرا زن و مرد آن را در خود می‌یابند و درک می‌کنند. تکوینیات مرد و زن به گونه‌ایست که گویی این دو برای هم آفریده شده‌اند؛ نه زن از مرد بی‌نیاز است و نه مرد از زن و قرآن آن را یک واقعیت و حقیقت می‌داند. «هن لباس لکم و انتم لباس لهن»[۱۹] آنها پوشش شما و شما پوشش آنها هستید.

این غریزه، یکی از

عقیده‌مندند که مهم‌ترین چیزی که در این غریزه ایفای نقش می‌نماید، همان حفظ نوع بشر و ماندنش بر کره زمین است.

سرکوب غریزه جنسی، خطرناک‌ترین عوارض را در پی دارد که انسان دچار آن می‌شود، از جمله موجب متلاشی شدن اعصاب و تغییر اخلاق، و به انواع فراوانی از بیماری‌ها دچار می‌شود که تعداد سرسام‌آور

انحرافات جنسی زیر می‌کشاند.

 

۱ ـ زنا:

یکی از بدترین و زشت‌ترین جنایات اجتماعی است، زیرا که خیانت، به خانواده راه می‌یابد و سلب احترام اعضاء آن، و عدم دوستی پدر به فرزندانش و… را موجب می‌گردد. و کلیه قوانین بشری، آن را مردود می‌شمارند و زناکار را کیفر می‌دهند. اما متأسفانه به صورت شرم‌آور در این زمان شایع و رایج است.

درین باره دانشمند معاصر، محمد فرید وجدی می‌گوید: «آنچه که باعث تأسف می‌گردد؛ اشاعه و رایج شدن عمل زشت زنا است، و تعداد مرتکبین این عمل زشت رو به فزونی می‌روند به نحوی که در قرن اخیر، به طور چشمگیری افزایش یافت و در برابر نوع بشریت در برخی جاها اعمال و عاداتی شکل یافت که هرگز با زندگی صحیح و سالم هماهنگی ندارد.[۲۰]

زنا عمل زشت و انحطاطی حیوانی می‌باشد که تمام مفاهیم انسانی را زدوده، و انسان را مسخ می‌کند، و او را به پست‌ترین نابودی سوق می‌دهد.

به طور طبیعی، زنا آثار روانی را بر مرد و زن ایجاد خواهد کرد؛ از نظر روانی در هنگام عمل جنسی نامشروع میان مرد و زن، اضطراب وجود دارد. ترس از رسوایی در آینده و

می‌شود. امام صادق علیه‌السلام درباره زنازادگان می‌فرماید: «این فرزندان به حرام تمایل دارند و قوانین دین را سبک می‌شمرند و در معاشرت بداخلاق هستند.»[۲۱]

امام رضا علیه‌السلام در حدیث دیگری در خصوص علت حرمت زنا این گونه می‌فرماید: «علت حرمت زنا، فساد اجتماعی و فردی و از بین رفتن پیوند ارث و قطع ریشه و نسب ارتباط‌های خانوادگی و رابطه پدر و فرزندی است. زن زناکار نمی‌داند از نطفه کدام مرد باردار شده و فرزندش متعلق به کیست؟ زنازاده نمی‌داند پدرش کیست؟ پیوند خویشاوندی از بین می‌رود و قرابت شناخته‌شده‌ای باقی نمی‌ماند.»[۲۲]

پیامبر گرامی اسلام (ص) مسلمانان را از زنا بر حذر داشته و آن را با شش ویژگی توصیف کرده است: «ای مسلمانان، از زنا بپرهیزید، به درستی که در آن شش ویژگی وجود دارد؛ سه خصوصیت در دنیا و سه خصوصیت در آخرت؛ اما آثار دنیوی آن عبارتند از: ۱ـ نور و روشنایی چشم را از بین می‌برد. ۲ـ فقر را به دنبال دارد. ۳ـ عمر را کوتاه کند و آثار آخرتی آن عبارتند از: ۱ـ سخت‌گیری در حساب اعمال در آخرت ۲ ـ موجب غضب خداوند می‌شود. ۳ـ موجب جاوید ماندن در آتش جهنم خواهد شد.»[۲۳]

۲ ـ عریان‌گرایی:

اسلام به حجاب زن و مرد توجه خاصی نموده و مردان و زنان را موظف نموده است که عورت خود را از نامحرم بپوشانند و تنها راه استثنا زن و شوهر است که می‌توانند اندام جنسی یکدیگر را ببینند. هیچ مرد و زن نامحرمی از نظر اسلام مجاز نیستند که

شده است.

۳ـ چشم‌چرانی:

اسلام به منظور پیشگیری از انحراف جنسی، به مردان و زنان مؤمن دستور می‌دهد که نگاه خود را از نامحرم بپوشند. کسانی که از امر خدا تجاوز کرده و به طور مکرر نگاه شهوت‌آلود به زنان می‌نمایند، مرتکب حرام شده و منحرف جنسی شناخته می‌شوند. خداوند متعال می‌فرماید: «ای پیامبر به مؤمنان بگو چشم‌هایشان را فروپوشانند و دامن خویش را محافظت کنند. این برای آنان به پاکی نزدیک‌تر است. خدا به آن چه مؤمنان انجام می‌دهند، آگاه است و به زنان مؤمن نیز بگو که چشمان خویش را از مردان نامحرم بپوشانند.»[۲۴]

منظور از کنترل نگاه، همان‌طور که از معنی واژه «غض بصر» در آیه بر می‌آید، فرو پوشاندن چشم و ادامه ندادن نگاه است.

 

 ۴ ـ لواط (همجنس‌خواهی)

این انحراف جنسی از بدترین و زشت‌ترین جنایات است، زیرا فساد و رذالت را در میان فرزندان جامعه رواج می‌دهد، و خانواده را در معرض زوال و فروپاشی، قرار خواهد داد، چرا که زندگی خانواده و مسئولیت مقتضی این نهاد را، متلاشی خواهد ساخت.

اسلام شدیدترین کیفرها و مجازات را برای شخص مرتکب این عمل زشت (لواط)، قرار داده، و حکم به اجرای یکی از امور زیر را به شخص لواط‌کار، نموده است.

۱ ـ کشتن با شمشیر.

۲‌ ـ آتش زدن او.

۳ ـ انداختن دیوار بر روی او.

۴ ـ از ارتفاع بالا به زیر افکندن. لواط‌دهنده نیز اگر بالغ و عاقل و مختار باشد اعدام می‌شود، و اگر کودک باشد، فاعل یا مفعول، باید او را تعزیر نمود.

 

۵ ـ خودارضایی:

خودارضایی یکی از راه‌های ارضاء غریزه جنسی، به صورت انحراف جنسی است. و افزون بر متلاشی نمودن خانواده، یکی از زیان‌آورترین امری است برای سلامت انسان، و او را در معرض دچار شدن به بیماری‌های روانی و عصبی، قرار می‌دهد.

درمان این بیماری‌ها به طور قاطع براساس علوم پزشکی نوین بدین قرار است:

۱ ـ تشویق آنان که هر

به هنرهای زیبا و تجسمی، نظیر نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی و مطالعه‌ی کتاب‌های سودمند.

۵ ـ خوردن غذاهایی که دارای سبزیجات و میوه باشد، و عدم استفاده از ترشیجات و ادویه‌جات، و مشروبات الکلی و کاستن از خوردن بی‌رویه گوشت.

۶ ـ مراعات نمودن امور بهداشتی…. نظیر پاکیزگی و نظافت عمومی، حمام آب و آفتاب، و جدا شدن از بستر بلافاصله پس از بیدار شدن و سرگرم نمودن خود به کارهای سودمند و مفید. از آن جا که انحرافات جنسی دیگر، از قبیل حیوان‌خواهی، کودک‌خواهی و زنا با محارم نسبت به دیگر انحرافات از فراوانی کمتری در

ت تا بعضی در قالب ازدواج به اهداف پلید خود برسند.[۲۵]

اسلام تنها به بیان اهداف مثبت و مورد پذیرش ازدواج نمی‌پردازد، بلکه در کنار بیان اهداف عالی ازدواج، مسلمانان را از ازدواج به منظور رسیدن به برخی اهداف نامناسب و زشت برحذر می‌دارد. بر این اساس، اسلام ازدواج‌هایی را که

که به مسلمانان توصیه می‌نماید که تنها به منظور رسیدن به اهداف مقدس و تعالی بیان شده به سراغ ازدواج بروید که در غیر این صورت به آن اهداف پست نخواهید رسید که اگر هم برسید سعادت‌آفرین نیستند و موجب گرفتاری خواهند بود.

 ـ ۳ ـ چارچوب خانواده متعادل و ایده‌آل در اسلام:

سال‌های زیادی است که آسیب‌شناسان اجتماعی به اهمیت غیرقابل انکار خانواده در تربیت فرزندان توجه کرده‌اند و بر این باورند که جنبه‌های شخصیتی هر فرد سالم از ارائه مطلوب هنجارهای مورد قبول اجتماع از سوی والدین خود شکل گرفته و به سوی تکامل پیش می‌رود.[۲۶] امروزه جهان به اصطلاح متمدن غرب هم پی برده که کانون خانواده «اصل» است و بایستی به آن توجه ویژه شود در حالی که اسلام در ۱۴۰۰ سال پیش تمامی روش‌های سنگربانی خانه را آموخته بود و به کار می‌بست.

امام صادق (علیه‌السلام) در حدیثی می‌فرماید: «هر فرد نسبت به خانواده‌اش نیازمند به سه چیز است که باید آن را به خود تحمیل کند ولو روحیه‌اش آنگونه نباشد: معاشرتی نیکو و پسندیده با خانواده، گشاده‌دستی همراه با برنامه‌ریزی و حساب، حساسیت نسبت به حفاظت و کنترل

در یک شی متعادل هر چیز در جای خود قرار می‌گیرد. خانواده متعادل در درجه اول یک خرده سیستم دارای عناصر و ابعاد و ویژگی‌های تعادل در تمامی معانی مختلف آن است که ثبات فیزیکی و مکانی پویایی، رشد کمی و کیفی، آگاهی از محیط، قدرت و مقبولیت مدیر و نیز حاکمیت قانون از مهم‌ترین این عناصر هستند.[۲۷] وقتی که از خانواده متعادل بحث می‌شود باید ویژگی‌های بارز آن توضیح داده شود تا معلوم شود که چه ماهیتی دارد. پس به ویژگی‌های خانواده متعادل می‌پردازیم:

۱ ـ تعادل نظر و عمل:

در این بحث مقصود از نظر، سخنان، باورها و دیدگاه‌های آدمی است مرد و یا زنی را تصور کنید که درباره امور مختلف سخن می‌گوید ولی رفتار و عمل وی با گفته‌هایش انطباق ندارد اولین اثر این پدیده بی‌اعتبار شدن حرف‌ها و نظریات است و به تدریج بی‌اعتمادی به تدریج در بین اعضای خانواده شکل می‌گیرد. در عوض، تعادل نظر و عمل بر بقاء استحکام و اطمینان خانواده می‌افزاید و سبب می‌شود که گفته‌ها مسموع باشند.[۲۸]

۲ـ تعادل معنویت و مادیت:

انسان اصولاً یک موجود دوبعدی و آمیزه‌ای از نیازهای معنوی و مادی است. چنین انسانی وقتی که خانواده تشکیل می‌دهد، باید فضای آن نیز این دو بعد را دارا باشد و شرایط لازم را برای تأمین نیازهای همه جانبه به وجود آورد.[۲۹]

۳ ـ تعادل سه زمان:

خانواده باید نسبت خود را

کند و این امور آنی که ریشه در گذشته دارند در آینده میوه خواهند داد.

۴ ـ تعادل منطق و عاطفه:

زندگی انسان با منطق «عقل‌پذیر» و با عاطفه «دل‌پذیر» می‌شود. زندگی خانوادگی هم به برهان محتاج است و هم به عشق و عاطفه. منطق بدون عاطفه زندگی را سرد و بی‌روح می‌کند و عاطفه بدون منطق زندگی را بیش از حد معمول سیال می‌کند.[۳۰]

۵ ـ تعادل گفتن و شنیدن:

انسان از طریق گفتن، درون خود را بر ملا می‌سازد و از طریق شنیدن، درون خود را غنی می‌کند. در زندگی خانوادگی بین گفتن و شنیدن اعضای خانواده توازن و تعادل باید وجود داشته باشد.

۶ ـ تعادل سازگاری و انتقادگری:

مدیریت خانواده باید طوری باشد که افراد، سازگار و منتقد باشند و حد خود را نگه دارند. همه افراد خانواده به تناسب موقعیت، شرایط و امکانات خویش، به اظهار نظر در امور خانه و دخالت در اداره آن می‌پردازند.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

تعادل مصالح درونی و مصالح بیرونی

بین خانواده و جامعه مرز مشخصی وجود ندارد یعنی هر چه در جامعه می‌گذرد روی خانواده تأثیر مستقیم دارد و هر چه در خانواده اتفاق می‌افتد بازتاب اجتماعی خواهد داشت. اعضای خانواده به عنوان انسان در مقابل اوضاع اجتماعی مسئولیت دارند و باید خود را در حل معضلات و رفع موانع سهیم بدانند.

۸ ـ تعادل هدف‌های تربیتی:

انسان چند بعدی به برنامه چند بعدی نیاز دارد و برای تنظیم این برنامه باید هدف‌های تربیتی چند بعدی داشته باشد چرا که اگر خانواده زمینه را برای پرورش یک انسان تک بعدی فراهم سازد این فرد می‌تواند برهم زننده تعادل جامعه باشد.

۹ ـ تعامل مدیریت و مشارکت

از طریق اداره امور خانواده باید زمینه‌های رشد اعضای خانواده فراهم شود در چنین فضایی اعتماد و اطمینان به یکدیگر

امکان‌پذیر گردد.

ـ مقاومت و پایدای خانواده در مقابل مشکلات بیش‌تر شود.

ـ رضایت و امنیت و آسایش افراد ایجاد شود.

ـ رشد و کمال اعضای خانواده ممکن شود و زمینه برای خانواده مطلوب و بالنده فراهم گردد.

ـ تعادل در خانواده تعادل اجتماعی را در پی دارد.

در یک خانواده متعادل موارد زیر دیده می‌شود:

ـ وجود انگیزه‌های سالم و متعالی در زن و شوهر.

ـ هدف‌داری و اشتراک در اهداف.

ـ تناسب بین اهداف و نیازهای فردی و جمعی در زندگی خانوادگی

ـ روابط مبتنی بر عواطف و احساسات سالم و استوار.

ـ وجود روحیه مبتنی بر درک طرف دیگر در روابط متقابل.[۱]

۴ ـ ۳ ـ معیارهای انتخاب همسر:

تشکیل خانواده در اسلام مسئله‌ای حیاتی و برنامه‌ای عالی است که اگرچه بر مبنای مقررات و قوانین قرآنی، روایی و شرعی و بینات انبیاء و اولیاء جامه عمل می‌پوشد اما مایه‌های نخستین آن به صورت غریزه، محبت، عاطفه، مهربانی، عشق در مرد و زن به اراده حکیمانه حضرت باری تعالی قرار داده شده است. خداوند در قرآن کریم به این نکته اشاره نموده و ابعاد آرامش و مودت و رحمت بر اثر ازدواج بین زوجین را نشانه‌هایی از لطف پروردگار برای مردمی که اندیشه می‌کنند دانسته است.[۲]

بنابراین میل مرد به زن و برعکس به خصوص هنگام شکوفایی، رشد و بلوغ عقلی و بدنی امری طبیعی است و برای هیچ کس قابل انکار نمی‌باشد. آرزوهای بر حق نسل جوان برای تشکیل زندگی و پیمان زناشویی واقعیت مسلم و خواسته‌ای روشن و واضح است. به علاوه محکم‌ترین، برترین، عالی‌ترین و بهترین روش و برنامه برای جلوگیری از گناه و حفظ جامعه برای جلوگیری از سقوط در باتلاق منکرات و ابتذال و فحشاء، ازدواج پسران و دختران در وقت مقتضی و زمان مناسب آن است. بر این اساس در مرحله اول بر والدین و اقوام و نهادهای ذیربط واجب است که نسبت به مقدمات این خواسته الهی اقدام کنند و با دست خود به

خانواده گسترده و وابستگی زوجین جوان به خانواده باعث می‌شد که تصمیم‌گیری اصلی بر عهده خانواده دختر و پسر در آستانه‌ی ازدواج باشد. اما امروزه، به تدریج، خواست دختر و پسر، در امری که بزرگ‌ترین اقدام در تعیین سرنوشتشان محسوب می‌شود، عامل اساسی شده است. اختیارات و آزادی‌های فردی دختر و پسر، در گزینش همسر فزونی یافته است. با این وجود آنان در انتخاب شریک زندگی باید قواعد پیچیده و دقیقی را رعایت کنند و در این میان نقش والدین هنوز برجسته است. دختر و پسر، باید در فرآیندی که هم عواطف و هم شناخت نقش بسزایی در آن دارد؛ به انتخاب شریک زندگی بپردازند.

 

الف ـ ملاک‌های گزینش همسر از دیدگاه جامعه‌شناختی خانواده:

در بررسی ملاک‌های همسرگزینی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی خانواده، پنج گونه ملاک کلی مطرح گردیده است: جسمانی، روان‌شناختی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی.

۱ ـ‌ الف ـ‌ جسمانی:

ملاک‌های جسمانی شامل موارد ذیل می‌شود:

ـ سلامت ظاهری و جسمانی فرد؛

ـ تفاوت سنی؛[۳]

ـ زیبایی چهره و اندام؛ با وجود تعالیم خردمندانه‌ی بیشتر فرهنگ‌ها، مبنی بر اهمیت بر فضائل درونی، واکنش بیشتر افراد براساس زیبایی چهره و ظاهر خوشایند صورت می‌گیرد. البته بررسی‌ها نشان می‌دهد که مردان بیشتر از زنان تحت تأثیر زیبایی ظاهری قرار می‌گیرند.[۴]

ـ توانایی باروری نیز ملاک جسمانی دیگری است که در گذشته در مورد زنان بیشتر مورد توجه بوده، ولی در حال حاضر، باروری مردان نیز یک ملاک مهم

قابل انکار نیست.

۲ ـ الف ـ روان‌شناختی:

دومین دسته از ملاک‌ها، به صفات روان‌شناختی افراد مربوط است که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود:

ـ هوشمندی و همگونی زن و شوهر؛ تحقیقات در مورد رابطه‌ی هوشمندی همسران و سعادت خانوادگی نشان می‌دهد که اگر زن و مرد، شریک زندگی خود را کم‌هوش‌تر از خود بداند، میزان رضایت زناشویی در این خانواده‌ها کمتر خواهد بود.

ـ تحصیلات: در عصر حاضر این ملاک اهمیت ویژه‌ای یافته است. فزونی ازدواج‌های دانشجویی،‌ شاهدی بر اهمیت تحصیلات در انتخاب همسر است.

ـ تشابه در نگرش‌ها؛ این مهم، عامل ویژه‌ای برای جذب افراد به یکدیگر است.

طرفین قابل رؤیت نیست.

 

 

بخش چهارم:

مبانی حقوقی و اخلاقی خانواده در اسلام


مقدمه:

مسائل حقوقی در بسیاری موارد، با اخلاق ارتباط پیدا می‌کنند و بعضی از مسائل، هم جنبه‌ی اخلاقی و هم جنبه حقوقی دارند. البته دایره‌ی اخلاق اسلامی، مسائل حقوقی را نیز شامل می‌شود؛ گرچه بعضی از احکام حقوقی، جنبه اخلاقی ندارند؛ مثلاً احکام مربوط به معاملات و قراردادها، احکام وضعی خاصی هستند که مستقیماً با اخلاق ارتباط پیدا نمی‌کنند.

ممکن است عملی از نظر قانونی و حقوقی، مجاز باشد، اما از نظر اخلاقی، از آن جا که با انگیزه و نیت سوء انجام گرفته، نامطلوب و دارای ارزش منفی باشد. حقوق در مورد نیت انسان، در کاری که انجام می‌دهد، نظر خاصی ندارد، بلکه به صورت قانونی بودن ظاهری، با هر انگیزه‌ای، مجاز و بی‌اشکال است.

کنند و از سوی دیگر، هدف اصلی قرآن، از بیان احکام حقوقی، تنها وضع قانون به منظور تنظیم روابط اجتماعی نیست، بلکه هدف بالاتری را دنبال می‌کند و آن، دست‌یابی انسان‌ها به کمالات معنوی و اخلاقی است؛ بلکه اهداف اخلاقی قرآن به اهداف حقوقی‌اش حاکم است.

آمیختگی اخلاق و حقوق، در قرآن، ویژگی مثبتی است که تأثیری عمیق در زندگی اجتماعی دارد؛ زیرا اگر مردم تربیت اخلاقی و معنوی نداشته باشند، اجرای قانون خشک حقوقی، کاری دشوار و نیازمند دستگاه اداری وسیعی است که بتواند به همه کارهای مردم رسیدگی کند.

قانون خشک حقوقی نمی‌تواند حتی نظم را در زندگی مادی و دنیوی انسان تأمین کند. بلکه تنها زمانی می‌تواند تأثیر مطلوب داشته باشد که نظام اخلاقی پشتوانه‌ی آن باشد. از این رو قرآن کریم معمولاً احکام حقوقی را همراه با احکام اخلاقی می‌آورد. بنابراین، در بررسی اخلاق خانواده در قرآن، کم‌تر آیه‌ای را می‌توان یافت که صرفاً بر جنبه‌ی اخلاقی تکیه کرده باشد.

 

۱-۴ـ فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگی:

اسلام درباره حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش می‌گذشته است و با آنچه در جهان امروز می گذرد تفاوت دارد. اسلام در همه جا برای زن و مرد حقوق متشابهی وضع نکرده است؛ چنان که در همه موارد برای آن‌ها تکالیف و مجازات‌های مشابهی نیز تعیین نکرده است، اما در عین حال، آن دو را از لحاظ حقوق انسانی مساوی دانسته است؛ یعنی «تساوی» حقوقی زن و مرد را پذیرفته، اما «تشابه» حقوقی آن دو را نفی کرده است و دلیل آن، وجود تفاوت‌های جسمی و روانی در دو جنس زن و مرد است که سبب پیدایش نیازهای متفاوت در آن‌هاست و حقوق طبیعی مخصوص به هر یک را ایجاب می‌کند.[۵]

حقوقی که زن و شوهر نسبت به هم دارند در قرآن و روایات به طور مفصل ذکر شده، و درین زمینه چیزی فروگذار نشده است که ابتدا برای تبرک به چند آیه قرآن و روایت در رابطه با این مسئله اشاره خواهد شد.

«و عاشروهن بالمعروف[۶] ـ با همسران خود خوشرفتاری کنید.»

«و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف[۷] ـ و مانند همان حقوقی که مردان بر زنان دارند،

 

رعایت حقوق برای زن و شوهر و فرزندان این فواید را دارد که اولاً مرز مسئولیت‌ها را نسبت به یکدیگر معین می‌کند. طوری که هر یک از اعضا درمی‌یابند چه راه و روش و چه مشی مشخصی را باید در پیش بگیرند تا مورد توجه و عمل کرد به وظایف و تعهد باشند.

بر اثر آن نظم در خانواده برقرار می‌شود و آزادی‌ها مهار شده و تحت ضابطه اندیشیده‌ای در می‌آید. دیگر کسی تن به بی‌بند و باری نمی‌دهد و هرج و مرج در محیط خانواده نخواهد بود. حیثیت هر کس در چارچوب آنچه که برایش مطرح است شناخته شده و روی آن حساب خواهد شد.

رعایت حقوق در خانواده سبب پیدایش امنیت در آن می‌شود، حدود توقعات اعضای خانواده از یکدیگر معلوم می‌گردد، طرز رفتارها مشخص و در چارچوب ضابطه‌ها علنی می‌گردد، و بالاخره رعایت حقوق ایجاد عدالت در خانواده شده و هر یک از اعضاء براساس آن برای خود و دیگران مرزی قائل می‌شوند و سعی دارند از آن حد و مرز تجاوز نکنند و این مجموعه خود عامل و سبب رشد خانواده و در سطحی کلی‌تر سبب رشد جامعه انسانی است.[۸]

الف ـ حقوق مشترک:

اینکه اعضای خانواده به ویژه زوجین دارای چه حقوق مشترکی هستند؟ پاسخ این است که ذکر و بررسی آن دشوار و براساس نظرات مختلف متفاوت است. ولی مراجعه به آثار اسلامی ضمن اینکه موارد خاصی از این حقوق را به ما نشان می‌دهند که کلاً اعضای خانواده نسبت به هم باید انسان باشند و مواردی که در اسلام به عنوان انسانیت سبب ذکر می‌شود، درباره هم روا دارد.

 

۱-الف ـ توجه به جایگاه خانواده:

درک موقعیت و جایگاه خانواده از سوی اعضاء اولین گام در تنظیم روابط است. هر یک از افراد باید به هدف اصلی خانواده که سکونت اهل آن است، توجه داشته باشد و در جهت تأمین آن

حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذ ابلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی وان اعمل صالحاً ترضیه و أصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین[۹]ـ

آیه فوق، رابطه‌ی سه نسل با یکدیگر را بیان می‌کند. خداوند انسان را به احسان والدین سفارش می‌کند و برای توجه دادن به فرزند، رنج مادر در سال‌های حمل، زایمان و شیر دادن (سی ماه) را یادآور می‌شود تا این که نسل دوم به سن ۴۰ سالگی یعنی به سن کمال می‌رسد و از خداوند توفیق شکر نعمت الهی نسبت به خود و والدینش را می‌خواهد و برای فرزندانش ـ نسل سوم ـ دعا می‌کند که صالح باشند و مورد رضای خالق قرار گیرند. تربیت جامع قرآنی، در این آیه مشهود است. طبق آیه مبارک، مسلمان باید خود، ریشه خود و نسل بعد از خود را به خداوند وصل کند و از او برای اصلاح همگان کمک بطلبد. این جامعه‌ی مطلوب قرآنی است که در آن پیوستگی نسل‌ها با محوریت عبودیت و خداجویی حفظ میش‌ود و هر کس با رشته‌ی محبت و وفا، به دو نسل قبل و بعد خود وابسته

ای خود و وارثانش از خداوند مغفرت، خلقت نیکو، دوری از شیطان و زیبایی ظاهری و باطن طلب می‌کند. ضرروی است که اهل خانه به این پیوستگی عاطفی و الهی توجه داشته باشند و خود را در خدمت اعضا بدانند، نه طلبکار از آنان و چنانچه اشاره شد، خدمت به دیگران، دعا در حق آن‌ها و رعایت حقوق را وظیفه‌ی خود و حق آنان دانسته، که حاکمیت این فرهنگ قرآنی، به طور مسلم در تحکیم و تحسین روابط خانواده مؤثر خواهد بود.

۲-الف ـ تثبیت نقش‌ها:

خانواده جامعه‌ی کوچکی است که نیازمند مدیریت است. بهترین نمود مدیریت خانواده، در تثبیت نقش‌هاست. مرد همسر و پدر خانواده است و حق همسری و پدری دارد؛ پس باید حقوق او در جایگاهش رعایت شود و زن نیز همسر و مادر خانواده است و باید حقوق او نیز در هر دو جایگاه محفوظ باشد. در این میان، انتظارات افراد از یکدیگر برحسب نقش‌ها تعدیل می‌شود. فرزندان باید پدر را در جایگاه پدری باور کنند؛ و مادر را نیز در جایگاه مادری باور کنند. در خانواده قرآنی، پدرسالاری، مادرسالاری یا فرزندسالاری معنا ندارد. همه تابع حق‌اند و عدالت.

۳-الف ـ حفظ شئون فردی:

گاه زوجین به نحوی در نقش خانوادگی خود فرو می‌روند که خود را فراموش می‌کنند. مادر فقط مادر است برای فرزندان و همسر است برای شوهرش و حقوق خویش را از یاد برده است یا پدر تنها در فکر ایفای نقش پدری و همسری است و کاملاً از نیازهای خود غافل مانده است؛ در حالی که هر دو باید بدانند که زمانی یک کانون فعال و پویا خواهند داشت که هویت شخصی

.

عبادت، کسب کمالات معنوی و اجتماعی، سلامتی جسمانی و روانی، داشتن روابط دوستانه و اجتماعی در حد لزوم، تفریح و ورزش، سفر، ارتباط منطقی با خانواده و نزدیکان و… همه باید در دستور کار زن و مرد به طور منظم و مثمر ثمر وجود داشته باشد.

 

۴-الف ـ آشنایی و پایبندی به تعهدات حقوقی و اخلاقی:

خانه با هر محیط دیگر متفاوت است و خانواده متمایز از هر جمع دیگری است. خانه، مسکن و مأمن اهل آن است و هیچ عاملی نباید امنیت و سکونت آن را آشفته سازد. زن و مرد بیش از هر وظیفه‌ی دیگر، مسئول ایجاد و حفظ این امنیت و آرامش‌اند و هیچ کس جز آن دو توان این مهم را ندارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز این تکلیف را از زن و مرد به طور یکسان خواسته است. به موجب ماده ۱۱۰۴ قانون اساسی؛ «زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضرت نمایند.» این حکم قانونی، تکلیف الهی یک خانواده‌ی مسلمان است؛ یعنی اطاعت از آن عبادت حق است و اجر اخروی دارد و ترک آن مخالفت با حکم الهی است.

اما برای

دارد.

 

۵-الف ـ معاشرت نیکو (حسن معاشرت):

از ویژگی‌های انسان، تمایل و نیاز او به معاشرت است و از معاشرت، جز محبت دیدن و محبت ورزیدن انتظار ندارد؛

خداوند رفتارها و برخوردهای صحیح انسانی در خانواده را با «حسن معاشرت»، معرفی می‌کند و از مرد و زن (مردان در حد تکلیف حقوقی و زنان توصیه اخلاقی)، رعایت آن را با میزان «معروف»، یعنی

عامل تحکیم زندگی خانوادگی است، اگر به خوبی باز شود، نشان‌دهنده تمام آن اموریست که مرد در برابر زن باید انجام دهد. در «نفقه» همه نیازمندی‌های جسمی زن باید تأمین شود و در «حسن معاشرت» همه نیازمندی‌های روحی او.[۱۰]

نکته قابل توجهی در آیات مربوط به حسن معاشرت مردان با زنان وجود دارد و آن این است که خداوند در مواقع عادی در روابط زن و مرد اشاره‌ای به حسن معاشرت ندارد؛ بلکه در جایی که کمتر کسی به نیکی رفتار می‌کند و مراقب حکم خدایی است، مثل مرحله طلاق زن، دوران عده یا گرفتن مهریه زنان به زور و…، به تقوا و نیکی در برخورد با زنان سفارش می‌کند: «واتقوا الله ربکم لاتخرجوهن من بیوتهن و لایخرجن الا أن یأتین بفحشه مبینه…[۱۱] ـ تقوای الهی پیشه کنید و هیچ گاه همسران خویش را در ایام عده از خانه بیرون نکنید، مگر آن که گناه آشکاری مرتکب شده باشند.»

نوع گفتار و رفتار در روابط زناشویی باید طوری باشد که طرف مقابل را جذب و بذر محبت را در دل او شکوفا کند و قرآن در دستورات ویژه‌ای که به مسلمانان می‌دهد، معاشرت نیکو و پرهیز از سختگیری را در ارتباط با همسرانشان یادآور شده[۱۲] و با عبارت: «… و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما ایتیتموهن الا ان یأتین بفاحشه مبینه و عاشروهن بالمعروف…»[۱۳] ترجمه او بر آنان سخت گیری میکند که قسمتی از آنچه مهر آنها کرده اید به زور بگیرید مگر آنکه عمل زشتی از آنها آشکار شود و در زندگی با آنها به انصاف رفتار نمائید. آیه هم ندا است و هم تنبیه، هم اشارت است و هم شهادت و

با ایشان به معروف زندگی کنید.[۱۴] این حکم الهی (حسن معاشرت) بهترین ضامن اصلاح روابط در خانواده‌ها می‌باشد؛ به شرط آن که آگاهی و عمل آنان را به همراه داشته باشد.

از نظر اسلام ارتباط و آمیزش زن و مرد بدون برقراری علقه زوجیت امری بی‌حساب و حتی فروتر از رفتار جنسی حیوانی خواهد بود. تشکیل خانواده و تداوم آن بدون چنین علقه‌ای امری بر هواست. وجود چنین علقه‌ای سبب معاشرت نیکو و برخوردی مناسب خواهد بود. غرض از معاشرت نیکو این است که طرفین و فرزندان رابطه انسانی با یکدیگر داشته باشند و اگر خطایی و لغزشی در کار یکی از آن‌ها پدید آمد، تصور این نباشد که در آن قصد آزار یا اهانتی بوده است.

در روابط خانوادگی اصل بر این است که تصور شود همه خیرخواه یکدیگرند و در طریق رشد و تکامل هم گام بر می‌دارند.[۱۵]

 

ب ـ حقوق همسران در قرآن و حدیث:

در این بحبوحه‌ی نابسامانی خانواده و روابط نامطلوب بین همسران، دستورات اسلامی می‌تواند بهترین راهگشای مشکلات خانواده‌ها باشد. روابط خوب و نیکوی حضرات معصومین علیهم‌السلام با خانواده خویش و نکات ظریفی که آن بزرگواران در ارتباط با خانواده خویش و همسرانشان، رعایت می‌نمودند، نسخه درمانگر گوارایی است که جهان برای رهایی از نابسامانی‌های خانواده و مسائل بین زن و شوهر و تبدیل محیط خانواده از فضایی خشک و بی‌عاطفه به دنیایی سرشار از شادی و معنویت و سعادت، باید آن‌ها را در متن زندگی پیاده کرد.

 

 ۱ـ ب ـ وظایف مرد نسبت به همسرش

زن همواره در طول تاریخ مظلوم زیسته و مورد بهره‌کشی قرار گرفته است. تاریخ جهان، زبان گویای مظلومیت این موجود رنجدیده و فداکار است. مطالعه زندگی زن در ادوار گذشته

مایه خویشتن می‌باشند و کلیه اموال ارثی و شغلی و تجارتی و مهریه زن مخصوص خود وی می‌باشد و به هر صورت مشروع می‌تواند در آن‌ها تصرف نماید و هیچ کس حق مداخله ندارد.»

۱ ـ حقوق مادی و نفقه زن:

نفقه زن به دو صورت متصور است: ۱ ـ نفقه واجب   ۲ ـ نفقه مستحبی.

نفقه‌ی واجب شامل هزینه‌هایی است که شوهر در تأمین آن‌ها مسئولیت شدیدی داشته و باید آن‌ها را فراهم نماید. و آن‌ها عبارتند از:

۱ـ فراهم نمودن مسکن مناسب.

۲ـ تهیه غذا و پوشاک.

۳ـ تأمین هزینه‌های درمانی، در صورتی که در خانه شوهر به وجود آمده و از امراض ارثی نبوده باشند.

۴ـ حفظ آبرو و حیثیت زن و فراهم ساختن وسائل زندگی مطابق همشأن‌های وی.[۱۶]

رسول خدا(ص) در مورد ضروری‌ترین نفقه زنان می‌فرمایند: شوهر وظیفه دارد گرسنگی همسر را برطرف کند، بدن وی را بپوشاند و از ترشرویی خودداری کند.[۱۷]

حد نفقه: دو چیز باید در مورد نفقه مد نظر قرار گیرد: یکی حد متعارف و دیگر شئون خانوادگی زن و البته شوهر در انتخاب همسر باید از قبل این امکانات را در خود بیابد. شوهر وظیفه دارد لباس و مسکن مناسبی در اختیار زن بگذارد، غذا و لباسی برای زن تهیه کند که از وضع در خانه پدرش بهتر باشد. از نظر کلی وضع باید به گونه‌ای باشد که آسایش نسبی او را به گونه‌ای مشروع و قابل قبول فراهم سازد.[۱۸]

شرط ادای نفقه: گروهی از فقها عقد نکاح را علت و سبب وجوب نفقه می‌دانند و معتقدند به جهت اینکه ادله وجوب نفقه، بر عنوان زوجه حمل می‌شود و زوجیت هم به مجرد عقد حاصل می‌شود، پس عقد، سبب وجوب انفاق است و فقط نشوز[۱۹] باعث سقوط نفقه خواهد شد.[۲۰]

 

۲ ـ تأمین نیاز جنسی:

یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های تشکیل خانواده آمیزش و تأمین نیاز جنسی است.

آئین مقدس اسلام، ظرافت تمام این نیاز طبیعی انسان را مورد توجه قرار داده، پیروان خود را به طور دقیق رهبری می‌نماید و به آنان و به ویژه به شوهر سفارش می‌کند که طبیعت زن توأم با حیا و عفت و شرم گذاشته شده است و او نمی‌تواند در اظهار نیازش پیشدستی کند و از شوهرش کام بگیرد و لذا شوهر، موظف است همسر خود را در این زمینه نیز فراموش نکند و با شوخی‌ها و عشق‌های مقدس خود دل او را بدست آورد و با کیفیت دلخواه وی، آمیزش نماید:

قال الله تعالی: «… فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقه[۲۱] ـ

«در این آیه خداوند متعال دستور می‌دهد چنانچه با دارا بودن شرایط، دو همسر داشتید، عشق و علاقه خود را مخصوص یکی از آنان ننمائید که دیگری را فراموش نموده و عواطف و نیازهای جنسی او را نادیده بگیرید. پروردگار عالم ضمن سفارش به عدالت، نیاز عاطفی و جنسی زن را مورد توجه قرار داده است.

عن النبی «صلی الله علی و آله و سلم»: «ثلاثه من الجفاء…. و مواقعه الرجل اهله قبل الملاعبه[۲۲] ـ سه چیز از ظلم و ستم محسوب می‌گردند،… یکی از آن‌ها این است که این مرد بدون مقدمه لازم و شوخی مطلوب با همسرش آمیزش کند.»

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

نظافت و آراستگی:

انسان به طور طبیعی عاشق زیبایی و جمال و پاکیزگی است و پیوسته دوست دارد لباس زیبا و مناسب بپوشد، با همسر زیبا ازدواج کند، مناظر خوش‌منظر و دلگشا را تماشا نماید و همیشه خواهان اشیاء ظریف و زیبا بوده و «حس زیبایی» یکی از چهار

می‌باشد تحریم نموده است؟»

دین مبین اسلام به شوهران دستور می‌دهد که خود را آراسته و با وقار سازند و از ژولیده بودن اجتناب کنند، زیرا زنان دوست دارند شوهران آنان با قیافه‌ی زیبا و آراسته زندگی کنند و خواسته‌ی درونی آنان را برآورند و در صورت عدم توجه به این موضوع، اگر خدای نکرده آنان دیانت و تقوای لازم را نداشته باشند، از جهت اخلاقی منحرف می‌گردند و در صورت مذهبی بودن نیز، عشق خانوادگی و رغبت جنسی نسبت به شوهر را، کم‌کم از دست می‌دهند. بنابراین حفظ آراستگی و پاکیزگی، یک وظیفه دینی و از جمله حقوق همسر است.

۴ ـ پرهیز از سخت‌گیری:

شایسته است مرد در حد معقول، خود را با خانواده منطبق سازد. خودخواهی و سخت‌گیری بیجا منجر به ایجاد روش استبدادی در خانواده می‌شود و روابط سالم بین افراد خانواده و نیز تربیت صحیح فرزندان لطمه وارد می‌سازد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آزار و اذیت بانوان را در زندگی از بدترین گناهان می‌داند و در این‌باره، می‌فرماید: «مردی که به همسرش ظلم کند، انفاق و عدل و حسنات او قبول نمی‌شود؛ تا آنکه همسرش راضی شود، اگرچه روزها روزه باشد و شب‌ها شب زنده‌داری کند.[۱]»

۵ ـ غیرت دینی:

اسلام به مردان سفارش می‌کند که حافظ ناموس خویش باشند و همسر خویش را از دید اجنبی مصون بدارد، در مقابل آلودگی او بی‌اعتنا نباشد.

گرچه اسلام تأکید بر داشتن غیرت برای مردان دارد، اما در مقابل از مرد می‌خواهد که در داشتن این صفت راه افراط پیش نگیرد و سوء ظن نسبت به همسرش پیدا نکند چرا که گمان بد داشتن، از گناهان است، و

بخشش و سخاوت وی، مهمان‌نواز بودن، امین بودن، اصالت و نجابت خانوادگی، خوشرفتاری با همسر و… را نام برد. زن در جامعه، اثر وجودی ویژه‌ای دارد که از مرد ساخته نیست. نقش او در برخی موارد یکتاست و او نیمی از پیکر جامعه است، پس بر مردان است که حقوق وی را رعایت نموده، او را دست کم نگیرند.[۲]

 

۲ ـ ب ـ وظایف زن نسبت به همسرش:[۳]

هبوط آدم ابوالبشر با همسری حوا به عالم خاک و ورود این دو یار هم‌اندیش و مهربان از عالم افلاک حقیقت مستوری بود که قرآن، با بیانی شیوا و دلنشین از آن پرده برداشت و رمز آرامش و صعود هماهنگ را برای نوع بشر، در پناه زوجیت آشکار ساخت، گرچه این فرود برای آن زوج نخستین ناگوار و طعم تلخ وسوسه و نیرنگ دشمن مکار آنان «شیطان» بسیار دردناک بود و این نزول به عرصه‌ی زمین موجبات تألم افکار و آزردگی هر دو را فراهم نمود، لیکن در سایه‌ی همسری و کفویت و همتایی خویش توانستند سیمای عروجی زیبایی را ترسیم و تجربه‌ای شیرین از رجوع و بازگشت به حق را برای زمینیان با همدلی و تفاهم تشریح نمایند و برای هر زوج کمال‌گرا و عاقبت‌اندیش تا پایان زندگی بشر، درس عبرت و آموزندگی ارایه دهند.

آری، آن گاه که هر دو با عزمی راسخ و قلبی نادم ولی مطمئن به عنایت خالق و

یب شده و بر هیچ انسان خردمندی پوشیده نیست که سلامت و امنیت جوامع در گرو سلامت و امنیت خانواده است، بلکه حفظ و گسترش قدرت ملی و استقلال سیاسی و اقتصادی، ریشه در استحکام بنای خانواده دارد، زیرا توانمندی و صلاحیت جامعه، رویکردی از توانایی افراد آن است و این توانایی جز در سایه صلابت و استحکام خانه و خانواده شکل نمی‌گیرد؛ چنانچه امیر مؤمنان علی علیه‌السلام آشنا به حقایق عالم در کلمات متعدد خویش به این امر اشارت دارند، از آن جمله در روش‌های حکومتی در عهدنامه مالک اشتر. می‌فرماید: «ای مالک در امور مملکت انسان‌هایی را به کار بگمار که از شرافت خانوادگی و جسمی و نسبی لازم برخوردار باشند و در خانه‌های شایسته رشد و پرورش یافته باشند زیرا ریشه‌های کرامت و بزرگواری و فضیلت از آنجا آغاز می‌شود.»[۴]

اینجاست که روشن می‌گردد که نقش ثبات،‌ اقتدار و پیوستگی و همبستگی در خانه و خانواده نسبت به استحکام، پویایی، اقتدار و بالندگی جامعه چیست، و از سوی دیگر، هرچه از عمر زندگی اجتماعی انسان می‌گذرد

است که طبیعت انسان طالب است.

در این گفتار برآنیم که وظایف زن در برابر مرد را از منظر آیات و روایات بررسی کنیم. متونی که در آن، بر الگو‌های رفتاری زنان اشاره شده، خود شامل دو بخش است، بخش اول شامل معرفی بهترین زنان که شیوه‌های رفتاری آنان تأیید و تحسین شده و نتایج کار آنان در دو سرا ارزشمند محاسبه گردیده و بخش دوم با عنوان «شرار نساءکم» شامل زنانیست که به دلیل نوع عملکردشان و تخلف آن از وظایف الهی مورد نکوهش و ملامت قرار گرفته‌اند و به واسطه‌ی عدم شایستگی رفتاری به عقوبتی شوم در دنیا و آخرت مبتلا و یا وعده داده شده‌اند.

در این روایات مهم‌ترین وظیفه برای زوجین را به صورت عام و برای زن به صورت خاص، حسن سلوک و زیبایی در رفتار و معاشرت نیکو معرفی می‌کند و از آن جهت که در تقسیم وظایف و تدبیر امور منزل مسئولیت آرامش و سکونت خانواده به عهده‌ی او گذارده شده و کلیدهای عاطفه و رموز ایجاد روابط قلبی و روانی مناسب در طبیعت به دست اوست، لذا قانون‌گذار حکیم هستی بر اساس داده‌های خاص زنان که مظهر مودت و رحمت حق و مظهر زیبایی‌های خلقت‌اند ستانده‌ها و انتظاری مناسب با جایگاه او دارد که با وظایف مرد که تدبیر و سیاست‌گذاری خارج از خانه و تدارک امور مالی و تأمین امنیت خارجی خانه است؛ فرقی دارد؛ لذا در پرهیز از هر گونه تشنج‌آفرینی و منش‌های غیرمتعارف و ناشایست؛ زشت‌خویی و ترش‌رویی را شدیداً برای مادر و همسر مذمت می‌نماید و او را نقش‌آفرین در ثبات، امنیت، سلامت جسم و روان و منشأ پویایی و حرکت اعضا محسوب می‌نماید.

در حقیقت، چون او اساس شکل‌گیری هویت خانواده است و حتی شخصیت اجتماعی همسر و فرزندان متأثر از فاعلیت اوست لذا سعادت و شقاوت خانواده منسوب به اوست. این جاست که در روایات بالاترین زینت و نهایت سعادت برای مرد همسر شایسته و باصلاحیت معرفی شده و نخبگان و مرشدان قبیله‌ی بنی آدم ارزشمندی خود را حاصل تلاش و پاکدامنی و تدابیر صحیح تربیتی مادر می‌دانند.

مرحوم کلینی از امام رضا علیه‌السلام نقل می‌کند که حضرتش فرمود: «هیچ فایده‌ای به کسی نمی‌رسد بهتر از اینکه برای او بانویی باشد که نگاه و مصاحبت با او موجب سرور و شادمانی همسر باشد و در غیاب شوهر امانت‌دار و حافظ حریم خویش و خانواده و اموال شوهر است.»[۵]

عبدالله بن سنان به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آورده است که فرمود: بدترین زنان شما کسی که خالی از صفات ارزشمند و زشت‌خو، لجوج، نافرمان است و در میان قومش ذلیل و در نزد خویش خود را عزیز و بزرگ می‌پندارد، نسبت به شوی خویش خود را عزیز و بزرگ می‌پندارد، نسبت به شوی خویش ایفاء وظیفه نکند و نسبت به او دریغ ورزد ولی به غیر شوهر خویش نهایت خضوع و تواضع بی‌جا از خود نشان دهد.»[۶]

 

۱ ـ آیا ریاست در خانواده امری ضروریست

برپایی نظم در هر مجموعه‌ای و استقرار نظامی بر پایه قانونمندی و ضوابط معقول، حاکمیت ارزش‌های اصولی، منوط بر وجود لیاقت، کیاست، حسن تدبیر و شایستگی‌های لازم در بخش مدیریت و ریاست آن می‌باشد و متقابلاً ضعف در تنظیم امور و تدبیر کارها و بی‌توجهی و بی‌کفایتی مسئول و غفلت از وظایف، موجب سقوط و انهدام یک واحد اجتماعی است و خانواده نه تنها از این قاعده کلی مستثنی نیست، بلکه از آن جهت که خانواده حریم امن انسان‌ها و محل ارتباط خاص نسبی و عاطفی و اخلاقی و تربیتی افراد با یکدیگر و جایگاه رشد فضایل و

برخوردار است و بنیانگذار و رئیس آن نقش عمده و کلیدی بر عهده دارد.[۷]

ممکن است این امر تصور شود که اگر امور خانواده، در مدیریت و ریاست، به طور مشترک اداره شود عادلانه و مطلوب‌تر است. لیکن این تجربه در عمل توفیق نداشته، زیرا زندگی در یک نظام اجتماعی محدودیت‌های خاصی را برای افراد ایجاد می‌کند که انسان‌ها لازم است از آزادی مطلق خویش چشم‌پوشی کنند و در رجحان مصالح اجتماعی از خودمحوری و خودنگری‌های غیر معقول درگذرند، چنانچه تشکیل دولت از اعمال شخصی و خاص افراد می‌کاهد، اگر چه دولت خدمتگزار ملت و برگزیده از سوی آن‌ها باشد و لازمه‌ی انتخاب مسئول، قرار دادن بعضی از اختیارات به دست اوست.

در دولت‌هایی که خانواده مورد توجه آن‌ها بوده و نیز قوام و دوام ارزشمند اجتماعی را رهین سلامت خانواده می‌دانسته‌اند، پیوسته قانونگذاران در آن کوشیده‌اند تا با ایجاد موانعی، از انحلال و آشفتگی در آن ممانعت به عمل آورند. چنانچه در قوانین مدنی سوییس و ایتالیا و بسیاری از کشورهای دیگر، خانواده به صورت گروهی منظم به ریاست مرد اداره می‌شود و انحلال آن کم و بیش موانعی دارد.

اگر فرض کنیم که با نادیده انگاشتن وظایف مرد در اداره منزل و تدبیر امور اقتصادی از سوی او، مدیریت تنظیم امور خانواده به گونه‌ای مساوی، تقسیم گردد؛ جای این سئوالات باقی است که در آن صورت، اختلاف سلیقه‌ها در کجا باید حل شود؟ آیا برای حل هر مشکلی می‌توان راهی دادگاه شد؟ و آیا در مسأله تربیت فرزندان با

 

اینجاست که خالق حکیم انجام کارهای خشن و سنگین و تنظیم امور مادی را از دوش او بر می‌دارد، تا او از آسودگی و طمأنینه کامل برخودار باشد و با فراغت خاطر مسئولیت حمل و باروری، وضع، شیردهی، تعلیم و تربیت و سازندگی انسان‌های ارزشمند را به عهده گیرد و خانواده‌ای افتخارآفرین بر جامعه و تاریخ عرضه دارد و چون این امور، فطری و طبیعی است نه اعتباری و قراردادی لذا هر گونه تغییر ساختاری بر خلاف آن

مشخص است و همین‌طور وظایف فرزندان… این طور نیست که قراردادی باشد و بگوییم فعلاً اینها که پدر و مادرند بیایند جای فرزندان و فرزندان چون لیاقت بیشتری دارند بیایند جای پدر و مادر.[۸]

مهم‌ترین آیه‌ای که درین زمینه به آن استناد می‌شود، اینست: «الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم[۹] ـ مردان سرپرست و قیم و خدمتگزار زنانند به جهت برتری و مزایای که خداوند متعال در وجود آنان قرار داده است و ثانیاً از این جهت که مردان هزینه زندگی و مخارج زنان خود را تأمین می‌نمایند.»

مرحوم علامه طباطبایی در ذیل این آیه می‌نویسند: «در این آیه علاوه بر اینکه حقوق و سرپرستی شوهر را به همسرش بیان می‌کند، یک معنی کلی و عمومی نیز از آن استفاده می‌شود و آن اینکه در مسائل اجتماعی نیز مردان مسئول اداره امور زنان بوده و بر آنان از این جهت نیز مقدم می‌باشند بنابراین کارهای مهم اجتماعی از قبیل: مسائل حکومتی، قضاوت، جنگ، و دفاع مسئولیتش بر مردان است و زمام امور در این موارد در دست آنان قرار می‌گیرد.»[۱۰]

خانم «کلیودالسون» که یک روانشناس معروف است می‌گوید: «بزرگ‌ترین علاقه من مطالعه‌ی روحیه مردان است از این جهت چندی

مورد نیاز است و سپس نتیجه می‌گیرد که: به عقیده‌ی من این دو نیاز روحی زن از این واقعیت سرچشمه می‌گیرد که زن‌ها تابع احساسات و مردان تابع عقل هستند.»[۱۱]

علاوه بر اظهارات فوق، مطالعه حیوانات نیز نشان می‌دهد که حیوانات ماده همیشه به نرهای خود احترام می‌گذارند و از قدرت و قوت آن‌ها احساس لذت می‌کنند و ماده مورد رقابت نرها، تسلیم حیوان نری می‌گردد که قدرت بیشتری داشته باشد.

کلمه قوامون جمع قوام، صیغه مبالغه از ماده قیام است و قیام یعنی ایستادن که در لغات مختلف بنابر قرینه‌های کلامی معانی مخصوصی به خود می‌گیرد،‌ لیکن آن معنایی که در تمامی موارد مورد توجه است، اینکه گردانندگی و تصدی و تدبیر و ریاست کاری، بر عهده کسی نهاده می‌شود، لذا صفت قیوم در حق تعالی هم به معنای قیومیت تام به نظام هستی و مبالغه در قیام است.

استاد مطهری می‌گوید: عبارت قرآنی که فرموده است: «بما فضل الله بعضهم علی بعض» و نفرموده است: «بما فضل الله الرجال علی النساء» ناظر بر این است که بعضی بر بعضی برتری دارند و [عملاً] نگفته است مردان بر زنان، چون خواسته بگوید برتری‌های مرد بر زن دارد و برتری‌های زن بر مرد دارد و لازمه این دو برتری [متقابل] حکومت مرد است بر زن، یعنی به مرد بنابر فضیلت‌هایش مزایایی داده شده که بر طبق آن به درد حکومت داخل خانواده می‌خورد و به زن بنابر فضیلت‌هایش مزایایی داده شده

سرشت مرد و زن مطلب اینچنین است و قانون شرع در بدرقه قانون طبیعت آمده و با قانون طبیعت هماهنگی دارد.

اعجاز خلقت دو تمایل در مرد و زن قرار داده است، در مرد حس تسلط به زن وجود دارد و در زن نیز حس تسلط بر مرد وجود دارد، ولی اعجاز خلقت این دو حس تسلط را طوری آفریده است که نه تنها تضاد و نزاع با یکدیگر پیدا نمی‌کنند بلکه منجر به وحدت بیشتر نیز می‌شوند، دستگاه عجیب خلقت که. هدفش یگانه شدن دو روح است، این تدبیر را به کار برده است که در مرد حس تسلط بر زن را از طریق حاکمیت خانه و خانواده، و در زن حس تسلط بر مرد را از طریق قلب. مرد از راه قهرمانی می‌خواهد حاکم باشد و زن از طریق جمال و زیبایی زنانه.

استاد آیه الله جوادی آملی درین زمینه می‌گوید: «الرجال قوامون علی النساء» به این معنی نیست که زن اسیر مرد است و مرد قوام، قیوم و مدیر است و می‌تواند به دلخواه عمل کند، خواه بخواهد به منزل برود و خواه نخواهد. بلکه قرآن به مرد می‌گوید، تو موظفی و این وظیفه است نه مزیت، بلکه معیار فضیلت و

دیگری را به مرد داده و آن اینکه حق سرپرستی را در قبال نفقه به او واگذار کرده است.

 

۲ ـ تمکین و تأمین نیاز جنسی:

«فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله»

ترجمه:

پس آن نیک زن‌های شایسته‌کار که فرمان نیوشند از کردگار

به شکرانه آنکه یکتا خدا  نگه داشته حقشان را سزا

حفاظت نمایند از راز شوی  بدارند اموال او را نکوی

از آنچه خداوند گفته از آن حافظت نمایند در هر زمان

آیه کریمه اشاره به مسأله تمکین و انجام وظایف از سوی زوجه داد. البته لفظ تمکین در قرآن صراحتاً نیامده و آنجا که در فقه سخن از تمکین به میان می‌آید براساس برداشت از مفهوم آیات و نص صریح روایات است. در این دسته روایات چند نکته مورد توجه است، اول تأکید بر تمکین «خاص از سوی بانو» و عرضه داشتن خود بر شوهر. دوم: عدم امتناع از برقراری روابط سالم زناشویی، سوم: منع از هر گونه برقراری ارتباط و التذاذ در محیط‌های اجتماعی و نگاه‌های هوس‌انگیز مسموم.

۳ ـ زینت و آرایش برای شوهر:

اگرچه زنان علاقمند زینت و آرایش می‌باشند اما به جهت اهمیت حقوق شوهر و حفظ نظام خانواده، دین مبین اسلام این موضوع را مورد تأکید و سفارش قرار داده است و به زنان توصیه می‌کند همیشه با بهداشت و نظافت و آراستگی کامل با شوهر خود برخورد نمایند، زیرا زن هر چه نظیف‌تر و پاکیزه‌تر باشد در سلامتی خود وی و در جلب محبت و علاقه شوهرش و پرورش

، اگرچه با گردنبندی خود را زینت دهد.»[۱۲]

 

۴ ـ پاکدامنی و حجاب زن:

عن النبی صلی الله علیه و آله قال: «… من ملأ عینه من امرأه حراماً حشره الله یوم القیامه مسمراً بمسامیر من نار، حتی یقضی الله تعالی بین الناس، ثم یؤمر به الی النار… ـ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: … هر کس چشمان خود را از نگاه حرام پر کند، خداوند در روز قیامت او را در حالی که با سیخ‌های آتشین، به میخ کشیده شده، محشور می‌کند تا این که بین مردم قضاوت نماید. پس به او امر می‌شود که به آتش رود…»[۱۳]

گرایش به زیبایی از قبیل: زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن، خود را آراستن، معطر کردن و تمایلات جنسی، همه و همه اموری است که از فطرت انسان برمی‌خیزد. آنچه مهم است، نگهداشتن حریم و خارج نشدن از حد اعتدال در این موارد می‌باشد، نه سرکوب کردن خواهش‌ها و تمایلات فطری و درونی و نه تندروی و افراط در آن‌ها، اساساً معنای عفت همین است. یعنی شخص عفیف و پاکدامن است که بتواند شهوات و غرایز خود را تحت کنترل درآورد، به طوری

ممن قدر فعف الکاد العفیف ان یکون ملکاً من الملئکه. پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگ‌تر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت گناه دارد و آلوده نمی‌گردد. همانا عفیف پاکدامن فرشته‌ای از فرشته‌هاست.»[۱۴]

 

۲-۴ ـ آمیختگی احکام حقوقی و اخلاقی در قرآن:

در قرآن کریم، احکام حقوقی و اخلاقی، آمیخته با هم بیان شده‌اند، به ویژه در مورد روابط خانوادگی و مسائل زناشویی، و تقریباً در همه مواردی که احکام حقوقی بیان شده، احکام اخلاقی هم ذکر شده است. علت این آمیختگی، آن است که از یک سوء، احکام اخلاقی نمی‌توانند به تنهایی سعادت و کمال انسان را تضمین کنند و از سوی دیگر، هدف اصلی قرآن، به اهداف حقوقی‌اش حاکم است.

آمیختگی اخلاق و حقوق، در قرآن، ویژگی مثبتی است که تأثیری عمیق در زندگی اجتماعی دارد؛ زیرا اگر مردم تربیت اخلاقی و معنوی نداشته باشند، اجرای قانون خشک حقوقی، کاری دشوار و نیازمند دستگاه اداری وسیعی است که بتواند به همه‌ی کارهای

است که در این صورت، دستگاه‌های قضایی و اداری بسیار نیرومند و گسترده‌ای لازم است تا بتوانند به این همه تخلفات رسیدگی کنند.[۱۵]

از سوی دیگر، خود مجریان که می‌خواهند به این تخلفات رسیدگی کنند، اگر شایستگی اخلاقی نداشته باشند، خود، مرتکب تخلفات بالاتر و پیچیده‌تری می‌شوند که بردی وسیع‌تر و آثاری زیان‌بارتر برای جامعه دارد و برای تخلفات آن‌ها نیز باید دستگاه بازرسی قرار داد تا ناظر بر اعمال آنان باشند، و اگر بازرسان نیز تخلف کنند، دادگاه عالی دیگری برای رسیدگی به تخلف اینان لازم است و سرانجام، کار به جای مطمئنی نمی‌رسد مگر آن که به افراد وارسته‌ای، که خود به خود، در راه درست و به دور از انحراف و تخلف حرکت می‌کنند، کار خاتمه یابد.[۱۶]

قانون خشک حقوقی نمی‌تواند حتی نظم را در زندگی مادی و دنیوی انسان تأمین کند، بلکه تنها زمانی می‌تواند تأثیر مطلوب داشته باشد که نظام اخلاقی، پشتوانه‌ی آن باشد. هر قدر پایه‌های اخلاق، در جامعه استوارتر باشد، هم نفوس انسانی در مسیر تعالی و تکامل بیش‌تر قرار می‌گیرند و هم جرم و تخلف از قانون، کم‌تر خواهد بود و در نتیجه، کار دستگاه‌های اجرایی و قضایی، سبک‌تر و راحت‌تر خواهد شد. از این رو، قرآن کریم معمولاً احکام حقوقی را به همراه احکام اخلاقی می‌آورد. بنابراین در بررسی اخلاق خانواده در قرآن، کم‌تر آیه‌ای را می‌توان یافت که صرفاً بر جنبه‌ی اخلاقی تکیه کرده باشد.[۱۷]

قوام ارزش اخلاقی، بر نیت است؛ یعنی در کنار حسن فعلی، حسن فاعلی هم لازم است، ازدواج با هر انگیزه‌ای که انجام شود، دارای یک نوع ارزش اخلاقی خواهد بود؛ زیرا کسی که با ازدواج و در ازدواج،

نیاز به انگیزه‌ی اخلاقی است.

 

۳-۴ ـ رفع اختلاف در خانواده در قرآن و حدیث:

از نگاه ادیان به خصوص اسلام، کارکردهای متعالی‌تری از خانواده انتظار می‌رود. علاوه بر آن، برپایی و پویایی نهاد خانواده، شاخصه‌ی اصلی یک اجتماع زنده و رو به توسعه است. یکی از مهم‌ترین عوامل توسعه، توسعه نیروی انسانی است. گرچه معیار نیروی انسانی در توسعه، عموماً با ارزیابی بازدهی و کارایی آن است، اما در یک تحلیل عمیق، کارآیی انسان نیز از خانواده تأمین می‌شود.

خانواده منجر می‌شود، نیازمند آموزش و عنایتی ویژه از سوی متولیان و دلسوزان جامعه است.

قرآن کریم، به عنوان برترین نسخه‌ی زندگی و عالی‌ترین راهنمای بشر برای دست‌یابی به حیات طیبه، بخش عظیمی از آیات را به تنظیم و تعدیل روابط اعضای خانواده، حقوق و وظایف همسران اختصاص داده است. رجوع به آیات الهی، می‌تواند انسان را جهت دستیابی به عالی‌ترین راهکارها در تحکیم خانواده هدایت کند.

اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب می‌کند که بنیان آن یعنی زن و شوهر، در تحکیم و پایداری این بنا،‌ نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که به تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن اصرار ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ شود. تأکیدات اخلاقی و سفارشات حقوقی کتاب مقدس قرآن و روایات گرانقدر

‌دهد. خداوند متعال انسان‌ها را طوری آفریده که وقتی نیازها و مصالح یکدیگر را تأمین می‌کنند، به تدریج رابطه‌ای عاطفی میانشان ایجاد می‌شود و رشد می‌کند. این عاطفه، به شکلی نیرومند و به طور طبیعی، بین دو همسر به وجود می‌آید و می‌تواند نقش مهمی در تأمین مصلحت کل خانواده ایفا کند. می‌توان گفت نیرومندترین عامل دوام و رشد خانواده، عاطفه و محبت اعضای آن به یکدیگر است. بنابراین، به حکم عقل، اگر زندگی خانوادگی، ضرورت داشته باشد، بهترین عامل برای استحکام و بقای آن، برانگیختن عواطف متقابل افراد خانواده، نسبت به یکدیگر است.

«و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم أزواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه[۱۸] ـ یکی از نشانه‌های خداوند، این است که برای شما از جنس خودتان، همسرانی آفرید تا در کنارشان بیارامید و میان شما و همسرانتان مودت و رحمت برقرار ساخت.»

البته در زندگی، گاهی مشکلات و اختلاف‌هایی پیش می‌آید که فضای آرامش و آسایش خانواده را برهم می‌زند، اینجاست که عواطف بین همسران با انعطاف‌پذیری و چشم‌پوشی از لغزش‌ها همراه شده و کانون خانواده را رونق و گرما می‌بخشد.

ب ـ اصل مشاوره:

مشاوره یک حیطه گسترده دارد که از آموزش شروع می‌شود. مشاور گاهی می‌تواند نقش یک آموزش‌دهنده، یک مادر، راهنما و حتی اصلاح‌کننده رفتار را داشته باشد. اگر در جایی رفتارهای غلطی در افراد سبب مشکل می‌شود این رفتار باید اصلاح شود و برخوردهای بهتری جایگزین آن شود تا فرد بتواند به اهدافش نزدیک‌تر شود و نحوه صحیح رفتار را بیاموزد. پس می‌بینیم که یک مشاور بیشتر نقش آموزش را دارد. در زمانی که یک زوج با هم مشکل دارند مشاوره می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها به آن دو کمک کند.[۱۹]

بنابراین بهترین راه حل اختلاف‌های خانوادگی، این است که زن و شوهر با همفکری صمیمانه و همدلی، در حالی که خیرخواه یکدیگر هستند به سراغ فردی امین، دانا به امور زندگی بروند، خودخواهی را کنار بگذارند و هر دو به حکم عقل گردن نهند و نظر کسی را که در آن زمینه آگاهی دارد، به کار بندند.

یکی از فواید مشاوره و

امر به مشورت می‌کند.»

در دوران زندگی هر فردی گاهی مشکلی پیش می‌آید که تنها به کمک عقل خود حل نمی‌گردد و گره باز نمی‌شود، بلکه به کمک فکری دیگران نیازمند است.

ای برادر یار دانایی بجوی  ماجرای مشورت با وی بگوی

مشورت ادراک و هشیاری دهد  عقل‌ها مر عقل را یاری دهد

می‌کند دانا در چاره پدید   رأی او بربسته‌ها آمد کلید[۲۰]

 

ج ـ اصل صلح و سازش:

در زندگی خانوادگی، گاهی مشکلات و اختلاف نظرهایی پیش می‌آید که از طریق عواطف و نیز از راه مشورت حل نمی‌شوند و اگر این مشکلات و اختلاف نظرها ادامه یابند، آرامش و آسایش خانواده و پایه‌های مهر و محبت همسران فرو خواهد ریخت. گاهی کار به جایی می‌رسد که یکی از همسران ـ دست کم از دید همسرش ـ رفتاری خارج از منطق عقل را در

می‌خواهد حرف خود را به کرسی نشاند و به حکم عقل تن در نمی‌دهد. در هر دو حال، طبیعی است که پیوند آن دو در معرض از هم گسستگی قرار می‌گیرد و بنیان خانواده، سست می‌شود.

در چنین وضعیتی اسلام دستور می‌دهد تا آن جا که ممکن است، باید تلاش کرد که پیوند ازدواج از هم نپاشد و وحدت خانواده از بین نرود، هرچند لازم باشد، که یک طرف، برای حفظ خانواده و بقای زناشویی، در برابر طرف دیگر، انعطاف بیش از حد نشان دهد و حتی از حق مسلم خود بگذرد. خداوند متعال درین باره می‌فرماید: «و ان امراه خافت من بعلها نشوزاً او اعراضا فلا جناح علیها ان یصلحا

و انعطاف و گذشت با روحیات زن بیشتر سنخیت دارد تا روحیات مرد، حال آنکه هر دو را به رعایت حقوق یکدیگر ملزم می‌دارد.

 

د ـ اصل حکمیت:

خداوند متعال در قرآن کریم توصیه می‌کند که اگر همسران، با مصالحه، مشکل خانوادگی را حل کند و خطر از هم پاشیدگی آن، همچنان باقی بود، از افراد باتجربه، به عنوان حکم استفاده کنند تا شاید آنان بتوانند به این مشکل پایان دهند. قرآن درین باره می‌فرماید: «فابعثوا حکماً من اهله و حکما من أهلها[۲۱] ـ یک نفر از خانواده‌ی مرد و یک نفر از خانواده زن را (بدین منظور) گسیل دارید.»

آنچه از آیه قرآن درین رابطه بدست می‌آید این است که حکمین از اهل و فامیل و بستگان زوجین انتخاب شوند و این نظریست که بسیاری از مفسران بر آن اتفاق دارند. عده‌ای هم هستند که غرض از اهل را کسانی می‌دانند که به وضع دو خانواده و روحیات و حالات دو طرف آگاهی دارند که آن‌ها هم باید از جانب خویشان و بستگان یا حاکم شرع برگزیده شوند و به این امر برسند.

ولی ظاهراً خویشان و بستگان مورد نظر است، به چند دلیل[۲۲]:

نخست اینکه بستگان و خویشان آن‌ها به وضعیت زوجین و شرایط آن‌ها اشراف بیشتری دارند.

ثانیاً وجود داوری از خویشان و بستگان مایه دلگرمی آن‌هاست از آن بابت که اطمینان دارند از حیثیت و شخصیت آن‌ها کاملاً دفاع خواهد شد و منافعشان به خطر نخواهد افتاد.

ثالثاً اینان به مناسبت رابطه خویشاوندی ملاحظاتی با هم دارند و اگر رأی و نظری می‌دهد معمولاً پذیرفته خواهد شد.

رابعاً خویشاوندان بیشتر از دیگر افراد به حمایت از دو طرف پرداخته و سعی در تحکیم روابط و اصلاح آن دارند.

اینکه حکمین چه

عده‌ای از بزرگان اگر حکم به صلح دادند باید از طرف زوجین رعایت گردد.[۲۳]

 

هـ ـ طلاق، عرش الهی را می‌لرزاند:

هیچ عصری مانند عصر ما خطر انحلال کانون خانوادگی و عوارض سوء ناشی از آن را مورد توجه قرار نداده است، و در هیچ عصری مانند این عصر عملاً بشر دچار این خطر و آثار سوء ناشی از آن نبوده است. قانونگذاران، حقوقدانان، روانشناسان هر کدام با وسایلی که در اختیار دارند، سعی می‌کنند بنیان ازدواج‌ها را استوارتر و پایدارتر و خلل‌ناپذیرتر سازند اما آمارها نشان می‌دهد که سال به سال بر عدد طلاق‌ها افزوده می‌شود و خطر از هم پاشیدن بر بسیاری از کانون‌های خانوادگی سایه افکنده است.

معمولاً هر وقت یک بیماری مورد توجه قرار می‌گیرد و مساعی مادی و معنوی برای مبارزه و جلوگیری از آن به کار می‌رود، از میزان تلفات آن کاسته می‌شود و احیاناً ریشه‌کن می‌گردد اما بیماری طلاق برعکس است.[۲۴]

طلاق، پایه‌های خانواده را در هم می‌ریزد و آثار و نشانه‌های آن از هم می‌پاشد. برخی از روانشناسان می‌گویند: «آمار نشان می‌دهد که ۳۴ درصد ازدواج‌ها منجر به طلاق می‌شوند، و می‌توان از بروز بسیاری از طلاق‌ها جلوگیری به عمل آورد، در صورتی که این خانواده‌ها با دشواری‌ها و مشکلات زندگی، صادقانه و واقع‌بینانه برای حل آن‌ها، برخورد نمایند. ازدواج‌های بد و ناموفق، بعید است که بر اثر اشتباه یک طرف باشد و دو طرف ازدواج باعث برافروختگی و تحریک اعصاب یکدیگر می‌شوند. و به نظر می‌رسد اگر زن و شوهر مایل به نجات زندگی زناشویی خود هستند، باید ارشاد شوند و به نصایح عاقلان گوش فرا دهند.»

در اسلام به طلاق پناه آورده نمی‌شود، مگر بعد از اینکه تمام درهای وسایل اصلاح، بسته شود، و زندگی زناشویی به صورتی شود که قابل تحمل نباشد و از صلح و صفای زناشویی، ناامیدی حاصل شده باشد. اسلام با ژرف‌نگری

مربوط به سرنوشت کودکان بعد از طلاق بی‌تفاوت و بی‌اهمیت نمی‌ماند، بلکه حق نگهداری و پرورش آنان را در سنین خردسالی، برای مادر، محفوظ می‌گذارد تا بزرگ شوند و به پدر الزام و واجب کرده تا نفقه و مخارج آنان و حقوق نگهداری برای مادر را بپردازد.

به هر حال طلاق عرش الهی را می‌لرزاند و مغبوض‌ترین حلال نزد خداوند است، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم درین‌باره چنین می‌فرماید: «هیچ چیز در پیشگاه خدا محبوب‌تر از خانه‌ای که به ازدواج، آباد شده باشد نیست و هیچ چیز، در پیشگاه خدا منفورتر از خانه‌ای که در اسلام، به جدایی‌ (طلاق) ویران شود، نیست.»[۲۵]

و سخنی از الگوی صداقت، صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: «خداوند خانه‌ای را که در آن مراسم عروسی باشد، دوست می‌دارد و خانه‌ای را که در آن طلاق باشد، دشمن می‌دارد و هیچ چیزی در پیشگاه خداوند، منفورتر از طلاق نیست.»

اگر قانونگذار حکیم اسلام، طلاق را به طور کلی منع می‌کرد، مشکل عظیمی برای پیروان خود به وجود می‌آورد و حتماً قانون‌شکنی‌ها نیز رواج پیدا می‌کرد. با توجه به اینکه گاهی سازش و تفاهم، برای زوجین غیرممکن می‌شود، اسلام راه طلاق و جدایی را باز گذاشته است، اما این، علت حکم نیست، بلکه حکمت است. اگر علت بود، در موارد دیگر، طلاق غیر مجاز بود، ولی نظر به این که حکمت است، طلاق حلال است.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”نتیجه گیری / جمع بندی ” icon=”fa-pencil-square-o”]مقتضیات عصر ما ایجاب می‌کند که بسیاری از مسائل مجدداً مورد ارزیابی قرار گیرد و به ارزیابی‌های گذشته بسنده نشود. وضعیت ازدواج در جامعه ما، وضعیت کاریکاتوری را پیدا کرده که یک تبسم گزنده را در پی دارد، در وهله اول مفرح و خنده‌آور و در تأملی ژرف، تأسف‌برانگیز و ناراحت‌کننده. وضعیت ما در مقوله ازدواج گاه چنان با ناشناختگی، شتاب‌زدگی، توهم، خیال‌پردازی، تکاثر و فزون‌طلبی همراه شده که طی آن اثاث زندگی، متن دلواپسی‌ها و تلاش‌ها شده و اساس زندگی به حاشیه رانده شده و در تیررس فراموشی افتاد. آن قدر به دکور

غیر قابل گذشت، مشکلات زیادی را برای جوانان‌مان به وجود آورده‌ایم.

برای مثال، در همین مقوله لوازم زندگی چنان غیرمعقول برخورد نموده‌ایم که حاصلش آن شده، اسباب و وسائل جوان نوپا و زندگی نوپاترش باید از والدین سی سال زیسته، بیشتر و بهتر باشد. حاصلش آن شده که با اهدای مالکیت‌های یکجا! لذت مالکیت تدریجی و مستمر از آن‌ها گرفته شده و علاوه بر آن از آثار دیگری چون قدر شناختن، درست مصرف کردن و نیز ایجاد ظرفیت روانی مالکیت هم محروم‌شان نموده‌ایم و در نهایت وضعیت فرزندان

به لحاظ مفهومی و مصداقی مورد دورپیمایی قرار گیرد، خواهیم یافت که چهار عنصر اصلی به جهت‌دهی نگاه‌ها و نیازها تأثیرگذار است. عناصر مذهب، حکومت، خانواده و رسانه، این چهار عنصر با طرح نظام‌واره‌های گوناگون فکری می‌توانند از رها کردن آدم‌ها در اشکالات و تا غلبه دادن آن‌ها بر مشکلات کارکرد داشته باشند. اما آنچه ما در این مجال بدان می‌پردازیم نظر اسلام در مورد خانواده است.

از آن هنگام که خدا زن را از آسمان عشق نازل کرد و مرد را در زمین عقل مبعوث، تا آن زمان که مقدر شد راز حکمت‌آمیز اشتیاق بین این دو از پرده سکوت بیرون افتد تا هر دو بتوانند در جذبه زوجیت خواستار نیمه دیگر خود شوند و به سکون رسند، پاسخ این جذبه در مدار انسانی، یک سنت نبوی نامیده شد و در مدار سایر پدیده‌ها از کوچک تا بزرگ و از ذرات تا کرات یک سنت الهی نام گرفت. نکاح و زوجیت نیز در عرصه انسانی اهداف و مقاصد والای انسانی را می‌یابد که این موضوع در نخستین پیوند آسمانی مشهود است، چنانکه در روایت است وقتی آدم و حوا این دو تواب تبعیدی در زمین قرار گرفتند به ناگاه آدم در خود حس غریبی یافت که مثل صاعقه از وجودش عبور کرد و در قلبش جرقه زد، بی‌فاصله لب به سخن گشود و گفت: پروردگارا در برابر خود کسی را می‌بینم که از او انسی در خود احساس می‌کنم، و خدایش می‌فرماید: آیا بودن در کنار او را می‌پسندی؟ و آدم عرض می‌کند: بله پروردگارا! و خدایش می‌فرماید: او حواست او را از من بخواه.

و این آغاز تشکیل خانواده در نخستین جامعه انسانی است. خانواده‌ای که با فخر در فرشگاه عرش، تاج «کرمنا بنی آدم» را دریافت نمود تا در آن نسلی در امتداد خط کرامت بپروراند. خانواده‌ای که باید هم در آن جسم انسان تولد یابد و هم روح انسانی. بی‌تردید تحقق همین موضوع، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کارکرد خانواده است. در واقع خانواده تنهاترین سفیر مشروع و پذیرفته برای تولد شخص انسان و بهترین محل، برای تولد شخصیت انسانی است.

خانواده محلی است برای تحقق رسالت پرارج وقت‌گیر پیچیده‌ و ثمردهی به نام تربیت و چون این واقعه عظیم در روح آدمی باید اتفاق بیافتد، لذا شناختن ویژگی‌ها و خصوصیت روح، ما را در روش‌ها و

در اجرا و استواری قوانین و مقرراتی که جامعه را به آداب مناسب عادت می‌دهد استفاده کنیم، باید از اعمال روش‌های نامتناسب و نابهنجار نیز به شدت پرهیز نمود.

ازین رو زمینه‌سازی برای ایجاد فضای فرهنگی که در آن «بایدها» به طور نامریی و غیرمحسوس تبدیل به جو و رویه می‌گردد، یک امر اجتناب‌ناپذیر است که با همسو کردن والدهای خانوادگی و اجتماعی به خصوص در موضوع رسانه به دستاوردهای بزرگی می‌توان دست یافت و زمینه استحکام خانواده را در دوام دادن محصول‌های متعادل و متعالی فراهم آورد.

امروزه در برابر هجوم جهانی‌گری که با هدف درنوردیدن همه مرزهای فرهنگی ـ تاریخی ملت‌ها طراحی شده، خانواده مهم‌ترین سنگری است که هم می‌تواند تبدیل به فرصت شود و در برابر هجوم عالمانه استعمار فرهنگی بایستد و هم می‌تواند تبدیل به تهدید شود و افکار و آراء مهاجمان را در محیط خانه، در نوع نگرش و روش تربیتی‌اش به کار بندد و حاصلش تربیت جوانانی باشد که بی‌هویت و بی‌عزت، مقلد و شیدای بیگانگان هستند. خانواده مخزن خوبی برای فرهنگ هر کشوری است که فروپاشاندن آن، در واقع غارت همه کشور و همه منابع انسانی آن است. البته از این موضوع جامعه غرب مستثناء نیست که خواسته و ناخواسته جامعه غربی و خانواده در غرب خود اولین قربانگاه تئوری‌ها و نظرگاه‌های اومانیستی است. تأمل در جمله آقای فرانسوا دو سینلکی، رئیس «مرکز مطالعات خانواده» در فرانسه[/tab][tab title=”منابع ” icon=”fa-pencil-square-o”]عبدالحسن غفار ، عبدالرسول ، المرأه المعاصر ، مطبعه القهر، ۱۴۰۴ ق.

۸-مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار ، بیروت – لبنان، مؤسسه الوفاء ، ۱۹۸۳ م، مجلدات ۷ و ۷۵ و ۱۰۰ و ۱۰۳٫

ب کتب فارسی:

۹- آصفی، آصفه، خانواده و تربیت در ایران، تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، بی تا.

۱۰- آیت الله زاده، محمدباقر، ازدواج و طلاق در اسلام و سایر ادیان ، تهران، نشر دکتر مجید حائری؛ بهار ۱۳۶۴٫

۱۱- آذربایجانی، مسعود، دیگران ، روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، پژوهشکده موزه و دانشگاه (سمت)، بی جا، ۱۳۸۲٫

۱۲- اسکندری، محمدحسین ، اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی؛ بهار ۱۳۸۳، ج ۲٫

۱۳- انصاریان ،‌حسین، نظام حیات خانواده در اسلام،قم، انتشارات ام ابیها، زمستان ۱۳۷۷٫

۱۴- استادان طرح آموزش خانواده، جوان و تشکیل خانواده تهران، انتشارات انجمن اولیاء‌و مربیان، ۱۳۸۰٫

۱۵- اعزازی، شهلا، جامعه شناسی خانواده تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، بی تا.

۱۶- ابن فضل ، حسین بن محمد (راغب اصفهانی)، مفردات ، غلامرضا خسروی حسینی، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۴، چاپ هشتم، ج ۲٫

۱۷- ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۶۹، ج ۱

۱۸- ابن حسین طاهر ذوالمناقب؛ محمد، (سیدرضی) ، نهج البلاغه ، مترجم محمد دشتی ،مؤسسه انتشارات مشهور، قم، ۱۳۸۰٫

۱۹- بندریگی ،‌محمد، فرهنگ بندریگی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۸، چاپ اول، ج ۱٫

۲۰- بی نا، آسیب شناسی نگاه به زن وخانواده، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، دفتر مطالعات و تحقیقات ، قم، تیر ماه ۱۳۸۵٫

۲۱- بی نا، ارزش ها و نگرش های ایرانیان (موج دوم) ، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۱٫

۲۲- بابازاده، علی اکبر، ازدواج و حقوق اعضاء‌خانواده ، قم ، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، ۱۳۷۸٫

۲۳- بهشتی، احمد، خانواده در قرآن ، تهران، نشر بوستان کتاب، ۱۳۸۵٫

۲۴- بستان ، حسین، جامعه شناسی خانواده، تهران، بی جا، ۱۳۸۵٫

۲۵- پارسونز، تالکوت ، ساختار اجتماعی خانواده، ترجمه حسن پویان، تهران، انتشارات چاپخش ، ۱۳۶۳٫

۲۶- پیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقرشاروخانی، تهران، انتشارات کیهان، ۱۳۷۱٫

۲۷- تاج لنگرودی، محمدمهدی، واعظ خانواده، تهران، موسسه مطبوعاتی خزر، بی تا.

۲۸- تقوی، نعمت الله، جامعه شناسی خانواده، تهران، دانشگاه پیام نور، ۱۳۷۶٫

۲۹- جوادی آملی ، عبدالله ، زن در آیینه جمال و جلال ، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجا، ۱۳۶۹٫

۳۰- حقانی، حسین، حقوق خانواده در اسلام، قم، انتشارات دارالتبلیغ اسلامی، بی تا.

۳۱- حسینی، سید هادی، فقه و توسعه در منابع دینی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۱٫

۳۲- حسین ادیب، علی محمد، راه و روش تربیت از دیدگاه امام علی علیه السلام ، ترجمه دکتر سید محمد رادمنش ، تهران، موسسه انجام کتاب، بهار ۱۳۶۲٫

۳۳- خالقی، محمود، مائده آسمانی (برداشتی از تفاسیر قرآن مجید) ، قم، موسسه فرهنگی دارالذکر ، زمستان ۱۳۸۱٫

۳۴- سادات ، محمدعلی ، دیگران ، بینش اسلامی (دوره پیش دانشگاهی)، تهران، شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران، ۱۳۷۸٫

۳۵- سالوادور، مینوچین، ترجمه باقر ثنایی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۳٫

۳۶- شرفی، محمدرضا، خانواده متعادل (آناتومی خانواده) ،‌تهران، انتشارات اولیاء و مربیان، بهار ۱۳۸۶٫

۳۷- شریف قریشی، باقر، نظام خانواده در اسلام، ترجمه لطیف راشدی، تهران، شرکت چاپ رشد سازمان تبلیغات اسلامی، تابستان ۱۳۷۷٫

۳۸- صدر، حسن، حقوق زن در اسلام و اروپا، بی جا، بی تا.

۳۹- صدیق اورعی، غلامرضا، جامعه شناس مسائل اجتماعی جوانان، مشهد، انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۷۴٫

۴۰- طبرسی، حسن، مکارالاخلاق، بی جا، نشر فراهانی، بی تا، ج ۱٫

۴۱- طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان،‌ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۷ ه.ش، چاپ اول، مجلات ۲و۳و۴و۱۵٫

۴۲- عظیم زاده، فائزه، بررسی آیات نکاح در قرآن، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، زمستان ۱۳۶۹٫

۴۳- عفیفی ، رحیم، بهشت و دوزخ در آئین مزدینا، متن پهلوی با برگردان دکتر رحیم عفیفی، مشهد، نشر دانشگاه مشهد، مهر ماه ۱۳۴۲٫

۴۴- عراقی، عزت الله، حقوق زناشویی در اسلام، تهران، انتشارات بعثت، بی تا.

۴۵- فرجاد، محمدحسین، آسیب شناسی اجتماعی خانواده و طلاق ، بی‌جا، انتشارات منصوری، ۱۳۷۲٫

۴۶- فرابی ، محمد، سیاست مدینه، ترجمه سید جعفر سجادی، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد، ۱۳۷۱٫

۴۷- فلسفی، محمد تقی ،‌کودک ، تهران، هیأت نشر معارف اسلامی، ۱۳۴۲٫

۴۸- نویسنده پیشین، بزرگسالان و جوان ، تهران ، هیأت نشر معارف اسلامی، ۱۳۵۲٫

۴۹- قائمی ، علی ، نظام حیات خانواده در اسلام، تهران، واحد انتشارات انجمن و اولیاء و مربیان، آریان، ۱۳۶۳٫

۵۰- نویسنده پیشین،خانواده و مسائل همسران جوان، تهران، انتشارات امیری، زمستان ۱۳۷۶٫

۵۱- کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده ، تهران ، انتشارات بهمن برنا، ۱۳۷۲٫

۵۲- گواهی، زهرا، سیمای زن در آینه فقه شیعه، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، زمستان ۱۳۶۹٫

۵۳- مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام ، تهران ، انتشارات صدرا، تیر ۱۳۸۲، چاپ پانزدهم.

۵۴- نویسنده پیشین،‌اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب ، تهران، انتشارات صدرا، تیر ۱۳۸۲٫

۵۵- مکارم شیرازی، ناصر، و با همکاری جمعی از نویسندگان ، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۱، چاپ بیست و پنجم ، ج ۱۶٫

۵۶- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر، ۱۳۶۰، ج ۵٫

۵۷- مظاهری، علی اکبر، جوانان وانتخاب همسر، قم، انتشارات پارسیان، ۱۳۸۳٫

۵۸- مجلسی، محمدباقر، روضه المتقین ، قم، بنیاد فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۴، ج ۸٫

۵۹- میبری، رشیدالدین ، تفسیر کشف الاسرار و عده الابرار ، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۵۷،‌ج ۲٫

۶۰- مومن سبزواری، محمدباقر ، کفایه الاحکام ، اصفهان، نشر مدرسه صدر مهدوی، بی تا.

ج ) مقالات

۶۱- احسانی، محمد، خانواده ، مجله معرفت، شماره ۸۶٫، بی تا.

۶۲- احدی، «اهمیت خانواده در پیشگیری از جرم»، نشریه صدای عدالت، ۸/۲/۱۳۸۳٫

۶۳- ابوالفضلی ، علیرضا ،«منزل، مرکز تربیت و تعلیم فرزندان» (خانواده های خوشبخت ۱) ، نشریه جوان، ۹، ۱۰/۱۰/۸۳

۶۴- اسلامی پناه ، هادی ، «ازدواج پژوهی در آیات الهی» فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال هفتم، شماره ۲۷، بهار ۱۳۸۴٫

۶۵- بی نا، «تساوی زن و مرد از دیدگاه قرآن با نگاهی به فمنیسیم «نشریه قدس» ۶/۹/۷۸٫

۶۶- بی نا، آسیب شناسی نگاه به زن و خانواده، بیانیه تحلیلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، تیر ۱۳۸۵٫

۶۷- بی نا، «نظریات منتشر شده استاد مطهری پیرامون حقوق زن» ، مجله زن روز، شماره ۱۱۵۸، اسفند ۱۳۶۶٫

۶۸- پاک نیا، عبدالکریم، «خانواده سالم در پرتو اسلام» مبلغان ، شماره ۷۷، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۵٫

۶۹- جدی نیا، مهدی ، «زن و خانواده در غرب» زن روز ، شماره ۱۶۹۱٫

۷۰- حیات اجتماعی زن در تاریخ، (دفتر اول : قبل از اسلام ) ، دفتر پژوهش های فرهنگی وابسته به مراکز فرهنگی – سیاسی ، تهران، انتشارات امیرکبیر.

۷۱- حسین خانی، هادی، «اصول گزینش همسر و نقش آن در تحکیم بنیان خانواده» ، ماهنامه شمیم یاس، شماره ۴۲، سال ششم، شهریور ۸۵٫

۷۲- حسینی، اکرم، «تحکیم خانواده در آموزه های قرآنی» ، کتاب زنان ، سال هفتم، زمستان ۱۳۸۳، شماره ۲۶٫

۷۳- «خانواده اساس جامعه » بی تا، نشریه پیام زمان ، ۱۵/۱۱/۸۳٫

۷۴- روح الامینی ،‌محمود، «خانواده در اوستا و منابع کهن زردشتی» نشریه چیستا، شماره ۲۰۸ و ۲۰۹٫

۷۵- زینتی، علی، «فلسفه ازدواج در اسلام و مسیحیت» ، فصلنامه شورای فرهنگ اجتماعی زنان ، سال هفتم، بهار ۱۳۸۴، شماره ۲۷٫

۷۶- سروریان، سید محمد کمال، «افول خانواده در آمریکا و انگلیس» ، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، شماره ۲۶، زمستان ۱۳۸۳، سال هفتم.

۷۷- سالاری فرد، محمدرضا، «همسرگزینی در اندیشه دینی» فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان ، مسائل هفتم، شماره ۲۵ ، پائیز ۱۳۸۳٫

۷۸- شفیعی مازندرانی، محمود، «کرامت زن در اسلام» نشریه کیهان، ۳۰/۵/۱۳۸۲٫

۷۹- صدر طباطبایی، فاطمه، «تعریف خانواده از منظر قرآن» نشریه پژوهش های قرآنی، شماره ۲۷ و ۲۸٫

۸۰- علیرضا جوینی، علی، «حقوق مدنی و قضایی خانواده در اسلام» نشریه قدس ۱۳/۱۲/۱۳۷۷٫

۸۱- فکری، زهره، «چرا باید زن و مرد عملکرد یکسان داشته باشد؟» نشریه خراسان ، ۲۲/۴/۱۳۷۸٫

۸۲- کجباف، محمدباقر، «رفتار شناسی جنسی در اندیشه دینی» فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، شماره ۲۷، سال هفتم، بهار ۱۳۸۴٫

۸۳- کوچکی، طیبه، «بررسی ضرورت مشاوره در خانواده»‌گفتگو با دکتر خدیجه سرخوش، نشریه نسیم صبا، ۶/۸/۱۳۸۲٫

۸۴- گلی زواره، غلامرضا «ازدواج و همسر داری از دیدگاه امام رضا (علیه السلام) ، نشریه زائر، شماره ۱۳۷٫

۸۵- ملکی، حسن، «جایگاه خانواده در تفکر اسلامی»‌ نشریه پیوند ،‌شماره ۲۸۹، مرداد ماه ۱۳۸۲٫

۸۶- نویسنده پیشین، «خانواده متعادل و توسعه پایدار» نشریه پیوند؛ شماره ۲۸۹، ۱۳۸۲٫

۸۷- محسنی، وجیهه، «ویژگی های تعادل در خانواده از نظر صاحب نظران» نشریه خراسان، ۴/۶/۷۸٫

۸۸- میرخانی، عزت السادات، «گستره وظایف زن در خانواده » فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان ، شماره ۷، بهار ۱۳۷۹٫

۸۹- نویسنده پیشین، «ریاست، تمکین، تسخیری متقابل در خانواده» فصلنامه شورای فرهنگی و اجتماعی زنان، شماره ۵، پائیز ۱۳۷۸٫

۹۰- محبوبی منش، حسین، «تغییرات اجتماعی ازدواج» کتاب زنان، شماره ۲۶، زمستان ۱۳۸۳، سال هفتم.

۹۱- نعمتی ، ۳۰ علی، دل آرا، «جایگاه زن در خانواده در ادیان و جهان» فصلنامه بینات، سال دوازدهم ، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۴٫

۹۲- واعظ موسوی، مهدی، «خانواده سبز»، نشریه نگاه حوزه، شماره ۹۵-۹۴٫

 

[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
5900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

152صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Zar/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]
[list_posts limit=”6″]


درباره نویسنده

publisher4 222 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.