no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

*تا ثیر ساخت قدرت بر تشد ید ناسیونالیسم قومی*-پایان نامه کامل رشته علوم سیاسی

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

تا ثیر ساخت قدرت بر تشد ید ناسیونالیسم قومی-پایان نامه کامل رشته علوم سیاسی
zip
فروردین ۲۹, ۱۳۹۶

تا ثیر ساخت قدرت بر تشد ید ناسیونالیسم قومی-پایان نامه کامل رشته علوم سیاسی


تا ثیر ساخت قدرت بر تشد ید ناسیونالیسم قومی

پایان نامه کامل رشته علوم سیاسی

محل قرار دادن لینک پرداخت و دانلود ۱

 

[tabgroup][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]      امروزه بحث ایجاد وحدت و همگرایی ملی یکی از مسائل مهمی است که کشورهای دارای تنوع قومی با ان روبرو هستند.درگذشته با توجه به شیوه خاص حکومت داری بحث وحدت ملی به معنای امروز وجود نداشت. در هیچ یک ازامپراتوریهای قدیمی رابطه مردم وشاه رابطه دولت-ملت به معنای امروز نبوده است.  دولت-ملت پدیده جهان مدرن است که برپایه نظریه قرارداداجتماعی شکل گرفته ودولت آن، شکلی از قدرت است که یک ملت آن را بنیان گزاری کرده است.

با رونداستعمار و همچنین با جهانگیرشدن و نفوذ اندیشه وتمدن غربی،مفهوم این شکل از دولت در جهان سوم نیز گسترش یافت و باعث بوجود آمدن دولتهای جدید از دل امپراتوریهای قدیمی ومستعمارات شد.بدلایل مختلف،همچون وارداتی بودن این تفکر و همچنین نبود زیرساختهای فرهنگی مناسب برای پذیرش ان، بزرگترین دغدغه این کشورها همواره ایجاد انسجام، وحدت و همگرایی ملی بوده است.

دراواخر قرن نوزدهم با نفوذ اندیشه های غربی درایران ما شاهد شکل گیری اندیشه های ناسیونالیستی در میان روشنفکران و بعضی نخبگان دربار،مثل امیرکبیر یا عباس میرزا هستیم.اما بدلایل مختلف ازجمله ضعف حکومت مرکزی، ناارامیها و جدائی طلبی های قومی دراواخرحکومت قاجار وجود داشته است. ضعف حکومت مرکزی باعث می شد تا وحدت ملی همواره بصورت یک آرزو درمیان ملی گرایان باقی بماند.آرزویی که  با روی کارآمدن دولت رضا شاه  امید میرفت به واقعیت تبدیل شود، یعنی حکومت مقتدر مرکزی که توانائی غلبه بر جدائی طلبیهای قومی،قبیله ای را داشته باشد.

رضا شاه با تکوین ساخت دولت مطلقه سعی کرد با تکیه بر ناسیونالیسم ملی«که تاکید خاص برشکوه وتاریخ ایران باستان داشت»دولت-ملت به معنای مدرن آن را جایگزین امپراتوری درهم ریخته  قدیم کند.این پروزه ، که برپا کردن دولت مدرن برای پدید آوردن ملت مدرن ایران بود،کاری بسیارسخت ودشواربه نظر می رسید.

برای به ثمر رسیدن این خواسته،دولت رضاشاه دست به اقدامات گوناگون زد ازجمله:ایجاد ارتش مدرن،بوروکراسی ،سرکوب ویکجانشینی ایلات درقالب طرح تخته قاپوکردن،تبلیغ وایجاداحساس ناسیونالیسم ملی و….. ،ولی در حقیقت همانطور که دکتر احمدی نیز اشاره کرده است این اقدامات سبب انحصار قدرت دردست حکومت مرکزی و کاهش مشارکت قومیتها در قدرت و دوری بیگانگی اقوام ایرانی ازحکومت مرکزی ،وبطورکلی دولت شد.که خود عامل مهمی درایجاد واگرایی قومی و سیاسی شدن قومیتهای گوناگون بوده است.

      باتوجه به این پیشینه ما شاهد رخداد انقلاب اسلامی درایران هستیم که اندیشه نوینی به نام جمهوری اسلامی رابه واقعیت تبدیل میکند.شکل تازه ائی از قدرت بر پایه  اصل ولایت فقیه،اسلام ،و…. این عوامل و همچنین علاقه خودم به مسائل ایران که در گذشته نیز درقالب تحقیقی به نام تاثیر روی کارآمدن رضاشاه بر آداب وعقاید مردم ایران به آن پرداخته ام، باعث شد تا من در این تحقیق بدنبال پاسخ این سوال باشم که ساخت قدرت دردوره جمهوری اسلامی  چه تاثیری بر سیاسی شدن قومیتها داشته است.

     باید توجه داشت”که نیرو وعواملی که بر وحدت ملی تاثیر می گزارند را می توان دردو الگو مقا یسه کرد.در الگوی اول برمبنای عوامل درون زا و برونزا ودر الگوی دوم بر مبنای عوامل روبنایی وزیر بنایی:درالگوی اول عواملی نظیر استعمار،تهدیدات بیرونی،دارای ماهیتی برونزامی باشند وعواملی نظیر تارخ مشترک،وحدت سرزمینی،فرهنگ مشترک،دین،قومیت ونژاد درون زاهستند،ودر الگوی دوم  عواملی نظیر موقعیت،وحدت سرزمینی،فرهنگ مشترک ،تاریخ، زبان، دین نقش بنیادین دارد وعواملی نظیر ناسیونالیسم، ساختار سیاسی،تهدیدات بیرونی،استعمار،ایدولوژی،قدرت دولت مرکزی،نقش روبنایی دارد

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

 سیری در نظریه های ناسیونالیسم قومی:

       قبل از آن که به دو مکتب نظری راجع به ناسیونالیسم قومی بپردازیم لازم است تا ابتدا  توضیح کوتاهی راجع به آن بدهیم.در مورد ناسیونالیسم قومی نظرهای گوناگونی مطرح شده است مثلاً برای مدرنیستها و همچنین ساختار گرایان شکلی از ناسیونالیسم به حساب آمده که حالت بومی به خود گر فته است (اسمیت ،۱۳۸۳:۱۳۷).اما اگر بخواهیم به یک تصویر روشن از ناسیونالیسم قومی برسیم باید بگوییم که ریشه آن را باید در پیوندهای خویشاوندی پیدا کرد و بیشتر تکیه بر روابط خانوادگی دارد (اسمیت،۱۳۸۳:۱۳۸).

       اما سوالی که مطرح می شود این است که براستی یک گروه قومی که احساس یا گرایش ناسیونالیستی دارند  چه اهدافی را دنبال می کنند؟ به نظر می رسد که اهداف گروههای قومی متفاوت باشند اما بطور کلی سه هدف عمده را می توان بر شمرد اول اینکه درصدد ایجاد یک دولت مستقل و متحد که منشاء آن برگردد به آن گروه قومی ،دومین مورد این است که گروه قومی به دنبال کسب هویت مستقل می باشد و در آخر و سومین هدف ،چون ناسیونالیسم قومی آمال و آرزوهای خاص را ارئه می دهد این آمال و آرزوها می تواند در غالب مفاهیمی چون رهایی ،استقلال و وحدت قومی ظهور کند و برای گروهای قومی جذابیت داشته باشد (مقصودی ،۱۳۸۰:۵۲).

      لازم است در ادامه به انواع ناسیونالیسم قومی نیز اشاره کنیم . بطور کلی ناسیونالیسم قومی به دو صورت یا شکل ظهور می کند یک نوع آن زمانی است که یک گروه قومی یا چند گروه  در درون یک دولت وجود داشته باشند و  خارج از بلوک قدرت قرار گیرند در این زمان ممکن است که این گروههای قومی خواهان استقلال و جدایی از دولت مرکزی باشند و بخواهند دولت-ملت مستقل تشکیل دهند گرایش آنها به عنوان ناسیو نالیسم قومی جداهی خواه شناخته می شود .

      اما اگر یک گروه قومی در چند کشور پراکنده باشند زمانی که بخواهند به عنوان یک کشور مستقل  درآیند آن موقع ناسیونالیسم آنها به عنوان ناسیو نالیسم قومی الحاق گرایانه شناخته می شود ( مقصودی ،۱۳۸۰،:۵۳ ۵۲).

      در پایان این قسمت باید خاطر نشان کنیم که در مورد ناسیونالیسم قومی دو قلمرو نظری وجود دارد یک قلمرو به ماهیت قومیت و ناسیونالیسم مربوط است و قلمرو دیگر مربوط به علل سیاسی شدن مسئله قومیتهاست ( احمدی ،۱۳۸۶:۱۴۲)لا زم به ذکر است  که مسائل مربوط به قلمرو اول را می توان در دو مکتب کهن گرایی و ابزارگرایی  پیدا کرد که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد اما قبل از آنکه وارد این بحث شویم  و برای آشنایی مقدماتی لازم است  بگوییم در حالی که کهن گرایان معتقدند که قومیت و و ناسیونالیسم پدیدههای کهنی هستند در مقابل ابزار گرایان نظر عکس آن را دارند و معتقدند که این پدیده ها محصول دوره جدید مخصوصاً چند قرن اخیر است(احمدی ،۱۳۸۶:۱۴۳).

       کهن گرایان:

      ادوارد شیلز نخستین کسی بود که اصطلاح کهن گرایی را به کار برد اما در دهه ۱۹۵۰میلادی شخصی به نام کلیفورد گیرتز آن را رواج داد (احمدی ،۱۳۸۶:۱۴۲).

      این مکتب ناسیونالیسم قومی را بر حسب ویژگیهای رفتاری ذاتی گروه قومی تفسیر می کند که در نزد برخی از صاحب نطران از مبنای زیست شناسی نیز بر خوردار است این مطلب را می توان این گونه معنی کرد که هویت یک گروه قومی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد( دی سیسک،۱۳۷۹:۴۰).

      از این مطالب می توان این گونه استنباط کرد که کهن گرایان بر طبیعی بودن ناسیو نالیسم قومی تاکید دارند یعنی خواسته ها آنان را طبیعی دانسته نه این که تحت شرایطی بوجود آمده باشند به عنوان مثال واکر کونور از برجسته ترین صاحب نظران مکتب کهن گرایی جنبه های سیاسی شدن گروهای قومی را به عنوان پدیده طبیعی حیات بشری میداند( احمدی ،۱۳۸۶:۱۴۵).

       در پایان و برای جمع بندی باید بگوییم که که در مکتب کهن گرایی دو مطلب عمده وجود دارد اول آن که ملتها و ناسیونالیسم پدیده های کهنی هستند و دوم آن که طبیعی و جهان شمولند (احمدی ،۱۳۸۶:۱۴۲) یعنی مخصوص یک منطقه و زمان خاص نیستند .

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

      گروه قومی:

      از آنجا که ارائه یک تعریف دقیق برای گروه قومی بسیار مشکل است ابتدا به چند تعریف رایج درباره گروه قومی می پردازیم و در آخر سعی می کنیم تا به یک جمع بندی نائل شویم .

      یک گروه قومی شامل مردمی است که دارای وجوه مشترک فرهنگی،تاریخی و یا در موارد جسمانی می باشند که نسبت به یکدگر احساس تعلق و همبستگی می کنند و خود را از گروه های دیگر جدا می سازند( گودرزی ،۱۳۸۴:۱۲).

      در تعریفی دیگر گروه قومی این گونه تعریف شده است :قوم را مجموعه ای از افراد و گروههای به هم پیوسته تشکیل می دهند که دارای روابط پیشینه خانوادگی و سر گرفته از یک تبار،که بر اثر گسترش یک یا چند خانواده شکل گرفته است این مجموعه دارای نژاد ،زبان و فرهنگ زیست مشترک می باشد گاه دیده شده است که نما و مشخصات جسمانی و فیزیکی و حتی گویش و لهجه افراد یک قوم یا بهتر بگوییم طایفه با افراد دیگر از همان قوم تفاوت و اختلاف مشهود و فاحش دارند(یوردشاهیان،۱۳۸۰:۱۲).

      همانطور که در دو تعرف قبلی مشاهده شد  شاهد اختلاف میان دو تعریف هستیم در حالی که تعریف اول بر مسئله وجوه مشترک در خصوصیات ظاهری تاکید کرده بود در تعریف دوم نه تنها به آن اشاره ای نشده است بلکه به این امر اشاره می کند که خصوصیات ظاهری و فیزیکی افراد یک قوم ممکن است متفاوت باشد.

      آنچه در این دو تعریف مشترک است تاکید بر امر خویشاوندی  بودن آن است   این در حالی است که ساموئل هانتینگتون ضمن رد احساس خوشاوندی ، معتقد به ابعاد روانی و احساس هویت قومی میان گروه قومی است (هانتیگتون،۱۳۷۹:۲۴۴).

      اما رولان برتون قوم را یک پدیده اسطوره ای می داند و آن را این گونه تعریف می کند

قوم یک مجموعه اجتماعی تمایز یافته ، بسته و پایدار معرفی می شود

که ریشه های خود را در گذشته ای اسطوره ای تصور می کند و عمدتاً

دارای یک نام ،رسم ، ارزشها و زبان مشترک است(برتون، ۲  :۱۳۸۴).

      در حالی که رولان برتون قوم را یک پدیده اسطوره ای می داند حمید احمدی معتقد است که واژه قومیت برای مطالعه تاریخی آمریکا بوجود آمده ، که در آن گروههای مختلف نژادی، زبانی و مذهبی دارای ملیتهای اولیه گوناگون زندگی می کردند پس از نظر وی اطلاق صفت قومی در آمریکای شمالی بوجود آمده که به گروههای مهاجر از اروپا ،آسیا و سایر نقاط جهان سوم به این کشور مهاجرت کرده اند (احمدی،۱۳۸۶:۳۳-۳۵).

      اما برای اینکه به تعریفی جامع از گروه قومی برسیم بهتر است به تعریف ایزمن و رابینو ویچ اشاره کنیم آنها قومیت را این گونه تعریف می کنند :هویت و همبستگی جمعی متکی بر عوامل انتسابی چون جد مشترک،زبان ،رسوم ، سیستم عقاید و مذهب و در موارد نژاد یا رنگ است (احمدی،۱۳۸۶:۴۷).

      در پایان باید خاطر نشان کنیم که گروه قومی معمولاً به یک اجماع سیاسی دلالت ندارد و در بسیاری از موارد فاقد فرهنگ عمومی و حتی بعد سرزمینی است ( دی اسمیت ،۱۳۸۳:۲۳).

 

      تفاوت میان قومیت و ملیت :

      در مورد دو واژه ملت و قوم ابتدا باید بگوییم که این دو واژه برای مشخص کردن مردم ،جمعیتها، گروهها و اجتماعاتی به کار می روند که کاملاً شبیه هم هستند با وجود شباهت میان دو واژه ،از قرار دادن آنها به موازات هم و از برابر دانستن آنها با یکدیگر خود داری میشود(برتون،۱۳۸۶:۲۷).در ادامه تلاش می شود تا نشان داده شود چرا این دو واژه در عین شباهت یکی دانسته نمی شوند.

      اودوان برگه ملت را این گونه تعریف می کند:گروه قومی که دارای آگاهی سیاسی است و دولتی که تحت ریاست گروهی از مردم بر دیگران اعمال قدرت می کند از نظر وی ناسیونالیسم ،ایدوئولژی بیان شده از سوی یک گروه قومی است که به دلیل قومی بودن خود مدعی حق تشکیل دولت است ( احمدی،۱۳۸۶:۱۴۵).

      اما اگر بخواهیم تعریف دقیقتری از ملت ارائه دهیم، باید بگویئم  که ملت به مردمی گفته می شود که دارای یک سرزمین مشخص یا به عبارت بهتر در یک سرزمین مشخص زندگی کرده و خود را به علت دارا بودن خصوصیات مشترک از قبیل زبان ،فرهنگ،تاریخ،و مرام سیاسی متعلق به یکدیگر می دانند و برای حفظ این ارزشها ست که یک دولت یا واحد سیاسی تشکیل می دهند (یورد شاهیان،۱۳۸۰:۱۳)همچنین ملت واژهای مورد احترام و حتی تقدس یافته است و به مردمی اطلاق می شود که توانسته باشند سرنوشت خود را به دست گرفته و به حاکمیت برسند (برتون ،۱۳۸۶:۲۷).

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]      به نظر ارنست رنان ،عوامل تکوین هویت ملی داشتن تاریخی مشترک از دردها و رنجهای همگانی و خاطرات مشترک تاریخی است و از همه مهمتر وجود اراده با هم زیستن است(بابایی،۱۳۸۴:۵۵۲).

      جالب است تا در پایان  به معنی ملت  در گذشته ایران اشاره ای کوتاه کنیم . ریشه واژه ملت از دین و مذهب می آید و برای سالهای مدیدی از واژه لتی به عنوان ملت استفاده می شده است بطور کلی ملت همواره به معنای دین ،کیش آیین در ادبیات ما به کار رفته  است .(زیبا کلام،۱۳۷۸:۲۸).

 

      اقلیت قومی:

      واژه اقلیت ممکن است برای گروههای مختلف چه از نظر فرهنگ نژاد یا مذهب که با دیگر اعضای جامعه متفاوتند به کار رود .اما آیا اقلیت بودنبا تعداد افراد رابطه ای دارد یعنی اقلیت بودن  به معنی آن است که از نظر تعداد نیز کمتر از گروه اصلی جامعه باشد.

      در این مورد نظرها متفاوت است مثلاً گلیزر، وپنهاین،تئودورس ، موریس ،اقلیت را برابر با  گروههای قومی می دانند که در یک جامعه بزرگتر قرار دارند. تعریف کلی آنها از اقلیت این گونه بیان  شده است :گروهی هستند با سنت فرهنگی و احساس هویت مشترک به عنوان یک گروه فرعی از یک جامعه بزرگتر ،اما کسانی نیز هستند که مخالف کاربرد کلمه اقلیت هستند.    

 کونورکسن  یکی از این افراد است و تعریف خود را این گونه بیان می کند :ملت همان گروه قومی است که به خود آگاهی رسیده است (احمدی ،۱۳۸۶:-۳۷ ۳۹).

 

      همانطور که مشاهده شد در این تعاریف ویژگی  قرار داشتن یک گروه قومی در یک جامعه بزرگتر ملاک اقلیت بودن قرار گرفته است بنابراین اقلیت قومی را این گونه میتوان تعریف کرد:در درون یک ملت یا کشور گروه اقلیت به افرادی گفته می شود که در میان یک اکثریت قابل توجه از نظر زبان ،مذهب قومیت یا از جهات اهداف و مرام سیاسی با اکثریت جامعه تفاوت داشته باشند(یورد شاهیان،۱۳۸۰:۱۷).

      گفتن یک نکته ضروری به نظر می رسد و آن اینکه این اقلیت زمانی معنا و مفهوم اقلیت ملی را به خود می گیرد که آن گروه قومی در قدرت سهمی نداشته باشد و دولت آن تحت سلطه قوم دگری قرار گیرد(بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۰).

      اما در مورد این مطلب که این اقلیتهای قومی وقتی تحت سلطه یک قوم دیگر قرار می گیرند سیاست آن دولت با این گروه اقلیت چگونه است، باید گفت که معمولاً دولت مرکزی نسبت به اقلیتهای قومی دو نوع سیاست اجرا  می کند و آن این که یا در جهت  حفظ هویت فرهنگی آنها گام بر می دارد یا سعی می کند که فرهنگ آنها را در درون فرهنگ مرکزی جذب نماید( بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۱).

      در مقابل سیاست جذب فرهنگی دولت مرکزی،و از آنجا که اقلیتهای ملی دارای مشترکات فرهنگی تاریخی و زبانی هستند ممکن است در برابر سلطه جویی قوم مرکزی ،از خود واکنش نشان داده و به درجات مختلف سازمان ببینند(بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۱-۲۸۰).

     

      عوامل پیوند درونی اقوام :

      عوامل مختلفی در راستای پیوند اقوام دخالت دارند مثل جد مشترک و…. ،در این قسمت سعی می شود تا مهمترین آنها شرح داده شوند.

      نژاد:در مورد اهمیت نژاد در همبستگی قومی باید بگوییم که نژاد در گذشته ، آن هم گذشته دور و در قرون وسطی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است اما امروزه اهمیت گذشته خود را از دست داده است (یورد شاهیان،۱۳۸۰:۱۳)اما مسئله نژاد هنوز در میان قومیتها و گروههای قومی از اهمیت برخوردار است و گروهای قومی بر یکی بودن نژاد خالص تاکید فروان دارند.

      فرهنگ: فرهنگ یکی از عوامل اصلی یا تعئین کننده در هویت  قومی می باشد همچنین فرهنگ نقش مهمی را در تداوم یا از بین رفتن یک هویت قومی ایفا می کند (گودرزی،۱۳۸۴:۲۶).

      زبان:همانطور که در بالا اشاره شد فرهنگ نقش مهمی را در هویت بخشی به یک گروه قومی ایفا مکند اما این فرهنگ ارکانی دارد که زبان یکی از ارکان اصلی فرهنگ یک قوم به حساب می آید(یورد شاهیان،۱۳۸۰:۱۴)همچنین زبان یکی از بارزترین وجه تمایز فرهنگی و قومی میان اقوام مختلف است(بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۲).

      بدین معنا که زبان به عنوان پدیدهای وضعی وقراردادی بین اعضای هر قوم یا جامعه مشترک است و از این رو ،اقوام و جوامع مختلف را از هم جدا ومتمایز می نماید به عنوان مثال هر قوم دارای نام است و واحدهای تشکیل دهنده آن ،از فرد تا بزرگترین گروه نیز دارای  نام می باشند این نامها تعئین کننده هویت هر قوم و اجزای تشکیل دهنده آن می باشند( گودرزی ،۱۳۸۴:۲۷).

      زبان همچنین نقش پیوند گروههای قومی را ایفا می کند بطور مثال جمعیتهای خاصی که در فراسوی مرزهای دولتی و گاه  با فواصل زیاد از هم زندگی می کنند را به یکدیگر پیوند می دهد(برتون،۱۳۸۴:۲۷)برای آنکه بتوانیم اهمیت زبان را در میان گروههای قومی بهتر نشان دهیم ،باید بگوییم که تداوم زبان میان آنها نشانه استقلال قومی و فرهنگی آنان به حساب می آید.(بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۲).

      مذهب:در مورد مذهب و دین می توان گفت از آنجایی که در تمام جنبه های زندگی دخالت دارد و همچنین ارزشهای اساسی و هنجارهای یک جامعه را می سازد نقش مهمی در همبستگی میان اعضای یک قوم ایفا می کند همچنین عامل مهمی در مرزبندی بین جوامع و اقوام به شمار می آید(گودرزی ،۱۳۸۴:۲۸-۲۹) همچنین  در مورد نقش دین در همبستگی اجتماعی می توان به دورکهایم اشاره کرد که یکی از کارویژه های دین را همبستگی اجتماعی می دانست ( بشیریه ،۱۳۸۴:۲۲۴).

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

       علل سیاسی شدن گروههای قومی:

        در گذشته ما شاهد درگیری میان اقوام مختلف به شکل امروزی آن نبودیم. پیدایش مشکل اقلیتهای قومی در درون کشورها حاصل پیدایش ناسیونالیسم نوین بوده است که از یک طرف احساس همبستگی اقلیتها را تقویت بخشیده است و از طرف  دیگر احساس ناسیونالیسم قوم حاکم را تقویت کرده است که منجر به شدت یافتن کشمکش میان آنها شده است ( بشیریه،۱۳۸۴:۲۸).

       عواملی که پژوهشگران معتقدند که باعث سیاسی شدن گروههای قومی می شود را می توان در یک دسته بندی سه گانه جای داد . دسته اول که مربوط می شود به پدیده محرومیتهای نسبی اقتصادی که با گسترش برابری اقتصادی می توان آن را محدود کرد . دسته دوم مربوط است به گروه نخبگان که برای رسیدن به منابع و منافعی خاص دست به بسیج در درون گروههای قومی می زنند .در آخر و علت سوم می توان از استعمار داخلی نام برد تمامی گروههای قومی ملی ،همان طبقات اجتماعی –اقتصادی فرض می شود و خود آگاهی قومی ،با خود آگاهی طبقاتی یکی است(هانتینگتون و واینر،۱۳۷۹:۲۴۲).

       اما به عواملی که در سیاسی شدن گروهای قومی موثر است باید سرکوب سیاسی را نیز اضافه کرد که خود عاملی برای افزایش رودر رویی های نژادی است(بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۰).

      بطور کلی علت سیاسی شدن اقلیتهای قومی نسبت به دولت مرکزی  به عوامل بسیاری از جمله تعداد جمعیت ،مساحت سرزمینی،میزان توسعه اقتصادی،میزان سهم اقلیتها در ثروت ملی و همچنین انسجام و تداوم اقلیتهای قومی ،تفاوت فرهنگی میان آنها و اقوام مسلط  و نیز برخورد اکثریت با آنها بوده است (بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۱).

      اما براستی سهم کدام یک در سیاسی شدن گروههای قومی بیشتر است؟ ساموئل هانتینگتون در کتاب درک توسعه سیاسی اعتقاد دارد که ملی گرایی قومی نه ماحصل تبعیض اقتصادی یا تئوری نخبگان ،بلکه عامل اصلی  آن در احساس و تعلق خاطر خویشاوندی است (هانتینگتون و  واینر،۱۳۷۹:۲۴۴-۲۴۵).

      اما آنچه که از تجربیات گروهای قومی بدست آمده به نظر می رسد که معیار اصلی سیاسی شدن یک گروه قومی ،فعالیت سیاسی و درخواست آن گروه برای کسب خودمختاری و استقلال است(احمدی،۱۳۸۶:۴۵).

      اما چرا گروههای قومی دست به فعالیت سیاسی زده  و خواهان کسب خود مختاری یا استقلال می شوند؟ درجواب این سوال به تحقیقی که در کتاب توسعه سیاسی صورت  گرفته است اشاره می کنیم.

      در این کتاب در غالب مطالعات کشورهای جهان سوم که بیشترین  مشکلات قومیتی را دارا می باشند،  انجام شده و به این نتیجه رسیده است که تمرکز بیش از اندازه روی دولت و توجه اصلی به پایتخت است و به مراکز قومیتهای مختلف توجه کافی صورت نمی گیرد . ( هانتینگتون و واینر،۱۳۷۹:۲۳۹)همچنین حسین بشیریه سر چشمه نارضایتیها و رنجشهای قومی را در تسلط یک قوم بر دستگاه دولتی می داند (بشیریه،۱۳۸۴:۲۳۹).

      در مورد  تمرکز بیش از اندازه ای که قوم مسلط نسبت به فرهنگ قوم خود دارد زمینه آن را می توان در فرهنگ سیاسی آنان پیدا کرد که هیچ اشارهای به فرهنگهای سیاسی ، اقلیتهای قومی حتی آن هنگام که این اقلیتها درصد قابل توجهی ازجمعیت را شامل می شوند ،نمی کنند. (هانتینگتون و واینر،۱۳۷۹:۲۳۹)این  دوری از گروه حاکم سبب آن می شود که اقلیت قومی احساس دلبستگی بسیار کمتری  نسبت به دولت یا همان حکومت مرکزی داشته  باشد. (هانتینگتون و واینر،۱۳۷۹:۲۳۹).

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

      خواسته های سیاسی گروههای قومی:

      در مورد خواسته های سیاسی گروه های قومی نظرات مختلفی بیان شده است .عده ای آنها را تجزیه طلب می دانند و عده ای دیگر خود مختاری را هدف اقلیتهای قومی می دانند در دهه گذشته مطالعات متعددی درباره نحوه برخورد  اقلیتها با دولت انجام شده است و نتایج بدست آمده گویای این واقعیت است که در غالب موارد که یک جنبش تجزیه طلب فعال بوده ،عده زیادی که اکثریت آن گروه را تشکیل می دادند موافق تجزیه نبوده و صرف نظر از برخورد آنها با مسئله تجزیه طلبی ،موافق تغییر نظام سیاسی در جهت کسب خودمختاری بیشتر هستند(هانتینگتون و واینر،۱۳۷۹:۲۵۵).

      همچنین گروه های قومی بیشتر به  رهایی از تسلط افراد و گروه قومی دیگر ، تا داشتن یک کشور مستقل و فاکتور آن یعنی داشتن روابط خارجی با سایر دولتها توجه داشته اند. (هانتینگتون و واینر،۱۳۷۹:۲۵۷).

      بطور کلی در کتاب درک توسعه سیاسی بعد از بررسی مطالعات نسبت به تجزیه طلبی قومی به این نتیجه می رسیم  که هدف اکثریت اعضای اقلیتهای قومی چیزی کمتر از تجزیه کشور است و معمولاً تعداد کسانی که حاضر به پذیرش خودمختاری هستند نسبت به کسانی که خواهان تجزیه اند به مراتب بیشتر است(هانتینگتون و واینر،۱۳۷۹:۲۵۶).

      لازم به ذکر است که این به معنای آن نمی باشد که همه درگیریهای قومی به دنبال خود مختاری هستند بلکه آن دسته از بحرانها یا خواسته های آنان که به خوبی مدیریت نمی شوند تا این حد پیش می روند که خواهان کسب خودمختاری می شوند(دی سیسک،۱۳۷۹:۲۵).

 

       راهکارهای کاهش احساس ناسیونالیستی میان گروههای قومی:

       برای روشن شدن مطالبی که در ادامه قصد گفتن آن را داریم ابتدا بهتر است تا با نظریه کارکرد گرایی بحث را شروع کنیم . نظریه کارکردگرایی معتقد است کلیه سنن و مناسبات و نهادهای اجتماعی دوام و بقایشان به کار یا وظیفه ای بستگی دارد که در نظام اجتماعی یعنی کل بر عهده دارند همبستگی عناصر با یکدیگر و همبستگی کل یا اجزا ،مستلزم بقاء کل و مفید بودن اجزاء و مشارکت هر یک از عناصر در بقای ساخت نظام است(حشمت زاده،۱۳۷۹:۵۷).

      از مطلب فوق چنین برداشت می شود که برای حفظ همبستگی یک نظام تک تک اجزای آن باید در آن نظام مشارکت داشته باشند یعنی آن چیزی که ما در مورد اقلیتهای قومی در کشورهایی که با این مشکل مواجه هستند نمی بینیم.

       برای کاهش یا حل تنوع قومی با توجه به آن که اکثریت به چیزی کمتر از استقلال یعنی خود مختاری راضی هستند می توان فرمول یا راه حل ارئه داد و این راه حل برای موفقیت باید دارای مقادیر کافی از تمرکز زدایی در اقتدار باشد (هانتینگتون و واینر،۱۳۷۹:۲۵).

      این تمرکز زدایی باید با مدیریت قوی صورت گیرد به نوعی که بتواند خواسته های گروه قومی مخالف را در یک چارچوب دمکراتیک سامان دهد این اقدامات باید به صورتی انجام شود که عاری از خشونت باشد به طوری که مردم احساس کنند دارای یک حکومت مشترک هستند حکومتی که با انتخابات آزاد،منصفانه و سامان مند،پاسخگویی،شفافیت،امنیت و حقوق بشر را برای شهروندان به همراه آورد(سیسک، ۱۳۷۹:۲۶).

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

ساخت قدرت

       ابتدا باید متذکر شویم که منظور از ساخت قدرت ، الگوی خاصی توزیع قدرت و تخصیص منابع آن است(میر موسوی ،۱۳۸۴:۱۵۹).

      متمرکز:

      دولتها از لحاظ ترکیب و نوع شکل به دولتهای متمرکز و فدرال تقسیم می شوند(علی بابایی و آقایی،۱۳۶۵:۳۰۵)حکومت متمرکز به حکومتی گفته می شود که تمام قدرت در دست  مرکز قرار دارد و برای راحتی مدیریت کشور به چند واحد – استانها ،ناحیه ها و منطقه ها تقسیم می شود اما موجودیت و نیز اختیارات آنها به اراده و خواست مرکز وابسته است(عالم،۱۳۷۸:۳۳۶)

      لازم به ذکر است که در این نوع حکومت سه قوه ،یعنی قوه مجریه ،مقننه و قضاییه در مرکز متمرکز بوده و تمام واحدهای تابعه از دستورات حکومت مرکزی متابعت میکنند(طاهری،۱۳۸۷:۹۳).

      از لحاظ قوانین نیز در این سیستم حکومتی ، در سراسر کشور و برای تمام تشکیلات اداری و قضایی یکسان اجرا می گردد(علی بابایی و آقایی،۱۳۶۵:۳۰۵).

       حکومت فدرال :

       حکومت فدرال  ممکن است از پیوستن دو یا چند دولت مستقل بوجود  آید به نحوی که آنها تصمیم گرفته باشند یک دولت جدید تشکیل دهند و حاکمیت خود را به آن واگذارند البته ممکن است یک حکومت متمرکز به واحدهای اداری و تقسیمات کشوری خود خودمختاری اعطا کند ( عالم،۱۳۸۲:۳۳۸).

      به هرحال حکومت فدرال به هر نحوی که تشکیل شود شامل تفکیک قوای سه گانه است و از لحاظ دیگر بر اساس قوانین اساسی ملی و ایا لتی و یا قوانین عادی ،اقتدار حکومتی بین مرکز و حکومتهای ایالتی و ولایتی و محلی تقسیم  می شود و ایالات  و واحدهای کوچکتر کشوری ،حتی دهکده  تا حدودی که قانون اجازه دهد در امور داخلی خود آزادند( طاهری،۱۳۷۰:۹۴).

      از لحاظ تقسیم وظایف ،حکومت مرکزی در مورد  مسائل کلی و عمده که مربوط به منافع عمومی یا مشترک میان ایا لات و حکومتهای محلی مانند ارتش و امنیت ،اقتصاد و مسائل پولی ،نشانهای ملی  وسیاست خارجی تصمیم می گیرد و واحدهای محلی به مسائلی که از لحاظ محلی اهمیت دارند، می پردازند(عالم،۱۳۸۲:۳۳۹).

      از لحاظ تصویب قوانین و اجرای آن ،حکومت مرکزی می تواند بدون لطمه زدن به حق حاکمیت ایالات یا واحدهای تابعه در اداره امور داخلی خود قوانین متحد الشکلی برای یکنواخت کردن امور اداری کشور در موضوعات مربوط به منافع عمومی تصویب و اجرا کند( طاهری،۱۳۷۰:۹۵).

       در پایان باید اضافه کنیم که حکومت فدرال در اداره امور کشور نظارت داشته و همچنین مشارکت کردن مردم در این نوع سیستم حکومتی ،مانند مدرسه ای می ماند که افراد را تربیت کرده و آماده اداره کشور می نماید(طاهری،۱۳۷۰:۹۵).

      نظام دینی :

      برای آنکه بتوانیم تعریفی دقیق از نظام دینی بدست اوریم به تعریفی ازابن خلدون می پردازیم . ابن خلدون قدرت دینی  را این گونه تعریف کرده است”شبکه ای از روابط اجبار آمیز در زمان خاص در جامعه اسلامی که در بنیاد خود نا برابر و متحرک است که به نهاد های سیاسی محدود نمی شود بلکه نقش آفریننده ومستقیماً مولدی را ایفا می کند که به صورت یکسان بر طبقه حاکم و دیگر اعضای یک جامعه اعمال می گردد.( فیرحی،۱۳۷۸:۱۲۳).

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

     علل وجود اقوام گوناگون در ایران :

      بطور کلی یکی از مولفه هایی که در میان گروه های قومی سبب ایجاد تنوع می گردد مسئله نژاد و تفاوتهای جسمانی است اما در مورد ایران نژاد یا تفاوتهای جسمانی نقش چندانی در تنوع قومی ندارد.

       در باره ایران می توان گفت که عامل تعیین کننده تفاوت میان گروه های قومی یا تنوع میان آنان ،فرهنگ است.به عنوان مثال تنها ترکمنها و چند گروه دیگر دارای ویژگیهای نژادی چشمگیر می باشند بنابر این می توان گفت که تفاوتهای جسمانی در مسئله تنوع قومی نقش چندانی ایفا نمی کند( گودرزی،۱۳۸۴:۲۶) طبق بررسی صورت گرفته در ایران به این نتیجه می رسیم که زبان و دین ازمیان عناصر فرهنگی ،بیشترین نقش را در تنوع قومی ایفا می کنند (گودرزی،۱۳۸۴:۲۶).

      زبان از دو طریق در تنوع اقوام  تاثیر گزار است اول این که زبان پدیده ای است که با گذشت زمان تغییر می کند و ممکن است از یک زبان به تدریج به زبانها و گویشهای متعددی منشعب گرد دوم اینکه مهاجرت یک قوم و یا شعبه ای از آن به سرزمین قوم دیگر می تواند منجر به تنوع زبانی گردد.

       دین و مذهب نیز از  چند طریق باعث تنوع قومی می شود:اول از طریق نوآوری دینی،یعنی پیدایش دین جدید  ،دوم از طریق بدعت یعنی انشعاب در یک دین که منجر به همزیستی یا برخورد بین آنان گردد ( گودرزی،۱۳۸۴:۲۶).

      از نظر زبانی باید بگوییم که بدنه اصلی فرهنگ ملی ایران را زبان فارسی تشکیل می دهد که بدلیل سابقه طولانی چنین نقشی را ایفا می کند(ب حشمت زاده،۱۳۷۹:۱۳۳).

      اما در مورد ایران زبانها یا گویشهای دیگری  مثل کردی یا ترکی و …. وجود دارد . در مورد آنها می توان گفت که یا از اول در این سرزمین وجود داشته اند یا از جاهای دیگر به وسیله اقوام مختلف به این سرزمین وارد شده اند. بطور  کلی همه زبان و گویش های کنونی در ایران متعلق به سه خانواده زبانی آریایی ،سامی،ترکی  و مغولی می باشد( گودرزی،۱۳۸۴:۲۸).

      دین نیز در ایران سبب تنوع قومی شده است اما دین کارویژه همبستگی را نیز همواره ایفا کرده است ،اما وجود اقلیتهای مذهبی مسلمان  و تقسیم آنها  به شیعه و سنی و غیر مسلمان چو ن آشوری ها ، ارمنی ها،یهودی ها و زرتشتیان باعث بو جود آمدن اقلیهایی شده است که در بعضی مواقع با بار شدن خود بر گروه های قومی  سبب تشدید آن می شوند(گودرزی،۱۳۸۴:۲۹).

       اما این گروهای گوناگون زبانی یا مذهبی هیچوقت نقش ملیتهای مشخص را ایفا نکرده اند چون آنها همواره در طی صدها سال در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و در طول این مدت لازمه های یک ملت یعنی تجربیات تاریخی و میراث فرهنگی واحد را بدست آورده اند(احمدی،۱۳۸۶:۴۱).

       قومیت یا قبیله گرایی در ایران:

       براستی معیار قومی بودن در ایران چیست ؟همانطور که در قسمت قبلی اشاره کردیم معیار دقیقی جز عامل زبان و مذهب وجود ندارد تا گروه های  قومی را از یکدیگر جدا کند. حال موضوعی که پیش می آید این است که براستی در ایران قومیت گرایی وجود دارد یا قبیله گرایی؟

      به نظر در زبان فارسی الفاضی مانند قبیله ،ایل،طایفه،تیره ،عشیره و قوم به نحو روشنی از هم تمیز داده نشده اند. اما  از آنجایی که مسئله خویشاوندی در قومیت گرایی نقش مهمی را ایفا می کند همچنین  مسئله روابط خویشاوندی متکی بر اصول اجدادی و وابستگی ناشی از ازدواج یا فرزند خواندگی  است از نظر تجربی فقط در میان  واحدهای کوچکتری  چون  قبیله یا خانوارهای بزرگتر یا دودمان های محلی صادق است(احمدی،۱۳۸۶:۵۸).

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]      در مورد واژه ایل باید بگوییم که از زمان سلسله  ایلخانان  وارد ایران شده واغلب به معنی طوایف صحرا نشین به کار رفته است( بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۴).

     از نظر ساختاری ایلات سازمانی اداری و سیاسی بوده اند که اگر بخواهیم ترتیب ساختاری آن را  مشخص کنیم ، باید بگوییم  که از پایین به بالا شامل اولاد ،تشی،تیره،طایفه،ایل و ایل بزرگ می شده اند.( بشیریه،۱۳۸۴ :۲۸۴).

      ایلات ایرانی به ویژه بزرگ ایلات،رهبران پر قدرت و ثروتمندی داشته اند  که بخشی از نخبگان ایرانی بودند .این رهبران پرقدرت همواره در سیاست گذاری های محلی و ملی مشارکت می کردند(احمدی،۱۳۸۶:۷۱).

      از لحاظ سازمانی و قدرت داخلی ایلات جماعاتی همبسته و خود کفا  بحساب می آمدند و از نظر نیروی نظامی نیز، مستقل بوده و واحدهای نظامی جداگانه ای محسوب می شدند که در مواقع لزوم به کمک حکومت مرکزی می شتافتند(بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۵).

      روابط سیاسی ایلات معمولاً در سطوح بالا، یعنی بین رئیس ایلات و حکومت رواج  داشته و در رده های پایین تر معمولاً حالت فر مانبرداری از تصمیمات رئیس ایل و جود داشته است( بشیریه،۱۳۸۶:۵۸).

      از لحاظ موقعیت سرزمینی ،ایلات ایرانی سرزمین مشخص نداشته و تقریباً نیمه صحرا نشین بوده و میان نواحی مختلف ییلاق و قشلاق می کرده اند(بشیریه،۱۳۸۴:۵۸)البته با روی کار آمدن رضا شاه و اجرای سیاست تخته قاپو کردن ،اغب ایلات یکجا نشین شده اند .

      همانطور که در قسمتهای قبلی اشاره کردیم  یکی از عناصر اصلی قبیله عنصر خویشاوندی یا جد مشترک  است اما در اغلب گروه های ایلی  ایران شاهد آن بودیم که این گروه ها فاقد عنصر شجره مشترک یا همان جد مشترک برای اعضای خود بودند و هیچ گونه سیتم خویشاوندی برای مجموعه های ایلی بزرگتر وجود نداشت که همه اعضا را در بر گیرد(احمدی،۱۳۸۶:۶۰).

      این عدم وجود رابطه خوشاوندی برای ایلات ایرانی را می توان در سالهای اولیه شکل گیری قبایل ترک و مغول  که جزء اولین قبایل شکل گرفته در ایران به  حساب می آیند ،دید.جیمز رید در این باره می نویسد که روابط اقتدار در قبایل ترک –مغول با روابط قدرت تعین می شد نه رابطه خویشاوندی(احمدی،۱۳۸۶:۶۰).

      آنچه مسلم است این که ایلات ایران بیشتر بر رابطه قدرت مبتنی بوده اند  تا رابطه خویشاوندی ،که این امر خود سبب پیچیده تر شدن شناخت ایلات ایرانی می شود بنابر آنچه گفته شد ساختار ایلات ایرانی پراکنده و پیچیده بوده، بطوری که آبراهامیان آن را به موزائیک پیچیده تشبیه کرده است (آبراهامیان،۱۳۸۱:۱۷).

      اما وجود ایلات چه تاثیری بر روی قومیت گرایی در ایران داشته است؟ایا سبب شده تا ایلات در ایران بر اساس گروهای قومی شکل بگیرند ؟در این مورد باید گفت تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته ، گویای این امر است که گروههای قومی نظیر کردها ،آذری ها ، بلوچها و.. در قالب یک ایل کرد یا بلوچ واحد متحد نبوده اند بلکه در درون گروههای ایلی مختلف سازمان یافته بودند (احمدی ،۱۳۸۶:۵۵).

      رابطه گروههای قومی با دولت مرکزی قبل از انقلاب اسلامی ایران:

      نقش ایلات یا گروههای قومی در تاریخ ایران بقدری برجسته است که اگر بخواهیم تاریخ ایران را شرح دهیم ،باید بگوییم که تاریخ سیاسی ایران تا قرن بیستم ،تاریخ منازعه و کشمکش میان ایلات  خودمختار و مسلح بوده است (بشیریه،۱۳۸۴:۲۸۵)

      با توجه به قدرت داشتن ایلات در بیشتر دوره های تاریخی ایران،حکومت مرکزی اختیارات بیشتری برای ایلات قائل بود به عنوان مثال با فراهم کردن منابع و امکانات برای روسای ایلات ،مسئولیت برقراری نظم و وضع قوانین محلی ،جمع آوری مالیات ،تشکیل سپاه و… را به  آنها واگذار می کرد و در عوض سعی می کرد تا  نقش مستقیمی درانتصاب یا برکناری رهبران ایلی نقش  ایفاکند.( احمدی ،۱۳۸۶:۷۰).

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

بررسی گروه های قومی در ایران

قوم کرد:

جغرافیا:کرد ها در غرب کشور ،در استانهای کردستان ،جنوب آذربایجان غربی و بخشهایی از استانهای کرمانشاه و ایلام پراکنده اند. البته موقعیت جغرافیای قوم کرد به همین نواحی محدود نمی گردد بلکه باید نواحی شمالی عراق،جنوب شرقی ترکیه و شمال شرقی سوریه و تا حدودی شمال خراسان و قسمتهایی از کشور ارمنستان را به آن اضافه کنیم ( حافظ نیا ،۱۳۸۱:۱۴۶).

لازم به ذکر است که در گذشته بیشتر نواحی کردنشین در اختیار حکومت ایرانی بوده است اما در قرن دهم هجری بخشهایی از موطن کردها در جنگ معروف چالدران و جنگهای بعدی میان ایران وعثمانی ،از ایران جدا شده است و بدین ترتیب رابطه بخشی از مردم کرد با کشور و قوم تبارشان قطع شد در مرحله بعدی  پس از جنگ جهانی اول و اضمحلال امپراتوری عثمانی بخش جدا شده کردستان میان کشورهای تازه تاسیس ترکیه ،عراق و سوریه تقسیم گردید بدین سان این بخش از کردها نه به خاستگاه اصلی شان ملحق شدند نه به استقلال رسیدند( گودرزی و دیگران،۱۳۸۴:۱۱۴).

خاستگاه نژادی:در مورد خاستگاه نژادی قوم کرد نظریات مختلفی ابراز شده است عده ای از مورخان معتقدند که خاستگاه آنان به قوم ماد بر می گردد بطور مثال فن مینورسکی معتقد است که کردها از شرق ایران به کردستان امروز وارد شده اند و به نوعی ریشه مادی و ایرانی کردها را تائید کرده است(حشمت زاده،۱۳۷۹:۱۳۶).

همچنین بر اساس برخی منابع تاریخی این گونه بر می آید که کردها که از اقوام ماد بوده اند و اولین سلسه پادشاهی به نام مادها به پایتختی همدان  فعلی(هگمتانه)، را بنیان نهادند(گودرزی و دیگران،۱۳۸۴:۱۱۳).

یورد شاهیان در کتاب خود نسب اقوام کرد را قبل از آمدن اقوام آریایی دانسته است و معتقد است که در دامنه رشته کوهستان زاگرس و سواحل جنوبی دریاچه ارومیه و همچنین در حوضه بالای دو رود دجله وفرات و ناحیه کوه جودی مردمی دیده می شدند که جامعه آنها در امر رمه گردانی و دامپروری خلاصه می شده است که به آن تمدن سرزمینی ،کوتی یا کورتی می گفتند (یورد شاهیان،۱۳۸۰:۱۵۷).

همانطور که مشاهده کردیم ایشان معتقد است که تبار قوم کرد به قوم کوتی بر می گردد که بعد از ورود آریایی ها به قوم ماد پیوسته اند و بر اثر گذر زمان جزئی از قوم ماد گردیده اند و دیگر اثری از قوم کوتی نمانده است .اما چرا قوم کوتی در قوم ماد حل شده است؟علت این امر احتمالا به جهت تمدن متکامل و اجتماع پیشرفته قوم ماد بر می گردد(ا یورد شاهیان،۱۳۸۰:۱۶۰).

همانطور که مشاهده شد در مورد خاستگاه نژادی قوم کرد اتفاق نظر وجود ندارد عده ای آنان را به قوم ماد نسبت داده اند و عده ای دیگرمعتقدند که قبل از آمدن  آریایی ها به ایران قوم کرد در این منطقه حضور داشته است.

ویژگیهای فرهنگی:اگر بخواهیم  ابتدا در این قسمت خصوصیات رفتاری مردم کرد را شرح دهیم باید بگوییم کردها مردمی حساس هستند که در مسائل عاطفی ،غریزی و آتشین مزاج عمل کرده و در بسیاری از خصوصیات خود منشهای ابتدایی زندگی قبیله ای را حفظ کرده اند(یورد شاهیان،۱۳۸۰:۱۶۹).

خانواده هنوز در میان مردم کرد از ارزش نهادی بسیار نیرومندی برخوردار است اما به دلیل دگرگونی ارکان زندگی اجتماعی و تمایل جوانان به تشکیل زندگی مستقل در حال تحیل رفتن و از بین رفتن است (شاهیان،۱۳۸۰:۱۷۷).

بطور کلی باید بگوییم  که از لحاظ فرهنگی کردستان برش فرهنگی دیگری است که به رغم ریشه واحد زبان کردی با فارسی هنوز استقلال خود را حفظ کرده است و شاید دلیل اصلی این فاصله فرهنگی عامل جغرافیایی باشد که اجازه داده  است کردها در پناه کوههای عظیم با بدنه اصلی جامعه اختلاط پیدا نکنند(حشمت زاده ،۱۳۷۹:۱۳۵).

با این وجود تعاملات کردهای ایرانی و دولت مرکزی ایران با سایر کشورهای منطقه که در بردارنده  جمعیت کرد هستند تفاوت اساسی  دارد و علت آن این است که کردهای ایرانی اشتراکات تاریخی، نژادی، سرزمینی،زبانی و همچنین نمادها و اسطوره های مشترک با سایر ایرانیان دارند(گودرزی و دیگران ،۱۳۸۴:۱۱۴).

مذهب:مردم کرد از دیر باز مردمی دین دار بوده اند.قبل از ورود اسلام به ایران ،کردها مهرپرست بوده و بعد به آئین زرتشت پیوستند و در دوران ساسانیان علاوه بر دین زرتشت ،ادیان مسیحی،مانوی،مزدکی نیز در میان مردم کرد وجود داشته است بعد از حمله اعراب مانند سایر اقوام ایرانی کم کم به اسلام روی آوردند(یورد شاهیان،۱۳۸۰:۱۷۴).

اکنون کردها از لحاظ مذهبی به دو گروه سنی شافعی و شیعه تقسیم می شوند کردهای کردستان غالبآ اهل سنت و شافعی مذهب اند گروهی اقلیت نیز به مذاهب دیگر اهل سنت منسوبند کردهای منطقه کرمانشاهان و ایلام عمدتاً شیعه اند (حافظ نیا،۱۳۸۱:۱۶۵).

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”نتیجه گیری / جمع بندی ” icon=”fa-pencil-square-o”]گروه های قومی در ایران از اقوام کرد گرفته  تا آذری،بختیاری ،بلوچ،قشقایی،ترکمن،عرب،لر و …. شکل دهنده ایران امروز می باشند حال ما چه بخواهیم بر آنها نام قوم بگذاریم یا هر نام دیگر باید این واقعیت را بپذیریم که جدا کردن آنها از بدنه جامعه به عنوان اقلیت ،دیگر اکثریتی وجود نخواهد داشت.

در این تحقیق همانطور که مشاهده کردیم ابتدا به بررسی مفاهیم پرداختیم و در آن واژه هایی مثل قوم ،تفاوت آن با ملت و …. پرداختیم در قسمتی از آن به علل سیاسی شدن گروه های قومی اشاره کردیم و همانطور که گفتیم علل گوناگونی چون نقش نخبگان فکری ، عوامل اقتصادی ،نیروهای خارجی و اقدامات دولت در سیاسی شدن علایق گروه های قومی نقش دارند.

اما در ادامه با بررسی خواسته های گروه های قومی ،به این نتیجه رسیدیم که اغلب خواسته های آنان مشارکت در عرصه تصمیم گیری و در سطح محلی و منطقه ای بیشتر خواهان خودمختاری هستند تا دست یافتن به یک کشور مستقل،از این مطلب می توان این گونه نتیجه گرفت که عاملی که نقش اساسی در سیاسی شدن علایق گروه های قومی را دارد ،اقدامات دولت است.

اقداماتی چون تمرکز بیش از حد ،ندادن اختیارات کافی به گروه قومی رد عرصه تصمیم گیری و توجه بیش از حد به قوم حاکم که باعث سرخوردگی و احساس بیگانگی قوم اقلیت از حکومت و بطور کلی از ملت می شود و آنان بدنبال گرایشات جدایی طلبانه می روند در چنین فضایی است که نخبگان  فکری یا نیروهای خارجی از موقعیت سو استفاده کرده و برای رسیدن به خواسته های خود اقدام به بسیج می کنند

در مورد راه حل ها برای کاهش سیاسی شدن گروه های قومی، همانطور که اشاره کردیم  بهترین راه پیشنهاد شده کاهش تمرکزگرایی از سوی دولت مرکزی و دادن اختیارات بیشتر به گروه های قومی است.

در ادمه و در بهره دوم به بررسی قومیت گرایی در ایران پراختیم و مشاهده کردیم که بر سر این مسئله که قوم و قومیت مخصوص غرب است و در مورد ایران صادق نیست اختلاف نظر وجود دارد.

حال باید بپذیریم که قوم یا قومیت چه در مورد ایرن صادق باشد یا نباشد نباید این واقعیت را نادیده بگیریم که وجود گروه هایی مثل کرد،آذری،بلوچ و….. گروه قومی بحساب می آیند اگر بخواهیم واژه را در مرد آنها بکار نبریم پس چه نامی باید بر آنها بگذاریم .

در ادامه به بررسی تاریخی گروه های  قومی پرداختیم و دیدیم که تا قبل از حکومت رضا شاه و ساخت دولت متمرکز در ایران گروه های قومی مثل کرد یا بلوچ،ترکمن و آذری در قالب یک گروه متحد نبودند و در درون خود به به گروه های ایلی جداگانه تقسیم می شدند.

همین گروه های ایلی نیز در منطقه خود خودمختار و دارای اختیارات گسترده بوده و با مر کز ارتباط دو سویه داشتند از یک طرف برای مرکز مالیات و سپاه تامین می کردند و از سوی دیگر از طرف مرکز به رسمیت شناخته می شدند و این عمل باعث می شد تا گروه های قومی کمتر احساس بیگانگی با بدنه اصلی جامعه داشته باشند

اما با روی کار آمدن رضا شاه شاهد آن بودیم که یک دولت متمرکز شکل گرفت و باعث آن شد تا رابطه دو سویه میان حکومت و گروه های قومی  به رابطه یک سویه از طرف حکومت مرکزی تبدیل شود و این پیامد را بدنبال خود داشته باشد تا گروه های قومی از دولت فاصله بگیرند و روی علایق کهن خود مثل زبان ومذهب تمرکز کنند.

در قسمت آخر به موضوع اصلی پرداختیم و آن تاثیر ساخت قدرت بر ناسیونالیسم قومی در دوره جمهوری اسلامی بود ابتدا به ویژگیهای ساخت قدرت در سه دوره را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که در دوره اول یعنی دهه اول انقلاب تا سال ۱۳۶۸قدرت بیشتر بر بسیج توده ای متکی بود و به نوعی به شیوه پوپولیستی عمل می کرد.

در این دوران پایگاه بسیج تودهای را تهیدستان روستایی ،حاشیه نشینان شهری ،خرده بورژوازی ،مهاجران، ،کسبه بازار و جزوء آن تشکیل می دادند در دهه بعد یعنی از سال۱۳۶۸تا۱۳۷۶ ما شاهد آن بودیم  که فضای جامعه بعد از جنگ تغییر کرد و نسل تازه ای بوجود آمد که خواسته های جدیدی داشت در این دوره  بسیج توده تا حدودی ضعیف شد.

در دوران اصلاحات شاهد تحول عمده ای در ساخت قدرت بودیم که یک گروه جدید که در درون حکومت وجود داشت و خواهان توسعه سیاسی  و مشروعیت نظام بر اساس رای مردم بود تا حدودی قدرت را بدست گرفت و همانطور که حسین بشیریه اشاره کرده بود نظام از یک دمکراسی صوری به شبه دمکراسی تبدیل شد.

البته این را هم باد خاطر نشان کنیم که  اساس قدرت بر مذهب و اسلام استوار بود تا جایی که مذهب رسمی کشور در قانون اساسی، شیعه اعلام شدهمچنین ساخت قدرت از لحاظ تمرکز بیش از بیش متمرکز شد و عامل آن اختیارات گسترده در دست ولی فقیه بود که عملا تمام قوا و سایر ارکان قدرت زیر مجموعه ولی فقیه به حساب می آمدند.

در این قسمت ابتدا سعی می شود بر اساس فرضیه ها تحقیق ،ابتدا دو فرضیه جایگزین رقیب را بررسی کنیم و در پایان به بررسی فرضیه اصلی بپردازیم.

در مورد فرضیه جایگزین رقیب اول دیدیم که بسیج توده ای حکومت ، بر طبقات محروم و بازاریها استوار بود و در مورد گروه های قومی هیچ گونه جایگاهی نتوانست کسب کند بنابراین  بسیج تودهای نتوانست باعث اتحاد ملی گردد.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”منابع / پی نوشت ها” icon=”fa-pencil-square-o”]

  1. آبراهامیان،یرواند(۱۳۸۱)،ایران بین دو انقلاب . کاظم فیروزمند و دیگران .تهران: مرکز.    
  2. احمدی،حمید(۱۳۸۶)، قومیت وقوم گرائی در ایران .تهران:نی.
  3. احمدی،حمید(۱۳۸۳)،هویت،ملیت،قومیت.تهران:توسعه علوم انسانی.
  4. اسمیت،انتونی(۱۳۸۳)،ناسیونالیسم. منصور انصاری.تهران:مطالعات ملی.
  5. بابائی،غلامرضا علی(۱۳۸۴)،فرهنگ سیاسی ارش.تهران :اشیان.
  6. بابائی،غلامرضا علی.بهمن آقائی(۱۳۶۵)،فرهنگ علوم سیاسی.تهران:ویس.
  7. برتون،رولان(۱۳۸۴)،قوم شناسی سیاسی .ترجمه ناصر فکوهی.تهران:نی.
  8. بشیریه،حسین(۱۳۸۴)،جامعه شناسی سیاسی .تهران:نی.
  9. بشیریه،حسین(۱۳۸۵)د یباچه ائی بر جامعه شناسی سیاسی ایران(دوره جمهوری اسلامی).تهران:نگاه معاصر.
  10. بیگدلی،محمدرضا(۱۳۸۳)،ترکمنهای ایران.تهران:پاسارگاد.
  11. جلائی پور،حمید رضا(۱۳۸۱)جامعه شناسی جنبشهای اجتماعی.تهران:طرح نو.
  12. جلائی پور،حمید رضا.(۱۳۷۲) کردستان و علل تداوم آن پس از انقلاب اسلامی.تهران:وزارت خارجه.
  13. .حافظ نیا،محمدرضا(۱۳۸۰)،جغرافیای سیاسی ایران.تهران:سمت.
  14. حشمت زاده،محمد باقر( ۱۳۷۹)،ایران ونفت.تهران: مرکز.
  15. .حقیقت صادق(۱۳۸۱)توزیع قدرت در اندیشه سیاسی.تهران:هستی نما.
  16. داودی،علی اصغر(۱۳۸۱)،علل و پیامد های فعال شدن شکاف قومی و زبانی پس از انقلاب.مشهد:بی جا.
  17. ربیعی،علی(۱۳۸۰)،تحولات ارزشی.تهران:فرهنگ و اندیشه.
  18. سیسک،تموتی دی(۱۳۷۹)،تقسیم قدرت و میانجیگری قومی. مجتبی عطارزاده .تهران : مطالعات راهبردی.
  19. شهبازی،محبوب(۱۳۸۰)،تقدیر مردم سالاری ایرانی.تهران:روزنه.
  20. شجاعی زند علیرضا(۱۳۸۳)،تکاپوهای دینی.تهران:بازشناسی اسلام و ایران.تهران:بی جا.
  21. شهرام نیا،سید امیر مسعود .(۱۳۸۰)،جهانی شدن و دمکراسی در ایران.تهران:نی.
  22. طاهری،ابولقاسم(۱۳۷۸)،حکومتهای محلی و عدم تمرکز.تهران:قومس.
  23. عالم،عبدالرحمن(۱۳۸۱)،بنیادهای علم سیاست .تهران:نی.
  24. .فیرحی، داود(۱۳۷۶)،قدرت، دانش، مشروعیت در اسلام.تهران:نی.
  25. . فیرحی، داود(۱۳۸۲)،نظام سیاسی دولت در اسلام.تهران:سمت.
  26. .کدی،نیکی آر(۱۳۸۳)،نتایج انقلاب ایران. مهدی حقیقت خواه.تهران:ققنوس.
  27. گودرزی،حسین و دیگران(۱۳۸۴)،جامعه شناسی هویت در ایران.تهران :مطالعات ملی.
  28. مجید،محمدی.(۱۳۷۸)جامعه مدنی ایران.تهران:مرکز.
  29. مقصودی،مجتبی(۱۳۸۰)،تحولات قومی در ایران «علل وزمینه ها».تهران:مطالعات ملی.
  30. .میر موسوی(۱۳۸۲)،اسلام،سنت،دولت مدرن.تهران:نی.
  31. هانتینگتون،ساموئل و یرواند واینر(۱۳۷۹)،درک توسعه سیاسی.تهران:مطالعات راهبردی.
  32. یورد شاهیان ،اسماعیل(۱۳۸۰)،تبارشناسی قومی وحیات ملی.تهران:فروزان.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
3900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

121 صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Nazanin/16

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

مقدمه
بهره نخست:مفاهیم
فصل اول: قومیت و قوم گرائی                                            
-سیری در نظریه پردازی در باره ناسیو نالیسم قومی       
– پیشینه گرایان
– ابزارگرایان
– مفهوم قومیت
– فرق بین مفهوم قومیت و ملیت
– اقلیتهای قومی
– عوامل پیوند درونی اقوام
– زبان
– نژاد
– سرزمین
– مذهب
-عوامل تاثیر گزار بر سیاسی شدن قومیتها
فصل دوم:ساخت قدرت
– نظام متمرکز
– نظام  فدرال
–  نظام  دینی
– نظام پوپولیستی
بهره دوم : بررسی قومیت در ایران    
فصل اول:بررسی کلی قومیت و قومیت گرایی در ایرن
– علل گوناگون اقوام
-قومیت یا قبیله گرایی در تاریخ ایران
– علل سیاسی شدن گروه های قومی
فصل دوم:بررسیگروه های قومی در ایران
– قوم کرد:
– قوم ترک
– قوم بلوچ
– قوم ترکمن
بهره سوم:تاثیر ساخت قدرت بر تشدید ناسیونالیسم قومی
فصل اول :روند ساخت قدرت در جمهوری اسلامی
– ویژگیهای ساخت قدرت  در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸
– ویژگیهای ساخت قدرت در مابین سالهای ۱۳۶۸  تا ۱۳۷۶
– ویژگیهای ساخت قدرت در دوره اصلاحات
فصل دوم:بررسی گروه های قومی در دوران جمهوری اسلامی
-کردستان                
– آذربایجان
– بلوچستان
– ترکمن صحرا
-نتیجه گیری
-منابع
+ فهرست فارسی
مقدمه
بهره نخست:مفاهیم
فصل اول: قومیت و قوم گرائی                                            
-سیری در نظریه پردازی در باره ناسیو نالیسم قومی       
– پیشینه گرایان
– ابزارگرایان
– مفهوم قومیت
– فرق بین مفهوم قومیت و ملیت
– اقلیتهای قومی
– عوامل پیوند درونی اقوام
– زبان
– نژاد
– سرزمین
– مذهب
-عوامل تاثیر گزار بر سیاسی شدن قومیتها
فصل دوم:ساخت قدرت
– نظام متمرکز
– نظام  فدرال
–  نظام  دینی
– نظام پوپولیستی
بهره دوم : بررسی قومیت در ایران    
فصل اول:بررسی کلی قومیت و قومیت گرایی در ایرن
+ فهرست فارسی ۲
– علل گوناگون اقوام
-قومیت یا قبیله گرایی در تاریخ ایران
– علل سیاسی شدن گروه های قومی
فصل دوم:بررسیگروه های قومی در ایران
– قوم کرد:
– قوم ترک
– قوم بلوچ
– قوم ترکمن
بهره سوم:تاثیر ساخت قدرت بر تشدید ناسیونالیسم قومی
فصل اول :روند ساخت قدرت در جمهوری اسلامی
– ویژگیهای ساخت قدرت  در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸
– ویژگیهای ساخت قدرت در مابین سالهای ۱۳۶۸  تا ۱۳۷۶
– ویژگیهای ساخت قدرت در دوره اصلاحات
فصل دوم:بررسی گروه های قومی در دوران جمهوری اسلامی
-کردستان                
– آذربایجان
– بلوچستان
– ترکمن صحرا
-نتیجه گیری
-منابع
[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

محل درج لینک پرداخت ۳

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]


درباره نویسنده

publisher2 69 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.