no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

***تناسب آیات قرآن-مقايسه بين تناسب، سياق و اسباب النزول ***پژوهشهاي موردي آيات

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

تناسب آیات قرآن-مقایسه بین تناسب، سیاق و اسباب النزول : -پیشینه پژوهشها و آراء علما در مورد تناسب- پژوهشهای موردی آیات
zip
آذر ۱۰, ۱۳۹۵

تناسب آیات قرآن-مقایسه بین تناسب، سیاق و اسباب النزول : -پیشینه پژوهشها و آراء علما در مورد تناسب- پژوهشهای موردی آیات


تناسب آیات قرآن-مقایسه بین تناسب، سیاق و اسباب النزول : -پیشینه پژوهشها و آراء علما در مورد تناسب- پژوهشهای موردی آیات

پایان نامه رشته الهیات در ۱۸۶ صفحه
[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت (۱۸ام درجهان)[۹] و بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۲ دارای جمعیتی حدود ۷۷٬۱۸۹٬۶۶۹[۱۰] تن است.[۱۱]

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق همسایه‌است و همچنین از شمال به دریای مازندران و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اداری ایران، تهران است. ایران یک قدرت متوسط ‏(en) و منطقه‌ای ‏(en) مهم[۱۲][۱۳] در خاورمیانه است که بواسطه ذخایر بزرگ سوخت فسیلی‌اش که شامل بزرگترین میدان گاز طبیعی در جهان و چهارمین ذخایر نفتی ‏(en) بزرگ کشف و تأیید شده می‌شود، نفوذ و نقش قابل توجهی در امنیت بین‌المللی انرژی ‏(en) داشته[۱۴][۱۵] و صنعت نفت، پتروشیمی و گاز طبیعی در ایران پیش‌تاز است. همچنین ایران میراث فرهنگی غنی دارد که بخشی از آن به عنوان ۱۹ میراث جهانی در یونسکو ثبت شده است که به عنوان چهارمین رتبه در آسیا و ۱۲مین رتبه در جهان است.[۱۶] ایران به واسطهٔ قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

سؤالات اصلی:

۱- آیا ترکیب کنونی آیات توقیفی است؟

۲- آیا ترتیب کنونی سور توقیفی است یا اجتهادی؟

۳- نظر اندیشمندان در خصوص تناسب آیات چیست؟

۴- آیا تا کنون وجود نظم و تناسب بین آیات به صورت موردی بررسی شده است؟

۵- چند نوع تناسب ما بین آیات قابل تصور است؟

سؤالات فرعی:

۱- اولین کسی که به بحث تناسب پرداخته چه کسی بود؟

۲- آیا وجود تناسب میان تمام آیات متوالی اثبات شده است؟

۳- آیا نظریه توقیفی بودن آیات مخالف یا مخالفانی دارد؟

۴- کدامیک از مفسران به بحث تناسب پرداخته اند؟

۵- رابطه تناسب آیات با تفسیر چگونه است؟

۶- آیا وجود تناسب بین عبارات و جملات، کمکی به علم قرائت می‌کند؟ به عنوان مثال در بحث وقف و ابتدا؟

۷- چه رابطه ای بین تفسیر موضوعی و علم تناسب آیات وجود دارد؟

۸- وجوه تشابه و افتراق بین بحثهای سیاق، اسباب النزول و تناسب چیست؟

۹- اثبات وجود تناسب بین آیات چه کمکی به بحث معجزه بودن قرآن کریم می نماید؟

فرضیه: میان آیات قرآن کریم تناسب و پیوستگی وجود دارد.

 

چکیده:

این تحقیق مشتمل بر کلیات، سه بخش و هشت فصل می باشد و در موضوع «پژوهشی در تناسب آیات» نگاشته شده است. بخش اول به بررسی لغوی

میان آیات بررسی شده است.

در بخش دوم پیشینه پژوهشها و آراء علما در مورد تناسب بررسی شده که به پنج فصل تقسیم شده، فصل اول بررسی نظر علما سده‌های اول تا پنجم، فصل دوم بررسی آراء علماء سده‌های ششم تا نهم، فصل سوم بررسی آراء علماء سده‌های دهم تا چهاردهم، فصل چهارم بررسی آراء علماء معاصر و فصل پنجم بررسی نظرات مستشرقان.

بخش سوم در مورد

دوره تفسیر شیعه و سنی و نیز برخی کتب مرتبط مورد بررسی و جمع بندی قرار گرفته است.

 

 

 

 

بخش اول:

بررسیهای مفهومی

 

در آغاز هر بحث لازم است که معنای لغات کلیدی آن بحث به خوبی روشن شود، و از آنجا که هر لغتی دارای یک معنای لغوی است – که در کتب لغت یافته می شود- و نیز یک معنای اصطلاحی – که با توجه به کاربرد هر لغت در حوزه های مختلف تعریف می شود- ما در این بخش به بررسی معنای لغات کلیدی این تحقیق می پردازیم.

تناسب:

اولین و پرکاربردترین لغت در این بحث «تناسب» است، (متناسب از ماده

اربعه، عام و خاص باشند یا عقلی و حسی و یا خیالی و یا انواع دیگر علاقه ها و یا تداوم ذهنی، مانند: سبب و مسبب، علت و معلول، شرط و جزاء و یا دو نظیر و دو معادل و یا دو ضد و یا دو نقیض و امثال آن).[۱]

همچنین سیوطی صاحب «الاتقان» در همین کتاب در تعریف تناسب می نویسد: («المناسبته فی اللغه المشاکله و المقاربه و مرجعها فی الآیات و نحوها الی معنی رابط بینها عام او خاص، عقلی أو حسی أو خیالی أو غیر ذلک من انواع العلاقات او التلازم الذهنی کالس

بب و المسبب و العله و المعلول و النظیرین و الضدین و نحوه»: مناسبت در لغت به معنای همگون و نزدیک به هم بودن است و در آیات قرآن و مانند آنها به معنایی بر می گردد که میانشان ربط ایجاد می کند، حال، این ربط عام است یا خاص، عقلی یا حسی یا تلازم ذهنی مانند: سبب و مسبب، علت و معلول، نظایر و اضداد و چیزهایی از این قبیل)[۲].

همچنین زرکشی صاحب «البرهان» که کتابی مفصل در زمینه علوم قرآنی است در مورد معنای لغوی تناسب چنین می نویسد:(«المناسبه فی اللغه: المقاربه و فلان مناسب فلاناً ای یقرب منه و یشاکله منه النسب الذی هوالقریب المتصل کالاخوین و ابن العم و نحوه.»: مناسبت در لغت

است که همان خویشاوند نزدیک مانند برادر، پسرعمو و مانند اینها می‌باشد).[۳]

در نهایت می توان گفت (برای توصیف سبک قرآن و بیان پیوستگی و نظام مند بودن آن در زبان عربی از واژگان: تناسب، مناسبت، ارتباط، انسجام، اتساق، تناسق، نظم، ترتیب، وحدت و مشتقات و نظایر آنها استفاده می شود و در فارسی، این معادلها را می توان برای کلمه تناسب بر شمرد: هماهنگی، همبستگی، پیوستگی، پیوند، سازگاری، یکپارچگی، یک دستی، همسویی، همگونی، همانندی، همخوانی و …)[۴]

سیاق:

سیاق در لغت به معنی (روند، جهت، اسلوب و روش)[۵] می باشد. همچنین در کتب لغت معانی دیگری چون (مهر ازدواج، جدا شدن روح، مرگ)[۶] نیز برای آن ذکر شده که ارتباطی به بحث ما ندارد.

شهید محمد باقر صدر در تعریف دقیقی از سیاق می نویسد:«کل ما یکشف اللفظ الذی نرید فهمه من دوال اخری، سواء کانت لفظیه کالکلمات التی تشکل مع اللفظ الذی نرید فهمه

در رساندن معنا نقش ایفا کند) مانند وضعیت و چگونگی‌هایی که پیرامون سخن شکل گرفته است و در نشان دادن معنا مؤثر می افتد).[۷]

از دیگر معانی برای سیاق می توان به (آشنا بودن)[۸]، (تشابه تساوی نسبتین)[۹]

اشاره کرد ابن فارس نیز می نویسد: («النون والسین و الباء، کلمه واحده قیاسها اتصال شیئی بشیئی»: ماده نسب در ریشه لغوی خود یک اصل بیشتر ندارد که پیوند داشتن چیزی با چیز دیگر معنی می دهد و این معنی در تمامی مشتقات آن جاری است)[۱۰]

معانی دیگر ذکر شده برای واژه سیاق به بحث ما ارتباطی ندارد، لذا ما آنها را ذکر نمی کنیم و تعریف

می شوند که در همان بخش دوم به ذکر آنها پرداخته شده است.

اسباب النزول:

همانطور که پیداست این لغت، یک واژه دینی و اصطلاحاً

تا با روشن شدن اجزای این عبارت، به معنای کل عبارت دست یابیم:

(سبب به هر وسیله ای که توسط آن چیزی به غیر آن وصل شود گفته می شود)[۱۱] همچنین سبب به معنی ریسمان نیز آمده است که این معنا، وابستگی و ارتباط زیادی به معنی پیش دارد. همچنین واژه سبب به معنی (مهر عروس)[۱۲] نیز آمده است.

در مجموع باید گفت اسباب النزول، آن ریسمان و پیوند دهنده امر نازل شده (قرآن) به شرایط و اتفاقات رخ داده می باشد و به نوعی بین این دو پیوند برقرار می سازد.

بررسی اصطلاحی

تعریف اصطلاحی تناسب:

(یکی از ویژگی های قرآن، وجود تناسب معنوی میان آیات هر سوره است، گرچه یکجا نازل نگشته و به صورت پراکنده با فاصله های زیاد یا کم نازل شده باشند زیرا پراکندگی در نزول آیات که به جهت مناسبتهای گوناگون بوده

می‌کند که جامع میان آیات هر سوره است و امروزه به نام «وحدت موضوعی» در هر سوره خوانده می شود، همین وحدت موضوعی است که «وحدت سیاق» سوره را تشکیل می دهد و مسأله اعجاز در همین نکته است که پراکندگی در نزول، عدم تناسب را اقتضا می کند، با آنکه تناسب و وحدت سیاق در هر سوره به خوبی مشهود است و بر خلاف مقتضای طبع پراکندگی در نزول می باشند)[۱۳].

(معمولاً سوره های قرآن به خصوص سوره های بلند که از چندین دسته یا «گروه آیات» تشکیل شده اند، اولاً درباره موضوع ساده و واحدی نبوده مشتمل بر چندین موضوع به ظاهر متفاوت هستند.

ثانیاً گروههای هم موضوع به جای آنکه با یکدیگر ترکیب شده و زیر هم قرار گیرند، بر خلاف نظم متعارف بشری مخلوط با مطالب دیگر شده اند. به عنوان مثال در سوره

مدنی جلو آیات مکی نشسته و آیاتیکه بعداً نازل شده قبل از آیات سابق قرار گرفته‌اند.

برخی کسانی که برای اولین بار قرآن را می خوانند، به خصوص اگر آشنایی کافی با فرهنگ و زبان عربی نداشته، از ترجمه و زیر نویس فارسی استفاده نمایند، مواجه با یک سلسله ابهامات و اشکالاتی می گردند که خود نمی توانند آنرا حل کنند)[۱۴]

(بازرگان همچنان معتقد است که به استثنای سوره های کوچک، غالب سوره های بلند قرآن از بخشها و تقسیمات متعددی که هر کدام به ظاهر پیرامون موضوعی مستقل می باشند، تشکیل شده‌اند، تعداد این تقسیمات در همه سوره ها یکسان نیست، بعضی با دو یا سه بخش و برخی دیگر تا تعداد بیشتری شکل شکل گرفته اند، اما نکته قابل توجه این است که بخشهای مختلف از ۵ موضوعی که بیان می گردد خارج نیستند.

۱- گذشته (داستان انبیاء و امتهای پیشین)

۲- حال (نقد حال معاصرین نزول قرآن)

۳- آینده (آخرت و قیامت و بهشت و جهنم)

۴- طبیعت (ارائه آیات تکوینی برای تعیین توحید، نبوت و آخرت)

۵- اهداف، آرمانها و اخلاقیات و اصول و ارزشها.

نویسنده کتاب با اشاره به اینکه هر کتاب آغاز و انجامی دارد در مورد قرآن کریم می نویسد هر کتابی برای خود مقدمه و مؤخره

، چنین امری ضروری نمی باشد. اما اولین و آخرین آیه (یا چند آیه اول و آخر) بیشتر سوره ها چنین نقشی را ایفا می نماید، تک تک کلماتی که اولین آیه اغلب سوره های بلند را تشکیل می دهند، در سوره مربوطه کاربردی کلیدی و نقشی محوری داشته از نظر آماری و تکرار دفعات در کل قرآن نسبت اول (یا در ردیف بالاترین نسبتها) را در ارتباط با مهمترین مضامین سوره ابلاغ می نماید و به عنوان جمع بندی و نتیجه گیری نهایی، بهره گیری ساده تر از محورهای اخلاقی مطروحه را ممکن و میسر می سازد).[۱۵]

(برخی از سوره های قرآن با حرف و آهنگ واحدی همچون: الف، ی، ه، ر، س و … ختم می‌شوند و برخی دیگر با حروف و

از سوره های بلند یا متوسط، تعداد این موارد نسبتی حساب شده با سایر حروف دارد، مثلاً از ۶۴ آیه سوره نور دقیقاً ۳۲ آیه یعنی ۵۰% به حرف «نون» ختم می شوند.

نکته مهم و قابل توجه تغییر آهنگ ناگهانی آیات در برخی سوره ها می باشد سوره های زیادی وجود دارند که از ابتدا تا انتها قافیه و آهنگ واحدی دارد، اما استثنائاً یکی دو آیه آنها با آهنگ و قافیه دیگری ختم می شوند. مثل سوره اسراء که ۱۱۰ آیه آن با حرف (الف) ختم شده تنها آیه اول با حرف (راء) ختم می شود.

این تغییرات معمولاً در آیات کلیدی سوره که به اصطلاح جنبه شاه بیت دارند رخ می دهد و به گونه ای آشکار کلمه مورد نظر را جلوه می دهد و مورد تمرکز قرار می دهد.

نمایش یک کلمه تنها به خاطر نقش کلیدی آن در سوره نیست، گاهی موارد این استثناء ها فلشی است به سوی حروف مقطعه برای درک مفهوم و نظم آماری آنها یا جمله معترضه ای را نشان می دهد که در وسط یک سوره و در متن یک داستان برای آموزش مؤمنین نصب العین شده است).[۱۶]

(دانشمندان بر ادعای تناسب دلایلی دارند از جمله تفاوت در عدد و کمیت آیات سوره هاست این تفاوت در عدد آیات هر سوره نمی تواند اتفاقی باشد، زیرا اتفاقی بودن یعنی نسنجیده و عاری از حکمت و بدون سبب بودن است و صدور هر گونه عمل حساب نشده از فاعل حکیم ممتنع است.

سوره های قرآن بیشتر به طور کامل نازل گشته به ویژه سوره های کوتاه، سوره های دیگر که آیات آنها در طول مدت و پراکنده نازل گشته است، با نزول بسم الله آغاز می گردید و هر آیه با آیاتی که پس از آن نازل می گشت، با دستور پیامبر اکرم (ص) به دنبال آیات پیشین ثبت می گردید تا بسم الله دیگری نازل گردد که پایان سوره قبل و آغاز سوره بعد را اعلام نماید، لذا مقدار عدد آیات هر سوره و ترتیبی که میان آیه های هر سوره

میان آیات هر سوره یک رابطه معنوی و تناسب نزدیک وجود دارد.

چنانچه برخی مفسران نیز امروزه در پی آنند تا به اهداف ویژه هر سوره دست یابند مانند علامه طباطبایی، سید قطب و نیز شاگرد او عبدالله محمود شحاته و محمد عبده نیز همین نظریه را دنبال کرده و مسأله (وحدت موضوعی سوره) را مطرح کرده و اصرار دارد که فهم هدف هر سوره کمک شایانی است به مفسر تا به طور دقیق به مقاصد سوره پی ببرد و به معانی آیه آیه های هر سوره نزدیک شود. دیگر مفسران عصر حاضر از همین روش الهام گرفته‌اند مانند استاد مصطفی مراغی، استاد محمد شلتوت که تفسیری دارد که اجزاء قرآن را فراگرفته و همت گماشته تا اهداف هر سوره و اغراض و مقاصد آنها را بیان نماید.

استاد شحاته می گوید: مرحوم استاد قطب در این راستا سعی فراوانی مبذول داشته و نظر نافذ در این راه به خرج داده که احاطه کامل خود را در فهم اهداف سوره ها نشان داده است و نیز استاد دیگرش دکتر محمد عبدالله دراز در دانشگاه پیش از تفسیر هر سوره در این باره تأکید داشته و این ذهنیت را که قرآن مجموعه ای از گفته ها و اندیشه های پراکنده است به شدت رد می نمود و می‌گفت: با دقتی که دانشمندان اسلامی امروزه انجام داده اند به خوبی روشن گردیده که هر سوره دارای تنظیم خاص و از نظم و ترتیب ویژه ای برخوردار است که با یک مقدمه شیوا شروع می‌گردد، سپس به مقاصد حالیه خود می پردازد و یا یک جمع بندی کوتاه خاتمه می یابد.

لذا استاد محمد عبدالله دراز می گوید: از همین جا نتیجه می گیریم که قرآن با آنکه به مقتضای مناسبتهای خاص و در زمانهای متفاوت نازل گردیده در عین حال وحدت منطقی و ادبی خود را حفظ کرده و این بزرگترین شاهد اعجاز قرآن است.

استاد محمد مدنی – ریاست دانشکده الهیات الازهر – نیز به این مسأله تأکید دارد وقت در فهم مقاصد هر سوره را بهترین راه برای فهم معانی آیات دانسته است او می گوید: «تا منظر عام سوره را با دید بازننگری، هرگز

و آنرا بنام (المجتمع الاسلامی کما تنظمه سوره النساء: جامعه اسلامی آن گونه که سوره نساء ترسیم کرده) نامیده است.

دکتر محمد محمود حجازی در این زمینه کتابی دارد به نام «الوحده الموضوعیه فی القرآن الکریم» که به سال ۱۳۹۰ به چاپ رسیده.

خلاصه، متأخرین در این باره تأکید دارند که هر سوره دارای یک جامعیت واحدی است که در انسجام و به هم پیوستگی آیات نقش دارد و اولین وظیفه مفسر، پیش از ورود به تفسیر آیات به دست آوردن آن وحدت جامع حاکم بر سوره است تا به خوبی بتواند به مقاصد سوره دست یابد.

به علاوه علمای بلاغت از دیر زمان «حسن مطلع و حسن ختام»در هر سوره را از جمله محسنات بدیعی قرآن دانسته اند، بدین ترتیب که هر سوره با مقدمه ای ظریف آغاز می گردد و با خاتمه ای لطیف پایان می یابد. گویند: ضرورت بلاغت اقتضا می کند که سخن ور سخن خود را با ظرافت تمام به گونه ای آغاز کند که هم آمادگی در شنونده ایجاد کند هم اشارتی باشد به آنچه مقصود اصلی کلام است.

درباره حسن ختام ابن ابی الاصبع گوید: «لازم است که متکلم سخن خود را بالطافت کامل پایان بخشد زیرا این آخر جملاتی است که اثر آن در ذهن شنونده باقی می ماند. لذا باید سعی کند تا با شیواترین و پخته ترین عبارتها، سخن خود را خاتمه دهد. آنگاه به تفصیل به تک تک سوره ها پرداخته و شیوایی خاتمه هر یک را از

، سپس می گوید: «و تأمل سائر خواتیم السور تجدها کذلک فی غایه الجوده و نهایه اللطافه»

اکنون این پرسش پیش می آید: آیا کلامی با مقدمه ای شیوا و خاتمه ای زیبا، مقصودی بس والا در میان نداشته باشد و این همان نکته ای است که متأخرین بدان پی برده اند استاد بزرگوار علامه طباطبایی بر این نکته اصرار دارد که هر سوره صرفاً مجموعه ای از آیات پراکنده و بدون جامع واحدی نمی باشد بلکه یک وحدت فراگیر بر هر سوره حاکم است که پیوستگی آیات را می‌رساند. مسأله وحدت موضوعی یا وحدت سیاق در هر سوره – که از قرائن کلامیه به شمار می‌رود از همین جا نشأت گرفته است علامه می فرماید: «ان لکل طائفه من هذه الطائف من کلامه تعالی – التی فصلها قطعاً وسمی کل قطعه سوره نوعاً من وحده التالیف و الالتئام لا یوجد بین العاض من سوره و لا بین سوره و سوره و من هنا نعلم ان الاغراض محصل لاتتم السوره

است که یک گونه انسجام و پیوستگی در هر مجموعه وجود دارد، که در قسمتی از یک مجموعه و یا میان هر سوره و سوره دیگر، آن پیوستگی خاص وجود ندارد.

از اینرو در می یابیم که اهداف و مقاصد مورد نظر در هر سوره با سوره های دیگر تفاوت دارد، هر سوره برای بیان هدف و مقصدی خاص عرضه شده که پایان نمی یابد مگر با پایان یافتن آن هدف و رسیدن به آن مقصد.

وی پیشاپیش هر سوره، فشرده ای از مطالب گسترده آنرا بیان داشته و با این اقدام شایسته، از راز بزرگی که در متن سوره ها نهفته است پرده برداشته و جهشی ارزنده به جهان تفسیر بخشیده است)[۱۷]

برخی علاوه بر تناسب آیات، مسأله تناسب سوره ها را نیز مطرح ساخته و خواسته اند ترتیب موجود میان سوره ها را توقیفی بدانند، بلکه برخی از این فراتر رفته آنرا حکمت بالغه الهی

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

مبدا و معاد

را فرا گرفته اند به علاوه یک تناسب دورانی میان آخر قرآن (که به دو سوره معوذتین ختم می‎شود) و ابتدای قرآن که با (استعاذه) شروع می‎شود قایل شده که هرگاه کسی بخواهد در تلاوت قرآن آخر آنرا به اول آن وصل کند. این تناسب رعایت شده است آنگاه در بیان پیوستگی سوره ها به یکدیگر سخنان بسیاری گفته که عموماً فاقد دلیل و تعجب‌برانگیز است.

شگفت آورتر، معاصر وی جلال الدین سیوطی، با آن ذکاوت و تیز نظری- با آن که کار بقاعی را ناپسند خوانده، خود رساله ای به نام «تناسق الدرر فی تناسب السور» نگاشته و در عرضه این گونه مطالب بدون پشتوانه اسراف

از شنیدن آن رنج می‎برد. به گفته سید قطب «قرآن آن اندازه شکوهمند و بزرگ قدر است و عظمت آن فراگیر که نیازی به اینگونه تکلفات بی‌رنگ و بی مایه ندارد، جای شگفتی است که برخی از مفسران عالیقدر ما، اینگونه گفته ها را پی‌گیری کرده، در کنار مطالب والا و ارزشمند خود درج کرده اند)[۱].

هرگاه منظور متکلم تنها افاده اصل مقصود بدون آنکه تفننی در انواع خطاب نشان دهد بوده تمام افراد با یکدیگر مساوی به شمار آیند و اگر آن مقصود با اسلوبی ادبی و فنی و با طرزی جالب توجه و شیوا بکار رود و با حواس و ادراکات نفسانی متناسب باشد و باعث تنافر آن نگردد و در اعماق قلب نفوذ کند باعث فضیلت و برتری گوینده گردد و برای او موقعیت کاملی در قلوب مهیا سازد و مورد توجه و انظار شود و نام او در

ای که برای سخن متصور است رسد و به منزله روح یک لغت و بیان یک جمعیت به شمار آید به طوری که هیچ دوره از ادوار قلب و انقلابی در او پدید نیاورد و عموم فصحا و بلغا نسبت به او در یک درجه از عجز قرار گیرد و معترف به ناتوانی خود گردند بی شک معجزه طبیعت سخن می‎باشد و این معنی با نظر در آیات قرآنی به خوبی معلوم می گردد.

و به هیچ وجه این معنی سابقه ندارد که در تمام ادوار تاریخ و نزد عموم فصحا جز قرآن سخنی مورد اتفاق همگان قرار گیرد و هیچ گونه چون و چرا در او راه نیابد. زیرا خداوند در تنظیم حروف و کلمات و جمل آن همان دقائقی که در تالیف مجموع عالم کون و خلقت انسان بکار برده در وی نیز اعمال نموده است و فصحا و علمای ادبیت به منزله پزشکان فنی می باشند و چنانچه پزشکان متخصص در سلولهای بدن انسانی بدون آنکه از اسرار اساسی آن آگاهی داشته باشند می‎باشد اینان در شناختن مواضع حروف و جمل و کلمات کاملاً آگاهی دارند بدون آنکه به اسرار واقعی ترکیب آن پی برند.

و قرآن به واسطه انسجام و سلامتی که دارا است بطوریست که مجموع آن با همه اختلاف در مقامات بیان می‎باشد از یک سنخ بوده و بر یک نسق در فصاحت و رونق کلام می‎باشد و

به طوری است که با از نظر گذراندن بعضی از سوره گویی تمام آن از خاطر می گذرد و از این جهت است که حفظ آن آسان است و کوچک و بزرگ آنرا بخوبی حفظ می‌کنند و اگر جزئی از آنرا فراموش کنند آنرا از روی وحدت سیاق به خاطر می آورند.

گذشتگان از تناسب آیات تفسیر به «تلاؤم» آیات می کردند و تلاؤم در مقابل تفاخر است، یعنی آیات قرآن از تلاؤم و تناسب کامل برخوردارند، زیرا هماهنگی حروف هر کلمه و یکنواختی کلمات هر جمله و انسجام جمله در تمام سخن، به روشنی در آیات قرآن آشکار است و ابداً تنافری در هیچ کجای قرآن مشاهده نمی‎شود).[۲]

تعریف اصطلاحی سیاق

(لغت شناسان برای سیاق معانی متعددی مانند راندن، اسلوب، روش،‌ طریقه، فن تحریر محاسبات به روش قدیم، مهر و کابین و تتابع (از پی یکدیگر در آمدن)، را ذکر کرده و سیاق کلام را به اسلوب سخن و طرز جمله بندی معنا کرده اند ولی در باب معنای اصطلاحی سیاق، علمای فقه و اصول و تفسیر با اینکه فراوان از سیاق یاد کرده و آنرا مورد استناد قرار داده اند، اما تعریف دقیقی از آن ارائه نکرده اند. جامعترین تعریفی که از سیاق می‎توان بدست دارد چنین است:

«سیاق نوعی ویژگی برای واژگان یا عبارت و یا یک سخن است که بر اثر همراه بودن آنها با کلمه ها و جمله های دیگر به وجود می‎آید»)[۳].

(سیاق عبارت است از قراینی که در شناساندن معنای لفظ، نقش

سخن شکل گرفته است و در نشان دادن معنا مؤثر می افتد.

به هر حال توجه به سیاق در انظار مفسران سابقه ای دیرینه دارد و از دیرباز مدنظر اندیشمندان اسلامی بوده است.

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان مکرر و در موارد متعدد به سیاق و ارتباط آیات توجه داشته و معانی درست آیات را از این طریق طبق نظر خود دریافت نموده است و تصریح می‌کند که استوارترین دلیل و روشن ترین گواه برای دریافت معنای یک آیه، سیاق است ولی خود وی در مورد سیاق سخنی دارد و آن این است که در عین اینکه توجه به سیاق در فهم معانی و مراد آیات، نقش بسزایی دارد و یکی از قرائن فهم مراد است. این جهت را نیز نباید فراموش کرد که اگر دلیلی قویتر مانند روایات قطعی در شأن نزول آیات، وجود داشت و برخلاف سیاق دلالت داشت، آنجا باید به آن روایات عمل کرد، به عنوان مثال آیه تطهیر در سوره احزاب در بین آیاتی که مربوط به بیان احکام زنان پیامبر (ص) است واقع شده، در حالیکه یقین داریم منظور از اهل بیت در آن آیه، زنان پیامبر (ص) نیستند، چون از شیعه و سنی کسی معتقد به عصمت آنان نشده پس در این نوع موارد نباید به سیاق آیات عمل کرد و سایر قراین داخلیه و خارجیه را نادیده گرفت و گفت

ز محققان قرآنی همچون واحدی و این دقیق العید و این تیمیمه گفته اند فهم

آیات و همبسته بودن آن دلالت دارد وهم امری بیرونی است چون بر ساختار همبستگی آیات و نظم و چینش متن قرآنی تاکید می ورزد به هر روی پژوهش در سیاق می تواند یکی دیگر از عناصر مهم در مسئله تفسیر آیات را مکشوف سازد).[۴]

(یک شرط اساسی برای تحقق سیاقی که از تتابع جمله ها نشات می گیرد و در مفاد جمله ها مؤثر واقع می شود، آن است که جمله ها با هم ارتباط موضوعی و مفهومی داشته و همه آنها پیرامون یک موضوع و برای افاده یک مطلب صادر شده باشند بی ارتباط بودن آن جمله ها با هم و تناسب محتوایی نداشتن آنها با یکدیگر امری نامعقول نیست تا قطع پیدا کنیم چنین معنایی مراد گوینده نبوده است و ناگزیر باشیم آن جمله ها را بر معنایی حمل کنیم که با یکدیگر ارتباط و تناسب محتوایی پیدا کنند و به تعبیر دیگر ملاک قرینه بودن سیاق، معقول نبودن صدر جمله هایی محقق است که همه از گوینده دانا در مجلس واحد است و این ملاک تنها در جمله هایی محقق است که همه آنها درباره موضوع واحد و برای افاده مطلب واحدی باشند. بنابراین اگر یک یا چند جمله معترضه بین جمله های دیگر قرار گیرد، نمی توان به لحاظ سیاق در معنای ظاهر جمله های معترضه تصرف کرده و آنها را در معنایی متناسب با جمله های قبل و بعد حمل نمود.

در موارد بسیاری، پیوستگی در نزول و ارتباط موضوعی آیات کریمه و جمله های آن آشکار است و در موارد بسیاری نیز با اندکی تامل در مفاد  آیات به تنهایی نمی توان ارتباط یا عدم ارتباط صدروی و موضوعی آیات را بدست آورد و باید از راههای دیگری بهره جست تا به ارتباط و پیوستگی آیات و یا عدم ارتباط و پیوستگی آیات پی برد.)[۵]

در پایان به عنوان آخرین پیوستگی میان اسباب النزول و تناسب آیات می توان به این نکته اشاره کرد: (پذیرفتن، اجرا شدن و گسترش اسلام باید از نقطه ای آغاز می شد و آن نقطه مردمان جزیره العرب و معاصران پیامبر در آن دوران

نزول ممکن است، پیوستگی آیات به خوبی فهمیده نشود).[۶]

در نهایت باید گفت: (اسباب النزول پیوند یک یا چند آیه با بافت تاریخی آن آیات را بیان می‌کند اما علم مناسبت میان آیات و سوره ها، ترتیب تاریخی در نزول آیات قرآن را کنار می گذارد و رابطه ای میان آیات و سوره ها را  در ترتیب کنونی متن ‏قرآنی که بدان «ترتیب تلاوت» در برابر «ترتیب نزول» اطلاق می شود، بررسی می کند.

دانش مناسبت آیات و سوره ها با مسأله اعجاز مرتبط می شود، چرا که این دانش در واقع به بررسی ساز و کارهای ویژه متن می پردازد که آنرا از دیگر متون موجود در فرهنگ عربی متمایز می کند.

تفاوت میان دانش مناسبت

دانش اسباب النزول از علوم تاریخی است اما مناسبت میان آیات و سوره ها دانشی اسلوبی است، یعنی به اسلوبهای مختلف پیوند میان آیات و سوره ها می پردازد ولی مناسبت امری عقلی است و چون بر عقول انسانی عرضه شود، همگان می پذیرند).[۷]


انواع تناسب

در مورد تناسب آیات گرد آمده در سوره ها، به ویژه در سوری که موضوع معینی در آنها طرح شده است، اصل بر ارتباط و همبستگی است، لذا مفسران قرآن کریم به طور کلی ارتباط آیات را در سطح سوره ها مفروض گرفته اند و با

ارتباط آیات با هم، انواع گوناگون دارد که باید مورد دقت و توجه قرار گیرد به تعبیر دیگر، تناسب آیات از جنبه های مختلف و از جهات گوناگون، قابل تقسیم است که ذیلاً به آنها اشاره می شود:

(الف: تناسب آشکار، پنهان و مشکل: به یک اعتبار، تناسب بین آیات در یک سوره، به «آشکار، پنهان و مشکل» قابل تقسیم است؛ زیرا تناسب و ربطهایی که بین آیات یک سوره وجود دارد، همیشه چنان نیست که واضح و آشکار بوده و با نگاه اول، قابل درک باشد، بلکه در برخی موارد به عللی (مانند طرح موضوعات متعدد در یک سوره و یا

ماقبل و مابعد است) سخن، دچار ابهام گشته و دریافت آن به ژرف اندیشی و

۱- تناسب آشکار: عوامل آشکار بودن تناسب آیات، عبارتند از: گوناگون نبودن موضوعات سوره، یکنواختی سیاق و پیوند تنگاتنگ لفظی میان آیات. در این صورت، هر آیه در مقایسه با آیه پیش از خود، حالتهای متفاوت دارد:

– گاه در حکم صفت است؛ مانند: «و اما الذین کفروا فیقولون ماذا اراد الله بهذا مثلا یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین. الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون» (بقره/۲۷ و ۲۷) چنانکه ملاحظه می کنید، آیه «الذین ینقضون عهد الله….» توصیف فاسقین است که در پایان آیه قبل آمده بود.

– گاه به مثابه تاکید بر معنا و مفهوم آیه قبلی است؛ مانند: «قل آن کانت لکم الدار الاخره عندالله خالصه من دون الناس فتمنوا الموت آن کنتم صادقین. و لن یتمنوه ابدا بما قدمت ایدیهم والله علیم بالظالمین. و لتجدنهم احرص الناس علی حیوه و من الذین اشرکوا یود احدهم لو یعمر الف سنه و ما هو بمزحزحه من العذاب آن یعمر و الله بصیر بما یعملون»

چنانکه ملاحظه می شود، آیه «و لتجدنهم احرص ….» تاکیدی است بر دنیا خواهی یهودیان که در آیات پیشین آمده است.

– و زمانی، پاسخ به سئوالی است که در آیه قبل مطرح شده است. مانند: «وقالوا لن تمسنا النار الا ایاماً معدوده قل اتخذتم عندالله عهدا فلن یخلف الله عهده ام تقولون علی الله مالا تعلمون. بلی من کسب سیئه و احاطت به خطیئته فاولئک اصحاب النارهم فیها خالدون» (بقره / ۸۰ و ۸۱).

روشن است که آیه: «قل اتخذتم عندالله عهدا» پاسخ سئوالی است که از آیه «و قالوا لن تمسنا النار الا ایاماً معدوده»

 

دیگری نیز

 تناسبشان روشن بود) تناسب و ارتباط آنها پنهان و پوشیده است، البته این حالت، بیشتر وقتی رخ می دهد که آیات، از ماقبل خود مستقل به نظر بیاید و در نتیجه این پرسش ایجاد شود که چه عاملی آنها را به هم پیوند داده است. ارتباط پوشیده آیات، خود بر دو حالت است.

الف- در حالت اول، قسمتی از آیه به ماقبل خود با حرفی از حروف عطف که نشانگر اشتراک معطوف و معطوف علیه است در یک حکم باشد

گردد آنچه موجب همنشینی بخشهای مختلف آیات فوق گشته وجه جامع تضاد است، تضاد میان، قبض بسط، فرورفتن و بیرون شدن، فرود آمدن و بالا رفتن و شبه تضاد بین زمین و آسمان.

ب) در حالت دوم، آیات به پیش از خود معطوف نیستند، بلکه جدا از ماقبل به نظر می رسند از جهات دیگری که موجب همنشینی آنها شده اند، باید جستجو نمود. این جهات عبارت از محسنات و قراین معنایی و گاه لفظی اند که اتصال و ربط اجزای سخن را جایز شمرده اند از قبیل:

۱-تنظیر: «تنظیر» از جمله محسنات معنوی است که عبارت است از ایجاد پیوند میان دو امر همگون و همانند و در بلاغت، شیوه ای مقبول و پسندیده به شمار می رود. از جمله مواردی که در قرآن کریم، تنظیر، سبب شده است آیاتی که در کنار هم مذکور بیفتند، به آیات چهارم و پنجم از سوره انفال مربوط می شود «اولئک هم المؤمنون حقاً لهم درجات عند ربهم و مغفره و رزق کریم کما اخرجک ربک من بیتک بالحق و ان فریقاً من المؤمنین لکارهون».

زمانی که حضرت رسول (ص) طبق دستور الهی، پس از جنگ بدر، غنایم جنگی را از دست صحابیان گرفت تا آنها را به نوعی خاص تقسیم نماید. با مخالفت بعضی از اصحاب مواجه گشت همو زمانی که خواست برای جنگ با قریشیان حرکت کند ناخشنودی برخی را دیده بود. این آیات از تحویل غنایم به رسول خدا (ص) بیان خشنودی آنهاست هنگام رهسپاری به کار زار با مکه‌نشینان که سرانجام به پیروزمندی و سرافرازی اسلامیان و دستیابی آنان به غنیمت منجر شد. بنابراین، بجاست که از دستور پیغمبر اکرم (ص) فرمانبرداری کنند و هوای نفس را کنار گذارند که فرمان الهی است و صلاح در آن است.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

(امام رضا (ع) می فرمایند:

قرآن ریسمان و دستگیره محکم الهی است، قرآن راه برتری است که انسانها را به سوی بهشت ره می نماید و از آتش دوزخ می رهاند، گذشت زمان آنرا فرسوده نمی کند و گفتار آدمیان آن را تباه نمی سازد زیرا ویژه زمانی خاص نیست و دلیل روشنی برای همه انسانهاست. از پیش رو و پشت سر، خط بطلان بر آن کشیده نمی شود، کتابی است فرود آمده از سوی حکیم حمید)[۱]

این معجزه جاوید که به صورت کتابی مشتمل بر سور و آیات است، مجموعه ای هدفمند، منظم و یکپارچه است که در عین کامل بودن و مشتمل بودن بر تمام نیازهای بشر از هر گونه ضعف و یا زیادت مبراست.

قرآن کریم دریچه ای است مابین خالق و مخلوق، خالقی ازلی و ابدی و مخلوقی فانی و این کتاب مقدس در همه ادوار، پاسخگوی بشر تشنه حقیقت و خواهان شناخت خالق خویش است شناخت قرآن برای هر فرد عالم به عنوان فرد عالم و برای هر فرد مؤمن به عنوان یک فرد مؤمن امری ضروری و واجب است. شناخت قرآن از آن جهت ضروری است که این کتاب، در تکوین سرنوشت جوامع اسلامی و بلکه در تکوین سرنوشت بشریت مؤثر بوده است. نگاهی به تاریخ، این نکته را روشن می کند که عملاً هیچ کتابی به اندازه قرآن بر روی جوامع بشری و بر زندگی انسانها تاثیر گذار نبوده است.

در این تحقیق بر آنیم تا یکی از وجوه اعجاز قرآن یعنی وجود تناسب و هماهنگی میان آیات قرآن کریم را بررسی کنیم.

منابع اصلی در این تحقیق اولاً کتبی است که به طور مستقیم به بحث تناسب آیات پرداخته و ثانیاً کتابهایی که این بحث را در میان فصول و بخشهایشان آورده اند و در بحث موردی، یعنی اثبات وجود تناسب بین دسته های مختلفی از آیات منبع اصلی کتب تفاسیر است که در این میان از مهمترین کتابهای تفسیری شیعه و سنی استفاده شده است.

این تحقیق مشتمل بر کلیات و سه بخش و هشت فصل می باشد که به بررسی وجوه مختلف مطرح در خصوص تناسب آیات پرداخته شده است.

امید است با بررسی های بیشتر و یافتن هر چه بیشتر حقایق در این زمینه راه به سوی دستیابی به دریای بیکران معارف قرآن هموار تر گردد.

 

بیان مسأله:

کتاب الهی به اعتبارهای مختلف به اجزائی تقسیم می‌شود، از جمله سوره، آیه، جزء، حزب و… آنچه که آشکار است، این است که از زمان نزول، آیات و سور به طور مجزا وجود داشتند، و با استفاده از احادیث می توان به این مطلب دست یافت و همچنین اکثر علمای علوم قرآنی معتقدند، همزمان با نزول آیات، پیامبر اکرم (ص) جایگاه دقیق آنها را نیز مشخص می فرمودند، بنابراین ترتیب آیات توقیفی است. همچنانکه بسیاری از علمای اسلامی نیز بر این مطلب تصریح دارند از جمله:

(زرکشی در البرهان می نویسد «فاما الایات فی کل سوره و وضع البسمله اوائلها فترتیبها توقیفی بلاشک و لا خلاف فیه» سیوطی در الاتقان خود بر همین نظر است و چنین می نویسد:«الاجماع و النصوص المترادفه علی ان ترتیب الایات توقیفی لاشبهه فی ذلک اما الاجماع فنقله غیر واحد، منهم الزرکشی فی البرهان و ابوجعفر ابن زبیر فی مناسباته و عبارته: ترتیب الآیات فی سورها واقع بتوقیفه (ص) و امره من غیر خلاف فی هذا بین المسلمین»، محمد عبدالعظیم زرقانی که از دیگر دانشمندان علوم اسلامی است نیز می‌نویسد:«انعقد اجماع الامه علی ان ترتیب آیات القرآن الکریم علی هذا النمط الذی نراه الیوم بالمصاحف کان بتوقیف من النبی (ص) عن الله تعالی و انه لا مجال للرأی و الاجتهاد فیه»)[۲].

حال که ثابت شد ترتیب آیات توقیفی است و براساس حکمت الهی می باشد و لغو و بیهوده نیست، و دیده می شود که برخی آیات مجاور شامل موضوعات مختلف و متفاوت هستند و در بعضی موارد دیده می شود حتی در یک آیه نیز موضوعات کاملاً متفاوت مطرح است، در یک دید کلی، گاهاً اختلاف در یک آیه، تفاوت در عبارات مجاور، اختلاف موضوعات مطرح در یک آیه با عبارت انتهایی، اختلاف میان آیات مجاور، اختلاف میان آیات یک سوره، اختلاف میان سوره های مجاور دیده می شود ولی در پس این اختلافات حکمت و یا حکمتهایی نهفته است که کشف همه آنها نیازمند غور و بررسی فراوان و استفاده از منبع بیکران علم معصومین (ع) می باشد.

و اما در مورد تناسب سوره ها از آنجا که توقیفی بودن آنها ثابت شده نیست و حداقل در پاره‌ای موارد، چینش اجتهادی سور برای ما محرز است در این تحقیق وارد حیطه تناسب سور نشده‌ایم و بررسی های انجام شده بر روی تحقیقات صورت گرفته در مورد تناسب سور نشان می دهد، غالب ارتباطات ذکر شده، با تکلف، ابداعی و ذوقی بوده و دارای پشتوانه محکم و قابل اعتمادی نیست، بنابراین در این بحث به این موضوع پرداخته نشده است.

نکته دیگر این است که به دلیل شباهت سه واژه: سیاق، اسباب النزول و تناسب، گاهاً این واژگان به جای یکدیگر استعمال می شوند و این در حالی است که حوزه این سه علم از یکدیگر تفکیک شده است. (اسباب النزول، پیوند یک یا چند آیه با بافت تاریخی آن آیات را بیان می کند، اما علم مناسب میان آیات و سوره ها ترتیب تاریخی در نزول آیات قرآن را کنار می گذارد و رابطه ای میان آن آیات و سوره ها را در ترتیب کنونی متن قرآنی بررسی می کند و سیاق قراینی است که در شناساندن معنای متن نقش دارد)[۳]، با توجه به تعاریف مذکور روشن می شود که این سه حوزه علیرغم شباهتهایی، از یکدیگر قابل تفکیک می باشند و نمی توان آنها را به جای یکدیگر بکار برد. و اما موضوع اصلی این تحقیق که همان مناسبت میان آیات می باشد، یک بحث توصیفی است و عمده دانشمندان علوم اسلامی به شرایط معنوی و وجود پیوندی نیرومند میان آیات معتقدند، البته در این میان نقدهایی هم وجود دارد که قویترین آنها متعلق به شیخ عزالدین عبدالسلام (۶۰۶) می‌باشد که معتقد است شرط وجود ارتباط آن است که موضوع متن، موضوعی واحد باشد و در قرآن کریم که در مدت زمانی طولانی (۲۳ سال) و در شرایط گوناگون و با موضوعات مختلفی نازل شده، نمی توان ارتباطی یافت و کوشش در این زمینه بیهوده بلکه نادرست می باشد. ولی غالب اندیشمندان با نظریه تناسب آیات موافقند و ادله مختلفی را در جهت اثبات آن ارائه کرده اند، از جمله مهمترین دلایل بر وجود تناسب میان آیات مسأله وحدت ذات اقدس الهی و وحدت موضوعی کلیه معارف قرآن کریم است که اثبات می کند علی رغم مشاهده تشتت و اختلافات ظاهری میان آیات، همه آنها یک کل تجزیه ناپذیر می باشند و دانش تناسب به گشودن اسرار ترتیب آیات می پردازد.

همچنانی که در فصول آینده نیز ذکر خواهیم کرد، اولین کسی که در زمینه دانش تناسب آیات کتابی تألیف کرد ابوبکر نیشابوری بود که متأسفانه اثر مکتوبی از وی به دست ما نرسیده دومین کتاب در این زمینه کتاب «البرهان فی مناسبه ترتیب سور القرآن» می باشد و سیوطی دانشمند بزرگ قرن دهم معتقد است سومین کتاب را خودش در این زمینه با نام «تناسق الدرر فی تناسب السور» تألیف نموده است، کتابهای دیگری نیز در این زمینه به رشته تحریر در آمده‌اند که به دلیل بحث مفصل در این خصوص در فصل سوم این تحقیق از تکرار آن خودداری می کنیم. ولی آنچه مشهود است تلاش دانشمندان اخیر در این زمینه است که نگارش کتابهایی با همین عنوان، مقالات، پایان نامه ها و … گواه این مدعاست، توجه مفسران نیز در این زمینه رو به افزایش است و حتی برخی از مفسران در مورد هر آیه، تحت عنوان تناسب آیات و یا نظم به بررسی موردی پیوستگی میان آیات پرداخته و نظرات اندیشمندانه خود را مطرح ساخته‌اند از جمله آیت ا… جوادی آملی «حفظه الله» در تفسیر تسنیم خود در ابتدای بحث تقسیری، بحثی نسبتاً مفصل را به این موضوع اختصاص داده اند.

البته در خصوص تناسب آیات حرفهای ناگفته بسیار زیادی وجود دارد که تحقیقات و زمان بیشتری جهت کشف آنها لازم است.

اهمیت موضوع:

(مطالعه و بررسی درباره هماهنگی و تناسب میان اجزاء و بخشهای قرآن کریم، یکی از جذابترین و سودمندترین دانشهای قرآنی است و نکات شناختی و تفسیری فراوانی را در خود نهفته دارد.

برخی از آثار و فواید این بحث بدین قرار است:

الف) توانمند ساختن مفسر و گشودن دریچه های جدید در تفسیر و دستیابی به لطایفی در قرآن.

ب) پاسخ به شبهات و دفاع از حریم قرآن کریم.

ج) اثبات معجزه بودن قرآن کریم.

د) یاری رساندن به دیگر قضایای علوم قرآنی و برخی مباحث اعتقادی)[۴]

(دلایلی که اقتضا دارد علم تناسب آیات هر چه بیشتر مورد توجه قرار گیرد، در دو عنوان زیر خلاصه می گردد:

۱- پاسخ به نظریه‌ای که قرآن را پراکنده و از هم گسسته می داند:

غالب مستشرقان و برخی از دانشمندان اسلامی معتقدند

عمدتاً به اجتهادی بودن ترتیب آیات و شیوه بیانی قرآن نظر دارند که در آن برخی تکرار ها قابل مشاهده است و گاه در میان آیات مربوط به یک موضوع خاص، ناگهان، مسأله دیگری روییده و به دنبال آن مجدداً موضوع نخستین از سر گرفته می شود. مفاد این دیدگاه، تنزل دادن کلام آسمانی قرآن به سطحی پایینتر از سخنان معمولی بشری است که به هیچ روی نمی توان نشانه ای از اعجاز را در چگونگی نظم گرفتن مطالب آن جستجو کرد.

اکنون با توجه به مطلب فوق، آیا این تکرارها و پراکنده گوییهای ظاهری، از ضعف تألیف و عدم تناسب میان بخشهای گوناگون آیات

برای فهم محتوای قرآن، به خوبی می توان دریافت که نه تنها هیچ گونه آشفتگی و در هم ریختگی موضوعات و مطالب در سطح سوره ها موجود نیست، که نظمی شگرف سرتاسر هر کدام از سوره ها را فراپوشانده است و برای هر یک از آنها باید به وجود هدف و یا اهدافی کلی قایل گشت که موضوعات فرعی دیگر برگردشان دور می زنند، با این طررز تلقی که نظم قرآن را معجزه آسا، نمایانده است، در حقیقت از

ده است.

۲- دفاع از اصول اعتقادی شیعه:

عموم مفسران اهل سنت هنگام مواجهه با آیاتی که بیانگر اصول عقیدتی تشیع اند مانند آیات تبلیغ، اکمال دین، تطهیر و ولایت، از شأن نزولهای زیادی که در مورد آنها در لا به لای متون حدیث و تفسیر به نقل آمده است، دست بر می دارند و در اثبات صحت برداشت خود، به سیاق آیات قبل و بعد استناد می کنند و آن آیات را با اعتقاد امامیه بی ربط جلوه می دهند، به عنوان نمونه، این گروه بر اساس پیش فرضی که خود ساخته اند و نیز نظریه قراین قبل و بعد آیات، دریافته‌اند که آیه تبلیغ، صرفاً ناظر به ابلاغ احکام مربوط به اهل کتاب است و هیچ دلالتی بر امامت علی (ع) و معرفی او برای امامت ندارد!

فخر رازی ضمن یکی از بندهای ده گانه ای که در تفسیر آیه تبلیغ می آورد، می گوید روایت است که این آیه

این گونه روایات بسیار است، اما بهتر آن است که آیه را در معنی در امان داشتن پیامبر (ص) از گزند و آزار یهودیان و نصارا و دستور به او که با بی توجهی به آنان به وظیفه تبلیغ، جامه عمل بپوشاند، قلمداد کنیم؛ زیرا با توجه به چند آیه قبل و بعد که روی سخن آنها با یهود و نصاراست هرگز نمی توان آیه را بر وجهی حمل کرد که با قبل و بعد خود بیگانه باشد.

و هم آنان آیات (اکمال دین) و (اتمام نعمت) را که در ترتیب سوره مائده در میان آیات مربوط به احکام حیوانات قرار دارد، منحصراً به اکمال فرایض دینی و حلال و حرامها وابسته می دانند.

صبحی صالح در بحثی پیرامون اسباب النزول می گوید: «توجه به وجه مناسب آیات در بسیاری از جاها ما را از پرداختن به سبب نزول آنها بی نیاز می کند چنانچه روشن شد، برخی به قرینه سیاق و توجه به تناسب آیات، گاهی مسأله مسلم و قطعی که در پیرامون آن روایات قطعی و متواتر وجود دارد

متواتر و قطعی در شأن نزول آیه ای می تواند کارگر باشد؟ و به خاطر تناسب در سیاق، روایت متواتر رد گردد؟

آیه الله طاهری می گوید: ما در عین پذیرفتن علم تناسب و ارتباط بین آیات، نمی پذیریم اگر روایتی صحیح و قطعی در تفسیر آیه ای از پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) به ما رسیده باشد به خاطر سیاق و تناسب، آن حدیث را نادیده گیریم، چون آنان عدل قرآن و مفسر واقعی آنند.

پس باید به «علم تناسب» پرداخت و کاربرد آنرا بررسی کرد و اگر در جایی تناسب، با حدیث قطعی و شأن نزول مسلم، تعارض داشت، تا جاییکه ممکن است بین آنها تناسب و همخوانی ایجاد کنیم و اگر قابل جمع نیستند،

شأن نزولهای قطعی و احادیث متواتر سرباز زنیم).[۵]

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

 تضاد:

یکی از

کافران که به منزله ضد آنان هستند سخن رفته است، همچنین تحت عنوان تضاد می توان از نمونه زیر یاد کرد: «فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجاره اعدت للکافرین و بشر الذین ءامنوا و عملوا الصالحات ان لهم جنات تجری من تحتها الانهار کلما رزقوا منها من ثمره رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و أتوا به متشابها و لهم فیها ازواج مطهره و هم فیها خالدون». که باز تضاد موجود میان کافران و مؤمنان، باعث همنشینی برخی از آیات شده است.

۴- استطراد: استطراد از محسنات معنوی کلام است و آن عبارت از این است که متکلم بنا به مناسبتی از مطلبی به مطلب دیگر منتقل شود و سپس به سخن اول برگردد و آنرا تا پایان ادامه دهد. از این قبیل، مواردی نه چندان اندک در قرآن کریم بکار رفته است که برای نمونه آیه زیر را می‌توان عرضه داشت: «یا بنی ءادم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سوءاتکم و ریشاً و لباس التقوی ذلک خیر».

این آیه بر سبیل استطراد وارد است؛ زیرا پس از بیان فایده لباس و پوشش

برخی عربها که ملائکه را دختران خداوند می دانستند، گریز زده است.

۵- حسن تخلص: (حسن تخلص) از محسنات لفظی سخن است و آن عبارت است از اینکه گوینده از مطلبی که در آغاز کلام آمده، خیلی دزدانه و سریع، به مقصود منتقل شود، بی آنکه شنونده متوجه انتقال گردد و آن به خاطر پیوستگی تنگاتنگ دومطلب است.

از این قبیل موارد، در سوره کهف رخ داده است آنجا که پس از ذکر داستان ذی القرنین و ساخته شدن سدی به دست او در برابر خروج یأجوج و مأجوج، سخن به ماجرای نفخه صور، حشر موجودات و سرنوشت کافران و مؤمنان در روز رستاخیز انتقال یافته است (به آیات ۸۳ تا ۱۰۸ از سوره کهف بنگرید).

اکنون به تفاوت تخلص و استطراد نیز اشاره می کنیم و سخن درباره تناسب پنهان آیات را پایان می بخشیم: در تخلص، متکلم، مطلب آغازین را به طور کلی به کناری می نهد و یکسر به مطلب بعد می پردازد، اما در استطراد خیلی گذرا به مطلب اشاره می کند و دوباره موضوع نخستین را از سر می گیرد، آن چنان که گویی دومی اساساً منظور نبوده است.

۳- تناسب مشکل: آنچه باعث مشکل شدن درک تناسب آیات می گردد، غالباً گوناگونی موضوعات مطروحه در ضمن یک سوره و گاهی حتی در سطح یک آیه است. صرف نظر از اینکه بسیاری از سوره ها به طرح موضوعات متفاوت پرداخته اند، در بعضی از آیات، مشاهده می شود که صدر آن در موضوعی و ذیل آن در موضوع دیگر و وسط آن در

(ع) که راسخین در علم هستند، مراجعه نمود وگرنه ره به بیراهه کشیده خواهد شد، لذا امام صادق (ع) فرمود: «لیس شیئی ابعد من عقول الرجال من تفسیر القرآن ان الایه اولها فی شیئی و اوسط‌ها فی شیئی و آخرها فی شیئی و هو کلام متصل ینصرف علی وجوه»: چیزی چون تفسیر قرآن از عقلهای مردمان دور نیست، زیرا ابتدای آیه ای درباره چیزی و وسط آن درباره چیزی و آخر آن در چیز سومی است، حال آنکه کلامی متصل و مربوط است و به وجوه متعدد باز می گردد.

بنابراین، گوناگونی مطالب و مباحث مطروحه نباید ما را بر این وادارد که بپنداریم آیات، متشتت و مطالب از هم گسسته است که به طور تصادفی در کنار هم قرار گرفته اند، بلکه باید کوشید و رابطه را پیدا کرد و اگر خود فرد

مراجعه به اهل بیت (ع) است که اغلب مفسران اهل سنت نتوانسته‌اند تناسب این نوع آیات را درک نمایند و راه را بی‌راهه رفته و سخنها به گزاف گفته اند و در این میان به جای اینکه به جهل خود اعتراف نمایند، احیاناً به شیعیان تاخته و نسبت های ناروا به آنان داده اند.

به هرحال، برای روشن شدن درک تناسب در این نوع آیات، بهترین راه مراجعه به در خانه خاندان وحی و رسالت است، چنانکه امام باقر (ع) به قتاده، فقیه اهل سنت که خود را مفسرقرآن می‌دانست و برای مردم قرآن را تفسیر می کرد فرمود: قتاده شنیده ام برای مردم قرآن تفسیر می کنی؟ پاسخ داد: آ‎ری، حضرت پس از آنکه از او درباره تفسیر آیه ای پرسید و او نتوانست پاسخ درستی بدهد فرمود:

«ویحک

نای با قرآن اند که مخاطب قرآن بوده اند و قرآن بر آن خاندان نازل شده است (یعنی پیامبر و اهل بیت اطهار او).

بنابراین، اگر بگوییم در برخی از موارد، فهم ظواهر قرآن برای آشنایان به فن تفسیر میسر است، قطعاً در برخی از آیات دیگر از جمله آیاتی که درک تناسب صدر و ذیل آنها میسر نیست، برای بشر عادی ممکن نخواهد بود و بهترین راه این است که در این موارد، گوش جان به کلام خاندان رسالت که مخاطب قرآن بوده اند، بسپاریم.

 

 

 

 

بخش دوم:

پیشینه پژوهشها وآراء علما

در مورد تناسب

 

فصل اول: سده‌های اول تا پنجم

در این فصل برآنیم، تا با نظرات علما و دانشمندان اسلامی و نیز برخی مستشرقان را در خصوص «تناسب آیات» جمع آوری

در بخش چهارم، علمای معاصر و در نهایت در بخش پنجم نظرات مستشرقان را خواهیم آورد.

بررسی های انجام شده نشان می دهد (نخستین کسی که به بررسی علم مناسبت پراخت، شیخ ابوبکر نیشابوری بوده که در هر مجلس درسش که قرآن خوانده می شد، می پرسید

تألیف کرده و نام آنرا «تناسق الدرر فی تناسب السور» نهاده و می گوید یکی از هم‌عصرانش نیز به نام عمر البقاعی کتابی به نام «نظم الدرر فی تناسب الای و السور» نگاشته.

همانطور که ملاحظه می شود، غالب تألیفات در این زمینه از قرن هفتم و هشتم آغاز شده و اثری از پیش از این دوران در دست نمی باشد، البته از زمان ائمه معصومین (ع) آثاری به ما رسیده که بر وجود تناسب و یکپارچگی آیات دلالت می کند، هرچند که به طور واضح سخنی از «تناسب» به میان نیامده است. ولی (حضرت رسول اکرم (ص) نخستین مفسر قرآن کریم است و مسلمانان صدر اول‏‏، هرگاه در فهم آیات دچار اشکال می شدند، معنی درست را نزد وی باز می‌یافتند همو اهل بیت (ع) را با قرآن برابرنهاده و از این رهگذر، امت اسلامی را به کسب معارف قرآن از آنان رهنمون می شد.

امام علی ابن ابیطالب (ع) در این بین جایگاهی ویژه داشته و با آموخته هایی که از مقام رسالت فرا چنگ آورده بود، دانا ترین مردم به قرآن و وحی آسمانی بوده است دیگر ائمه هدی (ع) نیز به فراخور درک جستجوگرانی که با آنان سؤالاتی را در میان نهاده اند ، نظرات ارزنده ای در تبیین مقاصد آیات ارائه داده اند که در دریافت معنا تکیه گاهی استوار محسوب می شوند.

این نظریات و دیدگاههای

است تا بدانها پاسخ گوید: «امام! درباره سخن خدا که فرمود: یوسف پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همه برای او به خاک افتادند چه می توان گفت؟ آیا براستی یعقوب و فرزندانش به یوسف سجده کردند؟ امام فرمودند: سجده یعقوب و فرزندانش به یوسف به خاطر سپاس از خداوند بود که پراکندگی شان را جمع آورده بود. آیا نمی‌نگری که یوسف (در آیه بعد) در شکرگزاری از خدا گفت: بار پروردگارا تو از پادشاهی نصیبی عطایم نمودی و از تأویل رویا آگاهم ساختی؟»

با این توضیح در حقیقت می توان نتیجه گرفت نخستین انگیزه ای که در پیدایش علم تناسب مؤثر افتاده است، پرده برداری از معنای درست و دقیق آیات است که وجهه عمل عموم تفسیرگویان قرآن کریم قرار دارد)[۱].

و همچنین

متن قرآن است که موجب شده، یک شیوه تفسیری مستقل به نام تفسیر قرآن به قرآن شکل گیرد، بنابراین ریشه تفسیر قرآن به قرآن، تناسب و هماهنگی میان اجزاء این کلام آسمانی است؛ چنانکه در زمان ائمه (ع) نیز این شیوه مرسوم و متداول و مورد تأیید آن بزگواران بوده است.

(همچنین شیوه مفسرین بزرگ شیعه و اهل سنت هم، تفسیر قرآن با قرآن بوده است. علامه مجلسی (ره) که آیات قرآن را در «بحارالانوار» در اول هر فصل دسته بندی می کند، ظاهراً منظورش تفسیر قرآن باقرآن بوده است، همچنین در تفسیر مجمع البیان و تفاسیر اهل سنت،گاهی از آیات برای تفسیر یک آیه، استفاده می شده است.

ابن تیمیه می گوید: اگر کسی سؤال کند بهترین طریق تفسیر چیست؟ «فالجواب: آن اصح الطریق فی ذلک آن یفسر القرآن بالقرآن»، همچنین تکرار آیات در قرآن، خود شاهد این مطلب است

ی از اجزاء کلام به برخی دیگر است که به وسیله آن ارتباط قوی می شود و توسط آن بناء کلام محکم می شود.

و امام رازی می گوید بیشتر لطائف قرآن در بین روابط و ترتیبات آیات نهاده شده و بعضی از بزرگان می گویند: از محاسن کلام این است که به هم مرتبط می باشند تا منقطع نشوند و ابوبکر ابن العربی در سراج المریدین می گوید: ارتباط آیات قرآن بعضی به بعض دیگر، تا اینکه به صورت یک کلمه واحد «متسقه المعانی، منتظمه المبانی» علم بزرگی است که جز عالم بزرگی که در سوره بقره کار کرده بود

و بین خدا قرار دادیم و به سوی خودش باز گردانیدیم.

ابوالحسن شهرابانی می گوید: اولین کسی که در بغداد علم مناسبت را مطرح کرد ابوبکر نیشابوری بود و او در علم و ادب فرد بزرگی بود و هنگامیکه بر جایگاه درس حاضر می شد و آیه‌ای بر او خوانده می شد می پرسید چرا این آیه در کنار آن آیه قرار گرفته؟ و حکمت قرارگیری این سوره در کنار آن سوره چیست؟ و فخرالدین ابن عبد السلام

، مناسب کلام نیست چه رسد به قرآن که برترین سخنهاست، همانا قرآن در بیست واندی سال و به مناسبتهای مختلف نازل شده و مربوط به احکام متفاوتی است.

وبعضی از مشایخ ما گفته اند کسانیکه می گویند برای آیات قرآن تناسبی جستجو نکنید زیرا بر حسب وقایع مختلف نازل شده اند اشتباه می کنند.

زرکشی نظر نهایی خود را چنین بیان می کند: آیات قرآن برحسب

شده: «کتاب احکمت آیاته ثم فُصّلت من لدن حکیم خبیر»

و گفت: شایسته است در هر آیه ای ابتدا بحث شود آیا این آیه وابسته به قبل است یا مستقل اگر مستقل است وجه مناسبتش با ماقبلش چیست؟ و در سوره ها نیز چنین کنند.

زرکشی می‌گوید این مشروط است بر این که ترتیب سوره ها توقیفی باشد والبته این قول برتر است و اگر بررسی کنیم ابتدای سوره ها را با انتهای سوره قبل در کمال مناسبت می یابیم).[۲]

وی در ادامه چند مثال برای اثبات ادعای خود اقامه می کند که جالبترین آنها وجود تناسب در سوره کوثر و ماعون است که می گوید در آنها مقابله وجود دارد. در سوره ماعون خداوند منافق را به چهار چیز وصف می کند: بخل وترک نماز و ریاء در نماز و منع زکاه در سوره کوثر در مقابل بخل

از آن زکاه با گوشت قربانی است.

زرکشی معتقد است بین آیات ارتباطاتی وجود دارد که انواع ارتباطات آیات را این گونه بیان می‌کند:

(۱- آیه دوم به آیه اول وابستگی تام داشته باشد و آیه دوم برای تأکید و تفسیر و یا اعتراض و تشدید باشد (در این قسم بحثی نیست).

۲- اگر ارتباط دافع نباشد بلکه آیه دوم مستقل از آیه اول به نظر برسد، پس اگر با حرف عطف به آیه قبل معطوف شده باشد، در حکم مشترک است.

الف) معطوف باشد مانند: «یعلم ما یلج فی الارض و ما یخرج منها و ما ینزل من السماء و ما یعرج فیها»[۳] فائده عطف مانند دو نظیر و دو شریک است.

«والله یقبض و یبسط و الیه ترجعون»[۴]

 

له ای به ماقبل معطوف می‎شود و وجه ارتباط آنها نیاز به شرح  دارد و ما چند نمونه را ذکر می کنیم.

۱- «یسألونک عن الاهلّه قل هی مواقیت للّناس و الحجّ و لیس البّربان تاتوالبیوت من ظهورها»۳

پس گفته می شود ارتباط بین احکام ماهها و وارد شدن به خانه چیست؟ و جواب چند وجه دارد.

الف) گویا گفته

خوب است.

ب) اینکه از باب استطراد باشد، یعنی وقتی که بحث در مورد زمانهای حج است و این کار (وارد شدن به خانه ها) جزء کارهایی بود که در آن ایام انجام می شد. گفته شد به آنها این کار شما درست نیست بلکه تقوای الهی داشتن کار خیر است مانند اینکه وقتی از حکم وضو با آب دریا سوال شود گفته می شود: آب دریا پاک است و مردارش حلال است که حلال بون مردار حرف مستقلی است که در پاسخ به سؤال نیست ولی مرتبط با سؤال می باشد و گوینده حکیم این حکم دیگر را همینجا بیان می کند.

ج) از قبیل تمثیل آنچه سؤال کنندگان پرسیدند باشد. همانا

(ایشان در نوع سی و هشتم کتاب خود در مجلد دوم به بحث اعجاز قرآن پرداخته و پس از ذکر یازده قول نظر اهل تحقیق را که خود نیز آنرا تأیید می کند ذکر می نماید که دومین آن اقوال اعجاز مربوط به تألیف خاص قرآن است. تألیفی که حکایت از اعتدال و سازگاری ویژه ای بین کلمات و حروف آن هست و نیز مجدداً در مورد هشتم به نقل از قاضی ابوبکر می گوید اعجاز در نظم و تألیف و ترکیب عبارات قرآنی است که خارج از تمامی اشکال زبان عربی است)۳

فخر رازی:

فخر رازی هنگام تفسیر آیه ۲۸۵ از سوره بقره می نویسد «و من تأمل فی لطائف نظم هذه سوره و فی بدایع ترتیبها علم أن القرآن کما انه معجز بحسب فصاحت الفاظه و شرف معانیه فهو ایضا معجز به حسب ترتیبه و نظم آیاته و لعل الذین قالوا أنه معجز به حسب اسلوبه ارادوا ذلک»  با ژرف اندیشی در نظم شگرف و ترتیب بدیع سوره بقره دانسته می شود همانگونه

موضوع همان دقیق بودن مسئله و از جهت درک کنه واقعی پیوند موجود بین آیات است.

ابوبکر ابن عربی:

(ابوبکر ابن عربی در کتاب سراج المریدین آورده است. ارتباط آیات قرآن با یکدیگر به حدی است که همچون یک کلمه

برای آن اهلی نیافتیم ناگزیر، بر آن مهر زده و بین خود و خدا قرار داده و به وی برگرداندیم.)۱

فخرالدین بن عبدالسلام:

(شیخ فخرالدین بن عبدالسّلام می گوید: تناسب، علم با ارزشی است ولی در حسن ارتباط آن شرط است که در یک امر واحدی بوده و اول آن به آخرش مربوط باشد و در غیر این صورت ادعای ارتباط جز تکلف چیز دیگری نخواهد بود.)۲

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

ولی الدین ملوی:

(شیخ ولی الدین ملوی می گوید: هرکس منکر تناسب بین آیات قرآن باشد، قطعاً ادعایش بی‌دلیل بوده و بی راهه رفته است؛ زیرا قرآن کریم براساس لوح محفوظ ترتیب یافته و تمام آیات آن از نظر ترتیب، توفیقی بوده و اسلوب ونظم شگفت انگیز آن معجزه ای است آشکار و آنچه در هر آیه بیش از هر چیز باید مورد بحث قرار گیرد این است که: آیا این آیه مثلاً تکمیل کننده آیه قبلی است و یا مستقل از آن می‎باشد و در صورت مکمل بودن، تناسب موجود بین آن دو مورد بررسی قرار گیرد.)۳

زملکانی:

(کمال الدین عبدالواحدبن عبدالکریم زملکانی (۶۵۱ هـ.ق) صاحب کتاب  البرهان الکاشف عن اعجاز القرآن به بررسی اعجاز قرآن پرداخته است، وی اعجاز قرآن را مربوط به نظم تألیف آن می داند، وی اشاره می‌کند اگر کسی بگوید چرا اعجاز، تنها به نظم باز گردد و شامل اخبار غیبی نشود؟ در پاسخ باید گفت: گرچه عده‌ای از بزرگان اعجاز قرآن را در اخبار غیبی دانسته اند لکن اعجاز قرآن، منحصر به آن نیست، بلکه نظم خاص قرآن، اعجاز

در سور است، در حالیکه هر سوره ای شامل اخبار غیبی نیست، تا تحدی قرآن به سوره صحیح باشد)[۱]

قرطبی:

(محمدبن قرطبی (۶۷۱ هـ.ق) صاحب کتاب تفسیری «الجامع لاحکام القرآن» معتقد به وجوه دهگانه برای اعجاز قرآن است، از نظر او مهمترین آنها که اولین آنها نیز به حساب می آید اعجاز در نظم بدیع و نوین آن می باشد وی می گوید: نخستین وجه در اعجاز قرآن، نظم نوین آن است که در صورت مقایسه آن با تمامی نظمهای موجود در کلام عرب و غیرعرب تفاوت آن مشهود است.)[۲]


جرجانی:

ابی بکر عبدالقاهر بن عبدالرحمن جرجانی (۴۷۱ هـ .ق) مؤسس علم معانی و بیان معتقد به بلاغت و نظم قرآن به عنوان روشن ترین معجزه قرآن است و دو کتاب «دلائل الاعجاز فی علم المعانی» و «اسرار البلاغه» را در جهت تبیین اعجاز قرآن نگاشته است.

ایشان اساسی ترین وجه اعجاز قرآن را در نظم و تألیف قرآن می داند نه معانی بلند آن و لذا می‌گوید: تحدی قرآن بر آن بود که مخالفین قرآن الفاظی مانند قرآن بیاورند که دارای نظم قرآنی باشد، گرچه از نظر معنی، همسان قرآن نباشد زیرا قرآن می گوید، (ده سوره بیاورید گرچه مفتریات باشد[۳]) و شرافت قرآن فقط در نظم و بلاغت آن است گرچه معنی ساختگی باشد زیرا شما به تحدی در معنی دعوت نشده اید).[۴]

البته این کلام صحیح به نظر نمی رسد زیرا آیه مذکور در مقام محاجه و در جواب

آمده «فاتوا بعشر سور مثله مفتریات» ضمیر مثله به قرآن کریم بر می گردد و باید پذیرفت آیه در مقام مجادله و محاجه است.

عمرالبقاعی:

برهان الدین عمر البقاعی می گوید: «علم مناسبات القرآن علم تعرف منه علل ترتیب اجزائه و هو سرالبلاغته لإدائه الی تحقیق مطابقه المعانی لما اقتضاه من الحال و تتوقف الاجاده فیه علی معرفته مقصود السوره المطلوب ذلک فیها و یفید ذلک معرفته المقصود من جمیع جملها فلذلک

انجامد – شناسایی گردند بر این اساس، علم مناسبات در نهایت درجه ظرافت قرار دارد و خویشاوندی و رابطه آن با دانش تفسیر، همچون رابطه ای است که میان علم بیان و علم نحو وجود دارد)[۵]

سیوطی:

(جلال الدین سیوطی (۹۱۱ هـ ق) از مفسران و صاحب نظرانی است که در مورد اعجاز قرآن کتاب معترک الاقران فی اعجاز القرآن را نگاشته و برای اعجاز قرآن سی و پنج قول را بیان نموده که مورد چهارم آن مربوط به مناسبت میان آیات و سوره های قرآن

، مربوط به روابط آیات و سوره‌هاست که خود دارای اسبابی است، مانند: مضاده، تنظیر، استطراد و…)[۶]

(سیوطی در تقسیم بندی علوم قرآن تناسب آیات و سور را نوع ۶۲ برمی‌شمارد)[۷]

هنگام تحقیق درخصوص تناسب آیات غالباً مؤمنان از کتاب سیوطی الهام گرفته‌اند و خود سیوطی نیز از کتاب البرهان، زرکشی استفاده نموده است و ما به دلیل اینکه غالب مطالب کتاب سیوطی را در لابلای نقل قولهای سایر علماء آورده ایم از تکرار آنها در این قسمت خودداری می‌کنیم.

قاضی عیاض:

(قاضی عیاض در «الشفاء» می گوید:

نوع دوم از اعجاز قرآن، نظم عجیب و اسلوب شگفت آن است، که غیر از اسلوبهای کلام عرب و روشهای نظم و نثر متداول آنان است، و نظیری پیش از آن و بعد از آن ندارد و کسی توان آوردن چیزی مثل آن را ندارد، بلکه عقل آنان را دچار حیرت و سردرگمی نمود، و نتوانستند شعر یا نثر یا رجز و یا سجعی، همانند آن بیاورند.

تمامی قرآن از

آن مکمل شکل و مقصد آن است و نیز معانی قرآن با الفاظش هماهنگ است به طوریکه گویا معانی برای الفاظ ساخته شده و الفاظ چون قلب برای معانی ریخته شده اند.

 

فصل سوم: سده های دهم تا چهاردهم

سید قطب:

(نظر سید قطب در مورد تناسب آیات هر سوره این گونه است که در اول هر سوره تلاشهای گسترده و نسبتاً موفقی را در رابطه با اطلاع و کشف اهداف سوره و تناسب آن با تمامی آیات آن انجام داده به طوری که یک تصور کلی

ن

امر انتقال از غرضی به غرض دیگر است. و برخی از دانشمندان اسلامی جهت نشان دادن این نوع ارتباط و تناسق، کوششها و تلاشهای بیهوده و بی فایده ای را متحمل شده‌اند که نیازی بدان نیست و قرآن کریم از این نوع تکلفها و مشقتهای بی فایده بی نیاز و غنی می باشد.)۱

(سید قطب در کتاب تصویر فنی ابتدا در مقدمه انگیزه خود را از نگارش چنین کتابی وجود صحنه‌های بدیع در قرآن بیان می کند و علاقه وافر خود را به این گونه تصاویر ابراز کرده علت معجزه بون قرآن را وجود نظم و نسق بین آیات می داند وی معتقد است آنچه سبب شد در ابتدا کافران تحت تأثیر قرآن کریم واقع شوند وجود نظم بین آیات بود نه علل دیگری چون پیشگوئیها و وجود علوم مختلف در قرآن زیرا هیچیک از آنها در سوره های ابتدایی وجود نداشت وی می‌نویسد: چگونه قرآن عرب را یکباره به این ترتیب پیروزمندانه به سوی یک هدف سوق داد؟ بعضی کاوشگران در مزیت های قرآن به طور

مزیت قرآن را هنگامی که کاملاً نازل گردید و یکجا جمع شد ثابت می کند. بنابراین باید گفت: درباره این سوره های کوچک قرآن که در آنها نه از تشریع قانون گفتگو رفته و نه از اخبار غیبی و نه از علوم جهانی و حال آنکه واقعاً این چند سوره کوتاه به طور سحرگون عرب را مات کرد، بنابراین به ناچار باید این سوره های کوچک و اندک دارای عنصر سازنده ای باشند که شنوندگان خود را این گونه مات و مبهوت کرده اند و مؤمنان و کافرانش را این گونه به یک هدف سوق بدهد و بر افکار آنان پیروز گردد و هنگامیکه حساب گران این اثر قرآنی را در اسلام مسلمانان بررسی

خود قرآن بود، نه در آن موضوعی که قرآن در آن گفتگو می کرد، گرچه ما هنوز غلفت نکرده ایم از آن نیروی

تعبیر زیبا و سازنده و کوبنده مصور و مجسم جلوه می کرد و هنوز هم می کند.)

سپس با بررسی ارتباط آیات متوالی در سوره علق به اثبات مدعای خود می پردازد.

سید قطب در فصلی با عنوان تناسق فنی اقسام نظم و نسق را در قرآن چنین بر می شمرد:

۱- قانون تسنیق در عبارتهای قرآنی، با برگزیدن الفاظ مناسب با سیاق و معنا، سپس تنظیم آن الفاظ در یک سیاق و نسق مخصوص که در فصاحت و زیبایی و رسایی نکات دقیق به بالاترین درجات می رسد.

۲- نواختن نوا و موسیقی ناشی از گزینش الفاظ، و سپس به نظم درآوردن آن در نظم و نسق خاص.

۳- نکته های لطیف بلاغی

۴- تسلسل معنوی در میان اغراضی در سیاق آیات و این تناسب دقیق و نهان در انتقال از غرضی به غرض دیگر.

۵- بالاترین نوع تناسق که عبارت است از همین تناسق روحی و روانی دایر در میان این گامهای تدریجی و پی در پی در پاره ای از نصوص).[۸]

محمد عبده:

(شیخ محمد عبده در تفسیر خود به تناسب آیات و سور اشاره کرده است و این خود یکی از وجوه اعجاز قرآن است که با آنکه قرآن به

ت که جزئی از اسلوب کلی گفتار را شکل می دهد و خاطرنشان ساختیم که این سخن بدان معنی نیست که کلمه به خودی خود و جدا از کلام چنین خاصیتی دارد و لکن درخشش آن در اثر پیوستن با کلمات دیگر آشکار می شود، بدون

جدا از هم توجهی داشته باشد.

ابوزهره اقسام اعجاز را در شش مورد بیان می کند.

۱- الفاظ و حروف

۲- اسلوب و روش سخن

۳- تعریف و گوناگونی لفظ و معنی

۴- نظم و فواصل کلمه ها

۵- اختصار فوق العاده و حکم و امثال و پیشگوئیها

۶- جدل و استدلال قرآن

اگر بخواهیم نظر مشهور را که «جرجانی» و پیروانش با آن مخالفت کرده اند تحریر کنیم می‌گوئیم که کلمات قرآن از نظر

این درخشندگی و نورانیت مربوط به خود کلمه است، اما شرط ظهور آن ضمیمه شدن به کلمات دیگر است).[۹]

(انسجام و هماهنگی در معانی و الفاظ و اسلوب و لحن آنها در تمامی آیات قرآن به وضوح دیده می شود، نه اینکه انسجام در آ‌یه یا سوره ای باشد و در آیه و سوره دیگر نباشد و در آن لفظی نمی‌یابیم که ذهن را به جانبی متوجه کند و به دنبالش لفظی بیاید که ذهن را به جانب دیگر برگرداند، بلکه همه جوانب، یا به تقابل و در برابر هم قرار

نیستند و این الفاظ و معانی، روی هم رفته، غذایی تازه و گوارا چون سلسبیل را روانه جان آدمی می‌سازند).[۱۰]

 

صبحی صالح:

(صبحی صالح در بحثی پیرامون اسباب النزول می گوید: توجه به وجه مناسبت آیات در بسیاری از جاها ما را از پرداختن به سبب نزول آنها بی نیاز می کند).[۱۱]

استاد مدنی:

(استاد مدنی می گوید: هر سوره ای در قرآن کریم دارای جان و روحی است که در کالبد آیات آن سوره جریان دارد. این روح بر مبانی، احکام و توجیهات و اسلوب آن

است که رسول خدا (ص) دستور می دادند آیاتی که تدریجاً بر او نازل می شد، در مواضع و جایهای ویژه خود در ضمن «سوره ها» قرار داده شود و این دستور

دادن آیاتی دیگر در ضمن سوره ای دیگر، حکمتی را مدنظر داشت؟

مفسرین، جوانب و ابعاد فراوان و گوناگونی از قرآن کریم را مورد توجه، بحث و بررسی قرار داده‌اند. اما میان آنها مفسرانی که به این بعد قرآن (یعنی مطالعه و بررسی روح کلی هر سوره و تحقیق در آماجهایی که هر سوره از قرآن کریم به سوی آنها نشانه رفته است) عنایت و اهتمام ورزیده باشند شمار اندکی را تشکیل می دهند.

با اینکه هر یک از «سوره های» قرآن کریم دارای نشانه و رنگ خاص و مشخصه ویژه ای است و از جان درونی برخوردار است که در تمام زوایای آیات آنها جریان دارد، نمی توان این سوره ها را به سان فصول و ابوابی تلقی کرد که

و یا با چنین دیدگاهی به تفسیر آن دست یازد، باید گفت: چنین کسی با دیدی تکلف آمیز و نه در خور قرآن کریم بدان نگریسته و سخت به بیراهه افتاده و می‌کوشد این کتاب آسمانی را از سبک و اسلوب ویژه آن خارج سازد.

این سبک و اسلوب عبارت است از: جابجا کردن تلاوت کننده و این پهلو و آن پهلو ساختن او، و ایجاد تنوع مناسب ومنسجم در جهت حفظ شادابی او برای تلاوت این کتاب آسمانی و پراکندن گوهرهای وعظ و نصحیت در لابلای آن و درنگ اندیشمندانه تلاوت کننده به گاه عبرت و توجه و التفات به مقصد و هدف موعظه ها و غنیمت شمردن فرصتها و سود جستن از

عادی می نگرد. و آن کسی که می کوشد در تلاوت قرآن کریم روح ساری و جاری در آیات آن سوره ها را احساس کند وجو و فضای معنوی ویژه ای را که سوره در آن فضا جولان دارد، باز یابد، دارای دید متفاوتی هستند چون اولی قرآن کریم را از سبک و اسلوب ویژه اش خارج می‌سازد، لکن دومی، قرآن کریم را از روش و اسلوب منحصر به فردش به یک سو نمی‌نهند، روشی که باید آنرا از اهم ابعاد اعجاز قرآن کریم به شمار آورد.

این روش برای مطالعه و بررسی قرآن کریم سودمندتر از آن

به او در جهت باز یافتن شکوه و عظمت و زیبایی چهره و سیمای «سوره» (بدانسان که همه اعضای آن سوره در کنار هم قرار دارد و دارای پیکره ای پیوسته و دارای وضع و هیئت کاملی است) مدد رساند.

این دید وسیع و فراگیر که سراپای سیما و چهره سوره های قرآن کریم را به رؤیت می کشد، می‌تواند شخصیت و سمت هر سوره ای را نمودار سازد. و تلاوت کننده آنرا در محدوده جامع آن، دقیقاً بررسی کند محدوده ای که می تواند آن «سوره» را از دیگر «سوره ها» ممتاز سازد).[۱۲]

مصطفی صادق رافعی:

(مصطفی صادق رافعی از اندیشمندان معاصر، نویسنده کتاب «اعجاز القرآن و البلاغه النبویه» در کتاب خود در فصلهای مقدماتی به تاریخ قرآن، قرائت قرآن، لغت قرآن، تأثیر قرآن در لغت و …. می پردازد و سپس فصل مستقلی را در اعجاز قرآن بنا می نهد و

می پردازد و در آنجا بیان می دارد که اعجاز قرآن بر دو امر استوار است.

اسلوب قرآن از نظر ایشان، اساس اعجاز قرآن است که در بر دارنده حسن نظم و ترکیب است.)[۱۳]

 

فصل چهارم: علمای معاصر

امام خمینی:

(امام خمینی (ره) نیز در کتاب آداب الصلوه صفحه ۲۶۴ می فرماید: حسن ترکیب و لطف بیان، غایت فصاحت و نهایت بلاغت و کیفیت دعوت و اخبار را از مغیبات و اِحکام اَحکام و  اتقان تنظیم عائله و امثال آن هر یک مستقلا اعجازی فوق طاقت و خارق عادت است)۳

همانطور که ملاحظه می شود حسن ترکیب یا همان تناسب به عنوان اولین وجه اعجاز در اندیشه حضرت امام مطرح است.

آیت الله جوادی آملی:

(آیت الله جوادی آملی می فرمایند: خداوند سبحان درباره هماهنگی سراسر قرآن با یکدیگر دو بیان دارد که

به تدبر تام در سراسر کتابی است که در طول حدود ربع قرن در شرایط صعب و سهل، جنگ و صلح، غربت و قربت، اوج و حضیض، سراء و ضراء هزیمت و عظیمت، شکست و پیروزی و بالاخره در احوال مختلف سیاسی، نظامی، اجتماعی به صورت یکسان وهماهنگ نازل شده است، تحلیل قیاس استثنایی مستفاد از این آیه و تقریر تلازم مقدم و تالی و تقریب بطلان تالی و استنتاج بطلان مقدم از ابطلال تالی به استمداد عقل برهانی است که خود از منابع غنی

داند و ادعای مزبور را با بینه و گواه صادق همراه می کند.

اما بیان دوم خداوند مستنبط از آیه «الله نزل احسن الحدیث کتاباً متشابهاً مثانی تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم الی ذکرالله ذلک هدی الله یهدی به من یشاء و م

ن یضلل الله فماله من هاد»۱ است زیرا محتوای آیه مزبور این است که از یک سو سراسر آیات قرآن مجید شبیه، همسان و همتای هم است و از سوی دیگر منثنی منعطف و متمایل به هم است معنای انثناء، انعطاف و گرایش مطالب یک کتاب علمی این است که هرکدام از مطالب با دیگری مشروح یا مشروحتر و روشن یا روشنتر می گردد.

اگر آیات قرآن از هم گسیخته بود، هر کدام ناظر به مطلب خاص باشد و پیوندهایی از قبیل اطلاق و تقیید، تعمیم و تخصیص، تأیید و تبیین و شرح و تفصیل با یکدیگر نداشته باشد، هیچکدام موافق با دیگری یا مخالف با آن نخواهد بود، زیرا مرز مشترک پیوند دلالی کلامی و گفتاری با هم ندارد موافقت و مخالفت فرع بر پیوند و همگرایی است در حالیکه ادعای هماهنگ بودن آیات ارتباط و پیوند را می فهماند چنانکه دعوی نفی اختلاف از سنخ عدم ملکه است، پس حتماً باید بین آنها پیوند برقرار باشد).۲

علامه طباطبایی:

(علامه طباطبایی مفسر المیزان تنها به مناسبت یابی میان آیات بسنده نمی کند، بلکه غالباً به پیوند استواری که

جای آنکه «اتقواالله» و مانند آن گفته شود، بدان سبب است که این وصف تقوا تمامی مردم را فرامی‌خواند، بدون آنکه اختصاص به مؤمنان داشته باشد و این مسأله از شئون ربو‌بیت است که عهده دار امر تدبیر و کامل سازی است نه از شئون الاهیت).[۱۴]

آیت الله معرفت:

(از نظر آیت الله معرفت تناسب موجود در بین آیات قرآن کریم از جهات مختلفی قابل بررسی می‎باشد:

۱- گاهی تناسب در مورد آیاتی است که یکجا نازل شده اند، یعنی باهم در یک زمان نازل شده اند (آیاتی که جمعاً به لحاظ مناسبت واحدی نازل شده اند) و این یک امر ضروری است. زیرا یک مجموعه آیات که در موضوع واحدی نازل شده اند، ضرورتاً باید در بینشان نوعی ارتباط و قدر مشترکی باشد به اعتبار اینکه دارای هدف واحد و قدر جامع مشترک واحد بوده و جمعاً یک کلام محسوب می‎شوند که برای ایفای غرض و هدف واحدی نازل گشته اند و

هدف واحد و جامع واحد باشد خارج گشته است، بلکه لازم می‎آید که حکیم مطلق در بین امور بی ربط و بدون مناسبت، جمع نموده باشد و این از حکیم مطلق محال است.

۲- گاهی ارتباط بین آیات یک سوره و تناسب بین آیات آن، مطرح است که آیات آن سوره از اول تا آخر، به هم مربوط بوده و دارای تناسب عقلایی می‎باشد زیرا یک سوره عبارت است از یک مجموعه واحده که این وحدت را در قالب یک سوره جمع نموده و مجموعه ای را تشکیل داده است، به طوریکه دارای کمیت و کیفیت خاصی شده است، چه از نظر موارد آیات و چه از نظر لحن آیات و چه از نظر سنخیت آیات.

بنابراین لازم است در بین آیات یک سوره وحدت جامعی

آیات را فراگیرد وجود داشته باشد. طبیعتاً و قهراً یک سوره از نظر کلی داری مقاصد خاص و مقدمات ویژه و خاتمه مناسبی خواهد بود)[۱۵].

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

فصل پنجم: نظرات مستشرقین در باب تناسب آیات

(در نظر خاورشناسان که کمتر به دریافت روح عربیت و بلاغت قرآن نائل آمده اند، سبک بیانی قرآن، پراکنده و گسسته آمده است «نولدکه» قرآن شناس آلمانی، در مقاله خود در دائره‌المعارف برینانیکا، ذیل ماده «قرآن»

در تسلسل حوادث، بیشتر مواقع در آن مفقود است».

عبدالله محمود شحاته در مقدمه کتاب، «اهداف کل سوره و مقاصدها فی القرآن الکریم» می‌نویسد:

(استاد ما، مرحوم دکتر محمد عبدالله دراز – آنگاه که در دانشگاه درس

از دانشمندان اسلامی، همه خاورشناسان در بی‌خبری و ناآگاهی از این نکته اساسی به سر می برند. گروهی از آنان، چون با سطحی نگری، پنداشته اند که تجانس و سنخیت و پیوند طبیعی و متداول میان مواردی که سوره ها بدان پرداخته‌اند، وجود ندارد، بر آن شدند که قرآن جز پیامها و افکار متنوع و پریشان که با سبکی نامنظم و گسیخته، فراهم آمده است، چیز دیگری نیست.

شماری از آنان، پریشانی و پراکندگی قرآن کریم را چنین توجیه می کنند که این تنوع و پراکندگی، باعث کاهش ملال خاطر و مانع پدید آمدن حالت دلزدگی می گردد. جمع دیگری تصور می کنند که وحدت ادبی هر سوره از قرآن که می توان آن را از رهگذر هرگونه ترجمه ای برگردان نمود، صرفاً برای جبران نقص عدم همبستگی و تدارک عیب مربوط به عدم ارتباط آیات، طرح و ابتکار شده است.

فرقه ای دیگر از خاورشناسان معتقدند: باید ریشه این عیب و

همین شکل و ترتیب کنونی بوده است).

اکنون به بازگویی سخنی از عبدالمتعال صعیدی در مقدمه «النظم الفنی فی القرآن» می پردازیم که در آن، فزون بر نظر مستشرقان، چگونگی رویارویی دانشمندان اسلامی با آنان را می توان دید:

(پراکندگی نزولی قرآن مجید سبب دشواری ادراک اتصال میان آیات و ارتباط نظم آن شده است؛ به گونه ای که برخی دانشمندان اروپایی؛ مانند «دوذی» و «کارلیل» بر قرآن خرده گرفته‌اند؛ چون در ترتیب، مخالف کتابهایی است که نوشته می شود و مانند آنها، مقدمه و مباحثی مرتب و مقاصدی مشخص در فصولی چند ندارد بلکه قرآن آیه هایی است با اهداف گوناگون که کنار یکدیگر گرد آورده اند. در پی ‌آیه ای که پند واندرز است، آیه جهاد و پس از آن آیه فقه و سپس داستان یکی از پیامبران آمده و همینگونه از دیگر چیزهایی که از

بود، نه ‌آسمانی. بنابراین ترتیب در محدوده کلام بشری حاکمیت دارد و سخن باری تعالی از آن بری است همچنان که دریا فراتر از ‌آن است که در جدولها بگنجد.

پاسخ استاد فرید وجدی، جوابی خطابی است که جویندگان را قانع نمی سازد و در حقیقت، این تسلیم شدن و تن دادن به اعتراض است، نه پاسخ دادن به آن. درست است که قرآن از این ترتیب، تهی نیست؛ زیرا اگرچه پراکنده فرود آمده، اما پس از آن به شکلی که در اختیار ماست، تدوین شده است. قرآن مانند مقدمه کتابها، آغازی دارد که سوره «فاتحه الکتاب» باشد و سوره‌های دیگر،

نبود، برگشتن از آن خالی از حکمت و نسبت به خداوند، محال می بود. خطرساز خواهد بود اگر تسلیم آنان شویم که می پندارند قرآن ترتیب ندارد و میان آیاتش اتصال و میان اجزائش، ارتباط نیست؛ زیرا برقرآن خدشه وارد خواهند کرد که بد ترتیب، گسسته اجزاء، پراکنده معنی و پریشان غرض است و به این گفتار که ترتیب در گفتار بشر نیکوست، نه در گفتار خدا، قانع نخواهند گشت زیرا ترتیب در نزد هر بلیغی

غیراسلامی، کسانی وجود داشته اند که به همبستگی آیات قرآن توجه داشته اند؛ «اگیوم»، محقق اروپایی).[۱]

از دیگر مستشرقان که در این باره اظهار نظر کرده اند می توان از توشیهیکوایزوتسو نام برد، وی در خصوص ارتباط آیات چنین می گوید: شناختن معنای کلمات درواقع کار چندان ساده ای نیست، چه این کلمات یا تصورات در قرآن هریک تنها از کلمات دیگر به کار نرفته، بلکه با ارتباط نزدیک به یکدیگر مورد استعمال قرار گرفته اند و معنی محسوس و ملموس خود را دقیقاً از مجموع دستگاه ارتباطاتی که با هم دارند به دست می آورند. به عبارت دیگر، این کلمات میان خود گروههای گوناگون بزرگ و کوچک می سازند که این گروهها نیز بار دیگر از راههای مختلف با هم پیوند پیدا می کنند و سرانجام کل و یک شبکه پیچیده و در هم پیوستگیهای تصوری از آنها

 

 

 

 

بخش سوم:

پژوهشهای موردی آیات

 

 

فصل اول: سوره بقره آیات سی ام تا سی و نهم

در این فصل به بررسی موردی تناسب در میان آیات می پردازیم. در بخش اول آیات سی‌ام تا سی و نهم سوره مبارکه بقره که داستان

ستان وجه تناسب کاملاً مبرهن است ولی ما آنرا با رجوع به کتب تفسیری بیان خواهیم کرد.

(پس از جواب تفصیلی و عملی خداوند (از سئوال فرشتگان درباره خلافت آدم) از طریق تعلیم اسماء به آدم و سپس عرضه آنها بر فرشتگان و پس از آنکه فرشتگان به قابلیت و استعداد آدم برای این منصب و در واقع به علم و حکمت خداوند در جعل خلافت برای آدم و عدم جعل آن برای خودشان پی بردند و فهمیدند که حتی گزارش از اسماء را بدون انبای آدم ندارند، عرضه داشتند: (تو منزهی، ما چیزی جز آنچه تو به ما تعلیم داده ای نمی دانیم و تو دانا و حکیمی.)[۲] )[۳]

در مورد تناسب آیات سی و دوم و سی و سوم به دلیل روشنی وجه ارتباط، غالب مفسران به تشریح وجوه آن نپرداخته اند ولی مفسر بزرگ آیت الله جوادی آملی که در آغاز تفسیر هر آیه بخشی به نام تناسب آیات آورده نکاتی را در مورد این آیات ذکر می کند که ما آنرا در این قسمت می آوریم:

(پس از آنکه خداوند از فرشتگان گزارش اسماء را خواست و آنان اظهار جهل و عجز کردند و به ضعف خود پی بردند، برای اینکه به دانایی آدم، یعنی شایستگی و کمال وی پی برده باشند به آدم فرمود: فرشتگان را از اسمای حقایق عالم باخبرساز

تر بودن شما نسبت به امر خلافت (یا استکبار بعضی از شما یعنی ابلیس نسبت به سجده بر آدم باشد واقفم.)[۴]

اکنون پس از ذکر این مراحل داستان سجده بر آدم در آیه سی و چهارم مطرح می شود و این سئوال که تناسب سجده بر آدم با سایر بخشها چیست؟ سؤالی است که اکنون نظرات مفسران را در این باره خواهیم آورد.

  • (اینکه در اول آیه سی و چهارم کلمه «و اذقلنا» آمده نشان می دهد که اگرچه مطلبی که می‌خواهد بیان کند در دنباله مطلب قبلی است و مربوط به آن، ولی از یک جهت موضوع مستقلی نیز هست و گو اینکه در دو زمان مختلف پیش آمده، یکی مسأله اظهار جعل خلیفه و سئوال ملائکه و نشان دادن برتری آدم و دیگری جریان سجده ملائکه به آدم و ظاهراً مسأله سجده به آدم اگرچه در این سوره بعد از آیات مربوط به آزمایش آدم و ملائکه قرار گرفته ولی در اصل قبل از آن واقع شده است، چون سجده ملائکه بعد از
  • فصل دوم: سوره آل عمران آیات سی و سوم تا شصت و یکم

در این قسمت تناسب آیات سوره مبارکه آل عمران از آیه سی و سوم تا آیه ۶۱ را بررسی می‌کنیم، این بخش که مربوط به داستان حضرت عیسی (ع) و حضرت مریم است دارای نکاتی می‌باشد از جمله حضور حضرت زکریا و حضرت یحیی در این داستان و علت آمدن سرنوشت آنها با یکدیگر و ذکر برخی معجزات حضرت عیسی و ذکر حواریون

سرآغازی است برای بیان سرگذشت مریم و اشاره‌ای به مقامات اجداد و نمونه بارزی است از محبت واقعی به پروردگار و ظهور آثار این محبت در عمل که در آیات گذشته به آنها اشاره شده بود.

در آیه ۳ می فرماید: ما آدم و نوح و خاندان ابراهیم و عمران را برگزیدیم و در آیه بعد می‌فرماید آنها فرزندان و دودمانی بودند که بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند.

این برگزیدگان الهی ازنظر اسلام و پاکی و تقوا و مجاهده برای راهنمایی بشر همانند یکدیگر بودند و همچون نسخه های متعدد از یک کتاب که هر یک از دیگری اقتباس شده باشد.

و در پایان آیه اشاره

آن برای این است که مقدمه ای برای شرح حال آنان در آیات آینده باشد)[۵].

۲- (عبارت «سمیع علیم» در انتهای آیه ۳۴، مربوط است به آیه بعد که می فرماید: «اذقالت امرأت عمران…»[۶]

۳- (آمدن «والله سمیع علیم» برای قول آن ذریه در مورد آنچه مخفی می کنند آمده است.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]

– خداوند سمیعع علیم است

برای گفته همسر عمران، آنچه که در آیه بعد می‎آید)[۱]، بنابراین نظریه این آیه با آیه بعد مرتبط می باشد.

۵- جمله «والله سمیع علیم» به منزله اصطفای ایشان است، همچنان که جمله «ذریهً بعضُها من بعض» به منزله تعلیل است برای اینکه بیان کند چرا موهبت اصطفا شامل حال این جماعت شد، در نتیجه از آیه شریفه این معنا بدست می آید که خدا آدم و نوح و آل ابراهیم و آل‌عمران را بر عالمیان برگزید و این گزینش بدین سبب شامل حال همه آنان شد که همه آنان ذریه ای هستند که افراد شبیه به یکدیگرند و در

اکنون به بررسی وجوه ارتباط میان آیات چهل و یکم و چهل و دوم می پردازیم، ارتباط میان برگزیده شدن حضرت مریم و امر به نماز در آیه بعد.

۱- (اولاً خداوند مریم را برگزید و سپس وی را مطهر گرداند و در مرحله سوم برگزیده زنان عالمش کرد و اصطفاء اول به دلیل کارهای خوب وی در اوائل عمرش بود و اصطفاء دوم به دلیل حسنات آخر عمرش بود.)[۲]

۲- (به دلیل اینکه خداوند نعمات بیشتری به مریم داد شکر بیشتری هم بر او واجب می‌شود)[۳].

۳- (بیان آیات «و اذ قالت الملائکه یا مریمُ ان الله اصطفیکِ و طهّرکِ» این جمله عطف است بر جمله «اذ قالت امراه عمران ….» در نتیجه این آیه مانند آن آیه توضیح و شرح آیه‌های ۳۳ و ۳۴ خواهد بود که می فرمود: «ان الله اصطفی»[۴]

۴- (به دنبال آیات قبل که در آنها بحثی درباره عمران و همسرش به میان آمد و اجمالاً نامی از مریم برده شد، این آیات، به تفصیل درباره مریم سخن می گوید، نخست اشاره می کند که

تکرار گردیده اشاره به برتری او بر همه زنان معاصر زنان خود می کند)[۵].

و اما در مورد اینکه چرا داستان حضرت یحیی در میان داستان حضرت عیسی آمده علامه می‌فرماید: (یحیی شبیه ترین انبیاء به عیسی است و جامع ترین پیغمبری است که همه صفات کمال و کرامتهای موجود در مریم و عیسی را واجد بود و به خاطر همین جامعیت فرزند زکریا بود که خدا او را یحیی نامید و درباره اش فرمود: «مصدقا بکلمه من الله و سیداً و حصوراً و نبیاً من الصالحین» و این صفات نزدیکترین صفات است برای انسانی که شبیه به مریم و فرزندش عیسی باشد.

همه آن امتیازها که در مریم و عیسی رعایت شده بود، در یحیی نیز رعایت شد و در عیسی رعایت شد آنچه که در مریم رعایت شد، پس آنچه که در یحیی رعایت شده شباهت تام و محاذات کامل با آنچه که در عیسی رعایت شده است دارد و این شباهت تا حد امکان درنظر گرفته شده است.برای تصدیق این گفتار به این آیات توجه کنید: درباره یحیی می فرماید «یا زکریا انا نُبشرکَ بغلام….» تا آنجا که می فرماید (ای یحیی کتاب را به قوت بگیر و ما در حال کودکی به او حکم دادیم و مجتبی از ناحیه خود و پاکی مخصوص ارزانیش داشتیم که او مردی پرهیزگار و نیکوکار نسبت به والدین خود بود ومردی جبار و عصیانگر نبود و سلام بر او، روزی که متولد شد و روزی که می میرد و

ا:

(مقدار زیادی از آیات این سوره در پاسخ گفتگوهای مسیحیان نجران نازل شده، چون آنها در یک هیأت شصت نفری به اتفاق چند نفر از رؤسا و بزرگان خود به عنوان نمایندگی برای گفتگو با پیامبر اسلام به مدینه وارد شده بودند.

از جمله مسائلی که در این گفتگو مطرح شده این بود که آنها از پیامبر پرسیدند ما را به چه چیز دعوت می کنی؟ پیامبر (ص) فرمود به سوی خداوند یگانه و اینکه از طرف او رسالت خلق را دارم و مسیح بنده ای از بندگان اوست و حالات بشری داشت و مانند دیگران غذا می خورد.

آنها این سخن را نپذیرفتند و به ولادت عیسی بدون پدر اشاره کرده و آن را دلیل بر الوهیت او خواندند بعد آیه ۵۹ نازل شد و به آنها پاسخ داد و چون حاضر به قبول پاسخ نشدند، آنها را دعوت به مباهله کرد.)[۶]

(در آیه شصت برای تأکید آنچه در آیات قبل آمده می فرماید، اینها را که درباره مسیح (ع) و چگونگی ولادت او و مقاماتش بر تو می خوانیم حقی است از سوی پروردگارت و چون حق است هرگز در تردیدکنندگان در آن مباش.)۲

(فراء و زجاج می گویند (الحق) خبر است برای مبتدای مخدوف «الذی انبأتک من قصه عیسی علیه السلام» و ابوعبیده می گوید: پس از اتمام کلام قبل، استیناف شده و خبر آن «من ربک» است و عده‌ای گفته‌اند: مرفوع است زیرا فاعل است و فعلش حذف شده که چنین بوده: «جاء لک الحق» (الحق مرفوع است و رفع آن دو احتمال دارد: ۱- خبر مبتدای محذوف باشد که تقدیرش چنین است: «ذلک الذی قدموا ذکره الحق من ربک». ۲- مبتدا باشد برای خبر محذوف که خبر آن باشد جار و مجرور «الحق وارد من ربک» یا «الحق ثابت من ربک»، و جمله «فلاتکن من الممترین» شاید خطاب به پیامبر باشد)[۷]

 

می کند.)[۸]

(گفته اند که این آیه و آیات قبل از آن درباره هیئت نجرانی مرکب از عاقب و سید و گروهی که با آنها بودند نازل شده است، آنها خدمت پیامبر (ص) رسیدند و عرض کردند: آیا هرگز دیده‌ای فرزندی بدون پدر متولد شود؟ در این هنگام آیه «آن مثل عیسی عندالله کمثل آدم» نازل شد و هنگامیکه پیامبر (ص) آنها را به مباهله دعوت کرد آنها تا فردای آن روز از حضرت مهلت خواستند و پس از مراجعه به شخصیتهای نجران، اسقف به آنها گفت: (شما فردا به محمد (ص) نگاه کنید، اگر با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمد از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید زیرا چیزی در بساط ندارد، فردا که شد، پیامبر (ص) می آمد درحالیکه دست علی بن ابیطالب (ع)

افراد به قلب اوست.

سید به اسقف گفت برای مباهله قدم پیش بگذار. گفت نه. من مردی را می بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام می کند و من می ترسم راستگو باشد و اگر راستگو باشد به خدا یکسال به ما نمی گذرد درحالیکه در تمام دنیا یک نصرانی که آب بنوشد وجود نداشته باشد. اسقف به پیامبر (ص) عرض کرد، ای ابوالقاسم ما با تو مباهله نمی کنیم بلکه مصالحه می کنیم، با ما مصالحه کن، پیامبر (ص) با آنها مصالحه کرد و هزار حله که حداقل قیمت هر حله ایی چهل درهم باشد و عاریت دادن سی دست زره و سی شاخه نیزه و سی رأس اسب

(در مرجع ضمیر (فیه) اختلاف است. بعضی گفتند راجع به حق فی قوله «الحق من ربک» است و بعضی دیگر گفته اند راجع به عیسی است.)[۹]

 

فصل سوم: سوره نساء آیات هشتادم تا هشتاد و هشتم

مجموعه سومی که در این بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت آیات هشتادم تا هشتاد و هشتم از سوره مبارکه نساء است این مجموعه دارای موضوعات گوناگونی است که یافتن وجوه ارتباط بین آنها دارای دشواری است، ما آرای مفسران مختلف را در مورد ارتباطات آنها می آوریم:

ابتدا فضای آیه هشتادم را بررسی می کنیم. (در این آیه موقعیت رسول اکرم (ص) در برابر مردم و حسنات و سیئات آنان بیان شده است. سپس در آیه دوم اشاره به وضع جمعی از منافقان و یا افراد ضعیف الایمان کرده و می گوید، آنها به هنگامیکه در صف مسلمانان در کنار پیغمبر (ص)

شدند آن دسته از منافقان افراد ضعیف الایمان گفته‌ها و پیمان های خویش را به دست فراموشی می سپارند و در جلسات شبانه تصمیم هایی بر ضد سخنان پیغمبر می‌گیرند).[۱۰]

و اما در خصوص ارتباط بین آیات هشتاد و یکم و هشتاد و دوم چند احتمال وجود دارد:

۱- (به دنبال نکوهشهایی که در آیات قبل از منافقان به عمل آمد، در اینجا به آنها و همه کسانی که در حقانیت قرآن مجید شک و تردید دارند اشاره کرده و می فرماید

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

 (اگر چه برخی از مفسران معتقدند

که پیوند و ارتباط این آیه با آیات قبل از این نظر است که در آیات گذشته بحثهایی پیرامون جهاد بود و در این آیه دستور می‎دهد که اگر دشمنان از در دوستی و صلح درآیند شما نیز پاسخ مناسب دهید ولی روشن است که این پیوند مانع از آن نیست که یک حکم کلی و عمومی در زمینه تمام تحیتها و اظهار محبت هایی که از طرف افراد مختلف می‎شود بوده باشد.

آیه در ‎آغاز می‌گوید: «هنگامیکه کسی به شما تحیت گوید پاسخ آنرا به طرز بهتری بدهید و یا لااقل به طور مساوی پاسخ گویید».

از پاره ای از روایات و همچنین تفاسیر استفاده می‎شود که اظهار محبتهای عملی نیز در مفهوم تحیت داخل است، در تفسیر علی ابن ابراهیم از امام باقر و امام صادق (ع) روایت شده «المراد بالتحیه فی الایه السلام و غیره من البر» منظور از تحیت در آیه، سلام و هرگونه نیکی کردن است.

و به این ترتیب آیه یک حکم کلی درباره پاسخ گویی به هر نوع اظهار محبتی اعم از لفظی و عملی می‎باشد.

و در پایان آیه برای اینکه مردم بدانند چگونگی تحیت ها و پاسخ ها و برتری یا مساوات آنها در هر حد و مرحله‌ای بر خداوند پوشیده و پنهان نیست می فرماید: «خداوند حساب همه چیز را دارد).[۱]

در کیفیت

متلازم یکدیگرند، وقتی می فرماید «لااله الا هو» اشاره به توحید است و اینکه می فرماید «لیجمعنکم الی یوم القیامه» اشاره به عدل، سپس بیان می‌کند که در حکمت این آیه که در روز قیامت اولین و آخرین انسانها در عرصه قیامت جمع خواهند شد پس حق مظلومین از ظالمین بازپس گرفته می‎شود بی تردید این یک تهدید شدید است.

۲- گویی خداوند می فرماید: هرکس به شما سلام کرد و شما را گرامی داشت شما نیز به او سلام کنید و متقابلاً وی را اکرام نمایید و بنابر ظاهر افراد با آنها برخورد نمایید چرا که باطن

همه اعمال شما را دارد در این آیه اشاره به مسأله رستاخیز و دادگاه عمومی بندگان در روز قیامت کرده و آنرا با مسأله توحید و یگانگی خدا که رکن دیگری از ایمان است می آمیزد و می فرماید: معبودی جز او نیست و به طور قطع در روز قیامت شما را دسته جمعی مبعوث می‌کند همان روز قیامتی است که هیچ شک و تردیدی در آن نیست)[۲].

(این آیه به منزله تعلیمی است برای مضمونی که در آیه قبل متضمن آن بود، کانّه فرمود: (تکلیفی که خدای تعالی در امر شفاعت حسنه و سیئه به شما کرده بگیرید و آن را انجام دهید و تحیت هر کسی که به شما تحیت می‎دهد با رد و اعراض باطل نکنید زیرا پیش روی شما روزی است که خدای سبحان همه شما را در آن جمع کند و شما را جزا می دهد، اگر دعوتش را بپذیرد جزای خیر و اگر رد کنید کیفر می‎دهد)[۳].

(بدان دلیل که در آیات پیش سخن از مقررات خدا و هشدارهای او بود، اینک در این آیه روشن می سازد که تنها او شایسته پرستش و

که در برابر کارهای شایسته و یا ناشایسته خود پاداش و کیفر خواهید

مد «إن الله کان علی کلّ شیءٍ حسیباً» برای این است که خداوند حافظ و نگهدارنده همه چیز است خدایی که شریک ندارد و همو شما را در روز قیامت جمع می‌کند و او خدای راستگوست و

نوع دیگری از صفات منافقان را بررسی می‌کند. دوباره به منافقان باز می‌گردد:

برای فهم ارتباط آیه دانستن شأن نزول لازم است:

(شأن نزول: عده ای از مردم مکه ظاهراً مسلمان شده بودند ولی در واقع در صف منافقان قرار داشتند به همین دلیل حاضر به مهاجرت به مدینه نشدند و عملا هوادار و پشتیبان بت پرستان بودند اما سرانجام مجبور شدند از مکه خارج شوند (و تا نزدیکی مدینه بیایند و شاید هم به خاطر موقعیت ویژه ای که داشتند برای هدف جاسوسی این عمل را

ولی به زودی درباره چگونگی برخورد با این جمع

؟ و تنها به جرم اینکه هجرت ننمودند خون آنها را حلال بشمریم؟ آیه نازل شد و دسته دوم را در برابر این اشتباه ملامت و سپس راهنمایی کرد.

با توجه به شان نزول بالا پیوند این آیه و آیات بعد از آن با آیاتی که قبلا درباره منافقین بود کاملاً روشن است.

در آغاز آیه می فرماید: چرا در مورد منافقان دو دسته شده اید و هرکدام طوری قضاوت می کنید؟ یعنی این افراد که با ترک مهاجرت و همکاری عملی با مشرکان و عدم شرکت در صف مجاهدان اسلام نفاق خود را آشکار ساخته اند نباید درباره سرنوشت آنها کسی تردید کند اینها به طور

).[۴]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”نتیجه گیری” icon=”fa-pencil-square-o”]مطالعه در خصوص تناسب آیات دارای فواید بسیاری است از جمله: ۱- توانمند ساختن مفسر و گشودن دریچه‌های جدید در تفسیر و دستیابی به لطایفی در قرآن.

۲- پاسخ به شبهات و دفاع از حریم قرآن کریم.

۳- اثبات معجزه بودن قرآن کریم.

۴- یاری رساندن به دیگر قضایای علوم قرآنی و برخی مباحث اعتقادی.

۵- پاسخ به نظریه ای که قرآن را پراکنده و از هم گسسته می داند.

۶- دفاع از اصول اعتقادی شیعه.

تناسب به معنی هم شکل بودن و مرتبط بودن است که غالب کتب لغت نیز تعاریف مشابهی از این واژه ارائه داده اند مانند: لسان العرب، معجم الوسیط، معجم مقاییس اللغه و …

سیاق در لغت به معنی روند، جهت، اسلوب و روش می‎باشد و در اصطلاح عبارت است از قراینی که در شناساندن معنای لفظ نقش داشته باشد.

اسباب النزول در لغت به معنی علت نازل شدن است و همان ریسمان و پیوند دهنده امر نازل شده (قرآن) به شرایط و اتفاقات رخ داده می‎باشد و به نوعی بین این دو پیوند برقرار می سازد.

در باب مقایسه میان این سه موضوع باید گفت: اسباب نزول پیوند یک یا چند آیه با بافت تاریخی آنرا تبیین می سازد، اما دانش مناسبت رابطه آیات و سور را در ترتیب کنونی آن بررسی می کند، اسباب النزول لزوماً دلالت بر اعجاز قرآن ندارد؛ اما مناسبت و سیاق از وجوه اعجاز قرآن می باشند.

بر مرتبط الاجزاء بودن و یکپارچگی آیات و همبسته بودن آن دلالت دارد و هم امری بیرونی است چون بر ساختار همبستگی آیات و نظم و چینش متن قرآنی تأکید می ورزد، دانش اسباب النزول از علوم تاریخی است، اما مناسبت میان آیات و سوره ها دانشی اسلوبی است، یعنی به اسلوبهای مختلف پیوند میان آیات و سوره ها می پردازد ولی مناسبت امری عقلی است. و در پایان به عنوان آخرین پیوستگی بیان اسباب النزول و تناسب آیات می‎توان به این نکته اشاره کرد که پذیرفتن، اجرا شدن و گسترش اسلام باید از نقطه ای آغاز می‎شد و آن نقطه مردمان جزیره العرب و معاصران پیامبر (ص) در آن دوران بودند، پس قرآن نمی توانست نسبت به فرهنگ، حوادث و شرایط موجود در آن روزگار بی تفاوت باشد و بدون توجه به آنها سخن بگوید، بنابراین بخشی از آیات ناظر به حوادث آن روزگار است که بدون در نظر گرفتن اسباب نزول ممکن است پیوستگی آیات به خوبی فهمیده نشود.

انواع تناسبات ذکر شده میان آیات عبارتند از: ۱- تنظیر ۲- تضاد ۳- استطراد ۴- حسن تخلص، موارد ذکر شده جزء تناسبات پنهان محسوب می‎شود. نوع دیگری از تناسب، تناسب آشکار است و نوع سوم، تناسب مشکل نامیده می‎شود.

و اما در تاریخ مطالعات اسلامی علما و دانشمندان بسیاری به بررسی در زمینه تناسب آیات پرداخته اند که در این تحقیق نظرات بیست و هفت نفر از علما گردآوری شده که عبارتند از: خطابی، قطب الدین راوندی، باقلانی، ابن عربی، قاضی عیاض، عزالدین بن عبدالسلام، زملکانی، ملوی، فخر رازی، زرکشی، قرطبی، جرجانی، عمرالبقاعی سیوطی، سید قطب، محمد عبده، ابوزهره، صبحی صالح، استاد مدنی، مصطفی صادق رافعی، آیت الله جوادی آملی، علامه طباطبایی، امام خمینی، آیت الله معرفت، نولدکه، توشیهیکو ایزوتسو، اگیوم.

و بررسی های موردی که در مورد ۴۵ آیه از آیات قرآن کریم که از سه سوره بقره، آل عمران و نساء انتخاب شده، گروه اول که آیات ۳۹-۳۰ سوره بقره می‎باشد که داستان خلقت آدم و سجده فرشتگان به او هبوط آدم و حوا به زمین است، که چگونگی مجاور شدن فرازهای این داستان جای بحث و بررسی دارد، دسته دوم آیات ۶۱-۳۳ سوره آل

عیسی (ع)، و مقایسه خلقت عیسی با آدم و در نهایت آیه مباهله که مربوط به بحث و احتجاج پیامبر (ص) با مسیحیان نجران می‎باشد آمده است؛ چنانکه ملاحظه می‎شود، این گروه آیات دارای موضوعات بسیار متفاوتی است و برقرار کردن ارتباط میان این آیات متوالی بسیار دشوار به نظر می‌رسد که تفصیل رجوع به تفاسیر در متن پژوهش آمده است.[/tab][tab title=”منابع / پی نوشت ها” icon=”fa-pencil-square-o”]- الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، مکتبه دارالتراث.

۲- اعجاز قرآن، حجت الاسلام دکتر سید رضا مودب انتشارات احسن الحدیث، قم چاپ اول.

۳- اعجاز قرآن و بلاغت محمد، مصطفی صادق رافعی، عبدالحسین ابن الدین، انتشارات بنیاد قرآن، بهار ۶۱٫

۴- آشنایی با قرآن، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، بهار ۱۳۷۴٫

۵- البرهان فی علوم القرآن، بدرالدین محمد ابن عبدالله زرکشی، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان.

۶- بیان در علوم و مسائل کلی قرآن، ابوالقاسم خویی ، ترجمه: محمدصادق نجفی، هاشم هاشم زاده هریسی، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، بهار ۱۳۸۲٫

۷- تفسیر بیضاوی، محمد شیرازی بیضاوی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت، لبنان.

۸- پیام جاویدان، فصلنامه تخصصی قرآن پژوهی، صاحب امتیاز: سازمان اوقاف و امور خیریه

۹- پژوهشی درباره قرآن و پیامبر (ص)، فخرالدین حجازی، چاپ مشتعل آزادی ۱۳۵۳٫

۱۰- پژوهشی در نظم قرآن، عبدالهادی فقهی زاده، انتشارات جهاد دانشگاهی، چاپ اول ۱۳۷۴٫

۱۱- پرتوی از قرآن، سید محمود طالقانی، مشترک سهامی انتشار- تهران.

۱۲- تاج العروس من جواهر القاموس، محمدمرتضی الزبیدی دارالمکتبه الحیاه بیروت، لبنان

۱۳- تاریخ قرآن، محمد رامیار، انتشارات امیرکبیر ۱۳۶۲٫

۱۴- التبیان فی تفسیر القرآن محمدبن الحسن الطوسی، داراحیاء التراب العربی.

۱۵- تسنیم، تفسیر قرآن کریم، جوادی آملی، نشر اسراء، چاپ چهارم، اردیبهشت ۸۳، قم

۱۶- تصویر فنی: نمایش هنری در قرآن، سید قطب، ترجمه: محمدعلی عابدی، نشر انقلاب.

۱۷- التمهید، محمدهادی معرفت، موسسه نشر اسلامی قم.

۱۸- تناسب آیات، محمد هادی معرفت، مترجم: شیخ عزت الله مولائی نیا، بنیاد معارف اسلامی قم.

۱۹- دانستنیهایی از قرآن، آیت الله شیخ محمد مظفری، چاپخانه حوزه علمیه قم، ۱۴۱ هـ . ق، چاپ اول.

۲۰- درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم.

۲۱- درسهایی از علوم قرآنی، دکتر حبیب الله طاهری، انتشارات زائر، آستانه مقدسه قم.

۲۲- درآمدی بر تفسیر علمی قرآن کریم، محمدعلی رضایی اصفهانی ، انتشارات اسوه، چاپ اول ۷۵٫

۲۳- خدا و انسان در قرآن (معنی شناسی جهان بینی قرآن)، دکتر توشیهیکوایزوتسو، ترجمه : احمد آرام.

۲۴- راه و راهنما شناسی (معارف قرآن)، محمدتقی مصباح یزدی، قم، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی.

۲۵- روش شناسی تفسیر قرآن، مؤلفان: حجج الاسلام علی اکبر بابایی، غلامعلی عزیزی کیا و مجتبی روحانی راد زیر نظر: حجت الاسلام محمود رجبی، انتشارات سمت، زمستان ۷۹، چاپ اول و پژوهشکده حوزه و دانشگاه.

۲۶- روح الجنان و روح الجنان شیخ ابوالفتوح رازی تصحیح و حواشی ابوالحسن شعرانی، تصحیح علی اکبر غفاری انتشارات کتابفروشی اسلامیه ۱۳۹۸٫

۲۷- شناخت قرآن، حاج سید ابوالقاسم موسوی خویی، تلخیص و نگارش: محمدصادق نجفی، هاشم هریسی، انتشارات دفتر مدینه العلم قم / ۱۴۰۲٫

۲۸- علوم قرآنی، محمد هادی معرفت، چاپ اول، موسسه فرهنگی انتشاراتی اللتمهید ۱۳۷۸٫

۲۹- علوم قرآنی و فهرست منابع، جلد ۱، دکتر سید عبدالوهاب طالقانی انتشارات دارالقرآن الکریم.

۳۰- قرآن حکیم از منظر امام رضا (ع)، جوادی آملی، مترجم: زینب کربلائی، قم، انتشارات اسراء، مهر ۱۳۸۲، چاپ دوم.

۳۱- قرآن پژوهی (هفتاد بحث و تحقیق قرآنی) مرکز نشر فرهنگی شرق، چاپ اول ۷۲٫

۳۲- قرآن، عهدین و علم، دکتر موریس بوکای، مترجم: حسن حبیبی، انتشارات حسینیه ارشاد.

۳۳- قرآن شناسی الیاس، کلانتری، انتشارات اوج، چاپ اول ۱۳۶۰٫

۳۴- تفسیر الکاشف، محمدجواد مغنیه، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ سوم ۱۹۸۱ م.

۳۵- التفسیر الکبیر او مفاتیح الغیب، فخرالدین محمد بن عمر بن حسین بن حسن بن علی التمیمی الرازی، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ۱۴۲۱

۳۶- تفسیر گازر، (جلا الاذهان و جلاء الاحزان) ابن حسن جرجانی چاپ اول تصحیح، میرجلال الدین حسینی ارموی ۱۳۳۷ ش انتشارات مهر آئین.

۳۷- لسان العرب، ابن منظور الزیقی المصری، دارالبیروت.

۳۸- معنای متن، پژوهشی در علوم قرآن، نصر حامد ابوزید، مترجم: مرتضی کریمی نیا، تهران، انتشارات طرح نو ۱۳۸۰٫

۳۹- معجم الوسیط، دکتر ابراهیم انیس، دکتر عبدالحلیم منتصر، عطیه صوالحی، محمد خلف الله احمد مکتبه نشر الثقافه الاسلامیه چاپ پنجم ۱۴۷۶ دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

۴۰- المعجم البسیط (فرهنگ عربی به فارسی ساده)، ناصر علی عبدالله، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، چاپ اول ۱۳۷۷٫

۴۱- معجزه بزرگ (پژوهشی در علوم قرآن) محمد ابوزهره، محمود ذبیحی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۷۰٫

۴۲- ترجمه المیزان، محمد حسین طباطبایی مترجم: محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ۱۳۶۳

۴۳- ترجمه تفسیر مجمع البیان، شیخ ابوعلی الفضل ابن حسن طبرسی م ۵۴۸، ترجمه شیخ حسین نوری محمد مفتح انتشارات فراهانی.

۴۴- تفسیر المنار، محمدرشید رضا، مطبعه المنار، مصر چاپ اول ۱۳۴۶٫

۴۵- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، امین الدین ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی الطوسی، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی ۱۳۷۹ ق.

۴۶- ترجمه تفسیر مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، ترجمه علی کرمی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۱۳۸۰ تهران.

۴۷- معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی ۱۴۱۴ ق.

۴۸- مناهل العرفان فی علوم القرآن، محمد عبدالعظیم زرقانی، داراحیاء الکتب العربیه، قاهره.

۴۹- تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و همکاران، چاپ چهل و شش، ۱۳۸۳ دارالکتب الاسلامیه، تهران.

۵۰- نظم قرآن، عبدالعلی بازرگان، انتشارات قلم، ۱۳۷۵

۵۱- هماهنگی و تناسب در ساختار قرآن کریم، حسن خ[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
5900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

186صفحه فارسی

فونت استاندارد/Lotus/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]
[list_posts limit=”6″]


درباره نویسنده

publisher4 222 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.