no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

**تأثير تحصيلات زنان بر توسعه اقتصادي كشور**پایان نامه رشته مدیریت بانکداری

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

تأثیر تحصیلات زنان بر توسعه اقتصادی کشور
zip
فروردین ۲۹, ۱۳۹۶

تأثیر تحصیلات زنان بر توسعه اقتصادی کشور


تأثیر تحصیلات زنان بر توسعه اقتصادی کشور

پایان نامه کامل رشته مدیریت بانکداری
[tabgroup][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]

افزایش مشارکت زنان در توسعه، شاید پیش از آنکه موضوعی اجتماعی باشد، بحثی اقتصادی است و افزایش زنان تحصیل‌کرده می تواند شاخصی برای پیشرفت محسوب شده و فرصتی برای سرعت بخشیدن به روند توسعه و نیز رویارویی با چالش ‌ها و پیامدهای تغییر و تحول ناشی از رشد و توسعه فراهم آورد. بررسی تأثیرات آموزش در سطوح مختلف فردی ، خانوادگی و اجتماعی زنان نشان از بهبود موقعیت زنان در زندگی فردی و اجتماعی  داد. این امر آنها را در مراحل بعدی در ایفای نقش های متعدد و متنوع اجتماعی، چه در جایگاه مادر در امر تربیت فرزند چه در جایگاه نیروی انسانی ماهر و متخصص در عرصه کار و مدیریت و به طور کلی به عنوان یک شهروند مسئول و آگاه و زیر مجموعه‌ای از سرمایه‌های انسانی، تواناتر می‌کند، که نبود آن دور باطلی را ایجاد می ‌کند که محرومیت‌های زنانه و فقر زنانه و به دنبال آن کندی بسیار در روند توسعه در اجتماع بروز می کند. دقیق تر آن است که به این محرومیت‌ها هم به عنوان علت و هم به عنوان معلول در این سیکل باطل نگاه کنیم: در جامعه‌ای با میزان آگاهی، دانش اجتماعی و درآمد ناچیز، والدین در سرمایه‌گذاری برای دخترانشان کوتاهی می کنند زیرا از آنان انتظار ندارند که در امور اقتصادی خانواده مشارکت داشته باشند. دختران بدون تحصیلات و با آگاهی ناچیز، تبدیل به مادران تحصیل نکرده‌ای می‌شوند که دارای مهارتهای ارزشمندی در خارج از منزل نیستند، قدرت اثر گذاری بر تصمیم‌گیری‌های خانواده را ندارند، دخترانشان نیز مانند خودشان از آموزش محروم می مانند و دور باطل ادامه می یابد. در حالیکه پسران برای آموزش به مدرسه  فرستاده می‌ شوند، دختران برای ایفای نقش‌های سنتی در خانه می ماندند، در نتیجه دانش نیاموخته و مهارت نیافته باقی می‌ماندند و شرایط لازم برای مشارکت اقتصادی برایشان فراهم نمی شود. اقتصاد آسیب می‌بیند، هنجارها و فرهنگ سنتی و تبعیضات کلیشه‌ای جنسیتی کهنه بر جای خود می‌مانند و اولین نیروی محرکه توسعه که نوزایش اندیشه‌ها و تواناسازی پتانسیل‌هااست خاموش و بی اثر می‌شود و افراد تحت نظام‌های  غلط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، خود به عواملی مقاومت کننده در برابر توسعه تبدیل می‌شوند از این منظر در جوامع توسعه نیافته یا در حال توسعه چون ایران که با فقر سرمایه‌های انسانی و پدیده فرار مغزها مواجه است، زنان می توانند «نیروی شتاب دهنده» توسعه محسوب شوند.  جامعه‌ امروز ایران، جامعه‌ای در حال گذار از همه ابعاد اقتصادی، فرهنگی ، نقشی و اجتماعی است.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

چارچوب نظری تحقیق:

در این تحقیق عامل تحصیلات زنان به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته می‌شود تا تاثیر آن بر توسعه اقتصادی به عنوان متغیر وابسته بررسی شود.

یافته‌های تحقیق نشان داد که رابطه «مستقیمی» بین دو متغیر مستقل و وابسته وجود ندارد و این رابطه در خلال سه متغیر میانجی ظاهر می‌شود. متغیرهای میانجی بین تحصیلات زنان و توسعه اقتصادی به عنوان عوامل متأثر از تحصیلات زنان و موثر بر توسعه اقتصادی تعریف شوند که عبارتند از: ۱) عامل فرهنگی – اجتماعی، ۲) عامل انسانی و ۳) عامل اقتصادی.

بنابراین الگوی نظری تحقیق به صورت شماتیک به شرح زیر به دست آمد:

در بررسی متغیرهای میانجی جهت تسهیل درک ارتباطات، رویکردهای مختلفی به شرح زیر اتخاذ گردید:

  • عامل فرهنگی اجتماعی توسعه اقتصادی با رویکرد مقاومت زنان در برابر کلیشه‌های جنسیتی و تبعیضات اجتماعی بررسی شد.
  • عامل انسانی توسعه اقتصادی با رویکرد کمی و کیفی (کیفیت از دو دیدگاه سطح سلامت فرزندان و سطح تحصیلات فرزندان) بررسی شد.
  • عامل اقتصادی توسعه اقتصادی با رویکرد بررسی سهم زنان از بازارهای اشتغال مطالعه گردید.

فرضیه‌ها:

فرضیه اهم: تحصیلات زنان که یک عامل تأثیر گذار بر توسعه اقتصادی است.

فرضیه فرعی (۱): تحصیلات زنان با تأثیر بر عامل فرهنگی اجتماعی توسعه اقتصادی، روند توسعه اقتصادی را بهبود می‌بخشد.

فرضیه فرعی (۲): تحصیلات زنان با کاهش کمیت عامل انسانی و افزایش کیفیت آن روند توسعه اقتصادی را بهبود می‌بخشد.

فرضیه فرعی (۳): تحصیلات زنان با افزایش سهم زنان از بازار در کار و تأثیر بر عامل اقتصادی، روند توسعه اقتصادی را بهبود می بخشد.

روش تحقیق:

تحقیق حاضر حاصل ترکیب دو روش تحقیقی «کتابخانه‌ای» و «میدانی” (پرسشنامه‌ای) می‌باشد.

از روش کتابخانه‌ای در سرتا سر تحقیق استفاده شده است. و در استخراج نتایج و یافته‌های بخش کیفی عامل انسانی توسعه اقتصادی از اطلاعات پرسشنامه‌ها بهره جسته‌ایم.

مشکلات و موانع
  • آمارها عموماً قدیمی و متعلق به قبل از دهه ۸۰ بودند.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

۱-۱) توسعه و مفاهیم آن

هر کشوری در راه توسعه تلاش می کند، زیرا توسعه هدفی است که اکثر مردم آن را ضروری می دانند. در حالیکه پیشرفت اقتصادی یکی از عوامل مهم توسعه است ولی تنها عامل نیست و دلیل آن این است که توسعه صرفاً پدیده‌ای اقتصادی نیست. توسعه نهایتاً باید علاوه بر جنبه مادی و پولی زندگی مردم سایر جنبه‌ها را نیز در برگیرد. لذا باید به عنوان جریانی «چند بعدی» که مستلزم تجدید سازمان و تجدید جهت‌گیری مجموعه نظام اقتصادی و اجتماعی کشور است مورد توجه قرار گیرد. توسعه علاوه بر بهبود وضع درآمد  و تولید ، آشکار متضمن تغییرات بنیادی در ساخت ‌های نهادی و اجتماعی و اداری و نیز طرز تلقی عامه و در بیشتر موارد حتی آداب و رسوم و اعتقادات است. بالاخره توسعه اگر چه معمولاً بر حسب یک چارچوب ملی تعیین می‌شود ، مع ذالک تحقق وسیع آن می تواند موجب اصلاحات اساسی در نظام اجتماعی و اقتصادی بین المللی شود. [۱]

توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است. توسعه در اصل باید نشان  دهد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته‌های افراد و گروه‌های اجتماعی در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی «بهتر» است سوق می‌یابد. توسعه به معنای ارتقاء‌مستمر کل جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و یا انسانی تر است. اما چه چیز زندگی خوب را تشکیل می‌دهد؟ این سؤال به قدمت فلسفه و نوع بشر است و برای درک معنای«درونی» توسعه باید حداقل سه ارزش اصلی به عنوان پایه فکری و رهنمود عملی در نظر گرفته شود. این ارزش های اصلی عبارتند از: معاش زندگی، اعتماد به نفس و آزادی که نمایانگر هدف ‌های مشترکی است که بوسیله تمام افراد و جوامع دنبال می‌شود. این ارزش‌ها به نیازهای اساسی انسان مربوط می‌شود و تقریباً در همه جوامع و فرهنگ و در تمام زمان‌ها خود را متجلی می‌سازد: معاش زندگی، قدرت تامین نیازهای اساسی را شامل می‌شود. توضیح بیشتر اینکه کلیه‌مردم نیازهای اساسی معینی دارند که زندگی بدون آن غیرممکن خواهد بود. این نیازهای تداوم بخش زندگی بی چون و چرا شامل غذا، مسکن ، بهداشت و امنیت می‌شود. وقتی که یکی از آن‌ها وجود نداشته باشد و یا عرضه آن کم باشد، حالت عقب ماندگی مطلق بوجود می‌آید.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

تبیین پدیده توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی

برای تببین پدیده توسعه یافتگی و تمیز کشورهای توسعه یافته از ممالک توسعه نیافته، برخی از اقتصاددانان دست کمک به جانب ضوابط کمی دراز کرده‌اند. زیرا از نظر این گروه، ضابطه تشخیص توسعه نیافتگی و تمیز آن از توسعه یافتگی برای هر واحد سیاسی (کشور) عبارت است از: مراجعه به وضع اقتصادی – اجتماعی هر واحد سیاسی (کشور)، بهره‌گیری از آمار و اطلاعات موجود و مقایسه‌کمیت‌های آماری مربوط به اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن واحدهای سیاسی، در این رابطه است که، اقلامی نظیر درآمد ملی، درآمد سرانه، سطح تولید ناخالص ملی، اندازه‌ جمعیت، ترکیب جمعیت( از نظر سنی، جنسی و جغرافیایی)، سطح آموزش، سطح بهداشت و درمان، میزان فقر، نحوه‌توزیع درآمدها و سطح زندگی مورد ارزشیابی و مقایسه قرار می‌گیرند.

به طور کلی مجموعه ایراداتی که از سوی منتقدان به معیارهای کمی برای ارائه تصویری درست از «توسعه» وارد شده است را ، به صورت زیر می‌توان خلاصه نمود:[۲]

اول: فقر آمار و اطلاعات در کشورهای عقب مانده موجب می‌‌شود تا نتوان با استفاده از معیارهای کمی این گروه از کشورها را دقیقاً مشخص کرد.

دوم: خود مصرفی در ممالک توسعه نیافته (که حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از محصولات تولیدی را تولید کنندگان در محل و بدون مراجعه به بازار به مصرف می رسانند) مسئله‌ای است که آمار و اطلاعات را نادرست و نارسا می‌سازد. از این رو می‌توان با تکیه بر ضوابط کمی که پایه آن ها را اطلاعات غیر موثق تشکیل می دهد- با دقت و صراحت در مورد تقسیم‌بندی کشورها از نظر «درجات توسعه» به قضاوت نشست.

سوم: در اغلب موارد، دشواری در مقایسه اطلاعات موجود راجع به درآمد ملی، فقر، نوع تغذیه، سطح بهداشت سطح آموزش و غیره نیست. بلکه مشکل در تبیین این مفاهیم و پدیده‌ها است.

چهارم: ضوابط کمی در شرایط دینامیک و در طول زمان تغییر می‌کند. به این ترتیب که ممکن است در برهه‌ ای از زمان، کشوری با بیش از هزار دلار درآمد سرانه سالیانه، توسعه یافته محسوب شود، اما در زمانی دیگر کشوری با همان سطح درآمد سرانه سالیانه، «عقب مانده» به شمار آید.

پنجم : اتکا بر ضوابط کمی جهت بیان نشانه‌های عقب ماندگی یا پیشرفت به تنهایی کافی نیست، مثل کشورهای کویت و قطر و امارات عربی متحده که دارای سطح درآمد سرانه سالیانه‌بالایی هستند، ولی آیا می توان آن‌ها را «توسعه یافته» قلمداد نمود؟

برای تشخیص ممالک توسعه نیافته و عقب مانده می توان علائمی چند، از جمله علائم زیر را برشمرد:

  • کثرت مرگ و میر به ویژه بالا بودن نرخ مرگ و میر در بین نوزادن و کودکان
  • نرخ بالای باروری و زاد و ولد
  • بدی وضعیت بهداشت و درمان
  • مصرف مواد غذایی در سطح پایین یا بدی وضع تغذیه
  • کثرت تعداد بیسوادان جامعه

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

پس می‌توان نتیجه گرفت که مجموعه علائم بر شمرده شده بهترین مشخصه‌هایی هستند که عقب ماندگی، توسعه نیافتگی و توسعه یافتگی و یا «درجه توسعه» را تبین کرده و شناخت لازم را در این زمینه به دست می‌دهند.

بنابراین می‌توان توسعه را به معنای عام مجموعه‌ای منسجم از توسعه فرهنگی، توسعه‌ سیاسی، توسعه اقتصادی، توسعه آموزشی و سایر اشکال توسعه در امور تعیین کننده وضعیت  جوامع برشمرد.

۲-۱) توسعه اقتصادی

تعریف توسعه اقتصادی: [۱]قبل از میان تعریف باید به چند نکته توجه کنیم، اول اینکه؛ «توسعه اقتصادی» معادل با «کل توسعه یک جامعه» نیست، بلکه تنها یک بخش یا یک بعد از کل توسعه یک جامعه را توسعه اقتصادی تشکیل می دهد و تنها یک بعد از توسعه‌ ملل است، دوم اینکه؛ «توسعه اقتصادی» را نباید «استقلال اقتصادی» یکی دانست، بلکه حتی نباید آن را با «استقلال سیاسی» نیز اشتباه گرفت، زیرا شاید بتوان استقلال ملی و روند تحکیم ملی را با یکپارچگی احساسی مردم یک جامعه یا یک ملت به دست آورد، اما این به معنای آن نیست که کسب این هدف های غیر اقتصادی، ضرورتاً در توسعه اقتصادی دخیل هستند و سوم اینکه: توسعه اقتصادی لزوماً با «صنعتی شدن» یکی نیست، زیرا اینکه درصد زیادی از تولید یک جامعه در بخش ابتدایی تمرکز یابد، خود به خود علت فقر و عقب ماندگی نیست، بلکه، پایین بودن سطح «بازدهی تولید» در بخش‌های اولیه و به ویژه در بخش کشاورزی باعث عقب ماندگی می‌شود و دلیل دیگر آن روابط متقابل بین بخش‌های مختلف اقتصاد است که باعث می‌شود، سیاست های صنعتی شدن نه تنها ما را به توسعه اقتصادی نمی‌رساند، بلکه خود نیز در تنگناهای بسیاری قرار خواهد گرفت و همچنین توسعه اقتصادی پدیده‌ای بیش از کسب یک یا چند صنعت است.

حال با توجه به مقدمات فوق، می تون در تعریف «توسعه اقتصادی» بیان داشت که: «توسعه اقتصادی، فرایندی است که به موجب آن، درآمد واقعی سرانه در یک کشور و در دورانی طویل‌المدت افزایش می یابد.»[۲] در توضیح بیشتر باید بیان داشت که توسعه یک فرایند یا جریان است زیرا عمل نیروهای معینی را در یک حلقه علت و معلولی و به هم پیوسته و در طول زمان در بر می‌گیرد و پدیده‌ای طولانی مدت است زیرا آنچه از نظر توسعه اهمیت دارد، افزایش دائمی درآمد واقعی است نه صرفاً افزایش آن در کوتاه مدت، نظیر آنچه در یک دوره تجاری رخ می‌دهد. وقتی افزایش درآمد واقعی سرانه را به عنوان شاخص نرخ توسعه اقتصادی  انتخاب می کنیم، به هر حال باید از تغییرات توسعه اقتصادی به صورت افزایش رفاه اقتصادی یا به معنی پیشرفت اقتصادی یک جامعه بهبود وضعیت رفاهی افراد جامعه، که ناشی از دگرگونی و تحول در بنیادهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، عملی و فرهنگی جامعه است و دست‌یابی به غایات مطلوب نوسازی اقتصادی فراهم می آید.

۳-۱) مطالعه اجمالی عوامل موثر بر توسعه اقتصادی

با توجه به مبحث مورد بررسی در این پژوهش به بررسی چند عامل کلیدی و مهم ساخت اقتصادی کشورهای جهان سوم می‌پردازیم: [۳]

«منابع مادی و انسانی»

امکانات بالقوه یک کشور برای رشد اقتصادی تا حدود زیادی تابع منابع مادی ( زمین، معادل و سایر مواد خام) و منابع انسانی (تعداد افراد و سطح مهارت‌های آنان) است. نمونه کاملاً بارز موهبت منابع مادی، کشورهای نفتی خلیج فارس است و در مقابل آن کشورهایی همچون بنگلادش‌ و هائیتی قرار دارند که منابع مواد خام و منابع زیرزمینی و نیز زمین‌های قابل کشتشان تقریباً در کمترین سطح ممکن است.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

۱-۴) بررسی وضعیت توسعه‌ای ایران طی سال‌های ۱۳۸۲-۱۳۷۶

در ادامه‌ مطلب به بررسی وضعیت کلی ایران در طی سال‌های ۸۲-۷۶ از سه منظر روند اقتصادی(جهت بررسی وضعیت توسعه اقتصادی کشور) ، شاخص ‌های فرهنگی- اجتماعی( جهتی بررسی وضعیت توسعه فرهنگی) و توسعه انسانی ایران در مقایسه با برخی از کشورها می پردازیم. [۱]

دیدگاه اول: روند اقتصاد ایران طی سال‌های ۷۶ تا ۸۲ :

در سال ۷۶ اقتصاد ایران با تورمی ۳/۱۷ درصدی و نرخ بیکاری ۶/۹ درصدی دست به گریبان بود و رشد اقتصادی کشور حدود ۱/۳ درصد بود  که این آمارها در پایان سال ۷۹ به ترتیب به ۶/۱۲ ، ۱۴ و ۵ درصد رسید که به جز نرخ بیکاری که افزایش داشته است جمعاً بیانگر بهتر شدن وضع اقتصادی طی این سالهاست، علیرغم رشد ۲۱ درصدی نقدینگی، رشد سرمایه‌گذاری در کشور کاهش داشته است و از ۵/۱۲ درصد سال ۷۶ به ۳ درصد در سال ۷۹ رسید. در این میان سهم درآمد نفت از GDP با نوسانات شدید و کاهش در سال ۷۷ به ۱۴/۷ درصد رسید که با افزایش مجدد قیمت‌های جهانی نفت به ۷۸/۱۱ درصد در سال ۸۲ رسید.

با جمع بندی کلی متوجه می‌شویم که احتمالاً درجه توسعه یافتگی اقتصادی ایران در طی دهه گذشته بدتر شده است.

(مراجعه کنید به جدول ۱-۴-۱: روند اقتصادی ایران طی سال های ۷۶ تا ۸۲
 )

دیدگاه دوم: شاخص‌های فرهنگی و اجتماعی ایران طی سال‌های ۷۶ تا ۸۲

از سال ۷۶ تا پایان سال ۸۲ ، تعداد فارغ التحصیلان دوره پیش دانشگاهی و دوره متوسطه عمومی به طور متوسط سالانه ۶/۲۲ درصد رشد نموده است. با افزایش ظرفیت دانشگاه ها و تأسیس دانشگاه‌‌های جدید، میانگین رشد سالانه تعداد پذیرفته شدگان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش  عالی آزاد و دولتی در این دوره معادل ۸/۴ درصد بوده است. تعداد فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی در سال ۷۸ نسبت به سال ۷۷ حدود ۷/۲۱ درصد رشد داشته است ولی در سال ۷۹ بیش از ۵/۸ درصد کاهش یافته و درسال ۸۰ معادل ۲/۱۱۸ درصد افزایش و درسال ۸۱ مجدداً ۵۳ درصد کاهش داشته است.

با در نظر گرفتن سایر شاخص‌های فرهنگی به شرح ۲-۴-۱ می توان نتیجه گرفت که احتمالاً درجه توسعه یافتگی فرهنگی ایران طی دهه گذشته بهبود یافته است. (مراجعه کنید به جدول ۲-۴-۱: شاخص‌های فرهنگی- اجتماعی ایران طی سال‌های ۷۶-۸۲ )

دیدگاه سوم: توسعه انسانی ایران در مقایسه با برخی از کشورها

بر اساس گزارش توسعه انسانی سال ۲۰۰۴ سازمان ملل متحد، رتبه توسعه انسانی کشورمان در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) نسبت به سال ۱۹۹۷ بدتر شده است. به طوری که کشورمان از رتبه ۹۵ در سال ۱۹۹۷ به رتبه ۱۰۱ در سال ۲۰۰۲ تنزیل یافته است.

بنابر گزارش اول طی سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ تورم در بسیاری از کشورهای جهان  روند نزولی داشته‌است برای مثال ترکیه تورم ۲/۷۴ درصدی خود را به ۴۵ درصد کاهش داد. موفقیت ایران در ایرن زمینه چندان چشمگیر نبوده است و در طی این مدت تورم ۹/۱۵ درصدی در کشور با تنها با کاهش ۶/۱ واحد به ۳/۱۴ درصد رسیده است.

شاخص امید به زندگی به عنوان یکی از شاخص‌های  نشان دهنده کیفیت زندگی در طی این دوره تغییرات بسیاری را شاهد بوده است. این شاخص در کشورهای برزیل و مالزی ۱ سال افزایش داشته است و در ایران از ۲/۶۹ به ۱/۷۰ درصد رسیده است.

مجدداً تاکید می‌شود که با توجه به شاخص‌های متفاوت توسعه انسانی، رتبه ایران در این زمینه طی دهه گذشته بدتر شده است.

(مراجعه کنید به جدول ۳-۴-۱: توسعه انسانی ایران و کشورهای منتخب.)) فصل دوم

۱-۲) مطالعه وضعیت گذشته و موجود تحصیلات زنان در ایران/ بررسی روندها

استمرار و بقای هر جامعه‌ای مستلزم آن است که مجموعه‌ی باورها، دانش‌ها، رفتارها و گرایشها و مهارتهای آن، به نسلهای جدید منتقل شود. سازوکارو و سیله‌ی این انتقال آموزش و پرورش است.

از دیر باز آموزش به عنوان یکی از پایه‌های اصلی و عوامل تعیین کننده‌ی توسعه‌ی اقتصادی- اجتماعی شناخته شده‌ است. اما طی سالهای اخیر که پیشرفتهای تکنولوژیکی و روشهای نوین، نظام های اقتصادی جهان را دگرگون ساخته و روابط بین آنها را تغییر داده است، آموزش در فرآیند توسعه نقش مهمتری یافته است.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

 [/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

۱-۳) تأثیر تحصیلات زنان بر عامل فرهنگی اجتماعی توسعه اقتصادی

تحولات فرهنگی، دگرگونی‌های عرصه اقتصاد و مشارکت زنان در سطوح آموزشی و درآمد زایی سبب تعدد گروه‌ها و گسترش روابط اجتماعی زنان می‌شود و موجب تأثیر عمیق این فرآیند هم در نهادهای جامعه و هم در افزایش آگاهی زنان تحصیل کرده و شاغل می‌شود. تحصیلات عالی و آموزش زنان موجب کسب ارزش‌ها، نگرش‌ها و برداشت‌های جدید می‌شود به نحوی که اکنون گروه‌های وسیعی از زنان به فرودستی غالب نقش‌ها و هویت‌های سنتی زنانه در بستر پدرسالار وقوف یافته‌اند. و ساختارهای سنتی خانواده که وجه مشخصه آن اقتدار نهادی شده مردان در واحد خانواده است، در دهه‌های اخیر با افزایش تحصیلات، آموزش، آگاهی و سهم اشتغال زنان با دگرگونی‌های اساسی مواجه شده است.[۱]

زنان تحصیل کرده با وقوف بر میزان توانائی‌ها، دانش و مهارتهایشان به تفکر در زمینه «چرایی» این نقش‌ها نهادینه شده پرداخته‌اند و از آنجا که اساس و پایه این نقش‌های کلیشه‌ای نه ویژگی‌های اکتسابی و مهارتی ، بلکه ویژگی‌های ذاتی و مادرزادی افراد است، در صدد کنار زدن کلیشه‌های جنسیتی برآمده‌اند. بستر قانونی و سیاسی بسته ایران در این زمینه موجب تعمیق تفکر زنان و تشدید اراده و جزمیت آنان در اثبات «خود» گردیده است، قانون مدنی ما بر وجود کانون خانوادگی گرم و آرامی تاکید دارد که اساس آن بر اقتدار شوهر و پدر استوار است. این امر نقش‌های «زنانه» و «مردانه» را در خانواده و اجتماع تشدید می کند. نقش مادری و کارهای خانگی بر عهده زن – که عمدتاً جهان قابل تفکر زنان را درونی و کوچک می نماید و آنانرا از تفکر باز و پویا منع می‌کند- و کار خارج از خانه بر عهده مرد است و مرد نان‌آور خانواده محسوب می‌شود. به رسمیت شناختن اقتدار مرد در خانواده و وظیفه نان‌آوری که قانون بر عهده‌اش گذارده است در حیطه اشتغال نیز موقعیت ممتازی برای مرد فراهم می کند. مجموعه این سیاستگذاری‌ها، از طرفی روابط سنتی و مرد سالارانه را در خانواده تحکیم می کند و از طرف دیگر موقعیت زن را هم در بعد مادی و هم در بعد فعالیت اجتماعی تضعیف می کند چرا که حوزه‌های عمومی و خصوصی دنیاهای جداگانه‌ای نیستند بلکه جنبه‌هایی از یک نظام اجتماعی و فرهنگی واحدند: مسلماً زنی که بینش صحیح اجتمای نداشته باشد در نقش مادر هم ضعیف و بی تاثیر ظاهر می‌شود.[۲]

در دهه‌های اخیر، بهره‌مند شدن بیشتر زنان از تحصیلات دانشگاهی که منجر به اشغال سهم بیشتری از بازار کار می شود، ارزش‌های جدیدی را در حوزه خانواده ایجاد کرده و باعث دگرگونی مناسبات خانوادگی و ارتقای جایگاه اقتصادی و اجتماعی زنان و ایجاد هویت‌های جدید برای آنها شده است. در این میان اگر چه جامعه و سیاستگذاران ظاهراً به تحصیلات و کار زنان ارج می نهند، این ارج نهادن در عمل چندان دیده نمی‌شود و زنان تحصیل کرده غالباً به سمت شغل‌های مهم راه نمی‌یابند. از سوی دیگر، ارزش‌ مهمی که برای زنان برجسته می‌شود همان ارزش مادری و همسری است. در نتیجه با وجود آنکه بیشتر زنان تحصیل کرده و شاغل به نقش‌های اجتماعی جدید خود ارج می‌نهند، هویت اجتماعی جدید آنها با موانعی مواجه می‌شود که «فرهنگ سنتی» و «قوانین» بر سر راهشان قرار داده است. این مسئله باعث می‌شود که فعالیت اجتماعی، اقتصادی فرهنگی و سیاسی زنان در خارج از خانه مهم تلقی نشود و ارزش آنها کماکان با نقش‌های مادری و همسری سنجیده شود. با این حال مادران و زنان تحصیل کرده خواهان ارزش نهادن دولت، جامعه و خانواده به فعالیت اجتماعی و اقتصادی شان و تعاریف جدیدی از کلیشه‌های سنتی و تبعیض آمیز هستند که مبتنی بر همکاری زن و شوهر در انجام امور خانه و تربیت زنان با کمک و نه استثمار زنان زیرا دیگر «زیست جهان»  زنان ایرانی زیست جهانی سنتی نیست و نابرابرهای قانون و عرفی میان زن و مرد طبیعی و جاودانه تصور نمی‌شود. زنان ایرانی رفته رفته در سطوح وسیع به کامل و با اندیشی در موقعیت‌ها و هویت‌های اجتماعی سنتی خود پرداخته اند و قدم به مرحله بلوغ اجتماعی می‌گذارند. چنین آگاهی و بلوغ و مشارکتی تنها می تواند با تحصیلات تکامل یافته برای خود آنها و جامعه ثمرات ارزشمندی داشته باشد.

در زمینه تأثیر تحصیلات بر ذهنیات زنان از تعریف نقش‌های خود و مقاومت آنان در برابر کلیشه‌هی جنسیتی و تبعیضات اجتماعی به توضیح الگویی که توسط دو تن از متخصصین ایرانی (باقر ساروخانی و مریم رفعت جاه) ارائه شده است می پردازیم.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

مقاومت در برابر کلیشه‌ های جنسیتی»

نتایج بسیار شگفت‌اور این محققان نشان می‌دهد که ۸۰ درصد زنان مورد مطالعه در برابر کلیشه‌های جنسیتی تحصیلی، ۷۶ درصد در برابر کلیشه‌های جنسیتی شغلی،‌ ۶۲ درصد در برابر کلیشه‌های جنسیتی زبانی و ۵۹ درصد در بربر کلیشه‌های جنسیتی خانوادگی مقاومت بسیاری نشان می دهند. یافته‌ها دقیقاً مبین این امر است که تحصیلات بیشترین نقش را در باز تعریف ذهنی زنان از نقش‌هایشان دارد. رتبه دوم متعلق به کلیشه های شغلی است که باز هم اثر مستقیم و بسیار انکار ناپذیر تحصیلات در آن مشخص است،‌ زنانی که در نتیجه تحصیلات و آموزش در نقش‌های خود باز تعریف صورت داده‌اند، سهم خود را به درستی در بازارهای شغلی شناخته و از مهارت و دانش‌ خود با اعتماد به نقش بیشتری بهره می برند.

نهایتاً در رگرسیونی که همه متغیرهای الگوی نظری اعم از متغیرهای هویت شخصی و متغیرهای موقعیت ساختاری درآن وارد شد، ارقام بتا نشان می‌دهد که تحصیلات بیشترین تأثیر (۴۱۹/۰) را در باز تعریف هویت اجتماعی زنان داشته است. پس از آن ارزش ها و نگرش‌ها تأثیر بیشتری دارند (۲۵۳/۰) ، هویت نقشی مسلط و روش زندگی به لحاظ میزان تأثیر تقریباً یکسان‌اند (۱۱/۰) و در مرتبه بعدی جای دارند. بقیه متغیرها شامل وضعیت تأهل، میزان دارائی،‌ اشتغال ، سن، اعتماد بنیادی،‌ مراقبت از بدن و گرایش مذهبی تاثیر مهم و معناداری در باز تعریف هویت نداشته در رگرسیون وارد نشده‌اند. نتایج نشان می دهد که از میان کل متغیرهای مورد مطالعه. به ویژه از میان متغیرهای موقعیت ساختاری، تحصیلات که زنان را به منابع فرهنگی «هویت سازی» منجر می سازد، بیشرین تأثیر را در افزایش مقاومت آنان در برابر باورهای کلیشه‌ای جنسیتی و هویت‌های سنتی دارد. تاثیر این متغیر از سایر متغیرهای ساختاری (از جمله در آمد و شغل) و متغیرهای فردی بیشتر بوده است.

چگونگی‌ تعریف زنان از خود در میزان مشارکت آنان در عرصه‌عای اقتصادی بسیار موثر است به نحوی که می‌توان به شرح زیر این تاثیر را نشان داد:

  • باز تعریف هویت اجتماعی
  • شناخت زنان از مهارت ها و توانایی های خود و مقاومت در برابر کلیشه های اجتماعی
  • مشارکت اجتماعی و اقتصادی بیشتر زنان
  • توانایی درآمدزایی زنان
  • افزایش تولید اقتصادی (GDP)
  • افزایش درآمد سرانه
  • توسعه اقتصادی

با وارد کردن تحصیلات به عنوان تأثیر گذرترین عامل بر باز تعریف هویت اجتماعی زنان  به شکل زیر در خواهد آمد:

  • افزایش سطح تحصیلی زنان
  • با تعریف هویت اجتماعی توسط زنان
  • شناخت زنان از مهارتها و توانائیهای خود و مقاومت در برابر کلیشه‌های اجتماعی
  • مشارکت اجتماعی و اقتصادی بیشتر زنان

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]

«باز تعریف هویت اجتماعی در میان زنان فاقد تحصیلات دانشگاهی»

در میان زنان فاقد تحصیلات دانشگاهی، هر چه میزان تحصیلات پایین‌تر بوده، پذیرش نقش های سنتی زن و ارزیابی مثبت از آنها بیشتر بوده است . برداشت این گروه از زنان را از زن سنتی می‌توان در ویژگی‌های زیر خلاصه کرد:‌ زن سنتی زنی است که مطیع شوهر که صرفاً خانه‌داری و بچه‌دای می کند، شوهر او خدایش است و همه‌دنیایش هم خانه‌اش، تو سری خور و در پستوست، حرف گوش کن است، وقتش را صرف خانه و آشپزخانه می ‌کند، از مد بی‌ خبر است، غالباً مطیع شوهر است، مادری کامل و زنی فداکار است، بی غل و غش است، محجبه‌ چادری است و بر حجاب و نماز تأکید زیادی دارد و مثل بیست سال پیش زندگی می‌کند در نظر این گروه از زنان، برخی از ویژگیهای زن سنتی مثبت ارزیابی می‌شود.

برداشتی که زنان فاقد تحصیلات عالی از زن مدرت داشته‌اند عمدتاً شامل دو دسته ویژگی بوده است: ویژگی‌هایی که مثبت ارزیابی می‌ شود، از جمله اینکه زن مدرن شاغل و تحصیل کرده است،‌ رابطه مساوی با شوهرش دارد، اهل مطالعه است،‌ فکر می‌کند و آگاهی خودش را بالا می‌برد؛ ویژگی‌هایی که نسبتاً نامطلوب و منفی ارزیابی شده است، مثل اینکه زن مدرن به ظاهرش و به خرید اهمیت می دهد، الزاماً شاغل یا تحصیل کرده نیست، مدام آرایش می‌کند، اهل غذای بیرون است، با مسائل کمتر کنار می ‌آید و آنها را بزرگ می‌کند، بی بند و بار است.

از میان زنان فاقد تحصیلات دانشگاهی،‌ تنها یک پنجم آنان،‌ زن ایده‌آل خود را دارای خصوصیات زن مدرن دانسته‌اند و در زن مدرن نیز ویژگی هایی که از نظر آنها مطلوب و مثبت ارزیابی شده، مثل خانه‌داری، کدبانوگری، گذشت، فداکاری،‌ با محبت بودن، و مادر و همسر نمونه بودن در حدود  نیمی از زنان فاد تحصیلات عالی، ترکیبی از ویژگیهای سنتی و مدرن را برای زن ایده آن خود در نظر گرفته‌اند، ولی باز هم به ویژگی‌های سنتی اهمیت بیشتری داده‌اند. بیش از نیمی از زنانی که در این تیپ جای دارند، در تعریف خود، خود را خانه‌دار یا مادر معرفی کرده‌اند و یک پنجم زنان این تیپ حضور تمام وقت زن را در خانه برای رسیدگی به امر بچه‌ها و منزل ضرروی دانسته‌اند.

در مورد نقش تحصیلات عالی در زندگی زن،‌‌ اغلب زنان فاقد تحصیلات عالی اهمیت تحصیلات را برای مردان بیشتر دانسته‌اند و در مجموع، در مقایسه با زنان دارای تحصیلات دانشگاهی، اهمیت کمتری برای تحصیلات زنان قائل بوده‌اند. برخی از آنان اظهار کرده‌اند که تحصیلات امنیت روانی، استقلال، فکر بهتر و زندگی بهتر به ارمغان می‌آورد و دید انسان را باز می‌کند، اما عده‌ای نیز ابراز داشته‌اند شخصیت مهم‌تر از مدرک است و مدرک لیسانس یا دکتری کمال نمی‌آورد و باید سطح سواد اجتماعی و فهم و درک بالا باشد و معتقد بوده‌اند که تحصیلات برای مردان که در جامعه هستند و فعالیت اجتماعی دارند مهم‌تر است تا زنان که در خانه‌اند و بچه تربیت می‌کنند. در مجموع، حدود نیمی از این زنان تحصیلات عالی را برای زن چندان ضروری ندانسته‌اند.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

۳-۳) تأثیر تحصیلات زنان بر عامل اقتصادی توسعه اقتصادی

در همه‌ی جوامع نیروی کار یکی از مهمترین عوامل تولید به شمار می‌رود و درآمد حاصل از آن همیشه بخش بزرگی از درآمد ملی هر کشور را تشکیل می‌دهد. نظر به اینکه جوامع مختلف در زمان رشد سریع اقتصادی نیاز به نیروی کار دارند، جمعیت زنان باید بخشی از نیروی کار مورد نیاز جامعه را تامین کند. به طور کلی نیروی کار زنان نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشورها دارد و به همین دلیل کشورهای پیشرفته در روند صنعتی شدن به طور مداوم بر نرخ مشارکت زنان افزوده اند.[۱]

اشتغال زنان سابقه‌ای به قدمت حیات اجتماعی بشر دارد. برابر آنچه از الواح تخت جمشید بدست آمده است، در ایران باستان، زنان در مشاغلی چون طلاگری ، اخذ مالیات، صنعتگری، مس‌کاری ، چوپانی و زره‌سازی مشغول به کار بوده‌اند و در برخی کارگاهها زنان سمت سرپرستی و ریاست بر مردان و نیز بر عهده داشته‌اند. همچنین دستمزد زنان با مردان برابر و حتی گاه بیشتر بوده است.

پس ما همواره و در طی تاریخ شاهد حضور زنان به عنوان یک نیروی بالقوه در عرصه‌های اقتصادی بوده‌ایم.

میزان اشتغال زنان معلول عوامل متعددی است . از جمله عوامل اقتصادی موجود در جامعه . برخی از این عوامل اقتصادی از این قرار می‌باشند :

  • میزان موالید

۲- تعداد محصلین دختر

  • تولید ناخالص سرانه
  • نسبت سرمایه‌گذاری به تولید ناخالص داخلی

۵- تحصیلات عالی (افزایش سهم زنان در مدارک دانشگاهی)

رابطه‌ی متغیرهای بالا با مورد مذکور به شرح زیر می باشد: 

۱- بین میزان موالید و میزان اشتغال زنان در ایران رابطه‌ی منفی وجود دارد. تحقیقات نشان می دهد به ازای ۱ درصد افزایش در نرخ  باروروی، اشتغال زنان ایران ۲۳/۰ درصد کاهش می‌یابد. از طرف دیگر فرد فقط زمانی وارد بازار کار می‌شود که دستمزد بازار بیش از دستمرد کف* او باشد. عوامل مانند خانه‌داری و نگهداری از فرزندان دستمزد کف زنان را افزایش می‌دهد و موجب کاهش احتمال شرکت آنان در بازار کار می‌‌شود. بنابراین افزایش تعداد فرزندان و داشتن فرزند کوچک مسئولیت های خانگی زنان و حتی در صورت استفاده از خدمات مهدکودک ، افزایش می دهد و همانگونه گفته شد این عامل موجب افزایش دستمزد کف آنان و ایجاد محدودیت‌ برای اشتغال آنان می‌شود.

۲- بین درصد دختران ثبت نام شده در دوره‌ی آموزش متوسط عمومی از کل ثبت نامها و میزان اشتغال زنان رابطه‌ی منفی وجود دارد. بر اساس آمار طی سالهای ۸۰  – ۱۳۴۷ تعداد محصلان دختر در دوره‌های متوسط حدود ۷ برابر شده است.* در واقع به همان اندازه از جمعیت زنان که گروه سنی ۲۴-۱۰ سال که به تحصیل مشغول باشند ، از نیروی کار زنان در بازار کار کاسته خواهد شد، هر چند که با پایان دوران تحصیل و افزایش سطح تحصیلات، این امر می توند موجب افزایش مشارکت آنان شود. یعنی افزایش قابل ملاحظه‌ای تعداد محصلان و دانشجویان دختر از جمله عواملی است که در سالهای اخیر در جهت کاهش حضور زنان در بازار کار عمل کرده است.

۳- متغیر بعدی که بر اشتغال زنان موثر است، تولید ناخالص سرانه می‌باشد. به طور کلی افزایش تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبتی در اشتغال نیروی کار زنان دارد. بر اساس آمار طی سالهای ۵۵-۱۳۴۵، سهم شاغلان زن از ۳/۱۳ درصد ارتقاء یافته است. افزایش سطح اشتغال در این دوره عمدتاً بواسطه رشد سریع تولید بوده که وقوع شوک نفتی در سالهای ۵۴- ۱۳۵۳ در این افزایش تاثیر زیادی داشته است. در دوره‌ی ۶۵-۱۳۵۵ تولید ناخالص داخلی به علت وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و تحریم های اقتصادی به طور متوسط سالانه ۲ درصد کاهش یافته که در افزایش اشتغال زنان تاثیر منفی داشته، به  طوری که سهم زنان در اشتغال به ۹/۸ درصد کاهش یافته است. سرانجام در دوره‌ی ۷۰-۱۳۶۵ با پایان جنگ تولید ناخالص سرانه به طور متوسط سالانه ۴/۴ درصد افزایش یافته و سهم زنان در اشغال به ۱/۱۲ درصد رسیده است. به عبارت دیگر، رشد تولید ناخالص داخلی از طریق ایجاد ظرفیت‌های جدید اقتصادی  فرصت‌های شغلی بیشتری برای زنان فراهم می کند و زنان را از فعالیتهای خانگی به سمت فعالیتهای بیرون از منزل سوق می دهد. بنابراین بین تولید ناخالص داخلی سرانه و میزان اشتغال زنان رابطه‌ی مثبتی وجود دارد. ۱ درصد افزایش در تولید داخلی سرانه موجب ۳۱/۰ افزایش در اشتغال زنان ایران می‌شود.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”نتیجه گیری / جمع بندی ” icon=”fa-pencil-square-o”]

جمع بندی و پیشنهاد

۱_۴)خلاصه نتایج به دست آمده در ضمن پژوهش

امروزه بسیاری از کشورهای جهان خواستار دستیابی به توسعه‌اند. طرح های توسعه‌ای که در کشور ها دنبال می‌شود معمولاً همان برنامه‌هایی است که جامعه‌شناسان یا سیاستمداران غربی پیشنهاد می کنند. در بسیاری از این طرح‌ها، تا زمانی دراز، وضعیت زنان در نظر گرفته نمی‌شد یا این طرح‌ها به گونه‌ای اجرا می‌شود که به وخیم‌تر شدن وضعیت زنان می‌انجامید.

مطالعات اخیر صاحبنظران اجتماعی نشان داده است که دستیابی به توسعه بدون مشارکت فعال زنان در تمامی عرصه‌ها اعم از خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی امکان پذیر نیست. بررسی‌هایی که در زمینه‌ مشارکت زنان در امور جامعه انجام گرفته، نشان داده است که عوامل اجتماعی و فرهنگی و انتظارات متفاوت جامعه از مرد و زن موانع مهمی بر سر راه مشارکت زنان است. از این رو در دهه ۱۹۸۰ به جای اصطلاح زن در توسعه، اصطلاح «جنسیت و توسعه» به کار گرفته شود و در پی آن، در بسیاری از کشورهای جهان سوم، راهبردهایی برای مشارکت عملی زنان در توسعه در برطرف شدن موانع اتخاذ شده است. مشارکت زنان صرفاً به مفهوم بهره‌مندی آنان از مزایا و نتایج برنامه‌های توسعه نیست بلکه آنان باید در اجرای برنامه‌ها و طرح‌های توسعه مشارکت فعالانه داشته باشند. مهمترین عامل تأثیر گذار بر مشارکت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان در توسعه تحصیلات است. یونسکو در تلاش برای ارتقای سهم زنان در آموزش عالی تصویر ی از جهان ارائه می دهد که می تواند به روشن‌تر شدن موضوع در کشور ما نیز کمک کند. بر اساس این گزارش فقر و بی‌سوادی متأسفانه بیشتر به جامعه زنان اختصاص دارد ۷۰ درصد فقیران و ۶۴ درصد بیسوادان جهان را زنان تشکیل می‌دهند و تنها ۳۳ درصد زنان در قیاس با مردان به آموزش‌ عالی راه می‌یابند. زنان در قیاس با مردان در مراحل مختلف زندگی شغلی و حرفه‌ای با اختلاف دستمزد فاحشی روبرو هستند و بیکاری در بین زنان به مراتب بیشتر از بیکاری در بین مردان است. تنها یک دهم نمایندگان مجالس و یک ششم مقامات وزارتی در دنیا را زنان به عهده دارند و در کشورهای در حال توسعه نیز زنان کمتر از یک هفتم شاغل مدیریتی را اشغال کرده‌اند.

با توجه به این که کشورمان ایران عضو کنوانسیونهای ین المللی متعددی است و با پذیرش اعلامیه‌حقوق بشر در امر آموزش تعهداتی به شرح زیر را عهده دار شده است، عدم توجه به توسعه منابع انسانی امری غیر قابل توجیه و مخالف عقل اقتصادی و تعهدات بین المللی کشور است.

«دستیابی به تحصیلات عالی باید با حفظ مساوات کامل برای همگان بر مبنای شایستگی شان باشد هیچ گونه تبعیضی در این رابطه قابل پذیرش نیست و هیچ کس نباید به دلیل مسائل نژادی، جنسیت، زبان، مذهب، سن و همچنین به خاطر تشخص‌های اجتماعی و اقتصادی یا از طرفی دیگر معلولیت‌های جسمی، از آموزش محروم بمایند»

از طرف دیگر افزایش سرمایه انسانی زنان نوعی سرمایه گذاری در نیروی انسانی است زیرا سرمایه‌گذاری در منابع انسانی که عبارت است از آموزش و تربیت نیروی انسانی، برای کسب مهارت های مختلف و پیشبرد امر تولید لازمه دست‌یابی به رشد اقتصادی است.

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”منابع / پی نوشت ها” icon=”fa-pencil-square-o”]

فهرست منابع

۱)جیروند،عبد الله.توسعه اقتصادی”مجموعه عقاید.تهران:مولوی،۱۳۶۸٫

۲)تودارو،مایکل.توسعه اقتصادی در جهان سوم.مترجم غلامعلی فرجادی،چاپ پنجم،جلد اول ،تهران:خوشه،۱۳۷۰٫

۳)قره باغیان،مرتضی.اقتصاد رشدو توسعه.جلد اول،تهران: نشر نی ۱۳۷۱٫

۴)یان گلدن وال و آلن وینترز.اقتصاد توسعه پایدار. مترجمان غلامرضا ارمکی و عبدالرضا افتخاری،تهران : شرکت چاپ و نشر بازرگانی ،۱۳۷۹٫

۵)”کارنامه هشت ساله اقای خاتمی،مردود یا قبول؟!” . اقتصاد ایران.(اردیبهشت ۱۳۸)

۶)یونیسف.دختر بچه ها،سرمایه گذاری برای آینده.مترجم نیلوفر پور زنده ،تهران:یونیسف،۱۳۷۱٫

۷)ساروخانی باقر و رفعت جاه مریم .”عوامل جامعه شناختی موثر در باز تعریف هویت اجتماعی زنان”.پژوهش زنان. دوره ۲،شماره۱ بهار ۱۳۸۳٫

۸)کنفرانس زن،علم،صنعت و توسعه.تهران:دفتر امور زنان ریاست جمهوری،۱۳۷۴٫

۹)مرکز آمار ایران.تحلیلی بر ویژگی های ازدواج در ایران،گرایش ها و روند ها.تهران: مرکز آمار ایران،دفتر انتشارات واطلاع رسانی، ۱۳۸۳٫

۱۰)کمالی،کیومرث.بررسی تطبیقی وضعیت سواد،مقاطع تحصیلی،ازدواج و طلاق در استان اردبیل و شش استان دیگر.اردبیل:سازمان برنامه و بودجه استان اردبیل،معاونت هماهنگی و برنامه ریزی،۱۳۷۷٫

 ۱۱)کار،مهرانگیز.زنان در بازار کار ایران.تهران: روشنگران،۱۳۷۳٫

 ۱۲)مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.زن،توسعه و تعدد نقش ها. تهران: برگ زیتون،۱۳۸۰٫

۱۳)چایچی،پریچهر . بررسی موانع اشتغال زنان تحصیلکرده در تهران. تهران:سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران،۱۳۸۳٫

ادامه متن در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
3900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

69 صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Nazanin/16

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

مقدمه
چارچوبی نظری تحقیق
فرضیه‌ها
روش تحقیق
مشکلات و موانع
اصطلاحات و واژه‌های کلیدی
(۱) فصل اول:
۱-۱) توسعه و مفاهیم
۲-۱) توسعه اقتصادی
۳-۱) مطالعه اجمالی عوامل موثر بر توسعه اقتصادی
۴-۱) بررسی وضعیت توسعه‌ای ایران طی سال‌های ۱۳۸۲ ۱۳۷۶
جداول و نمودارها
(۲) فصل دوم:
۱-۲) مطالعه وضعیت گذشته و موجود تحصیلات زنان در ایران          
جداول و نمودارها
(۳) فصل سوم:
۱-۳) تأثیرتحصیلات زنان بر عامل فرهنگی-اجتماعی توسعه اقتصادی ۴۴
A) وضعیت زناشویی و سواد
B ) باروری و سواد
C) سواد و تعداد فرزندان
D) سطح تحصیلات و تعداد فرزندان
ب) تأثیر کیفی تحصیلات زنان بر عامل انسانی توسعه اقتصادی
A) سواد و تعداد فرزندان فوت شده
B) سواد و تعداد فرزندان دارای مدرک دیپلم و بالاتر
۳-۳ ) تأثیر تحصیلات زنان بر عامل اقتصادی توسعه اقتصادی
جداول و نمودارها
(۴) فصل چهارم: خلاصه پژوهش و پیشنهاد
۱-۴) بررسی چالش‌ها و موانع در مسیر توسعه آموزشی زنان ایران
     ۲_۴)بررسی فرضیه ها
     ۳_۴)پیشنهاد برای روش تحقیق در مطالعات بعدی
فهرست منابع
+ فهرست فارسی
مقدمه
چارچوبی نظری تحقیق
فرضیه‌ها
روش تحقیق
مشکلات و موانع
اصطلاحات و واژه‌های کلیدی
(۱) فصل اول:
۱-۱) توسعه و مفاهیم
۲-۱) توسعه اقتصادی
۳-۱) مطالعه اجمالی عوامل موثر بر توسعه اقتصادی
۴-۱) بررسی وضعیت توسعه‌ای ایران طی سال‌های ۱۳۸۲ ۱۳۷۶
جداول و نمودارها
(۲) فصل دوم:
۱-۲) مطالعه وضعیت گذشته و موجود تحصیلات زنان در ایران          
جداول و نمودارها
(۳) فصل سوم:
۱-۳) تأثیرتحصیلات زنان بر عامل فرهنگی-اجتماعی توسعه اقتصادی ۴۴
+ فهرست فارسی ۲
A) وضعیت زناشویی و سواد
B ) باروری و سواد
C) سواد و تعداد فرزندان
D) سطح تحصیلات و تعداد فرزندان
ب) تأثیر کیفی تحصیلات زنان بر عامل انسانی توسعه اقتصادی
A) سواد و تعداد فرزندان فوت شده
B) سواد و تعداد فرزندان دارای مدرک دیپلم و بالاتر
۳-۳ ) تأثیر تحصیلات زنان بر عامل اقتصادی توسعه اقتصادی
جداول و نمودارها
(۴) فصل چهارم: خلاصه پژوهش و پیشنهاد
۱-۴) بررسی چالش‌ها و موانع در مسیر توسعه آموزشی زنان ایران
     ۲_۴)بررسی فرضیه ها
     ۳_۴)پیشنهاد برای روش تحقیق در مطالعات بعدی
فهرست منابع
[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]


درباره نویسنده

publisher2 69 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.