no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

***بهداشت فردی روانی و جسمی انسان در قران***پایان نامه رشته الهیات

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

بهداشت جسم انسان در قرآن- بهداشت جنسی -بهداشت فردی -بهداشت محیط زیست -بهداشت روانی
zip
آذر ۱۰, ۱۳۹۵

بهداشت جسم انسان در قرآن- بهداشت جنسی -بهداشت فردی -بهداشت محیط زیست -بهداشت روانی


بهداشت جسم انسان در قرآن- بهداشت جنسی -بهداشت فردی -بهداشت محیط زیست -بهداشت روانی

پایان نامه رشته الهیات در ۱۲۹ صفحه

 

[tabgroup][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]قرآن کریم ،آخرین سروش آسمانی است که پیامبر اکرم (ص)آن را برای بشریت به ارمغان آورده است . این کتاب الهی ،از جهات مختلفی مانند فصاحت و بلاغت ،معارف عالی و قوانین استوار ،خبرهای غیبی و اعجاز علمی و. . . معجزه محسوب می شود . و در باب اعجاز علمی مباحثی چون فیزیک ،شیمی ،علوم پزشکی و . . . در آیات قرآن به چشم می خورد و آنچه در این تحقیق مطرح گردیده است مباحث مربوط به بهداشت جسم انسان است که امروزه از مهمترین شاخه های علوم پزشکی محسوب می شود . آن چه در این راستا قابل توجه است این است که اصولاً بهداشت جسمی و روحی در تعالیم انبیاء جایگاه و شیوه ای داشته است تا آن جا که پیشوایان دینی عقل سالم را در بدن سالم بیان نموده اند .

امروزه بهداشت جایگاه رفیعی در بین علوم پزشکی دارد چرا که توجه به امور مربوط به بهداشت موجب سلامت اقشار مختلف جامعه خواهد شد همه شاخه های متنوعی که در بهداشت امروز مورد مطالعه قرار گرفته است همگی در جهت توسعه سلامت و امنیت افراد قرار گرفته است .

اگر به بهداشت و اصول آن توجه کافی بشود بطور یقین اقتصاد جامعه رونق بخصوصی خواهد گرفت واز ناحیه این  عنایت و برنامه ریزی می توان به سمت قله های تمدن و توسعه انسانی قدم برداشت که سلامت و بهداشت جسم و روح زمینه ای برای عبادت و بندگی خداست که خود تکامل انسان محسوب می شود و بشر با آرامش خاطر بهتری می تواند در مسیر رضایت الهی گام بردارد .

در این پژوهش سعی شده است با کمک آیات و روایات بخشی از بهداشت جسم انسان در تعالیم الهی مورد بررسی قرار گیرد ،امید است که مورد رضایت حضرت حق واقع شود.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

– تعریف موضوع و لزوم پرداختن به آن

همیشه و در همه موارد پیشگیری بهتر از درمان است. بهداشت نیز یکی از موارد پیشگیری در بیماری‌ها است.

و سلامت جسم کمک شود و با جسم و روح سالم است که انسان می‌تواند به عبادت خداوند بپردازد و از طرفی جلوه‌ای، از جلوه‌های همسویی علم و دین نشان داده شود.

۳- مروری بر مطالعات انجام شده

تا‌ آنجا که بنده جستجو کردم در جایی کتاب یا مقاله و یا پایان‌نامه‌ای با این عنوان ندیدم ولی پایان نامه و مقاله در مورد بعضی از بخش‌های تحقیق مثل شراب و نماز کار شده بود.

۴- اهداف تحقیق

هدف کلی:

بهداشت جسم انسان در قرآن

هدف جزئی:

تأثیر بهداشت غذایی بر جسم انسان

تأثیر

بهداشت محیط زیست بر جسم انسان

تأثیر بهداشت روان بر جسم انسان

۵- طرح سوال و فرضیه

فرضیه:

۱- اوامر و نواهی با بهداشت جسمی و روحی انسان مطابقت دارد.

۲- بهداشت جسم با بهداشت روح متلازم است

سؤال:

۱- آیا سلامت جسم تأثیری در عبادات فردی و اجتماعی دارد؟

۲- آیا پرهیز از محرمات الهی تأثیری در سلامت جسم انسان دارد؟

۶- روش تحقیق

روش تحقیق به صورت کتابخانه‌ای بوده که در ابتدا محقق آیات مربوط به موضوع را از کتب مربوطه استخراج نموده و سپس استفاده از تفاسیر و دیگر کتب ذکر شده در منابع و مأخذ می‌باشد و در بعضی قسمتها محقق نیز نظراتی را بیان نموده است.

۷- محدودیتها و پیشنهادات

محدودیت: مسلماً در هر تحقیقی برای محقق محدودیتهایی وجود دارد و محدودیتی که در این تحقیق وجود داشت کمبود منابعی که هم شامل مسائل علمی و هم قرآنی با هم باشد.

پیشنهاد:

با توجه به مطالب علمی کشف

در دسترس قرار دادن نرم‌افزارهای تفسیری و روایی برای دانشجو و همچنین وجود کامپیوتر در خوابگاه تا دانشجویان بتوانند راحت‌تر و با اطمینان بیشتری کارهای تحقیق خود را به انجام برسانند.

۸- کلید واژه‌ها

بهداشت جسم انسان در قرآن

بهداشت:

در لغت: « نیکو نگاه داشتن ، نگاهداری تندرستی، سابقاً حفظ الصحه می‌گفتند.»[۱]

در اصطلاح:«روشها و کارهای لازم برای حفظ تندرستی» [۲]

جسم:

« بدن، تن ، هر چیزی که دارای طول و عرض و عمق باشد، هر چیزی که قسمتی از فضا را اشغال کند، جمع آن، اجسام و جسوم»[۳]

« هر چیزی است که دارای دراز و پهنا و ژرما باشد ( طول و عرض و عمق)، اجزاء هر جسمی از جسمیت خارج نمی‌شود هر چند که تکه تکه و جزء جزء شود باز آن جزء ابعاد دارد.»[۴]

«آنچه دارای حجم و وزن است و فضایی را اشغال می‌کند، ماده ۲- ساختمان مادی یک زیستمند، بویژه انسان یا جانور، پیکر، کالبد، جسد، تن» [۵]

انسان:

در لغت: « آدمی ، مردم، بشر، اناسی و آناس جمع»[۶]

در

اینجا مصدر است مثل فرقان و رحجان و هر دو ضمیر راجع بومی‌اند یعنی در قرآن عجله نکن زیرا جمع کردن آنچه وحی می‌کنیم وخواندن آن بر عهده ماست….و چون آنرا خواندیم از خواندنش پیروی کن و بخوان.

قرآن کتابی

و فرموده‌های الهی.»[۷]

« کتاب آسمانی مسلمانان که شامل ۶۶۰۰ آیه و صدو چهارده سوره است» هشتاد و دو سوره آن در مکه نازل شده و به سوره‌های مکی معروف می‌باشد و سی و دو سوره هم در مدینه نازل شده و آنها را سوره‌های مدنی می‌گویند.»[۸]

 

 

 

فصل دوم :

 

یافته های تحقیق

 

  • بهداشت فردی
  • بهداشت غذایی
  • بهداشت جنسی
  • بهداشت محیط زیست
  • بهداشت روان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول:

 

بهداشت فردی

 

  • وضو
  • غسل
  • طهارت لباس

 

 

 

 

۱- وضو

مقدمه

سپاس و ستایش شایسته پروردگار هستی است که ذرات عالم وجود را مظهر جمال و جلال خویش قرار داد ،پروردگار و معبودی که همواره

:« أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی [۹]»

«بدان که منم خدای یکتا هیچ خدایی جز من نیست پس مرا به یگانگی بپرست و نماز را برای یاد ما بپا دار»

«نماز به عنوان یکی از ارکان دین مبین اسلام عالیترین و کاملترین نوع نیایش و ارتباط با خداوند می باشد بطوریکه قرآن در بیش از ۱۲۰ آیه از سوره های مختلف این کتاب الهی از نماز ،احکام،آداب و آثار آن به کرات یاد نموده است .

اگر چه افزون بر نماز ،عبادات دیگری همچون خمس،زکات،حج،جهاد و . . . وجود دارند که هر کدام نقش سازنده و تربیتی مهمی بر روی

ره خود را انجام دهد

روز باعث می شود تا بشر کمتر از یاد  خدا غافل باشد و به همان نسبت از گناه و عصیان او می کاهد»[۱۰]

جهان ،محراب وسیعی است که همه کائنات ،درآن به تسبیح و عبادت وسجود در برابر خدا مشغولند .« تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا »[۱۱]

«هفت آسمان وزمین و هر چه در آنها ست همه به ستایش خداوند مشغولند و موجودی نیست در عالم جز آنکه تسبیح و ستایش پروردگار می نماید ولیکن شما تسبیح آنها را فهم نمی کنید . بدرستیکه خداوند بسیار بردبار و آمرزنده است »

به نماز ایستادن ،همراهی با همه آفریده ها و فرشتگان در پرستش وذکر پروردگار است . به نماز ایستادن رنگ و بوی الهی گرفتن وجلوه و آئینه جمال حق شدن است . لحظاتی را به یاد او ،به نیایش او و راز و نیاز با او بگذرانیم و ورح آلوده را در چشمه صاف وزلا ل الهی شستشو دهیم . این است نمازی که مسلمان روزانه پنج بار می خواند .

نماز در اسلام جایگاه ویژه ای داردو نماز گزار لازم است برای انجام این عبادت مقدماتی را فراهم کند :

  • وضو بگیرد
  • غسل کند (در صورتی که جنب و. . . است)
  • لباس وبدن خود را از نجاسات (مثل خون،بول و . . .)پاک گرداند
  • مکانی پاک را برای سجده فراهم کند»[۱۲] .

اسلام عباداتی دارد که دارای دو جنبه است :یکی بعد عبادی آن که موجب تقرب

انسان دارد و سلامت انسان را تامین می کند . نماز ،وضو،غسل،روزه و . . . از این قبیل عبادات هستند .

ودر اینجا به بررسی جنبه های بهداشتی وضو وغسل که جزء این عبادات و از مقدمات نماز هستند پرداخته می شود .

وضو

«وضو در لغت به معنای بسیار پاکیزه شده و شرعاً یعنی شستشوی مخصوص که شرط صحت نماز و طواف و موجب جواز مس کتابت قرآن و اسماء مقدسه است » [۱۳]

قرآن کریم در مورد دستور وضو می فرماید :

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَینِ …..مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَکِن یُرِیدُ لِیُطَهَّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»[۱۴]

«ای کسانی که ایمان آورده اید،چون به (عزم)نماز برخیزید ،صورت و دستهایتان را تا

آرنج بشویید و سر و پاهای خودتان را تا برآمدگی پیشین (هر دو پا )

ای در نظافت بدن دارد ،مسح کردن بر سر و پشت پاها که شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست تن است ،سبب می شود که این اعضا را نیز پاکیزه بداریم وتماس آب با پوست

مفهوم کنایی آن این است که از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام برمی دارم موید این فلسفه اخلاقی و معنوی است . »[۱۵]

در روایتی از امام رضا (ع)نقل شده که در مورد حکمت وضو فرمودند :

«لِاَنَّهُ یَکُونُ العَبدُ طَاهِراً اِذَا قَامَ بَینَ یَدَیِ الجَبَّارِ عِندَ مُنَاجَاتِهِ اِیَّاهُ ،مُطیعاً لَهُ فِیمَا اَمَرَهُ ،َنقِیّاً مِنَ الأدنَاسِ وَالنَّجَاسَهِ ،مَعَ مَا فِیهِ مِن ذَهَابِ الکَسَلِ وَ طَرَدِ النُّعَاسِ ،وَتَزکِیَهِ الفُوادِ لِلقِیامِ بَینَ یَدَیِ الجَبَّارِ»[۱۶]

«برای اینکه بنده وقتی برای مناجات با خداوند جبار در برابر او می ایستد ،پاک باشد ،فرمان او را اطاعت کرده باشد و از آلودگی ها و نجاست پاکیزه باشد ،به علاوه اینکه وضو باع

ث از بین رفتن حالت کسالت و زدودن خواب آلودگی و پاک ساختن دل برای ایستادن در حضور خدای جبار می شود »

امام باقر (ع)وضو را معیاری برای شناخت اطاعت و معصیت خدا معرفی کرده و می‌فرمایند :

«اِنَّمَا الوِضُوءُ حَدَّ مِن حُدُودِ اللهِ ،لِیَعلَمَ اللهُ مَن یُطیعُهُ وَ مَن یَعصیهِ»[۱۷]

«وضو در حقیقت حدی از حدود خداست تا اینکه خداوند بداند چه کسی از او فرمان می‌برد و چه کسی نافرمانیش می کند »

برخی از صاحب نظران در مورد وضو حکمت هایی بیان کرده اند که برخی از آن ها عبارتند از :

  • دست و صورت که غالباً در معرض میکروبهای مختلف می باشد واجب شد که در هر روز چند مرتبه با عنوان وضو شسته شود به طوری که آب به پوست برسد و چربی و کثیفی ها را رفع نماید زیرا غیر از اعضای وضو زیر لباس است و کمتر آلوده به میکروب و کثافات محیط می شود .
  • پیش از این گمان می کردند ورود میکروب به داخل بدن منحصر به سوراخ های بدن (مثل دهان)است ولی اخیراً ثابت شده است که ممکن است میکروب از سطح پوست نیز وارد بدن شود و چون دست و صورت بیشتر در معرض آلودگی ها واقع می شود دستور به شستن داده شد و در پا
  • در مسح سر و پا اگر مانعی باشد صحت مسح سر و پا از بین بردن مانع است در نتیجه نظافت محل سر و پا هم تحقق می یابد و این خود یک نکته بهداشتی است .
  • ماساژ دادن به روشهای مختلف خاصیت و فوائد فراوانی برای بدن دارد که وضو نیز همان خاصیت ماساژ را دارا می باشد زیرا وقتی به سطح اعضا ی وضو آب
  • تا درجه حرارت بدن متعادل شود و در نتیجه نشاط و سلامتی وتعدیل در دستگاه دوران خون که مهمترین عضو بدن است به وجود آید و بهداشت بدن را تامین می نماید.» ۱

یکی از پزشکان در مورد وضو می نویسد:«اگر دست آوردهای علمی جدید را درباره بهداشت پوست مورد مطالعه قرار دهیم به عمق اهمیت تشریع وضو و طهارت در قرآن پی خواهیم برد .

بهداشت پوست در درجه اول به تظافت و شستشوی بدن ،به ویژه قسمتهای باز آن متمرکز است نظافت مستمر پوست برای

ابتلاء به بسیاری از بیماری های گوارشی  به دلیل آلودگی های دستها عارض می شود . مهمترین این بیماریها ،بیماری های عفونی (مثل وبا،تیفوئید،التهاب معدوی ،مسمومیتهای غذایی)معروفند.

تاثیر مثبت بر فعالیت دستگاه گردش خون ونشاط یافتن شخص به دلیل تحریک اعصاب و ماساژ اعضای بدن ،زدودن آلودگی های بدن و فراهم شدن شرایط مساعد برای فعالیت پوست .»۱

یکی از صاحب نظران دیگر می نویسد :«دست و صورت که غالباً در معرض مزاولت و مباشرت با کثافات و میکروبهای مختلف می باشند در هر روزی چند مرتبه واجب شد به

و مداوم در همه روز و شب ،ویژه تنظیف اعضاء وضو گردید تا مسامات باز شود و میکروبها مرتفع گردد و استنشاق جلدی در همه این اعضا حاصل شود .

سابقا گمان می کردند ورود میکروب در داخل بدن منحصر به ثقب (سوراخ)مخرج ومدخل (مثل دهان)بدن است . اخیراً به ثبوت رسیده که ممکن است میکروب از همان مسامات جلدی وارد بدن می شود .

چون دست وصورت بیشتر در معرض کثافات واقع (می شود )وپا و سر کمتر است لهذا در سر و پا به مسح تنها اکتفا شد تا موجب حرج نشود .

 

 

 

در دنباله می نویسد :

وضوی اسلامی عیناً همان خاصیت ماساز[۱۸] «ماساژسوئدی»را به نحو اتم حاوی می باشد زیرا وقتی روی سطح اعضا وضو آب سرد رسید ومحل آن سرد شد قهرا جریان خون به آن سمت شدت یافته و برای حفظ درجه ۳۷ از حرارت طبیعی بدن و جبران حرارت از

و تعدیل در دستگاه دوران خون که مهمترین جهازات بدن است به وجود آید و بهداشت بدن را تامین می نماید . » [۱۹]

«برخی مفسران گفته اند :مقدمات نماز تخفیف بردار است و تعطیل بردار نیست»[۲۰]  منظور از اینکه گفته شده تخفیف بردار است ولی تعطیل

مشکلی پیش نمی آید ؟

خداوند می فرماید :

«وَإِن کُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنکُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ » [۲۱]

«و اگر بیمار یا در سفر بودید ،یا یکی از شما از قضای حاجت آمد ،یا با زنان نزدیکی کرده اید وآبی نیافتید پس با خاک پاک تیمم کنید ،و از آن به صورت ودستهایتان بکشید »

«(صعید)از صعود ،رمز زمین بلند است خاک زمینهای برجسته وبلند ،دور از آلودگی ها است ،یا مقصود خاکی است که روی زمین وقسمت فوقانی آن است .

آن گونه که آب زداینده آلودگی است ،خاک پاک هم خاصیت

را می پوشاند خدا بر آن نیست که بر شما سخت بگیرد و شما را در تنگنای مقررات قرار دهد و به هنگام نبودن آب یا عذر داشتن شما از به کار بردن آن ،دچار سختی و رنجتان کند بلکه

و تیمم پاکیزگی جسم است و پاکیزگی روح . جسم را با آب و خاک می توان پاکیزه نمود. خداوند وقتی مقرر داشت که مردم خود را پاکیزه سازند قصدش تکمیل دین خود بود زیرا دین جنبه های معنوی نیست ،بلکه هدف آن همه جانبه است واین کامل شدن نعمت خداوندی است در حق انسان »[۲۲]

در اسلام برای وضو احکامی ذکر شده است ، اینکه برای انجام بعضی از عبادات وضو واجب وبرای برخی از عبادات وضو مستحب است مثلا:

۱-« وضو به عنوان مقدمه نماز بر هر شخص نماز گزار واجب می شود.

۲- برای طواف

خود مستحب است و خوب است انسان در هر حال وضو داشته باشد و حتی آن را تکرار کند که نور است .

۴-در وضو ابتدا با نیت خاص،ابتدا صورت وسپس دست راست و سپس دست چپ شسته می شود و آنگاه مسح سر وپا صورت می گیرد»[۲۳]

با توجه به مطالب بهداشتی که در مورد وضو بیان شد نتیجه گرفته می شود که اسلام همه این احکام را به خاطر انسان و برای سلامتی جسم و روح او قرار داده است تا انسان به طراوت جسمی و معنوی نائل شود .

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

غسل

غسل :«شستشوی تمام بدن ،یکی از عبادات شرع است که به دو کیفیت انجام می گیرد :

دارد،که بعضی از آنها واجب وبعضی دیگر مستحب هسنند« غسل های واجب هفت قسم است که عبارتند از: جنابت ،حیض ،نفاس،استحاضه ،مس میت،میت،غسلی که به واسطه نذر و قسم و مانند آنها واجب می شود» [۱]  محور اصلی بحث در این بخش غسل جنابت و حیض می باشد . قرآن کریم در آیات متعدد افراد پاکیزه را ستایش کرده و آنها را محبوب خدا معرفی می کند . در مورد غسل تعبیر «طهارت»را به کار می برد و در چند مورد دستور انجام غسل می دهد .

الف – غسل جنابت :

فرد جنب«کسی که با جنس مخالف نزدیکی کرده یا به هر دلیلی منی از او بیرون آمده است » [۲]

که در قرآن کریم در این مورد آمده است که :« وَإِن کُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ …..مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَکِن یُرِیدُ لِیُطَهَّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»[۳]

«ای اهل ایمان هنگامی که می خواهید برای نماز بپاخیزید ) و اگر جنب هستید پاکیزه شوید (غسل کنید ) . . . خدا هیچ گونه سختی برای شما قرار نخواهد داد ولیکن می خواهد (جسم و جان)شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند »

«(جنب )به معنای بعید ،دور و بیگانه است و چون شخص بعد از آمیزش جنسی ویا احتلام،از خواندن نماز و قرآن و رفتن به مساجد دور و بیگانه می گردد ،به وی جنب گفته می شود .

در میان ادیان آسمانی ،دین اسلام ودین حضرت ابراهیم (ع)و دین صائبان بعد از جنابت ،غسل را واجب می دانند . در فهرست ابن ندیم ،صائبان به نام مغتسله نامیده شده اند . کلمه «صابی»واژه ای است کلدانی به معنای

. آبی که نور را منعکس می کند شکلی از نور است و کسی که غسل کرده است پوششی از نور دارد»[۴]

«در اسلام نیز به غسل و شستشوی چهره و دست و مسح سر و پا «وضو»به معنای نور و روشنایی گفته شده می شود . غسل تمام بدن نه تنها آلودگیهای جسمی را از بین می برد و

بخاطر مصالح خود مردم وضع شده می فرماید :خداوند نمی خواهد شمارا به زحمت بیفکند بلکه می خواهد شما را پاکیزه سازد وتعمت خود را بر شما تمام کند .

«در حقیقت این جمله این واقعیت را تاکید می کند که تمام دستورات الهی و برنامه های اسلامی به خاطر مردم و برای حفظ منافع آنها قرار داده شده و به هیچ وجه هدف دیگری در کار نبوده است .خداوند می خواهد بااین دستورها هم طهارت معنوی و هم جسمانی برای مردم فراهم شود . »[۵]

اسلام دستور میدهد که به هنگام جنب شدن تمام بدن را بشویند در حالی که فقط عضو معینی آلوده می شود مثل بول کردن که عضو معینی آلوده می شود و با شستن همان عضو انسان پاک می شود . آیا میان بول کردن و خارج شدن منی تفاوتی است که در یکی فقط محل را باید شست و در دیگری تمام بدن را ؟

«خارج شدن منی از انسان یک عمل موضعی نیست (مانند بول و سایر زوائد )بدلیل اینکه اثر آن در تمام بدن آشکار می گردد و تمام سلولهای تن بدنبال خروج آن ،در یک حالت سستی مخصوص فرو می روند و این خود نشانه تاثیر آن روی تمام اجزا بدن است .

توضیح اینکه : طبق تحقیقات

جهازات داخلی و خارجی گسترده اند ،وظیفه اعصاب سمپاتیک «تند کردن»و به فعالیت واداشتن دستگاههای مختلف بدن است و وظیفه اعصاب پاراسمپاتیک «کند کردن » فعالیت آنهاست ،در واقع یکی نقش «گاز»اتومبیل

له «ارگاسم»(اوج لذت جنسی)است که معمولا مقارن خروج منی صورت می گیرد . در این موقع سلسله اعصاب پاراسمپاتیک (اعصاب ترمز کننده)بر اعصاب سمپاتیک (اعصاب محرک)پیشی می گیرد و تعادل به شکل منفی بهم می خورد .

این موضوع نیز ثابت شده است که از جمله اموری که می تواند اعصاب سمپاتیک را بکار وا دارد و تعادل از دست رفته را تامین کند تماس آب با بدن است و از آنجا که تاثیر «ارگاسم »روی تمام اعضای بدن به طور محسوس دیده می شود و تعادل این دو دسته اعصاب در سراسر بدن بهم می خورد دستور داده شده است که پس از آمیزش جنسی ،یا خروج منی تمام بدن با آب شسته شود و در پرتو اثر حیات بخش آن تعادل کامل در میان این دو دسته اعصاب در سراسر

سوی سستی و رکود ،غسل جنابت که شستشوی جسم است و به علت اینکه به قصد قربت انجام می شود شستشوی جان است ،اثر دوگانه ای در آن واحد روی جسم و روح می گذارد تا روح را به سوی خدا و معنویت سوق دهد و جسم را به سوی پاکی و نشاط و فعالیت  .

از همه اینها گذشته ،وجوب غسل جنابت یک الزام اسلامی برای پاک نگه داشتن بدن و رعایت بهداشت در طول زندگی است زیرا بسیارند کسانی که از نظافت خود غافل می شوند ولی این حکم اسلامی آنها را وادار می کند که در فواصل مختلفی خود را شستشو دهند و بدن را پاک نگه دارند .

بنابراین به هنگام خروج منی (در خواب یا بیداری)و همچنین آمیزش

وجه هدف دیگری در کار نبوده است ،خداوند می خواهد با این دستورات هم طهارت معنوی و هم جسمانی را برای مردم فراهم شود .»[۶]

برخی از پزشکان و صاحب نظران در مورد غسل جنابت نوشته اند :

۱-« این غسل باعث نشاط بخشیدن به بدن ،و ورزیده شدن آن از طریق تحریک پایانه های عصبی موجود در پوست می گردد.

۲- این غسل موجب احتقان خون در پوست و دستگاه تناسلی و رفع خون های جمع شده در این قسمتها به سایر قسمتهای بدن بویژه قلب و مغز می شود .

۳- عمل غسل یک فعالیت عضلانی است که موجب نشاط قلب و حسن جریان خون در بدن و ورزش عضلات ارادی بدن است .

۴- غسل ،

مرده ،چربی زائد و گرد و غبار وسایر آلودگی ها از پوست از دیگر فوائد غسل می باشد . »[۷]

۶- «برخی در مورد ترتیب غسل (سروگردن – سمت راست – سمت چپ)نیز نکات بهداشتی و جسمانی ذکر کرده اند که :وقتی انسان با آب سرد مشغول به شستن یک عضو شد درجه حرارت در اعضای بدن مختلف می گردد در نتیجه گردش خون به آن سمت شدید می شود و به دنبال آن عمل حیاتی دوران خون شدت پیدا می کند همانطور که در وضو صورت می گیرد، حتی اگر با آب گرم هم انجام شود باز این فرایند جریان پیدا می کند . »[۸]

یکی از صاحب نظران معتقد است :

«روی پوست بدن منافذی است که قریب دو میلیون عدد هستند که از طریق آنها پوست مبادله گازی با هوای مجاور دارد . یعنی از آن طریق اکسیژن جذب می کند بطوری که هفت درصد تنفس

ساس و جرب و شپش می شود و در حال عمل آمیزش (در اثر حرکات زیاد)عرق زیاد تری حاصل می شود و در نتیجه رسوبات زیاد تری حاصل می شود (بصورت متوسط در هر ۲۴ساعت یک لیتر عرق از بدن خارج می شود و اگر سوراخ های سطح بدن انسان با وسیله ای

سلامتی وحیات است عادی شود و حیات و نشاط را ارمغان می آورد.»[۹] در سابق خیال می شد که منی از همان محل مخصوص بیرون می آید تا اینکه به قوت علم ثابت شد که منی از تمام بدن بیرون می آید .

 

 

یکی از پزشکان می نویسد :

«چون منی دارای مقداری مایع لزج است موسوم به موسین ،اطراف سوراخ(های بدن )را به خوبی می گیرد و به کلی تنفس (جلدی از دو میلیون سوراخ

،اعصاب را منبسط و آنها را به حال طبیعی وعادی بر می گرداند و نیز جریان خون را در همه بدن تشدید و تجدید می نماید . »[۱۰]

ودر روایات نیز در مورد علت غسل جنابت آمده است که :

«عَن مُحَمَّدِ بنِ سَنان عَنِ الرِّضا(ع) اَنَّهُ کَتَبَ اِلَیهِ فِی جَوابِ مَسائِلِهِ ، عِلَّهُ غُسلِ الجَنَابَهِ النَّظافَهُ ،وَ لِتَطهیرِ الاِنسَانِ مِمَّا اِصَابَهُ مِن اَذَاهُ ، وَ تَطهیرِ سَائِرِ جَسَدِهِ ، لِاَنَّ الجَنَابَهَ خَارِجَهٌ مِن کُلِّ                                                  جَسَدِهِ فَلِذلِکَ وَجَبَ عَلَیهِ تَطهیرُ جَسَدِهِ کُلِّهِ وَ عِلَّهُ التّخفیفِ فِی البَولِ وَ الغَائِطِ اَنَّهُ اَکثَرُ وَ اَدوَمُ مِنَ الجَنَابَهِ ، فَرَضِی فِیهِ بِالوُضُوءِ لِکَثرَتِهِ وَ مَشَقَّتِهِ وَ مَجیئِهِ بِغَیرِ اِرادَهٍ  مِنهُ وَ لَا شَهوَهٍ ، وَ الجَنَابَهُ لَا تَکُونُ اِلَّا بِالاِستِلذَاذَ مِنهُم وَالاِکرَاهِ لِاَنفُسِهِم.

امام رضا (ع)در جواب پرسشهای محمد بن سنان نوشتند :علت غسل جنابت نظافت (وپاکی جسم )و طهارت (و پاکی روح)انسان از

گرفتن راضی شد چون(
دفعات)ادرار و مدفوع زیاد و(غسل برای هر مرتبه )سخت وخروج هر یک از آنها از اختیار انسان بیرون است و از روی شهوت هم نیست ولی جنابت از روی شهوت وفشار روحی صورت می گیرد .»[۱۱]

 

ب- غسل حیض:

حیض :«بیرون آمدن خون از زن ،ماهی یک مرتبه به مدت چند روز ،که آن را «عادت» و «قاعده» و «قاعدگی» و «بی نمازی» هم می گویند . »[۱۲]

در قرآن کریم در این مورد آمده است که :

« وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِی الْمَحِیضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ»[۱۳]

 

و پاکیزگان را دوست می دارد . »

این آیه به صورت مفصل در مبحث «ممنوعیت با زنان در حال حیض »مورد بررسی قرار خواهد گرفت . فقط در اینجا اشاره می شود که «زنان در هر ماه حدود سه روز خون بااوصاف خاص می بینند که آن را خون عادت ماهیانه یا حیض نامند و زن را در این حالت حائض گویند . »[۱۴]

«جمله «فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ  » می رساند که وقتی زنان پاک شدند نزدیکی با آنان جایز

شیعه می فرمایند :عمل زناشویی بعد پاکی زن از حیض و حتی قبل از غسل جایز است و وجوب غسل حیض را از دلایل دیگر ثابت می کنند . »[۱۵]

«باید دانست که هر گاه شستشوی تام از بدن نشود،مورد سوء خلق می گردد. و به علاوه حالت معاشرت کم میشود و ترک این غسل موجب کم شدن محبت واستشمام بوی تعفن می شود و اشخاص تارک این عمل قوه شامه شان کم می شود . »[۱۶]

حکمت ها و اسرار علمی آن شامل همان مواردی که در مورد غسل جنابت گفته شد ،می‌شود . البته به جز این حکمت ها و اسرار علمی ،از بعد روانشناسی می توان گفت :

«امروز علم جدید ضرورت غسل کردن زن ،بعد از حیض را بیان می کند ،بعد از

صریح تر است و آن ضرورت غسل کردن است که زن با زینت و نظافت در نزد شوهرش بعد از حیض ظاهر شود تا رضایت و سرور شوهرش را فراهم کند و آثار مریضی و بدحالی زمان حیض را از ذهن شوهرش بزداید . »[۱۷]

ج- پاداش غسل در روایت :

در مورد ثواب غسل حیض و جنابت می توان گفت که هر کس غسل حیض و جنابت انجام دهد به او ثواب زیادی می رسد همانطور که در روایتی از پیامبر (ص) آمده است :

« مَنِ اغتَسَلَ مِنَ المَحیضِ اَوِ الجَنَابَهِ اَعطَاهُ اللهُ بِکُلِّ قَطرَهٍ عَیناً فِی الحَنَّهِ ، وَ بِعَدَدِ کُلِّ شَعرَهٍ عَلَی رَأسَهَا وَ جَسَدَهَا قَصراً فِی الجَنَّهِ اَوسَعُ مِنَ الدُنیَا سَبعینَ مَرَّهً لَا عَینٌ رَأَت وَ لَا اُذُنٌ سَمِعَت وَ لَا خَطَرَ عَلَی قَلبِ بَشَر.»[۱۸]

کسی که از حیض یا جنابت غسل کند خدا به عوض هر قطره آبی که به کار برده چشمه‌ای در بهشت به وی عطاء فرماید و به عوض هر تارمویی که به سروتن او باشد قصری در بهشت به او بخشد که هفتاد بار از دنیا وسیع تر باشد قصری که نه هیچ چشمی مانند آن دیده و نه هیچ گوشی مانند آن شنیده و در قلب هیچ انسانی خطور نکرده است . »

۳- طهارت لباس

اولین قدمی

انسان است که تقریبا به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنه جغرافیای امروزی زمین ،گسترش دارد.

«لباس دست کم پاسخگوی سه نیاز آدمی است ،یکی اینکه او را از سرما  وگرما و برف و باران حفظ می کند ،دیگر اینکه در جهت عفت و شرم به او کمک می کند ،و بالاخره به او آراستگی و زیبایی و وقار می بخشد . لباس آدمی را می توان از

نماید .

اش و از این قرار است که میتوان گفت ،همه ما به جهت لباسی که بر تن داریم،خانه بدوشیم .» ۱

و اما در مورد اینکه چرا با پیشرفت علم ، انسانها نیاز به آموزش در آداب و انتخاب لباس دارند آمده است که :

«اگرچه به نظر نمی رسد که امروزه پوشش ،موضوعی ناشناخته باشد و با

هوس ،غفلت،غلبه فرهنگها،رقابتهای اقتصادی،صنعتی ،سیاسی و غیره و بالاخره کوته فکری خود انسانها در هر عصری سبب شده است که به علت ناتوانی از انتخاب صحیح پوشاک و نا آشنایی با آداب و اصول بهزیستی ،سلامتی و رفاه بشر به نوعی نادیده گرفته شود و در اثر پیروی کورکورانه از مدیست های پول ساز و خرج تراش ،مشکلات مادی و معنوی واقتصادی و بهداشتی بسیاری در امر پوشاک برای انسانها متمدن معاصر به وجود آید . »۱

اصول پوشش در اسلام :

«در اسلام،دستوراتی که در زمینه لباس پوشیدن آمده است بیشتر متوجه

نرساند و به دلیل اینکه لباس انسان در معرض دید دیگران قرار دارد ،توصیه های زیادی به نظافت و زیبابودن ورنگ وجنس آن شده است و اکنون به توضیح هر کدام از  این اصول پرداخته

می شود.»۲

الف- جنس لباس

با توجه به اینکه لباس در تماس با پوست بدن قرار می گیرد جنس لباس نقش مهمی را در برخورد با پوست دارد و در اسلام نیز به این مورد توجه شده است .

«پوست که بدن را در برگرفته و از محیط خارج جدا کرده یک  قشر غیر قابل نفوذ نیست بلکه با روزنه های بسیار ریز بین سلولی با محیط زندگی دائماً در حال تبادلات شیمیایی از مواد فرار و گازی شکل است . پوست بدن سه وظیفه مهم دیگر علاوه به نقش پوشش خارج بدن برعهده دارد:

  • جذب اکسیژن(تنفس پوستی)
  • دفع سموم گازی شکل و فرار بدن
  • عمل تعرق (عرق کردن )یا دفع سموم غیر فرار و املاح والکترولیتها به کمک عرق

بنابراین جنس لباسی که

از الیاف طبیعی استفاده گردد و لذا پوشیدن لباس پنبه ای و کتانی در درجه اول و لباس پشمی در درجه دوم اهمیت قرار داده شده است ،حتی استفاده مداوم از لباس پشمی جز در مقام اضطرار،مکروه اعلام شده است . پشم این خاصیت رادارد که حرارت بدن را گرفته ومدتی در خود نگه می دارد و به کندی آن را پس می دهدواز این رو در زمستان لباس پشمی لباس مناسبی است اما در غیر سرما،درتمام شرایط لباس کتانی و پنبه ای از لحاظ آرامش عصبی و کاهش تحریکات و حساسیت اعصاب بهتر است.»[۱۹] و در روایات به این موضوع اشاره شده است که لباس پنبه ای را پیامبر می پوشید و آن را لباس اهل بیت معرفی می کردند.

 

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

حضرت علی (ع)می فرماید :

«اَلبَسُ و الثَّیَابَ مِنَ القُطنِ فَاِنَّهُ لِبَاسُ رَسُولِ اللهِ(ص) وَ لِبَاسُنَا وَ لَم یَکُن یَلبِسُ الصَّوفَ وَالشَّعرَ اِلَّا مِن عِلَّهٍ»[۱]

«لباس پنبه ای بپوشید که آن لباس رسول خدا (ص)و لباسها(اهل بیت)است ؛و آن حضرت از لباس پشمی و مو استفاده نمی کرد مگر بنا بعلتی.»

«امروزه

میکروبی مربوط به آن را از میان برده  و هم مانع از کاهش حساسیت روحی انسان نسبت به اشیاء نفرت انگیز شده است . اما پارچه های پنبه ای و کتانی ،چون از مواد طبیعی تهیه می شوند ،علاوه بر اینکه از نظر بار الکتریکی ایجاد مصونیت می کنند بامقتضیات پوست بدن تطابق بیشتری دارند

آنست که چیزی که به ابریشم مخلوط کنند یا پشم یا کتان یا ریسمان باشد و اولی آنست که بقدر ده یک زیاده باشد و اگر مجموع تار یا مجموعه پود غیر

زیر آن جامه‌ها یا در بالای آنها پوشیده باشند نماز نکنند. مبادا مویی چسبیده باشد . منقولست که حضرت رسول (ص)به حضرت امیر المومنین (ع)فرمود که جام حریر مپوش که حق تعالی به سبب این در قیامت پوستت را در آتش می سوزاند و از حضرت صادق(ع) پرسیدند که جایز است مرد را که اهل خود را به طلا زینت کند گفت بلی زنان و کنیزان را اما پسران را نه .[۲]

ب- رنگ لباس

اولین چیزی که در رویارویی با افراد ،حتی قبل از سخن گفتن توجه انسان را جلب می کند ،رنگ یا نوع پوشش یا لباس است . رنگ و نوع لباس انسان ،هم برای خود فرد و هم برای بیننده می تواند نشاط آور و شادی بخش باشد و یا برعکس غم وافسردگی به همراه داشته باشد .

و همانطور که در روایات مثل :رسول الله (ص):«اَلبَسُو البَیَاضَ؛ فَاِنَّهُ أَطیَبُ وَ اَطهَرُ وَ کَفَّنُوا فِیه مَوتَاکُم»[۳]« لباس سفید بپوشید ،زیرا جامه سفید نیکوتر و پاکیزه تر است و مردگان خود را نیز در پارچه سفید کفن کنند.»فهمیده می شوداز نظر اسلام مناسبترین رنگ برای پوشش رنگ سفید است .

اما بعد از رنگ سفید ،رنگهای دیگری هم وجود دارد که مورد توجه قرار گرفته و

است سرخ تیره خصوصا در نماز وپوشیدن جامه سیاه کراهت شدید دارد در همه حال»[۴]

البته رنگها بر روان هم تاثیر می گذارند و در کتابهای روانشناسی اشاره شده است که رنگها می توانند در شادی و غم و حالات روانی و روحی افراد تا تاثیر گذار باشند.

«تاثیر رنگها بر روان انسان و نوع اثر گذاری هر رنگ مورد مطالعه روانشناسان و پزشکان قرار گرفته است و کاربرد منفی و یا مفید بودن بعضی از رنگها و تاثیر آنها بر روان انسان انکار ناپذیر است . مثلا رنگ سبز نشاط آور و شادی آفرین است و رنگ آبی ایجاد آرامش می کند و یا رنگ زرد موجب شادی و نشاط ولی رنگ سیاه نشانه غمزدگی و غم و اندوه است . در اسلام به پوشش زیبا و رنگ های شاد توجه شده است و از رنگ سیاه اظهار کراهت و ناراحتی شده و افراد از پوشش سیاه در مواردی منع شده اند . »[۵]

و از نظر بهداشتی در مورد رنگ گفته شده است که :

«رنگ لباس از نظر بهداشت و از نظر جذب حرارت و نور و نظافت

می شود و جنبه ضد بهداشتی دارد و برای سلامتی بدن مضر است .»[۶]

پیامبر اسلام و ائمه اطهار (ع)در برخی از روایات مردم را دعوت به پوشیدن لباسهای رنگی وشادی کرده و خود آن بزرگواران در موارد متعدد از لباسهایی با رنگهای مختلف استفاده می کردند .

پیامبر اکرم (ص)درباره پوشیدن لباس سفید می فرماید :

«لَیسَ مِن لِبَاسِکُم شَیء اَحسَن مِن البیَاضِ فَالبِسُوهُ» [۷]

هیچ لباسی بهتر از لباس سفید در بین لباسهای شما نیست ،لباس سفید را برای پوشیدن انتخاب کنید . »

ج- نظافت لباس

پاکی و پاکیزه بودن لباس یکی از خواسته های طبیعی انسان است که اسلام نیز برآن تاکید کرده است . همه انسانها بالفطره زیبایی وتمیزی را دوست دارند زیرا جدای از جنبه معنوی ،مردم محبت بیش تری به یکدیگر خواهند کرد و از طرف دیگر بهداشت وتندرستی به جامعه اسلامی روی خواهد آورد و قرآن کریم در این باره می فرماید :

«وَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ»[۸]

«و لباس خویشتن را پاک کن »

سوره مدثر ،مکی است و از اولین سوره های است که به پیامبر اسلام(ص)نازل شده است ،خطاب آیه به پیامبر است که

منظوراز این آیه (طهارت لباس)چیست حداقل شش نظر در بین مفسرا مطرح است :

الف- منظور ظاهر آیه باشد یعنی «تطهیر لباس از نجاست برای نماز»مقصود است .

ب- آیه کنایه از اصلاح عمل انسان باشد چون عمل به منزله لباس نفس است .

پ- مراد ازآیه تزکیه نفس از گناهان است .

ت- منظور کوتاه کردن لباس است چون موجب می شود از نجاسات روی زمین دور بماند .

ث- منظور پاک کردن همسران از کفر و گناه است ،چون همسر به منزله لباس انسان است.

ج- منظور از آیه بدست آوردن اخلا ق پسندیده است . »[۹]

«در نظافت و پاکیزگی لباس در اسلام همان بس که اولین برنامه اسلام پس از اعتقاد به مبدا و معاد و اظهار عظمت خداوند دستور نظافت لباس

و به ضمیمه آیه کریمه«لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»[۱۰] «همه شما امت باید تاسی بر رسول خدا(ص)نمایید .»از اینجا ظاهر می شود نظافت لباس چقدر مورد عنایت خاص شارع مقدس بوده که پیش از همه برنامه ها واحکام اسلام شرف صدور پیدا کرده است . »[۱۱]

وپزشکان در این مورد می نویسند :

«در اسلام طهارت لباس یکی از شرایط صحیح بودن عبادت است . همین امر ،انسان مسلمان را ملزم می کند تا برای طهارت لباس خود اهمیت خاصی قائل شده واز آلوده شدن آن بوسیله نجاسات جلوگیری نماید . اهمیت این مسئله در حفظ انسان در برابر آلودگی ها بر کسی پوشیده نیست.»

لذا انسان می تواند بفهمد که چرا انسان نمازگزار باید لباسش در هنگام نماز پاک باشد .چرا طهارت لباس شرط برخی اعمال حج مثل طواف است و چرا پوشیدن لباس پاکیزه برای نماز و داخل شدن در اجتماعات دینی مستحب است . همه این موارد به نفع انسان است و باعث سلامتی و تندرستی او می شود.

در جامعه اسلامی مسلمانان به پیروی از پیشوایان خود باید لباس و بدن خود را از پلیدیها پاکیزه نمایند و به خصوص در هنگام شرکت در

در صورتی که بدن آلوده به کثافات از قبیل خون،ادرار و . . . باشد به لباس سرایت می کند و همین لباس با تماس به اثاثیه و ظروف ،وسیله انتشار بیماری‌های عفونی از قبیل حصبه ،اسهال خونی ،وبا و غیره خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش دوم

بهداشت غذایی

 

۱- دعوت به غذاهای طیب

۲- ممنوعیت غذاهای غیربهداشتی

الف گوشت مردار

ب- خون

ج گوشت مردار

د ممنوعیت نوشیدن خمر

 

 

 

 

 

 

 

 

۱- دعوت به غذاهای طیب

اولین بخش از فصل بهداشت غذایی، غذاهای طیب است که پس از تعریف غذای طیب، آیاتی که در این زمینه وجود دارد مورد بررسی قرار می‌گیرد.

غذای طیب: « هر نوع مواد غذایی حلالی است که خداوند اجازه داده است. بعضی می‌گویند منظور از طیبات هر آن چیزی است که دلیلی بر حرمت آن از کتاب و سنت وارد نشده و برخی گفته‌اند طیبات، چیزهای گوارا و لذت بخش است.»[۱۲]

قرآن کریم در ضمن دستورات خود در مورد غذاهای طیب، مراحل ورود به این بخش را بیان کرده است که در مرحله اول می‌فرماید از غذاهای طیب وحلال بخورید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ   »[۱۳]

« ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از نعمتهای پاکیزه‌ای که روزی شما کرده‌ایم، بخورید»

«یََا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلًا طَیِّبًا»[۱۴]

« ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه بخورید»

در مرحله دوم قرآن به پیامبران دستور می‌دهد که از

تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ »[۱۵]

« ای پیامبران، از چیزهای پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید، که من به آنچه انجام می‌دهید دانایم.»

و در مرحله سوم قرآن می‌فرماید غذاهای طیب را بر خود حرام نکنید.

 

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ»[۱۶]

[ ای پیامبر] بگو :«زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده، و [ نیز] روزیهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده؟»

« از آنجایی که گروهی از مردم عصر جاهلیت بسیاری از کارها را ناروا می‌شمردند و در حال احرام، خوردن شیر و روغن

حَرَّمَ زِینَهَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ »[۱۷]

نتیجه اینکه بهره وری از همه نعمتهای زندگی برای انسان رواست، مگر اینکه دلیلی آن را تحریم کند.»[۱۸]

نکات تفسیری:

۱- « آیه ۱۶۸/ بقره خطاب به همه مردم (ناس) اعم از مسلمان و غیرمسلمان است. یعنی خوردن غذای حلال و پاکیزه برای عموم بشریت مفید است و این مطلب مورد ابتلاء همه انسانهاست چرا که گاهی غذاهایی را بر اساس عقاید انحرافی یا خرافات و یا عادات بر خود ممنوع می‌کنند و قرآن همه غذاهای پاکیزه و حلال را جایز می‌شمارد.

۲- آیات دلالت بر حلیت عام در تمام تصرفات دارد، یعنی هر گونه تصرفی در

که موافق طبع سالم انسانی باشد.»[۱۹]

۵- « تا دلیلی بر حرام بودن چیزی به ما نرسیده، قانون کلی، حلال بودن آن چیز است.

۶- شرط اساسی در مصرف:

الف – حلال بودن                     ب- پاکیزه و دل پسند بودن است.»[۲۰]

انسان بطور طبیعی از برخی غذاها لذت می‌برد و از آنجا که اسلام بر اساس فطرت انسان بوده است به ما دستور می‌دهد که از غذاهایی که موافق طبع است بخوریم و از خوردن غذاهای مضر و خبیث باز می‌دارد که خود این باعث حفظ سلامتی و بهداشت جسم می‌شود و آرامش روانی را با آوردن حلال بودن غذاها تامین می‌کند. در کتاب طب در قرآن در مورد فوائد روانی غذاهای حلال مطالبی ذکر شده ، از جمله:

« قرآن ، انواع گوناگونی از غذاها را که ذائقه افراد را ارضا کرده و برای جسم و روح آنها نیز مفید بوده و زیانی به‌ آنها نمی‌رساند را حلال فرموده است.

معنی کلمه طیب در منفعت و ارزش غذایی محدود نمی‌گردد، بلکه از آن نیز

وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلاَلًا طَیِّبًا »[۲۱] « و از آنچه خداوند روزی شما گردانید، حلال و پاکیزه را بخورید.» زیرا هنگامی که شخص از دسترنج خود غذا می خورد ضمن دستیابی به یک لذت و نشئه خاص ، احساس سعادت بزرگی نیز به وی دست می‌دهد، درست بر خلاف آن روحیه حریصی که روی سایرین را به لطایف الحیل از چنگ آنها بیرون می‌آورد.»[۲۲]

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

ممنوعیت غذاهای غیر بهداشتی:

انسان بطور طبیعی از برخی غذاها متنفر است و از آنجا که اسلام موافق فطرت انسان است در مرحله چهارم اینگونه غذاها را ممنوع و حرام اعلام کرده است و خداوند کریم در این مورد می‌فرماید:

 

علمی در مورد حرام شدن غذاهای خبیث یکی از صاحب نظران می‌نویسد:

«خبائث چیزهایی است که در فارسی آنها را پلید می‌خوانند و در نزد مردم، فاسد و گندیده و متعفن و غیرمطبوع است. فساد غذا و گندیدن و کپک زدن آنها بواسطه تأثیر میکروبها و قارچ‌های سمی است که روی غذا نشسته و‌آنرا مسموم و آلوده می‌کند. روشن است که اینگونه غذاها

به سلول زنده می‌شود. از غذای نجس و آلوده و پلید، سلول پلید بوجود می‌آید و چون سلولها عمر کوتاهی دارند از هفت روز تا چهل روز و احیاناً تا هفت سال هم ممکن است سلولی در بدن زنده بماند.»[۱]

از جمله چیزهایی که خوردن آن حرام و از گناهان کبیره محسوب می‌شود خوردن مردار و خون و گوشت خوک و هر چه که هنگام کشتنش یاد

بار دیگر در اواخر عمر آن حضرت ( در سوره مائده) نازل شد.

در مورد علت تکرار بی‌سابقه این آیه در قرآن علل مختلفی بیان شده است. از جمله:

الف- اهمیت موضوع یعنی خطرات جسمی و روحی آن

ب- آلودگی مردم آن روزگار به این مطلب»[۲]

که در اینجا به بررسی علل تحریم خوردن مردار، خون و گوشت خوک پرداخته می‌شود.

الف- مردار:

اولین مورد از غذاهای خبیث که به بررسی آن پرداخته می‌شود مردار است.

«مردار عبارتست از لاشه و جسد حیوانی که به طریق شرعی ذبح نشده و طبق شریعت، روح از بدنش جدا نگشته باشد و به عربی میته گویند. مردار در شرع نجس و خوردن گوشت آن حرام است».[۳]

در مورد علت علمی تحریم گوشت مردار می‌توان گفت که:

« دانشمند معظم جناب دکتر صدرالدین نصیری در کتاب خود بنام « بهداشت اجتماعی در اسلام» چنین می‌نگارد: گفتگو در نخوردن گوشت مردار خیلی مورد بحث و قابل تذکر نیست، زیرا کلیه ملل متمدن دنیای امروز از آن دوری می‌نمایند، چون که همه می‌دانند گوشت‌های مردار و مانده محتوی میلیونها جانداران ذره بینی بیماری زا می‌باشند. پس از مرگ، میکروبها و باکتریها به عناصر شیمیایی و گازهای چون اسیدکربنیک، هیدروژن، سولفوره و آمونیاک و غیره می‌نمایند، این طبقه باکتریها و ذاتاً تولید مسمومیت می‌نمایند:

این مسمومات باعث تولید عوارضی می‌باشد از قبیل التهاب حاد معده و روده‌ها، قی و شکم روش تب زیاد، ناتوانی شدید، سرگیجه، اتساع مردمک، پایین افتادن پلک چشم، ضعف و غش.»[۴]

امام صادق (ع) در مورد آثار وضعی خوردن مردار می‌فرمایند:                                «اَمَّا المَیِّتهُ فَاِنَّهُ لَم یَنِلُ مِنهَا اَحَدُ اِلَّا ضُعِفَ بَدَنُهُ ، وَ ذَهَبَت قُوَتُهَ، وَانقَطَعَ نَسلُهُ وَ لَا یَمُوتُ آکِلُ المَیتَهِ الإفجَاهَ »[۵]

امام بعد از ذکر مقدمه‌ای در مورد اینکه تمام این احکام

از مردار خون سالم و زنده بسازد، بعلاوه مردار کانونی است از انواع میکروبها، اسلام علاوه بر اینکه خوردن

لِمَا فِیهَا مِن إفسَادِ الاَبدَانِ وَ الآفَهِ وَ لِاَنَّهُ یُورِثُ المَاءِ الأصفرِ وَ یَنخِرُ الفَمَ وَ یَنتِنُ الریحَ وَ یَسِیُء الخَلقَ وَ یُورِثُ القِسَوهَ القَلبِ وَ قِلَّهَ الرَّأفَهِ وَالرَّحمهِ حَتَی لَا یُومِنُ اَن یَقتُلُ وَلَدَهُ وَ وَالِدَهُ وَ صَاحِبَهُ                               »[۶]

« حرام شدن مردار برای

معنوی نیز در پی دارد که در اینجا به برخی از این آثار اشاره می‌شود.

« خون، پس از مرگ جانور، با توجه به ترکیبات آن ( به رغم اینکه قبل از مرگ بهترین وسیله دفاع از بدن بود) به محل مناسبی برای رشد میکروبها تبدیل خواهد شد.

در بدن مردار، پس از یک ساعت خون در بدن رسوب می‌کند و پس از ۴-۳ ساعت عضلات منقبض شده و به دلیل وجود اسیدها ( فسفریک- فورمیک- لاکتیک) بدن خشک می‌شود و سپس حالت قلیایی به بدن بر می‌گردد و خشک شدن بدن برطرف می‌گردد و جسم به تصرف میکروبها در می‌آید ابتدا

حیوان قطع نشود به اندازه کافی خون از بدنش خارج نمی‌شود و کمتر مرداری است که خون بدنش کاملاً خارج شده باشد.»[۷]

از مطالب ذکر شده نتیجه می‌شود که گوشت مردار هم از نظر بهداشتی و جسمی و هم روحی اثرات منفی بر انسان می‌گذارد و به همین دلیل اسلام گوشت

میکروبها را در این منطقه حساس که از آنها به تمام منطقه‌های بدن دسترسی پیدا می‌کنند نابود کنند، بنابراین خون منبع بسیار آماده برای پرورش میکروبها است مخصوصاً هنگامی که خون از جریان می‌افتد و به اصطلاح می‌میرد، گلبولهای سفید از بین رفته اما میکروبها به سرعت به فعالیت خود ادامه می‌دهند. پس اگر گفته می‌شود که خون با این که مؤثرترین عامل حیات می‌باشد آلوده‌ترین اجزای بدن حیوان نیز هست گزاف نیست.

از سوی دیگر امروز در علم غذاشناسی ثابت شده که غذاها از طریق تاثیر در غده‌ها و ایجاد هورمونها، در روحیات و اخلاق انسان اثر می‌گذارند، از قدیم نیز تاثیر «خونخواری» در قساوت و سنگدلی ضرب المثل بوده است.»[۸]

لذا محققین از آنجا که خون محیط مناسبی برای رشد انواع میکروبهاست به شدت انسان را از خوردن آن نهی کرده‌اند:

« خون غذای انسان نیست، چرا که پروتئین‌های پلاسما ( آلبومبین، گلاوبومین، فیبرنیوژن) بسیار کم است ( حدود ۶-۸ میلی گرم درصد) و ترکیبات خون بسیار دیر هضم است و یا به سختی جذب روده‌ها می‌شود.

از آنجا که یکی از وظایف خون حمل کردن سموم و مواد زائد بدن ( مثل اوره – اسیداوریک- کریاتینین و گاز دی اکسید کربن ) است، در صورتی که،کسی خون را از طریق دهان بخورد به میزان زیادی از این مواد و سموم را وارد بدن خود کرده است. خون محیط مناسبی برای رشد انواع میکروبهاست که این میکروبها ، از ابزار کشتن (ذبح)، دستها، هوا، مگسها و ظرفی که خون در آن ریخته می‌شود جذب می‌شود هنگام خوردن خون از طریق دهان،

.

بدین ترتیب می‌بینیم که تا چه حد دانش پزشکی مهر

نیست، چرا که استفاده‌های عقلایی و مشروع مورد نیاز عمومی است.»[۹]

ج- گوشت خوک

سومین چیزی که در قرآن خوردن آن نهی می‌شود، خوردن گوشت خوک است.

« خوک یکی از حیوانات پستاندار است که در خشکی زندگی می‌کند وگوشت وشیر آن مورد استفاده قرار می‌گیرد ولی از نظر اسلام این حیوان در لیست غذاهای ممنوع قرار دارد.»[۱۰]

« خوک حتی نزد اروپائیان که بیشترگوشت آن را می‌خورند سمبل بی‌غیرتی است و حیوانی است کثیف، خوک

« تریشین» کافی است

و بلعیدن غذا و تنفس و غیره گردد.

در یک کیلو گوشت خوک ممکن است ۴۰۰ میلیون نوزاد کرم « تریشین» باشد و شاید همین امور سبب شد که چند سال قبل در قسمتی از کشور روسیه خوردن گوشت خوک ممنوع اعلام شد.

بکلی از میان برود، با زیان گوشت خوک قابل انکار نیست، زیرا طبق اصل مسلمی که شد گوشت هر حیوانی حاوی صفات آن حیوان است و از طریق غده‌ها و تراوش آنها ( هورمونها) در اخلاق کسانی که از آن تغذیه می‌کنند اثر می‌گذارد ، و به

 

علاوه بر کرم تریشین، کرم تریکین و کرم کدو، در بدن خوک باعث بیماری‌هایی در بدن انسان می‌شوند بدین ترتیب که:

« تریکین به محض اینکه در اثر خوردن گوشت خوک وارد بدن انسان شد، ابتدا گلبولهای سرخ شروع به زیاد شدن کرده و بعد به تدریج از بین می‌روند، تا آنجایی که در اثر کمی گلبول شخص را دچار کم خونی نموده و به حیات او خاتمه می‌دهد. وقتی که تریکین‌ها وارد معده و خون بدن می‌شوند، اثرات اولیه آنها عبارتست از سرگیجه و ایجاد تبهای دستگاه هاضمه بوده و سپس اسهال رخ داده و مرضی بنام «

مرض لا دردی است . این بیماری در شهرهای مسیحی نشین فراوان یافت می‌شود. اما در بین مسلمانان و یهودیان که از خوردن گوشت خوک احتراز می‌کنند به کلی پیدا نمی‌شود.»[۱۱]

بر اساس موارد گفته شده می‌توان نتیجه گرفت که فلسفه حرمت گوشت و نجاست خوک از دو جهت قابل بررسی است: یکی از نظر تاثیرات سوء روانی ، معنوی و اخلاقی و دیگر از نظر تاثیرات جسمی.

خوک است و منظور از این بیماری، هم از لحاظ روحی و معنوی و هم از لحاظ جسمی می‌باشد.

 

 

تعذیه و اخلاق

در تمام مواردی که در مورد غذاهای طیب و خبیث مثل خون، گوشت خوک و گوشت مردار گفته شده، صحبت از اخلاق و معنویات شد. سوالی که اینجا پیش می‌آید این است که چگونه تغذیه می‌تواند بر اخلاق تاثیر بگذارد در حالی که تغذیه ، جسمی و اخلاق ،امری روحی است؟

« با توجه به رابطه بسیار نزدیک و تنگاتنگی که در میان جسم و روح آدمی است، جایی برای تعجب باقی نمی‌ماند. بسیار می‌شود که یک حالت بحرانی روحی و غم و اندوه شدید جسم را در مدت کوتاهی، ضعیف و پژمرده و ناتوان می‌سازد، موهای انسان را سفید، چشم را کم نور، قوت و توان را از دست و پا می‌گیرد؛ عکس این مسئله نیز صادق است که حالات خوب جسمانی در روح انسان اثر می‌گذارد، روح را شاداب و فکر را قوت می‌بخشد.

از قدیم‌الایام تاثیر غذاها بر روحیات اخلاق انسانی مورد توجه دانشمندان بوده است و حتی این مطلب جزء فرهنگ توده‌های مردم شده است! مثلاً، خونخواری‌ را مایه قساوت و سنگدلی می‌شمردند و معتقد بودند که عقل سالم در بدن سالم است.

در قرآن مجید هم آیاتی برای این معنی دیده می‌شود.

از جمله در آیه ۴۱ سوره مبارکه مائده درباره گروهی از یهود که مرتکب کارهای خلافی از قبیل جاسوسی بر ضد اسلام و تحریف حقایق کتب آسمانی شده بودند، می‌فرماید:

بَعْدِ مَوَاضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن یُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَیْئًا أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّهُ أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ »

« ای پیامبر، غمگین نکند تو را کردار آنان که به کفر می‌شتابند. چه آنهایی که به زبان گفتند که ایمان آوردیم و به دل ایمان نیاورده‌اند و چه آن یهودان که گوش می‌سپارند تا دروغ بندند و برای گروهی دیگر خود نزد تو نمی‌آیند سخن چینی می‌کنند، و سخن خدا را دگرگون می‌سازند، و می‌گویند: اگر شما را اینچنین گفت بپذیرید و

أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوکَ فَاحْکُم بَیْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن یَضُرُّوکَ شَیْئًا وَإِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُم بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ                                                                »

« گوش نهادگان بر دروغند، خورندگان حرامند. پس اگر نزد تو آمدند میانشان حکم کن یا از ایشان رویگردان شو و اگر رویگردان شوی هیچ به تو زیانی نرسانند و اگر میانشان حکم کنی به عدالت حکم کن که خدا عدالت پیشگان را دوست دارد.»

این تعبیر نشان می‌دهد که آلودگی دلهای آنها بر اثر اعمالی همچون تکذیب آیات الهی و خوردن مال حرام بطور مدام بوده است زیرا بسیار از فصاحت و بلاغت دور است که اوصافی را برای آنها بشمرد که هیچ ارتباطی با جمله «لَمْ یُرِدِ اللّهُ أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ                             » نداشته باشد.[۱۲]

« لذا از مجموع آنچه گفته شد استفاده می‌شود که رابطه نزدیکی میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمی‌گوئیم غذاها علت تامه برای اخلاق خوب یا بد است، بلکه همین اندازه می‌دانیم که یکی از عوامل زمینه‌ساز پاکی و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها.»[۱۳]

و استاد مطهری در این باره می‌نویسند:

مسکر به علت تناسبی است که بین معنای لغوی آن (پوشیدن) با این معنا وجود دارد، زیرا این مایعات به جهت سستی که ایجاد می‌کند، روی عقل پرده‌ای می‌افکنند و نمی‌گذارند بد را از خوب و زشت را از زیبا تمیز دهد.»[۱۴]

« کلمه «خمر» در قرآن کریم با ۳ اشتقاق (خمراً – خمر – خمرهن) ۷ بار تکرار شده است که ۲ بار آن در سوره یوسف راجع به تعبیر خواب هم بندی‌اش، یک بار در آیه ۱۵ سوره محمد (ص) راجع به خمر بهشتی و در آیه ۳۱ سوره نور به معنای پوشش زن آمده است. اما آنچه در اینجا مد نظر است خمر یا نوشابه الکلی سکر آوری است که خداوند ابتدا در آیه ۲۱۹ سوره بقره مسلمانان را نسبت به زیانمندی آن هشدار داده است و سپس در آیات ۹۰ و ۹۱ سوره مائده مومنان را به پرهیز از آن امر نموده و مصرفش را حرام کرده است.»[۱۵]

« خمر محتوی مواد شیمیایی بسیاری است ، ولی آنچه بیشتر موردنظر است الکل اتیلیک است که در حقیقت ماده‌ اصلی خمر است و سبب تمام زیانهای ناشی از مصرف انواع آن است. این ماده از تخمیر قند انگور بوجود می‌آید.»[۱۶]

نام‌های مشروبات الکلی:

« مشروبات مست کننده نام‌های مختلفی دارد، مانند عرق، شامپاین، ویسکی، برانده، کنیاک، ودکا و آب جو که همه آنها، دارای الکل هستند، ولی مقدار الکلشان متفاوت است،‌برای مثال، عرق ۶۶% الکل دارد ولی شراب، الکل کمتری دارد.»[۱۷]

شراب (خمر

الصَّلاهِ »[۱۸]

« گفته شده به امیرالمومنین (ع): همانا گمان می‌کنید که گناه خوردن شراب از زنا و دزدی بیشتر است. پس امام (ع) فرمودند: بله، همانا کسی که زنا انجام می‌دهد به کس دیگر آسیب نمی‌رساند ولی شرابخوار وقتی شراب می‌خورد گناهان دیگر مثل زنا، دزدی و آدم کشی، که خداوند حرام کرده و ترک نماز را انجام خواهد داد.»

حال باید دید اسلام در این مورد چه تدابیری اندیشیده است.

 

 

مراحل برخورد قرآن با شرابخواری:

اسلام در این مورد هم مثل سایر موارد که لازم بود، تدابیری اندیشیده است، به این صورت که مراحل تحریم شراب را بصورت تدریجی و مرحله به مرحله بیان کرده است و حالا باید دید که چرا اسلام شراب را یکباره حرام اعلام ننموده است و از طرفی این مراحل تدریجی کدامند؟

عاده رواج داشت و به صورت یک بلای عمومی در آمده بود، تا‌ آنجا که بعضی از مورخان می‌گویند عشق عرب جاهلی در سه چیز خلاصه می‌شد: شعر و شراب و جنگ! و نیز از روایات استفاده می‌شود که حتی بعد از تحریم شراب مسأله ممنوعیت آن برای بعضی از مسلمانان فوق‌العاده سنگین و مشکل بود، تا آنجا که می‌گفتند: « هیچ حکمی بر ما سنگین‌تر از تحریم شراب نبود.» روشن است که اگر اسلام می‌خواست بدون رعایت اصول روانی و اجتماعی با

.

مرحله اول: رزق نیکو ولی استفاده نادرست از آن

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

« وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَهً لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ »[۱۹]

« و از میوه درختان خرما و انگور، باده مستی بخش و خوراکی نیکو برای خود می‌گیرید.»

« کلمه «سُکر» به معنای از دست دادن عقل و کلمه «سَکر» به منشأ آن می‌گویند.»[۲۰] «(سکر) گرچه در لغت‌ معانی مختلف دارد، ولی در اینجا به معنی مسکرات و مشروبات الکلی است و معنی مشهور آن همین است.»[۲۱] و « اصل این کلمه بر معنای سد مجرای آب است و مستی را سکر گویند چون راه معرفت را می‌بندد.»[۲۲]

« قرآن در این آیه هرگز اجازه شراب سازی از خرما و انگور نداده ،بلکه با توجه به اینکه «مسکرات» را در مقابل « رزق حسن» قرار داده اشاره کوتاهی به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است. بنابراین نیاز به این نداریم که بگوئیم این آیه قبل از نزول تحریم شراب نازل شده و اشاره‌ای به حلال بودن آن است، بلکه بر عکس آیه، اشاره به حرام بودن آن می‌کند و اولین اخطار در زمینه تحریم خمر است.»[۲۳]

این اولین مرحله در تربیت صحیح افراد و راه جلوگیری از عادات زشت است و از آیه نتیجه گرفته می‌شود که از میوه‌های درخت انگور و خرما هم نوشابه‌های مستی آور و هم رزق حلال و نیکو بدست می‌آید و در‌آیه از قرار دادن کلمه سکر یا مستی‌آورمقابل «رزق نیکو» نتیجه می‌شود که نوشابه‌های مستی‌آور، یک روزی نیکو نیست و در واقع این خود انسانها هستند که از روزیهای نیکو و پربرکتی که خداوند به آنها ارزانی داشته است استفاده نادرست و زیانبار میکنند.

مرحله دوم: اشاره به گناه شرابخواری

خداوند می‌فرماید: «   یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا »[۲۴]

« درباره شراب و قمار ، از تو می‌پرسند، بگو، « در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است. [ولی] گناهشان از سودشان بزرگتر است.»

در این مرحله چند نکته قابل توجه است:

اول: « برخی از مسلمانان توجه به مسائلی مثل شراب و قمار داشته و از احکام آن سوال می کردند و آیه در پاسخ پرسش‌های آنان نازل شده است.»[۲۵]

دوم: « قرآن کریم هنگامی که می‌خواهد شراب را حرام کند با نرمی و لطافت برخورد میکند و بطور تلویحی متذکر می‌شود که شراب خواری گناه است.

سوم: روش تربیتی قرآن بسیار جالب است چون در برخورد با دو پدیده زشت یعنی شراب خواری و قماربازی از همان ابتدا برخورد تند و سخت نمی‌کند بلکه با انصاف می‌فرماید که: اینها منافعی مادی و زودگذرند، مثلاً تهیه‌کنندگان شراب از راه کشت انگور یا تهیه کشمش و شراب فروشی و یا از جهت اخذ مالیات عوارض، گمرک و گروههایی با دایر کردن قمار خانه‌ها بود و منافعی اخذ می‌کنند، دارد. اما ضررهای روحی وبهداشتی و اجتماعی آن زیادتر است.»[۲۶]

« (اثم) به حالتی گفته می‌شود که در روح و عقل انسان بوجود می‌آید و او را از رسیدن به نیکی‌ها و کمالات باز می‌دارد.»[۲۷]

و از معنای اثم می‌توان اینطور برداشت کرد که شراب و قمار ضررهای بسیار گرانی به جسم وجان انسان وارد می‌کند. چرا که مانع کمالات و نیکی‌ها است و از اینجا میتوان نتیجه گرفت که در آیه قضاوت یه جانبه نبوده بلکه تمام جوانب آن بیان شده و این بیانگر جامع بودن موضوع است.

مرحله سوم: نهی از نماز در حالت مستی:

خداوند می‌فرماید: «    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ »[۲۸]

« ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه می‌گویید»

در تفسیر این آیه چند دیدگاه در بین مفسران قرآن وجود دارد:

الف- « مراد از آیه این است که مسلمانان با حالت مستی که بعد از خوردن شراب حاصل می‌شود وارد  نماز نشوند»[۲۹] و این امر دو فایده مهم در بردارد:

نخست اینکه «مسلماً کسی که با حالت مستی و بی توجهی در برابر خدا می‌ایستد و احیاناً هذیان می‌گوید و یا کلمات و حرکات بی محتوا از او سر می‌زند، مرتکب بی ادبی و توهین به ذات مقدس حق تعالی شده است در نتیجه حرکات و الفاظ و ظواهر و ظروف نماز کافی نیست، بلکه ادب و تقوی در نماز اقتضا می‌کند انسان هنگامی که با خدا راز و نیاز می‌کند. باید بداند چه می‌گوید و چه می‌کند : «حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ »[۳۰]

دوم اینکه « با توجه به نزدیک بودن اوقات پنج گانه نماز واجب ( بویژه در صدر اسلام) عملاً کسی نمی‌توانست به شراب خواری روی آورد چون اگر صبح یا عصر شراب می‌خورد اثرات آن تا موقع نماز صبح باقی می‌ماند و این مطلب نوعی مبارزه با شرابخواری در جامعه بود و در حقیقت ممنوعیت موقت شراب خواری در زمان‌های خاص بود که مردم را آماده می‌کرد تا شراب را به صورت کلی بر آنان حرام کند.» »[۳۱]

ب- « برخی از مفسران شیعه و اهل سنت برآنند که مراد از هستی (سکر) در این آیه، مستی خواب است پس معنای آیه این می‌شود که با حالت خواب آلودگی نماز برگزار نکنید.»[۳۲]

اما برخی دیگر از مفسران به این دیدگاه اشکال کرده‌اند که : « این تفسیر از مفهوم ( حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ ) استفاده می‌شود که نماز خواندن در هر حالی که انسان از هوشیاری کامل

د.

به تدریج که آیات سه مرحله قبل نازل می‌شود، جامعه جاهلیت که در شراب خواری و میگساری غرق بودند به خود آمده، از نظر اجتماعی و روانی زمینه برای حکم نهایی و تحریم قطعی خوردن «شراب» و قمار آماده می‌شود و اینجاست که حکم نهایی از طرف باریتعالی صادر می‌شود.

مرحله چهارم: حرمت شراب

خداوند می‌فرماید : «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ

قرعه‌کشی و

هل تسنن شأن نزولهای مختلفی درباره این آیات ذکر شده است که تقریباً

از شراب گرم شد شروع به ذکر افتخارات خودکردند، کم کم کار بالا گرفت و به اینجا رسید که یکی از آنها استخوان شتری را برداشت و بر بینی من کوبید و آن را شکافت، من خدمت پیامبر (ص) رسیدم و این جریان را عرض کردم در این موقع آیه فوق نازل شد.»[۳۳]

در آیات فوق چند نکته قابل توجه است: « در این آیات تاکیدهای متعددی دیده می‌شود که دلیل حرمت میخوارگی است از جمله:

۱- کلمه «إنٍّما» که برای حصر و تاکیدمی باشد.

۲- توصیف آن به رجس و پلیدی که نجس است و خوردن و نوشیدن نجاسات حرام می‌باشد.

۳- نسبت عمل میخوارگی به شیطان

۴- امر به اجتناب از آن

۵- قرار دادن فلاح و رستگاری در اجتناب از آن

۶- وسیله بودن آن برای ایجاد عداوت و بغض

۷- قسمت آخر آیه: « فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ »[۳۴]« آیا دست برنمی دارید؟»

۸- « آیه با خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ » شروع شده و اشاره به اینکه مخالفت با این حکم با روح ایمان سازگار نیست   »[۳۵]

در این آیه حکم تحریم شراب بصورت خشک بیان نشده است بلکه ضررهای شراب خواری و قمار بیان شده است که این عمل از نظر تربیتی بسیار تأثیرگذار است.

فلسفه تدریجی بودن حرمت شراب:

« آیه حکم حرمت شراب را بصورت قطعی بیان کرده است. ولی این عمل پس از سه مرحله قبل بود که ذهنیت مسلمانان برای این حکم آماده شده بود. بطوری که پس از نزول آیه فوق

و با نزول این آیه هر که جامی در دست داشت آن را شکست، کوزه های شراب در کوچه‌ها ریخته شد. و جامعه مسلمانان یکپارچه به فرامین شریعت گردن نهاد و این تاثیر شگفت انگیز روش تربیتی قرآن کریم بود که بصورت تدریجی و چند مرحله‌ای اجرا شد.»[۳۶]

این تحریم صریح و موکد، در مقایسه با آیاتی که قبلاً بطور غیرصریح و ساده مردم را از میخواری نهی کرد، نمونه‌ای است از روش اسلام برای درمان تدریجی اینگونه مفاسد اجتماعی، و این روش تدریجی یکی از رموز

اجرا در آورد که از ملت آمریکا به شراب علاقه و دلبستگی بیشتری داشت بلکه عاشق و دلباخته آن بود ، بطوریکه در فرهنگ آن ملت شراب در حدود دویست و پنجاه نام داشت و تار و پود اشعارش را تشکیل می داد ( اسلام و تمدن

بر آنها دشوار نیاید آن را بصورت تدریجی و مرحله به مرحله حرام اعلام کرد نخست عیب آن را گوشزد کرد ، سپس بهنگام نماز از نوشیدن شراب آنها را نهی کرد و سرانجام آن را حرام نمود . » [۳۷]

از این مراحل تدریجی حرام بودن نوشیدن شراب می توان بصورت یک درس عبرت برای سایر موارد سنتهای اخلاقی نادرست استفاده کرد و باید یاد گفت که برای هر کاری باید مرحله به

عمیق به آن آلوده شده است راهی بهتر از این روش نیست که افراد را تدریجاً آماده کنند و سپس حکم نهائی اعلام گردد .

آثار نوشیدن شراب

شراب جزء غذاهای غیر بهداشتی است که اسلام آن را حرام اعلام نموده است ، البته در اسلام هر دستوری که صادر می شود حتماً به مصلحت و منفعت انسان است لذا اگر شراب را حرام ساخته است و انسان را از آن نهی کرده است حتماً

و امور پلید است . »

عن الباقر (ع) : « اِنَّ مُدمِنَ الخَمرِ کَعابدِ وَثَنٍ وَ یُوَرِّثُهَ الِارتِعَاشِ وَ یَهدِمُ مُرُوَّتَهِ وَ تَحمِلُهُ عَلَی التَجَسَّرَ عَلَی المَحَارِِِمِِ مِن سَفَکِ الدِّمَاِء وَ رُکُوِب الزِّنَی حَتَی لا یُومِنُوا وَاِذَا سَکَرَ أَنَّ عَلَی حُرمَهِ وَ هُو لا یَعقِلُ ذَلِکَ وَ الخَمرُ لا تُزیدُ شَارِبُهَا أِلَّا کُلِّ شَر . »‌[۳۸]

« همانا دائم الخمر ، مانند بت پرست است ، شراب ، برایش ، رعشه در بدن پدید می آورد ، مردانگی و مروّتش را نابود می کند . او را وادار بر جسارت بر محرمها و خون ریزی و زنا می کند ، حتی در هنگام مستی ، نمی تواند از زنای با محارم ایمن باشد . او در مستی ، این کار را بدون عقل (فکر) انجام می دهد . شراب ، چیزی جز هر نوع بدی به شرابخوار نمی افزاید . »

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

آثار زیبانبار روحی و معنوی

این آثار زیانبار شامل ضررهای اقتصادی ، تفرقه بین اجتماع و دوری انسان از خدا می شود .

« شراب و قمار سبب جدایی و تفرقه در بین مردم می شوند ، در حالی که اسلام به

کردن کینه خود نفسکش می طلبد .

اکنون این سؤال پیش می آید که شراب چگونه سبب این عداوت می شود ؟ شراب عقل را زایل می کند و اراده را ناتوان . انسان ، قدرت تسلط بر شهوات را از دست می دهد و از آن پس این شهوات است که بر او تسلط می یابند و او را به هر جا که خاطر خواهشان است می کشند » [۱]

این مورد یکی از ضررهای اجتماعی خوردن شراب است زیرا علاوه بر این که به خود شخص ضرر می رساند باعث ضرر رساندن به سایر افراد و به عباراتی اجتماع می شود و همچنین موجب خروج انسان از حوزه انسانیت می گردد زیرا بواسطه خوردن شراب عقل انسان زایل می شود که در اینصورت انسان به حیوان درنده‌ای تبدیل خواهد شد لذا بهجت اینست که در قرآن شراب خواری از اعمال شیطان محسوب شد است .

«‌ إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ » [۲]

«‌ شراب خواری از اعمال شیطانی است که شیطان می خواهد با آن بین انسانها دشمنی ایجاد کند.»

« کلمه شیطان در تعالیم اسلامی و قرآن اعم از « ابلیس » معروف است بلکه به هر موجود خبیث و حیله گر شیطان گفته می شود . » [۳]

شراب خواران به خاطر روحیه درنده خویی و شرارت که در حال سستی غالباً پیدا می شود ، دست به اعمال

( از جمله زنا با محارم !)، ۲۰ درصد جرائم سرقت مربوط به الکل  و مشروبات الکلی بوده است و به موجب آماری از همین دانشمند ۴۰ درصد از اطفال مجرم دارای سابقه اثر الکلیت هستند . » [۴]

« طبق آْماری که برخی موسسات تحقیقاتی در غرب منتشر کرده‌اند : جرائم اجتماعی الکلیست ها از این قرار است :

مرتکبین قتلهای عمومی ۵۰%

ضرب و جرح در اثر نوشیدن الکل ۸/۷۷%

سرقت های مربوط به الکلیست ها ۵/۸۸ %

جرائم جنسی مربوط به الکلیست ها ۸/۸۸%  » [۵].

« یکی از صاحب نظران می نویسد : یکی از ضررهای مسکرات ، مردم آزاری است ، شخص شراب خوار ، مردم ، همسایگان ، پدر و مادر ، خانواده و فرزندان خود را اذیت می کند . » [۶]

علاوه بر موارد ذکر شده مصرف الکل ، هزینه فوق العاده

به الکل برای جامعه در ایالات متحده ،‌۱۵۰۰ میلیارد دلار در سال یعنی حدود ۶۰۰۰ دلار برای هر نفر تخمین زده می شود . » [۷]

« یکی از دانشمندان می گوید :

اگر دولتها نیمی از میخانه ها را ببندند ، نیمی از بیمارستها و تیمارستانها بسته خواهد شد . » [۸]

« از نظر اقتصادی تنها در انگلستان زیانهای ناشی از طریق غیبت کارگران از کار، به خاطر الکلیسم به ۵۰ میلون دلار در سال ( تقریبا ۱۷۵۰ میلیون تومان ) برآورد شده است ، که این مبلغ به تنهائی می تواند هزینه ایجاد هزاران کودکستان و دبستان و دبیرستان را تامین نماید .

و به موجب آماری که درباره زیانهای مشروبات الکلی در فرانسه انتشار یافته ، الکل ۱۳۷ میلیارد فرانک در سال بر بودجه فرانسه غیر از خسارات شخصی به شرح زیر تحمیل می کند :

۶۰ میلیارد فرانک خرج دادگستری و زندانها .

۴۰ میلیارد فرانک خرج تعاون عمومی و خیریه .

۱۰ میلیارد فرانک مخارج بیمارستانها برای الکلیها .

۷۰ میلیاد فرانک هزینه امنیت اجتماعی .

و به این ترتیب روشن می شود که تعداد بیماران روانی و بیمارستانها و قتلها و نزاعهای خونین و سرقت ها و تجاوزها و تصادفها با تعداد میخانه ها تناسب مستقیم دارد . » [۹]

اگر چه تجارت مشروبات الکلی سودی زودگذر مثل مالیات برای دولت ها دارد اما ضررهای آن بیشتر از نفع آن است و این حقیقتی است که قرآن قرنها بیان داشت : « وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا » (۲۱۹/بقره)

لذا مصرف مشروبات الکلی می تواند انسان را از دین الهی خارج نماید و همانطور که قرآن در

و محبت نسبت به زن و فرزند ضعیف می شود به طور یکه مکرر دیده شده که پدرانی فرزندان خود را با دست خود کشته‌اند . » [۱۰] و این موارد از موارد زیانبار معنوی است ، که غیر قابل جبران است .

ب آثار زیانبار جسمی و مادی

خمر محتوی مواد شیمیایی بسیاری است . ولی آنچه بیشتر مورد نظر است الکل اتیلیک یا همان اتانول است ،‌که  در حقیقت ماده اصلی خمر است و سبب تمام زیانهای ناشی از مصرف انواع آن است .

«‌ اتانول ماده‌ای بی رنگ ، با بو و طعم مخصوص به خود است . غلظت آن بطور متوسط در آبجو ۵% و در شراب ۱۲% است .

بر روی مغز است.»[۱۱]

« جذب الکل در بدن سریع است و پس از نوشیدن اولین جرعه ،

آب و دی اکسید کربن و انرژی تبدیل می شود ،  این عمل در

در آب است پس از تجزیه بیشتر متوجه خون شده ، گاهی غلظت آن به حدود ۱۵ درصد رسیده و ایجاد مسمومیت می کند . » [۱۲]

تمام این جذب و دفعها باعث ضررهایی برای بدن می شود و به قسمتهای مختلف بدن مثل دستگاه گوارش ، دستگاه تنفس ، خون ، اعصاب ، قلب و رگها ، روان و عقل و نسل » آسیب های جدی وارد می کند . که در اینجا به برخی از این آسیب ها اشاره می شود .

۱- دستگاه گوارش

« نوشیدن الکل ترشح بزاق را زیاد و رگهای معده را گشاد ،

، کبد را بزرگ کرده و بتدریج آن را سفت و سخت می نماید و مانع کار کبد می شود و کبد که مهمتری اندام ذخیره و جذب و دفع مواد غذائی و سمی است ، به سرعت رو به خرابی می رود . » [۱۳]

۲- دستگاه تنفس

« الکل بوسیله خون به دستگاه تنفس رفته و از راه هوای بازدم دفع می شود و در نتیجه مقاومت ششها را کم کرده و عوارض عفونی ریه را پدید می آورد و ضایعاتی در حلق و حنجره ایجاد کرده و دستگاه تنفس را مستعد ظهور برونشیت مزمن ، آسم و ذات الریه می نماید . » [۱۴]

 

 

۳- خون

« با توجه به اینکه الکل باعث کم اشتهایی و در نتیجه سوء تغذیه می گردد ، عوارض زیر را در رابطه با خون در پی خواهد داشت :

الف – کاهش آهن خون

ب – کاهش اسید کولیک در خون

پ  کاهش ویتامین  در خون

ت – کاهش گلبولهای قرمز خون و در نتیجه زرد شدن پوست بدن

ه – بیماری هملوسدرین (Hemosiderin) » [۱۵]

۴- قلب و رگها

« مصرف الکل یکی از علل اختلال در کار عضله قلب می باشد . این بیماری که به نام کاردیومیوپاتی اتساعی نام دارد با اختلال در عملکرد سیستولی و اتساع یک یا دو بطن(حفره قلب ) مشخص می شود . علائم آن شامل تنگی نفس ، خستگی و ورم پاهاست که درصورت ادامه مصرف الکل ، روز به روز تشدید خواهد شد. از مشکلات دیگری که در  مصرف کنندگان الکل دیده می شود ، اختلال در ضربان قلب و به هم خورد ریتم قلبی است . » [۱۶]

۵- عقل و روان

«‌عوارض روحی و ذهنی بسیاری وجود دارد که یا بر اثر اعتیاد به الکل  و یا ترک ناگهانی و یکباره آن بوجود می آید . مهمترین این عوارض به شرح زیر است :

الف – هذیان ارتعاشی  و این ، حالتی است حاد همراه با اختلالات عقلی ، بی توجهی ، رعشه ، هیجان زدگی

ب – جنون کورساف ، عبارت است از ضعف ذاکره و هذیان گویی و التهاب پایانه‌های عصبی و از بین رفتن قدرت تشخیص و شناخت .

پ – بیماری مغزی ورنیکه ؛ این بیماری ، علاوه بر عوارض جنون کورساکوف ، عوراض دیگری مانند فلج عضلات چشم و از دست دادن تفکر و گیجی و بیهوشی دارد .

ت – عقب ماندگی عقل الکلی ، ضعف ذاکره و ناتوانی در کنترل عواطف و اختلال در فعالیت های مغزی از این قسم است » [۱۷]

و در برخی روایات نیز به این حقیقت اشاره شده است .

عَن أَبی جَعفَرِ بنِ علی الباقرِ (ع) ، قال أُوحِیَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إلی رَسُولِهِ

علی باقر نقل می کند که گفت : خداوند به رسولش وحی فرستاد که : من از

آن نقص مردانگی به شمار می رود . هرگز زنا نکرده‌ام ، زیرا ترسدیم ، همین کار با خود من نیز بشود ، و هرگز بتی نپرستیدم ، زیرا دانستم که سود و زیانی ندارد . پیامبر دستان خود را بر شانه او نهاد و گفت : بجاست که خداوند ، دو بال برایت بدهد تا در بهشت به پرواز در آیی . »

۷- نسل

عامل دیگر که خوردن شراب بر آن تاثیر منفی می گذارد نسل است

« اعتیاد والدین به خصوص مادر

و رفتاری می توان تقسیم کرد که مجموعه آن را « سندرم الکلی جنین » می نامند .

ناهنجاریهای فیزیکی این نوزادان در بدو تولد عبارتند از کم وزنی نوزاد ، وجود تغییراتی در ساختمان ظاهری صورت مثل کوچک بودن سر و فک تحتانی ، کم بودن اندازه جمجمه و شلی لب همراه با شلی یا هیپوتونی عضلات اندام است ، که این علایم با حالت بی قراری زیاد از نظر رفتاری برای نوزادان قابل توجه خواهد بود .

عوارض جسمی پس از ولادت که به تدریج در جریان رشد و تکامل این نوزادان بروز می کند عبارتند از کوتاه ماندن قد و عیوب مفصلی ، وقفه رشد مغزی ، کوچک ماندن جمجمه و عقب ماندگی روانی است هم چنین از نظر رفتاری وجود تحرک و فعالیت زیاد و بی هدف در زمان کودکی یا هیپراکتیویتی به تدریج خودنمایی می کند. » [۱۸]

«‌کسی که در حین انعقاد نطفه مست است ۳۵ درصد عوارض الکلیسم حاد را به فرزندان خود منتقل می کند و اگر زن و مرد هر دو مست باشند

که زودتر از وقت طبیعی به دنیا آمده‌اند از پدران و مادران الکلی ۴۵ درصد ، و از مادران الکلی ۳۱ درصد و از پدران الکلی ۱۷ درصد بوده اند .

کودکانی که هنگام تولد توانایی زندگی را ندارند ، از پدران الکلی ۶ درصد ، و ازمادران الکلی ۴۵ درصد ، کودکانی که کوتاه قد بوده‌اند از پدران و مادران ۷۵ درصد و از مادران ۴۵ درصد بوده است . کودکانی که فاقد نیروی کافی عقلانی و روحی بوده‌ند از مادران و از پدران الکلی نیز ۷۵ درصد بوده است . » [۱۹]

و یکی دیگر از نویسندگان می نویسد :

« یکی از پزشکان آلمان ثابت کرده که تاثیر الکل تا سه نسل به طور حتمی باقی است . به شرط اینکه این سه نسل الکلی نباشند . » [۲۰]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش سوم

 

                  بهداشت جنسی

 

  • ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت حیض
  • زنا
  • لواط ( هم جنسی بازی )
  • استمناء

 

 

 

 

 

 

۱- ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت عادات ماهیانه

اولین بخش از این فصل که بررسی آن پرداخته می شود مسئله ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت حیض می باشد . که در ابتدا عادت ماهیانه توضیح داده می شود و سپس با توجه به آیات قرآن علت این ممنوعیت و حد جماع در این حالت بیان می شود .

«‌ محیض یا دوران قاعدگی عبارت است از خروج دوره ای و مرتب خون و مخاط خراب شده رحم از مهبل در مدت باروری زن یعنی از بلوغ تا یائسگی .

دستگاه سازنده زن در هر ۲۸ روز پیوسته در حال فعالیت برای باروری است . اگر آبستی صورت نگیرد ، دوره سازندگی با آغاز خونریزی پایان می یابد .

توضیح اینکه : در هنگام تخمک گذاری ، مایع فولیکولی بر فولیکول فشار آورده و آن را می ترکاند و در نتیجه تخمک آزاد می شو .

از خونریزی ماهانه ،جریان خون عروق متشکل شده در مخاط رحم کند می شود و

و حالت طبیعی خود را باز می یابند . با باز شدن دهانه عروق منقبض ، خونریزی شروع شده و دوره قاعدگی آغاز می گردد.

نخستین خونریزی قاعدگی معمولاً هنگامی آغاز می شود که دختر به حدود سیزده سالگی می رسد و آنگاه دوره قاعدگی ، به استثنای مدتهایی که آبستن است ،‌ هر ماه تکرار می شود و معمولاً حدود چهل و پنج تا پنجاه سالگی قطع می گردد . » [۲۱]

بانوان در طی این دوره ، از نظر طهارت ، عبادت و آمیزش جنسی مسائلی دارند که باید رعایت کنند و در اینجا ، موضوع آمیزش جنسی در این دوران از نظر قرآن و علوم پزشکی پرداخته می شود .

در قرآن آمده است که :

« وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِی الْمَحِیضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ »‌[۲۲]

«‌از تو درباره عادت ماهانه [زنان ] می پرسند ، بگو : آن ، رنجی است ، پس هنگام عادت ماهانه ، از [ آمیزش با ] زنان کناره گیری کنید ، و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند ، پس چون پاک شدند ،  از همان جا که خدا به شما فرمان داده است ، با آنان آمیزش کنید .خداوند توبه کاران و پاکیزگان را دوست می دارد . »

در تفاسیر آمده است که :‌

«

را لمس کند باید لباس خود را بشوید و هر کس چیزی را که او بر آن نشسته لمس کند باید خود را بشوید و تا شام نجس است و اگر مرد با او هم بستر شود تا هفت روز نجس است ، اگر روزهای بیشتر از قاعده خون ببیند نجس است .

در مقابل این حکم سخت و احیاناً اهانت آمیز تورات ، نصاری ، حتی آمیزش جنسی را در ایام حیض جایز می دانند

گونه معاشرت و نشست و برخاست با زنان غیر از عمل جنسی هیچگونه مانعی ندارد . » [۲۳]

بنابراین دیده می شود که در این آیه که مربوط به حیض است

می زند و حد وسط را رعایت می کند و در حقیقت نه مانند یهودیها طرد کامل زنان حائض را قبول دارد و نه مانند مسیحیان که آمیزش با زنان را در این دوران بلامانع می دانند رفتار می کند در واقع بیان این مسائل برای حفظ و تائید بهداشت و سلامت جسم و روان مرد و زن می باشد .

« دوری از زنان در حالت حیض ، فکری است که از قدیم در میان بشر وجود داشته است و به همین دلیل ، ایرانیان قدیم معاشرت با زنانی را که در حالت عادت ماهیانه بودند ممنوع می ساختند. » [۲۴]

البته متاسفانه این اصل مهم و اساسی بهداشتی و قرآنی مورد دقت قرار نمی گیرد لذا « ممنوعیت نزدیکی با زنان در این حالت (

شده که آن را جایز می شمارند . » [۲۵]

ممنوعیت آمیزش با زنان در حالت عادت ماهیانه از نظر پزشکی و علمی :

اسلام ، دین جامعی است که برای هر سوالی جوابی دارد و در اول آیه گفته شده است که « و از تو درباره خون حیض سؤال می کنند . » که اسلام جواب این سؤال را بصورت منطقی و در حد اعتدال و دور از افراط و تفریط جواب داده است و حال باید دید که از نظر پزشکی و علمی علت عدم آمیزش در این دوران چیست و چه ضررها و عواقبی برای جسم دارد ؟

« در ایام عادت ماهیانه ، هورمونها جنسی زنان ( استروژن و پروژسترون ) کاهش می‌یابد و این کاهش باعث ایجاد مسائلی در کل بدن بویژه در ارگانهای جنسی زنانه می‌شود ،‌از جمله :

– در ایام عادت ماهیانه ،‌بعلت کاهش هورمونهای جنسی زنانه ، شریانهای مارپیچی که به بافت داخل رحم ( آندومتر) خونرسانی می کنند ، دچار انقباض شده و در نتیجه خونرسانی به آندومتر (بافت داخلی رحم ) مختل می شود و این بافت در اثر عدم خونگیری دچار مردگی (نکروز ) شده و ریزش می نماید .

ریزش

است ؛ لذا تاکید می شود که در این زمان ، مردان از نزدیکی و همبستر شدن با زنان پرهیز نمایند . »‌[۲۶]

از موارد دیگر مضرات آمیزش در چنین حالتی آسیب های جسمی و روحی و روانی برای زن است که برخی از پژوهشگران به آن اشاره کرده‌اند .

– « در زمان عادت ماهیانه وضعیت التهابی درون مهبل و کاهش هورمونهای جنسی موجب انقباض عضلات این ناحیه شده و حالت شلی این عضلات که سبب سهولت و بی درد بودن عمل مقاربت در وضعیت عادی می شود کاهش می یابد و در نتیجه ، « نزدیکی » ، در این مرحله برای زن دردناک و ناخوش آیند خواهد بود .

– چون استروژن محرک مهمی برای میل جنسی زن است ودر مرحله عادت ماهیانه ، میزان آن در خون کاهش می یابد لذا تمایل زن نیز از نظر روانی و فیزیولوژی به مقاربت خیلی کم و

منع کرده است که در غیر اینصورت به علت ناهمانگی و بی میلی زن گاهی ممکن است پی آمدهای عاطفی زیان باری را برای دو طرف ایجاد کند .» [۲۷]

و در کتاب طب در قرآن در این باره آمده است که :

– «‌ در شرایط

از طرفی باعث ایجاد خراشهایی در مهبل ( که التهاب یافته است ) می شود . و غشای مخاطی رحم ( که در حالت پوست اندازی و زحم سرباز است ) محل نفوذ میکروبها از مهبل می شود ، رحم نیز دچار التهاب می شود و در

کند در معرض بیماری قرار می گیرد و ممکن است دچار التهاب مجرای بولی شود و گاهی این التهاب به سایر

.

– « حکمت این حکم از طرفی مربوط به مردان است ، یعنی عادت کردن آنها به صبر و جلوگیری از اسراف در شهوترانی است که در صورت نزدیکی این ناراحتی تشدید می شود . » [۲۸]

– « در موقع قاعدگی محل مقاربت به علت خونریزی کثیف و بد بو می باشد لذا تماس جنسی از نظر روانی نیز برای هر دو ناخوش آیند خواهد شد . » [۲۹]

احکام حائض :

چند چیز بر حائض حرام است :

« اول : عبادت هایی که مانند نماز باید با وضوع یا غسل یا تیمم به جا آورده شود .

دوم : تمام چیزهایی که بر جنب حرام است .

سوم : جماع کردن در فرج ، که هم برای مرد حرام است و هم برای زن . » [۳۰]

حال اگر مردی در این دوران با زن خود نزدیکی کند کفاره آن چیست ؟

« اگر شماره روزهای حیض زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در قسمت اول آن ، با زن خود در قُبُل جماع کند ، بنابر احتیاط واجب باید هیچده نخود طلا کفاره به فقیر بدهد و اگر در قسمت دوم جماع کند ، نه نخود و اگر در قسمت سوم جماع کند ، باید چهار نخود و نیم بدهد » [۳۱]

۲- زنا

یکی از موارد مهمی که در قرآن بهداشت جسمی آن مورد توجه قرار گرفته شده است بحث زنا و پیامدهای مخرب روحی و جسمی آن می باشد که در این بخش به بررسی آن پرداخته می شود .

« ارضای غریزه جنسی در قالب خاص ازدواج که یک نوع رابطه اختصاصی میان زن و مرد است صورت می پذیرد . با عقد ازدواج ، زن و مرد نسبت به هم متعهد شده و با حفظ حریم یکدیگر

نوع بی بندوبای و آزادی جنسی بوده مورد نکوهش قرار گرفته و آن را عملی زشت معرفی کرده اند . حرمت زنا در مورد محارم از قیل مادر ، دختر ، خواهر ،‌عمه و خاله شدیدتر است و همچنین درخصوص مردی که زن داشته و یا زنی که شوهر داشته باشد ، حرمتش بیشتر است . » [۳۲]

تعریف اصطلاحی زنا

« منظور از « زنا » آمیزش آگاهانه با بیگانه و خارج از چهارچوب مقررات شرعی است » [۳۳] که در قران کریم از آن به عنوان « فاحشه » یاد شده است .

و در روایتی از امام علی (ع) به بزرگترین زنا اشاره شده است :

« اَلاِمَامُ عَلَی (ع) : ألَا اُخبِرُکُم بِاَکبَرِ الزِّنَا ؟ … هِی اِمرأَهٌ تُوطِیُ فِرَاشُ زَوجِهَا فَتَایَ بِوَلَدٍ مِن غَیرِهِ فَتَلزِمُهُ زَوجَهَا ، قَتِلکَ الَّتی لَایُکَلَّمُهَا اللهُ ، وَ لَایَنظُرُ إَلَیهَا یَومَ القِیامَهِ ، وَلَایُزَکِّیها وَ لَهَا عَذَابٌ اَلیمٌ » [۳۴]

« امام علی (ع) : آیا شما را از بزرگترین زنا خبر ندهم ؟ …. زنی که به شوهر خود خیانت کن و از بیگانه فرزندی بیاورد و او را به شوهر خود بچسباند ، خداوند در روز قیامت با چنین زنی سخن نمی گوید و به او نمی نگرد و پاکش نمی کند و وی را عذابی دردناک باشد . »

مراحل نکوهش زنا در قرآن

 

وزنان شده است و سپس در چند آیه و در چند مرحله آن را نکوهش و ممنوع کرده است که آن مراحل عبارتند از :

مرحله اول : صفات زنا

قرآن می فرماید :

« وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَسَاء سَبِیلًا »[۳۵]

«‌ و به زنا نزدیک مشوید ، چرا که آن همواره زشت و بد راهی است »

در این آیه دو صفت « عمل زشت » و « راه ناپسند » را برای زنا بر می شمارد و آن را نکوهش می کند و این اولین مرحله برخورد با یک صفت ناپسند است .

برخی از مفسران می نویسند که این آیه به سه نکته اشاره دارد :

الف – آیه فوق نمی گویند زنا نکنید بلکه می گوید ، به این

و تنها ) عامل وسوسه انگیز دیگر است، بالاخره ترک ازدواج برای جوانان و سختگیری های بی دلیل طرفین در این زمینه همه « قرب به زنا » است که در این آیه همه ی آنها را نهی می کند .

ب – جمله « إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً » مشتمل بر سه تاکید است : ( اِنَّ – استفاده از فعل ماضی کان – تعبیر فاحشه ) که عظمت این گناه را نشان می دهد .

پ – جلمه « ساءَسَبیلاً » بیانگر این واقعیت است که این عمل ، راهی به مفاسد دیگر در جامعه می گشاید . » [۳۶]

دکتر رضایی اصفهانی در کتاب خود در مورد ساءَ سبیلاً گفته است که :

« انسان کسی است که بر اساس عقل و اندیشه و دین کارهای خود را در آن چهارچوب ها ، قانونمند می کند و زنا یعنی ارتباط غیر

زشت «فاحشه» و راه ناپسند « ساء سبیلا » یاد کرده است . » [۳۷]

مرحله دوم : وعده‌ی عذاب اخروی

هنگامی که قرآن صفات بندگان خدا را بر می شمارد می فرماید :

« وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا »[۳۸]

« و زنا نمی کنند و هرکس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد »

  • در اینجا پاکدامنی از صفت های بندگان خاص خدا شمرده شده است و در ضمن ، تهدید به عقاب می کند که هر کس مرتکب این عمل زشت شود دچار عذاب الهی
  • دستور قرآن در زمینه شرک ، زنا و قتل ، تنها یک موعظه نیست ، قانونی است که تخلف از آن کیفری شدید دارد . (وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا) » [۳۹]

مرحله سوم : زنا نکردن جزئی از یک پیمان عمومی

هنگامی که زنان بعد از فتح مکه می خواستند با پیامبر (ص) بیعت کنند یکی از مواد عهدنامه آنها زنا نکردن بود و در این رابطه قرآن فرموده است :

« یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ »‌[۴۰]

« ای پیامبر ، چون زنان باایمان نزد تو آیند که [ با این شرط ] با تو بیعت کنند که چیزی را با خدا شریک نسازند ، و دزدی نکنند ، و زنا نکنند ، و فرزندان خود را نکشند و بچه‌های حرامزاده‌ای را که پس انداخته‌اند با بهتان [ و

، آیه فوق نازل شد و کیفیت بیعت با آنان را شرح داد و پس از آن پیامبر (ص) از آنها بیعت گرفت . » [۴۱]

در این آیه یکی از موارد شش گانه پیمان « زنا کردن » قرار داده شده است یعنی ترک زنا بصورت یک عهد و پیمان اجتماعی در می آید .

مرحله چهارم : مجازات زنا کار

قرآن می فرماید :

« الزَّانِیَهُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَهَ جَلْدَهٍ وَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَأْفَهٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَهٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِین الزَّانِی لَا یَنکِحُ إلَّا زَانِیَهً أَوْ مُشْرِکَهً وَالزَّانِیَهُ لَا یَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى

را به همسری نگیرد ، وزن زناکار را ، جز مرد زناکار یا مشترک به زنی نگیرد ، و بر مومنان این [امر] حرام گردیده است . »‌

« (الجلده) ضربه ای است که پوست بدن انسان را لمس می کند و از آنجا که زنا

هوسبازان است ، بعلاوه بیماری های روانی و آمیزشی که از آثار شوم آن است بر کسی پنهان نیست و کشتن فرزندان ، سقط جنین و جنایاتی مانند آن » [۴۲]

این آخرین مرحله برخورد با مرتکبین این عمل زشت است . چرا که قرآن کریم در آیات قبلی زمینه سازی کرد و ذهنیت مسلمانان را آماده ساخت و در این آیه با شدت هر چه بیشتر حکم صد شلاق را برای زناکاران قرار داد . این آیه مربوط به مدینه است که حکومت اسلام مستقر شد و مسلمانان با احکام اسلام آشنا شده‌اند .

برخی از مفسران نوشته اند :

«‌ این آیه مشتمل بر سه دستور است :‌

الف – حکم مجازات زنان و مردان آلوده به فحشا

ب – تاکید بر این که در اجرای این حد الهی ، گرفتار محبت ها و احساسات بی مورد نشوید . محبتی که نتیجه‌ای جز فساد و آلودگی در اجتماع ندارد .

پ – دستور به حضور جمعی از مومنان در صحنه مجازات می دهد ، چرا که هدف تنها این نیست که گناهکار عبرت گیرد بلکه هدف آن است که مجازات او سبب عبرت دیگران هم بشود . » [۴۳]

در مورد آیه سوم سوره نور (

را از ازدواج با افراد زناکار باز دارد چرا که بیماری های اخلاقی همچون بیماری های جسمی غالباً واگیردار است . به علاوه نوعی ننگ است و فرزندان آنان نیز مشکوکند و شاید این ، تفسیر جمله « حرم ذلک علی المومنین » است . شاهد دیگر شأن نزول آیه است که گفته‌اند :مردی از مسلمانان از پیامبر (ص) اجازه خواست تا با « ام مهزول » ( که زنی که در عصر جاهلیت به آلودگی معروف بود و حتی پرچمی برای شناسایی بر در خانه خود نصب کرده بود ) ازدواج کند ، آیه فوق به این مناسبت نازل شد » [۴۴]

این برخورد چهار مرحله ای قرآن کریم ، از لحاظ تربیتی بسیار مهم و جالب است چرا که می تواند الگویی برای برخورد با عادات زشت و ناپسند در جامعه باشد .

برخی از مفاسد زنا

در عمل زشت زنا مفاسد زیادی چه از نظر معنوی یا اجتماعی و یا پزشکی وجود دارد که در اینجا این موارد بررسی می شود که عبارتند از :

۱- «سرچشمه‌ی بسیاری از درگیری ها و خودکشی ها ، فرار از خانه ها ، فرزندان نامشروع ، بیماری های مقاربتی و دلهره برای خانواده‌های آبرومند است .

  • زناکار ، طرف مقابل را شریک زندگی نمی داند ، وسیله‌ی اطفای شهوت می داند .
  • زنا کار ، سبب کاهش
  • کامبیابی خود ، به تهمت و دزدی دست می زند و حتی مرتکب قتل می شود .
  • در جامعه ، فرزنان نامشروع و بی هویت پدیدمی آید ،‌که زمینه‌ی بسیاری از مفاسد و جرائم است و مصداق روشنی برای فحشا است . » [۴۵]

پیامبر اکرم (ص) طی روایتی پیامدهای شوم این عمل شرعی و اخلاقی را بیان فرموده‌اند.

« رسول الله (ص) : یَا عَلَِیُّ ! فِی الزِّنا سِتَّ خِصالٍ : ثلاثٌ مِنها فِی الدِّنیا وَ ثلاثٌ فِی الاخِرَهِ ، فَاَمَّا الَّتی فِی الدُّنیَا فَیَذهَبُ بِالبَهاءِ ، وَ یُعَجَّلُ الفَنَاءُ ، وَ یَقطَعُ الرِّزقَ ، وَ اَمَّا الَّتی فِی الآخِرَهِ فَسُوءُ الحَسَابِ ، وَ سَخَطُ الرَّحمانِ وَ الخُلُودُ فِی النَّارِ . » [۴۶]

« پیامبر خدا (ص) : ای علی ! زنا شش پیامد در دنیا و سه دیگر در آخرت دارد . پیامدهای دنیایش این است که آبرو را می برد ، مرگ را شتاب می بخشد و روزی را می برد و پیامدهای

شود.

ب : این عمل ننگین سبب انواع برخوردها و کشمکش های فردی و اجتماعی در میان هوسبازان است .

پ : تجربه نشان داده و علم ثابت کرده است که این عمل باعث اشاعه انواع

پذیر نیست» [۴۷]

« تحقیقات نشان می دهد که جنایت ، خشونت ، اعتیاد و … در بین این افراد نسبت به کسانی که در خانواده‌های سالم پرورش یافته‌اند ، بیشتر است و این تهدید بزرگی است که امنیت اجتماعی بعضی از جوامع را به مخاطره انداخته و دانشمندان را وادار به موضعگیری کرده است . » [۴۸]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

انتشار بیماریهای آمیزشی در جامعه :‌

بیماری های آمیزشی کدامند ؟ بیماری های آمیزشی امراض بسیار مهمی هستند که به دلیل خطرناک و مسری بودن به عنوان مهمترین بیماریهای پوستی ،  به شمار می روند . همچنین به دلیل ضایعات و اختلالاتی که در دیگر اعضای بدن وجود می آورند در طب عمومی نیز جایگاه ویژه ای دارند .

با تمامی پیشرفتهای زیاد و شگرفی که در زمینه پیشگیری و درمان بیماری ها حادث شده است ، ولی هر روزه در دنیا شاهد آنیم که تعداد بیشماری از انسان ها به انواع و اقسام بیماریهای منتقله از طریق جنسی مبتلا می شوند که

باز داری فعالیت جنسی در نیویورک ، لوسآنجلس ، سان فرانسیسکو بودند ، از آن زمان تاکنون ، بیماری در سرتاسر جهان گسترش یافته است .

در این بیماری سیستم دفاعی بدن مختل شده و بیمار در مقابل انواع عفونت ها و سرطانها قادر به دفاع نبوده و در نهایت بصورت زجر آوری مرگ او فرا می رسد ، از زمان آلودگی تا مرگ ممکن است حتی ۱۰ سال طول بکشد و در این مدت است که فرد آلوده ، اشخاص سالم را آلوده می کند .

در اثر تماس جنسی ‌،ویروس ایدز از فرد آلوده به فرد سالم منتقل  شده و وی را آلوده می کند و البته این بیماری از سه راه دیگر نیز انتقال می باید که عبارتند از :‌

  • خون و فرآورده‌های خونی آلوده به ویروس
  • سرنگهای آلوده ، تیغ خودتراش ، لوازم حجامت و خال کوبی
  • مادر آلوده به طفل ( قبل از زایمان ، حین زایمان یا بعد از زایمان )

و هنوز هیچ درمان مؤثر و یا واکسن قطعی جهت پیشگیری از ایدز کشف نشده است و بی شک مهمترین راه پیشگیری از ایدز ، پایبندی به اصول اخلاقی ، خانوادگی و اجتناب از بی بند و باری جنسی است . » [۱]

ب سیفلیس (syphilis)

« سیفلیس در بین بیماریهای آمیزشی از اهمیت منحصر به فرد برخوردار است زیرا ضایعات اولیه آن بدون درمان اختصاصی بهبود می یابند ، اما عواقب سیستمیک وخیم آن ، خطرات عمده‌ای برای بیمار ایجاد کرده و عفونت های

کل موارد گزارش شده ، سالیانه در مورد پیشگیری و درمان

به فرد سالم منتقل می گردد . و بر اثر یک یا چند زخم روی آلت تناسلی (محل دخول میکروب) ظاهر می شود . عامل این بیماری با سیلی است به نام دوکری (Haemophilvs Ducrey) . گاهی نیز زیر شانکر سیفلیسی نهفته است که این نوع شانکر را شانکر مختلط یا مرکب می نامند .

 

 

ت گرانوم آمیزشی

این بیماری مخصوص مناطق حاره است و مولد آن با سیلی است به نام دونووانی (Donovania granulomatis) و به صورت جوانه های گوشتی (گرانولوم) روی آلت تناسلی و کشاله ران ظاهر می گردد .

ث التهاب مهبل

التهاب مهبل ممکن است علل زیادی داشته باشد و توأم با ورم مهبل ، خارش ، قرمزی مخلط مهبل و ترشح زیاد است . علت التهاب مهبل اغلب و در درجه اول سوزاک می باشد . این بیماری که در

ه روشی در جلوگیری از این بیماریها داشته است ؟

روش حکیمانه اسلام در جلوگیری از بیماریهای آمیزشی :

چرا بیماری های آمیزشی در کشورهای اسلامی نسبت ب کشورهای صنعتی مثل امریکا و اروپا کمتر دیده می شود در حالی که این کشورهای صنعتی از نظر بهداشت پیشرفته تر از کشورهای اسلامی هستند ؟ مسلماً جواب این سؤال در خود اسلام و روش برخوردش با اعمال زشتی چون زنا می باشد که در اینجا به آنها اشاره می شود .

« بدیهی است زشتی زنا نیاز به بحث و بیان ندارد چون از نظر اخلاقی حیثیت انسان را که مستلزم نظم و قانونمندی  است دچار آسیب و زوال می کند و از نظر اجتماعی حرمت و قداست خانواده را می شکنند و از نظر بهداشتی زمینه ساز ابتلاء و آلودگی به بیماریهای آمیزشی خواهد شد که انواع سابقه دار و شایع آن همانطور که توضیح آن گذشت سیفلیس و سوزاک بوده و گونه‌های غیر شایع دیگری نیز گاه و بیگاه بر آن مزید می شود و اخیراً معارضه « ایدز» به عنوان پر مخاطره ترین آنها رخ نموده

است . » [۲]

این رهنمودها شامل مسائل زیر است :‌

« ۱- توجه و تاکید به وجوب حجاب برای زنان ؛ که خداوند آن را در آیات مختلف یاد آور شده است از جمله می فرماید : « یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ » [۳] زنان پوششهای خودرا فروتر گیرند یا می فرماید : «…وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ » [۴] و زنان روسریهایشان را به گریبان بیندازند و زینت خود را آشکار نسازند

پس در سخن نرمی نکنند و به این ترتیب ححاب اسلامی زنان را باید لزوم رعایت و پوشش جسمانی ضابطه دار و کیفیت نگاه و رفتار دانست به نحوی که ضمن پرورش حیای فطری آنها ، تحریک غرایز مردان را نیز مانع شود .

۲- نهی مردان و زنان از نگاه غرض آلود و شهوانی به نامحرمان که در آیات ۲۹ و ۳۰ سوره نور به آن اشاره شده است .

۳- فراخوانی به امر ازدواج که در آیات ۲۱ / روم و ۲۷ / نحل آمده است » [۵]

۴- « ممنوعیت اختلاط زن و مرد در بعضی مکان ها

۵- ممنوعیت خلوت مرد با زن نامحرم

۶- حرمت نظر به نامحرم و دست دادن با نامحرم و پرهیز از تماشای عکس های تحریک کننده

۷- مجازات شدید برای

شری است . در حالی که همه این روشها تجربه شده‌اند ؟ آنها به کارگیری پنی سیلین را تجربه کردند و شکست خوردند ، مراکز فحشا را متمرکز کرده و تحت نظر گرفتند ولی سودی نبخشید ، فرهنگ روابط جنسی صحیح را تبلیغ کردند ولی نتیجه‌ای حاصل نشد ، همه

ر پستی و رذیلتی را رد کند و آنگاه فرمان می دهد با اجتناب از نگاه حرام خود را از مسائل تحریک کننده دور نگهدارد « قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ» وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ »[۶]

«‌به مردان با ایمان بگو : « دیده فرونهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنان پاکیزه تر است زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است » و به زنان با ایمان بگو «

فِی دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَهٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ » [۷]

«‌به هر زن زناکار و مرد زناکاری صد تازیانه بزنید ، و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارند ، در [کار ] دین خدا ، نسبت به آن دو دلسوزی نکنید ، و باید گروهی از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند . »

رسول خدا (ص) این روش را در جامعه اسلامی پیاده فرمود که در نتیجه ، جز چند مورد زدن تازیانه که تعداد آنها از تعداد انگشتان تجاوز نمی کند ، پیش نیامد و بدین طریق جامعه ای پاک به وجود آورد که جوامع امروزی ها پس از گذشت قرنها

 

۳- لواط :

سومین مورد در بخش بهداشت جنسی ، عمل زشت و ننگین لوط و هم جنس بازی است ، عملی که بر خلاف طبیعت و غریزه انسانی است و پیامبران الهی با این عادت زشت برخورد کرده‌اند ، در ابتدا تعریفی از لوط آورده شده و سپس با ذکر چند آیه ممنوعیت این عمل بررسی و بیان می شود.

« منظور از « لواط» این است که مردی با مرد دیگری این عمل شنیع را انجام دهد و به تعبیر امروز همجنس گرائی کند ، مسلمان بدون تردید از این عمل احتراز می کند . این عملی است غیر انسانی ، از زنا بدتر است ، موجب لرزش عرش پروردگار و خشم خداوند جبار و لعنت او و عذاب جهنم و خلود در آن می گردد . »[۸]

مواد بیان لواط در قرآن :

از آنجا که عمل لواط اولین بار در قوم لوط پیدا شد ، قرآن کریم در چند مورد ، داستان قوم لوط را بیان کرده و در ضمن آیات‌، این عمل را سرزنش نموده و ممنوع اعلام می دارد :

اول‌: در این آیه خداوند قوم لوط را مردمی متجاوز می خواند .

خداوند می فرماید :

« أَتَأْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ» [۹]

« آیا از میان مردم جهان ، با مردها در می آمیزید ؟ و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان برای شما آفریده وامی گذارید ؟ [نه ] ، بلکه شما مردمی تجاوز کارید . »

کسی که غذای سالم نیرو بخش را که باعث سلامت جسم و روح می شود رها کند و به سراغ غذای مسموم و آلوده که باعث به خطر افتادن جسم و روح می شود برود طغیانگر و تجاوز کار است .

« شاید این آیه به طبیعت فساد آزاد اندیشی در عمل جنسی و انحراف جنسی اشاره داشته باشد که از حدود یک شهر تجاوز کرده و در آن زمان این تبهکاری اخلاقی در قوم لوط انتشار یافته بود و این کار زشت به همه جهانیان سرایت کرده است .

چشم پوشیدن مردان ایشان از زنان و رو

قوم لوط به این عمل اشاره می فرماید .

خداوند می فرماید :

«وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَهَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ  إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَهً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ » [۱۰]

« و لوط را [فرستادیم] هنگامی که به قوم خود گفت : « آیا آن کار زشت [ی ] را مرتکب می شوید ، که به هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشی نگرفته است . شما

تاریخی به قوم لوط منتهی می شود که مردمی بودند ثروتمند و مرفه و شهوتران و هواپرست . » [۱۱]

« قوم لوط

خداوند را به جان می خرد و قوم لوط در این مرحله از تمدن بودند که لوط به ارشادشان آمدو آنان را از عواقب انحرافشان خبر داد »[۱۲]

سوم : در این آیه حضرت لوط با ذکر یکی از اثرات زیانبار اجتماعی این عمل بی سابقه و ناشایست و پی آمد ناهنجار ، آن را که گستگی در جریان تولید نسل و پیوندهای طبیعی است را برای قومش بازگو می کند .

خداوند می فرماید :

«وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَهَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَأَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَتَأْتُونَ فِی نَادِیکُمُ الْمُنکَرَ  » [۱۳]

« و [ یاد کن ] لوط را هنگامی که به قوم خود گفت : « شما به کاری زشت می پردازید که هیچ یک از مردم زمین در آن [کار] بر شما پیشی نگرفته است . آیا شما با مردها در می آمیزد و راه [ توالد و تناسل ] را قطع می کنید و در محافل [انس] خود پلید کاری می کنید؟»

«( فاحشه ) از ماده « فحش » در اصل به معنی هر فعل یا سخن بسیار زشت و زننده است و در اینجا کنایه از « همجنس گرایی » است . » [۱۴]

« کلمه‌ی « نادی » به معنای مجلس عمومی است ، در تفاسیر می خوانیم که قوم لوط از نظر ادب و اخلاق کاملاً سقوط کرده ، در فساد و تباهی غرق بودند ، به گونه‌ای که در مجالس عمومی ، به یکدیگر سخن زشت می گفتند ، قمار بازی می کردند ، در حضور جمع برهنه می شدند ، به رهگذران سنگ پرتاب می کردند و با مسافران لواط نموده و اموالشان را می گرفتند . » [۱۵]

 

و در تفسیر مجمع البیان آمده است که :

« آیه شریفه نشانگر این نکته درس آموز است که نباید مجالس و محافل و نشست های مردم با ایمان و درست کردار به کارهای ناروا و ناپسند آلوده گردد و باید در میهمانی ها و معاشرت ها پروای از خدا و پاکی و قداست و اخلاق انسانی را اصل قرار دهند و از هر گونه گناه و نافرمانی خدا دوری جویند . » [۱۶]

چهارم : در این آیات حضرت لوط ، از این عمل بعنوان کار جاهلانه می کند و با برخورد شدید مردم رو به رو می شود که او را با تهدید به اخراج از شهر می کنند و جرم حضرت لوط پاک بودن ایشان بود .

«وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَهَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَأَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَهً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ  فَمَا کَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ » [۱۷]

« و [یاد کن ]

لوط را نقل می کند که آنقدر سقوط اخلاقی پیدا کرده بودند که در محیط آلوده آنان‌، پاکی ، جرم و خاندان پیامبر خدا (لوط ) را به خاطر پرهیز از آلودگی و ننگ ، تبعید می کنند . » [۱۸]

پنجم : این آیات برای نشان دادن شدت علاقه و دلبستگی قوم لوط به عمل زشت خود را ، با ذکر صحنه‌ای از آمدن فرشتگان و عذاب و کنش و واکنشهای حضرت لوط با قوم تجاوز کارش پرداخته و

نزد لوط آمدند ، به [ آمدن ] انان ناراحت ، و دستش از حمایت ایشان کوتاه شد و گفت : « امروز ، روزی سخت است . » و قوم او شتابان به سویش آمدند ، و پیش از آن کارهای زشت می کردند . [لوط]

می دهد و رفتار زشت آنان را بیشتر نمایان می کند .

در تفسیر آمده است :

« لوط در آن هنگام در مزرعه خود کار می کرد ناگهان دید عده ای از جوانان زیبا به

. )[۱۹]

ششم : این آیات عذاب قوم لوط را به خاطر عمل زشت لواط که انجام می دادند بیان می کند و آنان را مسرفین و  مجرمین می نامد .

خداوند می فرماید :

« إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّیْنَاهُم بِسَحَرٍ» [۲۰]

« ما بر [سر] آنان سنگبارانی [انفجاری] فرو فرستادیم [و] فقط خانواده لوط بودند که سحرگاهشان رهانیدیم .»

«قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِینَلِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجَارَهً مِّن طِینٍ مُسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِینَ  فَأَخْرَجْنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ  وَتَرَکْنَا فِیهَا آیَهً لِّلَّذِینَ یَخَافُونَ الْعَذَابَ

 

در فقه اسلامی برای استمناء چند حکم قرار داده شده است :

  • «استمناء حرام است و از گناهان کبیره است . »[۲۱]
  • «کسی که در حال روزه استمناء کند روزه اش باطل است . »[۲۲]
  • «در صورتی که برای حاکم شرع اثبات شود که کسی استمناء می کند می تواند او را حد (شلاق)بزند .»[۲۳]

اگر اسلام استمناء را

 

«از نظر اخلاقی و روانی :برخی از نویسندگان آثار خود ارضائی را اینگونه بر می‌شمارند:

تغییر اخلاق و مزاج به طور غیر قابل توضیح،حسادت ،غم و کدورت ،مالیخولیا و فکر گوشه گیری ،از نتایج شوم ابتلای به این انحراف جنسی است . »

در مورد اثر زیانبار اجتماعی آن،یکی از صاحب نظران با نقل نوشته های کتاب «ناتوانی‌های جنسی»این گونه می نویسد :

این عمل ،مبتلایان به ضعف قوای شهوانی دچار می کند ،جنون(ترسو) و بی حال بار می آیند ،شهامت و درستی از آنان سلب می شود چه بسا اشخاصی هستند که در عنفوان جوانی در اثر مبتلا شدن به جلق چنان دچار ضعف قوای روحی و جسمی می شوند که معتادین به تریاک و شیره و در مقابل آن شیر نری به شمار می آیند . »۱

در مورد آثار

چشم پیدا می شود.

۹- استمناء گاهی علت فلج شدن بعضی از اعضا و زمانی سبب فلج نمودن تمام اعضا می گردد .

۱۰- بسیار می شود که شخص معتاد در آخرین مراحل به انحطاط اخلاقی می افتد. »۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش چهارم

            

            بهداشت محیط زیست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهداشت محیط زیست

پاک نمودن محیط زیست ،اعم از منزل شخصی ،کوچه ها و خیابان ها ،اماکن عمومی و . . .تاثیر فراوانی در سلامت و بهداشت

وضع اجتماعی انسان در روحیات واعمال انسان می توان گفت که :

«انسان بسیاری از صفات خود را از محیط کسب می کند . محیط های پاک غالباً افراد پاک پرورش میدهند و محیط های آلوده غالبا افراد آلوده .

درست است که انسان می تواند در محیط ناپاک ،پاک زندگی کند وبعکس در محیط های پاک سیر ناپاکی را طی کند و به تعبیر دیگر ،شرایط محیط علت تامه در خوبی وبدی افراد نیست ولی تاثیر آن به عنوان یک عامل مهم نمی توان انکار کرد . »[۲۴]

در قرآن کریم در مورد پاکیزگی اماکنی مثل مسجد آمده است که :

«وَطَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ»[۲۵]

«و خانه مرا برای طواف کنندگان و به نماز ایستادگان و راکعان و ساجدان پاکیزه بدار . »

«حضرت ابراهیم (ع) مامور بود خانه کعبه و اطراف آن را از هر گونه آلودگی ظاهری و معنوی و هر گونه بت و مظاهر شرک پاک و پاکیزه دارد ،تا بندگان خدا را در این مکان پاک جز به خدا نیندیشند و مهمترین عبادت این سرزمین را که طواف و نماز است در محیطی پیراسته از هر گونه آلودگی انجام دهند. »۲

از طرفی «

وسعت و پاکیزگی و نظافت منازل داشته است از جمله احکام منازل ،چهل و هشت حکم در آداب الشریعه ضبط کرده است ،که هفت حکم آن محل شاهد فعلی ماست که این هفت سنت و حکم هر کدام مستقیما یا استلزاما دلالت دارد بر اینکه منزل و مسکن باید نظیف و پاکیزه و مطابق مقررات بهداشت محیط خانه و زندگی مومن تامین گردد.

  • فرش منزل باید پاکیزه باشد .
  • محل جداگانه ای برای نماز در منزل قرار بدهند .
  • سگ در خانه نگهداری نکنند.
  • صحن و درب خانه را جاروب نمایند .
  • به خانه درب بگذارند و دیواری اطراف بامها قرار دهند و پرده بیاویزند.
  • درب ظروف غذا را باز نگذارند و روی آنها را بپوشانند .
  • در خانه آب
  • نجاست از مسجد ،واجب فوری است ،و در این حکم فرقی نیست بین زمین و دیوار و سقف وپشت بام و پشت دیوار . و همچنین تطهیر فرش مسجد نیز واجب است .»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش پنجم

 

بهداشت روان

 

 

 

 

 

بهداشت روان

قرآن کتاب انسان سازی است و بخش عمده انسان سازی متوجه بعد روانی – معنوی انسان است ،گاهی دل وقلب و روح انسان بیمار می شود ودر این هنگام خداوند یک نسخه شفا بخش و طبیبی حاذق فرستاده تا انسان را از بیماری نجات بخشد . لذا در این فصل به بررسی بهداشت روان در قرآن پرداخته شده است .

«معمولا سلامتی را به تندرستی تعبیر می کنند ،این تعریف ناقص است . در مفهوم سلامتی باید تن و روان را یکجا لحاظ کرد . انسان دارای دو جنبه و دو بعد است ،یکی جسم ودیگری روح،این مسئله امروز به آن اندازه از بداهت و وضوح رسیده است که روانشناسان و روانپزشکان انسان را موجودن روان تنی یعنی موجودی مرکب از روان و تن تعریف می کنند . نکته مهم این است که بدانیم تن و روان انسان آن چنان در هم رفته و با هم ترکیب شده اند که اصولاً نمی شود آنها را بطور مستقل و جدای از دیگری لحاظ کرد هر نوع وضعیت و حالت اعم از سلامت یا بیماری که برای یکی از آنها پدید آید در دیگری نیز اثر می گذارد و امروز شاخه مهمی در علوم پزشکی باز شده به نام پسی کو سوماتیک یا طب روانتنی که

بین حیات نفسانی و جسمانی یا میان روان و تن ،پیوند نزدیکی برقرار است و این دو متقابلا در یک دیگر تاثیر می کنند .

ماتریالیست ها می گویند تفکر یک کار بدنی است و حالات روانی ،نتیجه کلی و حامل زندگی بوده و مربوط به ماده است . «کانت» می گوید : «به خاطر مصالح اجتماعی و اصل اخلاقی ،بقای روح را باید اضطراراً پذیرفت . »[۲۶]

بهداشت روان در قرآن

برخی از آیات قرآن حاوی دستورات و سفارش هایی در زمینه عقاید ،اخلاق و عبادت و. . .

قرآن آمده است :

«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا»[۲۷]

«و این قرآن را که برای مومنان شفا و رحمت است ،نازل می کنیم ،ولی کافران را جز زیان نیفزاید . »

«برای شما از جانب پروردگارتان موعظه ای آمده و شفایی برا ی آن بیماریی که در دل دارید وراهنما و رحمتی برای مومنان . »

فرق شفاء و رحمت :

در آیات بیان شده کلمه شفاء و رحمت آروده شده است ،آیا فرقی بین این دو کلمه وجود دارد ؟

« «شفاء» معمولاً در مقابل بیماری ها و عیب ها و نقصها است ،بنابراین نخستین کاری که قرآن در وجود انسانها انجام میدهد همان پاکسازی از انواع بیماری های فکری و اخلاقی فرد و جامع است . پس از آن مرحله «رحمت» فرا می رسد که مرحله تخلق به اخلاق الهی و جوانه زدن شکوفه

اندیش سرمایه هدایت و نسخه ی شفا بخش است ،برای نمونه :

  • این کتاب پر معنویت با رهنمودهای راستین خود بیماری مرگبار ،کوری ،نادانی و جهل و آفت ویرانگر تردید و حیرت را از دل ها و مزرعه جان ها و جامعه ها می زداید .
  • از چنان نظم شگفت انگیز ،هماهنگی و همسویی در هدف،زیبایی واژه ها و قالب ها و آیات مفاهیم بلند و پر محتوا ،و فصاحتی اعجاز آمیز موج می زند که به روشنی رسالت و دعوت پیامبر را گواهی می نماید و از این زاویه مردم را از آفت نادانی و ناآگاهی در راه شناخت دین حق و گزینش دین درست و دین باوری و دین داری واقعی،شفا می بخشد .
  • قرآن کتابی است که ایمان آورندگان راستین از آن شفا می جویند و شفا می‌طلبند و با خواندن آن برای برطرف شده بیماری ها ،از فرو فرستنده اش می‌خواهند که به برکت کتابش ،لطف و مهرش را ارزانی دارد و او نیز بر اساس حکمت و مصلحت بسیاری از رنج ها وزیان ها وبیماری ها و آفت ها را از مردم دور می سازد .
  • و نیز بدان دلیل که در کران تا کران مفاهیم بلند ،معارف انسان ساز،مقررات سازنده،پند و اندرزهای جانبخش و مثال های هدف دار و روشنگرش ،مردم را به توحید وتقوا ،عدل و داد و ارزش ها فرا می خواند و از زشتی و گناه و ضد ارزش ها هشدار می دهد ،به شفا بخش دردهای بی درمان جامعه ها وتمدن ها و رنج های دنیوی و اخروی مردم است . »[۲۸]

البته شفا بخشی قرآن با شفا بخشی دارو های مادی تفاوت هایی دارد .

که برخی مفسران به این حقیقت اشاره کرده اند :

«داروی قرآن ،ضرری را به دنبال ندارد ،کهنه نمی شود و تاریخ مصرف ندارد . شفا یافته ی قرآن عامل شفای دیگران میشود . در نسخه ی شفای

و روی سر بگذاریم ولی به آن عمل نکنیم ،نتیجه ای نخواهیم گرفت . »[۲۹]

امام علی (ع)نیز قرآن را شفا دهنده ای معرفی می کند که بیماری های وحشت انگیزرا درمان می کند .

در خطبه ۱۹۸ نهج البلاغه می خوانیم «شِفَاءً لَا تُخشَی اَسقَامُهُ »

«قرآن شفا دهنده ای است که بیماری های وحشت انگیز را بزداید »

و همچنین حضرت علی (ع)می فرمایند:

«فَاستَشفُوهُ مِن أَدوائِکُم وَ استَعِینُوا بِهِ عَلَی لَأَوائِکُم، فَإِنَّ فِیه شِفَاءً مِن أَکبَرِ الدِّوَاءِ: وَ هُوَ الکُفرُ وَ النِّفَاقُ وَ الغَیَّ وَ الضَّلَالُ»[۳۰]

«پس درمان خود را از قرآن بخواهید ، و در سختی ها از قرآن یاری بطلبید ،که در قرآن ،درمان بزرگترین بیماری ها ،

آرامش می یابد.»[۳۱]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”نتیجه گیری / جمع بندی ” icon=”fa-pencil-square-o”]خداوند در قرآن ،آن چه مورد نیاز انسان ها در زمینه سعادت و سلامت جسمی و روانی آنها بوده دستور داده است ،البته اوامر و نواهی خداوند وتعالیم انبیاء و اوصیاء الهی هیچ کدام بدون حکمت نیست و از آنجا اسلام یک برنامه کامل برای زندگی و رشد فکری و معنوی انسان

زیان های جسمی و روحی می باشد که برای انسان داشته است . میان روح و جسم ارتباط ناگسستنی وجود دارد وفساد وآلودگی هر یک در دیگری دارای تاثیر مستقیم است ونیز در اسلام به پاکیزگی اهمیت زیادی داده شده است ،تا آنجا که نظافت ،بخشی از ایمان به شمار می آید .[/tab][tab title=”منابع ” icon=”fa-pencil-square-o”]

  1. قرآن کریم – ترجمه : محمد مهدی فولادوند .
  2. نهج البلاغه – دلشاد – قم – ۳۸۶- چ دوم- سید رضی – مترجم:محمد دشتی (ره)
  3. آیین بهزیستی اسلام- دفتر نشر فرهنگ اسلامی – تهران- ۱۳۶۶- چ اول – دکتر احمد صبوراردوبادی
  4. اخلاق در قرآن- مدرسه الامام علی بن ابیطالب(ع)-بی جا-۱۳۷۷-چ دوم- مکارم شیرازی
  5. اخلاق شبر (ترجمه کتاب الاخلاق)- موسسه انتشارات هجرت- بی جا– ۱۳۸۱- چ هشتم – مرحوم سید عبدالله شبر – مترجم :محمد رضا جباران
  6. اسرار گناهان کبیره – انتشارات مهدی نراقی- تهران- ۱۳۸۵- چ سوم- علی محمد حیدری نراقی
  7. اسلام پزشک بی دارو- دفتر انتشارات اسلامی- تهران- ۱۳۷۳- چ هشتم – احمد امین شیرازی
  8. اسلام و بهداشت روان – دفتر نشر معارف-بی جا – ۱۳۸۲- چ اول – نهاد مقا م معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی ایران-محتبی احسان منش
  9. اسلام و مقتضیات زمان – انتشارات صدرا- تهران- ۱۳۷۷- چ سیزدهم – شهید استاد مرتضی مطهری
  10. اسلام و مسائل زندگی-انتشارات اسوه- بی جا -۱۳۷۲- چ اول- محمد جعفر امامی شیرازی
  11. اشارات علمی اعجاز آمیز قرآن- دفتر نشر معارف- بی جا -۱۳۸۳- چ اول- دکتر محمد علی رضایی اصفهانی
  12. اعجاز علمی در قرآن کریم – رزقی – بی جا – ۱۳۸۱- چ اول- محمد سامی محمد علی – مترجم :سید حسن کاظمی
  13. امالی شیخ صدوق (ره)- وحدت بخش – تهران – ۱۳۸۴- چ اول – ثقه المحدثین شیخ صدوق (ره)- مترجم :کریم فیضی تبریزی
  14. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر – بنیاد فرهنگی شهید پاک نژاد – یزد – ۱۳۶۱- چ سوم – دکتر سید رضا پاک نژاد-
  15. برگزیده مفاتیح الجنان – هاتف – مشهد- ۱۳۷۶- چ مکرر- مرحوم حاج شیخ عباس قمی
  16. بحارالانوار- دارالکتب الاسلامیه – تهران- ۱۳۶۲- چ چهارم – علامه محمد باقر مجلسی
  17. بهداشت – بی نا- تهران- ۱۳۶۳- چ اول – دکتر محمد علی نیلوفرنشان – دکتر جلیل ضرابی و دکتر محمد باقر میر فتاحی
  18. بهداشت در اسلام- موسسه انتشاراتی مختومقلی فراغی – گرگان- ۱۳۸۲- چ اول – علی کیا
  19. بهداشت در فقه – همیاران جوان- مشهد – ۱۳۸۶- چ اول – حسین جوادی
  20. بهداشت در قرآن – انتشارات واقفی – مشهد- ۱۳۸۴- چ اول – دکتر سید محمد رضا نوری
  21. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن- انتشارات کتاب مبین – رشت – ۱۳۸۱- چ دوم – دکتر محمد علی رضایی اصفهانی
  22. پیام جاویدان «فصلنامه تخصصی قرآن پژوهی – سال دوم – شماره هفتم»- سازمان اوقاف و امور خیریه – بی جا – ۱۳۸۴- بی چا- مقاله روان شناسی اسلامی در قرآن – ربابه رمضانی
  23. تحریرالوسیله – دفتر انتشارات( وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) – قم -۱۳۸۶- چ بیست و سوم – حضرت امام خمینی (ره)- مترجم:علی اسلامی
  24. تفسیر کاشف – دفتر نشر فرهنگ اسلامی – بی جا– ۱۳۶۲- چ اول – دکتر سید محمد باقر حجتی و عبدالکریم بی آزار شیرازی
  25. تفسیر نمونه – دارالکتب الاسلامیه – تهران- ۱۳۷۶- چ بیست ونهم –ناصر مکارم شیرازی
  26. تفسیر نور – موسسه در راه حق- بی جا- ۱۳۷۶- چ دوم- حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محسن قرائتی
  27. توضیح المسائل مراجع(مطابق با فتوای دوازده نفر از مراجع معظم تقلید)- دفتر انتشارات اسلامی- ۱۳۷۷- چ دوم – سید محمد حسن بنی هاشمی خمینی
  28. حلیه المتقین – گلبان- بی جا- ۱۳۸۰- چ چهارم – علامه محمد باقر مجلسی
  29. خواسته ها و ناخواسته های الهی – مکتب اهل بیت (علیهم السلام)- قم-۱۳۸۰- چ اول – حاء- عین
  30. رساله توضیح المسائل امام خمینی(ره)-موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) –تهران- ۱۳۸۴- چ پنجم- امام خمینی(ره)
  31. رساله نوین فقهی پزشکی (بهداشت)- دفتر نشر فرهنگ اسلامی- تهران- ۱۳۷۴- چ چهارم – عبدالکریم بی آزار شیرازی
  32. شادی ونشاط در منابع و متون اسلامی – بی نا- تهران – ۱۳۸۵- چ دوم- شکرالله دانش
  33. شرح و تفسیر لغات بر اساس تفسیر نمونه – آستان قدس رضوی – مشهد – ۱۳۸۱- چ دوم – جعفر شریعتمداری
  34. طب در قرآن- انتشارات پیام- بی جا- ۱۳۷۰-چ سوم- دکتر عبدالحمید دیاب و دکتر احمد قرقوز- مترجم:علی چراغی
  35. الفروع من الکافی- داراالکتب الاسلامیه – تهران- ۱۳۶۷- چ سوم- ثقه الاسلام ابن جعفر محمد بن بعقوب بن اسحاق کلینی رازی
  36. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی- بی نا- تهران- ۱۳۷۰- بی چا- غلامعلی حداد عادل
  37. فرهنگ فارسی امروز- آرین- تهران- ۱۳۷۷- چ سوم- غلامحسین صدری افشار- نسرین حکمی و نسترن حکمی
  38. فرهنگ فارسی عمید (سه جلدی)- چاپخانه سپهر – تهران- ۱۳۷۴- چ سوم- حسن عمید
  39. فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی – انتشارات سروش- بی جا – ۱۳۸۲-چ اول – دکتر سید محمد حسینی
  40. فلسفه احکام- چاپخانه اسلام- اصفهان- ۱۳۴۴- چ اول- احمد اهتمام
  41. قرآن و طب نوین- پیام- تهران- ۱۳۷۸- چ اول– محمود نوری شاد کام-
  42. قاموس قرآن- داراالکتب الاسلامیه – تهران- ۱۳۷۶- چ دوازدهم- استاد سید علی اکبر قرشی
  43. گناهان کبیره – انتشارات هلال- بی جا- ۱۳۷۸- چ مکرر- شهید آیت الله دستغیب
  44. لغت نامه دهخدا- موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران – ۱۳۷۷- چ دوم از دوره جدید- علی اکبر دهخدا
  45. مجمع البیان فی تفسیر القرآن- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- تهران- ۱۳۸۰- چ اول – ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی – مترجم:حجه السلام علی کرمی
  46. مستدرک آثار الصادقین- ستاد برگزاری نماز جمعه گیلان- جاوید-رشت- ۱۳۷۹- چ اول – حاج شیخ صادق احسانبخش
  47. مسئله حجاب- انتشارات صدرا- تهران- ۱۳۸۵- چ شصت و نهم- شهید استاد مرتضی مطهری
  48. معارف و معاریف (دایره المعارف جامع اسلامی)- بی نا- تهران –۱۳۷۹- چ سوم– سید مصطفی حسینی دشتی
  49. مفردات الفاظ قرآن (راغب اصفهانی)- انتشارات مرتضوی-بی جا- ۱۳۵۷- چ دوم – ابوالقاسم حسین بن فضل معروف به راغب اصفهانی-مترجم:دکتر سید غلامرضا خسروی حسینی
  50. المیزان- دفتر انتشارات اسلامی( وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)- قم – بی تا- بی چا- سید محمد حسن طباطبایی- مترجم: سید محمد باقر موسوی همدانی
  51. میزان الحکمه- دارالحدیث – قم- ۱۳۷۷- چ اول-محمد محمدی ری شهری- مترجم :حمید رضا شیخی
  52. نسخه های شفا بخش- انتشارات مهدی نراقی- تهران- ۱۳۸۲- چ دوم- علی محمد حیدری نراقی
  53. وسائل الشیعه – دار احیاءالتراث الغربی- بیروت/ لبنان- بی تا- بی چا- شیخ محمد بن حسن حر عاملی
  54. هدایت – موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی – مشهد- ۱۳۷۸- چ اول – سید محمد تقی مدرسی- مترجم:پرویز اتابکی
  55. porsojo.com
  56. لوح فشرده جامع تفاسیر نور(۲)

[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
4900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

129صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Yagut/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]
[list_posts limit=”6″]


درباره نویسنده

publisher4 222 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.