no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

بررسی خسران و آثار آن در قرآن-ویژگیهای خاسرین -عوامل خسران و راههای جلوگیری از آن

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

بررسی خسران و آثار آن در قرآن-ویژگیهای خاسرین -عوامل خسران و راههای جلوگیری از آن -باز داشتن مردم از راه خدا –مشغول شدن به دنیا و غفلت از یاد خدا
zip
آذر ۱۰, ۱۳۹۵

بررسی خسران و آثار آن در قرآن-ویژگیهای خاسرین -عوامل خسران و راههای جلوگیری از آن -باز داشتن مردم از راه خدا –مشغول شدن به دنیا و غفلت از یاد خدا


بررسی خسران و آثار آن در قرآن-ویژگیهای خاسرین -عوامل خسران و راههای جلوگیری از آن -باز داشتن مردم از راه خدا --مشغول شدن به دنیا و غفلت از یاد خدا

پایان نامه رشته الهیات در ۱۲۱ صفحه
[tabgroup][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]حمد و سپاس خدایی را سزاست که انسان را از خاک آفرید و در او از روح خود دمید ، سپس خود را بر آفریدن او ستود و ملائکه را به سجده بر او امر کرد و بیان کرد که انسان را به هدف عبادت آفرید و او را خلیفه خود در زمین قرار داد .

و درود بر پیامبران الهی که پیوسته برای هدایت انسان مأمور گشتند و او را به نعیم بهشتی بشارت و از عذاب الهی ترساندند .

و درود بر پیامبر خاتم که اشرف پیامبران اوست و درود بر کتاب هدایت الهی قرآن که در بردارنده رطب و یابس است .

انسان طالب هدایت و سعادت ابدی باشد راهی ندارد جزء اینکه پناه ببرد به قرآن مجید که کلام خدای عزیز عالم است و دستورات قرآن مجید را به کار ببندد . زیرا عمیق ترین و زیباترین و فصیح ترین کلام ، کلام خداست و قرآن که معجزء باقی پیغمبر است برای هدایت خلق آمده و تا قیامت کلامی به زیبایی قرآن نخواهد آمد .

اما در راه هدایت ، همواره رهزنانی بوده اند که انسان را از صراط مستقیم بازداشته اند و او را به خسران و زیانکاری کشانده اند و باعث شده اند او تمام سرمایه های وجودی خود را برای حرکتی بی انتها به سوی کمال از دست بدهد .

در آیات متعددی از قرآن کریم به موضوع خسران و مطالب مربوط به آن پرداخته شده است .

نگارنده در این تحقیق می کوشد تا با بررسی آیات مربوط به خسران در حد توان خود ، تصویری جامع از این موضوع در دیدگاه قرآن ارائه کند .

تلاش شده است در توضیح آیات از تفاسیر گوناگون استفاده شود و البته از این نکته غفلت نشده است که  تحقیق صرفا به محلی برای نقل اختلافات تبدیل نشود . همچنین در مواردی از کتب اخلاقی استفاده شده است .

 

 

اهمیت و ضرورت بحث:

با نگاهی اجمالی به سوره عصر می فهمیم که قرآن همه انسان ها را در خسران و زیانکاری اعلام کرده و در این میان جماعتی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می دهند و تواصی به حق و صبر دارند،از آن مستثنی شده

از ابتلا به خسران  آورده شده تا از نتایج سوء آن در دنیا و آخرت مصون مانده و به رشد و سعادت واقعی برسیم.ان شاء الله

مروری بر

:عوامل خسران از دیدگاه قرآن

بخش ششم: آثار و نتایج خسران

بخش هفتم:زمان بروز و ظهور خسران

بخش هشتم:راه های جلوگیری از خسر

و همچنین در کتاب «حدیث هدایت» از علی لطفی که  در باب اول به بررسی معنای خسران و زیانکاران واقعی می پردازد[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

یافته های تحقی

بخش اول : تعریف خسران و ویژگیها و مصادیق آن:

با نگاهی به سوره عصر درمی یابیم که قرآن کریم عموم انسانها را در خسران و زیان اعلام می نماید مگر کسانی که ایمان و عمل صالح انجام دهند و یکدیگر را به حق و صبر سفارش کنند . دنیا بازاری است که انسان در آن سرمایه عمر را از دست می دهد تا سرمایه ای به دست بیاورد و حال گروهی

 

الف : بررسی معنای لغوی واژه «خسران»

در معنای اصلی «خسر» نظرات مختلفی وجود دارد و برخی برای آن چندین وجه معنایی در نظر گرفته اند.

برخی معنای

. [۱]

گرچه راغب معتقد است که خسران به معنای زیان در سرمایه های درونی است نه زیان در امور دنیوی و تجارت بشری . [۲] نویسنده الموسوعه القرانیه هم همین نظر را دارد . [۳]

 

 

 

در مجمع البیان ذیل آیه ۲۷ بقره «خسر» را به معنای نابودی تمام سرمایه آورده است و می نویسد : « خاسرون کسانی هستند که نفس خویش را هلاک کردند و به منزله ی کسانی هستند که سرمایه شان نابود شده است».[۴]

  • در المعجم الوسیط ذیل ماده «خسر» آمده است : «خسر التاجر : تاجر
  • ۱۴۹)
  • به معنای عجز و ناتوانی در آیه : « لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَهٌ إِنَّا إِذًا لَّخَاسِرُونَ » (یوسف / ۱۴) در این آیه خاسرین یعنی ناتوانان .
  • به معنای نقص و کم بودن در آیه : « أَوْفُوا الْکَیْلَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ » (شعراء / ۱۸۱)[۵]

نتیجه :

در برخی از آیات قران کریم واژه «خسران» در همان مفهوم لغوی آن بکار رفته است . یعنی به معنای نقص و کم گذاشتن است . مانند آیه : « وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ  » (رحمن /۹) و یا آیه : « وَإِذَا کَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ  » (مطففین /۳)

در مورد این  آیه زجاج می گوید : یعنی در پیمانه و وزن کم می گذارند[۶] و یا

یاد کرده است . [۷] که در این آیه شریفه به آن اشاره کرده است :« إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَلَا ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ » (زمر / ۱۵)

خسران در فارسی به زیان ترجمه شده است . [۸]

 

 

 

دو واژه «خسران» و «ضرر» از نظر معنایی صد در صد مترادف نیستند .

در التحقیق آمده است :

« و هذا المعنی (زیان) غیر مفهوم الضرر فی مقابل النفع و قلنا ان «الخسر» نقص کلی فی مقابل الربح بخلاف الوضع . ثم ان هذا النوع من النقص قد یکون فی المال و الامور المادیه و قد یکون فی الامور النفسیه و المعنویه فاما  الاول فقد یصدق علیه  مفهوم الغبن و النقص و اما الثانی فقد ینطبق علیه مفهوم الضلال و الهلاک»[۹].

«این معنا (زیان) غیر از مفهوم ضرر که در مقابل نفع است ، می باشد و گفتیم که خسران ، نقص در اصل در مقابل سود است به خلاف وضع . این نوع از نقص گاهی در مال و

اش ذوب می شود . رحم کنید به کسی که سرمایه اش ذوب می شود»[۱۰]

بسیاری از مفسرین معتقدند که : مفهوم خسران ، تنها این نیست که انسان ضافعی را از دست بدهد بلکه خسران واقعی آن است اصل سرمایه را نیز از کف بدهد . [۱۱]

 

 

 

 

ب مصادیق خسران:

خداوند در قرآن افراد یا گروه هایی را به عنوان نمونه و الگو معرفی می کند تا کسانی که در آیات الهی دقت می کنند با این افراد که جزء زیانکاران در دنیا و آخرت هستند آشنا شوند و از سرگذشت آنها عبرت بگیرند و ویژگی های آنان را بر        می شمارد تا از این صفات بر حذر باشیم.

ما در این بخش مصادیق خسران را نام می بریم و بعد به طور مختصر درباره ویژگی های آنها توضیح می دهیم

است آنان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند».

اولین و برجسته ترین مصادیق خاسران در قرآن «شیطان» است و کسانی که از شیطان پیروی می کنند و در گروه و حزب شیطان قرار می گیرند نیز خاسر هستند. زیرا آنان کسانی هستند که شیطان را به عنوان سرپرست خود گرفته اند .

قابیل

 

ب): دشمنان و مخالفان شعیب :

الَّذینَ کَذَّبُوا شُعَیْباً کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فیهَا الَّذینَ کَذَّبُوا شُعَیْباً کانُوا هُمُ الْخاسِرینَ(اعراف / ۹۲)

« کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند، گویى خود در آن [دیار] سکونت نداشتند. کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند، خود، همان زیانکاران بودند» .

آیه بیان می کند که کسانی که شعیب را تکذیب می کردند ، خودشان زیانکار هستند و مخالفت با شعیب عامل اصلی زیانکاری آنان بود .

  • کافران

هُوَ الَّذی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتاً وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً(فاطر / ۳۹)

 

آیه ۸۵ سوره ی غافر است آیه بیان می کند که انها درزمان رؤیت عذاب زیانکار شدند .

فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ فی‏ عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُونَ.(غافر / ۸۵)

« و[لى‏] هنگامى که عذاب ما را مشاهده کردند، دیگر ایمانشان

زیانکار خواهید گشت».

کافران خود ، جزء زیانکاران هستند و حال کسانی هم که از آنها پیروی می کنند ، زیانکارند چون خود را به قهقری کشانده اند و آیه هشدار می دهد علاوه بر اینکه خود از کافران نباشید ، از آنها پیروی هم نکنید که عواقب وخیمی دارد .

  • مشرکان

فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَلا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ(زمر / ۱۵)

« پس هر چه را غیر از او مى‏خواهید، بپرستید « [ولى به آنان‏] بگو:» زیانکاران در حقیقت کسانى‏اند که به خود و کسانشان در روز قیامت زیان رسانده‏اند آرى، این همان خسران آشکار است».

عبارت « فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ »  نشان می دهد که مشرکان یعنی کسانی که برای خداوند شریک می گیرند چون علاوه بر اینکه سرمایه ی وجودی خویش را از دست داده اند ، باعث زیانکاری اصل خویش هم شده اند ، چون آنان را وادار به کفر و شرک کرده اند . [۱۲]

  • گمراهان

مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدی وَ مَنْ یُضْلِلْ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ.(اعراف / ۱۷۸)

« هر که را خدا هدایت کند، او راه‏یافته است و کسانى را که گمراه نماید، آنان خود زیانکارانند».

آیه بیان می کند هرکس را که خداوند گمراه کند ، همان ها خاسران هستند . علامه   می نویسد : «صرف ضلالت ضرر قطعی نمی رساند مگر اینکه  با اضلال خدای سبحان توأم شود[۱۳]» در این هنگام آدمی حتما زیانکار می گردد .

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

ظالمان

قالَ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَلا إِنَّ الظَّالِمینَ فی‏ عَذابٍ مُقیمٍ(شوری / ۴۵)

زیان کرده‏اند.» آرى، ستمکاران در عذابى پایدارند».

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما کانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ (اعراف : ۹)

« و هر کس میزانهاى [عمل‏] او سبک باشد، پس آنانند که به خود زیان زده‏اند، چرا که به آیات ما ستم کرده‏اند».

با توجه به این آیات ظالمان ، زیانکارند .

آیه ۸۲ سوره اسراء قرآن را برای ظالمین مایه زیانکاری می داند :

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً (اسراء : ۸۲)

« و ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏کنیم، و [لى‏] ستمگران را جز زیان نمى‏افزاید».

  • قرآن برنامه و اصول زندگی سالم را به ما انسانها یاد می دهد. از این برنامه کسانی بهره می گیرند که به خدا و آیاتش

وَ لَمَّا سُقِطَ فی‏ أَیْدیهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنا رَبُّنا وَ یَغْفِرْ لَنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ(اعراف : ۱۴۹)

« و چون انگشت ندامت گزیدند و دانستند که واقعاً گمراه شده‏اند گفتند: «اگر پروردگار ما به ما رحم نکند و ما را نبخشاید قطعاً از زیانکاران خواهیم بود».

اشاره به داستان بنی اسرائیل دارد که گوساله پرست شدند و از راه حق منحرف شدند ، وقتی به اشتباه خود پی بردند از عمل خویش پشیمان شدند و خود را در گمراهی دیدند به خداوند گفتند : پرودگارا اگر تو ما را نیامرزی و به ما

مایه ی زیانکاری خویش شده اند بلکه مایه ی زیانکاری اهل خود نیز شده اند . و این زیانکاری آشکار است که قرآن با تعبیر «خسران مبین» بیان کرده است . آنها نفس خود را مورد هلاکت و بدبختی قرار داده اند و راه رسیدن به کمال را برای خود بسته اند و در نتیجه سعادت به کلی از آنها دور شده است . آنها خویشاوندان خود را وادار به کفر و شرک کردند و این همان خسران حقیقی است . [۱]

برخی مراد از «اهل» را همسران و خدمتکارانی می دانند که برای مومنین در بهشت فراهم شده است . چون در عالم

 

پس مهمترین ویژگی خاسران این است که آنها دچار خسران نفس شده اند و علاوه بر آن دچار خسران اهل هم شده اند .

۲-  کفر

یکی از صفاتی که در خاسران دیده می شود ، کفر است . کفر به معنی خلاف ایمان ، ناگرویدن و ناسپاسی کردن آمده است . [۲] که به صورت کافر شدن به خدا و کافر شدن به آیات الهی در خاسرین وجود دارد که آیات ذیل گویای همین مطلب هستند :

 

وَ الَّذینَ آمَنُوا بِالْباطِلِ وَ کَفَرُوا بِاللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ (عنکبوت / ۵۲)

« و آنان که به باطل گرویده و خدا را انکار کرده‏اند همان زیانکارانند».

أُوْلَئکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَِایَاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَائهِ فحََبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لهَُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَزْنًا (کهف / ۱۰۵)

« [آرى،] آنان کسانى‏اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد».

همچنین مرتد شدن هم از ویژگی های خاسرین است یعنی کسانی که ابتدا ایمان آورده اند ولی بعد از آن برگشته اند و کافر شدند و همین سبب زیانکاری آنها شد . آیه ذیل همین مطلب را نشان می دهد :

مَن کَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إیمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِیمَانِ وَلَکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ … لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَهِ هُمُ الْخاسِرُونَ (نحل / ۱۰۶ – ۱۰۹)

« هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت‏] مگر آن کس که مجبور شده و [لى‏] قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیکن هر که سینه‏اش به کفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برایشان عذابى بزرگ خواهد بود، شک نیست که آنها در آخرت همان زیانکارانند».

امام علی (علیه السلام) درباره ی اقسام کفر می فرماید : « کفر بر

سرمست گمراهی ها گشت و آن کس که دشمنی ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و کارش سخت و نجات او از مشکلات دشوار است .»[۳]

 

  • شرک

یکی دیگر از صفات خاسران ، شرک است . مشرک کسی است که برای خدا در خلقت جهان و اداره و تدبیر امور جهان ، شریک قرار می دهد . خداوند در سوره زمر آیه ۶۵ ، خطر شرک را بازگو می کند و می فرماید :

وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ(زمر / ۶۵)

« و قطعاً به تو و به کسانى که پیش از تو بودند وحى شده است: «اگر شرک ورزى حتماً کردارت تباه و مسلّماً از زیانکاران خواهى شد».

این آیه گر چه خطاب به انبیای الهی است ولی واضح است که آنها راه شرک را در پیش نمی گیرند و هدف از مخاطب قرار دادن آنها این بوده است که اهمیت خطر شرک را به همگان گوشزد کنند . [۴]

امیر المومنین علی علیه السلام در لحظه های شهادتش در ماه رمضان سال ۴۰ هجری اطرافیانشان را وصیت می کردند و فرمودند :«سفارش من به شما،آن که به خدا شرک نورزید و سنت محمد را تباه نکند ، این دو ستون دین را بر پا دارید و این دو چراغ را روشن نگهدارید . آنگاه سزوار هیچ سرزنشی نخواهید بود.» [۵]

  • تکذیب و انکار

یکی دیگر از خصوصیات مهم خاسران ، تکذیب و انکار است که شامل تکذیب آیات خدا و پیامبرانش و سرپیچی از اوامر آنها و تکذیب لقای الهی می شود . در آیات ذیل به این خصوصیات اشاره شده است .

وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَتَکُونَ مِنَ الْخاسِرینَ (یونس ۹۵)

« و از کسانى که آیات ما را دروغ پنداشتند مباش، که از زیانکاران خواهى بود».

قَدْ خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما کانُوا مُهْتَدینَ (یونس ۴۵)

« قطعاً کسانى که دیدار خدا را دروغ شمردند زیان کردند و [به حقیقت‏] راه نیافتند».

الَّذینَ کَذَّبُوا شُعَیْباً کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فیهَا الَّذینَ کَذَّبُوا شُعَیْباً کانُوا هُمُ الْخاسِرینَ (

که از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سرپیچیدند و از آنها حسابى سخت کشیدیم و آنان را به عذابى [بس‏] زشت عذاب کردیم تا کیفر زشت عمل خود را چشیدند، و پایان کارشان زیان بود».

  • سوء ظن داشتن به خدا

وَمَا کُنتُمْ

به یکی از صفات خاسرین اشاره دارد و آن سوء ظن داشتن به خدا است . در تفسیر نمونه در توضیح آیه شریفه آمده است : «شما اگر گناهانتان را مخفی     می کردید نه از این جهت بود که از شهادت گوش و چشمها و پوستهایتان بر ضد خودتان بیم داشتید شما اصلا باور نمی کردید روزی اینها به سخن درآیند و بر ضد شما گواهی دهند بلکه مخفی کاری شما به خاطر این بود که گمان می کردید خداوند بسیاری از اعمال را که انجام می دهید نمی داند .»[۶]

 

  • عدم ایمان به آخرت

یکی از ویژگی های خاسرین این است که به آخرت ایمان ندارند و آیه ی ذیل به خوبی گویای این مطلب است :

إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ أُوْلئِکَ الَّذینَ لَهُمْ

کسانى‏اند که روز قیامت خودشان و کسانشان را دچار زیان کرده‏اند.» آرى، ستمکاران در عذابى پایدارند».

آیه نشان می دهد که کسانی که سرمایه وجودی خویش را از دست داده اند و به خود و اهلشان زیان وارد کرده اند

یا گروهی از آنها وقتی حالشان خوب بود و اسبشان می زایید و زنانشان پسر می آوردند و گوسفندانشان زیاد می شد ، خشنود می شدند و به دین اسلام اطمینان پیدا می کردند ولی هرگاه بیمار می شدند و  زنانشان دختر می آوردند می گفتند : خیری از این دین ندیدم . [۷]

عبارتهای « یَعْبُدُ اللَّهَ» و « اطْمَأَنَّ» و « انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ» نشان می دهد که افرادی که در این آیه درباره آن ها صحبت می کند که دارای ایمان ضعیفی هستند . [۸]

تعبیر « عَلى‏ حَرْفٍ» ممکن است اشاره به آن باشد که ایمان آن ها بیشتر بر زبانشان است و در قلبشان جز نور ضعیف و  بسیار کمرنگی نتابیده

وادث ناگوار شر و بدی نسبت به کسانی بلکه وسیله ای برای آزمایش است . [۹]

برخی می گویند : مقصود از «خسر الدنیا» این است که بی ایمان از دنیا می روند و «الاخره» یعنی به عذاب ابدی گرفتار می شوند . [۱۰]

 

علامه می نویسد : «خسر الدنیا» اشاره به خسران دنیایی آنان به خاطر دچار شدن به فتنه و«الاخره» اشاره به خسران آخرتی آنان به خاطر روی گردانیدن از دین است . [۱۱]

پس پرستش خدا بر به این صورت یعنی فقط هنگامی که خیر و نعمت به سراغ انسان  می آید و روی گردانی در غیر این صورت ، سبب زیانکاری است .

  • ایمن بودن از مکر خدا

أَ فَأَمِنُوا مَکْرَ اللَّهِ فَلا یَأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ ( اعراف/۹۹)

« آیا از مکر خدا خود را ایمن دانستند؟ [با آنکه‏] جز مردم زیانکار [کسى‏] خود را از مکر خدا ایمن نمى‏داند».

کسانی که خود را از مکر خدا ، ایمن می دانند زیانکار می باشند. برخی می گویند «مکر این است که آنها را به وسیله تندرستی و طول عمر و نعمتهای دیگر سرگرم و غافل سازد.

جبائی می گوید : علت اینکه عذاب را مکر نامیده است این اسن که طوری نازل می شود که ندانند و نفهمند چنان که مکر نیز طرف را غافلگیر می سازد ». [۱۲]

در تفسیر هدایت نیز آمده است : «مکر عبارت است از پیچیدن دور چیزی و چیزی به فرد رسد از آن جا که گمانش را نمی برد. آن که برای خدا مکر را به حساب نیاورد زیان می برد زیرا می سازد بی آن که برای سازه خود ضمانتی داشته باشد. او همچنین لشکری است که مرزهای پشتی را برای خود استوار نمی سازد و تنها از یک جهت می نگرد و گاه دشمن از پشت به او می تازد ازمیانش می برد» . [۱۳]

پس هر که از مکر خدا خاطرش جمع است یعنی خود را از عذاب الهی ایمن می داند چنین کسی سرانجامش زیانکاری است .

امام علی علیه السلام می فرمایند : «بر بهترین افراد این امت از عذاب الهی ایمن نباشید زیرا که خدای بزرگ فرمود : از کیفر خدا ایمن نیستند جز زیانکاران»[۱۴]

علامه طباطبایی می نویسد :

«ایمن بودن از مکر خدا در حقیقت خود مکری است از خدای تعالی که دنبالش عذاب است پس صحیح است گفته شود مردم ایمن از مکر خدا زیانکارانند زیرا همان ایمنی شان هم مکر خداست».[۱۵]

پس انسان مومن باید در هیچ حال از آزمایش و امتحان الهی غافل نباشد همان طور که انبیاء و ائمه هدی ایمن نبودند و مواخذه و عذاب الهی را فراموش نکردند .

  • گمراه بودن :

مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدی وَ مَنْ یُضْلِلْ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ (اعراف/ ۱۷۸)

به اسباب سعادت از قبیل ایمان و تقوی موجب نجات نبوده و صرف اتصال به اسباب ضلالت باعث هلاکت نمی شود مگر اینکه خدا بخواهد و آن کسی را که در صدد به دست آوردن هدایت

پیمان شدند ولی بعد از مدت کوتاهی پیمان را شکستند. در تفسیر صافی آمده است که: «پس از قیام به اوامر الهی و در وفای به عهد اعراض و پشت کردید و اگر فضل و رحمت خدا شامل حالتان نمی شد یعنی برای مهلت در توبه و انابه به شما مجال نمی داد همگی دچار

 

توضیح این دو صفت در ضمن شماره یازده بیان شد.

۱۴- توجه بیش از حد به دنیا:

توجه بیش از حد به دنیا و فضیلت شمردن دنیا گرایی یکی دیگر از صفات خاسرین است.

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُُمْ فىِ الحَْیَوهِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یحَْسَبُونَ أَنهَُّمْ یحُْسِنُونَ صُنْعًا(کهف/۱۰۳-۱۰۴)

« بگوآیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟[آنان‏] کسانى‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند».

ضلال سعی همان خسران و بی نتیجگی عمل است .[۱۶] و مراد از «اخسرین اعمالا» زیانکارترین مردم در کردار ، می باشد . [۱۷] و اینکه چرا به جای « اخسرین عملا» تعبیر به «اخسرین اعمالا» شده است ؟ در حالی که تمییز معمولا مفرد است ، برای آن است که نشان دهد خسران فقط در یک عمل نیست بلکه تمام کارهای آنها را شامل         می شود . مثلا تاجری که در یک رشته سود می کند و در یک رشته زیان ولی انسان خاسر در تمام رشته ها زیان می کند . [۱۸]

مفهوم خسران تنها این نیست که انسان منافعی را از دست بدهد بلکه خسران واقعی آن است که اصل سرمایه را نیز از کف دهد.[۱۹]

انسان وقتی کاری

رسند . [۲۰]

افرادی که دچار خسران شده اند می پندارند که کار خوب انجام می دهند ولی در حقیقت اعمالشان بی فایده است و هرگز به فکر اصلاح اعمال خود نمی افتند و همان اعمال را انجام می دهند و همین باعث زیانکاریشان می شود . در این آیه به دو عامل خسران اشاره شده است

همنشینی با هواپرستان ایمان را به دست فراموشی می سپارد و شیطان را حاضر می کند . [۲۱]

بخش دوم : عوامل خسران و راه های جلوگیری از آن

در بخش گذشته با معنای خسران و مصادیق آن در قرآن آشنا شدیم . اینک در این بخش به بررسی این مطلب می پردازیم که قرآن چه عواملی را برای خسران مطرح کرده است و متقابلا چه راه هایی را برای جلوگیری از خسران ارائه کرده است .

الف –عوامل خسران:

عده ای از انسانها به دلیل برخی از عقاید و افکار انحرافی و باطل و اعمال نادرست ، دچار خسران می گردند که در این بخش به برخی از  آنها پرداخته می شود :

  • تکذیب و انکار

یکی از مهمترین عوامل خسران تکذیب و انکار است این عامل در صورتهای مختلفی جلوه می کند که به آنها اشاره می ود :

الف – تکذیب آیات الهی

وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَتَکُونَ مِنَ الْخاسِرینَ(یونس : ۹۵)

« و از کسانى که آیات ما را دروغ پنداشتند مباش، که از زیانکاران خواهى بود».

خداوند در آیه قبل همین سوره می فرماید : « و اگر از آنچه به سوى تو نازل کرده‏ایم در

اگر شخصی به خاطر مصالح و امیال نفسانی اش حق را تکذیب کند چنین فردی باید بداند که تکذیب حق سبب زیان نفس و سرنوشت او می شود .

مومن باید به همه عقاید حق و همه انبیاء و ضروریات دین معتقد باشد و انکار یکی موجب زوال دین می شود .

علامه می نویسد : «آری ، هیچ آیتی ، آیت نمی شود مگر وقتی که دلالتش واضح و بیانش روشن باشد و چیزی که چنین است تکذیبش جز عناد و لجاجت علت و انگیزه دیگری نمی تواند باشد . جمله« فَتَکُونَ مِنَ الْخاسِرینَ» به دلیل اینکه حرف «فاء» بر سرش آمده نتیجه گیری و تفریع برتکذیب به

و آیات اوست چون در آیه بعدی خسران را تعلیل می کند به اینکه خاسران ایمان نمی آورند.» [۲۲]

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فی‏ جَهَنَّمَ خالِدُونَ… أَلَمْ تَکُنْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنتُم بِهَا تُکَذِّبُونَ (مومنون / ۱۰۳-۱۰۵)

« و کسانى که کَفِّه میزان [اعمال‏] شان سبک باشد، آنان به خویشتن زیان زده [و] همیشه در جهنم مى‏مانند… آیا آیات من بر شما خوانده نمى‏شد و [همواره‏] آن را مورد تکذیب قرار نمى‏دادید؟».

کسانی که میزان اعمالشان سبک باشد ، همان ها خاسرانند و جهنم، جایگاه همیشگی آنهاست و این عذاب به خاطر آن است آیات الهی را تکذیب می کردند .

نمی شد و شما آنها را تکذیب می کردید؟» یعنی آیا دلائل کافی برای حقانیت آیات من نبود ؟ آیا دلائل روشن به وسیله پیامبرانم ، برای شما نفرستاده بودم و اتمام حجت نکردم؟ ولی شما همواره آیات مرا تکذیب          می کردید و اینک سزای شما ، آتش جهنم است و شما زیانکارید .

یکی دیگر از آیات ، که به تکذیب آیات الهی اشاره می کند و آن را یکی از عوامل زیانکاری می داند ، آیه ۹ سوره اعراف است که با تعبیر «ظلم به آیات الهی» آمده است .

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ

 

وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ کَأَنْ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَهً مِنَ النَّهارِ یَتَعارَفُونَ بَیْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما کانُوا مُهْتَدینَ(یونس : ۴۵

ا شدن روز رستاخیز آنها به حقانیت روز رستاخیز ایمان می آورند ولی دیگر جای جبران کارهایی که کرده اند نیست و نتایج اعمال خویش را می بینند پس زیان کار گشته اند .

«کسی که قیامت را نپذیرد هستی خود را با دنیای فانی معامله کرده و این بزرگ ترین خسارت است».[۲۳]

همچنین در آیه دیگری آمده است:

إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ أُوْلئِکَ الَّذینَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ وَ هُمْ فِی الْآخِرَهِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ(نمل/ ۴-

شتمل هم بر گناه است و هم بر ثواب که مطابق آن اعمال جزا داده می شوند اما این بیچارگان گناهانشان در نامه ها ثبت شده اما ثواب هاشان و کارهای نیک شان حبط شده و ثبت نگشته است».[۲۴] آیه بیان

وَزْنًا(کهف/ ۱۰۳-۱۰۵)

« بگوآیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟… [آرى،] آنان کسانى‏اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد».

نویسنده منهج الصادقین هم، مراد از لقاء را رسیدن به جزاء و بحث و حشر که در آن مجازات اعمال واقع می شود ، می داند.[۲۵]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

تکذیب پیامبران و مخالفت با آنان

الَّذینَ کَذَّبُوا شُعَیْباً کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فیهَا الَّذینَ کَذَّبُوا شُعَیْباً کانُوا هُمُ الْخاسِرینَ(اعراف : ۹۲)

« کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند، گویى خود در آن [دیار] سکونت نداشتند. کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند، خود، همان زیانکاران بودند».

پس از گفتگوهای شعیب و کافران قوم او معلوم شد که شعیب و مومنان ، هرگز به دین سابق باز نخواهند گشت و اگر مجبور شوند از خانه و کاشانه خود بیرون خواهند رفت . کافران وقتی از خود شعیب مایوس شدند خطاب به مومنان گفتند :  اگر از شعیب پیروی کنید در این صورت قطعا از زیانکاران خواهید بود . (اعراف /۹۰)

به نظر آنها پیروی از شعیب ، رنجها و زحمتهایی در پی خواهد داشت چرا که آنها مجبور خواهند شد ، خانه و کاشانه خویش را ترک کنند و دچار خسارتهای مالی   می شوند .

این احتمال در تفسیر آیه نیز هست که منظورشان علاوه بر زیانهای مادی ، زیانهای معنوی هم بوده است زیرا راه نجات را در بت پرستی می پنداشتند ، نه آئین شعیب.[۱]

ولی نمی دانستند که برای مومن

آن مکان است ۰۰۰ در اینجا منظور این است که آنها چنان نابود شدند که گویا اصلا در آن شهر اقامت نداشتند.[۲]

الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ(انعام/ ۲۰)

«کسانى که کتاب [آسمانى‏] به آنان داده‏ایم، همان گونه که پسران خود را مى‏شناسد، او [پیامبر] را مى‏شناسد. کسانى که به خود زیان زده‏اند، ایمان نمى‏آورند».

این آیه به تکذیب رسول اکرم صلی الله علیه و آله اشاره دارد . بسیاری از علمای اهل کتاب، پیامبر را مانند پسران خود می شناختند یعنی بشاراتی را که از اوصاف رسول خدا سراغ داشتند ، کتمان می کردند و از ایمان به او استنکاف می ورزیدند و خداوند با جمله « الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ» زیانکاری آنان را بیان می کند . کسانی که سرمایه وجود خود را در این بازار دنیا ، باخته اند به پیامبران ایمان نمی آوردند . آری ، «کتمان حق سبب زیانکاری است .» [۳]

آیه بعد کید و مکر بر

، تصمیم گرفتند که او را با نقشه حساب شده ای نابود کنند و قرار شد که او را در آتش بسوزانند . پی آتش عظیمی را بر پا کردند و حضرت ابراهیم را در میان هلهله و شادی و فریاد مردم با منجنیق به میان آتش انداختند ولی خداوند که سوزندگی آتش به اراده ی اوست، اراده کرد که ابراهیم در دریای آتش سالم بماند و به آتش فرمود : که برای ابراهیم سرد و سالم باش و آتش برای ابراهیم سرد شد و اگر تعبیر «سلاما» نبود شاید آنقدر سرد میشد که جان

چه می خواستند درباره ابراهیم کنند به خودشان رسید.»[۴] آری ، این سرانجام زیانکاران است .

د- سرپیچی از امر خدا و پیامبران

وَکَأَیِّن مِّن قَرْیَهٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِیدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُّکْرًا فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَ کانَ عاقِبَهُ أَمْرِها خُسْراً(طلاق / ۸ -۹)

« و چه بسیار شهرها که از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سرپیچیدند و از آنها حسابى سخت کشیدیم و آنان را به عذابى [بس‏] زشت عذاب کردیم تا کیفر زشت عمل خود را چشیدند، و پایان کارشان زیان بود».

«عتت» از ماده (عتو) به معنی سر پیچی از اطاعت است . [۵] و مراد از «امرها» در آیه «

 

قومش نرفت و جز زیانکاران نشد .

ح – استهزاء آیات و پیامبران

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً… ذَالِکَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا کَفَرُواْ وَ اتخََّذُواْ ءَایَاتىِ وَ رُسُلىِ هُزُوًا(کهف : ۱۰۳-۱۰۶)

«بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟»… [آرى،] آنان کسانى‏اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد. این جهنم سزاى آنان است، چرا که کافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند».

«هزوا» یعنی «آن چیزی که به آن افسوس کنند و

معتقدات اصلی دین را انکار کردند و بالاتر از آن ، آیات خدا و پیامبرانش را مسخره کردند . [۶]

پس کسانی که کافر شدند و آیات خدا و پیامبرانش را به باد استهزاء و سخریه گرفتند، زیان کارترین افرادند و کیفرشان جهنم است .

مسخره کردن اهل ایمان نیز یکی از عوامل خسران است چنانکه در آیه شریفه آمده است:

إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِّنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَکُونَ(مومنون / ۱۰۹- ۱۱۰)

« در حقیقت، دسته‏اى از بندگان من بودند که مى

آن می خوانند ، می گردد . [۷]

مسخره کردن مومنان سبب غفلت از یاد خدا می شود . و همین سبب زیانکاری آنها و کیفرشان جایگاه جاودانه در جهنم است . خداوند در آیه ۱۰۳ همین سوره می فرماید:

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فی‏ جَهَنَّمَ خالِدُونَ

۲- کفر

یکی دیگر از عوامل خسران ، کفر است .

کفر به معنی خلاف ایمان ، ناگرویدن و ناسپاسی کردن آمده است و در جمع بندی آیات قرآن ، کفر در برابر ایمان بوده و مرزبندی میان مفاهیمی چون الله و طاغوت ، پیامبران و دشمنان ، فلاح و خسران ۰۰۰ است . کافران به سبب کفران نعمتهای خداوند ، خویشتن را به پلیدی و سرکشی آلوده می کنند . بدینسان می توان گفت که فسق و عصیان نمودار اعمال خسران آمیز و ستم آلود کفر پیشگان است . [۸]

این عامل به صورت های مختلفی جلوه می کند که به آنها اشاره می شود :

الف- کفر به خدا

هُوَ الَّذی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتاً وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً(فاطر : ۳۹)

« اوست آن کس که شما را در این سرزمین جانشین گردانید. پس هر کس کفر ورزد کفرش به زیان اوست، و کافران را کفرشان

اوه بر خشم چیزی جز زیان هم بر آنها نمی افزاید ، زیرا آنها سرمایه وجودی خویش را از دست داده اند و در تاریکی و ظلمت به سر می برند. [۹] پس کفر ، سبب زیان و خسران است

وَ الَّذینَ آمَنُوا بِالْباطِلِ وَ کَفَرُوا بِاللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(عنکبوت: ۵۲)

« و آنان که به باطل گرویده و خدا را انکار کرده‏اند همان زیانکارانند».

عبارت «کفروا بالله» یعنی «چه منکر وجود الله باشند یا منکر توحید مثل طبقات مشرکین یا منکر انبیاء و امامت و ائمه هدی ، تمام اینها کفر بالله است.[۱۰] و همه اینها زیانکارند.

علامه می نویسد:«این آیه خسران را در کفار منحصر می کند به خاطر اینکه به خدا ایمان نمی آورند و به کتابش، با اینکه در آن بر رسالت او شهادت داده کفر           می ورزند، و به خاطر کفر به خدای حق قهرا به باطل ایمان می آورند در نتیجه در ایمانشان خاسر و بی بهره می شوند».[۱۱]پس کسانی را که راه کفر را در پیش گرفته اند  زیانکارند.

ب – کافران به کتاب:

یکی دیگر از صورت های کفر، کفر به کتاب است، که از عوامل خسران ذکر شده است.

الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(بقره / ۱۲۱)

« کسانى که کتاب [آسمانى‏] به آنان داده‏ایم، [و] آن را چنان که باید مى‏خوانند، ایشانند که بدان ایمان دارند. و [لى‏] کسانى که بدان کفر ورزند، همانانند که زیانکارانند».

مراد از کتاب در این آیه قرآن است.[۱۲]و مراد از تلاوت همان طور که در تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب آمده است، عدم تحریف و تدبیر در صفا و عمل به محتوای آن است.[۱۳]

آیه بیان می کند کسانی که به کتاب قرآن کافر گشته اند و حق تلاوت را به جا نیاورده اند، در معنای آن اندیشه نکرده اند و به آن عمل نمی کنند ، آیاتش را تحریف می کنند و همان طور که در تفسیر هدایت آمده «کسانی که کتاب را برای آن          می خوانند که در در آن آیه ای در تایید اندیشه های خود پیدا کنند و سپس آن را همچو شعاری برای حق جلوه دادن تصرفات باطل و ناروای خود به کار می برند و

و به امر خدا راضی نشده است.» [۱۴]

ج- کفر به آیات خداوند :

لَهُ مَقالیدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(زمر /۶۳)

« کلیدهاى آسمان و زمین از آنِ اوست، و کسانى که نشانه‏هاى خدا را انکار کردند، آنانند که زیانکارانند».

کسانی که به آیات پرودگارشان کفر ورزیدند ، زیانکارند چون آیه بیان می کند که خداوند

که کاری از آنها بر نمی آید .

یکی دیگر از آیاتی که گویای این مطلب است که کفر به آیات خدا سبب خسران      می شود ، آیه ذیل می باشد :

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً… أُوْلَئکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَِایَاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَائهِ فحََبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لهَُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَزْنًا(کهف / ۱۰۳- ۱۰۵)

« بگوآیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟… [آرى،] آنان کسانى‏اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد».

برخی از مفسرین مقصود از آیات را در اینجا،آیات انفسی و آفاتی خدای تعالی      می دانند و هم چنین معجزاتی که انبیاء برای تایید رسالت خود می آورند و کفر به آیات را ، انکار نبوت می دانند علاوه بر اینکه خود پیغمبر از آیات است.[۱۵]

و برخی هم می گویند که مقصود همان آیات قرآن یا دلایل توحید و نبوت است.[۱۶]صاحب تفسیر روح المعانی در توضیح «بآیات» می نویسد:«

انِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِیمَانِ وَلَکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَیَاهَ الْدُّنْیَا عَلَى الآخِرَهِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ… لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الآخِرَهِ هُمُ الْخَاسِرونَ(نحل: ۱۰۶-۱۰۹)

« هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت‏] مگر آن کس که مجبور شده و [لى‏] قلبش به

».

«اطمینان» به معنای سکون و آرامش است و «شرح صدر» به معنای گشادی و وسعت آن

آن را ولو کردم. «شرح صدر» در اینجا به معنای باز کردن سینه به نور الهی و سکینه ای از ناحیه خدا و روحی از اوست. «اکراه» مجبور شدن به گفتن کلمه کفر و تظاهر به آن است.[۱۷]

در شان نزول این آیه آمده است که عمار در زیر شکنجه های مشرکین در مکه، وادار به ناسزا گفتن بر علیه پیامبر شد. او وقتی خود

خدایان آنها را به نیکی یاد کنم. پیامبر فرمود: اگر مشرکین باز هم با تو چنین کردند، تو همان سخنان را بگو تا از شر آنها رها شوی.[۱۸]

آیه بیان می کند که اگر کسی بعد از ایمان آوردن به خدا ، قلبا و زبانا به خدا کافر شود

رها کردن ایمان و ارتداد و گرفتار شدن به قهر الهی است.»[۱۹]

الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّباتُ وَ طَعامُ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ حِلٌّ لَکُمْ وَ طَعامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدانٍ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ(مائده/۵)

«امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده، و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال، و طعام شما براى آنان حلال است. و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان، و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى‏] به آنان داده شده، به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید، در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست خود بگیرید. و هر کس در ایمان خود شکّ کند، قطعاً عملش تباه شده، و در آخرت از زیانکاران است».

در شان نزول آیه آمده است که بعضی از مسلمانان پس از نزول آیه فوق و حکم حلیت طعام اهل کتاب و زنان آنها از قبول چنین حکمی اکراه داشتندقرآن به آنها هشدار میدهید که اگر نسبت به چنین حکمی که از طرف خدا نازل شده اعتراض داشته باشند و انکار کنند اعمال آنها بر باد خواهد رفت و زیانکار خواهند بود[۲۰]

خداوند در ابتدای

رای بر خلاف حق بدهد و در رای خود پایداری نماید و این آیه را تلاوت فرمود و نیز به سند دیگر از آن حضرت روایت کرده که  فرمود : کسانیکه کافر به ایمان می شوند آنهایی هستند که عمل به اوامر خدا نکند و راضی به احکام الهی نمی باشند .»[۲۱]

 

یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَهَ الَّتی‏ کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرینَ(مائده /۲۱)

« اى قوم من، به سرزمین مقدّسى که خداوند براى شما مقرر داشته است درآیید، و به عقب بازنگردید که زیانکار خواهید شد».

آیه درباره ی قوم بنی اسرائیل است . حضرت موسی به قوم خود گفت : نعمت خداوند را بر خویشتن به یاد آورید که به شما نعمت های فراوانی داد از جمله اینکه در میان شما پیامبرانی را بر انگیخت ئ دیگر اینکه شما را ملوک قرار داد یعنی مالک سرنوشت خود و خانواده خویش شدید و سومین نعمت اینکه شما را از چنگال فرعون نجات داد و نزول من و سلوی و جاری شدن ۱۲ چشمه که همه از طریق اعجاز بود .

حضرت موسی بعد از

، ولی آنها گروهی بهانه جو و تنبل و ترسو بودند و از این دستور موسی سر پیچی کردند وپیامبرشان را آزردند .

نا فرمانی از دستور خداوند سبب زیانکاری آنان شد و باعث شد که آنها چهل سال از سرزمین مقدس محروم شوند . پس محروم شدن از خیری که در سرزمین های مقدس وجود دارد ، باعث خسارت می شود.[۲۲]

هـ- پیروی از کافران

یا أَیُّهَا

» یعنی اگر گوش فرا دهید به سخنان ابوسفیان و منافقین گفتند : محمد کشته شد.» [۲۳]

در مجمع از امیر المومنین روایت نموده که : «این آیه درباره منافقین در روز جنگ احد است ، خطاب به

شما

او تاثیر دارد . نه تنها نباید خودش کافر باشد بلکه از کافران هم نباید اطاعت کند . بازگشت به عقب یعنی بازگشت به کفر، موجب زیان دنیا و آخرت است .

۳-باز داشتن مردم از راه خدا

الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَهِ هُمْ کَافِرُونَ…لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَهِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ(هود / ۱۹-۲۲)

« همانان که [مردم را] از راه خدا باز مى‏دارند و آن را کج مى‏شمارند و خود، آخرت را باور ندارند… شک نیست که آنان در آخرت زیانکارترند».

«عوج» به کسر عین و فتح واو به معنای منحرف از حق است.[۲۴]  طبرسی آورده است  که به معنی «انحراف در دین و سخن گفتن است.[۲۵]» و به فتح عین برخی آن را به معنی کجی و انحراف آورده اند[۲۶] برخی به معنای کج شدن اشیاء مادی، نظیر

لِیَصُدُّواْ عَن سَبِیلِ اللّهِ فَسَیُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَهً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ (انفال /۳۶).

« بى‏گمان، کسانى که کفر ورزیدند، اموال خود را خرج مى‏کنند تا [مردم را] از راه خدا بازدارند. پس به زودى [همه‏] آن را خرج مى‏کنند، و آن گاه حسرتى بر آنان خواهد گشت سپس مغلوب مى‏شوند. و کسانى که کفر ورزیدند، به سوى دوزخ گردآورده خواهند شد».

روایات مختلفی وارد شده که این آیه درباره «ابوسفیان» است.[۲۷]و برخی هم گویند درباره جماعتی از بزرگان اهل مکه است که

می دهند بلکه به هدف خود که شکست اسلام است ، نمی رسند و در آخرت هم به عذاب الهی گرفتار خواهند شد .

علامه می نویسد : «اعمال دنیایی آنان از قبیل اجتماع بر شر و خروج برای جنگ با خدا و رسولش در ازاء حشر به سوی جهنم قرار می گیرد». [۲۸]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

ظلم کردن

یکی از عوامل خسران ، ظلم است که به معنایی ناقص نمودن حق و یا گذاشتن هر چیز در غیر موضع خودش است . و به چند دسته تقسیم می شود :

۱- ظلم به معنی تجاوز به حدود خداوند یعنی به احکام و دستورات الهی بی اعتنا است و از انجام آن ها سر پیچی می کند . این نوع ظلم در اصل ظلم انسان است به خودش زیرا تحدی و تجاوز به حدود الهی و سر پیچی از فرامین الهی ، انسان خود را از سعادت محروم می کند .

۲- ظلم به خود یعنی زمینه تکامل رشد و سعادت خودش را با دست خودش نابود می کند .

۳- ظلم به دیگران . [۱]

امام علی علی علیه السلام در خطبه ۱۷۵ می فرمایند : « ظلم بر سه قسم است ؛ظلمی که آمرزیده نمی شود و ظلمی که بازخواست می شود و ظلمی که آمرزیده شده باز خواست نمی شود ، اما ظلمی که آمرزیده نمی شود شرک به خدا است ، خداوند سبحان می فرماید : خدا نیامرزد کسی را که به او شرک آورد و اما ظلمی که آمرزیده می شود ظلم بنده است بر نفس خود در به جا آوردن برخی گناهان کوچک و اما ظلمی که بازخواست می شود ظلم بنده است، بنده دیگر را» .[۲]

آیه ی ذیل به این مطلب اشاره دارد که ظلم یکی از عوامل زیان و خسران است .

قالَ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَلا إِنَّ الظَّالِمینَ فی‏ عَذابٍ مُقیمٍ(شوری/ ۴۵)

« و کسانى که گرویده‏اند مى‏گویند: «در حقیقت، زیانکاران کسانى‏اند که روز قیامت خودشان و کسانشان را دچار زیان کرده‏اند».

آیه ۲۳ اعراف به یکی از اقسام ظلم اشاره دارد و آن را به عنوان یکی از عوامل خسران معرفی می کند و ان ظلم به خویش است .

قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ

« گفتند: «پروردگارا، ما بر خویشتن ستم کردیم، و اگر بر ما نبخشایى و به ما رحم نکنى، مسلماً از زیانکاران خواهیم بود»

هنگامی که آدم و حوا به نقشه شیطانی ابلیس آگاه شدند و نتیجه کار خلاف خود را دیدند، به فکر جبران افتادند و به ظلم و ستم بر خویش ، اعتراف کردند .

پس ظلم بر خویش ، سبب زیانکاری است . البته حضرت آدم و همسرش ، زیانکار نبودند چون جمله شرطیه است و می فرماید : اگر ما را مورد رحمت و مغفرت قرار ندهی از زیانکارانیم و خداوند توبه حضرت آدم را پذیرفت . (بقره/۳۷)

در تفسیر نمونه آمده : «شک نیست که هر گناه و نافرمانی پرودگار ، ظلم و ستم بر خویشتن است ، زیرا برنامه ها و

ستمکاران به یاوری . [۳]

۵- شرک ورزیدن به خدا

«شرک» با فتحه به معنی شرکت و مشارکت به معنی شریک شدن است و به کسر شین اسم است. یعنی عمل شرک و نیز به معنی شریک و نصیب و بهره آمده است . [۴]

مشرک کسی است که برای خدا در خلقت جهان و یا اداره و تدبیر امور جهان ، شریک قرار می دهد و به عبارتی دیگر یعنی غیر حق را هم، مصدر امور و منشا اثری داند . [۵]

خداوند می فرماید :

إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ

و به کسانى که پیش از تو بودند وحى شده است: «اگر شرک ورزى حتماً کردارت تباه و مسلّماً از زیانکاران خواهى شد».

این آیه خطاب به پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله) و سایر

نام می برد. شرک باعث حبط عمل و در نتیجه سبب زیانکاری است.

تفسیر نور الثقلین  حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که در آن  آمده است :«خداوند همه بندگان را محاسبه می کند مگر کسی که شرک به خدا آورده که بدون حساب به آتش فرستاده می شود.»[۶]

۶-  پذیرش ولایت شیطان

از بارزترین

تاکید بیان می کند: «لاغو ینهم اجمعین» (ص/

ز ترک هدایت قرآن و پیروی از پیروان شیطان و بزرگتر از تبدیل رضای رحمان به رضای شیطان می باشد.»[۷]

اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ(مجادله/ ۱۹)

«شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است آنان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند».

 

برخی گویند «استحوذ» از «احوذ الشی» آمده یعنی آن را گرد آورد و به یکدیگر پیوست و چون گرد آورد بر آنان چیره می شود و تسلط و توانایی می یابد . [۸] و برخی

آنها باز کرده است» [۹] و نویسنده ارشاد الاذهان هم همین نظر را دارد وی «استحوذ» را به معنای استیلا پیدا کردن و احاطه کردن آنها آورده است . [۱۰] آیه بیان می کند کسانی که شیطان بر آنها مسلط شده است جز گروه و حزب شیطان هستند ، اینها نه تنها خود را از راه حق منحرف شده اند بلکه عاملی برای منحرف کردن دیگران هم هستند .

در تفسیر

و جزا و پاداش و گستردگی رحمتش و سختی عذاب او و دیگر چیزهای همانند اینها را از یاد ببرد.» [۱۱]

وقتی انسان به یاد خدا باشد ، و حضور خدا را در لحظه ، لحظه های زندگی اش درک کند دیگر به سراغ کارهای زشت نمی رود و اگر هم از او خطایی سز بزند ، فورا توبه می کند و با گریه و زاری به سوی پرودگارش بر می گردد . پس یاد خدا ، انسان را از گناه حفظ می کند.

کسانی که از هوای نفسانی پیروی می کنند ، راه تسلط شیطان بر آنها باز شده و کم کم خدا را از یاد می

را همچون شب تاریک و سیل خروشان در مقابل خود دید فرمود : «عجب بندگان بدی هستید اظهار اطاعت خدا و ایمان به رسول کردید، ولی اکنون آمده اید ذریه پیامبر را به قتل برسانید ، شیطان بر شما چیره شده یا خدای بزرگ را از خاطرتان برده سپس افزود مرگ بر شما و بر آنچه می خواهید.» [۱۲]

شیطان موجودی حسود و لجوج و ناسپاس و متکبر و ضد عقل و تفکر و رانده است او سمبل تمام صفات خلاف اخلاق است و همه بدیها به او برمی گردد . او از طریق شیرین و خوب جلوه دادن گناهان ، انسان ها را گمراه می کند و همه رابه سوی عذاب ابدی می کشاند . متکبران و طاغوت ها و کسانی  که راه شیطان را دنبال می کنند ، خود به نوعی شیطان هستند .

شیطان درباره عدم تسلطش برای تبرئه در دادگاه الهی می گوید :

« در حقیقت، خدا به شما وعده داد وعده راست، و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم، و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا [در کار خدا] شریک مى‏دانستید کافرم».(ابراهیم/۲۲)‏

شیطان برای رسیدن به هدف خود که گمراهی تمام انسانهاست از چپ و راست و از تمام جوانب انسان ها را مورد حمله قرا می دهد و از هر حربه ای برای گمراه کردن آنها استفاده می کند . او بر آنها مسلط می شود و آنها را به هر جا می خواهد می کشاند .

همچنین در آیه دیگری می فرماید:

وَ قَیَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَیَّنُوا لَهُمْ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فی‏ أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ

و فاسد آنها را از هر سو احاطه می کنند ، افکارشان را می دزدند و چنان بر آنها چیره می شوند که حس تشخیص خود را از دست دهند و زشتیها در نظر آنها زیبا می گردد. گاه ماده «قیضنا» در مورد تبدیل چیزی به چیزی نیز به کار رفته است . بنابراین معنی و تفسیر آیه چنین می شود که دوستان صالح را از

شد .

دوست و همنشین بد یکی از کیفرهای الهی است ، فکر و شخصیت انسان را          می پوشاند و زشتی های انسان را زیبا جلوه می دهد . [۱۳]

با توجه به مطالب فوق می توان گفت «دوست بد مایه ی زیان آدمی است .» [۱۴]

همنشینان بد بر افکار آنها تسلط می یابند و آن قدر بر آنها چیره می شوند که زشتی ها را در نظرشان جلوه می دهند و چه بد سرانجامی است وقتی زشتی را زیبا ببینند یعنی اعمال بد خویش را خوب می بینند

 

 

۷-  دروغ و افتراء به خداوند

قَدْ خَسِرَ الَّذینَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما کانُوا مُهْتَدینَ(انعام / ۱۴۰)

« کسانى که از روى بى‏خردى و نادانى، فرزندان خود را کشته‏اند، و آنچه را خدا روزیشان کرده بود- از راه افترا به خدا- حرام شمرده‏اند، سخت زیان کردند. آنان به راستى گمراه شده، و هدایت نیافته‏اند».

کسانی که آنچه را خدا به آنها داده که با عبارت «ما رزقهم الله» آمده تحریم کردند ، زیانکارند و این عمل سبب زیانکار یشان شده است و افتراء بر خداوند خوانده شده . آنها

را عامل خسارت می دانند . [۱۵]

۸-  آلوده کردن نفس و اطاعت از آن

وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا (شمس / ۱۰) و هر که آلوده‏اش ساخت، قطعاً درباخت.‏

یکی از عوامل اصلی خسران ، پوشاندن نفس با گناهان است .

«خاب» از ماده «خیبه» است برخی آن را به معنای به مطلوب نرسیدن و محروم شدن و زیانکار گشتن آورده اند . [۱۶]  و برخی هم آن را زیانی دور از انتظار و زیانی نامتحمل که نتیجه خودداری و در خود فرو رفتن و در به روی خود بستن است ، تفسیر کرده اند . [۱۷]

«دسیسه به

و گناهان ، دور نکند ، روز به روز ، لحظه به لحظه، گناهان نفس او را می پوشاند و همین سبب زیانکاری او می شود .

تسلیم در مقابل خواهشهای نفس که زیبا جلوه می کند نیز خسران آور می باشد چنانکه آیه زیر این مطلب را تایید می کند :

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرینَ(مائده / ۳۰)

« پس نفسِ [امّاره‏] اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد، و وى را کشت و از زیانکاران شد».

«طوعت» از ماده «طوع» است که برخی آن را به معنای رام شدن چیزی [۱۸] و برخی به معنای آسان کردن و به

جهانیان می ترسم . و می خواهم تو هم گناه من و هم گناه خود را برداری که در این صورت تو اهل دوزخ می شوی . قاتل علاوه بر گناه خود ، گناه مقتول را هم به گردن دارد و این علاوه بر گناه قتل نفس است .

بعد از این صحبتها ، نفس او را به انتقام جویی دعوت می کرد و سرانجام نفس سرکش ، آهسته آهسته بر عوامل بادارنده چیره شد و او را رام کرد و او را به کشتن برادرش ترغیب می کرد . پس بالاخره قابیل ، برادرش را کشت و با این عمل از زیانکاران گشت . پس در اینجا به دو عامل خسران اشاره دارد : یکی متابعت از هوای نفس و دیگری قتل نفس است . آری بدترین خسارت ، اطاعت کردن از هوای نفس است.[۱۹]

در تفسیر نمونه درباره «طوعت» آمده است : «رام

الْمُبْطِلُونَ(جاثیه /۲۷)

« و فرمانروایى آسمانها و زمین از آنِ خداست، و روزى که رستاخیز بر پا شود، آن روز است که باطل‏اندیشان زیان خواهند دید».

مبطنون یعنی «الفاعلون للباطل» [۲۰] ؛ انجام دهندگان باطل . برخی مبطلون را اهل کفر و بطلان آورده اند . [۲۱] و برخی گفته اند که مراد کسانی هستند که دین را بیهوده        می شمارند . [۲۲] و برخی گفته اند : کسانی که عمر خود را بیهوده و در غفلت     گذرانده اند . [۲۳] و برخی مبطلون را منکران قیامت می دانند یعنی کسانی که قیامت را باطل می شمرند . [۲۴]

معنی اول از همه کاملتر است و سایر معانی را در بر می گیرد . راغب در مفرداتش می نویسد : «الباطل نقیض و مقابل حق است یعنی چیزی که به هنگام بحث و تحقیق ، حقیقتی و ثباتی ندارد.» [۲۵]

پس کسانی که به سراغ کارهای باطل می روند ، مبطلان هستند یعنی کسانی که از سرمایه عمر خود بهره ای نبرده اند و هیچ سودی به دست نیاوردند ، قیامت را انکار می کنند و در نتیجه دین را بیهوده می شمارند و اینها همان زیانکاراند .

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ وَ ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَهٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ(غافر/ ۷۸)

« و مسلّماً پیش از تو فرستادگانى را روانه کردیم. برخى از آنان را [ماجرایشان را] بر تو حکایت کرده‏ایم و برخى از ایشان را بر تو حکایت نکرده‏ایم، و هیچ فرستاده‏اى را نرسد که بى‏اجازه خدا نشانه‏اى بیاورد. پس چون فرمان خدا برسد به حقّ داورى مى‏شود، و آنجاست که باطل‏کاران زیان مى‏کنند».

مشرکان بهانه جو ،

آن هنگام پیروان باطل زیان خواهند کرد . به همین دلیل برخی از مفسرین می گویند : مراد از مبطلون  ؛ معاندانی هستند که بعد از آمدن آنچه از معجزات که برای آنها کفایت می کرد ، باز هم معجزه می خواستند .[۲۶]

در تفسیر نور آمده است : «کسانی که در برابر تاریخ و معجزات انبیاء بی تفاوت اند ، خسارت می بیند و قضاوت نهایی میان انبیاء و مخالفان، مربوط به جهان آخرت است. آن روز روز شرمندگی باطل گرایان

ی کردن وسوسه های شیطان ، توجه به خداوند است . آیات زیر به یکی دیگر از عوامل خسران اشاره می کند و آن علاقه ی افراطی به مال و فرزند و در نتیجه غافل شدن از یاد خداست .

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(منافقون / ۹)

« اى کسانى که ایمان آورده‏اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند، و هر کس چنین کند، آنان خود زیانکارانند».

اشتغال به این زینت آن قدر انسان را سرگرم می کند که دیگر جایی برای یاد خدا نمی ماند . در این آیه شریفه هم انسان را از علاقه افراطی به مال و اولاد نهی می کند و هشدار می دهد که مالب و اولادتان شما را از یاد خدا غافل نکند . علامه می نویسد : «فراموشی پرودگار از ناحیه عبد ، باعث ان می شود که پرودگارش هم او را از یاد ببرد هم چنان که فرمود : و این خود خسرانی است آشکار.»[۲۷] خداوند در آیه ی بعدی هم ، علاقه افراطی به مال و فرزند را نهی می کند .

 

 

در آیه دیگر غفلت از یاد خدا سبب زیان و خسران معرفی می کند :

اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ(مجادله/۱۹)

« شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است آنان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند».

 

، زمینه بسیاری از گناهان را فراهم می کند و همین سبب زیان و خسران می شود .

بروسوی در توضیح آیه شریفه می نویسد : «هرگز خدا را نه به قلبهایشان و نه به زبانهایشان یاد نمی کنند.» [۲۸]

گاه حب مال چنان انسان را سرگرم می سازد که تمام سرمایه های وجودی خویش را در برابر لذات ناپایدار دنیا ، از دست می دهد و با دست خالی از دنیا می رود ، چنین فردی زیانکار است .

احادیث و روایتهای زیادی درباره دنیا دوستی و غفلت از یاد خدا وارده شده است که برخی از آن ذکر می کنیم :

حماد بن بشیر گوید : «از امام صادق علیه السلام شنیدم فرمودند : اگر دو گرگ درنده هر کدام از هر سو به گله ای هجوم کنند ، زیانشان به گله گوسفندان کمتر از این خواهد بود که مال و ثروت به دین مسلمانان زیان وارد می کنند.» [۲۹]

محمد بن مسلم همین روایت را از امام باقر علیه السلام نقل کرده است . [۳۰] و در جای دیگر همین روایت از پیامبر اسلام صل الله علیه و آله آورده شده . [۳۱]

امام علی علیه السلام درباره یاد خدا به فرزندش چنین وصیت می کند : «

و بهره برداری از امکانات مادی در مسیر گناهان

کَالَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّهً وَ أَکْثَرَ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذی خاضُوا أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(توبه / ۶۹)

«[حال شما منافقان‏] چون کسانى است که پیش از شما بودند: آنان از شما نیرومندتر و داراى اموال و فرزندان بیشتر بودند، پس، از نصیب خویش [در دنیا] برخوردار شدند، و شما [هم‏] از نصیب خود برخوردار شدید همان گونه که آنان که پیش از شما بودند از نصیب خویش برخوردار شدند، و شما [در باطل‏] فرو رفتید همان گونه که آنان فرو رفتند. آنان اعمالشان در دنیا و آخرت به هَدَر رفت و آنان همان زیانکارانند».

خلاق به معنای نصیب ، بهره ، قسمت و آنچه برای انسان مقدر شده است می باشد. [۳۲]

راغب در مفردات می نویسد : «الخوض ، با دست آب نوشیدن و در آب درآمدن و عبور کردن در آب و در

، آورده است . [۳۳]

نویسنده تفسیر آسان می نویسد :  عبارت « فاستمتعوا بخلاقهم » به بهره برداری و لذت نا مشروع بردن از اموال دنیوی اشاره دارد . [۳۴]

آیه بیان می کند که شما هم مانند گروه قبلی به اموال دنیوی مشغول شدید و حداکثر لذت نامشروع و زود گذر را از آن بردید و همان طور که آنها در وادی باطل فرورفتند و راه کفر و نفاق پیش گرفتند ، شما هم فرو رفتید . گروهی که قبل از شما بودند از حیث قدرت بدنی از شما قوی تر بودند ، همچنین اولاد و اموالشان هم از شما بیشتر بود . آن گروه با

لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَهٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ(یوسف/۱۴)

« گفتند: اگر گرگ او را بخورد با اینکه ما گروهى نیرومند هستیم، در آن صورت ما قطعاً [مردمى‏] بى‏مقدار خواهیم بود».

برادران یوسف به اتفاق آراء تصمیم گرفتند که او را در چاه بیندازند پس نزد پدر آمدند و از او خواستند که یوسف را با آنها به صحرا بفرستد . یعقوب در ابتدا چنین اجازه ای را

حضرت یعقوب گفت : «می ترسم که شما از او غافل شوید و گرگ او را بخورد» برادران

برادران با تکیه بر قدرتشان و اینکه تعدادشان زیاد است ، محافظت از یوسف را به عهده گرفتند که به او صدمه ای نرسد و قول دادند که او را از خطر گرگ هم محافظت کنند . در واقع برادران از آبروی خود ترسیدند و گفتند چگونه ممکن است برادرمان را گرگ بخورد و ما ده مرد به تماشا بایستیم که در این صورت زیانکار هستیم .

عده ای برای رسیدن به اهداف شوم خود حاضرند حتی از آبرو و شخصیت خود صرف نظر کنند. مانند برادران یوسف که پیرهن یوسف را به خونی دروغین آلوده کردند و نزد پدر بردند و گفتند او را گرگ خورده است .

نتیجه «اگر کسی مسئولیتی را ببپذرد و خوب انجام ندهد ، سرمایه ، شخصیت ّ آبرو و وجدان خود را در معرض خطر قرار داده و زیانکار خواهد بود.» [۳۵]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

درخواست بدون علم

قالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ ما لَیْسَ لی‏ بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاَّ تَغْفِرْ لی‏ وَ تَرْحَمْنی‏ أَکُنْ مِنَ الْخاسِرینَ(هود / ۴۷)

«گفت: پروردگارا، من به تو پناه مى‏برم که از تو چیزى بخواهم

وقتی دید که پسرش سوار کشتی نمی شود و غرق خواهد شد ، خدا را ندا داد که پرودگارا پسرم از خاندان من است و وعده ی تو حق است و تو بهترین داورانی . نوح در اینجا

کند و می گوید : تو بهترین داوران هستی ، یعنی هر چه تو حکم کنی ، من تسلیم آن خواهم بود . در پاسخ نوح از سوی خداوند خطاب شد که ای نوح ، پس تو از خاندان تو نیست .. خداوند می فرماید : چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه من تو را موعظه     می کنم مبادا از جاهلان باشی . از آیه چنین فهمیده می شود که نوح از کفر باطنی پسرش بی اطلاع بوده و او را مومن می دانست و لذا اصرار داشت که او نجات پیداکند و در اینجا خداوند نوح را راهنمایی می کند که انچه را به آن آگاه نیستی از من مخواه. نوح با همان ادب توحیدی که داشت در پاسخ عرض کرد که پرودگارا  به تو پناه می برم از اینکه چیزی را که به آن آگاهی ندارم ، از تو بخواهم . البته طبق این آیات نوح صراحتا از خدا نخواسته بود که پسرش را نجات بدهد، بلکه فقط عرض حال کرده بود که پسرم از خاندان من است و اینکه خداوند او را از چنین درخواستی نهی می کند ، عنوان پیشگیری دارد و خدا

زیانکاران خواهم بود .» [۱]

نوح از زیانکاران نیست زیرا اولا جمله شرطیه است و نوح می گوید : پرودگارا اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی من از زیانکاران هستم .

ثانیا نهی خداوند ، نهی قبل از عمل است نه بعد از عمل . همان طور که علامه در توضیح آیه شریفه می نویسد : «نهی از عملی مستلزم این نیست که مخاطب به نهی ، آن عمل را قبلا مرتکب شده باشد .»[۲]

پس نوح عملی انجام نداده که به خاطر آن زیانکار شود و در حقیقت عنایت الهی مانع زیانکاری وی شد .

پس نتیجه می گیریم که اگر کسی درخواست از روی جهل از خداوند داشته باشد ، زیانکار است وازاین کلام نوح همه باید درس بگیرند که در مقدرات الهی تکلم نکنند.[۳]

 

نتیجه:

گرچه عوامل موثر در خسران بسیار زیاد مفصل است و آنچه  فهرست شد شامل همه موارد نمی شود اما اساسی ترین عوامل مطرح شده است . آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که آیا قرآن درمان و راه علاجی برای این عوامل معرفی کرده و در این رابطه به راهنمایی و دستگیری انسان پرداخته یا خیر که در بخش آینده مورد بحث قرار می گیرد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ب) راه های جلوگیری از خسران

در بخش قبل با عوامل و اسباب خسران که از دست دادن سرمایه های وجودی انسان است ، آشنا شدیم .

قرآن کریم چنانکه عوامل خسران را بیان می کند ، برای

به بررسی راه های جلوگیری از خسران بپردازیم . در

از عوامل خسران که در بخش قبل گذشت سبب جلوگیری از خسران زدگی می شود.خداوند تبارک و تعالی راه های جلوگیری انسان از خسران را با بیانی کوتاه در سوره عصر بازگو نموده است . سوره مبارکه والعصر سیستم و نظام فکری و عملی ، اعتقادی و دنیوی و اخروی دین مبین اسلام یعنی طرحی برای اینکه فرد و جامعه انسانی چگونه باید باشد و آنچه که نباید باشد را بیان کرده است :

وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ(عصر / ۱ تا ۳)

« سوگند به عصر (غلبه حق علیه باطل) ، که واقعا انسان

انسان در نظام هستی می باشد ، باید بر اساس چهار اصل پایه استوار باشد:

ایمان، عمل صالح، توصیه به حق، سفارش به صبر.

انسان پس از شناخت نفس خود در صورتی می تواند بر افق تکامل و تعالی قرار گیرد که هر چهار اصل بیان شده را دارا باشد . اینک به توضیح تفسیری هر یک از آیات سوره ی عصر می پردازیم .

خداوند در این سوره پس از قسم به عصر که به نظر برخی مفسرین منظور دوره و عصر چیامبر و ظهور حق می باشد

حروف تاکید است ، جملیه اسمیه هم برای تاکید است والف ولام در «الانسان» نیز برای تاکید است، لام

پرتوی از قرآن آمده است که : «الف و لام استغراق یا جنس الانسان و تاکیدات به إِنَّ و لام و ظرفیت و استیعاب «فی» و نکره آمدن «خسر» همه دلالت و اشعار به این واقعیت دارد که انسان به طبیعت خود ، یکسر و سراپا غرق در زیان و زیانکاری بس عظیم و جبران نشدنی است .»[۴]

مطلب مهمی که پس از این تاکید های پی در پی بیان می شود این

و قدرتش کاهش می یابد .

انسان همانند کسی است که سرمایه عظیمی در اختیار داشته باشد و بی آنکه بخواهد، هر روز بخشی از آن سرمایه عمر و حیاتی که از دست می دهد .

 

 

« إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ»

در این آیه شریفه به چهار راه اساسی برای جلوگیری از خسران اشاره شده است ، که در ذیل به توضیح آنها می پردازیم :

۱- ایمان آوردن

در آیه شریفه ایمان به عنوان اولین راه جلوگیری از خسران بیان شده است .

حضرت علی (ع) در تعریف ایمان می فرمایند : «ایمان بر شناخت با

 

به عنوان مثال در تفسیر نمونه آمده است :

«مراد از ایمان ، ایمان به خدا و مراد از ایمان به خدا ایمان به همه رسولان او ومراد از ایمان به رسولان او اطاعت و پیروی ایشان است و نیز ایمان به روز جزاست هم چنان که قرآن در جای دیگر تصریح کرده به اینکه کسانی که به بعضی از رسولان خدا ایمان دادند و به بعضی ایمان ندادند مومن به خدا نیستند.»[۵]

چنانکه گذشت کفر و شرک به خدا عامل خسران است . پی ایمان بر او از راه های جلوگیری از خسران می باشد که در آیات متعددی از قرآن به این مطلب اشاره شده است.[۶]

همچنین کفرو تکذیب لقای الهی از مهم ترین اسباب خسران است ولی ایمان به آخرت و روز جزاء مانع از خسران است چنانکه که خداوند متعال کسانی که یقین به آخرت دارند را از جمله متقین می شمارد(بقره/ ۲-۴) و برای آنها اجر عظیم در نظر می گیرد (نساء/۱۶۲).

از طرفی همان طور که تکذیب و ظلم و کفر به آیات الهی سبب خسران بود ایمان به آیات الهی سبب رستگاری می شود (اعراف/ ۱۵۶).

می کند که ذکر و یاد خداوند موجب رستگاری             می شود(جمعه / ۱۰) .

ایمان حقیقی به خداوند موجب حسن ظن به او است . مومنون حقیقی جز به خداوند امید ندارد و فقط به درگاه او دست نیاز بلند می کند . حسن ظن به خداوند در روایات جزء عبادات شمرده شده است ، پیامبر اکرم می فرماید : خوش گمانی به خدا از عبادات نیکویی خداوند است . [۷]

در بخش عوامل گذشت که اعمال زشت سبب سبکی میزان اعمال می شود و این باعث خسران است . امام علی (ع) بیان می کند که ایمان به خدا و پیامبر سبب سنگینی میزان عمل می شود . ایشان می فرمایند :

«به خدا ایمان داریم ایمان کسی که غیب ها را به چشم خود دیده و بر آنچه وعده داده اند آگاه است ایمانی که اخلاص آن ، شرک را زدوده و یقین آن شک را نابود کرده است و گواهی می دهیم که خدایی نیست جز خدای یکتا نه شریکی دارد و نه همتایی و گواهی می دهیم که محمد بنده و فرستاده اوست که درود خدا بر او و خاندانش باد . این دو گواهی گفتار را بالا می برند و کردار وعمل را پیشگاه خدا     می رساند . ترازویی که این دو گواهی را در آن نهند سبک نباشد و اگر بردارند با چیز دیگری سنگین نخواهد شد . [۸]

پس ایمان به خدا و پیامبر موجب سنگینی میزان عمل می شود و خداوند بیان می کند که سنگینی میزان عمل سبب رستگاری است (مومنون / ۱۰۲) .

۲- انجام اعمال شایسته

دومین راه جلوگیری از خسران که بلافاصله بعد از ایمان بیان شده است ، انجام اعمال شایسته است .

در موارد متعدد دیگری نیز  انجام اعمال صالح پس از ایمان و بدون فاصله ذکر شده است[۹] که از پیوستگی ایمان و عمل صالح در اینگونه آیات می

تنها کسب علم و دانش ، بلکه هر کارت شایسته ای که وسیله تکامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الی الله و پیشرفت جامعه انسانی در تمام    زمینه ها شود . قرآن در

به راستی اگر ایمان عمیقا در جان انسان جای گیرد چنین آثاری را از خود ظاهر می سازد.» [۱۰]

علی (ع) نیز در فرمایشان خود به انجان اعمال نیکو سفارش می کند و می فرماید :

«مردم ! عمل کنید ، که عمل نیکو به سوی خدا بالا می رود و توبه سودمند است و دعا به اجابت می رسد و آرامش برقرار ، و قلمهای فرشتگان در جریان است . به سوی اعمال نیکو بشتابید بیش از آنکه عمرتان پایان پذیرد یا بیماری مانع شود و یا تیر مرگ شما را هدف قرار دهد .» [۱۱]

۳- سفارش کردن به حق

ایمان و اعمال هرگز تداوم نمی یابد مگر اینکه حرکتی در اجتماع برای دعوت به سوی حق و شناخت و معرفت آن از یکسو ، و دعوت به استقامت و صبر در طریق انجام این دعوت از سوی دیگر صورت پذیرد . به دنبال این دو اصل به دو اصل دیگر اشاره می فرماید ، که در حقیقت

دلالت دارد . [۱۲]

مرحوم راغب اصفهانی در مفردات در توضیح واژه «حق» می گوید :

«حق اصل مطابقت و یکسانی و هماهنگی و درستی است ، مثل مطابقت پایه درب در حالی که در پاشنه خود با استواری و درستی می چرخد و می گردد.» [۱۳]

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه شریفه می فرمایند :

«تواصی به معنای سفارش کردن این به آن و آن به این است و تواصی به حق این است که یکدیگر را به حق سفارش کنند ، سفارش کنند به اینکه از حق پیروی نموده و

تواصی به حق ، امر به معروف و نهی از منکر است که در آیات متعددی از قرآن به آن اشاره شده است[۱۴] .

تواصی به حق خود یکی از اعمال صالح است و با اینکه قبلا عنوان کلی «عملوا الصالحات» را ذکر کرده بود چه نکته ای باعث شد که خصوص تواصی به حق را نام ببرد ؟

این از قبیل ذکر خاص  بعد از عام است که در مواردی به کار می رود که گویند نسیت به خاص عنایت بیشتری داشته باشد . و شاهد بر اینکه خدای تعالی از میان اعمال صالح به تواصی به حق عنایت بیشتر داشته و بدین منظور خصوص آن را بعد از عموم اعمال صالح ذکر نموده این است که همین تواصی را در مورد صبر تکرار کرد و با اینکه می توانست بفرماید « و تواصوا بالحق و بالصبر» در حالیکه فرمود و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر . [۱۵]

چنانکه گذشت یکی از عوامل خسران ازداشتن مردم از راه خدا بود . در مقابل آن در این آیه شریفه سفارش به حق را از موانع خسران ذکر می کند .

۴- سفارش کردن به صبر :

چهارمین

ی ها و موانع است .

صبر در این جا معنی وسیع و گسترده ای دارد که هم صبر بر اطاعت را شامل می شود و هم صبر در برابر انگیزه های معصیت و هم صبر در برابر مصائب و ناگواری ها را .[۱۶] چنانکه در حدیثی از علی (ع) صبر به سه دسته تقسیم شده است ، صبر بر معصیت ، صبر بر طاعت و صبر از ارتکاب معصیت . [۱۷]

خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم مومنان را توصیه به صبر

.از جمله علی (ع) می فرماید : بر شما باد به شکیبایی ، که شکیبایی ، ایمان را چون سراست بربدن و ایمان بدون شکیبایی چونان بدن بی سر ارزشی ندارد . [۱۸]

و از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است : به هیچ کس روزی ای گسترده تر از شکیبایی نداده اند . [۱۹]

۵- تزکیه نفس :

راه دیگری که در قرآن کریم برای جلوگیری از خسران بیان شده است تزکیه نفس است . خداوند متعال در سوره مبارکه شمس می فرماید :

وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا… قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا (شمس/۱-۱۰)

سوگند به خورشید و تابندگی اش ، ۰۰۰ که هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگارشد، و هر که آلوده اش ساخت قطعا درباخت .

قسم نشان دهنده اهمیت مطلبی است که بیان می شود . در این سوره خداوند پس از چندین قسم و تاکید بیان می کند که تنها کسانی رستگارند که نفس خود را تذکیه کنند و در مقابل (همچنان که در بخش عوامل گذشت) پوشاندن نفس به سبب گناهان زیانکاری و خسران است .

در تفسیر انوار درخشان در توضیح آیه شریفه آمده است:

هر که در مقام تزکیه روح و روان خود برآید و هر لحظه به الهام غیبی گوش فرا دهد و از الهام به فجور عملی که از درون خود می شنود عبرت گیرد و اجتناب نماید و بر حسب الهام غیبی به اعمال صالحه اقدام نماید آن گاه مژده سعادت و شعار عبودیت خود را نیز ضمن الهام غیبی

آن از فجور و فسق و انحراف نهاده است . [۲۰]

گفته شده است در زبان فارسی لفظ واحدی که دقیقا معنای تزکیه را برساند نداریم و برای بیان معنای دقیق این واژه باید مفاهیم «شکوفایی استعدادها ، باغلندگی و رشد کامل یافتن را در کنار هم قرار داد» [۲۱]

در علم اخلاق برای تزکیه نفس مراحل متعددی را بیان کرده اند . این مراحل به ترتیب عبارتند از :

  • تخلیه : از بین بردن زنگارها ، رسوبات شرک ، ریا و نفاق از اندیشه خویش.
  • تجلیه : جلا دادن و زینت دادن نفس به وسیله اعمال عبادی .
  • تحلیه : روان ساختن جویبار هدایت به قلب و اندیشه و جذب فضیلت ها و آراسته شدن به اخلاق الله.[۲۲]

 

 

۶-

به هدف نهایی خلقت می شود اما این ها وقتی مفیدند که با هدایت ویژه الهی توام باشند . هدایت ویژه ای که در این آیه شریفه به آن اشاره شده است:

مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدی وَ مَنْ یُضْلِلْ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(اعراف / ۱۷۸)

«هر که راخدا هدایت کند ، او راه یافته است ، و کسانی را که گمراه نماید ، آنان خود زیانکارانند» .

حضرت علامه طباطبایی می فرماید :

«مفاد آیه این است که صرف راه یافتن به چیزی نافع نیست و اثر راه یافتن را ندارد مگر وقتی که هدایت خدای سبحان با آن توام باشد و این هدایت است که موجب کمال راه یافتن گشته و با آن سعادت آدمی حتمی می شود .» [۲۳]

۷- تسلیم در برابر خداوند

وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ(آل عمران/۸۵)

و هر که جز اسلام، دینى [دیگر] جوید، هرگز از وى پذیرفته نشود، و وى در آخرت از زیانکاران است.

نتیجه گیری فصل :

دیگری از قرآن مجید تزکیه نفس و هدایت ویژه الهی را می توان از دیگر موانع خسران بیان کرد .

بخش سوم : آثار و نتایج خسران

بی شک خسران آثار و تبعاتی به همراه دارد و انسان خسارت زده

و زیانکار در دنیا با آثار و تبعاتی روبه رو می گردد که عبارتند از :

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

حسرت کشیدن و مغلوب شدن

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیَصُدُّواْ عَن سَبِیلِ اللّهِ فَسَیُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَهً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ  لِیَمیزَ اللَّهُ الْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ یَجْعَلَ الْخَبیثَ بَعْضَهُ عَلى‏ بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمیعاً فَیَجْعَلَهُ فی‏ جَهَنَّمَ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(انفال / ۳۶ و ۳۷) .

« بی گمان کسانی که کفر ورزیدند اموال خود را خرج می

زشت واداراش کرده بود از بین رفته یا نیرویش از فرط غصه تباه شده ، و یا از یافتن چیز مفقود  خسته

های سنگینی برای مقابله با اسلام در جنگهای مختلف متحمل شدند ولی هر بار از مسلمانان شکست خوردند و پیروزی با مسلمانان بود ، تا اینکه در سال هشتم هجری مکه به دست مسلمانان فتح شد و مرکزیت آنها از بین رفت و چیزی جز حسرت و اندوه و شکست و خواری نصیب آنها نشد، تازه این سرنوشت آنها در این دنیا بود .[۱]

این افراد علاوه بر خسران در دنیا دچار خسران اخروی هم می شوند که دو قسمت مربوط به آن پرداخته خواهد شد.

بانوی اصفهانی در بیان منظور از مغلوب شدن می نویسد: «بالاخره در روز بدر یا در جنگ احد مغلوب گردیدند .»[۲]

از حضرت علی (ع) پرسیده شد: حسرت چیست؟ فرمود:

کسی که (روز قیامت) مال و ثروتش را در ترازو و میزان دیگری مشاهده کند و خداوند او را به خاطر آن به آتش داخل کند (زیرا از راه حرام به دست آورده ) ودیگری را (وارثش را) به بهشت داخل کند (زیرا او آن مال را در راه خدا مصرف کرده است).و پیامبر اسلام می فرماید: شدید ترین ندامت و افسوس روز قیامت از آن کسی است که آخرت خودش را برای دنیای دیگران فروخته است.(یعنی برای رسیدن دیگران به ظواهر دنیوی به نافرمانی خدا پرداخته است).

اموال و انصار طاغوتها و نوکران حلقه به گوش استکبار در زمره این افراد هستند .[۳]

حضرت علی(ع) در توضیح آیه شریفه می فرمایند:

«و خداوند در کتاب کریم خود می فرماید: و بیابند آنچه را به جای آورند حاضر و پروردگار تو با احدی ظلم نخواهد کرد، ای مردم در این آن و در این آن خود را دریابید قبل از ندامت و پشیمانی ، پیش از آنکه نفس بگوید و حسرت برد بر آنچه تقصیر و کوتاهی نموده در مقام فرمانبرداری خدا، وا حسرتا

اگر مرا باز گردانند به دنیا من نیکوکار خواهم شد پس خداوند جلیل او را جواب گوید: بلی آیات ما به سوی تو آمد اما تو تکذیب کردی و تکبر نمودی و به آن آیات کافر شدی ، به خدا قسم       نمی خواهد بازگشت به دنیا را مگر برای اینکه کردار نیک به جای آورد و در بندگی برای خدا احدی را شریک نیاورد».[۴]

۲) حبط اعمال:

…أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(توبه / ۶۹)

« ۰۰۰ آنان اعمالشان در دنیا و آخرت به هدر رفت و انان همان

اموال و اسم و رسم و امور معنوی مثل طاعات و عبادات . [۵]

در این آیه حبط اعمال را مربوط به دنیا و آخرت می داند . در این که منظور از حبط اعمال در دنیا چیست نظرات متفاوتی وجود دارد :

برخی منظور از حبط عمل در دنیا را این دانسته اند که در مقابل آن عمل ستایش نمی شوند . [۶] برخی دیگر گفته اند منظور آن است

 

« و کسانی که ایمان آورده اند می گویند آیا اینان بودند که به خداوند سوگندهای سخت می خورند که جدا با شما هستند ؟ اعمالشان تباه شد و زیانکار گردیدند» .

در این آیه اگر چه مانند آیه قبل تعبیر «فی الدنیا و الاخره» نیامده است ولی اغلب مفسرین بر این اعتقادند که منظور از حبط در این آیه اعم از دنیا و آخرت است و بیان می کنند آنها در هر دو دنیا

یُوَارِی سَوْءهَ أَخِیهِ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْءهَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ(مائده/ ۳۰و ۳۱)

پس نفس [اماره] اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد و وی را کشت و از زیانکاران شد. پس خدا زاغی را برانگیخت که زمین را می کاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [قابیل] گفت: وای بر من آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟ پس از زمره پشیمانان گردید.

۴- نازل شدن عذاب الهی:

وَکَأَیِّن مِّن قَرْیَهٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِیدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُّکْرًا فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَ کانَ عاقِبَهُ أَمْرِها خُسْراً(طلاق/۸ و۹)

« و چه بسیار شهرها که از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سر پیچیدند و از آنها حسابی سخت کشیدیم و آنان را به عذابی [بس] زشت عذاب کردیم تا کیفر زشت عمل خود را چشیدند و پایان کارشان زیان بود».

برخی عبارت «عذبناها عذابا نکرا» را اشاره به عذاب دنیوی گرفته اند و استناد     کرده اند به اینکه در آیه بعد می

 

«آنان کسانی اند که عذاب سخت برای ایشان خواهد بود و در آخرت خود زیانکارترین [نردم] اند ».

علامه سید محمد حسین طباطبایی منظور از عذاب در آیه شریفه را اعم

آنچه می کنند گواه است ».

این آیه هم اشاره به نازل شدن عذاب در دنیا برای خاسران دارد ، و به پیامبر گفته می شود که مطمئن باش که یا مقداری از عذاب آنها را در دنیا به تو نشان می دهیم یا تمام عذاب خود را بعد از وفات تو بازگشت آنها به سوی ما در عالم آخرت نشان می دهیم و آنها را به سزای اعمالشان می رسانیم .

قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنی‏ وَ

اخروی خسران می پردازیم :

  • ورود به جهنم

قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنی‏ وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَساراً… فَأُدْخِلُوا نَارًا (نوح / ۲۱ – ۲۵)

« نوح گفت : «پروردگارا ، آنان نافرمانی من کرده اند و کسی را پیروی نموده اند که مال و فرزندش جز برزیان وی نیفزود ۰۰۰ [پس از مرگ] در آتشی در آورده شدند ۰۰۰»

در مورد نحوه ورود ایشان به جهنم خداوند متعال می فرماید : لِیَمیزَ اللَّهُ الْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ یَجْعَلَ الْخَبیثَ بَعْضَهُ عَلى‏ بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمیعاً فَیَجْعَلَهُ فی‏ جَهَنَّمَ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(انفال / ۳۷).

« تا خدا ، نا پاک را از پاک جدا کند و ناپاک ها را روی یکدیگر نهد و همه را متراکم کند آنگاه در جهنم قرار دهد . اینان همان زیان کارانند» .

«رکم» به معنی جمع کردن و قرار دادن چیزی است بر روی چیز دیگر . [۷]خاسران به سوی جهنم رهسپار می شوند تا خداوند پلید را از ناپاک جدا کند . بعد از آن ناپاک ها را روی هم انباشته می کند و همگی را یکجا در جهنم می اندازد . [۸]

  • عذاب شدید:

خاسران در قیامت عذابی دردناک را تجربه می کنند .خداوند متعال می فرماید:

فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَ کانَ عاقِبَهُ أَمْرِها خُسْراً أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا(طلاق/۹و۱۰)

« تا کیفر زشت عمل خود را چشیدند و پایان کارشان زیان بود. خدا برای آنان عذابی سخت آماده کرده است».

برخی از مفسرین منظور از عذاب شدید را عذاب اخروی دانسته اند.[۹]چنان که در آیه دیگر از این عذاب شدید به عذاب سوء تعبیر می کند :

أُوْلئِکَ الَّذینَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ وَ هُمْ فِی الْآخِرَهِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ(نمل/۵)

« آنان کسانی اند که عذاب سخت برای ایشان خواهد بود و در آخرت خود زیانکارترین [مردم] اند» .

مرحوم طبرسی مقصود از سوء عذاب را عذاب دردناک اخروی می داند .[۱۰]خداوند متعال بیان می کند عذاب در قیامت خاسران را کاملا در بر می گیرد و می فرماید :

…أَلا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِکَ یُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ یَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ(زمر/۱۵و۱۶)

« … آری ، این همان خسران آشکار است. آنها از بالای سرشان چترهایی از آتش خواهند داشت و از زیر پایشان [نیز] طبق هایی [آتشین است] این [کیفری] است که خدا بندگانش را به آن بیم می دهد، ای بندگان من از من بترسید».

«ظله» به معنای ساتر در بالای سر است و مراد از این آیه که می فرماید: خاسرین، ساتری از آتش در بالای سر و ساتری دیگر در زیر پا دارند این است که آتش از همه جهات به ایشان احاطه دارد.[۱۱]در این آیه شریفه خداوند وضعیت خاسران در قیامت را این گونه ترسیم می کند که آتش از جمیع اطراف آنها را احاطه کرده و آنها در وسط

لم به تمام وجودشان احاطه کرده بود و از هر سو آنها را می پوشانید.»[۱۲]در مورد دیگر خداوند از احاطه جهنم نسبت به کافرین سخن می گوید:

 

وَ الَّذینَ آمَنُوا بِالْباطِلِ وَ کَفَرُوا بِاللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ… یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکَافِرِینَ(عنکبوت/ ۵۲ تا۵۴).

« و آنان که به باطل گرویده و خدا را انکار کرده اند همان زیانکارانند… و و شتابزده از تو عذاب می خواهند و حال آنکه جهنم قطعا بر کافران احاطه دارد».

  • خلود در جهنم:

در آیات متعددی از قرآن کریم عاقبت کار خاسران خلود در جهنم دانسته شده است که برای نمونه به تعدادی از آنها اشاره می شود:

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فی‏ جَهَنَّمَ خالِدُونَ(مؤمنون/ ۱۰۳)

« و کسانی که کفر میزان [اعمال] شان سبک باشد، آنان به خویشتن ضرر زده [و] همیشه در جهنم می مانند».

آنها که بر اثر نداشتن ایمان و عمل صالح میزان اعمالشان سبک (یا بی وزن) است کسانی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده و زیان کردند و در جهنم جاودانه خواهند بود. تعبیر بر «خسروا انفسهم» (جان و سرمایه وجودشان را زیان کرده اند) اشاره لطیفی است به این واقعیت که آنها بزرگترین

خدا، شیطان را دوست [خدا] گیرد قطعا دستخوش زیان آشکاری شده است… آنان جایگاهشان جهنم است و از آن راه گریزی ندارند».

محیص به معنای گریزگاه و راه فرار است.[۱۳]خاسران جایگاهشان جهنم است و از آن هیچ راه فراری ندارند و برای همیشه در آن می مانند. تمام درها بر روی آنها بسته می شود؛ درب مغفرت، درب رحمت، درب شفاعت، دربهای بهشت، درب سعادت و رستگاری و سایر دربهای خیر.[۱۴]

وَ قالَ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَلا إِنَّ الظَّالِمینَ فی‏ عَذابٍ مُقیمٍ(شوری/ ۴۵)

«و کسانی که گرویده اند می گویند: در حقیقت زیانکاران کسانی اند که روز قیامت خودشان و کسانشان را دچار زیان کرده اند». آری ستمکاران در عذابی پایدارند».

مقیم یعنی امر دائمی که پایانی ندارد.[۱۵]

  • خوار و ذلیل بودن در آتش جهنم

قرآن بیان می کند خاسران در قیامت با حالت خفت و خواری در جهنم باقی خواهند ماند:

وَ تَراهُمْ یُعْرَضُونَ عَلَیْها خاشِعینَ مِنَ الذُّلِّ یَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِیٍّ وَ قالَ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَلا إِنَّ الظَّالِمینَ فی‏ عَذابٍ مُقیمٍ(شوری/ ۴۵)

«آنان را می بینی [که چون] بر [آتش] عرضه می شوند از [شدت] زبونی، فروتن شده اند زیر چشمی می نگرند و کسانی که گرویده اند می گویند: در حقیقت زیانکاران کسانی اند که روز قیامت خودشان و کسانشان را دچار زیان کرده اند. آری ستمکاران در عذابی پایدارند.»

«خاشعین من الذل» یعنی به خاطر ذلت و خواری که به آنها رسیده فروتن و حقیر شده اند و به خشوع افتاده اند ولی خشوع ناشی از ذلت فایده ای ندارد، بر خلاف خشوع ناشی از حب که هر وقت که پدید آید نافع و مفید است.[۱۶]

«طرف» به معنای چشم یا حرکت پلکهای آن است. پس اگر به معنای چشم باشد (در واقع) شامل نگاه کردن مخفی است و اگر به معنای حرکت پلکها باشد شامل نگاه کردن ناشی از حرکت

حاکم است و ذلت و تسلیم سر تا پای آنها را فرا گرفته و دیگر خبری از آن همه گردنکشی نیست و زیر چشمی به آتش دوزخ می نگرند.

  • فریادهای آنها را پاسخی نیست:

وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرینَ فَإِن یَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ وَإِن یَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِینَ(فصلت / ۲۳-۲۴).

« و همین بود گمانتان که درباره پروردگارتان بردید شما را هلاک کرد و از زیانکاران شدید. پس اگر شکیبایی نمایند جایشان در آتش است و اگر از در پوزش درآیند مورد اجابت قرار نمی گیرند».

صبر بر دو قسمت است؛ «صبر از روی اختیار بسیار ممدوح است مثل صبر در بلیات که نا شکری نکند و صبر بر مشقت عبادت و بر ترک معاصی و صبر از روی اضطراب مثل کسانی که در حبس و زندان و شکنجه می باشند. صبر نکنند چه کنند؟!! و همین نحوه است صبر اهل جهنم در جهنم.»[۱۷]

در مجمع البیان آمده است که منظور از این صبر آن است که سکوت کنند و شکایت ننمایند … و تقدیر آیه چنین است: اینان اگر صبر کنند و ساکت بمانند یا آنکه ناراحتی کنند به هر حال جایگاهشان آتش است.[۱۸]

نتیجه که خاسران چه بر عذاب صبر کنند و چه جزع و فریاد کنند نتیجه ای ندارد و فریادهای آنها را پاسخی نیست و اگر طلب رضایت و خشنودی از خداوند بکنند هم قبول نمی شود.

چنان که در جای دیگر می فرماید: «به آن در آیید خواه بشکیید یا نشکیید به حال شما یکسان است».(طور

أَوْزارَهُمْ عَلى‏ ظُهُورِهِمْ أَلا ساءَ ما یَزِرُونَ(انعام / ۳۱)

«کسانی که لقای الهی را دروغ انگاشتند قطعا زیان دیدند . تا آنگاه که قیامت به ناگاه بر آنان در رسد، می گویند : ای دریغ بر ما آنچه درباره آن کوتاهی کردیم. و آنان بار سنگین گناهانشان را به دوش می کشند. چه بد باری است که می کشند».

در توضیح آیه شریفه آورده اند:

«اساس شرک بر آن است که زندگی بشر منحصر به حیات دنیوی اوست و بشر به مرگ نابود می شود و اعمال و کردار نیک و بد او یکسان، و پاداش و کیفر نخواهد داشت.

با این اندیشه پلید ناگهان مرگ فرا می رسد، به سیرت شرک و کفر خود آگاه می شوند. فریاد برآورند افسوس در پیرو حق و حقیقت برنیامده و از عواقب وخیم شرک و عقوبت روز قیامت بر حذر نبودیم.

در حالی که صورت نفسانی آنان بر شرک تیره و تباه گشته، جنایتها و اعمال قبیح آنان تجسم یافته مانند بارهای گران بر دوش نهاده سنگینی و مسئولیت آن را به عهده گرفته اند و هرگز از حسرت و عقوبت دردناک رهایی نخواهند یافت»[۱۹]

بنابراین تکذیب روز قیامت وزر و وبال انسان می گردد و گناهان به صورت بار سنگینی است که گناهکار آن را به دوش می کشد.جرجانی در تفسیرش روایتی نقل می کند:

«چون مومن از گور برخیزد شخصی پیش او آید با صورتی زشت ناخوش. او را گوید: مرا می شناسی؟ گوید: نه جز آنکه

دروغ انگاشتند قطعا زیان دیدند . تا ان گاه که قیامت به ناگاه بر آنان در رسد می گویند : ای دریغ بر ما بر آنچه درباره آن کوتاهی کردیم» .

روز قیامت روز حسرت خاسران است روز افسوس خوردن است ولی دیگر این حسرت ها بی نتیجه است . [۲۰]

چون عمل و کشت کردن به پایان رسیده و روز قیامت روز برداشت محصول است .

زیانکاران وقتی در آن روز پرده ها از جلوی چشمانشان برداشته می شود و حقیقت را مشاهده می کنند افسوس می خورند که چرا پیرو حق و حقیقت نبودند و در آن روز از نعمت های بهشتی که نصیب مومنان می شود بی بهره هستند و نصیب آنها آتش سوزان جهنم است  سپس فریاد  واحسرتا بلند می کنند .

در وجه تفاوت ندامت و حسرت گفته اند :

«ندامت پشیمانیست از اعمال زشت و اخلاق ذیله و عقاید باطله و حسرت تاسف از فوت ایمان و عمل صالح و اخلاق حمیده است . به عبارت ساده حسرت از داست دادن منافع است و ندامت از ارتکاب مضار»[۲۱]

 

۸- زشت و بد منظر شدن :

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ

و آنان در آن جا ترش رویند» .

«تلفح وجوهم النار» را به این صورت معنی کرده اند : «آتش به صورتهای آنها ضربه می زند و آن را می سوزاند.» [۲۲]

برخی نیز گفته اند شعله های آتش دوزخ آن چنان بر رخسار کفار اثر گذارده و هیات آن تغییر یافته ، پوست سر و چهره آنان سوخته و دندانهای آنان آشکار می شود . [۲۳]

علامه طباطبایی نیز می فرماید :

«

دنیاست .

۹- درخواست شفاعت و بازگشت به دنیا :

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ تَأْویلَهُ یَوْمَ یَأْتی‏ تَأْویلُهُ یَقُولُ الَّذینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَیَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذی کُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ(اعراف / ۵۳)

« آیا [آنان] جز در انتظار تاویل آنند ؟ روزی که تاویلش فرا رسد ، کسانی که آن را از پیش از آن به فراموشی سپرده اند می گویند : «حقا فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند . پس آیا [امروز] ما را شفا عتگری هست که برای ما شفاعت کنند یا [ممکن است به دنیا] باز گرده شویم تا غیر از آنچه انجام می دادیم انجام دهیم ؟» به راستی که [آنان] به خویشتن زیان زدند و آنچه را به دروغ می ساختند از کف دادند» .

وقتی حقیقت امر برای

این وعده های الهی را مشاهده کنند ، کار از کار گذشته و راهی برای بازگشت باقی نمانده است . در آن هنگام آنها که کتاب خدا و        برنامه های آسمانی او را به دست فراموشی سپرده اند اعتراف می کنند که فرستادگان پروردگار به حق مبعوث شده بودند و گفتار آنها نیز همه حق بود اما در این هنگام در وحشت و اظپضطراب فرو می روند و به فکر چاره جویی می افتند و می گویند : «آیا شفیعانی یافت میشود که برای ما شفاعت کنند ؟ و یا اگر شفیعانی برای ما در کار نیست و اصولا شایسته شفاعت نیستیم آیا ممکن است به عقب باز گردیم و اعمالی غیر از آنچه انجام دادیم انجام دهیم و تسلیم حق و حقیقت باشیم .» ولی افسوس این بیداری بسیار دیر است نه راه برگشتی وجود دارد و نه شایستگی شفاعت دارند زیرا آنها سرمایه های وجود خودرا از دست دادند و گرفتار خسران و زیانی شده اند که تمام وجود شان را در بر می گیرد .» [۲۴]

۱۰-نابود شدن خدایان و سخنان دروغین آنها

خداوند متعالی در آیاتی بیان می دارد که خاسران در قیامت خدایان دروغینشان نابود می شود ، و پشتوانه های ساختگی خود را از دست می دهند :

أُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ(هود / ۲۱)

اینانند که به خویشتن زیان زده و آنچه را به دروغ برساخته بودند از دست دادند .

قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ(اعراف / ۵۳)

«  ۰۰۰ به راستی که [آنان] به خویشتن زیان زدند و آنچه را به دروغ می ساختند از کف دادند»

«ضل» به معنای گمشدن

که مایه هلاکتش باشد و سرمایه عمر و مال و هر چیز دیگر را بدهد و در مقابل کفر و معصیت را بخرد در این معامله ضرر کرده ۰۰۰ و اما ضلالت در لفترایی که بستند علتش این است که عقاید خرافی که داشتند دروغ بود یعنی وهمی بود که در خارج واقعیت نداشت و در روز قیامت هر کسی می فهمد که حق مبین تنها خدای تعالی بوده و آنچه را حق می پنداشتند چیزی جز خیال نبوده است . [۲۵]

۱۱-نهایت دوری از رحمت خداوند :

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ فَأُولئِکَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فی‏ جَهَنَّمَ خالِدُونَ… رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ قَالَ اخْسَؤُوا فِیهَا وَلَا تُکَلِّمُونِ(مومنون / ۱۰۳ تا ۱۰۸)

« و کسانی که کفر میزان [اعمال] شان سبک باشد آنان به خویشتن زیان زده ۰۰۰ پروردگارا ما را از این جا

 

«ندائی شرف صدور یابد و از هر غضب و شعله آتشین سخت تر باشد و بشریت آنان نادیده گرفته می شود ؛ چست ترین درنده ای را که اساس رذالت و درندگی است معرفی نموده است هم چه فریادی که برای راندن درنده به کار می رود و دیگر به آنان عقاب می شود یخن نگوید و بدرخواست خود پایان دهید»[۲۶]

استفاده از چنین جوابی نشانه دوری کامل انها از رحمت حق تعالی و غضب فوق العاده او بر خاسران است

۱۲-حبط اعمال :

از جمله مهترین آثار اخروی خسران حبط اعمال است که در آیات متعددی به آن اشاره شده است :

أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ(توبه / ۶۹)

«آنان اعمالشان در دنیا و آخرت به هدر رفت و انان همان زیانکارانند ».

وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ(مائده / ۵)

« و هر کس در ایمان خود شک کند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است» .

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً… أُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَزْنًا(

شرک ورزی حتما کردارت تباه و مسلما از زیانکاران خواهی شد» .

قاموس قرآن حبط را بطلان و بی اثر شدن آن ترجمه می کند .[۲۷]راغب می گوید : «اصل حبط از حبط است و آن این است که چهار پا علف بسیار خورد تا شکمش باد کند.» [۲۸] در تفسیر نور آمده است :

«حبط در لغت آن است که شکم حیوان به خاطر خوردن گیاه سمی باد کند و ان را در معرض مرگ قرار دهد که هر کس می بیند می پندارد حیوانی سالم و پر گوشت است در حالی که در آن شکم باد و خودش مسموم است . تباه شدن عمل انسان را نیز از این رو حبط می گویند که آنان توسط گناهان مسموم و توخالی و در معرض نابودی قرار گرفته اند .» [۲۹]

حبط اعمال در آخرت را به «دفع شدن عذاب»[۳۰] ماده نرسانده به رحمت خدا [۳۱] متربت نشدن ثواب بر آنها [۳۲] تفسیر نموده اند .

حبط اعمال سبب سبک بودن میزان های عمل

 

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً.. أُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَزْنًا(کهف / ۱۰۳ تا ۱۰۵)

« بگوآیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟ …[آرى،] آنان کسانى‏اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد».

عبارت « فلا نقیم لهم یوم القیامه وزنا» تفریعی است بر حبط اعمال زیرا سنجش و وزن در روز قیامت به سنگینی حسنات است به دلیل اینکه می فرماید :

« وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا کَانُواْ بِآیَاتِنَا یِظْلِمُونَ» (اعراف / ۸ و ۹)

« و در آن روز، سنجش [اعمال‏] درست است. پس هر کس میزانهاى [عمل‏] او گران باشد، آنان خود رستگارانند و هر کس میزانهاى [عمل‏] او سبک باشد، پس آنانند که به خود زیان زده‏اند، چرا که به آیات ما ستم کرده‏اند».

و نیز به دلیل اینکه با حبط عمل دیگر سنگینی باقی نمی ماند و در نتیجه دیگر وزن معنا ندارد . [۳۳]

خاسران چون عملی که قابل سنجش و ارزش باشد ندارند لذا روز قیامت وزن و میزانی برای آنان بر پا نخواهیم کرد چرا که توزین و سنجش مربوط به جایی است که چیزی بر بساط باشد ، آنها که چیزی دربساط ندارند چگونه توزین و سنجش داشته باشند . [۳۴]

نتیجه گیری فصل :

خسران دارای آثار منفی و ناشایست متعددی در زندگی دنیا و آخرت است .

لز جمله آثار دنیوی خسران می توان به : حسرت کشیدن و مغلوب شدن ، حبط اعمال ، هدایت نیافتن و ایمان نیاوردن ، ندامت و پشیمانی ، نازل شدن عذاب الهی و گرفتار همنشینان بد شدن را نام برد .

دامنه عواقب خسران به دنیا محدود نمی شود بلکه در آخرت نیز دامنگیر انسان     می شود . بلکه اساسا روز

خدا و حبط اعمال را می توان از جمله آثار اخروی خسران دانست .

نتیجه گیری

نتایج به دست آمده از مطالعات انجام شده به شرح ذیل می باشد :

  • همه انسانها در خسران و زیانکاری نیستند و خداوند در سوره عصر مومنانی که عمل صالح انجام می دهد و تواصی به حث و صبر می کنند را استثناء می کند .
  • کافران ، مشرکان و تکذیب کنندگان آیات و لقای الهی از مهم ترین مصادیق خسران هستند .
  • قرآن خاسران را این گونه معرفی می کند ، که آنها کسانی هستند که نه تنها سرمایه وجودی خویش را از دست داده اند بلکه به اهلشان هم زیان و خسارت وارد کرده اند و از آن با تعبیر «زیان آشکار » یاد می کند .
  • در قرآن عوامل بسیاری زیادی را برای خسران بیان می کند ، مانند : کفر و شرک به خدا ، ظلم کردن ، تکذیب و انکار آیات خدا و پسامبرانش و لقای الهی و پوشاندن نفس با گناهان و ۰۰۰
  • سوره عصر با بیانی کوتاه ، بهترین راهکارها برای جلوگیری از خسران زدگی ارائه می کند که عبارتند از : ۱- ایمان آوردن ۲- عمل شایسته انجام دادن ۳- سفارش به حق ۴- سفارش به صبر
  • از آثار
  • حسرت کشیدن و زشت و بد منظر بودن و ۰۰۰ اشاره کرد .

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”منابع / پی نوشت ها” icon=”fa-pencil-square-o”]فهرست منابع و مآخذ:

۱- قرآن،ترجمه فولادوند محمد مهدی دار القرآن الکریم تهران ۱۴۱۵ ق چاپ اول

۲- نهج البلاغه،انتشارات شاکر،قم،۱۳۸۶ ش،چهارم،(امیر المومنین علی علیه السلام)سید رضی،ترجمه محمد دشتی

۳- اخلاق از دیدگاه قرآن و چهارده معصوم علیهم السلام راز توکل مشهد ۱۳۸۳ ش اول احمد امیری پور

۴- اخلاق در نهج البلاغه موسسه تحقیقاتی و انتشاراتی فیض کاشانی بی جا ۱۳۷۶ ش اول سید کاظم ارفع

۵- ارشاد الاذهان الی تفسیر القرآن دار التعارف للمطبوعات بیروت ۱۴۱۹ ق اول سید محمود آلوسی

۶- از مفاهیم قرآن راه کمال بی جا ۱۳۸۵ ش دوم مصطفی اسرار

۷- اصول کافی اسوه قم ۱۳۷۵ ش سوم ترجمه کمره ای کتابفروشی علمیه اسلام تهران بی تا اول ترجمه مصطفوی

۸- اطیب البیان فی تفسیر القرآن،اسلام،تهران،۱۳۸۷ ش دوم سید عبدالحسین طیب

۹- الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل مدرسه امام علی بن ابی طالب قم ۱۴۲۱ ق اول ناصر مکارم شیرازی

۱۰- ایمان و کفر ترجمه ایمان و کفر بحار الانوار انتشارات  عطارد تهران ۱۳۷۸ ش اول عزیز الله عطاردی

۱۱- بحار الانوار ترجمه جلد ۶۷و ۶۸ کتابخانه مسجد ولی عصر تهران بی تا اول سید ابوالحسن موسوی همدانی

۱۲-

– تفسیر آسان اسلامیه تهران ۱۳۹۸ ق اول محمد جواد نجفی خمینی

۱۹- تفسیر انوار درخشان  کتابفروشی لطفی تهران ۱۴۰۴ ق سید محمد حسین همدانی

۲۰- تفسیر بحرالعلوم بی نا بی جا بی تا نصر بن محمد بن احمد سمرقندی

۲۱- تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده  مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام نور تهران ۱۳۷۲ ش اول سلطان محمد گنابادی مترجم خانی رضا حشمت الله ریاضی

۲۲- تفسیر پرتوی از قرآن شرکت سهامی انتشار تهران ۱۳۶۲ ش چهارم سید محمود طالقانی

۲۳- التبیان فی تفسیر القرآن  داراحیاء التراث العربی بیروت بی تا محمدبن حسن طوسی

۲۴- تبیین القرآن  دار العلوم بیروت ۱۴۲۳ ق دوم سید محمد حسینی شیرازی

۲۵- تحف العقول عن آل الرسول آل علی علیه السلام بی جا ۱۳۸۲ ش اول ابو محمد حرانی

۲۶- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران ۱۳۷۴ ش اول حسن المصطفوی

۲۷- تربیت روشها اخلاق طراحان نشر بی جا ۱۳۷۸ ش اوم علی فایضی

۲۸- تفسیر جامع،صدر،تهران،۱۳۲۶ش،ششم،سید محمد ابراهیم بروجردی

۲۹- تفسیر جوامع الجامع بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی مشهد ۱۳۷۷ ش دوم فضل بن حسن طبرسی مترجم مترجمان

۳۰- تفسیر جلاء الاذهان و جلاء الاحزان دانشگاه تهران تهران ۱۳۷۷ ش اول ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی

۳۱- تفسیر خسروی اسلامیه تهران ۱۳۹۰ ق اول علی رضا میرزا خسروانی

۳۲- تفسیر روان جاوید برهان تهران ۱۳۹۸ ق سوم محمد ثقفی تهرانی

۳۳- تفسیر روح البیان  دارالفکر بیروت ۱۴۲۳ ق دوم سید محمد حسین شیرازی

۳۴- تفسیر روشن مرکز نشر کتاب تهران ۱۳۸۰ ش اول مصطفی حسن

۳۵- تفسیر رهنما کیهان تهران ۱۳۶۴ش چاپ ندارد زین العابدین رهنما

۳۶- تفسیر سور آبادی فرهنگ نشر نو تهران  ۱۳۸۰ ش اول سور آبادی ابوبکر عتیق بن محمد

۳۷- تفسیر شریف لاهیجی دفتر نشر داد تهران ۱۳۷۳ ش اول محمد بن علی شیرف لاهیجی

۳۸- تفسیر الصافی  انتشارات الصدر تهران ۱۴۱۵ ق دوم ملامحسن فیض کاشانی

۳۹- تفسیر صراط المستقیم،انصاریان،قم،۱۴۱۶ق،اول،سید حسین بروجردی

۴۰- تفسیر عاملی صدوق تهران ۱۳۶۰ ش ابراهیم عاملی

۴۱- تفسیر علیین  اسوه قم ۱۳۸۲ اول سید عباس کریمی حسینی

۴۲- تفسیر القرآن الکریم دار البلاغه للطباعه بیروت ۱۴۱۲ ق اول سید عبدالله شبر

۴۳- تفسیر القرآنی للقرآن بی نا بی جا بی تا عبد الکریم خطیب

۴۴- تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب وزارت ارشاد اسلامی تهران ۱۳۶۸ ش اول محمد بن محمد رضا قمی مشهدی

۴۵- تفسیر کوثر بی نا بی جا بی تا یعقوب جعفری

۴۶- تفسیر مفاتیح الغیب دار احیاء التراث العربی بیروت ۱۴۲۰ ق سوم ابوعبدالله محمدبن عمر فخر الدین رازی

۴۷- تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین کتابفروشی محمد حسن علمی تهران ۱۳۳۶ نوبت چاپ ندارد ملا فتح الله کاشانی

۴۸- تفسیر مواهب علیه اقبال تهران ۱۳۶۹ ش چاپ ندارد حسین بن علی کاشفی سبزواری

۴۹- تفسیر المیزان  دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قم ۱۳۷۴ ش پنجم سید محمد حسین طباطبایی مترجم سید محمد باقر موسوی همدانی

۵۰- تفسیر نمونه  دار الکتب الاسلامیه تهران ۱۳۷۴ ش اول مکارم شیرازی ناصر

۵۱- تفسیر نور الثقلین،اسماعیلیان،قم،۱۴۱۵ ق،چهارم،عبد علی بن جمعه عروسی حویزی

۵۲- تفسیر نور مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن تهران ۱۳۸۳ ش یازدهم قرائتی محسن

۵۳- تفسیر هدایت بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی مشهد ۱۳۷۷ ش اول مترجمان

۵۴- الجدید فی تفسیر القرآن المجید دار التعارف للمطبوعات بیروت ۱۴۰۶ ق اول سبزواری نجفی محمدبن حبیب الله

۵۵- الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین مکتبه الالفین کویت ۱۴۰۷ق اول شبر سید عبد الله

۵۶- الحدیث  دفتر نشر فرهنگ اسلامی بی جا ۱۳۷۰ ش اول مرتضی فرید تنکابنی

۵۷- الحیاه،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،تهران،۱۳۸۰ ش،مکرر،احمد آرام.

۵۸- روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم دار الکتب العلمیه بیروت ۱۴۱۵ ق اول سید محمود آلوسی

۵۹- روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی مشهد ۱۴۰۸ ق حسین بن علی ابوالفتوح رازی

۶۰- شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه  بنیاد پژوهشهای اسلامی مشهد ۱۳۸۱ ش اوم جعفر شریعتمداری

۶۱- طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز کتابخانه صدوق تهران ۱۳۶۲ ش سوم میرزا احمد آشتیانی

۶۲- فرهنگ المعجم الوسیط انتشارات اسلامی تهران ۱۳۸۱ ش اول ابراهیم انیس ودیگران

۶۳- قاموس قرآن دار الکتب الاسلامیه تهران ۱۳۸۱ ش نهم سید علی اکبر قرشی

۶۴- قلب سلیم دارالکتب الاسلامیه تهران ۱۳۷۰ ش یازدهم سید عبد الحسین دستغیب شیرازی

۶۵- کشف الاسرار و عده الابرار امیر کبیر  تهران ۱۳۷۱ ش پنجم احمد بن ابی سعد رشید الدین میبدی

۶۶- لسان العرب دار صادر بیروت ۱۴۱۴ ق سوم محمد بن مکرم ابن منظور

۶۷- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ،فراهانی تهران ۱۳۶۰ اول فضل بن حسن طبرسی  ترجمه مترجمان

۶۸-______________ ناصر خسرو تهران ۱۳۷۲ش سوم فضل بن حسن طبرسی

۶۹- مخزن العرفان در تفسیر قرآن نهضت زنان مسلمان بی جا ۱۳۶۱ ش سیده نصرت امین بانوی اصفهانی

۷۰- معجم مقاییس اللغه مرکز نشر مکتب الاعلام السلامی قم ۱۴۰۴ ق ابوالحسین احمدبن فارس بن زکریا

۷۱- معراج السعاده دهقان بی جا بی تا ملا احمد نراقی

۷۲- المفردات فی غریب القرآن رضوی مشهد ۱۳۷۵ ش ذوم ابوالقاسم حسین بن محمدبن فضل معروف به راغب اصفهانی مترجم سید غلامرضا خسروی حسینی

۷۳- منتخب الغرر انتشارات مفید بی جا ۱۳۸۷ ش دوم فضل الله کمپانی

۷۴- الموسوعه القرآنیه  موسسه سجل العرب بی جا ۱۴۰۵ ق ابراهیم آبیاری

۷۵- النجاه من الذنوب نشر الهادی قم ۱۴۱۶ ق اول حسین شاکری

۷۶- نهج الخطابه کتابخانه صدر تهران ۱۳۷۴ ش دوم علم الهدی خراسانی

۷۷- نهج الفصاحه فرایض قم ۱۳۸۵ ش اول ابوالقاسم پاینده

۷۸- وجوه القرآن مجمع البحوث الاسلامیه مشهد ۱۳۸۰ ش اول اسماعیل بن احمد میری نیشابوری[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
4900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

121 صفحه فارسی

فونت استاندارد/۲ Yagut/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]
[list_posts limit=”6″]


درباره نویسنده

publisher4 222 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.