no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

بررسي علل و عوامل افت تحصيلي دانش آموزان-تاثير و روش تشويق در دانش آموزان

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

بررسی علل و عوامل افت تحصیلی دانش آموزان- آفت نظام آموزشی-تاثیر و روش تشویق در دانش آموزان-تربیت صحیح دانش آموزان ابتدایی- فیزیولوژی یادگیری و حافظه
zip
بهمن ۶, ۱۳۹۵

بررسی علل و عوامل افت تحصیلی دانش آموزان- آفت نظام آموزشی-تاثیر و روش تشویق در دانش آموزان-تربیت صحیح دانش آموزان ابتدایی- فیزیولوژی یادگیری و حافظه


بررسی علل و عوامل افت تحصیلی دانش آموزان- آفت نظام آموزشی-تاثیر و روش تشویق در دانش آموزان-تربیت صحیح دانش آموزان ابتدایی- فیزیولوژی یادگیری و حافظه

پایان نامه رشته روانشناسی در ۲۰۴ صفحه
[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

آفت نظام آموزشی

درمان تو درخود تو است، تو بدان بصیرت نداری.

درد تو نیز از خود توست، تو بر آن آگاهی نداری.

تو آن کتاب مبینی هستی که به یاری حروف اندک آن، راز‌های نهفته آشکار می‌شود، آیا گمان، می کنی که تو همین جسم کوچک هستی؟ و حال آنکه از «جهان بزرگ» درک تاب وجود تو مندرج است.

«امام علی(ع)»

از مهمترین آفتهای نظام‌های آموزشی جهانی و من جمله کشور ما افت تحصیلی است که همه ساله به صورت های گوناگون تعداد بسیاری از استعدادهای بالقوه انسانی و منابع اقتصادی جامعه را هدر داده و نابسامانیهای فردی و اجتماعی را بر جای می‌گذارد، هرچند پاره ای از موارد افت تحصیل در بعضی از رشته‌های خاص بیشتر مشاهده می‌شود ولی

ب آموزشی و پرورشی توسط نظام آموزش و پرورش،معلمان، خانواده، … .

بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت و ترقی جوامع پیشرفته نشان می‌دهد که همه این کشورها از آموزش و پرورش توانمند و کارآمد برخوردار بوده‌اند. این نهاد از یک سو با کودکان و نوجوانانو جوانان خلاق، مبتکر و مستعد واز طرف دیگر با طیف
گسترده ای از مردم به عنوان خانواده یا اولیای دانش‌آموزان در ارتباط است و تعلیمات وآموزش‌های خود را چه مثبت و چه منفی به پیکره جامعه تزریق می‌کند.

بدون تردید هیچ نظام آموزشی نمی‌تواند صددرصد به اهداف آموزشی خود برسد،ولی موفق بودن هر نظام آموزشی نزدیک‌تر شدن هرچه بیش‌تر به   اهداف تعیین شده بستگی دارد برای نزدیک‌تر شدن به اهداف نظام آموزشی حتماً می‌بایست عوامل مؤثر بر افت تحصیلی را شناخت و اثرهای آن راکاهش داد.

 

چرا درس نمی خوانید؟!

یکی از مهمترین آفات نظام آموزشی جهان از جمله کشور ما «افت تحصیلی» است که همه ساله به صورتهای گوناگون بخش عمده ای از استعدادهای بالقوه انسانی و منابع اقتصادی جامعه را به هدر می دهد و نابسامانیهای فردی و اقتصادی زیادی برجای می گذارد. این پدیده به صورت مردودی یا ترک تحصیل و یا کجرویهای دیگر جلوه می نماید.
کارشناسان مسائل اجتماعی در بررسی علل و عوامل افت تحصیلی دانش آموزان به دو دسته عوامل فردی و اجتماعی اعتقاد دارند که توجه به آنها و ریشه یابی این عوامل می تواند در دست یابی به

مطالعه دانش آموزانی که دارای افت تحصیلی هستند نشان می دهد یکی از عوامل مؤثر براین پدیده مسائل خانوادگی به ویژه از هم گسیختگی خانواده، کم سوادی والدین، مشکلات عاطفی، انزوا، جو اجتماعی، روانی خانواده، عدم ارتباط صمیمانه با پدر و مادر، میزان درآمد خانواده، شغل والدین، میزان تفاهم والدین، حضور یا عدم حضور والدین، وضعیت تحصیلی سایر خواهران و برادران می باشد که در سلامت روحی و جسمی دانش آموز تأثیر فراوانی می گذارد.
دانش آموزی که از شرایط خانوادگی مناسب و پشتیبانی و حمایت عاطفی والدین خود برخوردار نیست و نیازهای روحی و روانی اش تأمین نمی شود درپی ارضای احتیاجات خود دچار بی توجهی به

حل مشکلات درسی فرزندان بهترین یاور آنها خواهند بود و می توانند برای فرزندان خویش الگوهای بسیار زیبایی از تعلیم و تربیت باشند.

عامل اقتصادی

عدم اشتغال سرپرست خانواده و ناتوانی او دربرآوردن کامل نیازهای افراد خانواده در افت تحصیلی فرزندان تأثیر فراوانی دارد، چرا که عدم توجه به ارضای نیازهای اولیه فرزندان موجبات بی توجهی به نیازهای روحی و عاطفی آنها نیز می شود و بچه ها برای تامین نیازهای خود مجبور به

دانش آموز به مدرسه تأثیر می گذارد. مطالعه تقریباً نیمی از کودکانی که از درس خواندن محروم شده اند نشان می دهد که والدین این کودکان یا از هم جدا شده اند یا فوت کرده اند یا احیاناً دارای پدر معتاد بوده اند، چرا که الکل و دیگر مواد مخدر نیز بر زندگی نوجوانانی که والدین آنها به مصرف مواد مخدر وابسته

هرچه شیوه کنترل دانش آموزان در مدارس آمرانه، خشک و قیم مابانه باشد احساس از خودبیگانگی، ترک تحصیل، افت تحصیلی، بی انضباطی، رفتارهای نامتعادل و مخرب و عدم مشارکت در بین دانش آموزان مشاهده می شود.
در حالی که ارتباط

دارای افت تحصیلی هستند نشان می دهد که اگر این دانش آموزان با معلمان خود ارتباط صمیمانه ای برقرار کنند در کاهش مشکلات عاطفی و پیشرفت تحصیلی آنان بسیار موثر می باشد این قبیل دانش آموزان اگر در فاصله ای نزدیک از معلم در کلاس قرار بگیرند قادر خواهند بود که وقت بیشتری را صرف فعالیت های درسی کنند و از حمایت بیشتر معلم برخوردار شوند که همین مسئله در رشد تحصیلی آنان تأثیر خواهد گذاشت.
البته باید توجه داشت که کودک و نوجوان احتیاج به انضباط دارد اگرچه انضباط و آزادی بی اندازه هر دو زیان آور است، اما کودک و نوجوان احتیاج به محدودیت و کنترل منطقی و عاقلانه دارد و اگر از حد خود پا را فراتر بگذارد باید متوجه باشد که تنبیه در انتظار اوست. این تنبیه باید توأم با محبت و دلسوزی باشد و نوجوان به خوبی آن را درک کند.

تغذیه مناسب

تغذیه مناسب به ویژه وجود ذخایر غنی آهن در غذاهای دانش آموزان باعث افزایش توانایی آنان در فراگری دروس مختلف خواهد شد. دختران و پسرانی که به سن بلوغ می رسند به علت جهشی که در رشد پیش می آید به آهن بیشتری نیاز دارند و این مسئله در میان دختران بیشتر وجود دارد و اگر از تغذیه مناسب

آموزان به کاهش بازدهی و بهره وری ذهنی و بدنی می انجامد.
شواهد مختلف نشان می دهد که کاهش ذخایر آهن بدن، حتی اگر کم خونی وجود نداشته باشد، اثرات بسیار منفی بر فرایندهای شناختی، یادگیری، قدرت توجه و تمرکز ذهنی خواهد داشت. آهن برای عملکرد صحیح مغز در تمامی سنین یک عنصر ضروری است.
از سوی دیگر کلسیم، پروتئین، فسفر، ویتامین D و سایر ویتامین های موجود در غذاها بر روی استخوان سازی، رشد جسمانی و فعالیت مغز اثر مطلوبی می گذارد؛ بنابراین توصیه های تغذیه ای

ز این امکانات برخوردار باشند و دانش آموزانی که به دلیل درآمد پایین والدینشان از تغذیه مناسب برخوردار نیستند و متقابلاً از هوش و استعداد بالایی برخوردارند دچار افت تحصیلی نشوند.
ارائه تغذیه رایگان در مدارس به ویژه در مدارس ابتدایی و راهنمایی می تواند از جمله گام های مؤثر در این زمینه باشد.

ارتباط با دوستان

توانایی دانش آموز در دوست یابی و حفظ آن، ارتباط جتماعی و

انتخاب دوستان مناسب و تشخیص داشتن رابطه ای سالم و سازنده تنها به وسیله نوجوان امکان پذیر نیست و باید توسط والدین در مرحله نخست و سپس مربیان آموزشی این مشاوره و راهنمایی ها صورت بگیرد تا دانش آموزان در معرض دوستی های ناباب و ناپاک قرار نگیرند

رابطه دارند ساعات زیادی از زمانی که در مدرسه حضور دارند و ساعاتی از اوقات فراغت منزل را که باید به تحصیل و تعمق بپردازند درگیر مسائل فکری دوستی با جنس مخالف هستند و همین عدم آمادگی ذهنی و کمی وقت خود موجبات افت درسی آنان می شود.
والدین با انتخاب دوستان مناسب برای فرزندشان و فراهم کردن زمینه مساعد برای مراوده در محیط های خانوادگی و هم چنین فراهم نمودن محیط عاطفی

من روح الله الا القوم الکافرون- یوسف – ۸۷

 نکاتی دیگر ، بلکه تکراری اما مهم از افت تحصیلی

کاربرد اصطلاح «افت تحصیلی » یا اتلاف در آموزش و پرورش، از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش و پرورش را به صنعتی تشبیه می‌کند که بخشی از سرمایه و مواد اولیه را باید به محصول نهایی تبدیل می‌شد ، تلف کرده و نتیجه مطلوب ومورد انتظار را به بار نیاورده است. شاید این تشبیه چندان خوشایند نباشد   اصطلاح “قصور در تحصیل” یا واماندگی در تحصیل از آن مطلوب تر باشد.

وقتی صحبت از

مقرر آموزش، کیفیت نازل تحصیلات دانش‌آموز در مقایسه با آنچه که باید باشد، کسب محفوظات به جای معلومات است.

به تجربه دیده شده که در دوره راهنمایی نسبت به دوره‌های ابتدایی و متوسطه عمومی افت تحصیلی بیشتری وجود دارد. این موضوع را می‌توان به وضعیت خاص این دوره که دانش آموز باید دروس متنوع تری رانسبت به دوره ابتدایی بگذراند و همچنین به بحران بلوغ و مشکلات آن که در این دوره اتفاق می‌افتد نسبت داد.

معمولاً مشاهده می‌شود که میزان ترک تحصیلی کرده ها و افرادی که مردود می‌شوند در مقاطع تحصیلی راهنمایی و متوسطه در پسران بیشتر از دختران است، این تفاوت را احتمالاً به عوامل زیر می‌توان نسبت داد:

  • دختران اوقات فراغت خود را بیشتر درخانه می‌گذرانند و فرصت و امکان سرگرمی در بیرون از منزل راکمتر از پسران دارند و بیشتر مطالعه می‌کنند.
  • معمولاً دختران به نمره قبول شدن بیش از پسران اهمیت می‌دهند و انگیزه قویتری دارند.
  • دختران به حضور در کلاس درس بیشتر از پسران اهمیت می دهند و از مطالب کلاس بیشتر یادداشت برداری می‌کنند.
  • تعداد دانش‌آموزان دختر در کلاس‌ها کمتر از پسران است و تراکم دانش‌آموز پسر درکلاس‌ها بخصوص در نواحی دورافتاده بیشتر است.

 

موضوع: تاثیر و روش تشویق در دانش آموزان

مقدمه :

 

یکی از روشهای بسیارموثر در تربیت ، تشویق کارهای خوب دانش آموزان است . هر انسانی طبعا خودش را دوست داشته و میل دارد شخصیت خود را کامل تر کند و دیگران به شخصیت وجودی او پی ببرند و از او قدر دانی و از

گردد . شکی نیست که اولیا و مربیان چیزی جز خیر و صلاح و سلامت نمی خواهند ولی او آن را درک نمی کند . بدین نظر محرکی چون تشویق برای به حرکت در آوردن او به

 

سوی هدف مورد نظراست  .

 

توضیح مساله :

 

آنچه موجب شد که در مورد آن بنویسم و در این زمینه تحقیق کنم این بود که وقتی

اعتراف کنم که در طی ۲۳ سال خدمت آموزشی با چنین مواردی مواجه وب خورد نکرده بودم .

 

۱ . شاوغی و بی انضباطی بیش از حد رکثر دانش آموزان در دوره ی سال اول راهنمایی .

 

۲ . عدم توجهو داشتن  انگیزه ی درس خواندن .

 

 

 

نتیجه کیری :

 

پس از گذشت چند ماه عملکرد بسیار خوبی در پاسخ به سوالات مطرح شده در حیطه ی شناختی توسط دانش آموزان   دیده می شد ونه تنها دانش آموزان از این کار لذت می برند بلکه خودم نیز تا حدودی اعتماد به نفسم زیاد شده بود  . وقتی نحوهی درس خواندن دانش آموزان را با سه ماه قبل مقایسه می کردم احساس لذت و خوشحالی می کردم و به و ضوح تاثیر  این راه حل جدید در عملکرد دیده می شد .

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]اشاره:
حقوق در مفهوم کلی به مجموعه قواعد و مقررات حاکم بر جامعه گفته می شود و از این معنا حقوق کودک را می توان این طور بیان کرد:
مجموعه قواعد ومقررات بین کودک و هر فرد یا افرادی که با وی سروکار دارند. آشنایی با حقوق کودک از این منظر که آنان در آینده نقش اصلی و اساسی را در جامعه عهده دار خواهند شد بسیار مهم است و جامعه سالم و عدالت جو و عدالتخواه در گرو تربیت و آموزش صحیح این عزیزان خواهد بود.
نتیجه اینکه به نظر می آید در کنار قوانین سطحی موجود که در جهت احقاق حقوق کودک وضع شده می بایست آموزش هایی جدی و بعضا الزام آور برای تمامی افراد و موسساتی که در ارتباط با کودکان می باشند مشخص کرد.
در این مقاله سعی شده نگاه و اشاراتی به این گونه آموزش ها در ارتباط با افراد و موسسات شود.
نقش پدر و مادر
مهمترین وظیفه در تعلیم و تربیت اولیه و آمادگی کودک جهت آموزش حق و حقوق به عهده والدین می باشد. یکی از مهمترین وظایف هر زوجی داشتن اطلاعات و آگاهی از فرزنددار شدن است. این آگاهی ها از زمان

متاسفانه نقاط محروم جامعه ما از همین نیازهای اولیه و ابتدایی نیز برخوردار نیستند.)
اگر با علم امروز خواهان آموزش اصولی ومنطقی باشیم نیاز به تجهیز مدارس با امکانات روز هستیم در غیر این صورت بازدهی و کیفیت آموزش مسلما افت خواهد کرد و متاسفانه این مورد را هم می توان از موارد پایمال شدن حقوق دانش آموز تلقی کرد.
حق داشتن مربیان کارآزموده
مربی و معلم و یا هر فردی که با دانش آموز سروکار دارد باید از آموزش های علمی و روانشناسی برخوردار باشد زیرا لازمه رشد و آموزش دانش آموز وجود افرادی است که توانایی علمی و از آن مهم تر توانایی و مهارت های آشنایی با مسائل روحی و روانی دانش آموز را داشته باشند. اگر چنین افرادی در آموزش و پرورش مشغول به انجام وظیفه نباشند دچار مشکلات خواهیم شد که بارزترین آنها عدم ارتباط صحیح ومنطقی بین دانش آموز و مربی وعدم نشاط و شادابی دانش آموزان و عدم روحیه لازم می

نداشتن یا کمبود چنین مربیان قوی و کارآزموده یکی دیگر از موارد پایمال شدن حقوق دانش آموزی است.
حق امنیت روانی
مسئله ای که در این بعد مطرح است این است که تحصیل یا آموزش دانش آموز در مدارس چگونه و توسط چه افرادی باید صورت بگیرد؟ به عبارتی شیوه آموزش به صورتی نباید باشد که امنیت روحی دانش آموز لطمه ببیند و حتی به خطر بیفتد مثلا بعضا در مدارس دیده می شود از تهدید، اخراج موقت و دائم و یا ترساندن از تجدیدی و مردودی و یا جمله معروف “به ولی ات تمام چیزها را خواهم گفت” توهین و شوخی های مربی در جمع نسبت به دانش آموز و یا… استفاده شود.
در

واستفاده از اماکن ورزشی و تفریحی (به تعداد لازم و کافی در هر منطقه)
۲- حق داشتن و استفاده از اماکن هنری مثل فرهنگسراهای هنری
۳- حق داشتن و استفاده از اماکن فرهنگی شامل کتابخانه های عمومی
۴- حق داشتن احساس امنیت، منع کودک آزاری، گروگان گیری کودکان، استثمار کودکان، به کارگیری شغل های سخت و سنگین از کودکان با حداقل دستمزد و…
۵- حق استفاده از امکانات تامین اجتماعی در صورت بروز محرومیت ها و…
در خصوص مسائل جامعه و میزان اثرگذاری آن بر افراد جامعه و خصوصا کودکان، مطالب زیاد و بسیار مهم می باشد. مسائل جامعه و اثرات آن را به عبارتی می توان مدارس نامریی تلقی نمود و امیدوار هستیم تمامی قسمت های جامعه و مسئولان مربوطه در جهت بهینه کردن عملکرد خود تجدید نظر نمایند.
نتیجه گیری:
اگر مدرسه و جامعه دنباله رو تربیت صحیح والدین نباشند حقوق و تربیت کودک در نهایت پایمال خواهد شد. در خصوص مدرسه با توجه به طرح گوشه ای از مسائل ذکر شده به نظر می آید می بایست در قوانین موجود آموزش و پرورش و بعضا نیروهای انسانی موجود تجدیدنظر یا به هر شکل دیگر مشکلات موجود رفع گردد تا انشاءالله به زمانی برسیم که تمامی مدارس ایران با عملکرد خوب خود

د وضعیت نظام آموزش و پرورش حداقل از منظر دانش آموز تا حد زیادی مرتفع خواهد شد. مثلا طبق قوانین حقوقی هر فرد نسبت به دیگری دچار تضرر گردد اگر عمدی باشد ضمن جزای کیفری می بایست جبران خسارت نیز کند و اگر غیرعمد باشد یعنی سهوا مسبب ضرر دیگری شود، مستوجب جبران خسارت نسبت به آن

… نسبت به دانش آموز شویم مستوجب جبران خسارت هستیم و از طرفی شرعا در برابر خداوند متعال مسئول می باشیم. نبود چنین قوانین مدونی باعث گردیده است که یک کودک دانش آموز یا یک نوجوان دانش آموز به شکلها و عناوین مختلف حقوقش پایمال گردد و خیلی راحت در برابر این قضایا عده ای از کارکنان و معلمان و متولیان آموزش و پرورش با جملاتی نظیر این که “چون هدف ما آموزش است و یا عمدی در کار نبوده است و یا جمله “چوب معلم گله هرکی نخوره خله” و یا… از کنار این حقوق پایمال شده به راحتی بگذرند.
تدوین حقوق کودک و یا دانش آموز در کشورهای مختلف و اهمیت دادن به تعلیم و تربیت تا اندازه ای مهم جلوه کرده است که سهل انگاری والدین کودک در نگهداری وتربیت وی مستوجب مجازات است. به نظر می رسد وقت آن رسیده است به طور جدی نسبت به کلیه مسائل

ا انشاءالله شاهد رشد و شکوفایی بیشتر این آینده سازان عزیز باشیم.

 

آیا دانش آموزان نسبت به گذشته بی انضباط تر شده اند؟(قسمت اول(

امروزه بیشتر معلمان به این مسئله می اندیشند که دانش آموزان نسبت به دو دهه گذشته، از نظر رفتارهای انضباطی متحّول شده اند و این تحول نیز در جهت منفی بوده و دانش آموزان نسبت به گذشته بی انضباط ترشده اند.البته این مسئله به این معنی نیست که ما باید مدارس را بسیار متشنج ببینم بلکه فراوانی چنین رفتارهایی نسبت به گذشته افزایش یافته است.

منظور ما از رفتارهای انضباطی،رفتارهایی هستند که در چهارچوب ضوابط و مقررات مدرسه مطرح می شوند.که طبق آن از چهارچوب خارج شدن دانش آموزان از آن ضوابط و مقررات می تواند موانعی را در مدرسه برای

رسمی و غیر رسمی.

۵- طغیان و اعمال خشونت بر علیه کارکنان مدرسه.(معلم و معاون  و مدیر و…  .)

بنظر می رسد که ما در شرایط کنونی مصداقهای زیادی از بی انضباطی را در مدارس مشاهده می کنیم.و کمتر معلمی است که با مواردی از رفتارهای بی انضباطی خود را در مدرسه درگیر نکرده باشد.امروز بیشتر معلمان برای تفسیر چنین رفتارهایی توجیهات خاص خود را دارند.امّا آنچه مسلم است قسمتی از بی انضباطی دانش آموزان اعتراض به شرایطی است که طبق آن،آزادی و ارزش آنها نادیده گرفته می شود. چون معلمان تمایل دارند که قدرت مسلط کلاس باشند این به طور ضمن آزادی و ارزش دانش آموزان را با محدودیت مواجه می سازد. در قرنی که ما درآن زندگی می کنیم روز

آزاد اندیشی را برای دانش آموزان تلقین می کند چیزی که مدارس ما با آن کمتر سنخیت دارد. و با آن مقابله می کند.در نتیجه نوعی دوگانگی بین دانش آموز و محیط های مدارس بوجود می آید. و این برای دانش آموز فر افکنی های را بوجود می آورد که نمودهای آن می تواند بصورت بی انضباطی ظاهر  شود.

گسترش پدیده بی انضباطی می

 

۴- تغییر نگرشها و افزایش توقعات والدین از مدارس.

ظاهراً آموزش و پرورش نیز مایل است چهار چوبهای سهل گیرانه ای را در مقابل دانش آموزان بی انضباط در پیش گیرد.چیزی که معلمان از آن بنام حمایت از دانش آموز در مقابل معلّم یاد می کنند.امّا سهل انگاری در این زمینه می تواند عواقب بدی را بیار آورد.چون وجود و ادامه حضور یک دانش آموز بی انضباط می تواند کلاس و محیط مدرسه را با انواع مشکلات روبرو سازد و همچنین می تواند الگویی باشد برای دانش آموزانی که،در شرایط عادی منطقی به نظر می رسد امّا محیط های آلوده، آنها را از حالت تعادل خارج کرده و انرژی آنها را در غیر موضع خود به صرف می رساند.

 

آیا دانش آموزان نسبت به گذشته بی انضباط تر شده اند؟(قسمت دوم(

گویا بیشتر معلمان از تحولّات انضباطی روزافزون دانش آموزان توجیه و تفسیر شفافی ندارند و بیشتر مایل هستند سازش داشته باشند نه سازگاری.برای همین معلمان روابط سنتّی بین شاگرد و معلم را الگویی برای عدم سازگاری با شرایط جدید رفتاری دانش آموزان می دانند و همیشه از گذشته بخوبی یاد می کنند و داستان گذشته خود را با معلمان بازگو می کنند.و انتظار دارند که دانش آموزان زمان حاضر مثل گذشته رفتار کنند. همچنین در شرایط حاضر معلمان با رفتارهای صبورانه شدیدی دست و پنجه نرم می کنند.گرچه چنین رفتارهایی پسندیده نظر می رسد.امّا در این مورد،چنین رفتارهای خود دارانه ای آنها را سر خورده و خسته می کند.چون معلمان از نظر روانی به این رفتارهای صبورانه اعتقاد ندارند و چنین درک می کنند که رفتارهای صبورانه ،دانش آموزان گستاخ را ممکن است گستاخ تر بکند.شاید هم معلمان برای شرایط حاضر از نظر روانی آمادگی ندارند،چون نگرشهای معلمان بیشتر با آموزش و پرورش سنتّی سنخیّت دارد.که طبق آن دانش آموز باید مطیع معلم باشد.معلمان از دیر باز تمایل داشته اند که از دانش آموزان مطیع و سر به زیر تفسیر مثبتی داشته باشند.حتّی حّق تنبیه بدنی را برای خود محفوظ می داشتند. و دوست داشتند که یکّه تاز میدان باشند.شرایط حاکم بر زمان گذشته نیز چالشهای جّدیی را در این رابطه بوجود نمی آورد برای همین

ایت از دانش آموز،در مقابل ،کاهش حمایت از معلم .

۴- افزایش اختلاف نگرشها و عقاید معلمان با اکثریت جامعه به علت عقب ماندن از تحولات سریع جامعه.

در چنین شرایط معلم تمایل پیدا می کند تا بیشتر به مشکلات درونی خود فکر کند.و از بسیاری واقعیت ها یا غافل می ماند و یا بی تفاوتی را در پیش می گیرد.

از طرق مختلف از جمله ممنوعیت تنبیه و غیره.

۴- گسترش دیدگاههای جدید آموزش پرورش که براساس آن تکیه بر دانش آموز محوری است.

ب)- عوامل اجتمائی

۱- افزایش فرزند سالاری در جامعه.

۲- تغییر نگرش اولیاء در تربیت فرزندان شان.

۳- افزایش بی انگیز گی نسبت به درس در میان دانش آموزان به علت عواملی چون، بیکار بودن افراد تحصیل کرده و نقش ضعیف ادامه تحصیل در کسب وضعیت معیشتی خوب و غیره.

همه این عوامل از طرق مختلف در افزایش بی انضباطی دانش آموزان تأثیر دارد. و ما با شرایط حاضر باید راهکارهای منطقی در پیش بگیریم.و نگرشهای خود را منطبق با تحولات روز عوض کنیم.و دانش آموزان امروزی را با دانش آموزان گذشته مقایسه نکنیم.

برای برخورد با وضعیت حاضر آموزشهای ضمن خدمت را برای معلمین پیش بینی کنیم. چون  نیاز دارم که وضعیت فعلی دانش آموزان خوب درک کنیم.علاوه بر آن نه تنها در مقررات مدرسه اصلاحات جدی را به عمل آوریم بلکه آنرا عملی سازیم تا محیط مدرسه برای اهداف آموزشی و تربیتی کاملاً امن باشد. این را هم نباید فراموش کنیم که داشتن معلمان قدرتمند وبا انگیزه می تواند بسیاری از مشکلات مدارس ما را حل کند.

 

بررسی علل بی انضباطی انتخابی دانش آموزان

مقدمه:

 

برای اینکه انسان در اجتماع زندگی کند باید رفتار اجتماعی را بیاموزد.به این معنی که رفتارش باید مورد قبول اجتماع باشد.یکی از راههای اجتماعی شدن و مورد قبول قرارگرفتن رعایت

، انضباط همیشه مورد توجه بوده است ولی در اینکه این انضباط چگونه باید باشد و چگونه می توان آن را آموزش داد عقاید متفاوت است زیرا این موضوع کاملاً بستگی به فرهنگ و کذشته یک ملت دارد.

هدف از انضباط این است که نوجوان را قادر به سازش با قوانین و و مقرراتی که فرهنگ یک گروه پذیرفته است بنماید بطوری که او رفتار خود را با توقعات و خواسته های گروه اجتماعی که در آن زندگی می کند هماهنگ نماید. رعایت قوانین و مقررات برای شادی، سازش و آرامش نوجوان اهمیت دارد.

وینسنت و مارتین در این مورد گفته اند: هر فردی برای اینکه نیازها و آرزوهایش را به دیگران مطابقت دهد و مورد قبول و احترام آنها واقع شود، نیاز به انضباط و قوانین رفتاری دارد. یکی از مشکلاتی که معلمان و اولیای آموزشگاهها با آن مواجه هستند بی انضباطی و عدم رعایت مقررات از طرف دانش آموزان است که اغلب دیده می شود که یکی از رایج ترین اقدامات در این قبیل موارد توسل به تنبیه و توبیخ است که آن هم متأسفانه اغلب نه تنها نتیجه مطلوب نمی دهد بلکه موجب تشدید و تکرار رفتار ناپسند نیز می گردد.

 

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است. [/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

عوامل بی انضباطی دانش آموزان

 

۱- خستگی: گاهی اوقات خستگی و عدم تنوع برنامه موجب کسالت می شود. و دانش آموز را به بدرفتاری و عدم رعایت مقررات وادار می کند. و در مواردی که برنامه بیش از توانایی دانش آموز و یا خیلی ساده وابتدایی است خستگی ایجاد می کند.

 

۲- بی محبتی وعدم توجه: نوجوانان علاقمند به توجه و محبت دیگران است و میخواهد به طریقی مورد توجه واقع  شود درصورتی که با دقت در رعایت مقررات نتواند توجه بزرگترها را نسبت به خود جلب کند.اغلب متوسل به رفتار ناپسند میشود  تا بدان طریق جلب توجه نماید.زیرا اغلب واکنش بزرگترها در برابر بی انضباطی دانش آموز با خشونت   و توبیخ  همراه است  که آ ن هم نیز خود نوعی  توجه محسوب می شود که از بی تفاوتی بهتر است

 

۳- ضعف  جسمانی:

 

۴- سرخوردگی: در مواردی  که انجام به تکالیف  مدرسه و یا بر آوردن تقاضاهای  پدر و مادر  بیش از حد توانایی  نوجوان است و او نمی تواند خود را به سطح خواسته های آنها برساند  با شکست  مواجه  می شود  و احساس بی لیاقتی  و در نتیجه سرخوردگی و سستی  می کند و این سرخوردگی ها که اغلب به بی تفاوتی و عدم رعایت مقررات منتج می شود.

۵ –

اوقات توجه به اجرا و عدم اجرای مقررات ندارند. نوجوان در این قبیل موراد نمی داند که \

ماهنگی: عدم هماهنگی بین مقررات و تقاضای پدر و مادر در خانه و اولیای آموزشگاه نیز اغلب موجب سردرگمی و بلاتکلیفی و در نتیجه عدم رعایت مقررات از سوی دانش آموز می شود. چنانچه خانه و آموزشگاه از یکدیگر حمایت کنند و مقرراتشان

بی انضباطی ها اجرای نکات زیر پیشنهاد می شود:

۱- وضع مقررات متناسب با توانایی دانش آموزان

۲- وضع مقررات هماهنگ با نیاز دانش آموزان

۳- آگاه نمودن دانش آموزان از مقررات

۴- حفظ ثبات در مقررات

۵- تشویق و محبت مناسب و ضروری

متأسفانه در اغلب موارد دیده می شود که دانش آموزان خوب از آنجا که برای معلم مشکل فراهم نمی کنند مورد بی توجهی قرار می گیرند. بر عکس دانش آموزان ناسازگار چه به طریق مثبت و چه به طریق منفی بیشتر مورد توجه هستند این خود سبب می شود که اغلب دانش آموزان خوب دلسرد شوند و به حالت بی تفاوتی درآیند و دست به بی انضباطی بزند.

پژوهشگران مانند آندرسن، وایت و والش معتقدند که تشویق و محبت و تمجید اثرات وسیعی در یادگیری دانش آموزان دارد و نه تنها موجب پیشرفت درس و یا دروس دیگر می گردد بلکه موجب نگرشی مثبت نسبت به یادگیری در دانش آموز می شود و او را متمایل به یادگیری و کسب دانش و رعایت انضباط و اجرای مقررات می نماید. تشویق و محبت دو روش تربیتی است که برای رعایت مقررات و حفظ انضباط باید در آموزشگاه اعمال شود.

بررسی علل بی انضباطی انتخابی دانش آموزان

 

 

مقدمه:برای اینکه انسان در اجتماع زندگی کند باید رفتار اجتماعی را بیاموزد.به این معنی که رفتارش باید مورد قبول اجتماع باشد.یکی از راههای اجتماعی شدن و مورد قبول قرارگرفتن رعایت انضباط و مقرراتی است که در اجتماع حکم فرماست .مقررات و قوانین انضباطی رفتار را تحت کنترل درمی آورد و چون این کنترل اغلب مانع خواسته های نوجوان می شود گاهی موجب خشم و عصبانیت آنها می گردد.در تعلیم و تربیت، انضباط همیشه مورد توجه بوده است ولی در اینکه این

در آن زندگی می کند هماهنگ نماید. رعایت قوانین و مقررات برای شادی، سازش و آرامش نوجوان اهمیت دارد.وینسنت و مارتین در این مورد گفته اند: هر فردی برای اینکه نیازها و آرزوهایش را به دیگران مطابقت دهد و مورد قبول و احترام آنها واقع شود، نیاز به انضباط و قوانین رفتاری دارد. یکی از مشکلاتی که معلمان و اولیای آموزشگاهها با آن مواجه هستند بی انضباطی و عدم رعایت مقررات از طرف دانش آموزان است که اغلب دیده می شود که یکی از رایج ترین اقدامات در این قبیل موارد توسل به تنبیه و توبیخ است که آن هم متأسفانه اغلب نه تنها نتیجه مطلوب نمی دهد بلکه موجب تشدید و تکرار رفتار ناپسند نیز می گردد.

 

عوامل بی انضباطی دانش آموزان

 

۱- خستگی: گاهی اوقات خستگی و عدم تنوع برنامه موجب کسالت می شود. و دانش آموز را به بدرفتاری و عدم رعایت مقررات وادار می کند. و در مواردی که برنامه بیش از توانایی دانش آموز و یا خیلی ساده وابتدایی است خستگی ایجاد می کند.

 

۲- بی محبتی وعدم توجه: نوجوانان علاقمند به توجه و محبت دیگران است و میخواهد به طریقی مورد توجه واقع  شود درصورتی که با دقت در رعایت مقررات نتواند توجه

همراه است  که آ ن هم نیز خود نوعی  توجه محسوب می شود که از بی تفاوتی بهتر است

 

۳- ضعف  جسمانی: گاهی اوقات بی انضباطی  و عدم رعایت مقررات از طرف دانش آموز ناشی از ضعف جسمانی  اوست .زیرا  دانش آموز ضعیف و ناتوان آستانه دقت و توجه شان کوتاه است به زودی خسته می شود و تحمل بسیاری  از قوانین و مقررات را ندارد.

 

۴- سرخوردگی: در مواردی  که انجام به تکالیف  مدرسه و یا بر آوردن تقاضاهای  پدر و مادر  بیش از حد توانایی  نوجوان است و او نمی تواند خود را به سطح خواسته های آنها برساند  با شکست  مواجه  می شود  و احساس بی لیاقتی  و در نتیجه

یا زود فراموش می شود و مراعات نخواهد شد.

 

۶- عدم ثبات  در مقررات: گاهی اوقات  بی انضباطی دانش آموزان به علت عدم ثبات در مقررات است. به این ترتیب که پدر و مادر و مربیان آموزشگاه مقرراتی را وضع می کنند ولی خود آنها را انجام نمی دهند. بدین ترتیب مقررات در نزد دانش آموزان سست و بی اعتبار می شوند. به این معنی در مواردی دانش آموزان را ملزم به اجرای آنها می کنند و گاهی اوقات توجه به اجرا و عدم اجرای مقررات ندارند. نوجوان در این قبیل موراد نمی داند که در واقع آموزشگاه از او چه انتظاری دارد و وی چگونه رفتاری باید داشته باشد.

 

۷

و معلم نزد او محفوظ می ماند.

 

جهت پیشگیری از وقوع بی انضباطی ها اجرای نکات زیر پیشنهاد می شود:

 

۱- وضع مقررات متناسب با توانایی دانش آموزان

 

۲- وضع مقررات هماهنگ با نیاز دانش آموزان

 

۳- آگاه نمودن دانش آموزان از مقررات

 

۴- حفظ ثبات در مقررات

 

۵- تشویق و محبت مناسب و ضروری

 

متأسفانه در اغلب موارد دیده می شود که دانش آموزان خوب از آنجا که برای معلم مشکل فراهم نمی کنند مورد بی توجهی قرار می گیرند. بر عکس دانش آموزان ناسازگار چه به طریق مثبت و چه به طریق منفی بیشتر مورد توجه هستند این خود سبب می شود که اغلب دانش آموزان خوب دلسرد شوند و به حالت بی تفاوتی درآیند و دست به بی انضباطی بزند.

 

پژوهشگران مانند آندرسن، وایت و والش معتقدند که تشویق و محبت و تمجید اثرات وسیعی در یادگیری دانش آموزان دارد و نه تنها موجب پیشرفت درس و یا

که برای رعایت مقررات و حفظ انضباط باید در آموزشگاه اعمال شود.

 

اضطراب امتحان

هنگامی که فرد نسبت به کارآمدی عملکرد ، توانایی و استعداد خود در شرایط امتحان و یا در موقعیت هایی که در آنها مورد ارزشیابی قرار می گیرد ، دچار نگرانی ، تشویش و تردید شود ، می توان از اضطراب امتحان سخن گفت . در واقع برخی از دانش آموزان در هنگام امتحان ، به ویژه امتحانات سرنوشت ساز  ( مثلاً امتحانات نوبت اول ) دچار تشویش شدید شده،ضربان قلبشان تند می شود ، دستهاشان می

خود می آورند ، سؤال را بدون پاسخ رها می کنند یا پاسخ بی ربط و نادرستی می نویسند . در اینجا آنها به اهمیت امتحان و عدم موفقیت خود می اندیشند و همین نکات اضطراب آنان را بیشتر می کند و عملکردشان را بیش ترتحت تأثیر قرار می دهد.

دانش آموزی که اضطراب امتحان دارد ، در هنگام امتحان به جای آن که وقت و تمرکز خود را صرف پاسخ دادن به سؤالات امتحان کند ، با افکار نامربوط و ناخواسته ای که در آن هنگام در مورد امتحان و پیامدهای منفی آن گریبانگیرش شده ، سروکله می زند ، مثلاً :“من این سؤال را بلد

که دارای اضطراب امتحان اند معمولاً نه فقط در موقعیت امتحان ، بلکه در دیگر مواقع و موقعیت ها نیز ممکن است دچار اضطراب شده ، حالات فوق را نشان دهند که می توان آن ها را به صورت زیر برشمرد :

۱- هنگام مطالعه و آماده شدن برای امتحان

۲- شب قبل از امتحان و صبح روز امتحان

۳- هنگام حرکت به طرف محل امتحان و ورود به جلسه

۴- هنگام شروع امتحان ، در حین امتحان و پس از آن .

۵- زمان انتظار برای اخذ جواب امتحان

۶- هنگام گفت و گو درباره امتحان

علل اضطراب امتحان

الف ) عوامل فردی و شخصیتی

۱-اضطراب عمومی

مطالعات نشان داده است افرادی که اضطرا ب امتحان دارند ، این اضطراب خود معلول اضطراب کلی و عمومی است که بر وجود آنان حتکم است و حال در موقعیت امتحان که زمینه فراهم شده است خود را نشان می دهد .

۲- عزت نفس

افراد دارای عزت بالا توانایی برخورد شایسته با امتحان و مشکلات آن را در خود می بینند ، تحت تاثیر تغییرات محیط قرار نمی گیرند وبه توانایی های خویش اطمینان دارند .

 متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

هوش

بین هوش و اضطراب امتحان رابطه معنادار وجود دارد . کودکان با سطح هوشی مختلف از نظر تجربه اضطراب امتحان متفاوتند . کودکان دارای بهره هوشی متوسط در مقایسه با کودکان دارای بهره هوشی بالا و پایین از اضطراب ناتوان کننده ای رنج می برند.

۴- ارزیابی شناختی

تصویر ذهنی و ارزیابی شناختی هر فرد با موفقیت و شکست او رابطه دارد . به نظر می رسد که افراد خوش بین در زندگی و تحصیلات خود موفقیت بیشتری کسب می کنند . هنگامی که شخص امتحان می دهد داشتن احساس و تفکر مثبت و خوش بینانه می تواند موجب موفقیت او شود .

۵- عدم آمادگی

 

کنند که آمادگی بسیار کمی برای امتحان دارند عملکرد ضعیفی از خود نشان خواهند داد .

۶- توجه و تمرکز

مضطرب به علت توجه به تشویش و نگرانی خود در هنگام امتحان ، به محتوای اصلی امتحان توجه کمتری معطوف می نماید و این مسئله منجر به عملکرد پایین وی می شود

۷- روشهای نادرست مطالعه

برای انجام یک امتحان رضایت بخش تنها خواندن و حفظ کردن کافی نیست و باید از تمرین های مختلف مثل تمرین ، فکر کردن و به خاطر آوردن اطلاعات استفاده کرد .

۸- انتظارات دانش آموزان

یکی از عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی تصور و برداشت دانش آموزان از توانایی خود در هر درس و انتظار موفقیت در آن درس است . افراد دارای اضطراب امتحان به موقعیتهای ارزیابی کننده با انتظارات بدبینانه پاسخ می دهند ، اما افراد غیر مضطرب در موقعیت های ارزیابی مشابه ، با اطمینان و اعتماد بیشتری عملکرد تحصیلی خود را تسهیل می کنند.

ب ) عوامل مدرسه ای ، آموزشگاهی و جامعه

۱- انتظارات معلم

معلمان باید از دانش آموزان انتظار داشته باشند که بیش از پیش عمل خود را بهبود بخشند ، اما هرگونه انتظار نابجا می تواند منجر به فشار روانی و در نتیجه ایجاد اضطراب در دانش آموز گردد . عدم شناخت کافی معلم از دانش آموز و توانایی های وی ، ممکن است شرایط

 

 

نقش مدرسه در مسئولیت پذیری اجتماعی دانش آموزان ابتدایی

میزان پذیرفتن مسئولیت های اجتماعی و شرکت در کارهای گروهی با اعتماد به نفس دانش آموزان رابطه مستقیم دارد.

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس ارزشیابی کلی ما درباره فضایل و قابلیتهای خودمان ارزشهایمان اجزای بدنی پاسخهای دیگران نسبت به خود و حتی گاهی نسبت به دارایی هایمان است.

اعتماد به نفس با افسردگی رابطه معکوس دارد و کسانی که اعتماد به نفس بالاتری دارند از قدرت سازگاری بیشتری با محیط برخوردارند.

اولین نماد درونی اعتماد به نفس رضایت خاطر است. کسانی که اعتماد به نفس دارند با احساس توانایی ها و تا حدی به فعلیت در آمدن این توانایی ها احساس خوب و رضایت خاطری عمیق دارند و نماد بیرونی این رضایت خاطر تبسمی است که بر لب دارند.

احساس خوب بودن و ارزشمند بودن فرد زمانی پدیدار می شود که احساس کند مورد علاقه دیگران قرار گرفته و کارش مورد قبول است، بر عکس طرد شدن، دوم قرار گرفتن و… به احساس بی ارزشی منتهی می شود.

باید شرایطی فراهم کنیم که کودکان تجربیات موفقیت آمیزی داشته باشند. ایجاد حس رقابت سالم در زمینه های مختلف تحصیلی، ورزشی، علمی و… نیز باعث شرکت پذیری بیشتر فرد در گروه شده و احساس مسئولیت پذیری در جمع را در او تقویت می کند.

البته بایستی در ضمن اینکه نوجوان را به شرکت در جمع و جامعه تشویق می کنیم او را از خطراتی که ممکن است او را تهدید کند آشنا نماییم و راه مقابله با آنها را نیز با راهنمایی به او بیاموزیم. باید او را از

فرجام کسانی که در جریان زندگی قید ها را گسستند و به هر پلیدی و انحرافی تن دادند، آگاه ساخت. باید در نزدشان از گل های پر پر شده یاد کرد که به علت تزلزل در اراده، سستی در حفظ شرف و عفاف، سقوط کردند و البته ذکر ریشه های این سقوط نیز بسیار مفید و مؤثر است.

بهره گیری از مننطق و برهان به مراتب مؤثرتر از اعمال فشار و تهدید است. فشار و تهدید اگر در کوتاه مدت مشکلی را حل کند، در دراز مدت سرنوشت ساز و کار ساز نخواهد بود.

محبت های خالصانه والدین قطراتی هستند که به تدریج وجود نوجوان را سیراب می کنند بنابراین از یادآوری این مطلب به پدرها و مادرها نباید غافل ماند.

–  چگونگی ایجاد حس مسئولیت پذیری در جامعه:

– هیچ اجتماعی حاضر نیست نسل جوانتر را به خاطر شور و هیجان و نگرانی هایی که در برابر وضع موجود دارد، محکوم یا طرد کند. هر اجتماعی ناچار به همکاری و دمسازی با نسل جوان خویش است. جوان علاقه فراوانی به آموختن و نیروی بی پایانی برای به کار انداختن دارد.

–  بسیار طبیعی است که او بخواهد یاد بگیرد و فعالیت کند. حال اگر مطالب درست و سودمند به روش های صحیح به او آموخته نشوند او به سراغ آموختن چیزهای دیگری خواهد رفت.

اگر او با معرفت ناب اسلامی اشنا نشود، گرفتار دام غربیان یا شرقی ها خواهد شد. اگر او در

خانواده همدرد نیابد، اگر در جامعه همدل نیابد، پس به کجا پناه برد؟

بنابراین  لازم است برای تفهیم عقاید و افکار اسلامی به نسل جوان نهایت تلاش و کوشش خود را به کار بندیم تا این سرمایه های گرانبها به دست نا اهلان نیفتند. برای رسیدن به چنین مقصودی باید به اهداف زیر توجه شود:

۱-  آشنا کردن و سوق دادن جوانان به دین مبین اسلام.

۲- تلاش برای ایجاد هر چه بیشتر روابط دوستانه با آن ها.

۳-  جذب جوانان به سمت فرهنگ غنی و حیات بخش اسلامی.

دیگر آنکه تلاش کنیم اعتماد به نفس آنها را تقویت نماییم و با تشویق های گوناگون در انجام مسئولیت های اجتماعی آنها را یاری نماییم. یعنی اینکه خود او را به او بشناسانیم و همواره به او بگوییم که” تو می توانی“

 

”خود“ترکیبات متعددی دارد: خود فیزیکی، خود اجتماعی، خود عاطفی، خود آرمانی و… و به دنبال این شناخت قضاوت های فرد درباره خودش شکل می گیرد.

مسئولیت پذیری یکی از الگوهای پیشنهادی کشورهای توسعه یافته آموزشی برای دستیابی به اهداف توسعه کیفی و همه جانبه می باشد.

در این مدل که بر گرفته از مدیریت فرایند مدار می باشد

 

 

 

 

افزایش کیفیت کاری پرسنل

 

 

 

عملکرد کتبی آموزشگاه                   رضایت مندی

مدیریت ورهبری آموزشگاه                    مشتریان مدرسه

 

 

بازتاب عمل مدرسه درمحیط

اجتماع

 

برنامه های مدیران مدارس و خط مشی ها در راهبرد های تنظیم برنامه و موفقیت دستیابی به اهداف آن می باشد. در این راستا نقش اطلاع گیری و ارائه الگوهای عملی در برخورد با موضوعات گوناگون آموزشی، تربیتی، پژوهشی، اداری و… مشخص بوده و در اخذ تصمیمات کلیدی در محیط آموزشگاه بسیار مهم و ضروری خواهد بود.

استقرار سیستم های استاندارد: در این راستا بهره گیری از استاندارد های عملی در آموزش نظیر الگوهای مناسب و بهنجار تدریس، رفتار منطبق با ارزش های عرف و شرع جا معه را فراهم می نماید.

ویژگی های مدارس برتر: در اینگونه مدارس مدیران توجه خاصی به ترویج فرهنگ مسئولیت پذیری اجتماعی دانش آموزان ، معلمان و عوامل اجرایی و پایداری آن ها در حال و آینده دارند، و به ترویج ریسک فرصت کار بر روی پروژه های اجتماعی و گروهی می پردازند و تلاش می کنند تاثیرات نامطلوب در مدرسه را به حد اقل برسانند.

 

 

مسئولیت پذیری دانش آموزان :

دانش آموزان در قبال رفتارشان هر چه بیشتر احساس مسئولیت کنند، نیاز کمتری به اعمال مدیریت از سوی معلم خواهند داشت. به همین جهت باید بیش از پیش در جهت مسئولیت پذیر کردن دانش آموزان بکوشیم.

اغلب ما مسئولیت را به ان دسته از دانش آموزان میدهیم که قبلا در این راستا خود را نشان داده اند. واقعا چه حسنی در واگذار کردن امری که قبلا پذیرفته شده وجود دارد؟

چگونه دانش آموزانی که مسئولیت پذیر نیستندمی توانند مسئولیت پذیری را فرا گیرند؟

فقط و فقط در صورتی که اجازه تجربه کردن چنین امری به ان ها داده شود به این مهم دست خواهند یافت.

آموختن مسئولیت پذیری همانند آموختن چیزهای دیگر مستلزم فرآیند آزمایش و خطا می باشد.

واگذاری مسئولیت می تواند به اشکال متعددی صورت گیرد. معلم می تواند به دانش آموزانی که در مورد انجام وظایف داخل کلاسی مشکل دارند، مسئولیت توزیع کتب درسی، کمک در جمع آوری تکالیف، پاک کردن تخته، آوردن گچ و… را واگذار نماید. امور محوله باید از مسئولیت های کوچک و کم اهمیت شروع شود و پس ازآن که دانش آموز از خود قابلیت ایفای مسئولیت را نشان داد مسئولیت های مهم تری به او واگذار گردد.

همان گونه که هیچ عاملی مانند موفقیت به وجود آورنده موفقیت نیست هیچ چیز مانند مسئولیت نیز به وجود آورنده مسئولیت نیست.

افزایش مسئولیت پذیری به موضوع ایجاد نظم در کلاس و مدرسه نظر دارد و کمتر نیاز به برقراری و رعایت کردن نوبت، شرکت در بازی های گروهی، پیروی از مقررات، خویشتن داری میزان و نحوه و کیفیت بازی دانش آموزان بیانگر رشد اجتماعی آنان است.

چنین دانش آموزانی در امور مختلف به معلم یاری می رسانند و در تصمیم گیری های مختلفی که به اوو مدرسه مربوط باشد فعالانه شرکت می نماید.

رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری:

شرط اساسی برای پذیرش مسئولیت پذیری، رشد اجتماعی دانش آموزان است.

منظور از رشد اجتماعی این است که دانش آموزان پس از آموزش بتوانند در جامعه اظهار نظر، ایفای نقش و انتقاد های سازنده کنند و مهارت های اجتماعی، هم چنین روحیه گروه گرایی دانش آموزان و در پی آن حس همکاری و مشارکت تقویت شود.

نتیجه رشد اجتماعی همانا مهارت اجتماعی دانش آموزان است و مهارت اجتماعی استعدادی است که باعث بروز رفتار هایی می شود که به صورت مثبت یا منفی تقویت می شوند . این مهارت ها می توانند در روابط آدمی با دیگران نتایج مثبت و موفقیت آمیزی به وجود آورند.

مهارت های اجتماعی شامل مهارت در تشخیص خصوصیات گروه ، مهارت در ارتباط گیری با گروه، مهارت گوش دادن، مهارت همدردی، مهارت دلسوزی، مهارت در ارتباطات غیر کلامی، مهارت در تشخیص احساس های خویش و مهارت کنترل خویش است.

مسئولیت پذیر کردن دانش آموزان زمانی عملی می شود که وجدان جمعی بیدار شود و پرورش یابد. وجدان جمعی عبارت است از این که در تک تک دانش آموزان احساس تعهد، مسئولیت پذیری، احساس تکلیف الهی، پاسخگو بودن و وجدان فردی شکل بگیرد و پرورش یابد و نوجوانان و جوانان بتوانند کیفیت های ایجاد شده را با هم هماهنگ نمایند و تعهدات گروهی را پایه گذاری کنند تا در نهایت به تعهد اجتماعی منجر شود.

رشد اجتماعی و  مسئولیت پذیری اجتماعی دانش آموزان را می توان در ابعاد مختلف ۱- مدرسه    ۲-خانواده  ۳- جامعه   مورد ارزیابی قرار داد.

بعد مدرسه :

مدرسه نهادی است که رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری در

منشا تعالیم مربوط به مسئولیت:

ریشه مسئولیت پذیری فطری است، زیرا آدمی به حکم عقل و وجدان، خود را موظف به انجام برخی از اعمال و رفتار در طول حیات می بیند و این خود زمینه ای برای احساس و پذیرش مسئولیت است.

اما تعالیم مربوط به مسئولیت را از کجا اخذ کنیم؟

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

عده ای قائلند که باید از علم و تجربه اخذ شود.

پس در بررسی های مربوط به این نظر در می یابیم که این امر عقلانی و علمی نیست زیرا:

اولا علوم در طریق تکاملند و علوم ثابتی که لا اقل برای یک دوره حیات آدمی قابل اعتماد و اتکا باشد در دست نیست.

ثانیا علوم بر مبنای حس و تجربه اند و بسیاری از مسائل مورد نیاز و اسناد انسان او را از دسترسی به ادراک مخصوصا به مفاهیم مجرد و جنبه های متا فیزیکی دور می دارند، ضمن اینکه باید خطای ادراک هم مورد نظر باشد.

ثالثا بر داشت ها، تلقی ها و در یافت های علمی عالمان، صورت واحدی ندارند و بنا بر این از نظر یکی از آن ها نمی تواند قانع کننده و اجتناب نا پذیر باشد و در نهایت نتیجه آن دوری و پراکندگی است .

رابعا آینده نگری علوم به مانند آگاهی آن از قبل، جای تردید است و اظهار نظرها در حدود احتمال و شک است.

و دلایل دیگری هم از نارسایی علم و تجارب چون محدودیت جولانگاهش و دوری از انعطافش مطرح است که ذکر همه آن ها در این بحث امکان پذیر نیست.

اما نظرات فلاسفه و صاحبان مکاتب هم نمی تواند قابل اعتماد باشند از ان بابت که آگاهی اغلب آن ها از طرق فوق و یا مبتنی بر استدلالی قیاسی است. امری که در مسائل انسانی کمتر قابل ارزش است. صاحبان مکاتب اشتباه کادند، بینش فلسفی آن ها آنچنان عمقی ندارد که آینده را آنچنان بینند که گذشت زمان نتواند بر آن انگشت بگذارد و نیز در دیدن ابعاد وجئد آدمی دچار اشتباهات بزرگ شده اند و نتیجه همین است که می بینیم. مکتبی مکتب دیگر را می بلعد و بافته های آنان را رشته و نخ می کند.

تعالیم مربوط به مسئولیت باید از سوی خدا باشد، خدایی که آفریدگار بشر است. این امر مورد تایید عقل و فطرت است، زیرا این دو می گویند سازنده ماشین به اظهار نظر درباره آن اولیاست. وجود ما را خدا ساخته پیچ و مهره های وجود ما را او به وجود آورده است، و او در تعیین وظایف این مهره ها صاحب نظرتر است و نظر و دستورش بیشتر قابل تبعیت است.

بخشی از تعالیم ربانی در زمینه اخلاق است که موضوع آن بحث و بررسی درباره تعهدات فردی و جمعی انسان، خیر و شر وظایف و مسئولیت ها است. جهت این تعالیم، خیر و صلاح بشریت و برای احترام به انسانیت است.

بر این اساس بحث درباره مسئولیت از یک سو بحث مذهبی است و از سوی دیگر بحث اخلاقی و از جهت سوم بحث تربیتی و روانی.

اظهار نظر درباره آن باید از سوی کسی باشد که ضمن آینده نگری و عمق در آن بدخواه نباشد و به گفته انیشتین زیرک باشد و حسود نباشد و چنین وجود جز خدا نیست. پس منشا تعالیم مربوط به مسئولیت باید از سوی خدا باشد و بس.

 

نوع مسئولیت ها

 

کودکی در کنار ماو تحت مسئولیت و سرپرستی ماست، چه نوع مسئولیت و و تعهدی به او بیاموزیم؟

برای پاسخ به این سوال لازم است ببینیم که بر اساس بینش اسلامی برای حال و آینده جامعه خود به چه نوع انسان هایی نیازمندیم؟ ما برای

از دست ندهد.

–   به پای خویش استوار باشد نه به پای دیگران.

–  بار زندگی خود را شخصا بر دوش کشد.

–  خود را مسئول حفظ آزادی و عقیده خود بداند.

–   قانون شناس و عامل به قانون و مقررات حق باشد.

 

– قدر خود و گفتار و وعده های خود را بداند.

–  اگر اندیشه آری گفت یا نه در پای آن تا حفظ جان بایستد.

– عفیف، وفادار، با حمیت، فداکار، با عاطفه و احساس و جوانمرد و… باشد.

پرورش مسئولیت از چه سنی؟

در پرورش مسئولیت باید حدود سنی را در نظر داشت و رعایت کرد، از آن بابت که هر سنی مقتضایی دارد. فی المثل ممکن است طفلی از زیر بار مسئولیتی که بر عهده اش گذارده شده شانه خالی کند و این امر والدین را عصبانی نماید و طفل را متهم به بی ثباتی، بی تعهدی و وظیفه شناسی کنند.در حالی که اگر به خصایص مراحل سنی کودک آشنا باشند در می یابند که این امر ناشی از اغراض معین نیست بلکه گاهی شئون سنی کودک ایجاب می کند که طفل در پذیرش مسئولیت به گونه ای معین و خاص باشد. در چنان وصفی تنبیه نمی تواند او را درست کند و سر سختی والدین نمی تواند نقشی سازنده برای کودک داشته باشد.

درباره آغاز پرورش مسئولیت در کودک باید بگوییم که از نظر علمی نمی تواند وقت و سن معینی را که اجتناب ناپذیر باشد برای او معین کرد و یا لااقل اینکه تا حال، نظر صریحی در این باره اعلام

واب، صبر کردن برای فراهم شدن غذا، دست نزدن به اشیاء ممنوعه، خودداری از جیغ و                                     فریادها که به دستور والدین انجام می گیرد و … جلوه هایی از مسئولیت پذیری کودک در همان سال اول زندگی است.

مربیان توصیه می کنند کودک در هر سنی به محضی که آمادگی یافت، باید مسئولیت در اختیارش قرار گیرد و هرگز به این بهانه که کار و فعالیت معینی برای کودک زود است نباید او را از پذیرش مسئولیت محروم کرد. مثلا طفل از حدود ۱۵ ماهگی و شاید هم زودتر سعی دارد که غذای خود را به تنهایی بخورد و کسی مراقبش نباشد، این جلوه ای از مسئولیت پذیری است. پس چه بهتر که والدین هم با رعایت احتیاط هایی از این آمادگی استقبال کنند و بدو اختیاراتی تفویض کنند. گو این که این امر ممکن است باعث آلودگی لباس و فرش و اشیاء خانه شود و زحمت مادر را دو بابر کند، ولی تجارب نشان داده است که بازده آن بیش از این لطمه و ضرر است.

بررسی ها نشان داده است که اگر طفل مسئولیت ها را تا سن ۷ سالگی فرا نگیرد، بعد به دشواری قادر خواهد بود که مسئولیت بپذیرد. بدین سان این فاصله سنی نقش حیاتی برای زندگی حال و آتیه کودک خواهد داشت.

مراحل سنی در پذیرش مسئولیت ها

تحقیقات روانشناسان رفتاری نشان می دهد که آمادگی پذیرش مسئولیت در برخی سنین بیشتر و .

و ببرد. دادن مسئولیت های سریع الوصول و فوری برای او مناسب است.

سن سه سالگی: مسئولیت پذیری در او قوی است. استقلال طلبی دارد، می گوید خودم می کنم، خودم می پوشم، خودم به حیاط می روم. مسئولیت کوچک را می توان به او واگذار کرد. مثلا جا سیگاری خالی کند، ظرف شسته را خشک کند. تمایل اینکه کار را به صورت کامل انجام دهد در او بسیار است. می شود به او گفت که حرف نزند، نخندد، نرود و…

سن چهار سالگی: می تواند مسئولیت هایی را بپذیرد، لباس بپوشد، بند کفشش را ببندد، صورتش را بشوید، از دستورات تخلف می کند، مایل به تماس با دنیای خارج است، حاضر است به خانه همسایه برای انجام رسالتی برود، از مغازه همسایه خرید کند و…

سن پنج سالگی: کاری که در قدرت اوست خوب انجام می دهد. به قدرت خود مطمئن است. عجله دارد. میخواهد از والدین جلو بزند. می تواند سفره غذا را پهن کند، لباس خود را منظم کند و از انجام کار احساس رضایت نماید. در این سن می توان حقوق دیگران را به او آموخت.

سن شش سالگی: سن توسعه است و طفل آماده هر چیز و هر کار ، مایل به فعالیت اجتماعی است. علاقه به کار در او پرورش پیدا می کند، می خواهد او را به حساب آورند، تا حدودی از وظایف خود شانه خالی می کند، طفره می رود، بهانه تراشی می کند، زیر قولش می زند.

سن هفت سالگی: سن اعتماد است، سن استقلال طلبی است، می خواهد اطاق مخصوص، قفسه مخصوص داشته باشد، از خودش بسیار متوقع است، اگر مسئولیتی را به او بسپارند نسبتا خوب انجام می دهد و از این باب قابل اعتماد است.

سن هشت سالگی: هیچ کاری را مشکل نمی داند، تصور او از قدرت، فوق واقعیت است. به همین نظر دو چیز برای او خطرناک است:

۱-  دست زدن به هر شیء

۲- سرزنش بسیار در حین شکست که ممکن است او را از زندگی مایوس و وادار به انتقام گیری های سخت کند.

سن نه سالگی: میل به استقلال در او قوی می شود، می تواند تا حدودی به کارهای آشپزی کمک کند، فرمان های کوچک را انجام  دهد، مراقب خانه باشد، می خواهد عضو هیئت ها باشد، در عین حال نافرمان است، بدبین است، طاغی و خود رای است، از امر و نهی نگران و تنوع طلب است مخصوصا در مسئولیت.

سن ده سالگی: سخن والدین برای او چون قانون است، روح پذیرش مسئولیت در او قوی است، خواهان انجام کارهای مهم تر است مثل آشپزی برای همه، می تواند کار کند، می تواند ماموریتی را بپذیردو انجام دهد، مسئولیت دینی را بپذیرد و از عهده برآید.

سن یازده سالگی: قدرت و رشد او زیادتر می شود، کم کم با روابط علت و معلولی وسیع تری آشنا می گردد. به وظایف اجتماعی پی می برد. ولی کمتر به آن تن در می دهد. بلند پرواز است. کمتر می خواهد خود را در قید و بند گرفتار کند. در عین حال به مسئولیت اجتماعی علاقه مند است.

سن دوازده سالگی: مایل است عضو انجمن هایی باشد، انجمن ادبی، ورزش و … در مجالس حاضر گردد و شرکت کند و رعایت آداب و رسوم را بنماید. خودش ناخن بگیرد، مراقب لباس پوشیدن و حفاظت کودک دیگر باشد. در امور خانه شرکت کند و در این کار بی میل نیست، باید مسئولیت به او داد و کنترل کرد.

سن سیزده سالگی: مسئولیت می پذیرد ولی قید و بند نمی پذیرد.

سن چهارده سالگی: مسئولیت های متعددی را می تواند بپذیرد ولی تصمیم گیری در انتخاب برای او مشکل است.

سن پانزده سالگی: کاملا می تواند به خود برسد، مواظب خود باشد، زمینه تخصصی معینی را برای خود بپذیرد.

پانزده سالگی سن مهم و پر معنی است. نوجوان قادر به تحلیل و تفسیر مسائل است. می توان اجازه اش داد در اتخاذ تصمیم و مذاکرات خانوادگی شرکت کند و وظایف معمولی خانه را انجام دهد.

به طور خلاصه می توان گفت در سنین نوجوانی مسئولیت پذیری در کودک قوی است اگر آن را پذیرفت انجام می دهد اگر چه به قیمت جانش تمام شود.

از حدود چهارده سالگی وضع گذاری مسئولیت باید به گونه ای باشد که ادمی بتواند از خود مراقبت کند، زبان و دست و پایش را تحت مهار آورد و قادر به انجام کاری مفید باشد.

پرورش مسئولیت در کجا انجام گیرد:

برای پرورش مسئولیت، مخصوصا در سنین کودکی دو مرکز عمده خانه و مدرسه وجود دارد، گو اینکه مراکز اجتماعی دیگر هم گاهی هشدار دهنده و پرورنده است ولی هرگز تاثیر و نفوذ آن ها به اهمیت مدرسه نیست و نیز هرگز تاثیر و نفوذ مدرسه به اهمیت خانه نیست.

خانه: کارهای خانه هر قدر هم فنی و اتوماتیک باشد، باز هم به گونه ای هست که کودک به صورتی در آن سهیم گردد. فی المثل طفل می تواند مسئولیت آب دادن گلدان ها، دانه دادن به پرندگان، ردیف کردن اسباب بازی ها را به عهده گیرد. هرگز به این بهانه که این مسائل کوچک و غیر قابل ذکراند نباید از واگذاری مسئولیت به کودکان خودداری کرد.

مدرسه: گو اینکه همکاری طفل در خانه به ایجاد روح مسئولیت در کودک کمک می کند ولی نقش مدرسه هم در این زمینه اندک نیست، کودک در مدرسه می تواند اجرای مسئولیت هایی را به عهده گیرد که در آینده به نحوی او را در کار آید، مثل مسئولیت نظم و انظباط کلاس، نظم حیاط مدرسه، مسئولیت حضور و غیاب دانش آموزان، مسئولیت جمع کردن نمرات هفتگی کلاس، کمک به کارهای دفتری اداره فروشگاه، عضویت دادگاه کودکان، همکاری با شاگردان ضعیف، حفظ حدود و حقوق همکاران و …

در برخی از کشورها کودکان مدرسه هفته ها و گاه ماه هایی از سال تحصیلی را عملا به انجام کار و مسئولیتی می پردازند و حتی کاری تولیدی را بر عهده می گیرند. ولی مسئله این است که برای یک کلاس چهل نفری در مدرسه باید چهل

نظریه‌های یادگیری

تداعی گرایی (Associationism)

تداعی سنت گرایی از ارسطو فیلسوف یونانی باقی مانده است که در اواخر قرن نوزده و در اوایل قرن بیستم بصورت علمی و با عنوان‌های “شرطی سازی ، نظریه‌های محرک – پاسخ و رفتار گرایی” در آزمایش‌های پاولف (Pavlov )، ترندایک ( Thorndike) و اسکینر (Skinner) و …” مورد مطالعه واقع شده است. این نظریات بر پیوند بین محرک‌ها و پاسخ‌ها تاکید و یادگیری را حاصل آن می‌دانند. این نظریات “شناخت ، تفکر ” و هر فرآیندی را که قابل مشاهده مستقیم نباشد را مردود می‌دانند.

یادگیری اجتماعی (Social Learning)

نظریه یادگیری اجتماعی شکل دیگری از نظریه‌های تداعی گرا است که در کارهای البرت بندورا (Albert Bandura) و جولیان راتر (Julien Rotter) دیده می‌شود. این نظریه‌ها هم بر رابطه “محرک- پاسخ” تاکید دارند ولی در کنار آن بوجود

 

 

“متغیرها و عوامل شناخت درونی” واسطه بین “محرک- پاسخ” اعتقاد دارند. این کار آنها بازتاب و تقویت کننده رویکردهای شناختی در روانشناسی است.

شناخت گرایی (Cognitiveism)

تاکید “رویکرد شناختی” معمولا ، بر ادراک (Perception) ، تصمیم گیری (Decision making )، پردازش اطلاعات و… است این نظریه‌ها در مخالفت با “تداعی گرایی افراطی” بوجود آمدند. در واقع این نظریه‌ها به جنبه‌هایی از فرآیند یادگیری توجه کردند که در نظریه‌های تداعی گرا کنار گذاشته و حتی مردود اعلام شده بود. از نظریه پردازان این حوزه می‌توان با نظریه‌های (Gestalt)،

در دسترس نبود. گفته شده اگر حافظه نبود انسان مجبور بود هر لحظه و هر روز روشن کردن آتش را یاد بگیرد. بدین ترتیب حاقظه و یادگیری بطور جدایی‌ناپذیری باهم ارتباط دارند.

(Storage) و بازیابی (Retrieval) لازم است. و این سه مرحله خود در قالب انواع سه گانه حافظه یعنی حافظه فوری (Immediate Memory)، حافظه کوتاه مدت Short- Term Memory)) و حافظه بلند مدت (Long- Term Memory) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فیزیولوژی یادگیری و حافظه

تمام اتفاقات مربوط به یادگیری (چه از نوع تداعی و چه از نوع شناختی) و تمام مراحل و فرایندهای مربوط به حافظه در مغز انجام می‌گیرد. تحقیقات زیادی درمورد محل و موقعیت نورونهایی که با یادگیری و حافظه در ارتباط هستند،

تربیت صحیح دانش آموزان ابتدایی

هدف نهایی تعلیم و تربیت، انسان سازی و آینده سازی است. از آنجایی که آینده جوامع به دست دانش آموزان امروز ساخته می شود هدف و رسالت اصلی تعلیم و تربیت را باید در انسان سازی جستجو کرد. گرچه فرآیند آموزش و پرورش به طور غیر رسمی از بدو تولد تا پایان عمر از طریق تعامل انسان با محیط های گوناگون صورت می گیرد ولی بخش عمده آن به نهاد رسمی آموزش و پرورش و مدرسه سپرده شده است.
نگاهی هر چند سطحی به وضع کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان در جامعه ما و بسیاری از نقاط جهان، ما را با مسائل و دشواری های عظیمی در زمینه روابط اخلاق انسانی، که ناشی از روشهای غلط تربیت است آشنا می کند.
وضع روابط در سطح جهانی آن چنان بحرانی است که اگر مدعی شویم در این زمینه با آفتی بزرگ مواجه هستیم، گزاف نگفته ایم.
انحرافات، کج روی ها، ناسازگاری ها، انحطاط های اخلاقی در سطح وسیع صورت مسلم پیدا کرده و روزگار حال و آینده نسل کنونی و بعدی را به خطر افکنده است.
اگر در جوامع کنونی فریادها از این نابسامانی بلند نیست به آن خاطر است که مردم تدریجا با چنین وضعیتی خو کرده و گمان دارند. به عقیده جامعه شناسان زمینه کج روی ها و انحرافات را نخست خانواده و بعد اجتماع و فرهنگ حاکم بر آن به وجود می آورند.
بنابراین برای اصلاح این زندگی شوریده و افسار گسیخته در سطح جهانی باید به سالم کردن این دو محیط پرداخت.
برای وصول به هدف اصلاح خانواده لازم است در دو زمینه برنامه ریزی صورت گیرد:
۱- سازندگی نسلی که جدیدا پا به عرصه حیات می گذارند که رسیدن به چنین هدفی مستلزم آن است که برای

است. چنانکه حضرت علی (ع) فرموده اند: سجایای اخلاقی دلیل پاکی وراثت و فضیلت ریشه خانوادگی است.
خانواده و مسئولیت آن در قبال کودک:
کودک ثمره زندگی است و پدر و مادر در برابر فرزند تکالیف و مسئولیت هایی دارند و خانواده باید بداند انجام وظایف امروز تضمین کننده آینده روشن فرزندان است.
تاثیر خصایص والدین در خصایص فرزندان:
پیامبر اکرم(ص) به ابوذر فرمودند: وقتی انسان صالح و نیکوکار شد خدا به واسطه صالح بودن او فرزندان و فرزندزادگانش را نیز به صلاح خواهد آورد.
جنبه آگاهی والدین: تربیت کاری اندیشیدنی و جهت

مبین اسلام، بین غذای پاک و سالم و عمل صالح رابطه مستقیمی وجود دارد. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: از غذاهای پاک و شایسته استفاده کنید و عمل صالح انجام دهید.
علم نیز ارتباط بین غذا و خصوصیات اخلاقی را تایید می کند. این امری است که مورد تایید علم تغذیه و روانشناسی است.
نمونه هایی از سخنان معصومین:
پیامبر اسلام فرمودند: زنان باردار در آخرین ماه های بارداری خرما بخورند تا فرزندانشان خوش خلق و بردبار شوند.
امام رضا(ع) فرمودند: خوردن به عقل و هوش را زیاد می کند.
همه ما به این موضوع به خوبی واقف هستیم که رفتار و تربیت ما در طول زمان شکل می گیرد. هر اندازه سن افراد بالاتر می رود به همان اندازه تغییر کردن او دشوارتر می شود.
اگر در دوران کودکی شیوه های صحیح تربیتی اعمال شود احتمال اینکه فرد در آینده موفق و

فرد با مشکلات متعددی روبرو خواهد شد.
کارهایشان برنامه ریزی اگر می خواهیم فرزندانمان تربیت صحیحی داشته باشند باید به آنها

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]یاد بدهیم برای کارهایشان برنامه ریزی کنند و طبق آن عمل نمایند.
داشتن نظم و ترتیب و برنامه ریزی  بخش مهمی از تربیت است. اولیاء می توانند به فرزندان خود آموزش دهند که هر روز صبح تخت خواب خود را مرتب کنند، هفته ای دو بار به حمام بروند و یا هر جمعه در کارهای منزل مشارکت داشته باشند.
اجازه دهند مسائل و مشکلات را شخصا تجربه کنند ئ عواقب آن را نیز ببینند و مطمئن باشند پیامدها و عواقب کارهایشان درس مهمی در زندگی برای آنها محسوب می شود.
افرادی که در زندگی شکست می خورند اغلب کسانی هستند که هیچ گاه عواقب بد کارهایشان را ندیده اند. والدینی که بچه های لوس تربیت می کنند بایستی حتما

علاقه او هستند او را محروم می کنیم در این حالت احتمال اینکه او در آینده یک فرد موفق کارآمد و مورد اعتماد سایرین شود بسیار زیاد است.
به آنها یاد بدهیم خود برای زندگیشان تصمیم بگیرند و توانایی گفتن نه را داشته باشند. این کلمه قدرتمندترین واژه در دنیاست. آنها باید بدانند اولویت های زندگیشان چیست و بتوانند به چیزهای بی ارزش دیگر نه بگویند.
برخی از افراد به دلیل آنکه به آنها یاد داده نشده است که نه بگویند در شرایط بسیار بد و خطرناکی قرار گرفته اند. بچه ها نباید طوری تربیت شوند که با نظر و پیشنهاد هر کسی سست شوند و به انجام آن تن در دهند. آنها باید خود تصمیم گیرنده باشند و در مواقع لزوم نه بگویند. آنها را تشویق کنیم تا در صورت شکست روش های جدیدی را امتحان کنند. این فرصت را به آنها بدهید در مسائل و مشکلات از زوایای مختلف نگاه کنند تا هر چه سریعتر به هدفشان برسند. این افراد کسانی هستند که می توانند زندگی را آنطور که می خواهند تغییر دهند.
یکی از مهمترین روش های تربیتی خانواده روش تکریم شخصیت است. تکریم شخصیت یک نیاز طبیعی در وجود انسان است که همان حب ذات است. وقتی حب ذات ارضا شود فرد روحیه ای طبیعی و روانی معتدل خواهد داشت. اینکه به فرزندان خود محبت کنیم، آنها
را نوازش کنیم و به آنها گاهی سلام کنیم چرا که سلام کردن به بچه ها اثرات معنوی زیادی دارد.
از دیگر ابزارهای تکریم شخصیت هم بازی شدن با کودکان است. بازی وسیله ایست برای آموزش دروس مختلف و

پس لازم است تلاش هایی در محیط خانه صورت گیرد که دانش آموز بفهمد مدرسه رفتن برای او لازم است و نباید نسبت به مدرسه در هراس باشد. تلاش هایی که در خانه صورت می گیرد عبارتست از:
۱- پذیرش و محبت به کودک و نشان دادن این امر که تو مورد علاقه و احترام خانواده هستی. ما تو را دوست داریم و به همین دلیل تو را به مدرسه می فرستیم.
۲- همدردی و همراهی با او که آری ما هم روزی چون تو کودک بوده ایم. گاهی دچار چنین وضع و حالتی می شدیم البته این همدردی نباید ادامه یابد.
۳-از او بخواهیم اگر مسئله یا مطلبی وجود دارد بدون هیچ خجالتی بیان کرده  و با ما درد دل کند.
۴- دادن جرات به او که او هم می تواند بر مشکلات غلبه کند و به استقبال حوادث رفته و ایجاد اطمینان و اعتماد در او نماییم.
۵- القاء به کودک که مدرسه ترسی ندارد، امتحان مهم نیست، تو تلاش خود را بکن اگر احیانا نمره کمی گرفتی ما خیلی ناراحت نمی شویم.
جمع بندی و خلاصه مطالب:
رعایت نکات زیر برای اولیاء لازم و ضروری است:
۱- با فرزندان با لحن خوب و مودبانه سخن گفته شود.
۲- ابراز محبت به فرزندان به طور مستمر ادامه یابد.
۳- به فرزندان احترام گذاشته شود و از تحقیر شخصیت و انتقاد نابه جا پرهیز شود.
۴- با ایجاد رابطه دوستانه زمینه انس با فرزند هموار شود تا بتواند به راحتی حرف دلش را به والدین بگوید.
۵- با فرزندان همبازی شوند یا ورزش کنند.
۶- شرایطی به وجود آورند تا فرزندان بتوانند نقاط قوت خود را نشان دهند.
۷- رشته ورزشی طبق خواست و توانمندی های فرزند انتخاب شود.

۱۰- در تصمیم گیری ها با او مشورت شود و نظر او پرسیده شود چرا که شرکت دادن همه اعضاء خانواده در تصمیم گیری های زندگی به رشد اعتماد به نفس فرزندان کمک  می کند.
فرزندان آنگونه نمی شوند که ما دوست داریم بلکه آنگونه ای می شوند که ما آنها را تربیت کرده ایم.
ان شاء الله همه ما و همه والدین با استعانت جستن از خدای بزرگ نهایت تلاش خود را در تربیت امانات الهی که به دستمان سپرده شدند به کار بندیم تا در دنیا و آخرت سربلند گردیم.

 

تاثیرات محبت و تشویق در تعلیم و تربیت

طبق تحقیقات به عمل آمده در مورد اینکه چرا کودکان مسوولیت پذیر نیستند خانواده ها را به سه گروه تقسیم کرده اند:
الف) خانواده هایی که قانون رفتاری در آنها وجود

ساعتی دیگر بیدار بماند. عدم وحدت در مشی خانواده ها باعث می شود کودک به سمتی که به نفع او قانون صادر می کند کشیده شود.
ج) خانواده هایی که خود قانون را عوض می کنند مثلا امروز به بچه ها می گویند به کوچه نرو سر کوچه بد است ولی فردا که مهمان دارند و کار بسیار، به بچه های خود می گویند برو سر کوچه و با بچه ها بازی کن.
بچه های این سه گونه خانواده ها مسوولیت پذیری نمی شوند و برای اینکه کودک مسوولیت پذیر باشد ابتدا باید خود خانواده مسوولیت پذیر باشد و دوم اینکه به تدریج شروع به مسوولیت پذیری کودک کند و سوم توام کردن مسوولیت با تشویق است البته نباید تشویق ما صرفا مادی باشد بلکه می توان با به کار بردن کلمات زیبا و استمرار در روشمان آنها را تشویق به انجام دوباره عمل کنیم. تاکید بر این است که نباید از جملا ت آرام استفاده کرد مورد دومی است که در تحصیل و زندگی موثر است.
هر انسانی به سه نوع محبت نیاز دارد:
۱- اینکه به او محبت شود.

در پرتو این عامل می توان تحرک و پویایی به وجود آورد نمی توان به خود شک و تردید راه داد. همه احتیاج به تایید و تشویق دارند، شاگرد دوست دارد پدر و مادر و معلمش کار او را مورد تایید قرار داده و به او آفرین و تحسین بگویند. نگاه کردن به تکالیف دانشآموزان خود یک نوع تشویق برای او محسوب می شود. عمق تاثیر تشویق را در برگ های صدآفرین به وضوح می توان درک کرد. کودک با دریافت یک برگ صدآفرین چگونه به شوق و ذوق آمده آن برگ را به همه فامیل و آشنایان خود نشان می دهد؟ تشویق می تواند در دانشآموزان خلا قیت و ابتکار به وجود آورد.
بدون تردید می توان ادعا کرد که در پرتو تشویق خلا قیت و ابداعات به وجود میآید به طور یقین افرادی که دست به اختراعات زده و قاره ها را کشف کرده اند، اگر عوامل متعددی در پویایی آنها موثر بوده بدون تردید نمی توان نقش تشویق و ترغیب را در آنان نادیده گرفت و شاید بتوان ادعا کرد که اساسا پیدایش هنرهای زیبا و علوم گوناگون مدیون تشویق ها و ترغیب ها بوده است.
نکته ظریف و دقیقی که در امر تشویق وجود دارد و بسیاری از آن غفلت می نمایند این است که تشویق نباید در انحصار افرادخاص قرار گیرد بلکه باید عمومیت داشته باشد تا همه را به تحریک و پویایی وا دارد. به عنوان مثال اگر بگوید هر شاگردی که در املا بیست بگیرد به او جایزه خواهم داد واضح است که این نوع

در شاگردان به طور گسترده ای انجام خواهد شد و حتی شاگردی که نمره املا یش صفر شده او هم به فکر پیشرفت و تعالی خواهد افتاد.
چرا کودکان به خود اعتماد ندارند ؟
یکی از مشکلا تی که کودکان و نوجوان دارند این است که به خود اعتماد ندارند.این عدم اعتماد دو علت اساسی دارد، اول آن که کودک و نوجوانان هنوز وضع اش تثبیت نشده است و در هر کار و جریانی دست ودلش می لرزد و تردید دارد نمی داند می تواند یا نمی تواند.
دوم این که بزرگترها مجال و فرصت لا زمه را به آنان نمی دهند یعنی نمی گذارند کودکان و نوجوانان ارزشمندی های خود را بروز دهند.
همیشه با کلمه هنوز زود است یا این که کار شما نیست کودکان و نوجوانان را دلسرد می نمایند و از انجام کارها و خلق ابتکارات ممانعت به عمل می آورند نکته بسیار دقیقی که می توان آن را علت اساسی دانست این است که در خانواده ها و محیط مدارس اساسا روح تایید و صحت گذاشتن وجود ندارد، لذا کودکان و جوانان این مرز و بوم جز عده ای همه عملا تحقیر شده هستند. رغبت و علا قه ها در آنان مرده است. ما باید بدانیم که برای ساختن انسان در درجه اول

و همین اعتماد راه پیشرفت را برای او فراهم می کند. بهترین راه برای اعتماد پیدا کردن دانشآموزان این است که مورد تایید معلمان خود قرار گیرد و با این کار به آنان جان و رمق می دهند و دانشآموزان خود به خوبی در می یابند که در اثر تشویق و مورد تایید قرار گرفتنشان از طرف معلم پیشرفت کرده و موفق شده اند و خود را مدیون تایید معلمان و دیگران می دانند.
رشد فکری و عقلا نی شاگرد
شاید عده ای از معلمان یا بیشتر جزو کسانی هستند که سعی و تلا ش در تمام کردن دروس خود داشته با اهتمام فوق العاده ای از بای بسم الله تا تای تمت کتاب را دقیقا درس می دهند.www.zibaweb.com
واقعیت این است که از چنین معلمانی باید تشکر کرد و امتنان به عمل آورد که در تدریس خود دچار سهل انگاری و مسامحه نشده همه مطالب درس را که آموزش و پرورش تشخیص و تعیین نموده به شاگردان درس می دهند ولی در اینجا این سوال مطرح می

طور غیرمستقیم رسالت مهمی به عهده دارد که آن تربیت و پرورش اخلاقی شاگرد است ولی هدف این مقاله این است که در رابطه با بخش آموزشی هنر معلم بودن تنها در انحصار تدریس خوب و پایان دادن دروس نیست بلکه معلم در ضمن تدریس باید فکر و اندیشه شاگرد را به کار گرفته آن را به کار اندازد نه اینکه سلسله معلومات را در انبار ذهن شاگرد انباشته سازد. برای توضیح بیشتر باید با سیستم و به اصل علم و دانش توجه کرد، لذا بیشتر دیده شده که شاگرد پس از امتحان دادن کتاب درس را با بی اعتنایی دور انداخته توجهی به آن نمی نماید و گاه آن را پاره می کند. چون هدف تحصیل مدرک است با هر جان کندنی آن را به دست می آورد و خواه با التماس و نمره گرفتن خواه با تقلب و کلک زدن خود را به

انقلابی ما به معلومات و داده های ذهنی احتیاج ندارد بلکه دنبال انسان فکور می گردد انسانی که اهل فکر و اندیشیدن باشد انسانی که متعهد و متکی به خود بوده بداند که خداوند با آفرینش انسان عالی ترین تجلیات آفرینش خود را به ظهور رسانیده عملا همه زمینه های تکامل را در انسان به ودیعه نهاده است. منتهی انسان ها با اندیشیدن و اتکا به خود باید این سودمندی ها را از عمق جان  خود استخراج نمایند.
نسخه شماره ۱۷۹۷ –
http://www.mardomsalari.com/

******************

تاثیر بیشتر تشویق در مقایسه با تنبیه  ، تنبیه در کودکان تاثیر زیادی ندارد!
۰۸ مهر ۱۳۸۷

به گزارش شبکه خبر، دانشمندان بر اساس بررسی های جدید دریافتند ، کودکان تا سن ۱۲ سالگی برداشت چندان درستی از تنبیه ندارند و به تشویق به مراتب بیش از تنبیه واکنش نشان می دهند .
محققان با بررسی مغز کودکان با روش ام آر آی دریافتند ، تشویق کودکان در سن ۸ سالگی ، مراکز ویژه رفتاری را در مغز تحریک می کند و کودک رفتارهای مثبت خود را که تشویق شده است ، تکرار می کند.
اما این بررسی نشان می دهد: تنبیه در کودکان ۸ ساله چنین تاثیری ندارد و کودک در این سن نمی تواند درک کند که در صورت مشاهده واکنش منفی برای یک فعالیت ، نباید آن را دوباره تکرار کند.
http://www.bazyab.ir/

**********************

روشهای افزایش تاثیر تشویق دانش آموزان در کلاس درس
مبانی نظری : از آن جایی که انسان موجودی است که همیشه خواسته مورد تشویق دیگران قرار گیرد و از تنبیه متنفر بوده و از طرفی خداوند متعال بر خود «تبارک اله احسن الخالقین»گفته لذا رویکرد نظام آموزش و پرورش با دید گاه نوین و بر پایه اصول روانشناسی تثبیت تشویق و حذف تنبیه علی الخصوص تنبیه به شکل بدنی است

(تقویت کننده هستند)با محبت رفتار می کنند و نسبت به کسانی با آنها رفتار خصمانه دارند (تنبیه کننده هستند)با پرخاشگری رفتار می کنند .
از چهره های معروف یونان می توان افلاطون را نام برد. افلاطون بر آن است که تربیت باید از دوران کودکی آغاز گردد زیرا در این دوره کودک چه از نظر جسمانی و چه از نظر روانی آماده پذیرش است . افلاطون تنبیه را وسیله ای برای بیدار کردن و تربیت می داند نه انتقام جویی .
از نظریه پردازان قرن هیجدهم روسو را می توان نام برد. افکار روسو نسبت به زمان خود خیلی پیشرفته است و کاملاً تازگی دارد او کودک به معنی فرد را مرکز تمام تو جهات آموزش و پرورش قرار داد رو سو بر فعالیت کودک نادرستی روشهای تنبیهی را که تا آن زمان در کار بود نشان داد.

و سایر مزایا با هم برابر و مساوی بودند محبت و التفات خود را عادلانه میان آنها توزیع نماید. در خصوص تنبیه نیز نظرات مختلف بیان شده است قرنها این باور وجود داشته است که تنبیه شیوه مؤثری برای کنترل رفتاراست اما باید توجه داشت که تنبیه چند عیب مهم دارد: نخست این که آثار آن مثل نتایج پاداش قابل پیش بینی

عملکردی ازخود نشان داده اند که گویی در این رشته تحصیل کرده اند ؛ مثلاً درباره تشویق کودکان ، کارشناسانه به جزییات نقاشی کودکی توجه نشان می دادند . به این مورد توجه کنید :روزی یکی از بچه های اقوام امام ، پیش ایشان می رود و نقاشی قشنگی را به امام نشان می دهد . امام به نقاشی او خوب نگاه می کنند و از او می پرسند : ” این نقاشی را خودت کشیده ای ؟ ” بچه جواب می دهد :‌ ” نه ، نقاشی را کس دیگری کشیده ، من فقط آن را رنگ زده امامام از صداقت بچه خیلی خوششان می آید ، به او می گویند . ” بارک الله ، خیلی قشنگ رنگ آمیزی کرده ای … ” و یک جعبه مداد رنگی به بچه جایزه می دهند .
تنبیه بدنى آخرین مرحله است که در صورت عدم موفقیت در مراحل قبل، با وجود شرایط خاصى از آن استفاده مى شود. شیوه هاى تنبیهى به طور کلى و تنبیه بدنى به طور خاص، محل اختلاف صاحب نظران است. برخى مثل سعدى و مولوى طرفدار تنبیه بدنى بوده، استفاده از آن را تجویز مى کنند. برخى دیگر چون غزالى، بوعلى و ابن خلدون، مربى را از تنبیه بدنى بیش از سه بار یا در مواقع خشم بازداشته اند. در میان روان شناسان نیز برخى همچون رین و هولز با وجود شرایط خاصى استفاده از تنبیه را در امر تغییر رفتار مفید مى دانند. با وجود این اغلب روان شناسان مخالف استفاده از تنبیه براى یادگیرى یا تغییر رفتار هستند.
اسکینر با جدیت بیشترى، استفاده از تنبیه را به طور کلى خطرناک و نامطلوب و بى تأثیر مى شمارد و دلایل چندى را براى مدعاى خود ذکر مى کند:
– تنبیه آثار جانبى نامطلوبى به بار مى آورد; مانند ترسِ تعمیم یافته.
– تنبیه به ارگانیسم نشان مى دهد، چه کار نکند نه این که چه کار بکند.
– تنبیه صدمه زدن به دیگران را توجیه مى کند.
– متربى اگر در موقعیت مشابه قرار گیرد و تنبیهى نباشد، ممکن است وادار به انجام همان کار شود.
– نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران پرخاشگرى ایجاد مى کند.
– تنبیه اغلب یک پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگر مى سازد; مانند گریه به جاى بى انضباطى.

شیوه اجرا
استفاده از تقویت کننده های مختلف به صورت مثبت در افزایش رفتار دانش آموزان و همکاران و اولیاء

  • دومین روش و شیوه در ارائه پاداش ها و تشویقات در معرض دید بودن پاداش ها است چرا که اگر دانش آموزی پاداشی را که دریافت خواهد کرد.
    به عینیت و در ظاهر ببیند و با خیال راحت و با اطمینان بیشتری به فعالیت می پردازد .
    – مشوق ها طوری طراحی شده اند که تمامی عوامل مدرسه (معلمان – اولیاء – دانش آموزان)را به نوعی با خود درگیر می نماید و در ارائه آن نقش مهمی دارند .
    – تشویق بایستی در تعریف به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به علوم پایه و مهارت خلاقیت ارزش بیشتری داده و آنها را تقویت نماید .
    – همچنین تشویقات طوری طراحی و به کار گرفته شده اند

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

از همه مهمتر در بحث تشویق

،تشویقها طوری طراحی شده اند که فقط نبایستی به دانش آموزان ممتاز توجه کرد بلکه به دانش آموزان متوسط به پایین وضعیف نیز توجه بیشتر ی نمود چرا که این گروه بیشتر از گروه اول نیاز به تشویق و ترغیب دارند و چنان چه اگر کوچکترین حرکت و پیشرفت آنها مورد توجه و تشویق قرار گیرد و احساس کنند به آنها نیز توجه شده و پیشرفت آنها در نظر تعلیم دهنده بسیار با ارزش است اغلب تا حد دانش آموزان متوسط به بالا و ممتاز نیز حرکت می نمایند لذا در این شیوه مدیریتی به دانش آموزان ضعیف و متوسط به اندازه دانش آموزان متوسط به بالا و ممتاز به صورت یکسان توجه می شوند و جوایزی که در

رفتار های مطلوب گردد. و مواردی در شورای مدرسه به بحث وبررسی رسید که تشویقات با انگیزه ها و تمایلات کودک و نوجوانان مطابقت داشته باشد و

اصول زیر رعایت شود:
– در تشویق لازم است اصل عمل کودک مورد تشویق قرار گیرد .
– تشویق در میان همسالان و دوستان بهتر از تشویق در تنهایی است .
– تشویق به اندازه و باید به موقع انجام گیرد .
– تشویق متناسب با میزان فعالیت و انتظار کودک باشد .
– تشویق گاه گاه انجام شود موثرتر است .
– تشویق بهتر است بلافاصله بعد از انجام کار صورت گیرد .
– شکل و چگونگی تشویق در افراد مختلف فرق می کند که باید مورد توجه قرار گیرد
– تشویق و پاداش غیر منتظره موثرتر است .
– شخصیت تشویق کننده نزد تشویق شونده محترم و با ارزش باشد.
رعایت نکات زیر بر تأثیر تشویق مى افزاید:
– تشویق وسیله اى براى برانگیختن و تقویت است و نباید خودش به صورت هدف درآید و تمام ذهن و فکر متربى را به خود مشغول کند. تناوب در تشویق، بالا بردن آن از سطح فیزیکى به اجتماعى و معنوى، و مستحق تشویق بودن (حالت رشوه نداشتن) تا حدى اشکال پیش گفته را برطرف مى کند.
– علّت تشویق کردن باید براى متربى کاملا معلوم باشد.
– تشویق به موقع و متناسب باشد، تا تأثیر و کارآیى داشته باشد.
-در موقع تشویق نباید او را با دیگران مقایسه کرد; زیرا جنبه بدآموزى مى یابد.
– تشویق و تحسین در حضور جمع تأثیر بیشترى

محروم سازد و یا این که با پاداش دادن به نیکوکار او را متوجه محرومیت خود سازد و به اشتباهش واقف گرداند. این سخن زیبا از حضرت على(علیه السلام) است که فرمود: «بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار، از عمل بد بازدار.»

راه کار های اجرایی در مدرسه
حمد و سپاس خدای را که انسانها را اشرف مخلوقات قرار داد و ما معلمان را مبلغان تعلیم و تربیت،بنده در حدود ۳ سال است که مدیریت مدرسه راهنمایی دخترانه را عهده دار هستم و در طول این سال از الگو های مختلفی استفاده کرده ام از جمله روابط انسانی مطلوب و مدیریت زمان .
امسال درصد بر آمدم که راه های استفاده موثر ازتشویق را برای رسیدن به اهداف آموزشی مد نظر قرار دهم و تلاشهاو طرحهای که برای

.www.zibaweb.com
طرح های اجرایی در مدرسه بر اساس این الگو:
– معلم برتر دانش آموزی
– هم اندیشی اولیا ومربیان
– نمایشگاه خلاقیت
– هرچه می خواهد دل تنگت بگو
– خاطره نویسی معلمان ودانش آموزان-دوستی وهم کلاسان من
– پرچم افتخار درسی وانضباطیو اخلاقی
– جشن تولد معلمان و دانش آموزان
– خبر وجمع آوری اطلاعات
– مشاوره وپاسخ گویی
– بهداشت یار مدرسه
– تحویل کارنامه وجشن
– ناظم دانش آموزی
– اسوه نماز وآموزش عملی
– شمع نبوت (ولادت وشهادت)
– تلاش ،کوشش،جایزه
– استفاده بهینه از زنگ تفریح
– ولی برتر مدرسه
– درخت سبز سیب سبز
– دختران نمونه غنچه های زندگی
– خود ارزیابی دانش آموزان ،معلمان واولیاء
– نامه ای به خدا
– یاوران همیشه پر توان
– گنجینه جوایز معلمان واولیاء
– خیران افتخاری .
نتیجه گیری
طبیعت انسانها به گونه ای است که وقتی در انجام امور مورد تشویق قرار می گیرند ، معمولاً در صدد بر می آیند

موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرک می شود و انسان را به جدیت وادار می کند . انسانی که مورد تشویق قرار بگیرد احساس آرامش و رضایت خاطر و اعتماد به نفس می کند و برای جدیت بیشتر و تحمل دشواری ها آماده می گردد . برعکس ، اگر مورد نکوهش یا ناسپاسی قرار گرفت دلسرد و بی رغبت می شود و احساس حقارت و ضعف می کند و نمی تواند از استعدادهای خویش به نحو مطلوبی استفاده نماید . اصل تشویق و تنبیه به عنوان امری مسلم در تربیت اسلامی شناخته و پذیرفته شده است . اصولاً بهشت و جهنم ، انذار و تبشیر پیامبران ، آیه های مربوط به پاداش و کیفر ، وعده و وعیدهای شوق انگیز و خوفناک و … همه جلوه هایی از تشویق و تنبیه هستند .
اگر بخواهیم یک مدرسه فعال وپویا داشته باشیم یکی از مهمترین عامل پویایی و زنده بودن آن مدرسه توجه به اصول تشویق خواهد بود چرا که اگر مدیریت مدرسه با اصول تشویق آشنایی داشته باشد وفردی آگاه و متخصص باشد زیر مجموعه آن مدیریت نبز که شامل دانش آموزان و همکاران و اولیاءو دیگر عوامل هستندبه تبعیت از آن ودر کنار آن افرادی دانا وتوانا مبتکر وخلاق خواهند بود که برای رسیدن به اهداف مدرسه با در نظر گرفتن تمام شرایط مدیریت با جان ودل کوشش وفعالیت خواهند کرد. راز موفقیت در این است که بدانیم چگونه می توان تشویق کرد و راههای تشویق موثر را دانست .از مجموعه هنجارها ونا به هنجارهای آموزشی و محیط آموزشی وعوامل وکار کنان و دانش آموزان

در کارهای فردی وگروهی ونیازهای روانی دانش آموزان فعالیت نشان دهد و آنها راشناسایی کند تا در نحوه تشویق وتنبیه معلمان ومیر مدرسه از آن نیازها استفاد ه شود وتشویق از روی آنها صورت گیرد. http://www.ommatandreyhane.mihanblog.com
***********************
یکی از آفت هایی که نظام آموزشی و خانواده ها را در رابطه با دانش آموزان تهدید می کند ، “هدف” شدن نمره و ” نمره گرایی ” است و بارها توسط کارشناسان تعلیم و تربیت این خطر گوشزد شده است و متاسفانه “حفظ گرایی” اگر بر “یادگیری پژوهش محور” ارجحیت داشته باشد ، چوب کاری آسیبهای روحی و روانی را دانش آموزان

تبدیل کرده است . معلمان موفق و دلسوز خوب می دانند که کلاس و مدرسه و نظام آموزشی فقط و فقط برای نمره گذاری تاسیس نشده است و حتی یک فعالیت دانش آموز برای پیشرفت ، آنقدر مهم است که از دید معلمان کارا و موثر پنهان نمانده و با دست گذاشتن روی آن نقطه قوت ، مایه پیشرفتهای بعدی دانش آموز شده و اگر بدان

بیاندیشند . خلاصه مطالب چند خط پیش را با متن زیر کامل کرده و زبان حال یک دانش آموز فرضی که از حمایت بیش از حد خانواده برخوردار است و از طرفی همیشه مورد سرزنش و بازخواست برای نمره قرار می گیرد و از فشار و استرس نمره از سوی معلم و مدرسه و خانواده خسته شده است ، را این گونه بیان می کنیم :

قبل از شروع این نکته مهم نباید فراموش شود که متاسفانه در سنوات گذشته ،  معلمان برای تاکید بر نمره ۲۰و پرسش مکرر و افراطی برای نمره گذاری به  فشار والدین  و مدیران مدارس استناد می کردند  ، از سوی دیگر  مدیران در برخی  شهرستانها  به  تاکید  بازرسان در اهمیت  تعددنمرات اشاره می کردند ، بازرسان نیز بر مسئولین مافوق خود و روسای ادارات و  …   اگر اینگونه باشد اقدامات مختلف برای این تغییر نگرش ره به جایی نخواهد برد  ( در اینجا ضروری است که به نکته مهمتری اشاره نمایم ؛ با مراجعه و سوال از مدیران سازمانها و ادارات آموزش و پرورش و حتی کارشناسان دوایر  دوره های تحصیلی  به این موضوع پی  می بریم که این دسته عزیزان هیچ وقت چنین توصیه ای نمی کنند  بلکه منظور آنها بر نوع ارزشیابی هاست به عنوان مثال پرسش پای تخته

لم مربوطه یا مدیر مدرسه فشار نخواهد آورد که هر روز باید از دانش آموزان پرسش شفاهی و کتبی داشته باشی و تعداد نمرات بیشتر دانش آموز در دفتر نمره کلاس ، نشان دهنده پر کاری و موفقیت شما و  فاکتوری برای دست یابی به اهداف متنوع آموزشی می باشد ! ”  احتمالا این تصور از دهه های گذشته بوده و هنوز از ذهن افراد به خوبی پاک نشده است )

من خسته شده ام ، دیگه نمره ۲۰ کلاسم رو نمیخوام!
چقدر ۲۰ و ۱۹ جمع کردم دیگه واسم تکراری شده ! پس چرا هیچ وقت جرات پیدا نکردم به معلم بگم من واقعا خسته شده ام ؟ کدامیک از این ۲۰ ها من رو کمک کرده که بتونم خواسته ام رو به معلمان ، به پدر یا مادر و یا اون دانش آموز زور گوئی که توی راه مدرسه جلو من رو گرفته و میخواد با زور خوراکیهام رو از من بگیره ! بگم ؟
چرا وقتی میروم پای تخته تمام دانش آموزا واسم میشن شوالیه های نیزه به دست که منتظر قربانی شدن من به دست معلم هستند ، نیشخند هاشون چقدر من رو عذاب میده ! معلم هم تا میاد کلاس ، شاگرد زرنگها رو فقط میشناسه و البته اونها موظف هستن ۲۰ بگیرن و باید درس رو از حفظ باشن و الا فورا” از چشمش میافتن ! راستی مگه معلم من رو به خاطر ۲۰ دوست داره ؟
… ولم کن مادر !تازه رسیدم از مدرسه ، هنوز کفشام رو در نیاوردم میگی چند تا ۲۰ گرفتی ؟ تمام فکر و ذکر تو هم شده تعریف از یکی یه دونه

حداقل ۱۲ تا ۲۰ می گرفتی ! من منتظر ۲۰ های بیشتری از تو هستم .
چقدر دوست داشتم من هم واسه خودم کسی بودم ، خوبی هایی داشتم که به خاطر اون میشدم “بچه خوب” نه فقط با نمره ۲۰ . بعضی وقت فکر میکنم من هم شدم عین یه کیسه زباله !که هر روز ۲ تا ۳ پیمانه از چند تا درس توسط معلم در من فرو ریخته میشه ! و شب یکی دوتا پیمانه توسط والدین ! راستش رو بخوای من که از کتابهای سال قبل که معدل ۲۰ رو واسش چسبونده بودم ، الان ۱۰ هم به زور نمی گیرم ، شاید اون موقع این درسها توی همین کیسه زباله که گفتم ریخته شده و بود آرام آرام همش رفت پی کارش ! سال بعد همینجوری میشه برای حفظیات من از سال بعد !
خوابهای سیاه و سفید ۲۰ و ۱۹ دفتر نمره همیشه عذابم میده ! توی روز دست بردارم نیست بلکه شبها به صورت کابوس میاد سراغم ، نکنه معلم عزیزم وقتی ۱۸ شدم پیش اون همه شوالیه من رو سرزنش کنه ؟! نکنه دفتر پاکنویس رو فراموش کنم ، اون وقت یه نمره تک توی دفتر نمره واسم بزاره ؟ آبروم میره .
بیخیال ، پس چرا کسی تو مدرسه بم نمیگه با ترسم چکار کنم ؟ راستش فقط خودم میدونم که ترسو ترین دانش

حرف بزنی ! تو هنوز خمیر و خام هستی اصلا به حساب نمیای ! تو فقط حکم یه ضبط صوت رو داری به درد لای جرز هم نمیخوری ! راستی مادر ! من کی باید یه آدم بشم ؟! … آخ یادم رفت چون همه بم گفتن اگه هر سال معدلت ۲۰ بشه آروم

اول بلد نباشه بعد نوبت دومیه ، بعد سومیه و اگر هر ۸ نفر بلد نباشن ، از هر نفر ۵ نمره از ۲۰ کسر خواهد شد ! ) اونم کجا درست پای تخته سبز رنگ ، مقابل نیشخند های شاگردان با دست و پایی لرزان برای سین جین شدن اونم “عین کتاب ، نه کم نه زیاد” فقط کلمه اجازه ، اجازه رو می تونیم هر چند بار آمیخته با پاسخ ها به معلم تحویل بدیم ! اینم یک عادته زشته ولی برای اینکه عین نوشته های کتاب رو به خاطر بیارم باید هر ۱۵ ثانیه یکبار بگم : آقا اجازه ! آقا اجازه! اجازه آقا !اجازه!
من نمی دونم پای تخته از من چی می خوان که هر روز باید برم اونجا یه کم دست و پام بلرزه ؟ من نمی دونم باید حواسم به زیب (یا زیپ) شلوارم باشه که نکنه فراموش کرده باشم … یا حواسم به کمر بندم باشه که از زیر کاپشن بیرون نزده باشه ، یا به شکلک در آوردن و نیشخند دانش آموزان ردیف آخر کلاس ، که منتظر قربانی شدن من هستند ، یا حواسم به خودکار معلم باشه که هی پشت سر هم روی میز میزنه و صدای تیک تاک ساعت یا تولپ تولوپ قلب میده ، که : ”

عزیزم ، اگر هر هفته چند تا نمره نداشته باشیم اون وقت والدین به ما اعتراض می کنند می گن چرا از بچه ما درس نپرسیدی ، چرا “پایه “بچه های ما رو ضعیف گردین !؟ بیچاره خودم ، کاش معلم و پدر و مادرم خبر داشتن که من همیشه ۲۰ میگیرم ولی پایه هم ندارم که حتی ضعیف بشه ! اونقدر پای تخته این ” پا” لرزیده که رمقی براش باقی نمونده است !
راستی مادر ! نمی شد آدم نره مدرسه همون توی خونه بشینه و درس بخونه و به جای ۲۰ ، زندگی بدون مجازات هر روزه و آرامش رو یاد بگیره؟www.zibaweb.com

*************************************************

وقتی خطوط قرمز در کارنامه دانش آموز ، نقش می بندد

کارنامه اش را که دید ، دلش لرزید ، برای لحظاتی دنیا در برابر چشم هایش سیاه شد ، حس کرد دیگر توان ایستادن ندارد ، انگار خط های قرمز کارنامه آنقدر کش آمده بودند که دور گردن او را گرفته و داشتند خفه اش می کردند ، مادر عصبانی بود و با خشم نگاه می کرد ، هر چند که تا شب فاصله زیادی بود اما پسرک درد سیلی پدر بر گونه اش را از هم اکنون حس می کرد

ا ۲۰ چرا اینقدر ارزشمند است؟

دانش آموزی می گوید : کارنامه یعنی سرنوشت یک سال زحمت ، زحمتی که اگر به هدر رود نه تنها عمر خود انسان که زحمات یک ساله پدر و مادر نیز هدر می روند.

مهدی پاک طینت می افزاید : تا قبل از پایان امتحانات عمده ترین مشکل و درگیری دانش آموزان با مفاهیم کتاب های درسی است که با مطالعه و تلاش بیشتر می توان یک جورایی با آن کنار آمد اما به محض پایان یافتن

از دریافت کارنامه دردسرهای جدید شروع می شود ، اگر نمرات خوبی آورده باشیم که می شویم پتکی برای کوبیده شدن بر سر خواهر و برادرهای دیگر و وای اگر که نمرات مناسبی نیاورده باشیم ، که در آن صورت ضمن حرام شدن تعطیلات تابستان باید طعم تلخ طعنه های پدر و مادر را هم تحمل کنیم.

در خانه ما حرف اول را نمره می زند

یک دانش آموز می گوید : در خانه ما حرف اول را کسی می زند که نمرات خوبی بیاورد ، دیگران هیچ جایگاهی درنظر

حانات آخر سال هر کاری بکنم تا قبول شوم ، مشکل اینجاست که هرچه درس می خوانم  نمی فهمم ، حتی اگر ساعت ها درس بخوانم انگار که هیچی نخوانده ام ، اما برادرم برعکس من است ، یکبار که درس بخواند تمام مفاهیم را می فهمد به همین دلیل به خاطر نمرات خوبی که می آورد عزیز دردانه پدر است ، گاهی حسابی به او حسودی می کنم و آرزو می کنم کاش هرگز چیزی به نام کارنامه به وجود نمی آمد.

مدیر کل ارزشیابی تحصیلی و تربیتی وزارت آموزش و پرورش در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر با تاکید بر اینکه  برای حل هر مشکلی باید قبل از بروز آن مشکل در اندیشه برطرف کردن آن بود ، می گوید :  امتحان پایان تحقق اهداف آموزش و پرورش نیست و فقط سنجش پایان یک مرحله است که حتی توان ارزیابی صحیح از همان دوران سپری شده را نیز ندارد.

حسین احمدی می افزاید : کارنامه ارزیابی شخصیت دانش آموزان نیست و چنانچه دانش آموزی در زمینه خاصی شکست می خورد و ضعف دارد،  به این معنا نیست که این دانش آموز در تمام جوانب شخصیتی شکست خورده یا ناتوان است.

وی با تاکید بر اینکه والدین در برخورد با کارنامه  و امتحانات باید توانمندی  و ظرفیت مختلف فرزندان خود را  لحاظ کنند ، می گوید : والدین به هیچ وجه نباید فرزندانشان را با یکدیگر مقایسه کنند ، چرا که این مقایسه سبب ایجاد تبعیض و ناکامی می شود.

مدیر کل ارزشیابی تحصیلی و تربیتی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه تلقین ناکامی توسط والدین پس از دریافت کارنامه بسیار دیده می شود ، می افزاید : ایجاد حساسیت نسبت به نمرات کارنامه،  ضمن به وجود آوردن استرس های فراوان سبب روگردان شدن دانش آموزان از ادامه تحصیل شده و زمینه های بروز ناهنجاری های اجتماعی را در فرد به وجود می آورد.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]

برچسب ناتوانی که با ارایه کارنامه توسط والدین به دانش آموزان زده می شود

، سبب کاهش اعتماد به نفس در دانش آموزان می شود ، می گوید : با کاهش اعتماد به نفس در دانش آموزان ، میزان احترامی که فرد برای خود قائل است نیز کاهش می یابد و از بین می رود و زمانی که فرد ارزش و احترامی برای خود قایل نباشد مستعد پذیرش آسیب های جدی اجتماعی می شود.

دکتر احمدی با اشاره به اینکه با نیاوردن نمره در امتحان خرداد ماه فرصت دانش آموزان  تمام نشده است ،  می افزاید : باید والدین ، دانش آموزان را برای امتحان بعدی ، یعنی امتحان جبرانی و چنانچه نتیجه حاصل نشد برای امتحان تجدیدی آماده کنند و دقت داشته باشند که به جای نقد رفتار و شخصیت دانش آموز باید درباره چگونگی عملکرد وی بحث و صحبت شود.

حمایت والدین

سه پاسخ  قبولی ، تجدیدی و مردودی را به دانش آموزان می دهد ، می گوید : در اکثر مواقع والدین در برابر کارنامه هایی با نمرات پایین با توبیخ ، تهدید ،  سرزنش و تنبیه دانش آموزان برخورد می کنند ، در حالیکه این برخوردها به هیچ وجه جواب نمی دهد و اشتباه است.

دکتر محمد حسنی با تاکید بر اینکه در مرحله اول باید دانش آموز را برای شکست تحصیلی آماده کرد ، می افزاید : شکست قسمتی از زندگی است و واقعیتی است که باید دانش آموزان با آن رو به رو شوند لذا والدین باید پس از سپری شدن دوران نگرانی و ناراحتی دانش آموزان ازعدم موفقیت در سال تحصیلی گذشته ، علت های واقعی شکست را برای دانش

است.

 

کارنامه سبب افسردگی دانش آموزان می شود

 

یک کارشناس تعلیم و تربیت با تاکید بر اینکه نظام ارزشیابی کشور سبب ایجاد مشکلات روحی فراوانی برای دانش آموزان می شود ، می گوید : تحقیقات صورت پذیرفته نشان می دهد که بیش از ۴۲ درصد از دانش آموزان افسردگی دارند و حدود ۸۹ درصد از افسردگی های موجود بین دانش آموزان نیز ناشی از نحوه ارزشیابی تحصیلی است.

دکتر رضا معصوم زاده با اشاره به اینکه خانواده ها به دلیل تاکیدی که بر نمره دارند سبب افزایش میزان مشکلات نظام ارزشیابی کشور می شود ، می افزاید : نظام ارزشیابی به خودی خود استرس زا است و با تاکید و فشارهای بی رویه خانواده ها بر دانش آموزان نه تنها دانش آموزان انگیزه بیشتری برای ادامه راه و تلاش بیشتر پیدا نمی کنند که چه بسا احساس ناتوانی و عدم کارایی بر احساس توانایی و غلبه بر مشکلات فائق می آید و از دانش آموز شخصیت ضعیفی می سازد.

یک معلم با تاکید بر اینکه نمی توان با توبیخ و تنبیه انگیزه درس خواندن را در دانش آموزان تقویت کرد ، می گوید : کارنامه تنها نحوه عملکرد دانش آموزان را مشخص نمی کند ، چه بسا به

اعتراض دارند ، اعتراض اولیه را باید نسبت به خودشان داشته باشند ، چرا که در طول امتحانات متعددی که در سال تحصیلی از دانش آموز گرفته شده است ، آنها این نمرات را دیده اند اما هیچ اقدام جدی در زمینه برطرف کردن آن انجام نداده اند.

 

هر ساله بیش از ده  درصد از دانش آموزران کشور در مقاطع مختلف تحصیلی شکست می خورند و مردود می شوند و در این بین آمار مردودی دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر است ، به راستی چرا دانش آموزان انگیزه ای برای درس خواندن ندارند؟ معاون نظری و مهارتی وزارت اموزش و پرورش دلیل عمده عدم رغبت دانش آموزان ، خصوصا دانش آموزان دختر به مطالعه را عدم وجود شغل مناسب میداند و می گوید :  مشکل اشتغال انگیزه تحصیل دانش آموزان را کم کرده است و برای بالا بردن کیفیت آموزشی کشور عوامل ایجاد انگیزه تحصیل در دانش آموزان باید تقویت شود.

دکترعلی اصغر فانی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر با اشاره به این که کمبود انگیزه

دلیل با وجود آمار بیشتر پسران در مقطع دبیرستان ، آمار ورودی دختران به دانشگاه بیشتر است.

وی  با تاکید بر اینکه باید تعریف هدف از تحصیل در کشور تغییر کند ، می گوید : در دو دهه قبل تحصیل معادل اشتغال بود ، ولی در حال حاضر با توجه به افزایش فارغ التحصیلان بیکار  این روند تغییر کرده است و باید جامعه و خصوصا اندیشه دانش آموزان به این سمت حرکت کند که هدف از تحصیل ارتقاء فرهنگ و اندیشه افراد است.

 انتقاد ازنظام ارزشیابی؛  فقط درحرف

سال هاست که بحث ضعف ارزشیابی در بین متخصصان  مطرح می شود و هر

آموزان نشده است.

سال

برای دانش آموزان چندین برابر می شود.

تغییر نظام ارزشیابی کشور ضمن اینکه اعتبارات فراوانی را می طلبد ، نیازمند سپری شدن دوره زمانی طولانی است اما می توان با کمی تدبیر حداقل استرس های ناشی از عوامل خارجی نظام ارزشیابی را به حداقل رساند و جو آرامی را برای ادامه تحصیل دانش آموزان فراهم کرد .

مدیریت کلاس در مقابل یادگیری فعال

کودکان فراگیرندگان فعالی هستند.آگاهی از این امر باید برای مربیان تربیت بدنی کمی آسودگی فراهم آورد

با این وجود اگر فعالیتهای جسمانی به عنوان رفتار اولیه ای که کودکان فرا میگیرند شناخته شود به نظر میرسد که تربیت بدنی با طبیعت کودکان متناسب است . گاهی مدرسه این

سالن ورزشی قدم میگذارند

آنها خودشان را در صفهای تیمی یا اشکال استاندارد دیگر نظم می دهند

آنها دست به سینه و با نگاه به معلم خود آرام و ساکت می نشینند

آنها به آرامی به دستورات معلم گوش می دهند

آنها در واکنش به توصیه های معلم حرکت می کنند .

وقتی معلم به کودکان می گوید وسایل را سر جایشان بگذارند و به آرامی و به صف سالن را ترک کنند زمان پایان کلاس فرا رسیده است

برای بیشتر معلم ها این شرایط کلاس خیلی خوب را به تصویر می کشد . با این وجود اولین نگرانی معلمان جدید ( همانند بسیاری از معلمان با تجربه ) مدیریت کلاس است . همچنین مدیران و والدین توقع دارند

اما معلم ممکن است هنوز نگران باشد که وسایل و زمان لازم برای به دست آوردن چنین کلاسی تلف شده استwww.zibaweb.com

مشکلاتی در مدیریت کلاس اغلب در آموزش پیش دبستانی وجود دارد . تاکید بر یادگیری مستقیم از معلم در یک محیط محدود، شور و نشاط و توسعه یادگیری در کلاس را از بین می برد . در یک محیط بازی بچه ها به یادگیری ترغیب می شوند . آنها به نوبت طرحهای بازی را برای همدیگر توضیح می دهند و با توجه به تواناییهای فزاینده خود به حل کردن مسایل پیچیده و تصمیم گیری مشغول می شوند . در محیط مدرسه سنتی علایق و عقاید کودکان در مقایسه با علایق و عقاید معلمان کمتر مورد

معلم .  بسیاری از معلمان توجیه می کنند که دانش آموزان به این موقعیتها نیاز دارند تا کنترل خود را بیاموزند . متاسفانه در بعضی از این محیط ها آنها حتی تغییر ظاهری بسیار کمی را در رفتارشان به کار می بندند  .

در نهایت تاکید بر مدیریت در دوران پیش دبستانی نا بجا می باشد زیرا از نظر توسعه نا مناسب است . کودکان فقط فراگیران فعال نیستند ، آنها به سبب قدرت استدلال بسیار بالا موجودات فعالی هستند . پیاژه در نظر یه خود استدلال می کند که کودکان از طریق شنوایی و تفکر چقدر می توانند یاد بگیرند . مرحله (تفکر قبل از عمل ) نشان می دهد که کودکان از ۶ یا ۷ سالگی شکل دادن تصاویری را در مغزشان شروع می کنند . به عبارت دیگر ، توانایی کودک برای شکل دادن یک طرح منطقی برای تحرک کاملا محدود می باشد . از این رو ، او به تحرک و فعالیتهای دستکاری جسمانی به عنوان یک ویژگی آموزشی نیاز دارد. علاوه بر این ، تمایل به موفقیت یا رقابت ، کودکان را به انطباق و وفق دادن اطلاعات ادراکی سوق می دهد همان طور که فعالانه در یادگیری یک وظیفه شرکت می کنند . بنابراین در حالی که دانش آموزان فعالانه به تمرین مهارت درگیرند ، ارایه اطلاعات قبل از مشارکت ممکن است به اندازه آموزش (به عنوان عامل تقویت کننده ) مفید نباشد . علاوه بر این ، در نظر بگیرید که کودکان قابلیت زیادی برای یادگیری از یکدیگر دارند . به یقین تمرین بی سر و صدا با کاهش بازخوردها از سوی همسن و سالانشان مانع یادگیری آنان از دیگران می شود . همچنین فرصتهای حل کردن مشکلات همسن و سالان نیز از این طریق حذف می گردد منبع:ماه نامه زیور ورزش

***************************************

 

علل بی نظمی دانش آموزان در کلاس درس و شیوه های برخورد با آن

 

بسیاری از معلمان و حتی مدیـران مـدارس از دانش آموزانی که به اعتقاد آن ها شلوغ هستند و رفتارهای نا خواسته و نا مناسبی از خود بروز می دهند و به این ترتیب نظم و انضباط مدرسه و کلاس درس را دچار اخلال می کنند گله دارند . هر کدام از این افراد واکنش های متفاوتی در مقابل این نوع دانش آموزان از خود نشان می دهند و تصمیم گیری ها ی آنان در این زمینه هم متفاوت است . معمول ترین و آشکار ترین این تصــمیـم گیـری ها  برای کاهش یا از بین رفــتن بی نظمی ، گرفتن تعهد کتبی از دانش آموزان و در صورت تکرار از والدین آنان ، تهدید به تنبیه و حتی عملی کردن آن و در نهایت اخراج موقتی از کلاس و مدرسه است . از این رو ،  نگارش این مقاله و مطالعه ی آن ،  به معلمان و مدیران کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه تری بگیرند .

 

در زمــینه ی بی نظــمی دانــش آمــوزان در کـلاس درس ، معلمان بایــد به سه سوال پاسخ دهند :

  ۱) علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان کدام اند ؟

 ۲ ) چگونه می‌توان از بروز و ظهور رفتار های نا مناسب دانش آموزان ، که نظم و انضبــاط را به مخاطره می اندازند ،  پیشگیری کرد ؟

۳ ) به هنگام وقوع رفتار های نا مطلوب دانش آموزان ، چه باید کرد ؟

 

برای پاسخ دادن به این سوال هــا به عــبارت دیــگــر ،  شنا سایی علل و عوامل بی نظمی دانش آموزان در مجموعه عامل های متعدد  ،  باید زیر مجموعه ای از عوامل کشف شوند تا با ارائه ی راه کار های کاربردی برای از بین بردن یا کاهش آن ها ، تغییرات مناسب و مثبت در کیفیت نظم و انضباط مدرسه ایجاد شود. در این ارتباط ، کارگاهی با حضور عده ای از معلمان با تجربه در مراکز تربیت معلم یاسوج برگزار شد . حاصل چند جلسه بارش مغزی در این کار گاه برای پاسخ به سوال های یاد شده ،  بررسی شد . سپس با اندکی دخل و تصرف و تغییر در دید گاه های افراد  ،  این مقاله برای استفاده ی معلمان و مدیران مدارس و دست اندر کاران تعلیم و تربیت تهیه و تنظیم شد.

علل بی انضباطی دانش آموزان را می توان با توجه به ابعاد در یک مقاله نمی گنجد ،  اما به دلیل کاربردی بودن

 

الف ) علل مربوط به دانش آموزان (ویژگی های فردی آنان ) ؛

ب ) عوامل مربوط به معلم ؛

ج ) عوامل مربوط به فضای مدرسه  ، کلاس درس و کارکنان ستادی مدرسه ؛

د) ویژگی های خانوادگی دانش آموزان ؛

و ) عوامل اجتماعی .

نظم و انضباط تعاریف متعددی دارد. عده ای کنترل رفتار فرا گیرند گان و تسلط بر عوامل رفتاری آنان را انضباط می نامند . برخی دیگر معتقدند نظم و انضباط شامل هر نوع سازماندهی در محیط مدرسه و کلاس است ،  به نحوی که سبب افزایش یاد گیری شود . صفوی ( ۱۳۸۳ )

فعالیت کلاسی را مختل یا تهدید به اخلال می کنند(نقل از زمانی ، ۱۳۷۸) با وجود این ،  بی نظمی یا بی انضباطی را می‌توان این گونه تعریف کرد :  انجام دادن هر عمل یا رفتاری به وسیله ی دانش آموز که سازماندهی مدرسه و فعالیت های کلاس را مختل یا تهدید به اخلال می کند. بروز رفتارهایی از دانش آموزان که انضباط کلاس را مختل می کنند  ، تنها به معلم و کلاس درس مربوط نیستند، بلکه همان طور که قبلا گفته شد علل دیگری نظیر عوامل آموزشگاهی‌ ،  خانوادگی ، اجتماعی و… وجود دارند که

ان است  . کانین ( ۱۹۷۰ ) در تحقیق خود که به مقایسه ی رفتار معلمان در کلاس های دارای رفتارهایی نا مطلوب وکلاس‌های عادی پرداخته است او می‌گوید : تفاوت این کلاس‌ها به نحوه‌ی پاسخ گویی معلمان به رفتار نامطلوب  دانش

 

گاهی علل بی نظمی در کلاس ناشی از خود دانش‌آموز است . برخی از این علت ها عبارت است از :

۱ ) ناراحتی های جسمی ، روحی و روانی ؛

۲ ) نداشتن علاقه و انگیزه  ؛

۳ ) سر در گم بودن و بی اعتنایی به انتظارات معلم و قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس ؛

۴ ) نداشتن برنا مه ی مشخص مطالعه ؛

۵ ) کم خوابی و خستگی مفرط ؛

۶ ) انجام دادن تکالیف خود ؛

۷ ) تغذیه ی نا مناسب ؛

۸ ) نا امیدی به آینده  ؛

۹ ) استقلال طلبی و مقابله با اقتدار معلم .

از بین بردن یا کاهش عوامل بی نظمی ، در درجه ی اول مستلزم هم کاری و هماهنگی میان خانه و مدرسه است ، و روشن است که معلمان و اولیای مدرسه به تنهایی و بدون همکاری والدین کاری از پیش

خود در سنین متفاوت و آگاه کردن آن ها از این مسائل فعالیت می کند :

o       توجه والدین به وضعیت جسمی و روحی فرزندان خود ؛

o       ایجاد شرایط  ، موقعیت و امکانات مورد نیاز برای پیشرفت تحصیلی فرزندان خود ؛

o        تشویق ما دی و معنوی و تقویت اعتماد به نفس آن ها ؛

o        پذیرش وضعیت خاص فرزندان خود و مقایسه نکردن آن ها با افراد دیگر؛

o        تبعیض قایل نشدن بین آن ها ؛

o        تهیه ی میز و صندلی ، اتاق مطالعه ، وسایل مورد نیاز ، رعایت سکوت هنگام مطالعه؛

o       کمک به آن ها در تهیه و اجرای برنامه ی  مطالعه  ؛

o       تشویق آن ها به ورزش و تفریحات سالم و تنظیم خواب و استراحت آن ها ؛

o       داشتن برنامه ی تغذیه ی مناسب  ، کمک به آن ها در انتخاب دوستان مناسب ؛

o        آگاه کردن فرزندان از وظایف خود در مدرسه و خانه ، رعایت حقوق معلمان و کمک به دوستان و هم کلاسان خود  ؛

و در نهایت تشویق آن ها به رعایت نظم و انضباط  در مدرسه و کلاس درس ،  اغلب، والدین علاقه مندند که بدانند در طول سال تحصیلی، درخصوص امور تحصیلی وحتی تر بیتی فرزندان خود ، چه وظیفه ای به عهده دارند وچه کمک هایی سبب پیشرفت تحصیلی فرزندانشان می شود . آگاهی از این مسائل، مستلزم ارتباط مستمر با مدرسه است.www.zibaweb.com

 

ب- علل مربوط به معلم

۱) فقدان آماد گی جسمی ،  روحی و روانی معلم ؛

۲ ) نا مناسب بودن وضعیت ظا هری معلم ؛

۳ ) نا آگاهی از روش های جدید تدریس و استفاده ی مکرر از روش های سنتی ؛

۴ ) بی علاقه بودن به شغل معلمی ؛

۵ ) نا توانی در برقراری ارتباط مطلوب با دانش آموزان ؛

۶ ) رعایت نکردن عدالت آموزشی ( تبعیض بین دانش آموزان )؛

۷ ) نا مناسب و نا رسا نا بودن صدا ی معلم؛

۸ ) نداشتن طرح درس؛

۹) بی توجهی به نیاز های دانش آموزان؛

۱۰)    فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش آموزان ؛

۱۱) استفاده ی نا مناسب از تشویق و تنبیه؛

۱۲) بی حـوصــلگی و نداشتن صــبر و بــر د بــاری و سعه ی صدر ؛

۱۳ ) بی نظمی معلم (نظیر دیر آمدن به کلاس و ترک زود هنگام آن و… )؛

۱۴ ) تسلط نداشتن به موضوع مورد یاد گیری؛

۱۵ ) نداشتن رو حیه ی انتقاد پذیری و خود داری از پاسخ گویی به سوال های دانش آموزان؛

امتحانات نهایی و نمره گذاری در کلاس های درسی چند کشور خارجی ، نگاهی به شیوه های نوین ارزشیابی،هدف از امتحان معلمان چیست؟

کشور آرژانتین
از سال ۱۹۸۹ وضع درسی دانش آموزان با نمرات ۱ تا ۳ سنجیده می شود ( عالی ، رضایت بخش ، غیر رضایت بخش ) و اعتقاد کلی آن است که این روش موجب پایین آمدن استانداردهای آموزش شده است . و بسیاری معتقدند که شیوه نمره گذاری گذشته که با اعداد ۱ تا ۱۰ مشخص می شد ،‌ نتیجه بهتری داشت و شیوه جدید باید مورد تجدید نظر قرار گیرد .

بر اساس مقررات جدید ، ارزشیابی در مقطع پیش دبستانی بصورت مستمر و ارتقاء بصورت اتوماتیک خواهد بود . در دوره ابتدایی و متوسطه ، اطلاعات لازم برای ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با روشهای مختلف از قبیل مشاهده منظم ، تحلیل تکالیف درسی ، آزمونهای کتبی ، شفاهی و عملی جمع آوری خواهد شد . د رصورتی که

نمرات ۲تا ۶ مشخص می شود . نمره ۲ به معنای ضعیف است و دانش آموز باید مجددآ در امتحان شرکت کند ، نمره ۳ ، به معنای رضایتبخش ، نمره ۴ خوب ، نمره۵ خیلی خوب و نمره ۶ به معنای عالی می باشد . دانش آموزان ضعیف باید پایه تحصیلی را تکرار کنند .
کشور سوئد
در مدارس سوئد هیچگونه امتحان نهایی وجود ندارد . در دوره آموزش اجباری بجز تعداد معدودی از دانش آموزان بقیه به کلاس بالاتر ارتقاء می یابند و قبولی یا مردودی در واقع مفهومی ندارد . در سال دوبار ( آخر پاییز وبهار ) به دانش آموزان کلاسهای هشتم و بالاتر نمره داده می شود . نمرات با اعداد ۱تا ۵ مشخص می شود .
کشور ژاپن
در ژاپن هیچگونه امتحان نهایی وجود ندارد . ارتقاء به کلاس بالاتر بر اساس کشور آلمان
ارزشیابی از دانش آموزان توسط معلمین مربوطه و بر اساس امتحانات کتبی ، شفاهی ، انجام دادن تکالیف درسی و مشارکت فعال دانش آموزان در کلاس صورت می گیرد . که نتیجه بصورت گزارش کتبی (بویژه در دوره ابتدایی) و یا بر اساس نمره گزاری در مقیاس ۶ نمره ای به اطلاع خانواده ها می رسد ..
کشوراسپانیا

ارزشیابی داخلی انجام می گیرد و در عمل ارتقاء از کلاسی به کلاس بالاتر در مرحله آموزش اجباری ( تا کلاس نهم ) بصورت اتوماتیک و قطعی می باشد .
کشورروسیه
برای نمره دادن به دانش آموزان از نمرات ۱ تا ۵ استفاده می شود که ۵ بیشترین و ۱ کمترین نمره است . نمره قبولی ۳ می باشد . اگر دانش آموزی دردو یا سه درس نمره ۲ بیاورد ،هنوز اجازه ارتقاء به کلاس بالاتر را خواهد داشت . اگر دانش آموزی در سال پایانی یک نمره ۲ داشته باشد ، گواهی نامه پایان تحصیلات به وی داده می‌شود ولی این نمره ممکن مانع از ورود وی به مراکز آموزش عالی در برخی از رشته های تحصیلی شود .
http://isedor.persianblog.ir/page/4

**********************************************

 

ارزشیابی می‌تواند براساس دو رویکرد متفاوت انجام شود:

۱ـ سنجش و ارزشیابی با رویکرد سنتی
این نوع سنجش بر آزمون‌های جزئی‌نگر متکی است و طی آن دانش‌آموز با یک دسته پرسش‌های مجرد و اکثراً ناملموس سنجیده می‌شود. پرسش‌های این آزمون خدشه‌ناپذیر است و هیچ گاه معلم در هنگام انجام آن فرصت نمی‌کند با دانش‌آموز تعامل کند یا دانش‌آموز فرصت نمی‌یابد پرسش را تجزیه و تحلیل کند و مثلاً بگوید «بهتر بود سؤال را این طور طرح می‌کردید که … ». یا «این بار من از شما سؤالی می‌پرسم تا جواب دهید» (ویگنیر ۱۹۹۳).
ویژگی اصلی ارزشیابی‌های سنتی این است که م

نحصراً

نه کیفیت عملکرد او، درست مثل اینکه تعداد جمله‌های کامل یک مطلب چاپ شده را بشماریم ولی از ارزیابی قدرت بیان موضوع و انسجام مفاد در چارچوب آن غفلت کنیم. در این آزمون معمولاً آن پاسخی که مغایر با پاسخ‌های از پیش تعیین شده باشد غلط گرفته می‌شود و حتی طرح پرسش‌هایی که به دانش‌آموز اجازه بیان دیدگاه‌های متفاوت را بدهد، به ندرت پذیرفته می‌شود. استدلال طرفداران این نوع آزمون‌ها این است که معتقدند سنجش و ارزشیابی دانش‌آموز از این طریق دقیق و تکنیکی امکان‌پذیر است. امّا آیا به واقع دقت اندازه‌گیری و سنجش می‌تواند ملاک اصلی اعتبار آن آزمون شود؟
اکثر سنجش‌های پایانی که معمولاً در پایان یک دوره آموزشی انجام می‌شود و میزان آموخته‌ها را براساس حدود انتظاراتی از پیش نوشته شده می‌سنجد، از انواع سنجش‌های سنتی است. این آزمون‌ها نقشی در برنامه‌ریزی معلم برای پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز ندارد و به عبارت دیگر، معلم در طرح درس و تدریس خود از
ارزشیابی مستمر، تدریجی یا تکوینی، اصطلاح‌هایی هستند که این روزها در بین معلمان و مدرسان کشور زیاد به کار می‌روند. امّا آنان در تفسیر معنای این واژه به ندرت توافق دارند. بعضی از آن تصوری مشابه ارزشیابی براساس آزمون‌های پایانی،‌ ولی در مقیاس کوچک‌تر و تعداد بیشتر دارند. به عبارتی، آنان کلمات مستمر و مکرر را معادل گرفته‌اند. گروهی آن را همان آزمون‌هایی می‌دانند که در انتهای هر جلسه یا هر چند جلسه تدریس در واقع واژه سنجش مستمر معادل فارسی عبارت Formative Assesment است.
فرهنگ لغات انگلیسی کلمه Formative را به تکوینی، سازنده، رشددهنده و یا شکل‌دهنده ترجمه کرده است. بنابراین به نظر می‌رسد کلمه مستمر ترجمه مناسبی نیست. این ترجمه نادرست، تصور نادرستی را نیز از آن در ذهن متبادر می‌کند. احتمالاً اگر به جای واژه سنجش مستمر از سنجش سازنده، پویا یا رشد‌دهنده استفاده شود، میزان سوء تعبیرهایی که در عمل از واژه مستمر می‌شود، کاهش خواهد یافت.
شرلی کلارک که مطالعات بسیاری در زمینه ارزشیابی مستمر دارد، در این

، فرآیند جمع‌‌آوری اطلاعات از گیاه با هدف باغبانی کردن آن است. کود دادن، آب دادن، هرس کردن، علفهای هرز را از آن دور کردن و انجام هر چه که باعث رشد گیاه شود. (شرلی کلارک ۲۰۰۱)
ویژگی‌های ارزشیابی مستمر چیست ؟
خصلت عمده این نوع ارزشیابی در پویایی و گستردگی آن است و از معلم انتظار اقداماتی فراتر از آزمون سنتی را دارد، تا تصویری کلی از تمامیت شخصیت دانش‌آموز ارائه دهد. از نتایج این نوع سنجش و ارزشیابی در جهت رشد و ارتقای دانش‌آموز استفاده می‌شود و مهم‌تر از همه این که از هر دانش‌آموز توقع رشد و بالندگی را در حد توان خود او دارد. مشخصه اصلی سنجش

این شیوه سنجش که تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان را می‌پذیرد و به قابلیت رشد هر یک اعتقاد دارد، در نظام‌های پیشرفته آموزشی مورد توجه قرار گرفته و نقطه عطف ارزشیابی‌های مستمر شده است.
نقش ارزشیابی مستمر در فرآیند آموزش چیست ؟
ارزشیابی مستمر یا سازنده بخشی از فرآیند آموزش تلقی می‌شود. به این معنا که ارزشیابی در جریان آموزش جاری است و معلم به طور مرتب با آن درگیر است. اما نباید چنین تصور کرد که افزایش تعداد دفعات سنجش دانش‌آموز، ارزشیابی را از نوع مستمر و پویا

از آن استفاده می‌کند.
به عبارت دیگر ارزشیابی مستمر در طراحی برنامه درسی معلم جای خاصی دارد. یعنی معلّم از نتایج سنجش مستمر در تعیین گام بعدی خود در آموزش استفاده می‌کند و به این دلیل است که آموزش و ارزشیابی در هم تنیده می‌شوند و دانش‌آموزان رشد می‌کنند و نباید آن را با سنجش‌های متداولی که گرچه ممکن است مکرر اتفاق افتد، ولی حاصل آن ها ارائه یک نمره یا رتبه است و معلم و دانش‌آموز از آن بهره دیگری نمی‌گیرند، معادل دانست.
ارزشیابی تشخیصی هم نوعی ارزشیابی مستمر و سازنده است، زیرا هدف آن دریافت کاستی‌ها و مشکلات و خطاهای احتمالی دانش‌آموز است تا در طراحی مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار گیرد و به این دلیل ما آن را هم نوعی ارزشیابی مستمر می‌دانیم.
درسنجش و ارزشیابی رشددهنده، استفاده از نتایج ارزشیابی حداقل به اندازه جمع‌آوری آنها اهمیت دارد در فرآیند چنین ارزشیابی دانش‌آموزان نقش اساسی دارند، چون آنان هستند که در مرکز یادگیری قرار

نمودار زیر بخش‌های مختلف فرآیند ارزشیابی مستمر را نشان می‌دهد. هر ارزشیابی که مراحل آن با این نمودار همخوانی داشته باشد، ارزشیابی مستمر است. باید توجه کرد که چگونه از جمع‌آوری اطلاعات و مستندات از فعالیت‌های دانش‌آموز برای قضاوت در طراحی مرحله بعدی آموزش و رفع کاستی‌ها و نقاط ضعف او در یادگیری استفاده می‌شود.

انواع مقیاس های اندازه گیری
(کوهن و سورد لیک ۲۰۰۲)
مقیاسهای اندازه گیری را به چهار نوع یا در چهار سطح دسته بندی کرده اند. (استیونسن، ۱۹۵۱) :‌
اسمی، ترتیبی، فاصله ای، نسبتی. این طبقه بندی از ساده به پیچیده و به صورت سلسله مراتبی تنظیم شده است یعنی اینکه هر طبقه دارای تمامی ویژگیهای طبقات قبل به اضافه ی ویژگیهای مخصوص به آن طبقه است.

ی از کاربرد و اعداد برای اسم گذاری هستند.
۲- طبقه بندی :
در این مقیاس نیز از ارقام و اعداد برای طبقه بندی اشیاء و افراد استفاده و باز هم اعداد هیچ گونه مفهوم و معنای ریاضی ندارند وتنها برای مشخص کردن طبقه های مختلف طبقه بندی بکار میروند . فرض کنید یک زمین شناس انواع سنگها را در
کیسه های مختلف با شماره های مختلفی دسته بندی می کند.دراین دسته بندی یک عدد معرف

۱، سفید=۲، زرد=۳، و غیره نشان میدهند.
عملیات مجاز در باره ی این مقیاس بسیار کم و به قرار زیرند:
عملیات مجاز آماری :
شمارش فراوانی، یعنی تعیین تعداد موردهای درون هر طبقه. تعیین نما، یعنی طبقه ای که بیشتر از طبقات دیگر عضو دارد.
عملیات مجاز ریاضی :
انجام هیچ یک از چهار عمل اصلی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم در این مقیاس میسر نیست.
مقیاس ترتیبی :
مقیاس ترتیبی یا رتبه ای مجموعه ای از رتبه هاست ، در این مقیاس، دسته ای از افراد یا اشیاء ، با توجه به یک

در شش ماه کذشته با هم جمع می شوند( مثلا ازدواج، سکونت،

هم مرتب می شوند.
عملیات مجاز در باره مقیاس تربیتی بیشتر از مقیاس اسمی هستند . با این ، عملیات مورد نیاز یک مقیاس خوب اندازه گیری در این مقیاس نیز مجاز نیستند.
عملیات مجاز آماری :
شمارش فراوانی، تعیین نما، محاسبه ی میانه، محاسبه ی درصدها و محاسبه ی ضریب همبستگی رتبه ای اسپیر من .
عملیات مجاز ریاضی :
هیچ یک از چهار عمل اصلی جمع، تفریق ، ضرب وتقسیم در مقیاس میسر نیست.
مقیاس فاصله ای :
مقیاسی است که در آن رتبه اشیاء یا افراد، با توجه به یک صفت مشخص است و معلوم است که اشیاء یا افراد از لحاظ صفت مورد اندازه گیریچه مقدار از یکدیگر فاصله دارند اما هیچ نوع اطلاعی راجع به مقدار مطلق صفت مورد نظر برای هیچ یک از اشیاء یا افراد در دست نیست(نانالی ۱۹۷۸)
در مقیاس فاصله ای ، فاصله های بین واحد ها معلوم و برابر هستند در صورتی که در مقیاس ترتیبی فاصله بین واحدها معلوم نیست.
مثالی برای این مقیاس، مقیاس به کار گرفته شده در دماسنجهای سانتی گراد و فارنهایت است. در هر دوی این دماسنجها صفر انتخابی یک صفر قراردادی است نه یک صفر واقعی، اما فاصله ۵،۱۰،۱۵ و غیره در تمام طول مقیاس همواره یکسان است. یعنی مثلاً تفاوت

در باره مقیاس فاصله ای :
چون در این مقیاس فاصله های بین واحدها برابر است واین مقیاس از یکی از ویژگیهای مهم یک مقیاس خوب اندازه گیری برخوردار است بنابراین همه‌ی محاسبات ریاضی را در باره‌ی آن می توان انجام داد.
عملیات مجاز آماری :
محاسبه ی نما ، میانه، میانگین، انحراف معیار، ضریب و همبستگی رتبه ای اسپیرمن و ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون.
عملیات مجاز ریاضی :
جمع و تفریق مجاز است، ضرب و تقسیم مجاز نیست.
مقایسه مقیاس ترتیبی با مقیاس فاصله ای از نظر بروگاتا و بوهر است :
این دو استدلال کرده اند که مقیاس ترتیبی شکل ضعیفی از مقیاس فاصله ای است که در آن اطلاعات مربوط به فاصله ی بین نقاط مقیاس گم شده است . از آنجا که متغیرهای ترتیبی عموماً با آن دسته از شاخص های آماری توصیف می شوند کـه فرض می کنند مقیاس مورد نظر پیوسته و عددی است، بروگاتا و بوهر نستد معتقدند که بهتر است متغیرهای ترتیبی را به صورت مقیاس فاصله

است که در آن رتبه اشخاص با توجه به یک صفت معلوم است، فاصله بین اشخاص معلوم است و علاوه بر اینها فاصله ی حداقل یکی از اشخاص از یک صفر منطقی نیز معلوم است ( نانالی ۱۹۷۸). مثلاً اگر قد دانش آموزان یک کلاس را با توجه به اندازه ی واقعی قد آنها ، نه در رابطه با قدکوتاهترین فرد یا فرد متوسط ، تعیین کنیم مقیاس حاصل یک مقیاس نسبی است که دارای هر سه ویژگی بالا است.
مهمترین مقیاس نسبتی همان مقیاس اعداد از صفر تا بی نهایت است.
اندازه گیری طول ، وزن ، حجم و سایر صفات فیزیکی اشیاء با مقیاس نسبتی عملی است ، اما اندازه گیری متغیرهای روانی و پرورشی با این مقیاس به ندرت میسر است.
http://afshin1363.blogfa.com/cat-111.aspx
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

نگاهی به شیوه های نوین ارزشیابی
هدف از امتحان چیست؟
نویسنده :

؟ چه کسی را ارزیابی می کنیم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشی یا هر سه را؟ آیا به راستی آن که در جریان یک آزمون کتبی دو ساعته، بالاترین امتیاز را می آورد، همان است که هدف های آموزشی در مورد او بیشتر تحقق پیدا کرده است؟ آیا به واقع با این شیوه آنچه را باید اندازه گیری کنیم، اندازه می گیریم؟
ما معلمان زمانی دانش آموز بوده ایم. در آن زمان خیلی خوب احساس می کردیم و باور داشتیم که بسیاری از ارزش های خوب همان هایی هستند که قابل

رها کنیم و ابزاری بسازیم که توانایی های او را شناسایی کند، به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و براساس این باور عمل کند که آموزش و ارزشیابی فرایندهایی در هم تنیده اند.
ارزشیابی یک فرایند نظام یافته (سیستماتیک) برای جمع آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات است تا تعیین شود که آیا هدف های موردنظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی؟
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به نمره دادن و صدور گواهینامه خلاصه نمی شود بلکه یکی از اهداف اصلی آن کمک به معلم در شیوه های آموزشی خود و رفع نواقص یادگیری دانش آموزان است، در صورتی که ارزشیابی صحیح و مناسبی صورت نگیرد، تبعاتی همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمایه های مادی و انسانی، افزایش نرخ مردودی و تکرار

گفت وگوهای غیررسمی و مصاحبه، بررسی کارهای علمی دانش آموزان، اجرای آزمون های مختلف و… از مهمترین فعالیت های آموزشی معلمان قلمداد می شود.

پیشینه
طی قرن های متمادی در آموزش و پرورش سراسر جهان انتخاب بهترین استعدادها برای تحصیل صورت می گرفت.
قسمت اعظم نیروی معلمان و مدیران هم بدین کار اختصاص می یافت که در هر یک از مقاطع تحصیلی تعیین کنند کدام دانش آموز را باید از ارتقا به مراحل بالاتر بازداشت و آنان را از دستگاه آموزش و پرورش طرد کرد. عالی ترین مرحله تحصیل را ورود به دانشگاه و گذراندن دوره آن می دانستند و بدین ترتیب از هر ۱۰۰ دانش آموزی که تحصیلات رسمی را آغاز می کرد، فقط در حدود ۵ نفر، از نظر خصوصیات طبیعی و پرورشی، شایسته ورود به

بود که بیشتر کودکان طبقه کارگر هر چه زودتر از صحنه مدارس خارج شوند. در گذشته در سراسر جهان، آموزش و پرورش را مجموعه ای از یادگیری ها می دانستند که ظاهرا می بایست به تدریج از سال اول تا آخر از آسان به مشکل تنظیم می شد. قرن ها آموزش و پرورش را به صورت مخروطی تصور می کردند که تقریبا تمام افراد گروه های سنی ابتدایی در قاعده آن قرار می گرفتند و هر چه بالاتر می رفتیم، تعداد افراد تقلیل می یافت و فقط عده معدودی به راس هرم می رسیدند.
هر نوع آزمایش و امتحانی را بدان جهت به کار می بردند که تعیین کنند به چه کسانی می توان حق ارتقا به مرتبه بالاتر را داد. در این جا امتحان یا هر نوع ارزشیابی دیگر، به منظور اتخاذ تصمیم های مهم و

آموزش معتبر امکان پذیر است
علمای فن آموزش و ارزشیابی معتقدند که قبل از این که معلم در طراحی یک سیستم ارزشیابی معتبر بکوشد، باید شیوه آموزش خود را اصلا ح کند. آنان معتقدند که تنها زمانی معلم می تواند به شیوه معتبر ارزشیابی رو کند که شیوه آموزش او اعتبار داشته باشد.

 آنان برای چنین آموزشی ویژگی های زیر را قایل اند.
۱- آموزش باید با پژوهش همراه باشد: دانش آموز هنگامی که عملا تحقیق می کند، در ساخت مفاهیم سهیم می شود.
۲-آموزش باید سعی در تلفیق دانش داشته باشد: آموزش دانش های مجزا و قطعه قطعه به دانش آموز باعث می شود تا او نتواند از آموخته ها در زندگی روزمره خود که کاربرد تلفیقی آموخته ها را می طلبد، استفاده کند.
۳- ارزشیابی

فرد را اصل قرار دهد: توجه به کار گروهی، باید جای خود را در برنامه آموزش و نیز ارزشیابی باز کند تا به آنها اعتبار ببخشد.
۵ – افراد را به یک فراگیر مادام العمر تبدیل کند: آموزش باید شیوه های یادگیری را به فراگیر بیاموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آن چه را نیاز دارد بیاموزد، بدون آن که نیازمند آموزگاری باشد.
انواع شیوه های نوین ارزشیابی
۱- سنجش و ارزشیابی با رویکرد پویا و رشد دهنده = ارزشیابی مستمر
خصلت عمده این نوع ارزشیابی در پویایی و گستردگی آن است و از معلم انتظار اقداماتی فراتر از آزمون های سنتی را دارد، تا تصویری کلی از تمامیت شخصیت دانش آموز ارائه دهد. از نتایج این نوع سنجش و ارزشیابی در جهت رشد و ارتقای دانش آموز استفاده می شود و مهم تر از همه این که از هر دانش آموز توقع رشد و بالندگی را د رحد توان خود او دارد. در این رویکرد فرایند ارزشیابی با فرایند آموزش در هم تنیده، جاری و مستمر است. از نتایج این سنجش برای مقایسه یا نمره دادن به دانش آموزان استفاده نمی شود. امروزه این شیوه سنجش که تفاوت های فردی دانش آموزان را می پذیرد و به قابلیت رشد هر یک اعتقاد دارد، در نظام های پیشرفته آموزشی مورد توجه قرار گرفته و نقطه عطف ارزشیابی های معتبر شده است.

نقش ارزشیابی مستمر در فرایند آموزش چیست ؟
ارزشیابی مستمر یا سازنده بخشی از فرایند آموزش تلقی می شود. به این معنا که ارزشیابی در جریان آموزش جاری است و معلم به طور مرتب با آن درگیر است. ارزشیابی مستمر در طراحی

آموز رشد می کند. ارزشیابی تشخیصی هم نوعی ارزشیابی مستمر و سازنده است، زیرا هدف آن دریافت کاستی ها و مشکلا ت و خطاهای احتمالی دانش آموز است تا در طراحی مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار گیرد.
درسنجش و ارزشیابی رشد دهنده، استفاده از نتایج ارزشیابی حد اقل به اندازه جمع آوری آنها اهمیت دارد. در فرایند چنین ارزشیابی دانش آموزان نقش اساسی دارند، چون آنان هستند که در مرکز یادگیری قرار دارند و نقش اصلی را در پرورش یا اصلا ح یک آموخته ایفا می کنند. هر چه دانش آموزان بیشتر درفرایند آموزش سهیم شوند، بهتر و بیشتر می توانند آموخته های خود را در ابعاد مختلف گسترش دهند یا بهبود بخشند; به عبارتی شیوه آموختن را بهتر یاد می گیرند.
به یک مثال که در آن به نقش ارزشیابی در فرایند آموزشی می پردازند، توجه کنید:
فرض کنید معلم دانش آموز را در فعالیتی درگیر کرده است تا از این طریق اطلا عات مناسبی درمورد حدود آموخته های او جمع آوری کند. او در این راه از شیوه

را ارزشیابی می کند، با توجه به هدف های آموزشی، به جزئیات پیشرفت دانش آموز و بهبود یافته های او نیز نظر دارد. در این فرایند دانش آموز نیز نقش دارد، زیرا فرصت می کند تا کار خود را ارزیابی کند و دریابند که تا چه حد رضایت بخش است یا این که می توانست بهتر باشد.
گفت وگو در مورد کار و نتیجه آن جزئی از فرایند تعاملی است که بین معلم و دانش آموز انجام می شود و بخشی از هدف ارزشیابی مستمر و رشد دهنده است.
برای ارزشیابی مستمر چهار نوع ارزشیابی پیشنهاد می شود:
۱- پرسش های کلاسی و آزمونک ها
۲- ارزشیابی فعالیت های کلاسی
۳- ارزشیابی خارج از کلاس
۴- ارزشیابی از تکالیف
۱– ارزشیابی از پرسش های کلاسی و آزمونک ها:
پرسش های کلاسی: پرسش هایی هستند که در جریان کلاس مطرح می شود هدف از این پرسش ها یادآوری پیش نیازهای یادگیری برای درس کلا س، جمع آوری ایده ها و اطلاعات دانش آموزان در ارتباط با یک موضوع و مواردی از این قبیل و یک دانش آموز طی یک دوره آموزشی چندین بار مورد پرسش قرار می گیرد و در لیست علامت

پیشرفت گام به گام هدف ها را بسنجند و در پایان تدریس یک یا تعداد معدودی از هدف های رفتاری مربوط به هم انجام شوند.
۲– ارزشیابی فعالیت های کلاسی:
فعالیت های کلاسی که ممکن است فردی یا گروهی انجام شوند مهمترین بخش ارزشیابی مستمر است.
بنابراین ارزشیابی فعالیت کلاسی نمره دادن به پرسش های کلاسی نیست بلکه ارزشیابی روند شکل گیری و پیشرفت مهارت ها و نگرش ها است و بیشتر با مشاهده رفتار دانش آموزان ممکن می باشد و در جریان آن دانستی ها، پرورش نگرش، نظافت در کار و انضباط، توجه به صحبت های دیگران، قبول مسوولیت در گروه، تحمل نظر مخالف، انعطاف پذیری و… مورد توجه قرار می گیرد.
۳– ارزشیابی خارج از کلاس:
فعالیت های خارج از کلاس فرصتی است تا فراگیران براساس علاقه موقعیت و امکانات خود، کلاس درس را به زندگی واقعی گسترش دهند و با خلاقیت های خود موقعیت های تازه ای برای یادگیری ایجاد کنند. تهیه فهرست ارزشیابی براساس نوع فعالیت می تواند معلم را در قضاوت نهایی فعالیت ها و ارائه باز خورد مناسب به دانش آموزان یاری دهد.
۴- ارزشیابی از تکالیف:
دفتر تکالیف در حقیقت کتابی است که دانش آموزان در آن موضوع درس را تدوین می کنند. لازم است تکالیف به صورتی تدارک دیده شوند که به عنوان منبعی برای تقویت و پاداش دانش آموزان در آینده و فرصتی برای برانگیختن مشارکت و پشتکار در یادگیری فراگیران باشد و باید از طرف

د حدود آموخته های دانش آموز یا گروهی از دانش آموزان در حیطه های مختلف مهارتی، نگرشی و دانشی قضاوت کند. این یادداشت ها به معلم امکان می دهد تا در برنامه تدریس خود میزان حصول به هدف های آموزشی را تعقیب و کنترل کند و دریابد که هر دانش آموز تا چه اندازه به هدف های موردنظر رسیده است و احتمالا به چه کمک هایی نیاز دارد و براساس آن اطلاعات، فرایند تدریس خود را بازنگری کند.
استفاده از فهرست مشاهدات روش ساده و سریعی است که از طریق آن معلم می تواند دانش آموزان را در بسیاری از هدف های آموزشی که در آزمون های پایانی امکان پذیر نیست، ارزیابی کند و از نتایج

نمیآید. مرور فهرست ارزشیابی به معلم امکان می دهد تا نقاط ضعف مشترک دانش آموزان را هم دریابد.
۳– ارزشیابی پوشه ای
یک پوشه کارنما مانند یک جورچین یا پازل مجموعه قطعاتی از کارهای دانش آموز است که با اتصال آنها می توان تصویر کامل و روشن تری از دانش آموز به عنوان یک یادگیرنده مادام العمر به نمایش گذاشت.
پوشه می تواند شامل فهرست های ارزشیابی معلم، گزارش کارهای دانش آموز، یادداشت های معلم، گزارش های گردش های علمی و کارهای عملی و پروژه های دانش آموز باشد. پوشه بیش از این که قطعاتی از کارهای دانش آموز باشد که بی هدف جمع آوری شده است، مجموعه ای از کارهای مشخص، هدفدار و آگاهانه دانش آموز است که به او امکان می دهد تا توانایی های خود را از جهات مختلف به نمایش بگذارد.
پوشه، چیزی بسیار فراتر از یک ظرف پر از خرت و خورت است. پوشه مجموعه ای سازماندهی شده از مدارک مستندی است که معلم

دلایل مستند در مورد دانش آموز قضاوت کند. مرور پوشه دانش آموز به معلم فرصت می دهد تا قابلیت های او را به درستی شناسایی و باتوجه به تئوری هوش های چندگانه، برای آموزش او برنامه ریزی کند.
http://www.farhangiannews.ir

**********************

محاسن طرح ارزشیابی توصیفی:
۱-افزایش اعتمادبه نفس دانش آموزان .
۲-تکیه نداشتن به نمره ی بیست.
۳-افزایش پارامترهاجهت تشخیص سطح یادگیری هردرس به طورجداگانه ودرنتیجه یافتن ضعف دانش آموزان.
۴-ایجادرابطه ا ی صمیمی تربین معلّم ودانش آموز.
۵-تکیه برکاروآموزش علمی وعملی.
۶-افزایش شورونشاط وشادابی دانش آموزان وروحیّه ی آنان درکلاس ومدرسه.
۷-حذف اضطراب ناشی ازامتحان ونمره که به نوعی استرس مانعی جدی برای فرایندیاددهی ویادگیری خواهدبود.
۸-دراین طرح یادگیری عمیق وپایدارصورت می گیردوروش علمی که همان حل مساله است انجام می پذیرد.
۹-افزایش روحیّه ی همیاری ،همکاری،همدلی و…دردانش آموزان .
۱۰-افزایش حس مسئولیّت پذیری دردانش آموزان.
۱۱-چون دانش آموزان کم کاردرکناردانش آموزان فعّال قرار می گیرندازاین جهت آنها نیز به نوعی خودرابامحیط تطبیق می دهند.
۱۲-روانی وروایی کاربرای معلّم کلاس ودانش آموز.
۱۳-انگیزه هاکه همانا جرقه های ایجاد خلاقیت درذهن دانش آموزان است شکل می گیرد.
۱۴-افزایش رقابت مثبت دردانش آموزان .
۱۵-کلّ دانش آموزان درامریادگیری دخالت دارند وهمین

می شود وپیشرفتش موردارزشیابی وتقدیرقرارمی گیرد.(اصل تفاوتهای فردی).
۱۸-ازبین رفتن احساس ناتوانی وضعف دانش آموزان درحضوردیگردانش آموزان.
۱۹-ایجادمهارت وتوانایی برای برطرف کردن نیازهای فردی.
۲۰-این طرح باشرایط ومواردپیشرفت دردنیای جدیدهمگام است.
۲۱-برای اندازه گیری فرایندهای ذهنی وبازده حاصل ازآن مناسب است.
۲۲-دانش آموزان رادرموقعیّت های حل مساله قرارمی دهد.
۲۳-دانش آموزان راواداربه کارگیری دانش فراگرفته قرارمی دهد.
۲۴-جنبه های مختلف دانش ودرک فراگیررامی توان مطالعه نمود.
۲۵-دانش آموزراواداربه عمل کردن ،تولیدکردن وخلق کردن می نماید.
۲۶-ایجادحس موثّربودن دردانش آموز.
۲۷-برخورداری ازکارنامه توصیفی وتشریح ضعف وقوّتهای آموزشی

پیشرفت یاافت فرزندشان قرارگرفته ودراین مورد بیشتراحساس مسئولیت می نمایند.
۳۱-ایجاد روحیّه ی خودباوری دردانش آموزتادرآینده بتواندگوینده ی خوب،شنونده ی خوب،محقق ومنتقد خوبی گردد.
۳۲- انجام فعالیتهای مشابه به فعالیتهای دنیای واقعی درکارروزانه دانش آموزان.
و… ۰

معایب طرح ارزشیابی توصیفی:
۱-ایجادزمینه برای دانش آموزان کم کاروآنان که برحسب شرایط مجبورندبه مدرسه بروند وبسترآماده برای شانه خالی کردن ازانجام تکلیف.
۲-ایجادزمینه برای معلمان کم انگیزه ویابی انگیزه به گونه ای که خوداین طرح دست ایشان رانسبتا بازمی گذارد .
۳-عدم تعریف پارامترهای مورد

به شیوه های دیگرارزش گذاری متوسّل شود.
۵-تعداددانش آموزدرکلاس درمیزان موفقّّّّیّت موثّراست.
۶-به علّت این که نمره اهمیّت نداردحسّ رقابت ازبین می رود ودانش آموزان به مرور انگیزه ی خودراازدست می دهند.(طبق گفته ی معلّمین مجری طرح ،برای بچّه هاچگونگی وکیفیّت مطالعه خیلی مهم نیست).
۷-چون تعداد چک لیستها وفرمهایی که برای هردانش آموزیاهرگروه تکمیل می گردد زیاد است معلّم فرصت زیادی رابرای این کار صرف می کند وعملا دقّت وتوجّه کمتری درارزشیابی صورت می پذیرد.
۸-استفاده ازفرمهای متعدّد بودجه زیادی می طلبد وشایداصل فدای فرع گردد.
۹-برطبق مشاهدات چون آموزگاردرتمام مدّت حضور درکلاس بایددانسش آموزان رابه صورت فردی ویادرگروه موردبررسی وارزیابی قرار دهدوبه تمام جنبه های عاطفی،اجتماعی،آموزشی و…توجّه نمایدبه نکات اساسی ازجمله زیبانویسی ودرست نویسی درکتاب بنویسیم توجّه نکرده ،به همین دلیل دانش آموزان درپایه های اوّل ودوّم مخصوصادرمدارس پسرانه خط تحریری رابه خوبی نسبت به دانش آموزان مدارس دیگرنیاموخته اند.
۱۰-چون مدارک مشخّصی برای ارزشیابی وجودندارد می تواند فضای
۱۲-دشوارشدن ارزشیابی ازکلاس توسّط مدیر.
۱۳-معلمان دراین طرح بایدفعّال ،باانگیزه وکارآمد و…باشند.
۱۴-دراین طرح پارامتربالاترازحدّانتظاربرای دانش آموزان نخبه و…وجودندارد.و…. http://www.saleki.blogfa.com

 

استفاده بهینه از تشویق وتنبیه و  ۳۵ پیشنهاد برای تقویت عزت نفس دانش آموزان
چکیده:
هدف هر نظام تعلیم و تربیت ، آماده سازی و ساختن انسانها از ابتدای تولد در پرتو ملاک هایی است که دست اندرکاران تعلیم وتربیت تربیت برای تعیین ویژگیها ی شخصیت وی طبق روش معینی که با فلسفه

مربیان را به خود جلب کرده است .

خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید ( سوره بقره ) می فرماید : ” ای پیامبر به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت بده که جایگاه آنان در قیامت ، باغستان هایی است که نهرهای آب در آن جاری است .” حضرت علی علیه السلام در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر که او را به فرمانروایی مصر برگزیده بود ، دستور می دهد : که مبادا نیکوکار و بدکردار پیش تو یکسان باشند ، زیرا چنین روشی نیکوکار را از کردار نیک دور ساخته و بدکردار را به کار بد سوق می دهد . یکی از روش های مؤثر در تربیت ، تشویق کارهای خوب کودک است . تشویق در روح و روان کودک اثر می گذارد و او را به انجام اعمال نیک تحریض و ترغیب می کند . www.zibaweb.com
مقدمه :
بقاء و دوام هر سیستم در مرحله اول در گرو مدیریت و نحوه اداره کردن آن است و مدیران نقش هدایت کنندگان را ایفاء می نمایند . در سازمانهای آموزشی خاصه مدارس ، نقش و فعالیت مدیران از حساسیت وافری برخوردار است.چرا که کار آنان مستقیم با انسانهاست . طبیعی است کار با انسان از دشواری و

د بود .کلید توسعه و بقای جوامع بشری در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان این مرز بوم نهفته است تعلیم و تربیتی که توام با برنامه ریزی و اجرای دقیق این برنامه بر اساس دین مقدس اسلام پی ریزی شده باشد حال که بحث از تعلیم و تربیت نوباوگان به میان آمد.

پرداختن به موضوع تشویق و تنبیه بی مناسب نخواهد بود . چرا که تشویق و تنبیه نه تنها به کودکان و نوجوانان دارای تاثیر است بلکه به افزایش انگیزه برای انجام و عدم انجام در بزرگسالان نیز موثر است .دین مبین اسلام برای رشد و تربیت صحیح فرزندان روش حکیمانه و راه عاقلانه را توصیه می فرماید و معتقد است که تنها از این طریق است که سعادت و خوشبختی انسان تامین می شود و یکی از این برنامه ها و روش ها را استفاده از ترغیب و تشویق و تکریم شخصیت افراد قرار می دهد . از طرف دیگر اسلام تنبیه را مخصوصا” تنبیه بدنی را برای کودکان روش حکیمانه ای نمی داند .

تعریف عملیاتی
تشویق در لغت یعنی آرزومند کردن ،به شوق افکندن و راغب ساختن است. در اصطلاح نیزتشویق را عاملی که بتواند منشاء ایجاد ذوق و شوق ،تحرک و امید و علاقه در انسان شود ..
تشویق نوعی

ا عاملی می باشند و دانش آموزان در جهت رسیدن به آنها می کوشند .
تشویق : عبارت است از قول یا عملی که از کار فرد قدردانی می کند مثل لبخند زدن ،اظهار محبت ، آفرین گفتن ، هدیه دادن در حضور جمع ، معرفی شدن، مسئولیت دادن به فرد.
تشویق : در روانشناسی با تقویت بیان می شود که تعریف آن عبارتست از محرک یا رویدادی که نتیجه آن افزایش احتمال رفتار مورد نظر است . در این جا مراد از تشویق، استفاده از امور مطلوب و مورد درخواست فرد، پس از انجام عمل براى افزایش یا تثبیت عمل است.
تنبیه :
خشن ترین و نامطلوب ترین روش تغییر رفتار است که با ارائه یک محرک آزار نده بعد از یک رفتار نا مطلوب ، باعث کاهش نیرومندی آن رفتار می گردد که به عبارتی آن محرک تنبیه کننده را تقویت کننده منفی نیز می گویند .
تنبیه : در روانشناسی و علوم تربیتی به هر نوع محرک بیزار کننده ای که در

از مجازات انسانی که کار ناپسندی را انجام داده به منظور جلوگیری از تکرار آن و ترک نمودن آن.
بنابراین مى توان تشویق و تنبیه را یک سیستم کنترل رفتارى به

چیزى است که احتمال وقوع پاسخ را افزایش مى دهد.
– تقویت کننده هایى را که ذاتاً خاصیت تقویت کنندگى دارند، تقویت کننده نخستین یا غیرشرطى مى نامند. تقویت کننده هاى نخستین مثبت، نیازهاى فیزیولوژیکى

نخستین) خاصیت تقویت کنندگى پیدا کرده اند; مثل پول، جایزه، نمره و… .
– اگر رفتارى را که با تقویتى افزایش یافته براى مدتى تقویت نکنیم، به تدریج متوقف مى شود که به آن «خاموشى» نیز مى گویند.
– تنبیه به معناى وارد کردن محرک آزارنده براى حذف یک رفتار نامطلوب است.
– تقویت متناوب از تقویت پیوسته مؤثرتر است. http://www.ommatandreyhane.mihanblog.com
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
آموزش و محبت به دانش آموزان در کلاس درس ، پیشنهادهایی برای تقویت عزت نفس دانش آموزان
یاد دهی که در زبان ساده تر و یا بهتر به آن آموزش هم می گویند بحث گسترده ای است . آیا روشی که برای یاددادن انتخاب می کنیم درست است ، اصلاً‌چه روشی را باید انتخاب کرد . یاد دادن علم آنقدر پیشرفت کرده که ما با تحلیل و بررسی به همه نکات منفی و مثبت قضایای آموزش سالهای قبل پی می بریم. وقتی که مهر و محبت باشد ، درصد هوشی افراد بالا می رود ، انگیزه بیشتر شده و با ذوق و شوق به طرف علم می روند و یا به طرف هر چیزی

بالقوه را به خلاقیت و نوآوری تبدیل کند. اندیشیدن و تفکر، بارزترین ویژگی انسانها و خود نوعی یادگیری است و به همین دلیل معلمان هدفمند برای بهبود یادگیری دانش‌آموزان در محتوا و روشهای خویش تغییر ایجاد می‌کنند. آنان با این کار به‌خلاقیت و نوآوری، خودباوری، تفکر، روحیه پرسشگری و انعطاف‌پذیری به همراه یادگیری دانش‌آموز عمق بخشیده و سعی می‌کنند که برای او لحظاتی بیادماندنی در کلاس فراهم کنند. یکی از دلایل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتّی در کودکان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی (عزت نفس) است، بنابر این امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات، پرورش و تقویّت احساس عزت نفس و اعتماد

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
4900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

204 صفحه فارسی

فونت استاندارد/B Nazanin/16

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]


درباره نویسنده

publisher4 222 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.