no-img
سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار

امانت‌هاي الهي در قرآن-: بررسي مقايسه‌اي ديدگاه‌هاي مفسران شيعي و اهل سنت در تفسير امانت

help

سوالی دارید؟09369254329

سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار
بهترین ها از دید دانش آموزان
آشنایی با سیستم خرید،فروش و بازاریابی نِگزاوار

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

امانت‌های الهی در قرآن-: بررسی مقایسه‌ای دیدگاه‌های مفسران شیعی و اهل سنت در تفسیر امانت-: اهمیت امانتداری در روایات و احادیث
zip
آذر ۱۰, ۱۳۹۵

امانت‌های الهی در قرآن-: بررسی مقایسه‌ای دیدگاه‌های مفسران شیعی و اهل سنت در تفسیر امانت-: اهمیت امانتداری در روایات و احادیث


امانت‌های الهی در قرآن-: بررسی مقایسه‌ای دیدگاه‌های مفسران شیعی و اهل سنت در تفسیر امانت-: اهمیت امانتداری در روایات و احادیث

پایان نامه رشته الهیات در ۲۳۲ صفحه
[tabgroup][tab title=”مقدمه ” icon=”fa-pencil “]سپاس و ستایش ایزد منان را، که همه کس و همه چیز را، مالک اوست و هر آنچه از ناحیه عنایت او بر هستی جاری گشته، اماناتی است که باید، حافظ و امین بر آنها بود.

هنگام عرضه امانت حضرت باری- تعالی – خطاب به جمیع خلایق فرمود:

«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلیَ السَّمواتِ و الْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أنْ یَحْمِلْنَها و أشْفَقْنَ مِنْها…»[۱]

پس از عرض امانت، همگان از جهت خوف از پذیرش آن ناتوان ماندند، چرا که حمل آن تنها سزاوار انسان بود: «وَحَمَلَهَا الاْنسان…»[۲]

و این شانه‌های انسان بود که بار امانت را حمل کرد؛ او که ناز پرورده درگاه الهی بود، آن زمانیکه به قدرت لایزال الهی از عدم به وجود آمد، طنین قدسی ندا در داد « فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنَ الخَالِقین»[۳]

خلق شده در زیباترین صورت ها: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاْنسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْویمٍ»[۴]

و جان گرفته از نفخه ملکوتی : «وَ نَفَخَ فِیه مِنْ رُّوحِه»[۵]

ملائک صف به صف بر آستانش به حضور آمدند و نور مطلق مهر «إِنّی جاعلٌ فِی الأرْضِ خَلیفه»[۶]

بر پیشانی‌اش نهاد، و در محضر آموزگار هستی علم اسماء آموخت: « وَعَلَّمَ ءآدَم الأسْمَاء کُلَّهَا»[۷]

و ملائک را برآن اسماء مطلع ساخت؛ و عرشیان و قدسیان به فرمان حضرتش به پیشگاه انسان به سجده افتادند:

«وَ إذْ قُلْنَا لِلْمَلائِکَه اسْجدُوا لآدم…»[۸] و کریم او را به کرامت خویش نوازش داد: «وَ لَقَدْ کَرَمْنَا بنی ءَآدم…. »[۹]

به پاس این الطاف الهی، آن هنگام که عرض امانت بر خلایق کردند، بار امانت به دوش کشید که «نظر وی برعرض حق بود نه بر امانت، لذت عرض، ثقل امانت را فراموش گردانید، لاجرم لطف ربانی به زبان عنایت فرمود: « که برداشتن از تو و نگاهداشتن از من، چون توبه طوع بار مرا برداشتی من هم از میان همه تو را برداشتم.»[۱۰]

رضای حضرت دوست تنها بر حمل امانت استوار نشد، بلکه امر بر ادای آن به سوی اهلش نمود و خطاب آمد:

«إِنَّ الله یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ الی أَهلِهَا…»[۱۱]

و آنان که به درجه ایمان کامل رسیده اند و مصلین حقیقی هستند، هم بر حمل امانت و هم بر ادای آن فائق آمدند و لذا به آنان گفته شد:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤمِنُونَ … وَ الذَّینَ هُمْ لِأمانَاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ».[۱۲]

«إلاَّ الْمُصَلّینَ… وَالَّذینَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعون»[۱۳]

و اما سر نهفته در آیات امانت این است که، حضرت باری- تعالی- سخن از عرضه امانت، ادای امانات و رعایت امانات نموده ولی امانت خاصی را نام نبرده و شاید از همین جاست که گفته‌اند: «امانت مفهومی گسترده و وسیع دارد.» و مفسران و اندیشمندان علوم اسلامی به استناد روایات پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- و ائمه – علیهم السلام- و صحابه برای مفهوم وسیع امانت مصادیق بیشماری را ذکر کرده‌اند، البته در برخی از وجوه امانت میان مفسران اهل سنت و شیعه اشتراک وجود دارد و در برخی تعابیر همچون- امانت امامت و ولایت- میان مفسران فریقین اختلاف نظر دیده می‌شود، و مادر این پژوهش به بررسی نقاط اشتراک و اختلاف مفسران اهل سنت و شیعه درتفسیر امانت می‌پردازیم.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۱)”]

. کلیات طرح تحقیق:

۱-۱٫ بیان مساله:

در این پژوهش در صدد بررسی مقایسه‌ای مفهوم امانت، در اندیشه‌های مفسران شیعی و اهل سنت می‌باشیم. از آنجا که در عالم،

ررسی آیات و تفاسیر و روایات، گستردگی مفهوم امانت، روشن می‌شود.

با این توضیح، این پرسش مطرح می‌گردد که در نگاه تفاسیر و روایات، مصادیق امانات الهی چه مواردی هستند؟ و

أله:

مسأله امانت از ابعاد مختلفی قابل بحث است؛ که مروری کوتاه بر این ابعاد خواهیم داشت:

امانت در بعد اخلاقی: صفت «امانتداری» ازامهات اصول اخلاقی است، این اخلاق حسنه از اوصاف انبیاء الهی و ائمه علیهم السلام- و مؤمنان حقیقی می‌باشد و حضرت محمد – صلی الله علیه و آله- قبل از رسیدن به مقام پیامبری در میان اعراب جاهلیت به «محمد امین» معروف بود، که این خصلت«امانتداری» باعث شده بود، مردم در سپردن امانات به سوی پیامبر(ص) بشتابند.

امانت در بعد ادبی: بسیاری از ادبا و شاعران با استناد به برخی از آیات امانت، تعابیر خاصی برای آن قائل شده‌اند:

مولانا در مثنوی امانت را به عشق تعبیر کرده است؛

کرد فضل عشق انسان را فضول      زین فزون جویی ظلوم است و جهول[۱]

شیخ اجل سعدی نیز

الْأَمانَهَ …» عشق است که به صورت شرابی بر خلایق عرضه شد، و بار امانت عشق را انسان کامل حمل کرد که او در نظر سامانی وجود مقدس حضرت سیدالشهداء – علیه السلام- می‌باشد.

امانت در بعد اجتماعی: یکی از پایه های قوی اجتماع، اقتصاد آن می‌باشد

ای خاص- آمده:

«ودیعه عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می‌سپارد، برای آنکه آن را نگهدارد.»

امانت قانونی و امانت قراردادی نیز از اصطلاحات حقوقی می‌باشد.[۲]

با توجه به ابعاد مختلف امانت، پژوهش فوق به بررسی امانت در آیات و تفاسیر و روایات می‌پردازد.

۲-۱- اهمیت مساله

  1. ضرورت تبیین و گسترش مطالعات قرآنی در جامعه:

با توجه به ضرورت فوق، بر مساله امانت از دید قرآن متمرکز شده‌ایم.

  1. ضرورت انجام مطالعات مقایسه‌ای در حوزه تفسیر قرآن:

با توجه به ضرورت فوق، به بررسی مسأله امانت در تفاسیر شیعی و اهل سنت پرداخته‌ایم.

۳-۱- سوال های تحقیق:

  1. وجه اصلی اختلاف نظر مفسران اهل سنت وشیعه در تفسیر امانت در چیست؟
  2. وجه اصلی اشتراک نظر مفسران اهل سنت و شیعه در تفسیر امانت در چیست؟

 

۴-۱- فرضیه‌های تحقیق:

  1. وجه اصلی اختلاف نظر میان مفسران اهل سنت و شیعی در
  2. وفاق نظر وجود دارد.

۵-۱- حدود مساله:

موضوع پژوهش فوق موارد ذیل را شامل می‌شود:

  • بررسی آیات امانت در قرآن کریم.
  • این مساله- یعنی بررسی آیات امانت- را از زاویه مفسران شیعی و اهل سنت بیان می‌نمائیم.

[فهرست کامل کتاب‌های مورد استفاده از علمای سنتی وشیعی در فهرست منابع ذکر شده است.]

۶-۱- محدودیت‌ها:

۱- مشکلات مربوط به دسترسی، بر منابع کتابخانه ای (بخصوص نسخ خطی در زمینه مورد بحث)

۲- عدم نگارش کتاب‌های مستقلی در این زمینه

شیوه تحقیق:

این پژوهش به روش توصیفی و کتابخانه‌ای تدوین شده است.

 

 

 

 

 

 

 

کلید واژه ها:

-۷-۱- امامت:

«امام» از ریشه «امم» گرفته شده است.

در قاموس برای «امام» چند معنا ذکر شده:

«امام: نسخه اصلی و نوشته‌ای که از آن سواد برگیرند.

امام : به معنای «راه»… که به وسیله آن به مقصد می‌رسند.»[۳]

راغب می‌گوید: «امام کسی که به پیشوایی او در قول و فعل اقتدا می‌شود».[۴]

ابن فارس از صاحب نظران اهل سنت می‌گوید:

«امام کسی است که به او اقتدا می‌شود و پیشوای مردم در امور قرار می‌گیرد».[۵]

علامه طباطبایی در ذیل آیه : «انّی جَاعِلُکَ للنَّاسِ اماماً»[۶] آورده:

امام یعنی پیشوا و مقتدا… به طوریکه مردم از کسی که دارای این مقام است تبعیت کنند و گفتار و رفتار خود را تطبیق برگفتار و رفتار او نمایند… وهر جا نامی از امامت برده شده «هدایت» هم به عنوان تفسیر بدنبال آن ذکر گردیده مثلاً «وَ جعلنا منهم ائمه یهدون بأمرنا…» مقام امامت مقام هدایت مخصوصی است که عبارت از هدایت به امر خدا بوده باشد… اسلام آن شخص هادی است که از نظر جنبه ملکوتی موجودات آنها را رهبری می‌کند و مقام «امامت» یک نوع ولایت بر اعمال مردم است از نظر باطن که توام با هدایت می‌باشد».[۷]

فخر رازی از مفسران اهل سنت در تعریف امام ذیل آیه «انّی جَاعِلُکَ للنَّاسِ اماماً» آورده:

«امام کسی است که شایسته است در دین به او اقتدا شود …»[۸] و در جای دیگر می‌گوید : «امام کسی است که بر کل امت متصرف است».[۹]

۲-۷-۱- امانت

«امانَتْ» واژه‌ای است عربی، که مصدر است و ۶ بار در قرآن به کار رفته است.[۱۰]

«امانَتْ» مصدر دو ریشه از واژه «أمن» است؛

ریشه اول:

«أمٍنُ» (آرامش و امنیت یافت) که مضارع این فعل «یُأمُنْ» می‌باشد و مصادر این ریشه عبارتند از:

أمَاناً : زنهاری و بی ترس و بیم

أمَانَهً: راستی و ضد خیانت و نیز زنهاری

أمَنَهً: راستی و سکون و آرامش قلب و بدون ترس و بیم

أمْناً: ضد خوف و بدون بیم و ترس و آرامش نفس و دین وخلق

و اسم فاعل ریشه «امِنَ» : آمِنْ (شخص بدون ترس و بیم و خوف) أمِنْ( زنهار خواهنده) و امین(امانتدار) می‌باشد.[۱۱]

به گفته راغب نیز در «مفردات» «أمن، أمانه، أمان» هر سه مصدر هستند؛ واژه «أمان» گاهی اسم است و برای حالتی که بر انسان در امنیت حاصل می شود به کار می‌رود، و گاهی به چیزی که باعث امنیت می‌شود نیز – أمان- گویند؛ مانند سخن خدای تعالی که فرمود: «و تخونوا اماناتکم»[۱۲]

یعنی به چیزهایی که بر آنها ایمن بودید، خیانت کردید.[۱۳]

ریشه دوم: از ماده «أمن» «أمُن» ( معتمددیگران واقع شدن و امین قرار گرفتن) می‌باشد که مضارع آن «یأمن» و مصدر این ریشه «امانه» و اسم فاعل آن« امین» می‌باشد.[۱۴]

لذا «امانت» مصدر «أَمِنَ و أمُنَ» می‌باشد.

فراهیدی در «العین»[۱۵] و ابن منظور در «لسان العرب»[۱۶] آورده‌اند که:

«أمن» ضد خوف

معنی به هم نزدیکند»[۱۷]

در نتیجه واژه امانت که همچون واژه های ایمان و امنیت از یک ریشه یعنی – امن- گرفته‌ شده‌اند، معنای مشترکی را در خود دارند و آن اطمینان و اعتماد می‌باشد، که امانت در این صورت یعنی اعتماد و اطمینان از سالم بودن امانت وعدم خیانت درآن.

در بسیاری از فرهنگ

، آنند راج ، عمید، منتهی الارب ، سیاح)

۳- استواری ( معین، نفیسی)

۴- زنهاری( نفیس، معین، آنندراج ، منتهی الارب، سیاح)

۵- بی بیمی( نفیسی، آنندراج ، منتهی الارب)

۶- حفاظت ونگهبانی وصیانت (نفیسی)

۷- اخلاص( نفیسی)

۸- تدین ودینداری ( نفیسی)

۹- ودیعه (عمید، معین)

۱۰- اهل مرد و مال وی و کسانیکه آنها را گذاشته و به سفر می‌رود. (نفیسی، آنندراج، منتهی الارب، سیاح)».[۱۸]

 

اهل سنت در تفسیر «روح البیان» در تعریف امانت آورده:

«بدان، امانت عبارت است از اینکه هنگامی که برای غیر تو برتو حقی واجب شود، پس باید آن حق را به سوی او ادا کنی.»[۱۹]

زحیلی نیز از صاحبنظران اهل سنت می گوید:

«امانت آن چیزی است که شخص بر آن امین قرار داده می‌شود، و در عرف مردم هر چیزی است که آن را به اجازه صاحبش بگیری و شامل تمام حقوقی که بر دوش شخص است می‌شود، خواه حقوق خداوند باشد یا حقوق مردم و یا حقوق خود شخص».[۲۰]

«مراغی » از دیگر مفسران اهل سنت در تعریف امانت دارد که : «امانت چیزی است که حفظ می‌شود تا به صاحبش برگردانده شود»[۲۱]

۳-۷-۱- «أمین»

«أمین» اسم فاعل ریشه «أمن و أمن» می‌باشد.[۲۲] این واژه ۱۳ بار در قرآن به کار رفته است. «امین در لغت یعنی؛ امانتدار و قوی و کسی که بر او اعتماد نمایند

ادبیات عرب کلمه «امین» را که صفت مشبهه است به کسی اطلاق می‌کنندکه صفت امانتداری در او ثابت بوده و سالیان سال هرگز از او خیانت دیده نشده باشد.»[۲۳]

امین کسی است که نه چیزی بر مورد امانت بیفزاید و نه چیزی از آن بکاهد.[۲۴]

«به گفته «ابن فارس»، «امین» صفت مشبهه است که گاهی به معنای فاعل و گاهی به معنای مفعول می آید، بنابراین «امین» به معنای «مؤتمن و موتمن»خواهد بود.

فرق مؤتمن و امین این است که موتمن به کسی گفته می‌شود که مورد اعتماد و اطمینان دیگران قرار گیرد، هر چند شخص خائنی باشد، اما امین به کسی گفته می‌ِود که وصف امانت در او ثبوت و استقرار پیدا کرده و

نقصان در وفاداری.[۲۵]

«خیانت شکستن عهد در چیزیست که آدمی را در آن امین دانسته باشند ولکن این معنا تنها معنای خیانت در عهد و پیمان است، و به گفته «ابن فارس» این ماده دارای یک معنی اصل است، و آن کوتاهی کردن در ادای امانت و وفای به عهده است».[۲۶]

خیانت مقابل امانت است و به معنای منع حق و مخالفت با حق است

وجوه مربوط به امانت می‌شود:

  • معصیت ۲- خیانت به معنای شکستن عهد ۳- خلاف در دین ۴- زنا ۵- خیانت در معنای خیانت کردن در امانت.

«خیانت به معنای عام عبارتست از نقض هر حقی که قرار داده شده باشد چه در عهد و چه در امانت».[۲۷]

و همچنین «خیانت به معنای نقض امانت و یا بگو نداشتن آن است.»[۲۸]

«خیانت در اصل به معنای خودداری کردن از پرداخت حقی است که انسان پرداختن آن را تعهد کرده و آن ضد امانت است.»[۲۹]

ابوالفتوح رازی آورده که «خیانت در تعاریف منع حقی باشد که ادای آن واجب بود، و او ضد امانت باشد، و اصل ا‌و در لغت نقصان است».[۳۰]

عرفا نیز در اصطلاح خویش در تعریف خیانت آورده اند که:

خیانت عبارت از خروج از مأمورات و ارتکاب منهیات حق است و ورود در حظوظ نفسانی است.[۳۱]

۵-۷-۱- عهد

عهد از ریشه «عَهِدَ» گرفته شده است.

العهد: «حفظ و نگهداشتن چیزی و مراعات نمودن آن که مراعات آن لازم است.»[۳۲]

عهد: «حفظ ونگهداری از چیزی که حفظ و نگهداری آن را ملتزم شده و نیز «عهد» عبارت است از ملتزم شدن و پیمان بستن بر چیزی[۳۳]»

عهد «نگهداری و مراعات پی در پی در شیء .. پس اصل عهد نگهداری و مراعات است و پیمان را از جهت لازم المراعات بودن عهد گفته‌اند.»[۳۴]

 

امر

۴- عهد در معنای سوگند

۵- عهد در معنای توحید

۶- عهد در معنای وفا به امانت


تعریف عهد در کلام مفسران:

«عهد برحسب عرف و به اصطلاح به معنای هرچیزی است که انسان

پیمان هایی که در میان ملت ها و حکومت ها برقرار می گردد، و از آن بالاتر شامل پیمان های الهی و رهبران آسمانی نسبت به امت ها و امت ها نسبت به آنها نیز می شود[۳۵].

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۲)”]

میثاق

«میثاق» بر وزن مفعال از ماده «وَثَقَ»، در اصل «مِوْثاق» بوده، و او به واسطه کسره ماقبل به یاء بدل شده است؛ و به معنای عهد محکم، پیمان استوار می باشد[۱].

لذا واژه «میثاق» از ریشه «وثق» گرفته شده است و به معنای پیمان اکید است، که مصدر نیز به کار می رود به معنای «محکم کردن»[۲].

راغب «میثاق»‌ را عهد و پیمانی می داند که با سوگند استوار می شود[۳].

میثاق به معنی چیزی است که مایه اطمینان و اعتماد گردد، و معمولاً به پیمانهای مؤکد میثاق گفته می شود.[۴] و به معنای بستن و محکم کردن چیزی با طناب و مانند آن است و بعداً به هر کاری که موجب آرامش خاطر می شود گفته شده و از آنجا که عهد و پیمان شبیه گرهی است که میان دو نفر یا دو گروه می خورد و موجب آرامش فکر آنهاست

 

واژه ودیعه در قرآن ذکر نشده، اما بسیاری در معنای امانت آن را ودیعه معنا کرده‌اند.


۸-۷-۱- ولایت

«ولایت » از ریشه «ولی» گرفته شده است.

راغب در مفردات ذیل «ولی» آورده:

«ولایت با کسر حرف (و) یاری کردن است ولی ولایت با فتحه حرف (و) سرپرستی است و نیز گفته شده هر دو واژه حقیقتش همان سرپرستی است که کاری را بر عهده بگیرند.»[۵]

علامه طباطبایی در تفسیر آیه «انما ولیکم الله و رسوله…»[۶] در تعریف ولایت آورده:

حقیقت ولایت عبارتست

حضرت رسول (ص) فرموده اند: «زن بدون اذن ولی حق ازدواج ندارد.»[۷]

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

کلیاتی در زمینه آیات امانت در قرآن

در این فصل ضمن معرفی آیات امانت به بررسی این آیات می‎پردازیم:

همانطور که در بخش مفاهیم گفته شده، مصدر امانت ۶ بار در قرآن به کار

کنید! خداوند اندرزهای خوبی به شما می‎دهد! خداوند شنوا و بیناست»

منع از خیانت در امانت:

«یا ایُّها الذینَ ءامَنوُا لَاتَخُونوُا اللَّهَ والرَّسولَ وَتَخوُنوُا امَاناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَموُن»[۸].

ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید، و در امانت خود خیانت روا مدارید! در حالی که می دانید.

عرضه و حمل امانت:

«إنَّا عَرَضْنا الامانَهَ‌ عَلَی السَّمواتِ وَ الْأَرضِ‌ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْها و حَمَلَها الإِنْسان إِنَّه کانَ ظَلوماً جهولاً».[۹]

«ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه عرضه داشتیم آنها از حمل آن سربرتافتند، و از آن هراسیدند؛ اما انسان آنرا بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود».

رعایت کنندگان امانت:

«وَالَّذینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ و عَهْدِهِمْ راعون»[۱۰]

«و کسانی که امانت ها و عهد خود را رعایت می‌کنند».

رسولان امین

بسیاری از پیامبران برای معرفی خود به قوم خویش از صفت «امین» استفاده می کردند:

«انّی لَکُمْ رَسولٌ‌ اَمین»[۱۱]

ملک امین

خداوند جبرئیل را در قرآن به صفت امین خوانده:

«نَزَلَ بِهِ الروح الامین»[۱۲]    روح الامین آنرا نازل کرده است.

«مُطاعٍ ثَمَّ أمینٍ»[۱۳]     مورد اطاعت و امین است.

کارگزاران امین

«وَانّی عَلَیْهِ لَقَویٌّ أَمین»[۱۴]    «من نسبت به این امر توانا و امینم»

«قال إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنَا مَکِینٌ اَمِینٌ»[۱۵]     «تو (حضرت یوسف (ع)) امروز نزد ما جایگاه والا داری و مورد اعتماد هستی»

«إنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ‌ الْقَوِیُّ الامِین»[۱۶]

«بهترین کسی را که می توانی استخدام کنی، آن کس است که قوی و امین باشد».

از میان آیات امانت، توجه و اهتمام مفسران بیشتر ذیل آیات ۵۸ نساء و ۷۲ احزاب بود و در ذیل این آیات در مورد وجوه امانت بحث کرده اند.

۱-۲- آیه عرض و حمل امانت:

یکی از آیاتی که در مورد امانت به آن اشاره می‎شود و ذیل این آیه اقوال و آراء کثیری مطرح است، آیه (۷۲/ احزاب) می‎باشد و

 

نظر علامه طباطبایی این است که با این آیه سوره احزاب تمام شده است و دلیل خود را این گونه مطرح می‌کند که؛ مسئله اطاعت خدا و رسول اکرم کلام جامعی است که همه احکام سابق

 

رأی اول- عرض امانت، عرض بر حقیقت است:

یک قول این است که عرض امانت حقیقت است و این بر چند وجه است:

  • «عرض بر اعیان آسمان ها و زمین و کوه هاست …»[۱۷] و در بسیاری از آیات قرآن به حیات حقیقی جمادات اشاره شده است.
  • «أَلَمْ
  • دو از پرندگان و وحوش و در سنگ و درخت و خاک قرار داد، پس با این عقل و ادراک خطاب را شنیدند و با خدا سخن گفتند …»[۱۸].
  • عرض حقیقت است و لیکن بر تقدیر مضاف و آیه این گونه بوده «اِنَّاعَرَضْنَا عَلَی اهْلِ السَّموات والْاَرْضِ و الْجِبال»؛ مقصود عرض بر اهل آسمان ها و زمین می‎باشد، پس مضاف حذف شده و مضاف الیه قائم مقام آن شده … پس عرض بر فرشتگان است که در آسمان ها هستند و بر جن و آدمیان که در زمین و کوه ها زندگی می‌کنند.»[۱۹]

و اینکه مراد اهل آسمان ها و زمین و کوه هاست مثل این قول است «واسئل القریه» که یعنی اهل قریه.[۲۰]

بسیاری از مفسران و صاحب نظرات شیعی و برخی از اهل سنت عرض امانت را عرض بر اهل آسمان ها و زمین و کوه ها می دانند، از تفاسیر شیعی می‎توان به «تبیان[۲۱]، مواهب علیه[۲۲]، منهج الصادقین[۲۳]، گازر[۲۴]، مخزن العرفان[۲۵]، اثنی عشری[۲۶]، بصائر[۲۷] و …» اشاره کرد.

و از تفاسیر اهل سنت می‎توان از «کشف والبیان[۲۸]، کبیر[۲۹] و …» نام برد.

رأی دوم: عرض امانت، بر وجه مجاز و تمثیل است

قول دیگر در عرض امانت این است که؛ عرض در اینجا بر وجه تمثیل و مجاز است و صورت حقیقی ندارد. «سید مرتضی علم الهدی» این چنین بیان می‌کند: «عرض بر حقیقت

ها نیست، بلکه کلام مجاز است و مراد عظمت و سنگینی امانت است[۳۰]؛ نظیر این قول خداوند «تَکادُ السَّمَواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقَّ الْأَرْضُ وَ تَحِرُّ الْجِبالُ هَدّاً[۳۱]..

«إِنَّ مِنَ الْحِجَارَهِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ»[۳۲]

«أَنَّ قرْآناً سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ»[۳۳]

در تفسیر مجمع البیان به نقل از ابی مسلم آمده:؛«

الهیه] سنجیدیم و قیاس کردیم، هیچ یک استعداد پذیرفتن آنرا نداشتند، به جز انسان»[۳۴].

در تفسیر نمونه هم آمده است: «منظور از عرضه کردن امانت همان مقایسه نمودن است، یعنی هنگامی که این امانت با استعداد آنها مقایسه شد، آنها به زبان حال و استعداد علوم شایستگی خویش را برای پذیرش این امانت بزرگ اعلام کردند»[۳۵].

۲-۱-۲- منظور از اباء و نپذیرفتن امانت:

پس از عرض امانت آسمان ها و زمین و کوه ها امانت را نپذیرفتند و فراز این است:

«فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْها»

برخی مفسران اهل سنت چون «طبری و فخر رازی» در اینجا به تفاوت اباء ابلیس و امتناع اجرام اشاره می‌کنند «ابلیس با ابا و امتناع کافر شد ولی اینان [اجرام] با ابا کافر نشدند؛ زیرا ابا ابلیس از روی استکبار بود و ابا آسمان ها و زمین و کوه ها از روی استصغار و دلیل این مطلب عبارت  «فَأَشْفَقْنَ مِنْها» در آیه می‎باشد».

  • لذا با
  • مانند مرکوب که حاصل راکب است، برخلاف ادای امانت که منشأ آن است که ذمت امین بری و فارغ باشد بیان اعتبار خائن در امانت را حامل آن گفته اند.
  • حمل امانت عبارت باشد از تحمل و قبول و التزام حفظ و محافظت و تعهد و ادا و تادیت آن… ».[۳۶] پس در بیان میرداماد برای حمل دو معنا متصور شده است، در یک معنا حمل یعنی خیانت در امانت و در معنای دوم، حمل یعنی اداء امانت.

درتفسیر مجمع البیان به نقل از زجاج آمده است که: «هرکس امانت را خیانت کند، پس قطعاً‌ آنرا برداشته و کسیکه امانت را برندارد، پس

مراد از انسان در آیه کیست؟ چند رأی را مطرح کرده اند:

برخی گفته اند: «منظور از انسان در آیه، نوع انسان است.

قول دیگر این

به کلمه «الانسان» تمام افراد انسان را اراده نکرده، بلکه آن مثل قول «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْر»[۳۷] و «إنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنوُدٌ»[۳۸]و … می باشد، و پیامبر و اولیاء خداوند مؤمنان از عموم این آیه بیرون هستند و جایز نیست که مقصود از این انسان، انسان اول حضرت آدم- علیه السلام- باشد، بنابراین قول خداوند متعال «إِنَّ اللهَ اصْطَفی ءآدَمَ و …»[۳۹]و چگونه می‎شود کسیکه خدا او را از میان خلقش برگزیده است موصوف به صفت ظلم و جهل و ستمگری و نادانی باشد[۴۰]…»

چرا در عرضه امانت «جن» مورد خطاب واقع نشد؟!

«غیر از انسان یک نوع مخلوق دیگری است (جن) که استعداد آن فی الجمله در وجود او یافت می‎شود از اینجاست که در «وَمَا خَلْقتُ الْجِنَّ والْإِنْسَ الَّا لِیَعْبُدوُنِ»[۴۱] هر دو جمع کرده شدند؛ لیکن انصاف این است که برای ادا حق امانت در وجود جنات استعداد آنقدر ضعیف بود و در مقام حمل امانت چندان قابل ذکر و اعتنا فهمیده نشدند، گویا آنها در این معامله تابع انسان قرار داده شده و ضرور

مراعات ننمود، «جهولاً» به کنه عاقبت خیانت در امانت بسیار جاهل است»[۴۲].

مراغی از دیگر مفسران اهل سنت می‌گوید:

«ظلوماً» بسیار ظالم به واسطه غلبه قوه غضبیه و «جهولا» بسیار جهول به سبب غلبه قوه شهویه …»[۴۳]

«توصیف انسان به دو وصف «ظلوم و جهول»، به جهت پذیرش این امانت نبوده، و این توصیف ها به خاطر فراموشکاری اغلب انسان ها و ظلم کردن بر خودشان و عدم آگاهی از قدر آدمی است، و لذا حضرت آدم- علیه السلام- که در آغاز سرسلسله قرار داشت و از مقام عصمت برخوردار بود، اعتراف می‌کند که بر خویشتن ستم کرده است[۴۴]: «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنَا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْلَنَا وَ تَرْحَمْنا لَنَکوُنَنَّ مِنَ الْخَاسِرینَ»[۴۵]

  • ظلوم و جهول هم صفت مدح است و هم صفت ذم

در تفسیر طبری آمده: «ظلوم و جهول» هم صفت مدح است و هم صفت ذم؛ «

حمل می‌کند و سپس با روحی که منور به انوار الهی است امانت را ادا می‌کند، پس دو صفت [ظلومیت و

و ولایت الهیه است، برای اینکه کسی متصف به ظلم و جهل می‎شود که شأنش این است که متصف به عدل و علم باشد…»[۴۶]

۶-۱-۲- نتیجه قبول امانت

«لِیُعَذِّبَ اللهُ الْمُنافِقینَ وَالْمُنَافِقاتِ وَالْمُشْرِکینَ‌ وَالْمُشْرِکاتِ‌ وَ یَتوُبَ اللهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ وَکانَ اللهُ غَفوُراً‌ رَحیماً»[۴۷]

«لیعذب» لام غایت است.

و برخی مفسرین شیعی که امانت را به امامت و خلافت تفسیر کردند، نتیجه را این گونه بیان می‌کنند: «تا خداوند مردان منافق را که حامل امانت امامت و خلافت شدند به ظلم و غسب و عذاب کند زنان منافق را که سعی بلیغ در ابطال خلافت حقه نمودند.

و عذاب کند مردان مشرک و زنان مشرک را که اعتقاد به ربوبیّت و رسالت و امامت نکردند.

و تا رجوع کند خدای تعالی برحمت شامله خود یعنی ارسال رحمت

.

و مومنون کسانی هستند که حمل می‌کنند امانت را، از روی طوع و رغبت و شوق و محبت را ادا می‌کنند امانت را به قدر وسعشان … و خداوند ایشان را به عنایت خویش می آمرزد و مومنون آینه جمال فضل و لطف خداوند هستند»[۴۸].

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۳)”]

آیه امانات»

از دیگر آیاتی که در مورد امانت می توان به آن اشاره نمود، آیه ۵۸ / نساء می باشد:

«إِنَّ‌اللهَ‌ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُوَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِهَا وَ إذَا حَکَمْتُمْ‌ بَیْنَ النَّاسِ‌ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللهَ نِعِماً یَعِضُکُمْ بِهِ إنَّ اللهَ کانَ سَمیعاً بَصیراً».

خداوند در این آیه در مقام اندرز دهنده ای است که مواعظش همه خیر و صلاح است؛ موعظه اول این است که؛ خداوند فرمان می دهد که امانتها را به سوی اهل آن بپردازید و وعظ دوم اینکه؛ هنگامی که بین مردم حکم می کنید به عدل داوری کنید.

۱-۲-۲- اهل امانت چه کسانی هستند؟ چه کسانی اهلیت این را دارند که امانات به آنان پرداخته شود؟

برخی معتقدند: اهل امانات، همان صاحبان اصلی امانت هستند که باید

 

صاحب تفسیر «مواهب الرحمن» برای اهلیت سه درجه قائل است:

  • اهلیت حقیقی ذاتی می باشد و این اهلیت مختص به امانت کبری است که به طاعت حقیقی برای خداوند منحصر می شود، لذا اولین کسی که اهلیت اداء امانات به سوی اوست- ذات باری تعالی می باشد.

اهلیتی است که از جانب

از مفسران

می باشند.

شأن نزول آیه

گفته اند: این آیه (۵۸/ نساء) درباره عثمان بن طلحه نازل شده، که او کلیددار کعبه بود و در زمان فتح مکه حضرت رسول- صلی الله علیه و آله- کلید را از وی گرفت و در را گشود، زمانی که پیامبر (ص) خواست از حرم بیرون بیاید، عباس از ایشان تقاضا کرد که کلید را به او بدهند که این آیه نازل شد و پیامبر (ص) کلید را به عثمان رد کرد.

در برخی شأن نزول ها به جای عباس، حضرت علی (علیه السلام) را نام برده اند.

و مفسر شیعه صفی علیشاه در تفسیر منظوم خود ذیل آیه به این شأن نزول اشاره کرده است[۱]:

۳-۲-۲- تقدیم امر به ادای امانات بر امر به عدالت:

نکته ای که در آیه

امانات است و ثبوت خیانت در مردم، پس در آن صورت رجوع به سوی حاکمی که در اجرای حکم و بسط عدل بین مردم امین باشد، لازم است[۲].

۴-۲-۲- امانات مفهومی عام دارد:

بسیاری از مفسران اهل سنت و شیعی در تفسیر «امانات» ذیل آیه

«إِنَّ‌اللهَ‌ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُوَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِهَا وَ إذَا حَکَمْتُمْ‌ بَیْنَ النَّاسِ‌ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللهَ نِعِماً یَعِضُکُمْ بِهِ إنَّ اللهَ کانَ سَمیعاً بَصیراً»؛ «امانات» را مفهوم عامی می دانند که شامل جمیع امانات می شود.

و در این باره گفته اند: «این آیه به اداء امانات در جمیع امور امر می کند و مساوی می باشد در باب مذاهب یا دیانات یا در باب دنیا و معاملات …»[۳].

در تفسیر «ابن کثیر» از علمای

 

از دیگر تفاسیر اهل سنت که نظری همچون رأی ابن کثیر در تعمیم امانات، ذیل آیه ۵۸ نساء دارند به تفاسیر زیر می توان اشاره نمود:

تفاسیر «کشاف[۴]، لباب التاویل فی معانی التنزیل[۵]، مفاتیح الغیب[۶]، بحر المحیط[۷]، ابی السعود[۸]، روح البیان[۹]، روح المعانی[۱۰]،

مانات» را در آیه شامل جمیع امانات می دانند.

برخی مفسران شیعی نیز مفهوم امانات را عام دانسته و بیان کرده اند که شامل امانات مالی و معنوی می شود: که در تفاسیر «گازر[۱۱]، منهج الصادقین[۱۲]، اثنی عشری[۱۳]، المیزان[۱۴]، نمونه[۱۵]، الجدید[۱۶]» به این مطلب اشاره شده است.

۵-۲-۲- اقسام امانت

بسیاری از مفسران اهل سنت ذیل آیه «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُوَدُّوا الْاَمَانَاتِ …»

در تعبیر امانات برای امانت سه قسم قائل اند:

  • قسم اول، رعایت امانت با پروردگار: پس آن انجام دادن مامورات و ترک منهیات می باشد و این- یعنی انجام مامورات و ترک منهیات- دریایی است که برای آن ساحلی نمی باشد.

دوم رعایت امانت با بندگان؛ که در این قسم بسیاری از امور داخل می شود.

  • رد کردن ودایع و ترک از کم گذاشتن پیمانه و وزن
  • فاش نکردن عیوب مردمان
  • عدل امرا با رعیتشان
  • عدل علما با عوام به اینکه تعصبات باطل را بر ایشان حمل نکنند و آنان را به سوی اعتقادات و اعمالی که نفع می دهد در دنیا و آخرت، ارشاد کنند.
  • نهی یهود از کتمان امر محمد (ص).
  • دستور پیامبر (ص) به رد کلید کعبه به عثمان بن طلحه.

امانت زن برای همسر خویش که آن نگهداشت عفت و حیا

ی توان به تفاسیر «جامع البیان[۱۷]، کبیر[۱۸]، لباب التاویل[۱۹]، بروسوی[۲۰]، مراغی[۲۱]، المنار[۲۲]، المنیر[۲۳]» اشاره نمود.

اقسام امانت

مفسران شیعی نیز در ذکر اقسام امانت آورده اند که:

امانات خداوند- تعالی- اوامر و نواهی او می باشد.

  • امانات بندگان که اموال و
  • و افعال گرفته تا دیگر امور»[۲۴]. طبق گفتار فوق امانات را به ۴ دسته تقسیم کرده اند و برای هر کدام مواردی ذکر شده است.

۶-۲-۲- خطاب عام

در مورد اینکه خطاب آیه ۵۸ نساء به چه کسانی است اقوال مختلفی مطرح شده است: بسیاری از مفسران ذیل آیه «ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها» خطاب آیه را عام می دانند که شامل همه مکلفین می باشد؛ و هر وقت امین امانات قرار گرفتند ملزم به ادای صحیح امانت باشند و زمانی که در داوری واقع شدند به عدالت حکم کنند.

یکی از صاحب نظران شیعی می گوید: آیه امانات- ان الله یامرکم ان تودوا الامانات- عام است و همه مردم را به اداء هرگونه امانتی فرا می خواند.

به این مطلب- عام بودن آیه- در تفاسیر سنی «کشاف[۲۵]، کبیر[۲۶]، بحرالمحیط[۲۷]، ابی السعود[۲۸]، فتح القدیر[۲۹]، روح المعانی[۳۰]، المنار[۳۱]، المنیر[۳۲]، معارف القرآن[۳۳]، بحرالعلوم[۳۴]، تیسیر الکریم[۳۵]، فتوحات الهیه[۳۶]، فتح البیان[۳۷] و تفسیر شیعی مواهب الرحمن[۳۸]و دیگر موارد» اشاره شده است.

با توجه به آراء بسیاری از مفسران ذیل آیه «إِنَّ اللهَ‌ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُوَدُّوا الْاَماناتِ»

بِالْعَدْلِ] که عطف بر جمله اول شده است.

مخاطبین دومی همان حکام هستند، همان هایی که مخاطب بودند در «یَأْمُرُکُمْ» نه عموم انسانها، لذا حمل ضمیر در «یَأْمُرُکُمْ» بر عموم تفسیر به رای است و کلام به صورت استینافی آمده و در صور آن «ان» قرار گرفته به طوری که اگر مراد عموم بود، لازم بود حرف عطف آورده شود یا در صدر آن جمله «یا ایُّها الذینَ‌ ءامَنوُا» قرار بگیرد و آیه بعدی [آیه ۵۹/ نساء] بر آن عطف شود، به این صورت: «واطیعوُاللهَ و اطیعوُا الَّرسوُل»

باشد، تأدیه شود،‌ پس نتیجه صحیح همان است که در کافی و تفسیر عیاشی از امام باقر- علیه السلام- نقل شده: ایا عنی ان یودی الاول ابی الامام الذی بعده الکتب و العلم و السلاح»[۳۹].

با توجه به رای علامه شبستری خطاب در آیه فوق خاص می باشد نه عام.

برخی مفسران در ذیل آیه:

«إنَّ اللهَ یَامرکم أن

 

در تفاسیر شیعی «روض الجنان[۴۰]، منهج الصادقین[۴۱] و اثنی عشری[۴۲]» به نقل از امام صادق- علیه السلام- آمده: امر به ولاه امر است که صدقات و غنائم را تقسیم کنند و از غیر آن، آنچه به حق رعیت تعلق دارد. علامه مجلسی نیز در کتاب «حیوه القلوب[۴۳]» به این اقوال اشاره کرده است.

برخی از صاحب نظران فراز دوم آیه یعنی- واذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا أَنْ تَحْکُمُوا بالْعَدل- را خطاب به زمامداران و امراء می دانند:

امام خمینی (ره) در کتاب ولایت- آورده اند: «واذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا أَنْ تَحْکُمُوا بالْعَدل» وقتی حاکم شدید بر پایه عدل حکومت کنید، خطاب به کسانی است که زمام امور را در دست داشته، حکومت می‌کنند نه قضاوت[۴۴]. صاحب تفسیر الجدید هم این فراز آیه را خطاب به

اسلم، شهر بن حوشب و ابن زید «در تفاسیر سنی فتح القدیر[۴۵]، فتح البیان[۴۶]، محررالوجیز[۴۷] جامع الاحکام القرآن[۴۸]» آمده: «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُوَدُّوا الْأَماناتِ … خطاب به ولاه مسلمین است و امراء بعد از ایشان می باشند.

در تفسیر سنی بحرالمحیط[۴۹] هم به نقل از ابن زید آمده: خطاب به ولاه

[۵۰]» به نقل از دیگران و یا از قول خود خطاب را در آیه به امرا و حکام و ولاه مسلمین می دانند.

۳-۲- آیه منع از خیانت در امانت

یکی دیگر از آیاتی که در مورد امانت مطرح است آیه (۲۷ / انفال) می‎باشد:

یَا أَیُّهَا الَّذینَ ءَامَنوُا لاتَخُونوُا اللهَ‌ وَ الرَّسوُلَ وَ تَخوُنوُا أَماناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمونَ.

شأن نزول آیه: برای آیه فوق دو شأن نزول آمده:

این آیه درباره ابولبابه انصاری نازل شده است؛ جریان چنین است که بعد از محاصره یهودیان بنی قریظه آنان از پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- تقاضای صلح کردند و حضرت چنین صلحی را نپذیرفت و فرمود: هر حکمی که سعد بن معاذ بدهد، باید بر آن گردن نهند، بنی قریظه این پیشنهاد را نپذیرفتند و اظهار داشتند: ابولباب را نزد آنان بفرستد تا با او مشورت کنند، ابولبابه خیرخواه آنان بود، زیرا فرزند و همسر و اموال او نزد بنی قریظه بود؛ پیغمبر خدا (ص) ابولبابه را سوی آنان فرستاد و آنان نظر ابولبابه را درباره سعدبن معاذ خواستند و ابولبابه در این زمان خیانت کرد و با دست به گردن خود اشاره کرد، یعنی او حکم به ذبح شما خواهد داد و حکم او را قبول نکنید، و این آیه فروفرستاده شد[۵۱].

شأن نزول بعدی، مربوط به داستان ابوسفیان است. هنگامی که از مکه خارج شد، جبرئیل نزد پیامبر (ص) آمد و خبر داد ابوسفیان در فلان مکان است و به دستور پیامبر (ص) مسلمانان آماده شدند بر آنها بتازند که یکی از منافقان جریان را برای ابوسفیان نوشت و این آیه نازل شد[۵۲].

در این آیه به

رساندن رسالت پروردگار به سوی مردم مبعوث می گشتند، به دلیل جهل و نادانی از سوی افراد به نسبت های ناروایی متهم می شدند، از جمله نسبت های ناروا که کافران خطاب به انبیاء می گفتند، این بود که آنان را دروغگو می خواندند: «إِنَّا لَنَظُنَّکَ مِنَ الْکاذِبینَ»[۵۳]

انبیاء الهی نیز در برابر تکذیب قومشان برای معرفی خویش، خود را «رسول امین» می خواندند، «إنّی لکم رسولٌ امین»[۵۴] که ذکر این صفت بر این

تکذیب قومشان خطاب به آنان می فرمودند، ما برای شما رسول امینی هستیم.

محمدامین

با وجود اینکه پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- قبل از بعثت و در عنفوان جوانی به «محمدامین» ملقب بود، اما هرگز در برابر انکار منکران و کفر کافران خود را برای مبری کردن از نسبت های ناروا با عنوان «امین» معرفی نکرد، دلیل این مطلب این است. که دشمنان هرگز نسبت «خیانت» به آن حضرت ندادند، زیرا می دانستند با نسبت «خیانت» نه تنها چهره پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم- مخدوش نمی شود، بلکه احساسات عمومی برضد آنان و به نفع پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- تحریک می شود؛ زیرا آنچه مردم در حق پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- تصور نمی کردند خیانت بود[۵۵].

حضرت با اهتمام و توجه خاصی که به اداء امانات به صاحبانش داشت در هنگام هجرت از مکه به سوی مدینه، حضرت علی- علیه السلام- را امر فرمودند، که به مردم خبر دهند که:

هرکس نزد محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- امانت یا ودیعه ای دارد، بیاید تا امانتش به او بازپس داده شود.


۲-۴-۲- فرشته امین

همانگونه که رسولان امانتداران امانت الهی هستند و خداوند انبیا خویش را به

– صلی الله علیه و آله و سلم- می فرماید: «نزل بِهِ الرُّوحُ الأَمینُ»[۵۶] فرشته ای که در رساندن پیام الهی امانتدار است، قرآن را بر قلبت نازل کرد.

و نیز در اوصاف «جبرئیل» خداوند او را امین، می خواند:

«انَّه لقولٌ رسولٌ کریم … مطاعٍ ثم أمینٍ»[۵۷]

۳-۴-۲- کارگزاران امین

کارفرمایان در انتخاب و گزینش افراد،‌ بیشتر بر جنبه امانتداری و امین

واگذاری پست ها و مسئولیت ها به افراد باشد که باید بدان توجه و اهتمام داشت.

قبل از بعثت نبی مکرم اسلام، عرب به دلیل راستگویی و امانتداری حضرت محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- به وی لقب «صادق امین» را داده بودند و امانتها و ودایع خویش را نزد وی می‌سپردند، همین امر یعنی «امانتداری» باعث شد تا حضرت خدیجه- سلام الله علیها- سرمایه خویش را برای تجارت به وی بسپارد.

در داستان حضرت یوسف صدیق- علیه السلام- عزیز مصر مکانت و امانت حضرت را به طور مطلق صادر کرد: «قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ‌ لَدَیْنَا مکینٌ أمین»[۵۸]

گفت: تو امروز نزد ما جایگاه والا داری و مورد اعتماد هستی.

و حضرت یوسف- علیه السلام- نیز از آنجا که در خود

کسی که مسئولیت خطیری را پذیرفته، برای پذیرش این پست حساس خود را واجد دو صفت می داند که یکی امانت و تعهد و دیگری آگاهی و تخصص است.

از دیگر مواردی که در قرآن به ویژگی های کارگزاران اشاره شده است، در داستان حضرت سلیمان- علیه السلام- می باشد، هنگامی که حضرت خطاب به حضار مجلس خویش فرمودند: «

– علیه السلام- نیز می خوانیم که وقتی وی در آب دادن گوسفندان به دختران شعیب- علیه السلام- کمک می کند، دختران وی را برای استخدام و کار به پدر معرفی می‌کنند، و می گویند بهترین فرد برای استخدام کسی است که نیرومند و امین باشد و این دو ویژگی در موسی- علیه السلام- می‎باشد.

یا أبَتِ اسْتَئْجِرْهُ إنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الأمِینُ»[۵۹]

لذا دو عنصر «توانایی و امانتداری» سبب شد تا حضرت موسی- علیه السلام- برای کار انتخاب شود.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۴)”]

صفات مؤمنان، اوصاف نمازگذاران حقیقی

از دیگر آیاتی که در مورد امانات در قرآن بدان اشاره شده است آیه ذیل می‎باشد:

«وَالَّذینَ هُمْ لِأَمانَاتِهِمْ وعَهْدِهِمْ راعوُنَ».

و آنها که امانت ها و عهد خود را رعایت می‌کنند.

که هم در سوره مومنون[۱] و هم سوره معارج[۲] به آن اشاره شده است.

در سوره مومنون ضمن بیان صفات مؤمنان رستگار پنجمین صفت ایشان را رعایت امانت ها و وفاء به عهد آورده است.

و در سوره معارج نیز در توصیف نمازگزاران، ششمین صفت مصلین را حفظ و اداء امانات و وفاء به عهد بیان کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

 

بررسی مقایسه‌ای دیدگاه‌های مفسران شیعی و اهل سنت در تفسیر امانت

۳– بررسی مقایسه ای دیدگاه های مفسران شیعی و اهل سنت در تفسیر امانت

با توجه به آیات امانت در قرآن کریم و ضمن بررسی تعابیر و تفاسیر این واژه در قرآن به مصادیق بیشماری پی می بریم که

عات، وظایف و واجبات دین، دین و شریعت، حدود و شرع، اوامر و نواهی، عبادت، توحید کلمه لااله الا الله، نماز، روزه، حج، جهاد، زکات و غسل» که همگی از تعابیر و مصادیق امانت می‎باشد، تحت تعبیر «تکالیف» گنجانده می‎شوند و اینکه جزء

سپرده است و از میان همه مخلوقات انسان را شایسته و امین بر امانت خویش قرار داده است.

در کنار این تعابیر که مفسران از امانت کرده اند به تعابیر دیگری نیز توجه داشته اند که از آن جمله می‎توان به مفاهیمی چون «عقل، اختیار، اسرار الهی، معرفت

موارد» که در جای خود خواهد آمد اشاره نمود:

۱-۳- اتصاف به اسماء حسنی

آلوسی از مفسران اهل سنت در ذیل آیه «اِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» به قولی اشاره نموده:

«امانت تجلیات عزوجل به اسماء حسنی و صفات علیا می‎

آن شد و آنرا به دوش کشید، امانت بزرگ و سنگین «اختیار» است، اختیار «اطاعت» یا «معصیت»[۳].

به این معنا از امانت در تفاسیر «شعراوی[۴]، فی ضلال[۵]، احسن الحدیث [۶]…» اشاره شده است. عاملی پس از مطرح کردن اقوال بسیاری از مفسران در باب امانت در انتها در ذیل آیه «اِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» آورده:

«چون پرتو حق جلوه

را به فطرت و طینت خود پذیرفت…»[۷].

۳-۳- استعداد

«اِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» امانت استعداد است … و حمل امانت عبارت

و ظلومیت، در این معنی یعنی؛ صرف استعداد در غیر آنچه خلق شده برای رسیدن به آن و جهولیت یعنی: جاهل به عاقبت فاسد کردن استعداد»[۸]. این قول در تفسیر سنی طبری ذکر شده است، که امانت را استعداد خوانده است.

ابن عربی ذیل آیه «اِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» آورده که:

امانت یعنی حق هر صاحب حقی را ادا کردن و یکی از این

ی الله علیه و آله و سلم- امانت در نزد یهودیان

در برخی تفاسیر ذیل آیه : «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأمَانَاتِ الی أهْلِها… » ارتباط این آیه را با آیات سابق بیان می‌کنند. یعنی آیات ۵۱

ءامَنُوا سَبیلاً»

و این در حالی است که خداوند ایشان را در تورات به اوصاف پیامبر آخر زمان – صلی الله علیه و آله – آگاه ساخته بود و بشارت نبوت او را به عنوان امانت نزد آنان سپرده بود؛ و آنان با کمال صفات پیامبر (ص) به آن امانت خیانت کردند در قرآن مورد نکوهش واقع شدند. لذا برخی مفسران امانات را در آیه ۵۸ انشاء ، بشارت به نبوت رسول اکرم(ص) تعبیر کرده اند. در تفاسیر

شیعی «تقریب القرآن الی الاذهان[۹]، مواهب الرحمان[۱۰] و تفاسیر سنی بحرالمحیط[۱۱]، بحرالعلوم[۱۲]، فتوحات الهیه[۱۳]، جامع الاحکام القرآن[۱۴]، المنار[۱۵] و… به این مطلب اشاره شده است.

.. وَاذَا  حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنَْ تَحْکُمُوا بالْعَدْل» ارتباط روشنی با آیات پیشین دارد که یهودیان در داوری بت پرستی را بر ایمان ترجیح دادند.[۱۶]

۱۱-۳- تسلیم در برابر پیامبر (ص)

یکی از صاحب نظران شیعی ذیل آیه : «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ» در تفسیر امانت آورده: « تسلیم در برابر پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم- همان امانت است و آن بارزترین تجلیات اراده بشری است، .. ظلوم وجهول از صفات غریزی و از طبیعت عدسی هستند که انسان می‌تواند .. از راه اتصال به رسالت رسول خدا (ص)‌ و تسلیم در برابر او و اولیاء دین بر آنها غلبه یابد.»[۱۷]

۱۲-۳ تعلیم اسماء

از دیگر وجوه امانت در آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ» تعلیم اسماء است، هنگامی که خداوند فرمود : «و عَلَّمَّ و آدم الأسماء کُلَّهَا» که مفسر شیعی در تفسیر بصائر به آن اشاره کرده است.[۱۸]

۱۳-۳ تعهد و قبول مسئولیت

یکی از وجوه امانت، «تعهد و قبول مسئولیت» است[۱۹] که در ذیل آیه

القرآن[۲۰]، نمونه[۲۱]، نور[۲۲]» نیز اشاره شده است.

سمت ها و مسؤولیت ها در نظام اسلامی به عنوان امانت

و زمین و کوه ها راز قبول آن ابا کردند و انسان آنرا محتمل گشت.

و در آیه «إِنًّ

و مسئولیت تعبیر شده است و هماره در نامه ها و خطبه ها کارگزاران حکومتی را به امانتداری توصیه وسفارش می‌فرمایند.

در نامه ای خطاب به فرماندار آذربایجان اشعث ابن قیس می‌فرمایند:

«همانا پست فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن

دهد»[۲۳].

حضرت در سفارشات خویش به مالک اشتر برای انتخاب کارگزاران کارآمد به او معیارهایی معرفی می فرمایند که یکی از این معیارها« امانتداری» است:

«… به کاتبان و نویسندگانی اعتماد داشته باش که در میان مردم آثاری نیکو گذاشته و به امانتداری از همه مشهورترند که چنین انتخاب درستی نشاندهنده خیرخواهی تو برای خدا، و مردمی است که حاکم آنانی»[۲۴].

۱۴-۳٫ تکلیف

مفسران و بسیاری از اندیشمندان علوم اسلامی در تفسیر امانت ذیل آیه :

«إِنِّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَی السًّمواتِ وَ الْأّرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا فَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الإنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلوماً جَهولاً» مراد از امانت را تکلیف دانسته اند.

دیدگاه مفسران اهل سنت:

در تفسیر طبری ذیل این آیه برای امانت سه مفهوم آمده، که اولین مفهوم تکلیف است وی می‌نویسد: «تکلیف امانت نامیده شد، زیرا اگر در انجام آن کوتاهی کنی برای تو غرامت است و اگر آنرا ادا کنی برای تو کرامت برخی تکلیف را به قول «لا الا الا الله» اختصاص داده‌اند.[۲۵] همین مطالب در تفسیر مفاتیح الغیب آمده است.[۲۶] محمد غزالی ذیل آیه نظر خود را چنین بیان می‌کند: «آیه تصویری است از تکالیفی که بر بشر عرضه شد، تا بر اساس آن راستکرداران برتری یابند و دیگران نابود شوند.»[۲۷]

در تفسیر امانت ذیل

با توجه به مفهوم تکلیف که آنرا از تعابیر امانت دانسته اند نظر فوق را در مورد عرض امانت بیان کرده‌اند.

برخی مفسران مراد از تکالیف الهیه را فرایض و طاعات می‌دانند ، در تفاسیر «الوسیط[۲۸] ، الواضح[۲۹]» به این تعبیر اشاره شده است.

در تفسیر «صفوه

کرد.[۳۰]

صاحب تفسیر «روح البیان» برای امانت در آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ» سه مرتبه قائل است؛ که مرتبه اول را تکالیف شرعیه و امور دینیه

از مخلوقات، سپس توحید و ایمان به روز قیامت امانت است و نماز، روزه ، زکات ، حج، جهاد و راستی گفتار و حفظ زبان و نگهداری ودایع که اشد آن کتمان اسرار است.

و قضاء دین و عدالت در وزن وتراز امانت است و غسل جنابت امانت است؛ نیت

ه حدود و حفظ عفت و اعضاء انسان همچون، گوش ، چشم، دست و پا .. امانت هستند. و حروف تهجی و ترک خیانت در قلیل و کثیر امانت است.»[۳۱]

تمام موارد بالا را صاحب تفسیر «روح البیان» ذیل مرتبه اول از امانت یعنی تکالیف شرعیه – آورده است.

«شرباصی» نیز یکی از صاحب نظران اهل سنت در کتاب «دائره المعارف علوم قرآنی» در ارتباط با تفسیر آیه امانت دارد که «مقصود از این آیه – به ظاهر ترسیم مرتبه و ارزش تکالیفی است که خداوند، انسان را به انجام آن مسئول فرموده ، که به قلب پاک و سالم، عقل پایدار و تصرف مستقیم نیاز دارد، حال اگر این تکالیف و مسئولیت‌ها بر آسمان‌ها ، خورشید و ماه و ستارگانش، زمین و آنچه در آن است- به جز انسان و کوه‌ها با همه بلندی ،

، بلکه از بیم و ترس [سنگینی این بار گران] خودداری می‌نمودند[۳۲]».

دیدگاه مفسران شیعه:

مفسران شیعه نیز به این تعبیر از امانت یعنی – تکلیف – توجه داشته اند و گاه در تفسیر امانت ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ»  از امانت به «تکلیف» تعبیر کرده‌اند.

مفسران خلاف کردند در این امانت، بیشتر برآنند که این تکالیف است که خدای- تعالی- خلقان را کرد از عبادات و افتراض طاعات.[۳۳]

علامه مجلسی (ره ) در کتاب «حیوه القلوب »[۳۴]و «شرح اصول کافی»[۳۵] ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ»  .. در اقوال امانت آورده‌اند:

«امانت مطلق تکلیف است و مقصود از عرض آن بر آسمان ها و زمین و کوه ها سنجش استعداد آنهاست و منظور از ابا آنها عدم لیاقت و آمادگی آنهاست و حمل انسان لیاقت و استعداد اوست.»

» اشاره شده است.

استاد مطهری در تفسیر امانت ذیل «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ»  آورده‌اند:

«ما از خود همین کلمه «یَحْمِلْنَهَا» می‌توانیم بفهیم امانت چیست، معلوم می‌شود که یک امری است که به دوش گرفتنی است، البته جسمانی و مادی نیست ولی تحمل کردنی است وقتی به اخبار و روایات

باشد که او باید در پرتو تکلیف وظیفه آنرا صورت بدهد، یعنی برای او وظیفه معین بکنند و او هم بار تکلیف، بار قانون و بار مسئولیت را به دوش بگیرند.»[۳۶]

با توجه به بیان استاد مطهری، ایشان نیز مراد از امانت را

که در آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ» به آن اشاره شده ، حفظ کند.

«یکی از این امانات قوه قبول تکالیف است که خداوند

دعوت باطنی با بیعت خاص گرفته است، و آن صاحب دعوت تام ولایت مطلق علی – علیه السلام می‌باشد»[۳۷].

صاحب تفسیر «بیان السعاده» نیز امانات را عبارت از تکالیف متعدد می‌داند که در آخر الامر اشاره به تکلیف ولایت و امامت می‌کند.

فیض کاشانی (ره ) در تفسیر آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ» امانت را عبارت از دو

د.[۳۸]

۱۵-۳٫ توحید

یکی از تعابیر امانت توحید است.

قشیری از مفسران اهل سنت ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ» آورده؛

«و گفته شده: امانت توحید است»[۳۹]

ابن عجبیه از دیگر صاحب نظران اهل سنت دارد که: «امانت توحید در باطن است»[۴۰] و در ذیل آیه «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدَّوا الْأمَانَاتِ الی اَهْلِهَا و… » در تفاسیر سنی «کشاف[۴۱] و ابی السعود[۴۲]» آمده: « و امانت را توحید خوانده‌اند.»

علامه طباطبایی از مفسران ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ»  این تعبیر از امانت یعنی – توحید – را رد می‌کنند با این استدلال که:

« درآیه گفته شده : آسمان وزمین و کره ها ازحمل آن امانت خودداری کردند و حال آنکه به حکم صریح تمامی موجودات، خود را یگانه دانسته و به حمد او تسبیح می‌گویند… لذا امانت نامبرده توحید خدا نیست.»[۴۳]

۱۶-۳- حدود و شرع

دیدگاه مفسران اهل سنت

از دیگر مفاهیم امانت ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ …» حدود و شرع است.

بغوی در تفسیر «معالم التنزیل»[۴۴] و ثعلبی در «الکشف و البیان»[۴۵] به نقل از «مجاهد» آورده اند: «امانت … حدود دین است».

در تفسیر «کشف الاسرار»[۴۶] نیز به نقل از «عبدالله بن عباس» آمده که، مراد از امانت

امانت را که حدود شرع است[۴۷].

در تفسیر «مخزن العرفان» نیز به نقل از مفسران به این معنا اشاره شده است.[۴۸]
متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۵)”]

۳– دلائل خداشناسی

برخی مراد از امانت عرضه

ظاهر کردند و انسان آنرا کتمان کرد و کافر شد»[۱].

به این معنا از امانت- یعنی دلائل بر وحدانیت و ربوبیّت الهی- در تفاسیر شیعه «مجمع البیان[۲]، بصائر[۳]، و تفاسیر سنی جامع الاحکام القرآن[۴]،

 

۱۸-۳- دلایل و عجایب صنع

ابوالفتح رازی از مفسران شیعه در ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ» برای امانت اقوالی را آورده در یک قول آمده:

«بعضی گفته اند: امانت دلایل و عجایب صنع است که خداوند بر مکلفان عرض کرد و آن را امانت نام نهاد»[۵].

 

۱۹-۳- دین و شریعت

عده ای مراد از امانت را در ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ …» دین و شریعت می دانند. که آسمان ها و زمین و کوه ها تاب تحمل آن را نیاورده اند و انسان آنرا بر دوش کشید. میبدی از مفسران اهل سنت می‌گوید: «امانت دین و طاعت است که

به طرف خداوند بازخواهد گشت»[۶]. این تعبیر از امانت در تفاسیر اهل سنت «سعورآبادی[۷]، بحرالمدید[۸]، محررالوجیز[۹]، بحرالمحیط[۱۰]، جواهرالحسان[۱۱]، الوسیط[۱۲]، و تفاسیر شیعه چون تسنیم[۱۳]و دیگر موارد» آمده است که گفته اند: «شرع کل آن امانت است».

جویباری از صاحب

شریعت است و آن آتشی است که می آورند، آنان را که ادراک دعوت پیامبران نکرده اند، و پیران خرفت شده و مجانین و ضعفا و عقول که در جزایر و بیابان ها بوده اند، هر کس که ادراک شریعت در این دنیا نکرده است بیاوردند، برگردان آتش خلق و وحی می‎شود و داعی حق می‌گوید: به ایشان که داخل آتش شوید، جمیع از دیدن آن آتش خائف و ترسان می‎شوند و از داخل شدن آن امتناع می نمایند، پس مستحق عذاب شوند به سبب مخالفت خود و جمعی سمعا و طاعت گویند و داخل آتش می‎شوند، و هیچ پروا از دخول آتش ننمایند و اطاعت خدا را بر

که آسمان و زمین این را نتوانستند کشید و انسان آنرا متحمل گردید، پس داخل آتش نشده اند مگر قلیلی، قلیلی که فرمود: «وقلیلٌ مِنْ عبادی الشکور …» و فرمود: «مایُؤْمن اکْثَرَهُمْ …»[۱۴].


دیدگاه مفسران شیعه:

در ذیل آیه «إِنَّ الله یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ الی أَهلِهَا…» برخی امانات را «دین اسلام و احکام شریعت مطهره دانسته اند»[۱۵] و گفته اند: «جمله شریعت اسلام امانت است …»[۱۶].

برخی از مفسران نیز در ذیل آیه «یَا ایُهَّا الَّذینَ ءامَنوا لاتَخْونُوا … اَمَاناتِکُمْ » آورده

: مراد از امانات «دین» است.[۱۷]

در تفاسیر «احسن الحدیث[۱۸] ، اثنی عشری[۱۹]» مراد از امانات در آیه ۱۲۷ انفال دین اسلام خوانده شده است.

۲۰-۳- روح

در آراء برخی مفسران و صاحب نظران شیعی مراد از امانت عرضه شده بر آسمان ها و زمین و کوه‌ها «روح ملکوتی انسانی» است.

«امانت «روح انسانی» است زیرا:

امانت معمولاً در چیز مورد اهتمام به کار می رود و چیزی که از نظر مقام الهی در موجودات بسیار اهمیت دارد روح بشریت است.

امانت سپرده عزیزی است که اختصاص به امانت سپار دارد، و این روح بشری است که خدا آنرا از آن خود دانسته و فرموده: «وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ

دمیدم».

ظاهر امانت این است که به صاحبش برگردد و روح بشری است که در سیر خود باید به مقام الهی صعود کند و به حضرت ربوبی برگردد؛ «إِنَّا لِلّه وإِنّا إِلَیه راجعوُنُ …[۲۰]»[۲۱]

یکی دیگر از مفسران شیعه می‌گوید:

«امانت الهی، روح ملکوتی انسانی است و «کسیکه این امانت الهی را درست نگهداری کرده و آنرا قوی و نیرومند گردانیده و در روز موعود به صاحبش برگردانیده چنین کسی حق امانت را ادا نمود»[۲۲].

۲۱-۳- زن

علامه مجلسی از صاحب نظران شیعی در بحارالانوار آورده که:

حضرت رسول اکرم- صلی الله علیه و آله- در سفارشات خویش به مردم در مورد زنان می‎فرمایند: زنان نزد شما امانت هستند و فرمودند: «زن را به عنوان امانت از خدا بگیرید[۲۳].

میبدی نیز از مفسران سنی ذیل «إنًّآ عَرَضْنَا الْأمانَهَ…» آورده که: زنان نزدیک مردان امانت اند، که مصطفی (ص) فرمود: «أَخَذْتُموُهُنَّ بِأَمانَه الله …»[۲۴].

۲۲-۳- شغل و منصب ها

یکی از وجوه امانت منصب ها و پست ها می‎باشد؛ علامه

الهی هستند که امین آنها حکام و اربابان دولت اند، زیرا که دارای اختیار عزل و نصب هستند، پس بر آنها واجب شده است که در انتصاب منصب ها و شغل دقت کافی به عمل آورده به کسانی تفویض کنند که شایستگی علم و عمل داشته باشند»[۲۵]

از تفاسیر شیعی نیز که به این تعبیر از امانت اشاره داشته اند به تفسیر «نمونه[۲۶] و نور[۲۷]» می‎توان اشاره نمود.

۲۳-۳- طاعت

دیدگاه مفسران اهل سنت:

ابواسحاق احمد معروف به امام ثعلبی از مفسرین «قرن پنجم» در تفسیر روایی «الکشف

اگر ادا کنند، ثوابشان دهد و اگر ضایع کنند عقابشان کند …»[۲۸]. به این مطلب به نقل از صحابی بزرگوار «عبدالله بن عباس» در تفاسیر «لباب التأویل[۲۹] و کشف الاسرار[۳۰]» اشاره شده است.

بسیاری از مفسران و صاحبان رأی از اهل سنت و شیعه از امانت در آیه (۷۲ / احزاب) به طاعت تعبیر کرده اند و گفته اند: مراد به امانت طاعت است که لازمه وجود، همچنانکه

، ذیل تعبیر امانت حول محور فوق می باشد؛ یعنی از امانت تعبیر به طاعت و یا انقیاد اعم از طبیعی و اختیاری می‌کنند به موارد زیر می‎توان اشاره نمود:

از تفاسیری چون: «کشاف[۳۱]، کشف الاسرار[۳۲]، بیضاوی[۳۳]، خازن[۳۴]، بحرالمحیط[۳۵]، ابی السعود[۳۶]، روح المعانی[۳۷]، محاسن التأویل[۳۸]، فتح البیان[۳۹] و موارد دیگر».

دیدگاه مفسران شیعه

مفسرین شیعی نیز گاه در تعبیر امانت ذیل آیه «إنًّآ عَرَضْنَا الْأمانَهَ…» امانت را به طاعت معنا کرده اند.

مراد به امانت طاعت است برای آنکه لازم است ادا، آن … و تأویل کردن [امانت] به طاعت مشتمل است آنرا که مفسران گفتند از مأمورات و منهیات چون نماز، روزه و غسل جنابت[۴۰].

در تفسیر «تبیان»[۴۱] به نقل از «ابن عباس» و در تفسیر «منهج الصادقین»[۴۲] به نقل

 

در «إنًّآ عَرَضْنَا الْأمانَهَ…» امانت طاعت است، بر ثواب و عقاب، اگر نیکو ادا کنی، ثواب بینی و اگر عصیان کنی عقاب شوی.[۴۳]

از دیگر تفاسیر شیعی که از امانت به طاعت تعبیر کرده اند، از قول خود یا به نقل از دیگران به این موارد می‎توان اشاره نمود؛ تفاسیر «شبّر[۴۴]، مواهب علیه[۴۵]، مخزن العرفان[۴۶]، کاشف[۴۷]، جوامع الجامع[۴۸] و موارد دیگر».

با توجه به آراء مفسران شیعه و اهل سنت، هر دو گروه در ذیل تفسیر «امانت» به تعبیر «طاعت» اشاره داشته اند، که هر انسانی باید در به جا آوردن طاعات رعایت امانت را داشته باشد و بی هیچ کم و کاست آن را انجام دهد تا ثواب بیند.

۲۴-۳- عقل

بیضاوی از مفسران اهل بیت در ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ… » سه مفهوم را برای امانت آورده، وی گوید: « و شاید مراد از امانت

«سنی روح المعانی [۴۹] ابی السعود[۵۰] و فتح البیان[۵۱]» هم ذکر شده است.

لذا در برخی آراء و اقوال مفسرین اهل سنت و شیعی از امانت به عقل تعبیر شده است. یکی از صاحب نظران شیعه می‌گوید:

«إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ… » ما در عالم علم خود به ذوات اشیاء نظر نمودیم و عرضه

جهت خوف مخالفت عقل بوده که مورد عقوبت واقع شوند، و انسان این نعمت بزرگ الهی را قبول نمود.[۵۲]

به این معنا از امانت یعنی – عقل – در تفاسیر شیعی «کشف الحقایق[۵۳]، بصائر[۵۴]، احسن الحدیث[۵۵] و دیگر موارد» اشاره شده است.

علامه مجلسی (ره ) از صاحب نظران شیعی در اقوال امانت آورده که:

«گفته‌اند: مقصود از امانت… عقل و مقصود از عرض آن بر آسمان و زمین و کوه سنجش استعداد آنهاست و منظور از ابا آنها عدم لیاقت و آمادگی آنهاست و حمل انسان لیاقت و استعداد اوست.»[۵۶]

راغب اصفهانی از لغویون شیعی ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ… » در تفسیر امانت آورده : « امانت در این آیه، به معنای عقل است، زیرا عقل چیزی است که با داشتن آن، توحید و یکتاپرستی و شناخت توحیدی حاصل می‌شود و عدالت اجرا می‌گردد و توسط عقل است که صاحب آن بر عده زیادی از مخلوقات خداوند برتری و رجحان داده شده است.»[۵۷]

میرداماد با توجه به معنای حمل، اگر منظور از آن قبول امانت باشد در مورد امانت آورده که : امانت، مقام

من نور واحد»[۵۸].

در نظر میرداماد امانت مقام حمد است که این مقام همان، مراتب عقل می‌باشد که در مرتبه اول امانت، عقل مستفاد که همان نفس محمدی است و مرتبه دوم ، مرتبه ولایت و امامت است، که تمام  این مراتب به عنوان امانت می‌باشند.

 

است که هر مخلوق از برای انجام آن متعلق ایجاد و داخل دایره نظام

ملکوت اعلی و درآمدن در سلک ملائکه مقربین بوده است، … تا منزلت عقول فعاله بدو حاصل نماید. و این درجه عالیه و مرتبت متعالیه امانت ( عقل فعال) عنایت سابقه ربوبی و حکمت

ر و معانی امانت است، در ذیل آیه «إِنِّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أًنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَآتِ الی أَهْلِهَا» آمده:

علم امانت است، پس کسی که علم می‌آموزد، امانتی نزد او سپرده شده است و از او عهدی می‌گیرند، که این امانت را بپردازد، و به مردم فایده دهد و با این علم ایشان را ارشاد کند و خدا این عهد را در نص شریف از مردم گرفته است که:

«وَ إِذا أَخَذَ اللهُ میثاقَ الَّذینَ اوتوا الْکتاب لِتُبیِّنَنَّهُ للنَّاس و لا تَکْتمونَه…»[۵۹]

علامه طباطبایی ذیل آیه‌: «إِنِّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أًنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَآتِ الی أَهْلِهَا» با توجه به آیات قبلی این آیه آورده که :

« این

را اعم از امانات مالی و معنوی می‌داند، مانند علوم و معارف حقه که سزاوار است دارندگان به جویندگان آن برسانند.»[۶۰]

یکی از امانتهایی که به دست بشر سپرده‌اند، علم و دانش است، علما و دانشمندان امانتداران این امانت الهی هستند و به این تعبیر از امانت در احادیث و روایات نیز اشاره شده است:

« قال النبی – صلی الله و علیه و آله و سلم – : العلم ودیعه الله فی ارضه، و العلماء، أمناؤه علیه، فمن عمل بعلمه ادّی امانته، و من لم یعمل بعلم، کتب فی دیوان الخائنین.»[۶۱]

«علم ودیعه خداوند در روی زمین است، و علما

حدیث فوق علم به عنوان امانت در دست علماء و دانشمندان می‌باشد و ادای این امانت عمل به علم است و منظور از رد آن، رد به صاحبان علم می‌باشد.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۶)”]

عهد و پیمان

یکی از وجوه امانت در ذیل آیه «إِنِّا عَرَضْنَا الْأمَانَهَ …. » که برخی بدان اشاره کرده‌اند، عهد و پیمان است؛ شیخ الطائفه ابی جعفر بن محمد حسن طوسی در ذیل آیه آورده:

«

الاسرار، مراد از امانت را پیمان الست می‌داند، امانتی به نزدیک تو نهادند از عهد ربوبیت «اَلَسْتُ بِرَبِکُمْ» و مهر «بلی» بر او نهادند، چون عمر به آخر رسید و ترا به منزل خاک برند؛ آن فرشته در آید و گوید «مَنْ رَبَک» آن مخالفت

ز مهر بود، مهر آنجا نهند که مهر در آنجا دارند.»[۱]

گاه مراد از امانت را عهد الله گفته‌اند، امانت « عقل و تفکر و استعداد و تکلیف» است و آن همان عهد الله است که انسان آنرا درک می‌کند و تعلیم انبیاء آنرا محکم کرده است و آنانکه همان عهد را بعد از محکم شدن نقض می‌کنند مورد لعنت خدایند»[۲]

«وَ الذَّینَ یَنْقُضونَ عَهْدَ اللهِ مِنْ بَعْدِ میثَاقِهِ … أُولئِکَ لَهُمْ الْلَعَنَهُ»[۳]

۲۷-۳- فرایض

دیدگاه مفسران اهل سنت:

ابواللیث سمرقندی از مفسرین

کرد…»[۴] به این نقل قول از «ابن عباس»  در تفسیر «درالمنثور[۵] و روح المعانی»[۶] اشاره شده است. این مفهوم یعنی- فرایض در آراء بسیاری از مفسران اهل سنت دیده می‌شود و برخی از تفاسیر شیعی نیز این مفهوم را برای امانت در ذیل (آیه ۷۲/ احزاب) آورده‌اند.

به نقل از «عبدالله بن مسعود» در تفسیر «محرر الوجیز» آمده که : امانت در کل فرایض است.[۷]

به این رای به نقل از «مجاهد» در تفاسیر «الکشف و البیان»[۸]و حاشیه تفسیر الخازن[۹] اشاره شده است. و همچنین به نقل از «ضحاک و قتاده و سعید بن جبیر» در ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَآنَهَ..» آمده : امانت یعنی فرایض[۱۰]. به نقل از «واحدی» نیز آمده که : امانت طاعت و فرایض است.[۱۱]

آلوسی در تفسیر «روح المعانی» بعد از ذکر اقوال

محاسن التأویل[۱۲] و دیگر موارد»

دامغانی در وجوه و نظائر ذیل آیه‌ «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَآنَهَ..» و آیه «یَا أَیَّهَا الذَّینَ ءامَنوا لاتَخُونُوا … اَمَاناتِکُمْ»[۱۳] در تفسیر امانت آنرا به فرایض معنا کرده

 

آیه «إنًّآ عَرَضْنَا الْأمانَهَ…» لطیفه سیال انسانی که آن امانت عظمی است، در خزانه حق تعالی گوهری با ارزش تر و بهتر

آنان را فرستاد تا در حفظ امانت به انسان کمک کنند و آنرا به خزانه برسانند»[۱۴].

این تعبیر از امانت را گنابادی از صاحبنظران شیعی ذیل تفسیر آیه آیه «إنًّآ عَرَضْنَا الْأمانَهَ…» آورده است.

۳۲-۳- محبت و عشق

عده ای برآنند، که مراد از امانت، محبت و عشق است که آسمان ها و زمین و کوه ها یارای حمل آن نبودند و انسان آنرا حمل کرد.

بروسوی از مفسران اهل سنت ذیل آیه آیه «إنًّآ عَرَضْنَا الْأمانَهَ…» برای امانت سه مرتبه قائل است؛ «مرتبه دوم همان امانت محبت و عشق است و برتری انسان بر ملائک به واسطه این امانت است. «آن بوالعجبی که عشق را در عالم بشریت است در مملکت ملکیت نیست، که ایشان سایه پرورده لطف و عصمت اند و محبت بی درد را قدر و قیمتی نیست، عشق را طایفه درخورند که صفت «أَتَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِهُ فیها»[۱۵] سرمایه بازار ایشان و سمت «انَّهُ کانَ ظَلوماً جهولاً» پیرایه روزگار ایشان است»[۱۶].

صفی علیشاه از مفسران شیعی ذیل آیه «إنًّآ عَرَضْنَا الْأمانَهَ…» در اقوال امانت به قول عشق اشاره کرده است[۱۷].

میبدی از صاحب نظران اهل سنت در ذیل آیه «إنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ

کرده است[۱۸].

۳۳-۳- معرفت

قشیری در تفسیر «لطایف الاشارات»[۱۹] ذیل آیه «إنًّآ عَرَضْنَا الْأمانَهَ…» بیان کرده که مقصود از حمل امانت، یعنی خیانت در آن و خیانت

آیه ۷۲ / احزاب به این مفهوم توجه داشته اند و یا به نقل دیگران به آن اشاره کرده اند به تفاسیر «کبیر»[۲۰] و «فی ضلال القرآن[۲۱]» و «القاسمی[۲۲]» «احسن الحدیث[۲۳]»، «بصائر[۲۴]» می‎توان اشاره نمود. در

معرفت خدای- تعالی- است … که عارف اثبات وجود واجب بالذات را … به براهین عقلیه یقینیه دانسته است … و این مرتبه عقل مستفاد مخصوص عقل صریح مجرد نفس ناطقه انسان است و به آسمان و زمین و کوه و دشت و بر و بحر و هیچ مخلوقی غیر از انسان را تحصیل این منزلت نیفتاده است»[۲۵].

۳۴-۳ . نماز، روزه، حج، جهاد، زکات، غسل

در آراء و نظرات

ت آورده: گفته اند [امانت] پنج نماز است به وقت، چنانکه در خبر است که علی- رضی الله عنه- چون وقت نماز درآمدی، لرزه بر هفت اندام وی افتادی و لون به لون گشتی، وی را گفتندی «ترا چه می بود یا علی؟» گفتی: در آمد وقت آن امانت که خدای آنرا بر هفت آسمان و هفت زمین عرضه کرد، نیارستند پذیرفت آنرا، …»[۲۶]

یکی دیگر از صاحب نظران اهل سنت می گوید: «امانت نمازهاست و غیر آن از آنچه در انجام آن ثواب و ترک آن عقاب باشد»[۲۷].

و به نقل از زید بن اسلم آورده اند: «امانت سه چیز است؛ نماز، روزه و غسل جنابت چون هر دو امانتی است از خدای در گردن مکلفان، که اگر وفا کنند، آن جز خدای نداند و اگر خلاف کنند، جز خدای مطلع نبود بر آن».

به این نقل قول در تفاسیر شیعه «روض الجنان[۲۸]، گازر[۲۹]، تفاسیر

جنابت امانت نامیده شده است، در تفاسیر شیعه «روض الجنان[۳۰]، بصائر[۳۱]، منهج الصادقین[۳۲] و تفاسیر محرر الوجیز[۳۳]، بحرالمحیط[۳۴]، کشف الاسرار[۳۵] و فتح القدیر[۳۶]» به نقل از ابی الدرداء آورده اند که؛ ابوالدرداء روایت کرد از حضرت رسول اکرم- صلی الله علیه و آله- که حضرت فرمودند:

«پنج چیز است که هر که بیارد بایمان به بهشت شود؛ آنکه نماز پنج گانه به

که بر آن.

«این حدیث، دلالت بر آن ندارد که مراد به امانت در آیه غسل جنابت است، بلکه دلالت بر آن دارد که غسل خود امانتی واجب الاداء است»[۳۷].

مفسران در ذیل آیه «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُوَدُّوا الْأَمَانَاتِ الی اَهْلِهَا …» در برخی وجوه امانات آورده اند؛ مراد از امانات : نماز، روزه، حج، زکات، غسل جنابت می باشد.

در تفاسیر شیعه «روض الجنان[۳۸]، منهج الصادقین[۳۹]، اثنی عشری[۴۰]» به نقل از ابوجعفر- علیه السلام- نقل کرده اند؛ نماز، زکات، روزه، حج از جمله امانات است.

 

مسعود» در تفاسیر سنی «طبری[۴۱]، کبیر[۴۲]، لباب التاویل[۴۳] و روح البیان[۴۴]» ذیل آیه «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ …» آمده: امانت در هر چیزی لازم است، در وضو و غسل و جنابت در نماز، زکات و روزه.

همین قول به نقل از «براء بن عاذب، ابن مسعود، ابن عباس و ابی بن کعب» در تفاسیر سنی «جامع الاحکام القرآن[۴۵] و المنیر[۴۶]» آمده است.

۳۵-۳- وجود و هستی

گاه در ذیل آیه «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُوَدُّوا الْأَمَانَاتِ الی اَهْلِهَا …» در تعبیر از امانات آمده:

«وجود و هستی خود انسان و تمام نیروهایی که خدا به

…»[۴۷].

ملاصدرا از صاحب نظران شیعی در رساله فوائد ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» مراد از امانت را این گونه بیان می کند:

«مراد به امانت در قول «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» وجود؛ است. هر موجودی غیر از انسان برای او وجودی است ثابت که

دیگر، و در مرتبه خویش ثابت نیست، پس وجود در دست او امانت است که روزی باید آنرا به اهلش بازگرداند و آن روز، روز لقاء الله تعالی و رسیدن به اوست و این است آنچه عارف شیرازی گفته:

این جان

به ملاقات خداوند رود و آنرا تسلیم وی کند، انسان در این میدان امانتداری هم امانت است و هم امین، یعنی جان عاریت انسان به عنوان امانت خدا به دست خود انسان سپرده شده و او را امین بر حفاظت از جان خود ساخته

ندارد؛ زیرا گوهر وجودی او از آن خود او نیست؛ بلکه امانتی است الهی و نقش آدمی در این میان، امینی قادر و عادل است، و تحقق این نقش نیازمند حفاظت و حراستی همه جانبه از گوهر وجودی انسان است»[۴۸].

۳۶-۳- ودایع و امانات مردم

یکی از معانی و وجوه امانت در ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» ودایع و امانات مردم است؛ مفسران و صاحب نظران در آراء و اقوال به این وجه از امانت توجه داشته اند؛

در تفسیر شیعی «مجمع البیان[۴۹] و تفسیر سنی روح المعانی[۵۰]» به نقل از «سدی و ضحاک» آمده:

«امانت، امانات مردم است».

به نقل از ابن عباس در تفاسیر شیعی «روح الجنان[۵۱] و تفسیر اهل سنت لباب التاویل[۵۲]» آمده:

«امانت، امانات و ودایع مردم است».

در تفاسیر اهل سنت «محرر الوجیز[۵۳]، جامع الاحکام

«مخزن العرفان[۵۴]، احسن الحدیث[۵۵]، فرقان[۵۶]، کاشف[۵۷]،‌ گازر[۵۸]، منهج الصادقین[۵۹]، من وحی القرآن[۶۰]» مفسران به نقل از خود یا نقل از دیگران در ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» به این وجه از امانت یعنی- امانات مردمان و ودایع ایشان- اشاره کرده اند.

علامه طباطبایی (ره) در ذیل آیه ۳۲/ معارج «والَّذینَ هم لِأَمَاناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعون» آورده: «آنچه از کلمه امانات زودتر از هر معنایی به

مال، جان و عرض، و شخص امین رعایت آنرا نموده، در حفظش می کوشد، و به آن خیانت نمی کند»[۶۱]. dآی

 

دامغانی از صاحب نظران اهل سنت در «وجوه النظائر»[۶۲] ذیل آیه «والَّذینَ هم لِأَمَاناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعون»[۶۳] و همچنین در ذیل آیه «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُوَدُّوا الْأَمَانَاتِ الی اَهْلِهَا …» امانات را «ودایع» معنا کرده است.

گنابادی از مفسران شیعه آورده که: «امانت در ذیل آیه ۵۸ / نساء بر امانت های مردم نیز صادق است و آنها نیز اهلی دارند که همان صاحبان امانت ها می باشند.»[۶۴]

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”قسمت هایی از متن (۷)”]

وظایف و واجبات دین

دیدگاه مفسران اهل سنت

یکی دیگر از مفاهیم امانت ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» وظایف و واجبات دین است، که از آن به عنوان امانتی که خدای- تعالی- بر انسان عرضه کرد یاد شده است. در تفسیر عرفانی «لطایف الاشارات» از این تعبیر یاد شده است:

«و گفته می شود: امانت قیام به واجبات، اصول و فروع آن است…»[۱]

مفسرانی همچون «قرطبی» و «ابن عجیبه» نیز این مفهوم را ذیل آیه آورده اند.

قرطبی در «جامع الاحکام القرآن» دارد که: «امانت جمیع وظایف دین است و این از صحیح ترین اقوال است …»[۲].

در تفسیر «بحرالمدید» از امانت باطن و امانت ظاهر سخن به میان آمده، که منظور از امانت ظاهر را «قیام به وظائف دین از اوامر و نواهی می داند» و در ادامه بیان می کند. «

 

به نقل از «ابن عباس» و «مجاهد» آمده:

«امانت احکام و واجباتی است که خدا آنرا بر بندگانش واجب کرده است»[۳].

امانت جمیع وظایف دین است که خدای- تعالی- بندگانش را بر آن امین دانسته و از آن جهت امانت نامیده شد، چون حقوقی است که خدای- تعالی- بر بندگانش واجب کرد.[۴]

۳۸-۳- وفاء به عهود

یکی از وجوه

[۵] و تفسیر شیعی مجمع البیان[۶]» به نقل از سدی و ضحاک آمده:

«امانت وفاء به عهد است»

در تفاسیر شیعی «مخزن العرفان[۷]، احسن الحدیث[۸]، المیزان[۹]، منهج الصادقین[۱۰]، من وحی القرآن[۱۱]» این تعبیر از امانت یعنی- وفاء به عهود- در اقوال امانت ذکر شده است.

۳۹-۳ – ولایت الهیه، امامت و ولایت ائمه- علیهم السلام-

«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» بدرستیکه ما عرض کردیم امانت یعنی- ولایت و امامت – را که ریاست عامه است بر آسمان ها و زمین و کوه ها، یعنی عرض کردیم بر استعداد ذاتیه آنها، پس ابا کردند و سرباز زدند از اینکه آنرا بردارند، و بترسیدند از حمل آن زیرا که آنها را استعداد و قابلیت آن نبود…»[۱۲] .

از تعابیر و وجوه امانت که مفسران شیعی بدان توجه داشته اند و در ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» آورده اند، امامت و ولایت و خلافت کبری و ولایت علی- علیه السلام- و اهل بیت عصمت و طهارت و ولایت الهیه است که آسمان ها و زمین و کوه ها با این همه وسعت از حمل آن ترسیدند و انسان آنرا برداشت.

مراد از امانت، ولایت الهیه است.

علامه طباطبائی (ره) ذیل آیه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …» پیش از پرداختن

را رد می کند و دلیل خود را این می داند که، آسمان ها و زمین و کوه ها و تمامی موجودات، خدا را یگانه دانسته، و به حمد او تسبیح می گویند، همچنانکه فرمود:

«وَ اِنْ مِنْ شَیْءٍ الَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»[۱۳] هیچ موجودی نیست مگر آنکه خدا را به حمد او تسبیح می‌گوید.

احتمال دوم اینکه امانت، مجموع عقاید و اعمال حق است.

رد احتمال دوم:

علامه این احتمال را هم رد می کند، زیرا در آیه شریفه انسان ها به

 

رد احتمال سوم:

علامه این احتمال را هم رد می کند، زیرا تمامی انسان ها این طور دین دار نبودند، و آیه می فرماید: انسان ها به طور مطلق، یعنی چه خوبشان و چه بدشان آنرا حمل کردند.

احتمال چهارم این است که مراد از امانت، تلبس و اتصاف به کمالی باشد که از ناحیه اعتقاد به حقانیت همه

آنچه سعادت و شقاوت می آورد، التزام به این عقاید، و تلبس به آن اعمال است، نه صرف عقیده به حقانیت آنها.

و اما احتمال پنجم که مورد قبول علامه می باشد این است که:

احتمال مورد قبول:

امانت نامبرده کمالی است که از ناحیه تلبس و داشتن اعتقادات حقه، و نیز تلبس به اعمال صالحه، و سلوک طریقه کمال، و ارتقاء از حضیض ماده به اوج اخلاص، حاصل می شود، و

حسین – علیه السلام- می باشند … و اینان همان امانتی هستند که خداوند آنرا بر آسمان ها و زمین عرضه داشت و آنان از قبول آن ترسیدند[۱۴].

با توجه به متن حدیث فوق وجود مقدس چهارده معصوم -علیه السلام- امانت هستند.

«در کتاب تفسیر عتیق، یونس بن بکار از پدرش و پدر او از ابی جعفر محمد بن علی- علیه السلام- در بیان آیه شریفه «یا ایها الذین ءامنوا لاتخونوا.. » می‌فرماید : « در حالی که می‌دانید آل رسول – علیهم السلام- و اهل بیت آن حضرت از امانت‌های الهی هستند به آنان خیانت نکنید.»[۱۵]

– عزوجل- درباره ائمه – علیهم السلام- می‌باشد: «إِنِّ اللهَ یأمُرُکُمْ أَنْ تُوَّدوا الامَآناتَ الی اهلها» یعنی امامت، پس امانت ، امامت است که بر آسمان‌ها و زمین وکوه‌ها عرضه شد و از حمل آن ترسیدند..»[۱۶]

طبق قول اخیر امانت در آیات «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ…» و «إِنِّ اللهَ یأمُرُکُمْ أَنْ تُوَّدوا الامَآناتَ الی اهلها» به امامت تفسیر شده است.

در حدیث دیگری آمده:

أخبرنا علی بن احمد، عن عبیدالله بن موسی، عن علی بن ابراهیم بن هاشم، عن ابیه، عن حمادبن عیسی، عن حریز، عن زراره، عن الجعفر محمد بن علی- علیه السلام- قال: «سألته عن قول الله – عزوجل- «إِنِّ اللهَ یأمُرُکُمْ أَنْ تُوَّدوا الامَآناتَ الی اهلها» قال : «أمر الله الامامَ منّا انْ یودی الإمَامَهَ الی الامامِ بَعْدَهُ، …»[۱۷]

طبق حدیث فوق، امام محمد باقر – علیه السلام- در تفسیر «امانات» ذیل

 

محمد بن یحیی، عن محمد بن الحسین، عن الحکم بن مسکین، عن اسحاق بن عمار، عن رجل عن ابی عبدالله- علیه السلام- فی قول الله- عزوجل – «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ…»

قال : هی ولایه امیرالمؤمنین – علیه السلام[۱۸]

با توجه به روایت فوق ، امام صادق علیه السلام- در تفسیر امانت فرمودند: امانت ولایت امیرالمومنین – علیه السلام – است.

همچنین بصائرالدرجات با سند ذیل آورده است:

حدثنا محمد بن الحسین عن الحکم بن مسکین عن اسحاق بن عمار بن رجل بن جعفر بن محمد – علیه السلام- قال إن الله یقول  «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ…» قال هی ولایه علی بن ابیطالب- علیه السلام[۱۹]

که در حدیث فوق نیز ، امام ، امانت را به ولایت امام علی- علیه السلام- تفسیرکرده است.

در تفسیر فرات کوفی به سند زیر آمده است:

فرات قال حدثنی عبید بن کثیر معنعنا عن الشعبی عن قول الله «إِنِّ اللهَ یأمُرُکُمْ أَنْ تُوَّدوا الامَآناتَ الی اهلها» قال اقولها و لا اخاف الا الله هی و الله ولایه علی بن ابیطالب – علیه السلام.»[۲۰]

در این حدیث آمده که مراد از «امانات» در آیه فوق، ولایت علی بن ابیطالب- علیه السلام- می‌باشد.

در کافی ، در

باقر – علیه السلام- در پاسخ به تفسیر امانت در آیه إِنِّ اللهَ یأمُرُکُمْ أَنْ تُوَّدوا الامَآناتَ فرمودند : «مقصود ما هستیم که باید امام سابق به امام بعد از خود کتاب ، علم و سلاح را بپردازد»[۲۱]

با توجه به قول امام باقر – علیه السلام- خطاب در آیه به ائمه – علیهم السلام- می‌باشد و مراد از «امانات» نشانه‌های امامت – کتاب، علم و سلاح – می‌باشد.

همچنین درمعانی الاخبار به سند زیر آمده:

«حدثنا علی بن احمد بن عبدالله بن احمد ابی عبدالله البرقی، قال: حدثنی أبی، عن جده أحمد بن ابی عبدالله عن ابیه محمد بن خالد، عن یونس بن عبدالرحمن، قال: سألت موسی بن جعفر – علیه السلام- عن قول الله- عزوجل – «إِنِّ اللهَ یأمُرُکُمْ أَنْ تُوَّدوا الامَآناتَ …» فقال: هذه مخاطبه لنا خاصه امرالله – تعالی – کل امام منا یودی الی

وجود داشت، اما در کل تعابیر یاد شده نشان از گستردگی مفهوم امانت دارد که کاملاً قابل وضوح می‌باشد.

فصل سوم:

 

اهمیت امانتداری در روایات و احادیث

مقدمه

را در این زمینه استخراج کرده‌اند، که در این فصل بدانها پرداخته می‌شود.

در ارزش امانت همین بس که «بهشت را به چهارچیز زینت داده‌اند، که یکی از آنها امانت است.»[۲۲]

و آن هنگام که شفاعت کنندگان را نام بردند، امانت را نیز «شافع قیامت» خواندند.[۲۳]

ولی با وجود اهمیت فراوان به فضیلت امانتداری، بی‌توجهی به ادای آن موجب شد که «نخستین چیزی باشد که در دین از دست می‌رود»[۲۴]

و این خبر غیبی از رسول خدا – صلی الله علیه و آله – حاکی از رعایت نکردن این اصل مهم می‌باشد.

 

رعایت اصل اداء امانت:

در احادیث و روایات دینی امانتداری و رعایت ادا امانت اصل مهم و با ارزشی است. و اقوال و تقریرات پیامبر – صلی الله علیه و آله – و ائمه معصومین – علیهم السلام- و صحابه در مورد امانت و امانتداری نشانگر اهمیت موضوع می‌باشد.

امانت وابسته به خداوند است:

رسول گرامی اسلام- صلی الله علیه و آله – فرموده اند:

ثَلاثٌ مُعَلَّقاتٌ بِالْعَرشِ: الرَّحِمُ تَقُولُ : أَللَّهُمَّ إِنّی بِکَ فَلا أْقْطَعُ » و الأَمانَهُ تَقُولُ : «اللهُمَّ إِنّی بِکَ فَلا أَخْتانُ» و النَّعْمَهُ تَقُول : «الْلُهَّم إنّی بِکَ فَلا ألْحَضُر»[۲۵]

« سه چیز به عرش آویخته است : خویشاندی گوید : «خدایا من به تو

جایز نیست.

در اهمیت امانت و امانتداری در گفتار حضرت امیر- علیه السلام- آمده است:

راز محبت نمایند؛ مادامکیه امین مال و عرض و شرف و اسرار یکدیگر باشند و در هیچ نوع امانتی خیانت نکنند، مادامیکه در رفتار و گفتار خود همواره پیرو حق و عدل باشند و درهیچ موردی خویشتن را به تجاوز کاری واعمال خلاف آلوده نسازند.»

لذا طبق حدیث فوق

خود گشوده، باداء امانت پیشی گیرید زیرا هر کس امین بر چیزی شود، ابلسی صد شیطان از یارانش بر او گمارد تا او

آن خیانت می‌کنند، محبت الهی را از خود سلب می‌کنند، چنانچه خداوند بارها خطاب به خائنین آورده:

«ان الله لایحب الخائنین» «ان الله لایحب کل خوان کفور»..

خائنین به سبب خیانت پیشگی از محبت الهی محروم هستند وامانتداران به موجب امانتداری مشمول محبت الهی می‌باشد.

و طبق حدیث فوق امانتداری سبب گشوده شدن گره‌های آتش می‌شود.

ح ) کسب نور عظیم در قیامت:

یکی از آثار اخروی ادا، امانت که در روایات به آن اشاره شده است، رسیدن به نوری در قیامت می‌باشد که ویژه امانتداران است.

حضرت امیر – علیه السلام- در این باره می‌فرمایند:

«هرکس یتیمی را پناه دهد و بر ضعیف رحم کند و امانت را ادا کند، خداوند در روز قیامت او را در نوری عظیم جای می‌دهد»[۲۶]

و همچنین حضرت رسول اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- فرمودند:

من .. ادّی الامانه أدخله الله – تعالی – فی النور الاعظم…[۲۷]


ز) قرابت با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم- :

یکی دیگر از آثار معنوی و اخروی امانتداری که در احادیث به آن اشاره شده است، نزدیکی به پیامبر اکرم – صلی

عَث نَبِیّاً إلا بِصدقِ الْحدیثِ و اداء الأمانهِ الی البرِّ و الفاجر»[۲۸]

خداوند –

 

«… همانا حضرت علی – علیه السلام- به مقامی که نزد رسول خدا – صلی الله علیه و آله – رسیده است به واسطه راستگویی و امانتداری است.»[۲۹]

با توجه به احادیث فوق امانتداری موجب تقرب و منزلت و رسیدن به جایگاه والا می‌گردد.

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۸)”]

اسرار الهی

در نظرات مفسرانی چون «حیدرآملی، عجیبه، فضل الله،  ازدی سلمی و دیگر موارد به عنوان امانت ذکر شده است.

معرفت در افکار مفسرانی همچون « قشیری، فخر رازی، سید قطب، قاسمی، قرشی، جویباری، سورآبادی ، جوادی آملی و میرداماد» امانت است.

محبت و عشق در اقوال مفسرانی چون «بروسوی ، میبدی و صفی علیشاه»

دلائل خداشناسی امانت است این قول در نظرات «طوسی، طبرسی، جویباری، قرطبی،شوکانی» دیده می‌شود.

اتصاف به اسماء حسنی امانت الهی است: در اقوال «کاشفی حسینی و آلوسی»

علم امانت است: در آراء مفسرانی چون «رشید رضا و علامه طباطبایی»‌و موارد دیگر.

اهل و فرزند حضرت آدم علیه السلام– امانت است: در اقوال «میبدی، قرطبی، شوکانی، جویباری»

اختیار امانت است: در اقوال مفسرانی همچون «شعراوی، قرشی، عاملی»

تعهد و قبول مسئولیت امانت است: درآراء «سید قطب، فضل الله، مکارم شیرازی ، قرائتی، جوادی آملی»

تعابیر خاص از امانت در آراء مفسران اهل سنت

فیض الهی: امانت قبول فیض الهی است، که این تعبیر در امانت بیشتر در اقوال مفسران اهل سنت بوده است مفسرانی چون

سنت دیده شده مفسرانی چون محی الدین عربی و دیگران.

تعابیر خاص از امانت در اقوال مفسران شیعه

اصل ادای امانت در برخی آراء و اقوال مفسران شیعی در معانی امانت آمده، مقصود از امانت ادای امانت است که ضد خیانت است و جوادی آملی، مجلسی و جویباری» این رای را آورده‌اند.

روح : از دیگر مفاهیم امانت می‌باشد که بیشتر در آراء مفسران شیعی دیده می‌شود در تفسیر «مخزن العرفان و دیگر موراد » به این تعبیر اشاره شده است.

وجود و هستی و حیات متألهانه انسان در ذیل معانی امانت گنجانده شده است، که بیشتر در آراء مفسران شیعی دیده می‌شود، مفسرانی چون «صدر المتألهین ،مکارم

و جوادی آملی و دیگران» این تعبیر را ذیل آیات امانت آورده‌اند.

لطیفه سیال انسانی این تعبیر بیشتر در آراء مفسران شیعه دیده شده است.

تسلیم در برابر پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم – امانت است که بیشتر در اقوال صاحب نظران شیعی آمده است.

ولایت الهیه، ولایت علی – علیه السلام – وائمه بعد از او- علیهم السلام و امامت و خلافت کبری از تعابیر امانت در آراء و اقوال مفسران و صاحب نظران شیعه می‌باشد.

همان گونه که در تعابیر امانت آمد یکی از معانی امانت تکلیف

لذا با توجه به تعبیر فیض کاشانی ولایت نیز از تعابیر تکلیف می‌باشد.

مفسرانی چون «علامه طباطبائی و مکارم شیرازی، جویباری، طبرسی، مجلسی، امام خمینی، یزدی طباطبایی، شاه عبدالعظیمی، جوادی آملی ، طیب، کاشانی، طوسی، ابوالفتوح رازی، لاهیجی، شبر، گنابادی، شبستری و میرداماد و دیگران» ذیل تفسیر و تعبیر امانت آنرا به ولایت و امامت معنا کرده‌اند.

با توجه به دیدگاه‌های مفسران اهل سنت و شیعه در باب تعابیر و مصادیق امانت پی

جهاد، زکات، غسل و عبادت و نیز ایمان، کلمه لا الا الا الله اختیار، تعهد و قبول مسئولیت، شغل و منصب، ودایع و امانات مردم، وفاء به عهود، عهد و پیمان اعضاء و جوارح، اهل و فرزند، اوصاف پیامبر آخرالزمان- صلوات الله علیه – اسرار الهی، محبت و عشق معرفت، علم و دیگر موارد در تفاسیر اهل سنت و شیعی تحت عنوان مصادیق امانت یاد شده است و فریقین در موارد فوق با یکدیگر وفاق و اشتراک دارند.

تا آنجا که تفاسیر قابل

در نظرات اهل سنت بدان اشاره شده است.»

و یا تعابیری همچون «اصل اداء امانت، روح و وجود و هستی و یا لطیفه سیال انسانی و ولایت الهیه، ولایت و امامت ائمه- علیهم السلام- و دیگر موارد که ذیل تفاسیر امانت آمده بیشتر در آراء و دیدگاههای مفسران شیعی دیده می‌شود.


با توجه به اینکه سوال اصلی پژوهش این است که:

وجوه

دارند، اما جای یک مفهوم اصلی و اساسی در آراء مفسران اهل سنت خالی است و آن تعبیر امانت و ولایت می‌باشد.

برخی مفسران شیعی معتقدند آن امانتی که بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه شد و این اجرام از قبول و حمل آن

و رای را به استناد احادیث و روایات ائمه مطرح نموده‌اند با توجه به این نظر و رأی در تفسیر آیه ذیل آورده اند که :

«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَی السَّمواتِ والْأرْضِ والْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا و أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانْ انَّهُ کانَ ظلوماً جَهولاً»

ما امانت « ولایت و امامت» را بر این اجرام عرضه کردیم، آنان از قبول امانت ابا کردند و انسان آن را حمل کرد زیرا او ظلوم و جهول است.

که به این قول و رای در بسیاری از تفاسیر و احادیث و روایات اشاره شده است.

و باز بسیاری از مفسران شیعی در تفسیر آیه ذیل آورده‌اند که :

«إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدوا الْأَمَانَاتِ الی أَهْلِهَا وَ‌اذَا حَکَمْتُمُ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدل….»

این امر، امر به امامان است که امانت امامت را به امام بعداز خود بپردازد.

در نتیجه با بررسی دیدگاه‌ها

تعابیر و مفاهیم ذیل تفسیر امانت میان فریقن اشتراک وجود دارد.

نهایت سخن اینکه امانتی عزیز و گرانبها بر ما عرضه شد، «إِنَّا عَرَضْنَا الأمَانهَ» امانتی که معاندان هماره برآن به چشم خیانت نگریسته‌اند، امانتی سترگ که خداوند برای حفاظت و

امانت امامت و ولایت مطلقه است تا در روز موعود در نهایت سلامت به حضرتش عرضه شود که  «إِنَّ اللهَ یَاْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدَّوا الْأمَاناتِ الَی أَهْلِهَا…»

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.

[/tab][tab title=”قسمت هایی از متن (۹)”]

آثار بی توجهی به اداء امانت

– برپایی رستاخیز:

در مورد بی اهمیتی و سهل شمردن ادای امانت از رسول اکرم – صلی الله علیه و آله – روایت شده:

«سه چیز است که وقتی رخ داد متعاقب آن قیامت به پا می‌شود، آنکه آباد را ویران و ویران را آباد کند و نیک بد و بد نیک شود و شخص با امانت بازی کند چنانکه شتر با درخت بازی می‌کند.»[۱]

ابی هریره نیز از پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – روایت کرده که : «إِذَا ضُیعَتِ الأمانَهُ فَانْتَظِرِ السَّاعهُ …»[۲]

لذا پیامبر یکی از عوامل وقوع رستاخیز را بی اهمیتی به اداء امانت می‌داند که با توجه به این مطلب اهتمام به امر اداء امانت روشن می‌شود.

– خواری در دنیا و آخرت

امام علی علیه السلام – در مورد سهل انگاری امانت فرمودند:

«وَ مَنِ اسْتَهانَ بالأمَانَهِ، وَرَتَعَ فِی

روی خود گشوده، و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود»[۳]

 

سنجش افراد با امانتداری

یکی از معیارهای آزمون و سنجش افراد توجه به میزان امانتداری آنهاست.

رسول اکرم – صلی الله

ن : «یَاایُّهَاالَّذینَ هُمْ لإمَانَاتِهِمْ و عَهْدِهِمْ راعون»

و عبارت «إِنَّا عرَضْنَا الْأَمَانَهَ علیَ السَّمواتِ والأَرْضِ والْجبالِ و.. »آیه ۷۲/ احزاب

ادا و پرداخت امانت

خداوند در آیات

:«یَا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا لاتَخُونُو اللهَ والرَّسُولَ وَ تَخُونُوا امَاناتِکُمْ….» از امانات خاصی نام برده نشده، ولی مراد اصلی آیه نهی از خیانت در امانات می‌باشد، که از همین جا به اهمیت ادای امانات پی برده می‌شود.

رعایت امانت

به رعایت و محافظت از امانات در آیه والَّذینَ هُمْ لأَمَانَاتِهِمْ و عَهْدِهِمْ راعون اشاره شده است، در یک آیه در ذیل صفات نمازگزاران و آیه بعد در ذکر صفات مؤمنان؛ دراین آیه نیز اهتمام و توجه حضرت حق- تعالی- به رعایت و نگهداری از امانت بوده است و بر امانات خاصی اشاره نشده است.

با دقت و توجه به آیات امانت به این اصل مهم پی خواهیم برد که نکته اساسی در آیات مساله ادای امانت و پرداخت آن به اهل آن می‌باشد و با نام نبردن از امانتی

امانت تعابیر و معانی خاصی را قائل شده‌اند که بیشتر توجه مفسران و محدثین روی دو آیه بوده است یکی آیه: «إِنَّا عرَضْنَا الْأَمَانَهَ علیَ السَّمواتِ والأَرْضِ والْجبالِ و.. » و دیگری آیه «إِنَّ اللهَ یَاْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدَّوا الْأمَاناتِ الَی أَهْلِهَا…» لذا دیدگاه‌ها و نظرات در مورد تعابیر امانت بیشتر ذیل همین دو آیه بوده است.

«تعابیر مشترک امانت میان مفسران شیعه و اهل سنت»

۱- تکالیف

یکی از معانی و مصادیق امانت به گفته مفسران شیعی و اهل سنت «تکلیف» می‌باشد که مفسرانی چون «طبری، فخررازی، آلوسی، غزالی، بیضاوی، زحیلی، صابونی، مراغی و دیگران ذیل تعابیر امانت بدان اشاره کرده‌اند و از مفسران شیعی «ابوالفتوح رازی، جویباری، فضل الله ، مطهری» نیز از تکلیف به عنوان امانت یاد کرده‌اند. برخی مفسران تلکیف را به قول لا اله الا الله

را می‌رساند که هر آنچه تحت اوامر و نواهی الهی است به عنوان امانت در اختیار انسان می‌باشد. مفسرانی چون «ثعلبی، اندلسی، میبدی ، سورآبادی، مراغی ، زحیلی و دیگران و از مفسران شیعی طبرسی، شبر، ابوالفتوح رازی، لاهیجی و موارد دیگر از اوامر و نواهی به عنوان امانت یاد کرده‌اند.»

طاعت نیز یکی دیگر از وجوه امانت می‌باشد، که مفسرانی چون «میبدی، بیضاوی، خازن، اندلسی، ابی السعود، آلوسی» و مفسرانی از شیعی چون «طوسی، کاشانی، جرجانی، طبرسی، مغنیه، کاشفی، شبر» این تعبیر را ذیل تفسیر امانت آورده‌اند.

فرایض این تعبیر هم مورد توجه مفسران اهل سنت وشیعی بوده است و

مفسرانی همچون «میبدی، سورآبادی، ابن عجیبه، اندلسی، ثعالبی ، زحیلی و مفسران شیعی جوادی آملی، جویباری، امام خمینی(ره)» مراد از امانت را دین و شریعت دانسته ‌اند.

از قول لا الله الا الله به عنوان امانت یاد شده است، «آلوسی، فخررازی از مفسران اهل سنت و همچنین «فضل الله، مغنیه، جویباری، قرشی» از مفسران شیعی این رای را ذیل وجوه امانت آورده‌اند.

وظایف و واجبات دین از مفاهیم امانت است، مفسران اهل سنت چون «قشیری، قرطبی، ابن عجیبه و مفسران شیعی چون «طبرسی ، جویباری» این مفهوم را در تفسیر امانت آورده‌اند.

حدود شروع از تعابیر امانت به شمار می‌آید که در آراء مفسرانی چون «خازن، ثعلبی، میبدی» وهمچنین «فتح الله کاشانی، بانوی اصفهانی» دیده می‌شود.

غسل، نماز، روزه ، حج، جهاد، زکات امانت است.

که هم مفسران شیعی و هم اهل سنت از این امور به عنوان

«آلوسی، سمرقندی، قرطبی، رازی، جویباری، کاشانی، زحیلی» و از این امور به عنوان امانت یاد کرده‌اند.

ایمان

این تعبیر از امانت نیز میان مفسران شیعه و اهل سنت مشترک است. مفسرانی چون «دیوبندی، ابن عجبیه و حسین شیرازی، میبدی ، سید قطب و شعراوی»‌مراد از امانت را ایمان دانسته اند.

ودایع و امانات مردم:

ابتدائی‌ترین تفسیری که از امانت می‌شود. امانت مال و اموال و ودایع

بی، قنوجی بخاری، شوکانی، میبدی» و همچنین مفسران شیعی همچون جرجانی، قرشی، کاشانی، فضل الله، طباطبایی و مغنیه، طبرسی» به این معنا از امانت یعنی «ودایع و امانت مردم» توجه داشته اند.

عهد و پیمان و وفاء به آن نیز نزد مفسران شیعی و اهل سنت به عنوان امانت یاد شده «آلوسی، خازن، میبدی از اهل سنت و مفسران شیعی «طبرسی، ابوالفتوح رازی، قرشی، بانوی اصفهانی، کاشانی، فضل الله، طباطبایی، طوسی

»‌ این تعبیر را برای امانت ذکر کرده‌اند.

اعضاء و جوارح امانت است، این مفهوم هم چون سایر مفاهیم یاد شده میان اهل سنت و شیعه مشترک است، مفسرانی چون « سورآبادی، آلوسی، خازن، میبدی، قرطبی، شوکانی» و مفسران شیعی چون «قرشی، مغنیه، جویباری، ابوالفتوح رازی و امام خمینی» در آراء خود ذیل تفسیر امانت به این معنا اشاره داشته‌اند و از میان اعضاء بیشترین تاکید هر دو فرقه بر روی «زبان و فرج» بوده است.

از دیگر تعابیر مشترک ذیل تفسیر امانت درآراء مفسران شیعه و سنت به موارد ذیل

متن کامل در نسخه قابل خرید موجود است.[/tab][/tabgroup]

[tabgroup][tab title=”منابع ” icon=”fa-pencil-square-o”]

فهرست منابع و مأخذ

۱- قرآن کریم ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

۲- دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، قم، نشر مشرقین، ۱۳۷۹٫

کتب لغت شیعه

۳- پادشاه، محمد، فرهنگ جامع فارسی (آنندراج)، تهران، انتشارات کتابفروشی خیام، ۱۳۶۳ ش.

۴- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ترجمه غلامرضا خسروی، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۵ ش.

۵- سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، ۱۳۶۲ش.

۶- سیاح، احمد، لغت نامه ( فرهنگ سیاح)، تهران، نشر اسلام،

۷- شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات قرآن براساس تفسیر نمونه، انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۷ش.

۸- صفی پور، عبدالرحیم بن عبدالکریم، فرهنگ عربی- فارسی (منتهی الادب فی لغه العرب)، انتشارات کتابخانه سنایی.

۹- عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۵ش.

۱۰- قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب السلامیه، ۱۳۷۱ش.

۱۱- قریب، محمد، تبیین اللغات لتبیان الآیات (فرهنگ لغات قرآن) تهران، انتشارات بنیاد، ۱۳۶۶ش.

۱۲-محقق، محمد باقر، دائره الفرائد در فرهنگ قرآن، تهران، انتشارات بعثت.

۱۳- مختاری، محمدحسین، فرهنگ اصطلاحات حقوقی، تهران، انجمن قلم ایران، ۱۳۷۷ ش.

۱۴- معین، محمد، فرهنگ فارسی(معین)، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۵ش.

۱۵- نفیسی، علی اکبر، فرهنگ نفیسی (ناظم الاطباء) تهران، کتابفروشی خیام، ۱۳۴۳ش.

۱۶- نوربخش، جواد، فرهنگ اصطلاحات تصوف، انتشارات یلدا قلم، ۱۳۷۹ق.

کتب لغت اهل سنت

۱- ابن فارس، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغه؛ بیروت، منشورات دارالکتب العلمیه، ق ۱۴۲۰

۲- ابن منظور، ابی الفضل جمال الدین محمد بن مکرم، بیروت، انتشارات دار احیاء التراث العربی.

۳- تفلیسی، ابوالفضل جیش بن ابراهیم، وجوه قرآن، ترجمه مهدی محقق، تهران، نشر بنیاد.

۴- الحیری النیشابوری، ابوعبدالرحمن اسماعیل بن احمد، وجوه القرآن، تحقیق نجف عرشی، مشهد،نشر مجمع البحوث الاسلامیه، ۱۴۲۲ق.

۵- دامغانی، حسین بن محمد، وجوه و النظائر الالفاظ الکتاب الله العزیز، قاهره، وزارت اوقاف.

۶- الفراهیدی، ابوعبدالرحمن الخلیل بن احمد، کتاب العین، انتشارات دارالهجره، ۱۴۲۰ق.

کتب تفسیری شیعه

۱- الأزدی السلمی، عبدالرحمن محمد بن حسین بن موسی، تفسیر السلمی و هو حقائق التفسیر، بیروت، منشورات دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۱ق.

۲- اصفهانی، نصرت، مخزن العرفان در علوم قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان،۱۳۶۱٫

۳- بی آزار شیرازی، عبدالکریم، حجتی، محمد باقر، تأویل قرآن به قرآن (تفسیر کاشف)، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۲ش

۴- التبریزی، سید محمد، التفسیر الوجیز به تحقیق شیخ مالک المحمودی، انتشارات، موسسه الامام الامنتظر ۱۴۱۸ ق.

۵- ثقفی تهرانی، میرزا محمد، روان جاوید، تهران، انتشارات برهان.

۶- الجرجانی، ابوالمحاسن الحسین بن الحسین، گازر( جلاء الاذهان و جلاء الاحزان) به تصحیح و تعلیق میر جمال الدین حسینی ارموی، بی جا، بی تا.

۷- جوادی آملی، عبدالله ، تسنیم ( تفسیر قرآن کریم)، تنظیم احمد قدسی، قم، نشر اسراء،۱۳۸۲ش.

۸- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، نشر اسراء ، ۱۳۸۲ش.

۹- الجویباری، یعسوب الدین رستگار، البصائر، قم، بی تا، ۱۳۶۲ش.

۱۰- الحائری الطهرانی، میرسید علی، مقتنیات الدرر، تهران، نشر، شیخ محمد الآخوندی، ۱۳۷۷ش.

۱۱- حسنی واعظ، ابوالمکارم محمود بن ابی المکارم، دقائق التأویل و حقائق التنزیل، پژوهش جویا جهانبخش تهران، نشر میراث مکتوب، ۱۳۸۱ش.

۱۲- الحسینی شاه عبدالعظیمی، حسین بن احمد، اثنی عشری، تهران، انتشارات میقات، ۱۳۶۴ش.

۱۳- الحسینی شیرازی، سید محمد، تقریب القرآن الی الذهان، بیروت ، انتشارات، موسسه الوفاء، ۱۴۰۰ق.

۱۴- الحسینی الهمرانی، سید محمد، انوار درخشان در تفسیر قرآن، تهران، نشر کتابفروشی لطفی.

۱۵- الخزاعی النیشابوری، حسین بن علی بن محمد بن احمد(ابوالفتوح رازی)، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، تصحیح محمد جعفر باحقی و محمد مهدی ناصح، مشهد، نشر پژوهش های اسلامی، ۱۳۶۵٫

۱۶- خمینی، سید روح الله، تفسیر و شواهد قرآنی در آثار حضرت امام خمینی (ره)، تهران، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۲ش.

۱۷- رضاخانی، محمد، ریاضی، حشمت الله، ترجمه تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده، تهران، نشر سر الاسرار، ۱۳۸۰ش.

۱۸- السبزواری، محمد، الجدید فی تفسیر القرآن المجید، بیروت، دار التعارف المطبوعات، ۱۴۰۲ق.

۱۹- شبر، سید عبدالله، الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین، کویت، منشورات مکتبه الالفین،۱۴۰۱ق.

۲۰- الشریف، بهاء الدین محمدبن شیخ علی، تفسیر شریف لاهیجی ، تصحیح ابراهیم آیتی، انتشارات علمی، ۱۳۶۳ش.

۲۱- صادقی، محمد، الفرقان، تهران، نشر فرهنگ اسلامی.

۲۲- الطبرسی، ابوعلی الفضل بن الحسن طبرسی، مجمع البیان، به ترجمه محمد رازی، تهران، نشر فراهانی،۱۳۶۰ ش.

۲۳- الطبرسی، محمد حسن، ترجمه تفسیر جوامع الجامع، ترجمه احمد امیری شادمهری، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، ۱۳۷۷

۲۴- الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی

۲۵- طیب، عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، اصفهان، بی تا.

۲۶- عاملی، ابراهیم، تفسیر عاملی، تصحیح علی اکبرغفاری، طهران، نشر کتابفروشی صدوق، ۱۴۰۱٫

۲۷- العلوی الحسینی الموسوی، محمد کریم نجل الجاج میرجعفر، تفسیر القرآن کشف الحقائق، عن نکت الایات و الدقایق ترجمه حاج عبدالمجید صادق نوبری، بی جا، بی تا.

۲۸- فضل الله ، سید محمد حسین، من وحی القرآن، بیروت، نشر دارالملاک، ۱۴۱۹ق.

۲۹- قرائتی ، محسن، تفسیر نور، قم ، نشر موسسه در راه حق ،۱۳۷۶ش.

۳۰- قرشی، سید علی اکبر ، احسن الحدیث، تهران، نشر بعثت.

۳۱- القمی، ابی الحسن علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تصحیح سید طیب موسوی جزائری، بی جا ، منشورات مکتبه الهدی، ۱۳۸۷ ق.

۳۲- کاشانی ، فتح الله ، منهج الصادقین فی الزام المخالفین، تصحیح میرزا ابوالحسن شعرانی، بی جا ، نشر کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۴۷

۳۳- کاشفی، کمال الدین حسین، مواهب علیه (تفسیر حسینی)، تصحیح سید محمد رضا جلالی نائینی، بی جا ، بی تا

۳۴- الکوفی، فرات ابراهیم بن فرات، تفسیر فرات الکوفی، قم، منشورات مکتبه الداوری.

۳۵- مدرسی، سید محمدتقی، تفسیر هدایت، ترجمه عبدالمحمد آیتی و احمد آرام، نشر آستان قدس رضوی، ۱۳۷۸ ش.

۳۶- مغنیه، محمدجواد، الکاشف، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۶۸ م.

۳۷- مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش.

۳۸- الموسوی السبزواری، عبدالاعلی، مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، بی جا، نشر دفتر آیت الله سبزواری، ۱۴۱۸ ق.

۳۹- نعمت اللهی، میرزا حسن، (صفی علیشاه)، تفسیر صفی، بی جا، بی تا.

کتب تفسیری اهل سنت:

  • ابن عجیبه، ابی العباس احمد بن محمد، البحرالمدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق احمد عبدالله القریشی، قاهره، بی تا، ۱۴۱۹ ق.
  • ابن عربی، محی الدین، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق دکتر مصطفی غالب، تهران، انتشارات ناصرخسرو، ۱۹۷۸ م.
  • ابن کثیر، عمادالدین ابی الفداه اسماعیل، تفسیر مختصر ابن کثیر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ هـ. ق.
  • الاندلسی، ابی محمد عبدالحق بن عطیه، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز (تفسیر ابن عطیه)، تحقیق عبدالله بن ابراهیم الانصاری، قطر، دارالعلوم، ۱۴۰۷ ق.
  • الاندلسی، محمدبن یوسف (ابی حیان)، البحر المحیط، تحقیق شیخ عادل، بیروت، دارالکتب العلیمه، ۱۴۱۳ ق. الانصاری القرطبی، ابی عبدالله محمدبن احمد، الجامع لاحکام القرآن، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق.
  • آلوسی، ابی الفضل شهاب الدین سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و سبع المثانی، تهران، نشر جهان.
  • البغدادی، علاء الدین علی بن محمد بن ابراهیم، الخازن (لباب التأویل فی معانی التنزیل)، بی جا، ناشر، مکتبه مصطفی البابی الحلبی.
  • التمیمی الکبری الرازی الشافعی، فخرالدین محمدبن عمربن الحسین بن علی، تفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت، منشورات داراحیاء التراث العربی.
  • الثعالبی، عبدالرحمن، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، حققه ابومحمد الادریس الحسنی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۶ ق.

۱۰- الثعلبی، ابواسحاق احمد، الکشف و البیان (تفسیر الثعلبی)، تحقیق ابی محمد بن عاشور، بیروت، داراحیاء التراث العربیه، ۱۴۲۲ ق.

۱۱- حجازی، محمدمحمود، التفسیر الواضح، مصر، دارالکتاب العربی.

۱۲- حق البروسوی، اسماعیل، روح البیان، طهران، نشر مکتبه الجعفری التبریزی.

۱۳- دیوبندی، محمودحسن، تفسیر کابلی، ترجمه هیئتی از علمای افغانستان، تهران، نشر احسان، ۱۳۷۵ ش.

۱۴- رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، بی جا، بی تا، ۱۳۲۸٫

۱۵- الزحیلی، وهبه، المنیر (در عقیده و احکام و برنامه زندگی)، ترجمه عبدالله خاموش هروی، خراسان، نشر شیخ الاسلام، ۱۳۸۲ ش.

۱۶- الزمخشری، جارالله محمدبن عمر، کشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتب العربی.

۱۷- السعدی، عبدالرحمن بن ناصر، تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان، بی جا، بی تا، ۱۳۷۵٫

۱۸- السمرقندی، نصربن محمدبن احمد ابواللیث، تفسیر السمرقندی (بحرالعلوم)، تحقیق الدکتر محمود مطرحی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۸ هـ . ق.

۱۹- سید قطب، فی ضلال القرآن، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۳۸۶ ق.

۲۰- السیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور، بیروت، دارالمعرفه.

۲۱- الشعراوی، محمد متولی، تفسیر الشعراوی، بی جا، نشر اخبار الیوم، ۱۹۹۱ م.

۲۲- الشوکانی الیمانی الصنعانی، محمدبن علی بن محمد، فتح القدیر الجامع فنی الروایت و الدرایت من علم التفسیر، بی جا، بی تا.

۲۳- الشیرازی البیضاوی، ناصرالدین ابی سعید عبدالله بن عمربن محمد، تفسیر البیضاوی، بیروت، موسسه الاعلمی المطبوعات، ۱۴۱۰ ق.

۲۴- صابونی، محمدعلی، صفوه التفاسیر، تهران، نشر دار احسان.

۲۵- الطبری، ابی جعفر محمدبن جریر، الجامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرف، ۱۴۰۰ ق.

۲۶- عتیق نیشابوری، ابوبکر، تفسیر سورآبادی، به تصحیح علی اکبر سعیدی سیرجانی، نشر فرهنگ نو، ۱۳۸۰ ش.

۲۷- عثمانی دیونیری، محمد شفیع، معارف القرآن، ترجمه محمدیوسف حسین پور، انتشارات شیخ الاسلام، احمد جام، ۱۳۸۰ ش.

۲۸- العجیلی الشافعی، سلیمان بن عمر، الفتوحات الالهیه، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی.

۲۹- العمادی، ابی السعود محمدبن محمد، تفسیر ابی السعود (ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریم) بیروت، داراحیاء التراث العربی.

۳۰- غزالی، محمد، گامی به سوی تفسیر موضوعی سوره های قرآن کریم، ترجمه علی اصغر محمدی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷ ش.

۳۱- القاسمی، محمد جلال الدین، تفسیر القاسمی (محاسن التأویل)، بیروت، دارالاحیاء التراث العربیه، ۱۴۱۵ هـ . ق.

۳۲- القشیری النیشابوری الشافعی، ابی القاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک، تفسیر القشیری (لطائف الإشارات) بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰ ق.

۳۳- القنوجی البخاری، ابی الطیب صدیق بن حسن، تفسیر فتح البیان، بی جا، بی تا.

۳۴- المحلی، جلال الدین محمدبن احمد- السیوطی، جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر، تفسیر الجلالین، بیروت، نورالمطبوعات، ۱۴۱۲ ق.

۳۵- مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق عبدالله محمود شحاقه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۳ ق.

۳۶- المراغی، مصطفی، تفسیر المراغی، بیروت، دارالفکر.

۳۷- المیبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الاسرار و عده الابرار (تفسیر خواجه عبدالله انصاری)، به اهتمام علی اصغر حکمت، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۶۱ ش.

۳۸- هرری شافعی، امین، حدائق الروح و الریحان فی روابی علوم القرآن، بی جا، دارطوق النجاه، ۱۴۲۱ ق.

کتب حدیثی شیعه

  • ابن شهر آشوب، محمدبن علی، المناقب، قم، انتشارات علامه.
  • احسانبخش، صادق، آثار الصادقین، نشر صادقین، ۱۳۷۴٫
  • پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول اکرم (ص))، انتشارات جاویدان.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، شرح غررالحکم و دررالکلم، ترجمه جمال الدین محمد خوانساری، تصحیح میرجلال الدین حسینی محدث، تهران، چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۰٫
  • صدوق، محمدبن علی، أمالی، ترجمه محمدباقر کمره ای، تهران، انتشارات کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲ش.
  • صدوق، محمدبن علی، معانی الاخبار، به تصحیح علی اکبر غفاری، قم، انتشارات جماعت المدرسین فی الحوزه العلمیه، ۱۳۶۱ ش.
  • صدوق، محمدبن علی، عیون اخبار الرضا، ترجمه حمیدرضا مستفید، علی اکبر غفاری، تهران، صدوق، ۱۳۷۲ ش.
  • الصفار القمی، محمدبن الحسن بن فروخ، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (ص)- صححه، میرزا محسن کوچه باغی.
  • التبریزی، قم، انتشارات مکتبه آیت الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ ق.

۱۰- طبرسی، ابوالفضل علی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ترجمه سید عبدالحسین رضایی نیشابوری، انتشارات طوس، ۱۳۶۴٫

۱۱- الطوسی، محمدبن الحسن، تهذیب الاحکام (فی شرح المقنعه الشیخ المفید)، حققه سید حسن الموسوی الخراسانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

۱۲- غفاری زندرانی، نظام الدین احمد، شرح و ترجمه احتجاج طبرسی، تصحیح پاکتچی، تهران، انتشارات مرتضوی.

۱۳- فرید، مرتضی، الحدیث، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴ ش.

۱۴- کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمره ای، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۷۰ ش.

۱۵- مجلسی ، محمد باقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه

۱۶- النعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبه، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، مکتبه الصدوق.

۱۷- النوری، میرزا حسین، مستدرک الوسایل، تهران ، منشورات المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۳، ش ۲۰۳٫

کتب حدیثی اهل سنت:

۱- ابن حنبل، احمد، مسند، بیروت، مکتب اسلامی

۲- ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن، بیروت، دارالاحیاء الکتب العلمیه، ۱۳۸۳ هـق.

۳- بخاری، محمد بن اسماعیل، بیروت، المکتبه العصریه، ۱۴۲۰ق.

۴- البیهقی، حافظ ابی بکر احمد بن الحسین، السنن الصغری، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۵ق.

۵- القصری، ابی محمد عبدالجلیل بن موسی بن عبدالجلیل، شعب الایمان، تحقیق ایمن صالح شعبان، قاهره، دارالحدیث، ۱۴۱۷ ق.

۶- الهندی، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، نشر الرساله، ۱۴۰۵ق

سایر منابع

۱- آملی، سید حیدر، جلوه دلدار (ترجمه جامع الاسرار و منبع الانوار) ترجمه: سید یوسف ابراهیمیان آملی تهران، نشر رسانش؛ ۱۳۸۱ش.

۲- تجلیل، ابوطالب، ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در قرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۶ش.

۳- جوادی آملی، عبدالله، اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامی، تهران، مرکز آموزش مدیریت دولتی، ۱۳۶۴ش.

۴- جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، قم، اسراء، ۱۳۸۲ش.

۵- حافظ، شمس الدین محمد، دیوان حافظ به تصحیح بهاء الدین خرمشاهی، تهران، نشر نیلوفر، ۱۳۷۴ش.

۶- حجتی، محمد باقر، اسباب النزول، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۶۵ش.

۷- حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ترجمه احمد روحانی، قم، دارالهدی، ۱۳۸۰ش.

۸- حق شناس، حسین، توشه( ۵۰۰ نکته آموزنده از قرآن کریم)، قم، شاکر، ۱۳۸۳ش.

۹- دوانی، میرداماد، الرسائل المختاره به اهتمام سید احمد تویسرکانی، اصفهان، نشرکتابخانه عمومی امیرالمومنین علی(ع)‌.

۱۰- رشید پور، عبدالمجید، تربیت از دیدگاه وحی، قم، نشر موسسه دین و دانش، ۱۳۶۴ش.

۱۱- زمانی، کریم، شرح جامع مثنوی معنوی، تهران، نشر اطلاعات، ۱۳۷۷ش.

۱۲- سامانی، عمان، گنجینه الاسرار، چهارمحال بختیاری، نشر عمان سلمانی، ۱۳۷۲ش.

۱۳- سعدی، مصلح الدین، تعلیمات سعدی ( نسخه محمد علی فروغی)، تهران، نشر راستین، ۱۳۷۷ش.

۱۴- شرباصی، احمد، دائره المعارف اخلاق قرآنی، ترجمه محمد بهاء الدین حسینی، سنندج ، انتشارات تاقگه،۱۳۸۱ش.

۱۵- صدرالمتألهین شیرازی، محمد بن ابراهیم، مجموعه رسائل فلسفی صدرالمتأهلین، تحقیق حامد ناجی اصفهانی، انتشارات حکمت، ۱۳۷۵ش.

۱۶- طاهری، حبیب اله، حقوق مدنی، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵ش.

۱۷- مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا، ۱۳۷۲ش.

۱۸- مجلسی، محمد باقر، امام شناسی ( حیوه القلوب) تحقیق علی امامیان، قم، انتشارات اسوه،۱۳۶۷ ش

مخطوطات خطی

۱- فیض کاشانی، محمد بن محسن، تفسیر آیه امانت، مرکز آموزش تحقیقات معارف اسلامی، کتابخانه آستان قدس رضوی، ش ۲۰۶۵

۲- کرمانی، کریم خان، مجموعه رسائل، کتابخانه آستان قدس رضوی ش ۱۵۴۷٫

۳- یزدی طباطبایی، محمد باقر، مجموعه،. کتابخانه مرعشی نجفی، ش ۵۳۳۳

مقالات

۱- کلانتری، الیاس، نکات تفسیری از سید مرتضی شبستری، نشریه بینات، سال دوم، شماره ۱، بهار ۱۳۷۴٫[/tab][/tabgroup]

خرید و دانلود فوری

نسخه کامل و آماده
5900 تومانبرای دریافت نسخه کامل

232 صفحه فارسی

فونت استاندارد/Lotus/14

فرمت فایل WORDوPDF

دارای ضمانت بازگشت وجه

نسخه قابل ویرایش+نسخه آماده چاپ

دریافت فوری + ارسال به ایمیل

[well boxbgcolor=”#e5e5e5″ class=”fontawesome-section”][tblock title=”برای مشاهده تمام پروژه ها ، تحقیق ها و پایان نامه های مربوط به رشته ی خود روی آن کلیک کنید.”][/well]

(برای امنیت و سهولت بیشتر پیشنهاد میشود با نرم افزارهای موزیلا فایر فاکس و یا گوگل کروم وارد شوید)

***************************

*************************************

پرداخت از درگاه امن شاپرک  با همکاری شرکت زرین پال صورت میگیرد

 ۱۵ درصد از درآمد فروش این فایل به کودکان سرطانی(موسسه خیریه کمک به کودکان سرطانی) اهدا میشود

پس از پرداخت،علاوه بر ارسال فوری فایل ها به ایمیلتان،مستقیماً به صورت اتوماتیک به لینک دانلود فایل ها  ارجاع داده میشوید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی با ایمیل (MASTER@NEXAVARE.COM) یا شماره تماس پشتیبان (۰۹۳۶۹۲۵۴۳۲۹) در ارتباط باشید

[alert type=”alert-danger”]کاربر گرامی، برای تهیه این اثر هزینه و زمان زیادی صرف شده است.که اکنون با این قیمت ناچیز در اختیار شما قرار گرفته است.لطفاً  تنها جهت استفاده دانشجویی یا شخصی خرید نمایید.همچنین اگر مدیر یک وبسایت یا وبلاگ هستید خواهش میکنیم آن را کپی نکنید.و یا در صورت کپی منبع را به صورت لینک درج نمایید. ضمناً شرعاً هم لازم به کسب رضایت است که به علت زحمت زیاد در انتشار ، کارشناسان ما رضایت استفاده بدون پرداخت هزینه آن را ندارند.تشکر از حمایت شما[/alert]
[list_posts limit=”6″]


درباره نویسنده

publisher4 222 نوشته در سیستم همکاری در خرید و فروش فایل نگزاوار دارد . مشاهده تمام نوشته های

مطالب مرتبط


دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.